جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای معصومه گیتی

معصومه گیتی، ندا نبی زاده، مارینا تومانیان،
دوره 59، شماره 4 - ( 5-1380 )
چکیده

جهت ارزیابی کارآیی Image Guided FNA در ضایعات پستان، نتایج سیتولوژی 401 بیمار که با این روش نمونه برداری سوزنی شده بودند، مورد بررسی قرار گرفت. همگی بیماران ضایعاتی داشتند که یا غیرقابل لمس بوده یا بطور واضح توسط جراح قابل ارزیابی نبودند و کلیه موارد FNA با راهنمایی سونوگرافی توسط رادیولوژیست ثابت انجام شد. نتیجه سیتولوژی FNA در 7/98 درصد ناکافی برای تشخیص (Inconclusive) و 67/83 درصد خوش خیم (benign) و 10/97 درصد مشکوک (suspicious) و 13/22 درصد بدخیم (malignant) گزارش شد. از این تعداد بیمار نتیجه پاتولوژی قطعی بعد از عمل در 128 مورد بدست آمد. در بررسی ارزش های آماری Image Guided FNA، در ضایعات پستان، حساسیتی برابر 94/34 درصد، ویژگی برابر 82/67 درصد و دقتی برابر 87/5 درصد محاسبه گردید. آزمون همبستگی Pearson ارتباط معنی دار ارزشمندی بین نتایج Image Guided FN با نتایج پاتولوژی بعد از عمل آشکار نمود (66%=r و 0.001=P). با توجه به اینکه نتایج سیتولوژی به چهار گروه (ناکافی، خوش خیم، مشکوک و بدخیم) و نتایج پاتولوژی به دو گروه (خوش خیم و بدخیم) تقسیم شده بود، بررسی آماری تکمیلی جهت یافتن نقطه cut off برای تعیین مرز خوش خیمی و بدخیمی در گزارشات سیتولوژی انجام گرفت. با توجه به نتایج حاصله از این تحقیق، نمونه برداری سوزنی با کمک روشهای تصویربرداری می تواند در موارد لزوم جانشین قابل اعتمادی برای excisional Biopsy و یا عمل جراحی باشد.


نسرین احمدی نژاد، شهریار شهریاریان، افسانه قاسمی فیروزآبادی، معصومه گیتی،
دوره 60، شماره 4 - ( 4-1381 )
چکیده

مقدمه: درحال حاضر ماموگرافی همراه با معاینه کلینیکی اولین و اصلی ترین وسیله تشخیصی سرطان پستان می باشد. اما با وجود حساسیت بالای ماموگرافی حدود 5 تا 15 درصد ضایعات پستان بوسیله ماموگرافی قابل تشخیص نبوده و افتراق ضایعات خوش خیم و بدخیم در این روش میسر نمی باشد. سونوگرافی داپلر رنگی می تواند یک روش مفید در افتراق ضایعات خوش خیم و بدخیم پستان باشد.

مواد و روشها: این تحقیق از دی ماه 1378 لغایت آبان ماه 1379 در مرکز تصویربرداری بیمارستان امام خمینی (ره) جهت تعیین حساسیت و ویژگی سونوگرافی داپلر رنگی و پاور داپلر در افتراق ضایعات خوش خیم و بدخیم پستانی انجام گردید. روش مطالعه توصیفی و آینده نگر از نوع Process Research بود. در این تحقیق سیگنالهای داپلر رنگی و پاور داپلر توسط دستگاه GE logic 500 با پروب 7.5 MHz در 71 توده پستانی بررسی شد و متغیرهای RI) Resistive Index)، میزان و نحوه انتشار عروق در ضایعات مورد مطالعه قرار گرفت. بر اساس این فرضیه که ضایعات فاقد رگ یا کم عروق و دارای عروق محیطی یا مرکزی و با RI بیش از 0/6 خوش خیم و ضایعات پرعروق یا کم عروق دارای عروق نفوذی یا منتشر و RI کمتر از 0/6 بدخیم می باشند، نتایج داپلر رنگی تعیین شده و سپس با نتایج پاتولوژی که از طریق FNA و جراحی بدست آمده بود مقایسه و میزان حساسیت و ویژگی هر تست محاسبه گردید.

یافته ها: با توجه به نتایج پاتولوژی از 71 توده مورد بررسی 22 توده بدخیم و 49 توده خوش خیم بودند. اکثر توده های بدخیم پرعروق بوده (15 توده) و بیشتر آنها عروق نفوذی و منتشر داشتند (14توده). سه توده بدخیم فاقد رگ بود که هر سه کوچکتر از 10 میلی متر بودند. اکثر توده های خوش خیم و فیبروآدنومها فاقد رگ بودند (35 توده). پنج توده خوش خیم پرعروق بود و عروق منتشر و نفوذی در 9 توده خوش خیم دیده شد. 12 توده بدخیم، 2 فیبروآدنوم و تمامی ضایعات خوش خیم، RI بیشتر از 0/6، 7 توده بدخیم و 6 توده خوش خیم، RI کمتر از 0/6 داشتند. حساسیت سونوگرافی داپلر رنگی و پاور داپلر برای تعیین بدخیمی بر اساس پرعروق بودن ضایعه 68 درصد، براساس عروق منتشر و نفوذی 64 درصد و براساس RI کمتر از 0/6 برابر 32 درصد بود. ویژگی این روش برای معیارهای فوق به ترتیب 90 درصد، 82 درصد و 88 درصد می باشد با استفاده از مجموع معیارهای فوق برای تعیین بدخیمی حساسیت، 73 درصد و ویژگی 82 درصد می باشد (P<0.0001).

نتیجه گیری و توصیه ها: بنابر نتایج فوق میزان و نحوه انتشار و مورفولوژی عروق توده های پستانی در داپلر رنگی و پاور داپلر یک یافته مهم برای تشخیص احتمال بدخیم است اما RI ارزش تشخیصی چندانی ندارد. حساسیت سونوگرافی داپلر و پاور داپلر نسبت به ماموگرافی پایینتر بوده و این تست به عنوان یک تست غربالگری سرطانهای پستان مناسب نمی باشد ولی به عنوان مکمل جهت افتراق ضایعات خوش خیم و بدخیم و کاهش موارد بیوپسی های غیرضروری یک روش مفید است. در این بررسی بین نتایج داپلر رنگی و پاورداپلر، بجز یک مورد که در داپلر رنگی توده فاقد رگ بوده و در پاور داپلر دارای یک رگ مرکزی بود هیچگونه تفاوتی دیده نشد.


رامش عمران پور، شقایق حق شناس، معصومه گیتی،
دوره 61، شماره 5 - ( 5-1382 )
چکیده

مقدمه: در حال حاضر با اینکه درمان جراحی سرطان پستان از رادیکال ماستکتومی بطرف درمان های محافظه کارانه سوق کرده، اما درمان جراحی آگزیلا تغییر چندانی ننموده است. وضعیت غدد لنفاوی آگزیلا بهترین فاکتور برای تعیین پیش آگهی بیماران و بقا آنهاست. اطلاع از وضعیت غدد لنفاوی آگزیلا، در طراحی روش درمان و نیز بررسی پروگنوز سرطان پستان اهمیت زیادی دارد.

مواد و روش ها: کلیه بیمارانی که از ابتدای سال 1379 تا انتهای سال 1380 با تشخیص سرطان پستان قابل عمل (Stage I,II بالینی)، در بخش های انستیتو کانسر بستری شدند و کاندید عمل جراحی Modified radical mastectomy یا Breast conservating surgery شدند، شامل 100 نفر، وارد مطالعه گردیدند و سونوگرافی ناحیه آگزیلاری روی ایشان قبل از عمل جراحی دیسکسیون آگزیلا انجام گردید (T1 stage و T2 کلینیکی).

یافته ها: اغلب بیماران در Stage II بیماری و تعداد قابل توجهی از آنان (28 مورد) در Stage III پاتولوژیک بودند. حساسیت سونوگرافی در تشخیص متاستاز بدخیم غدد لنفاوی، هفتاد و هشت درصد و Specificity، هفتاد و نه درصد و Accuracy هفتاد و نه درصد بوده است. PPV، هشتاد و پنج درصد و NPV، هفتاد درصد بوده است.

نتیجه گیری و توصیه ها: سونوگرافی قبل از عمل، بتنهایی، وسیله مناسبی برای تشخیص متاستاز به غدد لنفاوی نمی باشد.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb