جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای میابی

زینت میابی، محمود عمرانی،
دوره 61، شماره 1 - ( 1-1382 )
چکیده

مقدمه: خونریزی خودبخودی داخل مغزی از موارد اورژانس نسبتا شایع سیستم عصبی است که با مرگ و میر قابل توجه همراه می باشد. هدف از این بررسی، مشخص کردن علائم رادیولوژی، تظاهرات بالینی، ریسک فاکتورهای محتمل خونریزی های داخل مغزی است.

مواد و روش ها: یافته های کلینیکی و رادیولوژی (CT scan آغازین) هشتاد بیمار با خونریزی داخل مغز بطور گذشته نگر مورد بررسی قرار گرفته است. بیمارانی که خونریزی ثانوی به ضربه، تومورهای مغزی داشتند و یا دچار انفارکتوس هموراژیک بودند حذف شدند. رویهم رفته 300 بیمار جمعیت این پژوهش را تشکیل می دهد. اسکن مغز تمام بیماران از نظر مشخص نمودن محل خونریزی، وسعت و گسترش آن و یافته های تصویری برحسب سن لخته مورد بررسی قرار گرفته است.

یافته ها: 160 بیمار مرد، 140 بیمار زن، میانگین سنی 62 سال (کوچکترین بیمار 28 و بزرگترین بیمار 78 ساله) بود. شایعترین تظاهرات بالینی، کاهش هوشیاری در 51% موارد، سردرد در 41.6% مشاهده می شد، تنها 8.3% بیماران با کوما ارجاع شده بودند. جایگزینی هماتوم 36% لوبار، 32.6% در هسته های قاعده ای (لنتیکولر) بود و در تالاموس ها 15%، در مخچه 9% و در بقیه نواحی 7.3% مشاهده می شد. هیپرتانسیون در 60.3% بیماران، مصرف داروهای ضد انعقاد در 9% موارد دیده می شد و در 30.6% بیماران عامل خطر مشخصی دیده نمی شد.

 نتیجه گیری و توصیه ها: هیپرتانسیون از عوامل خطر عمده بشمار می رفت. در مبتلایان به هیپرتانسیون خونریزی بیشتر موارد در هسته های قاعده ای اتفاق افتاده بود. سردرد در بیشتر موارد در خونریزی های مخچه مشاهده می شد. گسترش خونریزی به داخل بطن ها بیشتر در خونریزی های تالاموسی دیده می شد و خونریزی ساب آراکنوئید اکثرا با خونریزی های لوبار همراه بود. سن اغلب بیماران هیپرتانسیو مبتلا به خونریزی داخل مغزی بالای 45 سال بود. کنترل عوامل خطر بخصوص در هیپرتانسیون در جلوگیری از خونریزی مغزی از اهمیت بالایی برخوردار است.


زینت میابی، عبدالرسول علایی، حسن هاشمی،
دوره 64، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: با گسترش روزافزون روش‌های تصویربرداری تشخیصی اهمیت شناخت دقیق از آناتومی و حتی میکروآناتومی ضروری است تا از بیماری فرض نمودن تغییرات طبیعی بدن ممانعت شود، یکی از این نواحی خیلی مهم، ناحیه سلا و سوپراسلا جمجمه می‌باشد که دارای اجزاء حساسی است. CT و MRI جهت افتراق ضایعات مرضی از تغییرات طبیعی کمک کننده است. لذا تحقیقی بر روی تغییرات طبیعی این بخش از جمجمه در جمعیت مشخصی صورت دادیم.
روش بررسی: برای ارزیابی تغییرات طبیعی فضای ساب آراکنوئید ناحیه سوپراسلا، سلا، 200 بیمار که بعلت سر درد به مرکز CT اسکن و 200 بیمار دیگر با سر درد به مرکز MRI جهت بررسی معرفی شده بودند ولی یافته‌های تصویری نرمال داشتند ناحیه سلا و سوپراسلا آنها مورد بررسی قرار گرفت. ابزار گردآوری داده‌ها در این پژوهش گروه بندی اشکال مختلف و اندازه گیری ابعاد و تغییرات طبیعی ناحیه سلار و سوپراسلار بود.
یافته‌ها: تغییرات طبیعی مختلفی در اجزاء نسج نرمی، استخوانی ناحیه سلا و سوپراسلا جمجمه مشخص گردید. اشکال مختلف سلاتورسیکا و سیسترن سوپراسلار و کیاسمااپتیک مشخص و گروه بندی گردید
نتیجه‌گیری: با توجه به وجود گونه‌های متفاوت بافتی در ناحیه سلا و سوپراسلا جمجمه؛ تغییرات طبیعی مختلفی نیز دیده می‌شود که شناخت آنها موجب می‌شود تا از بیماری فرض کردن آنها ممانعت شود. هرچند گاهی خط واضحی بین موارد تغییر طبیعی و شبه بیماری و احیاناً بیماری مشخص نیست لذا بررسی تکمیلی با سی‌تی و MRI پیشنهاد می‌شود علت متغیر بودن شکل CT فضای سوپراسلا و سلا در افراد نرمال بعلت مختلف بودن ساختمان آناتومیکی و تکنیک بکارگیری است. جهت رد ضایعات ناحیه سوپراسلا نیاز به آگاهی کامل از تغییرات طبیعی داریم. سی‌تی‌اسکن با برشهای باریک کمک کننده است. در مجموع CT وMRI هر دو کارائی بالای تشخیصی در ناحیه سلا و سوپراسلا دارند.


زینت میابی، حسن هاشمی، داریوش مقینان، کاوه صمیمی،
دوره 64، شماره 5 - ( 5-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: مولتیپل اسکلروزیس بیماری مزمنی است که اغلب در بالغین جوان آغاز شده و از نظر پاتولوژی به صورت مناطق متعدد التهابی در ماده سفید دستگاه عصبی مرکزی، از بین رفتن میلین و ایجاد اسکار گلیال مشخص می‌شود. تصویربرداری به روش تشدید مغناطیسی (MRI) ارزشمندترین اقدام تشخیصی پاراکلینیکی است. تکنیک جدیدی از این روش تصویربرداری بر پایه انتشار مولکولی ابداع شده است (DW-MRI) که اغلب ضایعات حاد و فعال را مشخص می‌سازد. با تشخیص و درمان زودرس بیماری، کاهش سرعت پیشرفت بیماری و جلوگیری از ایجاد ضایعات ماندگار امکان‌پذیر می‌باشد. هدف از این مطالعه مقایسه نتایج حاصل از MRI متداول((Conventional و DW-MRI در بررسی پلاک‌های مغزی بیماران دچار مولتیپل اسکلروزیس است.

روش بررسی: در طی یک مطالعه توصیفی _ تحلیلی آینده نگر، 30 بیمار با تشخیص مولتیپل اسکلروزیس قطعی از نظر بالینی و 30 فرد سالم (به عنوان گروه شاهد) در طی مدت 12 ماه بررسی شدند. هر دو گروه تحت بررسی با MRI متداول و DW-MRI قرار گرفتند. تعداد کل، شکل، محل و میانگین اندازه پلاک‌های داخل مغزی مولتیپل اسکلروزیس در دو روش تصویربرداری مقایسه گردید. حساسیت و ویژگی هر دو روش تصویربرداری در کشف ضایعات داخل مغزی مولتیپل اسکلروزیس تعیین گردید.

یافته‌ها: 30 بیمار مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس، با میانگین سنی 79/8 ± 76/32 سال و 30 فرد سالم با میانگین سنی 23/9 ± 75/32 سال بررسی شدند. تعداد پلاک‌های مغزی در روش متداول به طور معنی‌داری بیشتر از روش DW-MRI بود (05/0>P). در روش MRI متداول، تعداد پلاک‌های بیضی شکل بیشتر بوده و پلاک‌های بیشتری در مناطق دوربطنی، مرکز نیمه بیضی (Centrum semiovale) و کورپوس کالوزوم توسط MRI متداول دیده شد. حداقل اندازه پلاک در روش MRI متداول کمتر از DW-MRI بود. حساسیت هر دو روش 100% بود. ویژگی روش متداول و روش DW-MRI به ترتیب 6/86% و6/96% بود.

نتیجه‌گیری:در این مطالعه حساسیت هر دو روش تصویربرداری در کشف ضایعات داخل مغزی مولتیپل اسکلروزیس یکسان بود ولی ویژگی DW-MRI در کشف این ضایعات بیشتر از MRI متداول بود. در بعضی موارد، DW-MRI ضایعاتی را آشکار می‌سازد که در MRI متداول دیده نمی شود.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb