11 نتیجه برای مظفر
اعتضاد مظفر،
دوره 26، شماره 2 - ( 2-1347 )
چکیده
فرشته انسانی، کامبیز مظفری،
دوره 59، شماره 5 - ( 6-1380 )
چکیده
ندولهای تیروئید همواره مورد توجه بسیار قرار داشته اند زیرا احتمال وجود بدخیمی در آنها بالاست، اگرچه شیوع ندولهای تیروئید در کودکان و بالغین جوان چشمگیر نیست (0/22 درصد تا 1/8 درصد). برحسب آمارهای مختلف 10 تا 35 درصد کل ضایعات بدخیم تیروئید در دو دهه اول عمر دیده می شوند. در این مطالعه که بر مبنای بازبینی میکروسکوپی اسلایدهای ضایعات ندولر تیروئید در انستیتو کانسر طی دوره 24 ساله صورت گرفته، با تاکید بر ضایعات بدخیم در گروه سنی مذکور نتایج ذیل بدست آمده است: سن متوسط بیماران 16/5 سال می باشد. نسبت ابتلا مونث به مذکر 3/3 به 1 است (76/7 درصد مونث و 23/3 درصد مذکر). از ندولهای تیروئید، 84 درصد ماهیتا خوش خیم بوده و از لحاظ مرفولوژی نماهای ذیل را نشان داده اند: گواتر ندولر 78/6 درصد، آدنوم فولیکولر 1/96 درصد. از ندولهای تیروئید، 16 درصد بدخیم بوده و از لحاظ مرفولوژی به ترتیب انواع ذیل را نشان داده اند: کارسینوم پاپیلری 91/3 درصد، کارسینوم فولیکولر 3/5 درصد و کارسینوم مدولری 5/2 درصد. کارسینوم پاپیلری بعنوان بدخیمی غالب در 53/8 درصد موارد همراه با متاستاز یک طرفه غدد لنفاوی گردنی بوده و متاستاز دور دست (به ریه) تنها در یک مورد دیده شد. از لحاظ مرفولوژی نیز کارسینوم پاپیلری بعنوان شکل غالب بدخیمی در 33 مورد به فرم کلاسیک، 18 مورد واریانت فولیکولر و در یک مورد به شکل میکروکارسینوم دیده شد. برمبنای نتایج فوق یکبار دیگر بر این نکته تاکید می نمائیم که هر ضایعه ندولر تیروئید مخصوصا در کودکان و بالغین جوان نیازمند بررسی دقیق است.
شیوا رفعتی، حاجیه برنا، فاطمه حاج ابراهیم تهرانی، محمدرضا جلالیندوشن، محمدحسن مظفری، مریم اسلامی،
دوره 64، شماره 4 - ( 4-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: بررسی گازهای خون بند ناف، وسیلهای جهت ارزیابی وضعیت اکسیژناسیون و اسید و باز نوزادان میباشد. اسیدمی شدید جنین با افزایش مرگ و میر نوزادی و آسیب رشد عصبی نوزاد همراه است. در سزارین به علت عبور داروی بیهوشی از جفت، احتمال بروز اسیدوز و هیپوکسمی نوزاد افزایش مییابد، در این مطالعه تغییرات گازهای خون بندناف در نوزادان حاصل از زایمان طبیعی و روشهای مختلف بیهوشی در سزارین مقایسه گردید.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی روی 100 نمونه ورید نافی بلافاصله بعد از بسته شدن بندناف صورت گرفت که در سه گروه زایمان طبیعی (40 نفر)، سزارین به روش بیهوشی عمومی (35 نفر) و سزارین به روش بیحسی نخاعی (25 نفر) تقسیم شدند و از نظر گازهای خون و آپگار دقیقه اول و پنجم و مدت زمان بیهوشی و تأثیر آن روی گازهای خون و آپگار مقایسه شدند.
یافتهها: در گروه زایمان طبیعی میانگینهای شاخصها بدین ترتیب بود: PH 13/5306/7، pCO2 57/682/41، pO2 87/624/25، HCO3 03/256/20 و آپگار 38/082/8 .
در گروه سزارین به روش بیهوشی عمومی، میانگینها: PH 73/4304/7، pO2 02/1470/38، pCO2 87/526/43، آپگار 70/017/8 و 311/21=HCO3 بود.
در گروه سزارین به روش بیحسی نخاعی میانگینها: PH 50/4301/7، pO2 50/592/26، HCO3 15/238/21، آپگار 62/060/8 و pCO2 99/410/44 بود.
بین نوع زایمان، آپگار و pO2 رابطه آماری معنیدار به دست آمد. آپگار در گروه بیهوشی عمومی نسبت به بیحسی نخاعی و طبیعی کمتر و pO2 نسبت به دو گروه دیگر بیشتر بود.
بین مدت زمان بیهوشی و pO2 رابطه آماری معنیداری بدست آمد. به طوری که با افزایش مدت زمان بیهوشی pO2 کاهش یافت. در روشهای مختلف زایمان، اختلاف معنیداری بین PH و pCO2 و HCO3 وجود نداشت.
نتیجهگیری: گازهای خون نوزاد در روشهای مختلف زایمان تفاوت معنیداری ندارند. آپگار نوزادان زایمان طبیعی بیشتر از سایر روشهای زایمانی میباشد. با افزایش مدت زمان بیهوشی در سزارین به روش بیهوشی عمومی، آپگار و pO2 افت پیدا کنند.
محبوبه منصوری، مسعود موحدی، زهرا پورپاک، رزیتا اکرمیان، راهله شکوهی شورمستی، حبیبه مظفری، ابوالحسن فرهودی،
دوره 65، شماره 5 - ( 5-1386 )
چکیده
آلرژی به شیر گاو شایعترین آلرژی غذایی در سال اول عمر است. در حال حاضر تنها درمان پذیرفته شده در آلرژی غذایی پرهیز از آلرژن مربوطه میباشد. از آنجاییکه شیر گاو ترکیب عمده رژیم غذایی شیرخواران میباشد این اقدام چندان منطقی و عملی نیست. هدف این مطالعه ارائه یک راهکار درمانی در بیماران مبتلا به آلرژی به شیر گاو است.
روش بررسی: تمامی بیماران با تشخیص قطعی آلرژی به شیر گاو از نوع با واسطۀ IgE که بین اسفند ماه 1383 تا آذر ماه 1384 به درمانگاه آلرژی مرکز طبی کودکان مراجعه نمودند، در دو گروه مداخله و کنترل وارد مطالعه شدند و پس از تکمیل پرسشنامه، در مورد گروه مداخله حساسیتزدایی خوراکی و در مورد گروه کنترل حداقل شش ماه پیگیری و بررسی بالینی و آزمایشگاهی بهعمل آمد. در نهایت هر دو گروه از نظر علائم بالینی و نتایج IgE اختصاصی به شیر مجددا˝ بررسی شدند.
یافتهها: 20 بیمار مورد حساسیتزدایی خوراکی قرار گرفتند و 13 بیمار در گروه شاهد بودند. هر دو گروه از نظر میانگین سنی، جنسیت و علائم بالینی تقریبا˝ مشابه بودند. در پایان مطالعه در 18 نفر گروه مداخله (90%) حساسیتزدایی با موفقیت پیش رفت و در 14 نفر آنها (70%) به اتمام رسید. تمامی افراد گروه کنترل همچنان با مصرف شیر گاو علامتدار باقی ماندند.
نتیجهگیری: بیماران در طی متوسط 9 ماه حساسیتزدایی شدند، این اقدام در 90% بیماران موفقیتآمیز بوده و روند آن رو به اتمام است. نظر به علامتدار ماندن بیماران گروه کنترل در 100% موارد، روش حساسیتزدایی خوراکی میتواند یک درمان امیدوارکننده در آلرژی غذایی باشد.
میترا بختیاری، کامران منصوری، علی مصطفایی، یوسف صادقی، هادی مظفری، رستم قربانی، مصطفی رضایی طاویرانی،
دوره 68، شماره 9 - ( 9-1389 )
چکیده
800x600 زمینه و
هدف: سلولهای پیشساز مشتق از پوست نوعی سلول پیشساز هستند که
از کشت درم پستانداران بهدست آمده و در محیط کشت دو ردۀ نورونی و مزودرمی را
تولید میکنند. دستیابی به این سلولها بهعنوان یک منبع اتولوگ و در دسترس سلولهای
پیشساز عصبی، گزینهمناسبی در درمان بیماریهایمختلف سیستم عصبی میباشد. این مطالعه
بهمنظور راهاندازی نحوه جداسازی، کشت، تکثیر و تمایز سلولهای پیشساز مشتق از پوست
انسانی در کشور انجام شده است.
روش
بررسی: ابتدا نمونههای پوست فور اسکین انسانی به قطعات کوچک تقسیم
و پس از هضم آنزیمی در محیط تکثیری کشت داده شدند. پس از پاساژ پنجم با کشت سلولهای
حاصله در شرایط تمایزی عصبی، تمایز انجام شد. برای شناسایی هویت سلولها از تکنیکهای
ایمونوسیتوشیمی و RT-PCR
استفاده شد. توانایی تمایز به نورون و سلول گلیال پس از رنگآمیزی با آنتیبادیهای
اختصاصی در سه تکرار بیولوژیک بررسی شد.
یافتهها: پس از تمایز، سلولهای β- III توبولین مثبت و نوروفیلامنت- M
مثبت مشاهده شدند که مارکرهای اختصاصی سلول عصبی هستند. همچنین سلولهای Glial fibrillary acid protein (GFAP)
مثبت و S100
مثبت دیده شدند که این مارکرها بهطور اختصاصی در سلولهای گلیال بیان میشوند.
خصوصیات مورفولوژیک نیز ماهیت سلولهای تمایز یافته را بهعنوان نورون و سلول
گلیال تایید نمود.
نتیجهگیری: سلولهای
بهدست آمده از پوست فور اسکین انسانی در محیط کشت، بسته به شرایط القایی محیط
توانایی تمایز به نورون و سلول گلیال را دارند.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
سید محمد ریاحی، حسین مظفرسعادتی، مریم محمدی، فرین سلیمانی،
دوره 77، شماره 4 - ( تیر 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: کمخونی یکی از مهمترین اختلالات ناشی از تغذیه نادرست در بین کودکان و نوجوانان میباشد. با وجود امکان پیشگیری از آن، هنوز درصد بالایی از کودکان سنین پیش از مدرسه و بهویژه شیرخواران به این اختلال مبتلا میباشند. این مطالعه با هدف بررسی الگوی شیوع کمخونی در کودکان ۶ تا ۱۲ ماههی شهرستان طبس انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی-توصیفی از اول فروردین ۱۳۹۵ تا فروردین ۱۳۹۶ در مراکز بهداشتی درمانی شهری و روستایی شهرستان طبس در استان خراسان جنوبی انجام شد. در این مطالعه ۹۱۱ نفر از شیرخواران شهرستان طبس، به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. متغیرهای دموگرافیک و تنسنجی از طریق مصاحبه در محل مراکز بهداشتی و شاخصهای خونی با بررسی آزمایشگاهی جمعآوری شد. در این مطالعه هموگلوبین کمتر از g/dl ۱۱ بهعنوان کمخونی در نظر گرفته شد.
یافتهها: شیوع کمخونی براساس استاندارد سازمان جهانی بهداشت برای هموگلوبین ۳۷/۱% بود. روند شیوع کمخونی در گروههای سنی براساس شاخصهای هموگلوبین، حجم متوسط هموگلوبین و غلظت متوسط هموگلوبین دارای روند کاهشی معناداری بود (۰/۰۰۱). میزان شیوع در دختران و پسران تفاوت معناداری نداشت (۰/۲۷). کودکان ساکن روستا نسبت به کودکان ساکن شهر شیوع بالاتر و معناداری داشتند (۰/۰۰۹).
نتیجهگیری: با توجه به شاخص برآورد شده برای میزان شیوع کمخونی کودکان ۶ تا ۱۲ ماهه، این جامعه در طبقهبندی سازمان جهانی بهداشت از نظر اهمیت بیماری کمخونی، در گروه با اهمیت متوسط قرار داده میشود. روند کاهشی شیوع کمخونی بر حسب گروههای سنی بیانگر اهمیت مکملیاری آهن میباشد.
محدثه مظفری، سید ابوالقاسم مهری نژاد، جمشید باقری، مهرانگیز پیوستهگر، مسعود ثقفینیا،
دوره 78، شماره 3 - ( خرداد 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: پژوهشهای پیشین نتایج متناقضی را در خصوص عملکرد حافظهکاری پس از جراحی بایپس عروق کرونر قلب ارایه دادهاند. این پژوهش بهمنظور مقایسه حافظه کاری بیماران جوان بایپس عروق کرونر با دامنه سنی ۳۰ تا ۵۵ سال که یک سال از عمل جراحی آنان گذشته است با افراد سالم انجام شده است.
روش بررسی: در این مطالعه مورد-شاهدی که در فاصله زمانی بهمن ۱۳۹۶ تا مهر ۱۳۹۷ انجام گرفت، ۴۰ بیمار مرد بایپس عروق کرونر قلب با دامنه سنی ۳۰ تا ۵۵ سال که طی یکسال گذشته در مرکز قلب تهران بستری بودند، بهعنوان گروه آزمایشی و ۶۴ مرد سالم با دامنه سنی همتا بهعنوان گروه کنترل بهصورت تصادفی انتخاب شدند. هر دو گروه با آزمون حافظه کاری وکسلر مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج نشان داد تفاوت میان دو گروه در آزمون حافظه کاری در زیر مقیاسهای حافظه شنیداری رو به جلو و معکوس، نمره کل حافظه شنیداری، حافظه دیداری معکوس و فراخنای حافظه شنیداری در سطح خطای ۱% از نظر آماری معنادار است (۰/۰۱>P). همچنین، تفاوت دو گروه در زیر مقیاس نمره کل حافظه دیداری در سطح خطای ۵% از نظر آماری معنادار است (۰/۰۵>P). نتایج گویای عملکرد ضعیفتر گروه بیماران در تمامی زیر مقیاسهای آزمون حافظه کاری نسبت به افراد سالم میباشد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه شیوع کاهش شناختی بهنسبت بالا بهویژه در حافظه کاری پس از CABG را تأیید میکند و الگویی از تداوم کاهش شناختی پس از گذشت یکسال از عمل بایپس عروق کرونر در بیماران جوان با دامنه سنی ۳۰ تا ۵۵ سال ارایه میدهد.
امیر همتا، عابدین ثقفیپور، احسان مظفری، زهرا سالمی،
دوره 78، شماره 6 - ( شهریور 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: درمان رایج لیشمانیوز جلدی با داروهای گلوکانتیم و پنتوستام صورت میگیرد. این مطالعه با هدف تعیین عوامل موثر بر طول درمان با گلوکانتیم در بیماران مبتلا به لیشمانیوز جلدی با استفاده از مدل تحلیل بقا صورت گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-تحلیلی، 1017 بیمار مبتلا به لیشمانیوز جلدی مراجعهکننده به مراکز جامع سلامت استان قم از فروردین 1393 تا اسفند 1397 بهصورت سرشماری مورد بررسی قرار گرفتند. زمان بهبودی با استفاده از روش کاپلانمایر برآورد و سپس تابع بقا به تفکیک متغیرهای مورد بررسی رسم و جهت بررسی تفاوت آنها از Log Rank test استفاده شد و پس از بررسی فرض PH توسط ماندههای شونفلد از رگرسیون کاکس پیشرو برای تعیین عوامل موثر بر طول درمان استفاده گردید.
یافتهها: در پایان زمان مورد انتظار، میزان بهبودی ضایعه در روش درمان موضعی 7/96% و در روش سیستمیک 93% برآورد گردید. میانه زمان بهبودی برای بیماران به روشهای موضعی و سیستمیک بهترتیب 00/8 هفته و 00/18 روز بود. در روش موضعی، تنها متغیر ضایعه بر روی ران معنادار بود یعنی در صورت وجود ضایعه بر روی ران، طول درمان کاهش مییابد. همچنین متغیر تعداد ضایعه معنادار بود (039/0P=) بهطوریکه افرادی که تعداد ضایعه آنها چهار و یا بیشتر بود شانس بهبودشان 30% کمتر است.
نتیجهگیری: وجود ضایعه بر روی ران، تعداد کم ضایعه، زمان بهبود ضایعات ناشی از آن را کاهش میدهد. همچنین استفاده از مدل کاکس در مطالعات علوم پزشکی، مناسب بهنظر میرسد زیرا افزونبر رخداد پیشامد، زمان وقوع آن را نیز در نظر میگیرد.
نگار عبدی، ایرج عابدی، مظفر ناصرپور، مسعود ربانی،
دوره 79، شماره 6 - ( شهریور 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پروستات شایعترین بدخیمی در مردان و دومین علت مرگومیر در تمام کشورهای دنیا میباشد. مکانیسم دقیق سرطانی شدن پروستات مشخص نیست. از طرف دیگر تشخیص زودهنگام سرطان پروستات میتواند منجر به درمان کامل شود. چندین آزمایش کلینیکی شامل معاینه انگشتی رکتوم (DRE)، بیوشیمیایی مثل آنزیم ویژه پروستات (PSA) و پاتولوژیک مثل بیوپسی با هدایت اولتراسوند (TRUS) برای بررسی اندازه و گسترش سرطان پروستات استفاده میشود. در این مطالعه ارتباط بین مقدار میانگین سرم PSA و شاخص گلیسون بهعنوان روش استاندارد در بیماران مبتلا به سرطان پروستات در مقایسه با پارامترهای استخراج شده از DCE-MRI ارزیابی گردید.
روش بررسی: این مطالعه بنیادی کاربردی بر روی 90 بیمار مبتلا به سرطان پروستات که براساس معیارهای Mc Donald از اسفند 1398 تا مهر 1399 به مرکز تصویربرداری شفای اصفهان ارجاع شده بودند، انجام شد. نواحی مشکوک به کانون سرطان توسط پزشک متخصص رادیولوژی مشخص و شاخصهای تصاویر داینامیک شامل Ktrans و Kep تعیین شد. نرمافزارهای تجاری موجود دادههای DCE-MRI را گرفته و نقشههای پارامتریک مثل نقشههای Ktrans و Kep را ایجاد میکنند که میتوان برای اهداف تشخیص استفاده نمود.
یافتهها: نقشههای Kep و Ktrans تفاوت معناداری میان بافت سالم و سرطانی نشان دادند. Kep و Ktrans در سرطان پروستات بهطور قابلتوجهی بالاتر از بافت سالم بود (05/0P<). بهمنظور بررسی ارتباط پارامترهای DCE-MRI و یافتههای هیستوپاتولوژیک از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. همچنین هیچ ارتباط معناداری بین شاخص گلیسون و پارامترهای DCE-MRI مشاهده نشد.
