جستجو در مقالات منتشر شده


18 نتیجه برای کریمیان

سیدمرتضی کریمیان،
دوره 56، شماره 4 - ( 4-1377 )
چکیده

پپتید وابسته به ژن کالسی تونین (CGRP) اولین بار در سال 1982 گزارش شد. این پپتید دارای 37 اسید آمینه می باشد که در دو نوع آلفا و بتا یافت می شود. CGRP دارای پراکندگی هم در نوع عمل و هم در نوع رسپتور می باشد، بطوری که تاکنون 4 نوع مختلف رسپتور برای این پپتید گزارش شده است. این پپتید هم می تواند مانند نوروترانسمیتر، یا هورمون موضعی و یا نورومدولاتور عمل نماید که باعث بروز آثار گوناگونی بر بافتهای مختلف می شود. از جمله انبساط عروقی قوی و شل شدگی عضلات صاف، اما توانایی CGRP برای القا خروج پروتئین از عروق در پرده ابهام بود. در این مطالعه تزریق مداوم داخل مفصلی 6-^10 مول CGRP به داخل زانوی رات باعث القا خروج پروتئین از عروق، به فضای مفصلی شد. مقدار پروتئین خارج شده توسط روش اصلاح شده Iawata اندازه گیری شد که می تواند مقدار پروتئین نام را بین 500-50 میلی گرم در لیتر اندازه گیری نماید. غلظت بالاتر و پایین تر CGRP نتوانست باعث القا خروج پروتئین از عروق بشود. علت عدم القا خروج پروتئین در غلظت بالاتر CGRP، می تواند افت شدید فشارخون که جذب سیستمیک این پپتید باعث آن می شود باشد، بطوری که در افت فشارخون، به مقدار مشابه که توسط آنتاگونیستهای آلفا آدنورسپتور ایجاد شد، غلظت 6-^10 مول CGRP نتوانست باعث القا خروج پروتئین بشود. همچنین اثر القا خروج پروتئین توسط CGRP یک اثر اختصاصی این پپتید بوده و تنها به دلیل اثر انبساط عروقی آن نمی باشد، چرا که انبساط عروقی مشابهی که توسط آگونیستهای بتا آدنورسپتور ایجاد شد، نتوانست باعث القا خروج پروتئین از عروق بشود. از آنجایی که بیش از 50% از نورونهای حسی دارای CGRP بوده که در تمامی بدن و مفاصل گستردگی دارند، لذا این اثر CGRP می تواند باعث تشدید التهاب در بافتهای گوناگون بشود.


محسن پرویز، سیدمرتضی کریمیان، احمدرضا دهپور، منصور کشاورز،
دوره 56، شماره 5 - ( 4-1377 )
چکیده

هدف از این مطالعه، بررسی میزان اثر بروموکریپتین در ایجاد خمیازه، در موشهای صحرایی نر کلستاتیک بود. بروموکریپتین یک داروی شناخته شده است که به عنوان آگونیست رسپتورهای دوپامینی (مخصوصا رسپتور D2) در تحقیقات مختلف بکار گرفته می شود و در موشهای صحرایی نر سالم، موجب بروز خمیازه می شود. در این تحقیق، پس از انجام عمل جراحی و بستن مجرای صفراوی مشترک، در گروهی از موشهای صحرایی نر، کلستاز ایجاد شد. تعداد خمیازه ناشی از تزریق داخل صفاتی بروموکریپتین (11 mg/kg) در گروه کلستاتیک با دو گروه شاهد جراحی و شاهد سالم مقایسه شد. شمارش تعداد خمیازه ها بلافاصله پس از تزریق دارو و انتقال حیوان به روی دستگاه مشاهده رفتار به مدت یک ساعت صورت گرفت. نتایج اخذ شده نشان دهنده افزایش معنی دار (P<0.05) تعداد خمیازه ناشی از بروموکریپتین در گروه کلستاتیک، نسبت به دو گروه دیگر بود و اختلاف معنی داری بین گروههای شاهد جراحی و شاهد سالم وجود نداشت. بررسی نتایج، نشان دهنده بروز تغییر یا تغییراتی در موشهای کلستاتیک است که موجب افزایش حساسیت رسپتورهای دوپامینی و افزایش پاسخ آنها می شود. با توجه به اثبات میانجیگری نیتریک اکساید در بروز خمیازه ناشی از آگونیست های رسپتورهای دوپامینی و مطرح بودن افزایش میزان آن در جریان کلستاز، ممکن است افزایش پاسخ در اثر این عامل باشد. از سوی دیگر، افزایش تعداد خمیازه در موشهای کلستاتیک می تواند ناشی از افزایش اوپیوئیدهای اندوژنی باشد که تجمع آنها در بدن موشهای صحرایی مبتلا به کلستاز حاد، قبلا مورد تاکید قرار گرفته است.


منصور کشاورز، سیدمرتضی کریمیان، احمدرضا دهپور، محسن پرویز،
دوره 56، شماره 6 - ( 4-1377 )
چکیده

اثر بروموکریپتین و آپومورفین (آگونیستهای گیرنده های دوپامین) بر انقباض ناشی از تحریک بر میدان الکتریکی عضله طولی ایلئوم مجزای خوکچه هندی مورد بررسی قرار گرفت. بروموکریپتین و آپومورفین به صورت وابسته به غلظت، انقباض را مهار کردند. IC50 برای این اثر مهاری به ترتیب 6-^10*0.645±6.22 و 6-^10*0.647±5.48 مولار بود. سولپیراید (آنتاگونیست اختصاصی گیرنده های دوپامینی D2) با غلظت 5-^10 مولار و اثر مهاری این دو دارو را وقفه داد ولی یوهیمبین (آنتاگونیست گیرنده های آدرنرژیک ?2) با غلظت 6-^10 مولار، فقط اثر مهاری بروموکریپتین را وقفه داد و تاثیری بر اثر مهاری آپومورفین نداشت. L-NAME (مهار کننده آنزیم نیتریک اکساید سنتاز) با غلظت 3-^10 مولار، موجب وقفه در اثر مهاری بروموکریپتین و آپومورفین شد. این نتایج می تواند نشاندهنده آن باشد که در پایانه های کولینرژیک ایلئوم خوکچه هندی، گیرنده مهاری پیش سیناپسی دوپامینی وجود دارد و عملکرد آن به نیتریک اکساید وابسته است.


سیدفرامرز کریمیان، الهام خیاط،
دوره 58، شماره 1 - ( 1-1379 )
چکیده

جهت بررسی رابطه بین مصرف قرص های ضد بارداری خوراکی و بروز سنگ کیسه صفراوی علامت دار، یک مطالعه مورد شاهد گذشته نگر ترتیب داده شد. روش کار، بررسی شیوع مصرف مدت و نوع قرص مصرف شده در دو گروه و سپس مقایسه آمارها بوده است. داوطلبان از بابت سایر عوامل موثر در سنگ کیسه صفرا شامل سن، اندکس قدی وزنی (BMI)، تعداد بارداری، سابقه خانوادگی سنگ کیسه صفرا، سابقه دیابت و سابقه افزایش چربی های خون نیز مورد بررسی قرار گرفتند. نمونه مورد مطالعه شامل 80 بیمار مبتلا به سنگ کیسه صفرای علامت دار بستری در بیمارستان بعنوان گروه مورد و 200 بیمار بستری در بیمارستان بدون سابقه سنگ کیسه صفرا بعنوان گروه شاهد می باشد. یافته های پژوهش با استفاده از تست های X² و T-student تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان دادند که شیوع مصرف قرص در گروه مورد، کمی بیشتر از گروه شاهد می باشد، ولی این اختلاف از لحاظ آماری معنی دار نیست. همینطور هیچ اختلاف آماری معنی داری بین دو گروه از بابت اندکس قدی-وزنی، سن، سابقه خانوادگی سنگ کیسه صفرا و سابقه بیماری قند بدست نیامد. بعلاوه اختلاف آماری معنی داری در مورد شیوع مصرف، مدت مصرف و نوع قرص مصرفی بین دو گروه بدست نیامد. دو گروه از نظر شیوع افزایش چربی خون با یکدیگر اختلاف آماری معنی داری داشتند. شیوع چربی خون بالا در گروه مورد افزایش نشان می داد (P<0.05). نهایتا ما هیچ ارتباطی بین شیوع مصرف، مدت مصرف و نوع قرص با بیماری سنگ کیسه صفرای علامت دار بدست نیاوردیم. بعلاوه هیچگونه تداخلی بین موارد فوق الذکر با فاکتورهای خطر در جهت ایجاد بیماری یافت نشد.


فرامرز کریمیان، عباس ربانی، آرش نیک خلق،
دوره 58، شماره 4 - ( 4-1379 )
چکیده

با گذشت یک دهه از ظهور کله سیستکتومی لاپاروسکوپیک این روش بدل به روشی ایمن و کارآمد برای برخورد با سنگ صفراوی شده است. مزیت های این روش شامل کاهش مدت بستری در بیمارستان و هزینه های مربوطه، بازگشت سریعتر به کار، کاهش درد و مسائل زیبایی می باشند. این روش جراحی نیز مانند هر روش دیگری، اندیکاسیون ها و کنتراندیکاسیون های خاص خود را دارد که با پیشرفت تکنیک و افزایش تجربه جراحان تغییر می یابند. هدف از این مطالعه بررسی اندیکاسیون ها و کنتراندیکاسیون های کله سیستکتومی لاپاروسکوپیک و میزان تبدیل به جراحی باز در بخش های یک و پنج جراحی مجتمع بیمارستانی امام خمینی (ره) می باشد. در یک مطالعه گذشته نگر توصیفی از نوع Case-series پرونده تمام بیمارانی که از اول سال 1372 تا مهر ماه سال 1377 مورد کله سیستکتومی قرار گرفته بودند مطالعه گردید. سن و جنس بیماران، تشخیص هنگام بستری، یافته های سونوگرافیک و رادیولوژیک دیگر، یافته های آزمایشگاهی، اندیکاسیون کله سیستکتومی، وضعیت اول همراه سابقه جراحی شکمی قبلی و با بدخیمی داخل شکمی، نوع عمل (باز، لاپاروسکوپی، لاپاروسکوپی تبدیل شده به باز با ذکر علت)، یافته های پاتولوژی، فاصله زمانی از کله سیستکتومی تا ترخیص و میزان مرگ و میر در همان بستری مطالعه شدند. 343 پرونده کله سیستکتومی مورد بررسی قرار گرفت که 121 مورد از آنها به روش لاپاروسکوپیک انجام شده بود. از این تعداد 117 نفر زن (96.7%) و 4 نفر مرد (3.3%) بودند. طیف سنی بیماران 14 تا 84 سال با میانه سنی 45 سال بود. شایعترین اندیکاسیون های کله سیستکتومی لاپاروسکوپیک در این مرکز عبارتند از: 1) کولیک عود کننده صفراوی (88.4% موارد)، 2) تظاهرات غیر اختصاصی سنگ کیسه صفرا (5.8%) و 3) سنگ های صفراوی بدون علامت (1.7%). کنتراندیکاسیون های کله سیستکتومی لاپاروسکوپیک در این مرکز عبارتند از: 1) کله سیستیت حاد، 2) سنگ و یا دیلاتاسیون کلدوک، 3) کانسر کیسه صفرا، 4) بدخیمی های داخل شکم، 5) نیاز به عمل جراحی الکتیو شکمی همزمان، 6) سابقه لاپاراتومی قسمت های فوقانی شکم، 7) سپسیس، 8) ایلئوس، 9) پریتونیت، 10) پانکرانیت، 11) چاقی مفرط. میزان تبدیل به جراحی باز در این مرکز 4.7% می باشد. علل تبدیل به جراحی باز شامل: چسبندگی شدید (44.4% موارد)، اشکالات تکنیکی (33.3%) و علل اضطراری (22.3%) می باشند. هیچ مرگی پس از LC در همان بستری رخ نداد. سیروز کبدی جبران شده کنتراندیکاسیونی جهت انجام کله سیستکتومی لاپاروسکوپیک به حساب نمی آید. انجام کله سیستکتومی لاپاروسکوپیک در بیماران قلبی عروقی و ریوی نیاز به ارزیابی دقیق دارد تصمیم برای انجام یا عدم انجام آن منوط به وضع بیمار است.


علی محمد شریفی، بهنام حشمتیان، سیدمرتضی کریمیان، نسرین اکبرلو،
دوره 61، شماره 3 - ( 3-1382 )
چکیده

مقدمه: پرفشاری خون اولیه یکی از مهمترین عوامل خطر در بروز بیماری های قلبی عروقی است. این بیماری ها اولین عامل مرگ و میر بزرگسالان در جوامع کنونی بشر هستند. هرچند اتیولوژی پرفشاری خون کاملا شناخته شده نیست، بنظر می رسد سیستم رنین آنژیوتانسین (RAS: Renin angiotensin system) نقش مهمی در اتیولوژی آن داشته باشد. لذا شناخت بیشتر این سیستم و تغییرات فعالیت و یا تغییر پاسخدهی عروق به اجزا این سیستم در خلال توسعه پرفشاری خون می تواند در درک بهتر بیماریزایی پرفشاری خون و درمان کارآمد آن موثر باشد. در این مطالعه پاسخدهی عروق مزانتر به آنژیوتانسین I و II در حضور و عدم حضور ماده مهارکننده آنزیم مبدل آنژیوتانسین (کاپتوپریل)، در خلال پیشرفت فشار خون کلیوی (2k-1 clip: Two kidney one clip goldblatt hypertension) مورد بررسی قرار گرفت.

 مواد و روش ها: این کار در زمان های دو، چهار، شش و هشت هفته پس از القا فشار خون در گروه های فشار خونی شده، شاهد جراحی و کنترل انجام شد.

یافته ها: این مطالعه نشان می دهد که میانگین پاسخدهی عروق مزانتر به آنژیوتانسین II در حیواناتی که چهار هفته از فشار خونی شدن آنها می گذرد، با P<0.05 و در هفته ششم و هشتم پس از القا فشار خون بترتیب با P<0.01 و P<0.001 اختلاف معنی داری با گروه های شاهد و کنترل دارد. افزایش پاسخدهی به آنژیوتانسین II با افزایش معنی دار میزان فشار خون شریانی گروه فشار خونی شده همراه می باشد. از طرفی با وجود مهار آنزیم تبدیل کننده آنژیوتانسین بوسیله کاپتوپریل در حیواناتی که هشت هفته در معرض پرفشاری خون بوده اند بر خلاف سایر گروه ها، پاسخدهی به آنژیوتانسین II کماکان وجود دارد.

نتیجه گیری و توصیه ها: در این مطالعات نتایج کلی زیر حاصل شد: شش تا هشت هفته پس از القا فشار خون کلیوی پاسخدهی عروق به آنژیوتانسین I و II افزایش می یابد، هشت هفته پس از القا فشار خون کلیوی کاپتوپریل پاسخدهی عروق مزانتر به آنژیوتانسین I را مهار نمی کند. لذا تلاش بر روی مهار کامل تبدیل آنژیوتانسین I به آنژیوتانسین II ممکن است افق روشنی را در درمان فشار خون اولیه نوید دهد.


علیرضا شعبانزاده، سیدمرتضی کریمیان، محمدرضا طاهری کته سری، علی احدی،
دوره 64، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده

 زمینه و هدف: در بیماران صرعی اختلالات عصبی رفتاری یکی از مهمترین علائم می‌باشد. بنابراین ارزیابی این اختلالات توسط مدل حیوانی ضروری بنظر میرسد. نقش عنصر روی در این اختلالات و همچنین ارتباط غلظت آن در سرم و هیپوکامپ می‌تواند در روشن شدن روشهای پیش‌گیری و درمانی کمک کننده باشد هدف اصلی این طرح ارزیابی اثر عنصر روی به تنهایی و ارتباط آن با میزان فعالیت سیستم گابا ارژیک می‌باشد.
روش بررسی: برای این منظور 48 موش صحرایی نر سفید در 6 گروه 8 تایی به مدت 2 ماه تحت رژیم روی و آب معمولی قرار گرفتند. به سه گروه اول آب معمولی و به سه گروه بعدی روی با غلظت mg/lit248 در آب خوراکی داده شد.اختلالات رفتاری با استفاده از معیار بدرسون سنجیده شد. مقدار روی سرم با استفاده از دستگاه اسپکتروفتومتری جذب اتمی اندازه گیری گردید. القاء صرع و تشنج با استفاده از تزریق داخل صفاقی کلرید لیتیوم( mg/kg127) و بیست ساعت بعد از آن پیلوکارپین( mg/kg50) صورت گرفت. بعد از تزریق دوم سپس بلافاصله به گروه 1 و 4 نرمال‌سالین( CC1/0)،به گروه 2 و 5 بیکوکولین( mg/kg1) و به گروه 3 و 6 پنتوباربیتال ( mg/kg10) بصورت داخل صفاقی تزریق گردید.
یافته‌ها: نتایج بدست آمده نشان دهنده تشدید اختلالات رفتاری به موازات مصرف روی است. بیکوکولین موجب تشدید اثرات مذکور و پنتوباربیتال موجب تقلیل اثرات فوق گردید. مقدار روی سرم در گروههای مختلف تفاوت معنی‌داری نشان نداد
نتیجه‌گیری‌: یافته‌های فوق نشان می‌دهد که روی موجب تشدید اختلالات عصبی رفتاری گردیده که احتمالاً سیستم گاباارژیک در آن نقش دارد.


ایرج میرزایی دیزگاه، مرتضی کریمیان، محمدرضا زرین دست، حمید سوهانکی،
دوره 65، شماره 3 - ( 3-1386 )
چکیده

اعتیاد به اوپیوئیدها یکی از مشکلات عمده جوامع بشری به‌ویژه ایران است و درمان آن از اولویت‌های بهداشتی جامعه به‌شمار می‌رود، مطالعه در این زمینه نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. مکانیسم دقیق وابستگی به اوپیوئیدها و سندرم قطع مصرف هنوز بدرستی شناخته نشده است. به نظر می‌رسد که سیستم دوپامینی و همچنین هسته لوکوس سرولئوس نقش مهمی در بروز علائم جسمی ناشی از سندرم قطع مصرف دارند. مطالعه حاضر به تأثیر آگونیست و آنتاگونیست گیرنده‌های دوپامینرژیک D2 تجویز شده در هسته لوکوس سرولئوس بر شدت بروز علائم قطع مصرف در موش‌های صحرایی وابسته به مرفین پرداخته است.
روش بررسی: برای این منظور 64 رأس موش صحرایی نر در گروه‌های هشت تایی تقسیم گردیدند. هسته لوکوس سرولئوس به‌صورت دوطرفه طبق اطلس پاکسینوس با دستگاه استریوتاکس کانول‌گذاری شد. یک هفته پس از بهبودی، هفت گروه از حیوانات با تزریق مرفین زیر‌جلدی روزانه به مدت یک هفته وابسته گردیدند. در گروه کنترل سالم نرمال سالین تزریق شد. در روز هشتم ابتدا در هسته لوکوس سرولئوس نرمال سالین و یا سه دوز از آگونیست (کوئین پیرول) یا آنتاگونیست (سولپیراید) گیرنده‌های دوپامینی D2 و سپس جهت القای عوارض قطع مصرف نالوکسان (زیر جلدی) تزریق گردید.
یافته‌ها: امتیاز کل به‌عنوان شاخصی در ارزشیابی شدت عوارض قطع، با تجویز دوز µg/site 1/0 کوئین پیرول و دوزهای µg/site 30 و 15 سولپیراید کاهش یافت.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که احتمالا˝ سیستم دوپامینی گیرنده‌های
 D2 در هسته لوکوس سرولئوس در بروز سندرم قطع مصرف مرفین در موش‌های صحرایی نقش دارد.


محمد سبزیکاریان،  شفیعه موثقی، کیاندخت کریمیان، سیدرضا نجفی زاده، عبدالرحمن رستمیان، علی خلوت،
دوره 66، شماره 1 - ( 1-1387 )
چکیده

بیماری لوپوس اریتماتوی سیستمیک با اتیولوژی ناشناخته و تظاهرات چندگانه است که بیشتر خانم‌های در سنین باروری را مبتلا می‌کند. این مطالعه با توجه به فعالیت‌های دوره‌ای بیماری جهت ارزیابی احتمال دخالت پرولاکتین در پاتوژنز و فعال‌شدن بیماری لوپوس طراحی شد.

روش بررسی: 60 بیمار لوپوس انتخاب و از نظر فعالیت بیماری براساس اندکس SLEDAI امتیازبندی شدند. میزان پرولاکتین در 60 نمونه خون این بیماران (بیمار SLE طبق کرایتریای کالج روماتولوژی) اندازه‌گیری شد. همه این بیماران مونث بودند میزان فعالیت بیماری براساس کرایتریای فعالیت لوپوس تعریف شد و نمره‌بندی آن براساس اندکس فعالیت بیماری لوپوس (SLEDAI) انجام شد. غلظت پرولاکتین سرم به‌وسیله روش ایمونورادیومتریک اندازه‌گیری شد.

یافته‌ها: هایپرپرولاکتینمی (پرولاکتین بیشتر از 21 نانوگرم در میلی‌لیتر) در هفت نفر از بیماران (7/11%) کشف شد. براساس اندکس فعالیت بیماری (SLEDAI) 7/6% بیماران، بیماری فعال را داشتند. در این بیماران سطح پرولاکتین بالاتر بود و بین anti DNA و فعالیت بیماری و پرولاکتین ارتباط مستقیم وجود داشت. ارتباط بین افزایش میزان پرولاکتین و فعالیت بیماری SLE مشاهده شد که در آن 305/0r= و 019/0p= بود.

نتیجه‌گیری: هایپرپرولاکتینمی با استفاده از روش IRMA در بیماران لوپوسی با بیماری فعال یافت شد. لذا نظریه نقش پرولاکتین در پاتوژنز SLE تقویت می‌شود.


رسول میرشریفی، سیما مولوی، علی امینیان، فرامرز کریمیان، محمد حسین حریرچیان، محمد صادق فاضلی،
دوره 66، شماره 11 - ( 11-1387 )
چکیده

800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 زمینه و هدف: میاستنی‌گراویس یک اختلال عصبی- عضلانی است که به‌شکل ضعف و ناتوانی عضلات اسکلتی خود را نشان می‌دهد. در حال حاضر تایمکتومی به‌عنوان یک گزینه درمانی در این بیماری مطرح است. هدف از این مطالعه بررسی بالینی تأثیر تایمکتومی در بیماران مبتلا به میاستنی‌گراویس می‌باشد.

روش بررسی: بیماران مبتلا به میاستنی‌گراویس با سابقه تایمکتومی طی 12 سال در یک مرکز مورد بررسی قرار گرفتند. بیمارانی که حداقل شش ماه از عمل تایمکتومی آنها گذشته بود، از طریق تماس تلفنی فراخوانده شدند. برای ارزیابی میزان بهبودی از اظهارنظر بیمار در مورد نوع و دوز داروهای مصرفی و علایم بیماری استفاده شد. 

یافته‌ها: 60 بیمار میاستنی‌گراویس با اکثریت مؤنث (46 نفر= 7/76%) و میانگین سنی 1/11±4/30 سال وارد مطالعه شدند. 48 بیمار تحت عمل جراحی با برش استرنوتومی و 12 بیمار تحت جراحی کم تهاجمی از طریق توراکوسکوپی قرار گرفته بودند. در 17 مورد (3/28%) ˝بهبودی کامل˝ و در 34 مورد (6/56%) ˝بهترشدن˝ مشاهده شد. در شش مورد (10%) ˝عدم تغییر˝ و در سه مورد (5%) ˝تشدید بیماری˝ دیده شد. در مجموع حدود 85% بیماران از عمل جراحی سود بردند. سن، جنس، مدت و شدت بیماری قبل از عمل، میزان مصرف دارو قبل از عمل، تکنیک جراحی و نوع بافت‌شناسی تیموس، اثری بر پاسخ به تایمکتومی نداشتند. رضایت از نتیجه عمل در 17% بیماران در حد عالی، 43% خوب، 35% متوسط و 5% بد بیان شد.

نتیجه‌گیری: تیمکتومی یک روش درمانی مناسب در بیماران مبتلا به میاستنی گراویس بوده است و می‌تواند در کلیه این بیماران صرف‌نظر از سن، جنس، مدت و شدت بیماری و وجود تیموما به‌کار رود.


فرامرز کریمیان، ژوبین مقدم یگانه، علی امینیان، علی‌ پاشا میثمی، محمدصادق فاضلی، علی کاظمینی،
دوره 67، شماره 4 - ( 4-1388 )
چکیده

800x600 زمینه و هدف: استفاده از محلول پلی‌اتیلن گلیکول (PEG) به منظور آماده‌سازی روده پیش از عمل می‌تواند با عوارضی همراه باشد. هدف از انجام این مطالعه مقایسه دو روش آمادگی مکانیکی روده در جراحی انتخابی کولون می‌باشد.

روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی تصادفی شده، 129 بیمار کاندید آناستوموز الکتیو کولون مراجعه‌کننده به درمانگاه جراحی بیمارستان امام‌خمینی تهران در سال‌های 7-1386 وارد شدند. بیماران بر حسب روش آمادگی مکانیکی روده، به‌طور تصادفی در دو گروه PEG1 (یک لیتر پلی‌اتیلن‌گلیکول یا 70 گرم و 15 میلی‌گرم بیزاکودیل، 63=n) و PEG4 (چهار لیتر پلی‌اتیلن‌گلیکول، 66=n) تقسیم شدند و محلول‌های مورد نظر را در صبح‌ روز قبل از عمل در مدت 240 دقیقه مصرف می‌کردند و روز قبل از عمل آنتی‌بیوتیک خوراکی و رژیم مایعات صاف شده و قبل از عمل آنتی‌بیوتیک تزریقی پروفیلاکسیک دریافت می‌کردند. سپس بیماران تحت جراحی و آناستوموز کولون قرار می‌گرفتند. متغیرهای‌مورد بررسی شامل تهوع، استفراغ، نفخ شکم، مقدار سدیم و پتاسیم خون شب عمل و رضایت جراح و بیمار از آمادگی مکانیکی روده و عفونت زخم و لیک آناستوموز کولون بود.

یافته‌ها: اکثر بیماران مذکر بودند (62%). بروز تهوع (87/28% در برابر 48/98%، 001/0p=)، نفخ (51/36% در برابر 45/95%، 001/0p=) و استفراغ (76/4% در برابر 76/75%، 001/0p=) به میزان معنی‌داری در گروه PEG1 پائین‌تر بود و رضایت بیماران نیز در این گروه بالاتر بود. (02/59% در برابر 52/1% راحت بودند، 001/0p=). سدیم سرم پیش از عمل در گروه PEG4 به میزان معنی‌داری بالاتر (mg/l63/3±21/141 در برابر 97/2±94/139، 001/0p=) و پتاسیم سرم پائین‌تر بود. (mg/l25/0±55/3 در برابر 21/0±76/3، 001/0p=). میزان رضایت جراح از آمادگی مکانیکی روده در گروه PEG4 به میزان معنی‌داری بیشتر بود. (بسیارخوب و خوب 73/72% در برابر 54/43%، 001/0p=) عفونت محل عمل، آبسه شکمی، نشت محل آناستوموز و انتقال به ICU در دو گروه تفاوت معنی‌داری نداشتند.

نتیجه‌گیری: آمادگی روده یک لیتر PEG همراه با سه عدد قرص بیزاکودیل، به جای چهار لیتر PEG  نه تنها میزان تهوع، استفراغ و نفخ شکم بیماران را کاهش می‌دهد بلکه میزان رضایت و تحمل آنها را نیز بالا می‌برد، اختلالات الکترولیتی پیش از عمل را کاهش می‌دهد و موجب افزایش عفونت زخم و لیک آناستوموز نمی‌شود.

Normal 0 false false false EN-GB X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4


سیروس عظیمی، هاجر کریمیان،
دوره 67، شماره 11 - ( 11-1388 )
چکیده

800x600 زمینه و هدف: شکاف‌های لب و کام از شایع‌ترین ناهنجاری‌های مادرزادی سر و گردن به‌شمار می‌روند. این بیماری‌ها نه‌تنها باعث تغییر در شکل ظاهری صورت شده و مشکل زیبایی شدیدی برای نوزاد ایجاد می‌کنند، بلکه باعث ایجاد بار روانی و اقتصادی زیادی نیز در خانواده می‌شوند. لذا به‌نظر می‌رسد بررسی شیوع شکاف‌های لب و کام در جامعه و بررسی عواملی چند در ایجاد این بیماری شاید بتواند گامی در جهت کاهش شیوع و سالم‌سازی نسل‌های آینده باشد.

روش بررسی: در این مطالعه از بین 7374 شجره‌نامه بیماران مراجعه‌کننده به درمانگاه ژنتیک انستیتو کانسر، مجتمع بیمارستانی امام‌خمینی طی سال‌های 84-1381، تعداد 99 شجره‌نامه که مربوط به بیماران با شکاف‌های لب یا کام بودند مجزا گردید. سپس 136 بیمار موجود در بین شجره‌نامه‌ها، بر اساس نوع بیماری (شکاف لب با یا بدون شکاف کام، شکاف کام به‌تنهایی و نوع سندرمیک بیماری)، نسبت فامیلی والدین، جنسیت و سابقه خانوادگی مثبت برای بیماری‌های فوق مجزا گردیدند.

یافته‌ها: در این مطالعه شیوع CL±P غیر سندرمیک هفت در 1000 و شیوع CP ایزوله غیر سندرمیک 1/3 در 1000 نفر از مراجعه‌کنندگان تخمین زده شد. در 1/58% از کل بیماران، ازدواج والدین از نوع فامیلی بوده و در 4/43% نیز سابقه خانوادگی مثبت وجود داشت.

نتیجه‌گیری: شیوع ازدواج‌های فامیلی در بین والدین بیماران دارای شکاف لب یا کام سندرمیک به‌طور معنی‌داری (02/0p=) بیشتر از شیوع آن در بین والدین بیماران غیر سندرمیک بوده و در بین بیماران غیرسندرمیک نیز شیوع ازدواج‌های فامیلی در بین والدین بیماران CL±P به‌طور معنی‌داری (02/0p=) بیشتر از شیوع آن در بیماران CP تنها می‌باشد.

Normal 0 false false false EN-GB X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4


سارا نیک‌سرشت، سحابه اعتباری، حمیدرضا صادقی‌پور رودسری، محمد رضا زرین‌دست، مرتضی کریمیان، فاطمه نبوی‌زاده،
دوره 68، شماره 5 - ( 5-1389 )
چکیده

800x600 زمینه و هدف: افسردگی پس از زایمان یک اختلال خلقی است که اثرات زیان باری بر نوزاد و روابط خانوادگی دارد. کاهش پروژسترون به‌دنبال زایمان می‌تواند علتی برای این نوع افسردگی باشد. این هورمون می‌تواند بر عملکرد نوروترانسمیترها موثر باشد. روی و منیزیم از طریق مسیرهای نوروترانسمیتری اثرات خود را اعمال می‌کنند. از طرفی کمبود تیامین نیز در مدل‌های حیوانی منجر به افسردگی می‌شود. هدف این مطالعه ارزیابی اثرات روی، منیزیم و تیامین بر افسردگی پس از زایمان و بررسی دخالت مسیر نیتررژیک می‌باشد.

روش بررسی: در این مطالعه 110 سر موش سوری ماده در پنج گروه مورد بررسی قرار گرفتند، افسردگی پس از زایمان با تزریق هورمون پروژسترون مدل‌سازی شد، ترکیبات کلراید روی، کلراید منیزیم و تیامین نیم‌ساعت پیش از ارزیابی سیستم حرکتی و تست شنای اجباری به موش‌ها تزریق شدند و برای بررسی نقش سیستم نیتررژیک از L-arginine و L-NAME استفاده شد. 

یافته‌ها: تمام گروه‌های درمانی زمان بی‌حرکتی کمتری از گروه کنترل داشتند (٠٥/٠p<). تجویز ترکیبی روی، منیزیم و تیامین موجب بیشترین کاهش در مدت زمان بی‌حرکتی شد. تجویز L-NAME در گروه روی، منیزیم و تیامین باعث کاهش مدت زمان بی‌حرکتی شد (٠٥/٠p<) در حالی‌که تجویز L-arginine در همان گروه باعث افزایش مدت زمان بی‌حرکتی شد (٠٥/٠p<).

نتیجه‌گیری: روی، منیزیم و تیامین می‌توانند از طریق سیستم نیتررژیک در بهبود علایم افسردگی موثر باشند. این عناصر می‌توانند به‌عنوان یک مادۀ مکمل، جایگزین مناسبی برای داروهای ضد افسردگی در دورۀ پس از زایمان باشند.

Normal 0

مرتضی نوع پرست، سید فرامرز کریمیان، سید رسول میرشریفی، عباس ربانی، فرنوش واعظی،
دوره 71، شماره 4 - ( تيرماه 1392 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری عروق محیطی Peripheral Artery Disease (PAD) یک سندرم آتروترومبوتیک است. مطالعات نشان داده‌اند که سطوح بالای مارکرهای شیمیایی با PAD مرتبط است. مطالعات مختلف نتایج متفاوتی در این رابطه به‌دست آورده‌اند. هدف از انجام این مطالعه بررسی عوامل خطر و مارکرهای موثر بر PAD است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی در سال‌های 1390-1389 در بخش‌های جراحی بیمارستان شهدای عشایر خرم‌آباد به انجام رسید.50 بیمار که با علایم PAD مراجعه کرده بودند تحت CT آنژیوگرافی و اندازه‌گیری مارکرهای بیوشیمیایی قرار گرفتند. برای مطالعه گروه کنترل در نظر گرفته شد و نتایج به‌دست آمده در دو گروه با یک‌دیگر مقایسه شدند.
یافته‌ها: سطح بیومارکرهای جدید شامل CRP و هموسیستیین و FBS در افراد مبتلا به PAD بالاتر از گروه کنترل بود (001/0P<). ولی سطح لیپوپروتیین a در دو گروه تفاوت معنی‌داری نداشت (22/0P=). شایع‌ترین عروق درگیر در بیماران مبتلا به PAD به‌ترتیب شامل فمورال سطحی راست، فمورال سطحی چپ و فمورال مشترک راست بودند.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه ما تایید کرد که سطوح بالای CRP، هموسیستیین و FBS با بیماری عروق محیطی در ارتباط است. ولی لیپوپروتیین a بین دو گروه مورد و کنترل تفاوتی نداشت.

مرجان صباغیان، طاهره مدرسی، هانی حسینی‌فر، علی دلیری همپا، لیلا کریمیان، فیروزه غفاری، جلیل حسینی، محمد علی صدیقی گیلانی،
دوره 71، شماره 8 - ( آبان 1392 )
چکیده

زمینه و هدف: تزریق اسپرم به داخل رحم (IUI)، یکی از روش‌های درمان ناباروری است که در طیف وسیعی از ناباروری‌ها استفاده می‌شود ولی کارآیی آن در درمان زوج‌های نابارور با عامل مردانه مورد مناقشه است. ما در این مطالعه ارتباط پارامترهای منی و نیز سن زن و شوهر را با میزان موفقیت IUI در بیماران مراجعه‌کننده به کلینیک ناباروری پژوهشگاه رویان مورد بررسی قرار دادیم.
روش بررسی: مطالعه حاضر، گذشته‌نگر بوده و جمعیت مورد مطالعه، 998 زوج است که طی شش ماه در بخش جنین‌شناسی پژوهشگاه رویان مورد IUI قرار گرفتند. معیار اصلی در حصول نتایج، بارداری بالینی بود. اطلاعات مورد نظر از جمله سن و نتایج آزمایشات منی از پرونده این بیماران استخراج شد.
یافته‌ها: از 998 سیکل مورد بررسی، 157 سیکل (7/15 درصد) منجر به بارداری شد. میانگین سنی زنان در دو گروه موفق و ناموفق اختلاف معناداری نداشت. میانگین سنی مردان نیز در دو گروه دارای اختلاف معناداری نبود. از لحاظ پارامترهای منی (غلظت، شمارش تام سلول‌های متحرک، تحرک تام، تحرک در کلاس‌های A ، B و A+B و شکل طبیعی) نیز بین دو گروه موفق و ناموفق ارتباط معناداری وجود نداشت.
نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که آنالیز مرسوم منی در چارچوب معمول نمی‌تواند پیش‌بینی کننده نتایج IUI باشد. از سن زن و شوهر نیز نمی‌توان در پیش‌بینی نتایج IUI استفاده کرد.

فرامرز کریمیان، حمید قادری، علی امینیان، سید مسعود حقیقی کیان، سیده عادله میر جعفری،
دوره 71، شماره 11 - ( بهمن ماه 1392 )
چکیده

زمینه: سانحه منجر به قطع اندام فوقانی، بالاتر از مقطع آرنج از جمله سوانح نادری هستند که یک جراح در طول دوران حرفه‌ای خود ممکن است با موارد انگشت‌شماری از آن مواجه شود. حتی با وجود تکنیک‌های پیشرفته جراحی میکروواسکولار، پیش‌آگهی بقای پیوند اندام فوقانی که از مقطع بازو به‌طور کامل قطع شده باشد به‌نسبت ضعیف است. معرفی بیماران: چهار بیمار در بیمارستان امام‌خمینی (ره) تهران بین سال‌های 1378 تا 1392 تحت درمان قرار گرفتند. دو بیمار دچار قطع کامل اندام و دو بیمار دیگر دچار قطع کامل شریان و ورید به‌همراه آسیب اعصاب و تخریب وسیع نسج نرم بودند. حیات اندام در تمام بیماران حفظ شد و هیچ‌گونه ایسکمی یا گانگرن رخ نداد. ولی کارایی نهایی اندام در بیمارانی که دچار آسیب رشته‌های اعصاب محیطی شده بودند به‌دلیل عدم ترمیم فوری عصب درخشان نبود. نتیجه‌گیری: در معاینات تاخیری پس‌از ترخیص، میزان کارایی اندام به‌وضعیت عصب‌دهی و شدت آسیب وارده به هر کدام از عضلات مربوط می‌شد. هیچ‌کدام از بیماران از هر وضعیتی که داشتند ناراضی نبودند. ترمیم با تاخیر اعصاب صدمه دیده از کارایی می‌کاهد. یک اندام فوقانی از جنس بدن فرد همیشه نسبت به پروتز ارجحیت دارد حتی اگر کارایی کمی داشته باشد.
سهیلا حسین‌زاده، مریم زحمتکش، غلامرضا حسن‌زاده، مرتضی کریمیان، منصور حیدری، محمود کرمی،
دوره 73، شماره 8 - ( 8-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: پروتیین سلادین-یک (Seladin-1) از نورون‌ها در برابر توکسیسیتی حاصل از آمیلویید بتا محافظت می‌کند و بیان آن در مناطق تحت آسیب مغز بیماران مبتلا به آلزایمر کاهش می‌یابد. از طرفی تغییرات سطح سرمی S100&beta به‌عنوان شاخص صدمه مغزی در بیماریهای نورودژنراتیو مطرح می‌باشد. بنابراین مطالعه حاضر جهت بررسی ارتباط بین روند تغییرات سطح سرمی پروتیین S100&beta و بیان ژن سلادین-یک هیپوکامپ در مدل آلزایمر اسپورادیک حیوانی طراحی گردید. روش بررسی: در این مطالعه تجربی که در دانشگاه علوم پزشکی تهران، دانشکده فنآوری‌های نوین پزشکی، گروه علوم اعصاب از اسفند 90 تا اردیبهشت 92 انجام شد، 72 سر رت نر به‌طور تصادفی به گروه‌های کنترل، سالین و استرپتوزوتوسین 4، 7، 14 و 21 روز تقسیم شدند. مدل آلزایمر به روش تزریق داخل بطنی استرپتوزوسین به میزان mg/kg 3 در روزهای اول و سوم القاء شد. تغییرات سطح S100&beta سرم و بیان ژن سلادین-یک هیپوکامپ در گروه‌های آزمایشی مورد ارزیابی قرار گرفت. عملکرد رفتاری حیوان از نظر تأخیر اولیه و تأخیر در حین عبور در آزمون رفتار اجتنابی غیرفعال تعیین گردید. یافته‌ها: سطح S100&beta سرم و بیان ژن سلادین-یک هیپوکامپ در گروه‌های مورد مطالعه تفاوت معناداری نشان داد (0001/0=P). ارتباط معناداری بین کاهش سطح سرمی پروتیین S100&beta و بیان ژن سلادین-یک هیپوکامپ مشاهده شد (001/0=P). همچنین کاهش تأخیر در حین عبور در گروه استرپتوزوتوسین 21 روز در مقایسه با گروه‌های کنترل و سالین معنادار بود (001/0=P). نتیجه‌گیری: پایش تغییرات سطح سرمی پروتیین S100&beta به‌واسطه ارتباط با تغییرات ژن سلادین-یک هیپوکامپ می‌تواند به‌عنوان شاخص صدمه نورونی در بیماران مبتلا به آلزایمر مفید واقع شود.


محمدرضا عفت‌پرور، نیما جمشیدی، علی‌رضا کریمیان،
دوره 74، شماره 8 - ( آبان 1395 )
چکیده

زمینه و هدف: کاهش دمای استخوان در محل دریل‌کاری با روش‌های مختلف خنک‌کننده ضروری است. مطالعه حاضر در جهت بررسی تاثیر الکل به‌عنوان خنک‌کننده در جلوگیری از نکروز حرارتی انجام گرفت.

روش بررسی: استخوان فمور گاو به‌عنوان نمونه مورد بررسی انتخاب شد و معیارهای ورود شامل، استخوان فمور، کورتیکال و عدم وجود پریوست بود. دریل کاری با دو نوع کاوایر تروکار و دایاموند و در سه سرعت و سه پیشروی انجام شد. این مطالعه در اسفند ماه سال 94 در دانشگاه اصفهان صورت گرفت.

یافته‌ها: در زمان استفاده از وایر تروکار و دایاموند در شرایط حضور الکل ریسک نکروز در استخوان به‌ترتیب به‌میزان نزدیک به 44/44 و 66/66% کاهش یافت.

نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج ثبت شده، استفاده از الکل به‌عنوان خنک‌کننده می‌تواند تاثیر به‌سزایی در کاهش دمای نهایی داشته باشد. در این روش استفاده از الکل در قالب سایش گاز آغشته به الکل بر روی کاوایر در زمان کارگزاری بود.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb