101 نتیجه برای رحیم
رحیمه موسوی، پروانه نظرعلی، فهیمه کاظمی،
دوره 77، شماره 11 - ( بهمن 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: تمرینات تیآرایکس (TRX) روش تمرینی جدیدی است که اثرات مفیدی بر بهبود تعادل و قدرت دارد. بااینحال، نقش این نوع تمرینات بر فاکتورهای مربوط به عملکرد و بیوژنز میتوکندری درک نشده است. بنابراین، هدف از پژوهش کنونی، تعیین تأثیر هشت هفته تمرینات تیآرایکس بر سطوح سرمی PGC-1α و سیترات سنتاز در زنان دارای اضافه وزن بود.
روش بررسی: پژوهش کنونی از نوع تجربی بود و از خرداد تا دی ۱۳۹۷ در باشگاه بانوان شهید غفاری در تهران تحت نظارت دانشگاه الزهرا (س) انجام شد. بدینمنظور ۳۰ زن دارای اضافه وزن به دو گروه کنترل (۱۴ نفر) و تمرین تیآرایکس (۱۶ نفر) تقسیم شدند. پروتکل تمرینی تیآرایکس بهمدت هشت هفته و سه جلسه در هفته اجرا شد که شامل شش حرکت اصلی بود که بهمدت ۶۰ دقیقه در هر جلسه انجام شد. خونگیری در دو مرحله پیشآزمون و ۴۸ ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی برای اندازهگیری سطوح سرمیPeroxisome proliferator-activated receptor-γ coactivator ۱α (PGC-1α) و سیترات سنتاز انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که تمرینات تیآرایکس تغییر معناداری در وزن بدن و شاخص توده بدن نسبت به گروه کنترل ایجاد نمیکند. همچنین، تمرینات تیآرایکس موجب افزایش معنادار سطوح سرمی PGC-1α و سیترات سنتاز نسبت به پیشآزمون و نسبت به گروه کنترل شد.
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش کنونی نشان داد که هشت هفته تمرینات تیآرایکس توانست سطوح سرمی PGC-۱α و سیترات سنتاز را در زنان دارای اضافه وزن افزایش دهد.
رضا حاجتی، محمدمسعود رحیمی بیدگلی، محمد روحانی، آفاق علوی،
دوره 78، شماره 2 - ( اردیبهشت 1399 )
چکیده
سندرمهای "تخریب و تحلیل عصبی همراه با تجمع آهن در مغز" یا Neurodegeneration with brain iron accumulation (NBIA) به گروهی از بیماریهای نورولوژیک وراثتی گفته میشود که با تجمع غیرنرمال آهن در بازال گانگلیا همراه هستند. این بیماریها از نظر بالینی و ژنتیکی هتروژن بوده و با علایمی چون اختلالات حرکتی (از جمله دیستونی، پارکینسونیسم)، دیسآرتری، اسپاستیسیتی، ناتوانی ذهنی و مرگ زودرس شناخته میشوند. سن بروز بیماری از کودکی تا بزرگسالی و سرعت پیشرفت بیماری متفاوت است. بهطور معمول روش درمانی برای این دسته از بیماریها وجود ندارد و روشهای موجود، تنها علایم محور بوده و توانایی جلوگیری از پیشرفت بیماری را ندارند. تاکنون بیش از ۱۰ ژن مختلف مرتبط با این بیماری شناسایی شده است. برخی از این ژنها، پروتیینهایی را کد میکنند که در مسیرهای متابولیکی مشترکی نقش دارند. برای مثال از میان این ژنها، دو ژن، کدکننده پروتیینهایی هستند که مستقیم با متابولیسم آهن مرتبط بوده و سایر ژنها، کدکننده پروتیینهایی هستند که در عملکردهای مختلفی از جمله متابولیسم لیپید، فعالیت لیزوزومال و فرآیندهای اتوفاژی نقش داشته و عملکرد برخی نیز همچنان ناشناخته باقیمانده است. انواع زیرگروههای NBIA، براساس ژنی که دچار جهش شده است، طبقهبندی میشوند. با وجود اینکه در طی ۱۰ سال اخیر پیدایش تکنیک توالییابی کل اگزوم، شناسایی ژنهای عامل بیماری را تسریع کرده است، اما بهنظر میرسد که هنوز ژنهای ناشناختهی دیگری نیز برای این دسته از بیماریها وجود دارد و دانش ما در مورد مکانیسم پاتوژنز بیماری NBIA کامل نمیباشد. در حال حاضر بررسی گسترده پیرامون NBIA در ایران صورت نگرفته است، با این حال جدیدترین ژن شناخته شده برای این دسته از بیماریها (GTPBP۲) در یک خانوادهی ایرانی شناسایی شده است.
مهدی حمزهتوفیق، رضوان رحیمیفر، پرویندخت بیات،
دوره 78، شماره 2 - ( اردیبهشت 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: آگاهی از وجود سوراخ سوپراتروکلئار (Supratrochlear foramen, STF) در استخوان هومروس برای درمان شکستگی سوپراکوندیلار و برنامهریزی پیش از عمل کاربرد دارد. هدف از انجام مطالعه، تمرکز بر شیوع و ویژگیهای مورفولوژی و مورفومتری سوراخ سوپراتروکلئار و سپتوم در استخوان هومروس و بیان اهمیت بالینی سوراخ سوپراتروکلئار بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی بر روی ۵۷ عدد استخوان هومروس انسان بالغ، در سالن مولاژ بخش تشریح دانشگاه علوم پزشکی اراک از مهر تا اسفند ۱۳۹۳ انجام گرفت.
یافتهها: سوراخ سوپراتروکلئار تنها در چهار مورد (۶/۸%) از استخوانهای هومروس دیده شد. میانگین طول قطر عرضی سوراخ سوپراتروکلئار در استخوانهای سمت راست mm ۲/۶۸±۲/۶۰ و در استخوانهای سمت چپ mm ۰/۳۱±۰/۵۷ میباشد.
نتیجهگیری: در مقایسه طرف راست و چپ استخوانها از نظر شکل سوراخ سوپراتروکلئار و همچنین تعداد آن اختلاف معناداری وجود ندارد. از مجموع ۵۳ استخوان هومروس که فاقد STF بودند، ۲۷ استخوان (۴۷%) دارای سپتوم سوپراتروکلئار بودند.
محسن سلیمانی، رحیمه نبوی، نادیا کریمی، عباسعلی ابراهیمیان،
دوره 78، شماره 3 - ( خرداد 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: خارش از مهمترین مشکلات بیماران همودیالیزی است، بهطوریکه کمابیش ۶۰% بیماران از آن شکایت میکنند. قرص هیدروکسیزین یکی از درمانهای مرسوم برای کنترل خارش میباشد. هدف این مطالعه بررسی تاثیر قرص هیدروکسیزین بر شدت خارش بیماران همودیالیزی است.
روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی پیش و پس آزمون (Design Pre-test and post-test) از مهر تا اسفندماه ۱۳۹۵ بر روی ۴۰ بیمار همودیالیزی مرکز همودیالیز سوده تهران که براساس معیارهای ورود انتخاب شده بودند، انجام شد. بیمارانی که دچار خارش بودند برای مدت شش هفته قرص هیدروکسیزین با دوز روزانه mg ۲۵، دریافت نمودند. نمره خارش بیماران با استفاده از ابزار بررسی خارش ۵-D که دارای هشت آیتم با مقیاس لیکرت (Likert scale) پنج نمرهای بود و مدت، شدت، گسترش و اثر خارش بر فعالیتهای روزمره را ارزیابی میکرد، پیش و پس از درمان مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: یافتهها نشان داد که بیشتر بیماران مورد مطالعه مرد (۵۵%) با میانگین سنی ۱۱/۵۹±۵۵/۹۷ سال بودند و بیشترین علت نارسایی کلیه آنها دیابت (۳۷/۵%) بود. میانگین نمره خارش بیماران پیش از مداخله ۳/۴±۱۶/۷۳ بود که بیشترین اثر کاهش خارش در آیتم فعالیتهای اجتماعی (۰/۶±۲/۴۷) بود. پس از مداخله میانگین نمره خارش ۲/۱۵±۹/۶۵ شد که کاهش معناداری داشت (۰/۰۰۱P<). یافتهها ارتباط معناداری را بین کاهش نمره خارش با مشخصات بیماران نشان نداد.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان داد که استفاده از قرص هیدروکسیزین صرفنظر از مکانیسم ایجاد خارش در بیماران همودیالیزی، میتواند در درمان خارش بیماران مؤثر باشد.
محمدرضا امیرصدری، امیر هوشنگ زرگرزاده، فریماه رحیمی، فاطمه جهانی،
دوره 78، شماره 4 - ( تیر 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان سومین علت مرگومیر در ایران است. درمان سرطان پرهزینه بوده و یکی از عوامل اصلی این هزینههای بالا هزینه دارویی میباشد. هدف از انجام این مطالعه، ارزیابی هزینههای دارویی شیمیدرمانی و شناسایی عوامل موثر بر این هزینهها در پنج سرطان شایع در استان اصفهان بود.
روش بررسی: این مطالعه تحلیلی-مقطعی که از فروردین تا اسفند 1394 انجام شد، تمام بیماران مبتلا به پنج سرطان شایع اصفهان که دادههای آنها در مرکز ثبت سرطان در معاونت بهداشتی استان اصفهان ثبت و از داروخانههای توزیعکننده داروهای شیمیدرمانی، دارو تهیه کردهاند را مورد بررسی قرار داد.
یافتهها: سرطانهای پستان، پوست، کولورکتال، معده و تیرویید بهترتیب شایعترین سرطانها در سال 1394 در استان اصفهان بودند. سرطان کولورکتال با میانگین مبلغ کل سالانه 110.510.720 ریال جهت داروهای مرتبط با شیمیدرمانی برای هر بیمار پرهزینهترین و سرطان تیرویید، با میانگین مبلغ کل 40.791.123 ریال کمهزینهترین دارودرمانی را بین پنج سرطان شایع داشتند. میانگین هزینه کل داروهای شیمیدرمانی برای یک بیمار صرفنظر از نوع سرطان مبلغ 96.307.145 ریال در یک سال محاسبه گردید. بیشترین میانگین سن ابتلا بین پنج سرطان شایع مربوط به سرطان پوست بود.
نتیجهگیری: محاسبه متوسط هزینه شیمیدرمانی پنج سرطان شایع در اصفهان نشاندهنده هزینه بالای دارویی (بیش از 96 میلیون ریال برای هر بیمار) بود. این امر بهویژه در مورد سرطان کولورکتال که بالاترین هزینه متوسط سالانه را دارد مطرح بود.
محبوبه شیرازی، الهام فیضآباد، نسا رجبپور نیکو، فاطمه رحیمی شعرباف، مائده رحمان زاده،
دوره 78، شماره 11 - ( بهمن 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: برای هر خانم باردار احتمال داشتن فرزندی با اختلالات کروموزومی وجود دارد. اگرچه این احتمال خیلی زیاد نیست، اما با انجام آزمایشهای غربالگری قبل از تولد و توجه به فاکتورهای زمینهای همراه در زن باردار میتوان تا حد زیادی به میزان واقعی این احتمال پی برد. هدف از انجام این مطالعه تعیین عوامل پیشگوییکنندهی تست غربالگری مثبت سه ماهه اول بارداری میباشد.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه مورد-شاهدی بود. زنان باردار مراجعه کننده به درمانگاه پریناتال بیمارستان جامع زنان یاس از فروردین 1396 تا اسفند 1398 که دارای نتیجه مثبت غربالگری سه ماهه اول بودند بهعنوان گروه مورد در نظر گرفته شدند و از سایر افراد (زنان باردار با تست غربالگری منفی سه ماههی اول بارداری در بازهی زمانی مطالعه) به روش تصادفیسازی سیستماتیک گروه کنترل انتخاب شدند.
یافتهها: در مجموع 960 زن باردار (760 کنترل و 200 مورد) در این مطالعه شرکت کردند. نتایج این مطالعه حاکی از آن بود که سن مادر (001/0P<) و تعداد بارداریها در گروه مورد بهطور معناداری (001/0P<) بالاتر میباشد. همچنین داشتن سابقهی سقط (001/0P<)، داشتن سابقه نازایی (001/0P<) و داشتن کمکاری تیرویید (030/0P=) در زنان باردار گروه مورد بهطور معناداری دارای فراوانی بیشتری میباشد. فراوانی نوزاد با نارسایی رشد داخل رحمی (003/0P=) و بستری نوزاد (001/0P<) نیز در گروه مورد به طور معناداری بالاتر بود.
نتیجهگیری: با وجود پیشرفتهای اخیر در حوزهی پریناتال، همچنان دقت آزمایشهای غربالگری ممکن است بسته به سن مادر و سایر خصوصیات موجود متفاوت باشد. از اینرو، بهنظر میرسد در کنار نتایج تست غربالگری، توجه به ویژگیهای پیشزمینه مادر نیز مهم است.
سونا زارع، رحیم احمدی، عبدالرضا محمدنیا، محمد علی نیلفروشزاده، مینو محمودی،
دوره 78، شماره 12 - ( اسفند 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: کاربرد سلولهای بنیادی مزانشیمی در ترمیم زخمهای مزمن از چالش برانگیزترین موضوعات در حوزه سلول درمانی است. مطالعه حاضر با استفاده از تصویربرداری امواج فراصوت به بررسی اثربخشی تزریق اینترادرمال سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از ژله وارتون بندناف در ترمیم زخمهای دیابتی در مدل حیوانی پرداخته است.
روش بررسی: این مطالعه تجربی از مهر 1398 تا مهر 1399 در دانشگاه علوم پزشکی تهران بر روی 10 نمونه بندناف نوزادان تازه متولد شده در بیمارستان میلاد تهران انجام شد. ابتدا سلولهای بنیادی مزانشیمی از ژله وارتون جداسازی شدند. توانایی تمایزی سلولها و بیان مارکرهای اختصاصی سلولهای بنیادی مزانشیمی بررسی شد. مدل دیابت در 42 موش صحرایی نر نژاد ویستار ایجاد شد. حیوانات به دو گروه تزریق نرمال سالین و تزریق سلول تقسیم شدند. ضخامت و چگالی پوست با استفاده از تصویربرداری اولتراسوند در روزهای 7، 14 و 21 ارزیابی شد. در آخر دادهها با استفاده از Student’s t-test و Analysis of variance مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج بررسی سلولها نشان داد که سلولهای بنیادی مزانشیمی از سلامت و کیفیت لازم برخوردار بودند. نتایج اندازهگیری بیومتریک پوست ناحیه زخم در موشهای صحرایی نشان داد که ضخامت و چگالی پوست در روزهای هفت، 14 و 21 در گروه تزریق سلولهای بنیادی مزانشیمی ژله وارتون نسبت به گروه کنترل دارای افزایش معناداری بود.
نتیجهگیری: تزریق سلولهای بنیادی مزانشیمی ژله وارتون در ناحیه اینترادرمال زخم دیابتی، باعث ترمیم سریعتر زخم در موشهای صحرایی دیابتی میگردد. بر این مبنا استفاده از این سلولهای بنیادی میتواند در سلول درمانی بهویژه در حیطه ترمیم زخمهای مزمن مورد توجه قرار گیرد.
حسین محجوبیپور، مجتبی رحیمی ورپشتی، حمیدرضا شتابی، سهیلا حیدری،
دوره 78، شماره 12 - ( اسفند 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: ترومبوز وریدهای عمقی یکی از شایعترین مشکلاتی است که در بخش مراقبتهای ویژه میتواند وضعیت عمومی بیمار را پیچیدهتر نماید. این مطالعه با هدف بررسی عوامل پیشگوییکننده ترومبوز وریدهایعمقی در بیماران بستری در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان امین اصفهان صورت گرفت.
روش بررسی: مطالعه گذشتهنگر حاضر، 2000 پرونده تمامی بیماران بستری در بخش مراقبتهای ویژه را طی فروردین 1394 تا اسفند 1396 بررسینمود. از این میان 20 بیمار مبتلا به ترومبوز وریدهای عمقی بودند. 40 پرونده از بیماران این جامعه که ترومبوز وریدهایعمقی نداشتند نیز به تصادف انتخابشدند. سن، جنس، معیار ولز، نمره آپاچی، وضعیت تغذیه، پارامترهایکلینیکی، علت بستری، مدت بستری، بیماری ایجاد شده در بخش مراقبتهای ویژه و درمان صورت گرفته استخراجشد و در بین دو گروه مورد و کنترل مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: سن بیماران مبتلا بهطور معناداری بیش از گروه کنترل بود (008/0P=). افزایش در نمره معیار ولز و مدت بستری، داشتن بیماریهای داخلی و پنومونی ایجادشده در بخشمراقبتهای ویژه بهترتیب شانس بروز ترومبوز را 75/18، 92/1 و 75/2 و 28/2 برابر بالاتر می برد. افزایش سطح پتاسیم و استفاده از بانداژ بههمراه هپارین بهترتیب شانس بروز ترومبوز را 31/2 و 55/2 برابر کاهشدادهاند (05/0P<).
نتیجهگیری: در بخش مراقبت های ویژه جنرال، بروز ترومبوز وریدهای عمقی، در بیماران داخلی بیشتر بود. پنومونی بیشترین بیماری ایجاد شده همراه با ترومبوز وریدهای عمقی و ریسک ابتلا به ترومبوز وریدهای عمقی در بیمار آنمیک بالاتر بود. بیمارانی که از نظر سطح سرمی پتاسیم در حد فوقانی نرمال مرجع قرار داشتند کمتر دچار ترومبوز وریدهای عمقی شدند. به نظر می رسد پتاسیم در محدوده بالایی نرمال مرجع می تواند نقش محافظتکننده در برابر ترومبوز وریدهای عمقی داشته باشد. مطالعات بیشتر با حجم نمونه بزرگتر پیشنهاد میشود.
محمد علی نیلفروشزاده، سونا زارع، رحیم احمدی، نسرین ظروفی، مینا محمودی پور،
دوره 79، شماره 3 - ( خرداد 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر تعداد بیمارانی که از زخمهای دیابتی رنج میبرند، افزایش یافته و روشهای مرسوم درمانی دارای نارساییهایی میباشند. هدف از این تحقیق بررسی اثرات سلولهای بنیادی مزانشیمی ژله وارتون بندناف (WJMSCs) در التیام زخم دیابتی در مدل حیوانی است.
روش بررسی: طی این تحقیق تجربی آزمایشگاهی که در مرکز تحقیقات پوست و سلولهای بنیادی طی فروردین 1399 تا آذر 1399 انجام گرفت، سلولهای WJMSC جداسازی شده و توانایی تمایز آنها به سلولهای استخوان و چربی و نیز بیان مارکرهای اختصاصی ارزیابی شد. استرپتوزوسین جهت القای دیابت در موشهای صحرایی نر نژاد Wistar مورد استفاده گرفت. حیوانات به دو گروه کنترل (تزریق نرمال سالین) و تزریق WJMSCs تقسیمبندی گردیدند. زخمهایی به قطر 8/0 سانتیمتر در ناحیه پشت موشها ایجاد شدند. پس از تزریق سابدرمال نرمال سالین و WJMSCs، التیام زخم به روش فتوگرافی در روزهای 7، 14 و 21 ارزیابی شد. دادهها با استفاده از آزمون t-test و آنالیز واریانس SPSS software, version 16 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: WJMSCs مارکرهای تخصصی سلولهای مزانشیمی را بیان کردند و قابلیت تمایز به سلولهای استخوان و چربی را داشته و از میزان زندهمانی بالایی برخوردار بودند. تزریق سلولهای WJMSCبه ناحیه سابدرمال در موشهای دچار زخم دیابتی سبب تسریع التیام زخم نسبت به گروه کنترل شد.
نتیجهگیری: تزریقWJMSCs در ناحیه سابدرمال زخم دیابتی میتواند بهطور موثری سبب تسریع التیام زخم دیابتی گردد. بر این مبنا استفاده از سلولهای بنیادی مزانشیمی جدا شده از ژله وارتون بندناف میتواند در سلول درمانی بهویژه در حیطه ترمیم زخمهای دیابتی مورد توجه قرار گیرد.
تکتم اعتضادیجمع، ربابه موسوی نژاد، مجید سزاوار دخت فاروقی، راحله رحیمی، سیده مریم موسوی،
دوره 79، شماره 7 - ( مهر 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سندروم نیکولا عارضه نادری است که بهدنبال تزریق عضلانی ایجاد میشود. تزریق عضلانی عوارضی شامل درد، آبسه موضعی، آسیب عصب و واکنشهای آنافیلاکسی دارد. اما نکروزهای بافتی مانند سندرم نیکولا نادر هستند. بیماران معمولا درد شدیدی را بلافاصله پس از تزریق گزارش میکنند. در محل تزریق ماکول قرمز پدیدار میشود و پس از 24 ساعت پچهای پوستی با نمای لیویدورتیکولاریس (Livedo reticularis) مشهود است. در مطالعه حاضر موردی از سندرم نیکولا پس از تزریق واکسن پنتاوالان گزارش میشود.
معرفی مورد: دختر شش ماهه بدون سابقه بیماری پس از تزریق واکسن پنتاوالان با قرمزی، تورم و تغییر رنگ بنفش در محل تزریق واکسن به اورژانس آورده شد. یک ساعت پس از پذیرش دچار تورم شدید در اندام تحتانی بههمراه تغییر رنگ بنفش در قسمتهای مختلف پا گردید. کودک پس از تزریق واکسن پنتاوالان مبتلا به سندرم نیکولا شده بود.
نتیجهگیری: اگرچه سندرم نیکولا غیرشایع و بدون درمان قطعی است، انجام صحیح تکنیک تزریق (آسپیراسیون پیش از تزریق بهمدت 10-5 ثانیه) و عدم استفاده از کمپرس سرد میتواند از ایجاد سندرم پیشگیری کند. با اینحال، آسپیراسیون در حین واکسیناسیون توصیه نمیشود، چرا که تکنیک سریعتر، درد کمتری دارد.
منیره رحیمخانی، زهرا رجبی،
دوره 80، شماره 7 - ( مهر 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی MRSA های جدا شده از نمونههای خون و زخم بیماران بستری صورت گرفت.
روش بررسی: در مطالعه مقطعی-توصیفی حاضر در فاصله زمانی شهریور 1400 تا اسفند سال 1400، نمونههای زخم و خون ارسالی ابتدا از نظر فنوتیپ و بیوتیپ مورد تایید قرار گرفته و سپس جدایههای MRSA که با روش دیسک دیفیوژن به دیسک سفوکسیتین مقاومت داشتند با بررسی ژن mecA توسط روش PCR مورد تایید نهایی قرار گرفتند.
یافتهها: از بین 87 نمونه استافیلوکوک اورئوس ارسال شده، 41 جدایه با وجود ژن mecA بهعنوان MRSA تایید شدند. بررسی الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی بیشترین حساسیت را به آنتیبیوتیکهای ونکومایسین و لینزولید و بیشترین مقاومت را به سه آنتیبیوتیک اریترومایسین، سفتریاکسون و کلوگزاسیلین مورد نشان داد.
نتیجهگیری: شیوع مقاومت میکروبی در بین سویههای MRSA جدا شده از نمونههای کلینیکی نشاندهنده میزان افزایش قابلتوجه سویههای مقاوم است و ضرورت تشخیص سریع و بهموقع برای تجویز آنتیبیوتیک مناسب را میطلبد.
احمد کچویی، منیره میرزایی، امراله سلیمی، مصطفی واحدیان، شیما رحیمی، علی قلعهنویی،
دوره 81، شماره 7 - ( مهر 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: باتوجه به شیوع بالای تودههای پستان و اهمیت غربالگری و پیگیری بدخیمیهای آن در زنان و از آنجاییکه دو عامل سن و تغییرات هورمونی در یائسگی در تعیین نوع پاتولوژی و پیشآگهی تودهها نقش دارند، هدف این مطالعه تعیین ارتباط میان وضعیت یائسگی و پاتولوژی تودهها بود.
روش بررسی: این مطالعه بهروش مقطعی تحلیلی بر روی 350 زن مبتلا به توده پستانی بدونسابقه بدخیمی قبلی، مراجعهکننده به مرکز بهداشتی–درمانی شهید بهشتی طی فروردین 1392 تا 1398 انجام شد. چکلیست محققساخته برای گردآوری دادهها ازجمله (نوع بدخیمی، سایز توده، مکان توده، وجود یا عدموجود متاستاز) مورداستفاده قرار گرفت. در نهایت مقایسه دادهها بین دو گروه یائسه و غیریائسه با استفاده از SPSS software, version 22 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) انجام شد.
یافتهها: میزان شیوع بدخیمیها در سنین پساز یائسگی و در خانمهایی که یائسه شدهاند، نسبت به سنین پیش از یائسگی بیشتر بود. همچنین ارتباط معناداری بین سایز توده، وجود و یا عدموجود متاستاز با یائسگی یافت شد (05/0P<)، اما بین مکان تومور با یائسگی ارتباط معناداری یافت نشد (05/0P>).
نتیجهگیری: بدخیمیهای پستان (کارسینوم مهاجم مجرا، کارسینوم میکس مهاجم، کارسینوم موسینوس، مدولاری و پاپیلاری) در خانمهای یائسه نسبت بهغیریائسه بیشتر بود. در هر دو گروه اتساع مجاری و التهاب مزمن بیشترین یافته خوشخیم بود و فیبروآدنوم در خانمهای یائسه نسبت به خانمهای غیریائسه به میزان بسیار پایینتر یافت شد.
مهناز صفری، پونه رحیمی، اکرم سادات طباطبایی بفروئی،
دوره 81، شماره 8 - ( آبان 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: شناخت فرآیندهای پیچیده سیستم ایمنی در مقابله با عفونت کووید-19 که احتمالاً مربوط به پلیمورفیسم در ژنهای سایتوکین و کموکاین است، میتواند وضعیت پیشالتهابی بیماران را توضیح دهد. بنابراین در تحقیق حاضر همبستگی بین میزان فراوانی پلیمورفیسمهای تکنوکلئوتیدی در ژن پیشالتهابی IFNAR2 با شدت بیماری کووید-19 بررسی شد.
روش بررسی: این تحقیق توسط کمیته اخلاق انستیتو پاستور ایران بررسی و با کد اخلاقی IR.PII.REC.1400.042 به تایید این کمیته رسید و از دی ۱۴۰۰ تا آذر ۱۴۰۱ به طول انجامید. این مطالعه بر روی 954 بیمار مبتلا به کووید-19 انجام شد که به دو گروه بهبودیافته و فوت شده تقسیم شدند. پس از اخذ نمونه خون از بیماران و استخراج DNA، ژن IFNAR2 با استفاده از پرایمرهای اختصاصی تکثیر شد. سپس پلیمورفیسمهای rs2236757 در ژن IFNAR2 با روش RFPL و آنزیم محدود کننده Cac8I بررسی شدند. ژنوتیپ افراد با توجه به الگوی باندهای تشکیل شده، مشخص گردید.
یافتهها: ژنوتیپهای AA، GA، و GG به ترتیب با فراوانی 21%، 47% و 32% مشخص شدند. فراوانی آللی این پلیمورفیسم نشان داد که 56% موارد دارای آلل G و 44% دارای آلل A بودند. بررسی همبستگی پلیمورفیسم rs2236757 در ژن IFNAR2 با شدت بیماری کووید-19، عدم نقش این پلیمورفیسم در شدت بیماری (1=OR) را نشان داد. از طرفی آلل A در افراد بهبود یافته بهطور معناداری بیشتر از افراد فوت شده بود و مقدار 1OR< نیز این مساله را تایید نمود.
نتیجهگیری: نتایج حاصل نشان داد که پلیمورفیسم rs2236757 در ژن IFNAR2 با کاهش شدت بیماری در ارتباط است که این مساله نشاندهنده نقش مهم ژنهای مرتبط با پاسخهای التهابی و همچنین نقش واریانتهای ژنتیکی این ژنها در شدت بیماری کووید-19 میباشد.
زینت آشناگر، محمدرضا هادیان، رحیمه محمودی،
دوره 81، شماره 9 - ( آذر 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: پوسچر یا وضعیت پا بهعنوان یکی از عوامل موثر بر راستای اندام تحتانی در نظر گرفته میشود. لذا انحرافات آن از حالت طبیعی میتواند در آسیبهای اسکلتی–عضلانی اندام تحتانی و بهویژه مفصل زانو سهیم باشد. باتوجه به ارتباط بین پوسچر پا و انحرافات مفصل زانو، هدف از این مطالعه بررسی و مقایسه زاویه پنیشن در عضلات اکستانسور زانو با استفاده از سونوگرافی اسکلتی-عضلانی در خانمهای جوان با پوسچر پای پرونیت و پوسچر پای نرمال میباشد.
روش بررسی: این مطالعه مورد-شاهدی روی 31 نفر خانم جوان با پوسچر پای پرونیت (شاخص پوسچر پا بین 12-6) و 31 نفر خانم با پوسچر پای نرمال (شاخص پوسچر پا بین یک تا پنج) و (دامنه سنی 35-18 سال)، در آزمایشگاه بیومکانیک دانشکده توانبخشی تهران صورت گرفت. نمونهگیری به روش تصادفی غیرساده و از بین دانشجویان خانم دانشگاههای علوم پزشکی سطح شهر تهران و در بازهی مهر تا اسفند ۱۳۹۸ صورت گرفت. زاویه پنیشن عضلات وستوس مایل داخلی، وستوس داخلی و خارجی با استفاده از سونوگرافی اسکلتی-عضلانی اندازهگیری گردید.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد که زاویه پنیشن در عضلات وستوس مایل داخلی، وستوس داخلی و وستوس خارجی بین دو گروه خانمها با پوسچر پای پرونیت و پای نرمال از لحاظ آماری تفاوت معناداری ندارد (05/0P>).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد میزان زاویه پنیشن عضلات اکستانسور زانو که در حالت عدمتحمل وزن اندازهگیری شد، در خانمهای جوان با پوسچر پای پرونیت پا با خانمها با پوسچر پای نرمال تفاوتی ندارد.
شکوفه اکبری، منیره رحیمخانی، رضا میرنژاد،
دوره 81، شماره 10 - ( دی 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه باکتری استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متیسیلین Methicillin-resistant staphylococcus aureus (MRSA) بهدلیل مقاومت به داروهای ضدمیکروبی به یکی از نگرانیهای سلامت عمومی تبدیل شده که درمان بیماران مبتلا به عفونتهای ناشی از این باکتری را با مشکل مواجه کرده است. بنابراین در این بررسی با هدف مقایسه روشهای فنوتیپی و ژنوتیپی جهت تشخیص استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متیسیلین جدا شده از بیماران بیمارستانهای تابعه دانشگاه علوم پزشکی تهران و همچنین بررسی ژن nor A در این نمونهها انجام شده است.
روش بررسی: در تحقیق توصیفی- مقطعی حاضر که از بهمن 1401 تا شهریور 1402 بهطول انجامید، تعداد 43 سویه استافیلوکوکوس اورئوس از بخشهای مختلف بیمارستانهای شهر تهران جمعآوری و به آزمایشگاه دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران که محل انجام تحقیق بود ارسال شد. پس از شناسایی سویهها، مقاومت جدایهها نسبت به 14 نوع آنتیبیوتیک با روش انتشار دیسک بررسی گردید.
یافتهها: تستهای تشخیصی استافیلوکوکوس اورئوس از جمله رنگآمیزی گرم روی کلنیها و انجام تست کاتالاز و DNase و کواگولاز انجام گرفت و مشخص شد که تمام سویهها استافیلوکوکوس اورئوس بودند. در مرحله بعد با روش PCR و استفاده از پرایمر mec A، 43 سویه جدا شده از خون و زخم دارای mec A بوده و از نظر ژنوتیپی وجود سویههای MRSA تایید شد. از 43 سویه استافیلوکوکوس اورئوس با بررسی PCR و الکتروفورز مشحص شد تعداد 26 نمونه دارای ژن nor A بودند.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که میزان شیوع باکتری استافیلوکوکوس اورئوس در نمونههای بیمارستانی قابل توجه بوده و مقاومت به متیسیلین و سیپروفلوکسازین در سویههای این باکتری افزایش یافته است.
فاتح رحیمی، ساناز خاشعی،
دوره 82، شماره 7 - ( مهر 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: بهدلیل افزایش مقاومت آنتیبیوتیکی در میان سویههای اشرشیا کلای اوروپاتوژنیک نیاز مبرم به توسعه راهکارهای درمانی جدید جهت مدیریت عفونتهای ادراری میباشد. هدف از این مطالعه بررسی اثر اکسید نیتریک بر بیوفیلم سویههای اشرشیا کلای اوروپاتوژنیک جداسازیشده از بیماران مبتلابه عفونت ادراری بود.
روش بررسی: در این مطالعه در مجموع 3814 ایزوله مشکوک به اشرشیا کلای از یک آزمایشگاه پاتوبیولوژی در محدوده مرکزی شهر تهران در بازه زمانی خرداد 1401 لغایت اردیبهشت 1402 جمعآوری و با پرایمرهای اختصاصی ژن tufA مورد تایید قرار گرفتند. جهت بررسی توانایی تولید بیوفیلم از روشهای کیفی ژلوز قرمز کنگو و کمی میکروتیتر پلیت استفاده شد. همچنین، حضور ژنهای csgA، cdgD، yedQ و bcsA در سویههای مولد بیوفیلم و تعیین اثر اکسید نیتریک بر تشکیل و تخریب بیوفیلم مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: از میان تمامی ایزولههای مورد تایید، در مجموع 1309 سویه مولد بیوفیلم و واجد مورفوتایپهای rdar (کورلای و سلولز+) (52%)، bdar (کورلای+) (27%) و pdar (سلولز+) (21%) بودند. همچنین 52%، 31% و 17% سویهها بهترتیب مولد بیوفیلم قوی، متوسط و ضعیف بودند و فراوانی ژنهای csgA، cdgD، yedQ و bcsA نیز بهترتیب محدود به 87%، 98%، 100% و 79% سویهها بود. غلظت 30 میکرومولار اکسید نیتریک بهطور معناداری باعث کاهش تشکیل بیوفیلم (40%-17) و افزایش تخریب بیوفیلم (45%-20) شد.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه موید کاربرد اکسید نیتریک بهعنوان یک عامل ضدبیوفیلمی برای سویههای اشرشیا کلای اوروپاتوژنیک بود.
مظفر جان فزا، محمد رحمان رحیمی،
دوره 82، شماره 7 - ( مهر 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: فشارخون بالا (هایپرتانسیون) یکی از مهمترین عوامل خطرزا برای بیماریهای قلبیوعروقی به شمار میرود و بهدلیل شیوع بالای آن، بهعنوان یک چالش عمده بهداشت جهانی شناخته میشود مطالعه حاضر با هدف تاثیر هشت هفته فعالیت بدنی با مصرف مکمل ویتامین دی بر روی شاخصهای اندوتلیالی در بیماران هایپر تانسیونی انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش بهصورت نیمه تجربی پیش آزمون و پس آزمون و از خرداد تا مهر 1401 در بیمارستان سید شهدا ارومیه انجام شد. تعداد۴۰ نفر زن و مرد واجد شرایط بهصورت تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند (گروه مکمل، گروه دارونما + تمرین، گروه مکمل+ تمرین و گروه کنترل) تقسیم شدند. برنامه تمرینی گروههای تجربی شامل هشت هفته تمرین هوازی دویدن بر روی تردمیل (سه جلسه/ هشت هفته) بود. برای ارزیابی متغیرهای بیوشیمیایی 48 ساعت پیش و پس از مداخله در حالت ناشتا خونگیری با حجم 10 سیسی انجام شد.
یافتهها: نتایج تحقیق نشان میدهد هشت هفته تمرین هوازی بر ویتامینD، شاخص توده بدنی، اکسید نیتریک، اندوتلین -1و وزن بهطور معناداری تاثیر داشت (05/0P<) و میزان فشارخون سیستولیک در گروههای مکمل، مکمل + تمرین و تمرین + دارونما نسبت به گروه کنترل تغییر کرد (05/0P<).
نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که مصرف هشت هفته مکمل ویتامین D به همراه فعالیت هوازی باعث کاهش شاخصهای فشارخونی در افراد حاضر خواهد شد. همچنین مصرف مکمل ویتامینD به همراه فعالیت بدنی باعث کاهش BMI، افزایش NO، کاهش ET-1 و وزن بدن در افراد حاضر در پژوهش شد.
رامیار رحیمی درهباغ، سارا مرادیان، افشین حاجیحسنزاده، مسعود مرادی، فرهنگ صفر نژاد،
دوره 82، شماره 11 - ( بهمن 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: پانکراتیت حاد، بیماری شایع و بحث برانگیز است که میتواند عوارض موضعی و سیتمیک داشته باشد. این بیماری براساس یافتههای سونوگرافی به دو گروه پانکراتیت صفراوی وغیرصفراوی تقسیم میشود. هدف از این مطالعه بررسی یافتههای کلینیکی و پاراکلینیکی بیماران با تشخیص پانکراتیت حاد وعوامل مرتبط با آن بود.
روش بررسی: این مطالعه، از نوع مقطعی میباشد. جمعیت مورد مطالعه تمامی بیمارانی که در بیمارستانهای بعثت و توحید شهر سنندج از ابتدای فروردین ماه 1395 تا انتهای اسفند ماه 1396 با تشخیص پانکراتیت حاد بستری شده بودند. معیار ورود به مطالعه شامل داشتن تشخیص قطعی پانکراتیت حاد براساس معیارهای بالینی (درد شکمی مشخصه)، آزمایشگاهی (افزایش آمیلاز یا لیپاز بیش از سه برابر حد نرمال) و یا یافتههای تصویربرداری بود. بیماران با بیماریهای زمینهای مزمن نظیر دیابت، نارسایی مزمن کلیه یا کبد، بیماری قلبی پیشرفته و نئوپلاسمها، از مطالعه حذف شدند تا اثرات مخدوشکننده کاهش یابد.
یافتهها: از 150 بیمار مبتلا 89 نفر زن 33/59% و 61 نفر مرد 67/40% بود. میانگین سن مبتلایان 11/53 سال بود 62% بیماران پانکراتیت صفراوی و 38% غیرصفراوی داشتند. شیوع پانکراتیت الکلی در جمعیت 33/5% بود. سن افراد با پانکراتیت صفراوی بیشتر از غیرصفراوی بود. باتوجه به معیار رانسون شش درصد بیماران مبتلابه پانکراتیت حاد شدید بودند که همگی آنها سن بالای 60 سال داشتند.
نتیجهگیری: پانکراتیت حاد در زنان و در دهه پنجم زندگی شیوع بیشتری داشت و شایعترین علت آن سنگهای صفراوی بود. بیماران مبتلابه پانکراتیت صفراوی بهطور معناداری مسنتر بودند و سن بالا با افزایش شدت بیماری همراه بود. همچنین، قند خون، AST و LDH در موارد شدید بهطور قابل توجهی بالاتر بود. این نتایج اهمیت تشخیص زودهنگام، ارزیابی دقیق شدت بیماری و توجه ویژه به بیماران مسن و مبتلابه پانکراتیت صفراوی را در جهت کاهش عوارض و بهبود پیامدهای بالینی نشان میدهد.
رامیار رحیمی درهباغ، ابراهیم خواجه، دائم روشنی، فرهنگ صفرنژاد،
دوره 82، شماره 12 - ( اسفند 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونتهای محل جراحی یکی از عوارض شایع و مهم هستند که همواره هزینه و مشکلات فراوانی را ایجاد میکنند. روشها و اقدامات فراوانی برای کاهش آن در دست اجرا و بررسی میباشد. یکی از شیوههای کاهش آن کم کردن بار میکروبی با استفاده از مواد آنتیسپتیک برای سطح پوست میباشد که در این مطالعه تأثیر دوش کلرهگزیدین مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت کارآزمایی بالینی تصادفی انجام در سال 1398 و در بیمارستان کوثر سنندج انجام انجام گردید. این مطالعه بهصورت کارآزمایی بالینی تصادفی انجام گرد. 300 نفر بیماری که جهت انجام عمل جراحی الکتیو هرنی اینگوینال مراجعه کرده بودند در سه گروه 100 نفره تقسیم شدند. گروه مداخله، شب پیش از عمل دوش محلول کلرهگزیدین 4% دریافت کرد. گروه کنترل 1، حمام با شویندههای معمول دریافت نمود و گروه کترل 2، هیچگونه استحمامی نکرد. بیماران تا 30 روز پس از عمل جراحی از نظر بروز (Surgical site infections, SSI) مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: از 300 بیماری که در این مطالعه تحت عمل جراحی قرار گرفتند، 12 نفر (4%) دچار SSI از نوع سطحی شدند. از این تعداد یک نفر در گروه مداخله، سه نفر در گروه کنترل یک و هشت نفر در گروه کنترل دو بودند. مقایسه بین بروز عفونت در سه گروه نشان داد این تفاوت از نظر آماری معنادار میباشد (034/0P=).
نتیجهگیری: براساس یافتههای این مطالعه انجام دوش کلرهگزیدین میتواند در کاهش بروز SSI مؤثر باشد.
فاطمه ملارحیمی ملکی، پرشنگ ناظمی، مریم یوسفی،
دوره 83، شماره 5 - ( مرداد 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: از بین علل مرتبط با سرطان دهانه رحم، ویروس پاپیلومای انسانی (Human Papilloma Virus, HPV) عامل اصلی ایجاد ضایعات داخل اپیتلیالی دهانه رحم (CIN) و سرطان سرویکس است. هدف از انجام این مطالعه، بررسی میزان HPV های پرخطر، (HPV16 و HPV18) و تعیین خطر مطلق فوری +CIN2، در افرادی دارای آزمایش مثبت HPV بود.
روش بررسی: این مطالعه یک مطالعه مقطعی، شامل نمونهگیری در دسترس، از بیمارانی است که با آزمایش HPV مثبت، از مهر 1401 تا اسفند 1403 به کلینیک انکولوژی زنان در بیمارستان یاس دانشگاه علوم پزشکی تهران مراجعه کرده بودند. خطر مطلق فوری +CIN2 در بیماران HPV مثبت، که دارای ژنوتیپهای HPV16 یا HPV18 یا همزمان (Multi. HPV+) HPV16/18 بودند همراه با درجات مختلف سیتولوژیک، از NILM تا SCC مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: به طور کلی، 727 بیمار در مطالعه شرکت کردند. میانگین و انحراف معیار سن شرکتکنندگان به ترتیب، 99/35 و 48/8 سال بود. از بین تمام مراجعین، تعداد زنانی که فقط HPV16 مثبت داشتند، 170 نفر (23%) بود و ۲۴ نفر (3/3%) فقط برای HPV18 مثبت بودند. خطر مطلق فوری محاسبه شده ≥ +CIN2 در افراد HPV16+، برای NILM، 14% و برای موارد ASCUS، 6/8% بود و در افراد HPV18+، برای NILM، 3/8% بود.
نتیجهگیری: تریاژ سیتولوژیک همراه آزمایش تعیین ژنوتایپ HPV، در گام اول بهعنوان یک رویکرد برای شناسایی ناهنجاریهای سلولی در افراد آلوده به HPV و در گام بعدی، بهعنوان یک رویکرد مناسب برای کاهش ارجاعات کولپوسکوپی میتواند به کار گرفته شود.