1139 نتیجه برای ری
حسنا مرادی، ناصر بهپور، مهرداد پاینده، منصور خزاعی،
دوره 82، شماره 10 - ( 10-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش نرخ بقا در بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال، توجه به کیفیت زندگی و کاهش خطر عود بیماری را به موضوعی مهم در مراقبتهای حمایتی تبدیل کرده است. تمرینات اینتروال با شدت بالا (High-intensity interval training, HITT)، بهدلیل اثرات بالقوه بر بهبود عملکرد جسمی، کیفیت زندگی و کاهش شاخصهای التهابی و توموری مورد توجه پژوهشگران قرار گرفتهاند. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر هشت هفته تمرینات HIIT بر سطح آنتیژن کارسینوامبریونیک، کیفیت زندگی و کیفیت خواب در زنان مبتلا به سرطان کولورکتال بود.
روش بررسی: این پژوهش نیمه تجربی بهصورت پیشآزمون-پسآزمون با گروه شاهد از تیر لغایت شهریور 1400 در مجموعه ورزشی بانوان کوثر کرمانشاه انجام شد. 12 نفر از بازماندگان زن سرطان کولورکتال (میانگین سنی 99/4±66/55 سال) بهصورت تصادفی در دو گروه شش نفره (تجربی و شاهد) قرار گرفتند. گروه تجربی بهمدت هشت هفته، تمرینات اینتروال با شدت بالا را انجام دادند. جهت سنجش کیفیت خواب از پرسشنامه استاندارد پتزبورگ و برای ارزیابی کیفیت زندگی از پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت استفاده شد.
یافتهها: سطح آنتیژن کارسینوامبریونیک CEA در گروه تجربی پس از مداخله افزایش یافت اما این مقدار از نظر آماری معنادار نبود (33/3-66/1: 95%CI، 79/0±49/2: mean±SD، 456/0P=)، در حالیکه در گروه کنترل کاهش معناداری در مقدار CEA مشاهده گردید (25/1-84/0: 95%CI، 22/0±04/1: mean±SD، 044/0P=). از طرفی، این مداخله موجب بهبود معنادار کیفیت خواب (72/6-237/3: 95%CI، 19/2±00/5: mean±SD، 027/0P=) و کیفیت زندگی (11/84-88: 95%CI، 40/9±77: mean±SD، 028/0P=) در گروه تجربی شد. درگروه کنترل نیز تغییر معناداری در شاخصهای کیفیت خواب و کیفیت زندگی مشاهده نگردید.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که تمرینات اینتروال با شدت بالا میتواند بهعنوان یک مداخله غیردارویی موثر جهت بهبود کیفیت خواب و کیفیت زندگی در بازماندگان سرطان کولورکتال مورد استفاده قرار گیرد. اگرچه به نظر میرسد تاثیر این تمرینات بر شاخصهای زیستی نیازمند مطالعات بیشتر میباشد.
نوید کلانی، مسعود قانعی، حسین حکیم الهی،
دوره 82، شماره 10 - ( 10-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: واریکوسل که بهعنوان بزرگشدن و پیچخوردگی غیرطبیعی وریدها در شبکه پامپینیفرم تعریف میشود، شایعترین علت قابل اصلاح ناباروری مردان است. مطالعه حاضر به گزارش یک مورد باروری بهدنبال درمان واریکوسل و انسداد مجرای انزالی پرداخته است.
معرفی بیمار: بیمار آقای 39 ساله با سابقه ناباروری خانوادگی (کاریوتیپ، کروموزوم و هورمون نرمال) از حدود 20 سال بهدلیل آزوسیرمی و با سابقه واریکوسل خفیف چپ، پس از دوبار بیویسی بیضه و عدم استحصال اسپرم، به درمانگاه اورولوژی بیمارستان پیمانیه شهرستان جهرم در سال 1402 مراجعه نمود. طبق معاینه واریکوسل خفیف دو طرفه، بیمار تحت واریکوسلکتومی دو طرفه میکروسکوپیک با برش اینگوینال قرار گرفت و همزمان تحت فلوروسکویی و وازوگرافی قرار گرفت که حاکی از تنگی مجرای انزالی بود و لذا تحت رزکسیون محل تنگی از طریق مجرا قرار گرفت. سه ماه بعد بیمار با آنالیز منی کاملا نرمال مراجعه نمود و اظهار داشت که همسرش یک حاملگی منجر به سقط در ماه گذشته داشته است. چند ماه بعد، حاملگی دوم منجر به تولد نوزاد پسر سالم از طریق سزارین شد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که درمان واریکوسل توام با رفع علل انسدادی میتواند تاثیر قابلتوجهی در بهبود پارامترهای باروری و افزایش شانس باروری بیماران داشته باشد.
