20 نتیجه برای یگانه
فاطمه مرادی، بهروز نبئی، بهرام یگانه،
دوره 58، شماره 4 - ( 4-1379 )
چکیده
بیماری ایدز تا سال 1981 ناشناخته بود و در سال 1984 مشخص شد که ویروس HIV عامل بیماری است. اکنون با گذشت 16 سال از آن تاریخ عفونت AIDS/HIV بصورت یک پاندمی درآمده و موارد ابتلای آن تقریبا از تمام کشورها گزارش شده است. از این گسترش جهانی بیماری، کشور ما نیز مصون نماند و اولین مورد بیمار در سال 1366 مشاهده گردید. باتوجه به اهمیت بیماری و شناخت راه های انتقال و پیشگیری براساس اپیدمیولوژی بیماری در کشور ایران، این مطالعه توصیفی گذشته نگر در سال 1378 انجام شده و هدف کلی آن بررسی اپیدمیولوژی ایدز در ایران از ابتدا تا حال است. اطلاعات کل موارد ایدز و HIV از شروع بیماری ایدز در ایران و اقدامات انجام شده از اداره کل مبارزه با بیماری های واحد ایدز، بدست آمد. 95 پرونده موجود در بایگانی بیمارستان امام خمینی در مورد ایدز نیز بررسی شد. تعداد +HIV تا ابتدای سال 1379، 1953 نفر اعلام گردید و تا همین تاریخ 250 مورد بیماری ایدز وجود داشته که 215 نفر از آنها فوت کرده اند. از راه های انتقال در مورد بیماری ایدز بیشترین راه انتقال از طریق خون و فرآورده های خونی در موارد +HIV بیشترین راه آلودگی از طریق اعتیاد تزریقی بوده است. از نظر سنی بیماران ایدز بیشتر در گروه سنی 39-30 سال (37.6%) و کمتر از همه در گروه سنی 4-0 سال قرار دارند. از نظر جنسی بیماران ایدز 90.8% مذکر و 9.2% مونث می باشند. در موارد +HIV میزان 95.2% مذکر و 4.8% مونث هستند. از 1953 نفر +HIV تعداد 130 نفر سابقه مسافرت به خارج از کشور داشتند. در 95 بیمار بستری شده در بیمارستان امام خمینی خصوصیات فردی و اجتماعی که در پرونده ها موجود بود یعنی سن، جنس، اهمیت و محل سکونت، وضعیت تاهل، شغل، عادات (سیگار، الکل، مواد مخدر)، راه انتقال، سابقه مسافرت به خارج از کشور و زندانی شدن بررسی شدند. در انتهای مقاله پیشنهادات لازم برای جلوگیری از توسعه ایدز در ایران ارائه شده است.
محبوبه تسلیمیطالقانی، سیدابوالقاسم جزایری، سیدعلی کشاورز، هاله صدرزاده یگانه، عباس رحیمی،
دوره 63، شماره 1 - ( 2-1384 )
چکیده
مقدمه: دوران نوجوانی از بحرانی ترین دورانهای زندگی محسوب میگردد. نتایج مطالعات مختلف بیانگر پایین بودن سطح آگاهی و نگرش تغذیه ای نوجوانان بویژه دختران میباشد. لذا در سالهای اخیر آموزش تغذیه به عنوان امری ضروری مورد توجه قرار گرفته است. با این وجود مطالعات اندکی به بررسی ارتباط بین برخی از عوامل اقتصادی- اجتماعی با اثر بخشی آموزش پرداخته اند. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر وضعیت تحصیلات والدین، شغل والدین، بعد خانوار، نوع مالکیت مسکن، نحوه نظارت درسی، تصور ذهنی از بدن، میزان پول توجیبی ماهانه و معدل نمرات درسی بر اثربخشی آموزش تغذیه در ارتقاء سطح آگاهی و نگرش تغذیه ای دانش آموزان دختر سال اول راهنمایی تهران صورت گرفت.
مواد و روشها: در این مطالعه 300 نفر دانش آموز به شکل سه گروه 100 نفری ( آموزش از راه جزوه ، آموزش از راه بحث گروهی و کنترل) از 11 مدرسه به طور تصادفی ساده انتخاب شدند. با استفاده از آزمون اولیه و ثانویه، قبل وچهار هفته بعد از اجرای آموزش که از طریق تکمیل سه پرسشنامه عمومی، آگاهی و نگرش صورت گرفت، اطلاعات جمعآوری گردید. آموزش به صورت ارائه جزوه و جلسات بحث گروهی طی 4 جلسه یک و نیم ساعته در دو گروه اجرا و به گروه کنترل آموزشی داده نشد.
یافته ها: بررسی نتایج نشان داد تحصیلات مادر به طور مستقل از نوع آموزش با افزایش نمرات آگاهی ارتباط مثبت داشته است (007/0= p). دو متغیر سطح تحصیلات مادر و معدل نمرات درسی به دلیل ارتباط با سطح نگرش تغذیه ای از میزان تاثیر آموزش بر تغییر سطح نمرات نگرش کاسته اند(139/0= p و 29/0= p) و تاثیر آموزش بر ایجاد افزایش در نمرات آگاهی مستقل از متغیر پول توجیبی ماهانه نبوده است(035/0= p). بجز موارد مذکور، سایرمتغیرها نه بطور مستقل و نه از طریق تاثیر متقابل با نوع آموزش، هیچگونه رابطه معنی داری با تغییر نمرات آگاهی و نگرش نداشتند.
نتیجه گیری و توصیه ها: بطور کلی مشخص گردید به استثنای متغیر پول توجیبی، تاثیرنوع آموزش بر سطح آگاهی و نگرش مستقل از متغیرهای مورد مطالعه بوده است و از بین کلیه متغیرهای مستقل تنها تحصیلات مادر به طور مستقل از نوع آموزش با نمرات آگاهی ارتباط داشته است.
حسن مرادی شهربابک، احمدرضا درستی مطلق، مصطفی حسینی، هاله صدرزاده یگانه،
دوره 64، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات مختلف دلالت بر شیوع نسبتاً بالای سوء تغذیه در میان کودکان زیر 5 سال ایران دارد و بعد از عفونت تنفسی و اسهال، سوء تغذیه بعنوان سومین عامل مرگ و میر کودکان شناخته شده و آگاهی، نگرش و کاربست تغذیهای مادر از مهمترین فاکتورهای تأثیرگذار بر وضع تغذیه کودک میباشد و برای موفقیت در ارتقاء سطح بهداشت و سلامت در نظرگرفتن نیازها، آگاهی، نگرش و کاربست تغذیهای ضروری بنظر میرسد و هدف از این مطالعه تعیین سطح آگاهی، نگرش و کاربست تغذیهای مادران است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی اطلاعات مربوط به 632 مادر دارای کودک 36-6 ماهه مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر کرمان از طریق مصاحبه و پرونده بهداشتی کودک جمعآوری گردید و وضعیت آگاهی، نگرش و کاربست مادران براساس امتیاز کسب شده به سه گروه وضعیت خوب (کسب بیش از 80% امتیاز)، متوسط (کسب 60 تا 80 درصد امتیاز) و ضعیف (کسب کمتر از 60% امتیاز) تقسیمبندی شد. روشهای آماری مورد استفاده شامل توزیع فراوانی، ضریب همبستگی پیرسون، تست ویلکاکسون وآزمون کایدو بود.
یافتهها: بر اساس یافتهها 2/40% مادران در خصوص تغذیه کودکان دارای آگاهی خوب، 9/26% کاربست خوب و6/73% دارای نگرش خوب هستند. وابستگی آماری معنیدار بین سواد مادر با آگاهی، نگرش و کاربست تغذیهای مادر مشاهده شد درآمد سرانه خانوار با آگاهی تغذیه ای مادر وابستگی آماری معنیدار داشت ولی با کاربست و نگرش تغذیهای مادر هیچگونه ارتباطی نداشت. بین سن مادر با آگاهی، نگرش و کاربست تغذیهای مادر وابستگی مشاهده نشد و همبستگی مثبت معنیدار بین سه متغیر آگاهی و نگرش و کاربست وجود داشت.
نتیجهگیری: نتایج این بررسی حکایت از پایین بودن سطح آگاهی و همچنین کاربست تغذیهای نامطلوب مادران دارد با توجه به ارتباط آگاهی، نگرش و کاربست تغذیهای مادر با وضع تغذیه کودک توصیه میشود آموزش مادران در زمینه تغذیه و بهداشت کودک بصورت مداوم و مستمر در مراکز بهداشتی و درمانی توسط کارشناسان تغذیه اعمال گردد تا با ارتقاء آگاهی تغذیه ای مادران و ایجاد نگرش و عملکرد تغذیهای صحیح گامی مؤثر در جهت بهبود وضع تغذیه کودکان برداشته شود.
محمد حضوری، سید علی کشاورز، سید مصطفی حسینی، شهرام فرج زاده، علی اکبر صبور یراقی، هاله صدرزاده یگانه،
دوره 64، شماره 4 - ( 4-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: تغذیه در دوران پس از تمرینات ورزشی از جایگاه ویژهای برخوردار است زیرا تحقیقات نشانگر آن است که نحوه تغذیه در این دوره، علاوه بر تسهیل ترمیم بافتها، تأثیر قابل توجهی بر تجدید و بازسازی ذخایر انرژی بدن ورزشکاران دارد. هدف از این مطالعه بررسی اثر دریافت دو وعده غذایی با نسبت متفاوت کربوهیدرات و پروتیین بر غلظت انسولین و گلوکز سرم و عملکرد ورزشی ورزشکاران رشته فوتبال شهر تهران میباشد.
روش بررسی: 19 مرد جوان (میانگین سنی 83/0 2/17) ورزشکار رشته فوتبال، در یک طرح مطالعاتی کارآزمایی بالینی متقاطع به سه گروه تقسیم شده و طی دو مرحله مورد آزمون قرار گرفتند. در هر مرحله آزمون، افراد به انجام فعالیت بدنی تا سر حد واماندگی پرداخته و سپس به مصرف یکی از سه وعده غذایی: واجد پروتیین بیشتر (شامل: کربوهیدرات 56%، پروتیین 19% و چربی 25% کل انرژی)؛ با کربوهیدرات بیشتر (شامل: کربوهیدرات 64%، پروتیین 11% و چربی 25% کل انرژی) و وعده غذایی کنترل (شامل: کربوهیدرات 60%، پروتیین 15% و چربی 25% کل انرژی) که نسبت کربوهیدرات به پروتیین در آنها به ترتیب 3 به 1؛ 6 به 1 و 5/4 به 1 میباشد، مبادرت نمودند. سپس قبل از شروع صرف غذا و نیز طی زمانهای 30، 60 و 120 دقیقه از زمان شروع صرف غذا، نمونهگیری جهت سنجش انسولین و گلوکز سرم صورت گرفت. 3 ساعت پس از صرف غذا، آزمون عملکرد سنجی، براساس آزمون Conconi، برای تمامی ورزشکاران صورت گرفت.
یافتهها: نتایج حاصله نشانگر آن است که در طی دو مرحله آزمون تفاوت معنیداری بین تغییرات گلوکز و انسولین سرم در بین سه گروه ورزشکاران در مدت زمانی 2 ساعت پس از صرف وعدههای غذایی وجود ندارد
نتیجهگیری: براساس نتایج حاصله، دریافت هیچ یک از سه وعده غذایی هم انرژی با نسبتهای متفاوت کربوهیدرات به پروتیین، بر غلظت گلوکز و انسولین سرم و نیز عملکرد ورزشی تأثیری ندارد. بنابراین چنین به نظر میرسد که محتوای انرژی کل وعدههای غذایی، از ترکیب وعدههای غذایی اهمیت بیشتری را دارا میباشد.
محمدرضا فضلالهی، زهرا پورپاک، مهدی یگانه، غلامعلی کاردر، انوشیروان کاظم نژاد، مسعود موحدی، محمد قرگزلو، رضافرید حسینی، ابوالحسن مرحوم فرهودی،
دوره 65، شماره 8 - ( 8-1386 )
چکیده
در سالهای اخیر تعداد گزارشات مربوط به واکنشهای ازدیاد حساسیت فوری به کنجد رو به افزایش بوده است. لذا با توجه به مصرف زیاد این ماده غذایی در کشور ما، این مطالعه برای شناخت تظاهرات بالینی و آزمایشگاهی و آلرژی به کنجد و تعیین شیوع آن در بین سایر آلرژنها انجام گردید.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی - مقطعی روی 250 بیمار با علایم بالینی آلرژی، انجام گرفت. بررسی بیماران شامل اطلاعات پرسشنامه مخصوص این مطالعه، انجام تست پوستی به روش پریک و اندازهگیری IgE اختصاصی به روش ELISA بود. تست پوستی با آلرژن کنجد و آلرژنهای غذایی دارای واکنش متقاطع با آن (سویا، بادامزمینی و گردو) و بر حسب سن و شرح حال با آلرژنهای استنشاقی و غذایی شایع انجام گردید. تست IgEاختصاصی فقط با آلرژن کنجد انجام شد.
یافتهها: از 250 بیمار با متوسط سنی 74/11 سال، 35 بیمار (1/14%) پریک مثبت به عصاره کنجد و 27 بیمار (4/18%) IgE اختصاصی مثبت با آلرژن کنجد داشتند. در مجموع با توجه به شرح حال بیماران، نتایج تست پریک و نیز IgE اختصاصی علیه کنجد، میزان شیوع آلرژی به کنجد پنج نفر(2%) محاسبه گردید. از نظر علائم بالینی، در بیماران حساس به کنجد بهطور معنیداری، کهیر و درماتیت شایعترین علایم بیماری بوده و نسبت به افراد غیرحساس به این ماده، بیشتر مشاهده شد (008/0p=). در بیماران حساس به کنجد، بهطور معنیداری فراوانی تست پوستی مثبت با آلرژنهای غذایی دارای واکنش متقاطع با کنجد، نسبت به بیماران غیر حساس بیشتر بود (00/0p=).
نتیجهگیری: در این بررسی برای اولین بار در ایران کنجد را بهعنوان یکی از علل شایع آلرژی غذایی (وابسته به IgE) و به ویژه از علل بروز آنافیلاکسی شناسایی کردیم. توجه به شرح حال بروز علائم با مصرف کنجد، استفاده از تست پریک میتواند در شناسایی این نوع آلرژی بخصوص در بیماران با علائم درماتیت - اگزما و کهیر کمک کننده باشد. همچنین مشاهده یک مورد آنافیلاکسی در بین پنج بیمار دچار آلرژی به کنجد نشانگر اهمیت این آلرژن در بین سایر آلرژنها میباشد.
پونه انگورانی، سید علی کشاورز، هاله صدرزاده یگانه، عباس رحیمی،
دوره 65، شماره 14 - ( دوره 65، ویژه نامه شماره 2 1386 )
چکیده
تغذیه به عنوان یک عامل مهم در تعیین سلامتی میتواند بر موفقیت تحصیلی دانشآموز موثر باشد. تحقیقات انجام شده در این زمینه نشاندهنده آن است که دانشآموزانی که دارای سوء تغذیه هستند از دقت و تمرکز کمتری برخوردار هستند و افت تحصیلی قابل توجهای داشتهاند. هدف از این مطالعه تعیین اثر کتابچه آموزش تغذیه در مورد صبحانه بر آگاهی دانشآموزان سال چهارم دبستانهای دخترانه منطقه شش آموزش و پرورش تهران، سال تحصیلی 82-1381.
روش بررسی: مطالعه از نوع مداخلهای بود. تعداد نمونهها 100 نفر بود که به طور مساوی بین دو گروه مورد (آموزش گیرنده) و شاهد تقسیم شدند. در ابتدای مطالعه در هر دو گروه، پیشآزمون آگاهی انجام گرفت و سپس به گروه مورد، کتابچه ارائه شد تا هر دانشآموز خودش آن را مطالعه کند و در گروه شاهد هیچ آموزشی صورت نگرفت. دو هفته بعد از آن دوباره آزمون آگاهی عیناً در هر دو گروه تکرار شد. برای جمعآوری دادهها از دو پرسشنامه (عمومی و آگاهی) استفاده شد.
یافتهها: میانگین نمرات آگاهی در گروه کتابچه در مقایسه با گروه شاهد، 22/2 نمره افزایش یافت که از نظر آماری معنیدار بود (001/0p<). هیچ یک از متغیرهای مستقل (بعد خانوار، تحصیلات و شغل والدین، ساعت صرف شام، خواب و بیدار شدن دانشآموز، مسئول تهیه صبحانه خانوار و وضعیت مصرف صبحانه در سایر افراد خانواده) بر میانگین تفاوت نمرات آگاهی تأثیر آماری معنیدار نداشت.
نتیجهگیری: این پژوهش نشان داد که کتابچه آموزش تغذیه در مورد صبحانه، باعث افزایش سطح آگاهی دانشآموزان دختر این گروه سنی میشود.
محمدرضا فرهوش، روحاله یگانه، بنیامین فرهوش، محسن شیدائیان، مازیار معصومی،
دوره 67، شماره 3 - ( 3-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: در ایران تروما دومین علت مرگ و میر بعد از حوادث قلبی و عروقی است. شکستگیهای اوربیت در مقایسه با سایر شکستگیهای صورت با عوارض شدیدتری همراه است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از گروه مطالعات توصیفی است که بهصورت مقطعی (Cross sectional) بر روی 92 بیمار با شکستگی اوربیت در یکی از مراکز آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است. نمونهگیری در مراجعهکنندگان با شکستگی اوربیت که طی ده سال به این مرکز مراجعه کرده بودند انتخاب گردیدند. با جمعآوری اطلاعات بیماران از پرونده بیمارستانی در SPSS ویراست 5/11 پردازش و با استفاده از آمار توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: از بین 92 بیمار با شکستگی اوربیت 74 نفر مرد و 18 نفر زن بودند. میانگین سنی بیماران 30 سال بود. شایعترین مکانیسم ترومای اوربیت تصادف با اتومبیل و موتور سیکلت در 38 بیمار بود. 46 نفر در سمت چپ و 44 نفر در سمت راست شکستگی داشتند. شکستگی Blow out از بقیه شایعتر بروز کرده بود (1/52% موارد). از شکستگیهای Blow out نوع ناخالص از نوع خالص شایعتر بود. تکنیک جراحی که جهت فیکساسیون بعد از جایاندازی استفاده شد استئوسنتز با مینی پلیت (Mini Plate) بود که در 53 بیمار استفاده شد.
نتیجهگیری: شکستگیهای صورت را نباید بهعنوان یک آسیب محدود نگریست بلکه بهعنوان سطح بیرون زده یک کوه یخی است که قسمت عمده آن مخفی است و آن قسمت مخفی وجود صدمات همراه با این شکستگیهاست. تشخیص بهموقع و درمان صحیح و زودرس رل اساسی در جلوگیری از بروز عوارض چشمی و بدشکلیهای بعد از شکستگیهای اوربیت ایفا میکند.
محمدرضا فرهوش، روحاله یگانه، یاشار فرهوش، مسعود خدایی،
دوره 67، شماره 4 - ( 4-1388 )
چکیده
800x600 زمینه و هدف: شکستگیهای استخوانهای
سر و صورت از صدمات شایع در بیماران مالتیپل تروماست. بیشترین شکستگی استخوانهای
صورت به ترتیب در ماندیبل، زایگوما، بینی و ماگزیلا اتفاق میافتد. انواع شکستگی
ماگزیلا شامل: شکستگی لیفورت I، II، III، آلوئولوماگزیلر و ساژیتال ماگزیلا است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- مقطعی در 56
بیمار با شکستگی ماگزیلا در بخش جراحی پلاستیک بیمارستان امامخمینی انجام شد.
نمونهگیری در مراجعه- کنندگان با شکستگی ماگزیلا که طی سالهای 1375-1368 به این
مرکز مراجعه کرده بودند انتخاب گردیدند.
یافتهها: از بین 56 بیمار
(48%)48 نفر مرد و هشت نفر (14%) زن بودند. نسبت مردان به زنان شش به یک بود.
میانگین سنی بیماران 30 سال بود. شایعترین مکانیسم ترومای ماگزیلا تصادف با
اتومبیل و موتورسیکلت بود. در بین شکستگیهای لیفورت تیپ II از بقیه شایعتر بود.
در بین علایم اختصاصی مربوط به شکستگی اختلال حس در قلمرو عصب اینفرا اربیتال و malocclusion از بقیه علایم
چشمگیرتر بود. در بین شکستگیهای همراه، شکستگی زایگوما در 62%، شکستگی ماندیبل در
25%، شکستگی نازواتموییدال در 9% و شکستگی قاعده جمجمه در 4% وجود داشت. درمان
شکستگی ماگزیلا جا اندازی و استئوسنتز قطعات شکسته بود. شایعترین روش
بهکار رفته استئوسنتز با مینیپلیت بود.
نتیجهگیری: شکستگیهای صورت را نباید بهعنوان یک آسیب محدود نگریست
بلکه بهعنوان سطح بیرون زده یک کوه یخی نگریست که قسمت عمده آن مخفی است و آن
وجود صدمات همراه با این شکستگیهاست. تشخیص بهموقع و درمان صحیح و بهموقع نقش
اساسی در جلوگیری از عوارض و بدشکلیهای بعد از شکستگیهای ماگزیلا ایفا میکند.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
فرامرز کریمیان، ژوبین مقدم یگانه، علی امینیان، علی پاشا میثمی، محمدصادق فاضلی، علی کاظمینی،
دوره 67، شماره 4 - ( 4-1388 )
چکیده
800x600 زمینه و هدف: استفاده از محلول پلیاتیلن
گلیکول (PEG) به منظور آمادهسازی
روده پیش از عمل میتواند با عوارضی همراه باشد. هدف از انجام این مطالعه مقایسه
دو روش آمادگی مکانیکی روده در جراحی انتخابی کولون میباشد.
روش بررسی: در یک کارآزمایی
بالینی تصادفی شده، 129 بیمار کاندید آناستوموز الکتیو کولون مراجعهکننده به
درمانگاه جراحی بیمارستان امامخمینی تهران در سالهای 7-1386 وارد شدند. بیماران
بر حسب روش آمادگی مکانیکی روده، بهطور تصادفی در دو گروه PEG1 (یک لیتر پلیاتیلنگلیکول
یا 70 گرم و 15 میلیگرم بیزاکودیل، 63=n) و PEG4 (چهار لیتر
پلیاتیلنگلیکول، 66=n) تقسیم شدند و محلولهای مورد نظر را در صبح روز قبل از عمل در
مدت 240 دقیقه مصرف میکردند و روز قبل از عمل آنتیبیوتیک خوراکی و رژیم مایعات
صاف شده و قبل از عمل آنتیبیوتیک تزریقی پروفیلاکسیک دریافت میکردند. سپس
بیماران تحت جراحی و آناستوموز کولون قرار میگرفتند. متغیرهایمورد بررسی شامل
تهوع، استفراغ، نفخ شکم، مقدار سدیم و پتاسیم خون شب عمل و رضایت جراح و بیمار از
آمادگی مکانیکی روده و عفونت زخم و لیک آناستوموز کولون بود.
یافتهها: اکثر بیماران مذکر بودند (62%). بروز تهوع
(87/28% در برابر 48/98%، 001/0p=)، نفخ (51/36% در برابر 45/95%، 001/0p=) و استفراغ
(76/4% در برابر 76/75%، 001/0p=) به میزان معنیداری در گروه PEG1 پائینتر بود
و رضایت بیماران نیز در این گروه بالاتر بود. (02/59% در برابر 52/1% راحت بودند،
001/0p=). سدیم سرم پیش از عمل در گروه PEG4 به میزان معنیداری
بالاتر (mg/l63/3±21/141
در برابر 97/2±94/139، 001/0p=) و پتاسیم سرم
پائینتر بود. (mg/l25/0±55/3
در برابر 21/0±76/3، 001/0p=). میزان رضایت
جراح از آمادگی مکانیکی روده در گروه PEG4 به میزان معنیداری
بیشتر بود. (بسیارخوب و خوب 73/72% در برابر 54/43%، 001/0p=) عفونت محل
عمل، آبسه شکمی، نشت محل آناستوموز و انتقال به ICU در دو گروه تفاوت معنیداری نداشتند.
نتیجهگیری: آمادگی روده یک لیتر PEG همراه با سه عدد قرص
بیزاکودیل، به جای چهار لیتر PEG نه تنها میزان تهوع،
استفراغ و نفخ شکم بیماران را کاهش میدهد بلکه میزان رضایت و تحمل آنها را نیز
بالا میبرد، اختلالات الکترولیتی پیش از عمل را کاهش میدهد و موجب افزایش عفونت
زخم و لیک آناستوموز نمیشود.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
روحا.. یگانه، سیدهوتن علوی، محسن آرایشخواه، مجید عمادی،
دوره 67، شماره 6 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: با اهمیت روزافزون دوره بعد از جراحی، در حال حاضر رویکرد اندوسکوپیک با حداقل تهاجم در درمان کیستهای کاذب پانکراس جایگاه ویژهای پیدا کرده است ولی انتخاب بیمار و روش انتخابی هنوز بهخوبی روشن نشده است. همچنان جراحی استاندارد طلایی درمان کیست کاذب پانکراس محسوب میشود. عوارض کم بعد عمل و دوره بعد از عمل کوتاه، آندوسکوپی تهاجمی را در دهه گذشته به خط اول درمانی کیستهای کاذب بدل کرده است. روش بررسی: در این مقاله یک بیمار مبتلا به کیست کاذب در زمینه پانکراتیت حاد معرفی میشود، که بهدلیل عدم پاسخ به درمانهای نگهدارنده، قبل از هفته ششم با آندوسکوپی تهاجمی درمان میشود. سپس با مروری بر مقالات اخیر، مدیریت درمانی کیست کاذب و عملکرد درمانی بیمار فوق را بررسی مینماییم. یافتهها: پسر 16 سالهای با سابقه دو نوبت پانکراتیت حاد به دلیل درد شکمی، تهوع و استفراغ مراجعه میکند. هیپرامیلازمی، آسیت و کیست کاذب در بررسی اولیه مشخص شد. علیرغم درمان نگهدارنده بعد از چهارمین هفته بهدلیل پیشرفت علایم بالینی پانکراتیکوگرافی آندوسکوپیک رتروگرید (ERCP) و تعبیه استنت Fr7 ترانسپاپیلاری انجام میشود. نتیجهگیری: رویکرد اندوسکوپیک برای درمان کیست کاذب و عوارض آن خط اول درمان میباشد. در عوارض درمان اندوسکوپی و موارد عدم پاسخ به درمان جراحی در خط دوم درمان قرار میگیرد. نکته قابل توجه، ضرورت تجربه کافی برای اقدام به رویکرد اندوسکوپیک، بهخصوص برای روشهای ترانس انتریک، میباشد، در غیراینصورت جراحی گزینه مطمئنتری است. مطالعات بیشتری برای روشهای اندوسکوپی ترکیبی مورد نیاز است.
علی یگانه، آرش متقی، جواد مقیمی،
دوره 69، شماره 3 - ( 3-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: تاکنون در پژوهشهای متعدد همخوانی بین علایم رادیوگرافی و علایم کلینیکی در بیماران مبتلا به آرتروز زانو پیدا نشده است، اما این همخوانی بین علایم کلینیکی و MRI کمّی شده دیده شده است. مطالعه حاضر بهبررسی ارتباط بین علایم با تغییرات ساختمانی مشخصشده توسط MRI و رادیوگرافی در مبتلایان به استئوآرتریت زانو پرداخته است. روش بررسی: تعداد 80 بیمار با تشخیص استئوآرتریت زانو بهصورت متوالی در بیمارستان رسول اکرم از سال 1388 الی 1389 وارد مطالعه شدند و پس از معاینه میزان کمّی شده درد و سفتی و محدودیت حرکت مفصل و در بررسی پاراکلینیک میزان کمّی شده یافتههای MRI و رادیوگرافی ساده بههمراه مشخصات دموگرافیک در چک لیست مربوطه واوارد شدند.
محمدرضا فرهوش، روح اله یگانه، قاسمعلی خراسانی، مینا احمدی، بنیامین فرهوش،
دوره 69، شماره 6 - ( 6-1390 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: آنالیز اندازههای
صورت، روشی مفید در تشخیص و برنامهریزی برای جراحی پلاستیک محسوب میشود. مطالعات
متعددی درباره آنتروپومتری صورت وجود دارد اما اطلاعات درباره جامعه ایرانی اندک
است. بههمین دلیل مطالعه ما جهت تعیین میانگین تناسبات صورت ایرانی و مقایسه آن
با نژاد مرجع (قفقازی) انجام شد.
روش بررسی: مطالعه Cross-sectional، از نمونههای
در دسترس مردان و زنان 30-18 ساله ایرانی که از دو نسل ایرانی بوده و فاقد سابقه
جراحی یا ترومای ماژور در سر و صورت بودند، انتخاب شدند. ابتدا لند مارکها در
صورت تعیین، سپس فواصل مورد نظر اندازهگیری شد. یافتهها با آمار توصیفی، آزمونStudent’s t-test و One sample t-test با یکدیگر و با نژاد
قفقازی مقایسه شد (فاصله اطمینان 95%، 05/0P<).
یافتهها: فاصله بین دو
چشم (En-en)، پهنای چشم راست (ex-en-R)، ارتفاع
پیشانی (Tr-n)، تریکیون- آندوکانتیون (Tr-en)، زاویه نازوفاشیال و زاویه
نازوفرونتال بین زنان و مردان ایرانی اختلاف معنیداری نداشت (05/0P>). اما
معیارهای دیگر بین آنها اختلاف معنیداری وجود داشت. معیارهای عرض سر (Ft-ft)، پهنای چشم راست و چپ (ex-en/R/L)، پهنای بینی (Al-al)، ارتفاع فوقانی صورت (N-sto)، Tip protrusion و زاویه
نازوفرونتال در زنان و مردان ایرانی با نژاد قفقازی تفاوت معنیدار نداشتند (05/0P>). در زنان
ایرانی علاوه بر اینها، ارتفاع لب فوقانی (Sn-sto)، ارتفاع قسمت تحتانی
صورت (Sn-gn) و ارتفاع پیشانی (Tr-n) و زاویه نازوفاشیال تفاوت معنیداری با زنان نژاد
قفقازی نداشت. بقیه معیارهای اندازهگیری شده با نژاد قفقازی متفاوت بودند.
نتیجهگیری: اکثریت معیارهای آنتروپومتریک
صورت در زنان و مردان ایرانی با هم متفاوت و نیز با نژاد قفقازی تفاوت بارزی داشتند.
بنابراین نیاز به مطالعات دقیقتر و حجم نمونههای بیشتر میباشد.
مهدی مقتدایی، غلامرضا شاهحسینی، حسین فراهینی، علی یگانه، سعید رجبپور،
دوره 69، شماره 11 - ( 11-1390 )
چکیده
800x600 Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: دابیگاتران اتکسیلات Dabigatran etexilate، از معدود داروهای ضد انعقاد مهارکننده مستقیم
ترومبین است که ویژگی آن شامل مصرف خوراکی، عدم نیاز به پایش مستمر عوارض، بینیازی تطابق
دوز دارویی میباشد. بهاتکای این برتریها، این دارو میتواند گزینه مناسبی جهت
پیشگیری از ایجاد ترومبوآمبولی وریدی بهدنبال جراحی تعویض مفصل زانو باشد.
روش
بررسی: در این مطالعه که بهروش
"بررسی بیماران" انجام شد، 45 بیمار
شامل 50 مورد تعویض مفصل زانو که در بیمارستانهای
مورد مطالعه، تحت عمل جراحی قرار گرفتند، انتخاب شدند. جهت پیشگیری از
ترومبوآمبولی وریدی پس از جراحی از دابیگاتران
اتکسیلات بهصورت 110 میلیگرم در طول 4-1 ساعت اول پس از
جراحی و سپس 220 میلیگرم در روز بهمدت 10 روز استفاده شد. بیماران در سه نوبت
تحت معاینه قرار گرفته و یک نوبت سونوگرافی داپلر وریدی در روز یازدهم انجام شد و
مجدداً در انتهای ماه اول و ماه سوم پس از جراحی مورد معاینه قرار گرفتند.
یافتهها: از کل
بیماران مورد نظر فقط در یک مورد ترومبوز وریدی در سونوگرافی روز یازدهم گزارش شد
ولی بیمار فاقد علایم بالینی بوده و نیز در سونوگرافی مجدد در روز سیام و ماه سوم
هیچگونه ترومبوزی مشاهده نگردید. سایر بیماران هیچ علایم بالینی یا سونوگرافیک
دال بر ترومبوز وریدی را نشان ندادند. در ضمن هیچگونه عوارضی در بررسی سه ماهه
بیماران مشاهده نشد.
نتیجهگیری: دابیگاتران اتکسیلات بهمیزان 220 میلیگرم در روز بهمدت 10 روز جهت
پیشگیری از ترومبوز وریدی پس از عمل جراحی تعویض مفصل زانو توصیه میشود.
حسین منتخب یگانه، حسین بابا احمدی رضایی، محمود دوستی،
دوره 70، شماره 5 - ( 5-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: عوامل
متعددی در ایجاد بیماریهای قلبی- عروقی دخیلاند، از جمله اسیدهای چرب ترانس، که بهطور
عمده طی فرآیندهای اشباعسازی روغنهای گیاهی بهوجود میآیند. این فرآیندها موجب
تشکیل روغنهای نیمهجامد میشود، امروزه مشخص شده است که این ماده غذایی عامل خطر
مهمی در بروز و پیشرفت آتروسکلروز است؛ از طرف دیگر مشخص شده است که، تعدادی از
گیرندههای هستهای از جمله PPARها (Peroxisome Proliferator Activated
Receptor) در هموستاز
لیپید و پاتوژنز بیماریهای قلبی- عروقی دخالت داشته و نقشهای بهسزایی ایفا میکنند؛
از این رو در این مطالعه تاثیر اسید الاییدیک بر بیان ژن PPARγ مورد بررسی قرار گرفته شد.
روش
بررسی: سلولهای ماکروفاژی RAW264.7 با غلظتهای mM5/0، یک و دو اسید الاییدیک بهمدت شش ساعت
تیمار گردیدند. گروه کنترل نیز حاوی اتانول 50% (بهعنوان حلال) معادل مقدار
اتانول استفاده شده در غلظت دو میلیمولار لحاظ گردید. بعد از استخراج RNA و سنتز cDNA میزان بیان ژن PPARγ با روش Real-Time PCR مورد سنجش قرار
گرفت.
یافتهها: اسید الاییدیک بعد از تیمار شش ساعته در هر سه غلظت mM5/0، یک و دو میزان بیان ژن PPARγ را در رده سلولی ماکروفاژی RAW264.7 در مقایسه با گروه
کنترل، بهترتیب 36/1، 68/1 و 24/3 برابر کاهش داد (05/0P<).
نتیجهگیری: اسید الاییدیک، از طریق کاهش بیان ژن گیرنده هستهای PPARγ باعث بروز، تشدید و یا تسریع بیماریهای
قلبی و عروقی بهخصوص آتروسکلروز میشود و این یافته اهمیت کاهش مصرف این ماده
غذایی را نشان میدهد.
جبار لطفی، محمد تقیخانی، مرجان ظریف یگانه، سارا شیخالاسلامی، مهدی هدایتی،
دوره 72، شماره 1 - ( فروردین 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان تیرویید شایعترین تومور بدخیم غدد اندوکرین بوده و مسئول حدود 1% سرطانها در انسان میباشد. استئوکلسین، مهمترین پروتیین غیرکلاژنی استخوان است. پروتیینهای اتصالی رتینول خانوادهای از پروتیینها هستند که بهطور عمده ناقل رتینول در بدن میباشند. بهمنظور بررسی اثر وجود کارسینوم مدولاری تیرویید بر متابولسیم استخوان و بافت چربی، میزان پلاسمایی دو ترکیب مذکور اندازهگیری شد.
روش بررسی: جمعیت مورد مطالعه شامل 46 فرد مبتلا به کارسینوم مدولاری تیرویید و 44 فرد سالم بودند. افراد مبتلا پساز تشخیص از طریق نمونه بیوپسی در مراحل اولیه فراخوانده شده و پساز تکمیل فرم رضایتنامه وارد مطالعه شدند. میزان پلاسمایی هورمونها با روش الایزای ساندویچ اندازهگیری و نتایج بهدستآمده توسط نرمافزار SPSS ویراست 16 با روش t مستقل آنالیز گردیدند.
یافتهها: میانگین غلظت پلاسمایی استئوکلسین در افراد بیمار (Mean±SD) ng/ml ۵/٣±۱/٣٣ و در افراد سالم ng/ml ٢/۱±۵/۱٢ بود (04/1 OR=) (001/0P=) میانگین غلظت پلاسمایی پروتیین شماره چهار اتصالی رتینول در افراد بیمار و سالم بهترتیب g/μml ۷/٢±۵/۸٢ و g/μml ۶/۱±۸/٢٢ بود (1/2OR=) این اختلاف از لحاظ آماری معنادار بود (001/0P=).
نتیجهگیری: با توجه به اختلاف غلظت پلاسمایی دو هورمون مذکور در افراد بیمار نسبت به افراد سالم، احتمال میرود وجود کارسینوم مدولاری در غده تیرویید بر متابولیسم بافت استخوان و بافت چربی تاثیرگذار بوده و لذا دو ترکیب یاد شده پتانسیل استفاده در تایید تشخیص یا پیگیری درمان را دارند.
سارا شیخ الاسلامی، مرجان ظریف یگانه، لاله حقوقی راد، مریم سادات دانشپور، مهدی هدایتی،
دوره 72، شماره 8 - ( آبان 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان مدولاری تیرویید (MTC) به دو شکل اسپورادیک (75%) موارد و ارثی (25%) بروز میکند. اثر جهشهای بد معنی پروتوآنکوژن RET در پیشرفت بیماری به خوبی مشخص شده است. هدف از انجام این مطالعه بررسی هاپلوتایپ G691S/S904S در بیماران MTC و خانواده آنها بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر در طی سالهای 1393-1383 در مرکز تحقیقات سلولی و مولکولی پژوهشکده غدد درونریز و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی بر روی 358 فرد شامل 213 بیمار و 145 نفر از اعضای خانواده آنها به انجام رسید. مولکول DNA ژنومیک این افراد از لکوسیتهای خون محیطی به روش استاندارد نمک اشباع و پروتییناز K استخراج شد. تغییرات نوکلئوتیدی به روش PCR و Direct DNA sequencing مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: بر اساس نتایج حاصل از سکانس DNA، 189 فرد (119 بیمار، 70 نفر اعضای خانواده) دارای جهش بدمعنی G691S (rs1799939) در اگزون 11 و جهش هممعنی (rs1800863) S904S در اگزون 15 پروتوآنکوژن RET بودند. فراوانی آللی هاپلوتایپ G691S/S904S در بیماران 02/35% و در اعضای خانواده آنها 92/29% بود.
نتیجهگیری: دادههای بهدست آمده نشاندهنده فراوانی هاپلوتایپ G691S/S904S ژن RET در میان بیماران MTC و اعضای خانواده آنها در جمعیت ایرانی میباشد. تغییرات نوکلئوتیدی G691S و S904S بهطور کامل عدم تعادل پیوستگی را دارا میباشند. بنابراین نتایج آنها به شکل هاپلوتایپ گزارش شده است. بررسی ارتباط بین هاپلوتایپ ذکر شده و بروز بیماری MTC در مطالعات آتی میتواند در شناسایی اثرات احتمالی این هاپلوتایپ موثر باشد.
مرجان ظریف یگانه، سمیرا کبیری، سارا شیخالاسلامی، حسنا حسان منش، مهدی هدایتی،
دوره 74، شماره 12 - ( اسفند 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان تیرویید شایعترین سرطان غدد درونریز میباشد. 10-5% کل انواع سرطانهای تیرویید را سرطان مدولاری تیرویید تشکیل میدهد. وجود جهشهای پروتوآنکوژن RET بهویژه در اگزونهای 10 و 11 و 16 در ایجاد سرطان مدولاری تیرویید بهخوبی نشان داده شده است. بنابراین، شناسایی جهشهای این ژن امکان تشخیص زود هنگام بیماری را برای افرادی که علایم بیماری را بروز ندادهاند، ایجاد میکند. هدف از مطالعه حاضر، تعیین جهش اگزونهای 17 و 18 پروتوآنکوژن RET در افراد مبتلا به سرطان مدولاری تیرویید و اعضای درجه یک خانواده آنان در جمعیت ایرانی بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر بر روی 311 نفر (190 بیمار و 121 نفر اعضای خانواده آنها) بهروش نمونهگیری ساده با تشخیص پاتولوژی و ارجاع به پژوهشکده غدد درونریز و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شد (مهرماه 1392 تا 1394). محتوای DNA ژنومی با روش استاندارد نمک اشباع/پروتیینازکا استخراج شد. تعیین جهش اگزونهای 17 و 18 پروتوآنکوژن RET با استفاده از روش PCR-Sequencing انجام شد.
یافتهها: تعداد 20 جهش بدمعنی در کدون 982 شامل CGC>TGC c.2944C>T,، (rs17158558) p.Arg982Cys اگزون 18 پروتوآنکوژن RET یافت گردید، از این تعداد، 16 جهش هتروزیگوت و چهار جهش هموزیگوت بودند. همچنین، 154 تغییر نوکلئوتیدی G>A (rs2742236) در اینترون 18 و چهار تغییر نوکلئوتیدی C>T (rs370072408) در اینترون 17 مشاهده شد. در اگزون 17 جهشی یافت نگردید.
نتیجهگیری: از آنجاییکه جهش یافت شده در کدون 982 اگزون 18، جز جهشهای بدمعنی بوده و منجر به تغییر اسیدآمینه آرژینین به سیستئین در ساختار پروتیین تیروزینکیناز RET میگردد و همچنین با توجه به امتیاز SIFT(0.01) و Polyphen(0.955) این جهش، میتوان آنرا جز جهشهای خطرناک درنظر گرفت. ازطرفی چون فراوانی این جهش در بین بیماران مبتلا به سرطان مدولاری تیرویید در این مطالعه 4/6% محاسبه گردید، از اینرو در صورت تایید پاتوژن بودن این جهش، احتمالا بررسی اگزون 18 نیز جز آزمایش ژنتیکی غربالگری RET مدنظر قرار گیرد.
سمیرا احیائی، مهدی هدایتی، مرجان ظریف یگانه، سارا شیخالاسلامی، سید اسدالله امینی،
دوره 75، شماره 6 - ( شهریور 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان مدولاری تیرویید، تومور غدد درونریز بوده و به دو نوع وراثتی و تکگیر تقسیم میشود. جهشهای ژرملاین در پروتوانکوژن RET مسئول ایجاد نوع ارثی میباشد. کلسیتونین یک نشانگر اختصاصی جهت تشخیص سرطان مدولاری تیرویید است. هدف از این مطالعه یافتن ارتباط بین میزان کلسیتونین در بیماران سرطان مدولاری تیرویید با حضور یا و عدم حضور جهش پروتوانکوژن RET در اگزون ۱۰ و ۱۱ بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر بهصورت مطالعه توصیفی-تحلیلی انجام شد. افراد مورد بررسی از بیمارانی مبتلایان به سرطان مدولاری تیرویید که با تشخیص پاتولوژی به پژوهشکده غدد درونریز و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی از مهر ماه ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۴ به روش نمونهگیری ساده برگزیده شدند. جمعیت مورد مطالعه بر اساس بود یا نبود جهش در اگزونهای ۱۰ و ۱۱ پروتوآنکوژن RET به دو گروه ۴۳ نفر تقسیمبندی شدند. DNA ژنومی استخراج و به روش PCR تکثیر شده و تعیین توالی گشتند. سطح پلاسمایی کلسیتونین به روش الیزا اندازهگیری شد.
یافتهها: بررسی سطح کلسیتونین ۴۳ بیمار با جهش مولکولی در پروتوآنکوژن RET مورد بررسی (میانگین سنی ۳۱ سال) و ۴۳ بیمار بدون جهش مولکولی در پروتوآنکوژن RET (میانگین سنی ۴۳ سال) بهترتیب pmol/ml ۷/۳، pmol/ml ۳/۰۷ بود. این اختلاف از لحاظ آماری معناداری بود (۰/۰۰۱۴P=).
نتیجهگیری: با توجه به اختلاف غلظت پلاسمایی کلسیتونین در دو گروه احتمال میرود وجود جهش در بیماران مبتلا به سرطان مدولاری تیرویید بر میزان کلسیتونین پلاسمایی بیماران موثر باشد.
راضیه ظریفیان یگانه، عباس شکوری گرکانی، سامان مهرابی، نادر عبادی، مازیار مطیعی لنگرودی، محمدرضا نوری دلویی،
دوره 75، شماره 7 - ( مهر 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: کارسینومای بافت سنگفرشی (Squamous cell carcinoma) سر و گردن، سرطان بافت اپیدرمی ناحیهی سر و گردن است. این عارضه شایعترین نوع سرطانهای سر و گردن (حدود ۹۰% موارد) است و همانند سایر بدخیمیها، جهش در ژنهای مسیر پیامرسانی RAS/MAPK یا همان مسیر گیرنده فاکتور رشد اپیدرمی (EGFR)، بسیار رایج است. از علل اصلی ابتلا به این سرطانها، جهش در ژنهای KRAS و BRAF در بیش از (بهترتیب) %۳۰ و ۱۰% موارد است. مطالعهی حاضر با هدف بررسی جهشهای شایع این دو ژن در ناحیهی سر و گردن انجام گردید.
روش بررسی: این پژوهش مقطعی-توصیفی از آبان ۱۳۹۲ تا شهریور ۱۳۹۵ بر کدونهای جهشپذیر ۱۲ و ۱۳ اگزون ۲ ژن KRAS و کدون V600E ژن BRAF در کارسینومای بافت سنگفرشی سر و گردن ۴۰ نمونهی تایید شدهی مبتلا به این سرطان در بیمارستان امام خمینی (ره) تهران انجام شد و سه تکنیک استخراج DNA بر پایه فنل-کلروفرم، Multiplex-PCR و آزمون استریپ در این پژوهش بهکار رفت.
یافتهها: در ۱۱ تن از بیماران جهش دو ژن KRAS و BRAF بهمیزان حدود ۱۷/۵% در ژن KRAS (۱۰% جهش تبدیل گلایسین به آسپارتات و ۲/۵% جهش گلایسین به سرین در کدون ۱۲ و ۵% جهش تبدیلکنندهی گلایسین به آسپارتات در کدون ۱۳) و ۱۰% در ژن BRAF مشاهده شد. در یک بیمار نیز، همزمان، دو جهش در کدون ۱۲ مشاهده شد که نشان از ناهمگن بودن تودهی سرطانی داشت.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای بهدست آمده میتوان دو ژن KRAS و BRAF را در زمرهی علل تاثیرگذار در ابتلا به سرطان سنگفرشی سر و گردن به حساب آورد.
حمید رضا قاسمی بصیر، فریبا کرامت، عباس مرادی، یگانه قاسمی، علی سعادتمند،
دوره 79، شماره 12 - ( اسفند 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونتهای دستگاه ادراری از جمله بیماریهای شایع میباشند. تجویز به موقع آنتیبیوتیک در روند درمان بیماران حایز اهمیت است. این مطالعه با هدف مقایسه نتایج تست آنتیبیوگرام بیماران مشکوک به عفونت ادرار با دو روش سریع و کلاسیک انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی از ابتدای فروردین تا ابتدای مهر 1398 روی بیماران دارای عفونت ادراری مراجعهکننده به بیمارستان سینا در شهر همدان، انجام شد. از بیماران cc 20 نمونه ادرار گردآوری شد و تست به روش مستقیم، همزمان با کشت نمونه ادرار جهت تعیین حساسیت آنتیبیوتیکی انجام شد. توافق بین دو روش بهصورت خطای بسیار عمده، خطای عمده و خطای جزیی در نظر گرفته شد. در پایان، دادهها با SPSS software, version 16 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.
یافتهها: 92 بیمار شامل 23 مرد (25%) و 69 زن (75%) با میانگین سنی 49/18±18/53 سال وارد مطالعه شدند. تست مستقیم در 8/90% از نتایج با تست استاندارد توافق معنادار داشت (001/0P<). 2/9% از تستهای آنتیبیوگرام مطابقت نداشتند که 3/0% آن خطای بسیار عمده، 7/4% خطای عمده و 2/4% خطای جزیی بودند. بیشترین میزان توافق مربوط به عفونت ادراری با اشرشیاکلی، آنتیبیوتیکهای نسل سوم سفالوسپورینها و آنتیبیوتیکهای وسیعالطیف بود.
نتیجهگیری: توافق بین روش آنتیبیوگرام مستقیم و استاندارد قابل قبول بود و روش آنتیبیوگرام مستقیم در بسیاری از موارد قابل استناد برای پزشکان است.