22 نتیجه برای ناظم
محمد میردامادی، حسین امامی، محمد ناظمیان،
دوره 32، شماره 3 - ( 2-1353 )
چکیده
در طول 11 سال از 1341 تا 1352 در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه اصفهان 12 مورد پلاسنتا اکر تا در میان 16843 زایمان مشاهده شده است که نسبت آن 1 در 1404 زایمان است و این آمار نسبت به سایر آمارهای گزارش شده از کشورهای مختلف زیادتر است.اکثر بیماران این گروه مسن و پاریته 5 به بالا داشته اند و نکته جالب در میان این گروه این است که دو نفر از آنان به سبب اینکه جوان بودند ، رحم آنها نگه داشته شد و جفت درون آن باقیماند. روی هم رفته هیچگونه مرگ و میر مادر وجود نداشت. اتیولوژی احتمالی پلاسنتا اکر تا را در این گروه مولتی پاریته و ضربه های قبلی تشکیل می داد.
محمود جلالی، مرتضی ذوالفقاری، حسینعلی ناظمیان، فریدون صدری،
دوره 34، شماره 7 - ( 1-1356 )
چکیده
حسین سعیدی نژاد، محمود جلالی، حسین امامی، محمد ناظمیان،
دوره 35، شماره 3 - ( 2-1356 )
چکیده
هرمافرودیت حقیقی دارای بیضه و تخمدان می باشند که ممکن است تخمدان و بیضه در یک طرف (Ovotestis) و یا اینکه در دو طرف بطور جداگانه وجود داشته باشد. بر حسب محل قرار گرفتن گونادهای فرمهای طرفی (لاترال)، دو طرفی (بی لاترال) و یک طرفی (یونی لاترال) تشخیص داده می شود. بیمار مورد مطالعه به علت غیر طبیعی بودن دستگاه تناسلی به بیمارستان مراجعه می نماید و بعد از انجام آزمایشات لازم مورد عمل جراحی قرار می گیرد. در اولین عمل جراحی واژن بیمار برداشته و مجرای ادراری به خارج راه داده می شود. در حین دومین عمل جراحی در طرف چپ در عمق کانال مغبنی بافت سفتی به ابعاد 5/0×3×2 سانتیمتر مشاهده گردید در آزمایش بافت شناسی لوله فالوپ و ساختمان تخمدان را تائید می کند و در طرف راست توده ای در دهانه خارجی مجرای مغبنی وجود داشت که پائین آورده شد و بیوپسی گردید و آزمایش پاتولوژی وجود ساختمانهای بیضه را تایید نمود. در سومین عمل جراحی فستیبال ایجاد شده اصلاح و به طور کلی اندام جنسی مردانه ترمیم گردید.در آزمایش سیتولوژی در 9/85 درصد سلولهای انترفازپیازموکروماتین جنسی منفی بود. در 211 سلول مورد بررسی در کشت خون کروموزومهای سوماتیک طبیعی و کروموزمهای جنسی (X,Y) گزارش گردید.
محمد ناظم، حسن برادران آجیلیان، طاهره راشد،
دوره 35، شماره 5 - ( 2-1356 )
چکیده
ساسان آزاده، محمدجواد ناظمی، شیدا شمس،
دوره 57، شماره 4 - ( 4-1378 )
چکیده
بیماری پسوریازیس بیماری پوسته دار التهابی مزمن پوست با تمایل به درگیری سطوح اکستنسور آرنج و زانو، ناحیه لومبوساکرال و اسکالپ است. این بیماری دارای انواع مختلفی می باشد که مهمترین آنها، انواع پلاک تایپ، اریترودرمیک، پوستولر و قطره ای می باشند. شایعترین نوع پسوریازیس، فرم پلاک تایپ آن است. در درمان فرم ژانرالیزه پلاک تایپ عملا درمانهای محدودی در دسترس است که شامل Oral PUVA، ترکیبات رتینوئید، متوترکسات می باشند. یکی از جدیدترین روش های درمانی این بیماری، روش Bath PUVA است. Bath PUVA عبارتست از استفاده از رادیاسیون UVA به دنبال مصرف متوکسالن موضعی در یک وان آب گرم. در این پروژه تحقیقاتی هدف تعیین میزان اثر روش درمانی Bath PUVA در درمان پسوریازیس پلاک تایپ بوده است. در این بررسی مشاهده گردید که از مجموع 30 بیمار مورد مطالعه، 25 نفر (83/3%) پاسخ عالی و 4 نفر (13/4%) پاسخ خوب به درمان Bath PUVA دادند. میانگین Score PASI ،34.767±8.432 بود که در خاتمه درمان به رقم 0.167±0.501 کاهش یافت که مقایسه مقادیر میانگین ابتدایی و انتهایی با آنالیز آماری، تفاوت معنی داری را نشان داد (P=0.00210) عوارض جانبی سیستمیک در بیماران دیده نشد و میزان شیوع عوارض جلدی مثل خارش، پیگمانتاسیون و اریتم در محدوده 27-10% بود.
کریم حدادیان، امیدوار رضایی، سهراب صادقی، علی مدرس زمانی، گیو شریفی، علی ناظمی رفیع،
دوره 62، شماره 3 - ( 3-1383 )
چکیده
مقدمه: باتوجه به عوارض بیولوژیک و سایکولوژیک صرع مزمن مقاوم به درمان طبی و این نکته که اکثر این بیماران دارای ضایعات مغزی قابل برداشت با عمل جراحی هستند و نیز باتوجه به روش های تشخیصی غیر تهاجمی ساده از قبیل MRI مغزی و SPECT قابل تشخیص هستند و نیز با در نظر گرفتن عدم آشنایی کافی از جراحی صرع در کشورمان تصمیم گرفته ایم تا بیمارانی را که بین سال های 82-1376 در بخش جراحی مغز و اعصاب بیمارستان لقمان حکیم بعلت صرع مقاوم به درمان طبی تحت عمل جراحی صرع قرار گرفته اند، مورد بررسی قرار دهیم.
مواد و روش ها: این تحقیق بصورت گذشته نگر بر روی 30 بیمار مبتلا به صرع مقاوم به درمان طبی انجام شد. همه این بیماران قبل از عمل تحت MRI مغزی، SPECT و EEG و سنجش IQ قرار گرفتند. در این بیماران نوع عمل جراحی براساس یافته های بالینی، MRI و SPECT و EEG انجام شد. فرکانس تشنجات قبل و بعد از عمل و عوارض بعد از عمل مورد بررسی قرار گرفت. میزان کنترل تشنج براساس معیارهای Engel سنجیده شد.
یافته ها: سن متوسط بیماران در این تحقیق 22.4 سال بود. سه بیمار (10%) مونث بودند که همگی تحت عمل جراحی لوبکتومی مزیال تمپورال قرار گرفتند. 18 بیمار (60%) ضایعه مشخص منطبق با کانون تشنج داشتند که 9 نفر از آنها (30%) بعلت وجود ضایعه در سطح مزیال لوب تمپورال تحت عمل جراحی لوبکتومی مزیال تمپورال و 9 بیمار دیگر (30%) بعلت ضایعه قابل برداشت نئوکورتیکال تحت عمل جراحی لژنکتومی قرار گرفتند. 12 بیمار باقیمانده (40%) که ضایعه مشخص منطبق با کانون تشنج نداشتند ولی دچار حملات Drop مکرر ناشی از یکی یا ترکیبی از تشنجات آتونیک، تونیک کلونیک، میوکلونیک، ابسنس یا کلونیک داشتند، تحت عمل جراحی کالوزوتومی قدامی قرار گرفتند. میزان رهایی از تشنجات با یا بدون درمان طبی در لوبکتومی مزیال تمپورال 77.7% در کالوزوتومی قدامی 58.3% و در لژنکتومی 55.5% بود.
نتیجه گیری و توصیه ها: بشرط انتخاب دقیق بیماران جهت جراحی صرع تشنجات مقاوم به درمان طبی را می توان بصورت قابل قبول تحت کنترل درآورد. باتوجه به عوارض ناشی از صرع مقاوم به درمان طبی، نتایج قابل قبول جراحی صرع و روش های ساده غیر تهاجمی حساس مثل MRI که در کشور ما در دسترس هستند، جراحی صرع در کشور ما باید بصورت جدی مورد توجه قرار گیرد و گسترش یابد.
حمیدرضا احمدیآشتیانی، نیما حکمتناظمی، شمسعلی رضازاده، بنفشه غلامحسینی، محمد بقایی، امیر هوشنگ احسانی، حسین رستگار،
دوره 68، شماره 6 - ( 6-1389 )
چکیده
زمینه
و هدف: امروزه
آسیبهای پوستی ناشی از اشعه فرابنفش، نیاز به محصولات ایمن، ارزان، در دسترس و محافظ در
برابر پرتو فرابنفش خورشید را بیش از پیش نموده است. سیلیمارین موجود در گیاه
خارمریم دارای اثرات محافظتی در برابر پرتو فرابنفش خورشید است. در این تحقیق
اثرات مصرف موضعی کرم حاوی سیلیمارین در جلوگیری از اثرات سوء پرتو فرابنفش بر
پوست با استفاده از یافتههای هیستوپاتولوژیک و بالینی ارزیابی شد.
روش بررسی:
75 خوکچه هندی آلبینو به طور تصادفی به پنج گروه 15 تایی تقسیم شدند. موهای پشت حیوانات
در ابعاد دو سانتیمتر مربع تراشیده شد. در گروه اول تیماری صورت نگرفت. در گروه
دوم وازلین، در گروه سوم کرم پایه بدون عصاره سیلیمارین، در گروه چهارم
عصاره سیلیمارین و در گروه پنج کرم حاوی عصاره سیلیمارین استفاده شد. پس از دریافت
ماده مورد نظر، خوکچهها به مدت 45 دقیقه اشعه فرابنفش دریافت کردند. پس از 50 روز بررسی بالینی خوکچهها، آسانکشی شدند و
نمونهگیری پوستی بهعمل آمد.
یافتهها: در بررسی بالینی مواردی چون پوسته پوسته شدن جلد، برنزه
شدن پوست، همچنین ادم جلدی و در بررسی میکروسکوپیک ضایعات پاتولوژیکی از قبیل هایپرکراتوز
و هایپرپیگمانتاسیون اپیدرم، اگزوسیتوز، اکانتوز، پریفولیکولیت، ادم و افزایش
ضخامت درم دیده شد. مقایسه آماری گروه یک و گروه پنج، در اکثر شاخصها اختلاف معنیداری
را نشان میدهد (01/0p<).
نتیجهگیری:
مصرف موضعی کرم حاوی عصاره سیلیمارین می تواند در پیشگیری از ضایعات ناشی از پرتو
فرابنفش در خوکچه هندی موثر باشد. بررسی یافتههای بالینی و هیستوپاتولوژیک نتایج
مشابهی را با نتایج روشهای آنزیمی ارائه میدهد.
فائقه بهبودی فرح بخش، حسین مقصودی، حمید اسدزاده عقدایی، احسان ناظم الحسینی مجرد،
دوره 75، شماره 4 - ( تیر 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: پولیپوز آدنوماتوز خانوادگی جزو شایعترین سندرمهای پولیپوزیس است. دلیل آن جهش ژرملاین در ژن (Adenomatous polyposis coli, APC) میباشد. هدف از این مطالعه بررسی شیوع جهش ژرملاین در کدون ۱۳۰۹ ژن APC و ارتباط آن با تظاهرات خارج رودهای در بیماران ایرانی مبتلا به پولیپوز آدنوماتوز خانوادگی بود.
روش بررسی: این مطالعه به روش توصیفی- مقطعی از تیر ۱۳۹۱ تا اسفند ۱۳۹۴ در مرکز پیشگیری و تشخیص زودرس پژوهشکده گوارش و کبد دانشگاه شهید بهشتی، بیمارستان طالقانی تهران انجام پذیرفت. در این مطالعه ۳۳ بیمار مبتلا به پولیپوز آدنوماتوز خانوادگی مورد بررسی قرار گرفت. نمونههای خون محیطی بیماران جهت بررسی موتاسیون شایع ژن APC جمعآوری شد و پس از استخراج DNA ژنومی، تعیین توالی دوطرفه صورت گرفت.
یافتهها: با بررسی موتاسیونها در ناحیه خوشهای ژن APC، از میان ۳۳ بیمار در پنج بیمار جهش ژرملاین با حذف پنج نوکلئوتیدی در کدون ۱۳۰۹ (c.3927_3931delAAAGA)، معادل ۱۵/۲% شناسایی شد. جهش در کدون ۱۳۰۹ با مشخصات کلینیکی و پاتولوژی از جمله تعداد پولیپها (۰/۰۰۱P=)، درگیری دئودنوم (۰/۰۰۸P=)، پولیپ غده فوندوس (۰/۰۰۲P=) و هیپرتروفی مادرزادی اپیتلیوم رنگی شبکیه (۰/۰۲۱P=) ارتباط معناداری داشت.
نتیجهگیری: بررسی یافتههای مطالعه این احتمال را نشان می دهد که جهش در کدون ۱۳۰۹ ژن APC با پولیپوز شدید و تظاهرات خارج رودهای در ارتباط است. در نتیجه ممکن است ارتباطی بین جهش ژرملاین خاص و تظاهرات خارج رودهای وجود داشته باشد.
مینا گل محمدی، حمید اسدزاده عقدایی، حسین مقصودی، احسان ناظمالحسینی مجرد،
دوره 75، شماره 5 - ( مرداد 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: بیشتر سرطانهای روده بزرگ از پولیپها منشا میگیرند. بررسی میزان بیان ژنهای دخیل در رشد و توسعه تومور بر روی پولیپهای روده بزرگ میتواند عاملی برای تشخیص روند بدخیمی پولیپها باشد. AXIN2، ژن هدف مسیر Wnt میباشد و سطح هستهای β-catenin را تنظیم میکند. هدف از این مطالعه بررسی میزان بیان ژن AXIN2 در پولیپهای روده بزرگ و ارتباط آن با ویژگیهای پاتولوژیک پولیپ بود.
روش بررسی: جامعه مورد بررسی مراجعین دارای پولیپ روده بزرگ، به بیمارستان طالقانی تهران، از مهر ماه سال ۹۴ تا اردیبهشت سال ۹۵ بودند. تعداد ۴۴ نمونه بیوپسی پولیپ و ۱۰ نمونه بافت نرمال به همراه مشخصات دموگرافیک و بالینی بیماران جمعآوری و میزان بیان ژن AXIN2، به روش Real-time PCR مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج توسط ABI Prism 7500 Sequence Detection System (SDS) software, version 2.1.0 (Applied Biosystems Inc., Foster City CA, USA) و GraphPad Prism, version 3 (GraphPad Software Inc., La Jolla, CA, USA) آنالیز و تغییرات بیان ژن در گروههای مختلف پولیپ نسبت به بافت نرمال با روش ۲-DDCt بررسی شد.
یافتهها: دادهها، نشاندهنده افزایش بیان ژن AXIN2 در پولیپهای روده بزرگ نسبت به بافت نرمال (۲RQ>) بود، که در پولیپهای آدنوما بهطور معناداری از گروه هایپرپلاستیک بیشتر بود (۰/۰۱۵P=). همچنین فعالیت AXIN2 در ناحیه کولون، برخلاف رکتوم، نسبت به بافت نرمال بالاتر بود.
نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهند که الگوی بیانی AXIN2، در روند شکلگیری پولیپ از بافت نرمال، تغییر چشمگیری میکند. بیان افزایش یافته این ژن میتواند بهعنوان یک مارکر تفکیکی در جداسازی پولیپهای آدنوما از هایپرپلاستیک، مورد استفاده قرار گیرد. از سوی دیگر، محل قرارگیری پولیپ در سطح فعالیت AXIN2 موثر میباشد.
فاطمه ساداتکیا، احسان ناظم الحسینی مجرد، فلورا فروزش،
دوره 76، شماره 2 - ( اردیبهشت 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: اکثر سرطانهای روده بزرگ از پولیپها منشا میگیرند. بررسی میزان بیـان ژنهـای دخیـل در رشـد و توسعه تومور بر روی پولیپهای روده بزرگ میتواند عاملی برای تشخیص روند بدخیمی پولیپها باشـد. یکی از عوامل سرطان، اختلال در عملکرد آپوپتوز میباشد. Bid، یکی از مهمترین عوامل این مسیر، رابط بین مسیر خارجی و مسیر داخلی آپوپتوز میباشد. هدف از این مطالعه بررسی بیان کمی رونوشت ژن Bid در پولیپهای آدنوماتوز روده بزرگ نسبت به افراد سالم بود.
روش بررسی: جامعه مورد بررسی مراجعین دارای پولیپ روده بزرگ، به بیمارستان آیت الله طالقانی تهران، از اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۳ تا خرداد ماه سال ۱۳۹۵ بودند. در این پژوهش تحلیلی-توصیفی تعداد ۲۲ نمونه بیوپسی پولیپ آدنوماتوز، به همراه ۱۰ نمونه بافت از افراد سالم به عنوان گروه کنترل همراه با اطلاعات دموگرافیک و بالینی جمعآوری گردید. میزان بیان ژن Bid به روش qReal-time PCR مورد ارزیابی قرار گرفت. یافتهها با استفاده از SDS software, version ۲.۳ (Applied Biosystems, Foster City, CA, USA) و GraphPad Prism, version ۵ (GraphPad Software Inc., La Jolla, CA, USA) آنالیز و تغییرات بیان ژن توسط روش CT∆∆-۲ ارزیابی شد.
یافتهها: بر پایه مطالعه qReal-time PCR، افزایش بیان ژن Bid در نمونههای بافت پولیپ آدنوماتوز افراد بیمار نسبت به نمونه بافت افراد نرمال مشاهده شد (RQ>۲). همچنین پولیپهای موجود در کولون بالا رو، کولون افقی، کولون پایین رو و رکتوم افزایش بیان نسبت به گروه کنترل نشان دادند، اما در بخش سیگمویید روده تغییر بیانی نسبت به گروه کنترل مشاهده نشد.
نتیجهگیری: بر اساس مطالعه حاضر، افزایش بیان ژن Bid در پولیپ آدنوماتوز نسبت به بافت نرمال افراد سالم، نشان میدهد احتمالا در پاسخ به شروع دیسپلازی و اختلال در چرخه آپوپتوز این ژن با افزایش بیان سعی در جبران وقوع آپوپتوز دارد.
سما رضاسلطانی، حمید اسدزاده عقدایی، حسین دبیری، عباس اخوان سپهی، محمدحسین مدرسی، احسان ناظمالحسینی مجرد،
دوره 78، شماره 3 - ( خرداد 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان رودهی بزرگ دومین سرطان شایع دنیا است که عامل اصلی ایجاد آن عوامل اپیژنتیک و عوامل محیطی محسوب میگردد که در این بین گات میکروبیوتا حایز اهمیت میباشد. از طرفی کمابیش پیشزمینهساز سرطان رودهی بزرگ، پولیپهای آدنوما میباشند. هدف از انجام مطالعه حاضر بررسی جمعیت باکتریهای لاکتوباسیلوس، اشریشیا کلی و پریوتلا در بیماران مبتلا به سرطان روده و پولیپ آدنوما در مقایسه با افراد سالم بود.
روش بررسی: در این مطالعه مورد-شاهدی، نمونههای مدفوع ۳۱ فرد سالم، ۴۲ فرد مبتلا به پولیپ آدنوما و ۲۰ بیمار مبتلا به سرطان رودهی بزرگ که برای غربالگری سرطان رودهی بزرگ از شهریور ۱۳۹۵ تا شهریور ۱۳۹۶ به بیمارستان طالقانی تهران مراجعه کردند، گردآوری گردید. میزان کمیت این میکروبها با روش Real-time polymerase chain reaction (PCR)، دقیق تعیین شد.
یافتهها: افزایش جمعیت براساس منحنی تکثیر بررسی گردید. پریوتلا با منحنی تکثیر ۲۴/۶ و افزایش سطح معناداری، اشریشیا کلی با منحنی تکثیر ۲۰/۴ و سطح معناداری قابل قبول، در افراد مبتلا به سرطان روده و پولیپ آدنوما نسبت به افراد سالم مشاهده گردید، درحالیکه کاهش لاکتوباسیلوس با منحنی تکثیر ۲۸/۶ و سطح معناداری قابل قبول در افراد بیمار نسبت به افراد سالم بهدست آمد.
نتیجهگیری: میکروبیوم رودهای افراد مبتلا به سرطان رودهی بزرگ و پولیپ آدنوما با میکروبیوم افراد سالم متفاوت بوده و بار میکروبهای بیماریزا در مقایسه با میکروبهای مفید در افراد سرطانی و مبتلا به پولیپ بالاتر بود.
بهزاد ناظمرعایا، مهرداد مسعودیفر، مطهره رجبیمقدم،
دوره 79، شماره 5 - ( مرداد 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: کنترل همودینامیک در عملهای جراحی بهویژه عملهای جراحی ستون فقرات از اهمیت خاصی برخوردار است. یکی از شیوههای پیشگیری از تغییرات همودینامیک حین جراحی استفاده از داروهایی نظیر میدازولام (Midazolam) و دکسمدتومیدین (Dexmedetomidine) است. اثر این داروها در بیهوشی اسپاینال بیماران در مطالعات مختلف به اثبات رسیده است اما میزان اثر این دو دارو بر روی همودینامیک، مقدار خونریزی، رضایتمندی جراح و بیمار تاکنون مطالعه نشده است.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک پژوهش کارآزمایی بالینی دوسوکور است که پس از تصویب آن در کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، در مرکز بینالمللی ثبت کارآزماییهای بالینی ایران ثبت گردید. این مطالعه از اردیبهشت 1398 تا شهریور سال1398 در بیمارستان الزهرا (س) انجام شد. از بین بیماران کاندید عمل جراحی لامینکتومی تحت بیهوشی اسپاینال، 105 نفر بهصورت تصادفی انتخاب شدند و به سه گروه میدازولام، دکسمدتومیدین و کنترل تقسیم شدند.
یافتهها: آزمون Analysis of Variance با تکرار مشاهدات نشان داد که هم اثر زمان (001/0>P) و هم اثر گروه (001/0>P) برای فشارخون سیتول، دیاستول و متوسط شریانی در سه گروه معنادار بود، اما اثر گروه (12/0=P) بر تعداد ضربان قلب و Spo2 معنادار نبود و همچنین با مقایسه میانگین مقدار خونریزی و مدت زمان اقامت در ریکاوری مشخص گردید بین سه گروه مورد مطالعه اختلاف معناداری وجود داشت.
نتیجهگیری: حین عمل فراوانی عوارض در گروه دکسمدتومیدین کمتر از گروه میدازولام بود و فراوانی عوارض در ریکاوری ریکاوری نیز در گروه دکسمدتومیدین کمتر از گروه میدازولام بود.
فریبا بهنامفر، مریم ناظمی،
دوره 79، شماره 8 - ( آبان 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: گایدلاین ERAS در حال حاضر بهعنوان یک طرح جامع بهبود کیفیت جراحی میباشد که نتیجه آن بهبود شرایط بالینی و کاهش هزینهها در سیستم مراقبت سلامت است. گایدلاین ERAS مبتنی بر بالاترین کیفیت شواهد و مدارک موجود است و نیاز دارد بهطور مرتب به روز گردد. گایدلاین ژنیکولوژی انکولوژی بهبودی پس ازجراحی برای اولین بار در فوریه 2016 منتشر شد. این گایدلاین اولین بروزرسانی ارایه شده توسط انجمن ERAS برای مراقبت مطلوب پیش از جراحی در جراحیهای ژنیکولوژی انکولوژی است.1و2
روش بررسی: در ابتدای نگارش گایدلاین ژنیکولوژی انکولوژی ERAS، نویسندگان موضوعات اصلی مورد بحث را مشخص کردند. نویسندگان بینالمللی در زمینه مراقبتهای پس از عمل در ژنیکولوژی انکولوژی جهت شرکت در به روزرسانی این گایدلاین دعوت شدند. جستجوی دادهها از مقالات EMBASE و PUBMED انجام شد. در مورد هرموضوع در پروتکل ژنیکولوژی انکولوژی ERAS از مطالعات مختلف مانند مطالعات متاآنالیز، کنترل ترایال و مطالعات بزرگ کوهورت استفاده شد، پس از آن مطالعات بررسی و درجهبندی شدند و در سال 2019 تهیه شد.3
یافتهها: توصیههای قوی: اثرات مطلوب پایبندی به یک توصیه بیشتر از اثرات نامطلوب آن است. توصیههای ضعیف: اثرات مطلوب پایبندی به یک توصیه احتمالاً بیشتر از اثرات نامطلوب آن است.
نتیجهگیری: شواهد، توصیهها و درجهبندی توصیهها برای هر قسمت ERAS بهطور جداگانه در زیر بیان شده است، جدول 1 تمامی قسمتهای گایدلاین را براساس تغییرات ۲۰۱۹ بیان کرده است. در جدول 2 موارد بهینهسازی شرایط پیش از عمل، داروهای پیش از بیهوشی، پروفیلاکسی جهت تهوع و استفراغ پس از عمل، درناژ سیستم ادراری و تحرک زودرس پس از عمل بیان شده است که نسبت به گایدلاین پیشین تفاوتی نداشته است. همه توصیهها در پروتکل ERAS براساس شواهد در دسترس میباشد و سطح شواهد موجود برای هر قسمت عنوان شده است.
نادر علی ناظمیان، آرمان طاهری، مهدی صنعتکار،
دوره 79، شماره 11 - ( بهمن 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین مسایل مربوط به بیماران مبتلا به استئوآرتریت کاهش درد و بازگرداندن آنها به زندگی طبیعی است. برای کنترل درد ممکن است درمانهایی لازم باشد. از جمله این درمانها تزریق ژل هیالورونیک اسید به مفصل زانو میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه تحلیلی که از آذر 1398 تا اردیبهشت 1400 در بیمارستان امیر اعلم انجام شد، تعداد 61 نفر از افراد دچار آرتروز زانو وارد مطالعه شدند و شدت درد، دامنه حرکتی مفصل زانو و التهاب مفصل در آنها سنجیده شد. سپس در آنها تزریق ژل هیالورونیک اسید صورت گرفت و پس از تزریق مجددا این متغیرها مورد سنجش قرار گرفت.
یافتهها: میانگین سنی بیماران در این مطالعه برابر با 52±11/77/60 سال بود. شاخص درد پیش از تزریق در بیماران برابر با 90±0/99/7 بود که در روز سوم به 49±1/91/5، در روز هفتم به 28±1/98/5 و در روز سیام به 77±2/91/3 کاهش یافت (001/0P<). دامنه حرکت بدون درد براساس درجه پیش از تزریق در بیماران برابر با 85±19/44/38 بود که در روز سوم به 25±21/65/60، در روز هفـتم به 25±22/65/60 و در روز سیام به 07±24/17/71 افزایش یافت (001/0P<). میزان التهاب پیش از تزریق در 29 بیمار گزارش شد که پس از تزریق در روز سوم به شش بیمار کاهش یافت (009/0=P).
نتیجهگیری: تزریق هیالورونیک اسید به داخل مفصل اثرات ضددرد و بهبودی قابل توجهی در عملکرد و دامنه حرکت بیماران دارد. بنابراین توصیه میشود از این روش برای کاهش درد و افزایش عملکرد سالمندان استفاده شود.
بهزاد ناظم رعایا، ثمین جهانبین،
دوره 80، شماره 8 - ( آبان 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: در طی برونکوسکوپی میتوان از داروهای آرامبخش مانند پروپوفول، کتامین و بنزودیازپینها استفاده کرد. هدف ما مقایسه تأثیر آرامبخشی کتامین-میدازولام و کتامین-دکسمدتومیدین در برونکوسکوپی بود.
روش بررسی: این یک کارآزمایی بالینی تصادفی است که از آبان 1399 تا فروردین 1400 بر روی 60 بیمار انجام شد. گروه کتودکس، mg/kg 1 کتامین و µg/kg 1 دکسمدتومیدین طی 10 دقیقه دریافت کردند و انفوزیون mg/min 5/0 کتامین و µg/kg 5/0 دکسمدتومیدین برقرار شد. گروه کتومید (Ketomid)، mg/kg 1 کتامین و mg 5/2 میدازولام طی 10 دقیقه دریافت کردند و mg/min 5/0 کتامین و µg/kg/min 1 میدازولام انفوزیون گردید. فشارخون، ضربان قلب، درصد اشباع اکسیژن و درد مورد مقایسه قرار گرفت. همچنین میزان آرامبخشی براساس یک معیار پنج امتیازی از یک تا پنج ثبت گردید. دادههای بهدست آمده در SPSS software, version 26 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) وارد شد. برای مقایسه دادهها بین خطوط زمانی مختلف و همچنین گروههای مختلف از Independent samples t-test و آزمونهای اندازهگیری مکرر استفاده شد. 05/0P< بهعنوان آستانه معناداری در نظر گرفته شد.
یافتهها: کتودکس زمان آرامبخشی بیشتر (001/0P<) و ریکاوری کوتاهتری (001/0P<) از کتومید داشت. تفاوت معناداری بین فشارخون، ضربان قلب و میزان درصد اشباع اکسیژن بین گروهها وجود نداشت (05/0<P). در گروه کتودکس نسبت به کتومید در 20 دقیقه (04/0P=) و 30 دقیقه (001/0P=) پس از عمل میزان درد کمتر بود.
نتیجهگیری: کتودکس نسبت به کتومید آرامبخشی بیشتر، ریکاوری و درد کمتر داشت از اینرو استفاده از آن در برونکوسکوپی توصیه میگردد.
حمیدرضا شتابی، بهزاد ناظمرعایا، محسن آبرون،
دوره 80، شماره 11 - ( بهمن 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: در این مطالعه تاثیر دگزامتازون وریدی بر درد و تهوع و استفراغ پس از جراحی لاپاراسکوپیک تخمدان بررسی شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی تصادفیشده، از خرداد تا اسفند 1399 در بیمارستان بهشتی اصفهان بر روی ۸۸ بیمار کاندید سیستکتومی لاپاراسکوپیک تخمدان انجام شد. بیماران بهصورت تصادفی به دو گروه دریافتکننده دگزامتازون (D) و نرمالسالین (S) تقسیم شدهاند. دو دقیقه پیش از القا بیهوشی، گروه اول mg 8 دگزامتازون و گروه دوم نرمالینسالین دریافت کردند. فراوانی بروز درد، تهوع واستفراغ (PONV) و نیاز به داروی ضددرد و ضدتهوع در ریکاوری، دوساعت اول، 12-2 و 24-12 ساعت پس از عمل جمعآوری شده و با استفاده از SPSS software, version 23 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) آنالیز شده است.
یافتهها: تفاوت معناداری از نظر خصوصیات دموگرافیک بین دو گروه دیده نشد (05/0>P). فراوانی بروز درد در گروه (D) در زمانهای ریکاوری (4/0P=)، دو ساعت بعد (005/0P=)، 12 ساعت (001/0P=) و 24 ساعت پس از عمل (005/0P=). کمتر از گروه (S) بود. فراوانی تهوع در گروه D در ریکاوری (003/0P=). دو ساعت بعد (001/0>P)، 12 ساعت (002/0P=) بهطور معناداری کمتر از گروه S بود. اما 24 ساعت پس از عمل بین دو گروه تفاوت معناداری دیده نشد (15/0P=). در ریکاوری در دو گروه استفراغ نداشتیم (1P=)، فراوانی بروز استفراغ در دو ساعت (003/0P=)، 12 ساعت (002/0>P) 24 ساعت پس از عمل (48/0P=)، در گروه D کمتر از S بود. در زمانهای مطالعه دوز دیکلوفناک و متوکلوپرامید دریافتی در بیماران گروه D کمتر از گروه S بود.
نتیجهگیری: دگزامتازون با دوز mg 8 پیش از القا بیهوشی میتواند در کاهش درد، تهوع و استفراغ پس از عمل جراحی لاپاراسکوپیک تخمدان و کاهش نیاز به آنالژزیک و داروی ضدتهوع موثر باشد.
بهزاد ناظمرعایا، فاطمه کاظمی گورجی، عظیم هنرمند، محمد صالح جعفرپیشه،
دوره 80، شماره 11 - ( بهمن 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: از دبل لومن در جراحیهای ریه استفاده میشود و برای تایید آن برونکوسکوپ بهکار میرود. حساسیت سونوگرافی در تشخیص موقعیت درست DLT بهطور قطعی مشخص نشده است. هدف از این مطالعه ارزش تشخیصی سونوگرافی و سمع در مقایسه با FOB است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی که در بازه زمانی تیر ۱۴۰۰ تا اردیبهشت ۱۴۰۱ انجام گردید، پس از بیهوشی DLT با سایز مناسب استفاده شد و سپس موقعیت DLT ارزیابی شد. در ابتدا سمع ریه و سپس سونوگرافی انجام شد و دو علامت Lung pulse sign و Lung sliding sign بهعنوان علایم ریه طبیعی و ریه مورد تهویه مورد بررسی قرار گرفتند و در نهایت FOB توسط متخصص بیهوشی انجام گردید. در انتها با باز شدن قفسه صدری بهدنبال عمل جراحی، نظر جراح در مورد کلاپس ریه ثبت گردید.
یافتهها: قرارگیری صحیح لوله 37 مورد و اشتباه سه مورد بود که توسط FOB بررسی و اصلاح شد. حساسیت سمع 9/64% و سونوگرافی 9/91% بود. حساسیت سونوگرافی نسبتبه سمع معنادار نبود (242/0P=) اما تفاوت معناداری در ارزش اخباری مثبت وجود داشت بهگونهای که ارزش اخباری مثبت سمع 9/88% و سونوگرافی 9/91% محاسبه شد. از نظر درجه رضایتمندی ۲۲ مورد (5/59%) رضایت عالی و ۱۵ مورد (5/40%) نیز رضایت متوسط داشتند. حساسیت سونوگرافی در قیاس با رضایت جراح معنادار نبود (237/0P=).
نتیجهگیری: سونوگرافی ریه میتوانند بهخوبی جایگزین مناسبی برای FOB باشد. گرچه سونوگرافی نمیتواند تمام عملکرد FOB را داشته باشد، ولی با داشتن مزایای چون هزینه کمتر، سرعت عمل غیرتهاجمی بودن نسبت به FOB کاربردیتر است.
بهزاد ناظمرعایا، حسین محجوبیپور، الهام صابری،
دوره 81، شماره 3 - ( خرداد 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از اهداف القا بیهوشی تعدیل تغییرات همودینامیک میباشد که در این مطالعه هدف تاثیر کتامین و لیدوکایین در تغییرات ضربان قلب و فشارخون پس از لولهگذاری تراشه و مقایسه آن با گروه شاهد میباشد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی تصادفیشده سه سوکور میباشد که بر روی90 بیمار 65-18 ساله کاندید عمل جراحی انتخابی بیهوشی عمومی در بیمارستان الزهرا اصفهان در آذر تا اسفند 1401 انجام گرفت. بیماران بهشکل تصادفی به سه گروه تقسیم شدند. کتامین mg/kg 5/0، لیدوکایین mg/kg 5/0 و شاهد تقسیم شدند. سن، وزن، قد، جنسیت و دادههای کلینیکی شامل میانگین فشارخون متوسط شریانی، ضربان قلب، فشارخون سیستولیک، فشارخون دیاستولیک و درصد اشباع هموگلوبین در زمانهای یک، سه، پنج، 10 دقیقه پس از Intubation جمعآوری و با استفاده از روش آنالیز اندازههای مکرر (Repeated measure) موردتجزیهوتحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: هر دو داروی لیدوکایین و کتامین بهطور موثر تغییرات همودینامیک را در طول لولهگذاری داخل تراشه کاهش میدهند ولی لیدوکایین بهطور بالقوه مزایای بیشتری از نظر بهبود اکسیژنرسانی و کاهش تغییرات ضربان قلب و همچنین کاهش زمان بیدارشدن در طول بیهوشی دارد. دو گروه موردمطالعه ازنظر تغییرات فشارخون، اقامت در ریکاوری، مدت اکستوبیشن و نیز گرید لارنگوسکوپی تفاوت معناداری نداشتند.
نتیجهگیری: استفاده از لیدوکایین بهعلت اکسیژنرسانی بهتر، کمترین تغییرات ضربان قلب و همچنین زمان بیدار شدن از بیهوشی کوتاهتر نسبت به کتامین ارجح است. همچنین، درمورد فشارخون بالا یا تاکیکاردی مداوم. این مورد در هیچیک از گروهها مشاهده نشد.
بهزاد ناظمرعایا، عظیم هنرمند، شیما شمس،
دوره 81، شماره 4 - ( تیر 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: تانسیلکتومی، درمان نهایی بزرگی لوزهها میباشد. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر لیدوکایین و دکسمدتومیدین بر میزان و شدت عوارض فوری پس از جراحی بود.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی است که بر روی 90 نفر بیمار کاندید تانسیلکتومی از دی 1401 تا خرداد 1402 در بیمارستان الزهرا اصفهان انجام شد. بیماران به سه گروه لیدوکایین، دکسمدتومیدین و پلاسبو تقسیم شدند. بیماران از نظر خونریزی، لارنگواسپاسم و لارنژیت مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: در دقایق 45، 75 و 90 پس از ریکاوری میانگین نمرهی درد و در دقایق 15 و 90 از نظر اضطراب حداقل در یکی از سه گروه با بقیه تفاوت معناداری مشاهده شد (05/0P<). فشارخون سیستولی و میزان اشباع اکسیژن شریانی در دقایق 30 تا 90 و نیز فشارخون دیاستولی در دقایق 60، 75 و 90 بین سه گروه مورد مطالعه اختلاف معناداری را نشان داد (05/0P<). بین بروز برنکواسپاسم در هر سه گروه اختلاف معناداری دیده شد. ولی در سرفه و تهوع در گروههای مورد مطالعه هیچ اختلاف معناداری مشاهده نگردید. میانگین میزان خونریزی حین جراحی، زمان ریکاوری و اولین زمان تحمل مایعات و جامدات حداقل در یکی از گروهها با بقیه اختلاف معناداری داشت.
نتیجهگیری: دکسمدتومیدین و لیدوکایین هر دو در کاهش درد، ضربان قلب، فشارخون سیستولیک، اولین زمان تحمل مایعات و خونریزی موثر هستند و همچنین کاهشی در اشباع اکسیژن شریانی ایجاد نکردند، در حالیکه تعداد تنفس، اسپاسم حنجره، برونکواسپاسم، سرفه، تهوع و زمان خروج لوله تفاوت قابلتوجهی بین سه گروه مطالعه نداشت.
عاطفه قصوری، میترا جبلعاملی، بهزاد ناظمرعایا، رکسانا نجفیان،
دوره 81، شماره 7 - ( مهر 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سردرد پساز اسپاینال یک عارضهی شایع میباشد. باتوجه به اهمیت این مسئله مطالعه حاضر با هدف مقایسهی تاثیر آتروپین–نیوستیگمین و اندانسترون در پیشگیری از بروز سردرد پساز اسپاینال انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی سه سو کور است که از اردیبهشت تا مرداد 1400 بر روی 60 زن کاندید سزارین انجام شد. افراد به سه گروه 20 نفره تقسیم شدند. برای گروه اول 20 میکروگرم نیوستیگمین و 10 میکروگرم آتروپین به ازای هر کیلوگرم وزن تجویز شد و برای گروه دوم چهار میلیگرم اندانسترون تجویز گردید و گروه سوم حجم مشابه نرمال سالین دریافت کردند. بیماران تا هفت روز پساز اسپاینال از نظر شدت سردرد در 24 ساعت اول هر شش ساعت و سپس روزانه با مقیاس NRS پیگیری شدند. اطلاعات پساز جمعآوری با SPSS software, Version 28.0.1 (IBM, USA) مورد تجزیهوتحلیل آماری قرار گرفت.
یافتهها: در مطالعهی اخیر تفاوت معنادار آماری در میزان بروز سردرد، شدت آن و فاصله زمانی شروع اولین سردرد از زمان انجام پانکچر لومبار، در سه گروه موردمطالعه مشاهده نشد. در نهایت مقایسه نمره میزان رضایتمندی بیماران در سه گروه نشان میدهد که از این نظر نیز تفاوت معناداری در سه گروه وجود نداشته است. شیوع عوارض ناشی از درمانها شامل اختلالات همودینامیک نیز در هر سه گروه اختلاف معنادار آماری نشان نداد.
نتیجهگیری: استفاده از مخلوط آتروپین–نیوستیگمین و یا اندانسترون در مقایسه با گروه کنترل، تفاوت معناداری در جهت پیشگیری از سردرد پساز بیهوشی اسپاینال ایجاد نکردهاند.