جستجو در مقالات منتشر شده


1139 نتیجه برای ری

مجتبی قائدی، مجتبی سهراب‌پور، غلامرضا معتضدیان، نوید کلانی، رضا صحرایی، محمد صادق صنیع جهرمی،
دوره 82، شماره 4 - ( 4-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: خونریزی حین عمل سپتورینوپلاستی یکی دیگر از عوارضی است که تاکنون راهکارهای متفاوتی برای کاهش آن به‌کار برده شده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر دکسمدتومدین وریدی بر روی میزان خونریزی و رضایت جراح در بیماران تحت عمل جراحی سپتورینوپلاستی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سویه‌کور بر روی 50 بیمار 18 تا 45 سال تحت عمل جراحی سپتورینوپلاستی مراجعه‌کننده به بیمارستان استاد مطهری شهرستان جهرم در بازه زمانی اردیبهشت تا شهریور 1402 انجام شد. بیماران به‌طور تصادفی به دو گروه دکسمدتومیدین و کنترل، تقسیم شدند. میزان آرام‌بخشی، خونریزی و رضایت جراح مورد ارزیابی و ثبت قرار گرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از SPSS software, version 21 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) و آمارهای توصیفی و آزمون‌های آماری استنباطی در سطح معناداری 05/0P< انجام شد.
یافته‌ها: فراوانی آرام‌بخشی بیمار در گروه دکسمدتومیدین، کمتر از گروه کنترل، بوده است اما از نظر آماری معنادار نبوده است (05/0>P). نتایج آزمون آماری Mann-Whitney U test نشان داد که در ابتدای عمل و در 90 دقیقه بعد، میزان رضایت جراح بیمار در گروه دکسمدتومیدین به‌صورت معناداری بهتر از گروه کنترل بوده است (001/0<P). در گروه دکسمدتومیدین میدان دید جراح نسبتا واضح و کاملا واضح بوده است. نتایج آزمون آماری Mann-Whitney U test نشان داد که میزان خونریزی در گروه دکسمدتومیدین، کمتر از گروه کنترل، بوده است اما از نظر آماری معنادار نبوده است (05/0<P).
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که دکسمدتومدین با کاهش خونریزی و بهبود میدان دید جراح سبب افزایش رضایت جراح شده بود. بنابراین می‌توان از این دارو به‌عنوان یک داروی کمک بیهوشی در اعمال جراحی بهره برد.

 
حمید رضا مهریار، محمد رضا حسینی آذر، افشین ابراهیمی، امید گرکز،
دوره 82، شماره 4 - ( 4-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: گرچه سیستم تنفسی به‌عنوان ارکان اصلی درگیری در بیماری کووید-۱۹ می‌باشد، با این وجود گزارش‌هایی از درگیری دیگر ارگان‌ها و علائم کمتر آنها شایع شده است. این مطالعه با هدف بررسی فراوانی علائم گوارشی بیماران مبتلا به کووید-19 انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه به‌صورت توصیفی- مقطعی بر روی تمام بیماران با تشخیص کووید-19 بستری در بیمارستان امام‌خمینی در فروردین لغایت شهریور 1400 به‌روش سرشماری انجام شد که داده‌ها با استفاده از چک‌لیستی که شامل اطلاعات دموگرافیک بود جمع‌آوری شد داده‌ها بعد جمع‌آوری وارد SPSS software, version 18 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) شده و با کمک آمار توصیفی تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: در این مطالعه نتایج نشان داد که از 2580 بیمار بستری 54% زن و 46% مرد بودند و میانگین سنی بیماران 67/58±68/17 بود. بیشترین فراوانی افراد در بازه سنی 59-40 سال (۹۲۵ نفر) بود. %۶۴ از بیماران حداقل یک علامت گوارشی داشتند. بی‌اشتهایی %۴۰ با ارجحیت مردان (%۵۷) و بیشترین فراوانی در بازه سنی 40-59 سال (۴۳۰ نفر)، خونریزی گوارشی %۱۰ با ارجحیت مردان (%۸۰) و بیشترین فراوانی در بازه سنی ۷۹-۶۰ سال (۱۱۲) نفر، درد شکم ۸% با ارجحیت زنان (%۶۵) با ارجحیت فراوانی در بازه سنی 40-59 سال (۶۵ نفر)، استفراغ ۳% با ارجحیت زنان (%۵۱) با ارجحیت فراوانی در بازه سنی 80-99 سال (۵۸ نفر) بود.
نتیجه‌گیری: یافته‌های حاصل از این مطالعه نشان داد که بیماری کووید-۱۹ نه تنها می‌تواند سیستم تنفسی بلکه می‌تواند سیستم گوارشی را در سیر و یا ابتدای بیماری درگیر کند.

 
فاطمه حیاتی، فریبا طالبی، مریم خمبی شوشتری، سید بهمن قادریان، لیلا مرادی، آسیه عارف،
دوره 82، شماره 5 - ( 5-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: امپاگلیفلوزین، با کاهش باز جذب کلیوی گلوکز، هیپرگلیسمی را در بیماران مبتلابه دیابت نوع دو کاهش می‌دهد و با پیشرفت کندتر بیماری کلیوی دیابتی مرتبط است. بنابراین هدف از مطالعه حاضر مقایسه پیامد‌های کلیوی در بیماران دیابتی نوع دو با و بدون مصرف امپاگلیفلوزین است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه‌ی مقطعی است که بر‌اساس اطلاعات مندرج در پرونده‌های بیماران مراجعه‌کننده به درمانگاه‌های بیمارستان امام خمینی و گلستان اهواز از مهر 1400 تا شهریور 1401 صورت گرفته است. بر این اساس 136 نفر فرد مبتلابه دیابت نوع دو، وارد مطالعه شدند، یک گروه بیمارانی که سه ماه امپاگلیفلوزین مصرف کرده‌اند و گروه دیگر بیمارانی که این درمان را دریافت نکرده‌اند. داده‌های بیماران شامل کراتینین سرم، HBA1C، آلبومینوری، وزن، فشارخون، عوارض جانبی، استخراج‌شده و داده‌های بیماران سه و شش ماه پس از دریافت امپاگلیفلوزین جمع‌آوری شدند.
یافته‌ها: در این مطالعه 56 (2/41%) مرد و 80 (8/58%) زن بودند. تغییرات eGFR (044/0P=) و (003/0p=HbA1C (014/0P=)، آلبومینوری (001/0=P) طی سه ماه و شش ماه و تغییرات فشارخون سیستولیک (020/0) طی سه ماه میان گروه دریافت‌کننده امپاگلیفلوزین نسبت به گروه کنترل به‌طور معناداری متفاوت بوده، اما میان دو گروه از نظر تغییرات وزن طی سه ماه و شش ماه (97/0=P) و تغییرات فشارخون سیستولیک طی شش ماه (13/0=P) تفاوت معناداری وجود نداشت.
نتیجه‌گیری: مصرف امپاگلیفلوزین می‌تواند باعث بهبود عملکرد کلیه و کمتر شدن آلبومینوری شود.

 
یونس سلیمانی، فرحناز آقاحسینی، پیمان شیخزاده،
دوره 82، شماره 5 - ( 5-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: تصویربرداری پزشکی هسته‌ای دقت بالایی در ارزیابی متابولیسم ضایعات سرطان کولون نشان داده است. هدف از این مطالعه بررسی قابلیت فیچرهای رادیومیکس استخراج‌شده از تصاویرپزشکی هسته‌ای به‌عنوان بیومارکرهای غیرتهاجمی متابولیسم ضایعه در بیماران مبتلابه سرطان کولون از طریق بررسی همبستگی این فیچرها با مقادیر (standardized uptake value, SUV) max بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع مقطعی بود که از مرداد ماه 1401 تا مرداد ماه 1402 در گروه پزشکی هسته‌ای دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. در این مطالعه از تصاویر پزشکی هسته‌ای مربوط به 60 بیمار مبتلابه سرطان کولون اولیه استفاده شد. ضایعات سرطان کولون به شکل دستی بر روی تصاویر PET جداسازی‌ شده و تعداد 32 فیچر رادیومیکس بافتی textural از تصاویر استخراج شدند. سپس با استفاده از آزمون آماری Spearman correlation coefficient همبستگی این فیچرها با مقادیر SUVmax مورد بررسی قرار گرفت. همچنین مقدار (05/0P<) به‌عنوان سطح معناداری آزمون در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: بیش از 96% از فیچرهای رادیومیکس (31 فیچر از 32 مورد) همبستگی معناداری با مقادیر متابولیسم ضایعه داشتند (05/0P<). از این بین فیچرهای GLZLM_HGZE و GLZLM_SZHGE بیشترین همبستگی معنادار را با مقادیر SUVmax داشتند (به ترتیب با ضرایب همبستگی 9881/0، 9723/0 و سطوح معناداری 0001/0>، 0001/0>). از طرفی فیچر GLZLM_LZHGE همبستگی معناداری با مقادیر متابولیسم ضایعه نشان نداد (05/0P>).
نتیجه‌گیری: روش رادیومیکس این پتانسیل را دارد تا به‌عنوان یک روش کاملا غیرتهاجمی جهت ارزیابی متابولیسم ضایعات سرطان کولون مورد استفاده قرار گیرد و پایش و درمان بیماران مبتلابه سرطان کولون را تسهیل کند.

 
سعید رحمنی، علی‌اکبر شفیعی، عباس ریاضی، علیرضا اکبرزاده باغبان، علیرضا جعفری، مریم دشتی،
دوره 82، شماره 6 - ( 6-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: مشکلات در مقابل نور آبی، از جمله مواردی است که افرادی که تحت عمل Photorefractive keratectomy (PRK) قرار می‌گیرند دارند. این مطالعه به‌منظور بررسی تأثیر فیلترهای مسدود کننده نور آبی بر بهبود بینایی افراد پس از جراحی انکساری از نوع PRK انجام شد. هدف اصلی آن ارزیابی اثربخشی این فیلترها در افزایش کیفیت بینایی و کاهش عوارض ناشی از جراحی بود.
روش بررسی: در یک مطالعه شبه‌تجربی، افرادی که تحت جراحی PRK قرار گرفته بودند، به کلینیک اپتومتری بیمارستان شهید دکترلبافی نژاد در شهر تهران از اول اسفند 1402 تا پایان اردیبهشت 1403 مراجعه کرده و معاینه شدند. شرکت‌کنندگان در این مطالعه با و بدون اعمال فیلتر مسدود کننده نور آبی مورد معاینه و بررسی قرار گرفتند. حدت بینایی و حساسیت کنتراست در مراجعه‌کنندگان، در هر دو حالت اندازه‌گیری و نتایج مورد مقایسه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: ۳۴ داوطلب (5/73% زن و 5/26% مرد) با میانگین سنی 6/32 سال وارد مطالعه شدند. میانگین ریفرکشن پس از عمل در چشم راست و چپ به‌ترتیب 4۲/0±1۶/0 و ۳۰/0±1۶/0 دیوپتر ثبت شد. حدت بینایی چشم راست و چپ با استفاده از فیلتر بلوکات به‌طور معنا‌داری بهبود یافت (005/0P<) و همچنین حساسیت کنتراست در فرکانس‌های فضایی 5/1، ۶ و ۱۸ c/d به‌طور قابل‌توجهی افزایش یافت (005/0P<).
نتیجه‌گیری: استفاده از فیلترهای بلوک‌کننده نور آبی در افراد با سابقه عمل PRK موجب بهبود قابل‌توجهی در حدت بینایی و افزایش حساسیت کنتراست می‌شود. این یافته‌ها نشان‌دهنده اهمیت این فیلترها در بهبود تجربه بصری بیماران بعد از جراحی هستند.

 
محمدحسین ربانی، پروین فرزانگی، محمد علی آذربایجانی،
دوره 82، شماره 6 - ( 6-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: تمرینات هوازی و مصرف برخی مکمل‌ها مانند اسید اورسولیک ممکن است با فعال یا غیرفعال کردن برخی از ژن‌ها و مسیرهای سیگنالینگ، باعث کاهش سارکوپنی و کاهش استئوپروزیس شود. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر تمرینات هوازی و مکمل اسید اورسولیک بر بیان ژن‌های مرتبط با مسیرهای التهابی و اتوفاژی در دیابت نوع دو بود.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در بازه زمانی اردیبهشت 1402 تا مهر 1402 در دانشگاه آزاد واحد ساری انجام شد. در این پژوهش، 30 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار (12 ماهه، میانگین وزن g 390) به پنج گروه سالم، دیابتی، دیابتی + تمرین، دیابتی + مکمل، دیابتی + تمرین + مکمل تقسیم شدند. القای دیابت با تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین (mg/kg 50 وزن بدن) انجام شد. تمرین هوازی به‌مدت هشت هفته، پنج روز در هفته اجرا شد. گروه‌های مکمل، دوز 250 میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن اسید اورسولیک را روزانه دریافت کردند.
یافته‌ها: تحلیل داده‌ها نشان داد که بین گروه‌های مختلف پژوهش در سطوح بیان ژن‌های LC3، Becline-1، TNFα، IL-1β، Akt، FOXO3 تفاوت معناداری به لحاظ آماری وجود داشت (05/0P<). در گروه دیابتی نسبت به گروه سالم، میزان بیان LC3، Becline-1، TNFα و IL-1β افزایش (000/0=P) و بیان Akt کاهش معناداری نشان داد (05/0P<). بین گروه‌های مداخله نیز تفاوت‌های معناداری مشاهده شد (05/0>P).
نتیجه‌گیری: تمرین هوازی و مصرف مکمل اسید اورسولیک بر مسیرهای التهابی و اتوفاژی تأثیر گذاشته و باعث کاهش آتروفی سلولی در دیابت نوع دو می‌شود. این مداخلات می‌توانند در بهبود عملکرد عضلانی و پیشگیری از آسیب‌های سلولی مؤثر باشند.

 
محمد گل‌پرور، فاطمه مقدسی،
دوره 82، شماره 7 - ( 7-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: خونریزی حین عمل یک عارضه ناخواسته و شایع در جراحی‌های ارتوپدی است که تجویز پروفیلاکتیک داروهای ضدانعقاد جهت پیشگیری از ترمبوز وریدهای عمقی و آمبولی ریوی می‌تواند آن را تشدید کند. مطالعه حاضر تاثیر انوکسوپارین پروفیلاکتیک جهت پیشگیری از ترومبوآمبولی را بر میزان خونریزی در جراحی‌های سر فمور بررسی می‌کند.
روش بررسی: مطالعه به‌صورت توصیفی-تحلیلی آینده‌نگر از تیر لغایت اسفند 1400 در بیمارستان کاشانی شهر اصفهان و در 120 بیمار بدون سابقه بیماری انعقادی کاندیدای اعمال جراحی ترمیمی شکستگی سر و گردن استخوان فمور انجام شد. کلیه بیماران مورد مطالعه در دوره پیش از عمل داروی انوکسوپارین جهت پیشگیری از ترومبوز وریدهای عمقی دریافت نموده بودند. بیماران با روش یکسان تحت بیهوشی نخاعی قرار گرفتند. در طول عمل جراحی و ریکاوری متغیرهای مرتبط با شدت خونریزی اندازه‌گیری و ثبت شده رابطه آنها با میزان و طول مدت دریافت انوکسوپارین به‌وسیله تست‌های آماری مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌ها: ارتباط معناداری بین فشار متوسط شریانی و میزان خونریزی حین عمل وجود داشت (001/0P=). دوز انوکسوپارین تجویز شده با حجم مایعات دریافتی، میزان خونریزی، مقدار ترانگزامیک اسید، فنیل افرین، لابتالول، TNG و فنتانیل تجویز شده حین عمل با سطح معناداری کمتر از 05/0 همراهی داشت. همچنین ارتباط معناداری بین دوز انوکسوپارین تجویز شده با طول مدت جراحی و اقامت در ریکاوری وجود دارد (05/0P<).
نتیجه‌گیری: تجویز انوکسوپارین پروفیلاکتیک پیش از عمل می‌تواند میزان خونریزی حین عمل و نیاز به تجویز داروهای مهارکننده فیبرینولیز را افزایش دهد، این تاثیر در بیماران با کاهش عملکرد کلیه با سایر بیماران تفاوتی ندارد.

 
فاتح رحیمی، ساناز خاشعی،
دوره 82، شماره 7 - ( 7-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: به‌دلیل افزایش مقاومت آنتی‌بیوتیکی در میان سویه‌های اشرشیا کلای اوروپاتوژنیک نیاز مبرم به توسعه راهکارهای درمانی جدید جهت مدیریت عفونت‌های ادراری می‌باشد. هدف از این مطالعه بررسی اثر اکسید نیتریک بر بیوفیلم سویه‌های اشرشیا کلای اوروپاتوژنیک جداسازی‌شده از بیماران مبتلابه عفونت ادراری بود.
روش بررسی: در این مطالعه در مجموع 3814 ایزوله مشکوک به اشرشیا کلای از یک آزمایشگاه پاتوبیولوژی در محدوده مرکزی شهر تهران در بازه زمانی خرداد 1401 لغایت اردیبهشت 1402 جمع‌آوری و با پرایمرهای اختصاصی ژن tufA مورد تایید قرار گرفتند. جهت بررسی توانایی تولید بیوفیلم از روش‌های کیفی ژلوز قرمز کنگو و کمی میکروتیتر پلیت استفاده شد. همچنین، حضور ژن‌های csgA، cdgD، yedQ و bcsA در سویه‌های مولد بیوفیلم و تعیین اثر اکسید نیتریک بر تشکیل و تخریب بیوفیلم مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌ها: از میان تمامی ایزوله‌های مورد تایید، در مجموع 1309 سویه مولد بیوفیلم و واجد مورفوتایپ‌های rdar (کورلای و سلولز+) (52%)، bdar (کورلای+) (27%) و pdar (سلولز+) (21%) بودند. همچنین 52%، 31% و 17% سویه‌ها به‌ترتیب مولد بیوفیلم قوی، متوسط و ضعیف بودند و فراوانی ژن‌های csgA، cdgD، yedQ و bcsA نیز به‌ترتیب محدود به 87%، 98%، 100% و 79% سویه‌ها بود. غلظت 30 میکرومولار اکسید نیتریک به‌طور معناداری باعث کاهش تشکیل بیوفیلم (40%-17) و افزایش تخریب بیوفیلم (45%-20) شد.
نتیجه‌گیری: یافته‌های این مطالعه موید کاربرد اکسید نیتریک به‌عنوان یک عامل ضد‌بیوفیلمی برای سویه‌های اشرشیا کلای اوروپاتوژنیک بود.

 
محمد پارسا محجوب، ناصر کچوئیان، محمد حاجی آقاجانی، حسین آقامیری، آیناز صمدی، فاطمه امیدی،
دوره 82، شماره 7 - ( 7-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: جراحی قلب در برخی مواقع با پیامدهای مغزی مانند اختلالات شناختی همراه است. تشخیص عوامل مرتبط با اختلالات شناختی پس از جراحی در بیماران قلب‌وعروق در افزایش رضایتمندی بیماران و ارتقای نتایج عمل مهم است. در مطالعه حاضر، فراوانی اختلالات شناختی و فاکتورهای موثر بر آن در بیماران جراحی بای پس عروق کرونر بررسی شد.
روش بررسی: در مطالعه مقطعی حاضر که از مهر ماه سال ۱۳۹۸ تا پایان سال ۱۴۰۰ در بیمارستان امام حسین(ع) تهران انجام شد، تعداد 60 بیمار قلب‌وعروق تحت عمل جراحی بای پس قلبی به شیوه در دسترس انتخاب شدند. اطلاعات دموگرافیک، بالینی و متغیرهای حین عمل برای شرکت‌کنندگان در فرم جمع‌آوری داده ثبت شد. از پرسشنامه معاینه مختصر وضعیت شناختی تحت عنوان (Mini-Mental State Examination MMSE) برای بررسی فراوانی اختلالات شناختی و عملکرد ذهنی و شناختی در بیماران و عوامل موثر بر بروز آن استفاه شد..
یافته‌ها: نتایج نشان داد که 15% از شرکت کنندگان دچار اختلال شناختی شدند. جنسیت و سن از متغیرهای اثرگذار بر بروز اختلالات شناختی پس از عمل جراحی بای‌پس قلبی بود. فراوانی اختلالات شناختی در زنان 14 برابر بیشتر از مردان و در افراد مسن (65 سال و بالاتر) 5/6 برابر مشاهده شد. تزریق خون در زمان عمل و جهش بطنی کمتر از 40% از متغیرهای بالینی موثر بر بروز اختلالات شناختی در بیماران جراحی بای پس عروق کرونر بود.
نتیجه‌گیری: جراحی بای‌پس قلبی، ممکن است با بروز اختلالات شناختی در بیماران قلبی همراه باشد که که زنان و افراد مسن را بیشتر تحت تاثیر قرار می‌دهد.

 
مظفر جان فزا، محمد رحمان رحیمی،
دوره 82، شماره 7 - ( 7-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: فشار‌خون بالا (هایپرتانسیون) یکی از مهمترین عوامل خطرزا برای بیماری‌های قلبی‌وعروقی به شمار می‌رود و به‌دلیل شیوع بالای آن، به‌عنوان یک چالش عمده بهداشت جهانی شناخته می‌شود مطالعه حاضر با هدف تاثیر هشت هفته فعالیت بدنی با مصرف مکمل ویتامین دی بر روی شاخص‌های اندوتلیالی در بیماران هایپر تانسیونی انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش به‌صورت نیمه تجربی پیش‌ آزمون و پس آزمون و از خرداد تا مهر 1401 در بیمارستان سید شهدا ارومیه انجام شد. تعداد۴۰ نفر زن و مرد واجد شرایط به‌صورت تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند (گروه مکمل، گروه دارونما + تمرین، گروه مکمل+ تمرین و گروه کنترل) تقسیم شدند. برنامه تمرینی گروه‌های تجربی شامل هشت هفته تمرین هوازی دویدن بر روی تردمیل (سه جلسه/ هشت هفته) بود. برای ارزیابی متغیرهای بیوشیمیایی 48 ساعت پیش و پس از مداخله در حالت ناشتا خونگیری با حجم 10 سی‌سی انجام شد.
یافته‌ها: نتایج تحقیق نشان می‌دهد هشت هفته تمرین هوازی بر ویتامینD، شاخص توده بدنی، اکسید نیتریک، اندوتلین -1و وزن به‌طور معناداری تاثیر داشت (05/0P<) و میزان فشارخون سیستولیک در گروه‌های مکمل، مکمل + تمرین و تمرین + دارونما نسبت به گروه کنترل تغییر کرد (05/0P<).
نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که مصرف هشت هفته مکمل ویتامین D به‌ همراه فعالیت هوازی باعث کاهش شاخص‌های فشارخونی در افراد حاضر خواهد شد. همچنین مصرف مکمل ویتامینD به همراه فعالیت بدنی باعث کاهش BMI، افزایش NO، کاهش ET-1 و وزن بدن در افراد حاضر در پژوهش شد.

 
سارا رضاپور، محراب دیلمی، مرجان کاظمی‌نیا،
دوره 82، شماره 7 - ( 7-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: دندان‌های مولر اول فک پایین شایعترین دندان‌هایی هستند که تحت درمان اندودنتیک قرار می‌گیرند و از نظر آناتومیکی بسیار چالش برانگیز هستند. دانش کافی از منطقه خطر یا danger zone در ریشه مزیالی مولر‌های اول مندیبل به کاهش ریسک اشتباه پرفوریشن حین درمان کمک می‌کند این یافته‌ها برای کلینیسین در افزایش موقعیت درمان ریشه دندان و آماده‌سازی فضای پست مفید واقع می‌شود.
روش بررسی: این مطالعه تصاویر (Cone Beam Computed Tomography, CBCT) از 144 دندان مولر اول مندیبل از 74 بیمار 18 تا 66 ساله مراجعه کننده به یک مرکز تخصصی رادیولوژی فک وصورت در شهر گرگان در سال های 1397تا 1399 مورد‌بررسی قرار گرفت. میانگین فاصله اوریفیس تا فورکا محاسبه شد و میانگین ضخامت عاج دیستالی کانال‌های مزیوباکال و مزیولینگوال در سه، چهار و پنج میلی‌متری زیر اوریفیس اندازه‌گیری شد. میانگین ضخامت عاج دیستالی بر حسب سن، جنس و سمت فکی مورد‌بررسی قرار گرفت.
یافته‌ها: کمترین میانگین ضخامت دیواره دیستال کانال‌های مزیوباکال و مزیولینگوال در فاصله پنج میلی‌متری زیر اوریفیس کانال قرار داشت. میانگین ضخامت دیواره دیستال کانال‌های مزیوباکال و مزیولینگوال در مردان بیشتر از زنان به‌دست آمد (05/0P<). میانگین ضخامت دیواره دیستال با سن ارتباط معناداری نشان نداد (745/0P=) به جز در ناحیه سه و پنج میلی‌متر زیر اوریفیس در کانال مزیوباکال که با سن ارتباط معنادار داشت (01/0P=) اختلاف معنادار آماری بین دو سمت فکی مشاهده نشد (543/0P=) به جز در ناحیه چهار میلی‌متری زیر اوریفیس در کانال مزیولینگوال (05/0P<).
نتیجه‌گیری: مطالعه حاضر نشان داد که منطقه خطر در عاج دیستالی کانال‌های مزیوباکال و مزیولینگوال دندان‌های مولر اول مندیبل در مردان و زنان در پنج میلی‌متری زیر اوریفیس کانال مشاهده می‌شود.

 
خدیجه رضایی کیخایی، سها شکری، طیبه آذرمهر، مهدی افشاری، مریم نخعی مقدم، کلثوم رضایی کهخایی، لیلی رضایی کهخایی،
دوره 82، شماره 7 - ( 7-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: سقط جنین ختم بارداری پیش از هفته بیستم بارداری می‌باشد که ممکن است خود‌به‌خودی یا القا شده باشد. به‌طورکلی سقط درمانی به‌عنوان ختم حاملگی پیش از هفته بیستم بارداری به‌منظور حفظ جان مادر و جلوگیری از نقص مادرزادی تعریف شده است. هدف از این پژوهش بررسی علل سقط قانونی در زنان مراجعه‌کننده به بیمارستان امیرالمومنین علی(ع) در شهرستان زابل است.
روش بررسی: این مطالعه یک پژوهش توصیفی-مقطعی است. جامعه مورد‌بررسی شامل زنانی بود که در تاریخ یک فروردین تا یک مهر 1401، در بیمارستان امیرالمومنین علی(ع) زابل سقط قانونی انجام داده بودند. پژوهشگران اطلاعات لازم شامل، اطلاعات دموگرافیک، مامایی و بیماری مادر، اختلالات جنینی، نتایج آزمایشات، غربالگری‌های صورت گرفته سونوگرافی، نتیجه پاتولوژی بیماران و سایر شرایطی که منجر به صدور مجوز سقط شده بود را جمع‌آوری کردند.
یافته‌ها: در بازه زمانی مشخص شده 100 پرونده سقط موجود بود که مورد بررسی قرار گرفت و تعداد 78 نفر (78%) از این سقط‌ها علت مادری و 22% آنها علل جنینی داشت. بیشترین علل مادری سقط مشکلات قلبی عروقی (7%) و سن مادران بود. همچنین بیشترین علل جنینی علل مغزی نخاعی (23%) بود. مادرانی که سقط با منشا مادری داشتند به‌طور معناداری مسن‌تر از مادران با سقط با منشا جنینی بودند (009/0P=).
نتیجه‌گیری: مطالعه حاضر نشان داد که در منطقه سیستان، بیشترین موارد سقط قانونی مربوط به ‌دلایل جنینی و سن مادران بوده است.

 
آتوسا قریب، سحر یزدان‌پرست، پیمان محمدی تربتی،
دوره 82، شماره 8 - ( 8-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: تعیین انوع مورفولوژیک کارسینوم اوروتلیال تهاجمی و رفتار تهاجمی آنها به بافتهای اطراف ضروری است. مطالعه حاضر با هدف بررسی انواع واریانت‌های کارسینوم اوروتلیال و ارتباط آن با تهاجم به موسکولاریس پروپریا انجام شد. 
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی جمعیت مورد مطالعه شامل: کلیه بیماران مبتلا به کارسینوم اورتلیال و سایر بدخیمی‌های مثانه با سابقه بستری در بیمارستان‌های لبافی‌نژاد و مدرس در فروردین 1401 لغایت اسفند 1398 بودند. جهت جمع‌آوری داده‌ها پس از تایید کمیته اخلاق دانشگاه، از بایگانی بخش پاتولوژی بیمارستان‌های لبافی‌نژاد و مدرس پرونده‌های بیماران مبتلا به کارسینوم اورتلیال و سایر بدخیمی‌های مثانه استخراج شدند. اطلاعات زمینه‌ای، خصوصیات بالینی، داده‌های آزمایشگاهی و پاتولوژیک بیماران از طریق بازبینی پرونده بایگانی آنها گرداوری و ثبت شد. ارزیابی تمایز دایورجنت و مورفولوژی واریانت‌های گوناگون کارسینوم‌های وارد شده به مطالعه انجام گردید و درصد هریک از آنها تعیین شد. همچنین، موارد با تهاجم موسکولاریس پروپریا مشخص شده و فراوانی‌های هر نوع تهاجم در انواع واریانت ها تعیین گردید. 
یافته‌ها: در مجموع 1243 بیمار در این مطالعه شرکت کردند. میانگین و انحراف‌معیار سن بیماران به‌ترتیب: 2/65 و 2/11 سال بود. 152 نفر (3/12%) زن و 1091 نفر (7/87%) مرد بودند. بیماران دارای مرحله PT1 بیش از 50% موارد را تشکیل می‌دهند. بیماران مرحله PT4 تنها 7/2% از موارد را تشکیل می‌دهند. بیشترین فراوانی در کارسینوم اوروتلیال پاپیلاری گرید پایین مشاهده شد.
نتیجه‌گیری: مطالعه حاضر نشان داد، کمتر از 30% بیماران دارای تهاجم ماسکولاریس پروپریا بوده‌اند. در کارسینوم اوروتلیال تهاجمی با گرید بالا در مقایسه با سایر انواع هیستولوژیک در نسبت بیشتری از بیماران تهاجم موسکولاریس پروپریا مشاهده شده است و در کارسینوم اوروتلیال تهاجمی با گرید پایین کمترین نسبت تهاجم موسکولاریس پروپریا دیده شده است.

 
پروین تقوی‌نژاد، محمد قاسم حنفی، احمد فخری‌زاده،
دوره 82، شماره 8 - ( 8-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از مطالعه حاضر، بررسی ارتباط هم‌راستایی مفصل‌زانو و نقص‌غضروف مفصل کشککی-رانی توسط تصاویر MRI می‌باشد.
روش بررسی: در این مطالعه‌ی مقطعی، به‌صورت گذشته‌نگر 530 تصویر MRI از زانوی افراد بالای 30 سال سن که به بیمارستان‌های گلستان و امام‌خمینی در شهر اهواز‌، خوزستان، ایران، در بازه زمانی فروردین 1402 الی فروردین 1403 به‌دلیل درد زانوی غیرضربه‌ای مراجعه نموده‌بودند، مورد بررسی قرارگرفت. پارامترهای زاویه شیاری استخوان ران، عمق شیاری استخوان ران، جابجایی جانبی کشکک، زاویه جانبی پاتلوفمورال، فاصله شیار توبرکل درشت‌نی-تروکلئر، زاویه‌ی شیب کشکک و ارتفاع کشکک مورد بررسی قرار گرفت. علاوه‌براین، شاخص Caton-Deschamps و همچنین درجه نقص‌غضروف کانونی در مفصل زانو مورد بررسی قرار‌گرفت.
یافته‌ها: از لحاظ شاخص توده‌ی بدنی، 7/15% از بیماران مورد مطالعه دچار کمبود وزن، 3/42% وزن مناسب، 1/31% اضافه وزن، 4/10% دچار چاقی، 6/0% فوق‌العاده چاق بودند. بین شاخص توده‌ی بدنی و نقص‌غضروف مفصلی-جانبی کشککی، درشت‌نی و رانی ارتباط معناداری وجود داشته است. همچنین، بین سن و نقص‌غضروف مفصلی-جانبی درشت‌نی و رانی ارتباط معناداری وجود دارد. بین نقص‌غضروف مفصلی-داخلی و مفصلی-جانبی کشکک با دررفتگی جانبی کشکک، زاویه جانبی کشککی-رانی، فاصله برجستگی درشت‌نی-شیار قرقره‌ای و زاویه شیب کشکک ارتباط معناداری وجود داشت. علاوه‌براین، بین نقص‌غضروف مفصلی- داخلی کشکک با زاویه شیاری زانو نیز ارتباط معناداری وجود داشت.
نتیجه‌گیری: عدم هم‌راستایی کشککی-رانی با نقص‌غضروف مفصل زانو همراه است. نتایج حاصل از‌این مطالعه برای پزشکان و متخصصان مفید خواهد‌بود و می‌توان با تشخیص زود هنگام از ایجاد آرتروز زانو جلوگیری کرد. در نهایت مطالعه حاضر ارتباط معناداری را بین پارامترهای مختلف هم‌ترازی مفصل زانو و نقص‌غضروف نشان‌ داد.

 
مائده افشار، محبوبه حداد، علی‌اکبر حیدری، مجید خادم رضائیان،
دوره 82، شماره 8 - ( 8-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: بروسلوز شایعترین بیماری زئونوز در سراسر جهان است و به‌‌ویژه در کشورهای درحال‌توسعه، یکی از دغدغه‌های مهم بهداشتی به‌شمار می‌آید. این بیماری می‌تواند با باکتریمی همراه باشد. تشخیص قطعی بروسلوز با جداسازی ارگانیسم از کشت خون، مایعات یا بافت‌های بدن گذاشته می‌شود اگرچه تست آگلوتیناسیون سرم معمولا به‌عنوان تکنیک رفرنس شناخته شده است. مطالعه حاضر با هدف تعیین ویژگی‌های اپیدمیولوژیک، بالینی، پاراکلینیک و پیامد بالینی بیماران بستری با کشت خون مثبت از لحاظ بروسلا انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه به‌صورت مقطعی گذشته‌نگر و توصیفی به بررسی ویژگی‌های اپیدمیولوژیک، یافته‌های بالینی و آزمایشگاهی و پیامد بالینی بیماران بستری با کشت خون مثبت از لحاظ بروسلا در بازه زمانی فروردین 1390 تا اسفند 1400در بیمارستانهای امام‌رضا و قائم مشهد پرداخت.
یافته‌ها: از 32 بیمار مورد مطالعه با میانگین سنی 18±8/38 سال، 17 بیمار (1/53%) مذکر بودند. شایعترین بیماری زمینه‌ای، بیماریهای قلبی بود و نقص ایمنی در حدود 7/15% از بیماران وجود داشت. تب و آرتریت تک‌مفصلی به‌ترتیب شایعترین علامت و نشانه در بیماران بودند. در 12 بیمار (5/37%) بررسی‌های سرولوژیک بروسلا منفی بود. 4/84% از بیماران آنمی داشتند. هیچیک از بیماران فوت نشدند.
نتیجه‌گیری: میزان قابل‌توجهی از بیماران با کشت خون مثبت از نظر بروسلا، ممکن است با استفاده از تست‌های سرولوژی شناسایی نشوند بنابراین درصورت شک بالینی قوی به بروسلوز، کشت خون نیز باید برای بیماران در نظر گرفته شود. براساس این مطالعه باکتریمی در بیماران بروسلوز با تلفات جانی همراه نیست و این بیماران به‌خوبی به رژیم‌های معمول آنتی‌بیوتیک پاسخ می‌دهند.

 
فاطمه رسولی امیری، خدیجه ازوجی، سید رضا حسینی، علی بیژنی، کیوان لطیفی،
دوره 82، شماره 8 - ( 8-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: افراد مبتلا به درد مزمن، تا حدی در نتیجه مرگ‌ومیر بیش از حد ناشی از بیماری‌های قلبی- عروقی (CVD)، امید به زندگی کمتری در مقایسه با جمعیت عمومی دارند. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط درد مزمن با عوامل خطر بیماری‌های قلبی-عروقی در سالمندان مبتلا به دیابت نوع دو بوده است.
روش بررسی: 400 بیمار سالمند مبتلا به دیابت نوع دو فاز یک مطالعه کوهورت سالمندان امیرکلا (AHAP) که در بازه زمانی فروردین1390 تا اسفند 1395 در دانشگاه علوم پزشکی بابل انجام گردید، به دو گروه 200 نفره با درد مزمن و بدون درد مزمن تقسیم شدند. سپس برخی عوامل خطر بیماری‌های قلبی- عروقی نظیر سطح فعالیت فیزیکی، شاخص توده بدنی، سطوح قندخون، وضعیت پروفایل لیپید خون، فشارخون بالا و سیگار کشیدن، بیماری‌های زمینه‌ای بیماران بررسی شدند.
یافته‌ها: در بررسی متغیرهای پایه در سالمندان با و بدون درد مبتلا به دیابت مشخص شد که زنان یا 184 نفر (4/54%) بیشتر از مردان با 154 نفر (6/45%) داشتن درد را گزارش نمودند که وجود درد بین دو جنس اختلاف معناداری دارد (001/0=P). سطح تحصیلات نیز با داشتن درد در ارتباط بوده است به‌طوری‌که 229 نفر (8/67%) سالمندان با داشتن درد، بی‌سواد بودند و این ارتباط معنادار بوده است (006/0P=). 279 نفر (5/82%) سالمندان با فعالیت فیزیکی بالاتر، میزان درد کمتری نسبت به سالمندان با فعالیت فیزیکی کمتر داشتند (001/0=P). سطح تری‌گلیسرید و سابقه بیماری زمینه‌ای در سالمندان بدون درد کمتر بوده است (009/0 و 002/0=P).
نتیجه‌گیری: در سالمندان بدون درد مزمن، سطح تری‌گلیسرید پایین‌تر، فعالیت فیزیکی بیشتر و تعداد بیماری زمینه‌ای کمتری وجود داشت.

 
رضا صحرایی، فاطمه افتخاریان، نوید کلانی، هاجر تقی‌زاده،
دوره 82، شماره 8 - ( 8-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: آمبولی ریوی زمانی رخ می‌دهد که یک لخته خون، شریان ریوی یا شاخه‌های آن را مسدود کند. مطالعه حاضر به گزارش یک مورد آمبولی حاد ریوی پس از عمل جراحی هیسترکتومی پرداخته است.
معرفی بیمار: بیمار زن 52 ساله‌ای که به‌دلیل خونریزی واژینال از سه هفته قبل کاندید عمل جراحی عمل جراحی بیرون آوردن رحم از شکم+ در آوردن دو طرفه تخمدان و لوله‌ها (Total Abdominal hysterectomy (TAH) + BiLateral salpingo oophorectomy, BSo) شد. یک روز پس از عمل جراحی بیمار شروع به راه رفتن در بخش نمود که ناگهان دچار سنکوپ شد. در زمان احیاء قلبی عروقی اکوکاردیوگرافی بیمار نشان دهنده لخته در شریان ریوی پروگزیمال راست و چپ بود که دوز مناسب رتپلاز (Reteplase) با تشخیص آمبولی وسیع ریوی تجویز گردید. متاسفانه علیرغم تلاش تیم پزشکی بیمار مذکور فوت شد.
نتیجه‌گیری: براساس نتایج حاصل از مطالعه حاضر بیمارانی که با سابقه خونریزی قبلی جهت انجام هیسترکتومی مورد عمل جراحی قرار میگیرند در خطر بروز آمبولی حاد ریوی هستند.

 
محمد حاجی آقاجانی، محمد پارسا محجوب، رضا میری، رکسانا صادقی، فاطمه امیدی، مریم روزی‌طلب،
دوره 82، شماره 9 - ( 9-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: تغییرات قلب در بارداری، به‌ویژه تغییرات سمت چپ قلب طی پژوهش‌های مختلف ارزیابی شده‌اند. با این‌حال، تغییرات بطن راست به خوبی مورد بررسی قرار نگرفته است. بدین ترتیب، پژوهش حاضر با هدف مقایسه تغییرات شاخص های اکوکاردیوگرافیک بطن راست در زنان باردار و زنان غیرباردار انجام شد.
روش بررسی: مطالعه به شیوه مورد-شاهدی انجام شد و 30 زن باردار در سه ماهه دوم سالم مراجعه‌کننده به درمانگاه زنان بیمارستان امام حسین (ع) تهران با روش اکوکاردیوگرافی بررسی شده و نتایج آنها با 30 زن غیرباردار و سالم مقایسه شدند. مطالعه از فروردین 1402 الی فروردین 1403 انجام شد. داده‌های زمینه‌ای شامل سن، قد، وزن و شاخص توده بدنی ثبت و مقایسه شدند. همچنین، شاخص‌های آناتومیکی و عملکردی بطن راست ارزیابی و مقایسه شدند.
یافته‌ها: دو گروه مورد بررسی از نظر سنی مشابه، ولی وزن، قد و شاخص توده بدنی در دو گروه متفاوت بود، به طوری که وزن و شاخص توده بدنی در زنان باردار و قد در زنان غیرباردار به‌طور معناداری بیشتر بود (05/0P<). مقایسه شاخص‌های اکوکاردیوگرافیک نشان داد (Tricuspid regurgitation gradient, TRG) و (Fractional area change, FAC) در دو گروه به‌طور معناداری متفاوت بود (در زنان باردار شاخص TRG بیشتر و شاخص FAC کمتر بود (05/0P<).
نتیجه‌گیری: شاخص‌های FAC وTRG به‌طور معناداری بین زنان باردار و گروه شاهد متفاوت بودند. توجه به تغییرات مقادیر طبیعی این متغیرها در زنان باردار می‌تواند در تسریع تشخیص اختلالات و پیشگیری از بروز وقایع قلبی حین بارداری مفید باشند.

 
پوریا ادیبی، مهرداد صیادی‌نیا، پرنیا دبیری، مجید وطن‌خواه، مهرداد ملک‌شعار، طیبه زارعی، بی‌بی منا رضوی،
دوره 82، شماره 9 - ( 9-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: ارزیابی اضطراب پیش از عمل باعث می‌شود که بی‌دردی بهتر در دوره پس از عمل و تجربه بهتر به بیمار ارائه شود. با این حال، تحقیقات کمی وجود دارد که کامل و دقیق علت و عوامل اضطراب را در این جمعیت بررسی کند. بنابراین هدف از انجام این مطالعه بررسی عوامل مرتبط با اضطراب در بیماران الکتیو چشم بیمارستان شهید محمدی بندرعباس می‌باشد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی بر روی 180 نفر از بیماران مراجعه‌کننده به بیمارستان شهید محمدی بندرعباس در بازه زمانی فروردین تا شهریور 1402 انجام شد. ابزار جمع‌آوری اطلاعات در این مطالعه چک لیست شامل جنسیت، سن، علل اضطراب، میزان تحصیلات بیمار، سابقه قبلی انجام جراحی چشم، سابقه قبلی جراحی‌های غیر چشم و ابتلابه سایر بیماری‌های زمینه‌ای، می‌باشد. میزان اضطراب در دو مرحله پیش و پس از عمل چشم براساس معیار سنجش اضطراب (Visual analogue scale for anxiety, VASA)، سنجیده شد.
یافته‌ها: عمده بیماران (8/52%) علت نامشخصی را به‌عنوان عامل اضطراب زا ذکر کردند و کمترین فراوانی در میان علل اضطراب‌زای ذکر شده توسط بیماران ترس از مرگ در اثر جراحی بود. میزان اضطراب در بیمارانی که سابقه جراحی غیرچشمی داشتند، به شکل معناداری کمتر بود. بیمارانی که علت نامشخص، خود جراحی و مشکلات مالی را به‌عنوان علت اضطراب خود ذکر کردند به شکل معناداری اضطراب پیش از عمل و اضطراب پس از عمل بالاتری را تجربه کردند.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که میزان اضطراب در بیمارانی که سابقه جراحی چشمی و غیرچشمی دارند به شکل معناداری کمتر است.

 
حامد زمانیان، احمد شالباف،
دوره 82، شماره 10 - ( 10-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: ابتلا به بیماری‌ کبد چرب غیرالکلی، به‌دلایلی چون چاقی مفرط، دیابت نوع دوم و ناهمگونی‌های هورمونی به‌طور قابل‌توجهی شیوع پیدا کرده است. هدف از این مقاله، ارائه یک الگوریتم کاربردی براساس الگوریتم‌های تفسیرپذیر یادگیری ماشین برای تشخیص افراد مبتلا به چربی کبد غیرالکلی و تعیین شدت و گستردگی بیماری به کمک اطلاعات بالینی می‌باشد.
روش بررسی: در این راستا، مجموع 181 بیمار مبتلا به درجه‌های مختلف بیماری کبد چرب غیرالکلی، مورد بررسی قرار گرفتند. این مجموعه داده در بازه زمانی بهمن 1389 تا دی سال 1398 در بیمارستان دانشگاه ایهایم با تشخیص ابتلا یا عدم ابتلا به کبد چرب براساس نتیجه ارزیابی پاتولوژیکی نمونه کبدی جمع‌آوری شده است. برای این دادگان، از روش الگوریتم‌های انتخاب ویژگی برای تعیین ویژگی‌های غالب و روش‌های طبقه‌بندی مختلف برای تعیین سطح شدت شاخص‌های شدت کبد چرب استفاده شد. همچنین برای تفسیر بهتر کارکرد روش‌های مورد استفاده، این اطلاعات به کمک الگوریتم‌های هوش مصنوعی تفسیرپذیر، تحلیل و بررسی شد.
یافته‌ها: استفاده از روش کلاس‌بندی XGBoost به‌همراه روش انتخاب ویژگی رو به‌جلو، منجر به‌دقت 5/5±23/69% برای شاخص‌ شدت کبد چرب گردید. بررسی این دادگان توسط الگوریتم‌های تفسیرپذیری هوش مصنوعی نشان داد که متغیرهای سن، BMI، HDL، LDL، HbA1c، و GPT به ازاء سه کلاس تعیین شده و شاخص‌های GPT، سن، BMI، HDL، HbA1c، LDL، تری گلیسراید، و کلسترول در تعیین کارایی مدل کلی، جزو اثرگذارترین متغیرهای بالینی هستند که در طبقه‌بندی شدت بیماری کبد نقش مهمی دارند.
نتیجه‌گیری: بررسی‌های این مطالعه به‌خوبی نشان داد که می‌توان تخمین قابل قبولی از شدت ابتلا به بیماری کبد چرب به‌دست آورد که همین موضوع می‌تواند در تعیین درجه ابتلا برای اقدامات درمانی بعدی بیماران کمک‌کننده باشد و از تحمیل هزینه‌های درمانی به سیستم درمانی و بیمار جلوگیری نماید.

 

صفحه 55 از 57     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb