42 نتیجه برای نجفی
مهری نجفی،
دوره 56، شماره 1 - ( 1-1377 )
چکیده
بیماری سیستیک فیبروزیس (CF) بیماری ارثی است که اعضا مختلف بدن در بچه ها را گرفتار می کند. گرفتاری عمده در این بیماری انسداد مزمن و عفونتهای مکرر راههای هوایی و اختلال در هضم مواد غذایی در روده و عوارض ناشی از آن به علت نارسایی پانکراس می باشد. همچنین مسئول بسیاری از موارد پولیپوز بینی، پان سینوزیت، پرولاپس رکتوم، پانکراتیت، سنگهای صفراوی، هیپرگلیسمی وابسته به انسولین، نارسایی در رشد (FTT) و اختلال فونکسیون کبد است. با توجه به گستردگی علایم و ناشناخته بودن این بیماری در کشورمان بر آن شدیم که به بررسی فراوانی آن در بیمارانی که با شکایت کلستاز، سو جذب، سو تغذیه و عفونت مکرر ریه به درمانگاه گوارش مرکز طبی کودکان مراجعه کرده اند، بپردازیم و فراوانی اختلال فونکسیون پانکراس و اختلال رشد و میزان مرگ و میر این بیماران را مورد بررسی قرار دهیم. نتایج ما حاکی از میزان یکسان ابتلای درگیری پانکراس در بیماران ما و نتایج سایر منابع می باشد. ولی فراوانی اختلال رشد و مرگ و میر در بیماران ما اختلاف قابل توجهی با نتایج سایر منابع دارد
مهدی نجفی کوپایی، سعید سمنانیان، امیدوار رضایی، کوروش قره گزلو،
دوره 56، شماره 1 - ( 1-1377 )
چکیده
میگرن به عنوان یکی از شایعترین انواع سردرد با شیوع و بروز بالا تاثیرات قابل توجهی بر شرایط زندگی فرد مبتلا به جای می گذارد. این پژوهش با هدف بررسی آثار میگرن بر وضعیت اقتصادی و کیفیت زندگی بیماران مبتلا انجام شده است. در این تحقیق پرسشنامه بانک اطلاعاتی درد تدوین شده توسط انجمن بین المللی مطالعه درد (IASP) در سال 1995، را به فارسی برگردانده با توجه به ویژگیهای فرهنگی، جغرافیایی و قومی کشور ایران تعدیل اولیه روی آن صورت دادیم. 65 بیمار (55 زن و 10 مرد) از مراجعین به درمانگاه داخلی اعصاب انتخاب شدند. پس از انتخاب مبتلایان به میگرن بدون اورا با تشخیص پزشک متخصص داخلی اعصاب و براساس معیارهای انجمن بین المللی سردرد (HIS)، پرسشنامه به طریقه مصاحبه تکمیل می شد. بیماران از نظر تاثیر درد بر خواب، وزن، رابطه زناشویی (سازگاری)، فعالیت های اجتماعی، تفریح، فعالیت جنسی و همچنین چگونگی مصرف دارو، نوع داروهای مصرفی و استفاده از پاراکلینیک بررسی شدند. تاثیر درد بر ساعات خواب (بطور متوسط 1.9±7.4 ساعت در مواقع عادی، 3.7±6 ساعت در حین درد) قابل ملاحظه بوده است (P<0.001). تاثیر درد بر رابطه زناشویی، فعالیت های اجتماعی، تفریح و فعالیت جنسی براساس مقیاس صفر تا ده بوسیله آزمون Wilcoxon مقایسه شد و اختلاف معنی داری بین فعالیت های اجتماعی، تفریح و فعالیت جنسی در هنگام سردرد و مواقع عادی نشان داد (P<0.02). در مجموع قابل ذکر است که آثار اجتماعی-اقتصادی میگرن بدون اورا و تاثیر آن به عنوان یک درد طولانی مدت بر کیفیت زندگی مبتلایان و بر جامعه قابل ملاحظه بوده و شایسته است در برنامه ریزیهای بهداشتی-درمانی مورد توجه قرار گیرد.
سیدرضا نجفی زاده، فرهاد غریب دوست، علی خلوت،
دوره 58، شماره 2 - ( 2-1379 )
چکیده
اسکلروز سیستمیک یک بیماری مزمن بافت همبند بوده که شروع، سیر و پیشرفت بیماری و وسعت و شدت درگیری ارگانها در آن از یک بیمار تا بیمار دیگر تفاوت دارد. جهت تعیین فراوانی علایم بالینی بیماران مبتلا به اسکلرودرمی و نحوه سیر و پیشرفت بیماری، ما علایم بالینی بیماران را در دو دوره اولیه (سه سال اول بیماری) و نهایی (پس از شش سال از شروع بیماری) مورد بررسی قرار دادیم. نوزده نفر مبتلا به فرم منتشر بیماری و 34 بیمار فرم محدود آن از نظر پوستی را دارا بودند. در بیماران با درگیری منتشر پوستی، گرفتاری ارگانها در طول دوره اول بیماری بیشترین پیشرفت را داشته، به طوری که اختلاف معنی دار بین فراوانی علایم بالینی در دوره اولیه و نهایی مشاهده نگردید. در بیماران با درگیری محدود پوستی، اختلاف آماری معنی دار در بروز فنومن رینود، تلانژکتازی، هیپرپیگمانتاسیون پوستی و ازوفاژیت در دوره نهایی نسبت به دوره اولیه بیماری مشاهده گردید، که با طبیعت و سرشت بیماری تطبیق دارد. در مقایسه علایم بالینی بیماران با درگیری محدود و منتشر، درگیری سریعتر و وسیعتر پوست و ارگانهای احشایی در فرم منتشر نسبت به فرم محدود مشاهده گردید.
