جستجو در مقالات منتشر شده


13 نتیجه برای کیانی

خسرو فرهی، فخر السادات محمدزاده کیانی،
دوره 28، شماره 2 - ( 1-1350 )
چکیده

علم ویروس شناسی پیشرفت سریع خود را به کشت سلول مدیون است که از سال 1952 به بعد متداول شده است. بدون اغراق می توان گفت که استفاده از کشت سلول تحولی شگرف و انقلابی پر ثمر در ویرولوژی بوجود آورد. کشت سلول نه تنها به تحریک واکسن بر ضد تعدادی از بیماری های ویروسی انسان و جانوران تحقق بخشید بلکه شناسائی ویروسهای جدیدی را نیز سبب گردید و به کشفیات با ارزش بی شماری امکان داد. در ویروس شناسی امروزه دو نوع کشت سلول مورد استفاده قرار می گیرد که عبارتند از کشت های نخستین سلول و کشت های رده پیوسته .در حال حاضر شش رده سلولی در آزمایشگاه میکروبیولوژی دانشکده پزشکی دانشگاه تهران نگهداری و مورد استفاده قرار می گیرند که عبارتند از رده های سلولی RK13، Vero ، Am57 ، HeP2 ، KB ، HeLa


احمد جوادیان، فریدون سلطان مرادی، شبنم عزلتی، علی منصوری، محمد اسلامی، لیلا کیانی، امید پورنیک، مژگان کاربخش داوری، پژمان محرابیان،
دوره 54، شماره 1 - ( 1-1375 )
چکیده

در 100 موش سوری سالم، بالغ و ماده با وزنی حدود 20 تا 25 گرم دو زخم کامل و نسبتا قرینه با مساحت حدود 15+100 میلی مترمربع در ناحیه پشت ایجاد شده است موش ها بطور تصادفی در سه گروه قرار گرفته اند. گروه یک، تابش به زخم راست، گروه دو، تابش به زخم چپ و گروه سه، کنترل زخم های گروه های آزمون در طی 10 روز، روزانه بمدت 250 ثانیه مورد تابش لیزر هلیوم-نئون (طول موج 632.8nm و توان ثابت 16mw) قرار گرفتند. موش های گروه کنترل نیز در شرایط یکسان بمدت 250 ثانیه ثابت نگهداشته شدند. اندازه زخم ها هردو روز یکبار اندازه گیری شد همچنین هر سه روز یکبار از تعداد مشخصی از نمونه ها برای بررسی میکروسکوپی مراحل بهبود زخم بیوپسی بعمل آمد. تفاوت بهبود زخم، بین گروه آزمون و شاهد معنی دار بود همچنانکه بوسیله روش های آماری (مانند One way و SCHEFFE و ANOVA) با (?=0.05) تایید شد و بوسیله یافته های میکروسکوپی ثابت گردید. این آزمایش بصورت "Blind" انجام گرفت. هیچ تفاوت معنی داری بین بهبود زخم دوطرفه در گروه های آزمون مشاهده نشد. این تحقیق به این ایده که «لیزردرمانی» باعث آزاد شدن فاکتورهای سیستمیک بهبود زخم می شود قوت می بخشد.


سیدرضا میری، عبدالرزاق کیانی، ولی الله محرابی،
دوره 61، شماره 6 - ( 6-1382 )
چکیده

مقدمه: شکاف کام و یا لب آنومالی مادرزادی شایعی است که علت مولتی فاکتوریال دارد ولی همراهی آن با دیگر ناهنجاری ها کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. این مطالعه جهت تعیین همراهی بیماری های مادرزادی قلب (Congenital heart disease: CHD) با این ناهنجاری می باشد.

مواد و روش ها: مطالعه بصورت Prospective و Cross-sectional بر روی کودکان با شکاف کام و یا لب دارای پرونده بستری یا سرپایی در مرکز طبی کودکان در طی سال های 79-1375 انجام گردید که کودکان مذکور توسط متخصص قلب کودکان ویزیت و بررسی شدند. 200 کودک دارای شکاف کام/و یا لب مورد ویزیت قلبی و اکوکاردیوگرافی قرار گرفته و اطلاعات بدست آمده با تست های Fishers exact test و Chi-square test تحلیل گردید.

یافته ها: 19 مورد از 200 بیمار مبتلا به شکاف بررسی شده (9.5%) دارای آنومالی مادرزادی قلب بودند. نکته مهم دیگر این بود که حدود 40% بیماران شکاف دارای CHD در معاینه فاقد سوفل قلبی بودند.

نتیجه گیری و توصیه ها: باتوجه به شیوع بالای CHD در بیماران مبتلا به شکاف کام و یا لب توصیه می شود این کودکان قبل از جراحی شکاف توسط متخصص قلب کودکان ویزیت شوند


رویا کیانی شیرازی، سیروس زینلی، مرتضی کریمی پور، بهناز زربخش، رضا علی بخشی،
دوره 64، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: آلفاتالاسمی شایع‌ترین اختلال توارثی سنتز هموگلوبین در دنیا می‌باشد. آلفاتالاسمی عمدتاً حاصل حذف یک یا هردو ژن آلفا موجود در کروموزوم 16 می‌باشد. حاملین اشکال حذفی آلفاتالاسمی- -/αα) یا (-α/αα , -α/-α از نظر بالینی طبیعی بوده ولی کم خونی هیپوکروم، میکروسیتیک دارند. هتروزیگوت‌های مرکب (- - /-α) کم‌خونی نسبتاً شدیدی دارند و بیماری HbH نامیده می‌شود. جنین‌هایی که هیچ ژن آلفایی به ارث نمی‌برند (--/--) (سندرم هیدروپس فتالیس) در دوران جنینی یا مدت کوتاهی بعد از تولد می‌میرند. بیش از 95% آلفاتالاسمی‌های شناخته شده حذف یک یا هر دو ژن آلفاگلوبین موجود بر روی کروموزوم 16 را دارند.
روش بررسی: آزمایش بر روی 114 فرد ایرانی با MCV و MCH پایین و HbA2 نرمال که به درمان آهن هم پاسخی ندادند از طرف مراکز بهداشتی کشور به انستیتو پاستور ایران ارجاع داده شده بودند، انجام گرفت. DNA ژنومی از سلول‌های سفید خونی به روش Salting Out تخلیص گردید. در این تحقیق در یک لوله منفرد Multiplex-PCR برای هفت حذف (-- SEA, --THAI, --FIL , -α20.5, --MED, -α4.2, -α3.7) آلفاتالاسمی انجام گردید.
یافته‌ها: DNA حاملین آلفاتالاسمی برای وجود انواع متفاوت جهش‌های ژن آلفاگلوبین مورد آزمایش قرارگرفتند. جهش‌های ژنی (حذفها) در تعدادی از نمونه‌های مورد مطالعه شناسایی گردیدند. این حذف‌ها شامل: حذف‌های تک ژن -α3.7 و -α4.2 و حذف‌های دو ژنی مدیترانه‌ای --MED و -α20.5 بودند.
نتیجه‌گیری: حذف -α3.7 شایع‌ترین حذف ژن آلفاگلوبین در نمونه‌های مورد مطالعه می‌باشد. Multiplex-PCR روشی ساده‌، سریع و حساس برای تعیین حذف‌های ژن آلفاگلوبین می‌باشد.


معصومه حیدری، آزیتا کیانی آسیابر، سقراط فقیه زاده،
دوره 64، شماره 9 - ( 6-1385 )
چکیده

با توجه به این که الگوی تغییرات فعالیت جنسی در دوران بارداری ناشی از باورها وتصورات غلط از تغییرات فیزیکی و روانی این دوران می باشد این تحقیق به منظور تعیین آگاهی و نگرش زوجین از روابط جنسی دردوران بارداری انجام گرفت.
روش بررسی: این مطالعه در سال 1384 انجام شد و به مدت سه ماه کلیه خانم‌های باردار و همسرانشان، مراجعه کننده به مراکز مراقبت‌های دوران بارداری بیمارستان‌های تحت پوشش یکی از دانشگاه‌های شهر تهران مورد بررسی قرار گرفتند، تعداد کل مراجعین واجد شرایط به مراکز مورد نظر در مدت فوق 266 نفر خانم باردار بودکه از این تعداد تنها 122نفر از همسرانشان به پرسشنامه پاسخ دادند. در این تحقیق آگاهی ونگرش جنسی زنان باردار وهمسرانشان در دوران بارداری تعیین وارتباط آن با سن، مدت ازدواج، تعداد حاملگی و تحصیلات مورد بررسی قرارگرفت.
یافته‌ها: حدود 5/54% مردان و5/57% زنان باردار نسبت به روابط جنسی دارای نگرش منفی وحدود 60% مردان و75% زنان نسبت به روابط جنسی در دوران بارداری آگاهی نداشتند. زنان باردار علت کاهش میل جنسی را ترس از صدمه به جنین، دردناک بودن، ترس از سقط، ترس از پارگی زودرس کیسه آب، ترس از زایمان زودرس و ترس از عفونت ذکرکرده‌اند.
نتیجه‌گیری: با توجه به اینکه نگرش وآگاهی جنسی زوجین در مورد فعالیت جنسی در بارداری تقریبا تمام عملکرد جنسی آنها را در این دوران تحت تاثیر قرار می‌دهد، ارائه آموزش‌های لازم در این زمینه توصیه می‌گردد


هدایت‌اله نحوی، منصور ملائیان،  فرزانه کاظمیان،  مهرداد حسین پور،  عبدالرزاق کیانی، فاطمه خاتمی، ژامک خورگامی، مهرداد گودرزی،  علیرضا ابراهیم سلطانی،  جواد احمدی،
دوره 65، شماره 6 - ( 6-1386 )
چکیده

شکاف‌های دهانی از شایع‌ترین آنومالی‌های مادرزادی هستند. کودکان با شکاف دهانی اغلب با نقص‌های مادرزادی دیگری به‌خصوص ناهنجاری‌های قلبی همراهند. میزان بروز انواع ناهنجاری‌های همراه، در مطالعات مختلف متفاوت گزارش شده است. هدف این مطالعه بررسی میزان بروز ناهنجاری‌های قلبی همراه در کودکان با شکاف دهانی است.

روش بررسی: در این مطالعه کلیه شیرخواران با شکاف دهانی ارجاعی به بخشهای جراحی کودکان بیمارستانهای آموزشی مرکز طبی و بهرامی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران از سال 1370 تا 1384 به‌طور پروسپکتیو وارد مطالعه گردیدند. بیماران توسط تیم آموزشی متشکل از متخصص کودکان، جراح کودکان و کاردیولوژیست کودکان معاینه و اکوکاردیوگرافی و ثبت شدند. تنها موالید زنده وارد مطالعه و آنومالیهای غیرقلبی ‌و بیماران بدون اکوکاردیوگرافی منظور نشدند. اطلاعات شامل سن، جنس، سابقه ازدواج فامیلی و شکاف دهانی، نوع شکاف دهانی، نتایج اکوکاریوگرافی و انواع آنومالیهای همراه قلبی در پرونده‌ها جمع‌آوری وآنالیز گردید.

یافته‌ها: از 284 بیمار مبتلا به شکاف شکاف دهانی. 162 نفر پسر (57%) و 122 نفر دختر (43%) بودند. در تقسیم‌بندی بر اساس محل ضایعه، 79 بیمار شکاف لب (8/27%)، 84 نفر شکاف کام (5/29%) و 121 نفر (6/42%) شکاف کام و لب داشتند. میزان بروز انواع آنومالیهای مادرزادی قلبی همراه در مجموع 60 مورد (1/21%) و شایع‌ترین آنومالی قلبی در این مطالعه ASD بود (17مورد معادل 3/28% آنومالی‌های قلبی).

نتیجه‌گیری: در بیماران با شکاف لب و کام قبل از هرگونه اقدام جراحی بررسی مشاوره قلبی و اکوکاردیوگرافی روتین انجام و در صورت وجود آنومالی قلبی اقدام درمانی مناسب انجام و آنتی‌بیوتیک پروفیلاکتیک تجویز گردد.


آزیتا کیانی آسیابر، شفیقه محمدی تباز، معصومه حیدری، سقراط فقیه زاده،
دوره 65، شماره 6 - ( 6-1386 )
چکیده

تغییراتی که در طی سیکل قاعدگی اتفاق می‌افتد برروی فعالیت‌های جنسی زن تاثیر خواهد داشت. یکی از موارد مطرح در سیکل قاعدگی، تغییرات میل جنسی است که در آن کمبود یا فقدان خیال‌پردازی‌های جنسی و میل به فعالیت جنسی دیده می‌شود. جهت بررسی این تغییرات در طی سیکل قاعدگی و ارتباط آن باPremenstrual Syndrome (PMS) تحقیقی انجام شده است.

روش بررسی: این بررسی یک مطالعه توصیفی- تحلیلی و از نوع مقطعی و ثبت آینده‌نگر نشانه‌های PMS است که بر روی 150 نفر از زنان متأهل شاغل در کارخانجات لوازم خانگی تهران صورت گرفته است. داده‌ها از طریق پرسشنامه و برگه‌های ثبت روزانه در طی دو سیکل قاعدگی جمع‌آوری شد.

یافته‌ها: در این بررسی میانگین سنی افراد 31 سال بدست آمد. بیشترین کاهش میل جنسی در یک هفته قبل از قاعدگی در3/27% زنان و کمترین کاهش میل جنسی در بعد از اتمام قاعدگی تا یک هفته قبل از قاعدگی (روزهای وسط) 3/5% به‌دست آمد. 7/24% افزایش میل جنسی را در روزهای وسط بین دو قاعدگی و 3/27% در زمان قاعدگی و 7/10% افزایش میل جنسی را در یک هفته قبل قاعدگی گزارش کردند. این بررسی ارتباط معنی‌داری بین PMS و تغییرات میل جنسی با 001/0p< نشان داد.

نتیجه‌گیری: در طی سیکل قاعدگی میل جنسی تغییرات عمده‌ای دارد و بیشترین کاهش میل جنسی مربوط به یک هفته قبل از قاعدگی است. ارتباط بین کاهش میل جنسی و PMS وجود دارد لذا با درمان علائم PMS بسیاری از موارد کاهش میل جنسی را می توان بهبود بخشید.


مژگان کیانی آسیابر،  هادی صمیمی اردستانی، جلال مهدیزاده،
دوره 66، شماره 2 - ( 2-1387 )
چکیده

خُرخُر عبارت است از صدای بلند تنفسی در هنگام دم در خواب که با درجات مختلفی از شدت و فرکانس بروز می‌نماید. خُرخُر گرفتاری‌های اجتماعی و روزمره زیادی را سبب می‌شود. درمان شامل روش‌های طبی و جراحی می‌باشد. مواردی از اعمال جراحی به علت عوارض و محدودیت‌های آنها کمتر انجام می‌شود. امروزه سومنوپلاستی (radiofrequency palatoplasty) به علت تحمل‌پذیری و فقدان درد و توانائی انجام این روش تحت آنستزی لوکال در مطب و مقرون به صرفه بودن روش عالی درمان خُرخُر در نظر گرفته می‌شود.

روش بررسی: تحقیق به روشnon randomized prospective quasi-experimental انجام شد. 28 بیمار با شکایت خُرخُر با شدتی که سبب مزاحمت کسانی می‌شود که با فرد در یک اطاق به سر می‌بردند، با کرایتریاهای ورود به مطالعه تحت بررسی قرار گرفتند. آپنه خواب در این بیماران خفیف تا متوسط بود (به صورت غیرعینی). انرژی رادیو فرکانس در ناحیه کام نرم در قسمت میانی و طرفین به کار برده شد.

یافته‌ها: 21 بیمار تحت یک بار درمان و هفت بیمار تحت دو بار درمان قرار گرفتنند. متوسط سن بیماران 47 سال (7/10=SD) با طیف 65-25 سال بود. 57% بیماران مرد بودند. متوسط BMI 29 بود (5/4=SD). پس از هفت هفته از درمان خُرخُر در 4/71% بیماران بعد از دوبار درمان یا کمتر بهبود یافت (005/0p=). هیچگونه عارضه پایدار در رابطه با تکلم و بلع بوجود نیامد. درد و خونریزی محدود بود. اندازه زبان و ساختمان حلقی قابل مشاهده با دهان باز در 4/34% بیماران بهبود یافت (005/0p<). میزان خُرخُر از نظر بیمار با مقیاس دیداری 20 امتیازی از 39/17 (02/3=SD) به 5/11 (46/6=SD) رسید (005/0p<). میزان خواب‌آلودگی از نظر بیمار به طور قابل توجهی کاهش یافت و بر اساسی مقیاس دیداری 20 امتیازی از 8/6 به 93/3 رسید.

نتیجه‌گیری: پالاتوپلاستی به روش رادیوفرکانس روش ایمن و موثر در درمان خُرخُر (چه از نظر بیمار و چه از نظر شخصی که با او در یک اتاق به سر می‌برد) و بهبود خواب‌آلودگی روزانه می‌باشد. هیچگونه عارضه پایداری پس از درمان بوجود نمی‌آید. به نظر می‌رسد با توجه به پاسخ مناسب اندازه زبان و ساختمان حلقی قابل مشاهده با دهان باز به درمان می‌توان از درمان چندسطحی (درمان قاعده زبان و کام نرم) به عنوان روش موثرتر استفاده نمود.


بتول حسین رشیدی، کیاندخت کیانی، فدیه حق‌اللهی، شیرین شهبازی صیقلده،
دوره 73، شماره 3 - ( خرداد 1394 )
چکیده

زمینه و هدف: سلامت جنسی جزیی از بهداشت باروری است که بر سلامت افراد و جامعه تاثیر زیادی دارد. این مطالعه کیفی به هدف تبیین یک تعریف مبتنی بر فرهنگ از سلامت جنسی در ایران و توصیف اجزای آن انجام شد. روش بررسی: این مطالعه با رویکرد کیفی در تهران از بهمن سال 1388 تا آذر 1392 انجام شد. نمونه‌ها به‌روش هدفمند از متخصصین حوزه سلامت جنسی انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته در طی مصاحبه فردی جمع‌آوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش تحلیل محتوای قراردادی استفاده شد. پس از انجام هر مصاحبه، متن آنها کلمه به کلمه پیاده شده و سپس تجزیه و تحلیل شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها، از روش تجزیه و تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. یافته‌ها: از داده‌های مطالعه، درون‌مایه سلامت فرد و خانواده استخراج شد. از این درون‌مایه و طبقات آن، تعریف سلامت جنسی در ایران و استخراج اجزای آن صورت گرفت که عبارتند از میزان آگاهی و داده‌ها (نیازهای آموزشی)، سلامت و تکامل جسم و روان، نیازهای اقتصادی، ارزش‌های فرهنگی اجتماعی و ارزش‌های مذهبی. براساس نتایج، در افراد بالغ سلامت جنسی ارضای رضایت‌بخش و درست نیازهای جنسی از طریق برقراری یک رابطه سالم و تعریف شده اجتماعی، با فردی از جنس مخالف، می‌باشد. نتیجه‌گیری: سلامت جنسی همچون سیستمی است که از اجزایی انتزاعی تشکیل شده است و بدون شکل‌گیری مناسب و درست تک‌تک این اجزا، امکان دستیابی به سلامت جنسی به‌طور کامل فراهم نخواهد شد. به‌نظر می‌رسد یکی از مهمترین اجزای تامین‌کننده سلامت جنسی، میزان آگاهی‌های جنسی افراد باشد، اگرچه انجام مطالعات بیشتر برای تایید این نتیجه لازم است.
صادق نوروزی، فاطمه اسفندیارپور، علی شکوری ‌راد، نسیم کیانی یوسف‌زاده، زینب هلالات، رضا صالحی، مهرنوش امین، فرزام فرهمند،
دوره 77، شماره 8 - ( آبان 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: افزایش مفرط جابجایی قدامی تی‌بیا در تمرینات توانبخشی تنش وارد بر زانوهای با پارگی لیگامان متقاطع قدامی را افزایش می‌دهد. تمرینات لانج (Lunge exercise) و اکستانسیون زنجیره باز زانو، تمرینات رایج در توانبخشی این لیگامان هستند، ولی آگاهی کافی در مورد جابجایی قدامی تی‌بیا در دو فاز اکسنتریک و کانسنتریک آن‌ها وجود ندارد. این مطالعه جابجایی قدامی تی‌بیا در فازهای اکسنتریک و کانسنتریک این دو تمرین بین زانوهای سالم و با آسیب لیگامان مقایسه کرد.
روش بررسی: با روش نمونه‌گیری غیراحتمالی ساده، ۱۴ مرد با آسیب یک‌طرفه لیگامان متقاطع قدامی برای ورود به این مطالعه مقطعی انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان از کلینک‌های فیزیوتراپی دانشگاه فراخوانده شدند. از یک فلوروسکوپ تک‌صفحه‌ای برای تصویربرداری از زانوی شرکت‌کنندگان در حین انجام تمرینات لانج و اکستانسیون زنجیره باز با پای سالم و آسیب دیده در ترتیبی تصادفی استفاده شد. تصویربرداری در مرکز رادیولوژی بیمارستان سینا، تهران، از دی تا اسفند ۱۳۹۲ انجام شد.
یافته‌ها: در تمرین لانج، تفاوت معناداری بین جابجایی قدامی در زانوی سالم و آسیب‌دیده و فازهای اکسنتریک و کانسنتریک مشاهده نشد. در اکستانسیون زنجیره باز، جابجایی قدامی در زانوهای آسیب‌دیده در اکستانسیون صفر درجه بیشتر از زانوهای سالم بود (۰/۰۰۷P=). جابجایی قدامی در فاز اکسنتریک این تمرین، در زوایای صفر (۰/۰۴۰P=) و °۱۵(۰/۰۲۴P=)، بیشتر از فاز کانسنتریک بود.
نتیجه‌گیری: در تمرین لانج، مقدار جابجایی قدامی تی‌بیا در فازهای اکسنتریک و کانستریک و زانوهای سالم و آسیب‌دیده تفاوتی نداشت، اما، در زوایای صفر تا ۱۵ درجه‌ی تمرین اکستانسیون زنجیره باز، در فاز اکسنتریک بیش از کانسنتریک و در زانوهای آسیب دیده به بیش از زانوهای سالم بود.

