94 نتیجه برای هادی
ابوطالب بیگی، هدی طبرستانی، اشرف معینی، فریبا زرینکوب، میترا کاظمیپور، آرش هادیانامری،
دوره 67، شماره 8 - ( 8-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: خونریزی
بعد از زایمان از علل مهم مورتالینی و موربیدیتی مادران باردار است. کنترل فعال
مرحله سوم زایمان یک روش شناختهشده پیشگیری از خونریزی بعد از زایمان است این
مطالعه مقایسه بین دو داروی یوترونیک در پیشگیری از خونریزی پس از زایمان میباشد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی تصادفی بر روی 542 بیمار حامله
نخستزا در طی سالهای ۸۵ تا ۸۷ انجام شد. مادران به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم
شدند. در یک گروه 400 میکروگرم میزوپروستول زیرزبانی و در گروه دیگر 20 واحد اکسیتوسین
وریدی بلافاصله بعد از تولد نوزاد تجویز شد. دادهها با استفاده از نرمافزار institute,
USA) JMP (Version 4, SASو آزمونهای 2 cو تی مستقل آنالیز گردید.
یافتهها:
خونریزی پس از زایمان در بیماران تحت درمان با میزوپرستول به میزان معنیداری کمتر
از گروه تحت درمان با اکسیتوسین بود. طول مرحله سوم زایمان نیز در
گروه میزوپروستول کمتر از گروه اکسیتوسین بود (45/6 دقیقه در گروه میزوپروستول در
قیاس با 9/6 دقیقه در گروه اکسیتوسین. مقایسه تفاوت هموگلوبین قبل و
بعد از زایمان بین دو گروه نشان داد که خونریزی در گروه میزوپرستول کمتر بود و این
گروه افت هموگلوبین کمتری داشت. عوارض جانبی در گروه مصرفکننده
میزوپرستول، بالاتر بود، ولی خطرناک نبودند. شایعترین عارضه در گروه میزوپروستول لرز
(66/35%) و در گروه اکسیتوسین سردرد (63/9%) بود.
نتیجهگیری: میزوپروستول در کنترل خونریزی بعد از زایمان موثرتر از
اکسیتوسین است.
اشرف احمدی شادمهری، محمد حسین نیکنام، محمدعلی شکرگزار، مهدی محمودی، شیلا سریال، اعظم احمدی شادمهری، بتول مرادی، الهام فرهادی، علیاکبر امیرزرگر،
دوره 68، شماره 2 - ( 2-1389 )
چکیده
زمینه و هد ف: اسکلروز متعدد یک بیماری التهابی مزمن دمیلینه کننده سیستم اعصاب مرکزی است که منشاء خود
خود واکنش گر ب ه عنوان واسط ه های مهم فرایندهای ایمونوپاتولوژیک پذیرفته شده اند . T ایمن دارد . سلول های
از مولکو لهای کمک تحریکی است که نقش B-7-CD یکی از اعضای ابر خانواده 28 Programmed Death 1 (PD-1)
مهار کنندگی سلول را بر عهده دارد . روش بررس : ی در این مطالعه تعداد 150 بیمار مبتلا به اسکلروز متعدد
34 ) و 202 کنترل سالم ( 73 مرد و 129 زن با میانگین / عود کننده- بهبود یابنده ( 34 مرد و 116 زن با میانگین سنی 98
سنی 30 سال ) انتخاب شدند . تا ب هحال بیش از 30 پلی مورفیسم مختلف در این ژن شناخته شده است . در این مطالعه
به Runx در تنظیم بیان ژن به دلیل اختلال در اتصال فاکتور نسخه برداری 1 PD- انتخاب شدند که 1.3 PD- و 1.9 PD-1.3
در سنتز پروتئین با تبدیل آمینو اسید وال ین به آلانین دخالت دارند. PD- و 1.9 (Enhancer) تقویت کننده
مورد بررسی قرار PCR-RFLP با روش PD-1.9 (7625 C/T Exon و ( 5 PD-1.3 (7146 G/A Intron پلی مورفیسم های ( 4
گرفتند. سپس فراوانی آلل ها و ژنوتی پها در دو موقعیت فوق در دو گروه بیمار و کنترل مورد تجزیه و تحلیل آماری
قرار گرفت . یافت هه:ا نتایج این مطالعه نشان داد که اختلاف معنی داری در هر دو موقعیت فوق از آلل ها و ژنوتیپ ها
بین گروه بیمار و کنترل یافت نشد . نتیج هگیر : ی با توجه به اینکه در این مطالعه حجم محدودی از بیماران عو د کننده-
بهبود یابنده مورد بررسی قرار گرفتند، به نظر می رسد جهت قضاوت دقیق به بررسی در حجم بسیار زیادی از بیماران
خصوصاً از انواع مختلف بیماری ضروری م یباشد.
محمود اکبریان، سیده طاهره فائزی، فرهاد غریبدوست، فرهاد شهرام، عبدالهادی ناجی، احمد رضا جمشیدی، معصومه اخلاقی، ناهید شفائی، مریم اخلاقخواه، فریدون دواچی،
دوره 68، شماره 5 - ( 5-1389 )
چکیده
زمینه و
هدف: بیماری لوپوس اریتماتوی سیستمیک (SLE) یک بیماری التهابی مولتی سیستم و خود ایمن با تولید اتو آنتیبادی
علیه اجزای مختلف سلول است. این بیماری اتیولوژی ناشناخته و تظاهرات بالینی و
آزمایشگاهی متفاوتی داشته، در نقاط مختلف کره زمین انتشار جغرافیایی وسیعی دارد.
تظاهرات بیماری در بین گروههای نژادی و جغرافیایی مختلف متفاوت است. هدف این
مطالعه ارائه چهره بیماری SLE در بیماران ایرانی است.
روش
بررسی: این مطالعه آیندهنگر توصیفی بر اساس اطلاعات ثبت شده
بیماران SLE مراجعهکننده به مرکز تحقیقات روماتولوژی دانشگاه علوم پزشکی
تهران در طی سالهای 1355 تا 1386 انجام شده است.
یافتهها: تعداد 2143 بیمار مطالعه شدند. نسبت
زن به مرد 8:1/8 و میانگین سنی در هنگام شروع بیماری 10±2/24 سال
بود. شیوع تظاهرات بالینی در این بیماران شامل درگیری عضلانی- اسکلتی 2/85%، پوستی
1/83%، کلیوی 6/66%، عصبی- روانی 24%، ریوی 3/22%، قلبی 5/17% و خونی 1/67% بود. FANA مثبت در 3/78%
و Anti- DNA بالا در 70% بیماران گزارش شد. سندروم همپوشانی و سابقه فامیلی
مثبت بهترتیب در 9/14% و 5/3% بیماران دیده شد.
نتیجهگیری: در مقایسه با بیماران لوپوسی سایر مناطق دنیا،
شیوع تظاهرات پوستی- مخاطی و کلیوی در بیماران ایرانی همانند کشورهای منطقه (با
عوامل محیطی مشابه) و شیوع تظاهرات خونی و مفصلی همانند کشورهای اروپایی (با نژاد
یکسان) بود. این نتایج میتواند تاثیر متفاوت فاکتورهای ژنتیکی و یا محیطی را در
بروز تظاهرات بالینی مختلف لوپوس مطرح نماید.
محمد کلانی، حسین فروتن، عارف رحیمی، هادی غفرانی، شیوا احدپور بهنامی،
دوره 68، شماره 6 - ( 6-1389 )
چکیده
زمینه
و هدف: سندرم
روده تحریکپذیر (IBS)
بیماری شایع گوارشی میباشد. از عامل احتمالی این بیماری تغییر در فلور میکروبی
روده و رشد بیش از حد باکتریها میباشد. شواهد مبنی بر نقش علت فوق در حال افزایش
است. علایم بالینی IBS و رشد بیش از حد باکتریها مشابه میباشد ولی رابطه
علیتی بین آنها ثابت نشده است. اینکه اختلال حرکتی روده موجب رشد بیش از حد باکتریها
میشود و یا بالعکس مشخص نیست.
روش بررسی: جهت
بررسی اثربخشی داروی بیسموت سابسیترات در بهبود علایم گوارشی بیماران، مطالعهای
بهصورت کارآزمایی بالینی دوسوکور انجام شد و سه علامت تواتر درد شکمی، تعداد
دفعات اجابت مزاج و شدت نفخ بررسی شد.
یافتهها: 119بیمار مورد مطالعه قرار
گرفتند. تعداد 59 بیمار دارو و تعداد 60 بیمار دارونما دریافت کردند. در انتهای
مرحله دوم هر سه علامت بهطور معنیداری بهبودی داشتهاند (001/0p<) ولی تفاوت آماری معنیداری در
بهبودی این علایم در گروه دارو با گروه دارونما مشاهده نگردید.
نتیجهگیری: با توجه به آنالیزهای انجام شده مشخص گردید که تفاوت
آماری معنیداری در بهبود علایم بین دو گروه دریافت کننده بیسموت سابسیترات و
دارونما وجود ندارد. نقش آنتیبیوتیکها در بهبود کیفیت زندگی
این بیماران نیاز به مطالعه بیشتری در آینده دارد. مداخله: پس از تقسیمبندی
تصادفی بیماران به گروه دارو و دارونما در گروه دارو به مدت دو هفته بیسموتساب
سیترات به میزان mg120 چهار بار در روز و در
گروه دارونما به مدت دو هفته دارونما چهار بار در روز تجویز گردید.
ثمیله نوربخش، محمد فرهادی، فریده ابراهیمی تاج، زهرا حججی، آذردخت طباطبایی،
دوره 68، شماره 8 - ( آبان 1389 )
چکیده
زمینه و هدف : استرپتوکک پنومونیه از علل شایع عفونت تنفسی است. عفونتهای تنفسی فوقانی در کودکان به ندرت توام با باکتریمی است. هدف این مطالعه جستجوی عفونت پنوموککی در کودکان مبتلا به عفونت تنفسی فوقانی با روش تعیین آنتیژن ادراری پنوموکک و آنتیبادی سرمی پنومولیزین (علاوه بر روش معمول کشت) است. روش بررسی: در مطالعه مقطعی/ مورد- شاهدی 133 بیمار مبتلا به عفونتهای تنفسی فوقانی(اوتیت، سینوزیت، آدنوییدیت، تراکییت) در درمانگاه و بخشهای کودکان و گوش و حلق و بینی بیمارستان رسولاکرم (1388-1386) مطالعه شدند. بیماران مبتلا به عفونتهای بیمارستانی حذف گردیدند. 60 بیمار با روش کشت و آنتیژن ادراری پنوموکک (بیناکس) پیگیری شدند. میزان آنتیبادی بر علیه پنومولیزین در سرم 45 بیمار و 66 کنترل سالم با روش الیزا اندازهگیری و مقایسه شد. یافتهها: از 60 بیمار چهار نفر (6/6%) کشت مثبت پنوموکک و یا هموفیلوس داشتند. آنتیژن ادراری پنوموکک مثبت در (60/30)50% در مقایسه با (4/66 نفر)6% در گروه کنترل بود (01/0 p= ) . سطح کاتآف برای پنومولیزین، pg/ml 525 سطح زیر منحنی برای آنتیبادی پنومولیزین سرمی (97/0-86/0=95% CI ، 923/0) (0001/0 p< ). میانگین سطح پنومولیزین بین بیماران (980) 441 + 982 و گروه کنترل سالم (525) 42 + 525 متفاوت بود (0001/0 p< ) ، سطح پنومولیزین pg/ml 525 حساسیت 87% و ویژگی 82% در افتراق دو گروه داشت. نتیجهگیری: سطح آنتیبادی اختصاصی پنومولیزین در بیماران مبتلا به عفونتهای تنفسی غیر بیمارستانی با مقادیر ناچیز pg/ml 525 حساسیت (87%) و ویژگی (82%) مناسبی جهت تشخیص و افتراق عفونت پنوموککی بین بیماران و گروه کنترل سالم داشته و قویا به نفع عفونت پنوموککی است. مشروط به اینکه به روش استاندارد طلایی (کشت) و نیز تعیین آنتیژن پنوموککی در ادرار افزوده گردد.
میترا بختیاری، کامران منصوری، علی مصطفایی، یوسف صادقی، هادی مظفری، رستم قربانی، مصطفی رضایی طاویرانی،
دوره 68، شماره 9 - ( 9-1389 )
چکیده
800x600 زمینه و
هدف: سلولهای پیشساز مشتق از پوست نوعی سلول پیشساز هستند که
از کشت درم پستانداران بهدست آمده و در محیط کشت دو ردۀ نورونی و مزودرمی را
تولید میکنند. دستیابی به این سلولها بهعنوان یک منبع اتولوگ و در دسترس سلولهای
پیشساز عصبی، گزینهمناسبی در درمان بیماریهایمختلف سیستم عصبی میباشد. این مطالعه
بهمنظور راهاندازی نحوه جداسازی، کشت، تکثیر و تمایز سلولهای پیشساز مشتق از پوست
انسانی در کشور انجام شده است.
روش
بررسی: ابتدا نمونههای پوست فور اسکین انسانی به قطعات کوچک تقسیم
و پس از هضم آنزیمی در محیط تکثیری کشت داده شدند. پس از پاساژ پنجم با کشت سلولهای
حاصله در شرایط تمایزی عصبی، تمایز انجام شد. برای شناسایی هویت سلولها از تکنیکهای
ایمونوسیتوشیمی و RT-PCR
استفاده شد. توانایی تمایز به نورون و سلول گلیال پس از رنگآمیزی با آنتیبادیهای
اختصاصی در سه تکرار بیولوژیک بررسی شد.
یافتهها: پس از تمایز، سلولهای β- III توبولین مثبت و نوروفیلامنت- M
مثبت مشاهده شدند که مارکرهای اختصاصی سلول عصبی هستند. همچنین سلولهای Glial fibrillary acid protein (GFAP)
مثبت و S100
مثبت دیده شدند که این مارکرها بهطور اختصاصی در سلولهای گلیال بیان میشوند.
خصوصیات مورفولوژیک نیز ماهیت سلولهای تمایز یافته را بهعنوان نورون و سلول
گلیال تایید نمود.
نتیجهگیری: سلولهای
بهدست آمده از پوست فور اسکین انسانی در محیط کشت، بسته به شرایط القایی محیط
توانایی تمایز به نورون و سلول گلیال را دارند.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
محمد فرهادی، آذردخت طباطبایی، مهدی شکرابی، ثمیله نوربخش، محمود خطیب، شیما جوادی نیا،
دوره 69، شماره 9 - ( 9-1390 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: مطالعات زیادی در مورد
نقش سیستم ایمنی بهعنوان زمینهساز ایجاد پولیپ بینی در دست اجرا است. بهمنظور
بررسی عملکرد احتمالی سلولهای Th1 (T-Helper 1) و Th2 (T-Helper 2) در تشدید
بیماری و یا القا با زمینه آلرژی و بیماران پولیپوز در این مطالعه ژنهای سایتوکینی
دخیل در دو گروه مبتلا به پولیپ بینی آلرژیک و غیر آلرژیک بررسی شد.
روش بررسی: 75 بیمار مبتلا به پولیپ بینی با
میانگین سنی بیماران 38 سال (از 18 تا 81 سال) مورد مطالعه قرار گرفتهاند. از این
بیماران تست غلظت تام IgE (Immunoglobin E) سرم و IgE اختصاصی سرم و تست جلدی جهت تایید دو گروه آلرژیک (38 نفر) و غیر
آلرژیک (37 نفر) انجام شد. بهمنظور ارزیابی همبستگی احتمالی واکنشهای آلرژیک در
مجاری تنفسی فوفانی و پولیپ بینی بروز این ژنها با روش Reverse
Transcriptase-Polymerase Chain Reaction (RT-PCR) بررسی گردید.
یافتهها: فراوانی بروز ژنهای سایتوکینهای اینترفرون گاما (5/39%
در مقابل 2/16%، 30/0P=) و اینترلوکین 4 (7/44% در مقابل 9/18%، 02/0P=) در بیماران
آلرژیک بیشتر از غیر آلرژیک مشاهده گردید. بروز ژن سایتوکینهای اینترلوکین-10،
اینترلوکین-12 فراکسیونهای P40 و P35 بین دو گروه اختلاف معنیدار آماری نداشت.
نتیجهگیری: این تحقیق نشان میدهد که عدم
تعادل بین سلولهای Th1 و Th2 نقش مهمی در پاتوفیزیولوژی پولیپ بینی دارد.
بنابراین اگرچه پولیپ بینی یک بیماری با اتیولوژیهای مختلف است ولی التهاب مزمن
مداوم عامل اصلی در ایجاد آن محسوب میشود.
فرشته جیواد، سعید عابدیان کناری، محمد شکرزاده، مریم قاسمی، ترنگ تقوایی، زربخت انصاری، مجتبی نجفی، هادی حسن نیا، مینو سیاری مازندرانی، الهام بیرانوند،
دوره 69، شماره 10 - ( 10-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: سرطان معده از شایعترین
سرطانهای دستگاه گوارش با بقای پنج ساله پایین میباشد که عوامل متعددی از قبیل تغییر
مسیرهای مولکولی، بد تنظیمیهای سلولی در پیشرفت بیماری دخیل میباشند و متاستاز
به عنوان مهمترین عامل مرگ محسوب میشود. لذا هدف از این مطالعه بررسی چندشکلی
جایگاه تیروزین کینازی رسپتور فاکتور رشد اپیدرمال در سرطان معده میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، 83 فرد
مبتلا به سرطان معده و 40 فرد سالم از نظر وجود چندشکلی در ژن جایگاه تیروزین
کینازی رسپتور فاکتور رشد اپیدرمال مورد ارزیابی قرار گرفتند. DNA ژنومی با استفاده از کیت استخراج DNA
از سلولهای سفید خون محیطی افراد بیمار و شاهد استخراج شده و با استفاده از روش PCR-SSCP به بررسی چندشکلی جایگاه تیروزین کینازی رسپتور فاکتور رشد
اپیدرمال در دو گروه پرداخته شد.
یافتهها: در این مطالعه 123 (79
مرد و 44 زن) نفر بررسی شدند که همگی از ناحیه جغرافیایی و نژاد یکسان انتخاب
شدند. نتایج این مطالعه وجود چندشکلی را در اگزون 18 ژن جایگاه تیروزین کینازی
رسپتور فاکتور رشد اپیدرمال نشان داد. چندشکلیهای مشاهده شده در این اگزون، شامل
10% کل جمعیت مورد مطالعه بوده است که در اشکال آللی متفاوت بودهاند. در این
مطالعه اگزون 19 این ژن تنها یک شکل آللی را نشان داد.
نتیجهگیری: به نظر میرسد که غربالگری
چندشکلی این ژن در بین بیماران مبتلا سرطان معده و استفاده از آنتاگونیستهای این
گیرنده میتواند در پیشگیری از متاستاز و پیشبرد فرآیند درمانی و همچنین افزایش
طول عمر این بیماران مفید باشد.
نسرین تک زارع، وحید نیکویی، ستار استاد هادی، سید محمد علی نبوی، اعظم بختیاریان،
دوره 70، شماره 6 - ( 6-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: شیوع اختلالات وسواسی- جبری و افسردگی در دوران بارداری زیاد است و احتمال تجویز کلومیپرامین و مصرف همزمان داروها و مواد حاوی کافیین در این دوران وجود دارد. با توجه به اینکه تحقیقات کافی در مورد آثار تراتوژنیک کلومیپرامین و مصرف همزمان آن با کافیین در دوران ارگانوژنز انجام نگرفته است، هدف از این تحقیق، بررسی آثار تراتوژنیک کلومیپرامین، کافیین و مصرف همزمان آنها بر جنین موش صحرایی میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه 42 موش صحرایی باردار، دوزهای تعیین شده داروها را روزانه به صورت تزریقی از روز هشتم تا پانزدهم بارداری دریافت کردند. در روز هفدهم بارداری، جنینها خارج شده و مورد مطالعه ماکروسکوپی و بررسی ناهنجاریهای ظاهری قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که با افزایش دوز کافیین و مصرف همزمان کافیین و کلومیپرامین، افزایش قابل ملاحظهای در میزان مرگ و میر جنین، ناهنجاریهای ظاهری، چرخش غیرطبیعی، چروکیدگی پوست و خونریزی زیر پوستی دیده میشود. تجزیه آماری نشان داد که میزان اثرات تراتوژنیک کافیین در دوز بالا و تجویز هم زمان کلومیپرامین و کافیین به صورت معنیداری بیشتر از سایر گروهها میباشد (001/0P≤).
نتیجهگیری: نتایج بهدست آمده از این مطالعه حاکی از تراتوژن بودن کافیین در دوز بالا و مصرف همزمان کلومیپرامین و کافیین میباشد. توصیه میگردد که مادران باردار از مصرف بیرویه داروها و غذاهای کافییندار و مصرف همزمان آنها با کلومیپرامین در سه ماهه اول بارداری خودداری نمایند.
محمد فرهادی، آذردخت طباطبایی، مهدی شکرآبی، ثمیله نوربخش، شیما جوادینیا، یاسر قوامی،
دوره 70، شماره 7 - ( 7-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: استافیلوکوک اورئوس سوپرآنتیژنهای زیادی ترشح میکند که در التهاب مخاط سینوسها و ایجاد رینوسینوزیت مزمن نقش دارند. هدف این مطالعه، بررسی وجود این سوپرآنتیژنها در بافت پولیپ بینی مبتلایان به رینوسینوزیت مزمن و مقایسه آن با گروه کنترل بود.
روش بررسی: آنالیز بافت پولیپ بینی در 38 بیمار و نمونه مخاطی 14 کنترل از نظر وجود سوپرآنتیژنهای اگزوتوکسین A، B، C، D و TSST1 با روش RT-PCR و ELISA انجام شد.
یافتهها: در بررسی RT-PCR در 2/88% بیماران و 5/45% گروه کنترل حداقل یک سوپرآنتیژن شناسایی شد که از نظر آماری اختلاف معنیداری دارد (03/0P=). در بررسی کلی از نظر سوپرآنتیژنها با روش ELISA در 100% بیماران و 5/35% گروه کنترل حداقل یک سوپرآنتیژن شناسایی شد که از نظر آماری اختلاف معنیداری داشت (001/0P<).
نتیجهگیری: نشان داده شد که بین سوپرآنتیژنهای استافیلوکوکی و پولیپ بینی و احتمال دخالت آنها با پاتوژنز پولیپوز بینی ارتباط وجود دارد.
وحید نیکویی، حمیدرضا پازکی طرودی، ستار استاد هادی، آناهیتا رحمنی، اعظم بختیاریان،
دوره 70، شماره 8 - ( 8-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: پذیرفته شده است که بازکنندههای انتخابی کانالهای پتاسیم وابسته به آدنوزین تریفسفات (KATP) نقش موثری در درمان بعضی از بیماریهای قلبی- عروقی دارند. هدف از انجام این مطالعه بررسی اثر داروی دیازوکساید به عنوان یک بازکننده قوی کانالهای پتاسیم وابسته به ATP بر دهلیز مجزای موش صحرایی و حصول دستاوردهایی کاربردیتر و دقیقتر از دیازوکساید در زمینه درمان بیماریهای قلبی- عروقی به ویژه بیماریهای مرتبط با دهلیز از جمله آریتمی دهلیزی بود.
روش بررسی: در این مطالعه از 48 سر موش صحرایی نر از نژاد ویستار (Wistar) استفاده گردید. پس از بیهوش کردن حیوانات، دهلیز را جدا کرده و با ثبت توسط دستگاه فیزیوگراف، اثر مستقیم داروی دیازوکساید بر ضربان و قدرت انقباضی دهلیز مجزای موش صحرایی را در زمانهای پنج، 10، 15 و 20 دقیقه بعد از اضافه کردن دیازوکساید با غلظتهای µg/ml100-2 مورد بررسی قرار دادیم.
یافتهها: دیازوکساید در غلظتهای µg/ml100-2 منجر به کاهش ضربان انقباضی دهلیز از هفت تا 49 درصد (وابسته به غلظت دارو) گردید (001/0≥P)، درحالی که این تغییرات کاهشی برای نیروی انقباضی از 5/1 تا 67 درصد (وابسته به غلظت دارو) بود (001/0≥P).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که دیازوکساید بر عملکرد قلبی اثر وابسته به غلظت مستقیمی دارد و منجر به کاهش ضربان و نیروی انقباضی قلب میگردد. به نظر میرسد این اثر در زمینه فعال کردن کانالهای پتاسیم وابسته به ATP میتوکندریایی و یا سارکولمایی باشد. همچنین ممکن است این دارو اثرات ضد آریتمی داشته باشد.
هادی صفری، حسین میلادی گرجی،
دوره 70، شماره 11 - ( 11-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات قبلی نشان داده است که وابستگی به مورفین و نیز قطع آن موجب افزایش رفتارهای شبهاضطراب در موقعیتهای جدید استرسزا میشود. مواجه با برخی محرکهای استرسزا موجب ایجاد گسترهای از پاسخهای سازگارانه و افزایش توانایی مقابله با وضعیتهای استرسآور میشود. هدف از این مطالعه بررسی اثر استرس مزمن بیحرکتی و استرس حاد غرقهسازی در آب بر رفتار شبهاضطرابی موشهای وابسته به مورفین است.
روش بررسی: تعداد 32 سر موش در یک دوره 10 روزه مورفین (mg/kg10، روزی دو بار) زیر جلدی در حضور یا غیاب استرس مزمن بیحرکتی یک ساعت در روز دریافت کردند. رفتارهای شبهاضطرابی در روز 11 با قرار دادن حیوان در ماز بهعلاوهای شکل مرتفع در حضور یا غیاب استرس حاد غرقهسازی در آب بررسی شد. موشها بهطور تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند: وابسته+ بدون استرس بیحرکتی (کنترل)، وابسته+ استرس بیحرکتی، وابسته+ استرس بیحرکتی، استرس غرقهسازی در آب، وابسته+ استرس غرقهسازی در آب.
یافتهها: گروه استرس بیحرکتی همراه با غرقهسازی در آب در مقایسه با گروه کنترل تعداد ورود و مدت زمان بیشتری در بازوهای باز از خود نشان دادند (بهترتیب 037/0P=، 018/0P=). همچنین این میزان بهطور معنیداری در گروه استرس غرقهسازی در آب بهتنهایی نسبت به گروه استرس بیحرکتی همراه با غرقهسازی در آب کمتر بود (بهترتیب 031/0P=، 049/0P=).
نتیجهگیری: یافتههای ما نشان میدهد استرس بیحرکتی همراه با غرقهسازی در آب موجب کاهش رفتارهای شبه-اضطرابی در موشهای وابسته بهمورفین گردید لذا ممکن است کاربرد درمانی در اختلالات همراه با اعتیاد داشته باشد.
علیرضا لقمانی، نوروز دلیرژ، عبدالغفار اونق، هادی محب علیان،
دوره 70، شماره 12 - ( 12-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: اسکلروز متعدد (Multiple sclerosis, MS) یک بیماری خود ایمن توام با اختلال در سیستم اعصاب مرکزی میباشد که ماکروفاژها و سلولهای دندریتیک نقش مهمی در تعدیل یا پیشرفت این بیماری ایفا میکنند. تاثیر عصاره قارچ در بلوغ سلولهای دندریتیک مشتق از مونوسیت و تعدیل پاسخ لنفوسیتهای T را در حضور پروتیین بازی میلین (Myelin Basic Protein, MBP) که به عنوان مدل آزمایشگاهی اسکلروز متعدد در نظر گرفته شده بود بررسی گردید. هدف این مطالعه تولید سلولهای دندریتیک مناسب برای ایمونوتراپی و کاهش بیماری MS میباشد.
روش بررسی: در این بررسی بهوسیله سایتوکینهای Granulocyte/ macrophage-Colony stimulate Factor (GM-CSF) و اینترلوکین 4 (IL-4)، مونوسیتهای خون محیطی به سمت سلولهای دندریتیک هدایت شد. سپس با پروتیین بازی میلین مدل بیماری اسکلروز متعدد در سلولهای دندریتیک القا گردید و با عصاره قارچی آلترناریا آلترناتا اقدام به تیمار سلولهای دندریتیک گردید همچنین پاسخ سلولهای لنفوسیت T حاصل از آن نیز مطالعه شد.
یافتهها: با تاثیر عصاره قارچی بر سلولهای دندریتیک مجاور شده با MBP میزان بیان مولکولهای سطحی CD14 کاهش و در مقابل CD83 و Human Leukocyte Antigen-DR (HLA-DR) افزایش پیدا کرد. همچنین میزان ترشح سایتوکین IL-10بر IL-12 غالب شد و در لنفوسیتهای T میزان ترشح سایتوکینهای IL-17 و اینترفرون- β (INF-β) کاهش پیدا کرد و در مقابل IL-4 افزایش یافت. این دادهها از لحاظ آماری معنیدار بوده (05/0>P) و این اثرات با افزایش دوز عصاره قارچی از50 به mg/ml100 تشدید گردید (001/0>P).
نتیجهگیری: عصاره قارچی آلترناریا آلترناتا با بلوغ سلولهای دندریتیک و تعویض پاسخ لنفوسیتهای T، به سمت Th2 موجب اثرات سودمند درمانی میگردد.
نگار سجادیان، حمیده شجری، روزا مفید، رامین جهادی، پیمانه علیزاده طاهری،
دوره 70، شماره 12 - ( 12-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: رابطه فصل تولد با بروز بیماریها شناخته شده و چنین رابطهای ممکن است مربوط به نقش فصل و عوامل محیطی در مراحل اولیه نمو خارج رحمی باشد. تجربه متخصصین نوزادان این است که درجه زردی نوزادان ممکن است به دلیل تغییر در شدت تابش آفتاب که وابسته به تغییر فصل است باشد ولی اطلاعات مبتنی بر شواهد در این زمینه بسیار کم است. بنابراین نقش فصل را در میزان افزایش بیلیروبین در دوره نوزادی مورد بررسی قرار دادیم.
روش بررسی: این یک مطالعه آیندهنگر و کوهورت بود که 629 نوزاد ترم و سالم که در بیمارستان شریعتی متولد شدند به ترتیب وارد مطالعه شدند. سطح بیلیروبین بندناف و سطح آن نزدیک به 48 ساعت بعد از تولد اندازهگیری شد و تفاوت فصلی میزان افزایش بیلیروبین مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: میزان افزایش بیلیروبین در فصل بهار mg/dl 4/1±95/3، در فصل تابستان mg/dl 69/1±76/3، در فصل پاییز mg/dl 60/1±51/3 و در فصل زمستان mg/dl 99/1±79/4 بود. میزان بیلیروبین بندناف رابطهای با فصل تولد نداشت. بعد از تصحیح نقش احتمالی سایر متغیرها رابطه فصل تولد با میزان افزایش بیلیروبین قابل ملاحظه بود. میزان افزایش بیلیروبین به طور قابل توجهی در فصل زمستان بیشتر از سایر فصول بود (0001/0P<).
نتیجهگیری: فصل به عنوان یک فاکتور مستقل در ایجاد زردی نوزادی عمل میکند و میزان افزایش بیلیروبین در فصل زمستان از سایر فصول بیشتر است. این مطالعه اطلاعاتی را جهت آگاهی پرستاران و در شناسایی عوامل خطر زردی و پیشگیری از بستری مجدد نوزادان ارایه مینماید.
ثمیله نوربخش، محمد فرهادی، آذردخت طباطبایی،
دوره 70، شماره 12 - ( 12-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: احتمال دارد سوپر آنتیژنهای استافیلوکوکی در ایجاد مایع گوش میانی نقش داشته باشند. هدف مطالعه ما جستجوی سوپر آنتیژنهای استافیلوکوکی در مایع گوش میانی بیماران مبتلا به اوتیت همراه با افوزیون بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی- تحلیلی در بیمارستان رسول (89-1387) تهران در 64 کودک با انجام کشت و بررسی توکسینهای استافیلوکوکی در مایع گوش میانی انجام شد.
یافتهها: 39% بیماران فاقد سوپر آنتیژن بودند. انتروتوکسین- ب: در 22% بیماران، نوع آ: 17%، نوع سی: 6/15%، نوع دی: 5/12%، توکسین شوک توکسیک (Toxic Shock Syndrome Toxin, TSST): 8/7% مشاهده شد. میانگین سن موارد TSST- مثبت: یک سال، انتروتوکسین- آ: پنج سال، بی: 6/8 سال، نوع سی: 6/9 سال، نوع دی: 6/9 سال بودند. عدم توافق بین مثبت شدن TSST با انتروتوکسینهای ای و سی مشاهده شد اما TSST مثبت با توکسین نوع بی و دی توافق ضعیفی داشت سن بیماران با وجود سوپر آنتیژنها ارتباط داشت. بیماران با TSST مثبت یک سال در مقابل 9/7 سال موارد منفی بود (0001/0P<).
نتیجهگیری: توکسینهای استافیلوکوکی با مکانیسمهای ایمونولوژیک حتی با کشت منفی، موجب تجمع مایع گوش میانی میشود. وجود سوپر آنتیژنها در موارد مقاوم به استفاده از سرکوب کنندههای ایمنی و یا کورتیکواسترویید کمک میکند.
ستار استادهادی، اعظم بختیاریان، یاسر عزیزی، وحید نیکویی،
دوره 71، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: از مواد نانو بهصورت وسیعی در زندگی روزمره استفاده میشود. هدف از مطالعه حاضر بررسی سمیت ریوی نانو ذره دیاکسیدتیتانیوم (TiO2) در خرگوش میباشد.
روش بررسی: در این بررسی 18 خرگوش نر بهصورت تصادفی به سه گروه تقسیم شدند. گروههای اول و دوم µl50 از محلول نانودیاکسیدتیتانیوم با اندازه nm20 را بهترتیب با دوزهای 50 و mg/kg100 بهصورت تزریق تدریجی داخل نای دریافت کردند. گروه سوم فقط µl50 نرمال سالین دریافت کرد. در زمانهای قبل از تزریق و روزهای 10، 17 و 24 پس از تزریق، از قفسهسینه عکس رادیوگرافی تهیه شد. در روز 24 پس از تزریق، حیوانات بیهوش شده و نمونهگیری از خون و بافت ریه انجام گردید.
یافتهها: بررسی رادیوگرافی نشان داد که در گروههای دریافتکننده نانودیاکسیدتیتانیوم نسبت به گروه کنترل افزایش پیشروندهای در فیبروز ریوی مشاهده میگردد که این رخداد در روز 24 بعد از تزریق به حداکثر رسید. در بررسی میکروسکوپی، افزایش سلولهای التهابی در بافت بینابینی ریه و همچنین آمفیزم ریوی مشاهده گردید. در گروههای دریافتکننده نانودیاکسیدتیتانیوم میزان آنزیمهای کبدی، گلبولهای سفید و هماتوکریت نسبت به گروه کنترل بالاتر بود (05/0P≤). در مورد غلظت پلاسمایی کراتینین تفاوت معنیداری بین گروههای مختلف مشاهده نشد (05/0P>).
نتیجهگیری: موارد فوق نشان داد که نانو ذرات دیاکسیدتیتانیوم قادر به ایجاد فیبروز و التهاب ریوی و نیز افزایش آنزیمهای کبدی و سلولهای التهابی میباشند.
محمد فرهادی، آذردخت طباطبایی، مهدی شکرآبی، ثمیله نوربخش، محمدرضا شکراللهی، شیما جوادینیا، محمود فرامرزی،
دوره 71، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: سایتوکینها در تنظیم ایجاد التهاب و بیماریهای التهابی نقش دارند. هیپرتروفی آدنویید و لوزهها از جمله علل بیماریهای سیستم تنفسی فوقانی کودکان است که متعاقب با عفونتهای ویروسی و باکتریال مزمن موجب محدودیت و انسداد مجاری تنفسی فوقانی میگردد. بهنظر میرسد تولید و ترشح سایتوکینهای التهابی در بافت التهابی مجاری تنفسی فوقانی در تشدید این عوارض تاثیر بهسزایی دارد. در این بررسی بهمنظور ارزیابی تغییرات التهابی و ترشح سایتوکینها در مجاری تنفسی فوقانی، از لنفوسیتهای لوزهها بعد از عمل آدنوتونسیلکتومی استفاده شده و میزان این سایتوکینها در بافت لوزه با سلولهای تکهستهای خون محیطی مقایسه شده است.
روش بررسی: در این مطالعه، مایع رویی کشت سلولی 37 بیمار یک تا 12 ساله تحت آدنوتونسیلکتومی، از نظر میزان IFN-γ، TNF-α، IL-1، IL-6 و IL-18 اندازهگیری شد و با سایتوکینهای مترشحه از سلولهای تکهستهای خون محیطی (PMBC) این بیماران مقایسه گردید.
یافتهها: نتایج نشان میدهد که مقادیر اینترفرونگاما و اینترلوکین هشت در بیماران مورد مطالعه به تفکیک بافت آدنویید و سلولهای تکهستهای خون محیطی و همچنین میزان اینترفرون گاما، اینترلوکین یک و اینترلوکین هشت بین بافت لوزه و سلولهای تکهستهای خون محیطی متفاوت بوده و از نظر آماری قابل توجه است ولی TNF نزدیک به معنیدار آماری است و همبستگی بین دادههای اینترلوکین شش در خون و بافت معنیدار است (02/0P=).
نتیجهگیری: در بیماران با هیپرتروفی لوزهها نقصان در فعالیت لنفوسیتی از طریق کاهش تولید سایتوکینهای التهابی روند مقابله با عوامل عفونی و بیگانه را باعث میگردد. احتمالاً هیپرتروفی برگشتناپذیر بافت لوزهها پدیده نهایی این پروسه خواهد بود.
محمود جبل عاملی، محمد رهبر، مهران رادی، حسینعلی هادی،
دوره 71، شماره 4 - ( تيرماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: استئوتومی گوه باز یکی از مهمترین درمانها در درمان دفورمیتی تیبیا است که به منظور اصلاح واروس و بهبود علایم و نشانههای بیماران صورت میگیرد. هدف از مطالعه حاضر بررسی نتایج عمل استئوتومی در بیماران با دفورمیتی واروس است.
روش بررسی: این مطالعه به صورت یک مطالعه گذشتهنگر برروی نتایج عمل 29 بیمار که در فاصله زمانی سالهای 83 تا 89 تحت عمل جراحی عمل استئوتومی پروگزیمال تیبیا قرار گرفتهاند انجام شد. معیارهای ورود به مطالعه شامل سن کمتر از 60 سال، فعالیت فیزیکی زیاد همراه با دفورمیتی واروس و درگیری کمپارتمان داخلی زانو بود. بیماران با وزن زیاد، مبتلایان به درد پاتلوفمورال، سیگاری بودن، آسیب کمپارتمان خارجی، دفورمیتی بیشتر از 20 درجه، محدودیت اکستنشن و دامنه حرکت کمتر از 90 درجه از مطالعه حذف شدند.
یافتهها: 14 نفر از بیماران زن بودند. سن تمام بیماران کمتر از 50 سال بود (88/10±64/27). مدت زمان پیگیری بیماران 7-2 سال (7/1±33/4) بود. میزان درد در همه بیماران کاهش یافته بود. در تمام بیماران گرافت استخوانی اتولوگ (Autologus) استفادهشده در 15 زانو از گچگیری (5/41%) و بقیه از T.Buttress plate جهت Fixation شکستگی استفاده شد. بهطورکلی اندکس IKDC و Modified Larson در هر دو گروه واروس اولیه و ثانویه نسبت به قبل از عمل جراحی افزایش پیدا کرده بود ولی تفاوت معنیداری بین گروهها نبود (05/0P>).
نتیجهگیری: استئوتومی به روش گوه باز میتواند باعث نتایج رضایتبخشی در یافتههای کلینیکال بیماران مبتلا به استئوآرتریت دژنراتیو اولیه کمپارتمان داخلی زانو گردد. این روش همچنین باعث اصلاح دفورمیتی و بهبود علایم رادیولوژیک در بیماران میشود.
سید مرتضی باقری، محمدهادی قریب،
دوره 71، شماره 7 - ( مهرماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف : اختلال عملکرد جنسی در مردان، ممکن است ناشیاز نارسایی سیستم شریانی اجسام غاری باشد. مشکل شریانی در ناتوانان جنسی میتواند خبر از وجود مشکلات عروقی خطیرتری از جمله در عروق کرونر بدهد. مطالعه داپلر رنگی با پاپاورین از روشهای تشخیصی در بیماران با ناتوانی جنسی است که انجام آن زمانبر است و اضطراب فراوانی برای بیماران ایجاد میکند. در این مطالعه ارزش حداکثر سرعت سیستولی (Peak Systolic Velocity, PSV) حالت شل آلت را در پیشگویی مشکل شریانی در ناتوانان جنسی مورد بررسی قرار دادیم.
روش بررسی: این مطالعه در سال 1390 در بیمارستان هاشمینژاد تهران بهصورت مطالعه مقطعی برای ارزیابی روش تشخیصی انجام شد. جمعیت مورد مطالعه شامل بیماران با ناتوانی جنسی بودند که تحت داپلر رنگی آلتتناسلی قبل و بعد از تزریق پاپاورین قرار گرفته و بر اساس معیارهای موجود و همچنین بروز پدیده نعوظ بهعنوان استاندارد تشخیصی، وجود مشکل شریانی در آنها جستجو شد. نتایج بهدستآمده قبلاز تزریق پاپاورین براساس نتایج حاصله بعد از تزریق تطبیق داده شد و مورد آنالیز قرار گرفت.
یافتهها: در مجموع دادههای مربوط به 59 بیمار بهصورت کامل استفاده شد. در این میان میانگین سنی بیماران 1/13 ± 6/45 سال (24 تا 74 سال) بود. 22 مورد در پایان نرمال بودند (3/37% از کل بیماران با ناتوانی جنسی)، 29 مورد نارسایی وریدی (نشت وریدی) داشتند و هشت مورد مشکل شریانی داشتند. PSV قبلاز تزریق کمتر از cm/s 5/10 دارای حساسیت 8/93% و ویژگی 3/91% در جهت پیشگویی وجود مشکل شریانی در بیمار بود.
نتیجه گیری: میزان PSV قبلاز تزریق cm/s 5/10 با حساسیت و ویژگی مناسبی دارای قابلیت افتراق بیماران دارای مشکل شریانی از بقیه بیماران با ناتوانی جنسی است.
محمد فرهادی، مهدی شکرآبی، شیما جوادینیا، ثمیله نوربخش، محمود فرامرزی، محمدرضا شکرالهی، آذردخت طباطبایی،
دوره 71، شماره 8 - ( آبان 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: پولیپ، توده خوشخیم مخاط بینی یا سینوسها بوده و در زمینه بیماری فیبروز سیستیک، آسم یا افزایش حساسیت به آسپیرین دیده میشود. مشخصه بافتشناسی اغلب پولیپهای بینی، ارتشاح سلولهای التهابی با ارجحیت ائوزینوفیلها است. نقش سوپرآنتیژنها در ایجاد عوارض پولیپ به اثبات رسیده است. سوپرآنتیژنهایی که اغلب از استرپتوکوک و استافیلوکوک هستند، با قدرت زیاد سلولهای T را فعال و روند تولید و ترشح IgE از سلولهای B را افزایش میدهند و بهطور مستقیم بر سلولهای پیشالتهابی مانند ائوزینوفیلها اثر میگذارند. هدف از این طرح بررسی وجود و تاثیر سوپرآنتیژنهای استرپتوکوک در بافت بیماران مبتلا به پولیپ بینی و رینوسینوزیت مزمن در مقایسه با افراد سالم میباشد.
روش بررسی: از بیماران مراجعهکننده به درمانگاه گوش، حلق و بینی و سروگردن بیمارستان حضرت رسولاکرم (ص) پس از معاینه و انجام آزمایشات کلینیکی و پاراکلینکی، نمونهبرداری انجام گرفت. جهت کنترل از بیماران که رینوپلاستی داشتند، نمونهبرداری شد. نمونهها با استفاده از روش PCR مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: 15 فرد سالم، 25 بیمار مبتلا به رینوسینوزیت مزمن و 24 بیمار مبتلا به پولیپ وارد این مطالعه شدند. موارد مثبت توکسین استرپتوکوک گروه A در افراد مبتلا به پولیپ بینی و افراد مبتلا به رینوسینوزیت در مقایسه با افراد سالم از نظر آماری اختلاف معنیدار داشت. (به ترتیب با 001/0P= و 005/0P=) ولی موارد مثبت توکسین استرپتوکوک گروه A بین گروه افراد مبتلا به پولیپ بینی و مبتلا به رینوسینوزیت از نظر آماری تفاوت معناداری نداشت (4/0P=).
نتیجهگیری: استرپتوکوکها میتوانند نقش موثری در بروز یا تشدید پولیپ داشته باشند و سوپر آنتیژن استرپتوکوکی گروه A با اعمال اثرات سوپرآنتیژنی در اتیولوژی و پاتوژنز پولیپ با یا بدون رینوسینوزیت نقش اساسی داشته باشد.