جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای گیتی ایروانلو

منصور جمالی زواره ای، گیتی ایروانلو، سوسن فرزان،
دوره 59، شماره 1 - ( 1-1380 )
چکیده

از آنجا که سرطان پستان از علل عمده مرگ و میر سرطان در زنان و شایعترین سرطان خانمها در ممالک غربی است و در کشور ما نیز براساس بررسی های به عمل آمده، شیوع بالایی دارد، توجه به کلیه یافته های کلینیکی و پاتولوژیکی این بیماری دارای ضرورت فراوان می باشد. در این مقاله رابطه بین درگیری غدد لنفاوی زیر بغل و درجه وخامت گرایی کارسینوم مهاجم مجرایی مورد بررسی قرار گرفته است. این مطالعه از نوع گزارش مورد (Case Series) می باشد. مجموعا 90 نفر از زنانی که به علت تشخیص کارسینوم مجرای پستان، تحت عمل جراحی ماستکتومی رادیکال قرار گرفته اند و نمونه بافت ایشان به بخش پاتولوژی بیمارستان امام ارسال شده است در این مطالعه مورد بررسی واقع شدند. همزمان با این بررسی، نمونه های تهیه شده از غدد لنفاوی موارد فوق نیز مورد مطالعه قرار گرفت. شایع ترین سن ابتلا به بیماری، بین 31 تا 40 سال بود. پستان چپ بیشترین محل ضایعه شناخته شد. از مجموع بیماران، 11 نفر در grade I قرار داشتند که از ایشان 27/2% مبتلا به درگیری غدد لنفاوی بودند. از بیماران، 60 نفر در grade II قرار می گرفتند که میزان درگیری غدد لنفاوی ایشان 73/4% محاسبه شد. مابقی بیماران که در grade III قرار می گرفتند 100% درگیری غدد لنفاوی داشتند (P=0.00008). با نتایج آشکار فوق می توان نتیجه گرفت که میزان گرفتاری غدد لنفاوی زیر بغل با درجه وخامت گرایی کارسینوم مجرایی مهاجم پستان، به شدت ارتباط دارد و لذا در برنامه ریزی درمانی اینگونه بیماران باید بطور کامل مورد توجه قرار گیرد.


نرگس ایزدی مود، علیرضا کروریان، گیتی ایروانلو، هایده حائری،
دوره 65، شماره 7 - ( 7-1386 )
چکیده

سارکومهای رحمی ۵-٣% از کل بدخیمی‌های رحم را شامل می‌شود و به سه گروه شایع قابل تقسیم می‌باشند. 1- Mixed mullerian sarcoma، 2- Leiomyosarcoma، 3- Endometrial stromal sarcoma. هدف از این مطالعه بررسی اثر عوامل موثر بر زمان بقاء و زمان بدون عود بیماری در این سارکومها است.

روش بررسی: ۲۷بیمار مبتلا به انواع سارکومهای رحمی پس از بازبینی لامهای پاتولوژی و تایید تشخیص که امکان پی‌گیری وضعیت بالینی را داشتند وارد یک مطالعه بقاء شدند و از نظر تاثیر هشت فاکتور شامل FIGO stage، درگیری لنف نودها، شمارش میتوز در hpf۱٠، درگیری عروقی، نوع هیستولوژی تومور، سن، اندازه تومور و عمق تهاجم به میومتر بر دو وضعیت بالینی زمان بقاء کلی و زمان بدون عود تومور مورد بررسی قرار گرفتند.

یافته‌ها: میانه سنی بیماران ٤٧ سال با دامنه (٧٣-١٨سال) و میانه زمان پی‌گیری ٢٨ ماه با دامنه (١١٤-١ ماه) می‌باشد. درصد بقاء پنج ساله ۶۱% و میانگین زمان بقاء ۷۸ ماه با دامنه اطمینان ۹۵% بین ۵۶ تا ۱۰۰ ماه است. از نظر تاثیر بر عود بیماری هیستولوژیLow grade Stromal Sarcoma (LSS) با بقیه انواع سارکوم و شمارش میتوز بین گروه (9-0 عدد) با (۲۰ عدد و بالاتر) اختلاف آماری معنی‌دار داشته است. از جهت تاثیر بر زمان بقاء کلی FIGO stage با 0039/0p=، شمارش میتوز با 0005/0p= و هیستولوژی، LSS نسبت به بقیه انواع سارکوم با 05/0p<، تفاوت آماری معنی‌دار داشته است. مکان عود تومور نیز اغلب عود موضعی در لگن یا به‌صورت متاستاز به ریه بوده است.

نتیجه‌گیری: یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد FIGO stage بر زمان بقاء همه سارکومها تاثیر دارد.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb