11 نتیجه برای مکارم
بهزاد حیدری، شهرام رضائی مجد، علی مکارمی،
دوره 56، شماره 1 - ( 1-1377 )
چکیده
واسطه های التهابی مشتق از اسید آراشیدونیک در بیماریهای التهابی باعث تداوم التهاب و علائم بالینی می گردند. با افزودن روغن ماهی به رژیم غذایی، اسیدهای چرب اشباع نشده اومگا-3 موجود در آن بطور رقابتی مانع تشکیل واسطه های التهابی گردیده و پروستاگلاندین و لوکوترین هائی تولید می کنند که فعالیت بیولوژیکی خفیف تر دارند و بدین طریق باعث کاهش التهاب در بیماریهائی مثل آرتریت رماتوئید می گردند. این خاصیت ضدالتهابی روغن ماهی در چندین مطالعه کنترل شده نشان داده شده است. مطالعه حاضر که به روش دوسوکور، آینده نگر و کنترل شده با دارونما انجام شده است به بررسی اثر روغن ماهی در آرتریت روماتوئید می پردازد. 43 بیمار مبتلا به آرتریت روماتوئید فعال بطور تصادفی در دو گروه درمان (تجویز روزانه 10 گرم روغن ماهی) و یا شاهد (تجویز روزانه 10 گرم روغن ذرت) قرار گرفتند. داروهای اولیه و رژیم غذائی بیماران بدون تغییر ادامه یافت. متغیرهای شاخص درد مفصلی (Joint pain index)، شاخص تورم مفصلی (joint swelling index)، سفتی صبحگاهی (Morning stiffness) و قدرت مشت (Grip strength) قبل و پس از درمان ارزیابی گردیده و مقدار اختلاف آنها در هر دو گروه با Paired t-test مقایسه شد. مقایسه اختلاف دو گروه یا انجام t-test و مقایسه قدرت فعالیت فیزیکی (Functional capacity) با Wilcoxon ranks test انجام شد. در گروه درمان 19 نفر و در گروه شاهد 20 نفر مطالعه را کامل کرده اند. پس از هشت هفته درمان با روغن ماهی، شاخص درد مفصلی از 11±30 به 11±18 (P<0.01)، شاخص تورم مفصلی از 4±8 به 2±4 (P<0.01) و سفتی صبحگاهی از 41±87 به 16±24 دقیقه (P<0.01) کاهش یافته است. در گروه شاهد متغیرهای فوق به ترتیب از 14±19 به 14±25، از 8±8 به 6±7 و از 71±80 به 75±76 تغییر یافته و این اختلاف در گروه شاهد معنی دار نیست. مقایسه گروه درمان و شاهد در پایان مطالعه نشان می دهد که اختلاف معنی داری در شاخص تورم مفصلی (P<0.05)، سفتی صبحگاهی (P<0.01) و قدرت فعالیت فیزیکی (P=0.05) دیده شده است. در شاخص درد مفصلی و قدرت مشت در مقایسه با گروه شاهد تغییر معنی دار دیده نشده است. تحمل روغن ماهی خوب بوده و در مدت درمان عوارضی مشاهده نشد. مطالعه فوق نشان می دهد که روغن ماهی اثر ضدالتهابی دارد و می توان آن را همراه با داروهای دیگر در درمان آرتریت روماتوئید بکار برد. به علت نداشتن عوارض و سهولت دسترسی به آن در کشور ما، تجویز طولانی مدت آن در آرتریت روماتوئید پیشنهاد می شود.
محبوبه حاجی عبدالباقی، جلیل مکارم، مهرناز رسولی نژاد، شیرین افهمی، محمد صادق فاضلی، مسعود یونسیان، فاطمه عدیلی، سیده شهره علوی،
دوره 64، شماره 8 - ( 5-1385 )
چکیده
عفونت زخم جراحی یکی از مهمترین عفونتهای بیمارستانی میباشد. روشهای پایش متفاوتی برای عفونت زخم جراحی مطرح شدهاند. این مطالعه با هدف ارزیابی دو روش مختلف در پایش عفونت زخم جراحی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی آیندهنگر بر روی 3020 نفر بیمار که در طی دو سال در بخشهای جراحی عمومی بیمارستان امام خمینی تحت عمل جراحی قرار گرفته بودند، انجام شد. تب پس از عمل، مصرف آنتیبیوتیک پس از عمل و در زمان ترخیص به عنوان دو روش پایش عفونت زخم جراحی با یک روش استاندارد طلایی ارزیابی شدند.
