18 نتیجه برای همایون
جمشید اعلم، ناصر معین زاده، امیرهمایون خسروی،
دوره 23، شماره 2 - ( 2-1344 )
چکیده
جمشید اعلم، ناصر معین زاده، امیر همایون خسروی،
دوره 24، شماره 5 - ( 2-1345 )
چکیده
کیهان بانو لشگری، همایون فرزادگان،
دوره 32، شماره 8 - ( 7-1354 )
چکیده
همایون فرزادگان،
دوره 33، شماره 3 - ( 8-1354 )
چکیده
تراب همایون، سید محمد علی سجادیه،
دوره 34، شماره 2 - ( 2-1355 )
چکیده
1- درمان طبی کاتاراکت اگر چه در مراحل ابتدایی خود قرار دارد در مواردی نتایج شگفت انگیزی به بار آورده است.2- بعضی کاتاراکتها چنانچه از نظر علت درمان شوند توقف پذیرفته و گاهی بهبود کامل می یابند مثل کاتاراکتهای ناشی از اسیدوز که معلول اختلال در دهیدراتاسیون عدسی می باشند و کاتاراکت های ناشی از شروع دیابت با کورتون درمانی طولانی - کاتاراکتهای خفیف ناشی از تابش اشعه ماوراء بنفش 3- از آنجا که هر آب مرواریدی پاتوژنز خاصی دارد درمان آن در مرحله اول درمان اصلی و پس از برطرف کردن علت درمان اختلالات و تغذیه و متابولیسم عدسی است.4- با توجه به نقش گلوکز اسیدهای آمینه و ویتامین ها در متابولیسم عدسی و نیز بروز کاتاراکت و در نظر گرفتن این امر که در آغاز آب مروارید مایع زلالیه کم می شود می توان این مواد را به زلالی افزود ( از راه قطرات چشمی) و از اختلال متابولیسم عدسی تا حدود ممکن جلوگیری کرد. افزودن جریان مایع زلالیه به ملاحظاتی صلح آمیز نیست .5- ید به علت خاصیت ضد تصلب و نیز بهبود وضع عروق در درمان کاتاراکت نقش مهمی دارد مصرف سیستئین و سیستامین و Viceins به شرط آنکه به موقع مصرف شوند خالی از اهمیت نمی باشد . مصرف سیستئین در کاتاراکت های نعلبکی شکل قدقن است و در سایر موارد بایستی با کنترل فشار چشم صورت گیرد. به عکس مصرف این دارو کاتاراکت های ناشی از اشعه ماوراء بنفش را تخفیف می دهد.6- همه این داروها را می توان از راه موضعی به دو طریق تقطیر و الکتروفرز به کار برد که البته مزیتی نسبت به هم ندارند و طریقه دوم صرفاً در مراکز درمانی صورت می گیرد. ویتامینها و پروتئینها را از راه عمومی هم می توان مصرف کرد. البته درمان دارویی در کاتاراکتهای خفیف سنی آثار خیلی کمی دارد.7- مصرف اکسیژن از راه عمومی بخصوص رکتوم بعلت ایجاد سطح بیشتر و طولانی تر در خون و موضعی و نیز تزریق زیر ملتحمه بعلت بهبود متابولیسم عدسی با توجه به اهمیت خاص این ماده در زندگی نسوج پایه مهم دیگری در درمان طبی کاتاراکت می باشد. اکسیژن را می توان از راه موضعی به وسیله جریان اکسیژن از راه قرنیه به عدسی رساند.8- نتایجی که با توجه به پاتوژنز بیمار در غرب و شرق بدست آمده و مخصوصاً مطالعات را بینویچ و همکارانش در متجاوز از 15 سال نشان می دهد که درمان طبی کاتاراکت در آینده دور یا نزدیک جای درمان جراحی لااقل در بسیاری از موارد خواهد گرفت. هم امروز نیز بعضی کاتاراکتهای دارویی ناشی از اشعه ماوراء بنفش و اختلالات الکترولیتی قابل درمان هستند، تجربیات انجام شده در حیوانات نیز مؤید این امر می باشند بعلاوه اطبای قدیم ایران نیز در این مورد تجاربی داشتند که از چگونگی آنها زیاد آگاه نیستیم.
حیدر آخوند زاده، فرهاد حشمتی، همایون صیرفی،
دوره 35، شماره 10 - ( 1-1357 )
چکیده
شاهین گوهرپی، محمد جبل عاملی، حسین کریمی، همایون هادیزاده خرازی، اسماعیل ابراهیمی تکامجانی،
دوره 62، شماره 3 - ( 3-1383 )
چکیده
مقدمه: اختلالات مفصل پاتلوفمورال یکی از شایعترین علل مراجعه بیماران به درمانگاه های ارتوپدی و فیزیوتراپی بوده که عمدتا با درد قدامی زانو مطرح می باشند. یکی از علل ایجاد کننده درد قدامی زانو، جابجایی خارجی کشکک ناشی از ضعف عضله پهن مایل داخلی و یا کوتاهی ساختارهای خارجی مانند رتیناکولوم خارجی و یا ایلیوتیبیال باند می باشد. برای ارزیابی و تشخیص دقیق این ضایعه نیاز به بررسی های پاراکلینیک مانند رادیوگرافی ساده، سی تی اسکن و یا MRI می باشد. اشکال رادیوگرافی ساده در این بوده که فقط قادر به نمایش دادن وضعیت استخوان کشکک نسبت به ناودان بین کندیلی استخوان ران در یک زاویه و در یک تصویر است. امروزه با پیشرفت سیستم های MRI تصویربرداری در زوایای مختلف دامنه حرکتی تحت عنوان MRI کینماتیک توسعه یافته که می تواند موقعیت استخوان کشکک را نسبت به استخوان ران در زوایای متوالی نشان دهد. هدف از این تحقیق بررسی وضعیت استخوان کشکک توسط MRI کینماتیک در 5 زاویه متوالی (40، 30، 20، 10 و 0 درجه) از دامنه حرکتی مفصل زانو در بیماران مبتلا به جابجایی خارجی استخوان کشکک می باشد. مواد و روش ها: این بررسی بر روی 10 فرد سالم و 30 بیمار مبتلا به جابجایی خارجی کشکک انجام شده است.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان داد در گروه بیماران، استخوان کشکک بیشترین ثبات را در زاویه 40 درجه فلکسیون داشته و با کاهش دامنه حرکتی به سوی اکستانسیون کامل، کشکک به سوی خارج جابجا شده و بیشترین بی ثباتی را در زوایای صفر تا 20 درجه دارد.
همایون امینی، جواد علاقبندار، ونداد شریفی، رزیتا داوری آشتیانی، حسن کاویانی، زهرا شهریور، امیر شعبانی، فریبا عربگل، الهام شیرازی، میترا حکیم وشتری،
دوره 64، شماره 8 - ( 5-1385 )
چکیده
مصاحبه تشخیصی جامع بینالمللی (CIDI) یک مصاحبه کاملاً ساختار یافته و جامع برای ارزیابی اختلالات روانی است که توسط سازمان بهداشت جهانی ابداع گردیده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی روایی نسخه فارسی (CIDI) ]نسخه کامل و مدول سایکوز/ مانیا (شامل بخشهایF, G و P)[ در تشخیص اسکیزوفرنیا و اختلال دوقطبی (مانیا) صورت گرفت.
روش بررسی: مطالعه در پنج مرکز روانپزشکی شهر تهران در سال 1382 انجام شد. در مجموع 307 نفر وارد مطالعه شدند. برای 203 نفر نسخه کامل CIDI و برای 104 نفر مدول سایکوز/ مانیا تکمیل شد. انتخاب نمونهها به شکل نمونه گیری در دسترس بود. کلیه افراد پس از کسب رضایت نامه کتبی آگاهانه وارد مطالعه میشدند. پرسشگری CIDI توسط کارشناسان یا کارشناسان ارشد روانشناسی بالینی آموزش دیده انجام شد. چک لیست تشخیصی ICD-10 و DSM-IV توسط بالینگران به شکل توافقی تکمیل گردید. پرسشگران و بالینگران از تشخیص یکدیگر اطلاعی نداشتند. میزان توافق تشخیصی، حساسیت و ویژگی محاسبه شد.
یافتهها: حساسیت تشخیصی اسکیزوفرنیا طبق DSM-IV 12/0 و ویژگی 96/0 بود (طبق معیار ICD-10 به ترتیب 19/0 و 92/0). حساسیت تشخیصی اختلال دوقطبی طبق معیار DSM-IV، 21/0 و ویژگی 90/0 بود (طبق معیار ICD-10 به ترتیب 17/0 و 89/0) بود. در ضمن حساسیت و ویژگی درمورد مدل سایکوز/ مانیا تفاوت بارزی با نسخه کامل نداشت.
نتیجهگیری: در مجموع CIDI برای تشخیصهای اسکیزوفرنیا و اختلال دوقطبی ازحساسیت پایینی حداقل در محیطهای بالینی برخوردار است. ولی قوت این ابزار ویژگی بسیار بالای نسخه فارسی آن برای تشخیص اسکیزوفرنیا و اختلال دوقطبی است
مصطفی تقوی کنی، امیرهمایون جعفری، علیرضا خوشنویسان، حسین عرب علی بیک، محمدجواد ابوالحسنی،
دوره 68، شماره 11 - ( 11-1389 )
چکیده
زمینه و
هدف: اهدافی
نظیر مطالعه رفتار جمعیتهای نرونی، کشف مکانیزمهای ارتباطی مغز با سایر اندامها،
کشف روشهای درمان بیماریهای سیستم عصبی و ساخت پروتزهای عصبی مصنوعی، نیازمند بهکارگیری
الگوریتمهایی خودکار برای طبقهبندی اسپایکهای نرونی میباشند. با این حال بهدلیل
نسبت پایین سیگنال به نویز در اسپایکهای نرونی، طبقهبندی این سیگنالها پروسهای
دشوار محسوب میشود. در این پژوهش، بهدنبال طراحی الگوریتمی خودکار، برای طبقهبندی
اسپایکهای همشکل ثبت شده از یک ناحیه مشخص از سیستم اعصاب میباشیم.
روش بررسی: پروسه طبقهبندی اسپایکهای
نرونی، عموماً از سه مرحله آشکارسازی، استخراج ویژگی و طبقهبندی تشکیل شده است.
در این مقاله ابتدا با بهکارگیری آمارههای سیگنال، اسپایکها را از داده خام
اولیه جداسازی نمودیم (مرحله آشکارسازی) و در مرحله بعد، با انتخاب تعداد محدودی
از اسپایکها بهعنوان نمونه (ویژگی)، به آموزش یک شبکه عصبی RBF، جهت طبقهبندی
این سیگنالها پرداختیم. ایده استفاده از شبکههای عصبی شعاعی، امکان غلبه بر مشکل
عدم تفکیکپذیری خطی را که در غالب مسایل طبقهبندی سیگنالهای نرونی وجود دارد،
بهوجود آورده است.
یافتهها: الگوریتم ارایه شده،
قادر است پس از یادگیری تعداد محدودی اسپایک بهعنوان نمونه، هر تعداد اسپایک را
(از همان مجموعه آموخته شده) طبقهبندی نماید. نتایج بهدست آمده از شبیهسازیها
نشان میدهند که گرچه این الگوریتم Radial
Basis Spike Sorter (RBSS) دارای خطای مثبت- کاذبی تقریباً مشابه با سایر
الگوریتمها میباشد، با این حال در عین سادگی و با حفظ کمترین پیچیدگی محاسباتی،
از سرعت نسبتاً بالاتری برخوردار است.
نتیجهگیری: الگوریتم طراحی شده، میتواند
برای اهدافی که در آنها به پردازش و طبقهبندی بلادرنگ اسپایکها نیاز است، بهکار
برود.
ندا خانلرخانی، محمدعلی اطلسی، ایرج راگردی کاشانی، همایون نادریان، علیاکبر طاهریان، حسین نیکزاد،
دوره 69، شماره 2 - ( 2-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: سلولهای بنیادی برگرفته از بافت چربی قابلیت تزاید زیادی داشته و به ردههای مختلف سلولی همچون آدیپوسیت، استئوبلاست، کندروسیت و میوسیت تمایز داده شدهاند. با توجه به نقش پروژسترون در میلینسازی سیستم اعصاب محیطی، ما در این مطالعه بر آن شدیم تا تاثیر آن را بر روی بیان ژنهای P0, S100, Krox20 در سلولهای بنیادی برگرفته از بافت چربی در شرایط آزمایشگاهی مورد بررسی قرار دهیم.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی سلولهای بنیادی مزانشیمی گرفته شده از بافت چربی ناحیه اینگوینال موش صحرایی بالغ، جهت تایید با فلوسیتومتری مورد بررسی قرار گرفتند. سپس سلولهای بنیادی مزانشیمی ابتدا تحت تاثیر بتا مرکاپتواتانول و سپس رتینوییک اسید قرار گرفتند و در ادامه سلولهای حاصله در چهار گروه مختلف شامل دو گروه کنترل مثبت و منفی حاوی فاکتورهای رشد بدون پروژسترون و دو گروه آزمایش حاوی فاکتورهای رشد و پروژسترون تقسیم شدند. بیان مارکرهای سلول شوان شامل S100, P0, Krox20 در با استفاده از واکنش زنجیره پلیمراز معکوس نیمه کمی semi-quantitative PCR بررسی گردیدند.
یافتهها: سلولهای بنیادی مزانشیمی برگرفته از بافت چربی آنتیژنهای سطحی CD90 ،CD73 و CD31 را بیان نمودند. در گروههای چهارگانه، ژنهای S100, P0, Krox20 در گروههای حاوی پروژسترون بیان شدند. نسبت بیان ژنهای S100 و Krox-20 در گروههای حاوی پروژسترون نسبت به گروه کنترل مثبت بدون پروژسترون کمتر بود (0001/0P<).
نتیجهگیری: پروژسترون به عنوان یک عامل القایی میتواند سبب بیان ژنهای S100, P0, Krox20 در سلولهای بنیادی چربی شود.
محمدرضا قدیر، حسینعلی حبیبینژاد، اکرم حیدری، همایون واحدی،
دوره 69، شماره 6 - ( 6-1390 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و
هدف: درمان جاری سندرم روده تحریکپذیر
غالباً ناامیدکننده است. چندین مطالعه شاهد دار مزایای داروهای ضد افسردگی سه
حلقهای را برای سندرم روده تحریکپذیر بهویژه هنگامی که درد غالب است به اثبات
رساندهاند اما اثربخشی ضد افسردگیها در سندرم روده تحریکپذیر مورد اختلافنظر
است. هدف از این مطالعه مقایسه اثر دو داروی دوکسپین و نورتریپتیلین بر درمان
سندرم روده تحریکپذیر با غلبه اسهال بود.
روش
بررسی: 75 بیمار با تشخیص سندرم روده تحریکپذیر بر اساس معیارهای Rome III به مدت دو ماه
تحت درمان قرار گرفتند. بیماران به طور تصادفی به یکی از سه گروه تحت درمان با دوکسپین،
نورتریپتیلین یا دارونما وارد شدند. یکماه و دو ماه پس از درمان مورد ارزیابی
بالینی قرارگرفتند و علایم و عوارض دارویی در پرسشنامه ثبت شد. جمع امتیازات برابر
تعداد علایم موجود برای هر بیمار در نظر گرفته شد که بین صفر تا شش بود.
یافتهها: میزان بهبودی درد شکم و نفخ در گروه دوکسپین به طور معنیدار
بیشتر از نورتریپتیلین و دارونما بود (به ترتیب 001/0P= و 012/0P=).میزان بهبودی اسهال در گروه نورتریپتیلین
به طور معنیدار بیشتر بود (018/0P=). میانگین میزان بهبودی بیماران دو ماه پس از درمان در گروه
دوکسپین 56/2، در گروه نورتریپتیلین 2 و در گروه دارونما 6/0 بود (05/0P<).
نتیجهگیری: دوکسپین یا نورتریپتیلین در درمان
سندرم روده تحریکپذیر با غلبه اسهال در دوره درمانی دو ماه سودمند است. همچنین
داروی دوکسپین نسبت به نورتریپتیلین اثربخشی بهتری در درمان سندرم روده تحریکپذیر
با غلبه اسهال دارد. با این حال، مطالعات مقایسهای بزرگتر توصیه میشود.
سید همایون صدرایی، فاطمه رضایی، مهناز آذرنیا، غلامرضا کاکا، سهیلا جهانی، زهرا شعبانی،
دوره 71، شماره 9 - ( آذر 1392 )
چکیده
زمینه و هدف : آسپیرین داروی چندمنظوره و از پرمصرفترین داروها در دنیا میباشد. آسپیرین در دوزهای پایین یک داروی مطلوب اما در دوزهای بالا عوارض جانبی تهدیدکننده دارد. در این مطالعه اثرات آسپیرین بر بافت کورتکس و مدولای کلیه جنینهای رت بررسی شد.
روش بررسی: تعداد 30 سر موش رت ماده باردارشده بهطور تصادفی به شش گروه مساوی تقسیم شدند؛ گروه شاهد بدون مداخله و گروه شم که ml 2 آبمقطر (حلال آسپیرین) را از روز 20-8 بارداری بهصورت گاواژ دریافت کرد و چهار گروه تجربی آسپیرین را با دوزهای mg/kg 75، 100، 200 و 300 دریافت نمودند. در روز 20 بارداری پساز کشتن مادران باردار و برداشتن کلیه جنینها و انجام مراحل فیکساسیون و پردازش، مقاطع بافتی تهیه و رنگآمیزی هماتوکسیلین- ائوزین انجام شد. ضخامت کورتکس و مدولای کلیه اندازهگیری و سطح معنادار کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.
یافتهها: ناهنجاری جنینی ظاهری در گروههای تجربی مشاهده نگردید. میانگین وزن جنینها، جفتها و میانگین طول سری- دمی در گروههای تجربی با دوز mg/kg 75، 200 و 300 در مقایسه با گروههای شم و شاهد اختلاف معناداری نشان ندادند. اگرچه میانگین وزن جنین و جفت در گروه تجربی با دوز mg/kg 100 نسبت به گروههای شم و شاهد افزایش معناداری داشت . کاهش معناداری در میانگین نسبت ضخامت کورتکس به ضخامت مدولا در گروههای تجربی دوز mg/kg 75، 100 و 300 ، مشاهده شد (بهترتیب 03/0 P= ، 013/0 P= ، 03/0 P= ) .
نتیجهگیری: بهنظر میرسد مصرف آسپیرین در دوران بارداری موجب بروز ناهنجاری ظاهری در جنین نمیشود اما میتواند تغییراتی را در ضخامت کورتکس و مدولای کلیه جنین ایجاد نماید.
سینا سلیمانی، شهلا شاهسوندی، امید مددگار، همایون مهروانی، محسن لطفی،
دوره 73، شماره 3 - ( خرداد 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: بررسی توان تحریک و القا سامانه ایمنی توسط یاورهای زیستی، پایه پژوهشهای نوین در زمینه پیشگیری و کنترل بیماریهای عفونی است. در این پژوهش اثر توالی رمزگذار پروتیین سلولی Myxovirus resistance (Mx)، بهعنوان یاور زیستی بر القا پاسخ ایمنی هومورال علیه ویروس آنفلوانزا بررسی شد.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در موسسه تحقیقات واکسن و سرمسازی رازی از خرداد تا آذر 1393و بر روی موشهای Balb/c انجام شد. پس از همردیفی توالیهای Mx سه موتیف با بیشترین همسانی بین گونههای انسان، موش و پرنده انتخاب شده و توانایی القای پاسخهای ایمنی آنها علیه ویروس آنفلوانزا در مطالعه in silico ارزیابی شد. بر اساس دادههای ایمونوانفورماتیکی توالی Mx1 در وکتور pcDNA3.1 قرار داده شده و بهعنوان یاور با آنتیژن غیرفعال آنفلوانزا به گروههای موش تزریق شد. آزمایشهای سرولوژی برای ارزیابی ایمنیزایی روی نمونههای سرم و آزمایش هیستوپاتولوژی برای ارزیابی بیضرری واکسن و یاور انجام شد.
یافتهها: میانگین وزن موشها در گروههای کنترل و تیمار تفاوتی نداشت (05/0P=) و در بازه زمانی آزمایش از g 21 به g 37 رسید. اختلاف افزایش عیار آنتیبادی علیه ویروس در موشهای ایمن شده با واکسن دارای یاور Mx1 بهویژه با یادآور دوم در مقایسه با گروهی که فقط واکسن را دریافت کرده بودند، معنادار بود (01/0P=). بیش از 78% موشهای دریافتکننده یادآور دوم از میانگین عیار آنتیبادی بیش از شش (Log2) برخوردار بودند که در مقایسه با موشهای دریافتکننده یک نوبت یادآور بیشتر بود (001/0P=).
نتیجهگیری: دادهها بیانگر این هستند که Mx1 بهعنوان یاور زیستی توان افزایش عیار آنتیبادی علیه ویروس و القای خاطره ایمنی قوی در ایمنسازی علیه آنفلوانزا بدون ایجاد اثرات جانبی را دارد.
نسیم قضاوی خوراسگانی، الهام جانقربان لاریچه، مرضیه تولائی، دینا ظهرابی، همایون عباسی، محمد حسین نصراصفهانی،
دوره 75، شماره 6 - ( شهریور 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: پروتیین متصل به دُمین WW غلاف خلف آکروزومی (PAWP) بهعنوان یکی از فاکتورهای اسپرمی مرتبط با فعالسازی تخمک معرفی شده که در اسپرماتیدهای طویل شده، بیان میگردد. مطالعات پیشین نشان دادهاند که افزایش دمای بیضه در مردان نابارور با واریکوسل میتواند روی کیفیت مایع منی، بیان ژنها و پروتیینها تاثیر گذارد. در این مطالعه، بیان PAWP در هر دو سطح RNA و پروتیین و همچنین آسیب DNA اسپرم بین مردان بارور و مردان نابارور با واریکوسل مقایسه شد.
روش بررسی: در این مطالعه مورد-شاهدی، نمونههای مایع منی از ۲۰ فرد بارور و ۳۵ نابارور با واریکوسل مراجعه کننده به مرکز باروری و ناباروری اصفهان از دی ۱۳۹۴ تا شهریور ۱۳۹۵ جمعآوری شده بود. پارامترهای اسپرمی، آسیب DNA، بیان PAWP در هر دو سطح RNA و پروتیین بهترتیب بر اساس دستور کار سازمان بهداشت جهانی، تست کروماتین، واکنش زنجیره پلیمراز همزمان و تکنیک وسترن بلات مورد ارزیابی قرار گرفت و دادهها مقایسه گردید.
یافتهها: میانگین غلظت اسپرم، درصد تحرک و بیان PAWP در هر دو سطح RNA (۰/۰۰۱P<) و پروتیین (۰/۰۳P=) در افراد نابارور با واریکوسل در مقایسه با افراد بارور بهطور معناداری پایینتر بود. همچنین میانگین درصد مورفولوژی غیرطبیعی اسپرم و آسیب DNA افراد نابارور با واریکوسل در مقایسه با افراد بارور بهطور معناداری بیشتر بود (۰/۰۳P=).
نتیجهگیری: بیان PAWP بهعنوان پروتیینی که در فرآیند اسپرماتوژنز و لقاح نقش دارد، در افراد نابارور با واریکوسل کاهش یافت. همچنین سلامت DNA اسپرم در این افراد مختل شده که میتوان بهعنوان اتیولوژیهای مهم ناباروری در نظر گرفت.
فریبا کرامت، شهرام همایونفر، محمدعلی سیف ربیعی، کژال عباسی، علی سعادتمند،
دوره 77، شماره 4 - ( تیر 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری اندوکاردیت عفونی بهدلیل حضور میکروارگانیسم در اندوکارد و یا دریچههای قلب بهوجود میآید. امروزه اندوکاردیت عفونی بهعنوان یک علت عمده مرگومیر با میزان بروز کمابیش ۵ تا ۷/۹ مورد در صدهزار نفر میباشد. هدف از این مطالعه بررسی الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی عوامل باکتریال جدا شده از کشت خون بیماران مبتلا به اندوکاردیت عفونی بود.
روش بررسی: در این بررسی گذشتهنگر که از فروردین ۱۳۸۴ تا اسفند ۱۳۹۳ در یک دوره ده ساله بر روی بیماران مبتلا به اندوکاردیت عفونی بستری شده در بیمارستانهای سینا و اکباتان در شهر همدان انجام شد. بیماران بستری با تشخیص اندوکاردیت عفونی بررسی شدند و دادههای تظاهرات بالینی، معاینه فیزیکی و گزارش آزمایشات و اکوکاردیوگرافی بیماران در چک لیست طراحی شده ثبت گردید و برای تمام بیماران کشت خون و تست آنتیبیوگرام به روش دیسک دیفیوژن انجام شد.
یافتهها: در مجموع ۶۱ بیمار با تشخیص نهایی اندوکاردیت وارد مطالعه شدند که ۵۰ نفر (۸۲%) مرد و ۱۱ نفر (۱۸%) زن بودند. ۵۴ نفر (۸۸/۵%) اندوکاردیت دریچه طبیعی و ۷ مورد (۱۱/۵%) اندوکاردیت دریچه مصنوعی داشتند. همچنین ۳۸ نفر (۶۲/۳%) از بیماران معتاد تزریقی و ۲۳ نفر (۳۷/۷%) غیرمعتاد تزریقی بودند. شایعترین ارگانیسم عامل بیماری استافیلوکوکوس اورئوس در ۱۵ نفر (۵۵/۵۵%) بود که بیشترین مقاومت را نسبت به آنتیبیوتیک اگزاسیلین داشت.
نتیجهگیری: براساس یافتههای بهدست آمده میتوان نتیجه گرفت، الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی عوامل باکتریال جدا شده از کشت خون بیماران مبتلا به اندوکاردیت عفونی تغییر کرده است.
همایون صادقی بازرگانی، جعفر صادق تبریزی، محمد اصغری جعفرآبادی، رضا یوسفی، مهدی محمدزاده، اسد احمدی، مسعود محمدی،
دوره 77، شماره 10 - ( دی 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: ایدز یک بیماری نوپدید و بهعنوان بلای قرن شناخته شده است، این پژوهش بر آن است تا اپیدمیولوژی ۱۰ ساله ایدزHuman immunodeficiency viruses (HIV)/ Acquired immunodeficiency syndrome (AIDS) در استان آذربایجان شرقی را جهت تشخیص، درمان و مراقبت بیماران ارایه دهد.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی-تحلیلی و شامل دادههای تمامی بیماران HIV-positive (HIV+) یا مبتلا به ایدز گزارش شده از سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۳ دانشگاه علوم پزشکی تبریز میباشد. دادههای در نرمافزار Stata, version 11.0 (Stata Corp., College Station, TX, USA) تحلیل و سپس در نرمافزار ArcGIS, version 10.7.1 (ESRI Inc., Redlands, CA, USA) نمایش داده شد.
یافتهها: براساس نتایج این مطالعه بیشترین مبتلایان با ۸۹/۹% جنس مرد، ۲۸/۹% در سنین زیر ۳۶ سال و۳۲/۳% دارای تحصیلات ابتدایی بودند. بیشترین روش انتقال با ۴۲/۳% از طریق تزریق مشترک بوده است.
نتیجهگیری: براساس نتایج این مطالعه بیشترین شیوع ایدز در مردان گروه سنی زیر ۳۶ سال و در تحصیلات ابتدایی و کمسواد و در شهر تبریز و مراغه مشاهده شده است.
همایون یکتایی، محمد منثوری،
دوره 78، شماره 6 - ( شهریور 1399 )
چکیده
سرطان پستان، شایعترین سرطان در بین زنان میباشد و هر چقدر سرطان پستان زودتر تشخیص داده شود، درمان آن آسانتر است. رایجترین روش تشخیص سرطان سینه ماموگرافی میباشد. ماموگرافی یک عکس رادیوگرافی ساده از پستان و ابزاری برای کشف زودرس سرطانها و تومورهای غیرقابل لمس پستان است. با اینحال، با توجه به برخی محدودیتهای این روش مانند حساسیت کم بهویژه در سینههای متراکم، روشهای دیگری مانند ماموگرافی سه بعدی، سونوگرافی و تصویربرداری با رزونانس مغناطیسی اغلب برای دستیابی به اطلاعات بیشتر و دقیقتر پیشنهاد میشود. بهتازگی، سیستمهای تشخیص یا تشخیص هوشمند با کمک رایانه برای کمک به رادیولوژیستها بهمنظور افزایش دقت تشخیصی تولید شدهاند. بهطورکلی، یک سیستم کامپیوتری از چهار مرحله پیشپردازش، تقسیم مناطق مورد علاقه (ROI)، استخراج و انتخاب ویژگیها و در آخر طبقهبندی تشکیل میشود. امروزه استفاده از روشها و تکنیکهای پردازش تصویر و شناسایی الگوها در تشخیص و تعیین خودکار سرطان پستان از روی تصاویر ماموگرافی و حتی آسیبشناسی دیجیتال که یکی از روندهای در حال ظهور در پزشکی مدرن است، باعث کم شدن خطاهای انسانی و افزایش سرعت تشخیص میشوند. در این مقاله مروری به بررسی کارهای انجام شده و معایب و مزایای آن در زمینهی تشخیص سرطان پستان به کمک شبکههای عصبی بهویژه شبکه عصبی کانوولوشن (Convolutional artificial neural network) که در تشخیص انواع سرطانها بهویژه تشخیص هوشمند سرطان پستان بهطور گستردهای استفاده شده است، پرداخته شده است. بررسی مقالات نشان میدهد که الگوریتمهای ترکیبی در بهبود طبقهبندی و دقت تشخیص بهتر بودهاند.
همایون تابش، آزاده کیوانی بروجنی، محمدباقر صادقی، مائده رویگری، محمد حسامیان، بهرام امین منصور، حمیدرضا خانی،
دوره 79، شماره 4 - ( تیر 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: دژنراسیون دیسک کمر یک بیماری تخریبی و پیشرونده ستون فقرات است که تحت تاثیر فاکتورهای ژنتیک و محیطی قرار میگیرد. قسمت عمده دیسک کمر از ماتریکس خارج سلولی و بافت غضروفی تشکیل شده است که کلاژن نوع XI در ساخت آن شرکت دارد. Rs1676486 یک Single-nucleotide polymorphism (SNP) است که منجر به تبدیل C-T شده در نتیجه تغییر در بیان زنجیره آلفا 1 کلاژن 11رخ میدهد. الل T منجر به کاهش رونوشت زنجیره آلفا 1 کلاژن 11 شده و در نهایت منجر به عدم تعادل در بیان ژن میشود.
روش بررسی: در این مطالعه شاهد-کنترل 100بیمار که در فاصله زمانی فروردین 1395 تا شهریور 1396به بیمارستان الزهرا اصفهان مراجعه کردند، بههمراه 100 فرد سالم وارد مطالعه شدند. جهت تعیین ژنوتیپ افراد از تکنیک High resolution melting (HRM) استفاده شد. سپس بهمنظور بررسی شناسایی تفاوت ژنوتیپ و توزیع آلل بین دو جمعیت بیمار و کنترل از Fisher’s exact test و Chi-square test استفاده و برای مقایسه بین ژنوتیپ و ویژگیهای کلینیکی بیماران از Mann Whitney U test استفاده شد.
یافتهها: نتایج مطالعات نشاندهنده این میباشد که Rs1676486 در ژن زنجیره آلفا 1 کلاژن 11منجر به تغییر بیان ژن در سن کمتر از 50 سال شده و باعث افزایش ریسک ابتلا به دژنراسیون دیسک کمر در بیماران با سن بیش از 50 سال میشود. بیماران با فراوانی ژنوتیپ AA بیشتر از کنترل بوده و Rs1676486 منجر به افزایش ابتلا به دژنراسیون دیسک کمر میشود.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که بیان کلاژن XI با سن و فاکتور ژنتیک در بیماران دژنراسیون دیسک کمر ارتباط دارد.