12 نتیجه برای گنجی
احمدرضا سروش، مجتبی مجتهدزاده، مراد کتیرائی، محمدرضا گنجی، فرحناز زینالی،
دوره 60، شماره 6 - ( 6-1381 )
چکیده
مقدمه: کنترل دردهای پس از جراحی شکم یکی از روشهای بهبود کیفیت مراقبت های بیمارستانی و رضایت مندی بیماران می باشد. این مطالعه با هدف بررسی و مقایسه اثرات درمانی و عوارض جانبی ترامادول و مورفین در کنترل درد بیماران پس از جراحی شکم، در بخش جراحی 2 و جراحی زنان بیمارستان دکتر شریعتی تهران صورت گرفته است.
مواد و روشها: این مطالعه به صورت Open lable تصادفی در یک مرکز طی مدت 3 ماه در سال 1378 انجام شده است در مجموع 64 بیمار وارد طرح شدند که 32 نفر با مورفین و 32 نفر با ترامادول درمان شدند. در هر گروه 12 مرد و 20 زن وارد مطالعه شدند، متوسط سن افراد در گروه ترامادول 15±48 و در گروه مورفین 16±43 سال بود. یک گروه پس از عمل 100mg/5ml ترامادول و یک گروه 5mg/5ml مورفین دریافت کردند. دارو به محض شکایت بیمار از درد تزریق شد. فعالیت تنفسی و میزان اشباع اکسیژن خون شریانی قبل و بعد از تجویز دارو و (طی 24 ساعت) توسط دستگاه کاپنوگراف بررسی شد. شدت درد بیمار به روش 4 درجه ای مقیاس درجه بندی گفتاری (VRS (Verbal Rating Scale در ساعات 12-8-6-4.5-3-1.5-1-0 و 24 پس از دریافت دارو بررسی گردید. در گروه ترامادول، بیماران به طور متوسط 72±194 mg و در گروه مرفین 7±17 mg دارو دریافت کرده اند.
یافته ها: در آغاز مطالعه علایم حیاتی بیماران ثبت شد که تفاوت قابل ملاحظه ای بین دو گروه مشاهده نشد. توزیع نوع عمل سطح گسترده ای داشت و لاپاراتومی و کوله سیستکتومی بیشترین تعداد عمل را تشکیل می داد. تمام بیماران داروی بیهوشی دریافت نمودند که بیشترین داروهای مصرفی دیازپام، سوفنتانیل، سوکسینیل، کولین کلراید و تیوپنتال بود. تعیین میزان اشباع اکسیژن شریانی یکی از پارامترهای اساسی در مطالعه بود که تفاوت معنی داری در تغییر میزان اشباع بین دو گروه، پس از تزریق دارو مشاهده نشد (P>0.472). شدت درد در زمانهای مختلف در دو گروه ثبت شد. در آغاز مطالعه تفاوتی در شدت درد بین دو گروه دیده نشد. اما در طی 24 ساعت مشاهده شد که گروه ترامادول در وضعیت بهتری از لحاظ تسکین قرار داشتند (P<0.001).
نتیجه گیری و توصیه ها: این مطالعه نشان می دهد ترامادول نسبت به مورفین دارای اثر ضد درد پایدارتری است و می تواند در جراحی های شکم جایگزین خوبی برای مورفین باشد.
محمدحسین ملکمدنی، علیرضا لاشیئی، جواد بهجتی اردکانی، رحیمه گنجی،
دوره 65، شماره 7 - ( 7-1386 )
چکیده
رتینوپاتی دیابتی شایعترین عارضه مزمن دیابت و یکی از مهمترین و مخربترین عوارض آن و شایعترین علت نابینایی بالغین میباشد. هدف این مطالعه تعیین شیوع و شدت رتینوپاتی و همچنین مشخص کردن فاکتورهای مستعدکننده رتینوپاتی در بیماران دیابتیک بستریشده به علت عوارض غیرچشمی دیابت و همینطور بررسی ارتباط بین رتینوپاتی و این عوارض میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه، 84 بیمار دیابتیک که بهدلیل عوارض غیرچشمی دیابت به بیمارستان مراجعه کرده بودند از نظر رتینوپاتی پرولیفراتیو و غیر پرولیفراتیو مورد بررسی قرار گرفتند. رتینوپاتی غیر پرولیفراتیو به چهار گروه میکروآنوریسم، رتینوپاتی غیر پرولیفراتیو خفیف، متوسط و شدید تقسیمبندی شده بود.
یافتهها: شیوع رتینوپاتی دیابتیک در مطالعه ما 4/77% (65 بیمار) بود و رتینوپاتی پرولیفراتیو در 23 بیمار (4/35% از مبتلایان به رتینوپاتی) دیده شد. رتینوپاتی در بیماران بستریشده بهدلیل نفروپاتی بیشتر از بیماران مبتلا به پای دیابتی و کتواسیدوز بود (001/0p=) و همینطور در بیماران مبتلا به پای دیابتی بیشتر از کتواسیدوزیها بود (008/0p=). فاکتورهای مرتبط با ایجاد رتینوپاتی دیابت نوع ΙΙ، فشار خون بالا و افزایش کراتینین سرم، طول مدت ابتلا به دیابت و وجود نفروپاتی و پای دیابتی همزمان بودند (05/0>p). در مدل رگرسیون لجستیک دو جانبه، طول مدت دیابت فاکتور پیشبینیکننده خفیف جهت ایجاد رتینوپاتی پرولیفراتیو شناخته شد. (06/0p=).
نتیجهگیری: شیوع و شدت رتینوپاتی دیابتی در بیماران ما، بهویژه در مبتلایان به نفروپاتی بالاست. علاوه بر کنترل قند، کاهش کلسترول و تری گلیسیرید و همچنین تنظیم فشارخون در کاهش شیوع رتینوپاتی دیابتی موثر میباشد.
حمیده شجری، محمودرضا اشرفی، فرحناز گنجیزاده، سید احمد سید علی نقی، سعید زندیه، سید مصطفی حسینی،
دوره 65، شماره 13 - ( دوره 65، ویژه نامه شماره 1 1386 )
چکیده
لکههای مغولی شایعترین ضایعات پیگمانته در نوزادان میباشند که بهصورت ماکولهای مادرزادی به اندازه و رنگهای متنوع دیده میشوند. شایعترین مکان لکههای مغولی ناحیه ساکروگلوتئال میباشد. شیوع این لکهها از 10% در نژاد سفید تا بیش از 80% در نژادهای آسیایی مانند چینی و مغولی گزارش شده است. تاکنون مطالعات محدودی در مورد بررسی فراوانی لکههای مغولی در ایران انجام گردیده است. مطالعه حاضر به بررسی بروز این لکهها و مکان آنها در نوزادان بهدنیا آمده در بیمارستان شریعتی تهران پرداخته است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی بهمدت دو سال، در فاصله سالهای 85-1383، در بیمارستان شریعتی تهران انجام پذیرفت و 2305 نوزاد توسط پزشک متخصص اطفال از نظر وجود لکههای مغولی و مکانهای شایع آن مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: بروز لکههای مغولی در بیمارستان شریعتی تهران 4/11 درصد بود. شایعترین مکان لکههای مغولی ناحیه ساکرال و بعد از آن ناحیه گلوتئال بود. بین وجود لکه مغولی با جنس، ترم و پره ترم بودن نوزاد، گروههای سنی مادران و نوع زایمان، ارتباط معنیدار وجود نداشت (05/0p).
نتیجهگیری: در جمعیت مورد مطالعه تهران میزان فراوانی لکه مغولی شبیه نژاد سفید میباشد. انجام یک مطالعه نژاد شناختی تکمیلی بر روی مراجعهکنندگان به این بیمارستان ضروری است.
عباس ابوالقاسمی، حسین شیبانی، محمد نریمانی، مسعود گنجی،
دوره 66، شماره 7 - ( 7-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: ناباروری جنبههای مختلف شخصیتی و روانشناختی، کارکردهای خانوادگی، شغلی و ارتباطی را متاثر میسازد. نتایج پژوهشها نشان دادهاند که ناباروری با افسردگی، استرس، اضطراب، نارضایتی از زندگی و دیگر مشکلات روانشناختی همراه است. هدف از این پژوهش مقایسه ابعاد رواننژندی و آندروژنی در سه گروه از زنان بارور، نابارور و یائسه میباشد.
روش بررسی: نمونه این پژوهش 180 زن بارور، نابارور و یائسه (هر گروه 60 نفر) بود که از میان زنان مراجعهکننده به بیمارستانهای امام خمینی و میرزا کوچک خان شهر تهران در سال 1383 انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از مقیاس روانژندی پرسشنامه شخصیت NEO و پرسشنامه نقش جنسیتی بم استفاده شد.
یافتهها: نتایج تحلیل واریانس یک متغیری نشان داد که بین هر یک از متغیرهای ابعاد رواننژندی و آندروژنی در زنان بارور، نابارور و یائسه تفاوت وجود دارد (01/0>p). برای بررسی دقیقتر، آزمون پیگیری LSD نشان داد که میانگین نمرههای ابعاد رواننژندی "زنان نابارور نسبت به زنان بارور"، "زنان نابارور نسبت به زنان یائسه" و"زنان یائسه نسبت به زنان بارور" بهطور معنیداری بیشتر است، در صورتیکه میانگین نمرههای آندروژنی "زنان نابارور نسبت به زنان بارور"، "زنان نابارور نسبت به زنان یائسه" و "زنان یائسه نسبت به زنان بارور" بهطور معنیداری کمتر بود (01/0>p).
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش با یافتههای پژوهشی دیگر همخوانی دارد. توجه به نقش ابعاد رواننژندی و آندروژنی در مشاورههای ناباروری و درمان از راهکارهای عملی این پژوهش میباشد.
سیدعلی امامی، امیررضا فرهود، علی گنجعلی خان حاکمی، مسعود گنجی، سیدمحمدجواد مرتضوی،
دوره 67، شماره 4 - ( 4-1388 )
چکیده
800x600 زمینه و هدف: در طی پیشرفت آرتروسکوپی،
در طی سه دهه اخیر، از بلوک داخل مفصلی که با تزریق ماده بیحس کننده به داخل مفصل
صورت میگیرد، برای انجام آرتروسکوپی استفاده شده است. در این مطالعه، تأثیر بلوک
داخل مفصلی زانو به وسیله ترکیب بوپیواکائین، لیدوکایین و آدرنالین در آرتروسکوپی زانو
بررسی شده است.
روش بررسی: در 41 بیمار فاقد
سابقه بیماری زمینهای (محدوده سنی: 18 تا 55 سال)، آنستزی جهت انجام آرتروسکوپی تشخیصی
زانو، با تزریق 10 میلیلیتر بوپیواکائین 5/0 درصد به اضافه 10 میلیلیتر
لیدوکائین دو درصد همراه با آدرنالین 100000/1 به داخل مفصل صورت گرفت. درد و نیاز
به ضد درد در حین انجام آرتروسکوپی، مدت زمان انجام عمل، حجم مایع استفاده شده در آرتروسکوپی،
مدت زمان بیدردی و نیاز به ضد درد بعد از انجام آرتروسکوپی، میزان درد بیمار بر
اساس Visual Analogue Scale (VAS) در حین ترخیص
از بخش مراقبت بعد از عمل و رضایت بیمار و جراح از روش آنستزی، مورد ارزیابی قرار
گرفت.
یافتهها: 68% بیماران درجه درد خفیف و 29% درجه درد متوسط را
گزارش نمودند و تنها یک مورد درجه درد شدید داشت، به همین دلیل برای وی بیهوشی عمومی
در حین انجام آرتروسکوپی به کار برده شد. میانگین VAS معادل 78/2
حاصل شد. 78% بیماران و در 80% موارد جراح، میزان رضایت عالی و خوب را گزارش
نمودند.
نتیجهگیری: با توجه به میزان رضایت بالای بیمار و جراح و میانگین VAS حاصل شده، ساده بودن
انجام بلوک داخل مفصلی و همچنین عوارض مختلف مربوط به روشهای آنستزی دیگر، روش
آنستزی داخل مفصلی میتواند به عنوان یک روش ساده، مؤثر و کمخطر در انجام آرتروسکوپی
زانو مطرح باشد.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
مجید دادمهر، علی فتاحزاده، شهاب کمالی اردکانی، فرزاد باطنی، فریده نجات، سیدمحمد قدسی، بهزاد افتخار، سارا گنجی، فاطمه دادمهر، بشیر نازپرور، سعید انصاری،
دوره 67، شماره 6 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : مطالعات فراوانی در رابطه با گوناگونیهای تشریحی هر سگمان از عروق تشکیل دهنده حلقه ویلیس انجام گرفته است، ولی تعداد کمی از آنها گوناگونیهای حلقه ویلیس را بهصورت کلی بررسی کردهاند. در این مطالعه تمام حلقه ویلیس و گوناگونیهایش در یک گروه ایرانی مورد بررسی قرار گرفت و با مطالعات قبلی مقایسه شد. روش بررسی : گوناگونیهای تشریحی حلقه ویلیس در مغز 132 جسد ایرانی (102 مرد بالغ و 30 جنین و نوزاد) مطالعه شد. فرآیند تشریح، جهت مطالعات و بررسیهای بیشتر، تصویربرداری دیجیتالی شد و به کمک نرم افزار کامپیوتری قطر هر سگمان اندازهگیری شد. گوناگونیهای حلقه ویلیس بهصورت کلی و سگمانی بررسی و با مطالعات گذشته مورد مقایسه قرار گرفت. یافتهها : مشخصترین گوناگونی هیپوپلازی یک و یا دو طرفه شریان رابط خلفی بود. در هیچکدام از شریانهای مغزی قدامی و شریانهای مغزی خلفی، آپلازی دیده نشد. در 3/3% از نمونههای جنین و نوزاد و 3% از نمونههای بالغ شریان رابط خلفی راست و چپ وجود نداشت. فقط در یک مورد از نمونههای بالغ شریان رابط قدامی آپلاستیک بود. ن تیجهگیری : گوناگونیهای تشریحی حلقه ویلیس در نژاد ایرانی که در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفت با جمعیتهای مختلفی که در مطالعات دیگر بررسی شده بودند، تفاوت قابل ملاحظهای نداشت. مهمترین تفاوت بین حلقه ویلیس جنین و بالغ در قطر شریان رابط خلفی و شریان مغزی خلفی (که در تشکیل حلقه شرکت دارد) میباشد .
معصومه اسدی، فرح فرخی، میثم گنجیبخش، نوروز دلیرژ، وحید نجاتی، کیکاوس غلامی،
دوره 69، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: از آنجا که سلولهای دندریتیک (DC) قادر به القای پاسخ ایمنی بر علیه تومور میباشند، امروزه علاقه فزایندهای در بهکارگیری این سلولها در ایمونوتراپی تومور وجود دارد. در مطالعه حاضر سلولهای دندریتیک بهمنظور استفاده در امر تحقیقات و ایمونوتراپی تومور بررسی شدند.
روش بررسی: بخشیاز سلولهای تکهستهای خون محیطی که به پلاستیک میچسبند در حضور GM-CSF و IL-4 بهمدت پنج روز و سپس به مدت دو روز نیز با TNF-α, PLY-IC و مایع رویی لنفوسیت T تحریک شده با PHA، PHA-activated T cells Conditioned Medium کشت داده شد و بررسی مورفولوژیک تعیین فنوتیپ، قدرت بیگانهخواری سلولهای دندریتیک ارزیابی شد. توانایی سلولهای تولیدشده در واکنش مختلط لکوسیتی آلوژن و میزان سایتوکینهای تولید شده مورد سنجش قرار گرفت.
یافتهها: سلولهای دندرتیک تولید شده با این روش دارای افزایش بیان مولکولهای سطحی نظیر CD80، CD83، CD86، HLA-DR بودند. این سلولها دارای توانایی فاگوسیتوز کم و قدرت تحریک بالای لنفوسیتهای T بودند. با سنجش نسبت سایتوکینها مشخص شد سلولهای دندریتیک تولید شده از نوع DC1 میباشند.
نتیجهگیری: این دادهها نشاندهنده القای بلوغ کارامدتر سلولهای دندریتیکی توسط مایع رویی سلولهای لنفوسیت T میباشد که با PHA تحریک شده بودند. استفاده از این مایع رویی بهعنوان فاکتور بلوغ میتواند منجر به تولید سلولهای دندریتیکی کارامدتر با توانایی ایمونوتراپی تومور باشد و امکان تکامل هر چه بیشتر استراتژیهای جدید در ایمونوتراپی بیماریها با استفاده از سلولهای دندریتیک تولید شده در آزمایشگاه را فراهم کند.
کیکاوس غلامی، وحید نجاتی، نوروز دلیرژ، میثم گنجیبخش، معصومه اسدی،
دوره 69، شماره 3 - ( 3-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: پاسخ های ایمنی ذاتی و اکتسابی وابسته به مهاجرت لکوسیت ها از عرض سلول های اندوتلیال
که نقش مهمی در شروع پاسخ های ایمنی سلولی دارند و در مسیر مهاجرت از (DCs) می باشد. سلول های دندریتیک
بافت های محیطی به عقد ههای لنفاوی با سلول های اندوتلیال عروق لنفاوی تماس پیدا م یکنند. در این تحقیق اثرات
سلول های اندوتلیال چسبیده به سطح و غیرفعال بر روی خصوصیات فنوتیپی و عملکردی سلول های دندریتیک
مورد بررسی قرار گرفت. روش بررسی: بعد از جدا نمودن سلول های تک هسته ای از خون محیطی و کشت آن ها
فاکتور محرک- گرانولوسیت و مونوسیت) به مدت پنج ) GM-CSF و FCS ( اینترلوکین- 4 ) IL- حاوی 4 RPMI در محیط
،(MCM) روز سلول های دندریتیک نابالغ ایجاد شد. این سلول ها همراه با فاکتورهای بلوغ (مایع رویی مونوسیت
کشت داده RPMI بر روی سلو لهای اندوتلیال اضافه شد و به مدت 48 ساعت، در محیط کشت (Poly I-C و TNF-α
شد. هفت روز پس از کشت بلوغ سلو لهای کشت داده شده توسط دستگاه فلوسایتومتری، بتا کانتر و کیت الایزا
بررسی شد. یافت هها: یافته های حاصل از این مطالعه نشان داد که سلول های اندوتلیال از طریق تماس سلول به سلول
با سلول های دندریتیک ارتباط برقرار نموده و باعث مهار بلوغ در سلو لهای دندریتیک می گردد. این اثر به علت
می باشد. آن ها هم چنین با مهار نمودن محرک های CD و افزایش بیان 14 HLA-DR و CD83, CD86, CD کاهش بیان 80
موجب کاهش تکثیر آن ها می شوند. نتیج هگیری: براساس یافته های حاصل از این تحقیق می توان T لنفوسیت های
نتیجه گرفت، سلول های اندوتلیال که در مسیر مهاجرت سلول های دندریتیک قرار می گیرند، می توانند به عنوان
تنظیم کننده های بالقوه عملکرد و تمایز سلول های دندریتیک باشند.
میثم گنجیبخش، وحید نجاتی، معصومه اسدی، نوروز دلیرژ، فرح فرخی،
دوره 69، شماره 11 - ( 11-1390 )
چکیده
800x600 Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: سلولهای دندریتیک (DC) قادر
به القای پاسخ ایمنی بر علیه تومور میباشند و امروزه علاقه فزایندهای در بهکارگیری
این سلولها در ایمونوتراپی تومور وجود دارد. در میان راهکارهای ارایهشده برای
درمان سرطان، استفاده از سلول های
دندریتیک جایگاه ویژهای یافته است و محققین تلاش میکنند با تحقیقات بیشتر به سلولهای
دندریتیک کارآمدتری در شرایط آزمایشگاه دست پیدا کنند. این تحقیق به منظور تولید
سلولهای دندریتیک کارآمد برای استفاده در امر تحقیقات و ایمونوتراپی تومور انجام
شده است.
روش
بررسی: بخشی از سلولهای تکهستهای
خون محیطی (PBMC) که به پلاستیک میچسبند در حضور اینترلوکین-4 (IL-4) و محرک گرانولوسیت (GM-CSF) بهمدت پنج روز و بهمدت دو روز نیز با TNF-α, PLY-IC و سلولهای اپیتلیال (A375)، کشت داده شد. سپس بر
روی سلولهای تمایزیافته بررسی مورفولوژیک، تعیین فنوتیپ، قدرت بیگانهخواری مورد
ارزیابی قرار گرفت؛ همینطور توانایی سلولهای تولیدشده در واکنش مختلط لکوسیتی (MLR) آلوژن و میزان سایتوکینهای تولیدشده مورد سنجش قرار گرفت.
یافتهها: سلولهای دندریتیک تولیدشده با این روش دارای مقادیر
بالای بیان مولکولهای سطحی CD80، CD83، CD86، HLA-DR و
مقدار پایین بیان مولکول سطحی CD14 بودند همچنین
این سلولهای دندریتیک دارای توانایی فاگوسیتوز مناسب و قدرت تحریک بالای لنفوسیتهای
T بودند و قادر به ترشح مقادیر بالایی از
سایتوکین IL-12 بودند که نشاندهنده بلوغ کامل سلولهای
دندریتیک تولیدشده میباشد.
نتیجهگیری: سلولهای
اپیتلیال پوست منجر به تولید سلولهای دندریتیکی کارآمدتر با توانایی ایمونوتراپی
تومور و همچنین باعث تولید سلولهای دندریتیک از نوع یک (DC1) در شرایط آزمایشگاهی میگردند.
فاطمه گنجی، سعید آبرون، حسین بهاروند، مرضیه ابراهیمی، ناصر اقدمی،
دوره 70، شماره 3 - ( 3-1391 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: قابلیت تمایز سلولهای بنیادی جنین انسان بهعنوان سلولهای پرتوان، به انواع سلولهای مختلف از جمله سلولهای عصبی، قلبی و کبدی بررسی شده است. در این مطالعه با توجه به توانمندی سلولهای بنیادی جنین انسان (Royan H5) که در پژوهشگاه رویان بهصورت رده سلولی تهیه شده، بررسی قابلیت تمایز این سلولها به سلولهای خونی مورد توجه قرار گرفت. هدف مطالعه بررسی توانمندی سلولهای بنیادی جنین انسان (Royan H5) در تمایز به سلولهای همانژیوبلاست بود.
روش بررسی: سلولهای بنیادی جنین انسان بهصورت سوسپانسیون در محیط کامل DMEM/F12 و در حضور (ngmL100) bFGF کشت و تکثیر شدند و در روز هشت در حضور ترکیبات القاکننده به سلولهای بلاست تمایز داده شدند. شاخصهای سلولهای بلاست KDR، CD31 و CD34 توسط فلوسیتومتری و بیان ژنهای TAL-1، Runx-1 و CD34 توسط Quantitative Real Time-PCR نشان داده شد و توان کلونیزایی بلاستها (Colony forming unit-assay) در محیط حاوی متیل سلولز ارزیابی شد.
یافتهها: سلولهای بنیادی جنین انسان در طی تمایز به پیشسازهای خونی، جمعیتی از سلولهای (5/12%±79) KDR+، (8/2%±6/5) CD31+-CD34+ و (12/2%±6) KDR+-CD31+ را بهوجود میآورند. افزایش معنیدار بیان ژنهای (01/0P≤، 05/0P≤) TAL-1, RUNX-1, CD34 در کلونیهای چهارده روزه شاهدی بر تشکیل سلولهای بلاست بود. همچنین کلونیهای شش روزه تولیدشده بر سطح ماتریژل و با ویژگیهای شبه همانژیوبلاست در محیط حاوی متیل سلولز شبه کلونیهای مختلط خونی و سلولهای شبه اندوتلیال را ایجاد کردند.
نتیجهگیری: سلولهای بنیادی جنینی Royan H5 قادر به تولید سلولهای پیشساز خونی با توانمندی دوگانه در شرایط آزمایشگاهی میباشند که میتوانند کلونیهای شبیه به کلونیهای مختلط خونی و سلولهای شبه اندوتلیال را تولید کنند.
آزاده زاهدی، سید مختار اسمعیل نژاد گنجی، سکینه کمالی آهنگر، رحمتاله جوکار،
دوره 77، شماره 1 - ( فروردین 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: از عوارض دیابت، زخم پا است که در صورت عدم درمان مناسب منجر به آمپوتاسیون میشود. گچگیری تماس کامل روشی در ارتوپدی است که بهعنوان استاندارد طلایی در درمان زخمهای نوروپاتیک و نوروایسکمیک پا، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش کنونی با هدف بررسی نتایج درمانی گچگیری تماس کامل در بیماران با زخم پای دیابتی انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه گذشتهنگر، ۹۲ بیمار که در بازه زمانی فروردین ۱۳۹۳ تا اسفند ۱۳۹۴ به بیمارستان شهید بهشتی بابل با شکایت زخم پای دیابتی گرید ۰، ۱ و ۲ (درجهبندی واگنر) مراجعه کرده بودند، شرکت داشتند. دادههای مربوط به ویژگیهای دموگرافیک، بیوشیمیایی و ابعاد زخم گردآوری گردید. پس از اقدامات اولیه در پاکسازی زخم، برای بیماران گچگیری تماس کامل بسته شده و هر هفته تا زمان بهبود تعویض شد. سرعت ترمیم زخم بهصورت کاهش هفتگی مساحت زخم محاسبه گردید.
یافتهها: جامعه کل با میانگین سنی ۱۰/۵۶±۶۳/۹ سال متشکل از ۱۶ نفر با دیابت نوع یک و ۷۶ نفر با دیابت نوع دو بودند. مدت گچگیری با تماس کامل بهطور میانگین ۱/۹±۶/۸ هفته بود. سرعت ترمیم زخم پس از گچگیری با تماس کامل در تمامی افراد بهطور میانگین cm2/week ۰/۱۶۸±۰/۴۰۶ بود. سرعت التیام زخم با بالا رفتن سن بیمار (۰/۰۰۱P<) و افزایش طول مدت ابتلا به دیابت (۰/۰۰۳P=) کاهش یافت.
نتیجهگیری: گچگیری تماس کامل میتواند روشی موثر در التیام زخمهای پای دیابتی باشد. بیماران با سن بالا و سابقه بیشتر ابتلا به دیابت به درمان طولانیتری جهت بهبود کامل زخم نیاز دارند.
رضا باغبانیان، شیرین عزیزیدوست، کامران محمودی، محبوبه رشیدی، گلشن میرمومنی، سینا گنجی نتاج،
دوره 82، شماره 12 - ( اسفند 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: کواگولوپاتی یکی از شایعترین علل مرگومیر در بخش مراقبتهای ویژه است. این مطالعه نیز با هدف بررسی ارتباط اسیدوز با اختلالات انعقادی در بیماران تحت لاپاراتومی بستری در بخش مراقبتهای ویژه اجرا شد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی گذشتهنگر پرونده 121 نفر از بیماران تحت لاپاراتومی بستری در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان امامخمینی (ره) شهر اهواز طی سال 1402 بررسی شده و اطلاعات دموگرافیک، بالینی و نتایج آزمایشخون برای اندازهگیری پارامترهای مرتبط با اسیدوز و آزمایشهای انعقادی افراد استخراج شد. در ادامه نرخ کواگولوپاتی، ترومبوسیتوپنی، اسیدوز و پیامد بیمار محاسبه شد.
یافتهها: پرفشاری خون 34(1/28%) مهمترین بیماریهمراه و پریتونیت 54(6/44%) مهمترین علل بستری بیماران را تشکیل دادند. نرخ بروز کوآگولوپاتی، ترومبوسیتوپنی و اسیدوز بهترتیب 29(24%)، 27(3/22%) و 115(95%) گزارش گردید. در مجموع 44(5/36%) بیمار در طی دوره بررسی فوت شدند. بااینکه نرخ کوآگولوپاتی و ترومبوسیتوپنی در بیماران دچاراسیدوز بالاتر بود اما این تفاوتها معنادار نبود (05/0<P). نرخ مرگومیر در میان افراد بدون ترومبوسیتوپنی، ترومبوسیتوپنی خفیف، متوسط و شدید تفاوت معناداری را نشان داد (001/0=P). میانگین PH در بیماران فوت شده به میزان معناداری از سایرین پایینتر بود (13/0±19/7 دربرابر 88/0±25/7، 005/0=P) نرخ فوت در بیماران مبتلا به کوآگولوپاتی نیز به میزان معناداری از سایرین بیشتر بود 20(69%) در برابر 24(4/26%)، (001/0P=).
نتیجهگیری: نرخ اسیدوز و اختلال انعقادی در بیماران تحت لاپاراتومی بستری در بخش مراقبتهای ویژه بالاست و با پیامد نامطلوبتر دراین بیماران همراه است. اما اسیدوز بهعنوان یک ریسک فاکتور مستقل اختلالانعقادی دراین بیماران شناخته نشد. با این حال مطالعات بیشتری جهت تایید نتایج مورد نیاز است.