37 نتیجه برای مصدق
ابوالقاسم مصدق، ایرج طبیب زاده، منصور معتبر،
دوره 29، شماره 8 - ( 2-1351 )
چکیده
عملیات کلاسیک (عادی) ریشه کنی مالاریا که از سال 1336 با برنامه خاصی آغاز گردیده بود. در نیمه شمالی ایران با جمعیت تقریبی 15 میلیون نفر موفق بوده است ولکن در قسمت جنوبی کشور به علت وجود مشکلات فنی و اجرائی با موانعی برخورد نمود.بررسی های چندین ساله در جنوب کشور (45-46) نشان داد که عملیات ریشه کنی با توجه به هزینه فوق العاده آن می بایست با استفاده از کلیه امکانات اجرا گردد تا این مسئله بهداشتی مانعی در برنامه های عمرانی ایجاد ننموده و مناطق شمالی نیز مجدداً آلوده نگردد. عملیات همه جانبه و اختصاصی از سال 1347 به شدت در جنوب اجرا و نتایج حاصله در شمال و جنوب کشور بسیار درخشان و حتی برای خبرگان ملی و بین المللی غیر منتظره بوده است.
سیدمحمود صدربافقی، منصور رفیعی، منیره مدرس مصدق، محمدحسین احمدیه، فریدون زندی کریمی، کاظم عقیلی،
دوره 61، شماره 4 - ( 4-1382 )
چکیده
مقدمه: آنژین ناپایدار در مرکز طیفی قرار دارد که یک سوی آن انفارکتوس حاد میوکارد و سوی دیگر آن آنژین پایدار است به منظور بررسی مشخصات کلینیکی و پاراکلینیکی آنژین ناپایدار در یزد این مطالعه انجام گرفت.
مواد و روش ها: 200 بیمار با تعریف مشخص آنژین ناپایدار که در بخش های سی سی یو یزد بستری شدند، طی یک مطالعه Cross-sectional مورد بررسی قرار گرفتند ویژگی های کلینیکی و پاراکلینیکی شامل کلاس شدت آنژین، شرایط کلینیکی همراه، برنامه دارویی، ریسک فاکتورها، تغییرات ECG و وضعیت بیمار موقع ترخیص مورد مطالعه قرار گرفت.
یافته ها: سن متوسط بیماران 61.85 سال بود. 57% زن و 43% مرد بودند. شایعترین ریسک فاکتور در مردان سیگار (48.8%) و در زنان هیپرتانسیون 62.2% بود. توزیع فراوانی بیماران در کلاس های شدت آنژین براساس پیشنهاد «براون والد» شامل کلاس I برابر با (24.5%)، کلاس II برابر با (4%) و کلاس III برابر با (71.5%) بود. 24.5% از بیماران در موقع بستری شدن ECG نرمال داشتند و 67% در موقع ترخیص ECG نرمال را نشان دادند. توزیع فراوانی بیماران بستری شده براساس طبقه بندی خطر (Risk stratification) بترتیب در سه گروه کم خطر 22.5%، گروه خطر متوسط 58.5% و گروه پرخطر 19% بودند. 3.5% از بیماران در مدت بستری شدن دچار انفارکتوس حاد میوکارد شدند که عمدتا از کلاس III آنژین بودند.
تنتیجه گیری و توصیه ها: مطالعه حاضر کنترل ریسک فاکتورهای اساسی مثل سیگار در مردان و فشارخون بالا در زنان را بعنوان مهمترین عوامل خطر پیشنهاد می کند. همچنین موفقیت اولیه درمانی در طی فاز حاد آنژین ناپایدار نشانگر یک اندکس پیشگویی کننده مطلوب نزد این بیماران نمی باشد و بسیاری از آنها بعد از ترخیص نیاز به ارزیابی های بیشتر مثل تست ورزش و آنژیوگرافی کرونر خواهند داشت تا با درمان مناسب از عود حوادث حاد کرونری بعدی جلوگیری شود.
علی محمد مصدق راد، فاطمه خلج،
دوره 74، شماره 5 - ( مرداد 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: بررسی علل لغو اعمال جراحی و تلاش برای حذف و کاهش آنها موجب استفاده بهینه از منابع در ارایه خدمات جراحی میشود.
روش بررسی: پژوهش کنونی یک مطالعه اقدام پژوهی مشارکتی بوده که از فروردین تا اسفند سال 1392 در بخش اتاق عمل بیمارستان شهید رجایی تهران انجام شد. با استفاده از یک مدل مدیریت کیفیت، فرایندهای کاری بخش بهمنظور کاهش لغو اعمال جراحی استاندارد و ارتقا یافتند.
یافتهها: دلایل مربوط به جراح، ویزیت بیهوشی، عدم اتمام بهموقع جراحی پیشین و نبود تخت در بخش مراقبتهای ویژه از دلایل مهم لغو اعمال جراحی بودند. لغو اعمال جراحی با اجرای مدیریت کیفیت بهمیزان 4/32% کاهش یافت. استانداردسازی فرایندهای کاری، شناسایی مشکلات، برنامهریزی صحیح، کار تیمی و فعال نمودن کلینیکهای بیهوشی پیش از عمل جراحی از جمله اقدامات انجام شده برای کاهش لغو اعمال جراحی بوده است.
نتیجهگیری: بهکارگیری یک مدل مناسب مدیریت کیفیت و اجرای درست آن منجر به افزایش بهرهوری بخش اعمال جراحی بیمارستان میشود.
علی محمد مصدقراد، انسیه اشرفی،
دوره 75، شماره 3 - ( خرداد 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: رضایت بیماران یکی از شاخصهای مهم کیفیت و اثربخشی خدمات بیمارستانی است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر سیستم مدیریت کیفیت بر میزان رضایت بیماران انجام شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه اقدام پژوهی مشارکتی بوده که در بخش مراقبتهای ویژه تنفسی بیمارستان لبافینژاد تهران در سال ۱۳۹۲ انجام شد. با تشکیل تیم بهبود کیفیت و استفاده از مدل ده مرحلهای مدیریت کیفیت مصدق راد، اقدام به بهبود فرایندهای کاری بخش شد. رضایت بیماران بخش، پیش و پس از اجرای مدیریت کیفیت سنجیده شد.
یافتهها: فرایندهای اصلی بخش اصلاح و استاندارد شدند و اهداف ارتقای فرایندهای کاری تعیین شدند. برنامه عملیاتی دستیابی به اهداف تدوین و اجرا شد. اجرای مدیریت کیفیت منجر به بهبود ۵۴/۵ درصدی کیفیت خدمات بخش و افزایش ۷/۲ درصدی رضایت بیماران شد.
نتیجهگیری: اجرای درست یک مدل مناسب مدیریت کیفیت میتواند منجر به بهبود کیفیت خدمات بیمارستانی و افزایش رضایت و وفاداری بیماران شود.
علی محمد مصدقراد، علی اکبری ساری، ترانه یوسفی نژادی،
دوره 75، شماره 4 - ( تیر 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزشیابی و اعتباربخشی بیمارستانها نقش بهسزایی در ارتقای کیفیت، ایمنی و اثربخشی خدمات درمانی ارایه شده و افزایش کارایی بیمارستانها دارد. اثربخشی سیستم اعتباربخشی به کیفیت و هماهنگی روش اعتباربخشی، استانداردها و ارزیابان اعتباربخشی بستگی دارد. این پژوهش با هدف ارزشیابی روش اعتباربخشی بیمارستانها از دیدگاه مدیران بیمارستانهای کشور انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی، کاربردی و مقطعی با استفاده از یک پرسشنامه با روایی و پایایی بالا در سال ۱۳۹۴ انجام شد. جامعه پژوهش شامل تمامی بیمارستانهای کشور بود (۹۱۴ بیمارستان). با استفاده از روش نمونهگیری طبقهای تصادفی ساده از مدیران ۵۴۷ بیمارستان کشور نظرسنجی بهعمل آمد.
یافتهها: حدود ۷۱/۷% بیمارستانها در دور اول اعتباربخشی درجه یک به بالا کسب کرده بودند. میزان رضایت مدیران بیمارستانها از روش اعتباربخشی بیمارستانهای کشور ۰/۶۳±۳/۲۱ از ۵ امتیاز (متوسط) بود. حدود ۳۸% مدیران از روش ارزشیابی برنامه اعتباربخشی بیمارستانها راضی بودند. مدیران بیمارستانها از نحوه برخورد ارزیابان، تعداد ارزیابان تیم ارزیابی و و تعداد روزهای ارزشیابی راضی بودند. با این وجود، آنها از نبود وحدت رویه بین ارزیابان و نداشتن تجربه و مهارت کافی آنها ناراضی بودند. بیشتر مدیران بیمارستانها اعتقاد داشتند که اعتباربخشی باید توسط وزرات بهداشت، بهصورت اجباری و هر دو سال یکبار انجام شود. حدود ۹۵% مدیران بیمارستانها انجام خودارزیابیها را پیش از اعتباربخشی لازم دانستند.
نتیجهگیری: تدوین و رعایت شرح وظایف و شرایط احراز برای ارزیابان اعتباربخشی بیمارستانهای کشور، آموزش حرفهای آنها برای یکسانسازی دیدگاه و نگرش آنها و استفاده از روشهای مکمل ارزشیابی مانند خودارزیابی، ارزیابی سرزده، ارزشیابی شاخصهای عملکردی بیمارستانها و نظرسنجی از بیماران به بهبود روش ارزشیابی اعتباربخشی بیمارستانها کمک میکند.
علی محمد مصدقراد، مهناز افشاری،
دوره 75، شماره 10 - ( دی 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیران بیمارستانها باید با استفاده از استراتژیهای مناسب مدیریتی ضمن تضمین کیفیت خدمات، منابع مالی سازمان را افزایش دهند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مدیریت کیفیت بر درآمد بخش اعمال جراحی بیمارستانی انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش کاربردی و مداخلهای با استفاده از روش اقدامپژوهی مشارکتی در بخش اعمال جراحی بیمارستان ولیعصر (عج) تهران در شش ماهه اول سال ۱۳۹۳ انجام شد. با استفاده از مدل ۱۰ مرحلهای مدیریت کیفیت Mosadeghrad فرآیندهای کاری بخش استاندارد و اهدافی برای آنها تعیین شد. برنامه افزایش درآمد بخش اعمال جراحی، تدوین و اجرا شد. درآمد شش ماهه اول سال ۱۳۹۳ بخش اعمال جراحی با مدت مشابه سال پیش مقایسه شد تا میزان تأثیر مدیریت کیفیت بر درآمد بخش مشخص شود.
یافتهها: اجرای مدیریت کیفیت منجر به افزایش ۱۴/۹۶ درصدی تعداد اعمال جراحی، کاهش ۱۴/۶ درصدی میزان لغو اعمال جراحی و کاهش ۴۴/۹ درصدی کسورات بخش اعمال جراحی شد. در نتیجه، بهکارگیری سیستم مدیریت کیفیت منجر به افزایش ۶۸/۸ درصدی درآمد بخش اعمال جراحی شد (۰/۰۲۸P=).
نتیجهگیری: اجرای درست یک مدل مناسب مدیریت کیفیت میتواند منجر به بهبود کیفیت خدمات و افزایش درآمد بیمارستانها شود.
علی محمد مصدقراد، نگار میرزایی، مهناز افشاری، علیرضا دررودی،
دوره 76، شماره 4 - ( تیر 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: تعرفهگذاری خدمات سلامت یکی از اهرمهای کنترل نظام سلامت است که بر کیفیت، دسترسی و هزینه خدمات سلامت تأثیر دارد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر طرح تحول سلامت بر تعرفه خدمات سلامت انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی و مقطعی به مقایسه تعرفه خدمات سلامت بر اساس کتاب تعرفه کالیفرنیا (پیش از اجرای طرح تحول سلامت) و کتاب ارزشهای نسبی خدمات و مراقبت سلامت ایران (پس از اجرای طرح تحول سلامت) پرداخت.
یافتهها: کتاب کالیفرنیا و کتاب ارزشهای نسبی جدید در ۱۳ گروه تخصصی بهترتیب شامل ۵۲۸۱ و ۳۴۴۸ کد خدمت بودند (کاهش ۳۴/۷ درصدی). کتاب کالیفرنیا و کتاب ارزشهای نسبی جدید به ترتیب تعداد ۶۴۹۸۵/۹ و ۱۲۵۱۳۳/۶ K جراحی (افزایش ۹۲/۶ درصدی) و ۲۵۹۷۶ و ۲۲۳۰۷ K بیهوشی (کاهش ۱۴/۱ درصدی) در تمامی ۱۳ گروه تخصصی در نظر گرفته بودند. ارزش نسبی خدمات به طور میانگین ۱/۹ برابر شد.
نتیجهگیری: اجرای طرح تحول سلامت منجر به افزایش حدود دو برابری تعرفههای خدمات و مراقبتهای سلامت شد که بار مالی زیادی بر سازمانهای بیمه سلامت وارد ساخت.
علی محمد مصدقراد، علی اکبری ساری، ترانه یوسفی نژادی،
دوره 76، شماره 5 - ( مرداد 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: اعتباربخشی یک استراتژی بهبود کیفیت خدمات بیمارستانها است. هدف این پژوهش ارزشیابی سیستم اعتباربخشی بیمارستانهای استان تهران بود.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی و مقطعی با استفاده از یک پرسشنامه در بازه زمانی آذر تا بهمن ۱۳۹۴ انجام شد. از مدیران ۸۷ بیمارستان استان تهران با روش نمونهگیری طبقهای تصادفی ساده نظرسنجی شد.
یافتهها: میانگین رضایت مدیران بیمارستانها از سیستم اعتباربخشی بیمارستانی ۲/۹۳ از پنج امتیاز بود. حدود ۱۶% مدیران از سیستم اعتباربخشی بیمارستانی راضی بودند. مدیران از رفتار ارزیابان، تعداد روزهای ارزشیابی و تعداد ارزیابان تیم ارزشیابی راضی و از نبود وحدت رویه بین ارزیابان، وزن یکسان سنجههای اعتباربخشی، عدم شفافیت سنجهها، تعداد زیاد استانداردها و مهارت پایین ارزیابان ناراضی بودند. بیشتر مدیران اعتقاد داشتند که اعتباربخشی باید توسط وزرات بهداشت، بهصورت اجباری و هر دو سال یکبار انجام شود. حدود ۹۷% مدیران بیمارستانها انجام خودارزیابیها را پیش از اعتباربخشی لازم دانستند.
نتیجهگیری: موفقیت سیستم اعتباربخشی در بیمارستانهای استان تهران در حد متوسط بود.
علیمحمد مصدقراد، ابوالقاسم پوررضا، ندا اکبرپور،
دوره 76، شماره 10 - ( دی 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: شیوع بیماری اوتیسم در حال افزایش است. این بیماری مزمن باعث مرگ زودرس بیماران نمیشود و درمان قطعی ندارد. بنابراین، هزینههای طول عمر آن بسیار زیاد است. هدف این پژوهش محاسبه بار اقتصادی اختلال طیف اوتیسم در شهر تهران در سال ۱۳۹۵ بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی بهصورت مقطعی در شهر تهران در بازه زمانی اردیبهشت تا مهر ۱۳۹۶ با حمایت دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. برای انجام این مطالعه از یک پرسشنامهی با روایی و پایایی بالا برای محاسبه هزینههای مستقیم پزشکی، هزینههای مستقیم غیرپزشکی و هزینههای غیرمستقیم بیماری اوتیسم استفاده شد.
یافتهها: میانگین هزینه کل هر بیمار اوتیسم برابر با ۲۲۳،۵۶۱،۸۴۱ ریال بود که بهترتیب ۳۲، ۵۲ و ۱۶% آن مربوط به هزینههای مستقیم پزشکی، هزینههای مستقیم غیرپزشکی و هزینههای غیرمستقیم بود. هزینه مستقیم بیماری اوتیسم حدود ۱۸۷،۲۷۲،۱۸۶ ریال بود که ۳۸% آن مربوط به هزینههای مستقیم پزشکی و ۶۲% آن مربوط به هزینههای مستقیم غیرپزشکی بود. هزینههای توانبخشی، دارویی و ویزیت پزشک بهترتیب، ۷۰، ۱۶ و ۷% کل هزینههای مستقیم پزشکی را تشکیل میداد. هزینهی مهاجرت خانواده بیمار اوتیسم به تهران برای دریافت درمان حدود ۳۵% هزینههای مستقیم غیرپزشکی بیماران را تشکیل میداد. حدود ۷۰% هزینههای غیرمستقیم بیماری مربوط به هزینه تولید از دست رفته والدین بیمار به دلیل ترک شغل بود.
نتیجهگیری: بیماری مزمن اوتیسم هزینه زیادی را به خانوارها تحمیل میکند که قسمت عمده آن هزینههای مستقیم غیرپزشکی است که تحت پوشش بیمه سلامت نیست.
علی محمد مصدقراد، علی اکبری ساری، ترانه یوسفینژادی،
دوره 76، شماره 12 - ( اسفند 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: اعتباربخشی میتواند منجر به ارتقای کیفیت، ایمنی و اثربخشی خدمات بیمارستانی و کارایی بیمارستانها شود. این پژوهش با هدف بررسی اثرات اجرای استانداردهای اعتباربخشی در بیمارستانهای ایران انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی و مقطعی در بازه زمانی آذر تا بهمن ۱۳۹۴ در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. در این پژوهش تأثیر اجرای استانداردهای اعتباربخشی بر کارکنان، بیماران، جامعه و عملکرد بیمارستانهای کشور با استفاده از یک پرسشنامه با روایی و پایایی بالا بررسی شد. با استفاده از روش نمونهگیری طبقهای ساده تصادفی از مدیران ۵۴۷ بیمارستان کشور نظرسنجی به عمل آمد.
یافتهها: حدود ۷۱% بیمارستانها درجه یک و عالی اعتباربخشی کسب کرده بودند. میزان تأثیر اعتباربخشی بر عملکرد بیمارستانها ۰/۶۶±۳/۱۶ از ۵ امتیاز (متوسط) بود. حدود ۳۸% مدیران از اثرات برنامه اعتباربخشی راضی بودند. بیشترین تأثیر اعتباربخشی بر بیمار و کمترین تأثیر آن بر کارکنان بود. برنامه اعتباربخشی در بهبود ایمنی بیماران و کارکنان، رعایت حقوق بیماران، کاهش خطا و توانمندسازی کارکنان موفق بود. تأثیر اعتباربخشی در حوزههای بهبود ارتباطات سازمانی، ارتقای فرهنگسازمانی، بهبود مستمر کیفیت خدمات، استفاده کارآمد از منابع، کاهش عفونت بیمارستانی و مرگومیر بیماران در حد متوسط ارزشیابی شد. در نهایت، اعتباربخشی در حوزههای رضایت کارکنان، جلب مشارکت پزشکان در بهبود فرآیندهای کاری، بهکارگیری طبابت مبتنی بر شواهد، جذب بیماران و افزایش درآمد بیمارستان ضعیف عمل کرد. رابطه آماری معکوسی بین تعداد تخت بیمارستان و نتایج اعتباربخشی مشاهده شد (۰/۰۹۰-r=، ۰/۰۳۸P=). استفاده کارآمد از منابع، یادگیری سازمانی، بهبود مستمر کیفیت خدمات و بهبود ارتباطات سازمانی نقش زیادی در دستیابی به اهداف اعتباربخشی بیمارستانی دارند.
نتیجهگیری: اعتباربخشی تأثیر متوسطی بر عملکرد بیمارستان داشته است. برنامه اعتباربخشی هزینه زیادی برای بیمارستانهای کشور ایجاد میکند.
زهرا ایمانیان، علی محمد مصدقراد، مجتبی امیری، محسن قدمی، رابرت مکشری،
دوره 77، شماره 1 - ( فروردین 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: اعتباربخشی نقش مهمی در بهبود کیفیت، ایمنی، اثربخشی و کارایی خدمات بیمارستانی دارد. برای ارزشیابی و اعتباربخشی بیمارستانها بهطور معمول از چکلیستهای عمومی استفاده میشود، درحالیکه، بیمارستانهای تک تخصصی نیاز به استانداردهای اعتباربخشی اختصاصی دارند.
روش بررسی: پژوهش کنونی یک مطالعه توصیفی و مقطعی بود. ابتدا، استانداردها و سنجههای اعتباربخشی بیمارستان دوستدار کودک با مرور تطبیقی ۱۰ مدل ارزشیابی و اعتباربخشی بیمارستانی شناسایی شدند. افزونبراین، با ۵۷ نفر از مدیران ارشد، مترونها، سوپروایزرها، پزشکان متخصص کودکان و سرپرستاران بخش کودکان سه بیمارستان تخصصی کودکان برای شناسایی استانداردها و سنجههای بیشتر اعتباربخشی بیمارستانهای کودکان مصاحبه شد. در نهایت، پنج متخصص کودکان، استانداردها و سنجههای اعتباربخشی بیمارستان دوستدار کودک تدوین شده را مرور، اصلاح، نهایی و تایید کردند.
یافتهها: الگوی پیشنهادی اعتباربخشی بیمارستان دوستدار کودک ایران شامل ده استاندارد در محورهای مدیریت و رهبری، برنامهریزی و خط مشی گذاری، آموزش، مدیریت کارکنان، مدیریت بیماران، مدیریت منابع، مدیریت فرایندها، نتایج کارکنان، نتایج بیماران و نتایج بیمارستان و ۱۳۲ سنجه است.
نتیجهگیری: این مطالعه منجر به طراحی مدل اعتباربخشی بیمارستانهای کودکان شد که ارزشیابی معتبر و صحیحی از بیمارستانهای تخصصی کودکان ارایه میدهد.
رستم زالوند، مهدی یاسری، علیمحمد مصدقراد، مریم تاجور،
دوره 77، شماره 2 - ( اردیبهشت 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: شناسایی عوامل تعیینکننده مرگ مادران بهمنظور سیاستگذاری علمی و درست برای کاهش مرگ مادران ضروری است. هدف این مطالعه تعیین روند عوامل موثر بر مرگ مادران در ایران و نقش هر یک از این عوامل در بین سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۵ میلادی بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه کمی از نوع مطالعات طولی است و از اسفند ۱۳۹۶ تا آذر ۱۳۹۷ در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. ابتدا، با انجام یک مرور نظاممند در دنیا، ۳۲ عامل مرتبط با مرگ مادران شناسایی شد. سپس، دادههای مربوط به عوامل شناسایی شده از طریق مراجعه به منابع داخلی مانند وزارت بهداشت و منابع خارجی مانند سایتهای بانک جهانی، سازمان جهانی بهداشت و سازمان ملل متحد جمعآوری شدند. در نهایت، پس از طی فرآیند آمادهسازی و مدیریت دادهها، ۱۲ شاخص تعیین شد و ارتباط آنها با مرگ مادران با استفاده از مدلهای رگرسیونی بررسی شد.
یافتهها: میزان مرگ مادران در ایران در بازه زمانی ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۵ میلادی حدود ۸۰% کاهش یافت. افزایش شاخصهای اشتغال، سهم بودجه سلامت و پوشش واکسیناسیون و کاهش میزان باروری کل و سهم پرداختی از جیب منجر به کاهش معنادار مرگ مادران شد. همچنین، عملکردهای سیاسی، شهرنشینی، درآمد سرانه، دسترسی به محیط بهداشتی و امکانات رفاهی رابطه معناداری با کاهش مرگ مادران نشان دادند. تحصیلات و امید به زندگی رابطه معناداری با کاهش مرگ مادران نداشتند.
نتیجهگیری: مرگ مادران در ایران در ربع قرن گذشته کاهش چشمگیری داشت. مرگ مادران افزونبر عوامل فردی و بهداشتی، تحت تأثیر عوامل کلان اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی میباشد.
علی محمد مصدق راد،
دوره 77، شماره 3 - ( خرداد 1398 )
چکیده
سردبیر محترم
در اردیبهشت ۱۳۹۳ مجموعه اصلاحاتی در وزارت بهداشت با نام طرح تحول نظام سلامت برای افزایش دسترسی مردم به خدمات سلامت، کاهش پرداخت مستقیم بیماران و بهبود کیفیت خدمات سلامت برنامهریزی و برای اجرا ابلاغ شد. این طرح از طریق افزایش بودجه عمومی سالانه وزارت بهداشت، ۱۰% منبع قانون هدفمندی یارانه و ۱% مالیات بر ارزش افزوده تأمین مالی میشود. طرح تحول نظام سلامت با نتایج خواسته و ناخواسته متعددی مواجه شد. طرح تحول نظام سلامت بهویژه در دو سال اول اجرا، منجر به پوشش بیمهای بیشتر، کاهش پرداخت از جیب مردم، افزایش دسترسی به دارو، ارجاع کمتر مردم به خارج از بیمارستانهای دولتی دانشگاهی برای تهیه داروها و ملزومات پزشکی، کاهش پرداختهای غیر رسمی بیماران، کاهش سزارین غیر ضروری، ارتقای کیفیت هتلینگ بیمارستانهای دولتی و افزایش رضایت بیماران شد. در مقابل، ایجاد تقاضای القایی در ارایهدهندگان و گیرندگان خدمات سلامت، افزایش انتظارات مشتریان، افزایش تورم در بخش سلامت، تحمیل هزینههای سنگین به دولت و سازمانهای بیمهگر، افزایش بار کاری کارکنان غیرپزشک، ایجاد شکاف درآمدی در پزشکان و سایر کارکنان و نارضایتی سایر کارکنان مانند پرستاران از پیامدهای نامطلوب طرح تحول نظام سلامت بوده است.۱
نظام سلامت با تغییرات بزرگ و سریع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فناوری و زیست محیطی مواجه است. این تغییرات، آینده نظام سلامت را با پیچیدگی و خطرپذیری مواجه میسازد. بنابراین، نظام سلامت ایران باید از تابآوری بیشتری برخوردار باشد تا بتواند شوکهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فناوری و زیست محیطی را بهخوبی و سریع پشت سر بگذارد. برای این منظور، سیاستگذاران و مدیران ارشد نظام سلامت ایران باید از اصول و فنون مدیریت استراتژیک برای ارزشیابی و تحلیل استراتژیک محیط داخلی و خارجی نظام سلامت کشور، بازنگری مأموریت، دورنما، ارزشها و اهداف استراتژیک نظام سلامت، تدوین استراتژیهای مناسب دستیابی به اهداف و طراحی برنامههای عملیاتی استفاده کنند.
