67 نتیجه برای پیمان
پیمانه علیزاده طاهری، ضیاءالدین نوروزی،
دوره 57، شماره 4 - ( 4-1378 )
چکیده
در بررسی که بر روی بیماران بستری بین سالهای 1372 تا آخر نیمه اول سال 1374 در بیمارستان بهرامی بعمل آمد، از مجموع 9924 بیمار، 135 بیمار (1/36%) با تشخیص لیز حاد و احتمال کمبود آنزیم G6PD بستری شدند. از این تعداد 62 بیمار با اثبات آزمایشگاهی از نظر کمبود فعالیت آنزیم G6PD مورد قبول و بقیه از مطالعه حذف شدند. بیشترین شیوع سنی لیز در گروه سنی 5-0 سال بود. حدود 82% بیماران پسر بودند. شایعترین عامل اکسیدان باقلا بوده است که به صور باقلای پخته، باقلای خام، استنشاق بوی باقلا و مصرف شیر مادری که باقلا مصرف کرده است، مورد استفاده قرار گرفته است. شایعترین فصل لیز حاد، بهار بوده که فصل مصرف زیاد باقلا میباشد. شایعترین شکایت بیماری زردی و تیره شدن رنگ ادرار و شایعترین یافته آنمی بوده است. در اکثر بیماران فقط یکبار نیاز به تزریق خون بوده است. در بیش از نیمی از بیماران، Hb زمان مراجعه زیر 7 گرم درصد گزارش شده است. با توجه به اینکه شایعترین علت لیز بیماران کمبود آنزیم G6PD و شایعترین عامل اکسیدان، باقلا بوده است پس کمبود آنزیمی این بیماران، از نوع مدیترانه ای بوده و آگاهی والدین از نظر عدم مصرف باقلا، بخصوص در مناطق شایع کمبود این آنزیم در ایران می تواند از لیز حاد و عوارض آن بطور چشمگیری پیشگیری نماید.
اسدالله سلیمی، سیدمرتضی سجادی، پیمان حداد،
دوره 59، شماره 5 - ( 6-1380 )
چکیده
تومورهای سلول های زایای بیضه که 60 درصد آنها را سمینوما تشکیل می دهد، شایع ترین بدخیمی در مردان سنین 40-20 سالگی می باشد و با توجه به افزایش شیوع آن در 40 سال گذشته به صورت یک مساله عمده اقتصادی-اجتماعی در آمده است. پژوهش حاضر با هدف شناخت کارآیی پرتودرمانی کوراتیو این بیماران، ضمن توجه به استفاده فعلی از دستگاه کبالت در این مرکز درمانی (در مقایسه با دستگاه شتاب دهنده خطی)، با تعیین میزان بقا کلی، میزان بقا بدون بیماری، میزان برگشت بیماری (عود یا متاستاز)، عوامل موثر در پیش آگهی و مقایسه نتایج بدست آمده با دیگر مراکز پرتودرمانی در سایر نقاط جهان صورت گرفته است. کلیه بیماران با تشخیص پاتولوژیک سمینومای بیضه (پس از ارکیکتومی) که طی یک دوره 12 ساله (77-1366) به بخش رادیوتراپوتیک انکولوژی انستیتو کانسر جهت دریافت رادیوتراپی کوراتیو معرفی شده بودند (شامل 147 بیمار) مورد بررسی و پیگیری قرار گرفتند. در این مطالعه، متوسط سن در زمان مراجعه 34/5 سال بود. از بیماران، 68 (58/5 درصد) در مرحله I بالینی، 57 بیمار (38/8 درصد) مرحله II بالینی و 4 بیمار (2/7 درصد) نیز در زمان مراجعه در مرحله III بالینی قرار داشتند. با در نظر گرفتن زمان متوسط پیگیری 53/5 ماه که از 2 تا 158 ماه متغیر بوده است تعداد موارد عود و متاستاز دوردست به ترتیب 12 بیمار (9 درصد) و 8 بیمار (6/5 درصد) از 122 بیمار پیگیری شده را شامل گردیدند. میزان بقای کلی 10 ساله 97/92 درصد و میزان بقای بدون بیماری 79/7 درصد بدست آمد (روش Life Table). میانگین زمان بقای کلی و زمان بقای بدون بیماری به ترتیب 155 ماه و 133 ماه بوده و میانه زمان بقا بیشتر از 158 ماه محاسبه شد (روش کاپلان مایر). در این مطالعه تنها عامل موثر در پیش آگهی، مرحله بالینی بیماری است (Pvalue=0.01)، گرچه اثر لاکتات دهیدروژناز (LDH) در بررسی چند فاکتوری قابل ملاحظه بوده است (Pvalue=0.02). نتایج ذکر شده همگی با آمارهای جهانی مطابقت داشته لیکن متاسفانه بیماران ما در مراحل بالاتری شناسایی شده اند. به نظر می رسد که با آموزش به مردان جوان و همچنین تجهیز مراکز رادیوتراپی به دستگاههای شتاب دهنده خطی با انرژی بالا می توان سطح کیفی درمان را بهبود بخشید و عوارض جانبی را کاهش داد. ضمنا انجام مطالعات بعدی جهت بررسی برنامه پیگیری بیماران از نظر اندازه گیری تومورمارکرها (بویژه LDH) و مطالعات رادیولوژیک توصیه می گردد.
معصومه کشوری، مرتضی سجادی، پیمان حداد،
دوره 59، شماره 5 - ( 6-1380 )
چکیده
کانسر مری یکی از بدخیمی های شایع در کشور ما می باشد و بیماران غالبا در مراحل پیشرفته و غیرقابل عمل جراحی کوراتیو و یا با کانسر مری گردنی که انجام عمل جراحی با عوارض بسیاری همراه است مراجعه می نمایند. در چنین شرایطی بسیاری از آنها با تحمل شیمی درمانی و رادیوتراپی همزمان را ندارند و یا حاضر به انجام شیمی درمانی نیستند، لذا رادیوتراپی به عنوان شیوه منفرد در تسکین بسیاری از بیماران مبتلا به کانسر مری به کار می رود. یکی از شیوه های رادیوتراپی جهت تسکین بیماران بکارگیری 5000 سانتی گری در 20 جلسه (روش طولانی مدت) می باشد، لیکن با توجه به حجم بالای بیماران و محدودیت ظرفیت دستگاهها و نیز اشاره مراجع به درمان 4000 سانتی گری در 13 جلسه (روش کوتاه مدت) بر آن شدیم تا این دو شیوه را با یکدیگر مقایسه کنیم. در این مطالعه گذشته نگر تحلیلی پرونده تعداد 283 بیمار مبتلا به کانسر مری پیشرفته مراجعه کننده به درمانگاه رادیوتراپی انستیتو کانسر بیمارستان امام خمینی (ره) تهران در فاصله سالهای 1378-1368 که به عنوان تنها مدالیته درمانی تحت رادیوتراپی قرار گرفته بودند مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. محدوده سنی بیماران مورد مطالعه 97-27 سال و متوسط سن آنها 58/3سال بود. اکثر بیماران مرد با فراوانی 53/7 درصد بودند. همچنین طول متوسط ضایعه در بیماران 8/5 سانتی متر، شایعترین محل ضایعه یک سوم میانی مری با 48/1 درصد و شایعترین پاتولوژی کارسینوم سلول سنگ فرشی با 99/6 درصد بود. 53/7 درصد بیماران عادت به نوشیدن چای داغ داشتند. از میان متغیرهای فوق طول ضایعه با میزان بقای کلی ارتباط قابل ملاحظه ای داشت (P=0.04). از تعداد 283 بیمار فوق، 38 بیمار به علت عدم پیگیری مناسب از مطالعه تحلیلی خارج شدند. تعداد 137 بیمار به روش 5000 سانتی گری در 20 جلسه (طولانی مدت) و 108 بیمار به روش 4000 سانتی گری در 13 جلسه (کوتاه مدت) درمان شده بودند. میزان بقای بدون دیسفاژی و میزان بقای کلی بیماران در این دو روش درمانی با استفاده از روش کاپلان-میر و آزمون رتبه (Log-Rank) از لحاظ آماری اختلاف معنی داری نداشتند. همچنین دوز کلی دریافتی نخاع در روش کوتاه مدت کمتر از دوز دریافتی نخاع در روش طولانی مدت می باشد. به عنوان نتیجه گیری، با توجه به طول مدت کوتاهتر درمان در روش کوتاه مدت و نیز عوارض کمتر نخاع، این روش تا حد بیشتری پاسخگوی بیماران خواهد بود.
پیمان حداد، معصومه کریمی،
دوره 60، شماره 1 - ( 1-1381 )
چکیده
مقدمه: خشکی دهان یکی از عوارض شایع رادیوتراپی ناحیه سر و گردن است. پیلوکارپین برای درمان این مشکل در مرحله مزمن آن مورد تایید قرار گرفته است، اما استفاده همزمان آن با رادیوتراپی نیز می تواند برای پیشگیری یا کاهش خشکی دهان بدنبال رادیوتراپی مفید باشد. به همین دلیل بر آن شدیم که بوسیله یک کارآزمایی بالینی، این فرضیه را مورد آزمون قرار دهیم.
مواد و روشها: در این کارآزمایی بیماران 70-18 ساله ای که رادیوتراپی سر و گردن برای آنها در نظر گرفته شده و هر دو پاروتید در فیلد درمان قرار می گرفت وارد طرح شدند. افرادی که منع طبی برای مصرف پیلوکارپین داشتند از طرح خارج شدند. بیماران به دو گروه دریافت کننده پیلوکارپین با مقدار 5 میلی گرم 3 بار در روز یا پلاسبو بصورت دو سوکور تصادفی تقسیم گردیدند. دارو یا دارونما از شروع رادیوتراپی تا 3 ماه بعد از آن تجویز گردید. سطح سرمی پیلوکارپین بصورت تصادفی در چند مورد از هر دو گروه با روش کروماتوگرافی پرفشار (HPLC) کنترل شد. پس از 6 ماه از پایان رادیوتراپی، خشکی سابژکتیو دهان بوسیله تکمیل پرسشنامه ای از نوع Visual Analog Scale توسط بیمار تعیین گردید و نیز خشکی ابژکتیو دهان بر اساس سیستم درجه بندی خشکی دهان بوسیله دو پژوهشگر بصورت جداگانه اندازه گیری شد.
یافته ها: در مجموع تعداد 60 بیمار به دو گروه پیلوکارپین (31 نفر) و پلاسبو) 19 نفر) تقسیم شدند. بیشتر این بیماران مبتلا به کارسینوم نازوفارنکس بودند. دوز متوسط پاروتید 5818 سانتی گری بود. سطح سرمی متوسط دارو 14.65 نانوگرم در میلی لیتر بود. هیچ عارضه جانبی جدی در این طرح مشاهده نشد. 39 بیمار از نظر خشکی دهان مورد بررسی قرار گرفتند که 18 بیمار در گروه پیلوکارپین و 21 بیمار در گروه پلاسبو بودند. 9 بیمار فوت کرده و 12 بیمار نیز جهت انجام ارزیابی مراجعه نکردند. میانگین خشکی سابژکتیو دهان 40.3 میلی متر در گروه پیلوکارپین و 57 میلی متر در گروه پلاسبو بود(P=0.02) میانگین خشکی ابژکتیو دهان در گروه پیلورکارپین 2.2 و در گروه پلاسبو 2.6 بود (P=0.01)همبستگی خشکی دهان سابژکتیو و ابژکتیو با ضریب همبستگی 0.626 در سطح 0.01 قابل ملاحظه بود. سن و دوز پاروتید تاثیر قابل ملاحظه ای روی خشکی دهان نداشت.
نتیجه گیری و توصیه ها: پیلوکارپین در مطالعه ما سطح سرمی استاندارد ایجاد نمود و عارضه جانبی جدی مشاهده نشد. در مقایسه با پلاسبو مصرف همزمان پیلوکارپین با رادیوتراپی می تواند منجر به کاهش خشکی دهان ناشی از رادیوتراپی گردد.
محمدتقی خرسندی، علیرضا کریمی یزدی، پیمان دبیرمقدم،
دوره 60، شماره 4 - ( 4-1381 )
چکیده
مقدمه: نقش آنتی بیوتیک پروفیلاکسی در جراحی اتیت مزمن میانی همچنان مورد تردید است و بنابراین سو مصرف آنتی بیوتیک پروفیلاکسی بصورت گسترده دیده می شود. مطالعات قبلی نتایج متضادی در مورد تاثیر آنتی بیوتیک در این مورد ارائه داده اند. با توجه به عدم وجود مطالعه قبلی در زمینه تاثیر آنتی بیوتیک موضعی در پیشگیری از عفونت زخم بعد از جراحی اتیت مزمن میانی، مطالعه حاضر طراحی گردید. فرضیه اولیه این بود که آنتی بیوتیک موضعی با آنتی بیوتیک وریدی در پیشگیری از عفونت زخم تفاوتی ندارد.
مواد و روشها: 193 بیمار که شرایط ورود به مطالعه را داشتند بصورت تصادفی در 2 گروه مورد و شاهد تقسیم شدند. گروه مورد تنها آنتی بیوتیک موضعی دریافت می کردند. در حالیکه گروه شاهد در حین عمل یک دوز و بعد از عمل 3 دوز آنتی بیوتیک وریدی دریافت می کردند. بعد از آن هیچ یک از بیماران آنتی بیوتیک نمی گرفتند. بیماران تا 3 هفته از جهت شواهد عفونت زخم پیگیری شدند. در پایان 3 ماه وضعیت گرافت و وضعیت شنوائی بیماران بررسی شد.
یافته ها: احتمال عفونت بعد از عمل در گروه مورد 3/1 درصد و در گروه شاهد 6/1 درصد بود که از نظر آماری معنی دار نیست. وضعیت گوش قبل از عمل تاثیر معنی داری از جهت احتمال عفونت بعد از عمل نداشت. احتمال گرفتن گرافت در گروه مورد و شاهد اختلاف معنی داری نداشت. آنتی بیوتیک موضعی مورد استفاده تاثیر منفی روی وضعیت شنوائی بیماران نداشت.
نتیجه گیری و توصیه ها: با توجه به عدم تفاوت نتایج استفاده از آنتی بیوتیک موضعی با تجویز سیستمیک آنتی بیوتیک، این روش می تواند بعنوان یک روش جایگزین در پیشگیری از عفونت زخم بعد از جراحی اتیت مزمن میانی مطرح باشد.
حمید رضا صادقی پور رودسری، امیر بهزاد حیدری، پیمان قاضی شعرباف،
دوره 63، شماره 2 - ( 2-1384 )
چکیده
مقدمه: هنوز در سطح بسیاری از خانوارهای ایرانی به دلایل مختلف کم توجهی و یا بی توجهی در برنامههای بهداشتی وجود دارد. با اینکه در تمام سطح کشور واحدهای بهداشتی درمانی جمعیت منطقه مزبور خود را تحت پوشش دارند و برای هر خانوار پروندهجداگانه ای در واحد مربوطه تشکیل شده است اما وجود پروندههای ناقص یا سفید حاکی از عدم مراجعه بعضی از خانوارها جهت دریافت خدمات ارزان و اکثراً رایگان بهداشتی میباشد. این پروندههای سفید و همچنین وجود پروندههای ناقص که میزان آنها کم نمی باشد، ما را بر آن داشت تا به بررسی میزان علاقه مندی خانوارهای تحت پوشش و ارزیابی علل عدم علاقه مندی گروهی دیگر از آنها برای دریافت خدمات بهداشتی از واحدهای شهری تحت پوشش شبکه بهداشت و درمان شهرستان اسلامشهر بپردازیم.ازکل مراکز بهداشتی درمانی شهری و پایگاههای بهداشتی شبکه بهداشت و درمان شهرستان اسلامشهر 712 پرونده بطور تصادفی انتخاب و مورد بررسی قرار گرفت.از این پرونده ها 25 درصد آنها کامل, 51 درصد ناقص و 24 درصد سفید و دست نخورده بود. جهت 533 پرونده ناقص یا سفید با مراجعه به درب منازل پرسشنامه پر گردید. درقسمت تنظیم خانواده، پایش رشد و مراقبتهای بارداری، مصاحبه شوندگان بیشترین علت عدم مراجعه خود را عدم احساس نیاز به مراقبتهای مربوطه ذکر کردند و در بخش بهداشت دهان و دندان بیشترین علت عدم مراجعه, نبودن بخش دندانپزشکی در واحد مربوطه بود.
نتیجه گیری و توصیه ها: این پژوهش نشان داد که درقسمت تنظیم خانواده، پایش رشد و مراقبتهای بارداری، عدم درک نیاز به این مراقبتها توسط خانوارها که ناشی از نا آکاهی آنان نسبت به لزوم آنهاست، موجب عدم مراجعه ایشان به واحدها می گردد که با اجرای آموزشها و تبلیغات مناسب میتوان بر این مشکل تا حدودی فائق آمد. در بخش بهداشت دهان و دندان نیز میتوان با تجهیز همه مراکز به واحد دندانپزشکی نسبت به رفع این کمبود اقدام نمود.
مروت طاهری کلانی، فرخ اکبری نخجوانی، بهرام کاظمی، فرهاد بنکدار هاشمی، محمد حقی آشتیانی، کرامت نوری، شادی شاهسون، یوسف عرفانی، امیر پیمانی، مینا عابدینی،
دوره 63، شماره 12 - ( 1-1384 )
چکیده
مقدمه: مننژیت باکتریایی یک عفونت جدی و برخی مواقع یک عفونت کشنده ای است که سیستم عصبی مرکزی را تحت تاثیر قرار می دهد. عامل حدود 95% از مننژیت های کودکان هموفیلوس آنفلوآنزای تیپ b (Hib) ، استرپتوکوک پنوموتیه، E.coli و استرپتوکوکوس آگالاکتیه می باشند. روش های آزمایشگاهی مرسوم مانند کشت که برای شناسایی عوامل بیماریزای مننژیت به کار می روند، به حدود 36 ساعت یا بیشتر وقت نیاز دارند. به علاوه مشاهده شده است که به دنبال کاربرد درمان ضد میکروبی قبل از جمع آوری نمونه، توانایی کشت در تایید وجود میکروارگانیسم ایجاد کننده مننژیت در حدود 30% می باشد. به همین دلیل روش های غیر کشت نظیر PCR مورد استفاده قرار گرفته اند.
مواد و روشها: در این مطالعه از سال 1381 تا سال 1382 به مدت یکسال، 300 نمونه مایع مغزی - نخاعی از مرکز طبی کودکان تهران جمع آوری گردید و آزمایشات کشت و PCR با استفاده از پریمرهای اختصاصی Hib بر روی همه آنها انجام گرفت.
یافته ها: از تعداد کل 300 نمونه در 32 مورد نتیجه کشت مثبت بود، که از میان هموفیلوس آنفلوآنزای تیپ b در 5 مورد جدا گردید. با استفاده از PCR علاوه بر 5 نمونه ای که کشت آنها مثبت بود، در 2 مورد دیگر هم Hib تشخیص داده شد.
نتیجه گیری و توصیه ها: نتایج این مطالعه نشان داد که هموفیلوس آنفلوآنزای تیپ b عامل 6/15% از موارد مننژیت های باکتریایی کودکان به شمار می رود. همچنین مقایسه دو روش کشت و PCR نیز نشان داد که روش اخیر در مقایسه با کشت دارای حساسیت و ویژگی 100% و 99% می باشد. با توجه به اینکه در مننژیت ضرورت تشخیص و درمان سریع وجود دارد، در صورت وجود امکانات PCR ، استفاده از این روش توصیه می شود.
مجتبی محمدی اردهالی، سید هادی صمیمی اردستانی، پیمان برومند، معصومه سعیدی، امین امالی،
دوره 64، شماره 10 - ( 7-1385 )
چکیده
رادیوفرکوئنسی روشی است که به تازگی در درمان هیپرتروفی لوزه در بالغین استفاده میشود. هدف از انجام این مطالعه نیز ارزیابی نتایج تانسیلوتومی به روش رادیوفرکوئنسی میباشد.
روش بررسی: 20 بیمار مبتلا به هیپرتروفی لوزه دریک مطالعه کارآزمایی بالینی وارد شدند. تمام بیماران ابتدا با اسپری لیدوکائین و سپس با تزریق لیدوکائین همراه با اپینفرین، تحت بیحسی موضعی قرار گرفتند. رادیوفرکوئنسی به میزانw 8-7 Power = استفاده شد. درد و نیاز به مسکن ، خونریزی و عوارض پس از عمل در حین ، بلافاصله پس از عمل و چهار، شش و هشت هفته پس از عمل مورد بررسی قرارگرفت.
یافتهها: میانگین میزان درد بر اســاس مقیاس انــــدازه گیری چشــمی (VAS) در خلال عمل جراحی 11/2± 68/2 و میانگین خونریزی در خلال عمل 24/0±16/1 میلی لیتر بود. میانگین طول مدت عمل جراحی 56/2± 81/7 دقیقه بود. 10% بیماران بدون درد ، 55% با درد کم بدون نیاز به مصرف مسکن و 35% نیاز به مصرف مسکن داشتند. در حین و بلافاصله پس از جراحی 95% از بیماران خونریزی اندکی داشتند و فقط در یک بیمار 5% خونریزی متوسط (5-2میلی لیتر) رخ داد. در 10% از بیماران در خلال چهار هفته پس از عمل خونریزی اندکی رخ داد. در تمام بیماران گرید لوزه کاهش یافته بود و میانگین بهبود علائم در هشت هفته پس از درمان 36/0±81/7 بود. در نهایت میانگین رضایت بیماران از نتایج عمل 50/12±92/66% بود (حداکثر 80% و حداقل 50%). عوارض به میزان مختصر در 15% از بیماران گزارش شد.
نتیجهگیری: رادیوفرکوئنسی روشی مطمئن، ایمن با حداقل عوارض، درد و خونریزی برای درمان هیپرتروفی لوزه مطرح است.
عبدالهادی ناجی، پیمان عرب،
دوره 64، شماره 10 - ( 7-1385 )
چکیده
سندرم فیبرومیالژی از بیماری های مزمن دردناک نسج نرم با اتیولوژی ناشناخته است و شیوع ﺁن در این مراکز بین 3% تا 20% میباشد.
روش بررسی: بیماران مراجعه کننده به درمانگاه داخلی توسط یک پزشک تحت پرسشهای لازم در رابطه با وجود درد منتشر مزمن، احساس خستگی، اختلال خواب، سن، وضیعت تأهل، سطح سواد، محل زندگی و تعداد فرزندان قرار گرفتند. تشخیص ابتلا به فیبرومیالژی بر اساس معیارهای تشخیصی American College of Rheumatology (ACR) توسط همان پزشک، صورت پذیرفت.
یافتهها: در بررسی انجام شده از 1004 بیمار میزان شیوع درد منتشر مزمن 6/14% (8/16-4/12:CI95%)، بود و 4% از مراجعین (40 نفر) (2/5-9/2:CI95%) به فیبرومیالژی مبتلا بودند. میانگین سنی مبتلایان به فیبرومیالژی 9/14±4/48 سال بود. 5/92% (37 نفر)، از مبتلایان زن و 5/7% (3 نفر) مرد بودند. شیوع فیبرومیالژی در زنان 98/5% (06/8-31/4:CI95%) و در مردان 78/0%، (11/2-20/0 :CI 95%) بود. ارتباط مستقیم بین جنس زن و نیز پایین بودن سطح تحصیلات و ابتلا به فیبرومیالژی مشاهده شد (به ترتیب تست chi square ،9/11= χ2 ,001/0=P و تست exact s'Fisher ,003/0=P). 5/92% از مبتلایان دچار احساس خستگی و 5/82% دچار اختلال خواب بودند که از نظر ﺁماری بین وجود شکایات مذکور و ابتلا به فیبرومیالژی رابطه معنا دار وجود داشت (به ترتیب،6/19= χ 2 ،001/0 > P و 9/29= χ 2 ،001/0P<).
نتیجهگیری: با در نظر گرفتن شیوع قابل ملاحظه فیبرومیالژیا و عوارض جسمی و روحی و نیز پیﺁمدهای اقتصادی مهم ﺁن انجام مطالعات گسترده اپیدمیولوژیک پیشنهاد می شود.
محمد ترکمن، شهلا افشارپیمان، زهرا خلیلی متینزاده، سوزان امیر سالاری، زهره کاوه منش، سید ابراهیم هاشمی،
دوره 64، شماره 10 - ( 7-1385 )
چکیده
برای کاهش بیلیروبین سرم در زردی نوزادان روشهای متعددی استفاده می شود که شایعترین آنها فتوتراپی میباشد. هدف از این مطالعه بررسی میزان تأثیر مایع درمانی وریدی در کاهش غلظت بیلیروبین در نوزادان ایکتریک تحت فتوتراپی در بیمارستان نجمیه در سال 1381 میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه 80 نوزاد سالم ترم دچار زردی با بیلیروبین بیشتر از dl mg/17 در دو گروه40 نفره قرارگرفتند. در یک گروه، از فتوتراپی و در گروه دیگر از مایع درمانی وریدی همراه با فتوتراپی استفاده شد. دو گروه شاهد و درمان از لحاظ سن نوزاد در زمان بستری، وزن تولد، وزن زمان بستری، میزان هموگلوبین، هماتوکریت و بیلیروبین روز اول با هم مقایسه شدند.
یافتهها: 80 نوزاد (47 پسر و33 دختر) بررسی شدند. میانگین افت بیلیروبین طی 24 ساعت اول و 48 ساعت اول و میانگین مدت زمان لازم برای رسیدن غلظت بیلیروبین سرم به سطح کم خطر(کمتر از mg/dl 15) در دو گروه مورد مطالعه باهم تفاوت معنیداری نداشت. مدت زمان بستری نوزادان نیز در دو گروه با هم اختلاف معنی داری نداشت.
نتیجهگیری: مایع درمانی وریدی تأثیر چشمگیری در سرعت کاهش زردی در نوزادان ندارد و بهتر است به موارد خاص محدود شود. مطالعات چند مرکزی در این خصوص پیشنهاد میشود.
اکبر میرصالحیان، فرخ اکبری نخجوانی، امیر پیمانی، فرشته جبل عاملی، سید محمد میرافشار، محمد حمیدیان،
دوره 65، شماره 1 - ( 12-1386 )
چکیده
شیوع باکتریهای تولیدکننده بتالاکتامازهای وسیعالطیف (ESBLs) در بخشهای ICU منجر به محدودشدن راههای کنترل عفونت و گزینههای درمانی صحیح شده است. هدف مطالعه تعیین فراوانی و ارزیابی اپیدمیولوژی گونههای آنتروباکتریاسه مولد ESBL در بیماران بخشهای ICU میباشد.
روش بررسی: ابتدا بهمدت هفت ماه تعداد 150 نمونه از ادرار، خلط، خون، زخم و سایر منابع بالینی بیماران بستری در بخش ICU جمعآوری سپس باکتریها ایزوله و تعیین هویت شدند. سپس از نظر تولید ESBLs، با استفاده ازروش(DAD) مطابق دستورالعمل NCCLS غربالگری شدند. گونههای که در معیارهای غربالی ESBL قرار گرفتند، با استفاده از آزمایشهای تاییدی در حضور کلاولانیک اسید بررسی شدند.
یافتهها: از مجموع 150 ایزوله، 133(3/89%) نمونه حداقل به یکی از نشانگرهای سفالوسپورین مورد آزمایش مقاوم بودند. 121(6/80%) ایزوله به تمامی نشانگرهای مورد مطالعه مقاومت نشان دادند. 89 (3/59%) از ایزولهها تولیدکننده ESBL بودند. شایعترین گونههای آنترو باکتریاسیه تولیدکننده ESBL عبارت بودند از: کلبسیلا پنومونیه 33 (74/76%)، اشرشیاکلی 20 (60/60%)، آنتروباکترکلوآکه 8 (05/47%) و ضمنا˝ تمامی نمونهها به ایمی پنم حساس بودهاند.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر حاکی از آن است که باکتریهای خانواده آنتروباکتریاسه مولد ESBLs در بیماران بخش ICU از شیوع بالایی برخوردارند. افزایش میزان این گونهها غالبا˝ ناشی از تجویز غیرمنطقی آنتیبیوتیکها است که رفع این مشکل مستلزم بهکارگیری عوامل ضد میکروبی جدید و محدود نمودن استفاده غیرضروری از عوامل ضدمیکروبی و افزایش بهرهگیری از ابزارهای کنترل عفونت میباشد.
محمد فتوحی، فرهاد سمیعی، فرناز اموزگار هاشمی، پیمان حداد، علی پاشا میثمی،
دوره 65، شماره 3 - ( 3-1386 )
چکیده
درماتیت حاد رادیاسیون یکی از عوارض شایع پرتودرمانی در بسیاری از سرطانها، از جمله سرطان پستان میباشد. علیرغم شیوع بالای درماتیت حاد رادیاسیون، مطالعات اندکی برای پیشگیری از این عارضه با درمانهای موضعی انجام گرفته است. علیرغم ارزش کورتیکواستروییدهای موضعی، بعلت نگرانی از عوارض، معمولا˝ از آنها در کار بالینی استفاده نمیشود. این کارآزمایی برای یافتن درمان جدیدی با تاثیری مشابه کورتیکواستروییدها و بدون عوارض جانبی آنها انجام شد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بیماران ٧٣-٣٠ ساله با تشخیص سرطان پستان که پرتودرمانی پستان برای آنها در نظر گرفته شده بود، وارد طرح شدند. دوز دریافتی در بیماران با جراحی رادیکال مودیفیه ۵٠ گری در پنج هفته و در بیماران با جراحی کنسرواتیو ٦٠ گری در شش هفته در فراکشنهای ٢٠٠ سانتیگری بود. در مجموع ٦٠ بیمار بطور تصادفی به دو گروه بتامتازون (٣٠) و کالاندولا (٣٠) تقسیم شدند. به یک گروه پماد بتامتازون و به گروه دیگر پماد کالاندولا تجویز شد. بیماران دارو را از روز اول شروع درمان تا یکماه پس از خاتمه درمان روزانه دو بار در محل پرتودرمانی استفاده کردند. ویزیت بیماران بطور هفتگی و نیز یکماه پس از خاتمه درمان انجام شد و یافتهها در پرسشنامه ثبت گردید.
یافتهها: میانگین زمانی بروز درماتیت در دو گروه بتامتازون و کالاندولا به ترتیب ٧/٣ و٨٧/٣ (هفته) بود. حداکثر شدت درماتیت در طول درمان در گروه بتامتازون گرید صفر ٧/٦%، یک ٣/٧٣%، دو ٧/١٦%، سه ٠% و چهار ٣/٣% و در گروه کالاندولا بهترتیب گرید صفر ٣/١٣%، یک ٦٧%، دو٧/١٦%، سه ٠% و چهار ٣/٣% بود (762/0>(P که اختلاف آماری معنیداری نداشت. میزان بروز سمپتومهایی مانند خارش، سوزش و درد هم در دو گروه اختلاف آماری معنیداری نداشت.
نتیجهگیری: پماد کالاندولا در کاهش شدت درماتیت حاد رادیاسیون دارای تاثیری معادل بتامتازون است و در عین حال عوارض دراز مدت کورتیکواستروییدها را ندارد.
پیمان دبیرمقدم، محمد حسین برادران فر، ویدا آیت اللهی، مجید شکیبا پور،
دوره 65، شماره 5 - ( 5-1386 )
چکیده
با توجه به سن پایین بیماران تونسیلکتومی و اینکه درد و استفراغ بعد از عمل منجر به تاخیر در شروع تغذیه و ناراحتی بیمار شده و زمان ترخیص را به تعویق میاندازد، این مطالعه جهت بررسی اثر و مقایسه تزریق وریدی یک دوز دگزامتازون و تزریق موضعی بوپیواکائین در کاهش درد و استفراغ بعد از عمل تونسیلکتومی طراحی شد.
روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی دوسوکور تصادفی 120 کودک 5-3 ساله با کلاس ASA I که کاندید تونسیلکتومی تحت بیهوشی عمومی بودند، مورد مطالعه قرار گرفتند. بیماران بهصورت تصادفی به سه گروه تقسیم شدند در گروه اول دو میلیلیتر نرمال سالین در پیلار لوزهها تزریق گردید، گروه دوم mg/kg 5/0 دگزامتازون وریدی (حداکثر 16 میلیگرم) دریافت نمودند و در گروه سوم دو میلیلیتر بوپیواکائین 5/0% در پیلار لوزهها قبل از شروع عمل و بعد از انتوباسیون تزریق شد. در خاتمه عمل بیماران از جهت درد و استفراغ در ساعات 5/0، 4، 24 و 120 بعد از اکستوباسیون و انتقال به ریکاوری کنترل شدند.
یافتهها: 70 مذکر و 50 مونث در میانگین سنی 2/3 ± 4/8 مورد مطالعه بودند که بدلیل عدم مراجعه جهت پیگیری پرسشنامه برای 117 نفر تکمیل شد. تنها کاهش قابل توجه و معنیدار در پارامتر درد بعد از عمل مربوط به گروه بوپیواکائین و چهار ساعت پس از عمل بود (05/0P <). در بقیه موارد اختلاف معنیدار آماری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: با توجه به کاهش درد و استفراغ پس از تونسیلکتومی توسط دگزامتازون وریدی و بوپیواکائین موضعی، مصرف همزمان دو دارو در تونسیلکتومی توصیه میشود و بررسی مصرف همزمان دو دارو پیشنهاد میگردد.
فرناز آموزگار هاشمی، الهام هاشمی، پیمان حداد، علی کاظمیان،
دوره 65، شماره 7 - ( 7-1386 )
چکیده
درمان استاندارد آستروسیتوم گرید بالا جراحی و رادیوتراپی است. کموتراپی ادجوانت بقای کلی و عاری از بیماری را بالا میبرد. در این مطالعه داروی CCNU با رژیم PCV مقایسه شده است.
روش بررسی: بیماران با آستروسیتوم گرید بالا بعد از جراحی و رادیوتراپی به دو گروه CCNU و PCV راندومیزه و پس از شش دوره شیمیدرمانی، CT اسکن انجام شد. هر علامت نورولوژیک جدید، تشدید علائم قبلی، ایجاد تومور جدید و رشد تومور باقیمانده (25%<) عود در نظر گرفته شد. بقای عاری از بیماری از زمان اتمام رادیوتراپی (RT) تا زمان عود یا آخرین پیگیری و بقای کلی از زمان اتمام RT تا زمان مرگ یا آخرین پیگیری محاسبه شد.
یافتهها: 70 بیمار در دو گروه PCV (با 38 بیمار) و CCNU (با 32 بیمار) قرار گرفتند. متوسط سن 44 سال بود و 51 نفر از بیماران مرد بودند. 19 بیمار (27%) گرید 3 (آناپلاستیک) و 51 بیمار (63%) گرید 4 (گلیوبلاستوم مولتی فرم) بودند. تفاوت معنیداری از لحاظ سن، جنس و پاتولوژی بین دو گروه وجود نداشت. بقای کلی و عاری از بیماری 27 ماه و 26 ماه در گروه CCNU و 34 و 29 ماه در گروه PCV بود. با آزمون Log - rank teat اختلاف معنیداری بین دو گروه وجود نداشت. (16/0 p=).
نتیجهگیری: تفاوت آماری معنیداری در بقای کلی و عاری از بیماری بین دو گروه CCNU و PCV وجود نداشت هرچند در گروه PCV بقای کلی بهتر بود. مطالعات با بیماران بیشتر و پیگیری طولانیتر ضروری است.
پیمان دبیر مقدم، محمد حسین برادرانفر، فاطمه گ وئینی، ویدا آیتالهی،
دوره 65، شماره 8 - ( 8-1386 )
چکیده
این مطالعه با هدف کلی تعیین اثر دگزامتازون در کاهش ادم و اکیموز اطراف چشم و خونریزی حین عمل در بیماران تحت عمل رینوپلاستی صورت گرفت.
روش بررسی: 90 بیمار مورد مطالعه به صورت تصادفی و دو سوکور به سه گروه 30 نفره تقسیم شدند. گروه A هشت میلیگرم دگزامتازون قبل از شروع عمل و گروه B هشت میلیگرم دگزامتازون قبل از عمل و سه دوز هشت میلیگرمی هر هشت ساعت پس از عمل دریافت کردند. گروه C گروه کنترل بود.
یافتهها: درجه ادم پلک فوقانی در گروه A و B با اختلاف معنیداری کمتر از گروه C بود. درجه ادم پلک تحتانی در روز اول و دوم بین گروه A و B با گروه C تفاوت معنیدار داشت اما در روزهای پنجم و هفتم بین سه گروه یکسان بود. درجه اکیموز پلک فوقانی در روز اول، دوم و پنجم در گروه C بهطور معنیداری بیشتر از بیماران گروه A و B بود اما در روز هفتم در سه گروه یکسان بود. درجه اکیموز پلک فوقانی در روز اول گروه A و B با اختلاف معنیداری کمتر از گروه C بود. حجم خونریزی بین سه گروه مورد بررسی یکسان بود. بین سه گروه اختلافی از نظر طول مدت بهبودی وجود نداشت.
نتیجهگیری: استفاده از دگزامتازون باعث کاهش ادم و اکیموز پلک فوقانی و کاهش ادم پلک تحتانی در 48 ساعت اول و کاهش اکیموز پلک تحتانی در 24 ساعت اول پس از عمل میشود. اما تأثیری روی کاهش حجم خونریزی حین عمل و طول دوره بهبودی ندارد.
پیمان نوشیروانپور، فرخ تیرگری، سعید رضا غفاری، افشین عبدی راد،
دوره 65، شماره 9 - ( 9-1386 )
چکیده
نئوپلاسمها حاصل تجمع انحرافهای ژنی ناشی از آسیبهای ژنی غیر کشنده میباشند. شناسایی انحراف کروموزومی، جایگاه ژنهای کارسینوژن را در کروموزوم مشخص میکند. روش هیبریدیزاسیون ژنومی مقایسهای (CGH) امکان غربالگری تمام کروموزومهای منفرد را از جهت شناسایی و محل قرارگیری تغییرات DNA Copy Number فراهم میکند.
روش بررسی: 20 نمونه کارسینوم مهاجم داکتال پستان که جهت frozen section ارسال شده بود با روش هیبریداسیون ژنومی بررسی شد و انحراف کروموزومی با یافتههای ایمونو هیستوشیمی و پاتولوژی مقایسه شد.
یافتهها: در چهار نمونه بهعلت فقدان کیفیت مطلوب هیبریدیزاسیون امکان ارزیابی وجود نداشت و از مطالعه حذف شدند. در چهار نمونه طرح CGH نرمال و در 12 نمونه دیگر در مجموع 21 مورد انحراف کروموزومی یافت شد که شامل q1+، q17+، q8+، q20+، q13-، q11-، q22-، p1-، q16- و p8- بود. شایعترین انحراف یافتشده q1+، q17+، q8+ و q13- بود که با مطالعات قبلی مطابقت داشت.
نتیجهگیری: انحرافهای کروموزومی q22- و p1- در مطالعات قبلی بر روی کانسر پستان گزارش نشده بود. در این مطالعه انحراف q13- در سه تومور یافت شد که هر سه با متاستاز به غدد لنفاوی زیر بغل همراه بودند. تعداد انحراف کروموزومی در تومورهای همراه با متاستاز به غدد لنفاوی 5/1 انحراف و در تومورهای بدون متاستاز یک انحراف به ازاء هر تومور بود.
لیدا عطارد، یحیی عقیقی، پروین اکبری، زهره علومی، خدیجه دانشجو، علی زمانی، زرینتاج کیهانی واقع، پیمان صیادی، مامک شریعت،
دوره 65، شماره 10 - ( 10-1386 )
چکیده
بیماری کاوازاکی یک واسکولیت سیستمیک شایع در کودکان است سلولهای ائوزینوفیل از سلولهای التهابی مهم هستند که با ترشح پروتئینهای کاتیونیک صدمات واضح در بافتها از جمله میوکارد ایجاد مینمایند. به منظور احتمال وجود چنین عاملی در موارد شدید کاوازاکی که درگیری عروق کرونری دیده میشود بررسی حاضر انجام شد.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی و توصیفی- تحلیلی طی سالهای 84-82 تعداد 48 کودک مبتلا به بیماری کاوازاکی از نظر وجود هیپرائوزینوفیلی و درگیری عروق کرونر بررسی شدند. با استفاده از نرمافزار آماری SPSS ویراست 5/11 آمارهای توصیفی و تحلیلی به کمک آزمونهای آماریFisher exact و T-student استخراج شد.
یافتهها: در ده مورد (22%) هیپرائوزینوفیلی و در 19 مورد (41%) شواهدی دال بر عارضه قلبی مشاهده گردید. در 50% کودکانی که هیپرائوزینوفیلی نداشتند درگیری عروق کرونر دیده شد در حالی که تنها یک نفر (10%) از گروه هیپرائوزینوفیل مبتلا به این عارضه شدند (03/0p<). در تحلیل آماری ارتباطی بین فراوانی شدت بیماری و جنس بیماران دیده نشد. هر چند که فراوانی نسبی درگیری عروق کرونر در دختران بیشتر مشاهده شد (هشت دختر -44%، در مقابل 9 پسر 35%). تفاوت آماری واضحی نیز بین میانگین سنی دو گروه فوق دیده نشد.
نتیجهگیری: با وجود اختلافنظر محققین مبنی بر ارتباط هیپرائوزینوفیلی و ابتلا به بیماریهای عروق کرونری در کاوازکی که بر وخامت بیماری میافزاید، در این بررسی هیپرائوزینوفیلی در مبتلایان بیماری قلبی کمتر از سایرین دیده شد. البته نیاز به مطالعات وسیعتر و جامعتر وجود دارد.
شهلا افشار پیمان، ستاره ممیشی،
دوره 66، شماره 3 - ( 3-1387 )
چکیده
تشخیص زودهنگام باکتریمی در کودکان اهمیت زیادی دارد و اطلاعات مهمی راجع به پیشآگهی بیماران و انتخاب آنتیبیوتیک مناسب فراهم میکند، که در نتیجه آن موربیدیتی و مرگ و میر در بیماران کاهش مییابد. از طرفی تشخیص عوامل باکتریال از ویرال همیشه راحت نیست بنابراین اگر بتوانیم باکتریمی را بهسرعت در بیمار تشخیص بدهیم از مصرف غیرضروری آنتیبیوتیک پیشگیری شده و عوارض مصرف آنتیبیوتیکها هم کاهش مییابد. استفاده از روش PCR موجب شناسایی پاتوژنها در زمان کوتاهتر و مناسبتر شده است. در این مطالعه هدف ما بررسی فراوانی باکتریمی در تشخیصهای بالینی خاص با روش universal PCR در بیماران تبدار بستری در مرکز طبی کودکان و مقایسه آن با آزمایشهای معمول بوده است.
روش بررسی: 100 کودک تبدار و مشکوک به باکتریمی که با شکایت تب بستری شدند، تحت بررسی قرار گرفتند. از همه بیماران نمونههای خون برای کشت CBC، ESR، CRP و PCR تهیه شد.
یافتهها: 65% کودکان در طیف سنی 36-3 ماه با میانه50/12 ماه (120-1) قرار داشتند. 45% بیماران پسر بودند. میانگین درجه حرارت بدن در زمان بستری 6/0±9/38 درجه سانتیگراد بود. فراوانترین تشخیصهای بالینی باکتریمی بدون کانون (29%)، پیلونفریت (24%)، پنومونی (22%) بود 12 بیمار کشت مثبت خون و 19 بیمار PCR مثبت داشتند. شدت تب و وضعیت یافتههای آزمایشگاهی WBC، ESR و CRP در بین بیماران با نتایج کشت خون و PCR مثبت یا منفی اختلاف معنیدار نداشت.
نتیجهگیری: روش universal PCR برای تشخیص ارگانیسمهای مسوول باکتریمی نسبت به روشهای مرسوم بهنظر میرسد مفیدتر باشد.
جلال رضایی، خلیل اسفندیاری، جواد خلیلی پویا، حسن توکلی، رسول عبدالرحمن، پیمان سلامتی، مهدی ابوذری،
دوره 66، شماره 6 - ( 6-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: جراحی رادیکال و بهدنبال آن رادیوتراپی نقش مهمی در درمان کانسر هیپوفارنکس دارد. هر چند که در مورد روش بازسازی پس از رزکسیون جراحی اتفاق نظر وجود ندارد. هدف این مطالعه مقایسه عوارض دو تکنیک Gastric Pull-Up و Pectoralis Major Myocutaneous Flap در بازسازی ناحیه درگیر پس از انجام لارنگوفارنگوازوفاژکتومی میباشد.
روش بررسی: پرونده 64 بیماری که به دنبال جراحی رادیکال تحت بازسازی ناحیه درگیر با یکی از دو روش GPU یا PMMF قرارگرفته بودند، مورد ارزیابی قرار گرفتند. اطلاعات دموگرافیک، محل ضایعه، درگیری proximal margin، سابقه رادیوتراپی، وجود لنفادنوپاتی، دیسکسیون گردنی و عوارضی مثل فیستول گوارشی، تنگی محل آناستوموز، اختلال عملکرد بلع و تنگی استوما از پروندههای مربوطه استخراج و بین دو گروه با یکدیگر مقایسه گردید.
یافتهها: در مجموع 64 بیمار (43 نفر در گروه GPU و 21 نفر در گروه PMMF) مورد ارزیابی قرار گرفتند. بین دو گروه تفاوت آماری معنیداری از لحاظ مشخصات دموگرافیک وجود نداشت. محل درگیری ضایعه تومورال در هفت نفر لارنکس، پنج نفر پروگزیمال مری، پنج نفر خلف کریکوئید، چهار نفر سینوس پیریفورم، دو نفر دیواره خلفـی و 41 نفـر ترکیبـی از نواحـی مختلف بود. تفاوت آماری معنیداری بین دو تکنیک جراحی از نظر ایجاد تنگی محل آناستوموز، اختلال عملکرد بلع یا تنگی استوما وجود نداشت در حالیکه ایجاد عارضه فیستول به دنبال عمل جراحی در روش GPU به لحاظ آماری کمتر از روش PMMF بود (001/0
نتیجهگیری: پیدایش تنگیهای عملکردی یا اختلال عملکرد بلع در دو روش مشابه ولی تکنیک GPU با بروز فیستول کمتری همراه است.
صنمبر صدیقی، محمدعلی محققی، پیمان حداد، رامش عمرانیپور، علیرضا موسوی جراحی، فریدون معماری، جهانگیر رافت، افشین عبدیراد، رامین خطیبسمنانی، شهریار شهریاران، بیژن شهبازخانی، نرجس خلیلی،
دوره 66، شماره 9 - ( 9-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: طول عمر بیماران مبتلا به سرطان معده با رشد موضعی منطقهای حتی بدون متاستاز دوردست کمتر از یک سال بر آورد میشود. این مطالعه بهمنظور بررسی طول عمر بیماران مبتلا به سرطان معده، با انتشار به ارگانهای اطراف از جمله غدد لنفاوی، پریتونئوم و کبد، با استفاده از شیمیدرمانی قبل از جراحی و کمورادیوتراپی پس از عمل جراحی طراحی گردید.
روش بررسی: 100 بیمار مبتلا به آدنوکارسینومای معده در مرحله II، III و یا IV بیماری ولی بدون متاستاز دوردست، شیمیدرمانی شامل Docetaxel، Cisplatin و 5FU TCF و پس از جراحی شیمیدرمانی شامل 5FU همزمان با رادیوتراپی دریافت کردند.
یافتهها: 57% بیماران در مرحله IV بیماری در طرح وارد شدند. 83% بیماران شیمیدرمانی Neoadjuvant دریافت کردند. تا بهحال برای 75 بیمار جراحی گاسترکتومی D1 یا D0 انجام شده و سه مورد پاسخ کامل پاتولوژیک به شیمیدرمانی قبل از عمل داشتند. مرحله بیماری بهطور مشخص پس از جراحی کاهش نشان داد، به طوریکه از 47 نفر بیمار مرحله IV بیماری تنها 15 نفر در گزارش آسیبشناسی و جراحی در مرحله IV بیماری بودند. تا بهحال 44 بیمار کمورادیوتراپی کامل را دریافت کردهاند. با متوسط زمان پیگیری 16 ماه، 3/2 بیماران هنوز زنده هستند و میانگین طول عمر بیماران 25 ماه است.
نتیجهگیری: با توجه به مرحله پیشرفته بیماری و امکان جراحی برای 75% از بیماران و بهدست آمدن طول عمر بیش از دو سال، بهنظر میرسد استفاده از TCF بهعنوان شیمیدرمانی قبل از جراحی و ادامه درمان با کمورادیوتراپی روشی مناسب برای افزایش امکان جراحی کامل و بهبود طول عمر بیماران مبتلا به آدنوکارسینومای پیشرفته ولی موضعی معده باشد.