35 نتیجه برای منصوری
اکبر بردبار، حجت اله مالکی، مسعود منصوری،
دوره 33، شماره 2 - ( 8-1354 )
چکیده
پروین منصوری،
دوره 51، شماره 2 - ( 2-1372 )
چکیده
در این مطالعه، 234 بیمار مبتلا به زرد زخم از نظر شیوع سنی، علائم بالینی و عامل مولد زرد زخم بررسی شدند و از نظر اثرات روشهای درمانی مختلف سیستمیک و موضعی مورد ارزیابی قرار گرفتند. تجارب حاصل تا حدودی با مطالعات قبلی قابل تطبیق است، سفالکسین آنتی بیوتیک برتر با اثر درمانی معادل با فوسیدین موضعی بود.
پروین منصوری، شیدا شمس، فریدون دواچی، محمود اکبریان، فرهاد شهرام،
دوره 52، شماره 1 - ( 1-1373 )
چکیده
احمد جوادیان، فریدون سلطان مرادی، شبنم عزلتی، علی منصوری، محمد اسلامی، لیلا کیانی، امید پورنیک، مژگان کاربخش داوری، پژمان محرابیان،
دوره 54، شماره 1 - ( 1-1375 )
چکیده
در 100 موش سوری سالم، بالغ و ماده با وزنی حدود 20 تا 25 گرم دو زخم کامل و نسبتا قرینه با مساحت حدود 15+100 میلی مترمربع در ناحیه پشت ایجاد شده است موش ها بطور تصادفی در سه گروه قرار گرفته اند. گروه یک، تابش به زخم راست، گروه دو، تابش به زخم چپ و گروه سه، کنترل زخم های گروه های آزمون در طی 10 روز، روزانه بمدت 250 ثانیه مورد تابش لیزر هلیوم-نئون (طول موج 632.8nm و توان ثابت 16mw) قرار گرفتند. موش های گروه کنترل نیز در شرایط یکسان بمدت 250 ثانیه ثابت نگهداشته شدند. اندازه زخم ها هردو روز یکبار اندازه گیری شد همچنین هر سه روز یکبار از تعداد مشخصی از نمونه ها برای بررسی میکروسکوپی مراحل بهبود زخم بیوپسی بعمل آمد. تفاوت بهبود زخم، بین گروه آزمون و شاهد معنی دار بود همچنانکه بوسیله روش های آماری (مانند One way و SCHEFFE و ANOVA) با (?=0.05) تایید شد و بوسیله یافته های میکروسکوپی ثابت گردید. این آزمایش بصورت "Blind" انجام گرفت. هیچ تفاوت معنی داری بین بهبود زخم دوطرفه در گروه های آزمون مشاهده نشد. این تحقیق به این ایده که «لیزردرمانی» باعث آزاد شدن فاکتورهای سیستمیک بهبود زخم می شود قوت می بخشد.
محمدرضا فره وش، پروین منصوری، سیمین آراد،
دوره 55، شماره 6 - ( 5-1376 )
چکیده
تعداد 218 بیمار مبتلا به همانژیوم پورت-واین با بسیاری از جزئیات بالینی مورد بررسی قرار گرفته اند. با استفاده از لیزر آرگون، (Argon Laser) تعداد 250 Test Spot در 218 بیمار انجام و نتایج در ارتباط با جنبه های بالینی ضایعات، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. میزان سفید شدن 6 ماه بعد از Test Spot در 55/61 درصد موارد به صورت واضح و در 44/38 درصد جزئی بود. نتایج عالی و خوب در 45/75 درصد Test Spot ها مشاهده شد. در 17/51 درصد بیماران نتیجه متوسط و در 36/72 درصد نتیجه ضعیف بود. شایعترین عارضه در بیماران پیگمانتاسیون بود. اسکار عارضه شایع بعدی بود (برخلاف آمارهای اروپائی و امریکایی). در تعدادی از بیماران که Test Spot اولیه موفقیت آمیز نبود، Test Spot ثانوی انجام شد.
شهلا منصوری،
دوره 56، شماره 1 - ( 1-1377 )
چکیده
استافیلوکوک اورئوس از عمده ترین عوامل ایجاد عفونت های بیمارستانی است. به منظور بررسی و تعیین میزان حاملین این باکتری، از حلق و بینی 378 نفر از کارکنان 4 بیمارستان دانشگاهی شهر کرمان نمونه گیری بعمل آمد. همچنین از 378 نفر از کسانی که با بیماران ارتباط شغلی مستقیم نداشتند و از نظر سن و جنس مشابه بودند نیز بعنوان گروه کنترل نمونه گرفته شد. 73 بیمار بستری در بخشهای مختلف نیز در این رابطه بررسی گردیدند. فراوانی حاملین بینی در گروه کنترل 33%، در گروه بیمارستانی 36/8% و در بیماران 38/4% تعیین گردید که تفاوت آماری معنی داری نداشت. فراوانی حاملین حلق در سه گروه مذکور به ترتیب 12/4%، 25% و 22% بود که در مورد کارکنان بیمارستان و گروه کنترل، حاملین بینی بیشتر از حاملین حلق بود (P=0.0001). فراوانی حاملین حلق در کارکنان بیمارستان و بیماران، بطور معنی داری بیشتر از گروه کنترل بود (P=0.0002). تفاوت آماری معنی داری میان حاملین استافیلوکوک ارئوس در بینی، حلق و حلق و بینی بطور همزمان در گروههای سنی مورد بررسی دیده نشد. 42% از مردان و 30/5% از زنان، حامل استافیلوکوک ارئوس بودند که تفاوت آماری معنی داری در این رابطه میان حاملین زن و مرد دیده می شود (P=0.00025). علاوه بر آن، تعداد مردانی که بطور همزمان باکتری را در حلق و بینی خود داشتند، دو برابر زنان بود (P=0.00025). در ارتباط با بخش های مختلف بیمارستان که کارکنان در آنجا مشغول به کار، یا بیماران در آن بستری بودند و همچنین شغل کhرمندان، با فراوانی حاملین استافیلوکوک ارئوس در حلق، بینی یا حلق و بینی بطور همزمان تفاوت آماری معنی داری مشاهده نشد. فراوانی بیشتر حاملین حلق در بیماران و کارکنان بیمارستان نسبت به گروه کنترل، می تواند زنگ خطری برای ایجاد عفونتهای حاد و جدی استافیلوکوکی باشد که نیاز به پیگیری و کنترل بیشتری خواهد داشت.
پروین منصوری، محمدرضا مرتضوی،
دوره 56، شماره 2 - ( 2-1377 )
چکیده
گریزئوفولوین خوراکی، سالهاست که بعنوان یک داروی ضدقارچ موثر در بسیاری از بیماریهای قارچی بکار می رود. در این مطالعه، برای نخستین بار در ایران، اثرات درمانی گریزئوفولوین موضعی در تینه آ ورسیکالر بررسی و با کلوتریمازول موضعی و دارونما مقایسه گردید. از مجموع 105 بیمار، 39 نفر محلول گریزئوفولوین یک درصد، 36 بیمار محلول کلوتریمازول یک درصد و 30 بیمار محلول دارونما (ماده حامل در محلول گریزئوفولوین) را دریافت نمودند. نتایج درمانی پس از دو هفته استعمال موضعی بدین ترتیب جمع بندی شد: 17/9 درصد بیماران دریافت کننده گریزئوفولوین، 38/9 درصد بیماران مصرف کننده کلوتریمازول و 13/3 درصد بیماران دریافت کننده دارونما، کاملا درمان شدند. این تحقیق نشان می دهد که گریزئوفولوین موضعی، در یک حلال مناسب، می تواند اثرات ضدقارچ خود را اعمال نماید.
ابراهیم رزم پا، محمدعلی محققی، پرستو منصوری،
دوره 57، شماره 3 - ( 3-1378 )
چکیده
حدود 15% از سارکومهای نسج نرم در سروگردن بروز می نماید. در تشخیص افتراقی توده های تومورال این ناحیه بویژه در افراد جوانتر، سارکوم نیز باید مدنظر باشد. مطالعه ما در بیماران مبتلا به سارکوم در ناحیه سروگردن که در طول سالهای 75-1366 در بیمارستان امام خمینی و انستیتو کانسر بستری بودند، انجام شد. این پژوهش با استفاده از پرونده پزشکی بیماران و بصورت گذشته نگر و به منظور تعیین فراوانی انواع سارکوم در این ناحیه، تعیین همراهی عوامل خطر با بروز سارکوم در سر و گردن و تعیین علائم بالینی سارکوم در سروگردن به انجام رسید. در میان 40 بیمار موجود، سن 40-31 سال و جنس مذکر و اقامت در شهرها بعنوان عوامل همراه بدست آمدند. استئوسارکوم شایعترین پاتولوژی و وجود توده بدون درد شایعترین علامت در تمام انواع هیستولوژیک بود. 80% بیماران در هنگام مراجعه در مرحله اولیه بودند. 42/5% بیماران پس از درمان، عود داشتند.
زهرا پورپاک، محبوبه منصوری، ابوالحسن فرهودی،
دوره 60، شماره 1 - ( 1-1381 )
چکیده
مقدمه: شیوع آلرژی غذایی در شیرخواران در حدود 8-6 درصد می باشد. و گندم که منبع مهم کربوهیدرات و پروتئین دنیا می باشد در زمره 6 آلرژن شایع غذایی در کودکان به حساب می آید. هدف این مطالعه شناسائی بیماران مبتلا به آلرژی به گندم، و تشریح اهمیت آن جهت آشنایی بیشتر با این بیماری می باشد.
مواد و روشها: از میان کودکان با علائم آلرژی (پوستی، گوارشی و تنفسی) مراجعه کننده به درمانگاه ایمونولوژی و آلرژی مرکز طبی کودکان، در مدت 12 ماه، 35 بیمار مشکوک به آلرژی به گندم شناسایی شدند تشخیص آلرژی به گندم بر اساس تست خراش پوستی، ایمونوگلوبولین E مثبت با آلرژن گندم، وجود سابقه واضح آنافیلاکسی با خوردن گندم و یا چالش مثبت با گندم در این بیماران داده شد.
یافته ها: آزمون پریک در 85.1 درصد موارد، ایمونوگلوبولین E در 90.3 درصد موارد انجام شده مثبت بود. آزمون چالش با گندم در 11 مورد انجام شد که27.2 درصد مثبت بود ( و در 21 مورد به دلیل سابقه آنافیلاکسی و یا واکنش حاد انجام چالش مجاز نبود) نهایتا تعداد 24 بیمار با تشخیص قطعی آلرژی به گندم شناسایی شدند. تظاهرات بالینی این بیماران در 87 درصد موارد به صورت آنافیلاکسی به دنبال خوردن گندم بوده که این تظاهرات در 91 درصد موارد تکرار شونده بوده است. همچنین در 50 درصد بیماران تظاهرات مزمن آلرژن به صورت آسم و درماتیت آتوپیک وجود داشت. در بیماران ما سن شروع علائم بالینی با سن شروع تغذیه کمکی مطابقت داشت.
نتیجه گیری و توصیه ها: پیشنهاد می شود تغذیه کمکی با گندم در کودکان آتوپیک حتی الامکان تا یکسالگی به تاخیر افتد همچنین با توجه به عدم رابطه رژیم غذایی مادر و بروز آلرژی به گندم در شیرخوار، پرهیز مادر از گندم در دوران شیردهی ضرورت ندارد. آنافیلاکسی در بین این بیماران و تکرار آن که حاکی از شدت واکنشهای غذایی در این بیماران می باشد، توجه بیشتر هنگام چالش با گندم را می طلبد و از سوی دیگر نمایانگر وجود موارد خفیف تر احتمالی از این آلرژی در جامعه می باشد که به مراکز درمانی مراجعه نکرده و ناشناخته می مانند این مطالعات توجه بیشتر پزشکان را به این نوع آلرژی جلب می کنند.
زهرا پورپاک، محبوبه منصوری، ابوالحسن فرهودی، زهرا غیاثی اصفهانی،
دوره 60، شماره 2 - ( 2-1381 )
چکیده
مقدمه: در میان بیماریهای آلرژی، حساسیت غذایی یکی از مهمترین ها می باشد که اگرچه در بالغین شیوع کمی دارد ولی شیوع آن در شیرخواران 8 درصد گزارش شده است و گندم یکی از 6 آلرژن غذایی شایع، در مطالعات مختلف شناخته شده است و با توجه به تداخل آنتی ژنیک گسترده در خانواده غلات تعیین جانشین غذایی مناسب برای گندم در بیماران حساس به گندم هدف اصلی این مطالعه می باشد.
مواد و روشها: 24 بیمار با تشخیص قطعی حساسیت نوع اول به گندم، در این مطالعه وارد شدند تست پوستی بروش Prick و تعیین IgE اختصاصی به روش ELISA با 6 غله (گندم، یولاف، جو، چاودار، ذرت و برنج) انجام شد و همچنین چالش غذایی بعنوان Gold standard با سه غله در دسترس و رایج فرهنگ غذایی ایران (جو، برنج و ذرت) صورت گرفت. همچنین مقایسه بین پوسته گندم و آرد گندم از نظر آلرژیزا بودن با تست پوستی به روش پریک انجام شد.
یافته ها: در نتایج تست پوستی با خانواده غلات غیر از جو که در 66/7 درصد موارد مثبت بود سایر غلات بین 80-100 درصد موارد پاسخ مثبت داشتند و تست پوستی با پوسته گندم در صددرصد بیماران مثبت بود. در نتایج اندازه گیری IgE اختصاصی بیشترین پاسخ مثبت به ترتیب با گندم و جو (94/5 درصد و 68 درصد) مشاهده شد و آزمون IgE اختصاصی ذرت تنها در 10 مورد انجام شد که 3 مورد آن مثبت بود و در مورد سایر غلات در کمتر از 11 درصد موارد پاسخ مثبت داشتند همچنین در آزمون چالش خوراکی با خانواده غلات چالش با جو در 60 درصد موارد بدست آمد ولی کلیه موارد چالش با ذرت و برنج منفی بود.
نتیجه گیری و توصیه ها: با توجه به عدم تفاوت واکنشهای تست پوستی بین پوسته گندم و آرد گندم بنظر می رسد پرهیز از هر دو ماده در بیماران حساس به گندم الزامی است. براساس نتایج، بهترین جانشین غذایی برای بیماران حساس به گندم به ترتیب ذرت و برنج می باشد. از آنجا که کمترین میزان پاسخ IgE اختصاصی بعد از برنج و ذرت، با یولاف و چاودار مشاهده شده است می توان در صورت در دسترس بودن این مواد، در اولویتهای بعدی، چالش شده و درتغذیه بیماران قرار گیرد ولی لازمست برای شروع تغذیه با جو در بیماران حساس به گندم حتما چالش غذایی در بیمارستان و با فراهم بودن امکانات اورژانس انجام شود.
علیرضا صالحی نوده، سیدمحمد موذنی، پروین منصوری،
دوره 62، شماره 2 - ( 2-1383 )
چکیده
مقدمه: آلوپشیا آره آتا یک بیماری التهابی مزمن و شایع مو و ناخن هاست که در برخی از موارد منجر به ناتوانی رشد و ریزش موها می گردد. تاکنون عوامل متعددی از جمله عوامل ژنتیکی، خودایمنی، آتوپی، استرس و ... بعنوان عوامل موثر در ابتلا و شدت بیماری شناخته شده اند. با این وجود علت اصلی ابتلای افراد به این بیماری هنوز بطور دقیق شناسایی نشده است. دلایل متعددی نظیر وجود اتوآنتی بادی ها برعلیه آنتی ژنهای فولیکول مو و همچنین ارتشاح سلول های صلاحیت دار سیستم ایمنی در مناطق آسیب دیده از بیماری، باعث شده است تا اکثر محققین این بیماری را در زمره بیماری های خودایمنی قرار دهند. در تحقیقی که در گروه ایمنی شناسی دانشگاه تربیت مدرس در ارتباط با نقش ایمنی هومورال در پاتوژنز بیماری آلوپشیا آره آتا صورت گرفت شواهدی از وجود نئوآنتی ژن ها در فولیکول موهای مبتلا بدست آمد لیکن بدلیل اینکه تحقیقات متعدد انجام شده حاکی از اهمیت بیشتر بازوی سلولی سیستم ایمنی در پاتوژنز آلوپشیا آره آتا می باشد و برآن شدیم تا بکارگیری تست LTT به جستجو و اثبات نئوآنتی ژن ها در فولیکول موهای مبتلا بپردازیم.
مواد و روش ها: به این منظور تعیین پاسخ تکثیری لنفوسیت های خون محیطی در دو گروه بیمار و سالم بطور مجزا برعلیه عصاره فولیکولی افراد سالم و بیمار مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: نتایج حاصل نشاندهنده عدم وجود اختلاف معنی دار در پاسخ تکثیری لنفوسیت های خون محیطی افراد سالم و مبتلا به آلوپشیا نسبت به عصاره فولیکولی مو سالم بود. این پاسخ ها در عصاره فولیکولی موی مبتلا نیز تفاوت معنی داری از خود نشان نداد (P=0.808).
نتیجه گیری و توصیه ها: باتوجه به نتایج بدست آمده اگرچه نتوانستیم وجود نئوآنتی ژن ها را در فولیکول موی مبتلا به آلوپشیا اثبات نماییم. لیکن این نتایج نمی تواند نقش نئوآنتی ژن ها در پاتوژنز بیماری را بطور کامل رد کند زیرا در آزمایش LTT سلول های تکثیر شونده از نوع خاطره ای بوده و احتمالا درصد این سلول ها در خون محیطی بسیار پایین می باشد و پاسخ ایمنی بیشتر به مناطق درگیر همچون فولیکول های موی مبتلا محدود می شود. لذا تفاوت در پاسخ تکثیری لنفوسیت های خون محیطی نمی تواند دقیقا بیانگر چگونگی پاسخ های ایمنی در مناطق درگیر باشد. روشن است این مسئله نیازمند انجام تحقیقات بیشتر در این زمینه است.
منصور کشاورز، پریسا حسنین، محسن پرویز، مرضیه منصوری، نپتون سلطانی، ناصرمیرازی،
دوره 64، شماره 6 - ( 5-1385 )
چکیده
زمینه و هدف :دیابت، بیماری مزمنی است که با عوارض بسیاری از جمله نوروپاتی محیطی همراه می باشد. گرچه پاتوفیزیولوژی دقیق نوروپاتی دیابتی بطور کامل شناخته نشده است، اما احتمالاً هیپرگلیسمی در بروز آن نقش دارد. با توجه به اثر منیزیم خوراکی در پیشگیری از بروز هیپرگلیسمی در دیابت، در این مطالعه به ارزیابی تأثیر تجویز منیزیم خوراکی بر هیپرآلژزی حرارتی ناشی از دیابت در موشهای صحرایی پرداختیم.
روش بررسی: موش های صحرایی نر نژاد ویستار به چهار گروه مساوی شامل گروههای کنترل، دیابتی، دیابتی درمان شده با منیزیم وکنترل درمان شده با منیزیم تقسیم شدند. در گروه دیابتی درمان شده با منیزیم ، سولفات منیزیم (gl/L10) از روز دهم بعد از تزریق استرپتوزوسین به مدت 8 هفته به آب آشامیدنی حیوانات اضافه شد. در گروه کنترل درمان شده با منیزیم نیز همین الگو اجرا گردید. دو گروه دیگر، آب معمولی فاقد سولفات منیزیم را دریافت کردند.
یافتهها: هشت هفته پس از تشخیص دیابت ، کاهش معنی داری درآستانه درد حرارتی و منیزیم پلاسما و نیز افزایش قابل توجهی در گلوکز پلاسما در حیوانات دیابتی نسبت به کنترل مشاهده شد. تجویز منیزیم خوراکی به مدت 8 هفته از زمان تشخیص دیابت از کاهش آستانه درد حرارتی جلوگیری کرده و سطوح گلوکز و منیزیم پلاسما را به حد طبیعی رساند.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که تجویز خوراکی منیزیم به محض تشخیص دیابت، می تواند ازبروز هیپرگلیسمی و هیپرآلژزی حرارتی ناشی از دیابت درموش صحرایی، جلوگیری کند.
محبوبه منصوری، مسعود موحدی، زهرا پورپاک، رزیتا اکرمیان، راهله شکوهی شورمستی، حبیبه مظفری، ابوالحسن فرهودی،
دوره 65، شماره 5 - ( 5-1386 )
چکیده
آلرژی به شیر گاو شایعترین آلرژی غذایی در سال اول عمر است. در حال حاضر تنها درمان پذیرفته شده در آلرژی غذایی پرهیز از آلرژن مربوطه میباشد. از آنجاییکه شیر گاو ترکیب عمده رژیم غذایی شیرخواران میباشد این اقدام چندان منطقی و عملی نیست. هدف این مطالعه ارائه یک راهکار درمانی در بیماران مبتلا به آلرژی به شیر گاو است.
روش بررسی: تمامی بیماران با تشخیص قطعی آلرژی به شیر گاو از نوع با واسطۀ IgE که بین اسفند ماه 1383 تا آذر ماه 1384 به درمانگاه آلرژی مرکز طبی کودکان مراجعه نمودند، در دو گروه مداخله و کنترل وارد مطالعه شدند و پس از تکمیل پرسشنامه، در مورد گروه مداخله حساسیتزدایی خوراکی و در مورد گروه کنترل حداقل شش ماه پیگیری و بررسی بالینی و آزمایشگاهی بهعمل آمد. در نهایت هر دو گروه از نظر علائم بالینی و نتایج IgE اختصاصی به شیر مجددا˝ بررسی شدند.
یافتهها: 20 بیمار مورد حساسیتزدایی خوراکی قرار گرفتند و 13 بیمار در گروه شاهد بودند. هر دو گروه از نظر میانگین سنی، جنسیت و علائم بالینی تقریبا˝ مشابه بودند. در پایان مطالعه در 18 نفر گروه مداخله (90%) حساسیتزدایی با موفقیت پیش رفت و در 14 نفر آنها (70%) به اتمام رسید. تمامی افراد گروه کنترل همچنان با مصرف شیر گاو علامتدار باقی ماندند.
نتیجهگیری: بیماران در طی متوسط 9 ماه حساسیتزدایی شدند، این اقدام در 90% بیماران موفقیتآمیز بوده و روند آن رو به اتمام است. نظر به علامتدار ماندن بیماران گروه کنترل در 100% موارد، روش حساسیتزدایی خوراکی میتواند یک درمان امیدوارکننده در آلرژی غذایی باشد.
مرحوم ابوالحسن فرهودی، قاسم آهنگری، زهرا چاوشزاده، اصغر رامیار، مسعود موحدی، محمد قرهگزلو، مرضیه حیدرزاده، محمدرضا فضلالهی، محمد حسن بمانیان، فریبرز زندیه، محبوبه منصوری،
دوره 65، شماره 7 - ( 7-1386 )
چکیده
همراهی موتاسیون ژن کدکننده الاستاز نوتروفیل (ELA2) با اختلالات نوتروپنی مزمن شدید نشان داده شده است و تنوع زیادی در موتاسیون این ژن گزارش شده است. این مطالعه به بررسی آنالیز ژن ELA2، تظاهرات بالینی و آزمایشگاهی بیماران میپردازد.
روش بررسی: طی سالهای 84-1382، 21 بیمار با اختلالCyclic Neutropenia (CN) یا (SCN) Severe Congenital Neutropenia انتخاب و آنالیز ژن ELA2 با دو روش RT-PCR و Automated Capillary Sequencing انجام شد.
یافتهها: سندرم کاستمن و نوتروپنی دورهای بهترتیب برای سه و 18 بیمار مطرح شد. یک یا دو موتاسیون در 18 مورد (7/85%) از کل بیماران مشاهده شد. همه بیماران SCN موتاسیون در ژن ELA2 داشتند، که سه بیمار (7/16%) مبتلا به نوتروپنی CN فاقد موتاسیون این ژن بودند. فراوانترین موتاسیون بهترتیب در اگزونهای چهار و دو بود. هفت بیمار در دو اگزون ژن موتاسیون داشتند. 16 مورد متفاوت از 18 موتاسیون شناسایی شد. متوسط سن بیماران 6/17±4/13 ماه بود. 9/61% از بیماران با هم نسبت فامیلی داشتند. در 21 بیمار، متوسط میزان مطلق نوتروفیل خون محیطی (ANC) 4/491±5/830 در هر mm3 بود. بهطور متوسط هر بیمار 6/1±2/2 بار بستری شده است. بیماران CN بهطور معنیداری میزان مطلق نوتروفیل بیشتری نسبت به گروه SCN داشتند، میزان ANC بین بیماران با و بدون موتاسیون اختلاف معنیداری نداشت. همه بیماران گروه SCN دارای دو یا بیش از دو عارضه عفونی بودند. عوارض عفونی بین دو گروه با و بدون موتاسیون و همچنین CN یا SCN اختلاف معنیدار نداشت.
نتیجهگیری: موتاسیون ژن ELA2 نقش قابل توجه در پاتوژنز اختلالات CN و SCN دارد. اختلال CN بیش از آنچه قبلا تصور میشد تنوع ژنوتیپی دارد. ارتباط معنیداری بین وجود موتاسیون و شیوع تظاهرات بالینی بیماران نوتروپنی CN و یا SCN وجود ندارد.
مرضیه منصوری، محسن پرویز، منصور کشاورز، نپتون سلطانی، شهریار غریب زاده،
دوره 65، شماره 13 - ( دوره 65، ویژه نامه شماره 1 1386 )
چکیده
دیابت ملیتوس یک اختلال متابولیک شایع است که با تغییرات ساختمانی و عملکردی در سیستم عصبی مرکزی و محیطی همراه است. در جریان بیماری دیابت، اختلال حافظه رخ میدهد و سطح منیزیم پلاسما در بیماران مبتلا به دیابت ملیتوس کاهش مییابد. برخی مطالعات نشان دادهاند که افزودن منیزیم به رژیم غذایی میتواند تاثیر مثبت در کنترل دیابت داشته باشد. روش بررسی: موشهای صحرایی نر با mg/kg 40 استرپتوزتوسین وریدی دیابتی گردیدند. جهت کنترل دیابت از سولفات منیزیم با دوز g/l10 استفاده گردید که به آب آشامیدنی آنها اضافه میشد. بهمنظور بررسی اینکه آیا استفاده سیستمیک از سولفات منیزیم میتواند از اختلالات شناختی جلوگیری کند، هشت هفته پس از تایید دیابت، حیوانات در ماز آبی موریس مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافتهها: کاهش معنیداری در مدت زمان یافتن سکو و مسافت شنا در رسیدن به سکو در تمام مدت چهار روز در همه گروهها دیده شد. میانگین مدت زمان تاخیری در گروه دیابتی در مقایسه با سایر گروهها بهطور معنیداری طولانی بوده است که نشاندهنده عملکرد ضعیف موشهایی بوده که بهمدت هشت هفته دیابتی بودهاند. این عملکرد ضعیف بهطور نسبتا˝ کامل با استفاده از سولفات منیزیم قابل پیشگیری است. بهطوریکه مدت زمان یافتن سکو و مسافت شنا در موشهای دیابتی درمانشده با منیزیم در مقایسه با موشهای دیابتی تفاوت معنیداری داشت. نتیجهگیری: بهنظر میرسد پس از هشت هفته درمان با منیزیم (بهمیزان g/l10 در آب آشامیدنی)، حافظه فضایی حیوانات مورد آزمون در مقایسه با پاسخ گروه دیابتی بهتر است که میتواند مطرحکننده نقش منیزیم در جلوگیری از اختلال حافظه فضایی حیوانات دیابتی باشد.
فاطمه نیری، الهه امینی، مامک شریعت، بابک منصوری،
دوره 66، شماره 4 - ( 4-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: در طی سالهای اخیر تغییرات زیادی در نحوه و میزان مراقبت از نوزادان با وزن کمتر از 1000 گرم یا Extremely Low Birth Weight (ELBW) در کشور ما رخ داده است و میزان امید به حیات را در میان این گروه افزایش داده است.
روش بررسی: در طی یک مطالعه آیندهنگر 93 نوزاد یکقلویی را که وزن 1000 گرم و کمتر داشتند و در بیمارستان ولیعصر (عج) در طی چهار سال زنده متولد گردیدند تا موقع ترخیص یا فوت مورد مطالعه قرار دادیم و یکسری اطلاعات نوزاد و مادر ثبت گردید. با استفاده از تستهای آماری مناسب، اطلاعات تجزیه و تحلیل گردید. 05/0p< ملاک معنیداری قرار گرفت.
یافتهها: 93 نوزاد وارد مطالعه گردید. امید حیات در میان آنها 6/36% بود که این میزان با احتساب مرگهای رخ داده در اتاق زایمان و بلافاصله بعد از تولد نیز بود. کمترین وزن تولد 400 گرم، متوسط وزن تولد 48/136±43/850 گرم و کمترین سن حاملگی 23 هفته، متوسط سن حاملگی 77/2±31/28 هفته بود. بیشترین عارضه بعد از تولد RDS با شیوع 89/69% و کمترین عارضه مربوط به انتروکولیت نکروزان آن با شیوع 4/6% بود. 08/44% آنها نسبت به سن حاملگی وزن پایینتر از صدک 10 در منحنی رشد داشتند و 4/48% آنها وزن متناسب با سن حاملگی داشتند.
نتیجهگیری: بهبود کیفیت مراقبت های پرهناتال، کاهش زایمانهای زودرس و نوزادان کموزن، احیاء استاندارد نوزاد در اتاق زایمان، استفاده هرچه بیشتر از استروئید پیش از تولد و در نتیجه کاهش نیاز به رسپیراتور، باعث بهبود پیامد این گروه از نوزادان خواهد شد.
علی ملکی، کامران منصوری، منوچهر میرشاهی، علیاکبر پورفتحاله، محمد اکرمی،
دوره 67، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: پلاسمینوژن توسط یکسری فعالکنندهها (PAs) به آنزیم فعال پلاسمین تبدیل میشود و نقش خود را که انحلال لخته فیبرینی است بهانجام میرساند. سیستم فیبرینولیز همچنین در فرآیند آنژیوژنز نیز دارای نقش اساسی میباشد. فعالیت سیستم فیبرینولیز از طریق پروتئولیز با واسطه فیبرین، مهاجرت و تهاجم سلولی را کنترل میکند. بهعلاوه آنزیم پلاسمین رشد تومور و متاستاز را تنظیم میکند. آنتیبادیهای منوکلونال بهعنوان ابزارهای بیولوژیک کارآمد نقش مهمی را در تحقیقات بنیادین ایفاء میکنند.
روش بررسی: نخست به روشهای مختلف چشمی، سنجش کمی قطعات DD/E بهروش D- دایمر و استفاده از سوبسترای کروموژنیک S-2251 (روش الیزا)، تأثیر آنتیبادیها بر فعالیت سیستم فیبرینولیز در حضور فعالکنندهها بررسی شد. در مرحله بعد اثر آنتیبادیها بر فرآیند آنژیوژنز در یک مدل رگزایی در شرایط آزمایشگاهی مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج حاصله نشان داد که آنتیبادی MC2B8 که مهارکننده فعالیت پلاسمینوژن در حضور فعالکنندههای پلاسمینوژن است، بر فرآیند رگزایی نیز اثر مهاری دارد. A1D12 که یک آنتیبادی علیه بخش N- ترمینال پلاسمینوژن است علاوه بر تسریع فعالیت سیستم فیبرینولیز در حضور فعالکنندهها، باعث فعال شدن فرآیند آنژیوژنز در شرایط آزمایشگاهی میشود.
نتیجهگیری: تشکیل پلاسمین یک مرحله کلیدی در تهاجم و مهاجرت سلولهای اندوتلیال جهت تشکیل عروق خونی است. پلاسمین بهطور مستقیم توسط تجزیه ماتریکس فیبرینی و دیگر ماتریکسها و بهطور غیرمستقیم توسط فعال کردن ماتریکس متالوپروتئازها و فاکتورهای رشد رگزایی در رگزایی نقش دارد. بر طبق نتایج آزمایشگاهی بهدست آمده آنتیبادیهای منوکلونال MC2B8 و A1D12 در یک حالت وابسته به دوز در این فرایند نقش دارند.
مهوش حصاری، کامران منصوری، علی مصطفایی، علی بیدمشکی پور،
دوره 68، شماره 3 - ( 3-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: آنزیمهای پروتئولیتیک، خصوصاً کلاژنازها برای هضم ماتریکس خارج سلولی، جداسازی سلولها و کشت اولیه مورد استفاده قرار میگیرند.
با توجه به مشکلات تخلیص و مقدار کم کلاژنازها در منابع باکتریایی یا جانوری، یافتن منابع جدید و کم هزینه این آنزیمها اهمیت دارد. بههمین جهت در این مطالعه اکتینیدین که فراوانترین پروتیین میوه کیوی است، تخلیص شد و مخلوط مناسبی از آن و تریپسین برای جداسازی سلولهای اندوتلیال آئورت موش صحرایی بهکار رفت.
روش بررسی: سلولهای اندوتلیال آئورت با استفاده از محلول هضمی شامل غلظتهای متفاوت اکتینیدین (دو تا 16 میلیگرم در میلیلیتر) و تریپسین (3/0، 6/0، 2/1 و 4/2 میلیگرم در میلیلیتر) در زمانهای مختلف (15 تا 90 دقیقه) جدا شدند و در محیط کشت DMEM کشت داده شدند. سلولهای جداشده بهواسطه خصوصیات مورفولوژیک و رنگآمیزی ایمونوسیتوشیمی شناسایی شدند و درصد بقا بهکمک آزمون تریپان بلو تخمین زده شد.
یافتهها: اکتینیدین در غلظت 10 میلیگرم در میلیلیتر بههمراه تریپسین با غلظت 2/1 میلیگرم در میلیلیتر بهمدت 60 دقیقه توانست سلولهای اندوتلیال آئورت موش صحرایی را جدا کند. درصد بقای سلولهای ذکر شده در این شرایط 90% تخمین زده شد. خصوصیات مورفولوژیک و ایمونوسیتوشیمی ماهیت سلولهای جدا شده بهعنوان سلولهای اندوتلیال را تأیید نمود.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که مخلوط بهینه اکتینیدین و تریپسین اثرات سمی محسوسی بر سلولهای جدا شده نداشته و گزینهای مناسب و جدید برای جداسازی سلولهای اندوتلیال آئورت موش صحرایی است.
میترا بختیاری، کامران منصوری، علی مصطفایی، یوسف صادقی، هادی مظفری، رستم قربانی، مصطفی رضایی طاویرانی،
دوره 68، شماره 9 - ( 9-1389 )
چکیده
800x600 زمینه و
هدف: سلولهای پیشساز مشتق از پوست نوعی سلول پیشساز هستند که
از کشت درم پستانداران بهدست آمده و در محیط کشت دو ردۀ نورونی و مزودرمی را
تولید میکنند. دستیابی به این سلولها بهعنوان یک منبع اتولوگ و در دسترس سلولهای
پیشساز عصبی، گزینهمناسبی در درمان بیماریهایمختلف سیستم عصبی میباشد. این مطالعه
بهمنظور راهاندازی نحوه جداسازی، کشت، تکثیر و تمایز سلولهای پیشساز مشتق از پوست
انسانی در کشور انجام شده است.
روش
بررسی: ابتدا نمونههای پوست فور اسکین انسانی به قطعات کوچک تقسیم
و پس از هضم آنزیمی در محیط تکثیری کشت داده شدند. پس از پاساژ پنجم با کشت سلولهای
حاصله در شرایط تمایزی عصبی، تمایز انجام شد. برای شناسایی هویت سلولها از تکنیکهای
ایمونوسیتوشیمی و RT-PCR
استفاده شد. توانایی تمایز به نورون و سلول گلیال پس از رنگآمیزی با آنتیبادیهای
اختصاصی در سه تکرار بیولوژیک بررسی شد.
یافتهها: پس از تمایز، سلولهای β- III توبولین مثبت و نوروفیلامنت- M
مثبت مشاهده شدند که مارکرهای اختصاصی سلول عصبی هستند. همچنین سلولهای Glial fibrillary acid protein (GFAP)
مثبت و S100
مثبت دیده شدند که این مارکرها بهطور اختصاصی در سلولهای گلیال بیان میشوند.
خصوصیات مورفولوژیک نیز ماهیت سلولهای تمایز یافته را بهعنوان نورون و سلول
گلیال تایید نمود.
نتیجهگیری: سلولهای
بهدست آمده از پوست فور اسکین انسانی در محیط کشت، بسته به شرایط القایی محیط
توانایی تمایز به نورون و سلول گلیال را دارند.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
رضا یارانی، کامران منصوری، علی بیدمشکیپور، مریم مهرابی، علی ابراهیمی، کیکاووس غلامی، خیراله یاری، علی مصطفایی،
دوره 71، شماره 3 - ( خردادماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف : کشت اولیه بهدنبال جداسازی سلولها از بافت انجام میگیرد. جداسازی و کشت اولیهی ملانوسیتها با توجه به نقش این سلولها در محافظت از بدن در برابر اشعههای مضر خورشید، ایجاد رنگ پوست، قرنیه و مو بسیار بااهمیت است. این مطالعه بهمنظور راهاندازی نحوهی جداسازی، کشت و تکثیر ملانوسیتها از پیشپوست نوزاد و پوست پلک افراد بزرگسال و مقایسهی دو نوع محیط کشت ملانوسیتی انجام شده است.
روش بررسی: برای کشت ملانوسیتها از نمونههای پیشپوست و پلک استفاده شد. اپیدرم از درم، جدا و مخلوط سلولی حاصل از هضم اپیدرم در محیطهای انتخابی ملانوسیتی کشت داده شد. برای تایید ملانوسیتها پس از جداسازی و کشت از تکنیکهای ایمونوسیتوشیمی و واکنش زنجیره پلیمراز معکوس استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که کشت در عدم حضور فربولاستر از لحاظ مورفولوژی و از لحاظ چسبندگی سلولی و ویژگیهای فیزیولوژیکی ملانوسیتها بهمراتب مناسبتر است. بهعلاوه، در این بررسی مشخص شد که ملانوسیتهای جداشده از پلک افراد بزرگسال بهمراتب دندریتیکتر از ملانوسیتهای جداشده از پیشپوست است و تعداد پاساژهای ملانوسیتهای حاصل از پیشپوست بیشتر از ملانوسیت جداشده از پلک میباشد.
نتیجهگیری: بهصورت مرسوم برای کـشت ملانوسیـتها از فربولاسـترها استفـاده میشود کـه در این مطالعه کشت در عدم حضور فربولاستر و با استفاده از فاکتورهای رشد، بهتر و مناسبتر بود. بهعلاوه ملانوسیتهای حاصل از بافتهای جـوانتر همچون پیـشپـوست برای تحقیـقات با توجه میـزان بیشتر قدرت تکثیر توصیه میشود.