آینده پژوهی یکی از فنون اصلی مدیریت استراتژیک است که با پیشبینی و آیندهنگری تغییرات مختلف محیط داخلی و خارجی نظام سلامت به تعیین اهداف واقعی و قابل حصول کمک میکند. سپس، با استفاده از فنون مناسب آیندهنگاری، استراتژیهای مناسب برای دستیابی به اهداف تعیین شده با در نظر گرفتن آیندههای ممکن، محتمل و مطلوب پیشنهاد میشود.۲ برای آینده پژوهی طرح تحول نظام سلامت، با توجه به دورنمای تعیین شده برای نظام سلامت کشور تا سال ۱۴۰۴، ابتدا باید با استفاده از شاخصهای عملکردی کلیدی بستههای طرح تحول نظام سلامت، به پیشبینی آینده این طرح تا سال ۱۴۰۴ پرداخت. سپس، نقاط ضعف و قوت طرح تحول نظام سلامت و فرصتها و تهدیدهای پیش رو باید شناسایی شوند. همچنین، روند شاخصهای کلیدی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فناوری و زیست محیطی مرتبط با نظام سلامت تا سال ۱۴۰۴ باید تحلیل و تأثیر آنها بر نظام سلامت ایران ارزشیابی شوند. در نهایت، با استفاده از فنون مناسب آیندهنگاری و در نظر گرفتن آیندههای ممکن، محتمل و مطلوب و سناریوهای خوشبینانه، محتمل و بدبینانه، باید سناریوهای مطلوب بستههای پیشنهادی طرح تحول نظام سلامت تدوین شوند.
علی محمد مصدق راد، لیلی اسلامبولچی،
دوره 77، شماره 4 - ( تیر 1398 )
چکیده
سردبیر محترم
سازمان بهداشت جهانی سزارین را روش موثر نجات جان مادر و نوزاد در مواقع ضروری دانسته و دسترسی زنان به این خدمت را در صورت وجود اندیکاسیون پزشکی ضروری میداند. شواهدی دال بر منفعت مادری یا نوزادی با میزان سزارین بیش از ۱۵% زایمانها وجود ندارد.۱ انجام سزارین غیرضروری، بدون عارضه نیست. شیوع مرگومیر و عوارض مادری پس از سزارین بیش از زایمان طبیعی است. افزایش احتمال پارگی رحم، لانهگزینی غیرطبیعی جفت، حاملگی خارج رحمی، مردهزایی و زایمان زودرس با سزارین در ارتباط است.۲
میزان سزارین در ایران در سالهای اخیر افزایش زیادی داشته و از ۳۵% در سال ۱۳۷۹ به ۵۶% در سال ۱۳۹۲ رسید. میانگین شاخص سزارین در دنیا در سال ۲۰۱۵ میلادی ۲۱/۱ درصد بود.۳ بنابراین، برنامه ترویج زایمان طبیعی طرح تحول نظام سلامت برای ارتقای سلامت مادران و نوزادان در سال ۱۳۹۳ با بکارگیری اقداماتی نظیر بهینهسازی و توسعه بلوکهای زایمانی و ارایه خدمات رایگان زایمان طبیعی در بیمارستانهای دولتی، توانمندسازی ارایهدهندگان و گیرندگان خدمات زایمانی و کسر درجه اعتباربخشی بیمارستانهای با میزان سزارین بالا اجرا شد. در نتیجه، شاخص سزارین در پایان سال ۱۳۹۷ به ۵۰/۱% رسید (کاهش ۶ درصدی). براساس هدف برنامه (کاهش سالانه ۱۰ درصدی سزارین) این شاخص بایستی در پایان سال ۱۳۹۷ به ۳۳% میرسید. بنابراین، برنامه ترویج زایمان طبیعی طرح تحول نظام سلامت به هدف تعیین شده دست نیافت. قانون برنامه ششم توسعه، وزارت بهداشت را مکلف کرده که میزان سزارین را تا سال ۱۴۰۰ به ۴۲/۵% کاهش دهد.
دستیابی به این مهم بدون تحلیل تئوری علّیتی سزارین غیر ضروری و پیشبینی عوامل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی موثر بر آن، برنامهریزی دقیق، هدف گذاری واقع گرایانه و استفاده از راهکارهای مبتنی بر شواهد اثربخش ممکن نخواهد بود. استفاده از تکنیکهای مدیریت استراتژیک بهویژه آیندهپژوهی برای دستیابی به هدف مندرج در قانون برنامه ششم توسعه و نزدیک کردن این شاخص به استاندارد جهانی ضروری است. آینده پژوهی شامل آیندهنگری و آیندهنگاری است. آیندهنگری فرآیند پیشبینی آینده براساس تحلیل روندهای فعلی است.۴ میزان سزارین در صورت ادامه روند فعلی در سال ۱۴۰۰ به حدود ۵۸% خواهد رسید. در صورت عدم اجرای برنامه ترویج زایمان طبیعی، این شاخص به حدود ۶۷% در سال ۱۴۰۰ میرسید. همچنین، عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فناوری و قانونی موثر بر سزارین باید شناسایی، تحلیل و تا سال ۱۴۰۰ پیشبینی شوند.
آیندهنگاری استفاده از راهکارهای اثربخش برای دستیابی به بهترین آینده ممکن است.۴ عوامل موثر در انتخاب سزارین برای زایمان باید در سطوح متا (وزات بهداشت)، ماکرو (دانشگاه علوم پزشکی)، مزو (بیمارستان) و میکرو (تیم انجام سزارین شامل متخصص زنان و زایمان، ماما و مادر) در شش حوزه حاکمیت و رهبری، تأمین مالی، نیروی انسانی، تجهیزات و دارو، سیستم اطلاعاتی و ارائه خدمات سلامت شناسایی شوند. سپس، راهکارهای اثربخش کاهش سزارین غیرضروری باید در این ۴ سطح و برای این ۶ حوزه با یک مطالعه مروری نظاممند و پانل خبرگان شناسایی شوند. در نهایت، با توجه به نتایج آیندهنگری انجام شده، سناریوهای بدبینانه، خوشبینانه و محتمل تدوین، و راهکارهای ترویج زایمان طبیعی در قالب یک برنامه استراتژیک هدفمند و منسجم تدوین شوند.
علیمحمد مصدقراد، پروانه اصفهانی،
دوره 77، شماره 6 - ( شهریور 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: پذیرش غیرضروری، پذیرش بیمار بدون داشتن معیارهای پذیرش و اندیکاسیونهای تعریف شده است. پذیرش غیرضروری بیماران در بیمارستانها موجب کاهش رضایت بیماران، افزایش عفونتهای بیمارستانی و میزان مرگومیر بیمارستانی، کاهش ارایه خدمات به بیماران نیازمند، کاهش بهرهوری بیمارستانها و افزایش هزینههای نظام سلامت میشود. هدف این پژوهش تعیین میزان پذیرشهای غیرضروری بیماران در بیمارستانهای کشور بود.
روش بررسی: این پژوهش با روش مرور نظاممند و متاآنالیز در بازه زمانی تیر تا شهریور ۱۳۹۸ در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. تمامی مقالات مرتبط با سنجش میزان پذیرشهای غیرضروری بیماران در بیمارستانهای ایران منتشر شده در بازه زمانی ۱۳۸۵ تا پایان ۱۳۹۷ در ۷ پایگاه داده، جستجو، گردآوری و ارزشیابی کیفیتی شدند. در نهایت، تعداد ۱۲ مقاله انتخاب و با استفاده از نرمافزار Comprehensive meta-analysis تحلیل شدند.
یافتهها: از پروتکل ارزشیابی مناسبت برای سنجش پذیرش غیرضروری بیماران در بیمارستانهای ایران استفاده شده بود. میزان پذیرش غیرضروری بیماران در بیمارستانهای ایران ۲/۷% (۴/۹-۱/۵%: حدود اطمینان ۹۵%) بود. بیشترین میزان پذیرش غیرضروری بیماران در بیمارستانی آموزشی در مشگین شهر در سال ۱۳۹۵ برابر با ۱۱/۸% (۱۵/۸-۸/۸%: حدود اطمینان ۹۵%) و کمترین میزان پذیرش غیرضروری بیماران در بیمارستانی آموزشی در شهر یاسوج در سال ۱۳۹۵ برابر با ۰/۳% (۳/۶-۰%: حدود اطمینان %۹۵) بهدست آمد. بین حجم نمونه و میزان پذیرش غیرضروری رابطه معناداری وجود داشت (۰/۰۵<P).
نتیجهگیری: میزان پذیرش غیرضروری بیماران براساس سنتز پژوهشهای انجام شده در بیمارستانهای ایران کم است. با این وجود، پذیرش غیرضروری بیماران موجب اتلاف منابع بیمارستانی میشود.
علی محمد مصدق راد،
دوره 77، شماره 8 - ( آبان 1398 )
چکیده
سردبیر محترم
طرح تحول نظام سلامت ایران در سال ۱۳۹۳ بهمنظور افزایش دسترسی و کیفیت خدمات سلامت و کاهش پرداخت مستقیم بیماران توسط وزارت بهداشت اجرا شد. این طرح بهویژه در دو سال اول اجرا، منجر به پوشش بیمهای بیشتر، کاهش پرداخت از جیب مردم، افزایش دسترسی به دارو، ارجاع کمتر مردم به خارج از بیمارستانها برای تهیه داروها و ملزومات پزشکی، کاهش پرداختهای غیررسمی بیماران، کاهش سزارین غیرضروری، ارتقای کیفیت هتلینگ بیمارستانهای دولتی و افزایش رضایت بیماران شد.۱ ایجاد تقاضای القایی در ارایهدهندگان و گیرندگان خدمات سلامت، افزایش انتظارات مشتریان سلامت، افزایش تورم در بخش سلامت، ورشکستگی سازمانهای بیمهگر، تحمیل هزینههای سنگین به دولت، افزایش بار کاری برای کارکنان غیرپزشک، ایجاد شکاف درآمدی در پزشکان و سایر کارکنان و نارضایتی سایر کارکنان نظیر پرستاران از پیامدهای نامطلوب طرح تحول نظام سلامت ایران بوده است.۲ سیستم ناکارآمد نظام سلامت مهمترین مانع دستیابی به اهداف طرح تحول نظام سلامت ایران است. طراحی ساختار نامناسب و بکارگیری اصلاحات عمودی سریع در نظام سلامت منجر به عدم دستیابی به اهداف نظام سلامت میشود. بدون سرمایهگذاری در نظام سلامت و تقویت اجزای تشکیل دهنده آن نمیتوان بهصورت پایدار به اهداف آن دست یافت. سازمان بهداشت جهانی شش بلوک ساختاری نظام سلامت را شامل حاکمیت و رهبری، تأمین مالی، نیروی انسانی، دارو و تجهیزات، سیستمهای اطلاعات سلامت و ارایه خدمات میداند.۳ حاکمیت ایجاد سیستمی برای مدیریت بهتر نظام سلامت است که با طراحی ساختار سازمانی مناسب برای فعالیت ارایهکنندگان خدمات سلامت و پرداختکنندگان هزینههای سلامت، تقویت ارتباطات و همکاریهای بین بخشی، تدوین سیاستها و مقررات، حصول اطمینان از اجرای قوانین، نحوه مدیریت منابع برای اجرای سیاستها، هدایت و راهبری برنامههای بهداشتی و درمانی (تولیت) و کنترل عملکرد مرتبط است. سیستم تأمین مالی اثربخش نظام سلامـت باید منابع مالی مورد نیاز برای ارایه خدمات سلامـت را بهگونـهای
فراهم کند تا مردم ضمن دسترسی به خدمات سلامت، به خاطر هزینههای بالای سلامت دچار فقر نشوند. نیروی انسانی کافی، آموزش دیده، با تجربه، مسئولیت پذیر و پاسخگو باید بهطور مناسب برای ارایه خدمات سلامت در سازمانهای بهداشتی و درمانی توزیع شوند. داروها، تجهیزات و ملزومات با کیفیت مورد نیاز باید به موقع خریداری و در اختیار سازمانهای بهداشتی و درمانی قرار داده شوند. اطلاعات درست، دقیق و به موقع باید از سازمانهای ارایهکننده خدمات سلامت گردآوری شود تا شواهد لازم را برای تصمیمگیریهای سیاستگذاران و مدیران فراهم کند تا خطاهای برنامهریزی را کاهش دهد. نظام سلامت باید بتواند خدمات سلامت اثربخش، ایمن و با کیفیت را به افرادی که به آن نیاز دارند در زمان و مکان مورد نیاز با حداقل اتلاف منابع ارائه دهد. نظام سلامت باید طیفی از خدمات منسجم بهداشتی، پیشگیری، درمانی و بازتوانی را توأم با احترام و با کیفیت و بدون اتلاف منابع برای جامعه فراهم آورد.
سیاستگذاران نظام سلامت باید به تقویت محورهای ششگانه نظام سلامت کشور بپردازند. آنها باید بهجای بکارگیری اصلاحات عمودی «مسأله محور» بر برنامهریزی و اجرای اصلاحات افقی «هدف محور» تأکید کنند. رشد و توسعه هماهنگ اجزای ششگانه نظام سلامت منجر به دستیابی به اهداف اصلی نظام سلامت بههمراه بهبود پوشش همگانی، کیفیت، عدالت، کارایی و تابآوری خواهد شد. در این راستا، سیاست ملی سلامت و برنامه استراتژیک وزارت بهداشت شامل مجموعه اقداماتی برای تقویت شش ستون اصلی نظام سلامت کشور باید تدوین شود.