یافتهها: نتایج مطالعه نشان داد که فراوانی عفونت زخم جراحی در بیماران 4/2% بود. حساسیت شاخص تب 2/59% و ویژگی آن 2/66% بود. در خصوص مصرف آنتیبیوتیک پس از عمل جراحی حساسیت 3/87% و ویژگی 6/18% بود ولی در مورد تجویز آنتیبیوتیک در زمان ترخیص حساسیت 1/21% و ویژگی 2/84% بود. مصرف آنتیبیوتیک بیش از چهار روز دارای حساسیت 3/80% و ویژگی 2/70% بود.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه نشان داد که شاخص مصرف آنتیبیوتیک یک شاخص مناسب برای پایش عفونت زخم جراحی در بیماران بستری در بخشهای جراحی بود. البته انجام یک مطالعه آیندهنگر که در آن بیماران تا یک ماه پس از عمل جراحی و پس از ترخیص از بیمارستان نیز پیگیری شوند، توصیه میگردد.
امیر کشوری، علی جعفریان، جلیل مکارم، عباس ربانی، سید رسول میر شریفی،
دوره 65، شماره 2 - ( 12-1386 )
چکیده
در حال حاضر بهترین دسترسی عروقی جهت همودیالیز مزمن، فیستول شریانی وریدی میباشد اما میزان بالایی از شکست زودرس در این فیستولها گزارش شده است که باعث افزایش هزینه و عوارض در این بیماران بوده است. در این مطالعه سعی شده است میزان ارزش معاینه فیزیکی در انتهای عمل توسط جراح، در پیش بینی احتمالی شکست زودرس فیستول مشخص گردد.
روش بررسی: در یک مطالعه توصیفی- تحلیلی از تیر ماه 1377 تا اسفند 1381 در بخشهای جراحی بیمارستان امام خمینی، توسط دو جراح برای 326 بیمار مبتلا به نارسایی مزمن کلیوی 354 فیستول شریانی وریدی، گذاشته شد. نوع کارکرد فیستول در انتهای عمل از نظر جراح به پنج گروه تقسیم شد: 1-تریل در سیستول و دیاستول 2-تریل سیستولیک 3-سوفل 4- نبض 5-عدم کارکرد. در روزهای بعد از عمل، همان جراح مجدداً کارکرد فیستول را از نظر بالینی ارزیابی کرده است و در صورتی که تریل یا سوفل وجود نداشته است، آن فیستول شکست خورده تلقی شده است.
یافتهها: میزان شکست زودرس، در 354 فیستول شریانی وریدی، 7/12% بود. این میزان از 5/3% در گروه تریل در سیستول و دیاستول به 5/62% در گروه عدم کارکرد رسیده است (001/0>P). ارتباط آماری معنیدار بین میزان شکست زودرس با سن، جنس، جراح و محل فیستولگذاری وجود نداشت.
نتیجهگیری: اگر در انتهای عمل، فیستول فقط نبض دارد و یا از کارکرد آن راضی نیستیم، بهتر است در آن جلسه اقدام به فیستولگذاری در محل دیگر نکنیم و بعد از پیگیری بیمار در روزهای بعد، تصمیمگیری نمائیم.
محمد علی نویان اشرف، جلیل مکارم، فاطمه کریمی، حمیرا پیروی سرشکه، حسین چایچی نخجیر،
دوره 65، شماره 10 - ( 10-1386 )
چکیده
هرنیاسیون قلب یکی از عوارض کشنده پس از عمل جراحی پنومونکتومی می باشد. در این مقاله علایم، شواهد بالینی، نحوه تشخیص و اقدامات صورت گرفته در یک بیمار مبتلا به هرنیاسیون قلب متعاقب پنومونکتومی را گزارش می کنیم.
معرفی بیمار: آقای 34 ساله مبتلا به کانسر ریه پس از عمل جراحی پنومونکتومی چپ و پارشیل پریکاردیوتومی تحت پوزیشن لترال دکوبیتوس راست، پس از اتمام جراحی و هنگام تغییر پوزیشن به خوابیده به پشت دچارکلاپس قلبی- عروقی، برادیکاردی، افت اکسیژناسیون خون شریانی و افزایش فشار راه هوایی شد. با احتمال وقوع هرنیاسیون قلب، با تغییر مجدد پوزیشن بیمار به دکوبیتوس راست و عدم اعمال فشار مثبت راه هوایی، علایم بیمار برطرف شد. بیمار مجددا" تحت توراکوتومی قرار گرفت و نقص پریکارد با گذاشتن مش ترمیم شد.
نتیجهگیری: توجه به عوارض حاد پس از پنومونکتومی و تشخیص و اقدام درمانی سریع برای کنترل آنها ضروری می باشد.
حمیدرضا امیری، جلیل مکارم،
دوره 66، شماره 2 - ( 2-1387 )
چکیده
بیحسی کامل نخاعی یکی از عوارض انجام اپیدورال لومبار میباشد که متعاقب تزریق اتفاقی ماده بیحسی موضعی به داخل فضای ساب آراکنوئید یا ساب دورال رخ میدهد. معرفی بیمار: یک بیمار 22 ساله مبتلا به آکندروپلازی که جهت خارج کردن توده لگنی تحت بیهوشی اپیدورال قرار گرفته بود و دچار عارضه بیحسی کامل نخاعی شد، که پس از انجام حمایتهای دارویی جهت حفظ ثبات همودینامیک و نیز تهویه مکانیکی با لولهگذاری داخل تراشه، ظرف مدت دو ساعت هوشیاری بیمار برگشت نمود
حمیدرضا امیری، جلیل مکارم، سیاوش بیرانوند،
دوره 66، شماره 5 - ( 5-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: درد یکی از مهمترین عوارض متعاقب جراحی است. اثربخشی و عوارض جانبی دو دوز مختلف بوپیواکائین اپیدورال، در کنترل درد پس از اعمال جراحی ارتوپدی بررسی شد.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سوکور، دو گروه 42 نفری که تحت اعمال جراحی انتخابی زانو قرار گرفتند، مطالعه شدند. بیماران با استفاده از روش تصادفیکردن بلوکی به گروه اول فنتانیل با دوز mg/ml7/1 و بوپیواکائین با غلظت 125/0% و گروه دوم فنتانیل با دوز mg/ml7/1 و بوپیواکائین با غلظت 1/0% تقسیم شدند. دارو با سرعت پنج میلیلیتر در ساعت برای هر دو گروه آغاز گردید. درد بیماران با کمک معیار VAS در 6، 12، 18، 24 و 48 ساعت پس از اتمام عمل توسط فردی که از نوع مداخله اطلاع نداشت، ارزیابی شد. میزان رضایتمندی بیمار از مداخله انجام شده و عوارض و شکست روش درمانی (نیاز به افزایش حجم دارو یا تجویز ضد درد دیگر) بررسی شدند.
یافتهها: میزان درد پس از عمل در ساعات مختلف بین دو گروه و تغییرات درد در طی زمان معنیدار بود (هر دو 001/0p<). شدت درد در گروه اول (غلظت بالاتر بوپیواکایین) کمتر و میزان رضایتمندی پس از 48 ساعت بیشتر بود. علیرغم تفاوت در بروز عوارض، ولی از نظر آماری معنیدار نبود. شکست درمانی در گروه دوم بهطور معنیداری بیشتر از گروه اول بود (9/11% در برابر 3/33% و 03/0p=).
نتیجهگیری: استفاده توام فنتانیل و بوپیواکائین در فضای اپیدورال بهصورت انفوزیون مداوم، موجب کنترل نسبتا مناسب درد پس از عمل میشود. غلظتهای بالاتر از بوپیواکائین در ساعات اولیه موثرتر است ولی در ساعت بعدی غلظتهای پایینتر نیز به همان اندازه موثرند.
مژگان رحیمی، جلیل مکارم، مریم مکتوبی،
دوره 66، شماره 12 - ( 12-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: جراحیهای آنال از جراحیهای نسبتاً شایع میباشند و به دلیل نگرانی در مورد درد پس از عمل کمتر به صورت سرپائی انجام میشوند. هدف مطالعه حاضر، مقایسه اثرات استامینوفن و دیکلوفناک رکتال در کنترل درد پس از اعمال جراحی آنال در بیماران بالغ بود.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی دو سوکور تصادفی شده، 60 بیمار با ASA کلاس Ι یا Π که جهت هموروئیدکتومی به اطاق عمل در یک مرکز جراحی دانشگاهی آورده شده بودند، انتخاب شدند. این بیماران با روش تصادفی بلوکی به سه گروه مساوی 20 نفری تقسیم شدند. در گروه اول mg650 استامینوفن رکتال، در گروه دوم mg100 دیکلوفناک رکتال و در گروه سوم، شیاف پلاسبو پس از عمل تجویز گردید. شدت درد در بیماران مورد مطالعه با استفاده از Visual Analogue Scale در زمانهای صفر (در ریکاوری)، 2، 4، 12، 24 ساعت پس از عمل از بیماران سوال شد. فاصله زمانی تا تجویز مخدر در سه گروه مقایسه گردید.
یافتهها: شدت درد در زمانهای مورد بررسی به طور قابل توجهی در گروه شیاف دیکلوفناک کمتر از دو گروه دیگر بود. میانگین (SD±) فاصله زمانی تا تجویز مخدر در گروه دیکلوفناک 73±219 دقیقه، استامینوفن 64±178 دقیقه و در گروه پلاسبو 47±153 بود. تفاوت گروه دیکلوفناک با گروه استامینوفن و گروه پلاسبو معنیدار و تفاوت گروه استامینوفن با پلاسبو غیر معنیدار بود. هیچگونه عارضهای در حین مطالعه در بیماران رخ نداد.
نتیجهگیری: شیاف دیکلوفناک در کنترل درد پس از عمل هموروئیدکتومی موثرتر از شیاف استامینوفن است.
حمیدرضا امیری، جلیل مکارم،
دوره 67، شماره 2 - ( 2-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: بلوک
موفقیتآمیز شبکه براکیال نیازمند تعیین محل دقیق عصب، هدایت صحیح سوزن و تزریق
حجم مناسب داروی بیحسکننده موضعی است. روشهای رایج (ایجاد پارستزی یا پرش
عضلانی بهدنبال تحریک الکتریکی) متاسفانه کورکورانه هستند و موجب ناراحتی بیمار شده
و با عوارضی همراه هستند. استفاده از هدایت اولتراسوند در انجام رژیونال آنستزی
باعث افزایش موفقیت و کاهش عوارض میگردد. این مطالعه بهکارگیری اولتراسوند را در
بلوکهای شبکه براکیال برای نخستین بار در کشور معرفی مینماید.
روش
بررسی: در این مطالعه 30
بیمار (25 بزرگسال و پنج کودک) که برای عمل جراحی الکتیو اندام فوقانی به اتاق عمل
ارتوپدی ارجاع شده بودند با هدایت اولتراسوند تحت رژیونال آنستزی قرار گرفتند. محل
شبکه، مسیر سوزن و انتشار دارو در همگی موارد ملاحظه شد. علاوه بر متغیرهای زمینهای،
نوع بلوک، زمان لازم جهت انجام بلوک، مدت بیدردی پس از عمل (VAS کمتر از سه به عنوان بیدردی
مناسب در نظر گرفته شد)، نیاز به مخدر کمکی حین عمل، میزان رضایت بیمار (بر اساس VAS به طوریکه 10 بیشترین رضایت و یک
کمترین رضایت در نظر گرفته شد) و عوارض از قبیل پانکچر شریان و یا ورید، ترومای
مستقیم به عصب و پنوموتوراکس در این بیماران گزارش شدند.
