جستجو در مقالات منتشر شده


23 نتیجه برای کشاورز

علی کشاورز، جلالی، مهرانگیز ابراهیمی ممقانی،
دوره 56، شماره 1 - ( 1-1377 )
چکیده

به منظور ارزیابی کم خونی میکروسیتیک در کودکان مبتلا به فنیل کتونوری، 69 کودک تحت پوشش مراکز تحقیقات ژنتیک و مشاوره انسانی تهران که از فرمولاهای فنیل فری و لوفنالاک تغذیه می شدند مورد مطالعه قرار گرفتند. دریافت غذایی این کودکان در طی 24 ساعت گذشته مورد ارزیابی قرار گرفت از کلیه کودکان جهت اندازه گیریهای بیوشیمیایی و هماتولوژی نمونه خون گرفته شد. نتایج مطالعه کمبود دریافت انرژی، پروتئین و آهن را در بیش از 70% کودکان نشان داد. همچنین 24/2% کودکان مورد مطالعه کاهش درصد اشباع ترانسفرین سرم را نشان دادند در حالیکه کمبود غلظت هموگلوبین و هماتوکریت در 3/1% کودکان وجود داشت. به علاوه همبستگی معنی داری میان طول مدت رژیم درمانی و شاخصهای آهن بدن مشاهده شد. یافته های مطالعه نشان می دهد که عدم کفایت دریافت مواد مغذی ممکن است با گذشت زمان علائم کم خونی را در این کودکان که متکی بر فرمولاهای ویژه هستند سبب شود.


محسن پرویز، سیدمرتضی کریمیان، احمدرضا دهپور، منصور کشاورز،
دوره 56، شماره 5 - ( 4-1377 )
چکیده

هدف از این مطالعه، بررسی میزان اثر بروموکریپتین در ایجاد خمیازه، در موشهای صحرایی نر کلستاتیک بود. بروموکریپتین یک داروی شناخته شده است که به عنوان آگونیست رسپتورهای دوپامینی (مخصوصا رسپتور D2) در تحقیقات مختلف بکار گرفته می شود و در موشهای صحرایی نر سالم، موجب بروز خمیازه می شود. در این تحقیق، پس از انجام عمل جراحی و بستن مجرای صفراوی مشترک، در گروهی از موشهای صحرایی نر، کلستاز ایجاد شد. تعداد خمیازه ناشی از تزریق داخل صفاتی بروموکریپتین (11 mg/kg) در گروه کلستاتیک با دو گروه شاهد جراحی و شاهد سالم مقایسه شد. شمارش تعداد خمیازه ها بلافاصله پس از تزریق دارو و انتقال حیوان به روی دستگاه مشاهده رفتار به مدت یک ساعت صورت گرفت. نتایج اخذ شده نشان دهنده افزایش معنی دار (P<0.05) تعداد خمیازه ناشی از بروموکریپتین در گروه کلستاتیک، نسبت به دو گروه دیگر بود و اختلاف معنی داری بین گروههای شاهد جراحی و شاهد سالم وجود نداشت. بررسی نتایج، نشان دهنده بروز تغییر یا تغییراتی در موشهای کلستاتیک است که موجب افزایش حساسیت رسپتورهای دوپامینی و افزایش پاسخ آنها می شود. با توجه به اثبات میانجیگری نیتریک اکساید در بروز خمیازه ناشی از آگونیست های رسپتورهای دوپامینی و مطرح بودن افزایش میزان آن در جریان کلستاز، ممکن است افزایش پاسخ در اثر این عامل باشد. از سوی دیگر، افزایش تعداد خمیازه در موشهای کلستاتیک می تواند ناشی از افزایش اوپیوئیدهای اندوژنی باشد که تجمع آنها در بدن موشهای صحرایی مبتلا به کلستاز حاد، قبلا مورد تاکید قرار گرفته است.


منصور کشاورز، سیدمرتضی کریمیان، احمدرضا دهپور، محسن پرویز،
دوره 56، شماره 6 - ( 4-1377 )
چکیده

اثر بروموکریپتین و آپومورفین (آگونیستهای گیرنده های دوپامین) بر انقباض ناشی از تحریک بر میدان الکتریکی عضله طولی ایلئوم مجزای خوکچه هندی مورد بررسی قرار گرفت. بروموکریپتین و آپومورفین به صورت وابسته به غلظت، انقباض را مهار کردند. IC50 برای این اثر مهاری به ترتیب 6-^10*0.645±6.22 و 6-^10*0.647±5.48 مولار بود. سولپیراید (آنتاگونیست اختصاصی گیرنده های دوپامینی D2) با غلظت 5-^10 مولار و اثر مهاری این دو دارو را وقفه داد ولی یوهیمبین (آنتاگونیست گیرنده های آدرنرژیک ?2) با غلظت 6-^10 مولار، فقط اثر مهاری بروموکریپتین را وقفه داد و تاثیری بر اثر مهاری آپومورفین نداشت. L-NAME (مهار کننده آنزیم نیتریک اکساید سنتاز) با غلظت 3-^10 مولار، موجب وقفه در اثر مهاری بروموکریپتین و آپومورفین شد. این نتایج می تواند نشاندهنده آن باشد که در پایانه های کولینرژیک ایلئوم خوکچه هندی، گیرنده مهاری پیش سیناپسی دوپامینی وجود دارد و عملکرد آن به نیتریک اکساید وابسته است.


سیدریحان میردامادی، گیتی ستوده، فریدون سیاسی، سیدعلی کشاورز،
دوره 58، شماره 1 - ( 1-1379 )
چکیده

ارتباط بین لیپیدها، هورمون ها و نمایه های تن سنجی زنان در یک کلینیک خصوصی در شمال تهران مورد بررسی قرار گرفت. افراد براساس امتیاز هیرسوتیسم به دو گروه تقسیم شدند (هیرسوت>=8 امتیاز، N=102 و غیر هیرسوت<8 امتیاز، N=83). وزن (Wt)، قد (Ht)، دور کمر (W) و دور باسن (H) در تمام افراد و سطوح لیپیدها، هورمون ها و گلوکز سرم در حدود نیمی از آنان اندازه گیری شد. زنان هیرسوت سنگین تر بودند و نسبت های دور کمر به دور باسن (WHR)، دور کمر به قد (Wc/Ht) و میزان LDL آنان بالاتر و پروژسترون آنها پایین تر بود (در تمام موارد P<0.04). در 26 زن با سطوح بالای اندروژن (تستوسترون و یا اندرستن دیون و یا DHEAS) همبستگی مثبت معنی داری بین سطح تری گلیسرید با تستوسترون وجود داشت (P<0.02). در آنالیز رگرسیون چندگانه، WHR بیشترین ارتباط را با کلسترول و LDL، سن بیشترین ارتباط را با تری گلیسرید، گلوکز بیشترین ارتباط را با HDL و اندرستن دیون بیشترین ارتباط را با نسبت LDL/HDL نشان دادند (در تمام موارد P<0.0001). یافته های این بررسی نشان داد که تغییر سطوح خونی برخی لیپیدها در زنان مبتلا به هیرسوتیسم و یا هیپراندروژنیسم ممکن است ناشی از چاقی، سطوح تستوسترون یا اندرستن دیون خون باشد.


علیرضا شهاب جهانلو، علی کشاورز، حمیدرضا شهاب جهانلو، ژولیت جهانی،
دوره 58، شماره 3 - ( 3-1379 )
چکیده

روی نقش مهمی در سلامت پوست ایفا می کند و کمبود آن منجر به کاهش ایمنی می شود. بمنظور بررسی مقادیر روی سرم در سرطان های (Basal cell carcinoma: BCC) و (Squamous cell carcinoma: SCC) پوست، 44 بیمار با BCC و 38 بیمار با SCC و 33 نفر شاهد از نظر روی، آلبومین، پروتئین تام، گلوبولین و کلسترول سرم مورد بررسی قرار گرفتند. از افراد بیمار و گروه شاهد ده سی سی خون گرفته شد (از دست راست) و پس از جداسازی سرم، روی سرم بوسیله دستگاه جذب اتمی، آلبومین سرم بوسیله کیت آلبومین (روش بیوره) و پروتئین تام سرم توسط دستگاه Reflactometer اندازه گیری شد. میزان گلوبولین سرم از تفاضل میزان آلبومین از پروتئین تام بدست آمد. کلسترول سرم به روش انیدرید محاسبه شد. میزان روی سرم در مبتلایان به سرطان BCC و یا سرطان SCC پوست از گروه شاهد کمتر و این اختلاف معنی دار بود (P<0.001). میانگین آلبومین سرم در مبتلایان به سرطان BCC پوست بیشتر از گروه شاهد دارای اختلاف معنی دار بود (P<0.01). میزان آلبومین سرم در سرطان SCC پوست با گروه شاهد اختلاف معنی داری نشان نداد. همبستگی معنی داری بین روی سرم و آلبومین سرم در سرطان SCC پوست (R=0.507 و P<0.01)، در سرطان BCC پوست (R=43 و P<0.1) در گروه شاهد (R=35 و P<0.1) دیده شد. میانگین گلوبولین سرم در افراد مبتلا به سرطان SCC پوست و یا سرطان BCC پوست از گروه شاهد کمتر و این اختلاف ها معنی دار می باشند (P<0.1). نتیجه گیری ما کاهش روی سرم و گلوبولین سرم در بیماران مبتلا به سرطان پوست از نوع SCC و BCC است.


نگار بقایی، فرزاد شیدفر، سیدعلی کشاورز،
دوره 62، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده

مقدمه: ویتامین C آنتی اکسیدان اصلی در راه های هوایی ریه بوده و همچنین بعنوان محافظت کننده در برابر اکسیدان های خارجی مانند مصرف سیگار و آلوده کننده های محیطی عمل می کند. هدف از این مطالعه ارزیابی ویتامین C در بیماران آسمی توسط اندازه گیری آن در پلاسما و گلبول های سفید و مقایسه آن با گروه شاهد (افراد سالم) می باشد.

مواد و روش ها: در یک مطالعه مورد شاهد، 50 بیمار آسمی و 50 فرد سالم بطور تصادفی در بیمارستان مسیح دانشوری تهران انتخاب شدند. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه و مصاحبه چهره به چهره و یادآمد 24 ساعته خوراکی جمع آوری شد. 10cc خون وریدی از هر فرد گرفته شد. غلظت ویتامین C پلاسما و گلبول سفید با استفاده از روش رنگ سنجی اندازه گیری شد. اطلاعات با استفاده از نرم افزار FPII و SPSS آنالیز شدند.

یافته ها: نتایج دلالت برآن داشت که در مقایسه با استاندارد 38% بیماران آسمی کمبود ویتامین C پلاسما و 92% کمبود ویتامین C در گلبول سفید داشتند. اختلاف معنی داری در غلظت ویتامین C پلاسما و گلبول سفید بین بیماران و گروه شاهد وجود داشت (P<0.0001). آنالیز رگرسیون نشان داد که بین طول مدت بیماری آسم و غلظت ویتامین C پلاسما ارتباط معنی داری وجود داشت (P=0.03 و 0.02-=ضریب رگرسیون) همبستگی مثبت معنی داری بین وضعیت ویتامین C پلاسما و دریافت ویتامین C رژیمی وجود داشت (r=0.56 و P=0.0001). وضعیت ویتامین C پلاسما و گلبول های سفید تحت تاثیر جنس، سطح سواد و شغل افراد نبود.

نتیجه گیری و توصیه ها: از این مطالعه می توان نتیجه گرفت که مقدار ویتامین C پلاسما و گلبول سفید بیماران مبتلا به آسم کمتر از افراد سالم می باشد اما ویتامین C گلبول سفید بیشتر تحت تاثیر بیماری آسم قرار می گیرد و ویتامین C پلاسمایی بیشتر تحت دریافت غذایی این ویتامین است.


مریم خسروی، سیدعلی کشاورز، مصطفی حسینی،
دوره 63، شماره 1 - ( 2-1384 )
چکیده

مقدمه: علت تاخیر در رشد داخل رحمی نوزادانی که با ترم کامل متولد مشوند تاثیر عواملی همچون سن مادر، وزن و قد مادر، تعداد تولدها، بی‌سوادی والدین، درآمد پایین خانواده و تعداد افراد خانوار می‌باشد لذا با توجه به اینکه تاثیر این عوامل بر وضع تغذیه نوزادان در شهرستان بجنورد تاکنون بررسی نشده است پژوهش حاضر با هدف تعیین وضع تغذیه نوزادان این شهرستان و برخی عوامل موثر بر آن انجام شده است.
مواد و روشها: به منظور بررسی وضع تغذیه نوزادان شهرستان بجنورد تعداد 566 نوزاد ظاهرا سالم، تک قلو و ترم کامل متولد شده در مراکز زایمانی شهرستان مذکور مورد بررسی قرار گرفتند. وضع تغذیه نوزادان با اندازه گیری شاخصهای وزن برای سن، قد برای سن، وزن برای قد و دور سر برای سن مورد ارزیابی قرار گرفت به طوریکه این شاخص‌ها برای نوزادان جامعه مورد مطالعه در بدو تولد محاسبه شد و با استفاده از صـدک پنجم جامعه بازبرد بعنوان مرز سوء تغذیه مقایسه گردید و مشخص شد که وضع تغذیه در نوزادان مورد بررسی مطلوبتر از نوزادان جامعه بازبرد میباشد. جامعه بازبرد در این بررسی استانداردهای مرکز ملی آمارهای بهداشتـی آمریکا (NCHS) می‌باشد که سازمان جهانی بهداشت استفاده از را به عنوان استاندارد بین‌المللی توصیه نموده است.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج حاصل از تحلیل داده‌های این پژوهش نشان داد بین وزن نزدیک زایمان مادر(p=0.037 ) ،نگرش تغذیه‌ای مادر(P=0.004) و تعـداد افراد خانــوار(P=0.006) با نمایه قد برای سن، بین جنس نوزاد(P=0.004)، سن مادر(P=0.038 )، وزن نزدیـک زایمان مـادر (P=0.042) و عملکرد تغذیه‌ای مادر در دوران بارداری(P=0.041 ) بانمایه وزن برای قد و بین سن مادر(P=0.043 )، وزن نزدیک زایمان مادر(P=0.048 )، قد مادر (P=0.025 )، زمان آگاهی مادر از بارداری(P=0.046 )با نمایه دورسر برای


محبوبه تسلیمی‌طالقانی، سیدابوالقاسم جزایری، سیدعلی کشاورز، هاله صدرزاده یگانه، عباس رحیمی،
دوره 63، شماره 1 - ( 2-1384 )
چکیده

مقدمه: دوران نوجوانی از بحرانی ترین دورانهای زندگی محسوب می‌گردد. نتایج مطالعات مختلف بیانگر پایین بودن سطح آگاهی و نگرش تغذیه ای نوجوانان بویژه دختران می‌باشد. لذا در سالهای اخیر آموزش تغذیه به عنوان امری ضروری مورد توجه قرار گرفته است. با این وجود مطالعات اندکی به بررسی ارتباط بین برخی از عوامل اقتصادی- اجتماعی با اثر بخشی آموزش پرداخته اند. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر وضعیت تحصیلات والدین، شغل والدین، بعد خانوار، نوع مالکیت مسکن، نحوه نظارت درسی، تصور ذهنی از بدن، میزان پول توجیبی ماهانه و معدل نمرات درسی بر اثربخشی آموزش تغذیه در ارتقاء سطح آگاهی و نگرش تغذیه ای دانش آموزان دختر سال اول راهنمایی تهران صورت گرفت.
مواد و روشها: در این مطالعه 300 نفر دانش آموز به شکل سه گروه 100 نفری ( آموزش از راه جزوه ، آموزش از راه بحث گروهی و کنترل) از 11 مدرسه به طور تصادفی ساده انتخاب شدند. با استفاده از آزمون اولیه و ثانویه، قبل وچهار هفته بعد از اجرای آموزش که از طریق تکمیل سه پرسشنامه عمومی، آگاهی و نگرش صورت گرفت، اطلاعات جمع‌آوری گردید. آموزش به صورت ارائه جزوه و جلسات بحث گروهی طی 4 جلسه یک و نیم ساعته در دو گروه اجرا و به گروه کنترل آموزشی داده نشد.
یافته ها: بررسی نتایج نشان داد تحصیلات مادر به طور مستقل از نوع آموزش با افزایش نمرات آگاهی ارتباط مثبت داشته است (007/0= p). دو متغیر سطح تحصیلات مادر و معدل نمرات درسی به دلیل ارتباط با سطح نگرش تغذیه ای از میزان تاثیر آموزش بر تغییر سطح نمرات نگرش کاسته اند(139/0= p و 29/0= p) و تاثیر آموزش بر ایجاد افزایش در نمرات آگاهی مستقل از متغیر پول توجیبی ماهانه نبوده است(035/0= p). بجز موارد مذکور، سایرمتغیرها نه بطور مستقل و نه از طریق تاثیر متقابل با نوع آموزش، هیچگونه رابطه معنی داری با تغییر نمرات آگاهی و نگرش نداشتند.
نتیجه گیری و توصیه ها: بطور کلی مشخص گردید به استثنای متغیر پول توجیبی، تاثیرنوع آموزش بر سطح آگاهی و نگرش مستقل از متغیرهای مورد مطالعه بوده است و از بین کلیه متغیرهای مستقل تنها تحصیلات مادر به طور مستقل از نوع آموزش با نمرات آگاهی ارتباط داشته است.


امین کشاورز زیرک، سید سهی‌ فروغی آل‌داوود، اکبر سلطانی،  باقر اردشیر لاریجانی،
دوره 63، شماره 3 - ( 3-1384 )
چکیده

مقدمه: ساب‌کلینیکال هیپرتیروئیدی، وضعیتی است که با TSH پایین‌تر از حد نرمال و سایر اندکس‌های تیروئیدی نرمال تعریف می‌شود و اگرچه معمولاً علایم بالینی ندارد ولی عوارض زیادی را خصوصاً در افراد مسن موجب میگردد. روش اندازه‌گیری TSH در ایران عمدتاً روش IRMA است. هدف از انجام این طرح، تعیین ارزش TSH پایین در این افراد و کمک به نحوه تصمیم‌گیری در برخورد با این بیماران می‌باشد.
مواد و روشها: جمعیت مورد مطالعه در این طرح را افراد با TSH سرمی کمتر از mu/l5/. (به روش IRMA) و و نرمال بدون بیماری واضح تیروئیدی و غیرتیروئیدی که به درمانگاه‌های غدد شریعتی و امام خمینی مراجعه کرده بودند، تشکیل می‌دادند. یک نمونه TSH پایه و نمونه دیگر، 30 دقیقه بعد از تزریق وریدی TRH گرفته شد و ارتباط TSH پایه با ساب‌کلینیکال هیپرتیروئیدی در این افراد مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: افراد تحت مطالعه براساس TSH پایه به 5 گروه تفکیک شدند. شیوع ساب‌کلینیکال هیپرتیروئیدیسم در این گروهها بدین قرار بود: در افراد با TSH پایه mu/l1/0 و کمتر، 100%‌، mu/l2/0-1/0،‌ 75%،‌ mu/l3/0-2/0، 5/38%، mu/l4/0-3/0، 3/14% و در موارد بیشتر از mu/l4/0، هیچ‌کدام ساب‌کلینیکال هیپرتیروئیدیسم نبودند. با آنالیز این داده‌ها و تعیین حساسیت و ویژگی روش IRMA، مشخص شد که این روش برای تشخیص ساب‌کلینیکال هیپرتیروئیدی به تنهایی مناسب نیست، همچنین بین مقادیر TSH پایه و d.TSH رابطه خطی (001/0P<؛ 68/0r=) و کوبیک (Cubic)، (001/0P<، 79/0r=) وجود داشت.
نتیجه‌گیری و توصیه‌ها: از آنجا که آزمون TRH پر هزینه است و انجام آن برای تمامی موارد مقرون به صرفه نیست، می‌توان مقادیر TSH کمتر از mu/l25/0 را بیمار و مقادیر بیشتر از mu/l4/0 را نرمال قلمداد نمود و برای موارد بین mu/l4/0-25/0، با در نظر گرفتن خطر بیماری برای هر فرد، در صورت لزوم آزمون TRH را انجام داد.


محمد حضوری،  سید علی کشاورز،  سید مصطفی حسینی، شهرام فرج زاده، علی اکبر صبور یراقی، هاله صدرزاده یگانه،
دوره 64، شماره 4 - ( 4-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: تغذیه در دوران پس از تمرینات ورزشی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است زیرا تحقیقات نشانگر آن است که نحوه تغذیه در این دوره، علاوه بر تسهیل ترمیم بافت‌ها، تأثیر قابل توجهی بر تجدید و بازسازی ذخایر انرژی بدن ورزشکاران دارد. هدف از این مطالعه بررسی اثر دریافت دو وعده غذایی با نسبت متفاوت کربوهیدرات و پروتیین بر غلظت انسولین و گلوکز سرم و عملکرد ورزشی ورزشکاران رشته فوتبال شهر تهران می‌باشد.
روش بررسی: 19 مرد جوان (میانگین سنی 83/0  2/17) ورزشکار رشته فوتبال، در یک طرح مطالعاتی کارآزمایی بالینی متقاطع به سه گروه تقسیم شده و طی دو مرحله مورد آزمون قرار گرفتند. در هر مرحله آزمون، افراد به انجام فعالیت بدنی تا سر حد واماندگی پرداخته و سپس به مصرف یکی از سه وعده غذایی: واجد پروتیین بیشتر (شامل: کربوهیدرات 56%، پروتیین 19% و چربی 25% کل انرژی)؛ با کربوهیدرات بیشتر (شامل: کربوهیدرات 64%، پروتیین 11% و چربی 25% کل انرژی) و وعده غذایی کنترل (شامل: کربوهیدرات 60%، پروتیین 15% و چربی 25% کل انرژی) که نسبت کربوهیدرات به پروتیین در آنها به ترتیب 3 به 1؛ 6 به 1 و 5/4 به 1 می‌باشد، مبادرت نمودند. سپس قبل از شروع صرف غذا و نیز طی زمان‌های 30، 60 و 120 دقیقه از زمان شروع صرف غذا، نمونه‌گیری جهت سنجش انسولین و گلوکز سرم صورت گرفت. 3 ساعت پس از صرف غذا، آزمون عملکرد سنجی، براساس آزمون Conconi، برای تمامی ورزشکاران صورت گرفت.
یافته‌ها: نتایج حاصله نشانگر آن است که در طی دو مرحله آزمون تفاوت معنی‌داری بین تغییرات گلوکز و انسولین سرم در بین سه گروه ورزشکاران در مدت زمانی 2 ساعت پس از صرف وعده‌های غذایی وجود ندارد

نتیجه‌گیری: براساس نتایج حاصله، دریافت هیچ یک از سه وعده غذایی هم انرژی با نسبت‌های متفاوت کربوهیدرات به پروتیین، بر غلظت گلوکز و انسولین سرم و نیز عملکرد ورزشی تأثیری ندارد. بنابراین چنین به نظر می‌رسد که محتوای انرژی کل وعده‌های غذایی، از ترکیب وعده‌های غذایی اهمیت بیشتری را دارا می‌باشد.


منصور کشاورز، پریسا حسنین، محسن پرویز، مرضیه منصوری، نپتون سلطانی، ناصرمیرازی،
دوره 64، شماره 6 - ( 5-1385 )
چکیده

زمینه و هدف :دیابت، بیماری مزمنی است که با عوارض بسیاری از جمله نوروپاتی محیطی همراه می باشد. گرچه پاتوفیزیولوژی دقیق نوروپاتی دیابتی بطور کامل شناخته نشده است، اما احتمالاً هیپرگلیسمی در بروز آن نقش دارد. با توجه به اثر منیزیم خوراکی در پیشگیری از بروز هیپرگلیسمی در دیابت، در این مطالعه به ارزیابی تأثیر تجویز منیزیم خوراکی بر هیپرآلژزی حرارتی ناشی از دیابت در موشهای صحرایی پرداختیم.
روش بررسی: موش های صحرایی نر نژاد ویستار به چهار گروه مساوی شامل گروه‌های کنترل، دیابتی، دیابتی درمان شده با منیزیم وکنترل درمان شده با منیزیم تقسیم شدند. در گروه دیابتی درمان شده با منیزیم ، سولفات منیزیم (gl/L10) از روز دهم بعد از تزریق استرپتوزوسین به مدت 8 هفته به آب آشامیدنی حیوانات اضافه شد. در گروه کنترل درمان شده با منیزیم نیز همین الگو اجرا گردید. دو گروه دیگر، آب معمولی فاقد سولفات منیزیم را دریافت کردند.
یافته‌ها: هشت هفته پس از تشخیص دیابت ، کاهش معنی داری درآستانه درد حرارتی و منیزیم پلاسما و نیز افزایش قابل توجهی در گلوکز پلاسما در حیوانات دیابتی نسبت به کنترل مشاهده شد. تجویز منیزیم خوراکی به مدت 8 هفته از زمان تشخیص دیابت از کاهش آستانه درد حرارتی جلوگیری کرده و سطوح گلوکز و منیزیم پلاسما را به حد طبیعی رساند.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که تجویز خوراکی منیزیم به محض تشخیص دیابت، می تواند ازبروز هیپرگلیسمی و هیپرآلژزی حرارتی ناشی از دیابت درموش صحرایی، جلوگیری کند.

غلامرضا بابایی، فیروز امانی، اکبر بیگلریان، مریم کشاورز،
دوره 65، شماره 7 - ( 7-1386 )
چکیده

مشاهده‌ای که معمولا˝ نسبت به مقادیر دیگر در بین مجموعه داده‌ها بزرگتر یا کوچکتر است، داده پرت نامیده می‌شود. وجود داده‌های پرت در اکثر موارد منجر به اختلال در نتـیجه‌گیری از اطلاعات خواهد شد. شناسایی داده‌های پرت توسط پژوهشگران و کلیه کسانی‌که به نوعی با اطلاعات جمع‌آوری شده سر و کار دارند، حائز اهمیت است باید از وجود یا عدم وجود داده‌های پرت، چگونگی تاثیرگذاری و نحوه رفع داده‌های پرت اطلاع حاصل نموده و داده‌ها را کنترل کنند. در این مقاله سعی شده با ارائه تکنیک‌های شناسایی داده‌های پرت و نحوه برخورد با این نوع از داده‌ها، خطای ناشی از وجود چنین داده‌هایی را به حداقل برسانیم.

روش بررسی: در این مقاله تکنیک‌های مختلف تعیین داده‌های پرت بر روی قد 30 نفر از دانشجویان دانشکده پزشکی دانشگاه تربیت مدرس تهران که توسط متر خیاطی و با قرار دادن فرد در روی یک سطح صاف، اندازه‌گیری شدند مورد بررسی قرار گرفتند. از جمله این تکنیک‌ها می‌توان به آزمون Z، آزمون گراب و روش‌های گرافیکی اشاره نمود.

یافته‌ها: تکنیک‌های فوق بیانگر وجود داده‌های پرت در مشاهدات 153 و 110 مربوط به قد افراد، بودند که با استفاده از جدول و نمودار نشان داده شد.

نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش نشان داد که همه تکنیک‌ها در تعیین داده‌های پرت مفید بودند و از این میان استفاده از چارک‌ها در شناسایی داده‌های پرت خفیف و شدید از اهمیت بالایی برخوردار هستند. همچنین آزمون گراب با در اختیار گذاشتن سطح معنی‌داری (p-value)، در شناسایی داده‌های پرت بسیار مفید است.


سید جلال پورهاشمی،  بنفشه گلستان،  سید علی کشاورز،
دوره 65، شماره 12 - ( 12-1386 )
چکیده

تغذیه مطلوب نقش مهمی در فرآیند رشد طبیعی و سلامت جسم و روان کودکان دارد. ارزیابی تغذیه‌ای با هدف شناخت چگونگی تغذیه یک گروه یا جامعه، جستجوی نارسائی‌های آن و ارائه رهنمودها و راهکارهای مناسب جهت دستیابی به وضع مطلوب صورت می‌گیرد.
 روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی 788 نفر از کودکان هفت ساله دختر و پسر مدارس تهران که از طریق نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شده بودند با استفاده از پرسشنامه‌های استاندارد 24 ساعته یادآمد خوراک و نوع و تکرار مصرف غذاها مورد ارزیابی قرار گرفته و با اندازه‌گیری قد و وزن و معاینه دندان‌ها شاخص‌های آنتروپومتری و سلامت دندان آنها تعیین گردید. آنگاه نتایج با استفاده از نرم‌افزار SPSS و آزمون‌های آماری کروسکال والیس، من ویتنی و 2 استخراج گردید.
یافته‌ها: در مقایسه با مقادیر توصیه شده (RDA) 6/23% از کودکان میزان کلسیم لازم را دریافت نمی‌کنند. همچنین 2/3% آهن و 2/5% آنها روی را به مقدار کافی در رژیم غذایی خود ندارند. محاسبه شاخص آنتروپومتری کودکان مورد مطالعه نشان می‌دهد 7/15% از نظر شاخص وزن برای سن، 5/10% از نظر شاخص قد برای سن و 8/16% از نظر شاخص وزن برای قد دچار سوء تغذیه می‌باشند. شاخص dmft در کودکانی که مصرف کلسیم آنها کمتر از 75% توصیه شده (RAD) می‌باشد به طور معنی‌داری بیش از کودکانی است که مطابق RDA کلسیم در رژیم غذائی خود دارند (001/0p<).
نتیجه‌گیری: میزان ریزمغذی‌های حیاتی آهن، روی به‌ویژه کلسیم در رژیم غذائی کودکان تهرانی کافی نیست و این مسئله موجب سوء تغذیه خفیف و افزایش پوسیدگی‌های دندانی گردیده است.


مرضیه منصوری، محسن پرویز، منصور کشاورز،  نپتون سلطانی، شهریار غریب زاده،
دوره 65، شماره 13 - ( دوره 65، ویژه نامه شماره 1 1386 )
چکیده

دیابت ملیتوس یک اختلال متابولیک شایع است که با تغییرات ساختمانی و عملکردی در سیستم عصبی مرکزی و محیطی همراه است. در جریان بیماری دیابت، اختلال حافظه رخ می‌دهد و سطح منیزیم پلاسما در بیماران مبتلا به دیابت ملیتوس کاهش می‌یابد. برخی مطالعات نشان داده‌اند که افزودن منیزیم به رژیم غذایی می‌تواند تاثیر مثبت در کنترل دیابت داشته باشد. روش بررسی: موش‌های صحرایی نر با mg/kg 40 استرپتوزتوسین وریدی دیابتی گردیدند. جهت کنترل دیابت از سولفات منیزیم با دوز g/l10 استفاده گردید که به آب آشامیدنی آنها اضافه می‌شد. به‌منظور بررسی اینکه آیا استفاده سیستمیک از سولفات منیزیم می‌تواند از اختلالات شناختی جلوگیری کند، هشت هفته پس از تایید دیابت، حیوانات در ماز آبی موریس مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته‌ها: کاهش معنی‌داری در مدت زمان یافتن سکو و مسافت شنا در رسیدن به سکو در تمام مدت چهار روز در همه گروه‌ها دیده شد. میانگین مدت زمان تاخیری در گروه دیابتی در مقایسه با سایر گروه‌ها به‌طور معنی‌داری طولانی بوده است که نشان‌دهنده عملکرد ضعیف موش‌هایی بوده که به‌مدت هشت هفته دیابتی بوده‌اند. این عملکرد ضعیف به‌طور نسبتا˝ کامل با استفاده از سولفات منیزیم قابل پیشگیری است. به‌طوری‌که مدت زمان یافتن سکو و مسافت شنا در موش‌های دیابتی درمان‌شده با منیزیم در مقایسه با موش‌های دیابتی تفاوت معنی‌داری داشت. نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد پس از هشت هفته درمان با منیزیم (به‌میزان g/l10 در آب آشامیدنی)، حافظه فضایی حیوانات مورد آزمون در مقایسه با پاسخ گروه دیابتی بهتر است که می‌تواند مطرح‌کننده نقش منیزیم در جلوگیری از اختلال حافظه فضایی حیوانات دیابتی باشد.


پونه انگورانی، سید علی کشاورز، هاله صدرزاده یگانه، عباس رحیمی،
دوره 65، شماره 14 - ( دوره 65، ویژه نامه شماره 2 1386 )
چکیده

تغذیه به عنوان یک عامل مهم در تعیین سلامتی می‌تواند بر موفقیت تحصیلی دانش‌آموز موثر باشد. تحقیقات انجام شده در این زمینه نشان‌دهنده آن است که دانش‌آموزانی که دارای سوء تغذیه هستند از دقت و تمرکز کمتری برخوردار هستند و افت تحصیلی قابل توجه‌ای داشته‌اند. هدف از این مطالعه تعیین اثر کتابچه آموزش تغذیه در مورد صبحانه بر آگاهی دانش‌آموزان سال چهارم دبستان‌های دخترانه منطقه شش آموزش و پرورش تهران، سال تحصیلی 82-1381.

روش بررسی: مطالعه از نوع مداخله‌ای بود. تعداد نمونه‌ها 100 نفر بود که به طور مساوی بین دو گروه مورد (آموزش گیرنده) و شاهد تقسیم شدند. در ابتدای مطالعه در هر دو گروه، پیش‌آزمون آگاهی انجام گرفت و سپس به گروه مورد، کتابچه ارائه شد تا هر دانش‌آموز خودش آن را مطالعه کند و در گروه شاهد هیچ آموزشی صورت نگرفت. دو هفته بعد از آن دوباره آزمون آگاهی عیناً در هر دو گروه تکرار شد. برای جمع‌آوری داده‌ها از دو پرسشنامه (عمومی و آگاهی) استفاده شد.

یافته‌ها: میانگین نمرات آگاهی در گروه کتابچه در مقایسه با گروه شاهد، 22/2 نمره افزایش یافت که از نظر آماری معنی‌دار بود (001/0p<). هیچ یک از متغیرهای مستقل (بعد خانوار، تحصیلات و شغل والدین، ساعت صرف شام، خواب و بیدار شدن دانش‌آموز، مسئول تهیه صبحانه خانوار و وضعیت مصرف صبحانه در سایر افراد خانواده) بر میانگین تفاوت نمرات آگاهی تأثیر آماری معنی‌دار نداشت.

نتیجه‌گیری: این پژوهش نشان داد که کتابچه آموزش تغذیه در مورد صبحانه، باعث افزایش سطح آگاهی دانش‌آموزان دختر این گروه سنی می‌شود.