علی محمد مصدق راد،
دوره 77، شماره 12 - ( اسفند 1398 )
چکیده
سردبیر محترم
سیاست سلامت مجموعه دستورالعملهایی است که توسط سیاستگذاران و مدیران ارشد نظام سلامت در حوزههای تأمین مالی، تولید منابع و ارایه خدمات سلامت بهمنظور بازیابی، ارتقاء و حفظ سلامتی مردم جامعه تدوین میشود و راهنمای تصمیمگیری مدیران سطوح پایین است. مدلهای مفهومی متعددی برای سیاستگذاری سلامت توسعه یافتند که راهنمای سیاستگذاران در تدوین، اجرا و ارزشیابی سیاستهای سلامت هستند. همچنین، مدلهای زیادی وجود دارند که با رویکردهای گذشتهنگر یا آیندهنگر برای تحلیل سیاستهای سلامت استفاده میشوند. هر کدام از این مدلهای سیاستگذاری یا تحلیل سیاست، مزایا و محدودیتهایی دارد. برخی از مدلها بسیار ساده بوده و فاقد تکنیکهای عملیاتی برای سیاستگذاری یا تحلیل سیاست هستند. در مقابل، برخی از مدلها پیچیده بوده و استفاده از آنها در عمل با چالشهایی همراه است. بیشتر مدلهای سیاستگذاری و تحلیل سیاست در کشورهای توسعه یافته و در بخشهایی به غیر از بخش سلامت توسعه یافتند که استفاده از آنها در کشورهای در حال توسعه مانند ایران و بخش سلامت با چالشهایی همراه است. مدل یکپارچه سیاستگذاری و تحلیل سیاست سلامت با استفاده از اصول مدل مدیریت کیفیت استراتژیک طراحی شده برای نظام سلامت ایران۱و۲، مرور انتقادی ۳۶ مدل سیاستگذاری و تحلیل سیاست و در نظر گرفتن شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نظام سلامت ایران، توسعه یافت که شامل پنج مرحله و ۱۵ گام است. مراحل این مدل عبارتند از انگیزه تدوین سیاست، آمادگی تدوین سیاست، تدوین سیاست، اجرای سیاست و ارزشیابی سیاست. هر کدام از این مراحل شامل سه گام اصلی و هر گام شامل چندین اقدام است. این مدل هم برای سیاستگذاری سلامت و هم برای تحلیل سیاست قابل استفاده است. همچنین، با استفاده از این مدل میتوان با رویکرد گذشتهنگر به تحلیل سیاستهای سلامت موجود پرداخت و با رویکرد آیندهنگر، دادههای لازم را برای تدوین سیاستهای آتی فراهم نمود. مرحله انگیزه تدوین سیاست شامل گامهای تهیه شواهد علمی، تعریف مسأله و ایجاد توافقات سیاسی است. در این مرحله با استفاده از شواهد عینی، وسعت و شدت مسأله و علل ریشهای آن مشخص شده و توافقات سیاسی اولیه برای در دستورکارگذاری مسأله صورت میگیرد. مرحله آمادگی تدوین سیاست شامل گامهای تشکیل دبیرخانه سیاستگذاری، تحلیل ذینفعان برای ایجاد ائتلاف قوی و در نهایت، حمایت طلبی برای تقویت سیاستگذاری است. مرحله تدوین سیاست شامل گامهای در دستورکارگذاری مسأله، تدوین محتوای سیاست و قانونگذاری سیاست است. در این مرحله، مسأله تعریف و تحلیل شده، اهداف سیاستی تعیین میشوند، راهکارهای سیاستی حل مسأله ارایه شده، بهترین گزینه سیاستی انتخاب شده، دستورالعمل آن تدوین میشود و در دولت و مجلس تصویب میشود.
مرحله اجرای سیاست شامل گامهای پذیرش سیاست، تطبیق سیاست و اجرای سیاست است. در این مرحله، مدیران سازمانهای بهداشتی و درمانی سیاست ابلاغی را دریافت نموده، برای اجرای آن متناسب با امکانات محلی، برنامه عملیاتی نوشته و اجرا میکنند. مرحله ارزشیابی سیاست شامل گامهای ارزشیابی ستادههای سیاست، ارزشیابی نتایج سیاست و ارزشیابی فرآیند سیاستگذاری است. در این مرحله ستادهها و نتایج (خواسته و ناخواسته) حاصل از اجرای سیاست با استفاده از شاخصهای کلیدی عملکردی ارزشیابی شده و با اهداف سیاستی مقایسه میشوند. همچنین، کل فرآیند پنج مرحلهای سیاستگذاری با شاخصهای شفافیت، دموکراسی، قانونمداری، اخلاقمداری، مسئولیتپذیری، پاسخگویی، اثربخشی، کارآیی، عدالت و پایداری ارزشیابی میشوند و در صورت لزوم اقدامات اصلاحی بهکار گرفته میشود.
علی محمد مصدقراد، پروانه اصفهانی، ترانه یوسفینژادی،
دوره 78، شماره 4 - ( تیر 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: خطای پزشکی به خطایی گفته میشود که بهدلیل فراموشی، قصور در برنامهریزی یا اجرای نادرست برنامه مراقبت سلامت رخ دهد، چه باعث صدمه و آسیب به بیمار شود و چه آسیبی ایجاد نکند. خطای پزشکی در بیمارستانها موجب کاهش رضایت بیماران، افزایش میزان مرگومیر بیمارستانی، کاهش بهرهوری بیمارستانها و افزایش هزینههای نظام سلامت میشود. این مطالعه با هدف تعیین میزان خطاهای پزشکی در بیمارستانهای ایران انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش با روش مرور نظاممند و متاآنالیز در بازه زمانی آذر تا اسفند ۱۳۹۷ انجام شد. تمامی مقالات مرتبط با سنجش میزان خطاهای پزشکی در همه بخشهای بیمارستانهای ایران منتشر شده تا پایان ۲۹ اسفند ۱۳۹۷ در هفت پایگاه دادهای و دو موتور جستجوگر، جستجو، گردآوری و ارزشیابی کیفیتی شدند. در نهایت، تعداد ۹ مقاله مرتبط انتخاب و تحلیل شدند.
یافتهها: بیشتر مطالعات با استفاده از فرم گزارش داوطلبانه خطا به محاسبه میزان خطاهای بیمارستانی پرداختند (67%). مطالعات انجام شده میزان خطاهای پزشکی در بیمارستانهای ایران را بین 06/0% و 42% گزارش کردند. با انجام فراتحلیل، میزان خطاهای پزشکی در بیمارستانهای ایران بر اساس مدل تصادفی 01/0% (01/0%-0: حدود اطمینان 95%) بهدست آمد. بیشترین میزان خطای پزشکی در بیمارستانی آموزشی در شیراز در سال ۱۳۹۱ برابر با ۱/۲% (7/4%-2/1: حدود اطمینان %۹۵) بهدست آمد. بین متغیر حجم نمونه و میزان خطای پزشکی رابطه معناداری وجود داشت (05/0P<).
نتیجهگیری: شیوع خطای پزشکی براساس ترکیب پژوهشهای انجام شده در بیمارستانهای ایران کم است. با وجود این، خطای پزشکی افزونبر تحمیل هزینه، نتایج منفی برای بیماران نیز به دنبال دارد.
ابوالقاسم پوررضا، علی محمد مصدقراد، معصومه پرویزی شاد،
دوره 78، شماره 5 - ( مرداد 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: خطای پزشکی عدم موفقیت یک اقدام برنامهریزی شده بهداشتی و درمانی در رسیدن به اهداف تعیین شده یا استفاده از یک برنامه اشتباه بهداشتی و درمانی برای رسیدن به هدفی است. خطاهای پزشکی افزونبر تحمیل رنج به بیماران، هزینه زیادی به نظام سلامت تحمیل میکند. هدف این پژوهش شناسایی عوارض ناخواسته و تحلیل علل بروز آنها در بیمارستان بود.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی-مقطعی بهصورت گذشتهنگر در بیمارستانی در شهر تهران از دی تا اسفند 1395 انجام شد که تعداد 377 پرونده بیماران ترخیص یا فوت شده از تاریخ اول فروردین 1394 تا پایان اسفند 1394 بهصورت تصادفی ساده انتخاب شدند. پروندههای بیماران توسط کارشناس بالینی با استفاده از ابزار نشانههای کلی (The Global Trigger Tool) بررسی و عوارض ناخواسته شناسایی شد. نوع و شدت عوارض توسط پزشک ارزیابی و صحهگذاری شد.
یافتهها: حدود 9/15% بیماران دچار عوارض ناخواسته شده بودند. میزان عوارض ناخواسته 1/19 در هر 100 پذیرش و 7/5 در هر 100 روز بستری بود. حدود 50% موارد عوارض ناخواسته منجر به آسیب موقت یا افزایش مدت زمان بستری بیماران شد. بیشترین عارضه ناخواسته مربوط به خونریزی، عفونتهای بیمارستانی و سقوط بیمار و مهمترین علل بروز عوارض ناخواسته مربوط به کارکنان و فرایندهای بیمارستانی بود. تعداد عوارض ناخواسته شناسایی شده با استفاده از ابزار نشانههای کلی 100 برابر تعداد عوارض ناخواسته شناسایی شده با استفاده از فرم گزارش داوطلبانه خطاها بود.
نتیجهگیری: میزان عوارض ناخواسته در بیمارستان مورد مطالعه زیاد بود. ابزار نشانههای کلی حساسیت و ویژگی بیشتری نسبت به روش گزارش داوطلبانه عوارض ناخواسته، در شناسایی عوارض ناخواسته دارد.
علی محمد مصدق راد،
دوره 78، شماره 7 - ( مهر 1399 )
چکیده
سردبیر محترم
تأمین، حفظ و ارتقای سلامتی مردم، پاسخگویی به انتظارات آنها و حمایت مالی از ایشان در مقابل هزینههای سلامت، سه هدف اصلی نظام سلامت میباشند. دسترسی، کارایی، کیفیت، عدالت و تابآوری بهعنوان اهداف واسطهای نظام سلامت، پیشنیاز دستیابی به این اهداف اصلی هستند. حاکمیت و رهبری، تأمین مالی، نیروی انسانی، تجهیزات و ملزومات، اطلاعات و ارایه خدمات سلامت الزامات دستیابی به این اهداف هستند.1
سه نوع اصلاحات در نظام سلامت کشورهای توسعه یافته جهان در 70 سال گذشته بهوقوع پیوسته است. دور اول اصلاحات (1950 تا 1980 میلادی) پس از پایان جنگ جهانی دوم، بیشتر بر دستیابی به عدالت متمرکز بود. در نتیجه، اقداماتی برای تقویت پوشش همگانی سلامت و افزایش دسترسی مردم به خدمات سلامت اجرا شد. بیمارستانها و مراکز بهداشتی و درمانی بسیار زیادی ساخته شد. بیمههای سلامت فعالتر شدند و پرداخت به ارایهکنندگان خدمات سلامت از نوع کارانه شد تا آنها انگیزه بیشتری برای ارایه خدمات سلامت بیشتر داشته باشند. ولیکن، با توجه به نارساییهای بازار سلامت، این اقدامات منجر به ایجاد تقاضای القایی، ارایه و مصرف خدمات غیرضروری و در نهایت، افزایش بسیار زیاد هزینههای نظام سلامت شد.
در نتیجه، دور دوم اصلاحات نظام سلامت (1981 تا 2000 میلادی) بر افزایش کارایی نظام سلامت متمرکز شد و اقداماتی برای کاهش هزینههای سلامت اجرا شد. بازار سلامت به دو بخش خریدار و ارایهکننده خدمات سلامت تقسیم شد. دولتها و سازمانهای بیمه سلامت به خرید راهبردی خدمات سلامت از بخش خصوصی تمایل پیدا کردند. بیمارستانها و مراکز بهداشتی درمانی ناکارآمد بسته یا ادغام شدند. بیمهها از روشهای ثابت پرداخت نظیر سرانه و گروههای تشخیصی وابسته برای پرداخت به ارایهکنندگان خدمات سلامت استفاده کردند. افزایش کارایی نظام سلامت عوارض ناخواستهای نظیر جیرهبندی خدمات سلامت، ایجاد صف انتظار، کاهش کیفیت خدمات و افزایش خطاهای پزشکی را بهدنبال داشت.
دور سوم اصلاحات (از سال 2001 میلادی به بعد) بر کیفیت و ارزش خدمات سلامت تأکید داشت. در این دوره، یکپارچهسازی خدمات بهداشتی و خدمات درمانی برای کاهش دوبارهکاریها و اتلاف منابع، ارایه خدمات با ارزش و اطمینان از تدوام خدمات سلامت مورد توجه سیاستگذاران سلامت قرار گرفت و اقداماتی برای تقویت رقابت بین ارایهکنندگان خدمات سلامت، افزایش کیفیت خدمات سلامت و تقویت نقش بیماران در انتخاب سازمانها و ارایهکنندگان خدمات سلامت اجرا شد.
درحالیکه اصلاحات دور اول بیشتر بر ساختارهای نظام سلامت متمرکز بود، اصلاحات دور دوم بیشتر بر روی فرآیندها و اصلاحات دور سوم بر نتایج تأکید داشتند. این توالی اصلاحات با چند دهه تأخیر در کشورهای در حال توسعه قابل مشاهده است.
نظام سلامت ایران در سه دهه گذشته شاهد اصلاحاتی برای توسعه پوشش خدمات سلامت، افزایش دسترسی به خدمات سلامت، تأمین نیروی انسانی بخش سلامت، بهبود نظام ارجاع و کاهش پرداخت از جیب مردم بوده است.
در حال حاضر با توجه به رکود اقتصادی و کمبود منابع مالی، توجه سیاستگذاران نظام سلامت کشور به کارایی و مدیریت هزینه جلب شده که در صورت عدم مدیریت صحیح عواقب منفی زیادی بهدنبال خواهد داشت. نظام سلامت ایران میتواند با هزینه کمتر، از تجارب کشورهای توسعه یافته استفاده کند. سیاستگذاران سلامت باید به جای بکارگیری اصلاحات عمودی پراکنده که منجر به نتایج مثبت محدود کوتاهمدت و اتلاف منابع نظام سلامت میشود، با بکارگیری اصلاحات افقی در قالب یک برنامه راهبردی پنج ساله، به تقویت الزامات نظام سلامت شامل حاکمیت و رهبری، تأمین مالی، نیروی انسانی، تجهیزات و ملزومات، اطلاعات و ارایه خدمات سلامت بپردازند.