94 نتیجه برای هادی
نگار سجادیان، رامین جهادی،
دوره 71، شماره 9 - ( آذر 1392 )
چکیده
زمینه: کمخونی در بدو تولد موجب ایجاد مشکلاتی مانند آسفیکسی، نارسایی قلبی، شوک و حتی مرگ برای نوزاد میشود. علل مختلفی را میتوان برای کمخونی بدو تولد در نظر گرفت. پاروویروس B19 عامل ویروسی میباشد که باعث هیدروپس جنینی، کمخونی بدو تولد و عوارض متعاقب آن میشود.
معرفی بیمار: بیمار، نوزاد پسر با سن حاملگی 36 هفته متولد شده از مادری بدون سابقه مراقبتهای دوران بارداری میباشد. نوزاد بسیار رنگپریده بود و آپگار دقیقه اول 2 داشت که تحت تهویه مکانیکی و تزریق خون مکرر قرار گرفت. بررسی آزمایشگاهی بیمار نشانه عفونت او با پاروویروس B19 بود.
نتیجهگیری: پاروویروس B19 بهعنوان یکی از علل نهچندان شایع کمخونی در نوزاد هیدروپس جنینی بایستی در تشخیص افتراق کمخونی بدو تولد در نظر گرفته شود.
هادی احمدی آملی، علی اخلاقی، طیّب رمیم،
دوره 71، شماره 10 - ( دی ماه 1392 )
چکیده
زمینه: تومور استرومال دستگاه گوارش تومورهای مزانشیالی هستند که اختصاصی دستگاه گوارش بوده و حاصل فعالیت موتاسیونهای ژنی میباشند. شایعترین محل این تومورها در معده و سپس روده کوچک است. 60-40 درصد در معده، 40-30% در روده کوچک و 5-3% موارد در دئودنوم رخ میدهد.
معرفیبیمار: بیمار آقای 46 ساله میباشد که از حدود دو ماه قبل بارها دچار درد کولیکی سمت چپ شکم شده که پس از چند ساعت بهبود مییافت. دو هفته قبل از مراجعه همزمان با شروع درد، به صورت ناگهانی دچار ملنای شدید و متعدد همراه با غش شده بود. پس از مراجعه به بیمارستان سینا در سال 1391 بلافاصله اقدامات حمایتی شروع گردید. سپس بیمار تحت آندوسکوپی و سیتی اسکن شکم و لگن با ماده حاجب خوراکی و تزریقی قرار گرفت. در نهایت بیمار با تشخیص تومور ناحیه دئودنوم تحت عمل جراحی به روش ویپل کلاسیک قرار گرفت.
نتیجهگیری: شایعترین علامت تومورهای استرومال دستگاه گوارش خونریزیهای گوارشی به صورت مزمن و خفیف است که پس از آن به صورت ناگهانی و شدید تظاهر مییابد. تشخیص بیماری با اندوسکوپی و بیوپسی است. تومورهای بزرگ با سلولهایی با وضعیت میتوتیک بالا پیشآگهی بدتری نسبت به تومورهای کوچک با سلولهایی با وضعیت میتوتیک پایین دارند.
اعظم بختیاریان، ستار استادهادی، معصومه جرجانی، سپیده هاشمپور، شهربانو عریان، وحید نیکویی،
دوره 71، شماره 12 - ( اسفند 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: داروهای مسدودکننده کانال کلسیم به وفور برای درمان بیماریهای مختلف قلبی- عروقی از جمله افزایش فشارخون، آنژین و آریتمی مورد مصرف قرار میگیرند، بنابراین بررسی اثرات قلبی- عروقی مشتقات این داروها دارای اهمیت است. هدف از انجام مطالعه حاضر بررسی اثرات مرکزی مشتقات دیهیدروپیریدینی سنتز شده بر فشارخون و ضربان قلب موش صحرایی و مقایسه این اثرات با داروی نیفدیپین بود.
روش بررسی: 64 عدد موش صحرایی نر پس از بیهوش کردن و کانولگذاری داخل بطنی با استفاده از روش استریوتاکسی، به هشت گروه تقسیم شدند. گروه اول حلال DMSO (دیمتیل سولفوکساید) بهعنوان کنترل و گروههای دوم تا پنجم داروی نیفدیپین به ترتیب با دوزهای 80، 160، 240 و µg 300 به ازای هر موش صحرایی دریافت کردند. سه گروه دیگر مشتقات A، Bو C را با دوز µg 240 به ازای هر موش صحرایی دریافت نمودند. در زمانهای 15 تا 60 دقیقه پس از تزریق داخل بطنی، فشارخون سیستولیک و ضربان قلب اندازهگیری شد.
یافتهها: اثر مهاری مشتق B بر روی فشارخون سیستولیک در زمانهای 15 و 30 دقیقه پس از تزریق در دوز 240 میکروگرم/ رت قویتر از نیفدیپین بود (001/0>P)، در حالی که مشتقات A و C اثر کمتری نسبت به نیفدیپین نشان دادند. همچنین اثر مهاری مشتق B بر ضربان قلب در زمانهای 15 تا 60 دقیقه پس از تزریق در دوز فوق، نسبت به نیفدیپین بیشتر بود (05/0>P).
نتیجهگیری: مشتقات جدید دیهیدروپیریدینی میتوانند اثر مهاری قویتر و پایدارتری بر فشارخون و ضربان قلب داشته باشند که بخشی از اثرات آنها احتمالا به دلیل اثر مستقیم مهاری بر نورونهای مغزی میباشد.
علی زاهدیان، محسن شجاع، هادی ملازاده، معصومه طیبی،
دوره 72، شماره 2 - ( اردیبهشت 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف بررسی تاثیر سرعت متفاوت دمیدن گاز به فضای داخل شکم بر روی احساس درد شانه بعد از عمل در افراد کاندید لاپاراسکوپی کولهسیستکتومی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، نمونه مورد مطالعه 100 نفر بود که به دو گروه 50 نفره تقسیم شدند که شامل سرعت دمیدن گاز L/min CO2 2 در گروه اول و L/min 5 در گروه دوم بود. در زمانهای صفر، شش، 12، 24 ساعت بعد از عمل میزان درد شانه با استفاده از پرسشنامه VAS مورد ارزیابی قرار گرفت و مقایسه شد.
یافتهها: میانگین مدت زمان هر عمل جراحی در گروه اول 1/37 دقیقه و در گروه دوم 8/35 دقیقه بود که این اختلاف در دو گروه معنادار نبود (42/0=P). ولی میانگین درد شانه در زمانهای صفر، شش، 12 و 24 به ترتیب در گروه اول 34/3، 23/3، 64/2، 82/1 و در گروه دوم 86/4، 60/4، 75/3 و 78/2 بود که این اختلافها از نظر آماری معنادار بودند (02/0=P، 02/0=P، 03/0=P، 04/0=P)
نتیجهگیری: چنانچه دمیدن گاز دیاکسیدکربن در فضای داخل شکم با سرعت پایینتر باشد بیماران درد شانه کمتری را احساس میکنند. از این روی جهت جراحیهای لاپاراسکوپی دمیدن گاز با سرعت پایین توصیه میشود.
محمد فرهادی، احمد دانشی، شیما جوادینیا، محمد نبوی، رامین عسگریان، محمود فرامرزی، آذردخت طباطبایی،
دوره 73، شماره 2 - ( اردیبهشت 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: هلیکوباکترپیلوری با بروز بیماریهای مختلف بهویژه اختلالات گوارشی ارتباط دارد و در ترشحات گوش میانی بیماران مبتلا به اوتیت مدیا نیز دیده میشود. تشخیص بالینی عفونت هلیکوباکترپیلوری از طریق روشهای مختلف انجام میشود و روشهای تشخیصی جدید تحت مطالعه قرار دارند. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین غلظت اینترلوکینهای 6، 17 و 23 با آلودگی به عفونت هلیکوباکترپیلوری در ترشحات گوش میانی بیماران مبتلابه اوتیت مدیای با افیوژن اجرا گردید.
روش بررسی: 40 بیمار مبتلا به اوتیت مدیای با افیوژن مراجعهکننده به بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران از اسفند ماه 1391تا مرداد 1393 در این مطالعه مقطعی وارد شدند. کلیه بیماران تحت عمل جراحی میرنگوتومی همراه با تعبیه لوله ونتیلاسیون قرار گرفتند و نمونه ترشحات آسپیره شده گوش میانی تحت آزمایش قرار گرفت. غلظت اینترلوکینهای 6، 17 و 23 با استفاده از روش الیزا اندازهگیری شد و این مقادیر با نتایج آزمون Polymerase chain reaction (PCR) هلیکوباکترپیلوری مقایسه شد.
یافتهها: در این مطالعه 5/22% نمونهها دارای آزمون PCR مثبت بود. در مجموع نمونهها، IL-6 دارای غلظتpg/ml 11/10±95/2، IL-17 دارای غلظت pg/ml 89/5±91/0 و IL-23 دارای غلظت pg/ml 07/4±34/1 بود. سطح IL-6 در بیماران PCR مثبت pg/ml 29/22±40/6 و بیماران PCR منفی pg/ml 16/6±88/3 بود که دو گروه تفاوت معنادار بود.
(01/0P=). سطح IL-17 در بیماران PCR مثبت pg/ml 16/6±29/1 و بیماران PCR منفی pg/ml 81/5±13/1 بود که تفاوت معناداری نداشت (42/0P=). سطح IL-23 در بیماران PCR مثبت pg/ml 15/6±77/3 و بیماران PCR منفی pg/ml 42/3±33/1 بود که تفاوت معناداری نداشت (27/0P=).
نتیجهگیری: سطح اینترلوکین 6 با عفونت هلیکوباکترپیلوری گوش میانی در مبتلایان به اوتیت مدیای همراه با افیوژن ارتباط داشت. مطالعات بیشتر برای تعیین رابطه سایتوکینها و عفونت هلیکوباکترپیلوری در آینده پیشنهاد میشود.
سعیده سادات شبیری، سعید عابدیان کناری، زهرا رحمانی، هادی حسين نتاج هادی حسین نتاج، حسین آزاده،
دوره 73، شماره 2 - ( اردیبهشت 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: جنین نیمه آلوژن در تماس مستقیم با سیستم ایمنی مادر قرار دارد. عدم تنظیم سیستم ایمنی، سبب دفع جنین توسط مادر میگردد. مولکول HLA-G1، که در القای تحمل در دوران بارداری نقش داشته، با مهار سلولهای کشنده طبیعی، از تهاجم به سلولهای تروفوبلاست جنینی جلوگیری میکند. هدف از این مطالعه، بررسی تعداد سلولهای NK و بیان HLA-G1 در خانمهای باردار تهدید به سقط در مقایسه با گروه کنترل بود.
روش بررسی: این مطالعه به صورت مورد- شاهدی، از بهمن 1392 تا مهر 1393 در کلینیک باغبان شهر ساری انجام شد و طی آن 21 خانم باردار تهدید به سقط در مقایسه با 21 خانم باردار طبیعی پیش از هفته بیستم بارداری، مورد بررسی قرارگرفتند. سلولهای تک هستهای خون محیطی افراد تحت مطالعه، جدا شده و درصد سلولهای کشنده طبیعی با روش فلوسایتومتری مورد بررسی قرار گرفت. همچنین، بیان HLA-G1 در دو گروه به روشReal time polymerase chain reaction (RT-PCR) ارزیابی گردید.
یافتهها: تعداد سلولهای کشنده خون محیطی بهطور معناداری بالاتر از خانمهای باردار طبیعی بود (03/0P=). همچنین، کاهش معناداری در بیان ایزوفرم HLA-G1 در گروه تهدید به سقط نسبت به گروه کنترل مشاهده شد (004/0P=).
نتیجهگیری: کاهش HLA-G1 همزمان با افزایش سلولهای NK در خانمهای تهدید به سقط نشاندهنده عدم تنظیم سیستم ایمنی مادر میباشد. بنابراین، پیشنهاد میشود که در بیماران تهدید به سقط، بیان HLA-G1 همراه با درصد سلولهای NK بهعنوان شاخص تشخیصی مورد بررسی قرار گیرد.
محمد معتمدیفر، داود منصوری، هادی صدیق ابراهیم سرایی، جمال سروری،
دوره 73، شماره 4 - ( تیر 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: تولید پنیسیلینازها و دیگر آنزیمهای بتالاکتاماز اصلیترین مکانیسم مقاومت به آنتیبیوتیکهای بتالاکتام در بین خانواده انتروباکتریاسه است. هدف مطالعه مقایسه تشخیص آنزیمهای بتالاکتاماز وسیعطیف با استفاده از دو روش فنوتیپی در ایزولههای ﻛﻠﺒﺴﻴﻼ ﭘﻨﻮﻣﻮﻧﻴﻪ بود.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی 144 ایزوله کلبسیلا پنومونیه از نمونههای بالینی در یک دوره شش ماهه از آذر سال 1391 در شیراز ایزوله و شناسایی شدند. تست حساسیت آنتیبیوتیکی و بررسی تولید آنزیمهای بتالاکتاماز به روش E-test ESBL و Combined disk method مورد بررسی قرارگرفت.
یافتهها: مجموعا 38 ایزوله تولیدکننده ESBL بهکمک روش E-test ESBL سفتازیدیم شناسایی شدند. بهکمک دیسکهای ترکیبی سفتازیدیم/کلاوولانیک اسید، سفوتاکسیم/کلاوولانیک اسید وسفپودکسیم/کلاوولانیک اسید به ترتیب 35، 34 و 31 ایزوله مولد بتالاکتاماز شناسایی شدند.
نتیجهگیری: با توجه به شیوع بالای باکتریهای مولد ESBL غربالگری این باکتریها از نظر تولید ESBL میتواند در درمان و انتخاب داروهای موثر مهم باشد.
مامک شریعت، فرناز اهداییوند، مهستی عطایی، زهرا کرمی، لیلا هادیپور جهرمی، زهرا فراهانی،
دوره 73، شماره 7 - ( مهر 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: برای کاهش میزان سزارین به مداخلات پیچیدهای که هدف آن تغییر رفتار است، نیازمندیم. هدف از این مطالعه تعیین میزان اثربخشی مداخله مبتنی بر جامعه در راستای ارتقا فرآیند بارداری، زایمان و کاهش میزان سزارین بود. روش بررسی: مطالعه بهصورت نیمهتجربی روی مادران محله خاکسفید و جوادیه از دیماه 1389 تا شهریور 1393 صورت گرفت. گروه مورد مطالعه شامل 274 مادری بودند که برای اولین واکسن نوزادی به مراکز و پایگاههای واکسیناسیون مراجعه کرده بودند. مشخصات دموگرافیک مادران در پرسشنامهای ثبت شد. سپس مداخلات شامل آموزش، مشاوره، ارایه بسته آموزشی بهمدت یکسال در سطح جامعه، مراکز بهداشتی و بیمارستانی انجام گردید. ارزیابی پس از مداخلات بر روی 250 مادری که شیرخوار را برای واکسن دو ماهگی آوردهاند، بر مبنای همان پرسشنامه صورت گرفت. تاثیر مداخلات بر کاهش میزان و درخواست سزارین در دو گروه مقایسه شد. یافتهها: از 274 مادر در گروه پیش از مداخله، 193 نفر (44/70%) و از 250 نفر مادر در گروه پس از مداخله، 169 نفر (6/67%) زایمان سزارین داشتند. گرچه تمایل اولیه برای زایمان سزارین کاهش داشت (034/0P=) اما کاهش معناداری در میزان سزارین وجود نداشت (48/0P=). میزان اپیزیوتومی، اینداکشن و موربیدیته مادر در گروه پس از مداخله پایینتر بود (01/0 و 0001/0 و 0001/0P=). اختلاف معناداری از نظر سن حاملگی در دو گروه مشاهده شد (007/0P=). نتیجهگیری: پس از مداخله، تمایل مادر برای زایمان طبیعی افزایش و موربیدیته کاهش یافته بود. اما بهنظر میرسد میزان سزارین تابع فاکتورهای مهم دیگری میباشد.
رقیه تیمورپور، زهرا مشکات، محسن ارزنلو، هادی پیری دوگاهه، آیدا قلوبی،
دوره 74، شماره 10 - ( دی 1395 )
چکیده
با وجود پیشرفتهای بسیار در حوزه دارو و واکسن در طی یک قرن گذشته بیماری توبرکلوزیس هنوز مسئول بیش از دو میلیون مرگ در هر سال میباشد. پیدایش سویههای مقاوم به دارو و عفونت همزمان توبرکلوزیس و ایدز آن را به یک مشکل جدی بدل کرده است و درمان و کنترل آن بار بزرگی بر دوش جامعه ایجاد نموده است. عفونت توبرکلوزیس در کودکان با عوارض شدیدی همراه است بهویژه در آنهایی که کمتر از پنج سال سن دارند، بنابراین تجویز واکسن به این دسته از افراد لازم است. باسیل کالمت-گورین (Bacillus Calmette-Guérin) سویه ضعیف شدهی مایکوباکتریوم بوویس بوده که برای اولین بار جهت ایجاد مصونیت بر ضد عفونت توبرکلوزیس مورد استفاده قرار گرفت. همچنین این واکسن توانایی ایجاد مصونیت نسبی بر ضد عفونت لپروزی، اولسربرولی بوده و همچنین جهت درمان سرطان مثانه نیز استفاده میشود. واکسن بثژ تنها باید به افرادی با سیستم ایمنی سالم تزریق شده و از تجویز آن به افراد با سیستم ایمنی تضعیف شده باید اجتناب کرد و همچنین این واکسن در افرادی که پیشتر به عفونت توبرکلوزیس مبتلا شدهاند و یا با مایکوباکتریومهای محیطی آلوده شدهاند، اثربخش نمیباشد. مطالعات متاآنالیز گذشته نشان میدهد که میزان اثربخشی این واکسن بر ضد عفونت تنفسی متغییر بوده و بین 80%-0 میباشد اما بر ضد اشکال بسیار شدید منتشره مانند مننژیت و سل ارزنی بسیار کارآمد میباشد. با وجود بسیاری از تلاشها و طراحی نسل جدیدی از واکسنها بر ضدتوبرکلوزیس، واکسن بثژ هنوز تنها واکسن موثر بر ضد عفونت توبرکلوزیس میباشد چرا که جایگزینی این واکسن با یک واکسن موثرتر موفقیتآمیز نبوده است.
هادی پیری دوگاهه، رقیه تیمورپور، محسن ارزنلو، سینا رستمی، الهام رئیسی،
دوره 75، شماره 8 - ( آبان 1396 )
چکیده
به لحاظ تاریخی توبرکلوزیس عامل مهم مرگومیر در سرتاسر جهان بوده است. عفونت توبرکلوزیس بهدلیل مسری بودن، قابلیت ماندن بهصورت نهفته در میزبان برای یک مدت طولانی و سپس پیدایش آن بهشکل یک عفونت فعال هنوز بهعنوان تهدیدی جدی برای سلامت انسان باقیمانده است. تخمین زده میشود که یک سوم از جمعیت جهان نزدیک به دو بیلیون نفر با مایکوباکتریوم توبرکلوزیس آلوده شدهاند. افراد مبتلا به عفونت نهفته تنها با مایکوباکتریوم توبرکلوزیس آلوده شدهاند بدون اینکه علایم بالینی داشته باشند. تست توبرکولین بیشترین تستی است که بهطور گسترده در جهان برای تشخیص افراد آلوده شده با مایکوباکتریوم توبرکلوزیس استفاده میشود. تست توبرکولین دادههای ارزشمندی را در تشخیص عفونت نهفته فراهم میکند با این وجود واکسیناسیون با واکسن ب.ث.ژ و آلوده شدن با مایکوباکتریومهای غیرتوبرکلوزی اختصاصیت این تست را کاهش میدهد. در این تست پاسخهای ازدیاد حساسیت نسبت به مشتق پروتیینی تخلیص شده از مایکوباکتریوم توبرکلوزیس ازریابی میشود. تست توبرکولین مثبت نشاندهنده احتمال ابتلا به عفونت توبرکلوزیس و پیشرفت عفونت نهفته به عفونت فعال میباشد. مطالعات پیشین نشان داده است که بین پاسخ مثبت تست توبرکولین و احتمال عفونت فعال رابطهای وجود دارد. شواهد تجربی نشان داده است که درمان عفونت نهفته احتمال عفونت فعال را کاهش میهد. اگرچه تست توبرکولین یک تست ایدهآل نیست اما یک روش ساده و ارزان قیمت برای تشخیص توبرکلوزیس میباشد که این ویژگیها باعث شده بهروشی مناسب بهویژه در کشورهای در حال توسعه بدل شود.
سحر ملزمی، ناهید بلبلحقیقی، محبوبه صدیقی، محبوبه هادیزاده بزاز، غلامحسن واعظی،
دوره 76، شماره 2 - ( اردیبهشت 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: ریتالین خواصی شبیه آمفتامینها داشته و از اینرو بهصورت خودسرانه مصرف میشود. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر ریتالین بر هیستولوژی کبد و برخی آنزیمهای کبدی در موشهای سالم و دیابتی شده با استرپتوزوتوسین بود.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی که در شهریور ماه سال ۱۳۹۴ که در دانشگاه آزاد دامغان انجام گرفت ۸۰ سر موش رت نر را به هشت گروه دهتایی شامل: گروه کنترل که شامل موشهای سالم و گروه تجربی ۱ و ۲ و ۳ (سالم+ریتالین) که ریتالین را بهترتیب با دوز ۲/۵، ۵، mg/kg ۱۰ بهصورت گاواژ دریافت کردند و همچنین گروه شاهد (دیابتی) و گروه تجربی ۴، ۵ و ۶ (دیابتی+ریتالین) پس از گذشت دو ماه از دیابتی شدن ریتالین را با دوزهای ۲/۵، ۵ و mg/kg ۱۰ بهصورت گاواژ روزانه تا ۳۰ روز دریافت کردند. پس از پایان روز مقرر موشها بیهوش شدند و پس از خونگیری از قلب، از کبد نیز نمونهگیری انجام شد و نمونهها تحویل آزمایشگاه گردید.
یافتهها: کاهش معناداری در میزان آلبومین گروههای تجربی نسبت به گروه کنترل (P=۰/۰۳) و همچنین افزایش معناداری در میزان آنزیمهای آلانین آمینوترانسفراز و آسپارتات آمینوترانسفراز در تمامی گروههای تجربی نسبت به گروه کنترل (P=۰/۰۰۱) مشاهده گردید. در گروه (دیابتی+ریتالین) ستونهای هپاتوسیتها نسبت به کنترل فاقد نظم میباشند.
نتیجهگیری: مصرف خوراکی ریتالین باعث بر هم زدن تعادل آنزیمهای کبدی موشها گردید و در گروههای تجربی هرچه دوز دارو افزایش یافت میزان آنزیمهای کبدی نیز نسبت به گروه دیابتی افزایش یافت و درجات شدیدی از تغییرات بافتی در گروه (دیابتی+ریتالین) مشاهده گردید.
مرجان قربانی انارکولی، سارا دبیریان، حسن مولادوست، ادیب زنده دل، محمد هادی بهادری،
دوره 77، شماره 1 - ( فروردین 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی بقای سلولی در مطالعات دارویی و سرطان برای تعیین حساسیت سلولی مهم و تعیینکننده نتیجه درمان است. بنابراین روشهای مختلفی استفاده میگردد که نقطه پایانی متفاوتی را ارزیابی میکنند. تعیین وجود همبستگی بین روشها دارای اهمیت میباشد. در این مطالعه، حساسیت روشهای رنگسنجی ۳-(۴و۵-دی متیل تیازول-۲-ایل)-۲و۵-دی فنیل تترازولیوم برماید (MTT)، تریپانبلو و سنجش کلونوژنیک در تعیین بقای رده سلولی سرطان تیرویید آناپلاستیک ارزیابی گردید.
روش بررسی: مطالعه تجربی کنونی از مهر تا اسفند ۱۳۹۵ در مرکز تحقیقات سلولی و مولکولی دانشگاه علوم پزشکی گیلان انجام پذیرفت. رده سلولی سرطان تیرویید آناپلاستیک انسانی کشت شده در محیط Dulbecco;s modified Eagle;s medium (DMEM) حاوی ۱۰% Fetal bovine serum (FBS)، بهمدت ۲۴ ساعت با ملاتونین تیمار گردید، سپس بقای سلولی توسط تستهای MTT، تریپانبلو و سنجش کلونوژنیک بررسی و از راندمان کشت و درصد کسر بقا جهت رسم منحنی بقا در سنجش کلونوژنیک استفاده گردید.
یافتهها: غلظت ملاتونین در نقطه IC50 در روشهای MTT، تریپانبلو و سنجش کلونوژنیک بهترتیب، شامل ۰/۱۱۷±۴/۷۹۴، ۰/۸۹۴±۴/۳۷۵ و ۰/۳۲۶±۲/۲۴۶ میلیمولار بود که مقایسه مقادیر IC50 در آزمون MTT و تریپانبلو اختلاف معناداری را نشان نداده (۰/۶۴۴۶P=)، درحالیکه بین MTT-سنجش کلونوژنیک (۰/۰۰۳۲P=)، تریپانبلو-سنجش کلونوژنیک (۰/۰۰۷۸P=) اختلاف معنادار بود. نتایج تحلیل رگرسیون بقای سلولی، نشاندهنده همبستگی خطی، مثبت و معنادار بین روشها بوده که بین روشهای MTT و تریپانبلو همبستگی بیشتر بود (۰/۹۹r=، ۰/۰۰۱P<).
نتیجهگیری: نتایج نشان دادند، هر سه روش برای تعیین سمیّت سلولی سرطان تیرویید آناپلاستیک مؤثر بوده و روشهای MTT و تریپانبلو نسبت به سنجش کلونوژنیک، حساسیت بالاتری دارند.
محمود ابراهیمی، محمد کریمی، فرانک دهقانی، امیر بیریایی، نفیسه فرهادیان، شیوا گل محمدزاده،
دوره 77، شماره 3 - ( خرداد 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: روغن کنجد میتواند در زمینه درمان بیماریهای قلبی-عروقی مانند آترواسکلروز از طریق کاهش سطح فیبرینوژن و فاکتور هفت مورد استفاده قرار گیرد. هدف از انجام مطالعه کنونی تهیه میکروامولسیون حاوی روغن کنجد بهعنوان یک نانوحامل دارویی با قابلیت بهبود حلالیت آبی و اثر درمانی مطلوبتر در کاهش فاکتور هفت و فیبرینوژن در محیط حیوانی میباشد.
روش بررسی: این مطالعه تجربی از اردیبهشت ۱۳۹۴ تا دی ۱۳۹۵ در دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی مشهد جهت تهیه انواع میکروامولسیونها و نیز دانشگاه علوم پزشکی مشهد جهت بررسی عملکرد نمونهها در محیط حیوانی انجام شده است. در راستای تهیه میکروامولسیونها با روش تیتراسیون، تویین۸۰ و اسپن۸۰ بهعنوان زوج سورفکتانتی و نسبتهای سورفکتانتی ۸:۱، ۹:۱ و ۱۰:۱ جهت رسم نمودارهای شبهسهفازی تعیین شد. در مرحله تست حیوانی خرگوشهای سفید نیوزلندی در سه گروه دریافتکننده رژیم پایه، رژیم پرکلسترول و رژیم پرکلسترول بههمراه میکروامولسیون دستهبندی شدند.
یافتهها: میانگین اندازه ذرات نمونهها در محدوده ۰/۱±۱۶/۶۴ تا nm ۰/۲±۲۱/۱۶ با توزیع ذرات یکنواخت، پتانسیل زتا در محدوده ۱۰/۷- تا ۱۸/۴- میلیولت، شاخص شکست نور در حدود ۱/۳۹، ضریب هدایت الکتریکی در محدوده ۳۱۱ تا ۲۹۷ میکروزیمنس و pH تمامی نمونهها معادل ۶/۴۲ تعیین شد. تمامی نمونهها پایداری فیزیکی داشته و نمونه تهیهشده با نسبت سورفکتانتی ۹:۱ با توجه به درصد روغن بالاتر نسبت به سایر نمونههای پایدار در مدت زمان ۶ ماه، جهت انجام تست حیوانی انتخاب شد. کاهش معنادار سطح فیبرینوژن و فاکتور هفت در سومین گروه خرگوشها در مقایسه با دیگر گروهها مشاهده شد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشاندهنده عملکرد مؤثر نانوحاملهای دارویی میکروامولسیونی در بهبود حلالیت آبی و اثرات درمانی ترکیبات آبگریز مانند روغنهای گیاهی میباشد.
علی عالمی، فاطمه زارعی، هادی طهرانی، زهرا حسینی، علیرضا جعفری،
دوره 77، شماره 4 - ( تیر 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: کمبود آهن در بدن، علت اصلی کم خونی میباشد و کمابیش مصرف مکمل آهن بهترین گزینه موجود برای رفع کمبود آهن و کمخونی فقر آهن در زنان و کودکان خردسال است. مطالعه حاضر با هدف آگاهیرسانی چالشها طرح کشوری آهنیاری در مدارس دخترانه از منظر سودبرندگان انجام شده است.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه کیفی از نوع تحلیل محتوا میباشد. دادههای این مطالعه به روش بحث گروهی متمرکز، مصاحبههای نیمه عمیق و به روش نیمه ساختارمند با مشارکت جامعه هدف دانش آموزان، والدین، مدیران مدارس و مربیان سلامت مدارس از آبان ۱۳۹۵ تا دی ۱۳۹۵ در شهر گناباد انجام گرفت. افراد شرکتکننده به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و جمعآوری دادهها تا اشباع دادهها ادامه یافت.
یافتهها: در راستای پاسخگویی به ۴ سوال اصلی این پژوهش که شامل نقاط قوت، معایب و موانع اجرای برنامه، راهکارها و چالشهای اصلاحی برنامه بود، یافتههای حاصل از انجام بحثهای گروهی و مصاحبههای نیمه عمیق با سودبرندگان برنامه در ۱۲طبقهی فواید درک شده فردی، فواید درک شده اجرایی یا مدیریتی، معایب جسمی درک شده، معایب مربوط به قرص، معایب برنامهریزی، معایب اجرایی برنامه، موانع آموزشی و آگاهیرسانی، موانع مربوط به مصرف قرص، موانع مدیریتی و اجرایی، اصلاح برنامه اجرایی، اصلاح ادراک فردی و اصلاح شکل قرصها دستهبندی گردید.
نتیجهگیری: برای انجام بهتر برنامه مکملیاری آهن نیاز به مداخله در سطوح فردی، بین فردی، درون سازمانی و بین سازمانی میباشد تا حمایت همه جانبه از برنامه صورت گیرد و در نهایت بهرهوری برنامه افزایش پیدا کند
احمد توکلی، مریم اسقایی، آنژیلا عطائی پیرکوه، محسن موقوفهئی، هادی غفاری، فرح بخارائی سلیم،
دوره 77، شماره 5 - ( مرداد 1398 )
چکیده
در حال حاضر کمابیش ۳۷ میلیون نفر در سرتاسر جهان به عفونت ویروس نقص ایمنی انسانی مبتلا بوده و سالانه حدود دو میلیون نفر نیز به تعداد آن افزوده میشود. عفونت با این ویروس در ابتدا با میزان بالایی از ابتلا و مرگومیر همراه بوده، اما پیشرفتهای اخیر درمانی منجر شده است تا این عفونت بهسمت یک بیماری مزمن و قابل کنترل درآید. همچنین شواهد بسیاری وجود دارد که افراد عفونی تحت درمان با داروهای ضد رتروویروسی، احتمال پایینی در انتقال عفونت به شریک جنسی خود دارند. از زمان عرضه زیدوودین در سال ۱۹۸۷ بهعنوان اولین داروی ضد رتروویروسی، پیشرفتهای چشمگیری در زمینه درمان ایدز ایجاد شده است. با گذشت زمان، پیدایش ردههای مختلف داروهای ضد رتروویروسی منجر به تغییر چهره ایدز از یک بیماری کشنده و مهلک به یک بیماری مزمن و قابل کنترل شده است. هماکنون شش رده اصلی از داروهای ضد رتروویروسی وجود دارند که عبارتند از مهارکنندههای نوکلئوزیدی/نوکلئوتیدی آنزیم رونوشتبردار معکوس، مهارکنندههای غیرنوکلئوزیدی آنزیم رونوشتبردار معکوس، مهارکنندههای پروتئاز، مهارکنندههای فیوژن، مهارکنندههای گیرنده کمکی و مهارکنندههای اینتگراز. امروزه جهت بهدست آوردن بالاترین میزان مهار ویروسی، کاهش خطر ایجاد مقاومت در برابر دارو و همچنین کاهش مرگومیر در مبتلایان به ایدز، استفاده از رژیم درمان ضد رتروویروسی ترکیبی توصیه میشود. هدف از نوشتار کنونی، معرفی و مروری بر داروهای ضد رتروویروسی موجود با تمرکز بر روی فارماکوکینتیک، مکانیسم عمل، دوز مورد استفاده و اثرات جانبی و نامطلوب هر کدام از این ردههای دارویی میباشد.
امین درخشانفر، هادی توکلی، جواد مویدی، علی پوست فروش فرد،
دوره 77، شماره 12 - ( اسفند 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: ویروس آنفلوانزای تحت تیپ H9N2 که در بسیاری از مناطق ایران بهصورت اندمیک وجود دارد بهعنوان یک کاندید جهت ایجاد پاندمیهای آینده مطرح است. در مطالعه حاضر مدت زمان دفع ویروس آنفلوانزای اندمیک ایران (تحت تیپ H9N2) از طریق مدفوع و ترشحات حلقی مرغ نژاد تخمگذار مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: این مطالعه تجربی از تیر ۱۳۹۶ تا مهر ۱۳۹۶ در مرکز تحقیقات علوم و فناوری تشخیص آزمایشگاهی دانشگاه علوم پزشکی شیراز و بخش علوم درمانگاهی دانشکده دامپزشکی دانشگاه شهید باهنر کرمان انجام شده است. در ابتدا ویروس آنفلوانزا با مشخصات A/Chicken/Iran/SH-110/99 (H9N2) در مایع آلانتوییک تخممرغ جنیندار کشت داده شد و EID50 ویروس با روش Reed and Muench تعیین گردید. سپس مقدار EID50/ml ۱۰۶ ویروس از طریق بینی به جوجههای نژادهای لاین تلقیح گردید. نمونهبردای از حلق و مدفوع پرندگان در روزهای ۲، ۵، ۱۰ و ۱۷ پس از تلقیح انجام شد. وجود ویروس در نمونههای پرندگان چالش شده با استفاده از روش مولکولی واکنش زنجیرهای پلیمراز- رونوشت معکوس (RT-PCR) مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: دفع ویروس آنفلوانزا از ترشحات حلقی و مدفوع پرندگان دو روز پس از آلودگی آغاز شد و بهترتیب تا روزهای ۱۰ و ۱۷ ادامه داشت. بیشترین میزان خطر آفرین بودن ماکیان تجاری مبتلا به آنفلوانزا، روزهای دو تا پنج پس از آلودگی بود.
نتیجهگیری: ردیابی ویروس در نمونههای پرندگان چالش شده با ویروس آنفلوانزای H9N2 نشان داد که ویروس به مدت طولانیتری میتواند از طریق مدفوع پرنده آلوده، در مقایسه با ترشحات حلق، به محیط اطراف منتشر گردد و برای انسان در تماس مشکل آفرین باشد.
علی هادی، ولیالله مهرزاد، نازنین وزیری، لاله شریعتی، گلناز واثقی،
دوره 78، شماره 2 - ( اردیبهشت 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: لنفوم سلول B منتشر بیشترین موارد لنفوم غیرهوچکین که خود شایعترین نوع لنفوم میباشد را تشکیل میدهد. پدیده عود مانند بسیاری از بدخیمیهای دیگر در این سرطان نیز رخ میدهد. در حال حاضر روش استانداردی جهت تشخیص عود وجود ندارد. از طرفی بررسیهایی نشان داده که کاهش آنزیم پیروات دهیدروژناز در انواع بدخیمیها نسبت به سلول سالم مشاهده شده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی سطح این آنزیم در بیماران مبتلا به عود لنفوم سلول B منتشر در مقایسه با افراد سالم طراحی گردید.
روش بررسی: در این مطالعه مورد-شاهدی، ۲۶ بیمار مبتلا به عود لنفوم سلول B منتشر و ۲۶ فرد سالم وارد مطالعه شدند. بیماران از شهریور ۱۳۹۵ تا شهریور ۱۳۹۷ از مرکز آموزشی درمانی سیدالشهدای اصفهان انتخاب شدند. انتخاب بیماران تصادفی بوده و معیارهای ورود براساس سن، بیلیروبین توتال، سیتی اسکن، کراتینین سرم، تعداد پلاکت، تعداد مطلق نوتروفیل و فاصله تا آخرین نوبت درمان در نظر گرفته شدند. پس از دریافت رضایت آگاهانه و گرفتن نمونه سرم براساس پروتکل کیت، میزان آنزیم پیروات دهیدروژناز در نمونهها محاسبه گردید.
یافتهها: سطح آنزیم پیروات دهیدروژناز در افراد مبتلا به عود نسبت به افراد سالم پایینتر گزارش شد. بررسی سطح آنزیم به تفکیک سن و جنس نیز محاسبه گردید که اختلاف معناداری نداشتند.
نتیجهگیری: در افراد با عود لنفوم نیز سطوح آنزیم پیروات دهیدروژناز نسبت به افراد سالم بهصورت معناداری پایینتر بوده اما این تفاوت با سن و جنس مرتبط نبود.
محمدرضا امامهادی، اشکان عسگری گشت رودخانی، رکسانا امامهادی، سمانه قربانی شیرکوهی، ساسان عندلیب،
دوره 78، شماره 2 - ( اردیبهشت 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم تونل کوبیتال نوروپاتی عصب اولنار است و پس از سندرم تونل کارپال شایعترین سندرم عصب در اندام فوقانی میباشد و زمانی ایجاد میگردد که یک فشار زیاد بهمدت طولانی روی عصب وارد شده و موجب اختلال کارکرد آن شود. هدف انجام این مطالعه بررسی علل اتیولوژیک در بیماران سندرم تونل کوبیتال جراحی شده بود.
روش بررسی: در این مطالعهی گذشتهنگر، پرونده ۱۰۰ بیمار مبتلا به سندرم تونل کوبیتال که در بخش جراحی اعصاب بیمارستان پورسینا و مرکز آسیب اعصاب محیطی و شبکه بازویی شهر رشت از فروردین ۱۳۸۷ تا اسفند ۱۳۹۶ تحت جراحی اعصاب قرار گرفتهاند، بررسی شد. علل ایجاد سندرم تونل کوبیتال و دادههای دموگرافیک بیماران گردآوری و آنالیز گردید.
یافتهها: میانگین و انحرافمعیار سن بیماران ۱۱/۵±۳۳/۸ سال بود. در ۸۴% بیماران علت ایدیوپاتیک و در ۱۳% موارد علت ارتوپدیک بود. علل عروقی، توموری و التهابی هرکدام در ۱% بیماران مشاهده گردید. از نظر محل درگیری عصب اولنار در آرنج، در ۵۷% موارد درگیری بین لیگامانهای کولترال داخلی و آزبورن و در ۲۲% موارد تونل کوبیتال درگیر بود. کمان استراتر و اپیکوندیل داخلی و سپتوم اینترماسکولار داخلی بهترتیب در ۸%، ۸% و ۵% بیماران درگیر بود. ۱۲/۴% بیماران سابقه دفورمیتی کوبیتوس والگوس یا کوبیتوس واروس داشتند. ۲۰/۹% بیماران، چاق (۳۰BMI>) و ۱۸% نیز مبتلا به دیابت ملیتوس بودند.
نتیجهگیری: دادههای حاصل از این مطالعه نشان داد که درصد چشمگیری از علل ایجاد سندرم تونل کوبیتال عمل شده ایدیوپاتیک است. همچنین عواملی مانند شغل، چاقی، دیابت و سایر موارد درصد چشمگیری از عوامل همراه سندرم تونل کوبیتال را تشکیل میدهند.
هادی خوشمحبت، پریسا مهدیزاده، مهدی ابراهیمنیا، سیامک کاظمی اصل، نورالدین دوپیکر،
دوره 78، شماره 4 - ( تیر 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: طراحی مدل سازمانی متناسب با اهداف و رسالت قطبهای علمی و مراکز برتر در حوزه علوم پزشکی بهمنظور پاسخگویی به مأموریتهای محوله بهعنوان یک ضرورت قطعی هدف پژوهش کنونی بود.
روش بررسی: پژوهش کنونی تحقیقی-کاربردی و کیفی حاضر از اردیبهشت تا بهمن 1395 در دو مرحله تطبیقی و تحلیلی انجام گرفت. مکان انجام مطالعه شامل دانشگاه، پژوهشگاه، مرکز درمانی یا مرکز پژوهشی است که بهعنوان قطب علمی شناخته شدهاند. در بخش تطبیقی همه 50 قطب علوم پزشکی داخل و نمونههای مشابه در خارج از کشور و در بخش تحلیلی 10 نفر از خبرگان و مسئولان قطبهای برتر علوم پزشکی، نمونه پژوهش بودند. ابزار گردآوری دادهها در بخش تحلیلی مصاحبه نیمه ساختار یافته، مستندات ابلاغی وزارت بهداشت و در بخش تطبیقی بانکهای داده و سایتهای رسمی قطبها بود.
یافتهها: اطلاق واژه "مرکز برتر" برای واحدهایی که در یک یا دو حوزه از ابعاد سهگانه آموزش، پژوهش و درمان نقش ایفا میکنند و واژه " قطب علمی" برای واحدی که در هر سه بعد یادشده افزونبر مدیریت دانش ایفای نقش میکند، مورد توافق قرار گرفت. برای قطب علمی هفت مأموریت (ملی و تاحدی بینالمللی) و برای مرکز برتر پنج مأموریت متفاوت تدوین گردید. نقش وزارت بهداشت در زمینه هدایت کلان قطبها در هفت بند مورد توافق قرار گرفت. در نهایت مدل کلان سازماندهی قطبهای علمی و مراکز برتر در سطح وزارت، دانشگاهها طراحی و ارایه شد.
نتیجهگیری: اصلاح ساختار تولیت قطبها در وزارت، وحدت فرماندهی در سطح عالی مدیریت قطبها با تشکیل و سازماندهی مجدد وظایف و اختیارات شورای عالی قطبها و ایجاد یک ارتباط نظاممند با وزارت و معاونتهای مربوط بخشی از الزامات تحقق نقش و انجام رسالت قطبهای علمی است.
رسول ملاطفی، عادل احدی، حسین صالحزاده، الهام صفرزاده، هادی عباسی،
دوره 78، شماره 8 - ( آبان 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بهدلیل تنوع آلرژنهای تنفسی و تاثیرات جغرافیایی هر منطقه در نوع آلرژنها، توصیه شده است که آلرژیستها در منطقهی مورد فعالیت خود آلرژنهای شایع را مشخص نمایند. در مطالعه حاضر شیوع آلرژنهای تنفسی در بیماران آسم و رینیت آلرژیک بررسی گردید.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی و گذشتهنگر میباشد. دادههای مورد نیاز این مطالعهی از پروندهی 661 بیمار از فروردین سال 1395 تا اسفند 1396 در کلینیک آسم و آلرژی استان اردبیل استخراج شد. این بیماران پس از اثبات وجود آسم یا رینیت آلرژیک، مورد انجام تست پریک با عصارههای آلرژن قرار گرفتند. دادههای این مطالعه توسط SPSS software, version 25 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: مطابق نتایج بهدست آمده از 661 بیمار مورد مطالعه، 462 نفر تست پریک مثبت و 273 نفر تست پریک مثبت چشمگیر داشتند. دستهی چمنها با 293 تست مثبت و علفهای هرز با 259 تست مثبت شایعتر از سایر دستهها بودند که در میان تستهای مثبت چشمگیر نیز این دو دسته به همان ترتیب فوق با 161 تست چشمگیر و 142 تست چشمگیر بهعنوان شایعترین آلرژنها حضور داشتند. همچنین فراوانی آلرژنهای تنفسی در بیماران دارای سابقه خانوادگی آلرژی در دستهی علفهای هرز و درختان بیشتر بود اما بر حسب سابقه تونسیلکتومی بیماران تفاوت معناداری در فراوانی آلرژنها دیده نشد.
نتیجهگیری: در استان اردبیل حساسیت به چمنها و علفهای هرز شیوع بالاتری دارند که پیشنهاد میشود جهت توصیههای پیشگیرانه به بیماران آلرژیک و تولید پکیجهای تست پوستی بومیسازی شده، مطالعات تکمیلی با تمرکز بر روی این دو دسته از آلرژنها انجام گیرد.