1453 نتیجه برای محمد
سید حسن امامی رضوی، محمدرضا صالحی، هوشنگ صابری، محمد زارعی، بابک میرزاشاهی، پگاه آفرینش، سپیده خداپرست،
دوره 82، شماره 3 - ( خرداد 1403 )
چکیده
عفونت پیوژنیک اولیه ستون فقرات، همچنین بهعنوان اسپوندیلودیسیت یا استئومیلیت مهرهای شناخته میشود، یک بیماری جدی و بالقوه ناتوانکننده است که شامل عفونت باکتریایی یا قارچی فضای دیسک بین مهرهای و بدنههای مهرههای مجاور میشود. درحالی که نسبتا نادر است، با شیوع تخمینی 4/2 در هر 100000 نفر در سال، این یک اورژانس پزشکی است که نیاز به تشخیص و درمان فوری برای جلوگیری از آسیب دایمی ستون فقرات و عوارض عصبی دارد. شایعترین ارگانیسمهای عامل بیماری استافیلوکوکوس اورئوس است که تا 50% موارد را تشکیل میدهد و پس از آن باکتریهای گرم منفی مانند اشریشیا کلی و عفونتهای مایکوباکتریایی مانند مایکوباکتریوم توبرکلوزیس قرار دارند. عوامل خطر برای ایجاد عفونت اولیه ستون فقرات پیوژنیک عبارتند از مصرف داخل وریدی دارو، سیستم ایمنی ضعیف، جراحی اخیر ستون فقرات یا ابزار دقیق و گسترش پیوسته از یک عفونت در سایر نقاط بدن، مانند عفونت دستگاه ادراری یا اندوکاردیت. بیماران معمولا با کمردرد شدید و موضعی، تب و ضعف عمومی مراجعه میکنند که به راحتی میتواند با بیماریهای شایعتر ستون فقرات اشتباه گرفته شود. تشخیص سریع بسیار مهم است و شامل تاریخچه پزشکی کامل، معاینه فیزیکی، آزمایشات آزمایشگاهی و مطالعات تصویربرداری پیشرفته مانند تصویربرداری تشدید مغناطیسی (MRI) است. کشت خون و در برخی موارد بیوپسی ممکن است برای شناسایی ارگانیسم عامل و راهنمایی درمان ضدمیکروبی مناسب لازم باشد. درمان اصلی شروع سریع آنتیبیوتیک یا درمان ضدقارچی هدفمند است که اغلب نیاز به تزریق داخل وریدی برای چند هفته دارد. مداخله جراحی ممکن است در برخی موارد ضروری باشد، مانند تخلیه آبسه یا ایجاد ثبات در ستون فقرات. یک رویکرد چند رشتهای شامل متخصصان بیماریهای عفونی، جراحان ستون فقرات و ارایه دهندگان توانبخشی برای مدیریت بهینه و نتایج ضروری است. علیرغم پیشرفت در تشخیص و درمان، عفونت اولیه پیوژنیک نخاعی یک وضعیت چالش برانگیز باقی مانده است. تاخیر در تشخیص و درمان میتواند منجر به عوارض ویرانگر از جمله تغییر شکل دایمی ستون فقرات، فلج و حتی مرگ شود. با اینحال، با مدیریت به موقع و مناسب، اکثر بیماران قادر به دستیابی به یک نتیجه بالینی خوب هستند، اگرچه برخی ممکن است درد باقیمانده یا نقایص عصبی را تجربه کنند.
فاطمه خاکسار مدنی، عظیم معتمدفر، محمد مومن غریبوند،
دوره 82، شماره 3 - ( خرداد 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان یکی از شایعترین سرطانها در زنان و یکی از علل اصلی مرگومیر در سراسر جهان است. تعیین وضعیت لنف نودهای آگزیلاری بدونمتاستاز دور دست، مهمترین شاخص پیشآگهی در بیماران مبتلا به سرطان پستان است. سونوگرافی بهعنوان یک روش تشخیصی غیرتهاجمی، بهویژه در ارزیابی بافتهای متراکم پستان کاربرد دارد. این مطالعه با هدف ارزیابی دقت سونوگرافی در تشخیص لنف نودهای آگزیلاری بدخیم در بیماران مبتلا به سرطان پستان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی بر روی 150 بیمار مبتلا به سرطان پستان که به بیمارستان گلستان اهواز از مهر ماه 1400 تا آبان ماه 1401 مراجعه کرده بودند، انجام شد. بیماران پس از معاینات اولیه و با استفاده از دستگاه سونوگرافی GE مدل S6 logic موردارزیابی قرار گرفتند. دادهها با استفاده از نرمافزار Stata تحلیل و حساسیت و ویژگی سونوگرافی با استفاده از نتایج پاتولوژی بهعنوان استاندارد طلایی محاسبه شدند.
یافتهها: در این مطالعه، مشخص شد که7/77% از بیماران دارای لنف نودهای متاستاتیک بودند، که نشاندهنده شیوع بالای متاستاز در جمعیت مطالعهشده است. حساسیت و ویژگی سونوگرافی در تشخیص لنف نودهای بدخیم به ترتیب 09/86% و 52/51% محاسبه شد. نتایج همچنین نشان داد که لنف نودهایی با ویژگیهای رادیولوژیک بدخیمی، بهطور معناداری با نتایج پاتولوژیک مثبت همبستگی داشتند.
نتیجهگیری: سونوگرافی میتواند بهعنوان یک ابزار ارزشمند در تشخیص لنف نودهای آگزیلاری بدخیم در بیماران مبتلا به سرطان پستان مورداستفاده قرار گیرد. با اینحال، برای تعیین دقیقتر نقش سونوگرافی در مدیریت این بیماران نیاز به تحقیقات بیشتری است.
مهشاد مهتدی، محمد جواد پسند، غزاله اسلامیان،
دوره 82، شماره 3 - ( خرداد 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: ورزشکاران بهدنبال راههایی برای بهبود عملکرد ورزشی و محافظت خود در برابر اثرات طولانی مدت ورزش هستند. یکی از راهکارهای احتمالا اثربخش، تجویز مکمل کلستروم است. هدف از این مطالعه تعیین تاثیر مکمل کلستروم بر عملکرد سیستم ایمنی ورزشکاران است.
روش بررسی: این مرور نظاممند در پایگاههای اطلاعاتی انگلیسی و فارسی زبان Medline، Scopus، Embase، ScienceDirect، Magiran، Scientific Information Database، Islamic World Science Citation و Cochrane و سایت Google Scholar بدونمحدودیت زمانی تا آبان 1402 انجام شد. 18 کارازمایی بالینی تصادفی، با پیروی از پروتکل کاکرین، برای بررسی اثرات مکمل کلستروم بر سیستم ایمنی بدن ورزشکاران بررسی شد.
یافتهها: یافتههای این مطالعه نشان داد، مصرف روزانه 2/3 گرم مکمل کلستروم به مدت 24 هفته میتواند تولید سیتوکینهای التهابی ناشی از ورزش را کاهش دهد و سیتوکینهای ضدالتهابی را افزایش دهد. علاوهبراین، مصرف روزانه 20 گرم مکمل کلستروم میتواند از کاهش عملکرد نوتروفیل و کاهش پاسخهای ایمنی ناشی از ورزش طولانی مدت جلوگیری کند. در افراد دریافتکننده کلستروم در مقایسه با دارونما در مطالعاتی که بروز بیماریهای دستگاه تنفسی فوقانی را بررسی کردند، بروز این بیماری کمتر بود. هیچ اثر معناداری بر تعداد لوکوسیتها با هر دوزی از مکمل مشاهده نشد و نتایج مطالعات بر روی سایر شاخصهای ایمنی ضد و نقیض بود.
نتیجهگیری: مکمل کلستروم میتواند عملکرد سیستم ایمنی بدن ورزشکاران را با تنظیم پارامترهای ایمنی و کاهش اثرات منفی ناشی از ورزش شدید، بهبود بخشد. با این حال بهدلیل نتایج متناقض مطالعات، انجام تحقیقات بیشتر برای بررسی دوزهای مختلف کلستروم در ورزشهای مختلف ضروری است.
نوید قرایی، محمد علی جعفری، مائده جعفری، فاطمه کرمی رباطی، سعیده پرورش،
دوره 82، شماره 4 - ( تیر 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: نفرولیتیازیس یکی از قدیمیترین بیماریهای سیستمیک شناختهشده کلیه و مجاری ادراری در کودکان است. هدف مطالعه حاضر، مقایسه سطح سرمی ویتامین D در کودکان مبتلا به نفرولیتیازیس و کودکان سالم بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-مقطعی روی 74 کودک مبتلا به سنگ کلیه و 63 کودک سالم مراجعهکننده به بیمارستان افضلیپور کرمان از مهر 1396 تا شهریور 1398 انجام شد. همه بیماران، تحت سونوگرافی کلیهها و مجاری ادراری قرار گرفتند. تشخیص سنگ کلیه براساس نظر رادیولوژیست بود. مشخصات دموگرافیک بیماران (سن و جنس) ثبت شد. آزمایش خون بیماران از نظر ویتامین D و کلسیم بررسی شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها، از روشهای آمار توصیفی، تحلیلی و SPSS software, version 21 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) استفاده شد.
یافتهها: میانگین سن کودکان مبتلا به سنگ کلیه و کودکان سالم، بهترتیب، 8/1±41/5 و 41/0±06/10 سال بود (971/0=P). بیشترین تعداد بیماران، پسر بودند (1/58%). 7/29% بیماران و 9/15% کودکان سالم، سابقه خانوادگی سنگ کلیه داشتند (056/0P=) 71/6% بیماران، سنگ کلیه یک طرفه و 28%، سنگ کلیه دو طرفه داشتند. میانگین سطح سرمی ویتامین D در کودکان سالم (021/0=P) و میانگین کلسیم در کودکان مبتلا به سنگ کلیه، بیشتر بود (001/0=P). میانگین کلسیم در کودکان مبتلا به سنگ کلیه که سابقه خانوادگی سنگ کلیه داشتند، بیشتر بود (018/0=P). میانگین کلسیم در کودکان با سنگ کلیه دو طرفه بیشتر بود (033/0=P). میانگین کلسیم در کودکان مبتلا به سنگ کلیه با کمبود ویتامین D (001/0=P) و سطح کافی ویتامین D (037/0=P) بیشتر بود.
نتیجهگیری: میانگین سطح سرمی ویتامین D در کودکان سالم بهطور قابلتوجهی بیشتر از کودکان مبتلا به سنگ کلیه و میانگین کلسیم در کودکان مبتلا به سنگ کلیه، بهطور قابلتوجهی بیشتر از کودکان سالم بود. مطالعات گستردهتر با تعداد بیماران بیشتر برای بررسی این رابطهها، مورد نیاز است.
مجتبی قائدی، مجتبی سهرابپور، غلامرضا معتضدیان، نوید کلانی، رضا صحرایی، محمد صادق صنیع جهرمی،
دوره 82، شماره 4 - ( تیر 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: خونریزی حین عمل سپتورینوپلاستی یکی دیگر از عوارضی است که تاکنون راهکارهای متفاوتی برای کاهش آن بهکار برده شده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر دکسمدتومدین وریدی بر روی میزان خونریزی و رضایت جراح در بیماران تحت عمل جراحی سپتورینوپلاستی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سویهکور بر روی 50 بیمار 18 تا 45 سال تحت عمل جراحی سپتورینوپلاستی مراجعهکننده به بیمارستان استاد مطهری شهرستان جهرم در بازه زمانی اردیبهشت تا شهریور 1402 انجام شد. بیماران بهطور تصادفی به دو گروه دکسمدتومیدین و کنترل، تقسیم شدند. میزان آرامبخشی، خونریزی و رضایت جراح مورد ارزیابی و ثبت قرار گرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از SPSS software, version 21 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) و آمارهای توصیفی و آزمونهای آماری استنباطی در سطح معناداری 05/0P< انجام شد.
یافتهها: فراوانی آرامبخشی بیمار در گروه دکسمدتومیدین، کمتر از گروه کنترل، بوده است اما از نظر آماری معنادار نبوده است (05/0>P). نتایج آزمون آماری Mann-Whitney U test نشان داد که در ابتدای عمل و در 90 دقیقه بعد، میزان رضایت جراح بیمار در گروه دکسمدتومیدین بهصورت معناداری بهتر از گروه کنترل بوده است (001/0<P). در گروه دکسمدتومیدین میدان دید جراح نسبتا واضح و کاملا واضح بوده است. نتایج آزمون آماری Mann-Whitney U test نشان داد که میزان خونریزی در گروه دکسمدتومیدین، کمتر از گروه کنترل، بوده است اما از نظر آماری معنادار نبوده است (05/0<P).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که دکسمدتومدین با کاهش خونریزی و بهبود میدان دید جراح سبب افزایش رضایت جراح شده بود. بنابراین میتوان از این دارو بهعنوان یک داروی کمک بیهوشی در اعمال جراحی بهره برد.
حمید رضا مهریار، محمد رضا حسینی آذر، افشین ابراهیمی، امید گرکز،
دوره 82، شماره 4 - ( تیر 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: گرچه سیستم تنفسی بهعنوان ارکان اصلی درگیری در بیماری کووید-۱۹ میباشد، با این وجود گزارشهایی از درگیری دیگر ارگانها و علائم کمتر آنها شایع شده است. این مطالعه با هدف بررسی فراوانی علائم گوارشی بیماران مبتلا به کووید-19 انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت توصیفی- مقطعی بر روی تمام بیماران با تشخیص کووید-19 بستری در بیمارستان امامخمینی در فروردین لغایت شهریور 1400 بهروش سرشماری انجام شد که دادهها با استفاده از چکلیستی که شامل اطلاعات دموگرافیک بود جمعآوری شد دادهها بعد جمعآوری وارد SPSS software, version 18 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) شده و با کمک آمار توصیفی تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: در این مطالعه نتایج نشان داد که از 2580 بیمار بستری 54% زن و 46% مرد بودند و میانگین سنی بیماران 67/58±68/17 بود. بیشترین فراوانی افراد در بازه سنی 59-40 سال (۹۲۵ نفر) بود. %۶۴ از بیماران حداقل یک علامت گوارشی داشتند. بیاشتهایی %۴۰ با ارجحیت مردان (%۵۷) و بیشترین فراوانی در بازه سنی 40-59 سال (۴۳۰ نفر)، خونریزی گوارشی %۱۰ با ارجحیت مردان (%۸۰) و بیشترین فراوانی در بازه سنی ۷۹-۶۰ سال (۱۱۲) نفر، درد شکم ۸% با ارجحیت زنان (%۶۵) با ارجحیت فراوانی در بازه سنی 40-59 سال (۶۵ نفر)، استفراغ ۳% با ارجحیت زنان (%۵۱) با ارجحیت فراوانی در بازه سنی 80-99 سال (۵۸ نفر) بود.
نتیجهگیری: یافتههای حاصل از این مطالعه نشان داد که بیماری کووید-۱۹ نه تنها میتواند سیستم تنفسی بلکه میتواند سیستم گوارشی را در سیر و یا ابتدای بیماری درگیر کند.
نجیبه محسنی معلم کلائی، عبدالرضا جعفریراد، محمدحسین حسامیرستمی، خدیجه معیل طبقدهی، مجتبی قربانی، ابوالفضل حسیننتاج،
دوره 82، شماره 4 - ( تیر 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مرگومیر یکی از پیامدهای جدی ناشی از سوختگی میباشد. این مطالعه با هدف بررسی اختلافنظر موجود مبنی بر بستری بیماران سوختگی بالای 90% در بخش مراقبتهای ویژه سوختگی با اتاق ایزوله بخش سوختگی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه با روش توصیفی- تحلیلی گذشتهنگر از فروردین 1390 الی اسفند 1401 انجام شده است. جامعه آماری پروندههای بیماران بستری در بخشهای سوختگی و بخش مراقبتهای ویژه سوختگی مرکز روانپزشکی و سوختگی زارع که فوت شدند، بود. تحلیل توصیفی و استنباطی دادهها به کمک SPSS software, version 21 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) انجام شد. برای توصیف دادههای کمی از میانگین و انحرافمعیار و برای توصیف دادههای کیفی، فراوانی و درصد بکار برده شد.
یافتهها: از میان 882 پرونده، 226 بیمار، سوختگی بالای 90% داشتند. 143 پرونده مربوط به مردان (3/63%) بود. اکثر بیماران در رده سنی 19 تا 40 سال (9/61%) قرار داشتند. عامل سوختگی (9/54%) شعله بود. از میان بیماران (2/83%) در اتاق ایزوله بخش سوختگی بستری شدند. گرچه میانگین روزهای بستری بیماران بالای 90% در بخش مراقبتهای ویژه سوختگی 71/13±82/11 روز و اتاق ایزوله بخش سوختگی 66/8±11/9 روز بود اما آزمون Mann-Whitney U test نشان داد میانگین مدت زمان زنده ماندن این بیماران در اتاق ایزوله بخش سوختگی با بخش مراقبتهای ویژه تفاوت معناداری دارد (001/0=sig).
نتیجهگیری: گرچه میانگین مدت زنده ماندن در دو گروه تفاوت معناداری را نشان میدهد، درنهایت همه بیماران دو گروه با چند روز اختلاف فوت شدند.
سولماز اوحدیان مقدم، محمد رضا نوروزی، محسن آیتی، عرفان امینی، فائزه سلحشور، محسن شیرآقایی،
دوره 82، شماره 5 - ( مرداد 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سارکوپنی از دست دادن دژنراتیو توده عضلانی اسکلتی است که بهعنوان یک نتیجه ضعیف پس از عمل در انواع مختلف سرطان شناخته میشود. هدف ما از این مطالعه بررسی ارتباط بین سارکوپنی و عوارض پس از عمل و میزان بقا در بیماران مبتلابه سرطان مثانه بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی از دی ماه سال 1400 تا دی ماه سال 1401 بر روی 30 بیمار مراجعهکننده به درمانگاه ارولوژی بیمارستان امام خمینی تهران که مبتلابه سرطان مثانه و کاندید عمل سیستکتومی رادیکال بودند، انجام شد. یک هفته پیش از عمل، سطح مقطع عضلانی برای نشان دادن تغییرات در اندازه و حجم عضله (بررسی شده با MRI) به دنبال شاخص سارکوپنی تخمین زده شد. برای بهبود کیفیت گزارش عوارض جراحی، بیماران مجددا معاینه شدند و مدت زمان بستری بیماران در بیمارستان اندازهگیری شد. مراقبت پیگیری بهینه 10 ماه (چهار تا 20 ماه) بود.
یافتهها: میانگین شاخص سارکوپنیک 2mm/2m 6/1264±5/591 بود. طی پیگیری 10 ماهه، 25 بیمار (3/83%) زنده ماندند و پنج بیمار (7/16%) فوت شدند. میانگین اندکس سارکوپنی در بیماران مبتلابه سرطان لوکالیزه نسبت به بیماران مبتلابه سرطان پیشرفته بالاتر بود ولی این اختلاف از نظر آماری معنادار نبود. همچنین میانگین اندکس سارکوپنی در بیماران مبتلابه درگیری لنفوواسکولار بهصورت قابلتوجهی کمتر از بیماران با سرطان بدون تهاجم لنفوواسکولار بود. در این مطالعه ارتباطی بین عوارض پیش از عمل و سارکوپنیک اندکس بهدست نیامد.
نتیجهگیری: کاهش شاخص سارکوپنیک بهطور قابلتوجهی با تهاجم عروق لنفاوی مرتبط بود، اما هیچ ارتباطی بین میزان مرگومیر و عوارض پس از جراحی رادیکال سیستکتومی یافت نشد.
محمد مسعود خوبیاری، سیمین نجفقلیان، بهاره عباسی، رامین پرویزراد، رضا آقابزرگی،
دوره 82، شماره 5 - ( مرداد 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مراجعه به اورژانس (EDs) نشاندهنده نیازهای درمانی بیماران است. بهعلت بروز افزایش یابنده سرطان و وقوع شرایط اورژانس، یک چالش برای ارایه خدمت بهوجود میآید. لذا این مطالعه با هدف جلوگیری از مراجعات قابلپیشگیری در بیماران مبتلابه سرطان در چند مرکز انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، پرونده بیماران شناختهشده مبتلابه سرطانهای مختلف، در اورژانس بیمارستانهای ولیعصر و امیرالمومنین اراک و بیمارستان حضرت رسول اکرم و لولاگر تهران و بیمارستان صدوقی و شاه ولی یزد از فروردین تا شهریور ماه سال 1396 بررسی شد. برای اندازهگیری فوری بودن ویزیتهای ED از شاخص شدت اضطراری و فرم تریاژ استفاده شد و پیامد آن از پرونده بیمار استخراج و در چکلیست جمعآوری دادهها ثبت شد. تجزیهوتحلیل رگرسیون لجستیک چند متغیره برای بررسی ارتباط عوامل مراجعه و علل قابلپیشگیری استفاده شد.
یافتهها: از 1107 بیمار (7/49%) مرد و (3/50%) زن مبتلابه سرطان بودند. سن 65 سال و بالاتر، بیشترین ویزیت را داشتند. سن 17 سال و کمتر (نسبت شانس، 172/3، 95% فاصله اطمینان (CI)، 409/2-021/4) و وجود بیش از یک بیماری همراه (نسبت شانس، 610/3، 95% فاصله اطمینان (CI)، 611/3-521/4) ارتباط مثبتی با ویزیتهای قابلپیشگیری داشت.
نتیجهگیری: در این مطالعه، 7/55% از ویزیتهای ED بیماران مبتلابه سرطان قابلپیشگیری شناسایی شدند و شایعترین علت مراجعه علایم عمومی درد (2/18%)، تب (7/8%) و ضعف و بیحالی (5/7%)بود. این یافتهها نیاز به درمان تسکینی برجسته میکند.
محمد سرخیل، مهران محسنی، اکبر علی اصغرزاده، علی رسولی بزچلویی،
دوره 82، شماره 5 - ( مرداد 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: باتوجه به دستورالعمل حفاظت پرتویی، تعیین سطوح مرجع تشخیصی (DRL) در تصویربرداری سیتیاسکن امری ضروری میباشد. این مطالعه به تعیین DRL در بیمارستانهای شهر ساوه پرداخته است.
روش بررسی: این مطالعه با دو روش مبتنی بر نتایج و محاسبات حاصل از گزارشات سالیانه کنترل کیفی (QC) و روش جمعآوری دادههای مربوط به اسکن بیماران (DC) در بهمن و اسفند ماه سال 1401 انجام شد. در این مطالعه چارک دوم مقادیر شاخصهای دوز حجمی (CTDIvol) و دوز تولیدشده در طول اسکن (DLP) بهعنوان DRL در نظر گرفته شد.
یافتهها: مقدار DRL شاخص CTDIvol در دو روش QC و DC برای تصویربرداریهای سر (76/32و 36/32)، سینوس (73/11 و 89/9)، قفسهسینه (06/6 و 11/5) و شکم/لگن (86/11 و 56/10) بهدست آمد.
نتیجهگیری: باتوجه به اختلاف قابلتوجه مقادیر DRL شاخصهای دوز مراکز با مقادیر سایر مطالعات، لزوم توجه به تعیین DRL در هر یک از مراکز تصویربرداری کاملا ضروری است.
محمدحسین ربانی، پروین فرزانگی، محمد علی آذربایجانی،
دوره 82، شماره 6 - ( شهریور 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: تمرینات هوازی و مصرف برخی مکملها مانند اسید اورسولیک ممکن است با فعال یا غیرفعال کردن برخی از ژنها و مسیرهای سیگنالینگ، باعث کاهش سارکوپنی و کاهش استئوپروزیس شود. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر تمرینات هوازی و مکمل اسید اورسولیک بر بیان ژنهای مرتبط با مسیرهای التهابی و اتوفاژی در دیابت نوع دو بود.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در بازه زمانی اردیبهشت 1402 تا مهر 1402 در دانشگاه آزاد واحد ساری انجام شد. در این پژوهش، 30 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار (12 ماهه، میانگین وزن g 390) به پنج گروه سالم، دیابتی، دیابتی + تمرین، دیابتی + مکمل، دیابتی + تمرین + مکمل تقسیم شدند. القای دیابت با تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین (mg/kg 50 وزن بدن) انجام شد. تمرین هوازی بهمدت هشت هفته، پنج روز در هفته اجرا شد. گروههای مکمل، دوز 250 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن اسید اورسولیک را روزانه دریافت کردند.
یافتهها: تحلیل دادهها نشان داد که بین گروههای مختلف پژوهش در سطوح بیان ژنهای LC3، Becline-1، TNFα، IL-1β، Akt، FOXO3 تفاوت معناداری به لحاظ آماری وجود داشت (05/0P<). در گروه دیابتی نسبت به گروه سالم، میزان بیان LC3، Becline-1، TNFα و IL-1β افزایش (000/0=P) و بیان Akt کاهش معناداری نشان داد (05/0P<). بین گروههای مداخله نیز تفاوتهای معناداری مشاهده شد (05/0>P).
نتیجهگیری: تمرین هوازی و مصرف مکمل اسید اورسولیک بر مسیرهای التهابی و اتوفاژی تأثیر گذاشته و باعث کاهش آتروفی سلولی در دیابت نوع دو میشود. این مداخلات میتوانند در بهبود عملکرد عضلانی و پیشگیری از آسیبهای سلولی مؤثر باشند.
احسان روشن نسب، فرزانه همتیان، احمد شمسی زاده حیات داودی، محمدرضا میرکریمی، محسن علی سمیر، ماندانا ایزدپناه،
دوره 82، شماره 6 - ( شهریور 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مقاومت به ونکومایسین در بخشهای مراقبتهای ویژه عوارض قابلتوجهی و هزینههای اضافی را به همراه دارد. باتوجه به نیاز به استفاده منطقی از این آنتیبیوتیک برای پیشگیری از رخداد مقاومت آنتی بیوتیکی، مطالعه حاضر بهمنظور ارزیابی چگونگی تجویز و الگوی مصرفی آنتیبیوتیک ونکومایسین در بیمارستان بزرگ فوق تخصصی اطفال طراحی شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی مقطعی دریک بازه زمانی سه ماهه (بهمن، اردیبهشت و خرداد) در سال ۱۴۰۰ در بزرگترین بیمارستان آموزشی ارجاعی تخصصی و فوق تخصصی اطفال در خوزستان (ابوذر اهواز) انجام شد. طی بازه زمانی سه ماهه تمام بیماران بستری در بخش مراقبتهای ویژه و بخش عفونی با تجویز ونکومایسین وارد مطالعه شدند. تجویز ونکومایسین براساس آخرین ورژن Lexicomp ازWolters Kluwer و گایدلاین National Health Service (NHS) مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: از تعداد 91 بیمار بستری، در 3/70% تجویز ونکومایسین بدون انجام کشت آنتیبیوگرام براساس تجربه و در 7/29% براساس کشت آنتیبیوگرام بود. در 7/96% مدت زمان انفوزیون وریدی ونکومایسین با پروتکل مطابقت نداشت. در 8/8% عارضه Red Man Syndrome (سندرم مرد قرمز) مشاهده شد. در 9/65% دوز دارو براساس عملکرد کلیه (Glomerular filtration rate, GFR) صحیح و در 1/34% بدون توجه به عملکرد کلیه بیماران، دوز دارو تعیین شده بود.
نتیجهگیری: تقریبا نیمی از موارد تجویز ونکومایسین براساس دستورالعملها مناسب بود، تجویز آنتیبیوتیک برای اغلب بیماران براساس تجربه و بدون انجام تست آنتیبیوگرام بوده است. برنامههای پایش سطح سرم و آموزش مداوم پزشکی به پزشکان میتواند در مصرف منطقی آنتیبیوتیک موثر باشد.
پوریا مشاطهگان، محمد رضا قانع، علی بهرامیفر، مهدی راعی،
دوره 82، شماره 6 - ( شهریور 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اینتوباسیون معمولاً در شرایط اورژانسی یا پیش از عمل جراحی انجام میشود و فشار کاف لوله تراشه باید بهطور منظم کنترل شود. فشار کاف بالای ۲۰ تا ۳۰ سانتیمتر آب باید حفظ شود، فشار بیش از حد میتواند منجر به آسیب و نکروز دیواره نای و فشار ناکافی منجر به نشت هوا و ترشحات شود که خطر پنومونی آسپیراسیون را افزایش میدهد. هدف این مطالعه مقایسه فشار کاف لوله تراشه پرشده با لیدوکائین قلیایی و هوا از نظر عوارض پس از اکستوباسیون و تغییرات فشار کافها است.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت کوهورت آیندهنگر برروی بیمارانی که در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان بقیهالله الاعظم تهران از اردیبهشت تا بهمن 1402 بستری شده و تحت اینتوباسیون در این بخش قرار گرفته و شرایط ورود به مطالعه را داشتهاند صورت گرفت. فشار کاف لوله تراشه در ۶۲ بیمار در زمانهای ۳۰، ۶۰، ۱۲۰ دقیقه، شش ساعت و ۲۴ ساعت پس از اینتوباسیون با استفاده از دستگاه مانومتر اندازهگیری شد. بیماران به دو گروه تقسیم شدند: گروه "هوا" با کاف پرشده با هوا و گروه "لیدوکائین" با کاف پرشده با ۲% لیدوکائین. عوارضی مانند گلودرد، خشونت صدا و سرفه پس از اکستوباسیون و ۲۴ ساعت بعد بررسی شد. همچنین جابجایی لوله تراشه کنترل شد.
یافتهها: فشار کاف لوله تراشه پرشده با لیدوکائین بهطور معناداری کمتر از کاف پرشده با هوا بود (001/0P=). بروز گلودرد، سرفه و خشونت صدا پس از اکستوباسیون نیز در گروه لیدوکائین بهطور معناداری کمتر بود (001/0P=).
نتیجهگیری: کافهای لوله تراشه پرشده با لیدوکائین قلیایی از فشار بالای کاف جلوگیری کرده و عوارض اینتوباسیون مانند گلودرد را کاهش میدهند. بهنظر میرسد کافهای پرشده با لیدوکائین قلیایی ایمنتر از کافهای پرشده با هوا هستند.
فاطمه سادات زندهدل، سید عبدالحمید انگجی، بهناز بیکزاده، بهزاد ناروئی، مهدی محمدی،
دوره 82، شماره 6 - ( شهریور 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: کارسینوم سلول کلیوی شفاف ccRCC) (Clear cell renal cell carcinoma, شایعترین تومور بدخیم کلیه است و نرخ مرگومیر بالایی دارد. پاتوژنز این سرطان پیچیده است و بیومارکرهای کارآمد برای تشخیص و پیشبینی آن محدود هستند. هدف این مطالعه شناسایی ژنهای پیشبینیکننده در ccRCC از طریق تحلیل بیوانفورماتیک و تأیید آزمایشگاهی آنها بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع مورد- شاهدی بود که نمونهگیری از بیماران و افراد سالم از بیمارستان لبافینژاد تهران طی بازه مهر 1401 تا فروردین 1403 انجام شده و مراحل آزمایشگاهی روی نمونهها در آزمایشگاه دکتر رستگار واقع در خیابان دکتر قریب، دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران آغاز گردید. در ابتدا از طریق بیوانفورماتیک ژنهای با بیان متفاوت در بیماران ccRCC با استفاده از دادههای پروفایل بیان ژن از پایگاه داده Gene expression omnibus (GEO) با شماره GSE213324 شناسایی شدند. تحلیل دادهها با وب سرور Galaxy انجام شد و برهمکنشهای پروتئین-پروتئین با نرمافزارهای Cytoscape و STRING app بررسی گردید و پس از بررسی موارد دیگر، در نهایت، دو ژن برای آزمایش Real-time PCR انتخاب شدند.
یافتهها: تحلیل بیوانفورماتیک منجر به شناسایی 4065 ژن با بیان متفاوت در بافتهای RCC نسبت به بافتهای سالم شد. این ژنها در مسیرهای مرتبط با پاسخهای ایمنی و بیماریهای کلیوی نقش دارند. پس از ترسیم شبکه برهمکنش پروتئین-پروتئین و شناسایی ژنهای با بیان متفاوت در بافت کلیه و خون، دو ژن MTTP و CALCA برای بررسی انتخاب شدند. در آزمون Mann-Whitney U test بیان ژن CALCA در گروه بیماران بهطور معناداری (05/0P<) کاهش یافت، اما کاهش بیان ژن MTTP معناداری نداشت.
نتیجهگیری: کاهش بیان ژن CALCA میتواند بهعنوان بیومارکری مفید برای تشخیص ccRCC مورد استفاده قرار گیرد.
محمد گلپرور، فاطمه مقدسی،
دوره 82، شماره 7 - ( مهر 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: خونریزی حین عمل یک عارضه ناخواسته و شایع در جراحیهای ارتوپدی است که تجویز پروفیلاکتیک داروهای ضدانعقاد جهت پیشگیری از ترمبوز وریدهای عمقی و آمبولی ریوی میتواند آن را تشدید کند. مطالعه حاضر تاثیر انوکسوپارین پروفیلاکتیک جهت پیشگیری از ترومبوآمبولی را بر میزان خونریزی در جراحیهای سر فمور بررسی میکند.
روش بررسی: مطالعه بهصورت توصیفی-تحلیلی آیندهنگر از تیر لغایت اسفند 1400 در بیمارستان کاشانی شهر اصفهان و در 120 بیمار بدون سابقه بیماری انعقادی کاندیدای اعمال جراحی ترمیمی شکستگی سر و گردن استخوان فمور انجام شد. کلیه بیماران مورد مطالعه در دوره پیش از عمل داروی انوکسوپارین جهت پیشگیری از ترومبوز وریدهای عمقی دریافت نموده بودند. بیماران با روش یکسان تحت بیهوشی نخاعی قرار گرفتند. در طول عمل جراحی و ریکاوری متغیرهای مرتبط با شدت خونریزی اندازهگیری و ثبت شده رابطه آنها با میزان و طول مدت دریافت انوکسوپارین بهوسیله تستهای آماری مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: ارتباط معناداری بین فشار متوسط شریانی و میزان خونریزی حین عمل وجود داشت (001/0P=). دوز انوکسوپارین تجویز شده با حجم مایعات دریافتی، میزان خونریزی، مقدار ترانگزامیک اسید، فنیل افرین، لابتالول، TNG و فنتانیل تجویز شده حین عمل با سطح معناداری کمتر از 05/0 همراهی داشت. همچنین ارتباط معناداری بین دوز انوکسوپارین تجویز شده با طول مدت جراحی و اقامت در ریکاوری وجود دارد (05/0P<).
نتیجهگیری: تجویز انوکسوپارین پروفیلاکتیک پیش از عمل میتواند میزان خونریزی حین عمل و نیاز به تجویز داروهای مهارکننده فیبرینولیز را افزایش دهد، این تاثیر در بیماران با کاهش عملکرد کلیه با سایر بیماران تفاوتی ندارد.
محمد پارسا محجوب، ناصر کچوئیان، محمد حاجی آقاجانی، حسین آقامیری، آیناز صمدی، فاطمه امیدی،
دوره 82، شماره 7 - ( مهر 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: جراحی قلب در برخی مواقع با پیامدهای مغزی مانند اختلالات شناختی همراه است. تشخیص عوامل مرتبط با اختلالات شناختی پس از جراحی در بیماران قلبوعروق در افزایش رضایتمندی بیماران و ارتقای نتایج عمل مهم است. در مطالعه حاضر، فراوانی اختلالات شناختی و فاکتورهای موثر بر آن در بیماران جراحی بای پس عروق کرونر بررسی شد.
روش بررسی: در مطالعه مقطعی حاضر که از مهر ماه سال ۱۳۹۸ تا پایان سال ۱۴۰۰ در بیمارستان امام حسین(ع) تهران انجام شد، تعداد 60 بیمار قلبوعروق تحت عمل جراحی بای پس قلبی به شیوه در دسترس انتخاب شدند. اطلاعات دموگرافیک، بالینی و متغیرهای حین عمل برای شرکتکنندگان در فرم جمعآوری داده ثبت شد. از پرسشنامه معاینه مختصر وضعیت شناختی تحت عنوان (Mini-Mental State Examination MMSE) برای بررسی فراوانی اختلالات شناختی و عملکرد ذهنی و شناختی در بیماران و عوامل موثر بر بروز آن استفاه شد..
یافتهها: نتایج نشان داد که 15% از شرکت کنندگان دچار اختلال شناختی شدند. جنسیت و سن از متغیرهای اثرگذار بر بروز اختلالات شناختی پس از عمل جراحی بایپس قلبی بود. فراوانی اختلالات شناختی در زنان 14 برابر بیشتر از مردان و در افراد مسن (65 سال و بالاتر) 5/6 برابر مشاهده شد. تزریق خون در زمان عمل و جهش بطنی کمتر از 40% از متغیرهای بالینی موثر بر بروز اختلالات شناختی در بیماران جراحی بای پس عروق کرونر بود.
نتیجهگیری: جراحی بایپس قلبی، ممکن است با بروز اختلالات شناختی در بیماران قلبی همراه باشد که که زنان و افراد مسن را بیشتر تحت تاثیر قرار میدهد.
محمد غلامی، علیرضا محمودآبادی، مریم مرادی، حسین نظامی، حمیده محمدزاده،
دوره 82، شماره 7 - ( مهر 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: آلوپسی آندروژنتیک شایعترین علت ریزش مو میباشد. مطالعات مختلف نتایج متفاوتی از ارتباط بیماریهای قلبی عروقی را با آلوپسی آندروژنتیک ذکر کردهاند. مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط بین آلوپسی آندروژنتیک با ضخامت اینتیما مدیای شریان کاروتید انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد شاهدی از مهر 1400 تا خرداد 1401 بر روی 100 نفر از مراجعهکنندگان به کلینیک پوست و مو بیمارستان علامه بهلول در دو گروه 50 نفره مورد و شاهد با سن کمتر از 40 سال انجام شد. افراد از نظر سن و جنس همسانسازی شدند. بیماران مبتلابه آلوپسی براساس تشخیص پزشک معالج به سه دسته خفیف، متوسط و شدید طبقهبندی شدند. ضخامت لایه اینتیما مدیا شریان کاروتید با استفاده از سونوگرافی اندازهگیری شد.
یافتهها: در هر گروه 37 نفر مرد و 13 نفر زن حضور داشت هرچند نتایج بهدست آمده نشاندهنده بالاتر بودن ضخامت لایه اینتیما مدیا شریان کاروتید در بیماران مبتلا به آلوپسی آندروژنتیک بود ولی ارتباط آماری معناداری بین آلوپسی آندروژنتیک و ضخامت لایه اینتیما مدیا شریان کاروتید یافت نشد (66/0P=). همچنین بین میزان ضخامت اینتیما مدیا شریان کاروتید و مدت ابتلابه آلوپسی ارتباط آماری وجود داشت (03/0P=).
نتیجهگیری: با توجه به ارتباط بین میزان ضخامت اینتیما مدیا شریان کاروتید و مدت ابتلابه آلوپسی، میتوان گفت ارتباط احتمالی بین آلوپسی و آترواسکلروز وجود دارد اما جهت اثبات نیاز به انجام مطالعات با حجم نمونه بیشتر میباشد.
مظفر جان فزا، محمد رحمان رحیمی،
دوره 82، شماره 7 - ( مهر 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: فشارخون بالا (هایپرتانسیون) یکی از مهمترین عوامل خطرزا برای بیماریهای قلبیوعروقی به شمار میرود و بهدلیل شیوع بالای آن، بهعنوان یک چالش عمده بهداشت جهانی شناخته میشود مطالعه حاضر با هدف تاثیر هشت هفته فعالیت بدنی با مصرف مکمل ویتامین دی بر روی شاخصهای اندوتلیالی در بیماران هایپر تانسیونی انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش بهصورت نیمه تجربی پیش آزمون و پس آزمون و از خرداد تا مهر 1401 در بیمارستان سید شهدا ارومیه انجام شد. تعداد۴۰ نفر زن و مرد واجد شرایط بهصورت تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند (گروه مکمل، گروه دارونما + تمرین، گروه مکمل+ تمرین و گروه کنترل) تقسیم شدند. برنامه تمرینی گروههای تجربی شامل هشت هفته تمرین هوازی دویدن بر روی تردمیل (سه جلسه/ هشت هفته) بود. برای ارزیابی متغیرهای بیوشیمیایی 48 ساعت پیش و پس از مداخله در حالت ناشتا خونگیری با حجم 10 سیسی انجام شد.
یافتهها: نتایج تحقیق نشان میدهد هشت هفته تمرین هوازی بر ویتامینD، شاخص توده بدنی، اکسید نیتریک، اندوتلین -1و وزن بهطور معناداری تاثیر داشت (05/0P<) و میزان فشارخون سیستولیک در گروههای مکمل، مکمل + تمرین و تمرین + دارونما نسبت به گروه کنترل تغییر کرد (05/0P<).
نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که مصرف هشت هفته مکمل ویتامین D به همراه فعالیت هوازی باعث کاهش شاخصهای فشارخونی در افراد حاضر خواهد شد. همچنین مصرف مکمل ویتامینD به همراه فعالیت بدنی باعث کاهش BMI، افزایش NO، کاهش ET-1 و وزن بدن در افراد حاضر در پژوهش شد.
آتوسا قریب، سحر یزدانپرست، پیمان محمدی تربتی،
دوره 82، شماره 8 - ( آبان 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: تعیین انوع مورفولوژیک کارسینوم اوروتلیال تهاجمی و رفتار تهاجمی آنها به بافتهای اطراف ضروری است. مطالعه حاضر با هدف بررسی انواع واریانتهای کارسینوم اوروتلیال و ارتباط آن با تهاجم به موسکولاریس پروپریا انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی جمعیت مورد مطالعه شامل: کلیه بیماران مبتلا به کارسینوم اورتلیال و سایر بدخیمیهای مثانه با سابقه بستری در بیمارستانهای لبافینژاد و مدرس در فروردین 1401 لغایت اسفند 1398 بودند. جهت جمعآوری دادهها پس از تایید کمیته اخلاق دانشگاه، از بایگانی بخش پاتولوژی بیمارستانهای لبافینژاد و مدرس پروندههای بیماران مبتلا به کارسینوم اورتلیال و سایر بدخیمیهای مثانه استخراج شدند. اطلاعات زمینهای، خصوصیات بالینی، دادههای آزمایشگاهی و پاتولوژیک بیماران از طریق بازبینی پرونده بایگانی آنها گرداوری و ثبت شد. ارزیابی تمایز دایورجنت و مورفولوژی واریانتهای گوناگون کارسینومهای وارد شده به مطالعه انجام گردید و درصد هریک از آنها تعیین شد. همچنین، موارد با تهاجم موسکولاریس پروپریا مشخص شده و فراوانیهای هر نوع تهاجم در انواع واریانت ها تعیین گردید.
یافتهها: در مجموع 1243 بیمار در این مطالعه شرکت کردند. میانگین و انحرافمعیار سن بیماران بهترتیب: 2/65 و 2/11 سال بود. 152 نفر (3/12%) زن و 1091 نفر (7/87%) مرد بودند. بیماران دارای مرحله PT1 بیش از 50% موارد را تشکیل میدهند. بیماران مرحله PT4 تنها 7/2% از موارد را تشکیل میدهند. بیشترین فراوانی در کارسینوم اوروتلیال پاپیلاری گرید پایین مشاهده شد.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان داد، کمتر از 30% بیماران دارای تهاجم ماسکولاریس پروپریا بودهاند. در کارسینوم اوروتلیال تهاجمی با گرید بالا در مقایسه با سایر انواع هیستولوژیک در نسبت بیشتری از بیماران تهاجم موسکولاریس پروپریا مشاهده شده است و در کارسینوم اوروتلیال تهاجمی با گرید پایین کمترین نسبت تهاجم موسکولاریس پروپریا دیده شده است.
پروین تقوینژاد، محمد قاسم حنفی، احمد فخریزاده،
دوره 82، شماره 8 - ( آبان 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از مطالعه حاضر، بررسی ارتباط همراستایی مفصلزانو و نقصغضروف مفصل کشککی-رانی توسط تصاویر MRI میباشد.
روش بررسی: در این مطالعهی مقطعی، بهصورت گذشتهنگر 530 تصویر MRI از زانوی افراد بالای 30 سال سن که به بیمارستانهای گلستان و امامخمینی در شهر اهواز، خوزستان، ایران، در بازه زمانی فروردین 1402 الی فروردین 1403 بهدلیل درد زانوی غیرضربهای مراجعه نمودهبودند، مورد بررسی قرارگرفت. پارامترهای زاویه شیاری استخوان ران، عمق شیاری استخوان ران، جابجایی جانبی کشکک، زاویه جانبی پاتلوفمورال، فاصله شیار توبرکل درشتنی-تروکلئر، زاویهی شیب کشکک و ارتفاع کشکک مورد بررسی قرار گرفت. علاوهبراین، شاخص Caton-Deschamps و همچنین درجه نقصغضروف کانونی در مفصل زانو مورد بررسی قرارگرفت.
یافتهها: از لحاظ شاخص تودهی بدنی، 7/15% از بیماران مورد مطالعه دچار کمبود وزن، 3/42% وزن مناسب، 1/31% اضافه وزن، 4/10% دچار چاقی، 6/0% فوقالعاده چاق بودند. بین شاخص تودهی بدنی و نقصغضروف مفصلی-جانبی کشککی، درشتنی و رانی ارتباط معناداری وجود داشته است. همچنین، بین سن و نقصغضروف مفصلی-جانبی درشتنی و رانی ارتباط معناداری وجود دارد. بین نقصغضروف مفصلی-داخلی و مفصلی-جانبی کشکک با دررفتگی جانبی کشکک، زاویه جانبی کشککی-رانی، فاصله برجستگی درشتنی-شیار قرقرهای و زاویه شیب کشکک ارتباط معناداری وجود داشت. علاوهبراین، بین نقصغضروف مفصلی- داخلی کشکک با زاویه شیاری زانو نیز ارتباط معناداری وجود داشت.
نتیجهگیری: عدم همراستایی کشککی-رانی با نقصغضروف مفصل زانو همراه است. نتایج حاصل ازاین مطالعه برای پزشکان و متخصصان مفید خواهدبود و میتوان با تشخیص زود هنگام از ایجاد آرتروز زانو جلوگیری کرد. در نهایت مطالعه حاضر ارتباط معناداری را بین پارامترهای مختلف همترازی مفصل زانو و نقصغضروف نشان داد.