محمدرضا نجفی، بابک تمیزی فر،
دوره 59، شماره 5 - ( 6-1380 )
چکیده
مصرف دراز مدت AEDs) Anti Epileptic Drugs) در کودکان ممکن است تا 50 درصد با عوارض جانبی همراه باشد. توصیه شده است که در کودکان واجد شرایط، هرچه سریعتر نسبت به قطع داروهای ضدصرع کودکان اقدام شود. در هنگام تصمیم گیری نسبت به قطع داروهای ضدصرع می توان با توجه به خصوصیات EEG بیماران، وقوع مجدد حملات را تا حدودی پیش بینی کرد. در این مطالعه، جمعیت مورد مطالعه کودکانی است که سابقه حداقل 1 سال عدم عود حملات صرع را داشته و بصورت مداوم تحت درمان داروئی قرار گرفته اند. تعداد 133 کودک حائز شرایط جهت ورود به مطالعه بودند که از ایشان 106 مورد بررسی شدند. پس از تکمیل شرح حال و معاینات بالینی، از بیماران یک EEG در هنگام بیداری به عمل می آمد. هرکدام از الکتروانسفالوگرام ها برحسب وجود یا عدم وجود متغیرهای الف) فعالیت زمینه ای نوار (Background) ب) فعالیت آهسته موضعی (Focal slowing) ج) امواج سوزنی موضعی (Focal spike) د) امواج سوزنی نوک تیز منتشر (Generalized sharp and spike wave) در دو حالت بیداری و فعالیت (مثل هیپرونتیلاسیون) توسط یک نفر از متخصصین اعصاب مورد ارزیابی قرار می گرفتند. کودکان از نظر عود حملات به فواصل سه ماه، حداقل بمدت یکسال پیگیری شدند. نتایج حاصله از طریق آنالیز بقا کاپلان مایر و توسط آزمون Log-Rank مورد بررسی قرار گرفته اند. از بین 106 کودک مورد مطالعه، 62 نفر (58 درصد) پسر و 44 نفر (42 درصد) دختر بوده اند. میانگین مدت زمان پیگیری بیماران از زمان شروع به قطع داروها 26 ماه بود. احتمال عود حملات پس از یکسال پیگیری 24/8 درصد (28/5 درصد و 22/5 درصد 95C.I درصد) بدست آمد. در مورد وضعیت زمینه نوار مغز و وجود امواج نوک تیز سوزنی، منتشر موضعی و آهسته موضعی، (قبل از اقدام به قطع) در EEG بیماران با عود حملات ارتباط معنی داری یافت نشد. در مورد فاکتور مقایسه وضعیت فعلی EEG با نوارهای قبلی کودکان رابطه معنی داری یافت گردید (P<0.05). در مقایسه بین پسران و دخترانی که EEG غیرطبیعی در زمان قطع داروها داشته اند، عود این حملات در پسران بیشتر بوده است (P=0.045). خطر نسبی Relative Risk مربوط به فاکتور مقایسه EEG بیماران با دفعات قبل، در حدود 1/98 (3/91، 1/01، 95C.I درصد) محاسبه گردید (P<0.05). در این مطالعه احتمال عود یکساله این حملات در کودکان بعد از قطع داروهایشان 25/8 درصد بوده است. این میزان حدودا مشابه نتایج سایر محققین می باشد. در بررسی ما در کل دو جنس ارتباط معنی داری بین وجود EEG غیرطبیعی با عود این حملات یافت نشد، ولی در صورتی که این مقایسه به تفکیک جنسیت نیز صورت پذیرد، در گروه پسران این ارتباط معنی دار تلقی گردید (P<0.05). آنچه در نتایج ما جالب به نظر می رسد، اهمیت یافتن نقش مقایسه EEG کودکان قبل از اقدام به قطع داروها با اولین نوار مغز بیماران می باشد (P<0.05). سایر متغیرهای مورد بررسی در یک نوار مغز، با عود حملات ارتباطی نداشته اند. برآورد احتمال عود حملات صرع بایستی که صرفا جزئی از روند تصمیم گیری پزشک معالج بیمار قرار گیرد. در این راستا باید به مواردی مثل برآورد خطر عود و به خطر افتادن جان بیمار و جنبه های اجتماعی-اقتصادی آن و نیز برآورد خطر عوارض سو داروئی توجه نمود.
علی خلوت، سیدرضا نجفی زاده،
دوره 63، شماره 7 - ( 1-1384 )
چکیده
آرتریت راکتیو بعد از عفونت استرپتوکوک در بالغین از معیارهای جونز برای تشخیص تب حاد روماتیسمی متابعت نمی کند. تنها یافته بالینی بعد از فارنژیت استرپتوکوک گروه A در بالغین آتریت راکتیو است که معمولاً مفاصل کوچک و فقرات را گرفتار نمی کند. این بیماران معمولاً قبل از 12 هفته بهبود کامل می یابند و یا سیر پیشرونده و مقاوم پیدا می کنند. نشان داده ده است که آرتریت راکتیو بعد از عفونت استرپتوکوک با سیستم HLAB27 همراه نمی باشد، اما این گروه با HLA-DRB1 همراه می باشد. بهمین دلیل قابلیت پذیرش ایمنوژنتیکی HLA-ClassII می تواند زمینه ساز آرتریت روماتوئید باشد که هدف از انجام مطالعه بررسی این رابطه می باشد.
مواد و روش ها: این بررسی روی یکصد نفر افراد 20 الی 40 سال که 70 نفر زن و 30 نفر مرد بودند (70% مؤنث و 30% مذکر) و در فاصله سالهای 80 تا 82 بطور سرپائی به درمانگاه روماتولوژی بیمارستان امام مراجعه داشتند انجام گرفت. شکایت این افراد تنها تورم و درد مفصل بود (آرتریت راکتیو). برای مدت 12 هفته بیماران هر ماه معاینه مجدد و مورد ارزیابی قرار گرفتند. مطالعه سیستم HLA کلاس I و کلاس II برای همه آنها انجام شد که در جدول وفور سیستم HLA ذکر شده است.
یافته ها: مطالعه ما نشان داد تنها یافته کلینیکی آرتریت راکتیو می باشد. مفاصل کوچک و محوری درگیر نبودند. هیچکدام معیار تشخیصی جونز رانشان ندادند. همگی سابقه فانژیت چند هفته قبل از بروز آرتریت راکتیو را ذکر می کردند و سرانجام اینکه با تعقیب 12 هفتگی این بیماران 10 نفر (8 نفر زن و 2 نفر مرد) سیر پیشرونده (additive) پیدا کردند و بصورت آرتریت روماتوئید به سیر خود ادامه دادند که در محاسبات آماری 10% برای این تعداد بیماران قابل توجه است. آزمایش HLA-DRB1 که برای همه بیماران انجام شد در 34% افراد مورد مطالعه مثبت گزارش شد و آزمایش HLAB27 در 7% افراد مثبت بود که در حد افراد سالم می باشد. در هیچکدام از موارد مورد مطالعه عارضه قلبی مشاهده نشد.
نتیجه گیری و توصیه ها: پیشنهاد می شود آرتریت راکتیو روی زمینه استرپتوکوک گروه A در بالغین جدی گرفته شود. طولانی مدت تعقیب شود. اگر منجر به آرتریت روماتوئید شد بعنون مرحله شروع آرتریت روماتوئید درمان شود.
علی خلوت، عبدالرحمان رستمیان، سید رضا نجفی زاده،
دوره 64، شماره 9 - ( 6-1385 )
چکیده
شایعترین کمردرد در افراد میانسال کمردرد مکانیکی است که در رأس آن هرنی دیسکال قرار دارد. کمردرد مکانیکی یکی از معضلات اجتماع بشری از جمله در کشورهای در حال توسعه میباشد. این عارضه قدرت کارآیی افراد را کاهش میدهد لذا کم هزینهترین راه تشخیص معاینه دقیق فیزیکی است.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی توصیفی از شصت مرد میانسال 45-25 ساله که همگی از کارگران حرفهای ساختمانی بوده و از کمردرد مکانیکی شکایت داشتند شرح حال گرفته شد و مورد معاینه فیزیکی قرار گرفتند و با تشخیص هرنی دیسکال L5-S1 و L4-L5 برای همه آنهاMRI لومبوساکرال درخواست شد و یافتههای فیزیکی با MRI مقایسه گردید.
یافتهها: در معایـنه فـیـزیکی کارگـران مـورد مطـالعه هرنی دیسکـال مابـین مهرههـای L4-L5 و L5-S1 با Stageهای مختلف تشخیص داده شد که در مقایسه با MRI تشخیص مضاعف آنها تأیید گردید، در این مطالعه ارتباط یافتههای فیزیکی وMRI براساس آزمونX2 معنیدار بود (05/0P<) که قابل توجه است.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد برای تشخیص نورالژی سیاتیک دیسکال معاینات دقیق فیزیکی کفایت میکند. حتی میتوان هرنی دیسکال را Stagingکرد و هیچ لزومی به انجامMRI برای تشخیص وجود ندارد. درخواستMRI هزینه سنگینی را برای بیمار تحمیل میکند که لزومی ندارد. توصیه میکنیم همکاران به شکایت بیمار توجه خاصی عنایت بفرمایند و اگر معاینات فیزیکی با دقت و با حوصله انجام شود، تشخیص قطعی خواهد بود.
علی خلوت، عبدالرحمان رستمیان، سیدرضا نجفی زاده، علی پاشا میثمی،
دوره 64، شماره 11 - ( 7-1385 )
چکیده
هدف از این مطالعه مقایسه تأثیر و تحمل یک داروی زمینهای (DMARD) مانند هیدروکسی کلروکین (HcQ) با ترکیبی از HcQ و متوتروکسات ((Mtx و ترکیب دیگری از HcQ و Mtx و سولفاسالازین (SSZ) در بیماران آرتریتروماتوئید فعال با داشتن آرتریت مقاوم و پیشرونده میباشد.
روش بررسی: 120 بیمار که بر اساس معیارهای American College of Rheumatology (ACR) تشخیص آرتریتروماتوئید آنها قطعی بود (90 زن و 30 مرد) مراجعهکننده به درمانگاه روماتولوژی طی سالهای 1382 الی 1384 بهصورت تصادفی بر اساس جنس به سه گروه شامل 40 نفر (30 زن و 10 مرد) تقسیم شدند. گروه اول با HcQ بهتنهائی mg/d 200 و گروه دوم ترکیبی از هیدروکسی کلروکین mg/d200 و متوترکساتmg/kg 5/7 و گروه سوم ترکیبی از هیدروکسی کلروکین mg/d200 متوترکساتmg/kg 5/7 و سولفاسالازینgr/d 1 دریافت کردند. نتیجه تأثیر داروها پس از 24 ماه مورد ارزیابی قرار گرفت و در یک آنالیز آماری متغیرها را باt-test مقایسه نمودیم.
یافتهها: درمان ترکیبی HcQ و SSZ و Mtx و همچنین HcQ و Mtx از نظر بهبود علائم کلینیکی و یافتههای آزمایشگاهی، نسبت به درمان با HcQ بهتنهائی (05/0P<) مؤثرتر بودند. همچنین در این مطالعه نشان داده شده درمان ترکیبی HcQ و Mtx و SSZ نسبت به درمان ترکیبـی HcQ و Mtx مؤثرتر است (05/0P<). لذا درمان ترکیبی در آرتریت مقاوم و مؤثرتر است.
نتیجهگیری: در درمان آرتریتروماتوئید ترکیب داروهای متوترکسات هیدروکسیکلروکین و سولفاسالازین مؤثرتر از متوترکسات و کلروکین و هر دوی اینها مؤثرتر از درمان تک داروئی میباشد.
مهدی نجفی، بابک حقیقت، سید حسین احمدی تفتی،
دوره 65، شماره 1 - ( 12-1386 )
چکیده
آریتمیهای دهلیزی و بطنی شایعترین عوارض بعد از جراحی عروق کرونر هستند. استفاده از بایپس قلبی- ریوی کاهش منیزیم خون را باعث میشود. تأثیر سطح سرمی منیزیم و تجویز منیزیم کمکی در پیشگیری از ایجاد این آریتمیها مورد بحث است. هدف از این مطالعه بررسی رابطه سطح سرمی منیزیم و رژیمهای کمکی رایج (2 تا 4 گرم) با آریتمیهای پیرامون عمل است.
روش بررسی: سطح سرمی منیزیم در بیماران کاندید جراحی عروق کرونری در سه نوبت (ابتدای بیهوشی، بدو ورود به بخش مراقبتهای ویژه و صبح روز اول پس از عمل) اندازهگیری شد. بهعلاوه بیماران از نظر ریتم اولیه و عوامل مؤثر بر سطح منیزیم سرم مانند کراتینین، حجم ادرار و دریافت دیورتیک بررسی شدند. مقدار منیزیم کمکی در اتاق عمل و بخش مراقبتهای ویژه ثبت شد و بیماران از نظر بروز آریتمی طی سه روز اول پس از عمل بررسی شدند.
یافتهها: میانگین منیزیم سرمی بیماران مورد بررسی در نوبت اول، دوم و سوم به ترتیب (5/0)2/2، (6/0)6/2 و (6/0)4/2 میلیگرم در دسیلیتر و میانگین منیزیم کمکی دریافتی (2/1)5/2 گرم بود. از 164 بیمار، 51 بیمار (31%) به آریتمی پس از عمل دچار شدند. هرچند اختلاف سطح سرمی منیزیم در سه نوبت قابلملاحظه بود (001/0P<)، مقادیر در محدوده طبیعی قرار داشتند. هرچند سطح منیزیم بیماران دچار آریتمی از فاقد آریتمی بالاتر بود (25/2 در مقابل 14/2) دو گروه تفاوت قابلملاحظهای نداشتند.
نتیجهگیری: با تجویز منیزیم به روش رایج در سطح منیزیم سرم تغییر قابل ملاحظهای ایجاد نمی شود. همچنین برخلاف انتظار رابطهای بین سطح سرمی منیزیم و آریتمی پس از عمل دیده نشد. بنابراین هر چند تجویز منیزیم در محدوده رایج تأثیری در میزان بروز آریتمی پس از عمل ندارد برای حفظ منیزیم سرم در حد طبیعی ضروری است.
علی خلوت، عبدالرحمان رستمیان، سیدرضا نجفی زاده، علی پاشا میثمی،
دوره 65، شماره 5 - ( 5-1386 )
چکیده
آرتریت روماتوئید (RA) بیماری التهابی مزمن است که عوامل متعددی در بروز و ادامه آن دخالت دارد. یکی از عوامل شروعکننده بیماری استرس میباشد که میتواند با تأثیر در کفایت و یا عدم کفایت محور نوروآندوکرین در بروز یا تغییر سیر بیماری ارتباط داشته باشد. هدف از این مطالعه بررسی اثر استرس در چگونگی تداوم RA و راهکارهای پیشگیری و درمان مؤثر آن است.
روش بررسی: یکصد بیمار آرتریت روماتوئید (80 زن و 20 مرد) که تشخیص RA آنها قطعی بود و بیماری آنها بهتازگی شروع شده بود (36-12 ماه) بهطریق همگروهی بررسی گردیدند. با مصاحبه و پرسشنامههایی که رویدادهای زندگی آنها در آن منعکس شده بود به دو گروه A با استرس پایدار و گروه B با استرس ناپایدار تقسیم شدند و درمان یکسان برای هر دو گروه انجام شد. نتیجه درمان پس از دو سال مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: با وجود یکسان بودن نوع درمان در گروهها پاسخ به درمان متفاوت بوده است، بهطوریکه گروه B که زمینه استرس ناپایدار داشتند بهبودی واضحی نسبت به گروه دارای تجربه استرسزای پایدار نشان داد. (00001/0 P=) در ارزیابی کلی شاخص بهبودی، بیمارانیکه زمینه استرس ناپایدار داشتند نسبت به گروه بیماران دارای زمینه استرس پایدار داشتند تفاوت معنیداری در بهبود نشان دادند (00001/0 P<).
نتیجهگیری: تعداد قابل توجهی از مبتلایان به RA از استرس جدی رنج میبرند که در سیر بالینی و بهبودی آنها مؤثر است. با شناخت عوامل استرسزا و کوشش در رفع آن میتوان در کنترل بهتر بیماری مؤثر بود.
علی خلوت، عبدالرحمان رستمیان، سیدرضا نجفی زاده، شفیعه موثقی،
دوره 65، شماره 11 - ( 11-1386 )
چکیده
فاکتور روماتوئید (RF) یکی از معیارهای تشخیصی آرتریت روماتوئید (RA) است که در پاتوژنز و شروع آرتریت روماتوئید، اهمیت زیادی دارد. مطالعات نشان داد، کاربرد روشهای مختلف میزان RF مثبت را افزایش میدهد. هدف از این مطالعه اندازهگیری ایزوتایپهای IgM و IgG فاکتور روماتوئید بهروش ELISA و لاتکس و مقایسه آن با یک گروه شاهد میباشد.
روش بررسی: 100 بیمار RA واجد شرایط که بر اساس معیارهای (ACR) تشخیص RA آنها قطعی بود (75 زن و 25 مرد) بهطور تصادفی انتخاب شدند و برای آنها بررسی RF بهروش لاتکس- IgM و بهروش IgG - IgM -ELISA انجام شد. برای افراد سالم شاهد (75 زن و 25 مرد) همزمان RF بهروش IgG - IgM -ELISA انجام گرفت و در آنالیز آماری متغیرها را با 2 مقایسه نمودیم.
یافتهها: اندازهگیری RF نزد بیماران RA بهروش لاتکس IgM و بهروش IgG - IgM -ELISA تفاوت چندانی ندارد. مثبت شدن IgM در بیماران RA در دو روش مترادف با هم مقایسه شد که در این مورد ارتباط معنیداری وجود دارد. (001/0p<، 60/0+r =، Pearson's correlation co efficient).
نتیجهگیری: فاکتور روماتوئید IgM در بیماران RA نسبت به افراد سالم شاهد اختلاف معنیداری را نشان میدهد (001/0 p<، 24/0r =). حدود 75% بیماران RA تأیید شده دارای RF از نوع IgM هستند که اندازهگیری آن با دو روش لاتکس و ELISA تفاوت چندانی ندارند و اندازهگیری IgG نسبت به IgM بهعنوان یک معیار تشخیصی ارجحیت ندارد و افراد سالم فاقد RF از نوع IgM و IgG هستند.
فریده نجفی، مجید غفارپور، محمد رضا نجفی، اصغر آقا محمدی، محمد هادی سعادت نیا،
دوره 66، شماره 1 - ( 1-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: اسکلروز متعدد Multiple Sclerosis (MS) یک بیماری التهابی سیستم عصبی مرکزی با نواحی دمیلینۀ چندکانونی میباشد. معیارهای ایمونولوژیک که فعالیت بیماری را تحت تاثیر قرار میدهند هنوز بهخوبی مشخص نشدهاند. افزایش تولید CSF IgG (مقادیر طبیعی≤ 77/0) و مثبت شدن باندهای اوگیلوکلونالOligoclonal Bands (OCB) نشاندهندۀ التهاب مزمن در بافت مغزی میباشد. ارتباط این دو عامل و میزان ناتوانی در مطالعات مختلف نتایج متفاوتی داشته است. در این مطالعه این ارتباط در بیماران ایرانی بررسی شده است.
روش بررسی: IgG Index در 54 بیمار مبتلا به اسکلروز متعدد اندازهگیری شد و مقادیر آن بهصورت طبیعی (77/0≤)، افزایش یافته (<77/0 و 1/1≤) و خیلی افزایش یافته (1/1>) طبقهبندی شد. ایندکس پیشرفت Progression Index (PI)، نوع MS و وجود OCB در CSF در بیماران با ایندکس IgG طبیعی، بالا و خیلی بالا مقایسه شد. یافتهها: PI در بیماران با IgG Index خیلی بالا (13/0±10/0) بیش از بیماران با IgG Index بالا (05/0±06/0) و طبیعی (07/0±05/0) بود. (500/0p=). بیماران مبتلا به نوع پیشرفت ثانویه ایندکس IgG بالاتری (24/1±04/2) نسبت به نوع تخفیف یابنده- تشدید یابنده (45/1±78/1) داشتند. (590/0p=). PI در بیماران با OCB مثبت (10/0±08/0) بیشاز بیماران فاقد OCB (04/0±05/0) بود (161/0p=).
نتیجهگیری: اگرچه این مطالعه ارزش پیشگوییکنندۀ قابلملاحظهای را برای IgG Index نشان نداد، ولی تمایل به پروگنوز بهتر را در بیماران با مقادیر کمتر ایندکس IgG پیشنهاد میکند. بهنظر میرسد بتوان IgG Index را همراه با دیگر معیارهای بالینی و پاراکلینیک بهعنوان مارکری برای فعالیت و پیشرفت بیماری در نظر گرفت. مطالعات آیندهنگر و با حجم نمونه بیشتر جهت تعیین حساسیت این تستهای پروگنوستیک ایمونولوژیک توصیه میشود
محمد سبزیکاریان، شفیعه موثقی، کیاندخت کریمیان، سیدرضا نجفی زاده، عبدالرحمن رستمیان، علی خلوت،
دوره 66، شماره 1 - ( 1-1387 )
چکیده
بیماری لوپوس اریتماتوی سیستمیک با اتیولوژی ناشناخته و تظاهرات چندگانه است که بیشتر خانمهای در سنین باروری را مبتلا میکند. این مطالعه با توجه به فعالیتهای دورهای بیماری جهت ارزیابی احتمال دخالت پرولاکتین در پاتوژنز و فعالشدن بیماری لوپوس طراحی شد.
روش بررسی: 60 بیمار لوپوس انتخاب و از نظر فعالیت بیماری براساس اندکس SLEDAI امتیازبندی شدند. میزان پرولاکتین در 60 نمونه خون این بیماران (بیمار SLE طبق کرایتریای کالج روماتولوژی) اندازهگیری شد. همه این بیماران مونث بودند میزان فعالیت بیماری براساس کرایتریای فعالیت لوپوس تعریف شد و نمرهبندی آن براساس اندکس فعالیت بیماری لوپوس (SLEDAI) انجام شد. غلظت پرولاکتین سرم بهوسیله روش ایمونورادیومتریک اندازهگیری شد.
یافتهها: هایپرپرولاکتینمی (پرولاکتین بیشتر از 21 نانوگرم در میلیلیتر) در هفت نفر از بیماران (7/11%) کشف شد. براساس اندکس فعالیت بیماری (SLEDAI) 7/6% بیماران، بیماری فعال را داشتند. در این بیماران سطح پرولاکتین بالاتر بود و بین anti DNA و فعالیت بیماری و پرولاکتین ارتباط مستقیم وجود داشت. ارتباط بین افزایش میزان پرولاکتین و فعالیت بیماری SLE مشاهده شد که در آن 305/0r= و 019/0p= بود.
نتیجهگیری: هایپرپرولاکتینمی با استفاده از روش IRMA در بیماران لوپوسی با بیماری فعال یافت شد. لذا نظریه نقش پرولاکتین در پاتوژنز SLE تقویت میشود.
محمد رضا خاجوی، مهدی صابری، رضا شریعت محرری، مجتبی مجتهد زاده، اتابک نجفی،
دوره 66، شماره 5 - ( 5-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: آسیب حاد ریوی یک ضایعه پاتولوژیک ریوی است که بهدنبال عفونت، تروما، سوختگی و سپسیس بروز میکند. مدیاتورهای شیمیایی که بهدنبال آسیبهای بافتی رها میشوند موجب صدمه بافتی، اختلال ارگانها و نارساییتنفسی میشوند. درمانهای متعددی شامل NAC، ویتامین E، دفروکسامین و آلوپورینول جهت کنترل و کاهش مدیاتورهای التهابی استفاده میشود که اثراتآنها تا حدودی در کنترل و بهبود علایمبیماری و کاهشسطح فاکتورهای التهابی ثابت شده است. NAC بهعنوان آنتیاکسیدان عمل میکند. سیستئین سنتز گلوتاتیون کاهشیافته را افزایش میدهد و موجب افزایش مقدار اکسیژن شریانی میشود. روش بررسی: در این مطالعه Open Label Analytical Clinical Trial که بر روی 50 بیمار در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان سینا انجام گرفت تاثیر NAC بر پارامترهای تهویه، اکسیژناسیون و بهبود وضعیت ریوی ارزیابی گردید. بیماران بهطور تصادفی به دو گروه 25 نفری مورد و شاهد تقسیم شدند. در گروه مورد mg/kg150 NAC در ml100 نرمال سالین طی 20 دقیقه سپس mg/kg50 در ml100 نرمال سالین طی چهار ساعت انفوزیون گردید و سپس روزانه بهمدت سه روز mg/kg50 ادامه داده شد، در هر دو گروه شاخصهای تهویه و اکسیژناسیون و همودینامیک هر شش ساعت بررسی گردید. یافتهها: بیماران دو گروه از نظر دموگرافیک با یکدیگر اختلاف معنیداری نداشتند میانگین SpO2 و شاخصهای ABG، CX Ray و میزان مرگ و میر بیماران تفاوت معنیداری با هم نداشتند و بهترین بهبودی در بیماران ترومایی و جوان دیده شد. نتیجهگیری: در صورت تشخیص سریع آسیب حاد ریوی و شروع به موقع اقدامات درمانی درصد زیادی از بیماران بهبود خواهند یافت و NAC تاثیر چندانی در بهبودی مبتلایان ALI/ARDS در این مطالعه نداشت.
امیر کشوری، میهن جعفری جاوید، ایرج نجفی، رضا چمن، محمدکاظم نوری طارملو،
دوره 66، شماره 7 - ( 7-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: دیالیز صفاقی یک روش مطمئن جهت درمان مراحل نهائی نارسائی کلیه است. تعداد بیمارانیکه در سطح جهان از این روش درمانی استفاده مینمایند حدود 15% کل بیمارانی است که دیالیز میشوند. در ایران این میزان بسیار کمتر است و گسترش دیالیز صفاقی از اهداف وزارت بهداشت و درمان میباشد. مهمترین علت محروم شدن بیماران ایرانی از کاتتر صفاقی، علل مکانیکی میباشد.
اصلاح روشهای کارگذاری کاتتر، یک راه مهم برای گسترش دیالیز صفاقی در ایران میباشد. بنابراین یک مطالعه آیندهنگر را جهت بررسی نتایج یکروش لاپاروسکوپیک که برای کارگذاری کاتترهای دیالیز صفاقی تحت بیحسی موضعی انجام میشد طراحی کردیم.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت آیندهنگر و بهشیوه پیگیری بهروش تک هم گروه انجام شد. تعداد 115 کاتتر دیالیز صفاقی (دو کاف، گردن غازی، مارپیچ) را طی مدت 16 ماه در حفره پریتوان 109 بیمار که در مراحل انتهایی نارسایی مزمن کلیه بودند، قرار دادیم. این اعمال جراحی با کمک دو پورت لاپاروسکوپی و تحت بیحسی موضعی و داروهای آرامبخش انجام شدند. بیماران را بهمدت 12 تا 28 ماه پیگیری کردیم و بهصورت آیندهنگر عوارض مکانیکی و عفونی کاتترها و میزان بقا یکساله و دو ساله آنها را مورد بررسی قرار دادیم.
یافتهها: متوسط سنی بیماران 5/51 سال (بین 15 تا 84 سال) و 8/54% زن بودند. بقا کلی یکساله و دو ساله کاتترها بهترتیب 88% و 73% و بقا بدون عارضه 35% بود. شایعترین عارضه عفونی پریتونیت در 52 نفر (2/45%) و شایعترین عارضه مکانیکی، نشت موقت مایع دیالیز در 10 نفر (7/8%) دیده شد.
نتیجهگیری: کارگذاری لاپاروسکوپیک کاتترهای دیالیز صفاقی تحت بیحسی موضعی یک روش مطمئن و ساده است که میزان بقا و عوارض کاتترها در این روش، در حد قابل قبولی قراردارد.
مهری نجفی ثانی، پروین عباسلو،
دوره 66، شماره 11 - ( 11-1387 )
چکیده
800x600 Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و
هدف: ضایعات انسدادی دستگاهگوارش از مهمترین مشکلات مادرزادی میباشند
که برحسب محل و میزان انسداد، تظاهرات بالینی متفاوتی دارند. هر چند ضایعات
انسدادی کامل، علایم کلاسیک انسداد روده را در شیرخوار ایجاد میکنند، انسداد نسبی
ممکن است تا سنین بزرگسالی فاقد علامت باشد و گاه تظاهرات غیرمعمول ایجاد نموده که
بررسیهای وسیع تشخیصی را میطلبد. علاوه بر این، تأخیر در تشخیص میتواند عوارض
قابل توجهی داشته باشد. این ضایعات عمدتاً بهوسیله جراحی قابل اصلاح هستند، آگاهی
پزشکان از راهکار درمانی و ارجاع بهموقع حائز اهمیت میباشد.
معرفی بیمار: پنج شیر
خوار مبتلا به انواع متفاوتی از ضایعات انسدادی دستگاه گوارش با تظاهرات گوناگون
از جمله استفراغ، هماتمز، کاهشرشد و استئاتوره مراجعه کردند. تشخیص بهموقع در
چهار بیمار منجر بهاصلاح جراحی ضایعات شد، گرچه در یک مورد تظاهرات غیرمعمول
ضایعه منجر بهکاهش رشد و تکامل گردید.
نتیجهگیری: ضایعات انسدادی مادرزادی دستگاه گوارش بهخصوص انسداد نسبی
گاه تظاهراتی غیرمعمول ایجاد میکند که در صورت تشخیص و درمان بههنگام پیشآگهی
خوبی خواهد داشت.
رضا شریعت محرری، محسن پارسایی، اتابک نجفی، علیرضا ابراهیم سلطانی، محمدرضا خاجوی، پاتریشیا خشایار،
دوره 66، شماره 12 - ( 12-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: بلوک شبکه آگزیلاری برای ایجاد آنستزی جهت اعمال جراحی دست و ساعد استفاده میگردد. مطالعات معدودی به بررسی و مقایسه اثرات همودینامیک و بلوک دوزهای پایین اپینفرین در مقایسه با دوزهای بالاتر این دارو پرداختهاند، بنابراین مطالعه حاضر با هدف مقایسه طول مدت اثر و عوارض همودینامیک اپینفرین با دوز بالا و پایین در این گروه از اعمال جراحی طراحی گردید.
روش بررسی: مطالعه RCT حاضر بر روی بیماران سالم کاندید اعمال الکتیو جراحی دست و ساعد انجام گرفت. بیماران مورد مطالعه توسط نرمافزار تصادفیسازی به سه گروه تقسیم شدند که دو گروه اول به ترتیب برای عمل لیدوکایین با اپینفرین دوز پایین (µg/ml6/0)، اپینفرین دوز بالا (µg/ml5) دریافت نموده و برای بیماران گروه سوم لیدوکایین با نرمال سالین تزریق گردید. اطلاعات همودینامیک بیماران شامل فشار متوسط شریانی، ضربان قلب در دقایق متعدد، بروز هرگونه عوارض جانبی به همراه طول مدت بیدردی و بلوک حرکتی ثبت گردید.
یافتهها: از 75 بیمار مورد مطالعه، 15 مورد بهعلت بلوک ناکامل یا شکست بلوک و نیاز به بیهوشی جنرال جهت ادامه عمل از مطالعه حذف شدند. زمان بیدردی و بیحرکتی در گروه اپینفرین با دوز بالا نسبت به دو گروه دیگر طولانیتر ولی این تفاوت از لحاظ آماری معنیدار نبود.
نتیجهگیری: استفاده از دوز پایین اپینفرین به همراه لیدوکایین بهعنوان بیحسکننده موضعی، با ایجاد بیدردی قابل مقایسه با دوزهای بالاتر این دارو، عوارض جانبی کمتری دارد.
مریم رحمانی، سیدرضا نجفیزاده، هومن شارق، ساعد رحمت صادقی، نسرین احمدینژاد،
دوره 68، شماره 6 - ( 6-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: سونوگرافی با وضوح بالای (High resolution) شریان کاروتید مشترک روش غیرتهاجمی تشخیص آترواسکلروز تحت بالینی بیماران آرتریت روماتویید میباشد. هدف بررسی یافتههای سونوگرافیک آترواسکلروز در بیماران آرتریت روماتویید و گروه کنترل و مقایسه آن دو از نظر فراوانی پلاک آترومی و ضخامت کمپلکس اینتیما، مدیا میباشد.
روش بررسی: 50 بیمار آرتریت روماتویید و 50 فرد گروه کنترل در یک مطالعه مقطعی بهصورت توصیفی از نظر فراوانی پلاک آترومی و ضخامت کمپلکس اینتیما- مدیا در شریان کاروتید مشترک توسط سونوگرافی B.Mode مقایسه شدند.
یافتهها: پس از آنالیز آماری یافتههای سونوگرافی شریان کاروتید مشترک 100 زن شرکت کننده در طرح) بیماران دارای میانگین سنی 1/48 (61-23) سال و گروه کنترل دارای میانگین سنی 47 سال [23-61]، (شیوع بیمارانRA دارای پلاک آترومی 32% و گروه کنترل 6% بود (001/0p=، 3/27-2=95%CI، 4/7OR=) متوسط ضخامتIM در 76/7RA(SD) میلیمتر (04/1±) و در گروه کنترل 10/6(SD) میلیمتر (95/0±) بوده است. از 38 بیمار RA که کمتر یا برابر پنج مفصل درگیر در رادیوگرافی دست داشتهاند پنج بیمار دارای پلاک آترومی بودهاند و متوسط ضخامت IM در آنها 6/7(SD) میلیمتر (1/1±) بود. از 12 بیمار RA که بیش از پنج مفصل درگیر در داشتهاند 11 نفر دارای پلاک آترومی بودهاند و میانگین(SD) ضخامت 4/8 IMمیلیمتر (7/0±) بود (012/0p=).
نتیجهگیری: با توجه به شیوع مشکلات عروقی در بیماران مبتلا به آرتریت روماتویید تشخیص زودرس و غربالگری پاتولوژیهای عروق میتواند به کاهش مرگ و میر در این بیماران کمک نماید.
محمدرضا نجفی، فرنوش سنبلستان، محمدرضا آقا قزوینی، سید علی سنبلستان،
دوره 68، شماره 12 - ( 12-1389 )
چکیده
زمینه
و هدف: تشخیص
بیماری اسکلروز متعدد به عنوان یک بیماری شایع و عامل اصلی ناتوانیهای ناشی از مشکلات
عصبی در بالغین جوان، به خصوص در ابتدای سیر آن، به خاطر کمبود بیومارکر تشخیصی مناسب
دشوار میباشد. هدف از انجام این مطالعه بررسی سطح بیومارکر سیستاتین C در نمونههای سرم و ادرار بیماران مبتلا به اسکلروز
متعدد و مقایسه آنها با افراد سالم و همچنین بررسی ارتباط آنها با مقیاس سنجش میزان
ناتوانی Expanded Disability Status Scale (EDSS) بیماران میباشد.
روشبررسی: 54 بیمار
مبتلا به اسکلروز متعدد (11 مرد و 43 زن با میانگین سنی 37/8±18/32 سال) بر طبق معیارهای مکدونالد به عنوان گروه مورد
و 24 نفر فرد سالم (هفت مرد و 17 زن با میانگین سنی 07/10±31/34
سال) به عنوان گروه شاهد وارد مطالعه گردیدند. نمونههای خون و ادرار به روش صحیح از
هر دو گروه گرفته شد و سطح سیستاتین C در آنها اندازهگیری گردید.
یافتهها: میانگین غلظت سرمی سیستاتین C (mg/lit) در گروه مورد و شاهد به ترتیب mg/lit01/0±90/0
و mg/lit02/0±89/0
بود (84/0p=). میانگین غلظت ادراری سیستاتین C به ترتیب mg/lit91/1±37/25
و mg/lit54/2±11/21 بود
(18/0p=). غلظت
سرمی و ادراری سیستاتین C در بیماران با 5/2≥EDSS به ترتیب mg/lit01/0±90/0
و mg/lit33/2±11/25 و در
بیماران 5/2EDSS> به ترتیب 03/0±90/0 و 84/2±30/26 بود که بین غلظتهای سرمی (80/0p=) و ادراری
(74/0p=) با EDSS بیماران رابطه معنیداری وجود نداشت.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که سیستاتین C سرمی و ادراری نمیتواند به عنوان یک بیومارکر در تشخیص و از طرفی در تعیین
شدت بیماری مفید باشد.
فرشته جیواد، سعید عابدیان کناری، محمد شکرزاده، مریم قاسمی، ترنگ تقوایی، زربخت انصاری، مجتبی نجفی، هادی حسن نیا، مینو سیاری مازندرانی، الهام بیرانوند،
دوره 69، شماره 10 - ( 10-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: سرطان معده از شایعترین
سرطانهای دستگاه گوارش با بقای پنج ساله پایین میباشد که عوامل متعددی از قبیل تغییر
مسیرهای مولکولی، بد تنظیمیهای سلولی در پیشرفت بیماری دخیل میباشند و متاستاز
به عنوان مهمترین عامل مرگ محسوب میشود. لذا هدف از این مطالعه بررسی چندشکلی
جایگاه تیروزین کینازی رسپتور فاکتور رشد اپیدرمال در سرطان معده میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، 83 فرد
مبتلا به سرطان معده و 40 فرد سالم از نظر وجود چندشکلی در ژن جایگاه تیروزین
کینازی رسپتور فاکتور رشد اپیدرمال مورد ارزیابی قرار گرفتند. DNA ژنومی با استفاده از کیت استخراج DNA
از سلولهای سفید خون محیطی افراد بیمار و شاهد استخراج شده و با استفاده از روش PCR-SSCP به بررسی چندشکلی جایگاه تیروزین کینازی رسپتور فاکتور رشد
اپیدرمال در دو گروه پرداخته شد.
یافتهها: در این مطالعه 123 (79
مرد و 44 زن) نفر بررسی شدند که همگی از ناحیه جغرافیایی و نژاد یکسان انتخاب
شدند. نتایج این مطالعه وجود چندشکلی را در اگزون 18 ژن جایگاه تیروزین کینازی
رسپتور فاکتور رشد اپیدرمال نشان داد. چندشکلیهای مشاهده شده در این اگزون، شامل
10% کل جمعیت مورد مطالعه بوده است که در اشکال آللی متفاوت بودهاند. در این
مطالعه اگزون 19 این ژن تنها یک شکل آللی را نشان داد.
نتیجهگیری: به نظر میرسد که غربالگری
چندشکلی این ژن در بین بیماران مبتلا سرطان معده و استفاده از آنتاگونیستهای این
گیرنده میتواند در پیشگیری از متاستاز و پیشبرد فرآیند درمانی و همچنین افزایش
طول عمر این بیماران مفید باشد.
مجید محمودی، علیمحمد علیزاده، فاطمه امینی نجفی، علیرضا خسروی، سیدکاظم حسینی، زهرا صفری، داریوش حیدرنسب،
دوره 69، شماره 12 - ( 12-1390 )
چکیده
زمینه و هدف : فومونیسینها گروه خاصی از مایکوتوکسینها هستند که عمدتاً در گندم، ذرت و فرآوردههای آن یافت میشوند. مطالعات گذشته نشان دادند که فومونیسین B1 ( F umonisin B1, FB1 ) از فراوانترین نوع آن، عامل بسیاری از بیماریها از جمله سرطان در حیوان و انسان میباشد. در مطالعه حاضر اثرات FB1 بر تولید سایتوکینهای پیش التهابی بر ردههای سلولی روده و معده بررسی شد. روش بررسی: ردههای سلولی اپیتلیال معده و آدنوکارسینومای کولون از انستیتو پاستور ایران خریداری شد و قبل از تحریک سلولها با لیپوپلیساکارید، سلولها بهمدت سه روز در مجاورت FB1 بین صفر تا 100 میکرومول قرار گرفتند. 24 ساعت بعد از شروع تحریک سلولی، اندازهگیری سایتوکینها شامل فاکتور نکروز توموری آلفا، اینترلوکین- 1 بتا و اینترلوکین- 8، به روش الایزا انجام شد. یافتهها: دادهها نشان دادند که FB1 باعث مهار تولید اینترلوکین- 8 گردید. اثر فومونیسین در کاهش تولید این سایتوکین وابسته به دوز بوده (05/0 P< ) و این کاهش برای هر دو نوع رده سلولی معده و کولون میباشد (05/0 P< ). همچنین FB1 باعث افزایش تولید سایتوکینهای التهابی فاکتور نکروز توموری آلفا و اینترلوکین- 1 بتا گردید (05/0 P< ). این افزایش در هر دو نوع رده سلولی معده و کولون دیده شده است (05/0 P< ). نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که FB1 موجب افزایش سایتوکینهای التهابی شامل فاکتور نکروز توموری آلفا و اینترلوکین- 1 بتا در ردههای سلولی روده و معده میشود. چنین اثرات FB1 میتواند پیشزمینهای در بروز یا کمک در توسعه التهاب و به تبع آن آتروفی باشد.