26 نتیجه برای کرد
حسین کردوانی، امیرهومن دانش پژوه،
دوره 52، شماره 3 - ( 2-1373 )
چکیده
درصد بسیار بالایی از موارد پارگی قلب بویژه در بطن چپ منجر به مرگ می شود، بطوریکه اگر این افراد زنده به بیمارستان برسند، تعدادی از آنها در نتیجه خونریزی و یا تامپوناد و اتلاف وقت در رسیدن به تشخیص و یا انتقال به یک مرکز مجهز قلب و عروق می میرند. تنها راه نجات این مجروحین، توراکوتومی فوری و ترمیم عضو صدمه دیده است. با گزارش یک مورد که در اثر ورود جسم برنده در ناحیه قدامی-خلفی بطن چپ مجروح شده بود، نشان داده خواهد شد که در بیمارستانهایی که مجهز به وسایل جراحی قلب نیستند، می توان این نوع ضایعات را بصورت اورژانس ترمیم نمود.
حسین کردوانی،
دوره 55، شماره 6 - ( 5-1376 )
چکیده
بیمار خانم 68 ساله ای است که سابقه کار باغبانی را میدهد. بیش از 25 سال است از دل درد رنج می برد و شکایت عمده اش دفع گاز می باشد. به پزشکان مختلفی در شهر کرند و کرمانشاه مراجعه و تحت درمان طبی قرار داشته است. به علت بدتر شدن حال عمومی، ولی 3 سایه بزرگ در کنار معده طرف چپ و پایین شکم مشاهده می شود. پس از مراجعه بیمار به ما برای مشخص شدن محل سایه ها، باریم انما انجام شد. سه سایه هرکدام به بزرگی تخم مرغ، در کولون عرضی وجود داشت. در هنگام عمل، کولون عرضی از زاویه کبدی تا زاویه طحالی فوق العاده متسع و جدار آن فیبروتیک و نازک شده بود. در زاویه طحال تنگی پیشرفته ای دیده می شد. کولون عرضی تقریبا بطور کامل رزکسیون شد و اناستوموز (end to end) انجام گردید. در داخل کولون عرضی رزکسیون شده، سه جسم خارجی به شکل تخم مرغ و جمعا به وزن 117 گرم وجود داشت.
حسن توفیقی، حسین حسنیان مقدم، معصومه ناجی، افروز نیکبخت دهکردی، هادی نمازی،
دوره 58، شماره 3 - ( 3-1379 )
چکیده
DNA typing تست جدیدی است که یکی از کاربردهای آن در علوم جنایی ررسی ابوت و اثبات نسبت است. این بررسی از نظر حقوقی و کیفری در قوانین ما جایگاهی خاص دارد. در این تحقیق کارآیی تست DNA typing در ایران با بررسی 6 لکوس های Hum TH01 و Hum Tpox و Hum LPL و Hum FES/FPS و Hum vw 31A و Hum F13 از مناطق Short tandem repeats مولکول DNA مورد بررسی قرار گرفته است. برای بررسی حساسیت تست 85 زوج مادر و فرزند (1020 کروموزوم) از میان مادران و فرزندان ارجاعی به بخش DNA سازمان پزشکی قانونی کشور و برای بررسی ویژگی تست تعداد 1200 کروموزوم افراد خویشاوند (42 زوج خواهر و برادر) و افراد غیر خویشاوند (58 زوج) مورد آزمایش قرار گرفتند. نتایج نمایانگر عدم ایجاد موتاسیون در مناطق فوق و حساسیت کافی روش می باشد. همچنین باتوجه به اینکه در افراد خویشاوند درجه اول (خواهر-خواهر، خواهر-برادر و برادر-برادر) از مجموع 12 آلل مورد بررسی بین دو فرد حداقل یک آلل و حداکثر 6 آلل اختلاف وجود داشته است و در مورد افراد غیر خویشاوند این ارقام حداقل 3 آلل و حداکثر 9 آلل بوده است ویژگی 100% این تست را در مناطق مورد بررسی نشان می دهد. قدرت تشخیص عدم تجانس (Power of exclusion) شش سایت باتوجه به پلی مورفیسم این مناطق 99% محاسبه گردید.
وحید ضیائی، رامین کردی، رضا علیزاده، حمیدرضا افشارجو، مسعود یونسیان، فرزین حلب چی،
دوره 60، شماره 3 - ( 3-1381 )
چکیده
مقدمه: با توجه به بررسی میزان بروز بیماری حاد کوهستان در کوهنوردان صعود کننده به قلل دیگر خصوصا کوههای اروپائی این مطالعه به منظور تعیین میزان بروز این بیماری و عوامل مرتبط با آن در نژاد ایرانی و در صعود کنندگان به کوه دماوند طراحی و اجرا گردید.
مواد و روشها: این مطالعه یک مطالعه مقطعی بوده که برروی 459 نفر صعود کننده به قله دماوند در تابستان 1379 انجام شد. صعود کنندگان در سه مرحله در ارتفاع 2900 و حین صعود در 4200 متر و همچنین در همین ارتفاع در حین بازگشت با استفاده از سیستم درجه بندی Lake Louise مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته ها: در مجموع میزان بروز بیماری حاد کوهستان 60/8 درصد بود. صعودکنندگان در سنین 71-13 سالگی بوده که 67/8 درصد آنان را مردان کوهنورد تشکیل می دادند. ارتباط معنی دار نمونه گیری بین بروز بیماری و سن، جنس، قد، Body Mass Index سیگاری بودن، و کوله بار همراه، اقامت بیش از 15 ساعت در پناهگاه 4200 متر، سرعت صعود در ارتفاع بیش از 4200 متر و سرعت بازگشت وجود نداشت. کوهنوردانی که در ارتفاع کمتر از 600 متر سکونت داشتند بیشتر مبتلا به این بیماری شدند. همچنین کوه گرفتگی با غیر حرفه ای بودن کوهنورد، ابتلا قبلی به بیماری، شروع به صعود در بین ساعات 6 عصر تا 6 صبح ارتباط قوی داشته است و در این گروهها بیماری بیشتر دیده شد. همچنین بیماری حاد کوهستان با سرعت صعود بین ارتفاع 2900 تا 4200 متر و خوابیدن در ارتفاع 4200 متر ارتباط ضعیفی داشته است.
نتیجه گیری و توصیه ها: میزان بروز بیماری حاد کوهستان در کوهنوردان صعودکننده به دماوند بیش از سایر مطالعات بوده است. سابقه مثبت خانوادگی ابتلا به بیماری حاد کوهستان و ساعت شروع صعود به قلعه که تاکنون بعنوان عامل موثر بر بروز این بیماری بررسی نشده است، در این مطالعه بررسی و سابقه خانوادگی تاثیری بر بروز مجدد بیماری نداشته و ساعت شروع به صعود در طول شب با بروز بیماری ارتباط داشته است. تاثیر ارتفاع محل سکونت، سرعت صعود و سابقه قبلی کوه گرفتگی در مطالعات دیگر مطرح شده که در این مطالعه نیز تائید گردید.
پریوش کردبچه، فریده زینی، کاظم محمد، حسین ضیائی، سید منصور رضوی، مهین صف آرا، نسرین قرائیان،
دوره 63، شماره 12 - ( 1-1384 )
چکیده
مقدمه: با توجه به بروز بیماری تنفسی درعده قابل توجهی از زائرین خانه خدا در طی مراسم حج تمتع سالهای اخیر و عوارض و مشکلات ناشی از آن، تعیین عامل اتیولوژیک بیماری مزبور جهت پیش گیری، کنترل و درمان آن لازم و ضروری به نظر می رسد. آنچه مسلم است عوامل میکروبیال محیطی در ایجاد بیماریهای تنفسی نقش مهم و اساسی دارند. در بین این عوامل قارچها ارگانیسم هائی با پراکندگی وسیع در طبیعت هستند که اسپور آنها از طریق هوا پخش شده و همواره در محیط وجود دارند و قادرند اثرات زیان باری بر سلامتم انسان داشته و منجر به بروز عفونت ، آلرژی و حتی عوارض توکسیک گردند.
مواد روشها: در مطالعه اخیر با جمع آوری و کشت نمونه های بدست آمده از محیط ، در محل اقامت و تجمع زائرین ایرانی در طی مراسم حج 1383 و با انجام تست های سرولوژیک بر روی دو نمونه خون 146 زائر داوطلب ( به فاصله 8 هفته )، سعی گردید نقش قارچها در ایجاد بیماری تنفسی حجاج مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد.
یافته ها: در این مطالعه جمعاً 3521 کلنی شامل 23 جنس و گونه مختلف قارچی از محل اقامت حجاج در شهرهای مکه و مدینه و مناطق عرفات و منی جدا گردید که شامل قارچهای رشته ای ساپروفیت 79 درصد، قارچهای رشته ای پاتوژن (درماتوفیت) 6/3 درصد و قارچهای مخمری 4/17 درصد بود. گونه های آسپرژیلوس شایع ترین (4/43 درصد) عوامل قارچی جدا شده در این بررسی بودند. ست های کانترایمونوالکتروفورزیس و لاتکس آگلوتیناسیون که جهت تشخیص بیماریهای قارچی فرصت طلب (آسپرژیلوزیس، کاندیدیازیس و کریپتوکوکوزیس) بعمل آمد همگی منفی بوده و مورد مثبتی مشاهده نگردید.
نتیجه گیری و توصیه ها: نتایج بدست آمده از این مطالعه، گر چه نقش قارچها را در ایجاد بیماری تنفسی حجاج تائید نمی نماید ولی با توجه به تنوع بیماریها و عوارض ایجاد شده توسط قارچها و مشکلات تشخیص بالینی آنها، تاثیر قارچها بر سیستم ایمنی بیمار و ایجاد زمینه جهت بروز سایر عفونت ها و یا عفونت ثانویه با قارچها توصیه می شود که در صورت تداوم بروز بیماری تنفسی در طی مراسم حج، بررسی جامع تر و کامل تری بعمل آمده و نقش قارچها مورد ارزیابی بیشتری قرار گیرد.
سیدجمال هاشمی، پریوش کردبچه، رضا ملک زاده، مریم مهربانی،
دوره 64، شماره 5 - ( 5-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده طولانی مدت از آنتیاسید و آنتیبیوتیک در ضایعات گوارشی میتواند زمینهساز کلونیزاسیون قارچها در دستگاه گوارش به ویژه معده باشد. این مطالعه به منظور تعیین میزان شیوع عفونت قارچی در بیماران مبتلا به گاستریت، دئودنیت و اولسرهای پپتیک انجام گرفت.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی و مقطعی میباشد. پس از نمونهگیری از 300 بیمار مراجعه کننده به بیمارستان دکتر شریعتی تهران طی یک سال که مبتلا به عوارض فوق بودند (و به روش اندوسکوپی اثبات شده بود)، نمونههای مورد نظر تحت آزمایش مستقیم میکروسکوپی و کشت قرار گرفته و نتایج به دست آمده ثبت گردید.
یافتهها: از مجموع 300 بیمار مورد بررسی، تعداد 44 مورد (7/14%) آلوده به قارچ مخمری بودند که در این میان 30 مورد (2/68%) کاندیدا و 14 مورد (8/31 %) مخمری از سایر انواع بود. در بین گونههای مختلف، کاندیدا آلبیکنس با تعداد 26 مورد (7/86%) بیشترین سهم را به خود اختصاص داد. میزان آلودگی به قارچ در زنان (3/19%) و در مردان (3/10%) بود که اختلاف معنیدار آماری بین دو جنس معنیدار بود. بیشترین میزان آلودگی در گروه سنی 70-50 سال گزارش شد.
نتیجهگیری: در این بررسی مشخص شد که 70% افرادی که دارای آلودگی قارچی بودند، سابقه مصــــرف آنتی بیوتیک و آنتیاسید با مدت زمانی بیش از 3 ماه را داشتند و اختلاف معنیداری بین آنها و گروهی که سابقه مصرف دارو نداشتند وجود داشت.درصد آلودگی به کاندیدا آلبیکنس در جامعه مورد بررسی یعنی در 300 بیمار بررسی شده برابر 10% گزارش گردید و این رقم برای کاندیدا تروپیکالیس 7/0% و برای کاندیدا کروزیی 3/0% بود.
سید محمد حسین افسریان، فریده زینی، پریوش کردبچه، محمود محمودی، ساسان رضائی، مهین صف آرا،
دوره 64، شماره 12 - ( 8-1385 )
چکیده
در سالهای اخیر به دلیل افزایش فاکتورهای مستعدکننده و افراد مبتلا به نقص سیستم ایمنی، عفونتهای فرصت طلب ناشی از گونههای کاندیدا نیز افزایش قابل ملاحظهای یافته است. گرچه کاندیدا آلبیکنس به عنوان شایعترین عامل کاندیدیازیس حائز اهمیت میباشد ولی گونههای دیگر کاندیدا از قبیل کاندیدا پاراپسیلوزیس، کاندیدا تروپیکالیس، کاندیدا گلابراتا، کاندیدا کروزهای، کاندیدا گیلرموندی و کاندیدا کفایر نیز به دلیل مقاومت در برابر داروهای ضد قارچی اهمیت زیادی پیدا کردهاند، بنابراین بررسی و شناسایی گونههای کاندیدای غیر آلبیکنس مسبب کاندیدیازیس ضروری بوده و آزمایشگاههای تشخیص طبی نیز نیازمند افزایش قابلیتهای خود جهت تشخیص سریع این مخمرها میباشند.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی توصیفی از ضایعات بیماران مشکوک به کاندیدیازیس نمونه تهیه شد. آزمایش مستقیم و کشت بر روی نمونه های بیماران انجام گرفت. کلنی های مخمری جدا شده از بیماران با استفاده از روشهای مختلف تشخیصی از قبیل کشت بر روی کورن میل آگار - توئین 80، کشت روی محیط کروم آگار و تست جذب قندها توسط کیت API 20C AUX تعیین هویت گردیدند.
یافتهها: از 304 کلنی مخمری جدا شده ، 204 مورد کاندیدا آلبیکنس، 100 مورد کاندیدهای غیر آلبیکنس بودند. از کاندیداهای غیر آلبیکنس به ترتیب 35 % کاندیدا پاراپسیلوزیس ، 32 % کاندیدا تروپیکالیس ، 8 % کاندیدا گلابراتا ، 8 % کاندیدا کفایر ، 6 % کاندیدا کروزه ای ، 3 % کاندیدا گیلر موندی ، 3 % کاندیدا فاماتا ، 3 % کاندیدا لوزیتانیا ، 1 % کاندیدا زیلانوئیدس و 1 % کاندیدا هومیکولا تعیین هویت گردیدند که در بین آنها گونه پاراپسیلوزیس واجد بیشترین فراوانی بود . در این بررسی نمونه های بالینی از ضایعات مختلف بدن تهیه شده بود که بیشترین تعداد نمونه با 59 مورد مربوط به عفونت ناخن بود.
نتیجهگیری: نتایج این بررسی نشان می دهد که تشیخص نهائی و قطعی گونه های کاندیدا فقط براساس ویژگی های فنوتیپی مختلف ممکن بوده و استفاده از یک تست به تنهائی برای این منظور کافی نمی باشد. علاوه بر آن با توجه به اینکه حساسیت این ارگانیسم ها در مقابل داروهای ضد قارچی متغیر بوده و مشکلاتی را در درمان بیماران ایجاد می نماید، لذا بررسی و ارزیابی حساسیت داروئی کلیه کاندیدا های غیر آلبیکنس جدا شده از بیماران نسبت به داروهای ضد قارچی موجود در بازار داروئی ایران ضروری می باشد.
حمید بهتاش، ابراهیم عامری، محمد صالح گنجویان، نیما کبیریان دهکردی، محمد فرشته نژاد، بهروز ا کبرنیا،
دوره 65، شماره 8 - ( 8-1386 )
چکیده
اسکولیوز مادرزادی یک اختلال تکاملی است که به انحنای جانبی ستون مهرهها در صفحه کرونال اطلاق میشود. روشهای جراحی در این بیماران فیوژن خلفی مهرهها یا Posterior Spinal Fusion (PSF) است که میتواند همراه و یا بدون وسیله گذاری باشد. خطر نقایص عصبی و نیز احتمال جابهجایی وسیلهها مورد تردید قرار گرفته است. این مطالعه با هدف بررسی و مقایسه نتایج کوتاهمدت و بلندمدت فیوژن خلفی مهرهها با و بدون وسیلهگذاری جهت اصلاح اسکولیوز مادرزادی به انجام رسید.
روش بررسی: این مطالعه در 41 بیمار دارای اسکولیوز مادرزادی که در طی سالهای 74-55 تحت عمل فیوژن خلفی مهرهها قرار گرفته بودند، انجام شد. بیماران با توجه به استفاده و یا عدم استفاده از وسیلهگذاری در ستون مهرهها در دو گروه تقسیم میشدند؛ گروه A: شامل 22 فرد که بدون وسیلهگذاری تحت عمل جراحی فیوژن خلفی مهرهها قرار گرفتند و گروه B: شامل 19 فرد که تحت عمل جراحی PSF قرار گرفته و وسیلهگذاری نیز در مهرههای آنها انجام گرفت. زاویه انحنای اسکولیوز قبل از جراحی، دو هفته و یک سال پس از عمل PSF و همچنین در انتهای زمان پیگیری ارزیابی شد.
یافتهها: میانگین انحنای اصلی اولیه (قبل از جراحی) در دو گروه A و B به ترتیب °3/66 و°1/69 بود و یک سال پس از عمل PSF به°1/43 در گروه A و°4/38 در گروه B رسید. میانگین مدت زمان پیگیری در بیماران (3=SD) هشت سال بود و در انتهای پیگیری میانگین زاویه انحناء در دو گروه A و B به ترتیب به °3/47 و°4/39 رسید. بنابراین درصد اصلاح نهایی انحنا در دو گروه A و B به ترتیب %7/28 و 43% و درصد کاهش اصلاح 5/5% و 3/4% بود. نتایج مطالعه نشان دهنده مقدار اصلاح بیشتر انحنا در بیماران تحت وسیلهگذاری بود (05/0>p).
نتیجهگیری: در بیمارانی که علاوه بر عمل PSF تحت وسیلهگذاری نیز قرار گرفتند، نتایج اصلاحی بهتر در کوتاه مدت و افزایش درصد اصلاح نهایی انحنا در بلند مدت داشتند و درصد کمتری از کاهش اصلاح در انتهای زمان پیگیری نیز مشاهده شد.
سید حسین میرهندی، حسن آدین، محمد رضا شیدفر، پریوش کردبچه، سید جمال هاشمی، مریم موذنی، لیلا حسینپور، علی رضایی متهکلایی،
دوره 66، شماره 9 - ( 9-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: شناسایی کاندیداها از نظر تشخیصی، درمانی، اپیدمیولوژیک و بیولوژیک واجد اهمیت است. در این مطالعه رویکرد جدیدی از متدهای مبتنی بر DNA برای شناسایی کاندیداهای مهم پاتوژن استفاده شد و فقط با انجام واکنش PCR و بدون نیاز به روشهای بعد از PCR گونههای مهم کاندیدا بهسهولت از یکدیگر متمایز شدند.
روش بررسی: این مطالعه، یک بررسی توصیفی- تجربی و نمونههای مورد آزمون شامل استرینهای استاندارد و 60 ایزوله از بیماران بود. DNAی همه نمونهها بهروش glass-beads و فنل- کلروفرم استخراج و برای PCR از پرایمرهای ITS1، ITS2، ITS3 و ITS4 که دو قطعه ITS1 و ITS2 را تکثیر مینمایند استفاده شد. گونۀ مخمر با توجه به الگوی الکتروفورتیک حاصله و با در نظر گرفتن اندازههای بهدست آمده از آنالیز سکانسها تشخیص داده میشد.
یافتهها: با بررسی کامپیوتری دهها توالی مربوط به مخمرهای مختلف، مشخص شد که قطعات ITS1 و ITS2 در هر گونه مخمر اندازه مخصوصی دارند، لذا با تکثیر هر کدام از این قطعات و آنگاه اندازهگیری وزن آنها با الکتروفورز میتوان هویت مخمرها را مشخص کرد. بهروش فوق گونههای بیماریزای کاندیداها شامل آلبیکنس، تروپیکالیس، گلابراتا، پاراپسیلوزیس، کروزهای، گیلیرموندی، کفیر، لوزیتانیا و روگوزا به روشنی قابل تشخیص گردیدند ولی افتراق کاندیدا آلبیکنس از کاندیدا دابلینینسیس با این روش میسر نبود. همه ایزولههای بالینی با این روش تشخیص داده شدند.
نتیجهگیری: در این مطالعه کارایی روشی ساده چه برای شناسایی استرینهای مخمری استاندارد و چه برای شناسایی ایزولههای بالینی، نشان داده شد و بهنظر میرسد که قابل توسعه برای تعیین هویت سایر مخمرها نیز میباشد.
مسعود فشارکی، سید محمد جواد امالبنین پاک نژاد، رامین کردی،
دوره 68، شماره 6 - ( 6-1389 )
چکیده
<
زمینه
و هدف: در زمینه اهمیت و تاثیر
ورزش بر بیماری
آسم
بهعنوان یکی از معضلات عمده بهداشتی ایران مطالعات کمی انجام شده است. از اینرو،
مطالعه حاضر با هدف مقایسهی تاثیر ورزش هوازی- مقاومتی و هوازی بر حجمهای ریوی و کیفیت زندگی بیماران
آسمی تنظیم شد.
روشبررسی: 56 بیمار آسمی بعد از دو هفته جلسات آموزشی از نظر علایم حیاتی و تستهای ریوی
بررسی شدند و پرسشنامه کیفیت زندگی سنت جورج را تکمیل کردند. سپس با تقسیم تصادفی
بیماران به دو گروه A و B، به مدت 10 هفته در خانه
گروه اول به ورزش هوازی- مقاومتی و گروه دوم به ورزش هوازی تنها پرداختند. در
انتها مجدداً علایمحیاتی و تستهای ریوی و پرسشنامه کیفیت زندگی بررسی و تکمیل
شدند. نهایتاً 42 بیمار مطالعه را به اتمام رساندند.
یافتهها: میزان FEV1 در گروه A از محدوده 98-25 به 105-40 و میزان FVC از 103-49 به 101-69 رسید که به میزان معنیداری
افزایش داشته است اما در گروه B تفاوت معنیداری مشاهده
نشد. نمره کل پرسشنامه سنت جورج در گروه A از 75-8 به 77-2 و در گروه B از 72-11 به 74-6 رسید که نشانگر بهبود معنیداری در نمرات هر دو گروه پس از مداخله
نسبت به پیش از آن است.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که انجام منظم و مشخص ورزشهای
هوازی به تنهایی یا به همراه ورزشهای مقاومتی در خانه باعث بهبودی در علایم حیاتی
و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آسم خفیف تا متوسط میشود. البته تنها همراهی ورزش
هوازی با ورزش مقاومتی است که سبب بهبود برخی شاخصهای اسپیرومتری میگردد. از اینرو
در درمان بیماران آسمی ترکیبی از ورزشهای هوازی و مقاومتی بهصورت منظم توصیه میشود.
مجید قلیپور، محمدرضا کردی، محمد تقیخانی، علیاصغر رواسی، عباسعلی گائینی، آرزو تبریزی،
دوره 69، شماره 2 - ( 2-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: وزن بدن توسط میزان مصرف غذا و انرژی مصرفی تنظیم میشود. هورمون گرلین اشتها را زیاد میکند. هدف تحقیق تعیین اثرات یک جلسه دویدن متناوب روی نوارگردان بر گرلین آسیلدار و اشتهای افراد چاق بود.
روشبررسی: 9 دانشجوی مرد بیتحرک با سن 48/0±56/20 سال، شاخص توده بدن 2kg/m84/0±68/32 و حداکثر اکسیژن مصرفی 48/1±21/34 دقیقه/کیلوگرم/میلیلیتر، در تحقیق حاضر با طرح تصادفی متعادل شده شامل دو جلسه آزمون (ورزشی و کنترل) شرکت کردند. پروتکل شامل دویدن متناوب روی نوارگردان با شدت ثابت 65% حداکثر اکسیژن مصرفی بود. نمونههای خون قبل، هنگام و دو ساعت بعد از فعالیت، جمعآوری شد.
یافتهها: مقادیر گرلین آسیلدار و میزان گرسنگی بهطور معنیداری در مرحله دوم کاهش یافت و در انتهای آزمون، نسبت به مقادیر استراحتی بهطور معنیداری کمتر بود (به ترتیب 006/0=P و 002/0=P). کل مقادیر مساحتهای زیر منحنی مربوط به گرلین آسیلدار و میزان گرسنگی، بهطور معنیداری در جلسه آزمون ورزشی نسبت به جلسه کنترل کمتر بود (هر دو 0005/0>P). هورمون رشد هم بهطور معنیداری در مرحله دوم افزایش یافت و در انتهای آزمون ورزشی، نسبت به مقادیر استراحتی بیشتر بود (033/0=P).
نتیجهگیری: گرلین آسیلدار و اشتهای افراد چاق، بهواسطه دویدن با شدت 65% حداکثر اکسیژن مصرفی کاهش مییابد و تا دو ساعت بعد از آن، نسبت به مقادیر استراحتی پایینتر باقی میماند. به نظر میرسد که هورمون رشد در این سرکوب نقش مؤثرتری دارد. اینکه آیا این پروتکل میتواند در یک برنامه تمرینی کوتاهمدت اثرات مشابهی داشته باشد، نیاز به بررسی بیشتر دارد.
زهرا ملکپور دهکردی، ابراهیم جوادی، محمود دوستی، ملیحه پاکنژاد، میترا نوربخش، نرگس یاسا، سیاوش گرایش نژاد، رامین حشمت،
دوره 69، شماره 3 - ( 3-1390 )
چکیده
به عنوان یک واسط ATP Binding Cassette transporter A1 (ABC A زمینه و هدف: پروتیین انتقال دهنده غشایی ( 1
که اولین مرحله در انتقال معکوس A کلیدی در تحویل کلسترول از ماکروفاژهای غنی از لیپید به آپو لیپوپروتیین 1
ATP binding cassette کلسترول در بدن و مرحله قطعی در جلوگیری از آترواسکلروز است، می باشد. افزایش بیان
ممکن است مانع از تشکیل ماکروفاژهای غنی از لیپید شود و ب هدنبال آن خطر بروز آترواسکلروز transporter A1
کاهش یابد. با توجه به خاصیت ضد آترواسکلروزی و ضد آتروژنیکی سیر در دیواره عروق، هدف از این مطالعه
انسانی THP- در ماکروفاژهای 1 ATP binding cassette transporter A بررسی اثر عصاره الکلی سیر بر بیان ژن 1
می باشد. روش بررسی: با استفاده از آزمایش تعیین دوز توکسیک، دوز توکسیک عصاره الکلی سیر بر ماکروفاژهای
RNA . تعیین شد. سلول های ماکروفاژ با غلظ تهای مختلف عصاره الکلی سیر ب همدت 48 ساعت تیمار شدند THP-1
بررسی شد. پروتیین از سلول های ماکروفاژ تیمار Real-time PCR از ماکروفاژهای تیمارشده استخراج و به وسیله
شده استخراج و با آزمایش وسترن بلات مورد بررسی قرار گرفت. یافت هها: غلظت های مختلف عصاره الکلی سیر،
18 % در - 20 % و بیان پروتیین آن را به میزان 37 - را ب همیزان 23 ATP binding cassette transporter A1 mRNA بیان
افزایش داد. نتیج هگیری: عصاره الکلی (P<0/ مقایسه با گروه کنترل (سلول های تیمار نشده) به طور معن یداری ( 05
در سلول های ماکروفاژ است و احتمالاً با ATP binding cassette transporter A سیر دارای اثرات مثبتی بر بیان ژن 1
افزایش انتقال معکوس کلسترول در ماکروفاژ از ایجاد آترواسکلروز جلوگیری می کند.
زهرا علیزاده، رامین کردی، محمدجواد حسینزاده، محمدعلی منصورنیا،
دوره 69، شماره 4 - ( 4-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: چاقی
یک مشکل عمده سلامت در جهان است، از طرفی تعداد کمی از افراد، بهخصوص زنان، در
سطح توصیه شده برای سلامت در سال 2010، فعالیت فیزیکی دارند. هدف از این مطالعه بررسی
تأثیر دو روش ورزش هوازی مداوم و متناوب، همراه با محدودیت دریافت کالری بر سطح چربی
و قند خون ناشتا در زنان دارای اضافه وزن و چاقی بود.
روش بررسی: 45 خانم
با شاخص توده بدنی بالاتر از 2kg/m25 به صورت تصادفی به سه گروه 15 نفره
تقسیم شدند: الف)گروه ورزش متناوب با 40 دقیقه پیادهروی با شدت متوسط (64% تا76% حداکثر
ضربان قلب)، منقسم در سه جلسه روزانه، پنج روز در هفته، ب) گروه ورزش مداوم 40 دقیقه
پیادهروی با شدت متوسط یک جلسه در روز، پنج روز در هفته، ج)گروه کنترل. هر سه گروه
محدودیت کالری دریافتی روزانه داشتند. اندازهگیری فشارخون، چربی و قند خون ناشتا
در ابتدای مطالعه و بعد از 12 هفته مداخله انجام شد.
یافتهها: پس از 12 هفته مداخله سه گروه از نظر آماری تفاوت معنیداری
در تغییرات چربی خون ناشتا [کلسترول (94/0P=)، تری گلیسیرید (62/0P=)]، قند خون ناشتا (05/0P=)، فشارخون سیستولیک (84/0P=) و فشارخون دیاستولیک (30/0P=) نداشتند.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر به نظر میرسد از نظر آماری
تفاوت معنیداری بین یک دوره کوتاهمدت برنامه ورزشی هوازی مداوم و متناوب در کاهش
چربی خون، قند خون ناشتا و فشارخون در حال استراحت در زنان دارای اضافه وزن و چاق
وجود ندارد.
امیر محمودزاده، علی مرادی، حنانه زرین نهاد، کامران پوشنگ باقری، پوریا قاسمی دهکردی، مهدی مهدوی، دلاور شهباززاده، حمیدرضا شاهمرادی،
دوره 70، شماره 12 - ( 12-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان معده یکی از شایعترین سرطانها در سراسر جهان و ایران میباشد. از آنجا که روشهای درمانی رایج مانند جراحی و شیمی درمانی به صورت تهاجمی و عوارض جانبی هستند، امروزه تحقیقات به منظور یافتن ترکیبات طبیعی با اثرات جانبی کمتر حایز اهمیتاند. در این مطالعه از سم زنبور عسل، پپتید ملیتین با 26 اسید آمینه جداسازی و تخلیص شد و تاثیر آن بر میزان زنده بودن و تکثیر سلولهای سرطانی معده مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: ابتدا ملیتین توسط کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا- فاز معکوس (RP-HPLC) و با استفاده از ستون C18 از زهر زنبور عسل استخراج گردید. فعالیت بیولوژیکی ملیتین بهوسیله تست همولیتیک بر روی گلبولهای قرمز نسبت به استاندار ملیتین بررسی گردید. جهت بررسی تاثیر ملیتین بر زنده بودن و تکثیر سلولهای سرطانی معده رده (AGS) Human Gastric Adenocarcinoma Cells، سلولهای مربوطه در پلیت 96 خانه کشت داده شدند و با غلظتهای مختلف ملیتین در زمانهای 6 و 12 ساعت تیمار و میزان مرگ و میر سلولها به روش رنگ سنجی MTT ( (3-(4, 5-dimethylthiazol-2-yl)-2, 5- diphenyltetrazolium bromide در طول موج 540 نانومتر تعیین گردید.
یافتهها: کروماتوگرام حاصل از RP-HPLC مشخص نمود ملیتین 50% زهر مورد مطالعه را تشکیل میدهد. آنالیز فراکشن ملیتین توسط SDS-PAGE خالص بودن آن را تایید نمود. آزمون هولیتیک نشان داد ملیتین استخراج شده فعالیت همولیتیک بالایی (µg/ml5/0=50HD) از خود نشان میدهد. آزمون MTT نشان داد ملیتین در غلظتهای بالاتر از µg/ml2 به شدت رشد سلولهای سرطانی معده را مهار میکند. این اثر مهاری وابسته به غلظت ملیتین و مدت زمان اثر میباشد.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که ملیتین مهار کننده قدرتمند رشد سلولهای سرطان معده میباشد. همچنین مشاهده گردید این اثر مهاری با افزایش غلظت ملیتین و مدت زمان اثر، افزایش مییابد.
توحید سیف برقی، رامین کردی، امیرحسین معماری،
دوره 71، شماره 3 - ( خردادماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: ورزشکاران بهطور معمول در زمینههای جسمانی نسبت بهسایر زمینهها تمرینات و مهارت بیشتری دارند و اغلب آگاهی کمتری از فاکتورهای شناختی و روانی موثر بر عملکرد و اجرای ورزشی خود دارند. لذا ورزشکاران رشتههای مختلف بهویژه ورزشهای تیمی، چندان با مهارتهای روانی مرتبط با ورزش آشنا نیستند و کمتر به تمرینات ذهنی میپردازند. بهتازگی تصویرسازی بهعنوان یکی از مهارتهای پایهای مورد نیاز و موثر در ورزش مطرح بوده است. در این مطالعه اثر تصویرسازی شناختی بر عملکرد فوتبالیستهای نخبه در جریان مسابقات رسمی را در دو مطالعه موازی مورد ارزیابی قرار گرفته است.
روش بررسی: بیست و دو ورزشکار در رده جوانان و 22 ورزشکار در رده بزرگسال بهطور جداگانه و بهصورت تصادفی در دو گروه مداخله و شاهد تقسیم شدند. آموزش تصویرسازی شناختی برای شرکتکنندگان در گروه مداخله، بهمدت 12 هفته و مشابه با هم صورت پذیرفت، درحالیکه بازیکنان گروه شاهد هیچگونه مداخله شناختی دریافت نمیکردند. عملکرد ورزشی ورزشکاران فوتبالیست بهصورت میزان پاسهای صحیح در جریان مسابقات رسمی، قبل و بعد از مداخله تصویرسازی مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج حاکی از تغییر قابلتوجه در عملکرد فوتبالیستهای رده جوانان بعد از دریافت مداخله نسبت به گروه شاهد بود (69/1، 17/1 :95%CI، 000/0P<، 41/1OR=). در رده بزرگسال علیرغم روند رو به رشد بازیکنان در اجرای ورزشی، تفاوت معنیداری میان گروه مداخله و شاهد دیده نشد (4/1، 82/0 :95%CI، 05/0P>، 07/1OR=).
نتیجهگیری: نتایج بهدستآمده نشان میدهد مداخلات تصویرسازی شناختی اختصاصی و عمومی میتواند عملکرد فوتبالیستها بهخصوص در رده جوانان را بهبود بخشد.
مهدی زارعی، پریوش کردبچه، روشنک داعیقزوینی، انسیه زیبافر، محسن گرامیشعار، زینب برجیان بروجنی، مهدی ناظری، لیلا حسین پور، محمد میر بلوک جلالی، سید جمالل هاشمی،
دوره 71، شماره 5 - ( مردادماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: فلور مالاسزیایی تحت شرایطی تکثیر یافته و باعث پوستهریزی (شوره و درماتیت) و ناراحتی جسمی و روانی، بهخصوص در جوانان میشود. لذا، این مطالعه با هدف تشخیص آسان و سریع حالت تکثیری و تهاجمی، جهت درمان بهموقع انجام شده است.
روش بررسی: نمونهگیری از پوست سر داوطلبین انجام و لام مستقیم با رنگ متیلنبلو تهیه شد و از نظر مورفولوژی، میزان مخمر و وجود میسلیوم بررسی گردید.
یافتهها: از کل 140 نمونه، وجود مخمر در 5/93% (131) مثبت و 5/6% (9) منفی بود که میزان مخمر در حالت خفیف یا نرمال 2/25%، متوسط 5/24% و شدید 3/50% گزارش گردید. وجود میسلیوم در بین نمونههای مثبت، 9/22% (30) گزارش گردید (007/0P=).
نتیجهگیری: بهکار بردن روش و الگویی ساده، ارزان و در دسترس (الگوی تعیین میزان مخمر با آزمایش مستقیم میکروسکوپی) برای افتراق فلور از حالت غیرطبیعی مخمر مالاسزیا میتواند جهت اقدام سریع در پیشگیری و درمان مفید باشد.
نرگس سادات طاهرزاده، فریده زینی، روشنک داعیقزوینی، ساسان رضایی، محمود محمودی، ملیحه کدیور، فاطمه سادات نیری، مهین صف آرا، پریوش کردبچه،
دوره 73، شماره 11 - ( بهمن 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: در دو دهه گذشته افزایش موارد کاندیدیازیس مهاجم در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان، قابل توجه بوده است. کلونیزاسیون با کاندیدا، اولین مرحله در پاتوژنز بیماری بوده و تعدد کانونهای کلونیزه با افزایش احتمال عفونت مهاجم همراه است. این مطالعه با هدف تعیین کلونیزاسیون کاندیدایی نوزادان بستری در بخش مراقبتهای ویژه به عمل آمد.
روش بررسی: در یک پژوهش مقطعی در طی 9 ماه (مرداد 1392 تا اردیبهشت 1393)، 93 نوزاد در بخش مراقبتهای ویژه در بیمارستانهای امامخمینی (ره) و مرکز طبی کودکان تهران مورد بررسی قرار گرفتند. نمونهبرداری از پوست و مخاط در روزهای اول، سوم و هفتم بستری به عمل آمد. جهت جداسازی و تشخیص مورفولوژیک قارچ از محیـطهای کشت کـروم آگـار کـاندیـدا و کورن میل آگار+ تویین 80 استفاده گردید و شناسایی نهایی ایزولهها توسط تکنیک PCR-RFLP انجام شد.
یافتهها: کلونیزاسیون کاندیدایی در 43/20% بیماران مشاهده گردید. 15 نوزاد با یک گونه و چهار نوزاد با دو گونه کاندیدا کلنیزه شدند. ایزولهها بهترتیب فراوانی شامل، کاندیدا پاراپسیلوزیس (10 ایزوله)، کاندیدا آلبیکنس (هفت ایزوله) کاندیدا تروپیکالیس (سه ایزوله)، کاندیدا گیلرموندی (دو ایزوله) و کاندیدا کروزهای (یک ایزوله) بودند. به این ترتیب گونههای کاندیدای غیر آلبیکنس (56/69%) غالب بوده و کاندیدا پاراپسیلوزیس بیشترین فراوانی را در بین ایزولههای کاندیدایی داشت. در این پژوهش بین کلونیزاسیون کاندیدایی با وزن تولد پایین، نارس بودن نوزاد و طول مدت اقامت در بیمارستان، از نظر آماری ارتباط معناداری (003/0P=) وجود داشت.
نتیجهگیری: در این بررسی کلونیزاسیون کاندیدایی نوزادان با غالب بودن گونه کاندیدا پاراپسیلوزیس (47/43%) مشاهده شد. بنابراین خطر عفونت مهاجم با این گونه در نوزادان قابل توجه میباشد.
ثریا قربانی، روشنک داعی قزوینی، سید جمال هاشمی، پریوش کردبچه، انسیه زیبافر، زهرا کمالی سروستانی، حیدر بخشی، پگاه آردی،
دوره 75، شماره 4 - ( تیر 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: کاندیدا قارچ مخمری فرصت طلب است که در صورت ضعف عملکرد سیستم ایمنی میزبان، قادر به ایجاد عفونت و بیماری میباشد. در سالهای اخیر عفونتهای قارچی مهاجم در نوزادان بهطور چشمگیری افزایش یافته است و حتی منجر به مرگ آنها شده است. هدف از مطالعه حاضر، تعیین الگوی حساسیت دارویی گونههای کاندیدای کلونیزه شده بر پوست و مخاط نوزادان نسبت به داروهای ضدقارچی فلوکونازول، آمفوتریسین B و کاسپوفانژین بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- مقطعی به مدت هفت ماه از خردادماه تا آذرماه ۱۳۹۵ در آزمایشگاه قارچشناسی و سرولوژی دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. ۲۳ ایزوله کاندیدا شامل: کاندیدا پاراپسیلوزیس، کاندیدا آلبیکانس، کاندیدا تروپیکالیس، کاندیدا گیلرموندی و کاندیدا کروزیی از پوست و مخاط نوزادان بستری در بخش مراقبتهای ویژهی بیمارستان امامخمینی (ره) و مرکز طبی کودکان در تهران که با روش Polymerase chain reaction-restriction fragment length polymorphism (RFLP-PCR) (هضم محصولات PCR توسط آنزیم اندونوکلئازی) پیشتر تعیین هویت شده بودند، از این رو جهت بررسی حساسیت آنها به داروهای ضدقارچی فلوکونازول، آمفوتریسین B و کاسپوفانژین مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: ایزولههای کاندیدا گیلرموندی به فلوکونازول حساس بودند ولی در کاندیدا کروزیی حساسیت وابسته به دوز دیده شد. در بررسی آمفوتریسین B و کاسپوفانژین، تمامی گونههای جدا شده در همهی موارد نسبت به آن حساس بودند.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج به دست آمده، حساسیت گونههای کاندیدای جداشده به داروهای ضدقارچی آمفوتریسین B و کاسپوفانژین بیشتر است.
رقیه تیغ نورد بجاربنه، روشنک داعی قزوینی، شهرام محمودی، رضا سلطانی مقدم، مهین صف آرا، حیدر بخشی، پریوش کردبچه،
دوره 75، شماره 5 - ( مرداد 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: کراتومایکوزیس عفونت قارچی قرنیه است که میتواند تهدیدکنندهی بینایی و حتی عامل از دست دادن چشم بیمار باشد. با توجه به آب و هوای مرطوب و شایع بودن کشاورزی در مناطق شمالی کشور که فاکتورهای زمینهساز جهت ابتلا به این بیماری هستند، مطالعه حاضر با هدف بررسی و تشخیص کراتیت قارچی در بیماران مبتلا به ضایعات قرنیه انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-مقطعی از تیر ماه ۱۳۹۴ تا آذر ماه ۱۳۹۵ در ۵۶ بیمار مشکوک به کراتیت قارچی در بخش اورژانس چشم بیمارستان امیرالمومنین (ع) رشت انجام گردید. ابتدا نمونهی تراشهی قرنیه بیماران تهیه شده سپس آزمایش مستقیم و کشت در محیطهای معمول قارچشناسی صورت گرفت. عوامل قارچی بر اساس ویژگیهای میکروسکوپی و ماکروسکوپی کلنی شناسایی شدند.
یافتهها: جمعیت مورد مطالعه شامل ۴۲ (%۷۵) نفر مرد و ۱۴ (%۲۵) نفر زن با میانگین سنی ۴۹/۵ سال بود. کراتیت قارچی در ۹ (%۱۶) مورد تشخیص داده شد. از بیماران مبتلا به کراتومایکوزیس، ۷ (۷۷/۸%) نفر مرد و ۲ (۲۲/۲%) نفر زن بودند. بیشتر مبتلایان سابقهی جراحت قرنیه در اثر برخورد و تماس با گیاهان را داشته و کشاورزان گروه غالب مبتلایان به کراتومایکوزیس را تشکیل میدادند. با انجام آزمایشهای قارچشناسی، عوامل اتیولوژیک بیماری بهترتیب فراوانی بهعنوان گونههای فوزاریوم (چهار مورد)، آسپرژیلوس فلاووس (دو مورد)، گونهی پنیسیلیوم (یک مورد)، گونهی آکرمونیوم (یک مورد) و گونهی کلادوسپوریوم (یک مورد) شناسایی شدند.
نتیجهگیری: کراتیت قارچی در صورت فراهم شدن زمینههای لازم همچون جراحت قرنیه ناشی از ساقه و برگ گیاهان میتواند توسط قارچهای متنوعی ایجاد شود.منفی بودن آزمایش مستقیم در اکثریت بیماران، تاکیدی بر اهمیت و لزوم انجام کشت نمونه جهت تشخیص کراتومایکوزیس میباشد.
حمیدرضا سلمانی مجاوری، محبوبه کردمصطفیپور، کوکب منصورکیایی، فاطمه عموزاد خلیلی، نگین قوی کوتنایی،
دوره 75، شماره 8 - ( آبان 1396 )
چکیده
امروزه کاربردهای فناوری دادهها و ارتباطات بهعنوان عاملی مهم و کلیدی در پیشرفت همه سازمانها از جمله سازمانهای نظام سلامت و بهداشت محور میباشد. با عنایت به اهمیت موضوع فوق، این سازمانها در جهت متعالیسازی سیستمهای در حال استفاده خود، دگرگونی و تغییر و تحول خاصی ایجاد نمودند که یکی از این تغییرات ایجاد پروندههای الکترونیک سلامت (Electronic Health Records, EHR) میباشد. این سیستم متحولکننده با ایجاد بهرهوری هم از حیث افزایش کارایی پرسنل و هم از حیث افزایش اثربخشی در فرآیند درمان، مسیر تشخیص تا درمان را سادهتر نموده و عملا از ارایه گزارشهای مکتوب و حجیم درمانی ممانعت بهعمل میآورد. با عنایت به رعایت اصول اخلاقی در حفظ اسرار بیماران و محرمانه بودن اطلاعات آنها، نحوهی بایگانی نمودن اسناد پزشکی الکترونیک در پایگاه دادههای امن، از اهمیت بالایی برخوردار است. این مهم از مهمترین مباحث اصول اخلاقی بوده و مدیران بیمارستانی میبایست سازوکاری تهیه نمایند تا دادههای تمامی بیماران بهطور مناسب ذخیره و نگهداری گردد. در این مقاله سعی شده مدلی برای نسخه بیمارستانی پرونده الکترونیک سلامت ارایه شود که بسیاری از بیمارستانها بتوانند از این مدل برای بهینهسازی سیستمهای ثبت پرونده پزشکی خود استفاده کنند. هدف از ارایه این مدل، تسریع و بهکارگیری فرآیند ایجاد پروندههای الکترونیکی در نظام سلامت، بهویژه بیمارستانهای دولتی کشور با حجم وسیعی از بیماران، میباشد. با بهکارگیری این مدل، تعامل درون سازمانی و برون سازمانی برای سازمان تسهیل گردیده و امکان پاسخگویی چابک در زمان معین فراهم میگردد. علاوه بر موارد فوق با بهکارگیری و عملیاتی شدن مدل، امکان کاهش حجم انتقادات و شکایات از بیمارستانها نیز تحقق خواهد یافت و میزان استفاده از داروها بر اساس نیاز واقعی جامعه و مبتنی بر دادههای فردی صورت خواهد پذیرفت. اجرای این مدل موانعی نیز در بر دارد که در مقاله به نمونههایی از موانع اجرایی اشاره شده است ولی بهمنظور غلبه بر این موانع، نیازمند تلاش مدیریتی بیشتر و حمایتهای گستردهتر دولتی میباشد. این تلاشها در بستر فرهنگسازی استفاده از فناوری اطلاعات چه در میان پرسنل بیمارستانی و چه در میان بیماران و مراجعان نظام سلامت از اهمیت بالایی برخوردار است.