69 نتیجه برای حسنی
منصور حسنی، علیرضا ابراهیم سلطانی،
دوره 61، شماره 4 - ( 4-1382 )
چکیده
مقدمه: اینداکشن از مهمترین قسمت های یک بیهوشی است که باید در آن اهدافی چون پایداری وضعیت همودینامیک، اینتوبیشن و در نهایت عبور از فازهای مختلف بیهوشی و رسیدن به فاز جراحی در بیهوشی دنبال می شود. انتخاب روش بیهوشی علی الخصوص در اطفال به مسائل مختلف شامل وضعیت اضطراب کودک، توانایی همکاری و ارتباط برقرار کردن (سن، وضعیت منتال، زبان)، معده پر یا خالی ارتباط دارد. روش های اینداکشن در اطفال شامل اینداکشن استنشاقی، اینداکشن عضلانی، اینداکشن وریدی، اینداکشن رکتال، می باشد. در بین این روش ها هرکدام مزایا و معایبی دارند ولی با تمام این مسائل روش استنشاقی از طرفداران بیشتری برخوردار است. در بین داروهای استنشاقی امروزه بر روی سووفلوران تاکید می گردد که بدلیل عوارضی است که برای هالوتان قائل هستند. ولی بعلت عدم دسترسی به سووفلوران در ایران بیشتر با هالوتان کار می شود و در این مطالعه ما سعی در بررسی عوارض اینداکشن استنشاقی با هالوتان به دو روش و مقایسه تن با روش معمولی اینداکشن وریدی داریم.
مواد و روش ها: این مطالعه در سال 1379 بر روی 75 بیمار که با روش نمونه برداری تصادفی ساده و جدول اعداد تصادفی ساده در سه گروه 25 نفری تحت عناوین گروه هالوتان نیتروس، هالوتان اکسیژن و وریدی تقسیم شدند. متغیرهای مورد بررسی شامل فشار خون سیستولیک، ضربان قلب، زمان از بین رفتن رفلکس پلکی، زمان از بین رفتن تونوسیته عضلات فکی، زمان از بین رفتن رفلکس Hand grip، زمان منظم شده تنفس بدنبال لوله گذاری و شیوع عوارضی چون استفراغ، سرفه. لارنگواسپاسم، نگهداشتن تنفس، ترشح بزاق زیاد، سکسکه بودند.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان داد که در اینداکشن با هالوتان 4% و نیتروس اکسید 60% و هالوتان، اکسیژن 100% (اینداکشن استنشاقی) سرعت منظم شده تنفس بدنبال اینداکشن و لوله گذاری نسبت به اینداکشن وریدی بیشتر می باشد هرچند که زمان از بین رفتن رفلکس Hand grip با P<0.01 و زمان شل شدن فک (P<0.05) بطور معنی داری کمتر می باشد ولی اختلاف زمان از بین رفتن رفلکس پلکی (P<0.1) بین گروه ها از نظر آماری معنی دار نمی باشد. ثبات قلبی عروقی در سه گروه دیده می شود و عوارض جانبی راه هوایی در هر سه گروه بسیار ناچیز می باشد و در هیچکدام از گروه ها افت اشباع اکسیژن خون شریانی به زیر 96% دیده نشد. در گروه اینداکشن استنشاقی اضطراب بیشتر دیده شد.
ابراهیم نصیری، سید محمدحسین نوری موگهی، احمدرضا دهپور، فرید ابوالحسنی، حامد صادقی پور،
دوره 61، شماره 6 - ( 6-1382 )
چکیده
مقدمه: کلستاز انسدادی نوعی بیماری کبدی است که با تجمع اسیدهای صفراوی، افزایش تونوس اوپیوئیدهای درونساز، نیتریک اکساید و سیتوکین ها در پلاسما همراه است. هدف از این مطالعه بررسی تغییرات احتمالی هورمون های گنادوتروپین و میزان آپوپتوز سلول های زاینده در موش کلستاتیک می باشد.
مواد و روش ها: برای این مطالعه سه گروه موش صحرایی بکار بردیم: شاهد (بدون جراحی)، شاهد جراحی با Sham (جراحی بدون انسداد مجرای صفراوی) و گروه کلستاتیک (جراحی همراه با انسداد مجرای صفراوی). سه هفته بعد از انجام جراحی غلظت سرم هورمون های LH و FSH و تستوسترون توسط ایمونورادیومتریک اسی (IRMA) و آپوپتوز سلول های زاینده بیضه با روش TUNEL اندازه گیری شدند.
یافته ها: نتایج این پژوهش بیانگر کاهش معنی دار هورمون های LH و FSH و تستوسترون در گروه کلستاتیک نسبت به گروه های شاهد و شاهد-جراحی است. که در این رابطه میانگین غلظت هورمون FSH در موش های کلستاتیک نسبت به گروه های شاهد و شاهد-جراحی است (P<0.05). درحالیکه تغییر معنی داری در شاخص آپوپتوز گروه کلستاتیک نسبت به گروه های دیگر مشاهده نشد (P<0.19).
نتیجه گیری و توصیه ها: از نتایج این مطالعه حدس زده می شود که آپوپتوز سلول های زاینده بیضه موش های بالغ تنها وابسته به هورمون های گنادوتروپین و تستوسترون نیست بلکه فاکتورهای دیگری نیز ممکن است دخالت داشته باشند.
عباس مدنی، مرجان شکیبا، نعمتالله عطایی، سیدطاهر اصفهانی، پروین محسنی،
دوره 63، شماره 1 - ( 2-1384 )
چکیده
مقدمه:ESRD به جهت مرگ و میر بالا، عوارض بیماری و کیفیت پایین زندگی و مشکلات درمان اعم از دیالیز و پیوند، از معضلات طب اطفال میباشد. در این مطالعه اتیولوژی و outcome در کودکان مبتلا به ESRD تحت همودیالیز در بیمارستان مرکز طبی کودکان تحت بررسی قرار گرفت.
مواد و روشها: 216 بیمار طی مدت 14 سال (از سال 1368 تا پایان سال 1381) در این مرکز تحت بررسی قرار گرفتند.
یافته ها و نتیجه گیری: نسبت ابتلا مذکر به مونث بود و پیک شیوع سنی 10 سال بود. در 30% بیماران علت ESRD اختلالات اورولوژیک مادرزادی بود که از این گروه 21% مبتلا به VUR و 5/8% دچار اوروپاتیهای انسدادی مادرزادی بودند. در 20% بیماران گلومرولوپاتیها علت ESRD بودند. 3/14% به علت نفروپاتیهای ارثی دچار ESRD شدند و 7% مبتلا به بیماریهای مولتی سیستمیک بودند. در 2/16% موارد علت ESRD مشخص نشد. از 216 بیمار 203 بیمار در این مرکز تحت پیگیری قرار گرفتند که از این تعداد در 145 نفر (4/71%) همودیالیز ادامه یافت، 28 نفر (8/13%) پیوند ناموفق و 15 نفر (4/17%) پیوند موفق داشتند. Mortality rate در این مطالعه 4/7% بود.
سید حمید میرخانی، محمدرضا محمدحسنی، مهدی صنعتکار، رضایت پرویزی، منوچهر رادپور، جلال زمنی،
دوره 63، شماره 3 - ( 3-1384 )
چکیده
مقدمه: در گذشته مهمترین عوامل بیماریزا خصوصاً در جوامع در حال پیشرفت، عوامل عفونی بوده است ولی در حال حاضر بیماریهای غیرواگیر، بخش عمده بیماریها را در کلیه جوامع در حال پیشرفت تشکیل میدهند. بیماریهای قلبی عروقی در این بین از اهمیت ویژهای برخوردارند. شناسایی عوامل خطرزای بیماریهای قلبی عروقی از اهمیت ویژهای برخوردار است. این پروژه با هدف تعیین عوامل خطرساز سکته حاد قلبی انجام شد.
مواد و روشها: در این طرح که به صورت یک طرح مورد شاهدی از تابستان 79 تا زمستان 81 در بیمارستان امام تهران انجام شد، تعداد 242 نفر مورد (افرادی که با تشخیص سکته قلبی حاد در بیمارستان بستری شدند و حداقل 24 ساعت در بیمارستان بصورت زنده حضور داشتند) و 227 نفر شاهد به صورت غیرتصادفی ساده (Sequentail) برای شرکت در طرح انتخاب شدند. پس از ذکر پژوهشی بودن کار، پرسشنامههای از پیش آماده شده مخصوص برای افراد مورد و شاهد بطور جداگانه تکمیل شد که پرسشنامهها دادهای مختلف را در زمینه گذشته بیماران از جهت برخورد با عوامل خطرزا مورد بررسی قرار میدادند. عوامل مورد بررسی عمدتاً شامل عوامل دموگرافیک و تغذیهای، عوامل مربوط به مصرف دخانیات، فعالیت فیزیکی، عوامل مرتبط با خواب و استرسهای روانی میگردیدند.
یافته ها: میانگین سنی افراد مورد بررسی سال بود که این رقم تفاوت معنیداری را بین افراد گروه مورد و شاهد نشان داد. قابل ذکر است که افراد گروه مورد و شاهد پیشاپیش از این جهت با یکدیگر همسان شده بودند. همچنین در این مطالعه تفاومت معنیداری بین فراوانی جنسی افراد مورد بررسی بدست نیامد. در این مطالعه دیده شد که فراوانی مصرف توتون و تنباکو در افراد گروه مورد بطور معنیداری بیش از افراد گروه شاهد بود (05/0P<). همچنین فراوانی مصرف نوشابه های الکلی در افراد گروه شاهد بطور معنیداری بیشتر از افراد گروه مورد بود و در افراد گروه مورد دیده شد که فراوانی مصرف چای و میزان استرس در منزل و محیط کار بطور معنیداری بیش از افراد گروه شاهد بود (05/0P<). تفاوت معنیداری بین میزان فعالیت در دو گروه مورد و شاهد مشاهده نشد. میزان خواب با کیفیت کم در گروه مورد بیشتر از گروه شاهد بود (027/0P<).
نتیجهگیری و توصیهها: در مجموع با توجه به یافته های این بررسی به نظر میرسد که مهمترین عوامل خطرزا در جامعه بررسی شده وضعیت تغذیهای، مصرف دخانیات، تجربه استرسزاها و بالا بودن میزان ادراک استرس، خواب با کیفیت کم و فعالیت ورزشی ناکافی بوده اند.
سیروس صیادی، محمد اکبری، علیقلی سبحانی، فرید ابوالحسنی، نسرین تک زارع، پریچهر پاسبخش،
دوره 64، شماره 6 - ( 5-1385 )
چکیده
زمینه و هدف :با توجه به این که هیالورونان نقش مهمی در نفوذ پذیری، موتیلیتی اسپرم و عمل متقابل گامت ها دارد و این عمل می تواند نقش مهمی در میزان باروری افراد داشته باشد، در تحقیق حاضر اثر دوزهای 750، 1000 و 1250 میکرو گرم در میلی لیترهیالورونان روی عوامل مورفولوژی، موتیلیتی، ویتالیتی و میزان لقاح اسپرم های موش سوری مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه تعداد 40 سر موش (20 سر نر و 20 سر ماده) به صورت تصادفی انتخاب شدند. اسپرم های به دست آمده از هر حیوان نر به چهار گروه تقسیم شدند که یکی از آن ها به عنوان گروه کنترل (درمحیط کشت RPMI، فاقد هیالورونان)، گروه های دوم، سوم و چهارم به مدت 2 ساعت به ترتیب در معرض دوزهای 750، 1000 و 1250 میکرو گرم در میلی لیتر هیالورونان قرار گرفتند. بعد از انکوباسیون، شمارش اسپرم ها با استفاده از لام نئوبار، مورفولوژی آن ها توسط رنگ آمیزی پاپانیکولا و بررسی ویتالیتی آن ها با رنگ آمیزی فوق حیاتی ائوزین B مورد بررسی قرار گرفت. هم چنین موتیلیتی اسپرم ها با مشاهده میکروسکوپی طبق استاندارد WHO و میزان لقاح آن ها بعد از IVF با شمارش جنین های دو سلولی حاصل از آن بررسی شد.
یافتهها: نتایج این تحقیق نشان داد که دوز 750 میکرو گرم در میلی لیتر، بیشترین تاثیر را روی موتیلیتی، ویتالیتی و میزان لقاح اسپرم ها دارد، تاثیر دوز 1000 میکرو گرم در میلی لیتر بر روی عوامل فوق نیز مثبت بود اما از دوز 750 میکرو گرم در میلی لیتر پایین تر بود. تاثیر دوز 1250 میکرو گرم در میلی لیتر بر روی عوامل فوق منفی بود و در این مطالعه هیچ تاثیری از دوزهای فوق الذکر هیالورونان روی مورفولوژی اسپرم ها مشاهده نشد.
نتیجهگیری: با توجه به یافته های این مطالعه، به نظر می رسد که دوز مناسب هیالورونان (750 میکرو گرم در میلی لیتر) باعث افزایش تحرک، ویتالیتی و میزان لقاح در طی فرایند IVF می شود.
منصور کشاورز، پریسا حسنین، محسن پرویز، مرضیه منصوری، نپتون سلطانی، ناصرمیرازی،
دوره 64، شماره 6 - ( 5-1385 )
چکیده
زمینه و هدف :دیابت، بیماری مزمنی است که با عوارض بسیاری از جمله نوروپاتی محیطی همراه می باشد. گرچه پاتوفیزیولوژی دقیق نوروپاتی دیابتی بطور کامل شناخته نشده است، اما احتمالاً هیپرگلیسمی در بروز آن نقش دارد. با توجه به اثر منیزیم خوراکی در پیشگیری از بروز هیپرگلیسمی در دیابت، در این مطالعه به ارزیابی تأثیر تجویز منیزیم خوراکی بر هیپرآلژزی حرارتی ناشی از دیابت در موشهای صحرایی پرداختیم.
روش بررسی: موش های صحرایی نر نژاد ویستار به چهار گروه مساوی شامل گروههای کنترل، دیابتی، دیابتی درمان شده با منیزیم وکنترل درمان شده با منیزیم تقسیم شدند. در گروه دیابتی درمان شده با منیزیم ، سولفات منیزیم (gl/L10) از روز دهم بعد از تزریق استرپتوزوسین به مدت 8 هفته به آب آشامیدنی حیوانات اضافه شد. در گروه کنترل درمان شده با منیزیم نیز همین الگو اجرا گردید. دو گروه دیگر، آب معمولی فاقد سولفات منیزیم را دریافت کردند.
یافتهها: هشت هفته پس از تشخیص دیابت ، کاهش معنی داری درآستانه درد حرارتی و منیزیم پلاسما و نیز افزایش قابل توجهی در گلوکز پلاسما در حیوانات دیابتی نسبت به کنترل مشاهده شد. تجویز منیزیم خوراکی به مدت 8 هفته از زمان تشخیص دیابت از کاهش آستانه درد حرارتی جلوگیری کرده و سطوح گلوکز و منیزیم پلاسما را به حد طبیعی رساند.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که تجویز خوراکی منیزیم به محض تشخیص دیابت، می تواند ازبروز هیپرگلیسمی و هیپرآلژزی حرارتی ناشی از دیابت درموش صحرایی، جلوگیری کند.
پریچهر پاس بخش، سارا سعید نیاریا، فرید ابوالحسنی، محمد نوری موگهی، محمود مافی، کبری مهران نیا، علی قلی سبحانی،
دوره 64، شماره 6 - ( 5-1385 )
چکیده
زمینه و هدف :هدف از این مطالعه، تعیین میزان پراکسیداسیون چربی و پروتئین بافتی به عنوان شاخصی از تخریب بافتی پس از ایسکمی و برقراری ریپرفیوژن به دنبال ایجاد آسیب القائی ناشی از انسداد شریان مزانتریک فوقانی در روده و بررسی اثر محافظتی هورمون ملاتونین به عنوان جمع کننده رادیکال آزاد و آنتی اکسیدان در رت میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه از 36 سر رت نر نژاد Wistar - Albino با وزن بین 120-80 گرم که به طور مساوی به شش گروه تقسـیم شـده بودنـد و دوزهای مخـتلف مـلاتونین (mg/Kg 10، 20، 30) به صورت داخل عضلانی دریافت میکردند، استفاده شد. گروه یک: کنترل، گروه دو: sham که در این گروه عمل جراحی تا مرحله تشریح شریان مزانتریک فوقانی بر روی آنها انجام شد و حجم یکسانی از حلال به صورت داخل عضلانی به آنها تزریق گردید، گروه سه: ایسکمی-ریپرفیوژن، گروه چهار: ایسکمی- ریپرفیوژن به همراه ملاتونین با دوز mg/Kg10 ، گروه پنج: ایسکمی- ریپرفیوژن به همراه ملاتونین با دوزmg/Kg 20 و گروه شش: ایسکمی- ریپرفیوژن به همراه mg/Kg 30 بود.
یافتهها: نتایج حاصل نشان داد که سطح ملان دی آلدئید (MDA ) بافتی به طور معنی داری در گروه 4، 5 و 6 از گروه 3 پایینتر بود (05/0> P). سطح پروتئین بافتی در گروه 4 نسبت به گروه 3 به طور معنیداری بالاتر رفته بود (001/0 > P). سطح پروتئین بافتی در گروههای 5 و 6 نسبت به گروه 3 اختلاف معنیداری را نشان نداد بحث: این مطالعه نشان داد که ملاتونین با دوز mg/Kg10، اثر آنتی اکسیدانی در جلوگیری از آسیب القائی ناشی از انسداد شریان مزانتریک فوقانی دارد.
عباس مدنی، زهرا پور نصیری، عبدالمحمد کجباف زاده، نعمت اله عطایی، پروین محسنی، سید طاهر اصفهانی،
دوره 65، شماره 6 - ( 6-1386 )
چکیده
اختلال عملکرد دستگاه ادراری تحتانی میتواند علت عفونتهای مکرر ادراری Urinary Tract Infection (UTI) و ریفلاکس وزیکویورترال Vesico Ureteral Reflux (VUR) در کودکان باشد. هدف از این مطالعه ارزیابی فراوانی اختلال عملکرد مثانه در کودکان مبتلا به عفونت ادراری مکرر بوده است.
روش بررسی: در طول مطالعه 133 کودک (11 پسر و 122 دختر) وارد مطالعه شدند. دامنه سنی از 7 ماه تا 14 سال متغیر بود. گروه A شامل 78 کودک با سابقه UTI مکرر بدون VUR، در حالیکه گروه B شامل 55 کودک مبتلا به UTI و VUR بود. بررسیهای یورودینامیک (سیستومتری) بر روی تمام این کودکان انجام شد.
یافتهها: عملکرد غیرطبیعی سیستم ادراری تحتانی در 98 کودک (1/73%) دیده شد که 57 کودک از گروه A (1/78%) و 41 کودک از گروه B (8/78%) بودند. (05/0p>) شایعترین اختلال عملکرد دیسسینرژی دترسور اسفنکتر (DSD) بود که در 54% موارد وجود داشت،2/46% در گروه A و 60% در گروه B. (05/0p<) مثانه ناپایدار در 44 کودک (33%) دیده شد که تفاوت معنیداری در دو گروه نداشت. در 17 بیمار (6/12%) DSD همراه با ناپایداری مثانه بود. از نظر اختلال ادرار کردن حدود 20% کودکان در هر دو گروه هیچکدام از علائم اختلال را نداشتند، در حالی که 80% دیگر علائم مختلفی را گزارش میکردند که شایعترین آنها یبوست و اورجنسی بود. در نیمی از کودکان گروه A و یکچهارم افراد گروه B همزمانی چند علامت دیده میشد از جمله: تکرر ادرار، اورجنسی، ادرار منقطع، بیاختیاری، ادرار قطرهقطره و احتباس و یبوست.
نتیجهگیری: شایعترین اختلال عملکردی سیستم ادراری تحتانی در کودکان با UTI مکرر DSD است که در کودکان مبتلا به VUR با فراوانی بیشتری رخ میدهد.
محمد قاسم محسنی، سید محمد کاظم آقامیر، علی پاشا میثمی، شهرام گوران، سویل نصیر محترم،
دوره 65، شماره 10 - ( 10-1386 )
چکیده
در این مطالعه تاثیر تزریق سم بوتولینوم-A داخل عضله دترسور مثانه در بیماران مبتلا به مثانه overactive و بیاختیاری مقاوم به درمان بررسی شده است.
روش بررسی: در این مطالعه آیندهنگر، 12 بیمار مرد با مثانه بیشفعال و بیاختیاری ادراری به دلیل ترومای نخاعی که درمان موفقیتآمیز نداشتهاند، وارد شدند. 300 واحد سم بوتولینوم- Aبه کمک سیستوسکوپ F20 در 30 نقطه عضله دترسور مثانه خارج از تریگون تزریق شد. بیماران شش هفته، شش ماه و 9 ماه بعد از درمان برای پیگیری مراجعه نمودند و همچنین مطالعه یورودینامیک در پایان شش هفته انجام شده است.
یافتهها: در پایان شش هفته پیگیری 9 بیمار از 12 بیمار اختیار کامل ادراری خود را باز یافتند و بعد از شش ماه، یک بیمار از مطالعه خارج شده و هفت بیمار از 9 بیمار همچنان اختیار کامل ادراری خود را حفظ کردند. و در پایان 9 ماه پیگیری سه بیمار اختیار ادراری را حفظ کرده بودند. همه بیماران که با موفقیت درمان شدند از درمان راضی بودند و هیچ عارضه جدی در طول درمان رخ نداده است. میانگین ظرفیت سیستومتریک مثانه (001/0p<)، کامپلیانس مثانه (001/0p<)، میانگین باقیمانده ادراری (001/0p<) در حد معنیداری افزایش و حداکثر فشار دترسور هنگام ادرار کردن کاهش یافته است. (001/0p<).
نتیجهگیری: تزریق سم بوتولینوم A- یک روش موثر و بیخطر در درمان مثانه بیشفعال در بالغین دچار ترومای نخاعی که به درمان دارویی پاسخ ندادند، میباشد، حتی اگر مثانه این بیماران کمپلیانس پائین داشته باشد. برای حفظ اختیار ادراری ممکن است بیماران، شش ماه بعد نیاز به تزریق مجدد داشته باشند.
سیدطاهر اصفهانی، عباس مدنی، مستانه مقتدری، نعمتاله عطایی، پروین محسنی، نیلوفر حاجیزاده، ناهید رحیمزاده، مرضیه حدادی،
دوره 65، شماره 12 - ( 12-1386 )
چکیده
سندرم نفروتیک یکی از بیماریهای قابل توجه دوران کودکی میباشد. گرچه مکانیسم پاتوفیزیولوژی آن روشن نیست. اکثر بیماران سیر بالینی خوشخیم داشته و به خوبی به استروئیدها پاسخ میدهند. در این مطالعه بهطور گذشتهنگر پیامد بالینی طولانی مدت 745 کودک مبتلا به سندرم تفروتیک حساس به استروئید از سال 1996 تا 2006 بررسی شد.
روش بررسی: دادههای موجود در پرونده پزشکی 745 کودک مبتلا به سندرم نفروتیک اولیه حساس به استروئید که حداقل به مدت شش ماه پیگیری شده بودند، بررسی گردید.
یافتهها: 1/63% پسر بودند. فراوانترین هیستوپاتولوژی Minimal Change Nephrotic Syndrome (2/30%)، Focal Segmental Glumerulosclerosis (25%) بود. در زمان مراجعه 6/22% از بیماران هماچوری میکروسکوپی داشتند. بیماران به طور متوسط 04/4±42/6 سال (شش ماه تا 22 سال) پیگیری شده بودند. 2/9% اصلا عود نداشتند، در حالی که 8/15% دچار عود مکرر شدند. در آخرین نوبت ویزیت، 7/49% از بیماران در وضعیت رمیسیون، 5/32% در عود و 29 نفر دچار نارسایی مزمن کلیه (CRF) یا End Stage Renal Disease بودند.
نتیجهگیری: اکثر کودکان مبتلا به سندرم نفروتیک ایدیوپاتیک هیستوپاتولوژی خوشخیم MCNS دارند و با درمان اولیه استروئید رمیسیون پیدا میکنند، عود در آنها شایع بوده و کمتر از 10% برای همیشه در رمیسیون باقی میماند. از بین فاکتورهای بالینی میزان پاسخدهی به عوامل استروئید sparing، تعداد عود و مدت رمیسیون پابرجا با پیامد بالینی بیماران ارتباط دارد. پیگیری طولانی مدت کودکان با سندرم نفروتیک اولیه لازم میباشد.
عباس مدنی، سید طاهر اصفهانی، ناهید رحیمزاده، نعمتالله عطایی، پروین محسنی، مستانه مقتدری، مرضیه حدادی،
دوره 66، شماره 2 - ( 2-1387 )
چکیده
سندرم نفروتیک در دوران کودکی اغلب با عودهای مکررهمراه است. جهت تعیین اثربخشی لوامیزول در درمان سندرم نفروتیک وابسته به استروئید (SDNS)، 305 کودک مبتلا به SDNS مراجعهکننده به مرکز طبی کودکان از سال 1365 لغایت 1385 بررسی شدند.
روش بررسی: تشخیص سندرم نفروتیک بر اساس معیارهای کلاسیک بود. هیچ کدام از بیماران علایم سندرم نفروتیک ثانویه نداشتند. پروتکل درمانی اولیه پردنیزولون با دوز mg/m260 روزانه در سه دوز منقسم برای چهار هفته بود. سپس در عرض سه تا شش ماه کم تا قطع شد. در صورت عود بعد از کاهش دوز پردنیزولون از لوامیزول استفاده گردید. وابستگی به استروئید به صورت عود در طی کاهش دوز استروئید یا 14 روز بعد از قطع استروئید در نظر گرفته شد.
یافتهها: از 305 کودک مبتلا به SDNS، 8/70% پسر بودند. متوسط سن بیماران در زمان مراجعه 1/3±8/4 سال (یک تا 15 سال) بود.در آخرین ویزیت، 84 نفر (5/27%) در رمیسیون، 220 نفر (1/72%) در وضعیت عود و نیاز به مصرف استروئید بودند. مصرف لوامیزول منجر به کاهش دوز استروئید و رمیسیون طولانی به ترتیب برای 68 (3/22%) و 90 بیمار (5/29%) شد. بعد از درمان با لوامیزول متوسط میزان عود (88/0±05/2 در برابر 23/1±1/1) و دوز روزانه استروئید (به ترتیب 39/0±74/0 در برابر 38/1±32/0 mg/kg) به طور معنیدار کاهش یافت (0001/0p<).
نتیجهگیری: لوامیزول به عنوان داروی موثر و با کمترین عوارض جانبی میتواند در درمان SDNS در دوران کودکی، به صورت داروی اولیه برای حفظ وضعیت رمیسیون با کاهش میزان عود و دوز استروئید به کار رود.
ابراهیم حسنی، رسول فراست کیش، عوض حیدر پور، محمدضیاء توتونچی، علیرضا ماهوری،
دوره 67، شماره 9 - ( 9-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: اندازهگیری دی اکسیدکربن انتهای بازدمی (ETCo2) روشی برای تخمین دی اکسید کربن خون شریانی (PaCo2) در طی بیهوشی عمومی میباشد. بدیهی است که استفاده از این روش نیاز به خونگیریهای متعدد را برای ارزیابی مقدار Co2 خون شریانی کاهش میدهد. این مطالعه برای تعیین دقت ETCo2 در تخمین PaCo2 در بیماران کاندید پیوند عروق کرونر و تعیین گرادیان آنها قبل و بعد از بایپس قلبی ریوی انجام شده است.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی آیندهنگر 40 بیمار کاندید عمل جراحی پیوند عروق کرونر 73-35 ساله وارد مطالعه شدند. قبل از بایپس قلبی ریوی (زمان T0) و پس از اتمام آن (T1) نمونه خون شریانی از کانول شریانی بیمار گرفته شده و همزمان فشار Co2 انتهای بازدمی ثبت گردید.
یافتهها: میانگین اختلاف فشار Co2 شریانی و انتهای بازدمی در زمان T0، 4/4±3/4 میلیمتر جیوه و میانگین PaCo2، 6±33 و ETCo2، 5±29 میلیمتر جیوه بوده و در زمان T1 این مقادیر بهترتیب 1/4±5/4 و 5±33 و 2±29 میلیمتر جیوه بود. اختلاف آماری در خصوص اختلاف دی اکسید کربن انتهای بازدمیو شریانی در دو زمان فوق وجود نداشت (87/0p=). ارتباط مشخصی بین دیاکسید کربن انتهای بازدمی و شریانی در این دو زمان وجود داشت (بهترتیب: 754/0R= و 685/0R=).
نتیجهگیری: کاپنوگرافی یک مونیتورینگ غیر تهاجمی و سالم برای تخمین میزان دی اکسید کربن خون شریانی است و دی اکسید کربن انتهای بازدمی و شریانی، در بیماران کاندید جراحی عروق کرونر فاقد بیماری زمینهای ارتباط مستقیم دارند. اندازهگیری ETCo2 ممکن است در بیماران سالم نیاز به گرفتن خون شریانی را برای تعیین PaCo2 برطرف نماید.
پریسا حسنین، سیامک شهیدی،
دوره 68، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: اسید اسکوربیک، در
چندین مدل تجربی سبب بهبود نواقص شناختی شده است. دیابت نیز موجب اختلالات یادگیری
و حافظهای میگردد. در این مطالعه به بررسی تجویز خوراکی اسید اسکوربیک (mg/kg100) به مدت 30 روز بر حافظه و یادگیری
احترازی غیر فعال در موشهای صحرایی کنترل و دیابتی میپردازیم.
روش
بررسی: دیابت با تزریق داخل
صفاقی استرپتوزوتوسین به حیوانات القاء شد. سه
روز بعد، اگر گلوکز پلاسمای بیش از اندازهگیری میشد، دیابت
تأیید میشد. درمان از شروع هیپرگلایسمی بهمدت 30 روز ادامه یافت. یادگیری
احترازی غیر فعال، در پایان درمان انجام شد و 24 ساعت بعد از آن، تست حافظه صورت
گرفت. در پایان حیوانات وزن شده و نمونههای خون برای اندازهگیری گلوکز جمعآوری
شد.
یافتهها: دیابت
سبب اختلال در فرایند حافظه و یادگیری احترازی غیر فعال در حیوانات گردید. درمان
با اسید اسکوربیک، سبب بهبود یادگیری و حافظه در موشهای کنترل گردید و نواقص
یادگیری و حافظهای را در موشهای دیابتی اصلاح کرد. در حیوانات دیابتی تحت درمان،
کاهش وزن و هیپرگلایسمی نسبت به موشهای دیابتی درمان
نشده کمتر بود. اثرات هیپوگلایسمیک و یا آنتی اکسیدانی اسید اسکوربیک، احتمالاً در
نتایج بهدست آمده بر روی یادگیری و حافظه در دیابت تأثیر داشتهاند.
نتیجهگیری: تجویز اسید اسکوربیک بهمدت 30 روز از آغاز دیابت سبب
حفاظت از اختلالات شناختی مرتبط با آن میشود. با انجام کارآزماییهای بالینی شاید
بتوان از اسید اسکوربیک بهعنوان یک مکمل همراه در بهبود اختلالات شناختی ناشی از
دیابت استفاده کرد.
علیرضا ماهوری، حیدر نوروزینیا، ابراهیم حسنی، قادر مترجمیزاده، آنالی صادقی،
دوره 68، شماره 5 - ( 5-1389 )
چکیده
زمینه و
هدف: شاخص دو طیفی Bispectral Index (BIS) مقیاسی مشتق
از الکتروانسفالوگرافی است که جزء آرامبخشی و هوشبری را در هنگام بیهوشی عمومی
ارزیابی میکند. تاثیر سن بر روی شاخص BIS هنوز بهخوبی بررسی و مشخص نشده است.
هدف این مطالعه تعیین تاثیر سن بالا بر روی نیاز به داروهای بیهوشی و شاخص BIS در بیماران
بیدار و بیمارانی است که تحت آرامبخشی با استفاده از داروی میدازولام وریدی قرار
گرفتهاند.
روش بررسی: در این مطالعه آیندهنگر تحلیلی 80 بیمار مطالعه شدند.
بیماران گروه مطالعه در محدوده سنی بالای 70 سال و گروه کنترل (مشاهده) در محدوده
سنی بین 40-20 سال قرار داشتند. میزان BIS پایه در هر دو گروه در حالت هوشیاری،
و پنج دقیقه بعد از دریافت میدازولام (mg02/0) داخل وریدی اندازهگیری و ثبت
شد.
یافتهها: میانگین BIS پایه در گروه
مطالعه 3±94 و در گروه شاهد 1±3/97 بود (0001/0p=). میانگین BIS پنج دقیقه بعد
از تجویز میدازولام به 6±9/80 در گروه مطالعه و 3±4/90 در
گروه کنترل رسید (0001/0p=).
نتیجهگیری: توصیه میگردد در موارد استفاده از این شاخص در افراد مسن،
میزان پایه آن قبل از القاء بیهوشی اندازهگیری گردد تا بیهوشیدهنده در صورت
پایین بودن BIS پایه، از این امر آگاهی یابد. جهت تایید این نکته که محدوده 60-50
در طی بیهوشی بالینی افراد مسن با میزان BIS پایه پایین کافی است و اینکه آیا
این محدوده در این افراد نیاز به بازنگری دارد یا نه، مطالعات بیشتری مورد نیاز میباشد.
قاسمعلی خراسانی، امید حسنی، محمدرضا فرهوش،
دوره 68، شماره 8 - ( آبان 1389 )
چکیده
زمینه و هدف: شکلدهی به نوک بینی یکی از مراحل دشوار جراحی پلاستیک بینی میباشد. هدف از انجام این مطالعه بررسی تاثیر دو روش (SCS)Septo Columellar Suture و Lateral Crural Overlay (LCO) در کاهش پروجکشن نوک بینی و چرخش آن است. روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی یک سویه کور 36 بیمار که کاندید کاهش ارتفاع نوک بینی هستند وارد شدند. بیماران به روش تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. عکس صورت نیمرخ بیماران قبل و سه ماه پس از عمل تهیه شد. angle Nasofacial و TP :Ln Ratio برای بررسی پروجکشن و زاویه بینی- لب (angle Nasolabial) و زاویه بینی- کلوملار (Tip columellar angle) برای بررسی چرخش نوک بینی مشخص گردید. هر دو گروه تحت رینوپلاستی باز قرار گرفتند. یافتهها: در هر دو روش LCO، SCS، کاهش معنیداری در زاویه بینی- صورت و Tip Projection to Length of Nose (TP: Ln Ratio) و افزایش معنیداری در Nasolabial angle و زاویه چرخش ایجاد شد. ولی استفاده از روش LCO نسبت به روش SCS موجب افزایش بیشتری در Nasolabial angle (05/3±83/11 در برابر 62/1±56/4) و Rotation angle (22/3±44/11 در برابر 04/1±56/1) و کاهش بیشتر در TP: Ln Ratio گردید (01/0±05/0- در برابر 01/0±03/0-). اما تفاوت ایجاد شده در Nasofacial angle دو گروه اختلاف معنیداری نشان نداد. نتیجهگیری: هر دو روش مذکور موجب کاهش معنیدار، پروجکشن نوک بینی و افزایش معنیدار زاویه چرخش نوک بینی شدند. اما روش LCO نسبت به روش SCS موثرتر بود. لذا پیشنهاد میشود در جراحی رینوپلاستی در مواردی که به کاهش بیشتری در پروجکشن یا افزایش بیشتری در Rotation نوک بینی نیاز است، از تکنیک LCO برای این کار استفاده شود.
سینا عبداللهزاده، اصغر آقامحمدی، حبیب سهیلی، محمد صالحی صدقیانی، حسن ابوالحسنی، نیما رضایی،
دوره 68، شماره 10 - ( 10-1389 )
چکیده
زمینه
و هدف: بیماری
نقص ایمنی متغیر شایع (Common Variable Immunodeficiency (CVID با
کاهش سطوح ایمونوگلوبولینها (Hypogammaglobulinemia)، کاهش تولید آنتیبادیهای
اختصاصی و افزایش استعداد ابتلا به عفونتهای مکرر و مزمن مشخص میشود. هدف این
مطالعه بررسی ویژگیهای بالینی و پیگیری کودکان مبتلا به CVID میباشد.
روش بررسی: کلیه بیماران CVID که تشخیص آنها
در سن زیر 16 سالگی داده شده است وارد یک مطالعه کوهورت تاریخی میشوند.
یافتهها: تعداد 69 بیمار CVID (35 پسر و
34 دختر) با میانگین سنی 76/6 سال در زمان تشخیص، وارد مطالعه شدند. میانه زمان پیگیری
بیماران چهار سال و فاصله زمانی شروع بیماری تا زمان تشخیص 40/4 سال بود که در
بیمارانی که در ده سال اخیر تشخیص داده شدهاند به طور معنیداری پایینتر بود
(05/0p<).
ازدواج فامیلی درجه اول در 40 بیمار (58%) مشاهده شد. در 44 بیمار (64%) تظاهر
اصلی بیماری که منجر به تشخیص CVID شد فرمی از
عفونت مکرر تنفسی بود. بیشترین عفونت به لحاظ بیماران مبتلا در طی دوره بیماری
پنومونی بود که در 53 بیمار (77%) مشاهده شد. در میان عوارض سیستم تنفسی،
برونشکتازی با 21 مورد (30%) فراوانترین عارضه مشاهده شده بود. میزان بقای پنج
ساله برابر با 79% و میزان بقای 10 ساله برابر با 71% محاسبه شد.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای حاصل از این مطالعه، عفونتهای تنفسی
شایعترین عوارض بیماری هم در زمان تشخیص و هم در زمان پیگیری کودکان مبتلا به CVID
هستند. وجود عوارض بیماری با وجود درمان منظم بیانگر اهمیت مراقبت و ویزیتهای
مکرر برای شناسایی و درمان زودرس عوارض بیماری میباشد.
مصطفی تقوی کنی، امیرهمایون جعفری، علیرضا خوشنویسان، حسین عرب علی بیک، محمدجواد ابوالحسنی،
دوره 68، شماره 11 - ( 11-1389 )
چکیده
زمینه و
هدف: اهدافی
نظیر مطالعه رفتار جمعیتهای نرونی، کشف مکانیزمهای ارتباطی مغز با سایر اندامها،
کشف روشهای درمان بیماریهای سیستم عصبی و ساخت پروتزهای عصبی مصنوعی، نیازمند بهکارگیری
الگوریتمهایی خودکار برای طبقهبندی اسپایکهای نرونی میباشند. با این حال بهدلیل
نسبت پایین سیگنال به نویز در اسپایکهای نرونی، طبقهبندی این سیگنالها پروسهای
دشوار محسوب میشود. در این پژوهش، بهدنبال طراحی الگوریتمی خودکار، برای طبقهبندی
اسپایکهای همشکل ثبت شده از یک ناحیه مشخص از سیستم اعصاب میباشیم.
روش بررسی: پروسه طبقهبندی اسپایکهای
نرونی، عموماً از سه مرحله آشکارسازی، استخراج ویژگی و طبقهبندی تشکیل شده است.
در این مقاله ابتدا با بهکارگیری آمارههای سیگنال، اسپایکها را از داده خام
اولیه جداسازی نمودیم (مرحله آشکارسازی) و در مرحله بعد، با انتخاب تعداد محدودی
از اسپایکها بهعنوان نمونه (ویژگی)، به آموزش یک شبکه عصبی RBF، جهت طبقهبندی
این سیگنالها پرداختیم. ایده استفاده از شبکههای عصبی شعاعی، امکان غلبه بر مشکل
عدم تفکیکپذیری خطی را که در غالب مسایل طبقهبندی سیگنالهای نرونی وجود دارد،
بهوجود آورده است.
یافتهها: الگوریتم ارایه شده،
قادر است پس از یادگیری تعداد محدودی اسپایک بهعنوان نمونه، هر تعداد اسپایک را
(از همان مجموعه آموخته شده) طبقهبندی نماید. نتایج بهدست آمده از شبیهسازیها
نشان میدهند که گرچه این الگوریتم Radial
Basis Spike Sorter (RBSS) دارای خطای مثبت- کاذبی تقریباً مشابه با سایر
الگوریتمها میباشد، با این حال در عین سادگی و با حفظ کمترین پیچیدگی محاسباتی،
از سرعت نسبتاً بالاتری برخوردار است.
نتیجهگیری: الگوریتم طراحی شده، میتواند
برای اهدافی که در آنها به پردازش و طبقهبندی بلادرنگ اسپایکها نیاز است، بهکار
برود.
حیدر نوروزینیا، علیرضا ماهوری، ابراهیم حسنی، پگاه اخباری،
دوره 69، شماره 3 - ( 3-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: داروهای ضد التهابی غیر استروییدی و مخدرها بهصورت
روتین برای کنترل درد بعد از عمل تجویز میشوند. عدم کنترل درد بعد از عمل موجب
اثرات زیانبار مزمن و یا حاد شده و مرگ و میر را افزایش میدهد. در عمل استفاده
از ضد دردهای اپیوییدی محدودیتهایی همچون ایجاد تولرانس و یا عوارض جانبی همچون
تهوع، استفراغ آرامبخشی و یا دپرسیون تنفسی بههمراه دارد. این مطالعه برای بررسی
اثرات شیاف دیکلوفناک بر روی درد بعد از عمل فتق اینگوینال ترتیب داده شده است.
روش
بررسی: در یک کارآزمایی دوسوکور آیندهنگر 60 بیمار کاندید
هرنی اینگوینال تحت بیهوشی عمومی در دو گروه مورد بررسی قرار گرفتند. بیماران گروه
A، mg100 شیاف
دیکلوفناک و گروه B، mg50 پتیدین پس از
القای بیهوشی دریافت نمودند. بررسی درد بعد از عمل پس از تحویل بیمار به ریکاوری و
هر دو ساعت یکبار تا شش ساعت با استفاده از معیار عددی درد (VAS) انجام
گردید.
یافتهها: تسکین درد نسبتاً در هر
دو گروه مشابه بود (3/0P=).
بیماران گروه پتیدین در دو ساعت بعد از عمل به مخدر بیشتری نسبت به گروه دیکلوفناک
نیاز داشتند (03/0P=). در همان ساعت بیماران گروه A همچنین
نمرات درد مطلوبتری داشتند (05/0P<). در سایر زمانها تفاوت
آماری معنیداری وجود نداشت. شیوع تهوع و استفراغ در هر دو گروه یکسان بود.
دپرسیون تنفسی در
هیچکدام از گروهها وجود نداشت.
نتیجهگیری: بیدردی از پیش ایجاد شده با mg100شیاف
دیکلوفناک که پس از القای بیهوشی تجویز میشود موجب ایجاد بیدردی بعد از عمل با
حداقل بازگشت درد در محل جراحی فتق اینگوینال میشود.
ابراهیم حسنی، علیرضا ماهوری، حمید مهدیزاده، حیدر نوروزینیا، میر موسی آقداشی، محمد سعیدی،
دوره 70، شماره 3 - ( 3-1391 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: تجویز پیرامون عمل ترانکسامیک اسید خونریزی و ترانسفوزیون را پس از اعمال جراحی قلبی کاهش میدهد، ولی نتایج در شرایط مختلف متفاوت بوده و از طرفی زمان مناسب تجویز دارو برای حصول به نتیجه مطلوبتر مشخص نیست. هدف از مطالعه حاضر تعیین تاثیر ترانکسامیک اسید در کاهش درناژ و نیاز به ترانسفوزیون خون در بیماران کاندیدای عمل جراحی اولیه پیوند عروق کرونر و همچنین تعیین زمان مناسب تجویز این دارو میباشد.
روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی آیندهنگر دوسوکور 150 بیمار کاندیدای عمل جراحی اولیه پیوند عروق کرونر مطالعه شدند. بیماران بهصورت تصادفی به سه گروه B، mg/kg10 ترانکسامیک اسید قبل، گروه A، همان مقدار دارو پس از بایپس قلبی ریوی و گروه C نرمال سالین تقسیم شدند. میزان نیاز به خون آلوژنیک و میزان درناژ لولههای سینهای ثبت گردید.
یافتهها: گروه پلاسبو (گروه C) درناژ خونی بیشتری در طول 12 ساعت اول بعد از عمل داشت (288±501 در مقابل 184±395 در گروه B و 181±353 میلیلیتر در گروه A، 004/0P=). گروه پلاسبو همچنین درناژ بعد از عمل بالاتری داشت (347±800 در مقابل 276±614 در گروه B و 228±577 میلیلیتر در گروه A، 001/0P=). میزان نیاز به خون آلوژنیک نیز در گروه کنترل نسبت به دو گروه دیگر بیشتر بود (001/0P=).
نتیجهگیری: در بیماران انتخابی کاندیدای عمل جراحی پیوند اولیه عروق کرونر، تجویز تکدوز ترانکسامیک اسید قبل و بعد از بایپس قلبی ریوی تاثیر یکسانی دارد.
حاتم احمدی، پروین رستمی، محمد رضا ذرین دست، محمد ناصحی، هما محسنی کوچصفهانی،
دوره 71، شماره 3 - ( خردادماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: سیستمهای نوروترانسمیتری دوپامینی و گلوتاماتی پریفرونتال و هسته اکومبنس در تنظیم فعالیت حرکتی نقش دارند. این مطالعه به بررسی برهمکنش سیستم دوپامینی پوسته اکومبنس و گلوتاماتی ناحیه پریلیمبیک در تنظیم فعالیت حرکتی و پارامترهای مرتبط با آن میپردازد.
روش بررسی: هدف این تحقیق بررسی اثر برهمکنش تزریق دارویی در مغز بر فعالیت حرکتی و دیگر پارامترهای مرتبط با آن در موش صحرایی نر بود، بهاینمنظور از دستگاه Open field که بهصورت خودکار فعالیت حرکتی را ثبت میکند استفاده شد. تزریق داروها بهصورت یکطرفه و درونمغزی صورت میگرفت.
یافتهها: تزریق دوزهای (D-AP7 آنتاگونیست گیرنده N-methyl-D-aspartic acid NMDA=، μg/μl1، 5/0، 25/0) در پریلیمبیک طرف چپ اثری بر فعالیت حرکتی و پارامترهای مرتبط با آن ندارد. بهعلاوه، دوز مؤثر (μg/μl9/0)NMDA در این ناحیه موجب افزایش فعالیت حرکتی (01/0P<)، اما باعث کاهش تعداد کشیدگی و آراستگی بدن نسبت به گروه کنترل میشود (01/0P<)، که این تغییرات با تزریق D-AP7 قبل از آن بلوک میشود (01/0P<). تزریق SCH23390 (آنتاگونیست گیرنده D1 دوپامینی) در پوسته اکومبنس طرف چپ اثری بر پارامترهای ذکرشده ندارد. تزریق SKF38393 (آگونیست گیرنده D1 دوپامینی، μg/μl4) در این ناحیه باعث افزایش فعالیت حرکتی شد (05/0P<)، که با تزریق SCH23390 قبل از آن مهار شد (01/0P<). تزریق دوز بیاثر (μg/μl, SCH2339025/0) در پوسته اکومبنس طرف چپ موجب کاهش اثر NMDA در پریلیمبیک میشود (01/0P<). علاوهبراین، بهکارگیری دوز بیاثر μg/μl) SKF383931) در این ناحیه موجب تقویت اثر دوز میانی NMDA (05/0P<) و مهار دوز بالای آن در پریلیمبیک شد (05/0P<).
نتیجهگیری: نتایج بیانگر اثر تنظیمی سیستم دوپامینی پوسته اکومبنس بر فعالیت حرکتی افزایشیافته ناشی از تحریک سیستم گلوتاماتی ناحیه پریلیمبیک است.