یافتهها: میانگین سن بیماران بزرگسال 15±5/35 سال و
بیماران کودک 4±2/5 سال بود. فراوانی نوع بلوک انجام شده در بالغین به
اینتراسکالن، سوپراکلاویکولار و آگزیلاری برابر با پنج، هفت و 13 مورد بود و در
کودکان هر پنج مورد بلوک سوپراکلاویکولار انجام شده بود. میانگین طول مدت بیدردی
در بالغین 4±5/8 ساعت و در گروه اطفال 2±8/10 بود. در هیچیک از بیماران عارضهای
(پانکچر شریان و یا ورید، ترومای مستقیم به عصب و پنوموتوراکس) رخ نداد و همچنین
تزریق مخدر کمکی در هیچ یک از بیماران لازم نشد.
نتیجهگیری: بهکارگیری اولتراسوند در بلوک شبکه براکیال با میسر
ساختن امکان رویت مسیر سوزن و نحوه انتشار دارو افزایش دقت عملکرد را فراهم میآورد.
حمیدرضا امیری، جلیل مکارم، محمد علی نویان اشرف،
دوره 67، شماره 3 - ( 3-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: شاخص Bispectral Index (BIS) در ارزیابی عمق بیهوشی استفاده میشود. اثر داروهای مختلف روی BIS و آمنزی متفاوت هستند. این مطالعه بهمنظور بررسی ارتباط نوع داروی خوابآور با شاخص BIS و آمنزی بیمار انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، 60 بیمار نیازمند به عمل جراحی انتخابی ارتوپدی تحت بیهوشی منطقهای و سدیشن وریدی انتخاب شدند. بیماران بر اساس نوع سدیشن وریدی بهطور تصادفی به دو گروه مساوی 30 نفری تقسیم شدند، که شامل میدازولام- فنتانیل (M-F) و پروپوفول (P) بود. میزان داروی سداتیو براساس یافتههای بالینی سدیشن تنظیم شد و میزان سدیشن بر اساس Modified Ramsey sedation score به حد اسکور چهار رسانیده شد. پس از بروز بیداری کامل در اتاق بهبودی، بیماران از نظر یادآوری خود به خودی مجدداً ارزیابی شدند. یادآوری حوادث حین عمل معادل عدم آمنزی در نظر گرفته شد. ارتباط اندکس BIS با میزان یادآوری به تفکیک گروه مداخله بررسی گردید.
یافتهها: فراوانی یادآوری حوادث در گروه P برابر با دو بیمار (7/6%) و در گروه MF، 10 بیمار (3/33%) بود (01/0p=). میانگین BIS (±SD) در گروه P برابر با 5±0/76 (از 68 تا 91) و در گروه MF برابر با 5±4/93 (77 تا 98) بود (001/0>p) .تفاوت میانگین BIS، در بیماران فاقد آمنزی دو گروه ( 019/0p=) و در بیماران دارای آمنزی دو گروه (001/0>p) معنیدار بود. در هیچیک recovery با تاخیر انجام نشد.
نتیجهگیری: علیرغم یکسان بودن افراد از نظر شاخصهای سدیشن بالینی و M. Ramsey sedation score، شاخص BIS، در دامنه گستردهای تغییر داشت و نوع داروی خوابآور بر میزان این شاخص و آمنزی تاثیرگذار بود
زاهد حسین خان، شهرام اسکندری، مژگان رحیمی، جلیل مکارم، علی پاشا میثمی، علی محمد خراسانی، جیران زبردست،
دوره 70، شماره 6 - ( 6-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: ونتیلاسیون ناکافی و انتوباسیون دشوار تراشه از شایعترین عواقب وخیم تنفسی در حیطه بیهوشی میباشد. هدف این مطالعه بررسی تاثیر آه کشیدن و وضعیت بیمار بر نمای مالامپاتی و صحت پیشگویی آن در نمای لارنگوسکوپی و انتوباسیون دشوار بوده است.
روش بررسی: پس از اعمال معیارهای ورود و خروج، در 661 بیمار تست مالامپاتی در وضعیتهای سوپاین و نشسته و نیز با و بدون آه کشیدن انجام شد و توسط فرد کور نسبت به وضعیت مالامپاتی، نمای لارنگوسکوپی و میزان دشواری انتوباسیون بررسی شد. نتایج حاصل از این چهار حالت بررسی مالامپاتی در پیشگویی نمای لارنگوسکوپی و میزان دشواری انتوباسیون مقایسه شد.
یافتهها: در این مطالعه 28 بیمار (2/4%) لارنگوسکوپی مشکل و 9 بیمار (4/1%) انتوباسیون مشکل داشتند. در تست مالامپاتی در حالتهای مورد مطالعه در رابطه با وضعیت لارنگوسکوپی و انتوباسیون در پوزیشن سوپاین بدون آه کشیدن و نشسته بدون آه کشیدن بالاترین میزان حساسیت گزارش شد و میزان ویژگی در پوزیشن نشسته با آه کشیدن بیشترین مقدار بود. میزان ارزش اخباری منفی در تمام حالتها بالاتر از 95% بود و بیشترین میزان ارزش اخباری مثبت در سوپاین با آه کشیدن مشاهده شد.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای این مطالعه در بین تست مالامپاتی انجام شده در حالتهای مختلف بیشترین میزان همخوانی مربوط به حالت سوپاین با آه کشیدن در پیشگویی وضعیت لارنگوسکوپی و انتوباسیون بود. آه کشیدن درجه مالامپاتی را در حالت سوپاین بهتر از حالت نشسته بهبود بخشید.
زاهد حسینخان، سیده شهره علوی، شهریار اربابی، جلیل مکارم،
دوره 72، شماره 9 - ( آذر 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات مختلف در مورد تاثیر آموزش دستیاران بیهوشی در اتاق عمل، بر فرایندهای درمانی، نتایج متناقضی را گزارش کردهاند. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط آموزش دستیاران بیهوشی بر تاخیر در شروع عمل جراحی، اجرا شد.
روش بررسی: این مطالعهی آیندهنگر در اتاق عمل جراحی اعصاب بیمارستان امامخمینی (ره)، طی سالهای 92- 1389 بر روی دستیاران رشته بیهوشی انجام شد. بیماران براساس ترکیب تیم بیهوشی در سه گروه 30 نفری، بررسی شدند. گروه اول: یک هیات علمی بیهوشی مسئول دو اتاق عمل با کمک دو دستیار بیهوشی؛ گروه دوم: یک هیات علمی بیهوشی مسئول یک اتاق عمل و یک دستیار؛ گروه سوم: هیات علمی بیهوشی بدون دستیار. متغیرهای مورد بررسی در بیماران شامل 1) مدت قرار گرفتن بیمار روی تخت اتاق عمل تا بیهوشی و آمادگی برای جراحی، 2) زمان آموزش دستیاران و 3) مدت زمان از بیهوشی کامل تا شروع جراحی بود.
یافتهها: کلاس ASA (94/0P=)، دشواری اینداکشن (66/0P=) و نوع عمل جراحی (ستون فقرات یا مغز) (41/0P=) بین بیماران در سه گروه تفاوت معناداری نشان نداد. زمان لازم برای آماده شدن بیمار برای جراحی در گروه اول 1/8±5/23 دقیقه طولانیتر از گروه دوم 2/6±5/21 دقیقه و گروه سوم 1/9±8/15 دقیقه بود (001/0P=).
نتیجهگیری: آموزش دستیاران بیهوشی در اتاق عمل جراحی اعصاب مستقل از نوع عمل جراحی، دشواری اینداکشن و ASA کلاس بیمار، میتواند موجب افزایش زمان مورد نیاز برای آماده شدن بیمار جهت عمل جراحی شود ولی این افزایش زمان در حد ناچیزی میباشد.