25 نتیجه برای نیکخو
محمدعلی نیکخو،
دوره 19، شماره 2 - ( 2-1340 )
چکیده
محمد علی نیکخو،
دوره 21، شماره 9 - ( 1-1343 )
چکیده
محمد علی نیکخو،
دوره 22، شماره 4 - ( 2-1343 )
چکیده
محمدعلی نیکخو، محسن نفیسی،
دوره 23، شماره 4 - ( 2-1344 )
چکیده
محمد علی نیکخو،
دوره 23، شماره 9 - ( 1-1345 )
چکیده
خوشبختانه حاملگی در غالب موارد بدون پیدایش کوچکترین ناراحتی کلیوی به پایان می رسد فقط در بعضی موارد که تعدادشان زیاد نیست با ناراحتی های کلیوی همراه خواهد شد. اینگونه ناراحتی های کلیوی را می توان به دو دسته تقسیم نمود.
قسمت اول اختلالات کلیوی در جریان حاملگی است که شامل بیماریهای ذیل می باشند:
1- نفروپاتی های حاملگی خالص که از نظر بالینی بر حسب شدت علائم به اشکال پراکلامپسی خفیف، پراکلامپسی شدید و بالاخره اکلامپسی تقسیم می گردد.
2- نفروپاتی های اضافی در جریان حاملگی پاتوکسمی اضافی است که منظور نفروپاتیها و فشار خون های قدیمی و قبلی است که حاملگی آنها را شدت داده و یا موجب آشکار شدن آنها می گردد.
3- نفروپاتی های عود کننده است که فقط در موقع حاملگی بوجود آمده و بعد از زایمان تمام علائم از بین می رود. و در حاملگی بعدی دوباره تمام علائم نفروپاتی و فشار خون ظاهر خواهد شد.
4- عفونت دستگاه ادرار یا پیلونفریت حاملگی است که در جریان و یا بعد از زایمان برقرار می گردد.
قسمت دوم آنوری های حاملگی است که غالب آنها توبولونفریت حاد بوده که متعاقب سقط جنین ظاهر می شود . و درمان آن رانیماسیون و استفاده از تصفیه های خارج کلیوی مثل کلیه مصنوعی و دیالیز صفاقی است. و به ندرت خون ریزیهای شدید متعاقب زایمان موجب توبولونفریت حاد و آنوری می گردد.
ناصر کمالیان، عماد وقار، محمدعلی نیکخو،
دوره 24، شماره 9 - ( 1-1346 )
چکیده
یک مورد توکسمی حاملگی در زن چند زای 39 ساله دیده شد که بلافاصله بعد از زایمان عارض گشته و منجر به مرگ بیمار گشته است از نظر بالینی با علائم خیز، آنوری والیگوری، سقوط فشار خون. حالت نیمه اغماء ، خونریزی ته چشم، کبد بزرگ و دردناک و افزایش اوره و پتاسیم خون همراه بوده است. در اتوپسی کلیه ها بزرگ و خیزدار بوده از نظر میکروسکوپی در گلمرولها خیز بین کاپیلیر، فشردگی کاپیلرها و افزایش ضخامت مامبران بازال آنها همراه خیز انترستیس و دژنرسانس ابری و هیالن اپی تلیوم در لوله های درهم پیچیده نشان داده شده است. در کبد کانونهای نکروز و خونریزی دیده شد.
محمدعلی نیکخو، محسن نفیسی،
دوره 25، شماره 9 - ( 1-1347 )
چکیده
کلیه مصنوعی و دیالیز صفاقی دو طریقه تصفیه خارج کلیوی هستند که امروز در مداوای نارسائی های کلیوی اعم از حاد یا مزمن نقش عمده ای را بازی می کنند دیالیز صفاقی بخاطر سهولت کار و سادگی دستگاه و هزینه کم امروز خیلی مورد توجه مراکز بیماریهای کلیوی است بطوریکه بتدریج دیالیز صفاقی جای کلیه مصنوعی را در این مراکز گرفته است.کلیه مصنوعی امروز بیشتر برای مداوای نارسائی های مزمن غیر قابل برگشت با روش تکراری بکار می رود و با وجود تکمیل این دستگاه هنوز مستلزم هزینه هنگفتی برای بیمار می باشد به همین جهت برای درمان همه بیماران نفریت مزمنی میسر نیست. دیالیز صفاقی غالباً برای درمان نارسائی های حاد کلیه است ولی در موارد دیگر نیز مورد استفاده قرار خواهد گرفت.در این مقاله 23 مورد بیمار مبتلا به نارسائی کلیه ( 6 مورد حاد و 17 مورد مزمن) در بخش طبی 1 بیمارستان پهلوی تحت درمان قرار گرفته اند از 6 مورد نارسائی حاد کلیه چهار مورد گلومرلو نفریت حاد و دو مورد توبولو نفریت حاد داشتند که از این عده 4 مورد با بهبود کامل از بیمارستان مرخص شدند. از 17 مورد نارسائی مزمن کلیه تنها چهار مورد بهبودی نسبی یافته و بقیه چون مراحل انتهائی بیماری خود را طی می کردند فوت نمودند.
محمد علی نیکخو،
دوره 26، شماره 1 - ( 2-1347 )
چکیده
محمد علی نیکخو، محسن نفیسی،
دوره 26، شماره 9 - ( 1-1348 )
چکیده
محمد علی نیکخو،
دوره 27، شماره 2 - ( 2-1348 )
چکیده
یک مورد توبولونفریت حاد همراه با آنوری در اثر فاویسم نزدیک مرد کشاورز 40 ساله گزارش گردید. با خوردن باقلا بخصوص باقلای خام در آن دسته افرادی که دچار کمبود آنزیم گلوکز شش فسفات دهیدروژناز میباشند گلبول های قرمز دستخوش همولیز خواهند شد. این حالت فاویسم نام دارد که در کشور ما در بعضی مناطق نسبتاً شایع است.همولیز گاهی خفیف بوده موجب هموگلوبینوری مختصر و کم خونی متوسطی میگردد که خودبخود و گاهی با تزریق مقداری خون بر طرف خواهد شد.ولی بندرت فاویسم خیلی شدید است یعنی همولیز گلبول قرمز فوق العاده سخت بوده بطوریکه بیمار دچار کم خونی مفرط، هموگلوبینوری شدید و حالت شوک و کلاپس عروقی میگردد و متعاقب این حالت شوک، هموگلوبینوری شدید توبولونفریت حاد همراه با آنوری بروز می نماید.نارسائی حاد کلیوی اینگونه بیماران غالباً با تنظیم آب و الکترولیت و استفاده از تصفیه های خارج کلیوی (کلیه مصنوعی - دیالیز صفاقی) بهبود می یابد.بیمار گزارش شده که دچار کمبود آنزیم فوق بوده و با خوردن باقلای خام دچار همولیز شدید گلبول قرمز و سپس آنوری شده بود با تنظیم محیط داخلی و دوبار دیالیز صفاقی دوران آنوری نسبتاً طولانی خود را پشت سر گذاشت و جریان ادرار بیمار برقرار شد و شفای کامل یافت.
محمد علی نیکخو، سید نصراله سیار، ملیحه طبیبی،
دوره 31، شماره 8 - ( 1-1353 )
چکیده
احسانی، خلیلی، نیکخواه،
دوره 33، شماره 2 - ( 8-1354 )
چکیده
شهین بهجتی اردکانی، علی نیکخواه، مجتبی صداقت،
دوره 65، شماره 3 - ( 3-1386 )
چکیده
کرنیکتروس یک سندرم عصبی قابل پیشگیری با عوارض نامطلوب است که بهعلت رسوب بیلی روبین غیرمستقیم در بخشهایی از مغز ایجاد میشود. هدف اصلی در این مطالعه بررسی عوامل مؤثر در ایجاد کرنیکتروس در نوزادان ایکتریک مراجعهکننده به مرکز طبی کودکان بوده است.
روش بررسی: این پژوهش گذشتهنگر با روش نمونهگیری سرشماری طی دوازده ماه 312 نوزاد ایکتریک که در بخش نوزادان جهت درمان ایکتر بستری شدند انجام شد. این نوزادان از نظر سن، سطح بیلی روبین سرم، وزن زمان تولد، جنس، سن حاملگی، زمان ترخیص از زایشگاه و فاکتورهای خطر مندرج در پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفتند. دادهها با روش آماری Chi-Square مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: 25 بیمار از 305 نوزاد ایکتریک بستری شده در بخش نوزادان بهعنوان کرنیکتروس حاد تشخیص داده شدند. تاثیر سن حاملگی، جنسیت، سطح بیلی روبین توتال سرم، زمان ترخیص از زایشگاه، عوامل خطرساز (اسیدوز، پره ماچوریتی، همولیز، هیپوگلیسمی، سپسیس، دیسترس تنفسی)، وزن زمان تولد، ناسازگاریهای گروههای خونی و کمبود G6PD بر بروز کرنیکتروس به تفکیک مورد بررسی قرار گرفت که موارد معنیدار به شرح زیر است: میانگین سطح بیلی روبین توتال در مبتلایان به کرنیکتروس mg/dl 32 و در سایر نوزادان ایکتریک mg/dl 20 بوده که این اختلاف معنیدار است (001/0P=). بروز کرنیکتروس در نوزادان پرخطر بهطور معنیداری از نوزادان کمخطر بیشتر بوده است (001/0P<). نوزادان کمتر از 2500 گرم بهطور معنیداری از نوزادان دارای وزن زمان تولد بیشتر از 2500 گرم دچار کرنیکتروس شدند(04/0P=).
نتیجهگیری: نوزادان پرخطر به درمان زودهنگام و مؤثر هیپربیلی روبینمی برای جلوگیری از بروز کرنیکتروس در سطوح کمتر بیلی روبین نسبت به نوزادان کمخطر نیازمندند.
محمد مهدی سلطان دلال، فرهاد نیکخواهی، احمد خیرخواه، صابر مولایی، سید کاظم حسینی، عبدالعزیز رستگار لاری، عباس رحیمی فروشانی، احد خوش زبان، زهره کلافی،
دوره 69، شماره 10 - ( 10-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: غشای آمنیونی انسان از
یک دیواره داخلی، کیسه غشایی تشکیل شده است که جنین را در طی بارداری احاطه و
محافظت میکند. مزیت اصلی مشاهده شده غشای آمنیونی در درمان کراتیت باکتریال،
خاصیتی شبیه به نوار زخمبندی اپیتلیالی است. مطالعات قبلی نشان داد که در مایع
آمنیونی پروتیین و پپتیدهای ضدمیکروبی نظیر لاکتوفرین، لیزوزیم، پروتیینهای
افزایشدهنده قدرت نفوذپذیری غشا و مواد باکتری کش، کالپروتسین {MRP8/ 14}، LL37 و دفنسینهای نوتروفیلی (HNP1-3) وجود دارد. غشای آمنیونی به خاطر اینکه فاقد آنتیژنهای HLA-A, B, C, DR میباشد به جلوگیری از رد پیوند کمک میکند. این ساختار به عنوان
یک سد ایمونوبیولوژیکی عمل میکند. هدف از این مطالعه، ارزیابی اثر غشای آمنیونی در
بهبودی قرنیه دچار کراتیت سودوموناسی با استفاده از مدل حیوانی میباشد.
روش بررسی: تعداد 14 خرگوش به دو گروه تقسیم
شد: 1- کنترل 2- غشای آمنیونی. به استرومای قرنیه تمام آنها باکتری سودوموناس
آئروژینوزا ATCC 27853 با استفاده از سرنگ
تزریق شد. پس از 20 ساعت که کراتیت ایجاد گردید، به گروه دو غشای آمنیونی پیوند
زده شد، نتایج از لحاظ اندازه پرفوراسیون و انفیلتراسیون در روزهای اول، سوم و
هفتم مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: در گروه کنترل
پرفوراسیون دیده شد (001/0P<). غشای آمنیونی در گروه دو
به خوبی اثر خود را نشان داد به طوری که در این گروه پرفوراسیون ایجاد نشد ولی به
لحاظ اندازه انفیلتراسیون نیز تفاوت مشخصی دیده نشد (2/0P=).
نتیجهگیری: غشا آمنیونی در روند
بهبود کراتیت سودوموناسی و جلوگیری از سوراخشدگی قرنیه و کنترل این عارضه موثر میباشد.
خسرو برخورداری، سمانه یاقوتی، سپیده نیکخواه، افسانه آیین، آرش جلالی، اکبر شفیعی،
دوره 74، شماره 9 - ( آذر 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این مطالعه مقایسه پیامدهای بالینی کوتاهمدت پس از عمل جراحی قلب در بیماران با شرایط قابل قبول از نظر کلینیکی و pH کمتر از حد پروتکل مرسوم با بیماران اکستیوبشده بر اساس پروتکل مرسوم بیمارستان میباشد.
روش بررسی: این مطالعه کوهورت گذشتهنگر در بیمارستان مرکز قلب تهران در سال 94-1393 انجام شد. از 256 بیمار جراحی قلب با معیارهای ورود به مطالعه شامل سن بالای 18 سال و جراحی الکتیو کرونری، 95 بیمار در گروه مواجهه و 161 بیمار در گروه کنترل قرار گرفتند. دادههای دموگرافیک، بالینی، آزمایشگاهی پیش، حین و پس از عمل بررسی و مشخصات گازهای خونی شریانی هنگام پذیرش در ICU و پیش و شش ساعت پس از اکستیوباسیون، شانس شکست اکستیوباسیون، زمان ماندن در ICU و بیمارستان و مرگومیر در دو گروه با هم مقایسه شد.
یافتهها: فراوانی مردان و کسر برونده قلبی در گروه کنترل بیشتر (بهترتیب 01/0P= و 02/0P=) و فراوانی بیماری انسدادی مزمن ریه و EuroSCORE در گروه مواجهه بالاتر بود (بهترتیب 005/0P= و 02/0P=). هنگام ورود به ICU دو گروه از نظر شاخصهای گاز خون شریانی با هم تفاوت معناداری نداشتند. پیش از اکستیوباسیون مقادیر کسر اکسیژن دمی و فشار شریانی دیاکسیدکربن در گروه مواجهه بالاتر (001/0P<) و مقدار بیکربنات و اسیدیته خون کمتر از گروه غیرمواجهه بود (001/0P<). شانس شکست اکستیوباسیون، زمان اقامت در ICU و بیمارستان و مرگومیر در دو گروه با هم تفاوت معناداری نداشتند.
نتیجهگیری: بیماران با وضعیت بالینی قابل قبول که با اسیدیته خون کمتر از پروتکل مرسوم اکستیوب شدند پیامدهای بالینی بدتری نداشتند.
سیدمحمدرضا شکراللهی، حسین حیدری، سجاد رضوان، اکرم براتی، محمدحسن نیکخواه،
دوره 76، شماره 3 - ( خرداد 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: راش یک شکایت شایع در اطفال است، علل زیادی داشته و تشخیص افتراقی آن بسیار وسیع است. بنابراین برای ارایه مداخله طبی فوری و مناسب تشخیص بالینی سریع لازم میباشد. هدف از مطالعه بررسی علل ایجادکننده راشهای پوستی در کودکان بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی بر روی تمامی بیماران بستری بهعلت بثورات پوستی در بیمارستان حضرت معصومه (س) قم از فروردین ۱۳۸۹ تا اسفند ۱۳۹۳ انجام شد. در این پژوهش، دادههای مربوط به ۳۱۷ بیمار که با تشخیص اولیهی راش بستری شده بودند از پروندهی بیماران گردآوری شد.
یافتهها: شایعترین علل ایجادکنندهی راشهای پوستی در کودکان مورد مطالعه، ویروسها با ۴۰/۶۹% (۱۲۹ مورد) پس از آن بهترتیب علل آلرژیک ۲۱/۷۷% (۶۹ مورد) و علل دارویی ۲۰/۵۰% (۶۵ مورد) بودند. براساس نوع راش و محل درگیری، شایعترین نوع راش با ۴۲% ماکولوپاپولار و ۳۱/۹% از نوع کهیر و بیشترین محل درگیری ۸۴% بهصورت جنرالیزه بود. از نظر سابقهی مصرف دارو، در این مطالعه ۳۵/۶% سابقهی مصرف آنتیبیوتیک را پیش از بستری داشتند و ۱۴/۵% نیز سابقهی مصرف داروهای ضد صرع را داشتند. اختلاف معناداری از نظر ارتباط بین فصل و عامل راش مشاهده گردید (۰/۰۱P<) همچنین اختلاف معناداری از نظر ارتباط بین سن و عامل راش وجود داشت (۰/۰۰۴P=).
نتیجهگیری: براساس پژوهش کنونی، بیشترین عوامل مربوط به ویروسها، سپس عوامل آلرژیک و دارویی بودند و شایعترین نوع راش ماکولوپاپولار بود.
مهرناز نیکخواه بداغی، ایرج ملکی، شهرام آگاه، آزیتا حکمتدوست،
دوره 76، شماره 11 - ( بهمن 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: التهاب مزمن و استرس اکسیداتیو دو عامل تعیینکننده شروع و شدت بیماری کولیت اولسروز (Ulcerative colitis) میباشند. پژوهش کنونی با هدف بررسی اثر زنجبیل بهعنوان یک ماده خوراکی ضد التهاب و آنتیاکسیدان بر کیفیت زندگی، فعالیت بیماری و نیز سطح سرمی برخی از فاکتورهای التهابی و استرس اکسیداتیو بیماران کولیت اولسروز خفیف تا متوسط فعال صورت گرفت.
روش بررسی: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور کنترلشده با دارونما بوده که در کلینیک تغذیه و رژیم درمانی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در بازه زمانی آبان ۱۳۹۶ تا تیر۱۳۹۷ به انجام رسید. ۴۶ بیمار مبتلا به کولیت اولسروز خفیف تا متوسط فعال روزانه چهار عدد کپسول حاوی mg ۵۰۰ پودر ریشه خشکشده زنجبیل یا دارونمای مشابه را بهمدت شش هفته همراه با وعدههای غذایی مصرف کردند. فعالیت بالینی بیماری، کیفیت زندگی افراد با استفاده از پرسشنامههای دقیق و معتبر و نیز سطح سرمی فاکتورهای Total antioxidant capacity (TAC)، Malondialdehyde (MDA)، Tumor necrosis factor-α (TNF-α)، High-sensitivity C-reactive protein (hs-CRP) و Nuclear factor kappa B (NF-κB) پیش و پس از مداخله مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: مصرف زنجبیل سطح فاکتور MDA سرم را در گروه آزمون نسبت به گروه دارونما کاهش داد (۰/۰۴P=). افزونبراین فاکتور TNF-α و فعالیت بیماری در گروه مصرفکننده زنجبیل پس از شش هفته مداخله نسبت به ابتدای مطالعه کاهش یافت درحالیکه افزایش امتیاز کیفیت زندگی در این گروه نسبت به ابتدای مطالعه از نظر آماری معنادار نبود (۰/۰۵P>).
نتیجهگیری: مصرف g ۲ پودر ریشه خشکشده زنجبیل بهمدت شش هفته موجب کاهش استرس اکسیداتیو در بیماران مبتلا به کولیت اولسروز خفیف تا متوسط فعال میشود.
پدرام عطایی، رضوان یحییپور، بهرام نیکخو، نادیا شکیبا، ابراهیم قادری، رسول نصیری، کامبیز افتخاری،
دوره 77، شماره 6 - ( شهریور 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری سلیاک التهاب مزمن روده باریک است که در اثر ازدیاد حساسیت دایمی به پروتیین گلوتن ایجاد میشود. این پروتیین در گندم، جو و چاودار وجود دارد که در افرادی که human leukocyte antigen (HLA)های خاص (HLADQ2 و یا HLADQ8) دارند ممکن است پاسخ ایمونولوژیک نسبت به این پروتیین سبب بروز علایم بالینی گردد. بسیاری از مطالعات افزایش شیوع بیماری سلیاک را در مبتلایان به دیابت تیپ یک گزارش کردهاند. از اینرو هدف از این مطالعه بررسی و تعیین میزان شیوع بیماری سلیاک در بیماران دیابتی تیپ یک زیر ۱۸ سال بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی، توصیفی- تحلیلی، بر روی ۴۰ کودک مبتلا به دیابت نوع یک دارای پرونده در انجمن دیابت سنندج (دانشگاه علوم پزشکی کردستان)، از مهر ۱۳۹۱ تا شهریور ۱۳۹۲ انجام شد. پس از دریافت رضایت از والدین، دادههای دموگرافیک، شامل جنس، سن، سابقه خانوادگی دیابت، مدت بیماری، علایم بیماری سلیاک، در پرسشنامه ثبت گردید. جهت غربالگری سطح سرمی آنتیبادی ترانس گلوتامیناز بافتی از نوع ایمونوگلوبولین A و سطح توتال سرمی این ایمونوگلوبولین با استفاده از روش Enzyme-linked immunosorbent assay (ELISA)، میزان ml ۵ نمونه خون وریدی در آزمایشگاه دریافت شد. موارد سرولوژی مثبت، تحت آندوسکوپی و نمونهبرداری از روده باریک قرار گرفتند و از نظر بافتشناسی ارزیابی شدند.
یافتهها: ۱۹ پسر (۴۷/۵%) و ۲۱ دختر (۵۲/۵%) با میانگین سنی ۴/۰۵±۱۰/۵۳، شرکت داشتند. شیوع بیماری سلیاک در این افراد ۷/۵% بهدست آمد. بین علایم گوارشی و سلیاک در افراد مورد مطالعه رابطه آماری معناداری وجود نداشت.
نتیجهگیری: در مطالعه حاضر شیوع بیماری سلیاک در بیماران دیابت تیپ ۱، ۷/۵% بود که نسبت به جمعیت معمولی بیشتر میباشد.
امیرحسین فرجی، مهدی نیکخواه، معصومه پولادی، فرهاد زمانی، سید وحید محمودی، خاطره یعقوبزاده گتابی،
دوره 79، شماره 8 - ( آبان 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: کلانژیوکارسینوم، سرطان اپیتلیوم مجاری صفراوی است که از مجاری صفراوی داخل یا خارج کبدی منشاء میگیرد. با توجه به اهمیت ارزیابی عوامل خطر موثر در بروز کلانژیوکارسینوم و اهمیت توجه به آنها جهت کاهش مواجهه با این عوامل، این مطالعه با هدف ارزیابی عوامل خطر ابتلا به کلانژیوکارسینوم در افراد مبتلا به این بیماری انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مقطعی-توصیفی بوده و بر روی 276 بیمار مبتلا به کلانژیوکارسینوم مراجعهکننده به بیمارستان فیروزگر تهران از فروردین تا اسفند سال 1399 انجام شده است. سپس این اطلاعات بهصورت توصیفی مورد ارزیابی قرار گرفتند و در انتها به میزان مواجهه با هر یک از عوامل خطر بروز کلانژیوکارسینوم در جمعیت مورد بررسی، پرداخته شده است.
یافتهها: میانگین سنی بیماران، 07/13±97/65 سال میباشد که 6/65% از آنها را مردان و 4/34% را زنان تشکیل دادهاند. از بین عوامل خطر مورد بررسی، متغیرهایی همچون استعمال سیگار و تریاک، فشارخون بالا، سابقه سنگ کیسه صفرا، سابقه سایر سرطانها در خانواده، سابقه کولهسیستکتومی و دیابت بیشترین فراوانی را داشتهاند. همچنین استعمال هرویین، IBD، پولیپ کیسه صفرا، پانکراتیت و مصرف شیره و الکل کمترین میزان فراوانی را در افراد مورد بررسی در این مطالعه داشتهاند. سابقه هپاتیت ویروسی و PSC در هیچ کدام از بیمارن مشاهده نشد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که از بین عوامل خطر بررسی شده، مصرف سیگار و فشارخون بالا بیشترین فراوانی و سابقه هپاتیت ویروسی و PSC کمترین میزان فراوانی را در بین افراد مورد بررسی داشتند.
کسری مردانی، فرهاد نیکخواهی، فاطمه فردصانعی،
دوره 81، شماره 9 - ( آذر 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سالمونلا انتریکا زیر گونه انتریکا سرووار انتریتیدیس، یکی از مهمترین عوامل بیماریهای منتقله از غذا است که در اثر مصرف فراوردههای غذایی آلوده با منشا حیوانی بهوجود میآید. گاستروانتریت سالمونلایی یک عفونت خود محدود شونده است که بدوننیاز به درمان آنتیبیوتیکی بهبود مییابد. اما بیماری میتواند به بیماریهای سیستمیک تبدیل شود و این افراد نیاز به درمان دارند. هدف از مطالعه ما بررسی الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی و ژنهای مقاومت به فلوکوئینولونها میباشد.
روش بررسی: در طی این مطالعه در یک مطالعه مقطعی-توصیفی در فاصله زمانی شهریور 1401 تا شهریور1402، 44 جدایه سالمونلا انتریتیدیس از منابع انسانی موردبررسی قرار گرفت. پس از تایید ایزولهها با استفاده از روشهای استاندارد میکروبیولوژی ومولکولی، الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی جدایهها و فراوانی ژنهای مقاومت تعیین شد.
یافتهها: در این مطالعه از 44 جدایه سالمونلا انتریتیدیس موردمطالعه، 100% سویهها به ایمیپنم ومروپنم حساس بودند و حساسیت به آنتیبیوتیکهای سفتریاکسون، سفتازیدیم و سفوتاکسیم به ترتیب2/93%، 9/90%، 1/94% بودند. 8/81% جدایهها به کوتریماکسازول حساس بودند، حساسیت به آمپیسیلین 1/84% بود. تنها 1/9% جدایهها به سیپروفلوکساسین حساس بودند. در بین سویههای مقاوم به سیپروفلوکساسین به روش فنوتیپی هیچ کدام از ژنهای و qnrS, qnrA, qnrB مشاهده نگردید. تمام سویههای مقاوم به نالیدیکسیک اسید دارای ژن gyrA بودند.
نتیجهگیری: در این مطالعه نشان داده شد، مقاومت به خانواده فلورکوئینولونها در بین ایزولههای سالمونلا انتریتیدیس در حال افزایش میباشد. از طرفی شاهد کاهش حساسیت و بروز سویههای مقاوم به سفالوسپورینهای وسیعالطیف در بین سرووار انتریتیدیس هستیم، که داروی انتخابی عفونتهای خارج رودهای میباشد.