حسن محمدی کیانی، احمد شالباف، آرش مقصودی،
دوره 79، شماره 2 - ( اردیبهشت 1400 )
چکیده

زمینه و هدف: تشخیص زودهنگام بیماران در مراحل اولیه آلزایمر که به‌عنوان اختلال شناختی خفیف نامیده می‌شود یک موضوع مهم در درمان و یا به تعویق انداختن ابتلا به آلزایمر می‌باشد. در این مطالعه قصد داریم از روی دادگان تصویربرداری عملکردی تشدید مغناطیسی (fMRI) در حال استراحت، افراد دچار بیماری اختلال شناختی خفیف را از افراد سالم تفکیک کنیم.
روش بررسی: در این پژوهش که از اردیبهشت تا آذر 1399 در تهران انجام شد، پس از انجام پیش‌پردازش دادگان fMRI، با استفاده از اطلس برچسب‌گذاری خودکار آناتومیکی، 116 ناحیه مغزی تفکیک شدند. سپس، ماتریس ارتباط عملکردی این نواحی با استفاده از روش‌های همبستگی پیرسون و اطلاعات متقابل محاسبه شدند. در ادامه، شبکه گراف مغزی تشکیل شده و یال‌های معنادار و قوی حفظ شدند. در انتها 11 ویژگی سراسری از شبکه گراف استخراج شده و پس از انجام آنالیزهای آماری و انتخاب ویژگی‌های موثر، طبقه‌بندی 14 فرد سالم و 11 بیمار دارای اختلال شناختی خفیف با استفاده از طبقه‌بند ماشین‌بردار پشتیبان انجام ‌شد.
یافته‌ها: محاسبات انجام شده نشان داد که روش اطلاعات متقابل و پنج ویژگی سراسری از شبکه گراف با نام‌های میانگین قدرت، دوری از مرکز، بهره‌وری محلی، ضریب خوشه‌بندی و انتقال‌پذیری با استفاده از طبقه‌بند ماشین‌بردار پشتیبان دارای بهترین جواب با صحت 84%، حساسیت 86% و اختصاصیت 93% می‌باشد.
نتیجه‌گیری: ترکیب ویژگی‌های گراف مغزی و ارتباطات عملکردی، براساس تجزیه و تحلیل دادگان fMRI می‌تواند افراد با اختلال‌شناختی خفیف را با دقت بالایی تفکیک نماید.

فرزانه کیانیان، مهری کدخدایی، بهجت سیفی، فریبا آخوندزاده، کمال عبدالمحمدی، آرش عبدی، مینا رنجبران،
دوره 79، شماره 8 - ( آبان 1400 )
چکیده

زمینه و هدف: فرضیه مورد بررسی در این مطالعه آن است که ترشحات سلول‌های بنیادی مزانشیمال (CM) سبب کاهش استرس اکسیداتیو در بافت مغز در موش‌های صحرایی نر مبتلا به سپسیس می‌گردد.
روش بررسی: این مطالعه در گروه فیزیولوژی دانشگاه علوم پزشکی تهران از شهریور 1397 تا اردیبهشت 1398 انجام شد. ترشحات از سلول‌های بنیادی مزانشیمال بافت چربی موش در پاساژ دوم جمع‌آوری شد. موش‌های صحرایی نر نژاد ویستار (g 250-220) به سه گروه آزمایشی تقسیم شدند: شم، سپسیس و CM. سپسیس در گروه‌های سپسیس و CM القا شد. دو ساعت پس از القاء سپسیس، حیوانات در گروه CM، ترشحات 105×5 سلول بنیادی مزانشیمی را به صورت داخل صفاقی دریافت کردند. 24 ساعت پس از درمان، فشار سیستولی و میزان اشباع اکسیژن خون شریانی در حیوانات اندازه‌گیری شد. سپس نمونه خون حیوانات به‌منظور سنجش شاخص‌های التهابی و نمونه بافت مغز به‌منظور اندازه‌گیری شاخص‌های اکسیداتیو گردآوری گردید.
یافته‌ها: در حیوانات سپتیک، کاهش معنادار در فشارخون سیستولی، درصد اشباع اکسیژن خون شریانی و فعالیت سوپراکسید دیس‌موتاز مشاهده گردید (05/0>P). در این گروه، افزایش معنادار در سطوح شاخص‌های التهابی و محتوای مالون دی‌آلدهید مغزی نسبت به گروه شم دیده شد (05/0>P). استفاده از CM سبب بهبود معنادار فشارخون سیستولی، درصد اشباع اکسیژن خون شریانی، شاخص‌های التهابی پلاسما و پارامترهای اکسیداتیو مغزی گردید (05/0>P).
نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد که استفاده از ترشحات سلول‌های بنیادی سبب بهبود وضعیت التهابی و اکسیداتیو در موش‌های مبتلا به سپسیس می‌گردد و ممکن است بتوان آن را به‌عنوان یک درمان موثر در بیماران مبتلا به سپسیس در آینده به‌کار برد.

فریدون معماری، سید حسن امامی رضوی، فخر‌الدین کیانی، زهرا خزاعی‌پور،
دوره 79، شماره 9 - ( آذر 1400 )
چکیده

زمینه و هدف: مدیریت زمان در کنترل استرس بسیار موثر است. برنامه زمان‌بندی و مدیریت زمان در رشته جراحی و آموزش دستیاران تخصصی این رشته از اهمیت به‌سزایی برخوردارست. با مدیریت صحیح زمان و برنامه‌ریزی می‌توان همین زمان محدود را هم مدیریت نمود و کارایی بیشتری را شاهد بود. مطالعات کمی در ایران در این خصوص صورت گرفته است. بنابراین، هدف از این مطالعه بررسی تاثیر برنامه زمان‌بندی در بهبود و ارتقای خدمات آموزشیدرمانی دستیاران جراحی عمومی بیمارستان حضرت امام خمینی (ره) در سال 1394 بود.
روش بررسی: در پیش و پس این مطالعه، 18 دستیار بخش‌‌‌های جراحی عمومی پنج‌گانه بیمارستان امام خمینی از بهمن 1394 تا اسفند 1394 که در سال اول تا چهارم مشغول به تحصیل بودند، به ‌روش نمونه‌گیری در دسترس وارد مطالعه شدند و فعالیت‌های آن‌ها در 11 حیطه بررسی شد. برای اندازه‌گیری اثربخشی این خودارزیابی، پنج حیطه توسط اساتید ارزیابی شد. پس از ارزیابی مجدد دستیاران توسط اساتید، نتایج این ارزیابی با ارزیابی پیش از مداخله (بازخورد) مورد مقایسه قرار گرفت.
یافته‌ها: در مجموع 18 دستیار وارد مطالعه شدند، ده شرکت‌کننده مرد (6/55%) و بقیه زن بودند. میانگین سن 7/3±30 سال بود. زمان استراحت و اورژانس در دستیاران سال اول و زمان مطالعه در دستیاران سال چهارم بیشتر بود. زمان شرکت در کلاس‌های آموزشی در دستیاران سال دوم بیشتر بود. میانگین نمره بخش در ابتدا و انتهای مطالعه در دستیاران سال چهارم از همه بیشتر و دستیاران سال اول از همه کمتر بود. میانگین تمامی نمرات انتهای مطالعه به‌جز قضاوت بالینی به‌طور معناداری بیش از ابتدای مطالعه بود.
نتیجه‌گیری: مدیریت زمان می‌تواند عملکرد آموزشی و درون‌بخشی دستیاران جراحی را به‌نحو قابل توجهی بهبود دهد.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb