جستجو در مقالات منتشر شده


578 نتیجه برای مو

رضا قلعه تکی، مهدیه رزمخواه، علی کاظمیان، مصطفی فرزین، سمانه سالاروند، کسری کلاهدوزان، احسان سرایی،
دوره 82، شماره 10 - ( 10-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: گلیوم‌ها شایعترین تومورهای مغزی در بالغین هستند و انتخاب روش درمانی باید با توجه به تأثیر آن بر کیفیت زندگی بیمار انجام شود. پرتودرمانی با شدت بهینه شده با کاهش دوز تابیده ‌شده به بافت‌‌های سالم، می‌تواند عوارض را کاهش دهد. این مطالعه می‌‌تواند تعیین کند که کدام تومورها با توجه به محل و اندازه‌شان از این تکنیک سود بیشتری خواهند برد.
روش بررسی: بیماران مبتلا به گلیوم مغزی گرید پایین که جهت درمان به انسیتو کانسر بیمارستان امام‌خمینی (ره) شهر تهران، از مهر ۱۳۹۶ الی مهر ۱۳۹۹ مراجعه کرده‌اند، مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. بیماران تحت سی‌‌تی ‌اسکن شبیه‌سازی قرار گرفته براساس ام‌آر‌آی، حجم تومور و ارگان‌‌های حساس کانتور شده و طراحی درمان با دو تکنیک سه‌ بعدی و پرتودرمانی با شدت بهینه شده انجام شد. پوشش حجم درمان و دوز رسیده به ارگان ‌های حیاتی در هر دو تکنیک مقایسه شد.
یافته‌ها: در مطالعه ۲۵ بیمار، ۱۴ بیمار دارای درگیری یک لوب مغزی، هفت بیمار دو لوب و چهار بیمار بیش از دو لوب بودند. دوز متوسط و حداکثر کوکلئا در سمت درمان در پرتودرمانی با شدت بهینه شده به میزان معناداری کمتر بود به‌ترتیب 02/0 و 051/0). در بیماران با درگیری دو لوب، دوز متوسط کیاسما و در بیماران با درگیری لوب فرونتال، دوز کوکلئا در سمت مقابل به نفع پرتودرمانی با شدت بهینه شده بود. در درگیری چندین لوب، تفاوتی میان دو گروه مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: در مطالعه انجام شده بین دو تکنیک رادیوتراپی تفاوت معناداری وجود ندارد. لازم به ذکر است تنها در بیمارانی که حفظ شنوایی دارای اهمیت است، استفاده از روش پرتودرمانی با شدت بهینه شده بهتر به‌نظر می‌رسد.

 
مهرداد ملک شعار، بی‌بی‌منا رضوی، مهرداد صیادی‌نیا، سعید کاشانی، نادیا محمدی، مجید وطن‌خواه،
دوره 82، شماره 10 - ( 10-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: این مطالعه با هدف مقایسه اثرات استفاده از ماسک لارینژیال (Laryngeal Mask Airway, LMA) و لوله‌گذاری تراشه بر مقاومت و کمپلیانس راه هوایی در بیماران تحت عمل جراحی ارتوپدی تحت بیهوشی عمومی طراحی شد. بررسی این دو روش برای بهبود کیفیت تنفس و کاهش عوارض ناشی از دستگاه تنفس در بیماران حائز اهمیت است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی تحلیلی بر روی ۵۰ بیمار تحت عمل جراحی ارتوپدی تحت بیهوشی عمومی مراجعه‌کننده به بیمارستان پیامبر اعظم بندرعباس در بازه زمانی اردیبهشت تا شهریور 1403، انجام شد. بیماران به‌طور مساوی به دو گروه مساوی تقسیم شدند. گروه اول با ماسک لارنژیال و گروه دوم با لوله‌گذاری تراشه‌ای تحت بیهوشی عمومی قرار گرفتند. متغیرهای اصلی شامل مقاومت و کمپلیانس راه هوایی در زمان‌های صفر، ۱۵، ۳۰ و ۶۰ دقیقه پس از شروع بیهوشی اندازه‌گیری شد. ویژگی‌های دموگرافیک مانند سن، جنسیت، و کلاس بیهوشی بیماران نیز ثبت گردید.
یافته‌ها: در دقیقه صفر بیهوشی، مقاومت راه هوایی در گروه لوله‌گذاری تراشه‌ به‌طور معناداری بیشتر از گروه ماسک لارنژیال بود (001/0P<). در دقیقه‌ های ۳۰ و ۶۰ بیهوشی، مقاومت راه هوایی در گروه لوله‌گذاری تراشه به‌‌طور معناداری بیشتر از گروه ماسک لارنژیال بود (001/0P<). کمپلیانس راه هوایی در گروه ماسک لارنژیال در تمامی زمان‌ها (صفر، ۱۵، ۳۰ و ۶۰ دقیقه) به‌طور معناداری بالاتر از گروه لوله‌گذاری تراشه بود (001/0P<).
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که استفاده از ماسک لارنژیال نسبت به لوله‌گذاری تراشه منجر به بهبود کمپلیانس راه هوایی و کاهش مقاومت راه هوایی در طول بیهوشی می‌شود. این نتایج می‌تواند بر انتخاب روش‌های بیهوشی و بهبود کیفیت مراقبت‌های پس از عمل تأثیرگذار باشد

بهرنگ رضوانی کاخکی، مرتضی طالبی دولوئی، مریم سبحانی، مریم ضیایی،
دوره 82، شماره 10 - ( 10-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: کنترل درد و اضطراب در کودکان امری مهم و درعین حال دشوارتر در مقایسه با بزرگسالان است. در مطالعه‌ی حاضر تلاش شده است تا با اضافه کردن روش بی‌حسی موضعی با لیدوکایین پس از بی‌دردی و آرام‌بخشی وریدی با کتامین، میزان دوز کلی و در نتیجه عوارض ناشی از کتامین کاسته شود.
روش بررسی: این مطالعه به‌صورت کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سویه‌کور از بازه زمانی خرداد 1396 تا خرداد 1397 در اورژانس بیمارستان خاتم‌الانبیا زاهدان انجام گرفت. مجموع 60 کودک دچار آسیب انگشتان دست با محدوده‌ی سنی یک تا پنج سال به روش بلوک‌های تصادفی به دو گروه 30 نفره تقسیم شدند. به گروه کنترل فقط کتامین وریدی با دوز mg/kg 5/1 تزریق شد و به گروه مداخله پس از تزریق کتامین وریدی، بی‌حسی موضعی با لیدوکایین هم تزریق شد.
یافته‌ها: مدت زمان ریکاوری در گروه مداخله (48/9±27/29 دقیقه) به‌طور چشمگیری کمتر از گروه کنترل (59/10±90/35 دقیقه) بود (01/0P=). هیچگونه عارضه‌ی چشمگیر قلبی- ریوی در دو گروه رخ نداد. نرخ استفراغ (08/0P=) و افت درصد اشباع اکسیژن خون (3/0P=) در گروه کنترل بیشتر از گروه مداخله بود اما از نظر آماری معنادار نبود. اضافه کردن بی‌حسی موضعی به تزریق وریدی کتامین طول مدت دومین تکرار تزریق کتامین به‌طور معناداری به تاخیر می‌اندازد (01/0P=)، اما روی زمان اولین و سومین تکرار دوز کتامین تاثیری نداشت.
نتیجه‌گیری: اضافه کردن بی‌حسی موضعی با لیدوکایین تزریقی پس از بی‌دردی/آرام‌بخشی با استفاده از کتامین وریدی می‌تواند به‌طور موثری باعث کوتاه‌تر شدن زمان هوشیاری و زمان ترخیص بیماران دچار آسیب‌های تروماتیک انگشتان در کودکان شود.

 
فرحناز بیداری زره‌پوش، مهدیه صفاری، شهرام ثابتی، کاوه ابراهیم‌زاده، محبوبه طاهری،
دوره 82، شماره 11 - ( 11-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: این مطالعه با هدف بررسی مارکرهای ACTH، KI67، CAM5.2، GH، PRL، FSH، LH، TSH در نمونه پاتولوژی بیماران مبتلابه تومور نوراندوکرین هیپوفیز با رنگ آمیزی IHC انجام شد.
روش بررسی: کلیه بیماران مبتلا به PitNETs که از سال 1399 تا سال 1401 در بیمارستان لقمان مورد جراحی قرار گرفته بودند، وارد مطالعه شدند. لام های تهیه شده، با رنگ امیزی IHC آماده و مارکرهای ACTH، KI67 ،CAM5.2 ،GH ،PRL ،FSH  ،LH ،TSH  مورد ارزیابی قرار گرفت. برای 16 بیمار با مارکرهای اولیه بررسی شده منفی رنگ آمیزی IHC برای transcription factor های SF1-PIT1-TPit گذاشته شد.
یافته‌ها: 424 بیمار در این مطالعه شرکت کردند. میانگین و انحراف معیار سن بیماران مورد بررسی به ترتیب 7/43 و 7/13 سال بود. مارکرهای LH و FSH دارای بیشترین و مارکر TSH دارای کمترین نسبت موارد مثبت بوده‌اند. امکان مثبت شدن مارکرهای LH و FSH در مردان به‌صورت معناداری از زنان بیشتر و برعکس، امکان مثبت شدن مارکرهای GH و ACTH در زنان به‌طور معناداری از مردان بیشتر است. امکان مثبت شدن مارکرهای LH و FSH در بیماران بالای 40 سال به‌صورت معناداری از بیماران40 سال و کمتر بیشتر و برعکس امکان مثبت شدن مارکرهای GH و PRL در بیماران 40 سال و کمتر به‌طور معناداری از بیماران بالای 40 سال بیشتر است. اکثر موارد (3/66%) در طول دوره پیگیری درمان شده‌اند.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان می‌دهند که شناخت پاتولوژیک دقیق تومورها نقش مهمی در انتخاب روش درمانی، به‌ویژه درمان دارویی و جراحی، دارد و می‌تواند به بهبود مدیریت بیماران منجر شود.

 
مجتبی قائدی، مجتبی سهراب‌پور، غلامرضا معتضدیان، نوید کلانی، رضا صحرایی، محمد صادق صنیع جهرمی،
دوره 82، شماره 11 - ( 11-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: بی‌ثباتی همودینامیک یکی از عواملی است که می‌تواند باعث خونریزی حین عمل شود است و کیفیت دید جراح، عوارض حین و پس از عمل و نتیجه جراحی را تحت تاثیر قرار دهد. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر دکسمدتومدین وریدی بر پارامترهای همودینامیک در بیماران تحت عمل جراحی سپتورینوپلاستی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سویه کور بر روی 50 بیمار 18 تا 45 سال تحت عمل جراحی سپتورینوپلاستی مراجعه‌کننده به بیمارستان استاد مطهری شهرستان جهرم در بازه زمانی اردیبهشت تا شهریور 1402 انجام شد. بیماران به‌طور تصادفی به دو گروه دکسمدتومیدین و کنترل، تقسیم شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل سن، جنسیت، شاخص توده بدنی، متغیرهای همودینامیک (فشارخون سیستولیک و دیاستولیک، فشار متوسط شریانی، ضربان قلب و درصد اشباع اکسیژن خون شریانی)، می‌باشد.
یافته‌ها: روند تغییرات متغیرهای همودینامیک (فشارخون سیستولیک و دیاستولیک، فشار متوسط شریانی و ضربان قلب) در گروه دکسمدتومیدین از زمان‌های پیش از اینداکشن تا خارج از ریکاوری تفاوت معناداری را نشان داد (001/0>P). در زمان‌های پس از اینداکشن، یک دقیقه، پنج دقیقه، 15 دقیقه، 30 دقیقه، 60 دقیقه و در ریکاوری و خارج از ریکاوری تفاوت معناداری در میانگین فشارخون سیستولیک و دیاستولیک و فشار متوسط شریانی بین دو گروه مشاهده شد (05/0>P). مقایسه دو گروه مداخله و کنترل از نظر متغیرهای ضربان قلب و درصد اشباع اکسیژن خون شریانی (به جز زمان در ریکاوری) تفاوت معناداری را نشان نداد.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که دکسمدتومدین با کاهش تغییرات همودینامیک حین عمل همراه بوده است. بنابراین می‌توان از این دارو به‌عنوان یک داروی کمک بیهوشی در اعمال جراحی بهره برد.

 
الهام رجایی، فروغ نخستین، مائده اختلاط، نسرین مسیح‌پور، مریم دستورپور،
دوره 82، شماره 11 - ( 11-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری‌های التهابی خودایمنی اغلب با عوارض شدید و مزمنی همراه هستند و تقریبا 4/9%-6/7 از جمعیت جهان را تحت تاثیر قرار می‌دهند. مطالعه حاضر با هدف بررسی فراوانی عوارض چشمی داروهای ضدفاکتور نکروز توموری آلفا در بیماران مبتلابه روماتیسم انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، 122 بیمار مبتلابه بیماری‌های روماتیسمی مورد بررسی قرار گرفتند که تحت درمان با داروهای مهارکننده فاکتور نکروز توموری آلفا بودند و به بیمارستان گلستان اهواز در فاصله زمانی 1398 تا 1401 ارجاع شدند. عوارض چشمی پس از شش ماه درمان با داروهای مهارکننده فاکتور نکروز توموری آلفا توسط چشم پزشک ارزیابی شد.
یافته‌ها: از 122 بیمار، 59 نفر (36/48%) به آرتریت روماتوئید و 36 نفر (51/29%) به اسپوندیلیت آنکیلوزان مبتلا بودند. در 38/7% از عوارض چشمی گزارش شده، یووئیت قدامی شایع‌ترین عارضه (28/3%) بود. نوع داروی ضدفاکتور نکروز توموری آلفا با بروز عوارض چشمی ارتباط معنا‌داری نداشت و عوارض چشمی بیشتر در بیمارانی مشاهده شد که اتانرسپت مصرف می‌کردند، اما تفاوت معنا‌داری در مصرف دو داروی دیگر مشاهده نشد (1/0=P). میانگین طول مدت بیماری در بیماران با عوارض چشمی بالاتر از گروه بیماران بدون عوارض چشمی بود (13/4±5/47 در برابر 58/2±3/22 سال) و (03/0=P). ارتباط معناداری بین طول مدت مصرف داروهای ضدفاکتور نکروز توموری آلفا و عوارض چشمی مشاهده نشد (66/0P=).
نتیجه‌گیری: باتوجه به بروز بیشتر عوارض چشمی در بیمارانی که داروی اتانرسپت مصرف می‌کردند و همچنین وجود ارتباط معنادار میان طول مدت بیماری با بروز عوارض چشمی، نظارت بر درمان طولانی مدت و فالوآپ بیماران روماتیسمی که داروی ضدفاکتور نکروز توموری آلفا را مصرف می‌کنند از اهمیت بالایی برخوردار است.

 
مهرداد صیادی‌نیا، سید محمد سید میرزایی، مجید وطن‌خواه، مهرداد ملک‌شعار، طیبه زارعی، بی‌بی منا رضوی،
دوره 82، شماره 11 - ( 11-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: میدازولام، یک بنزودیازپین کوتاه اثر، معمولا به‌عنوان پیش‌دارویی برای خواص ضداضطراب و فراموشی آن استفاده می‌شود. علیرغم استفاده گسترده از آن، تحقیقات محدودی وجود دارد که به‌طور خاص وقوع فراموشی انتروگراد را ارزیابی می‌کند، بنابراین هدف از انجام این مطالعه بررسی فراوانی فراموشی انتروگراد پس از آندوسکوپی با میدازولام به‌عنوان پیش دارو می‌باشد.
روش بررسی: در این مطالعه کوهورت آینده نگر بیماران کاندیدای آندوسکوپی تشخیصی یا درمانی در بیمارستان شهید محمدی بندرعباس در سال 1401 وارد مطالعه شدند. بیماران پیش از آندوسکوپی دو میلی‌گرم میدازولام به صورت داخل وریدی دریافت کردند و سپس پروپوفول را برای حفظ بیهوشی دریافت کردند. یک تست حافظه شامل جزئیات شخصی پیش و پس از عمل برای ارزیابی فراموشی انتروگراد انجام شد. از بیماران پنج دقیقه پیش از ترخیص در مورد این روش سوال شد.
یافته‌ها: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که امتیاز یادآوری پس از تزریق میدازولام و آندوسکوپی به ترتیب 22/5 و 87/2 می‌باشد. مدت زمان طولانی‌تر آندوسکوپی با کاهش امتیاز یادآوری مرتبط است (001/0>P). بیماران کلاس دو ASA نمرات یادآوری پس از آندوسکوپی کمتر از ASA کلاس یک داشتند (001/0>P). نمرات یادآوری با افزایش سن کاهش می‌یابد که بالاترین آن در محدوده سنی 29-19 سال بود (001/0>P).
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که تحصیلات تکمیلی، مدت زمان آندوسکوپی، کلاس ASA و افزایش سن تفاوت معنا‌داری را در فراموشی انتروگرید ناشی از میدازولام نشان دادند، درحالی که جنسیت ارتباط معنا‌داری با فراموشی نداشت.

 
سیده حکیمه سجادی، محدثه کریمی،
دوره 82، شماره 12 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین بدخیمی در بین زنان در سراسر جهان است و حدود ۱۶% از کل سرطان‌های زنان را شامل می‌شود. با توجه به شیوع بالای این بیماری و اهمیت عوامل پیش‌آگهی در انتخاب درمان مناسب، هدف از مطالعه حاضر بررسی ویژگی‌های هیستوپاتولوژیک و ایمونوهیستوشیمی بیماران مبتلا به تومورهای مهاجم پستان در ایران بود.
روش بررسی:  این مطالعه مقطعیگذشته‌نگر در بازه زمانی سال‌های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲ بر روی ۱۱۰ بیمار مراجعه‌کننده به بیمارستان شهید محمدی بندرعباس انجام شد. پس از اعمال معیارهای ورود (زنان بالای ۱۸ سال با سرطان پستان مهاجم) و خروج (نمونه‌های پاتولوژی ناکافی یا کیفیت پایین)، ۱۰ بیمار کنار گذاشته شده و در نهایت ۱۰۰ بیمار وارد مطالعه شدند. داده‌های دموگرافیک، سوابق بالینی و یافته‌های پاتولوژیک از پرونده بیماران و نمونه‌های بافتی جمع‌آوری شد. پردازش نمونه‌ها با روش‌های هماتوکسیلین-ائوزین (H&E) و ایمونوهیستوشیمی (IHC) انجام شد و زیرگروه‌های مولکولار براساس بیان گیرنده‌های ER، PR، HER2 و شاخص Ki-67 تعیین شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد میانگین سنی بیماران 49/5 سال (دامنه ۲۶ تا ۷۳ سال) بود. در بررسی هیستوپاتولوژیک، کارسینوم داکتال شایع‌ترین نوع با %۸۹ موارد بود. براساس طبقه‌بندی مولکولار، %۶۵ لومینال B، ۹% لومینال A، %۱۱ HER2-enriched و %۱۵ بازال-لایک بودند. همچنین ارتباط معنا‌داری بین گرید تومور و نوع مولکولار مشاهده شد (001/0P=). بیماران لومینال B بیشترین درگیری غدد لنفاوی و بالاترین نسبت تومورهای گرید ۳ را داشتند.
نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد کارسینوم داکتال و زیرگروه مولکولار لومینال B شایعترین انواع سرطان پستان در این جمعیت هستند. این یافته اهمیت توجه به طبقه‌بندی مولکولار و شاخص‌های پاتولوژیک در تعیین پیش‌آگهی و انتخاب درمان هدفمند را تأیید می‌کند.

 
محسن قریانی، محسن احمدی، مهدی اتابکی، جلیل توکل افشاری، مژگان محمدی،
دوره 83، شماره 2 - ( 2-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: آرتریت روماتوئید (Rheumatoid arthritis, RA) بیماری خودایمنی مزمن و التهابی است که موجب تخریب مفاصل شده و با ناتوانایی‌های حرکتی پیشرونده و عوارض سیستمیک همراه است. این مطالعه با هدف بررسی اثر سلول‌های بنیادی مزانشیمال اتولوگ استخراج شده از مغز استخوان (Autologous bone marrow-derived mesenchymal stem cells, ABMSCs) بر بیان ژن فاکتور نکروز دهنده تومور آلفا (Tumor necrosis factor alpha, TNF-α) و اینترلوکین 17 (Interleukin 17, IL-17)، در بیماران RA مقاوم به درمان طراحی و اجرا گردید.
روش بررسی: این مطالعه در بازه زمانی آبان تا اسفند سال 1402 بر مبنای استفاده از RNA بایگانی شده از کارآزمایی بالینی قبلی تیم تحقیق در گروه ایمنی شناسی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شد که در آن، 13 بیمار مبتلا به RA مقاوم به درمان، یک دوز داخل وریدی شامل 1 میلیون ABMSCs به ازای هر کیلوگرم وزن بدن دریافت کرده بودند. نمونه های RNA بیماران مذکور در فاصله‌های زمانی پیش از تزریق و یک، شش و 12 ماه پس از تزریق مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافته‌ها: بیان ژن TNF-α، 1 ماه پس از تزریق ABMSCs کاهش معناداری نشان داد (045/0P=) اما بیان ژن IL-17A در طول دوره مطالعه تغییر معناداری پیدا نکرد.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه می‌تواند نشان‌دهنده ویژگی‌های تعدیل‌کنندگی ABMSCs از طریق تأثیر بر TNF-α در بیماران RA مقاوم به درمان باشد، در حالی که این نتایج از فرضیه تأثیر این سلول‌ها بر IL-17A در بیماران RA مقاوم به درمان حمایت نمی کند.

 
مهسا حجتی، مهشید رشیدی، علی اصغر خالقی، مریم نصیریان، سید حسن فقیهی، مسعود محمدی،
دوره 83، شماره 3 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: تریکوموناس واژینالیس یکی از علل اصلی واژینیت و التهاب دهانه رحم در سراسر جهان است. تقریبا نیمی از بیماری‌های منتقله از راه جنسی و قابل درمان در سراسر دنیا از طریق بررسی این بیماری قابل ارزیابی می‌باشد. بنابراین هدف این مطالعه مروری سیستماتیک و متاآنالیز تعیین شیوع تریکومونیازیس در زنان ایرانی می‌باشد.
روش بررسی: این مطالعه یک مطالعه مرور سیستماتیک و متاآنالیز با بررسی پایگاه‌های Scientific information database (SID) ، Medline (PubMed) و Science direct و Google scholar تا مهر ماه 1403 می باشد. اطلاعات استخراج توسط نرم‌افزار Comprehensive meta-analysis (version 2) تحلیل شدند.
یافته‌ها: در بررسی 22 مطالعه با حجم نمونه 49990 زن ایرانی، بررسی آزمون ناهمگونی I2، نشان دهنده ناهمگونی بالا (7/99:I2)، بوده و بر این اساس از روش اثرات تصادفی به منظور تحلیل نتایج استفاده شد، لذا براساس متاآنالیز، شیوع تریکوموناس واژینالیس در زنان ایرانی 3/9 (95%، 18-6/4: CI) گزارش شد، همچنین بررسی تورش انتشار در مطالعات از طریق آزمون Begg and mazumdar correlation test نشان دهنده عدم وجود تورش انتشار در مطالعات می‌باشد (175/0P=).
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان می‌دهد که شیوع تریکوموناس واژینالیس در زنان ایرانی نسبتا بالا بوده و نیازمند آگاهی رسانی بیشتر از طریق مراکز بهداشتی به خانواده‌ها و همچنین مراقبت و غربالگری زنان در این مراکز و همچنین مراکز مامایی می‌باشد.

 
نوشین شیرزاد، فاطمه ضیامنش، سیداحمد سیدعلینقی، علیرضا استقامتی، محبوبه همت‌آبادی،
دوره 83، شماره 3 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: دیابت نوع دو طیف گسترده‌ای از آسیب‌های کلیوی را نشان می‌دهد که معمولا با آلبومینوری و کاهش نرخ فیلتراسیون گلومرولی برآورد شده (Estimated glumerolar filtration rate, eGFR) همراه است. برخی بیماران تنها آلبومینوری با eGFR طبیعی دارند و برخی دیگر حتی در مراحل پیشرفته بیماری مزمن کلیوی نورموآلبومینوریک هستند. این مطالعه روند پیشرفت نفروپاتی دیابتی را بررسی و پیگیری کرده است.
روش بررسی: ۱۱۰۷ بیمار مبتلابه دیابت نوع دو در این مطالعه شرکت کردند. در اولین ویزیت و ویزیت‌های پیگیری، شرح حال کامل، فشارخون و داده‌های آزمایشگاهی ثبت شد. پیگیری هر سه تا شش ماه به مدت ۳۰ ماه انجام شد. سالیانه، دفع آلبومین ادراری ۲۴ ساعته اندازه‌گیری شد و eGFR براساس فرمول Cockcroft-Gault محاسبه شد.
یافته‌ها: جنسیت مرد، سن، مدت بیماری، وزن، فشارخون سیستولیک، قند خون دو ساعت پس از صرف غذا، تری‌گلیسرید و اسید اوریک ارتباط معناداری با آلبومینوری داشتند. در ابتدای مطالعه، بالاترین eGFR در بیماران مبتلابه میکروآلبومینوری مشاهده شد که پس از آن با کاهش شدید همراه بود. در بیشتر بیماران، ارتباط معناداری بین eGFR و آلبومینوری مشاهده نشد و بیش از نیمی از بیماران با eGFR کمتر از ml/min/m2 ۶۰ همچنان نورموآلبومینوریک بودند.
نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که بیماران مبتلابه میکروآلبومینوری و نورموآلبومینوری بالاترین eGFR را داشتند و پس از آن ماکروآلبومینوری قرار داشت. بیماران نورموآلبومینوریک و میکروآلبومینوریک افزایش اولیه‌ای در eGFR داشتند و سپس دچار کاهش شدند و گروه ماکروآلبومینوری کاهش مداوم و بیشتری را در طول دوره پیگیری نشان دادند. پایش مکرر هر دو شاخص آلبومینوری و eGFR در این بیماران ضروری است.

 
حمیدرضا عبدالصمدی، پردیس محمودوند، زهرا پورقلی تکرمی، الهه علی‌پور،
دوره 83، شماره 3 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: اگرچه استئوسارکوم در ناحیه سر و گردن بیماری نسبتا نادری است (1/2% از کل تومورهای بدخیم دهانی و فک و صورت)، اما شایع‌ترین نوع تومور بدخیم اولیه استخوان در کودکان و جوانان محسوب می‌شود. استئوسارکوم به دلیل نادر بودن، ماهیت بدخیم و رفتار تهاجمی خاص خود شناخته می‌شود که این ویژگی‌ها همگی منجر به دشواری در روند تشخیص دقیق آن می‌گردد.
معرفی بیمار: بیمار مردی 38 ساله، متاهل، اهل شهرستان اسدآباد استان همدان بود که با شکایت از حس برق‌گرفتگی ناگهانی و همچنین وجود ضایعه در کف دهان در اسفند ماه 1403 به بخش بیماری‌های دهان، فک و صورت دانشکده دندان‌پزشکی همدان مراجعه نموده است.
نتیجه‌گیری: این گزارش اهمیت در نظر گرفتن استئوسارکومای مندیبل را در تشخیص افتراقی ضایعات تومورال محیطی نشان می‌دهد. بیان چنین مواردی می‌تواند به درک بهتر تظاهرهای بالینی غیرمعمول و نیز کمک به تصمیم‌گیری دقیق‌تر و آگاهانه بالینی منجر شود.

علی آیت‌اللهی، مریم دشتی،
دوره 83، شماره 4 - ( 4-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: عیوب انکساری از شایعترین علل اختلال بینایی قابل اصلاح در کودکان هستند و تشخیص و اصلاح به‌موقع آنها نقش مهمی در پیشگیری از کاهش بینایی و آمبلیوپی دارد. هدف از مطالعه حاضر تعیین میزان شیوع انواع عیوب انکساری در میان دانش‌آموزان پسر مقطع ابتدایی بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، در شهرستان اسدآباد استان همدان، از مهر ۱۴۰3 تا دی ۱۴۰3، تعداد ۱۰۵۳ دانش‌آموز پسر شش تا ۱۲ ساله با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. معاینات شامل اندازه‌گیری حدت بینایی بدون اصلاح (UCVA)، حدت بینایی اصلاح‌شده (BCVA)، رفرکتومتری سیکلوپلژیک، کاور تست و افتالموسکوپی بود. در این پژوهش، معادل کروی رفرکشن سیکلوپلژیک برابر یا کمتر از ۵۰/۰- دیوپتر به‌عنوان نزدیک‌بینی، معادل ۰۰/۲+ دیوپتر یا بیشتر به‌عنوان دوربینی و سیلندر برابر یا کمتر از ۵۰/۰- دیوپتر به‌عنوان آستیگماتیسم تعریف شد.
یافته‌ها: از میان ۱۰۵۳ شرکت‌کننده، داده‌های ۱۰۲۷ نفر تحلیل شد. میانگین سنی شرکت‌کنندگان 63/1±52/9 سال بود. دید بدون اصلاح 4۰/2۰ یا کمتر در 5/16% و دید بهینه در 2/1% از دانش‌آموزان مشاهده شد. شیوع نزدیک‌بینی، دوربینی و آستیگماتیسم به‌ترتیب 5/6%، 6/5% و 9/18% بود. شیوع آستیگماتیسم موافق قاعده بیش از سایر انواع گزارش شد.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد شیوع عیوب انکساری، به‌ویژه آستیگماتیسم، در این منطقه نسبتاً بالا است. باتوجه به تأثیر عیوب انکساری بر عملکرد تحصیلی و رشد بینایی کودکان، لزوم اجرای برنامه‌های غربالگری دوره‌ای و ارتقای دسترسی به خدمات اپتومتری در مدارس استان همدان توصیه می‌شود. اجرای چنین برنامه‌هایی می‌تواند در بهبود کیفیت بینایی، پیشگیری از آمبلیوپی و ارتقای سلامت بینایی جامعه دانش‌آموزی نقش مؤثری ایفا کند.

 
علیرضا اسکندری‌فر، زهرا طاهرخانی، سلیمان محمدزاده، راما نقشی‌زادیان، خالد رحمانی،
دوره 83، شماره 5 - ( 5-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: شب‌ادراری یکی از شایع‌ترین اختلالات دوران کودکی است که می‌تواند با اختلالات روانی همراه باشد. این مطالعه با هدف بررسی و مقایسه شیوع اختلالات روانی در کودکان مبتلا به شب‌ادراری اولیه و کودکان سالم انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه مورد-شاهدی بود که در شهر سنندج از مهر ماه 1403 تا فروردین 1404 در کودکان پنج تا 12 سال مراجعه کننده به مرکز پزشکی، آموزشی و درمانی دانشگاه علوم پزشکی کردستان انجام شد. ۱۰۸ کودک مبتلابه شب‌ادراری اولیه و ۱۲۰ کودک سالم با روش نمونه‌گیری آسان انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه علائم مرضی کودکان (CSI-4)، فرم والدین، جمع‌آوری شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که شیوع اختلالات نقص توجه، بیش‌فعالی، نقص توجه-بیش‌فعالی، نافرمانی مقابله‌ای، اضطراب فراگیر و تیک عصبی در کودکان مبتلابه شب‌ادراری به طور معناداری بالاتر از گروه سالم بود (05/0P<). در مقابل، شیوع فوبیا و اختلال وسواس فکری-عملی در گروه کنترل بالاتر گزارش شد. تفاوت معناداری در شیوع اختلال استرس پس از سانحه بین دو گروه مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها حاکی از آن است که شب‌ادراری اولیه با افزایش خطر ابتلابه برخی اختلالات روانی همراه است. این نتایج ضرورت ارزیابی جامع روان‌شناختی و مداخلات روان‌پزشکی را در کودکان مبتلابه شب‌ادراری برجسته می‌کند.

 
رضا سعیدی، محبوبه غلامی،
دوره 83، شماره 6 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: براساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، حدود 10% از زنان باردار در جهان حداقل یک نوع ماده مخدر یا محرک را در دوران بارداری مصرف می‌کنند. سوءمصرف مواد در دوران بارداری یکی از معضلات مهم سلامت عمومی است که می‌تواند پیامدهای جدی برای مادر و جنین به همراه داشته باشد. هدف این مطالعه، تعیین میزان بروز سوءمصرف مواد و شایعترین مواد مصرفی از جمله تریاک، هروئین، شیشه، کریستال، متادون، آمفتامین و مت‌آمفتامین در مادران باردار ایرانی از سال 2000 تا 2024 با استفاده از مرور سیستماتیک و متاآنالیز است.
روش بررسی: جستجوی سیستماتیک در پایگاه‌های PubMed، Scopus، Web of Science، SID و Iranmedex برای مقالات منتشر شده بین سال‌های 2000 تا 2024 انجام شد. مطالعاتی که به بررسی شیوع سوءمصرف مواد در زنان باردار ایرانی پرداخته بودند، وارد متاآنالیز شدند. داده‌ها با استفاده از مدل اثرات تصادفی تحلیل شدند.
یافته‌ها: از مجموع 127 مقاله شناسایی شده، 22 مطالعه با معیارهای ورود مطابقت داشتند. میزان کلی بروز سوءمصرف مواد در زنان باردار ایرانی 3/3% (5/4-4/2 :95%CI) برآورد شد. شایعترین مواد مصرفی به‌ترتیب شامل تریاک (7/1%)، سیگار (3/1%)، متادون (5/0%)، هروئین (3/0%)، شیشه/کریستال (2/0%)، آمفتامین و مت‌آمفتامین (1/0%)، حشیش (4/0%) و الکل (2/0%) بودند. روند بروز سوءمصرف مواد در دو دهه اخیر افزایشی بوده است.
نتیجه‌گیری: باتوجه به شیوع قابل‌توجه سوءمصرف مواد در زنان باردار ایرانی و پیامدهای جدی آن، لازم است برنامه‌های پیشگیرانه، غربالگری و درمانی هدفمند برای این گروه جمعیتی طراحی و اجرا شود. همچنین، کاهش انگ اجتماعی و افزایش دسترسی به خدمات درمان اعتیاد برای زنان باردار باید در اولویت سیاست‌گذاران سلامت قرار گیرد.

مجید وطن‌خواه تربه‌بر، سعید کاشانی، میلاد محمدی، زهره نیک اقبالی، مهرداد ملک شعار،
دوره 83، شماره 6 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: کوله‌سیستکتومی لاپاراسکوپیک به‌عنوان استاندار طلایی درمان بیماری‌های کیسه صفرا شناخته می‌شود، اما با چالش‌های فیزیولوژیکی مرتبط با پنوموپریتونئوم و موقعیت‌دهی ویژه بیمار همراه است که شامل کاهش کامپلاینس ریوی، کاهش ظرفیت باقیمانده عملکردی و اختلال در تبادل گازهای تنفسی است. فشار مثبت انتهای بازدمی (PEEP) می‌تواند این عوارض را تعدیل کند، اما سطح بهینه آن مورد بحث است. هدف این مطالعه مقایسه اثرات سه سطح مختلف PEEP بر پارامترهای تنفسی و همودینامیک در بیماران تحت کوله‌سیستکتومی لاپاراسکوپیک بود.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور در بازه زمانی مرداد تا بهمن 1402 در بیمارستان شهید محمدی بندرعباس انجام شد. 75 بیمار 18 تا 70 ساله با وضعیت فیزیکی ASA کلاس I-II که تحت کوله‌سیستکتومی لاپاراسکوپیک قرار گرفتند، به سه گروه 25 نفره تقسیم شدند: گروه کنترل (PEEP=0 cmH2O)، گروه دوم (PEEP=5 cmH2O) و گروه سوم (PEEP=7 cmH2O) پارامترهای همودینامیک و تنفسی در زمان‌های مختلف اندازه‌گیری شدند.
یافته‌ها: میانگین سنی بیماران 39/11±89/41 سال بود. اشباع اکسیژن در تمام گروه‌ها بالای 94% باقی ماند بدون تفاوت معنادار. سطح EtCO₂ در زمان 30 دقیقه (04/0P=) و یک ساعت پس از اینتوباسیون (01/0P=) تفاوت معناداری نشان داد، به‌طوری‌که بالاترین مقدار در گروه سوم و پایین‌ترین در گروه دوم مشاهده شد. فشارخون و ضربان قلب تفاوت آماری معناداری بین گروه‌ها نداشت، اما گروه PEEP=7 cmH2O کمترین افت فشارخون را نشان داد.
نتیجه‌گیری: سطح PEEP=5 cmH2O بهترین تعادل بین حفظ اکسیژناسیون، تهویه مؤثر و ثبات همودینامیک در کوله‌سیستکتومی لاپاراسکوپیک فراهم می‌کند و به عنوان راهبرد ایمن توصیه می‌شود.

 
محمد صادق صنیع جهرمی، رضا اشرف‌زاده، احمد رستگاریان، نوید کلانی، محمد حسن دم‌شناس،
دوره 83، شماره 6 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: انتخاب بین بیهوشی عمومی و بی‌حسی نخاعی برای سزارین، علاوه‌بر ملاحظات ایمنی مادر و نوزاد، می‌تواند بر پیامدهای مهمی مانند حجم خونریزی حین عمل تأثیر بگذارد. بنابراین هدف از این مطالعه مقایسه میزان خونریزی در عمل سزارین به روش بیهوشی عمومی و بی‌حسی نخاعی بود.
روش بررسی: این مطالعه به‌صورت مقطعی آینده‌نگر در بازه زمانی آذر 1400 تا خرداد 1401 بر روی 70 نفر از بیماران کاندید عمل جراحی سزارین مراجعه‌کننده به بیمارستان مطهری شهرستان جهرم انجام شد. بیماران به‌صورت تصادفی در دو گروه بیهوشی عمومی و بی‌حسی نخاعی قرار گرفتند. گازهای مورد استفاده پیش از عمل وزن شدند و پس از عمل نیز گازهای خونی توزین می‌شدند. تفاضل وزن گازهای خونی و خشک به عنوان حجم خونریزی ثبت گردید. سپس این حجم با حجم خون موجود در محفظه ساکشن جمع شد و حجم خونریزی نهایی برآورد گردید.
یافته‌ها: میزان خونریزی در عمل سزارین به‌روش بی‌حسی نخاعی به‌طور معناداری از روش بیهوشی عمومی کمتر بود (001/0P=). میزان تخمین چشمی خونریزی نیز در بی‌حسی اسپاینال به‌طرز معناداری از بیهوشی عمومی کمتر بود (001/0P<). تعداد ضربان قلب، فشار سیستولی و دیاستولی قبل از عمل و حین عمل و نیز نمره آپگار دقیقه اول و پنجم در بین دو گروه بیهوشی عمومی و نخاعی تفاوت معناداری نداشت.
نتیجه‌گیری: میزان خونریزی در عمل سزارین به‌روش بی‌حسی نخاعی کمتر از بیهوشی عمومی می‌باشد. پیشنهاد می‌گردد در مطالعات آینده مقایسه‌ای بین سه گروه بیهوشی جنرال، اسپاینال و اپیدورال نیز انجام شود و میزان خونریزی در هرکدام بررسی گردد و بهترین روش بیهوشی جهت عمل سزارین انتخاب گردد.

 
بهزاد ناظم‌رعایا، عظیم هنرمند، میترا تیموری،
دوره 83، شماره 6 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: لوله تراشه جنوبی در تسهیل دسترسی به محل جراحی و کاهش خطر پیچ‌خوردگی لوله موثر است. لارنگوسکوپی فیبراپتیک نیز دقت و ایمنی لوله‌گذاری را بهبود می‌بخشد. برهمین اساس مطالعه حاضر با هدف تعیین محل دقیق لوله تراشه جنوبی با استفاده از لارنگوسکوپی فیبراپتیک در اعمال جراحی الکتیو تحت بیهوشی عمومی پرداخته است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع توصیفی تحلیلی و آینده‌نگر بود که در اردیبهشت 1404تا تیر 1404 و در مرکز آموزشی، درمانی و پژوهشی الزهرا (س) و مرکز آموزشی ،درمانی و پژوهشی الزهرا کاشانی مراکز تابعه دانشگاه علوم پزشکی اصفهان نمونه‌گیری به‌صورت دردسترس انجام شد بیماران کاندید عمل جراحی الکتیو سر، صورت و بینی که دارای سن پنج الی 80 سال بوده، کلاس ASA یک و دو، قطر گردن تا cm 43 و مالمپاتی کلاس یک تا سه داشتند وارد مطالعه شدند و بیماران با سابقه حساسیت مجاری‌هوایی، اینتوباسیون مشکل، ابنورمالیتی دستگاه تنفس، شاخص توده بدنی بیشتر از 30، اعمال جراحی رزکشن تراشه و لارنژکتومی به مطالعه وارد نشدند. بیمارانی‌که در زمان اجرای طرح اینتوبه نمی‌شدند، دچار آلرژی دارویی می‌گردید و یا از ادامه شرکت در مطالعه منصرف می‌گردید نیز از مطالعه خارج میگردیدند.
یافته‌ها: شاخص توده بدنی در زنان به‌طورمعناداری بیشتر از مردان (002/0P= دورگردن در مردان به‌طور معناداری بیشتر از زنان (009/0P=) و فاصله نوک لوله تراشه تا دندانهای قدامی نیز در مردان بیشتر از زنان بود. (001/0P<) همچنین بین شاخص توده بدنی، فاصله کارینا تا دندان‌های قدامی (001/0P<) و فاصله لوله تراشه تا کارینا (001/0P=) بین گروه‌های سنی مختلف، تفاوت معنادار وجود داشت.
نتیجه‌گیری: مطالعه حاضر نشان داد که عمق (فاصله نوک لوله تا دندان‌های پیشین فک بالا) و محل قرارگیری لوله تحت تأثیر عواملی مانند شاخص توده بدنی قرار می‌گیرد.

 
کیمیا شیربندی، رامین آژوغ، حسین شیری،
دوره 83، شماره 8 - ( 8-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: از آنجایی که در بروز عوارض پس از جراحی عوامل بسیار زیادی دخیل هستند و تمام این فاکتورها در افراد سالمند نسبت به افراد غیرسالمند بیشتر وجود دارند، مطالعه حاضر با هدف مقایسه عوارض هموروئیدکتومی در افراد سالمند و غیرسالمندانجام شد.
روش بررسی: برای هر فرد یک فرم جمع‌آوری اطلاعات تهیه شد و اطلاعات زیر برای هر فرد در آن ثبت شد. اطلاعات دموگرافیک شامل سن، جنسیت، شاخص توده بدنی، کلاس ASA، و بیماری‌های زمینه‌ای و همچنین اطلاعات آزمایشگاهی و مرتبط با بیماری جمع‌آوری شدند. اطلاعات مرتبط با عوارض پس از جراحی شامل خونریزی پس از جراحی، فیشر آنال، رکتال استنوزیس، درد آنال، عود هموروئید، جراحی دوباره، عفونت پس از جراحی، خارش و عفونت ادراری بودند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که نسبت لنفوسیت به مونوسیت با کاهش بروز عوارض مرتبط است، در حالی‌که نسبت نوتروفیل به لنفوسیت و سطح پروتئین واکنشی هر دو با افزایش بروز عوارض همراه هستند. همچنین، درجه هموروئید، طول دوره بیماری، تعداد نودول‌های هموروئید، شدت درد قبل از جراحی و درد مزمن قبل از جراحی همگی با افزایش احتمال بروز عوارض پس از جراحی هموروئیدکتومی در بیماران سالمند مرتبط بودند.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که عوامل متعددی از جمله نسبت‌های خونی، سطح CRP، درجه هموروئید، طول دوره بیماری، تعداد نودول‌های هموروئید، شدت درد قبل از جراحی و درد مزمن قبل از جراحی به‌طور معناداری با بروز عوارض پس از جراحی هموروئیدکتومی در بیماران سالمند مرتبط هستند.

 
محسن نبیونی، احمد قربانپور بارفروشی، علی توکلی پیرزمان،
دوره 83، شماره 8 - ( 8-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: کیفوز شدید ستون فقرات، به‌ویژه در بیماران با اختلال تعادل ساجیتال و اندکس پلوییک بالا، یکی از دشوارترین چالش‌های جراحی ستون فقرات است. این وضعیت با درد مزمن، محدودیت عملکرد و افت کیفیت زندگی همراه است.
معرفی بیمار: بیمار خانم ۶۶ ساله با سابقه جراحی تثبیت کمری ناموفق و ابتلا به کیفوز شدید و Positive sagittal balance قابل‌توجه معرفی شد. وی دچار درد رادیکولار پیشرونده و ناتوانی در راه رفتن بود. بررسی‌های تصویربرداری نشان‌دهنده PI بسیار بالا (۸۸°)، LL ناکافی (۳۰°) و SVA برابر cm ۲۵ بود. با توجه به دفرمیتی شدید و کوموربیدیتی‌ها، در تاریخ مرداد 1404 لغایت شهریور 1404، Smith-Petersen Osteotomy در سطح L5-S1 انجام و تثبیت از T11 تا S2 با پیچ‌های ایلیاک صورت گرفت، همچنین دیسککتومی L2-L3 جهت درمان بیماری سطح مجاور انجام شد.
نتیجه‌گیری: پس از عمل، بهبود قابل‌توجهی در تعادل ساجیتال با افزایش LL به ۴۵° و کاهش PI به ۶۵° مشاهده شد. این گزارش مورد با تبیین ارتباط PI بالا و شکست در جراحی‌های پیشین، موجب گسترش دانش در درک مکانیزم‌های بیومکانیکی دفرمیتی‌های ساجیتال و بهینه‌سازی انتخاب تکنیک‌های اصلاحی ایمن‌تر در بیماران پرخطر می‌شود.

 

صفحه 28 از 29     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb