6 نتیجه برای مسلمی
حسین فرامرزی، الهام مسلمی، امیر ایزدی،
دوره 73، شماره 1 - ( فروردین 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه پژوهشهای مولکولی نشان میدهد که بعضی از ژنها در ناحیه پروموتر خود بهصورتی متحمل متیلاسیون میشوند که باعث خاموشی یا کاهش بیان ژنهای دخیل در مسیرهای رشد سلولی میشود. تشخیص موقعیت متیلاسیون میتواند بهعنوان مارکری برای تشخیص سرطان و پیشبینی بیماری باشد. ژن سرکوبگر تومور CDKN2A پروتیینی را رمزگذاری میکند که در مهار CDK4/6 و کاهش سطح فسفریلاسیون پروتیین رتینوبلاستوما (pRb) نقش دارد. هدف این مطالعه، بررسی مولکولی هیپرمتیلاسیون اگزون 1، CDKN2A در افراد دارای سرطان کولورکتال و افراد سالم بود. روش بررسی: این مطالعه مورد- شاهدی که جمعیت مورد مطالعه آن شامل 20 فرد مبتلا به سرطان کولورکتال و 10 فرد سالم بودند. نمونهها بهصورت بلوک پارافینه، از دی 1389 تا خرداد 1391 از بخش پاتولوژی بیمارستان مهر تهران تهیه گردید. سپس برای حالتهای متیله و غیرمتیله ژن CDKN2A، آغازگر اختصاصی طراحی شد، بهمنظور بررسی سطح متیلاسیون اگزون 1، ژن CDKN2A از روش PCR اختصاصی متیلاسیون (MSP) استفاده گردید. یافتهها: در این مطالعه، هایپرمتیلاسیون اگزون 1، ژن CDKN2A در بافت توموری 80% (16 نمونه) و در بافت سالم 20% (دو نمونه) مشاهده گردید. در بیمارانی که سن آنها بیشتر از 50 سال بود متیلاسیون ژن CDKN2A با فراوانی بیشتری نسبت به بیمارانی با سن کمتر از 50 سال مشاهده گردید (66% در برابر 34%) (001/0P<). نتیجهگیری: نتایج این آزمایش نقش هایپرمتیلاسیون نواحی CpG پروموتر ژن CDKN2A در بافت توموری را بهعنوان عامل ایجادکننده سرطان کولورکتال در انسان تایید نمود و میتوان بهعنوان یک مارکر در تشخیص زودهنگام بیماری و شناسایی افراد مستعد استفاده نمود.
مریم رهبر، زهرا چیت سازیان، بهرام مسلمی، طیب رمیم،
دوره 73، شماره 1 - ( فروردین 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: بتا-2 میکروگلوبولین (Beta-2 microglobulin, B2M) از جمله توکسینهایی است که سطح سرمی آن در بیماران دیالیزی مزمن تحت عوامل مختلفی افزایش مییابد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط فاکتور التهابی C-reactive protein (CRP) با بتا-2 میکروگلبولین در بیماران همودیالیزی مزمن تحت دیالیز با PES130HF, High-flux membrane (Meditechsys Co., Tehran, Iran) انجام شد. روش بررسی: مطالعه بهصورت مقطعی در 44 بیمار همودیالیزی در بیمارستان سینا و امیراعلم تهران در سال 1392 انجام شد. بیماران از طریق فیستول یا کاتتر دایمی همودیالیز شده و حداقل سه ماه از همودیالیز آنها گذشته بود. بیماران در صورت ابتلا به بیماری عفونی شناخته شده، انجام همودیالیز با Low-flux membrane و انجام دیالیز کمتر از سه بار در هفته از مطالعه خارج شدند. تمام بیماران با دستگاه Fresenius (Massachusetts, USA) همودیالیز و با High-flux biocompatible membrane همودیالیز شدند. خونگیری از رگ شریانی انجام گردیده و سطح سرمی اوره، کراتینین، بتا-2 میکروگلبولین و CRP مورد بررسی آزمایشگاهی قرار گرفت. یافتهها: از 44 بیمار همودیالیزی مزمن 20 نفر (5/44%) مرد و 24 نفر (5/54%) زن بودند. بیشترین فراوانی نارسایی کلیوی در زمینه بیماری دیابت قندی و هیپرتانسیون بود. بتا-2 میکروگلبولین در 23 نفر (3/52%) بیش از mg/l 12 و در 21 نفر (7/47%) کمتر از mg/l 12 بود که ارتباط آماری معناداری با CRP نداشت (460/0P=). همچنین ارتباط مشخصی میان CRP و بتا-2 میکروگلوبولین وجود نداشت (763/0P=، 47/0- r=). نتیجهگیری: بر اساس نتایج بهدستآمده از مطالعه، ارتباط آماری معناداری بین CRP و بتا-2 میکروگلبولین در بیماران همودیالیزی مزمن تحت دیالیز با High-flux membrane بهدست نیامد.
طیبه باقری، الهام مسلمی،
دوره 73، شماره 6 - ( شهریور 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: در ایران سرطان پستان دومین سرطان شایع در زنان پس از سرطان پوست میباشد. یوبیکوئیتین و پروتیینهای شبه یوبیکوئیتین ناقلان سیگنال رسانی هستند که عملکردهای سلولی مختلفی برعهده داشته به طوریکه در بسیاری موارد باعث تسریع پیشرفت سرطان میشوند. هدف از این مطالعه بررسی بیان ژن یوبیکوئیتین D (UBD) در زنان مبتلا به سرطان پستان و همچنین بررسی ارتباط پیشرفت بیماری با میزان بیان این ژن بود.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت موردی- شاهدی است که در آن 30 نمونه بلوک پارافینه بافت (20 نمونه بیمار و 10 نمونه ماموپلاستی) مربوط به اردیبهشت سال 1389 تا فروردین 1391 پس از بررسی پاتولوژیست از آزمایشگاه بیمارستانهای پارسیان و کسری واقع در تهران جمعآوری گردید. استخراج RNA با استفاده از RNX-plus و سنتز cDNA به کمک آنزیم Moloney murine leukemia virus (M-MuLV) انجام شد. بیان ژن بر روی تمام نمونهها با روش Real-time polymerase chain reaction (RT-PCR) نسبی مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: بیان ژن UBD به صورت میانگین، در حدود 11 برابر نسبت به گروه نرمال افزایش یافت که با مراحل (Stage) بیماری نیز افزایش یافت. بهطوری که در گروه بیماران مرحله 1، بیان ژنUBD 73/2 برابر نسبت به گروه نرمال (001/0P=) افزایش یافت و در مرحله 4 بیماری این عدد به 4/19 برابر نسبت به نرمال (0005/0P=) افزایش یافت.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج میتوان بیان نمود بررسی میزان بیان UBD میتواند نقش مهمی در تشخیص سرطان پستان، بهعنوان یک مارکر به عهده داشته باشد. بهعلاوه با توجه به افزایش بیان این ژن با مراحل بیماری، بررسی تغییرات در بیان این ژن میتواند در شناسایی و تشخیص مراحل اولیه بیماری موثر باشد.
سجاد شفاعی، الهام مسلمی، مهدی محمدی، کسری اصفهانی، امیر ایزدی،
دوره 75، شماره 10 - ( دی 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پروستات یکی از شایعترین سرطانهایی است که مردان را مبتلا میکند. گرچه سرطان پروستات در اغلب موارد مرگبار نیست، شناخت عوامل موثر در تشخیص و درمان بهموقع آن اهمیت دارد. افزایش بیان KLK2 در سرطان پروستات رخ میدهد و در نتیجه میتواند بهعنوان یک بیومارکر برای سرطان پروستات عمل کند. هدف از این مطالعه بررسی میزان بیان ژن KLK2 بهعنوان فاکتور احتمالی دخیل در تشخیص سرطان پروستات بود.
روش بررسی: در این مطالعه موردی، تعداد ۵۰ نمونه ادرار افراد مبتلا به سرطان پروستات و ۵۰ نمونه ادرار افراد سالم، مراجعهکننده به بیمارستان مهر تهران (دی ۱۳۹۳ تا اسفند ۱۳۹۴)، در بازه سنی ۴۶ تا ۷۱ سال جمعآوری گردید. سپس RNA نمونهها استخراج و سنتز cDNA به کمک آنزیم MMuLV و پرایمرهای Oligo dt و Random hexamer انجام شد.
یافتهها: میانگین افزایش بیان ژن KLK2 در افراد کمتر از ۵۰ سال و در افراد بیشتر از ۵۰ سال بهترتیب برابر با ۲/۳۲ و ۵/۷۹، ۰/۰۰۰۱P< بود. در بررسی بیماران با گروهبندی مرحله بیماری گروه GS6 با کمترین میزان بیان ۳/۴۰ برابر و در گروه GS8 با بیشترین میزان بیان ۱۰/۷۴ برابر نسبت به نمونههای نرمال افزایش بیان (۰/۰۰۰۱P<) مشاهده شد.
نتیجهگیری: بیان ژن KLK2 در افراد مبتلا به سرطان پروستات بیشتر از افراد سالم است. در نهایت با توجه به نتایج میتوان بیان نمود که ژن KLK2 میتواند بهعنوان یک عامل موثر و دخیل در سرطان پروستات مطرح شود که افزایش بیان آن با پیشرفت و توسعه بیماری در ارتباط است.
آذر مردی ممقانی، سید جلیل حسینی، الهام مسلمی،
دوره 75، شماره 11 - ( بهمن 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: هر گونه نقص در روند فرآیند اسپرماتوژنز میتواند موجب ایجاد نوعی از اختلالات ناباروری مردان بهنام آزواسپرم غیرانسدادی شود. بررسی فاکتورهای درگیر در روند اسپرماتوژنز از جمله هورمونها و ژنها میتواند به درک مکانیسم ناباروری مردان کمک کند. هدف از انجام مطالعه بررسی بیان ژن کلاسترین در بافت بیضه بیماران آزواسپرمی غیرانسدادی میباشد. افزونبراین میزان هورمونهای LH، FSH و تستوسترون نیز در خون این بیماران بررسی شد.
روش بررسی: این یک مطالعه توصیفی شامل ۴۲ مرد آزواسپرم غیرانسدادی میباشد که در پژوهشگاه رویان از خرداد تا اسفند ۱۳۹۵ انجام گردید. این بیماران بر اساس نتایج حاصل از نمونهبرداری بافت بیضه، به دو گروه TESE+ (دارای اسپرم) و TESE- تقسیمبندی شدند. نمونه خون پیش از جراحی TESE از بیماران گردآوری و اندازهگیری میزان هورمونها با تکنیک الایزا انجام گردید. RNA ژنومی از نمونههای بافت بیضه استخراج و تبدیل به cDNA شده و با تکنیک Rael-time PCR بیان ژن بررسی گردید.
یافتهها: بر اساس نتایج کمی بهدستآمده از بررسی میزان بیان ژن کلاسترین، این ژن در گروه TESE+ نسبت به گروه TESE- بیان بالاتری داشت و این تفاوت از نظر آماری معنادار بود (۰/۰۳۵P=). میانگین هورمونهای FSH و LH در گروه TESE+ بهصورت نسبی پایینتر از گروه TESE- بود (۰/۰۷P= و ۰/۰۸P=). میانگین هورمون تستوسترون در بین دو گروه تفاوت معناداری نداشت (۰/۶۶P=).
نتیجهگیری: میزان بیان ژن کلاسترین در گروه TESE+ نسبت به گروه TESE- بالاتر است. بهدلیل اینکه بیماران TESE+ دارای اسپرم در بافت بیضه خود میباشند میتوان نتیجه گرفت که این ژن ممکن است در فرآیند اسپرماتوژنز نقش داشته باشد.
زهره حبیبی، سید مرسل مسلمی عقیلی، سید امیرحسین جوادی، آرش سیفی، کورش کریمی یارندی، سید علی دهقان منشادی، فرشته نادری بهدانی،
دوره 79، شماره 2 - ( اردیبهشت 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: جراحی اعصاب در بحران پاندمی کووید-19 با چالشهای بسیاری روبهرو است. به همین جهت، راهنمای حاضر جهت کمک به تصمیمگیری جراحان اعصاب و کادر درمان و همچنین حفاظت جان بیماران و کادر درمان در شرایط بحران کرونا تهیه گردیده است.
روش بررسی: ابتدا راهنماهای بالینی مرتبط با موضوع، با جستجو در پایگاههای اطلاعاتی استخراج شدند و تعداد پنج راهنمای بالینی انتخاب شدند. به کمک این راهنماها آیتمها و سوالات و همچنین پاسخ هر یک از سوالات نیز استخراج شد. برای یافتن شواهد تکمیلی برای پاسخ دادن به سوالات مطرح شده، مجددا در پایگاهها جستجو انجام شد. در نهایت، پاسخها بهصورت توصیه، ویرایش شد و به صورت یکدست درآمد. این توصیهها برای چهار نفر از صاحبنظران متخصص جراحی مغز و اعصاب و دو نفر از صاحبنظران متخصص عفونی ارسال شد. اساتید صاحب نظر، نمرهدهی به توصیهها را طبق معیار ارزیابی AGREE-REX (در سه حوزه کاربرد بالینی، ارزشها و منافع و قابلیت اجرا) انجام دادند. حداقل میزان توافق در هر حوزه ارزیابی 80% در نظر گرفته شد و توصیههای مورد توافق بهعنوان توصیه نهایی در نظر گرفته شدند.
یافتهها: توصیههای نهایی، در بخش یافتهها آورده شده است.
نتیجهگیری: استفاده از وسایل حفاظت فردی، کاهش ارتباط غیرضروری کادر درمان با بیماران، استفاده از تله مدیسین، تهویه مناسب هوا، غربالگری بیماران، کاهش اعمال جراحی الکتیو، استفاده از روشهای کمتر تهاجمی و مدیریت تولید آئروسولها، کاهش روش ترانس اورال و ترانس نازال از مهمترین توصیههای این راهنما هستند.