نتیجهگیری: پارامترهای DCE-MRI بهطور قابلتوجهی تشخیص دقیق سرطان پروستات را بهبود بخشیده و بهعنوان روشی موثر برای تشخیص، مدیریت و ارزیابی مردان مبتلا به سرطان پروستات مفید است اما نباید بهعنوان جایگزینی برای نمونهبرداری از بافت در نظر گرفته شود.
آیه شمسالدینی، مریم عامیزاده، کرامت مظفرنیا، نفیسه فخارپور،
دوره 79، شماره 8 - ( آبان 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: اوتیت یک واژه عمومی برای التهاب یا عفونت گوش است که به دو دسته کلی اوتیت مدیا و اوتیت اکسترن تقسیم میشود. هدف بررسی فراوانی انواع اوتیت و علایم آنها در بیماران مراجعهکننده به درمانگاه است.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت مقطعی و توصیفی از فروردین تا اسفند ۱۳۹۸ در بیماران مراجعهکننده به درمانگاه ریفرال بیمارستان شفا کرمان با تشخیص انواع اوتیت انجام شد و اطلاعات دموگرافیک آنها بررسی شد. نمونهگیری بهصورت سرشماری و بررسی با استفاده از پرسشنامه انجام شد.
یافتهها: در این مطالعه ۲۰۰ بیمار با تشخیص اوتیت بررسی شدند که ۵۳% آنها اوتیت اکسترن، ۵/۲۶% اوتیت مدیای حاد، %۱۱ اوتیت مدیای مزمن و ۵/۹% اوتیت سروز بودند. درصد اوتیت در جنس مرد، سطح تحصیلات دیپلم و پایینتر، در زندگی در شهر بیشتر بود.
نتیجهگیری: با توجه به شیوع بالای اوتیت در قشر فعال جامعه (زیر۵۰ سال) و عوارض داخل و خارج جمجمهای آن توصیه به تشخیص و درمان سریعتر میشود.
مظفر جان فزا، محمد رحمان رحیمی،
دوره 82، شماره 7 - ( مهر 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: فشارخون بالا (هایپرتانسیون) یکی از مهمترین عوامل خطرزا برای بیماریهای قلبیوعروقی به شمار میرود و بهدلیل شیوع بالای آن، بهعنوان یک چالش عمده بهداشت جهانی شناخته میشود مطالعه حاضر با هدف تاثیر هشت هفته فعالیت بدنی با مصرف مکمل ویتامین دی بر روی شاخصهای اندوتلیالی در بیماران هایپر تانسیونی انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش بهصورت نیمه تجربی پیش آزمون و پس آزمون و از خرداد تا مهر 1401 در بیمارستان سید شهدا ارومیه انجام شد. تعداد۴۰ نفر زن و مرد واجد شرایط بهصورت تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند (گروه مکمل، گروه دارونما + تمرین، گروه مکمل+ تمرین و گروه کنترل) تقسیم شدند. برنامه تمرینی گروههای تجربی شامل هشت هفته تمرین هوازی دویدن بر روی تردمیل (سه جلسه/ هشت هفته) بود. برای ارزیابی متغیرهای بیوشیمیایی 48 ساعت پیش و پس از مداخله در حالت ناشتا خونگیری با حجم 10 سیسی انجام شد.
یافتهها: نتایج تحقیق نشان میدهد هشت هفته تمرین هوازی بر ویتامینD، شاخص توده بدنی، اکسید نیتریک، اندوتلین -1و وزن بهطور معناداری تاثیر داشت (05/0P<) و میزان فشارخون سیستولیک در گروههای مکمل، مکمل + تمرین و تمرین + دارونما نسبت به گروه کنترل تغییر کرد (05/0P<).
نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که مصرف هشت هفته مکمل ویتامین D به همراه فعالیت هوازی باعث کاهش شاخصهای فشارخونی در افراد حاضر خواهد شد. همچنین مصرف مکمل ویتامینD به همراه فعالیت بدنی باعث کاهش BMI، افزایش NO، کاهش ET-1 و وزن بدن در افراد حاضر در پژوهش شد.