57 نتیجه برای Neoplasms
طیبه باقری، الهام مسلمی،
دوره 73، شماره 6 - ( 6-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: در ایران سرطان پستان دومین سرطان شایع در زنان پس از سرطان پوست میباشد. یوبیکوئیتین و پروتیینهای شبه یوبیکوئیتین ناقلان سیگنال رسانی هستند که عملکردهای سلولی مختلفی برعهده داشته به طوریکه در بسیاری موارد باعث تسریع پیشرفت سرطان میشوند. هدف از این مطالعه بررسی بیان ژن یوبیکوئیتین D (UBD) در زنان مبتلا به سرطان پستان و همچنین بررسی ارتباط پیشرفت بیماری با میزان بیان این ژن بود.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت موردی- شاهدی است که در آن 30 نمونه بلوک پارافینه بافت (20 نمونه بیمار و 10 نمونه ماموپلاستی) مربوط به اردیبهشت سال 1389 تا فروردین 1391 پس از بررسی پاتولوژیست از آزمایشگاه بیمارستانهای پارسیان و کسری واقع در تهران جمعآوری گردید. استخراج RNA با استفاده از RNX-plus و سنتز cDNA به کمک آنزیم Moloney murine leukemia virus (M-MuLV) انجام شد. بیان ژن بر روی تمام نمونهها با روش Real-time polymerase chain reaction (RT-PCR) نسبی مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: بیان ژن UBD به صورت میانگین، در حدود 11 برابر نسبت به گروه نرمال افزایش یافت که با مراحل (Stage) بیماری نیز افزایش یافت. بهطوری که در گروه بیماران مرحله 1، بیان ژنUBD 73/2 برابر نسبت به گروه نرمال (001/0P=) افزایش یافت و در مرحله 4 بیماری این عدد به 4/19 برابر نسبت به نرمال (0005/0P=) افزایش یافت.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج میتوان بیان نمود بررسی میزان بیان UBD میتواند نقش مهمی در تشخیص سرطان پستان، بهعنوان یک مارکر به عهده داشته باشد. بهعلاوه با توجه به افزایش بیان این ژن با مراحل بیماری، بررسی تغییرات در بیان این ژن میتواند در شناسایی و تشخیص مراحل اولیه بیماری موثر باشد.
سبا گرشاسبی، داریوش سلیمی، عباس دوستی،
دوره 73، شماره 7 - ( 7-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: گزارشهای زیادی چاقی را بهعنوان یک ریسک فاکتور مؤثر در ایجاد سرطان پستان تأًیید میکند، اما ارتباط مولکولی چاقی و سرطان پستان هنوز به درستی روشن نیست. مطالعه حاضر با هدف بررسی اولویت ژنهای مؤثر در ارتباط مولکولی چاقی و سرطان پستان انجام شد. روش بررسی: این پژوهش از فروردین تا تیر 1393 در مرکز پژوهشهای بیوشیمی و بیوفیزیک دانشگاه تهران بهروش شبیهسازی رایانهای برای الویتبندی ژنهای مؤثر در ارتباط مولکولی چاقی و سرطان پستان انجام شد و از الگوریتم Multiple Data Sources برای تجزیه و تحلیل دادهها استفاده شد. ژنهای آموزشی از میان ژنهایی انتخاب شد که تأثیر آنها در یکی از اختلالات چاقی و سرطان پستان و یا در هر دو، در مطالعات پیشین تأیید شده بود. دو دسته ژن کاندیدا وارد مطالعه شدند. گروه اول ژنهایی که در پنج ناحیه کروموزومی مشترک چاقی و سرطان پستان قرار داشتند و گروه دوم ژنهای حاصل از آنالیز نتایج میکرواری پژوهش Creighton و همکاران بودند. یافتهها: تعداد 72 ژن حاصل آنالیز میکرواری و ژنهای پنج ناحیهی کروموزومی، به چهار سبک اولویتبندی شدند که از این میان پنج ژن NTRK3, TNFRSF10B, F2, IGFALS و HSP90B1 در 10 اولویت اول دو بار تکرار شده بود. این پنج ژن در ایجاد ارتباط مولکولی بین چاقی و سرطان پستان در اولویت قرار گرفتند. نتیجهگیری: وجود ژنهای مشترک بین سرطان پستان و چاقی نشانگر وجود ارتباط مولکولی بین این دو موضوع میباشد. در این پژوهش امکان تأثیر پلیمورفیسم ژن F2 در ایجاد سرطان پستان همراه با ریسک فاکتور چاقی تأیید شد که در پژوهشهای گذشته مطرح نشده بود.
فاطمه همایی، ملیحه حسنزاده مفرد، معصومه میرتیموری، منور افضل آقایی، بابک اسلامی،
دوره 73، شماره 7 - ( 7-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: تومورهای استرومای طناب جنسی تخمدان از بدخیمیهای نادر تخمدان میباشند. این تومورها مسئول 8-5% تمامی بدخیمیهای تخمدان هستند. شایعترین انواع تومورهای استرومای طناب جنسی تخمدان تومورهای گرانولوزا هستند. هدف این مطالعه بررسی خصوصیات بالینی، آسیبشناختی و نتایج درمانی این تومورها بود. روش بررسی: این پژوهش توصیفی گذشتهنگر در بیماران مبتلا به تومورهای بدخیم استرومای طناب جنسی تخمدان که به تومور کلینیک بیمارستانهای قائم (عج) و امید مشهد در فاصله زمانی 29 اسفند 1376 تا 29 اسفند 1386 مراجعه کرده بودند، انجام شد. دادههای پروندههای مربوط به بیماران جمعآوری و مورد تحلیل قرار گرفت. یافتهها: از 398 بیمار مبتلا به تومورهای تخمدان، تومورهای استرومای طناب جنسی تخمدان، 39 بیمار (9/5%) را شامل میشد. شایعترین نوع آسیبشناختی این تومورها، تومور سلول گرانولوزای بزرگسالی 25 بیمار (6/80%) بود. 27 نفر (1/87%) در هنگام تشخیص در مراحل ابتدایی بیماری (مرحله I) قرار داشتند. از 31 بیمار تحت مطالعه 14 بیمار (2/45%) سن زیر 40 سال داشتند. میانگین سنی بیماران تحت مطالعه در زمان تشخیص 41 سال (محدوده 76-16 سال) بود. در 14 بیمار (7/46%) جراحی همراه با مرحلهبندی صحیح جراحی انجام شد. در 12 بیمار (40%) جراحی، همراه با حفظ توانایی باروری انجام شد. بقای کل دو ساله و پنج ساله، 95% بودند. بقای بیشتر با مراحل ابتدایی بیماری ارتباط داشت (002/0P=). سن، جراحی محافظهکارانه و شیمیدرمانی ارتباطی با بقا نداشتند. نتیجهگیری: در تومورهای استرومای طناب جنسی تنها عامل قطعی مؤثر بر بقا مرحله بیماری میباشد.
صنمبر صدیقی، حسین کامرانزاده، عیسی جهانزاد، ساقی وزیری،
دوره 73، شماره 8 - ( 8-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: گیرنده آندروژن متعلق به خانوادهای از گیرندههای هورمونی هستهای است. این گیرندهها در سیتوزول سلولهای هدف و بهعنوان عوامل نسخهبرداری انجام وظیفه مینمایند. هدف از این پژوهش بررسی نقش آندروژنها در پیشآگهی سرطان پستان زنان بوده است. روش بررسی: در این پژوهش مقطعی و گذشتهنگر، بیماران ارجاع شده به بخش مدیکال انکولوژی انستیتو کانسر بیمارستان امامخمینی (ره)، با تشخیص سرطان پستان مهاجم از فروردین 1386 تا اسفند 1389 مورد مطالعه قرار گرفتند. گیرنده آندروژن با روش ایمونوهیستوشیمی بررسی گردید. یافتهها: در 189 بیمار مورد مطالعه در طی دوره پیگیری با میانگین 47 ماه، 34 نفر (9/17%) به عود بیماری دچارشدند که 9 نفر عود لوکال و 25 نفر متاستاز دور دست داشتند. 34 بیمار در طی مدت پیگیری فوت شدند. از 189 بیمار دارای پرونده در بخش پاتولوژی، برای 116 نفر امکان بررسی گیرنده آندروژن وجود داشت. 59 نفر (9/50%) فاقد گیرنده آندروژن و 57 نفر (1/49%) دارای گیرنده آندروژن بودند. میانه سن بیماران در هر دو گروه 48 سال بود. در این پژوهش 5/49% بیماران پرهمنوپوز و 6/48% بیماران منوپوز دارای گیرنده آندروژن بودند. در مطالعه حاضر مثبت شدن گیرنده آندروژن با بروز در مرحله پایینتر بیماری همراه بوده است (05/0P=). همچنین مرحله، درجه بدخیمی و میزان مثبت شدن گیرنده استروژن ارتباط معنادار با گیرنده آندروژن نشان دادند. ولی ارتباط غیروابسته و مستقیم تظاهر گیرنده آندروژن با طول عمر بیماران مشاهده نگردید. نتیجهگیری: در این پژوهش بقای کلی و بقای بدون بیماری با اندازه کوچکتر تومور و کمتر بودن درگیری غدد لنفاوی، مرحله پایینتر بیماری و درجه بدخیمی پایینیتر، مثبت بودن گیرنده استروژن و پروژسترون و درصد Ki-67 ارتباط معنادار داشت ولی ارتباط مستقیم و غیروابسته تظاهر گیرنده آندروژن با طول عمر بیماران مشاهده نشد.
افسانه علیخاصی، منیر سادات میرایی آشتیانی، فرشید فرهان، مهدی عقیلی، محمد صادق فاضلی، محمد بابایی، افسانه مداح صفایی، پیمان حداد،
دوره 73، شماره 10 - ( 10-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این مطالعه بررسی میزان تطابق یافتههای حاصل از MRI پس از کمورادیاسیون در کانسر موضعی پیشرفته رکتوم با یافتههای حاصل از بررسی بافتشناسی نمونه جراحی است.
روش بررسی: در این بررسی آیندهنگر ۶۳ بیمار مبتلا به کانسر موضعی پیشرفته رکتوم که از مهر 1390 تا مهر 1392به انستیتو کانسر بیمارستان امامخمینی (ره) ارجاع شده بودند، پس از دریافت رضایتنامه کتبی تحت کمورادیاسیون نئواجونت قرار گرفتند. پیش از درمان کمورادیاسیون مرحلهبندی (Staging) تومور (T) و لنفنود (N) توسط یک رادیولوژیست مجرب بر اساس تصاویر MRI انجام شد و پس از کمورادیاسیون به بیماران توصیه شد بار دیگر MRI را انجام دهند. سپس بیماران تحت عمل جراحی قرار گرفتند. یافتههای MRI پس از کمورادیاسیون با یافتههای حاصل از بررسی آسیبشناسی پس از جراحی توسط رادیولوژیست مورد مقایسه قرار گرفت. کاهش مرحله سرطان به شکل حداقل یک مرحله کاهش در T یا N در پاتولوژی پس از عمل نسبت به MRI پیش از عمل به شرط عدم پیشرفت تومور تعریف شد.
یافتهها: در این بررسی ۳۲ نفر از بیماران دچار کاهش مرحله تومور و ۳۶ نفر دچار کاهش مرحله لنفنود شدند.
نتیجهگیری: با مقایسه تصاویر MRI پس از کمورادیاسیون و گزارش پاتولوژی پس از جراحی دقت MRI در مرحلهبندی تومور رکتوم پس از انجام کمورادیاسیون 5/55% بوده است. از مورفولوژی لنفنود برای تشخیص درگیری آن استفاده شده و دقت MRI در تشخیص آن 8/42% بوده است. دقت MRI در هر دو مورد تا حدودی کمتر از مطالعات پیشین بود.
مریم اختری، مهدی کمالی، غلامرضا جوادی، سیده راضیه هاشمی،
دوره 74، شماره 4 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: از مهمترین عوامل ابتلا به سرطان گردن رحم، ویروس پاپلیومای انسانی (HPV) است که با وارد کردن ژنوم خود به ژنوم میزبان، منجر به ضایعات پوستی و در مراحل شدیدتر، سرطان میشود. در این سرطان مانند دیگر سرطانها، آنزیم تلومراز بیان بالایی دارد. تلومراز یک آنزیم رونوشت بردار معکوس میباشد که از دو جزء پروتیین کاتالیتیکی به نام Human Telomerase Reverse Transcriptase (hTERT) و توالی RNA به نام hTR، تشکیل شده است. در این مطالعه میزان بیان ژن hTERT در این دو نوع رده سلولی بررسی گردید.
روش بررسی: این مطالعه تجربی (آزمایشگاهی) مرکز تحقیقات نانوبیوتکنولوژی دانشگاه بقیهالله تهران از خرداد ماه 1392 تا اردیبهشت 1393 مورد مطالعه قرار گرفت. به صورت شاهدی از نمونههای رده سلولی Caski و Hela استفاده شد که به ترتیب واجد HPV16 و HPV18 هستند. پس از کشت سلولها، با تکنیک Real-time PCR، پس از نرمالسازی شرایط با کمک ژن بیانشونده دائمی Glyceraldehyde-3-phosphate dehydrogenase (GADPH)، میزان بیان ژن hTERT در دو رده سلولی بررسی شد.
یافتهها: طبق دادههای نمودارهای Real-time PCR، بیان ژن hTERT در رده سلولی سرطانی Caski نسبت به Hela تفاوت آماری معناداری داشت، نتایج بهدست آمده با استفاده از روش Student’s t-test، 0319/0P= را نشان داد. نمودارها در نرمافزار GraphPad Prism, version 5 (GraphPad Software, Inc., San Diego, CA, USA) نیز این نتایج را تأیید کرد.
نتیجهگیری: به منظور بررسی میزان بیان تلومراز، طراحی پرایمر اختصاصی برای تشخیص هردو رده ویروس سرطانی HPV16 و HPV18 ضروری به نظر میرسد. با این روش میتوان از hTERT به منظور تشخیص سریع و دقیقتر نوع سرطان گردن رحم وابسته به HPV16 و یا HPV18 استفاده شود.
مهرنوش رمضانی، مهدی هدایتی، سعید حسینی اصل، معراج طباطبایی، محمد ماذنی، شیرزاد نصیری،
دوره 74، شماره 4 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان تیرویید شایعترین بدخیمی غدد درونریز میباشد. اثرات ضد سرطانی ویتامین D را در سرطانهای مختلف نشان دادهاند. پلیمورفیسمهای گیرنده ویتامین D میتواند استعداد ابتلا به سرطانهای مختلف را تحت تاثیر قرار دهد. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط سطح سرمی ویتامین D و پلیمورفیسمهای FokI، BsmI و Tru9I گیرنده ویتامین D انجام گردید.
روش بررسی: مطالعه از نوع مورد-شاهدی بوده و در تیر ماه 1394 در پژوهشکده غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام گردید. تعداد 40 بیمار و 40 فرد سالم وارد مطالعه شدند. DNA ژنومی نمونهها پس از استخراج به روش نمک اشباع/ پروتییناز K با روش PCR- Sequencing مورد بررسی قرار گرفت. سطح سرمی ویتامین D با استفاده از تکنیک الایزا تعیین گردید.
یافتهها: فراوانی ژنوتیپی و آللی مربوط به پلیمورفیسمهای FokI و BsmI بین گروه تست و کنترل تفاوت معناداری را نشان نداد. در مورد پلیمورفیسم Tru9I فراوانی ژنوتیپی Tt در گروه تست 45% و در گروه کنترل 5/17% و فراوانی آللی t در گروه تست 25% و در گروه کنترل 7/8% بود، این تفاوت از لحاظ آماری معنادار بود (006/0P=). میانگین سطح سرمی ویتامین D در گروه تست ng/ml 32/23 و در گروه کنترل ng/ml 95/18 بهدست آمد که این تفاوت از لحاظ آماری معنادار بود (02/0P=).
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد سطح سرمی ویتامین D بر خلاف انتظار ارتباط معکوسی با سرطان مدولاری تیرویید دارد و پلیمورفیسم Tru9I بهصورت معناداری با افزایش ریسک ابتلا به سرطان مدولاری تیرویید همراه است.
رقیه تیمورپور، زهرا مشکات، محسن ارزنلو، هادی پیری دوگاهه، آیدا قلوبی،
دوره 74، شماره 10 - ( 10-1395 )
چکیده
با وجود پیشرفتهای بسیار در حوزه دارو و واکسن در طی یک قرن گذشته بیماری توبرکلوزیس هنوز مسئول بیش از دو میلیون مرگ در هر سال میباشد. پیدایش سویههای مقاوم به دارو و عفونت همزمان توبرکلوزیس و ایدز آن را به یک مشکل جدی بدل کرده است و درمان و کنترل آن بار بزرگی بر دوش جامعه ایجاد نموده است. عفونت توبرکلوزیس در کودکان با عوارض شدیدی همراه است بهویژه در آنهایی که کمتر از پنج سال سن دارند، بنابراین تجویز واکسن به این دسته از افراد لازم است. باسیل کالمت-گورین (Bacillus Calmette-Guérin) سویه ضعیف شدهی مایکوباکتریوم بوویس بوده که برای اولین بار جهت ایجاد مصونیت بر ضد عفونت توبرکلوزیس مورد استفاده قرار گرفت. همچنین این واکسن توانایی ایجاد مصونیت نسبی بر ضد عفونت لپروزی، اولسربرولی بوده و همچنین جهت درمان سرطان مثانه نیز استفاده میشود. واکسن بثژ تنها باید به افرادی با سیستم ایمنی سالم تزریق شده و از تجویز آن به افراد با سیستم ایمنی تضعیف شده باید اجتناب کرد و همچنین این واکسن در افرادی که پیشتر به عفونت توبرکلوزیس مبتلا شدهاند و یا با مایکوباکتریومهای محیطی آلوده شدهاند، اثربخش نمیباشد. مطالعات متاآنالیز گذشته نشان میدهد که میزان اثربخشی این واکسن بر ضد عفونت تنفسی متغییر بوده و بین 80%-0 میباشد اما بر ضد اشکال بسیار شدید منتشره مانند مننژیت و سل ارزنی بسیار کارآمد میباشد. با وجود بسیاری از تلاشها و طراحی نسل جدیدی از واکسنها بر ضدتوبرکلوزیس، واکسن بثژ هنوز تنها واکسن موثر بر ضد عفونت توبرکلوزیس میباشد چرا که جایگزینی این واکسن با یک واکسن موثرتر موفقیتآمیز نبوده است.
بهاره عباسی، نفیسه انصارینژاد، فرشید فرداد، طیب رمیم،
دوره 75، شماره 2 - ( 2-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: میکرونوکلئی بهعنوان یکی از شاخصهای آسیب کروموزومی در رادیوتراپی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. مطالعه حاضر با هدف بررسی تغییرات میکرونوکلئی لنفوسیتهای خون محیطی در بیماران مبتلا به سرطان دستگاه گوارش پیش و پس از کمورادیوتراپی انجام گردید.
روش بررسی: مطالعه از نوع مقطعی بود که در مبتلایان به سرطان دستگاه گوارش مراجعهکننده به بخش انکولوژی بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) تهران از دی ماه تا اسفند ماه ۱۳۹۴ انجام شد. از تمامی بیماران نمونه خون محیطی به میزان ml ۳ جهت ارزیابیهای سیتوژنتیکی طی دو مرحله پیش و چهار هفته پس از شروع درمان گرفته شد. در مراحل نمونهگیری، فراوانی بروز میکرونوکلئی به ازای ۱۰۰۰ سلول لنفوسیتی دو هستهای مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: ۶۱ بیمار مورد بررسی قرار گرفتند که در نهایت ۱۱ بیمار از مطالعه خارج شدند. ۵۰ بیمار (۳۴ مرد، ۱۶ زن) با میانگین سنی ۱۳/۳۴±۵۹/۷۴ سال بررسی شدند. ۲۴ نفر (%۴۸) در گروه سنی کمتر از ۶۰ سال و ۲۶ نفر (%۵۲) در گروه سنی ۶۰ سال و بالاتر قرار داشتند. ۳۷ نفر (%۷۴) سرطان معده و ۱۳ نفر (%۲۶) سرطان مری داشتند. اختلاف آماری معناداری در میانگین میکرونوکلئی پیش و پس از درمان وجود داشت (۴۴/۸۸ در مقابل ۳۶۴/۴۰ در ۱۰۰۰ سلول) (۰/۰۰۵=P). اختلاف آماری معناداری میان میانگین تعداد میکرونوکلئی پیش و پس از درمان بر حسب نوع سرطان، جنسیت و گروههای سنی وجود نداشت.
نتیجهگیری: در بیماران دارای سرطان دستگاه گوارش که تحت رژیمهای کمورادیوتراپی قرار گرفته بودند، تعداد میکرونوکلئیهای خون محیطی به میزان معناداری افزایش یافت. البته بهنظر میرسد که این افزایش با سن، جنس و نوع سرطان ارتباطی نداشت.
امیرحسین پاکروان، آتنا شیوا،
دوره 75، شماره 2 - ( 2-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: استئوبلاستوم از جمله نادرترین تومورهای اولیه استخوان با پتانسیل تهاجم موضعی و عود میباشد. اگرچه این بیماری بیشتر در مهرهها یا استخوانهای بلند کوچک مشاهده میشود، ولی بهندرت ضایعاتی در استخوانهای فک و با تمایل بالا به درگیری فک پایین ایجاد میشود. تشخیص درست استئوبلاستوما بسیار مهم است، زیرا در مواردی که ضایعه پرسلول باشد منجر به تشخیص اشتباه با استئوسارکوم میشود.
معرفی بیمار: بیمار دختری هفت ساله بود که با ضایعه در خلف ماگزیلا سمت راست همراه با تورم به جراح فک و صورت در دانشکده دندانپزشکی ساری در بهمنماه ۹۵ مراجعه نمود. بررسی هیستوپاتولوژیک ضایعه تومورال پس از جراحی، ضایعه شامل یک استرومای بافت همبندی همراه با عروق فراوان میباشد که در آن نسوج استئوییدی و استخوانی اولیه Woven بهطور فعال دیده میشوند. در بررسی ریزبینی نمونه ارسالی استخوان متراکم با نمای طبیعی به همراه استئوبلاستهای برجسته و بارز و در اطراف بافت، استئوبلاستوما بود.
نتیجهگیری: استئوبلاستومای فک تومور نادری است و تظاهرات بالینی و رادیوگرافیک غیراختصاصی آن باعث مشکلات تشخیصی میگردد.
امیر تاجبخش، فهیمه افضل جوان، مصطفی فاضلی، مهدی ریوندی، محمد مهدی کوشیار، محمدرضا نصیری، علیرضا پاسدار،
دوره 75، شماره 5 - ( 5-1396 )
چکیده
سرطان پستان، رایجترین عامل مرگ و میر ناشی از سرطان در میان زنان سرتاسر جهان میباشد. پیشگیری اولیه، با اجتناب از عوامل خطر شناخته شده و پیشگیری ثانویه، با روشهای مختلف غربالگری برای شناسایی اولیه تومور و درمان بهموقع، میتواند نقش مؤثری در کاهش آسیبهای اقتصادی، اجتماعی و جلوگیری از مرگومیر ناشی از سرطان در خانوادهها و جامعه داشته باشد. دو فاکتور ژنتیک و محیط در پاتوژنز سرطان پستان دخیل هستند. فاکتورهای متعدد ژنتیکی افزایشدهنده خطر ابتلا به سرطان پستان میتوانند در گسترش سرطان پستان نقش مهمی داشته باشند. یکی از فاکتورهای مهم ژنتیکی ژن TOX3 میباشد که بر روی بازوی بلند کروموزوم 16 قرار دارد و پروتیین هستهای حاوی HMG-box را کد میکند. محصول پروتیینی این ژن دارای فعالیت رونویسی وابسته به کلسیم و کوفاکتوری برای پروتیینهای اتصالی به عناصر پاسخدهنده به cAMP و همچنین کوفاکتور پروتیینهای اتصالی به CAMP response element binding protein (CREB) میباشد. TOX3 به واسطهی کلسیم با فعالسازی پروموتور ژنهایی چونBCL-2 ، C3 کمپلمان و با پروتیینهایی همچون CITED1 همراهی دارد و همچنین بیان c-fos را القاء کرده و پروموتور c-fos را فعال میکند. مطالعات همراهی در کل ژنوم در جمعیتهای مختلف اروپایی، آسیایی و آمریکایی-آفریقایی، نشان دادهاند که پلیمورفیسمهای تک نوکلئوتیدی ایجاد شده در نواحی نزدیک به ʹ5 این ژن و همچنین پروموتور آن، منجر به تغییر در تمایل اتصال عناصر تنظیمکننده رونویسی به این ژن میشوند و با خطر ابتلا به سرطان پستان همراهی دارند. در این مطالعه اهمیت TOX3، عملکرد، ارتباط آن با خطر ابتلا و تأثیر احتمالی آن در درمان سرطان پستان بررسی میشود، هرچند هنوز بهصورت شفاف نقش TOX3 در مراحل مختلف و همچنین انواع مختلف سرطان پستان مشخص نشده و نیازمند پژوهشهای بیشتری در این زمینه است.
سودابه شهیدثالث، ملیحه حسن زاده، سیده سانیا سجادی، سید امیر آل داود،
دوره 75، شماره 5 - ( 5-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین سرطان در زنان است میتواند اثرات عمیقی بر کارکردهای مختلف زنان در زندگی داشته باشد. کاهش استروژن و آندروژنها باعث مشکلات متعددی در مسایل جنسی میشود. افسردگی نیز در این بیماران عاملی برای کاهش تمایلات جنسی میباشد. در مطالعه حاضر مقایسه اختلال کارکرد جنسی در بیماران مبتلا به سرطان پستان و افراد سالم در شهر مشهد انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد-شاهدی از تیرماه ۱۳۹۰ تا تیرماه ۱۳۹۲ در بیمارستانهای امید، امام رضا (ع) و قائم (عج) و مرکز درمانی رضا انجام شد. تعداد ۲۴۵ زن مبتلابه سرطان پستان بر اساس چک لیست انتخاب واحد پژوهش وارد این مطالعه شدند. تمامی بیماران پس از پایان درمان تحت پیگیری و دارای پرونده درمانی بودند، همچنین برای نتایج بهتر پرسشنامهها توسط ۱۲۶ زن سالم که از نظر سنی و سایر موارد با گروه بیماران، همخوانی داشتند تکمیل شد. افراد فرم پرسشنامه عملکرد جنسی (FSFI) را ازطریق پرسشگری مستقل و با رعایت اصول اخلاق پزشکی تکمیل و دادهها با استفاده از آزمونهای آماری، بررسی گردید.
یافتهها: این مطالعه در بیماران ۵۰-۲۰ سال بهطور عمده در سنین ۴۵-۳۵ سال قرار داشتند. (۵۱/۸%) متوسط سن ۴۱/۴۴ سال با انحرافمعیار ۵/۸۷ سال بود. بیشترین اختلال در میل جنسی (۵۷/۶%) و اختلال در رطوبت مهبلی (۵۳/۱%)، تهییج جنسی (۴۸/۲%)، ارگاسم (۴۴/۱%)، درد هنگام مقاربت (۵۲/۲%) در بیماران مبتلا به سرطان پستان مشاهده شد (۰/۰۰۱P<). در دو گروه رضایتمندی جنسی (۰/۲۶۲P=) تفاوت معناداری نداشت.
نتیجهگیری: مشکلات جنسی دربیماران مبتلا به سرطان پستان نسبت به افراد سالم معمول تر می باشد. دیس فانکشن در ارگاسم و درد حین نزدیکی و کاهش رطوبت واژینال و اختلال در میل جنسی و تحریک جنسی در بیماران مبتلا به سرطان پستان شایعتر است..نتایج این مطالعه در مورد مشکلات جنسی باید در اختیار بیماران و پزشکان قرار گیرد.
حسین شیروانی، امین عیسینژاد، مصطفی رحیمی، بهزاد بازگیر، علی محمد علیزاده،
دوره 76، شماره 5 - ( 5-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه تجویز ورزش در درمان بیماریها مطرح است. هدف پژوهش کنونی تعیین تأثیر هشت هفته تمرین اینتروال هوازی بر میزان پروتیین مونوکربوکسیلات ترانسپورتر ۱ (Monocarboxylate transporter 1, MCT1) و بیان ژن p53 در تومور موشهای مبتلا به سرطان کولون بود.
روش بررسی: این پژوهش تجربی در دانشگاه علوم پزشکی بقیهالله از اردیبهشت تا مهر ۱۳۹۳ انجام شد. تعداد ۲۰ سر موش نژاد BALB/c در سن سه هفتگی با میانگین وزنی g ۱/۴±۱۷/۶ انتخاب و بهطور تصادفی به چهار گروه پنجتایی شامل کنترل، تمرین ورزشی، تومور و تمرین ورزشی+ تومور تقسیم شدند. سرطان از طریق تزریق زیرجلدی داروی کارسینوژنیک آزوکسیمتان با دوز (mg/kg ۱۰) هفتهای یکبار و بهمدت سه هفته ایجاد گردید و تمرین اینتروال هوازی بهمدت هشت هفته، هر هفته پنج روز روی دستگاه نوارگردان اعمال شد. ۴۸ ساعت پس از آخرین مداخله موشها کشته و کولون خارج شد. اندازهگیری میزان پروتیین MCT1 با روش ELISA و بررسی بیان نسبی mRNA ژن p۵۳ با روش Real-time PCR انجام شد. دادهها در بخش توصیفی با میانگین و انحراف استاندارد و در بخش استنباطی با Kruskal-Wallis test و Mann-Whitney U test آنالیز شد.
یافتهها: در گروه تومور کولون نسبت به سایر گروهها، افزایش معنادار در میزان پروتیین MCT1 (۰/۰۱P<) و کاهش معنادار در بیان ژن p53 (۰/۰۰۱P<) مشاهده شد. همچنین کاهش معنادار در میزان پروتیین MCT1 (۰/۰۱P<) و افزایش معنادار در بیان ژن p53 (۰/۰۰۱P<) در گروه تمرین و گروه تمرین+ تومور نسبت به گروه کنترل و گروه تومور مشاهده شد.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که تمرین تناوبی هوازی باعث کاهش محتوای پروتیینی MCT1 و افزایش بیان ژن p۵۳ (بهعنوان مهارکننده تومور) در تومور موشهای مبتلا به سرطان کولون شده است.
معصومه گیتی، علی برهانی، مهرداد مکری، مجید شکیبا، مرتضی عطری، نسیم باتوانی،
دوره 76، شماره 8 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطانهای پستان فاقد رسپتور استروژن دارای سیر بالینی، ویژگیهای پروگنوستیک و پاسخ به درمان متفاوتی میباشند، همچنین انکوپروتیین HER2/neu در کنترل رشد طبیعی سلول و تقسیم سلولی نقش دارد و با مهاجم بودن تومور ارتباط مستقیم دارد. هدف این مطالعه ارزیابی گذشتهنگر ویژگیهای تصویربرداری ماموگرافی، سونوگرافی و MRI سرطانهای پستان استروژن منفی با و بدون بیان بیش از حد رسپتور HER2/neu بود.
روش بررسی: در این مطالعهی مقطعی گذشتهنگر، ویژگیهای تصویربرداری ماموگرافیک، سونوگرافیک و MRI و وضعیت رسپتور HER2/neu بیماران دارای سرطان پستان با رسپتور استروژن منفی مراجعهکننده به انستیتو کانسر بیمارستان امامخمینی (ره) تهران از تاریخ مهر ۱۳۹۴ تا مهر ۱۳۹۶ بازنگری شد. دادههای کلینیکوپاتولوژیک و همچنین ارتباط ویژگیهای تصویربرداری با وضعیت رسپتور HER2/neu، بررسی شد.
یافتهها: از بین ۷۲ بیمار با سرطان پستان استروژن منفی، ۱۰۱(۵۸/۸%) بیمار برای رسپتور HER2/neu مثبت بودند. ارتباط معناداری بین وضعیت رسپتور HER2/neu و نوع پاتولوژیک تومور (۰/۰۰۴P=)، گرید هیستولوژیک تومور (۰/۰۲۴P=) و مرحلهی TNM (۰/۰۲۱P=) بهدست آمد. تومورهای با رسپتور HER2/neu مثبت با احتمال بیشتری دارای شکل نامنظم (۰/۰۳۴P=) و میکروکلسیفیکاسیون (۰/۰۰۴P=) بودند. ارتباط معناداری بین وضعیت رسپتور HER2/neu و ویژگیهای سونوگرافیک و یا MRI بهدست نیامد.
نتیجهگیری: بین سرطانهای پستان استروژن منفی، موارد HER2/neu مثبت نسبت به موارد HER2/neu منفی با گرید هیستولوژیک و مرحلهی بالاتری در هنگام تشخیص بروز مییابند، همچنین شکل توده و میکروکلسیفیکاسیون در ماموگرافی با وضعیت رسپتور HER2/neu در سرطان پستان استروژن منفی ارتباط دارند.
احمد جنیدی جعفری، ایوب رستگار، میلاد نظرزاده،
دوره 76، شماره 10 - ( 10-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: مصرف قلیان نسبت به سیگار در بین مردم شیوع بالایی یافته است، زیرا مصرفکنندگان بر این باورند که مصرف تنباکو به شکل قلیان نسبت به سیگار اثرات سلامتی کمتری دارد. هدف از این مطالعه، بررسی ارتباط بین سرطان ریه و مصرف تنباکو به شکل قلیان بود.
روش بررسی: این مطالعه از نوع متاآنالیز میباشد، که در دانشگاه علوم پزشکی ایران از دی ۱۳۹۵ تا اردیبهشت ماه ۱۳۹۶ به جستجو الکترونیکی مقالات پرداخته شد، جستجوی مقالات در پایگاههای دادهای (PubMed, MEDLINE and EMBASE) جهت یافتن مقالات مرتبط با تاثیر قلیان بر سلامتی انجام شد. مطالعات مورد- شاهدی و کوهورت منتشر شده بین ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۷ در سرتاسر جهان بدون محدودیت زبانی انتخاب شد و ما مقالاتی که به صورت گزارش موردی، خلاصه کنفرانس و مروری و شامل بشر نبودند از مطالعه خارج نمودیم. فرآیند انتخاب مقاله و استخراج دادهها توسط دو پژوهشگر جداگانه انجام شد و با استفاده از مدلهای مربوط، به ارزیابی نسبت شانس، هتروژنی و تورش انتشار (Publication bias) پرداخته شد.
یافتهها: در این مطالعه تعداد ۱۲۰ مقاله مرتبط با تاثیر دود قلیان بر سلامتی یافت شد که از این تعداد مقالات منتشر شده، ۹ مقاله مرتبط با تاثیر دود قلیان با ریه بودند که برای مطالعه متاآنالیز انتخاب شدند. نتایج این مطالعه نشان داد که دود قلیان خطر ابتلا به سرطان ریه را با نسبت شانس ۳/۷۲ و فاصله اطمینان ۴/۸۵- ۲/۶۰ افزایش میدهد و هتروژنی و تورش انتشار در بین مقالات انتخاب شده مشاهده نشد.
نتیجهگیری: شواهد گردآوری شده نشان داد که ارتباط بین مصرف قلیان و سرطان ریه وجود دارد، که ابتلا به سرطان ریه در اثر مصرف قلیان افزایش مییابد.
میلاد پزشکی، جمشید انصاری،
دوره 76، شماره 10 - ( 10-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان یکی از شایعترین سرطانها در زنان سرتاسر دنیا است. میزان شیوع سرطان پستان در زنان ایرانی در حال افزایش است. عوامل خارجی و داخلی مختلفی بر روی ثبات ژنوم و خطر ابتلا به سرطان پستان تاثیر دارند. چندشکلیهای تک نوکلئوتیدی موجود در ژنهای تعمیری DNA با افزایش خطر ابتلا به سرطان پستان در ارتباط هستند. هدف از مطالعه حاضر بررسی ارتباط بین خطر سرطان پستان و پلیمورفیسم FokI در ژن XRCC3 بود.
روش بررسی: این مطالعه موردی- شاهدی در بازه زمانی مهر ۱۳۹۵ تا اسفند ۱۳۹۶ در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم واقع در استان مرکزی در آزمایشگاه تحقیقاتی دانشگاه اراک، شهر اراک انجام شد. در این مطالعه ارتباط پلیمورفیسم FokI ژن XRCC3 با خطر ابتلا به سرطان پستان در زنان با استفاده از روش هضم آنزیمی PCR-RFLP مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: اختلاف معناداری بین دو گروه بیمار و کنترل برای سه ژنوتیپ جایگاه rs1799794 مشاهده نشد (۰/۴۳۵P=).
نتیجهگیری: ارتباط معناداری میان چندشکلی FokI در ژن XRCC3 و خطر ابتلا به سرطان پستان وجود نداشت.
نازگل ملکزاده، فائزه کبیری، رقیه آهنگری،
دوره 76، شماره 11 - ( 11-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: پاپیلوما ویروس، عامل بیش از نیمی از سرطانهای حاصل از پاپیلوما از جمله سرطان دهانهی رحم میباشد. اگرچه واکسن جهت پیشگیری از سرطانهای حاصل از پاپیلوما ضروری است، اما هنوز عفونت این ویروس جزو مشکلات بهداشت جهانی محسوب میگردد. ادجوانتها در کنار واکسن HPV16-E7d میتواند در ارتقای سیستم ایمنی مفید باشد. هدف از انجام این مطالعه بررسی تاثیر مادهی نالوکسان و آلوم بهعنوان ادجوانت در کنار واکسن HPV16-E7d در ریز محیط توموری در موشهای C57BL/6 بود.
روش بررسی: مطالعه توصیفی-مقطعی کنونی در بازه زمانی فروردین تا شهریور 1395 در انستیتو پاستور تهران بر روی 80 موش ماده C57BL/6 انجام گرفت. موشهای توموری شده، با واکسن HPV16-E7d بههمراه ادجوانت نالوکسان و آلوم و گروههای کنترل واکسینه شدند. سنجش تومور انجام گرفت. هموژنات تومور تهیه شد و سپس سایتوکینهای IL-17, IL-4, IFN-γ, TGF-β با روش ELISA Capture مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: این پژوهش نشان میدهد که در موشهای مورد آزمایش با ادجوانت نالوکسان و هیدروکسید آلومینیوم (آلوم) بههمراه واکسن HPV16-E7d در موشهای C57BL/6 بهطور معناداری باعث کاهش نسبی رشد تومور (0.0001≤P) شده و پاسخ ایمنی سلولی در ریز محیط توموری را نسبت به گروههای کنترل تقویت مینماید.
نتیجهگیری: پژوهش کنونی بیانگر ایمنیزایی بیشتر واکسن ضد پاپیلومای ویروس HPV16-E7d فرموله شده با مادهی نالوکسان و آلوم بهعنوان ادجوانت، در مقایسه با گروه کنترل فسفات بافر سالین، در واکسن پاپیلومای ویروس در ریز محیط توموری در موشهای ماده C57BL/6 میباشد.
حسین خسروی، حمید بورقی،
دوره 76، شماره 12 - ( 12-1397 )
چکیده
در سالهای اخیر، استفاده از نانوذرات طلا در پرتودرمانی بهوسیله انجام آزمایشهای تجربی و شبیهسازی مونت کارلو، بارها مورد مطالعه قرار گرفته است. اگرچه ایده افزایش دوز بهوسیله عناصری با عدد اتمی بالا از چند دهه پیش مطرح بوده ولی بهخاطر سازگاری نانوذرات طلا با سیستم بیولوژیکی، دانشمندان را به بررسی بیشتر درباره کاربردهای مختلف این مواد در پرتودرمانی، تحریک کرده است. نتایج تمام مطالعات انجام شده در این زمینه موافق با افزایش دوز رسیده به تومور در پرتودرمانی با نانوذرات طلا میباشد. اما نتایج حاصل از برهمکنش انرژی تابشی با اندازه نانوذرات طلا همچنان بحثبرانگیز است. بهعبارت دیگر، در شبیهسازی مونت کارلو از نانوذرات طلا با ابعاد حدود ۱۰ تا nm ۱۰۰ و در مطالعات بیولوژیکی از این نانوذرات با ابعاد nm ۹/۱ استفاده شده است. از طرفی برخی از مطالعات وابستگی انرژی در تشدید دوز رسیده و در برخی دیگر از مطالعات اثر اندازه نانوذرات طلا در ارتباط با انرژی فوتون تابشی مورد بررسی قرار گرفته است. بههرحال در برخی از جنبهها، نتایج حاصل از پرتودرمانی با استفاده از نانوذرات طلا، با وجود اینکه اثر فوتوالکتریک در انرژیهای پایین پدیده غالب بهشمار میآید، قطعی بهنظر نمیرسد. نظر اصلی در مورد چگونگی افزایش دوز رسیده به تومورهای سرطانی با استفاده از نانوذرات طلا در نتایج حاصل از مطالعات اخیر روی نمونههای سلولی و حیوانی بهطور شفاف بیان نشده است. در این مقاله به بررسی، مقایسه و تحلیل نتایج مقالات منتشر شده در این زمینه پرادخته شد.
معصومه گیتی، بهناز مرادی، رسول آرامی، علی عرب خردمند، محمد علی کاظمی،
دوره 77، شماره 1 - ( 1-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: تصویربرداری دیفیوژن (DWI) یکی از روشهای تشخیص تودههای سرطان پستان میباشد. هدف از این مطالعه بررسی سودمندی روش تصویربرداری دیفیوژن و ارزیابی قابلیت عدد ضریب پخش ظاهری (ADC) در تمایز تودههای خوشخیم و بدخیم پستان میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-مقطعی، ۷۲ بیمار با ۸۸ توده سرطان پستان بهمدت دو سال از سال ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۶، در مرکز تصویربرداری دکتر اطهری شهر تهران، با دستگاه ۵/۱ تسلا بررسی شدند. بیشتر بیماران تحت بررسی پاتولوژی قرار گرفتند و ۹ بیمار بر اساس پیگیری دو ساله در گروه خوشخیم وارد شدند. عدد ADC در بافت نرمال و همچنین در ضایعات تودهای و غیر تودهای در قسمتی از توده که بیشترین ریستریکشن را نشان داد اندازهگیری و مقایسه شد.
یافتهها: نتایج نشان داد مقدار عدد ADC در بافت نرمال بالاتر از بافت توده میباشد (۰۱/۰≥P). عدد ADC تودههای خوشخیم mm2/s ۳-۱۰×۴۰/۱ و در تودههای بدخیم mm2/s ۳-۱۰×۰۸/۱ اندازهگیری گردید. تعیین نقطه برش مناسب در ضایعات غیر تودهای فاقد اعتبار بود و در تودهها mm2/s ۱۰-۳×۱۹/۱ تعیین گردید. ارزش اخباری مثبت، ارزش اخباری منفی، حساسیت، ویژگی و صحت بهترتیب ۸۷/۵۰، ۸۶/۶۷، ۸۹/۷۴، ۸۳/۸۷ و ۸۷/۱۴ بود.
نتیجهگیری: در تصویربرداری دیفیوژن با توجه به عدد ADC میتوان ضایعات تودهای خوشخیم و بدخیم را مشخص کرد و این روش با حساسیت و ویژگی بالایی میتواند تودههای خوشخیم و بدخیم را از هم افتراق دهد ولی در افتراق ضایعات غیر تودهای کمککننده نیست.
رقیه قاسمی، آزاده شجاعی، بهناز کریمی،
دوره 77، شماره 2 - ( 2-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پروستات در حال حاضر سومین بیماری بدخیم در ایران و پنجمین سرطان رایج در سراسر جهان است. اگرچه شیوع این سرطان در ایران بسیار کمتر از کشورهای غربی است، اما میزان آن در طول سالهای اخیر افزایش یافته است. این مطالعه با هدف تعیین بیان ژنهای GPRC6A، E.cadherin و ZEB1 در سرطان پروستات در مقایسه با بافت خوشخیم آن انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مورد-شاهدی در طی بهمن ماه ۱۳۹۵ تا شهریور ۱۳۹۷ در دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران، ۳۰ نمونه شامل ۱۵ نمونه از بافت بدخیم سرطان پروستات و ۱۵ نمونه از بافت خوشخیم آن از بیماران تهیه گردید. از بافتهای مورد نظر RNA استخراج شد. سپس cDNA آنها ساخته شد. در ادامه با استفاده از تکنیک Real-time polymerase chain reaction (PCR) بیان ژنهای GPRC6A، E.cadherin، ZEB1 اندازهگیری شده و برای تحلیل میزان بیان ژنها از نرمافزار Relative expression software tool (REST), Version 2009 (http://rest.gene-quantification.info/) استفاده شد.
یافتهها: در این مطالعه بیان ژنهای GPRC6A و ZEB1 در سرطان پروستات در مقایسه با بافت خوشخیم آن افزایش و بیان ژن E.cadherin کاهش داشت. در این مطالعه ارتباط معناداری بین بیان ژنها در نمونههای خوشخیم و بدخیم با فاکتورهای تشخیصی مرسوم در این نوع بیماری مثل سن، مقدار Prostate-specific antigen (PSA)، مرحله پاتولوژیکی و رتبه گلیسون یافت نشد.
نتیجهگیری: ژنهای بررسی شده دارای توان بالقوه برای غربالگری سرطان پروستات میباشند و با بررسیهای بیشتر میتوانند بهعنوان مارکر تشخیصی سرطان پروستات استفاده شوند.