غلامرضا بابایی، مریم کشاورز، میترا پارسی‌نیا، پریدخت اشکواری،
دوره 66، شماره 1 - ( 1-1387 )
چکیده

این پژوهش با به‌کارگیری آنالیز مسیری جهت تعیین اثر مستقیم و یا غیرمستقیم عوامل موثر در مرگ و میر نوزادان کم‌وزن انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه با پرسشنامه‌ای حاوی سئوالاتی در مورد سن مادر، سن ختم حاملگی، نمره آپگار، فشارخون حاملگی، وزن هنگام تولد در نمونه‌ای به‌حجم 445 جفت مادر و نوزاد انجام شد. نمونه‌گیری به‌صورت تصادفی ساده بود و نوزادان تمام خانم‌هایی که برای ختم حاملگی به 15 بیمارستان و زایشگاه دولتی و خصوصی شهر تهران در مدت پژوهش مراجعه داشتند بررسی شدند. وضعیت زنده ماندن نوزاد تا 24 ساعت پس از تولد ثبت شد.

یافته‌ها: بیشترین تغییرات در میزان مرگ و میر در اثر متغیر وزن هنگام تولد است و ضریب منفی آن به این معنی است که با وزن بیشتر نوزاد احتمال زنده ماندن بیشتر می‌شود. رتبه دوم در ایجاد تغییرات در میزان مرگ و میر متعلق به متغیر نمره آپگار نوزاد در بدو تولد است که بنا به ضریب منفی آن با افزایش نمره آپگار احتمال مرگ پایین می‌آید. سومین متغیر تأثیرگذار، سن ختم حاملگی است که ضریب منفی آن نشان می‌دهد با افزایش سن ختم حاملگی نوزاد از شانس زنده ماندن بیشتری برخوردار می‌شود. کمترین تغییرات در مرگ و میر ناشی از متغیر فشار خون حاملگی است.

نتیجه‌گیری: متدولوژی مورد بحث ما می‌تواند در سایر بررسی‌ها جهت ارزیابی، تشخیص و اندازه‌گیری فاکتورهای پیشگویی‌کننده بر روی نتیجه مورد استفاده قرار بگیرند.


بهنوش وثاقی قراملکی، منصور کشاورز، شهریار غریب‌زاده، حمیدرضا مروی، جواد مصیب‌نژاد، اسماعیل ابراهیمی تکامجانی،
دوره 66، شماره 6 - ( 6-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: شکل کلی آسیب عضلانی ناشی از انقباضات اکسنتریک، درد عضلانی با تاخیر Delayed-Onset Muscle Soreness (DOMS) و کاهش قدرت عضلانی طولانی مدت است. گرم کردن غیرفعال در کاهش آسیب‌های عضلانی موثر است. به‌علت تداخل اثر عوامل مختلف در موجود کامل، از عضله اسکلتی گاستروکنمیوس داخلی ایزوله پرفیوز شده جهت مطالعه اثر مستقیم دما بر کاهش قدرت متعاقب تمرینات اکسنتریک استفاده نمودیم.

روش بررسی: پس از لوله‌گذاری در شریان رانی و جداسازی عضله گاستروکنمیوس داخلی، کل اندام تحتانی چپ به داخل محفظه‌ای با دمای oC35 انتقال داده شد. دمای محفظه قبل یا در حین انقباض اکسنتریک به 31oC و 39 رسانده شد و مقدار کاهش قدرت ایزومتریک متعاقب پانزده انقباض اکسنتریک اندازه‌گیری گردید و با دمای oC35 مقایسه شد (9-7=n).

یافته‌ها: کاهش در حداکثر قدرت ایزومتریک به‌عنوان شاخصی جهت تعیین آسیب ایجاد شده توسط انقباضات اکسنتریک استفاده می‌شود. در این تحقیق اعمال 15 انقباض اکسنتریک سبب کاهش شدیدی در مقدار حداکثر قدرت ایزومتریک در تمام گروه‌ها گردید.     (01/0oC و 39، در حین یا قبل از انقباض، با دمای 35oC وجود نداشت.

نتیجه‌گیری: به‌طور کلی نتایج تحقیق حاضر نشان‌دهنده عدم تاثیر تغییر دمای عضله قبل یا در حین انقباضات بر مقدار کاهش قدرت عضلانی متعاقب تمرینات اکسنتریک است.


مریم کشاورز، غلامرضا بابائی، جان دایتر،
دوره 67، شماره 5 - ( 5-1388 )
چکیده

800x600

زمینه و هدف: در بعضی مطالعات، اجرای ده روز لمس درمانی، وزن نوزادان نارس را افزایش داده است. تحقیقات اخیر اجرای پنج روز تحریک حرکتی لمس را در وزن‌گیری نوزادان نارس موثر می‌داند.

روش بررسی: تعداد 51 نوزاد نارس که در بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان به بخش مراقبت‌های بینابینی نوزادان بیمارستان فاطمیه شاهرود منتقل شده و شرایط ورود به مطالعه را داشتند به‌طور تصادفی در دو گروه لمس درمانی و کنترل (به‌ترتیب 24 و 27 نوزاد) قرار گرفتند. لمس درمانی با فشار متوسط به‌‌مدت پنج روز سه‌بار در روز، هر بار20 دقیقه، در وضعیت قرارگیری نوزاد در پهلوی راست و چپ و تکنیک حرکتی با استفاده از فلکسیون و اکستانسیون اندام‌ها اجرا گردید. نوزادان از نظر تغییر در پارامترهای فیزیولوژیک و وزن‌گیری در طی پنج روز اجرای لمس‌درمانی در بیمارستان مقایسه شدند.

یافته‌ها: پنج روز لمس‌درمانی، وزن نوزادان گروه‌تجربی را به‌طور معنی‌داری افزایش داد (1/43 در مقابل 4/5 گرم، 018/0p=). دو گروه از نظر مشخصات نوزادی، از جمله میانگین وزن نوزاد قبل از مطالعه، روزهای فتوتراپی، دریافت آنتی‌بیوتیک و میزان تغذیه دریافتی همچنین میانگین درجه‌حرارت و درصد اشباع اکسیژن تفاوت معنی‌داری نداشتند. هرچند میانگین تعداد تنفس (9/32 در مقابل 5/32، 047/0p=) و تعداد ضربان قلب (148 در مقابل 7/145، 001/0p<) در گروه تجربی افزایش معنی‌دار داشت، اما این افزایش در حدود فیزیولوژیک بود، به طوری‌که هیچ‌یک از نمونه‌ها در ضمن اجرای لمس‌درمانی شرایط خروج از مطالعه را نداشتند.

نتیجه‌گیری: روش تحریک حرکتی لمس ضمن نداشتن تاثیر منفی بر پارامترهای فیزیولوژیک، تاثیر مثبتی بر وزن‌گیری نوزادان نارس داشت، لذا اجرای روش موثر و بدون هزینه لمس و ماساژ درمانی می‌تواند در برنامه‌های مراقبتی کشور قرار گیرد.

Normal 0 false false false EN-GB X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

800x600


فاطمه کشاورزی، ناهید نفیسی، فریدون سیرتی، محمد صادق فلاح، رضا صالحی، زهرا حریری، زهرا شهاب موحد، مریم وحیدی، زهره شریفی، مریم شرفی فرزاد، سیروس زینلی،
دوره 69، شماره 9 - ( 9-1390 )
چکیده

800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

زمینه و هدف: سرطان پستان شایع‌ترین شکل سرطان وراثتی در جهان است. این سرطان یک علت مهم مرگ و میر میان زنان است. پنج تا 10 درصد از همه موارد سرطان پستان و تخمدان به‌علت جهش‌های پرنفوذ ژن‌های مستعدکننده سرطان پستان در سلول‌های زایشی می‌باشد. ژن‌های BRCA1 و BRCA2 برای نصف این موارد در نظر گرفته می‌شوند، لذا درخواست غربالگری جهش‌های این دو ژن رو به افزایش است. نتایج این تست‌ها بر مدیریت کلینیکی افراد در معرض خطر اثر دارد. هدف از این تحقیق شناسایی جهش‌های این دو ژن در صد خانواده ایرانی با خطر بالای این بیماری است. 

روش بررسی: ما صد خانواده را که حداقل در یکی از گروه‌های در معرض خطر قرار داشتند، مورد ارزیابی قرار دادیم. کل توالی‌های کد‌دهنده و مرزهای اگزون- اینترون ژن‌های BRCA1/2 در اعضای بیمار این خانواده‌ها و افراد گروه کنترل به‌وسیله توالی‌یابی مستقیم و MLPA بررسی شد. 

یافته‌ها: در مطالعه حاضر جهش‌های جدید زیر شناسایی شد: p.Gly1140Ser, p.Ile26Val, p.Leu1418X, p.Glu23Gln, p.Leu3X, p.Asn1403His, p.Asn1403Asp, p.Lys581X, p.Pro938Arg, p.Thr77Arg, p.Leu6Val, p.Arg7Cys, p.Leu15Ile, p.Ser177Thr, IVS7+83(-TT), IVS8 -70(-CATT), IVS2+9(G>C), IVS1-20(G>A), IVS1-8(A>G), p.Met1Ile, IVS2+24(A>G), IVS5-8 (A>G), IVS2 (35-39) TTcctatGAT, IVS13+9 G>C در ژن BRCA1 و جهش‌های p.Glu1391Gly, 1994-1995 (InsA), IVS6-70 (T>G) p.Val1852Ile,  در ژن BRCA2.

نتیجه‌گیری: ده عدد از کل جهش‌های شناسایی‌شده احتمالاً بیماری‌زا بوده و خانواده‌های با جهش‌های بیماری‌زا 16 درصد کل خانواده‌های مورد بررسی را به‌خود اختصاص دادند. به‌علاوه از تعداد کل جایگزینی‌های و بازآرایی‌ها که 42 عدد بود، 80 درصد آن‌ها مربوط به ژن BRCA1 و 20 درصد ناشی از ژن BRCA2 بود.


سید سعید اشراقی، مهدی فتاحی بافقی، علی غفوری، پروین حیدریه، شادی حبیب نیا، معصومه رسولی نصب، حجت یزدانبد، حسین کشاورزی،
دوره 71، شماره 7 - ( مهرماه 1392 )
چکیده

زمینه: نوکاردیا باکتری رشته‌ای گرم مثبت، هوازی، پارشیال اسید فست و از راسته اکتینومایست‌ها و قادر است عفونت‌های خطرناک و کشنده‌ای را در افراد مستعد به‌خصوص مبتلایان به نقص سیستم ایمنی به‌وجود آورد.
معرفی بیمار: یک مرد 39 ساله مبتلا به بیماری بهجت در مرداد ماه سال 1390 به اورژانس بیمارستان دکتر شریعتی به‌علت درد در ناحیه پهلوی چپ و ران چپ مراجعه نمود. در بررسی‌های میکروسکوپی از ناحیه آبسه، مجموعه‌ای از لنفوسیت‌ها، نوتروفیل‌ها و ماکروفاژهای کف‌آلود به‌همراه باسیل‌های گرم مثبت با خصوصیات نوکاردیاآستروییدس دیده شد. باکتری جدا‌شده به آنتی‌بیوتیک‌های آمپی‌سیلین، ونکومایسین، سفتریاکسون، آمیکاسین و کوتریماکسازول حساس و به کلیندامایسین اریترومایسین، پنی‌سیلین G، سفالوتین و جنتامایسین مقاوم بود. در نهایت بیمار با تشخیص نوکاردیوزیس جلدی با کوتریماکسازول درمان گردید.
نتیجه‌گیری: به‌دلیل بالا بودن میزان ابتلا و مرگ‌و‌میر در افراد نقص ایمنی، تشخیص سریع و درمان به‌موقع برای این بیماران ضروری می‌باشد.


صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb