57 نتیجه برای رادی
نیما کوشا، حمیدرضا شتابی، احمد مرادی،
دوره 80، شماره 1 - ( فروردین 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: کاتاراکت سردسته بیماریهایی است که باعث کوری میشود. درمان آن جراحی است. درد، خارش، سوزش و احساس جسم خارجی در چشم ازشکایات شایع چشمی بیماران در ریکاوری میباشند. در این مطالعه به مقایسه اثر قطره چشمی کتورولاک و نفازولین-آنتازولین (NA) برکاهش این شکایات پرداختیم.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی از بهمن ۱۳۹۷ تا اسفند ۱۳۹۸ بر روی بیماران کاندید عمل جراحی کاتاراکت در بیمارستان فیض اصفهان انجام شد. در این مطالعه 54 بیمار در دو گروه دریافتکننده قطره چشمی کتورولاک و NA وارد مطالعه شدند. شکایات چشمی بیماران مانند سوزش، خارش چشم، درد و شدت آن هر 15 دقیقه در ریکاوری و هر نیم ساعت در بخش تا زمان ترخیص ازبیمارستان بررسی شد.
یافتهها: 54 بیمار در دو گروه 27 نفره مورد بررسی قرار گرفتند. در واحد ریکاوری احساس سوزش چشم در گروه NA بهصورت معناداری پایینتر از گروه کتورولاک (02/0=P) بود. در گروه NA احساس جسم خارجی در چشم در ریکاوری (97/0P=) و در بخش (001/0>P) کمتر از گروه کتورولاک بود. درد و شدت آن در گروه کتورولاک در ریکاوری (39/0P=) و در بخش کمتر از NA بود (001/0>P). در ریکاوری در گروه NA احساس سوزش چشم بهصورت معناداری و احساس جسم خارجی در چشم بهصورت غیر معناداری کمتر از گروه کتورولاک بود و در بخش در گروه NA احساس خارش چشم کمتر از گروه کتورولاک بود.
نتیجهگیری: میتوان نتیجه گرفت قطره کتورولاک در کاهش درد چشم پس از جراحی آب مروارید موثرتر از NA عمل کرده است و قطره NA در کاهش سوزش، خارش و احساس جسم خارجی در چشم موثرتر از کتورولاک بوده است.
جلال سعیدپور، مهدی رضایی، شمسی اختیار، سارا اخوان رضایت، سهیلا دمیری، فائزه فرتاج، مریم رادین منش،
دوره 80، شماره 4 - ( تیر 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی هزینههای ۹۰ خدمت نظام بازپرداخت بیمارستانی گلوبال در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- مقطعی کاربردی بر مبنای اطلاعات بیماران مراجعهکننده به بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران از ابتدای فروردین 1396 تا پایان اسفند 1397 انجام شده است. دادههای صورتحساب و پرونده کلیه بیماران از سیستمهای اطلاعات بیمارستانها (HIS) استخراج گردید و با استفاده از آمارهای توصیفی در SPSS software, version 21 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) و (Excel, 2016, Microsoft, USA) تحلیل شد.
یافتهها: طی دو سال 143.866 خدمت گلوبال در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده بود که حدود 2.300 میلیارد ریال هزینه داشته است. 80% کل خدمات و هزینهها مربوط به 10 خدمت بودهاند. متوسط هزینه به ازای هر خدمت حدود ۱۶ میلیون ریال بود اما به ازای خدمات مختلف تفاوت بسیاری داشته و از حدود ۶۷ میلیون ریال تا 8/1 میلیون ریال نوسان داشته است. بهطور متوسط برای هر خدمت سهم هر یک از زیرگروههای هزینهای خدمات تشخیصی، هتلینگ و خدمات پرستاری، دارو و لوازم مصرفی، اتاق عمل و جراحی، ویزیت و مشاوره پزشک بهترتیب 1/3%، 6/11%، 4/21%، 9/49% و 9/13% بوده است.
نتیجهگیری: مدیران بیمارستانها برای کاهش هزینه و زیان مالی ناشی از خدمات گلوبال باید بر خدمات با فراوانی بالا و خدمات با هزینه بالا متمرکز شوند. متناسب با الگوی هزینهای ویژه هر خدمت نیز راهبردهای اتخاذ شده برای کنترل هزینههای آن خدمت باید متفاوت باشد.
محمد مرادیجو، علیرضا اولیاییمنش،
دوره 80، شماره 7 - ( مهر 1401 )
چکیده
سردبیر محترم
راهنماهای طبابت بالینی (Clinical Practice Guidelines)، حاوی توصیههایی برای بهینهسازی مراقبت از بیمار هستند که با مرور نظاممند شواهد و ارزیابی مزایا و معایب گزینههای جایگزین انجام میگیرند.1
راهنماهای طبابت بالینی بهعنوان یکی از ابزارهای موثر برای ارتقای پزشکی مبتنی بر شواهد (Evidence-Based Medicine) محسوب میشوند.2 راهنماهای طبابت بالینی علاوه بر اینکه ابزاری برای کنترل پزشکان هستند، فرصتی برای بهبود کیفیت مراقبت از طریق کاهش تنوع روشهای درمانی و پیروی از استانداردهای مراقبتهای خوب ارایه میدهند.3
از عناصر مهم اجرای راهنماهای بالینی، آگاهی، نگرش و عملکرد پزشکان نسبت به راهنما و توصیههای آن است. همچنین اگر قرار است راهنماهای بالینی موثر باشند و مورد استفاده قرار گیرند، اعتماد پزشکان نسبت به فرآیند توسعه (تدوین یا بومیسازی) راهنماهای بالینی و توصیههای نهایی منتج از آنها ضروری است. نگرش در مورد خوب یا بد بودن راهنماهای بالینی متفاوت است. بهعنوان مثال، راهنماهای بالینی برای دولتها و پرداختکنندگان ممکن است بهعنوان ابزار مناسبی برای کنترل هزینهها معرفی شوند، اما ممکن است برای پزشکان و بیماران بهعنوان محدودیت در اختیارات تلقی گردند.4
این تصور که راهنماها نقش قضاوت بالینی را کاهش میدهند، مانعی برای پذیرش گستردهتر توسط پزشکان ایجاد میکند. توصیههای درمانی در راهنماها عموما بر شواهد اثربخشی تاکید میکنند، اما پزشکان باید فاکتورهای دیگری مانند ترجیحات بیمار، هزینهها، اولویتهای سلامت و میزان مزیت را در هنگام برخورد با بیماران را در نظر بگیرند.5
براساس مطالعه مقطعی در کشور سوئد که به بررسی میزان آشنایی 153 نفر از پزشکان و 82 نفر از فیزیوتراپیستهای ارایهدهنده خدمات مراقبتهای اولیه پرداخته است، 42% پزشکان و 37% از فیزیوتراپیستها با محتوای راهنماهای مبتنی بر شواهد آشنا نبودند.6
مطالعات دیگر نشان دادهاند که موانع اجرای راهنماها توسط متخصصان مراقبتهای سلامت شامل عدم آگاهی و عدم آشنایی با راهنما و توصیههای آن است. همچنین نگرش متخصصان مراقبتهای سلامت و عدم توافق با توصیهها نیز میتواند بهعنوان موانعی برای اجرا عمل کند.7 از طرفی نگرش مثبت پزشکان و پرستاران نسبت به راهنماهای بالینی باعث مقبولیت و اجرای بهتر راهنماهای بالینی میشود. بنابراین از طریق اجرای مناسب راهنماهای بالینی مبتنی بر شواهد، میتوان به حفظ یک محیط مراقبت سلامت ایمن و با کیفیت بالا کمک کرد.8
انتشار راهنماها بهمنظور افزایش آگاهی عموم مردم، بیماران و متخصصان حوزه سلامت از وجود و محتوای راهنما است. طرحهای مرتبط با انتشار راهنماها بهطور ایدهآل بهموازات توصیههای در حال توسعه، ارایه میشوند. در آغاز فرآیند توسعه (تدوین یا بومیسازی) راهنماها، لازم است که برنامهریزی برای انتشار صورت بگیرد تا دامنه، اهداف، قالب، سبک، جملهبندی توصیهها و ابزارهای انتشار تعیین شوند. مشارکت پزشکان در استراتژیهای انتشار برای توسعه مواد آموزشی، منابع آنلاین و ابزارهای اجرایی که مخاطبان عمومی و حرفهای آن را مفید، قابل درک و متقاعدکننده میدانند، ارزشمند است.
راهنماهای بالینی باید عملکرد بالینی را هدایت کنند، اما پزشکان ممکن است از وجود آنها آگاه نباشند یا راهنماها را نخوانند یا براساس راهنماها عمل نکنند. همه این موارد منجر به این نگرانی میشود که آیا پزشکان رفتار خود را مطابق با راهنماها تغییر میدهند یا خیر. بنابراین نیاز به توسعه فعالیتهای ترجمان دانش (Knowledge Translation) مناسب برای تسهیل تبادل شواهد با ارایهدهندگان مراقبتهای سلامت وجود دارد.
استفاده از مداخلات آموزشی مبتنی بر فناوری (آموزش مبتنی بر وب، آموزش الکترونیکی و آموزش آنلاین) برای بهبود آگاهی، نگرش و عملکرد پزشکان نسبت به راهنماهای طبابت مفید است. همچنین استفاده از چارچوب ترجمان دانش (KT)برای اجرای راهنماهای طبابت بالینی میتواند تغییرات سازمانی چند سطحی را ایجاد کند، اجرای راهنماهای بالینی را تسهیل کند، و پیامدهای سلامتی را در جامعه بهبود بخشد.
سجاد عطایی، مسعود زینالی، عظیم معتمدفر، مریم مرادی، حسین جعفری مرندی،
دوره 80، شماره 9 - ( آذر 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: کمردرد مزمن (Chronic low back pain, (CLBP از شایعترین اختلالات ستون فقرات میباشد که 80%-65 افراد دیده میشود. دانستن الگوهای نرمال پارامترهای ستون فقرات و لگن در مشخص کردن احتمال بروز CLBP در افراد بسیار کمککننده میباشد.
روش بررسی: این مطالعه در افراد سالم بدون سابقه جراحی و یا اختلالات ستون فقرات، و داشتن رادیوگرافی نرمال از فروردین 1397 تا فروردین 1398 در بیمارستان گلستان اهواز انجام شد. بهمنظور محاسبه زوایا و ایندکسها از تمامی افراد، کلیشه رادیولوژی 36 اینچی در حالت ایستاده تهیه شد.
یافتهها: در این مطالعه 50 شرکتکننده شامل (54%)27 مرد و (46%)23 زن با میانگین سنی 5/12±33 سال BMI kg/m2 5/5±25 مورد بررسی قرار گرفتند. پس از بررسی پارامترهای ستونی و لگنی مشخص شد که، Pelvic incidence, (PI) بهطور معناداری در زنان بیشتر از مردان میباشد (02/0=P). همچنین مشخص شد با افزایش سن میزان PI نیز افزایش پیدا میکند (043/0=P). بهطوریکه در افراد بالای 60 سال میزان PI بهطرز معناداری از سایر افراد بالاتر است (05/0>P). در ادامه آنالیزهای بیشتر نشان داد که BMI، تاثیر مستقیمی بر میزان TK و (03/0=P) و LL (04/0=P) دارد. بهطوریکه بیشترین میزان LL و TK در افراد دارای BMI Kg/m2 9/34-30 دیده شد.
نتیجهگیری:یافتههای مطالعه حاضر نشان داد که ایندکسهای ستون فقرات و لگن تاثیر مهمی در بروز CLBP دارند. بر این اساس، بررسی این پارامترها در افراد بدون علامت بهخصوص در سنین بالاتر شدیداً توصیه میگردد.
حمیدرضا قاسمی بصیر، محمد مهدی مجذوبی، عباس مرادی، زهرا غفاریزاده، علی سعادتمند،
دوره 81، شماره 5 - ( مرداد 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: بروسلوز از بیماریهای عفونی شایع منتقله از حیوان به انسان است. جهت تشخیص بروسلوز از روشهای مختلف کشت خون، سرولوژی، PCR و الیزا استفاده میشود. این مطالعه با هدف مقایسه ارزش تشخیصی تستهای الیزا با تستهای سرولوژیک بروسلا در بیماران مبتلا به بروسلوز انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی مقطعی که از فروردین تا اسفند سال 1397 انجام شد، 231 بیمار مراجعهکننده به بیمارستان سینا شهر همدان با علایم بالینی و تشخیص احتمالی بروسلوز وارد مطالعه شدند و همزمان با انجام آزمایشات سرولوژی رایت، کومبس رایت و 2ME ازنظر IgG و IgM بهروش الیزا نیز انجام شد. سپس نتایج آزمایشات تجزیهوتحلیل گردید.
یافتهها: درمجموع (64/63%)147 مرد و (36/36%)84 زن با میانگین سنی 16/16±60/44 سال وارد مطالعه شدند. نتایج IgG و IgM بهترتیب در 1/80% و 30/30% مثبت و مبتلا به بروسلوز بود. حساسیت IgG درمقایسه با تستهای سرولوژی 2ME، رایت و کومبس رایت در نقاط برش مختلف بین 28/94%-80/83 و ویژگی آن بین 34/33%-20 بود. حساسیت IgM نیز در نقاط برش مختلف بین 40%-78/34 و ویژگی آن بین 47/89%-67/78 دیده شد.
نتیجهگیری: درمقایسه با تستهای سرولوژی تشخیصی بروسلوز، IgG دارای حساسیت بیشتر و IgM واجد ویژگی بالاتری است. درصورت عدمدسترسی به تستهای سرولوژیک میتوان از الیزا جهت تشخیص بروسلوز استفاده کرد. اما بهدلیل ارزش تشخیصی پایینتر نمیتواند جایگزین آنها شود.
سمانه اسلامی، ایمان موسایی، معصومه اندیش، انسیه توانا، امین مرادی، علی تقیپور، احسان موسی فرخانی،
دوره 81، شماره 6 - ( شهریور 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری آلکاپتونوری از طریق فرآیندی بهنام آکرونوز موجب اختلال در عملکرد اندامها میگردد. مطالعه حاضر با هدف بررسی اپیدمیولوژیک مرگومیر بیماران مبتلا به آلکاپتونوری انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی دادههای مربوط بـه متوفیان ثبت شده براساس سیستم کددهی بینالمللی بیماریها. (ICD-10) از سامانه ثبت و طبقهبندی علل مرگومیر ایـران برای مرگ در اثر بیماری آلکاپتونوری بین اسفند 1392 تا دی سال 1401 استخراج گردید. متغیرهـای مـورد بررسـی شـامل سـن، جنسـیت و وضعیت سکونت افراد بود.
یافتهها: میزان مرگ اختصاصی 31/0 به ازای هر یک میلیون نفر از جمعیت محاسبه گردید. در این مطالعه 90% موارد مرگ، در گروه سنی کمتر از پنج سال بوده است بین رخداد موارد مرگ در اثر آلکاپتونوری با متغیرهای مذکور تفاوت معناداری وجود نداشت.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای موجود در مطالعه حاضر، بیشترین موارد مرگ در گروههای سنی پایین رخ میدهد که بهنظر میرسد بررسیهای بیشتر برای شناخت ابعاد مختلف این بیماری مورد نیاز میباشد.
زینب مرادی، طیبه مرعشی، علی رمضانخانی،
دوره 81، شماره 10 - ( دی 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: در دهه اخیر استفاده از مایکروفر در جهان افزایش چشمگیری داشته است. درک دانش، نگرش و رفتار استفاده از مایکروویو در میان کارکنان مرکز بهداشت برای ترویج شیوههای ایمن و مسئولانه در محیط کار مهم است. با ارزیابی میزان آشنایی و نگرش، هدف این مطالعه شناسایی زمینههای بالقوه بهبود و آموزش است. این به نوبه خود میتواند به ایجاد محیط کار ایمن و کارآمد برای همه کمک کند.
روش بررسی: در مطالعه مقطعی از خرداد تا آذر 1401، کلیه کارکنان مرکز بهداشت و مراکز خدمات جامع سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی به تعداد 162 شرکت داشتند. ابزار تحقیق، پرسشنامه استاندارد بود که با استفاده از آزمونهای آماری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.
یافتهها: اگرچه نگرش و رفتار کلی نسبت به استفاده از مایکروفر مطلوب است، اما از نظر دانش و آگاهی جا برای بهبود وجود دارد. آگاهی تأثیر مثبت بر رفتار (002/0P=) و نگرش (001/0P=) دارد که نشان میدهد ارتقاء دانش در مورد استفاده ایمن و مسئولانه از مایکروفر میتواند منجر به رفتار و نگرش مطلوبتر در کارکنان شود. نگرش تأثیر مثبت و معناداری بر رفتار (001/0P=) دارد و نشان میدهد که ترویج نگرش میتواند منجر به رفتار مطلوبتر شود. با این حال، تأثیر نسبتاً ضعیف آگاهی بر نگرش نشان میدهد که عوامل دیگری نیز ممکن است در تعیین نگرش نقش داشته باشند.
نتیجهگیری: این یافتهها اهمیت کمپینهای آموزشی و آگاهیبخشی را برای ترویج استفاده ایمن و مسئولانه از مایکروفر مراکز مراقبتهای بهداشتی، برجسته میکند.
نعیمه کلالی، سوگند میرشاه، محمد حسین ابراهیمزاده، بیبی فاطمه کلالینیا، علی مرادی، آذر قریب، نفیسه جیرفتی،
دوره 81، شماره 12 - ( اسفند 1402 )
چکیده
بیش از نیمقرن است که از سیمانهای استخوانی جهت محکمشدن مفاصل مصنوعی استفاده میشود. نقش اولیه سیمان استخوان پر کردن فضای آزاد بین پروتز و استخوان است که با ایجاد یک ناحیه الاستیک نیروهای وارد بر مفصل را جذب میکند. این امر علاوه بر تضمین پایداری ایمپلنت مصنوعی، بهبود استخوان آسیبدیده را نیز به همراه دارد. سیمانهای استخوانی پلیمری از یک ماتریکس پلیمری به نام پلیمتیل متاکریلات (PMMA) و یک مونومر مایع به نام متیل متاکریلات (MMA) تشکیل شدهاند، در اثر ترکیب این دو جزء با هم واکنش پلیمریزاسیون رادیکال آزاد رخ میدهد و منجر به سختشدن سیمان میگردد. خواص سیمانهای استخوانی از جمله استحکام مکانیکی، زیستسازگاری و ویژگیهای جابهجایی را میتوان با ترکیب پارامترهای مؤثر در پلیمریزاسیون تنظیم کرد. سیمانهای استخوانی سرامیکی، از ذرات سرامیکی مانند کلسیم فسفات و کلسیم سولفات تشکیل شدهاند که در یک ماتریکس پلیمری پراکندهاند. ذرات سرامیکی استحکام مکانیکی و زیست فعالی را فراهم میکنند، درحالیکه ماتریکس پلیمری خواص حملونقل سیمان را افزایش میدهد. ترکیب این مواد امکان ایجاد سیمانی را فراهم میکند که زیستسازگار، رسانای استخوانی و از نظر مکانیکی پایدار باشند. با پیشرفت مداوم در مواد زیستی، سیمانهای استخوان سرامیکی و پلیمری میتوانند انقلابی در زمینه جراحی ارتوپدی ایجاد کنند و نتایج عملکردی بیماران را بهبود بخشند. اخیراً، محققان جهت افزایش عملکرد سیمانهای استخوانی و رفع محدودیتهای فعلی در کاربردهای ارتوپدی، روی توسعه سیمانهای استخوانی جدید با خواص بهبودیافته، مانند زیستفعالی، فعالیت ضدباکتریایی و قابلیتهای انتقال دارو تمرکز کردهاند. در مطالعه پیشرو، به تفضیل به جزییات انواع سیمانهای استخوانی، خواص مکانیکی، بیولوژیکی، ساختاری و نحوهی بهینهسازی آنها میپردازیم.
رضا عبدالهی، یاسر مرادی،
دوره 81، شماره 12 - ( اسفند 1402 )
چکیده
فاطمه نجفی، معصومه امیری دلوئی، مریم مرادی، پرستو سرخوش، زهرا رضائیان، فرنوش شریفیمود، فاطمه کاملی،
دوره 82، شماره 1 - ( فروردین 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از شایعترین عارضههای مهم کووید-19 سرفه است، پژوهش حاضر با هدف مقایسه تاثیر نبولایزر گیاه گل ختمی و اکالیپتوس بر شدت سرفه در بیماران مبتلا به کووید-19 طراحی شده است.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تصادفی از دی ماه 1400تا خرداد ماه 1401، 36 بیمار مبتلا به کووید-19 به روش در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در سه گروه قرار گرفتند. در ادامه شدت سرفه دو ساعت پیش از انجام مداخله ثبت و سپس برای گروه گل ختمی، یک سیسی و برای گروه اکالیپتوس چهار سیسی به مدت 15 دقیقه یک بار در روز نبولایزر شد، دو ساعت پس از انجام مداخله مجددا شدت سرفه در دو گروه ثبت گردید این مداخله تا زمان بستری بیماران ادامه داشت، برای گروه کنترل مداخلهای انجام نشد. دادهها با SPSS software, version 20 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) و در سطح معناداری کمتر از 05/0 تجزیهوتحلیل شد.
یافتهها: پیش از انجام مداخله اختلاف آماری معناداری بین سه گروه از نظر شدت سرفه وجود نداشت (05/0P>) ولی پس از انجام مداخله در روزهای دوم و سوم اختلاف آماری معناداری بین سه گروه از نظر شدت سرفه وجود داشت. بهطوریکه میزان کاهش شدت سرفه در گروه گل ختمی از دو گروه دیگر بیشتر بود (05/0<P).
نتیجهگیری: استفاده از نبولایزر گیاه گل ختمی و اکالیپتوس باعث بهبود شدت سرفه در بیماران مبتلا به کووید-19 شد ولی نبولایزر گل ختمی در مقایسه با اکالیپتوس تاثیر بیشتری بر شدت سرفه داشت. پیشنهاد میشود نبولایزر گل ختمی و همچنین اکالیپتوس بهعنوان یک روش درمانی در کنار روشهای درمانی دیگر مورد استفاده قرار گیرد.
فاطمه حیاتی، فریبا طالبی، مریم خمبی شوشتری، سید بهمن قادریان، لیلا مرادی، آسیه عارف،
دوره 82، شماره 5 - ( مرداد 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: امپاگلیفلوزین، با کاهش باز جذب کلیوی گلوکز، هیپرگلیسمی را در بیماران مبتلابه دیابت نوع دو کاهش میدهد و با پیشرفت کندتر بیماری کلیوی دیابتی مرتبط است. بنابراین هدف از مطالعه حاضر مقایسه پیامدهای کلیوی در بیماران دیابتی نوع دو با و بدون مصرف امپاگلیفلوزین است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعهی مقطعی است که براساس اطلاعات مندرج در پروندههای بیماران مراجعهکننده به درمانگاههای بیمارستان امام خمینی و گلستان اهواز از مهر 1400 تا شهریور 1401 صورت گرفته است. بر این اساس 136 نفر فرد مبتلابه دیابت نوع دو، وارد مطالعه شدند، یک گروه بیمارانی که سه ماه امپاگلیفلوزین مصرف کردهاند و گروه دیگر بیمارانی که این درمان را دریافت نکردهاند. دادههای بیماران شامل کراتینین سرم، HBA1C، آلبومینوری، وزن، فشارخون، عوارض جانبی، استخراجشده و دادههای بیماران سه و شش ماه پس از دریافت امپاگلیفلوزین جمعآوری شدند.
یافتهها: در این مطالعه 56 (2/41%) مرد و 80 (8/58%) زن بودند. تغییرات eGFR (044/0P=) و (003/0p=)، HbA1C (014/0P=)، آلبومینوری (001/0=P) طی سه ماه و شش ماه و تغییرات فشارخون سیستولیک (020/0) طی سه ماه میان گروه دریافتکننده امپاگلیفلوزین نسبت به گروه کنترل بهطور معناداری متفاوت بوده، اما میان دو گروه از نظر تغییرات وزن طی سه ماه و شش ماه (97/0=P) و تغییرات فشارخون سیستولیک طی شش ماه (13/0=P) تفاوت معناداری وجود نداشت.
نتیجهگیری: مصرف امپاگلیفلوزین میتواند باعث بهبود عملکرد کلیه و کمتر شدن آلبومینوری شود.
محمد غلامی، علیرضا محمودآبادی، مریم مرادی، حسین نظامی، حمیده محمدزاده،
دوره 82، شماره 7 - ( مهر 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: آلوپسی آندروژنتیک شایعترین علت ریزش مو میباشد. مطالعات مختلف نتایج متفاوتی از ارتباط بیماریهای قلبی عروقی را با آلوپسی آندروژنتیک ذکر کردهاند. مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط بین آلوپسی آندروژنتیک با ضخامت اینتیما مدیای شریان کاروتید انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد شاهدی از مهر 1400 تا خرداد 1401 بر روی 100 نفر از مراجعهکنندگان به کلینیک پوست و مو بیمارستان علامه بهلول در دو گروه 50 نفره مورد و شاهد با سن کمتر از 40 سال انجام شد. افراد از نظر سن و جنس همسانسازی شدند. بیماران مبتلابه آلوپسی براساس تشخیص پزشک معالج به سه دسته خفیف، متوسط و شدید طبقهبندی شدند. ضخامت لایه اینتیما مدیا شریان کاروتید با استفاده از سونوگرافی اندازهگیری شد.
یافتهها: در هر گروه 37 نفر مرد و 13 نفر زن حضور داشت هرچند نتایج بهدست آمده نشاندهنده بالاتر بودن ضخامت لایه اینتیما مدیا شریان کاروتید در بیماران مبتلا به آلوپسی آندروژنتیک بود ولی ارتباط آماری معناداری بین آلوپسی آندروژنتیک و ضخامت لایه اینتیما مدیا شریان کاروتید یافت نشد (66/0P=). همچنین بین میزان ضخامت اینتیما مدیا شریان کاروتید و مدت ابتلابه آلوپسی ارتباط آماری وجود داشت (03/0P=).
نتیجهگیری: با توجه به ارتباط بین میزان ضخامت اینتیما مدیا شریان کاروتید و مدت ابتلابه آلوپسی، میتوان گفت ارتباط احتمالی بین آلوپسی و آترواسکلروز وجود دارد اما جهت اثبات نیاز به انجام مطالعات با حجم نمونه بیشتر میباشد.
فرخنده جمشیدی، مریم میرسالاری، مهدی ترابیزاده، مهرنوش ذاکرکیش، مریم رستمی، مریم مرادی،
دوره 82، شماره 9 - ( آذر 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: کمبود ویتامین D با عوارض مختلفی از جمله زایمان زودرس، وزن کم در هنگام تولد و عفونتهای نوزادی مرتبط میباشد. این مطالعه با هدف اندازهگیری سطح ویتامین D در خون بند ناف نوزادان ترم و نارس و بررسی میزان شیوع کمبود ویتامین D در زنان باردار انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه مورد-شاهدی، سطوح ویتامین D مادر و سطوح این ویتامین در خون بند ناف در اسفند 1401 در بیمارستان امام خمینی اهواز تخمین زده شد. اطلاعات بهدست آمده از پرسشنامهها و سنجشهای آزمایشگاهی مورد تجزیهوتحلیل آماری قرار گرفت. نتایج حاصل گردید و میزان شیوع کمبود ویتامین D مشخص شد. نمونهها براساس سطح سرمی ویتامین D به سه گروه کمتر از 20 نانوگرم در میلیلیتر (کمبود شدید)، 20 تا 29 نانوگرم در میلیلیتر (کمبود متوسط) و بالاتر از 30 نانوگرم در میلیلیتر (گروه نرمال) تقسیم شدند.
یافتهها: در این مطالعه 39 نوزاد ترم (7/55%) و 31 نوزاد نارس (3/44%) شرکت کردند. نوزادان نارس شانس بیشتری برای ابتلا به بیماریهای زمینهای داشتند (53/10-51/0 و 95%:CI، 31/2:OR). مصرف مولتی ویتامین در بین مادران نوزاد نارس (71%) شیوع بیشتری داشت. تفاوت معناداری در سطوح ویتامین D بین نوزادان ترم و نارس یا مادران آنها مشاهده نشد (35/0P=).
نتیجهگیری: این مطالعه اهمیت مصرف مولتی ویتامین را در زنان باردار نشان میدهد، بهویژه زنانی که در معرض خطر زایمان زودرس هستند. ارائه دهندگان مراقبتهای بهداشتی باید بر مصرف و پایش مکملهای ویتامین D تاکید ورزند.
حسنا مرادی، ناصر بهپور، مهرداد پاینده، منصور خزاعی،
دوره 82، شماره 10 - ( دی 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش نرخ بقا در بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال، توجه به کیفیت زندگی و کاهش خطر عود بیماری را به موضوعی مهم در مراقبتهای حمایتی تبدیل کرده است. تمرینات اینتروال با شدت بالا (High-intensity interval training, HITT)، بهدلیل اثرات بالقوه بر بهبود عملکرد جسمی، کیفیت زندگی و کاهش شاخصهای التهابی و توموری مورد توجه پژوهشگران قرار گرفتهاند. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر هشت هفته تمرینات HIIT بر سطح آنتیژن کارسینوامبریونیک، کیفیت زندگی و کیفیت خواب در زنان مبتلا به سرطان کولورکتال بود.
روش بررسی: این پژوهش نیمه تجربی بهصورت پیشآزمون-پسآزمون با گروه شاهد از تیر لغایت شهریور 1400 در مجموعه ورزشی بانوان کوثر کرمانشاه انجام شد. 12 نفر از بازماندگان زن سرطان کولورکتال (میانگین سنی 99/4±66/55 سال) بهصورت تصادفی در دو گروه شش نفره (تجربی و شاهد) قرار گرفتند. گروه تجربی بهمدت هشت هفته، تمرینات اینتروال با شدت بالا را انجام دادند. جهت سنجش کیفیت خواب از پرسشنامه استاندارد پتزبورگ و برای ارزیابی کیفیت زندگی از پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت استفاده شد.
یافتهها: سطح آنتیژن کارسینوامبریونیک CEA در گروه تجربی پس از مداخله افزایش یافت اما این مقدار از نظر آماری معنادار نبود (33/3-66/1: 95%CI، 79/0±49/2: mean±SD، 456/0P=)، در حالیکه در گروه کنترل کاهش معناداری در مقدار CEA مشاهده گردید (25/1-84/0: 95%CI، 22/0±04/1: mean±SD، 044/0P=). از طرفی، این مداخله موجب بهبود معنادار کیفیت خواب (72/6-237/3: 95%CI، 19/2±00/5: mean±SD، 027/0P=) و کیفیت زندگی (11/84-88: 95%CI، 40/9±77: mean±SD، 028/0P=) در گروه تجربی شد. درگروه کنترل نیز تغییر معناداری در شاخصهای کیفیت خواب و کیفیت زندگی مشاهده نگردید.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که تمرینات اینتروال با شدت بالا میتواند بهعنوان یک مداخله غیردارویی موثر جهت بهبود کیفیت خواب و کیفیت زندگی در بازماندگان سرطان کولورکتال مورد استفاده قرار گیرد. اگرچه به نظر میرسد تاثیر این تمرینات بر شاخصهای زیستی نیازمند مطالعات بیشتر میباشد.
رامیار رحیمی درهباغ، سارا مرادیان، افشین حاجیحسنزاده، مسعود مرادی، فرهنگ صفر نژاد،
دوره 82، شماره 11 - ( بهمن 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: پانکراتیت حاد، بیماری شایع و بحث برانگیز است که میتواند عوارض موضعی و سیتمیک داشته باشد. این بیماری براساس یافتههای سونوگرافی به دو گروه پانکراتیت صفراوی وغیرصفراوی تقسیم میشود. هدف از این مطالعه بررسی یافتههای کلینیکی و پاراکلینیکی بیماران با تشخیص پانکراتیت حاد وعوامل مرتبط با آن بود.
روش بررسی: این مطالعه، از نوع مقطعی میباشد. جمعیت مورد مطالعه تمامی بیمارانی که در بیمارستانهای بعثت و توحید شهر سنندج از ابتدای فروردین ماه 1395 تا انتهای اسفند ماه 1396 با تشخیص پانکراتیت حاد بستری شده بودند. معیار ورود به مطالعه شامل داشتن تشخیص قطعی پانکراتیت حاد براساس معیارهای بالینی (درد شکمی مشخصه)، آزمایشگاهی (افزایش آمیلاز یا لیپاز بیش از سه برابر حد نرمال) و یا یافتههای تصویربرداری بود. بیماران با بیماریهای زمینهای مزمن نظیر دیابت، نارسایی مزمن کلیه یا کبد، بیماری قلبی پیشرفته و نئوپلاسمها، از مطالعه حذف شدند تا اثرات مخدوشکننده کاهش یابد.
یافتهها: از 150 بیمار مبتلا 89 نفر زن 33/59% و 61 نفر مرد 67/40% بود. میانگین سن مبتلایان 11/53 سال بود 62% بیماران پانکراتیت صفراوی و 38% غیرصفراوی داشتند. شیوع پانکراتیت الکلی در جمعیت 33/5% بود. سن افراد با پانکراتیت صفراوی بیشتر از غیرصفراوی بود. باتوجه به معیار رانسون شش درصد بیماران مبتلابه پانکراتیت حاد شدید بودند که همگی آنها سن بالای 60 سال داشتند.
نتیجهگیری: پانکراتیت حاد در زنان و در دهه پنجم زندگی شیوع بیشتری داشت و شایعترین علت آن سنگهای صفراوی بود. بیماران مبتلابه پانکراتیت صفراوی بهطور معناداری مسنتر بودند و سن بالا با افزایش شدت بیماری همراه بود. همچنین، قند خون، AST و LDH در موارد شدید بهطور قابل توجهی بالاتر بود. این نتایج اهمیت تشخیص زودهنگام، ارزیابی دقیق شدت بیماری و توجه ویژه به بیماران مسن و مبتلابه پانکراتیت صفراوی را در جهت کاهش عوارض و بهبود پیامدهای بالینی نشان میدهد.
ناصح یوسفی، کتایون مرادی، کوروش منصوری، سیمین سجادی، مسعود ترابی،
دوره 82، شماره 12 - ( اسفند 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: شایعترین علت درد شانه، التهاب بورس سابآکرومیال است که یکی از شایعترین روشهای درمانی آن تزریق کورتیکواستروئید داخل بورس است. اخیرا از تزریق بوتولینوم توکسین A نیز بهعنوان یک روش درمانی ایمن در این بیماران استفاده شده است که فاقد بسیاری از معایبی تزریق کورتیکواستروئید میباشد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تصادفی دوسویه کور، تعداد 54 بیمار که با علائم و نشانههای تندینوپاتی روتاتور کاف، پس از بررسی و اطمینان از عدم وجود معیارهای خروج از مطالعه، وارد مطالعه شده و به صورت تصادفی در یکی از دو گروه تزریق بوتولینوم توکسین A و یا کورتیکواستروئید قرار گرفتند. درمان روتین شامل آموزش ورزشها برای تمامی بیماران انجام شد. علایم بیماران با استفاده از معیارهای VAS و Constant Score و SPADI، قبل از درمان، دو هفته و دو ماه پس از آن ارزیابی شدند.
یافتهها: در بررسی VAS، هر دو گروه نسبت به زمان پایه بهبود نشان دادند (000/0P=) که این بهبود در گروه کورتیکواستروئید بهصورت معناداری بیشتر بود. شاخص VAS بین پیگیری اول و دوم، در گروه بوتولینوم توکسین A کاهش و در گروه کورتیکواستروئید افزایش نشان داد.
نتیجهگیری: تزریق تکجلسهای بوتولینوم توکسین A نسبت به کورتیکواستروئید در کنترل علایم بیماران از تاثیر کمتری برخوردار است ولی اثر درمانی این ماده برخلاف کورتیکواستروئید، ماندگاری بیشتری دارد. میتوان از بوتولینوم توکسین A بهعنوان درمان جایگزین بهخصوص در بیماران دیابتی و دارای کنتراندیکاسیون کورتیکواستروئید استفاده کرد.
الهام شیروانی، لیلا مرادی، علیرضا جهانشاهی، حمیرا رشیدی، علیرضا صداقت،
دوره 83، شماره 4 - ( تیر 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: هایپوتیروئیدی از نوع تحتبالینی تا بالینی از شایعترین اختلالات تیروئید در زنان باردار است و میتواند پیامدهای بارداری را تحت تأثیر قرار دهد. پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان نیاز به لووتیروکسین Levothyroxine, LT4) و ارتباط آن با آنتیبادی ضد Thyroid peroxidase antibody (TPO) در زنان باردار مبتلا به هایپوتیروئیدی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه تحلیلی مشاهدهای از نوع مقطعی است که دادههای آن طی دوره زمانی از ابتدای مهر تا پایان اسفند ۱۴۰۱ جمعآوری شد. پژوهش بر روی 146 زن باردار مبتلا به هایپوتیروئیدی تحتبالینی (Subclinical hypothyroidism, SCH)، 62 نفر) و هایپوتیروئیدی بالینی (Overt hypothyroidism, OH)، 84 نفر) انجام گردید. نمونهها از مراجعهکنندگان کلینیک خصوصی و درمانگاه بیمارستان گلستان اهواز بهصورت تصادفی انتخاب و تحت درمان با لووتیروکسین قرار گرفتند. میزان نیاز به LT4 بر حسب مقادیر Thyroid-Stimulating Hormone (TSH) در هر تریمستر تعیین شد: بیش از ۱۰ یا بین 5/2 تا mIU/L ۱۰ در تریمستر اول و بین سه تا ۱۰ در تریمستر دوم و سوم.
یافتهها: زنان مبتلا به هایپوتیروئیدی بالینی تفاوت معناداری در میانگین دوز LT4 نسبت به سابقه هایپوتیروئیدی نشان دادند (005/0P=). در نوع تحتبالینی تفاوت معناداری مشاهده نشد. وجود آنتیبادی TPO با نیاز بیشتر به دوز LT4، بهویژه در گروه OH، ارتباط داشت. بیشترین تنظیم دوز در تریمستر نخست انجام شد.
نتیجهگیری: پس از تشخیص هایپوتیروئیدی در بارداری، تنظیم دوز لووتیروکسین باید بر اساس شدت بیماری، سابقه قبلی، وضعیت آنتیبادی TPO و مرحله بارداری صورت گیرد تا بهترین نتایج برای مادر و جنین حاصل شود.