17 نتیجه برای گیلانی
محمد گیلانی، جواد نوربخش،
دوره 17، شماره 10 - ( 1-1339 )
چکیده
محمد گیلانی،
دوره 19، شماره 7 - ( 1-1341 )
چکیده
محمد گیلانی، جواد نوربخش، سیروس ایزدی،
دوره 26، شماره 1 - ( 2-1347 )
چکیده
فاطمه قائم مقامی نوری، میترا مدرس گیلانی، نسرین صادقی فرد،
دوره 59، شماره 4 - ( 5-1380 )
چکیده
کانسر تخمدان دومین کانسر شایع دستگاه تناسلی زنان است و اولین رتبه را از لحاظ مرگ و میر دارد. این بیماری، شایع ترین فرم تومورهای بدخیم تخمدانی از نوع اپیتلیال می باشد (95-85 درصد). به منظور تعیین عوامل خطر کانسر اپیتلیال تخمدان، مطالعه ای بصورت موردی-شاهدی در بیمارستان ولیعصر در سال 1377 انجام شد. در این مطالعه، 118 بیمار مبتلا به کانسر اپیتلیال تخمدانی (براساس جواب پاتولوژی) به عنوان گروه مورد و 240 خانم مراجعه کننده به درمانگاه زنان که فاقد هرگونه کانسر ژنیتال بودند، بعنوان گروه شاهد وارد مطالعه شدند. اطلاعات از طریق مصاحبه وارد پرسشنامه شد و سپس آنالیز داده ها توسط t-test، آزمون Z و Logistic Regression در سطح معنی داری 0/05 صورت گرفت. میانگین سنی گروه مورد 13 سال و گروه شاهد 12±49.9 سال، بدون اختلاف معنی دار آماری بود. میانگین تعداد حاملگی و زایمان در گروه مورد بطور معنی دار کمتر از گروه شاهد بدست آمد (P<0.03). میانگین مدت شیردهی در گروه مورد 54.9±61.2 ماه و در گروه شاهد 62.7±82.4 ماه بود (P<0.001). گروه مورد دارای میانگین سنی منارک کمتری نسبت به گروه شاهد بود (1.6±13 در برابر 1.4±13.4) (0.03=P)، پنجاه و هشت درصد از گروه مورد و 21/3 درصد از گروه شاهد سابقه هیچگونه جلوگیری از حاملگی نداشتند (P<0.00001). میانگین مدت زمان جلوگیری از حاملگی بطور معنی دار در گروه مورد کمتر از گروه شاهد بود (P<0.001). در مقایسه با افراد بدون پیشگیری از بارداری، نسبت شانس (Odds Ratio) ابتلا به سرطان اپیتلیال تخمدان در مصرف کنندگان OCP برابر 0/24 (CI95%: 0.13-0.46)، در مورد بستن لوله ها برابر 0/47 (CI95%: 0.005-0.43) و در سایر موارد پیشگیری از بارداری 0/41 (CI95%: 0.22-0.76) بود. از این مطالعه می توان نتیجه گرفت که خطر کانسر اپیتلیالی تخمدان با پایین تر بودن سن منارک، کمتر بودن تعداد حاملگی، زایمان، مدت شیردهی و نیز استفاده از روش های پیشگیری از بارداری بطور معنی داری افزایش می یابد. مصرف OCP و استفاده از روش بستن لوله ها، خطر ابتلا به این کانسر را کاهش می دهد.
میترا مدرس گیلانی، اعظم السادات موسوی، میترا محمدی فر، نادره بهتاش، فاطمه قائم مقامی، فاطمه سلطانپور،
دوره 64، شماره 11 - ( 7-1385 )
چکیده
دستیابی به یک رژیم درمانی مناسب در سرطان اپیتلیال تخمدان بهمنظور بهبود بقای عمر، یکی از اهداف مهم در انکولوژی زنان محسوب میشود. هر چند قدم اول درمان در سرطانهای تخمدان جراحی اپتیمال میباشد، بسیاری از بیماران نیاز به کموتراپی دارند. با توجه به تغییر رژیم درمانی از (CP) cisplatin+ cyclophosphamide به taxol+ carboplatin (TC) و نتایج درمانی قابل توجه و هزینه کم رژیم قبلی، این مطالعه بهمنظور مقایسه این دو رژیم درمانی انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت Historical cohort روی 70 بیمار مبتلا به سرطان اپیتلیال تخمدان مراجعهکننده به بیمارستان ولیعصر بین سالهای 1383-1376 که پس از عمل جراحی کامل، تحت کموتراپی قرار گرفتهاند، انجام شده است.
یافتهها: در گروه CP، عوارض گوارشی و مخاطی بهطور معنیداری نسبت به گروه TC پایینتر بود. همچنین در گروه TC رابطه معنیداری بین کاهش CA125 و مدت زمان فروکش بیماری (remission) وجود نداشت اما در گروه CP با منفی شدن CA125 در زیر سه سیکل کموتراپی مدت زمانی که بیمار در remission بسر میبرد طولانیتر شده بود (02/0P=). مدت زمان عاری از تومور در گروه CP طولانیتر بود (05/0P<). بقاء کلی در دو گروه تفاوت معنیداری نداشت.
نتیجهگیری: با توجه به مزایا و نیز مقرونبهصرفه بودن رژیم کموتراپی سیس پلاتین، سیکلوفسفامید بهنظر میرسد استفاده از این رژیم در بیماران با جراحی اپتیمال میتواند با رژیم تاکسول، کربوپلاتین برابری کند. بررسی این موضوع بهصورت وسیعتر توصیه میشود
اعظم السادات موسوی، نادره بهتاش، مژگان کریمی زارچی، میترا مدرس گیلانی، فاطمه قائم مقامی،
دوره 65، شماره 2 - ( 12-1386 )
چکیده
اگرچه سرطان آندومتر، بیماری خانمهای پس از یائسگی محسوب میشود، در 5-3% موارد در زنان 40 سال یا جوانتر رخ میدهد. این بیماران اغلب تاریخچهای از نازایی و در نتیجه تمایل قوی به حفظ باروری دارند. تجویز هورمونها، در بیماران مبتلا به آدنوکارسینوم آندومتر و هیپرپلازی کمپلکس آتیپیک میتواند درمان پیشنهادی باشد.
معرفی بیمار: در سه بیمار جوان مبتلا به هیپرپلازی آتیپیک و آدنوکارسینوم آندومتر نتایج درمان هورمونی گزارش میشود.
نتیجهگیری: درمان طبی برای بیماران جوان مبتلا به کنسر اندومتر گرید I که تمایل به حفظ باروری دارند، قابل قبول میباشد.
فاطمه قائم مقامی، ملیحه حسن زاده، میترا مدرس گیلانی، نادره بهتاش، اعظم السادات موسوی، فاطمه رمضان زاده،
دوره 65، شماره 4 - ( 4-1386 )
چکیده
هدف این مطالعه مقایسه پیامد درمان بیماران سرطان تخمدان که در بخشهای فوق تخصصی سرطانهای زنان جراحی شدند با بیماران جراحی شده در بخشهای غیرتخصصی بود.
روش بررسی: یک مطالعه کوهورت گذشتهنگر از فروردین 1377 تا اسفند 1383 بر روی 157 بیمار مبتلا به سرطان تخمدان انجام شد. 60 نفر از بیماران در بخشهای تخصصی سرطانهای زنان (گروه اول) و 97 نفر از آنها در بخشهای غیر تخصصی (گروه دوم) تحت جراحی واقع شده بودند.
یافتهها: میزان اعمال جراحی اپتیمال (تومور باقیمانده کمتر از یک سانتی متر) در گروه جراحی شده در بخشهای تخصصی سرطانهای زنان بالاتر بود (001/0p<). اکثریت بیماران گروه دوم مقایسه با گروه جراحی شده در بخشهای تخصصی نیاز به جراحی دوم داشتند (001/0p<). مدت زمان بین جراحی اول و شروع شیمی درمانی در گروه دوم در مقایسه با گروه اول بیشتر بود (001/0p=). بقاء کلی و بقاء عاری از بیماری در گروه جراحی شده در بخشهای تخصصی بیشتر از گروه جراحی شده در بخشهای غیرتخصصی بود. جراحی اپتیمال و مرحله بیماری از جمله فاکتورهای مهم مرتبط با مدت بقای کلی و بقای عاری از بیماری بودند.
نتیجهگیری: درمان بیماران مبتلا به سرطان تخمدان در مراکز تخصصی سرطانهای زنان میتواند با بقای کلی و بقای عاری از بیماری بهتری همراه گردد.
میترا مدرس گیلانی، نادره بهتاش، مژگان کریمی زارچی، زهرا سمیعزاده، فاطمه قائممقامی، اعظمالسادات موسوی،
دوره 66، شماره 7 - ( 7-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: اکثر بیماران مبتلا به سرطان پیشرفته تخمدان، عود خواهند کرد. درمان ترکیبی پاکلی تاکسل و پلاتین نسبت به درمان تکدارویی بر پایه پلاتین درمان بهتری است. ولی اکثر بیماران دچار عوارض عصبی (نوروتوکسیتی) شده که منجر به قطع درمان میشود. مقایسه اثربخشی و امنیت دو گروه کربوپلاتین/ پاکلی تاکسل در مقایسه با کربوپلاتین تنها در اروپا و کانادا انجام شده ولی در ایران هیچ بررسی در این مورد بهعمل نیامده است. لذا سعی شده تأثیر رژیم ترکیبی جم سیتابین/ کربوپلاتین بهعنوان رژیم جانشین تاکسل/ کربوپلاتین برای کاهش عوارض عصبی مورد بررسی قرار گیرد.
روش بررسی: این مطالعه روی 21 بیمار مبتلا به عود سرطان پیشرفته تخمدان که در بیمارستان ولیعصر (عج) بین سالهای 1382 تا 1385 درمان شدهاند، انجام شده است: جم سیتابین با دوز mg/m2800 در روزهای 15-8-1 و کربوپلاتین با 4=AUC در روز دوم سیکل درمانی تزریق وریدی شد. میزان تحمل بیماران، عوارض ناشی از درمان، پاسخ بالینی بیماران، میانگین بقای کلی و بقای عاری از تومور بیماران نیز مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: میانه سن بیماران 49 سال (78-23 سال) و متوسط زمان پیگیری، شش ماه (22-4 ماه) بود. بیماران بهطور متوسط چهار (6-2) سیکل شیمیدرمانی دریافت کردند. متوسط بقای عاری از تومور سه ماه بود. میزان پاسخ بالینی 6/47% و میانگین مدت بقاء در مجموع، 4/34 ماه بود. عوارض ناشی از درمان نیز بررسی شد و عوارض خونی و کبدی خفیف در تعداد کمی از بیماران دیده شد.
نتیجهگیری: ترکیب جم سیتابین/ کربوپلاتین، بقای بدون بیماری را بهبود میبخشد و در موارد عود سرطان تخمدان که حساس به رژیم پلاتین هستند، بهخوبی تحمل میشود.
میترا مدرسگیلانی، مهشید کریمی،
دوره 68، شماره 2 - ( 2-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: اینهیبین یک گلیکوپروتیین دایمریک با اثر مهاری برهیپوفیز است. پس از یائسگی، مقدار آن تا حد غیر
قابل انداز ه گیری پا یین می آید اما در خانم های مبتلا به سرطان تخمدان و نیز در موارد عود تومور پس از عمل افزایش
قابل ملاحظه ای در م یزان اینهیبین دیده می شود. روش بررس : ی طی یک مطالعه توصیفی - تحلیلی - مقطعی، تعداد 51
خانم منوپوز مشکوک به کانسر تخمدان مراجع ه کننده به بیمارستان ولیعصر مجتمع بیمارستانی امام خمینی تهران
انتخاب و از میان آنها تعداد 38 نفر که پس از جراحی طبق تا یید پاتولوژی، مب تلا به ک انسر تخمدان بودند، به عنوان
گروه بیمار و نیز 38 مورد از خان م های منوپوزی که جهت بررسی روتین مراجع ه کرده و هیچگونه مشکلی در
و اینهیبین توتال در هر دو گروه و در گروه بیماران در مرحله CA سونوگرافی و معاینه نداشتند ، انتخاب شدند . 125
(%34/ پی گیری پس از عمل اند ازه گیری شد . یافت هه:ا در 38 خانم مبتلا به سرطان تخمدان مورد بررسی ، 13 نفر ( 2
(%18/ دارای افزایش میزان اینهیبین بودند . از این میان افزایش اینهیبین در گروه سروز آدنوکارسینوما، در سه مورد ( 8
از 16 مورد و در گروه گرانولوزا در هر سه مو رد ( 100 %)، در گروه م وسینوس در سه نفر ( 75 %) از چهار بیمار و در
از 38 بیمار مبتلا، شش بیمار عود داشتند که .(p=0/ 7%)، ملاحظه شد ( 005 / بین 38 نفر گروه کنترل، فقط سه نفر ( 9
نتیج هگیر : ی اینهیبین سرم تومور مارکر خوبی در تشخیص .(p=0/ به وضوح دارای افزایش تیتر اینهیبین بودند ( 001
و اینهیبین با هم به طور مشخصی CA زودرس تومورهای موسینوس و گرانولوزای تخمدان م ی باشد. استفاده از 125
درصد موفقیت تشخیص تومورهای تخمدان را افزایش م یدهد.
علی اکبر رهبری منش، حسنعلی صابری، شهرزاد مدرس گیلانی، پیمان سلامتی، هوشنگ اخترخاوری، زهرا حق شناس،
دوره 69، شماره 8 - ( 8-1390 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: در جوامع در حال توسعه،
اسهال حاد با اتیولوژی روتاویروس یکی از علل مرگ و میر شیرخواران است. هدف این
مطالعه تعیین سیمای اپیدمیولوژیک، علایم بالینی و آنالیز مولکولی ژنوتیپهای VP4[P] روتاویروس در
چرخش بیماران بیمارستان کودکان بهرامی تهران طی زمستان 1387 تا پاییز 1388 بوده
است. لذا بهرهگیری از نتایج حاصله در راستای کاربرد واکسن مناسب روتاویروس جهت
پیشگیری اسهال حاد ویروسی کودکان حایز اهمیت میباشد.
روش
بررسی: در این مطالعه (Case-series) 150 نمونه مدفوع کودکان زیر 14 سال که با بیماری اسهال حاد در بخش
عفونی بیمارستان طی سالهای 1387 و 1388 بستری بودهاند همراه با تنظیم پرسشنامه
بر اساس پارامترهای اپیدمیولوژیک تهیه گردید. نمونهها به انستیتو پاستور ارسال
شد. در آزمایشگاه ویرولوژی با روش RNA-PAGE اقدام به شناسایی ژنوم (dsRNA) روتاویروس
گردید. سپس در نمونه روتاویروس مثبت، ژنوتیپهای VP4[P] ویروسی با تکنیک
مولکولی RT-PCR مشخص شد. نهایتاً
بر اساس سکانس نوکلئوتید ژنوتیپهای ویروسی شناسایی شده نسبت به ترسیم Phylogenetic-tree اقدام گردید.
یافتهها: در این مطالعه 29 نفر (3/19%) دارای اسهال حاد روتاویروس
بوده که بیش از 90% دارای الگوی Long- RNA Pattern و کمتر از 10% عفونت ویروسی باShort RNA Pattern بودهاند.
در این مطالعه ژنوتیپ VP4[P8] سویه غالب بود. 25 مورد P[8] مثبت بوده (86%)
و سایر ژنوتیپهای ویروسی شامل VP4[P6] و VP4[P4] با میزان شیوع برابر 9/6%
بودهاند.
نتیجهگیری: نتایج
مطالعه بیانگر شیوع بالای اسهال حاد روتاویروس در کودکان سنین پایین در تهران بود.
آنالیز مولکولی سویههای روتاویروسی در چرخش حاکی از تشابه ژنتیکی بالای در کشورهای
آسیایی بود.
امیرفرهنگ زند پارسا، ناصر گیلانی لاریمی، علیرضا استقامتی، مرضیه متولی،
دوره 71، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: برخی از مطالعات قبلی نشان دادهاند که نمره کلسیم عروق کرونر (Coronary Artery Calcium Scoring, CACS) میتواند یکی از روشهای تشخیص بیماری کرونر باشد. با توجه به وابستگی کلسیم عروق کرونر با جذب و دفع کلسیم در بدن، در این مطالعه، ارتباط هورمون پاراتیرویید (PTH) با بیماریهای قلبی و عروقی مورد بررسی قرار گرفته است.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی در سال1390 در بیمارستان امامخمینی (ره) تهران، بیماران مشکوک به بیماری عروق کرونر و کاندید آنژیوگرافی کرونر ابتدا تحت سیتیاسکن جستجوگر چند جانبه بدون تزریق(Multidetector Computed Tomography, MDCT), non-enhanced قلب قرار گرفتند و CACS آنها تعیین شد. سپس بیماران تحت آنژیوگرافی کرونر قرار گرفتند و تنگی بیش از 50% معنیدار در نظر گرفته شد و بر اساس نمره جنسیتی (Gensini score) شدت درگیری عروق کرونر مشخص گردید. همزمان سطح سرمی هورمون پاراتورمون، کلسیم و فسفر سرم تعیین و رابطه میان کلسیم عروق کرونر و بیماری عروق کرونر با PTH و شاخصهای متابولیسم کلسیم تعیین گردید.
یافتهها: 178 بیمار شامل 50 زن و 128 مرد وارد مطالعه شدند. میانگین سن بیماران 8/11±2/56 سال با دامنه 25 الی 87 سال بوده است. ضریب همبستگی CACS با Gensini score معادل 507/0 (001/0P<)، با هورمون پاراتورمون سرم معادل 037/0- (693/0P=)، با کلسیم سرم معادل 062/0 (499/0P=) و با فسفر سرم 061/0- (506/0P=) به دست آمد. هورمون پاراتورمون سرم در بیماران دارا و فاقد بیماری کرونر (CAD) به ترتیب 6/11±8/21 و 5/11±2/23 پیکوگرم در دسیلیتر بود (427/0P=).
نتیجهگیری: نتایج حاصل نشان میدهند که CACS شاخص مناسبی برای ارزیابی درگیری کرونر و شدت آن میباشد ولی رابطهای بین PTH با شدت درگیری کرونر و میزان CACS یافت نشد.
مرجان صباغیان، طاهره مدرسی، هانی حسینیفر، علی دلیری همپا، لیلا کریمیان، فیروزه غفاری، جلیل حسینی، محمد علی صدیقی گیلانی،
دوره 71، شماره 8 - ( آبان 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: تزریق اسپرم به داخل رحم (IUI)، یکی از روشهای درمان ناباروری است که در طیف وسیعی از ناباروریها استفاده میشود ولی کارآیی آن در درمان زوجهای نابارور با عامل مردانه مورد مناقشه است. ما در این مطالعه ارتباط پارامترهای منی و نیز سن زن و شوهر را با میزان موفقیت IUI در بیماران مراجعهکننده به کلینیک ناباروری پژوهشگاه رویان مورد بررسی قرار دادیم.
روش بررسی: مطالعه حاضر، گذشتهنگر بوده و جمعیت مورد مطالعه، 998 زوج است که طی شش ماه در بخش جنینشناسی پژوهشگاه رویان مورد IUI قرار گرفتند. معیار اصلی در حصول نتایج، بارداری بالینی بود. اطلاعات مورد نظر از جمله سن و نتایج آزمایشات منی از پرونده این بیماران استخراج شد.
یافتهها: از 998 سیکل مورد بررسی، 157 سیکل (7/15 درصد) منجر به بارداری شد. میانگین سنی زنان در دو گروه موفق و ناموفق اختلاف معناداری نداشت. میانگین سنی مردان نیز در دو گروه دارای اختلاف معناداری نبود. از لحاظ پارامترهای منی (غلظت، شمارش تام سلولهای متحرک، تحرک تام، تحرک در کلاسهای A ، B و A+B و شکل طبیعی) نیز بین دو گروه موفق و ناموفق ارتباط معناداری وجود نداشت.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که آنالیز مرسوم منی در چارچوب معمول نمیتواند پیشبینی کننده نتایج IUI باشد. از سن زن و شوهر نیز نمیتوان در پیشبینی نتایج IUI استفاده کرد.
امیرفرهنگ زندپارسا، پارسا فریادرس، علیرضا استقامتی، ناصر گیلانی لاریمی،
دوره 71، شماره 11 - ( بهمن ماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: هرچند تحقیقات چندی رابطه بین کمبود 25 هیدروکسی ویتامین D3 را با بیماریهای دیابت تیپ II، سندرم متابولیک و مقاومت به انسولین را نشان دادهاند ولی در رابطه با تاثیر آن بهعنوان عامل خطر مستقیم در بیماریهای قلبی- عروقی اختلافنظر وجود دارد. هدف از این مطالعه بررسی رابطه سطح سرمی ویتامین D3 با شدت گرفتاری عروق کرونر بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی بود که در بخش بیماریهای قلب و عروق بیمارستان امام خمینی (ره) انجام شد. جمعیت تحت مطالعه شامل 178 بیمار مشکوک به بیماری عروق کرونر، کاندید آنژیوگرافی بودند. شدت درگیری عروق کرونر براساس یافتههای آنژیوگرافی و بر مبنای امتیاز جنسینی (Gensini score) تعیین گردیده و سطح سرمی ویتامین D3 نیز بهروش Enzyme-linked immunosorbent assay (ELISA) اندازهگیری شد.
یافتهها: تعداد 178 بیمار شامل 50 بیمار (1/28%) مونث و 128 بیمار مذکر (9/71%) وارد مطالعه شدند. میانگین سن بیماران 8/11±2/56 سال بود. در 91 بیمار (1/51%) بیماری عروق کرونر وجود داشت (تنگی بیشاز 50%). میانگین ویتامین D3 سرم در بیماران دچار بیماری عروق کرونر (CAD) برابر با nm/l 35±4/45 و در بیماران فاقد CAD برابر با nm/l 7/43±5/55 بود (047/0P=). میانگین امتیاز جنسینی در کل بیماران 2/21±3/26 و ضریب همبستگی میان سطح سرمی ویتامین D3 با نمره مزبور برابر با 262/0- بود (043/0P=).
نتیجهگیری: هرچند کمبود ویتامین D3 با وجود بیماری عروق کرونر ارتباط دارد ولی رابطه آن با شدت گرفتاری عروق کرونر از نظر آماری قابل توجه نبود.
میثم جنگخواه، فرامرز فرهی، عبدالحسین شیروی، محمد علی صدیقی گیلانی، سید جلیل حسینی، فرید دادخواه، رضا سلمان یزدی، محمد چهرازی،
دوره 73، شماره 6 - ( شهریور 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: واریکوسل شایعترین یافته بالینی در مردان نابارور است که شیوع آن در مردان جامعه حدود 15% میباشد. تاثیر واریکوسل بر عملکرد سلولهای لیدیگ و میزان تولید تستوسترون هنوز مشخص نشده است، در این مطالعه تاثیر واریکوسلکتومی بر سطح سرمی هورمون تستوسترون بررسی گردید.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع مداخلهای (شاهددار) بود که از مهر 1391 تا آبان 1392 در پژوهشگاه رویان تهران انجام شد. سطح تستوسترون 79 مرد نابارور با واریکوسل در گروه نمونه (نداشتن دیابت و مصرف نکردن داروهایی که موجب تغییرات آندروژن شود) و پیش از واریکوسلکتومی با 70 مرد بارور در گروه شاهد (مبتلا به واریکوسل نباشند، در یک سال اخیر صاحب فرزند شده، یا دارای چند فرزند باشند) مقایسه شدند. سه تا شش ماه پس از واریکوسلکتومی بار دیگر سطح تستوسترون در مردان نابارور جراحی شده اندازهگیری شد تا تاثیر واریکوسلکتومی در روند تولید هورمون تستوسترون مشخص شود.
یافتهها: میانگین سنی در افراد گروه نابارور 8/32 و در گروه شاهد 27/33 بود، پیش از جراحی میانگین سطح تستوسترون در مردان نابارور ng/dl 590230 و در مردان بارور ng/dl583237 بود که از نظر آماری این اختلاف معنادار نبود (009/0P=). سه تا شش ماه پس از جراحی، سطح تستوسترون توتال خون در گروه کنترل بهطور میانگین به ng/dl 663242 رسید که این تغییر نسبت به پیش از جراحی معنادار بود (009/0P=).
نتیجهگیری: در بیماران نابارور با واریکوسل بالینی بهنظر میرسد، واریکوسلکتومی تاثیر مثبتی در افزایش سطح سرمی هورمون تستوسترون داشته و این تاثیر بهاحتمال از طریق بهبود در عملکرد سلولهای لیدیگ ایجاد میشود که موجب افزایش سطح سرمی هورمون تستوسترون میشود.
نرگس زمانی، محمد حسین زمانی، میترا مدرس گیلانی،
دوره 73، شماره 8 - ( 8-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان آندومتر شایعترین بدخیمی دستگاه ژنیتال در زنان میباشد. استفاده از روشهای تشخیصی غیرتهاجمی مانند اندازهگیری بیومارکرهای سرمی CA125 و HE4 در صورتی که دقت تشخیص خوبی داشته باشند میتوانند در فاز پیش از آغاز درمان جهت برنامهریزی مناسب درمان برای بیمار بهکار روند. روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی (Cross-sectional) 68 بیمار که در فاصله زمانی بین آبان 91 تا آبان 93 با نمونه پاتولوژی کانسر آندومتر در بخش انکولوژی بیمارستان ولیعصر تحت عمل جراحی قرار گرفتند وارد مطالعه شدند. قبل از جراحی سطح سرمی بیومارکرها CA125 و HE4 اندازهگیری شد و دقت این تستها برای تشخیص مرحله بیماری با روشهای جراحی و پاتولوژیک مقایسه شد. یافتهها: در این مطالعه ازpM cut-off 140 برای مثبت بودن HE4 و cut-off kU/L 35 برای مثبت بودن CA125 استفاده شد. از 12 بیماری که میزان HE4 در آنها بیشتر از pmol/L 140 بود یک نفر (3/8%) درگیری میومتر کمتر از 50% و 11 نفر (7/91%) با درگیری میومتر بیشتر از 50% (001/0P<) و همچنین یک نفر (3/8%) در گروه درجه 1، 10 نفر (4/83%) در گروه درجه 2 و یک نفر (3/8%) در گروه درجه 3 قرار داشتند (035/0P<). از 26 بیماری که میزان CA125 در آنها بیشتر از kU/L 35 بود، شش نفر (1/23%) درگیری میومتر کمتر از 50% و 20 نفر (9/76%) با درگیری میومتر بیشتر از 50% (0001/0P<) و همچنین پنج نفر (2/19%) در گروه درجه 1، 16 نفر (1/61%) در گروه درجه 2 و پنج نفر (2/19%) در گروه درجه 3 قرار داشتند (001/0P<). نتیجهگیری: میزان HE4 بیش از pmol/L 140 و CA125 بیش از kU/I 35 در Grade بالای تومور و تهاجم تومور به میومتر بیشتر دیده میشود.
نیلوفر آقارضایی، رضوان مرزبانی، حسن رضادوست، سعیده زمانی کوخالو، بابک ارجمند، کامبیز گیلانی،
دوره 75، شماره 12 - ( اسفند 1396 )
چکیده
ناباروری حدود ۲۰% از زوجهای جهان را تحت تاثیر قرار میدهد. عوامل موثر بر باروری در مردان و زنان بهطور مساوی توزیع شده است. با وجود تحقیقات گسترده در ناباروری مردان اتیولوژی بسیاری از مردان نابارور ناشناخته است. در Nature سال ۲۰۱۰ از پژوهشگران برجسته و سیاستگذاران خواسته شد سند چشم اندازی برای سال ۲۰۲۰ ارایه دهند، که در نهایت متابولومیکس به عنوان فنآوری پیشرو در Omics توسط این افراد معرفی شد. در حدود ۲۰ سال پیش واژهی متابولومیکس تعریف شد، درحالیکه کاربرد بالینی متابولومیکس به بیش از ۱۰۰۰ سال پیش برمیگردد، زمانی که پزشک و فیلسوف بزرگ ایرانی، ابنسینا، تغییرات ادرار فرد در هنگام بیماری را مشاهده میکرد. امروزه این تغییرات بو یا رنگ در نتیجه تنظیم نبودن متابولیتها شناخته میشود که نشاندهندهی بیماریهای متابولیک است. روش متابولومیکس تجزیه و تحلیلهای الگویی واحد است که توسط مسیرهای بیوشیمیایی خاصی که در پس تولید مواد بیولوژیکی مانند اسپرماتوزوآ یا پلاسمای مایع منی است، دنبال میشود. جهت تشخیص مردان نابارور در آنالیز مایع منی پارامترهای متداولی از جمله: تحرک، مورفولوژی، غلظت و تعداد اسپرم مورد بررسی قرار میگیرد. پلاسمای منی انسان منبع بیولوژیک ارزشمندی است که متاسفانه در تشخیص مردان نابارور مورد استفاده قرار نمیگیرد. بر اساس دادههای موجود، هیچ پارامتری برای تجزیه و تحلیل پلاسمای مایع منی وجود ندارد. بنابراین شناسایی یک پارامتر جدید جهت تشخیص مردان نابارور امری ضروری است. پیشنهاد ما بر اساس پژوهشهای پیشین خود، استفاده از پلاسمای مایع منی جهت تشخیص مردان نابارور است. تنها تعداد محدودی از مطالعات با استفاده از روشهای متابولومیکس به مطالعه در زمینه ناباروری مردان پرداختهاند.
خدیجه آبادیان، زهره کشاورز، حوریه شمشیری میلانی، مصطفی حمدیه، عاطفه آقایی، طیبه مختاریان گیلانی،
دوره 78، شماره 11 - ( بهمن 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بهدلیل افزایش اشتغال زنان متاهل و تاثیری که میتواند بر رضایت زناشویی داشته باشد، این مطالعه با هدف بررسی رضایت زناشویی در زنان شاغل ایرانی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه، رضایت زناشویی در زنان شاغل ایرانی در مقالات چاپ شده مورد ارزیابی قرار گرفت. جهت یافتن مطالعات مرتبط، از پایگاههای اطلاعات ,Iranmedex, IranDoc, SID, Magiran , Scopus, PubMed Web of Science استفاده شد. برای دستیابی به مقالات از کلیدواژههای فارسی زنان، زنان شاغل، رضایت زناشویی، کارکرد جنسی، دیسترس جنسی، ایران و معادل انگلیسی آن استفاده شد. درنهایت10 مقاله انتخاب شده و بررسی شدند.
یافتهها: دادهها نشان میدهد که میانگین اندازه اثر شاغل بودن بر رضایت زناشویی در نمونهها معادل 063/0 میباشد. برآورد نقطهای بهدست آمده 063/0 بر مبنای معیار کوهنحاکی از اثر در حد کم میباشد.
نتیجهگیری: از یافتههای مقالات بهنظر میرسد که شاغل بودن در سطح ضعیفی میتواند بر رضایت زناشویی مؤثر باشد.