17 نتیجه برای پدرام
معصومه برزگری، مهین ولیخانی، زهرا حلاجی، امیرهوشنگ احسانی، پدرام مهربان، سیاوش طوسی، حسین قاسم پور،
دوره 63، شماره 10 - ( 1-1384 )
چکیده
مقدمه: پوواتراپی یکی از روشهای درمانی مؤثر است که در طیف وسیعی از بیماری های پوستی نظیر ویتیلیگسو، پسوریازیس، درماتیت آتوپیک، ماستوسیتوز، مایکوزیس فانگوئیدس و ... بکار می رود. بی شک این روش درمانی در کنار اثرات درمانی دارای عوارض جانبی ناخواسته متعددی می باشد. هدف از این مطالعه ، بررسی فراوانی عوارض حاد پوواتراپی می باشد.
مواد و روش ها: بیمارانی که از فروردین ماه سال 1377 به درمانگاه نوردرمانی بیمارستان رازی مراجعه کردند مورد مطالعه قرار گرفتند. در این مطالعه 200 بیمار بررسی شدند و متغیرهای مورد مطالعه عبارت بودند از : سن، جنس، نوع پوست، تشخیص بیماری، سابقه فامیلی، نتیجه درمان با استفاده از سایر روش های درمانی علاوه بر پوواتراپی، دوز آغازین اشعه، چگونگی افزایش دوز، دوز توتال و تجمعی اشعه ، نحوه استفاده از پوواتراپی و دوزی از اشعه که عوارض در آن ظاهر شده است. اطلاعات ثبت شده توسط نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: در جمعیت مورد بررسی متوسط سن بیماران 73/31 سال بود و اغلب افراد مورد مطالعه مؤنث بودند (5/60%) بیشتر بیماران (5/64%) پوست درجه 3 و 4 داشتند و شایع ترین تشخیص بیماری ویتیلیگو بود (5/51%). متوسط دوز آغازین پووا J/cm2 023/3743/2 و متوسط دوز کلی پووا J/cm2 251/243 و متوسط زمان پوواتراپی 8/8 65/13 ماه بود. در 5/96 درصد از بیماران پوواتراپی به صورت طولانی مدت با دوز کم استفاده شده است و در 5/70 درصد نتیجه درمان بهبود نسبی بوده است. عوارض جانبی ناخواسته عبارت بودند از: اریتم (5/32%) ، آفتاب سوختگی (5/19%) ، خارش (5/16%)، احساس سوزش (5/16%)، تهوع و استفراغ (14%)، درماتیت سبوره (5/7%) ، خشکی پوست (5/6%)، سردرد (5/3%) و درد شدید پوستی (5/3%).
نتیجه گیری و توصیه ها: شایع ترین عارضه حاد پوواتراپی در این مطالعه اریتم بوده است. در مقایسه با سایر بررسی ها، در این مطالعه عوارض جانبی پوواتراپی کمی بیشتر دیده شده است. در این مطالعه هیچ موردی از عوارض چشمی دیده نشده و در تعداد اندکی افزایش خفیف آنزیم های کبدی و کلیوی بدون نیاز به قطع درمان مشاهده شد. عوارض جانبی بیشتر در نواحی پوشیده (به غیر از نواحی آفتاب سوختگی) بودند.
سیده زهرا قدسی، زینت نادیا حتمی، علی نیک فرجام، فرید صفر، پدرام نورمحمدپور، مهسا عاشقان،
دوره 64، شماره 3 - ( 2-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: آکنه ولگاریس از شایع ترین بیماری های پوستی به ویژه در دوران نوجوانی است. مطالعات مختلف ارقام متفاوتی را در مورد شیوع آکنه صورت در کشورها و جوامع مختلف گزارش کرده اند اما تا کنون تنها موارد اندکی از آکنه تنه (پشت و سینه) گزارش شده است. اگرچه تجربیات بالینی ما بیانگر شیوع کمتر آکنه تنه در مقایسه با صورت است اما یک مطالعه جامعه نگر برای اثبات این تجارب مورد نیاز است.
روش بررسی: از 20 منطقه آموزش و پرورش شهر تهران، 5 منطقه به طریق تصادفی ساده انتخاب شدند و در هر منطقه یک دبیرستان دخترانه و یک دبیرستان پسرانه مورد بررسی قرار گرفتند. در هر دبیرستان حدود 100 دانش آموز معاینه شدند. پرسشنامه ها بر اساس اطلاعات دموگرافیک دانش آموزان، سابقه خانوادگی و معاینه بالینی آنان تکمیل شد. درجه بندی شدت آکنه بر اساس Consensus Conference on Acne Classification انجام شد.
یافته ها: 1001 دانش آموز دبیرستانی وارد مطالعه شدند (503 دختر و 498 پسر). شیوع آکنه صورت 1/91%، شیوع آکنه پشت 4/54%، و شیوع آکنه سینه 36% بود. آکنه پشت در پسران (5/58%) به طور معنی داری از دختران (9/36%) بیشتر بود((P<0/001. اما در مورد آکنه ناحیه سینه تفاوت معنی داری در دو جنس وجود نداشت. میانگین سن دانش آموزانی که مبتلا به آکنه پشت و یا سینه بودند(1/16) نسبت به دانش آموزانی که آکنه تنه نداشتند(9/15) به طور معنی داری بالاتر بود(P<0/001).سابقه مثبت خانوادگی آکنه در دانش آموزان مبتلا به آکنه تنه بیشتر بود(P<0/001).
نتیجه گیری: شیوع آکنه تنه کمتر از آکنه صورت می باشد. آکنه پشت در پسران شایع تر است. ابتلای ناحیه سینه و پشت نسبت به صورت در سنین بالاتری اتفاق می افتد. به نظر می رسد آکنه شدید ناحیه پشت در پسران شایع تر باشد.وجود سابقه خانوادگی احتمال آکنه پشت و سینه را افزایش می دهد.
حسین خلیلی، سیمین دشتی، پدرام احمد پور، ملوک حاجی بابایی، فرشته عبدالهی،
دوره 64، شماره 4 - ( 4-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: خارش یکی از مشکلات شایع بیماران با نارسایی پیشرفته کلیه است. 35-25% بیماران قبل از دیالیز و 80-60% بیماران دیالیزی از خارش شکایت دارند. پاتوفیزیولوژی خارش در این بیماران ناشناخته بوده و علل متفاوتی از جمله آزاد شدن هیستامین از ماست سلها و بازوفیلها، پوست اورمیک (پوست خشک و آتروفی شده )، پرولیفراسیون ماست سلهای پوستی، آتروفی سلولهای چربیساز و تعریقی پوست، اختلالات الکترولیتی و تجمع اسیدهای صفراوی مطرح میباشد. از آنجا که هیستامین واسطه اصلی در خارش میباشد ، هدف از انجام این مطالعه بررسی نقش آنتیهیستامینها در کنترل خارش بیماران مبتلا به نارسایی مزمن کلیه میباشد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع Before and After Study بوده که در یک دوره یک ساله در بخش دیالیز بیمارستان امام خمینی تهران انجام شد. 30 بیمار واجد شرایط وارد مطالعه شدند. بیماران ابتدا دو هفته تحت درمان با هیدروکسیزین mg 25 سه بار در روز قرار گرفته و بعد از یک هفته قطع دارو، درمان دو هفتهای با کتوتیفن دو بار در روزBD شروع گردید. سپس بعد از قطع یک هفتهای دارو، درمان دو هفتهای کلرفنیرامین mg 4 سه بار در روز شروع گردید. شدت خارش بیماران قبل و بعد از هر دوره درمانی با استفاده از جدول PSS (Pruritus Severity Score) ارزیابی گردید.
یافتهها: متوسط کاهش شدت خارش در درمان با هیدروکسیزین، کلرفنیرامین و کتوتیفن به ترتیب 33% ، 20% و 5/4% بود که کاهش شدت خارش در مورد داروهای هیدروکسیزین وکلرفینرامین معنیدار بوده (001/0p<) ولی در مورد کتوتیفن معنیدار نبود.
نتیجهگیری: هیدروکسیزین و کلر فنیرامین داروهای مؤثر در کنترل خارش بیماران کلیوی بوده و نسبت به کتوتیفن مؤثرترند.
زهرا حلاجی، مریم اخیانی، امیرهوشنگ احسانی، پدرام نورمحمدپور، فاطمه غلامعلی، محمد باقری، جواد جهرمی،
دوره 68، شماره 12 - ( 12-1389 )
چکیده
زمینه
و هدف: آلوپسی
آرهآتا نوعی ریزش موی غیر اسکارزا و مرتبط با سیستم ایمنی است. ژنتیک در ایجاد
این عارضه مهم است گرچه برخی شواهد بر مهم بودن آنتیژنهای ملانوسیتی در بروز این
عارضه دلالت دارند. گزارشاتی در خصوص ارتباط آلوپسی آرهآتا با بیماری سلیاک وجود
دارند. هدف این مطالعه بررسی وجود آنتیبادیهای آنتیگلیادین در بیماران
بیمارستان رازی بوده است.
روشبررسی: بیماران مبتلا به آلوپسی آرهآتا مراجعهکننده به
بیمارستان رازی جهت شرکت در طرح انتخاب شدند. خونگیری از بیماران انجام شده و به
آزمایشگاه ارسال گردید. IgG و IgA نمونهها
اندازهگیری شد و به ازای هر بیمار یک فرد سالم بهعنوان گروه کنترل وارد مطالعه
شده و خونگیری از آنها انجام شد. اطلاعات دموگرافیک بیماران در پرسشنامهها ثبت
شد.
یافتهها: 50
بیمار مبتلا به آلوپسی آرهآتا (29 نفر معادل 58% مرد و 21 نفر یا 42% زن) با
محدوده سنی 5/2 تا 50 سال با میانگین سنی 6/24 سال وارد مطالعه شدند. 50 فرد سالم
با محدوده سنی 48-5 سال (29 مرد معادل 58% و 21 زن معادل 42%) با میانگین سنی 24
سال بهعنوان گروه کنترل برگزیده شدند. از میان 50 بیمار انتخاب شده 9 نفر (18%)
آنتیبادی گلیادین مثبت داشتند و 41 بیمار (82%) آنتیبادی منفی بودند و از 50 نفر
گروه کنترل تنها یک نفر آنتیبادی مثبت داشت (05/0p<). سایر
تفاوتها به لحاظ آماری معنیدار نگردید.
نتیجهگیری: با
توجه به بیشتر بودن شیوع آنتیبادی آنتیگلیادین در بیماران با آلوپسی آرهآتا
نسبت به جمعیت نرمال و با توجه به معنیدار بودن این اختلاف، غربالگری سلیاک در
بیماران آلوپسی آرهآتا احتمالاً مفید است.
امیرهوشنگ احسانی، پدرام نورمحمدپور، سمانه جمشیدی، حامد قاسمی،
دوره 68، شماره 12 - ( 12-1389 )
چکیده
مقدمه: پاپولها و پلاکهای کهیری خارشدار حاملگی Pruritic Urticarial Papules and Plaques of Pregnancy (PUPPP) عمدتاً در بارداریهای اول و در سه ماهه سوم
دیده میشود و سیر خود محدود دارد.
معرفیبیمار: خانمی 24 ساله شکم اول چند ساعت بعد از ختم
بارداری با راش شدیداً خارشدار که ابتدا روی شکم ایجاد و سپس به اندامها گسترش
یافته بود مراجعه کرد. از ضایعات مادر بیوپسی تهیه شد. در پاتولوژی شواهدی از
ارتشاح سطحی لنفوسیتی با اندکی نوتروفیل و ائوزینوفیل منطبق با نمای کهیری PUPPP دیده
شد. آزمونهای ایمونوفلورسانس مستقیم و غیرمستقیم منفی بود. با توجه به نمای
بالینی و نرمال بودن نتایج پاراکلینیک با تشخیص PUPPP برای بیمار
درمان با کلوبتازول موضعی شروع شد که ضایعات بعد از یک هفته کاملا ناپدید شد.
نتیجهگیری: PUPPP ممکن است با تظاهری غیر کلاسیک بروز نماید و
توجه به نمای بالینی و آسیب شناسی در کنار هم برای تشخیص لازم به نظر میرسد.
شهریار اشکوری، امیرهوشنگ احسانی، عاطفه قنبری، حمیده مولایی، پدرام نورمحمدپور،
دوره 69، شماره 4 - ( 4-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: پسوریازیس
یک بیماری مزمن و التهابی پوست بهشمار میرود. پاتوفیزیولوژی زمینهای تکثیر سلولهای
اپیدرم، تمایز و رگسازی و نیز سیستم ایمنی سلولار را در بر میگیرد. گیرندههای
کولینرژیک نیکوتینی روی کراتینوسیتها باعث تحریک ورود کلسیم به سلول و تمایز سلولی
میشوند. کشیدن سیگار و نیکوتین آن میتواند فرایند التهابی در پوست بیماران مبتلا
به پسوریازیس را تغییر دهد. هدف این مطالعه تعیین فراوانی استعمال سیگار در بیماران پسوریازیس
ارجاع شده به بیمارستان رازی شهرستان رشت میباشد.
روش بررسی: 96
بیمار مبتلا به پسوریازیس همسان شده با گروه کنترل از لحاظ سن و جنس و به همین
تعداد افراد سالم وارد مطالعه شدند. اطلاعات جمعآوری شده شامل وضعیت و طول مدت سیگار
کشیدن، شدت سیگار کشیدن (Pack/year) و سیگاری غیرفعال
بودن در پرسشنامههای مشخص طبقهبندی و آنالیز شد.
یافتهها: در
کل تعداد 192 بیمار مشتمل بر 96 بیمار مبتلا به پسوریازیس و 96 فرد سالم وارد
مطالعه شدند. میزان استفاده از سیگار در افراد مبتلا 3/33% و در افراد سالم 4/19%
بوده است (05/0P>).
میزان کلی استفاده از سیگار بر حسب پاکت در سال در بیماران مبتلا به پسوریازیس بیش
از افراد گروه کنترل بود: (68/3-17/1=95%CI، 07/2OR=، 05/0P<). قرار گرفتن غیر فعال در معرض دود سیگار ارتباط معنیداری
با بیماری نداشت 05/0P>.
نتیجهگیری: ابتلا به پسوریازیس احتمالا هم با طول مدت استفاده از سیگار
و هم با میزان استفاده از سیگار ارتباط معنیداری دارد و این بر اهمیت تاکید بر
ترک سیگار در میان بیماران مبتلا به پسوریازیس میافزاید.
داوود کاظمی صالح، حیدر کریمی، امین صبوری، زهرا نیکنام، بهرام پیشگو، پدرام کریمی،
دوره 70، شماره 3 - ( 3-1391 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: درمان انتخابی استاندارد بیماران دچار تنگی قابل توجه کاروتید، اندآرترکتومی کاروتید میباشد. درمان جایگزین انتخابی در بیمارانی که دچار دیگر بیماریهای طبی همراه (بهعنوان بیماران پرخطر) باشند، آنژیوپلاستی و تعبیه استنت کاروتید میباشد. در این مطالعه قصد داریم پیامد درمانی زودرس و دیررس حاصل از آنژیوپلاستی و تعبیه استنت کاروتید را در این بیماران بررسی کنیم.
روش بررسی: 82 بیمار مراجعهکننده به بیمارستانهای بقیهالله (عج) و جماران تهران که در طی سالهای 89-1387 بهعلت تنگی قابل توجه شریان کاروتید (تنگی ≥50% در بیماران با علامت و تنگی ≥ 80-70% در بیماران بدون علامت) و بهعلت ریسک بالای جراحی کاندیدای استنتگذاری گردیده بودند وارد مطالعه شدند. تمامی بیماران توسط جراح و متخصص بیهوشی از لحاظ پرخطر بودن برای اندآرترکتومی کاروتید مورد تایید قرار گرفتند. متوسط زمان پیگیری پس از استنتگذاری بیماران 9/15 ماه بود.
یافتهها: مطالعه حاضر به روش مقطعی- توصیفی بر روی 54 بیمار مرد (9/65%) و 28 بیمار زن (1/34%) انجام گرفت. سن متوسط بیماران 2/9±7/69 سال بود. آنژیوپلاستی و تعبیه استنت کاروتید در 79 بیمار (3/96%) موفقیتآمیز بود. متعاقبا 3/7% مرگ، 1/6% Stroke، 9/4% TIA، 9/4% MI بعد از انجام آن مشاهده گردید.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد آنژیوپلاستی و تعبیه استنت کاروتید روش درمانی موثر، قابل اطمینان و از لحاظ تکنیکی بسیار موفقیتآمیز باشد. همچنین این مداخله ثابت نمود که استفاده از روشدرمانی آنژیوپلاستی و تعبیه استنت کاروتید با میزان شیوع بسیار پایین عوارض حین و بعد عمل همراه است.
نور احمد لطیفی، محمد جواد فاطمی، فرخ کامران خواجوی، شهرزاد تقوی، میرسپهر پدرام،
دوره 70، شماره 8 - ( 8-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: فلپ تصادفی در جراحی ترمیمی کاربرد زیادی دارد و نکروز آن از مشکلات جراحی پلاستیک است. داروهای سیستمیک و موضعی زیادی برای جلوگیری از این عارضه توصیه میشود. در این مطالعه اثر آسپیرین و پلاویکس و همچنین اثر ترکیب دو دارو بر بقای فلپ پوستی تصادفی در رت بررسی شد.
روش بررسی: 40 رت به طور تصادفی به چهار گروه ده تایی تقسیم شدند. پس از بیهوشی عمومی فلپهای cm3×11 در پشت تمام رتها ایجاد شد. سپس در یک گروه روزانه mg/kg100 آسپیرین خوراکی به مدت یک هفته و در گروه دیگر پلاویکس روزانه mg/kg25 خوراکی به مدت یک هفته تجویز شد. در گروه سوم آسپیرین به علاوه پلاویکس با دوز مشابه گروه اول و دوم به مدت یک هفته استفاده شد. حیوانات گروه چهارم به عنوان گروه کنترل بوده و دارویی دریافت نکردند. پس از هفت روز سطح فلپ تحت اندازهگیری و محاسبات مورفولوژی قرار گرفت. از میانگین و انحرافمعیار جهت توصیف دادهها و از آزمون آنالیز واریانس جهت مقایسه گروهها استفاده شد.
یافتهها: میانگین میزان زنده بودن فلپ پوستی تصادفی (نسبت سطح زنده فلپ به سطح کل×100) در گروه کنترل 49/62%، در گروه آسپیرین 04/64%، در گروه پلاویکس 09/65% و در گروه ترکیبی 06/64% بود. مقایسه اختلاف میانگین بین گروهها نشان داد که اختلاف معنیداری بین گروههای مطالعه با گروه کنترل وجود نداشت(05/0.
نتیجهگیری: مصرف آسپیرین، پلاویکس و ترکیب آنها تاثیر قابل توجهی بر بقای فلپ پوستی تصادفی نداشت
حسین اکبری، محمد جواد فاطمی، ظهراب شکور، سید جابر موسوی، پژمان مدنی، میر سپهر پدرام،
دوره 70، شماره 10 - ( 10-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: در برخی از صدمات عصبی که امکان ترمیم اولیه وجود ندارد، روش ارجح استفاده از پیوند عصب با استفاده از عصب خود بیمار (اتوگرافت) میباشد. از نظر تئوری این احتمال وجود دارد که متعاقب پیوند معکوس عصب از خروج آکسون از شاخههای فرعی ممانعت به عمل آید. پژوهش حاضر به مقایسه دو روش پیوند عصب به صورت مستقیم و معکوس میپردازد.
روش بررسی: 40 عدد رت به دو گروه تقسیم شدند و مورد عمل جراحی قرار گرفتند. عصب سیاتیک ران راست آنها به طول 5/1 سانتیمتر قطع شده در گروه اول به صورت مستقیم و در گروه B به صورت معکوس بین دو سر پروگزیمال و دیستال عصب مجدداً آناستوموز شدند. یک و 16 هفته پس از عمل جراحی، از رتها اثر کف پا گرفته شد. در هفته 16 بررسی پاتولوژی و شمارش آکسون انجام شد. نتیجه این دو روش گرافت عصبی از نظر کلینیکی بر اساس ایندکس عملکرد سیاتیک (Sciatic functional index) بر مبنای اثر کف پا و از نظر پاراکلینیکی بر مبنای شمارش آکسونی مقایسه شدند.
یافتهها: استفاده از گرافت عصبی به روش معمول و به روش معکوس از جنبه بالینی (SFI) در هفته اول (22/0P=) و هفته شانزدهم (87/0P=) و همچنین از جنبه پاراکلینیکی شمارش آکسون، در هفته شانزدهم (68/0P=) تفاوت معنیداری با هم ندارند.
نتیجهگیری: در ضایعات عصبی با طول کوتاه، نتایج پیوند عصب به روش معمول و معکوس تفاوتی ندارد. نتیجهگیری در نقایص با طول بلند و نیز انسان نیاز به مطالعات بیشتری دارد.
امیرهوشنگ احسانی، یوسف فکور، فاطمه غلامعلی، لیلا مختاری، محبوبه سادات حسینی، نجمه خسروانمهر، پدرام نورمحمدپور،
دوره 71، شماره 3 - ( خردادماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال بدشکلی بدنی (Body Dismorphic Disorder, BDD) با اشتغال ذهنی درباره یک نقص جسمی اغراق شده مشخص میشود. در این بیماری هر جنبهای از ظاهر میتواند سبب نگرانی باشد. در نتیجه اشتغال ذهنی با ظاهر به تخریب عملکرد اجتماعی و شغلی منجر میشود. هدف این پژوهش، تعیین شیوع BDD در بیماران مراجعهکننده به درمانگاه زیبایی است.
روش بررسی: مراجعهکنندگان به درمانگاه زیبایی در صورت رضایت، وارد مطالعه شدند. پرسشنامه دموگرافیک ویژگیهای بیماران شامل جنسیت، تأهل، تحصیلات، سابقه مراجعه به روانپزشک یا روانشناس، مصرف دارو، سابقه جراحی زیبایی و رضایت از جراحی و پرسشنامه ییلبراون برای سنجش اختلال BDD تکمیل گردید.
یافتهها: 174 بیمار (144 زن و 30 مرد) وارد مطالعه شدند. شیوع BDD بر اساس مقیاس ییلبراون در بین بیماران مراجعهکننده به درمانگاه زیبایی 3/33% بود. شایعترین گروه سنی 20 تا 50 سال بوده است. 7/20 درصد مبتلایان سابقه مراجعه به روانپزشک یا روانشناس داشتند. 2/17 درصد از مبتلایان، جراحی زیبایی انجام داده بودند که از بین این دسته اخیر، 20% ناراضی و 80% بهنسبت راضی بودند.
نتیجهگیری: اختلال بدشکلی بدنی در بین مراجعهکنندگان به درمانگاه زیبایی بیمارستان رازی شیوع بالایی (از هر سه بیمار یک نفر) دارد. این مسأله ضرورت تشخیص اختلال BDD در بیماران زیبایی و ارجاع آنها به روانپزشکان را نشان میدهد. تشخیص بهموقع این بیماران، افتادن درمانگر در دام اقدام درمانی برای این بیماران و بروز مسایل بعدی را بهحداقل میرساند.
حسن صیرفی، امیر هوشنگ احسانی، محبوبه سادات حسینی، بهادر سماواتی، فاطمه غلامعلی، پدرام نورمحمدپور،
دوره 71، شماره 4 - ( تيرماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: آلوپسی آرهآتا (AA) یکی از دلایل شایع آلوپسی بدون اسکار است که به صورت پچی یا منتشر دیده میشود. اتیولوژی این بیماری هنوز شناخته نشده است اما ارتباط آن و بیماریهای اتوایمیون بهویژه اختلالات تیروییدی مورد توجه قرار گرفته است. هدف مطالعه حاضر تعیین شیوع اختلال تستهای تیروییدی در افراد مبتلا به AA در مقایسه با جمعیت نرمال بود.
روش بررسی: اطلاعات مورد نیاز از پروندههای 100 بیمار (44 مرد و 56 زن با متوسط سنی 16/24 سال) مبتلا به AA توتالیس و یونیورسالیس به عنوان گروه نمونه و 100 فرد نرمال از نظر ابتلا به این بیماری (42 مرد و 58 زن با متوسط سنی 10/26 سال) بهعنوان گروه کنترل بهدست آمد. در هر دو گروه هیچگونه علامتی از ابتلا به بیماری تیروییدی در زمان معاینه ثبت نشده بود. دادههای بهدست آمده در نرمافزار SPSS ویراست 17 آنالیز شد.
یافتهها: در مطالعه حاضر شیوع کلی اختلال تستهای تیروییدی در مقایسه با گروه کنترل 3/10% بود. 8% بیماران اختلال T3 10% اختلال T4، 3% اختلال T3uptake و 11% اختلال TSH داشتند. اختلال T3, T4, TSH در بیماران بیشتر از گروه کنترل دیده شد (05/0P<). اختلال T3uptake در بیماران بیشتر از گروه کنترل بود (05/0P>). شیوع اختلال TSH در انواع مختلف بیماری متفاوت بوده و در نوع توتالیس بیشتر از سایر انواع دیده شد.
نتیجهگیری: اختلال پاراکلینیکال تیرویید در بیماران AA بیشتر از جمعیت نرمال بود. ارتباط معنیداری بین این اختلالات با سن، جنس و طول مدت بیماری وجود نداشت.
محمد جواد فاطمی، امیر اسدالله خواجه رحیمی، بابک نیکومرام، مریم سخایی، شبنم مصطفوینیا، امیر آتشی، میر سپهر پدرام، حمیدرضا آقایان، شیرین عراقی، مجید سلطانی، مجید مصاحبی محمدی،
دوره 72، شماره 6 - ( شهریور 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: سلولهای بنیادی در درمان طیف وسیعی از بیماریها کاربرد دارند و از بافتهای مختلف بدن قابل جداسازی هستند. این سلولها به دو روش ترشح سایتوکینها و فاکتورهای رشد و نیز افتراق سلولی به درمان بیماریها کمک میکنند. زخمهای سوختگی یکی از مشکلات جراحی ترمیمی میباشند و ممکن است سلولهای بنیادی بتوانند به ترمیم سریعتر این زخمها کمک نمایند.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع مطالعه تجربی بوده و از دی ماه 1391 تا اردیبهشت 1392 در مرکز تحقیقات سوختگی دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام گردید. در این مطالعه 30 رت بهطور تصادفی به سه گروه تقسیم شدند. چربی اینگوینال یک گروه ده تایی برای تهیه سلول بنیادی اتولوگ مورد استفاده قرار گرفت. از آمنیون آسلولار بهعنوان اسکافولد برای انتقال سلول بنیادی استفاده شد. در هر 30 رت یک زخم سوختگی ایجاد شد. پس از 24 ساعت زخم اکسیزیون و در گروه اول پانسمان معمولی و در گروه دوم آمنیون آسلولار و در گروه سوم که پیشتر چربی آنها برداشته شده بود آمنیون آسلولار با سلول بنیادی برای پوشش زخم استفاده شد. سرعت ترمیم زخم و مشخصات پاتولوژی در سه گروه با هم مقایسه گردید.
یافتهها: میانگین سطح تحت بررسی پس از استفاده از سلول بنیادی در طی 15 روز،cm2 53/4 با انحرافمعیار 23/2± و حداقل و حداکثر سطح بهترتیب cm2 82/0 و cm2 5/10 بوده است. میانگین سطح تحت بررسی پس از استفاده از آمنیون آسلولار در طی 15 روز،cm2 31/10 با انحرافمعیار 52/4± و حداقل و حداکثر سطح بهترتیب cm2 57/3 و cm2 9/21 بود (شکل 5). میانگین سطح تحت بررسی پس از استفاده از پماد سیلور در طی 15 روز،cm2 06/9 با انحرافمعیار 37/1± و حداقل و حداکثر سطح بهترتیب cm2 5/5 و cm2 33/12 بوده است. میانگین سطح زخم در گروه آمنیون آسلولار دارای سلول بنیادی از هر دو گروه دیگر در روزهای سوم تا 15 بعد از جراحی بهطور معنادار کوچکتر بود (01/0P<). همچنین فیبروپلازی و واسکولاریزاسیون در زخمهای دارای سلول بنیادی بهطور معنادار بهتر از دو گروه دیگر بود (001/0P<)
نتیجهگیری: آمنیون آسلولار بهعنوان یک اسکافولد مناسب به همراه سلول بنیادی با منشاء چربی میتواند به ترمیم زودتر زخم سوختگی منجر شود.
امیر هوشنگ احسانی، فاطمه غلامعلی، محبوبه سادات حسینی، ناهید حسنپور، پدرام نورمحمدپور،
دوره 72، شماره 7 - ( مهر 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعه حاضر بهمنظور ارزیابی نتایج بالینی و میزان عوارض استفاده از Intense Pulsed Light (IPL) جهت درمان خال اسپایلوس (Nevus spilus) طراحی و اجرا شده است.
روش بررسی: در یک مطالعه نیمهتجربی، 14 بیمار با تشخیص بالینی خال اسپایلوس مراجعهکننده به کلینیک لیزر بیمارستان رازی تهران از 1389 تا 1391 وارد مطالعه شدند. پس از تایید آسیبشناسی با سیستم IPL با پارامترهایی مطابق با تیپ پوست و محل ضایعه طی یک تا سه جلسه با فاصله 21-14 روز طی سه ماه درمان شدند. دو ماه پس از اتمام درمان، اثر درمانی بر مبنای عکسهای گرفته شده و میزان رضایت بیماران و کنترل عوارض ارزیابی شد.
یافتهها: بهبود عالی در یک بیمار، بهبود خوب در هشت بیمار و بهبود اندک تا صفر در پنج بیمار حاصل شد. عارضه پایداری گزارش نشد. بیماران جوانتر و بیمارانی که ضایعه را در زمان کوتاهتری داشتند به درمان پاسخ بهتری دادند (002/0P=).
نتیجهگیری: IPL درمانی موثر و ایمن در مورد خال اسپایلوس است؛ اما مطالعات دیگری جهت بررسی کفایت و عوارض درمان توصیه میشود.
امیر هوشنگ احسانی، فاطمه غلامعلی، محبوبه سادات حسینی، مژگان نوری، پدرام نورمحمدپور،
دوره 72، شماره 8 - ( آبان 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری Mycosis Fungoides (MF) نوعی از لنفومهای پوستی با درگیریهای متنوع پوست و ضمایم آن است. هدف از این مطالعه بررسی انواع درگیری ناخنی و شیوع هر یک در بیماران مبتلا بود.
روش بررسی: در یک پژوهش مقطعی، بیماران با تشخیص بالینی MF و تایید آسیبشناسی مراجعهکننده به درمانگاههای پوست، پیگیری، پرتودرمانی و بیماران بستری در بیمارستان رازی در سال 1390 (از فروردین تا اسفند 1390) و پس از دریافت فرم رضایت آگاهانه توسط پژوهشگران مطالعه مورد معاینه دقیق پوست و ناخن قرار گرفتند و انواع تغییرات ناخنی مشاهده شده در پرسشنامههای مخصوص ثبت گردید.
یافتهها: در کل 60 بیمار مبتلا به MF در بازه زمانی مطالعه مورد بررسی قرار گرفتند. میانگین سنی بیماران 3/187/49 بوده است. 28 بیمار (7/46%) مرد بودند و 32 مورد (3/53%) زن بودند. 18 بیمار (30%) درگیری ناخنی داشتند که در مردان دو برابر شایعتر بود (12 مرد و شش زن بودند). ارتباط معناداری میان وجود درگیری ناخن و سن (49/0P=)، جنس (62/0P=)، مدت ابتلا به بیماری (76/0P=) و نوع درمان انجام شده (34/0P=) پیدا نشد.
نتیجهگیری: درگیری ناخنی جزو موارد شایع در بیماران مبتلا به MF به شمار میرود گرچه ارتباطی با مشخصات دموگرافیک بیماری ندارد.
ثریا شاهرخ، سیدابوالحسن امامی، محمدجواد فاطمی، میر سپهر پدرام، سعید فرزاد فرزاد مهاجری، سیدجابر موسوی، سیدابوذر حسینی، توران باقری، شیرین عراقی،
دوره 75، شماره 1 - ( فروردین 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: گرافتهای غضروفی بهعنوان یک جزء تفکیکناپذیر در زمینههای مختلف جراحی پلاستیک بهویژه رینوپلاستی میباشد. عوارضی مانند ایجاد دفرمیتی و باز جذب آن در استفاده از غضروف وجود دارد که محل برداشتن غضروف میتواند از بروز این عوارض پیشگیری کند. پژوهش کنونی با هدف مقایسه میزان جذب غضروف در گرافت غضروفی حاصل از دنده با گرافت حاصل از کونکای گوش در خرگوش انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی که در آزمایشگاه حیوانات مرکز آموزشی درمانی حضرت فاطمه (س) تهران در آبان ۱۳۹۳ انجام شد، در ۱۵ سر خرگوش نر سفید نیوزلندی (با وزن تقریبی ۲۰۰۰ تا g ۲۵۰۰) پس از بیهوشی، بخشی از گوش و غضروف دندهای آن برداشته و سپس در قسمت خلفی تنه خرگوش در یک سمت ستون فقرات، کونکای گوش و در سمت دیگر غضروف دندهای پیوند شد. پس از هشت هفته نمونهها پس از تعیین وزن، از نظر میزان کندروسیتهای زنده و فیبروز توسط پاتولوژیست مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: میانگین وزن گرافت حاصل از گوش طی دو ماه افزایش داشت ولی این افزایش از نظر آماری معنادار نبود. در گرافت حاصل از دنده میانگین وزن طی دو ماه کاهش معناداری داشته است (۰/۰۰۹P=). از نظر میزان فیبروز و کندروسیت زنده در دو گروه تفاوت معنادار وجود نداشت ولی میزان فیبروز در گروه غضروف گوش بیشتر بوده است.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای پژوهش کنونی میتوان نتیجه گرفت که میزان جذب غضروف دنده تا حدودی نسبت به غضروف گوش نتایج بهتری داشته است.
پدرام عطایی، رضوان یحییپور، بهرام نیکخو، نادیا شکیبا، ابراهیم قادری، رسول نصیری، کامبیز افتخاری،
دوره 77، شماره 6 - ( شهریور 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری سلیاک التهاب مزمن روده باریک است که در اثر ازدیاد حساسیت دایمی به پروتیین گلوتن ایجاد میشود. این پروتیین در گندم، جو و چاودار وجود دارد که در افرادی که human leukocyte antigen (HLA)های خاص (HLADQ2 و یا HLADQ8) دارند ممکن است پاسخ ایمونولوژیک نسبت به این پروتیین سبب بروز علایم بالینی گردد. بسیاری از مطالعات افزایش شیوع بیماری سلیاک را در مبتلایان به دیابت تیپ یک گزارش کردهاند. از اینرو هدف از این مطالعه بررسی و تعیین میزان شیوع بیماری سلیاک در بیماران دیابتی تیپ یک زیر ۱۸ سال بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی، توصیفی- تحلیلی، بر روی ۴۰ کودک مبتلا به دیابت نوع یک دارای پرونده در انجمن دیابت سنندج (دانشگاه علوم پزشکی کردستان)، از مهر ۱۳۹۱ تا شهریور ۱۳۹۲ انجام شد. پس از دریافت رضایت از والدین، دادههای دموگرافیک، شامل جنس، سن، سابقه خانوادگی دیابت، مدت بیماری، علایم بیماری سلیاک، در پرسشنامه ثبت گردید. جهت غربالگری سطح سرمی آنتیبادی ترانس گلوتامیناز بافتی از نوع ایمونوگلوبولین A و سطح توتال سرمی این ایمونوگلوبولین با استفاده از روش Enzyme-linked immunosorbent assay (ELISA)، میزان ml ۵ نمونه خون وریدی در آزمایشگاه دریافت شد. موارد سرولوژی مثبت، تحت آندوسکوپی و نمونهبرداری از روده باریک قرار گرفتند و از نظر بافتشناسی ارزیابی شدند.
یافتهها: ۱۹ پسر (۴۷/۵%) و ۲۱ دختر (۵۲/۵%) با میانگین سنی ۴/۰۵±۱۰/۵۳، شرکت داشتند. شیوع بیماری سلیاک در این افراد ۷/۵% بهدست آمد. بین علایم گوارشی و سلیاک در افراد مورد مطالعه رابطه آماری معناداری وجود نداشت.
نتیجهگیری: در مطالعه حاضر شیوع بیماری سلیاک در بیماران دیابت تیپ ۱، ۷/۵% بود که نسبت به جمعیت معمولی بیشتر میباشد.
پدرام عطایی، مریم منوچهری، معصومه عابدینی، دائم روشنی، آرمن ملکیانطاقی، کامبیز افتخاری،
دوره 78، شماره 7 - ( مهر 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: مصرف بیرویه آنتیبیوتیک و عدم تجویز منطقی آن در درمان اسهال باعث افزایش مقاومتهای آنتیبیوتیکی شده است. آشکار است که بیشتر موارد اسهال در کودکان نیازی به استفاده از آنتیبیوتیک ندارد. هدف این مطالعه، بررسی وضعیت تجویز آنتیبیوتیک در درمان اسهال حاد کودکان کمتر از پنج سال بستری در بخش کودکان بیمارستان بعثت شهر سنندج بود.
روش بررسی: پرونده تمام کودکان زیر پنج سال مبتلا به اسهال حاد موجود در بایگانی بیمارستان بعثت شهر سنندج در طی یک سال، از تاریخ اردیبهشت 1395 تا اردیبهشت 1396 مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات دموگرافیک از جمله سن، جنسیت، نوع اسهال، نوع تغذیه، نوع آنتیبیوتیک مصرفی و نتایج نمونههای مدفوع و خون، جمعآوری و در پرسشنامه ثبت شدند. نتایج توسط نرمافزار SPSS software, version 23 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: در کل 1029 پرونده بررسی شد. 60% پسر بودند. فقط 49/31% کودکانی که آنتیبیوتیک دریافت کرده بودند، تجویز بجا و منطقی آنتیبیوتیک داشتند. بیشترین آنتیبیوتیک استفاده شده در بیماران بستری، سفتریاکسون (5/94%) و پیش از بستری، سفیکسیم (5/39%) بود. براساس نتایج حاصل از این مطالعه، دیده شد که 13/66% کودکان زیر پنج سال مبتلا به اسهال حاد، درمان مناسب برای اسهال را داشتهاند. 51/68% بیماران مصرف نابجای آنتیبیوتیک داشتند.
نتیجهگیری: در بیشتر موارد اسهال حاد کودکان، شواهدی از عفونت باکتریایی یا انگلی یافت نشد. ولی درصد بالایی از بیماران آنتیبیوتیک را بدون وجود شواهد آزمایشگاهی (آزمایش مدفوع) دریافت نمودند.