فاطمه کیایی، کیانا بهانی، حشمت شاهی،
دوره 82، شماره 11 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: آلودگی به هلیکوباکتر پیلوری (Helicobacter Pylori) شایع بوده و پیامدهای زیانبار آن ممکن است از گاستریت مزمن تا کارسینوم معده متفاوت باشد. التهاب مزمن میتواند علت اصلی پیشرفت بیماری باشد که عمیقا تحت تاثیر پاسخهای ایمنی تطبیقی و ایمنی هومورال است. از نقطه نظر ایمنی سلولار، این مطالعه با هدف روشن کردن ارتباط پیچیده بین اینترلوکین 21 و اینترلوکین 23 در زمینه بیماریهای مرتبط با هلیکوباکتر پیلوری و اختلالات التهابی دستگاه گوارش است.
روش بررسی: در این بررسی در پایگاه داده PubMed با استفاده از فرمت MESH کلمات کلیدی "هلیکوباکتر پیلوری" و "اینترلوکین 21" و "اینترلوکین23" و "سرطان معده" جهت جستجوی مطالعات انگلیسی زبان استفاده شد. مقالاتی که مروری، گزارش موردی و یا نامه به سردبیر بودند حذف شدند.
یافتهها: اینترلوکین 23 با تحریک سلولهای T و کاهش تولید اینترلوکین 10، التهاب روده را تشدید میکند، درحالیکه سلولهای T فاقد گیرنده اینترلوکین 23 باعث افزایش Treg و حفظ هموستاز روده میشوند. اینترلوکین 21 در التهاب مزمن بافت روده و معده نقش دارد، سطح آن در بیماران کولیت اولسراتیو بالاست و موجب جذب سلولهای التهابی و افزایش التهاب و رگزایی میشود.
نتیجهگیری: Th17 دارای اثرات دوگانه ضدمیکروبی هستند. وجود سایتوکینهای مرتبط، مانند اینترلوکین 21 و اینترلوکین 23، برای حفظ سلولهای Th17 و نقشهای حمایت آن در پاسخهای ایمنی هومورال نظیر تولید آنتیبادیها ضروری است. درک درستی از تعامل پویا بین پاسخهای ایمونولوژیک در بیماریهای مرتبط با هلیکوباکتر پیلوری و فرآیندهای التهابی ممکن است توسعه مداخلات درمانی مبتنی بر علم ایمنی شناسی را افزایش دهد.
فرحناز بیداری زرهپوش، مهدیه صفاری، شهرام ثابتی، کاوه ابراهیمزاده، محبوبه طاهری،
دوره 82، شماره 11 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف بررسی مارکرهای ACTH، KI67، CAM5.2، GH، PRL، FSH، LH، TSH در نمونه پاتولوژی بیماران مبتلابه تومور نوراندوکرین هیپوفیز با رنگ آمیزی IHC انجام شد.
روش بررسی: کلیه بیماران مبتلا به PitNETs که از سال 1399 تا سال 1401 در بیمارستان لقمان مورد جراحی قرار گرفته بودند، وارد مطالعه شدند. لام های تهیه شده، با رنگ امیزی IHC آماده و مارکرهای ACTH، KI67 ،CAM5.2 ،GH ،PRL ،FSH ،LH ،TSH مورد ارزیابی قرار گرفت. برای 16 بیمار با مارکرهای اولیه بررسی شده منفی رنگ آمیزی IHC برای transcription factor های SF1-PIT1-TPit گذاشته شد.
یافتهها: 424 بیمار در این مطالعه شرکت کردند. میانگین و انحراف معیار سن بیماران مورد بررسی به ترتیب 7/43 و 7/13 سال بود. مارکرهای LH و FSH دارای بیشترین و مارکر TSH دارای کمترین نسبت موارد مثبت بودهاند. امکان مثبت شدن مارکرهای LH و FSH در مردان بهصورت معناداری از زنان بیشتر و برعکس، امکان مثبت شدن مارکرهای GH و ACTH در زنان بهطور معناداری از مردان بیشتر است. امکان مثبت شدن مارکرهای LH و FSH در بیماران بالای 40 سال بهصورت معناداری از بیماران40 سال و کمتر بیشتر و برعکس امکان مثبت شدن مارکرهای GH و PRL در بیماران 40 سال و کمتر بهطور معناداری از بیماران بالای 40 سال بیشتر است. اکثر موارد (3/66%) در طول دوره پیگیری درمان شدهاند.
نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهند که شناخت پاتولوژیک دقیق تومورها نقش مهمی در انتخاب روش درمانی، بهویژه درمان دارویی و جراحی، دارد و میتواند به بهبود مدیریت بیماران منجر شود.
مجتبی قائدی، مجتبی سهرابپور، غلامرضا معتضدیان، نوید کلانی، رضا صحرایی، محمد صادق صنیع جهرمی،
دوره 82، شماره 11 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: بیثباتی همودینامیک یکی از عواملی است که میتواند باعث خونریزی حین عمل شود است و کیفیت دید جراح، عوارض حین و پس از عمل و نتیجه جراحی را تحت تاثیر قرار دهد. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر دکسمدتومدین وریدی بر پارامترهای همودینامیک در بیماران تحت عمل جراحی سپتورینوپلاستی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سویه کور بر روی 50 بیمار 18 تا 45 سال تحت عمل جراحی سپتورینوپلاستی مراجعهکننده به بیمارستان استاد مطهری شهرستان جهرم در بازه زمانی اردیبهشت تا شهریور 1402 انجام شد. بیماران بهطور تصادفی به دو گروه دکسمدتومیدین و کنترل، تقسیم شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل سن، جنسیت، شاخص توده بدنی، متغیرهای همودینامیک (فشارخون سیستولیک و دیاستولیک، فشار متوسط شریانی، ضربان قلب و درصد اشباع اکسیژن خون شریانی)، میباشد.
یافتهها: روند تغییرات متغیرهای همودینامیک (فشارخون سیستولیک و دیاستولیک، فشار متوسط شریانی و ضربان قلب) در گروه دکسمدتومیدین از زمانهای پیش از اینداکشن تا خارج از ریکاوری تفاوت معناداری را نشان داد (001/0>P). در زمانهای پس از اینداکشن، یک دقیقه، پنج دقیقه، 15 دقیقه، 30 دقیقه، 60 دقیقه و در ریکاوری و خارج از ریکاوری تفاوت معناداری در میانگین فشارخون سیستولیک و دیاستولیک و فشار متوسط شریانی بین دو گروه مشاهده شد (05/0>P). مقایسه دو گروه مداخله و کنترل از نظر متغیرهای ضربان قلب و درصد اشباع اکسیژن خون شریانی (به جز زمان در ریکاوری) تفاوت معناداری را نشان نداد.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که دکسمدتومدین با کاهش تغییرات همودینامیک حین عمل همراه بوده است. بنابراین میتوان از این دارو بهعنوان یک داروی کمک بیهوشی در اعمال جراحی بهره برد.
الهام رجایی، فروغ نخستین، مائده اختلاط، نسرین مسیحپور، مریم دستورپور،
دوره 82، شماره 11 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای التهابی خودایمنی اغلب با عوارض شدید و مزمنی همراه هستند و تقریبا 4/9%-6/7 از جمعیت جهان را تحت تاثیر قرار میدهند. مطالعه حاضر با هدف بررسی فراوانی عوارض چشمی داروهای ضدفاکتور نکروز توموری آلفا در بیماران مبتلابه روماتیسم انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، 122 بیمار مبتلابه بیماریهای روماتیسمی مورد بررسی قرار گرفتند که تحت درمان با داروهای مهارکننده فاکتور نکروز توموری آلفا بودند و به بیمارستان گلستان اهواز در فاصله زمانی 1398 تا 1401 ارجاع شدند. عوارض چشمی پس از شش ماه درمان با داروهای مهارکننده فاکتور نکروز توموری آلفا توسط چشم پزشک ارزیابی شد.
یافتهها: از 122 بیمار، 59 نفر (36/48%) به آرتریت روماتوئید و 36 نفر (51/29%) به اسپوندیلیت آنکیلوزان مبتلا بودند. در 38/7% از عوارض چشمی گزارش شده، یووئیت قدامی شایعترین عارضه (28/3%) بود. نوع داروی ضدفاکتور نکروز توموری آلفا با بروز عوارض چشمی ارتباط معناداری نداشت و عوارض چشمی بیشتر در بیمارانی مشاهده شد که اتانرسپت مصرف میکردند، اما تفاوت معناداری در مصرف دو داروی دیگر مشاهده نشد (1/0=P). میانگین طول مدت بیماری در بیماران با عوارض چشمی بالاتر از گروه بیماران بدون عوارض چشمی بود (13/4±5/47 در برابر 58/2±3/22 سال) و (03/0=P). ارتباط معناداری بین طول مدت مصرف داروهای ضدفاکتور نکروز توموری آلفا و عوارض چشمی مشاهده نشد (66/0P=).
نتیجهگیری: باتوجه به بروز بیشتر عوارض چشمی در بیمارانی که داروی اتانرسپت مصرف میکردند و همچنین وجود ارتباط معنادار میان طول مدت بیماری با بروز عوارض چشمی، نظارت بر درمان طولانی مدت و فالوآپ بیماران روماتیسمی که داروی ضدفاکتور نکروز توموری آلفا را مصرف میکنند از اهمیت بالایی برخوردار است.
ندا فرجی، محبوبه علیزاده، اصغر قربانی، حدیثه هوسمی رودسری، سمانه اکبرپور، محمد عارفی،
دوره 82، شماره 11 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف افزایش آمیلاز سرم در برخی بیماران مبتلا به کووید -19 به ویژه در موارد شدید بیماری گزارش شده است. این افزایش میتواند نشاندهنده درگیری پانکراس (پانکراتیت) ناشی از عفونت ویروسی نیز باشد. این مطالعه مقطعی با هدف ارزیابی نقش سطح آمیلاز سرم به عنوان نشانگر پیشآگهی در بیماران کووید-۱۹ انجام شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر به صورت مقطعی توصیفی بر روی ۱۵۰ بیمار بستری شده با تشخیص قطعی کووید-۱۹ در بیمارستان بهارلو تهران طی دوره یکساله (تیر 1400-تیر 1401) انجام گردید. در این مطالعه، سطح آمیلاز سرم تمام بیماران در ۲۴ ساعت اول بستری با روش سنجش رنگسنجی اندازهگیری شد. معیار افزایش آمیلاز، سطحی بیش از سه برابر حد نرمال (بیشتر از ۳۰۰ واحد بر لیتر) در نظر گرفته شد. دادههای دموگرافیک، بالینی و پیامدهای درمانی شامل مدت بستری، نیاز به پذیرش در بخش مراقبتهای ویژه و مرگومیر ثبت گردید.
یافتهها: نتایج مطالعه نشان داد که ۳۰ بیمار (20%) سطح آمیلاز سرم بالا داشتند. این گروه در مقایسه با بیماران دارای سطح نرمال آمیلاز، میانگین مدت بستری طولانیتری داشتند (۱۴ روز در مقابل هشت روز، 003/0P=)، همچنین نرخ مرگومیر در گروه با آمیلاز بالا به طور معناداری بیشتر بود (15% در مقابل 5%، 02/0P=)، نیاز به بستری در بخش مراقبتهای ویژه نیز در این گروه بالاتر گزارش شد (۲۵% در مقابل ۱۰%، 01/0P=). تحلیل رگرسیون لجستیک چندمتغیره پس از تعدیل اثر سن، جنس و بیماریهای همراه نشان داد که سطح آمیلاز بالا به صورت مستقل با پیامدهای نامطلوب بالینی مرتبط است (OR=2.3, 95% CI:1.4-3.8).
نتیجهگیری: این یافتهها نشان میدهد که اندازهگیری سطح آمیلاز سرم در بدو پذیرش میتواند بهعنوان یک نشانگر ساده و در دسترس برای شناسایی بیماران پرخطر مفید باشد. افزایش سطح آمیلاز در بیماران کووید -19 نشانه بیولوژیکی مهمی از درگیری چندارگانی (پانکراس و کلیه) و التهاب شدید است که با پیش آگهی بدتر و مرگومیر بالاتر مرتبط است. پایش این نشانگر میتواند به تصمیم گیری بالینی و بهبود پیامد کمک کند.
محمود خدابنده، محمدرضا عبدالصالحی، مجتبی گرجی،
دوره 82، شماره 11 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سل مادرزادی یک بیماری نادر اما جدی در نوزادان و شیرخواران است که اغلب با علائم غیراختصاصی تنفسی تظاهر مییابد. درگیری ریوی در سل میتواند تظاهرات مشابه پنومونی باکتریال با میکروارگانیسمهای معمول را داشته باشد. در صورت عدمپاسخ به درمان در پنومونی باید از نظر عفونت با توبرکلوزیس بررسی شود. هدف از این مطالعه معرفی شیرخوار دو ماهه با شک به پنومونی باکتریال بود که در نهایت تشخیص سل مسجل شد.
معرفی بیمار: این گزارش موردی به بررسی یک نوزاد دو ماهه مبتلا به سل میپردازد که با شکایت از دیسترس تنفسی شدید به اورژانس مراجعه کرده بود. علیرغم بستریهای مکرر و درمانهای اولیه آنتیبیوتیکی، علائم بیمار بهبود نیافت و نهایتا به مرکز طبی کودکان ارجاع شد. تصویربرداری سینه نشاندهنده کدورتهای رتیکولار منتشر، کدورت آلوئولار لوب تحتانی ریه راست و کدورت پارا هیلار در ریه چپ بود. آزمایشات اولیه شامل افزایش سطح CRP، ESR، WBC، پلاکت واختلالات گازهای خون شریانی بود. با وجود منفی بودن سه نمونه شیره معده از نظر سل، برونکوسکوپی انجام و نمونه لاواژ برونکوآلوئولار (BAL) جهت بررسی واکنش زنجیره ای پلیمراز (PCR) مایکوباکتریوم توبرکلوزیس ارسال شد که نتیجه آن مثبت بود و تشخیص سل را تایید نمود. والدین اگرچه علائم تنفسی نداشتند، اما مادر از نظر تصویربرداری دچار درگیری سل بوده و آزمایش AFB او نیز مثبت شد. بیمار با آغاز درمان ضدسل، بهبودی قابلتوجهی از نظر بالینی نشان داد که در فالوآپ شش ماهه بهبودی کامل تایید شد.
نتیجهگیری: درشیرخواران، پنومونی مکرر و عدمپاسخ به درمانهای اولیه، باید سل بهعنوان یک تشخیص احتمالی مد نظر قرار گیرد.
محمد شجاعی، افشین عوضپور، نوید کلانی،
دوره 82، شماره 12 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری عروق کرونر از جمله شایعترین بیماریهای قلبی- عروقی تهدیدکننده حیات میباشد. هدف از این مطالعه مقایسه مرگومیر در بیماران با ریتم قلبی (Atrial fibrilation, AF) دارای سابقه (Percutaneous coronary intervention, PCI) تحت درمان با دوز کم (mg 110) در مقابل درمان با دوز بالا (mg 150) بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مرور سیتماتیک و متاآنالیز بر روی چهار دیتابیس آنلاین PubMed، Scopus، Web of Science و EMBASE برای یافتن مقالاتی بود که نرخ بروز عوارض دراز مدت وابسته به خونریزی یا وقایع ترمبوتیک را در بیماران AF ای که تحت PCI قرار گرفته بودند و تحت درمان با دابیگاتران قرار گرفته بودند انجام شد.
یافتهها: 9 مطالعه RCT یا آیندهنگر با 5694 شرکتکننده وارد مطالعه شدند. در مقایسه دابیگاتران (۱۱۰ و mg ۱۵۰) با وارفارین (با/ بدون ضدپلاکت دوتایی)، دابیگاتران mg ۱۱۰ با کاهش معنادار خونریزی جدی همراه بود (46/0OR=، 86/0-24/0= 95%CI، 01/0P=)، درحالیکه دوز mg ۱۵۰ تفاوت آماری معناداری نداشت (12/0=OR، 32/1-01/0=95%CI، 08/0=P). از سوی دیگر، دابیگاتران mg ۱۱۰ در مقایسه با درمان ترکیبی وارفارین و ضدپلاکت، با افزایش معنادار مرگومیر (33/1OR=، 01/0P=) و سکته قلبی (61/1OR=، 01/0P=) همراه بود، اما دوز mg ۱۵۰ تفاوت آماری نشان نداد. هتروژنیتی در برخی تحلیلها بالا بود (I2 تا 49/99%)، اما فانل پلات و آزمون ایگر سوگیری انتشار را رد کردند.
نتیجهگیری: شواهد محکمی وجود دارد که عوارض خونریزیدهنده در دابیگاتران کمتر از داروهای ضدپلاکتی و ضدانعقادی قدیمی است اما از نظر کارایی در کاهش مرگومیر داروهای نسل قدیم کارایی بهتری در پیشگیری از مرگومیر به هر علتی دارند.
فاطمه حبیبالهی، غزاله اسلامیان، کیانا حسیبی، سپهر خوشباف خیابانیان، بنتالحسنی دهقان نیری، عارف عادلی مسبب،
دوره 82، شماره 12 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: ناباروری به عدم بارداری طبیعی پس از یک سال رابطه جنسی منظم و بدون محافظت گفته میشود. یکی از روشهای درمان زوجهای نابارور، فناوریهای کمک باروری است. بیسفنولآ، موجود در پلاستیکها، با افزایش ناباروری مرتبط است. این مرور نظاممند بررسی میکند که آیا بیسفنولآ بر نتایج فناوریهای کمک باروری تأثیر دارد.
روش بررسی: مقالات، بدون محدودیت زمانی تا دسامبر 2024، در پایگاههای اطلاعاتی PubMed، Google Scholar، Web of Science و Scopus مورد جستجو قرار گرفتند. در مجموع 23 مطالعه مورد ارزیابی قرار گرفت. سرعنوانهای موضوعی پزشکی برای کلیدواژههای مرتبط استفاده شد و منابع مقالات نیز بهصورت دستی بررسی گردید. پس از غربالگری 779 مقاله و حذف موارد تکراری، 23 مطالعه انسانی مشاهدهای با معیارهای ورود مشخص، شامل مقالات بررسی کیفیت تخمک، پارامترهای اسپرم، ذخیره تخمدانی، لقاح، لانهگزینی و پیامدهای بالینی فناوریهای کمک باروری وارد تحلیل کیفی شدند.
یافتهها: شواهد نشان داد که سطوح بالاتر BPA با کاهش تعداد و کیفیت تخمکها، افت سطح استرادیول، اختلال در بلوغ تخمک و افزایش نرخ شکست لانهگزینی همراه است. برخی مطالعات نیز به کاهش ذخیره تخمدان و اثرات منفی بر کیفیت اسپرم اشاره داشتند. اگرچه اکثریت نتایج همسو بودند، ناهمگونی در روشهای اندازهگیری BPA، حجم نمونههای کوچک، و طراحی مقطعی بسیاری از مطالعات، استنباط علیتی را محدود میکند. عوامل تعدیلکنندهای مانند مصرف فولات و پلیمورفیسمهای ژنی در برخی مطالعات اثر محافظتی بالقوه نشان دادند.
نتیجهگیری: شواهد موجود از ارتباط معکوس بین مواجهه با بیسفنولآ و پیامدهای فناوریهای کمک باروری حمایت میکند، اما نیاز به پژوهشهای آیندهنگر با حجم نمونه بزرگتر و روشهای دقیقتر سنجش وجود دارد.
سعیده بقائی بارجینی، مژگان مسعودی، سهیلا پیرداده بیرانوند، اشرف معینی، سودابه زارع،
دوره 82، شماره 12 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: ناباروری زنان را دچار استرس و اضطراب میکند که علل مختلفی دارد. لذا مطالعه با هدف تعیین سطح استرس، اضطراب صورت گرفت.
روش بررسی: مطالعه مقطعی-تحلیلی از تیر تا مهر 1403 بر روی 70 زن کاندید ICSI، قبل انتقال جنین در بیمارستان آرش تهران انجام شد. زنان به صورت در دسترس انتخاب و معیارهای ورود سه سال ناباروری، عدم تحصیلات روانشناسی، بیماریهای روانی-جسمانی، استرس شدید در شش ماه گذشته و معیار خروج انصراف شرکت در مطالعه هر زمان بود و استرس و اضطراب قبل انتقال جنین با مقیاس استرس، اضطراب و افسردگی DASS21 بررسی گردید. استرس 14-0 هیچ، 18-15 خفیف، 25-19 متوسط، 32-26 شدید و 33 تا بالاتر خیلی شدید و اضطراب 7-0 هیچ، 9-8 خفیف، 14-10 متوسط، 19-15 شدید و 20 و بالاتر خیلی شدید میباشند. اعتبار ابزارتوسط Antoni و در ایران توسط Sahebi مورد تایید قرار گرفت.
یافتهها: از70 زن، 8/92% استرس و اضطراب داشتند. میانگین نمره استرس 87/4±77/20 و اضطراب 23/4±70/11 و در سطح متوسط بود. نتایج نشان داد میانگین نمره استرس در زنان بالای 42 سال از سایر زنان به طور معناداری کمتر بوده است (001/0P<)، همچنین میانگین نمره اضطراب در زنان کمتر از 30 سال از سایر گروه های سنی بهطور معناداری بیشتر بوده است (01/0P<) و بین استرس و اضطراب با سایر مشخصات جمعیتشناختی و ناباروری ارتباط معناداری مشاهده نشد (05/0P>) و مشخصات جمعیتشناختی و ناباروری تاثیری در میانگین نمره استرس و اضطراب ندارند.
نتیجهگیری: زنان در زمان انتقال جنین واجد استرس و اضطراب هستند. بنابراین اتخاذ تدابیر لازم بهمنظور پیشگیری از مشکلات روانشناختی برای آنان باید صورت گیرد.
بابک هوشمند مقدم، عباسعلی گائینی،
دوره 82، شماره 12 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان در زنان یائسه با افزایش خطر بیماریهای قلبی-عروقی، بهویژه در پی درمانهای تهاجمی، همراه است. تمرینات ورزشی بهعنوان مداخلهای غیردارویی، نقش مهمی در کاهش این عوارض دارند. این مطالعه با هدف مرور نظاممند و تحلیلی شواهد مرتبط با تأثیر انواع تمرینات (هوازی، مقاومتی و ترکیبی) بر سلامت قلبی-عروقی، سازوکارهای فیزیولوژیک، پیامدهای بالینی و چالشهای اجرایی انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه یک مرور تحلیلی است که بر پایه جستجویی جامع و نظاممند در پایگاههای معتبر بینالمللی PubMed، Scopus، Web of Science، Embase و Google Scholar و همچنین پایگاههای فارسی SID وMagiran انجام گرفت. تمرکز جستجو بر مطالعات انسانی، پژوهشهای بالینی و کارآزماییهای تصادفی کنترلشده بود. فرآیند غربالگری، انتخاب مطالعات و تحلیل دادهها در طی بازه زمانی مهر تا دی ۱۴۰۳ انجام شد.
یافتهها: تمرینات ورزشی ساختاریافته از طریق کاهش التهاب سیستمیک، بهبود ترکیب بدنی، کاهش فشارخون، افزایش توان هوازی و ارتقاء عملکرد بطن چپ، اثرات قابلتوجهی بر شاخصهای قلبی–عروقی زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان دارند. تمرینات ترکیبی اثربخشی بیشتری نسبت به تمرینات منفرد نشان دادند. با اینحال، محدودیتهایی همچون کمبود منابع انسانی متخصص، نبود برنامههای فردمحور و چالشهای مالی، مانع اجرای وسیع این مداخلات در سیستمهای درمانی شدهاند.
نتیجهگیری: شواهد قوی بر نقش مثبت تمرینات ورزشی در بهبود سلامت قلبی–عروقی زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان دلالت دارند. طراحی برنامههای تمرینی شخصیسازیشده، بینرشتهای و مبتنی بر شواهد، همراه با رفع موانع ساختاری و سیاستی، میتواند سهم مهمی در مراقبت جامع از این بیماران ایفا کند.
سحر کریمپور ریحان، مهسا عباسزاده، علیرضا استقامتی،
دوره 83، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
هایپرتیروئیدی یا پرکاری تیروئید یکی از بیماریهای مهم غدد درونریز است که با افزایش فعالیت غده تیروئید و تولید بیش از حد هورمونهای تیروئیدی شناخته میشود. این هورمونها نقش اساسی در تنظیم متابولیسم بدن دارند، بنابراین افزایش آنها باعث بروز طیف وسیعی از علائم بالینی میشود. شایعترین نشانهها شامل اضطراب، بیقراری، کاهش وزن با وجود اشتهای طبیعی یا حتی افزایش یافته، تپش قلب، تعریق بیش از حد، لرزش ظریف دستها، اختلالات خواب و افزایش حساسیت به گرما هستند. در برخی بیماران، تغییرات خلقی مانند تحریکپذیری و عصبانیت نیز گزارش میشود. معاینه فیزیکی ممکن است رفلکسهای تاندونی سریع، تاکیکاردی، پوست مرطوب و نازک و در بسیاری از موارد وجود گواتر (بزرگی تیروئید) را نشان دهد. این بیماری در زنان شایعتر از مردان است و بیشترین بروز آن در سنین ۲۰ تا ۵۰ سالگی دیده میشود. پس از تایید پرکاری تیروئید، باید علت زمینهای تیروتوکسیکوز مشخص شود. شایعترین علت، بیماری گریوز است که بهعنوان یک اختلال خود ایمنی منجر به بزرگ شدن منتشر تیروئید و افزایش تولید هورمون میشود. پس از آن، گواتر مولتیندولار توکسیک و آدنوم توکسیک منفرد در رتبههای بعدی قرار دارند. برای تشخیص قطعی، آزمایشهای خون شامل اندازهگیری سطح TSH، T3 و T4 ضروری هستند. معمولا در هایپرتیروئیدی، سطح TSH بهطور غیرطبیعی پایین و سطوح T3 و T4 بالا است. در کنار این آزمایشات، سونوگرافی تیروئید برای بررسی ساختار غده و اسکن تیروئید برای تعیین نوع و شدت بیماری بهکار میروند. گزینههای درمانی متنوعی برای مدیریت پرکاری تیروئید وجود دارد. داروهای آنتیتیروئید مانند متیمازول یا پروپیلتیوراسیل بهطور مستقیم مانع سنتز هورمون میشوند. بتابلوکرها اغلب برای کنترل علائم قلبی و کاهش تپش قلب تجویز میگردند. ید رادیواکتیو یک روش درمانی رایج و موثر است که با تخریب بافت بیشفعال تیروئید باعث بهبود میشود. در موارد نادر یا در صورت عدم پاسخ به درمانهای دیگر، جراحی تیروئیدکتومی برای برداشتن بخشی یا کل غده انجام میگیرد. بهطور کلی، هایپرتیروئیدی یک بیماری قابل مدیریت است، اما نیاز به تشخیص دقیق، انتخاب روش درمانی مناسب و پیگیری منظم توسط پزشک متخصص دارد. همکاری بیمار با پزشک و پایبندی به درمان، نقش کلیدی در کنترل علائم و پیشگیری از عوارض طولانیمدت ایفا میکند. این مرور، به تشریح علائم، علل، روشهای تشخیصی و گزینههای درمانی اختصاص خواهد یافت.
زکیه واحدیان اردکانی، مهران زارعی قنواتی، حمید ریاضی اصفهانی، سید مهدی طباطبائی، محمد رضا مهرابی بهار، صادق غفاریان، احمد معصومی،
دوره 83، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
هوش مصنوعی بهعنوان ابزاری تحولآفرین در حوزه مراقبتهای بهداشتی شناخته شده است و چشمپزشکی به دلیل وجود تصویربرداریهای متنوع یکی از پیشروترین رشتهها در بهرهگیری از این فناوری محسوب میشود. در میان بیماریهای چشمی، گلوکوم بهدلیل ماهیت مزمن و پیشرونده و نیز نیاز به ارزیابیهای ساختاری و عملکردی پیچیده، بستری مناسب برای توسعه و بهکارگیری ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی فراهم کرده است. در این مقاله مروری، جدیدترین کاربردهای هوش مصنوعی در حوزه گلوکوم با تمرکز بر جنبههای تشخیص، پایش روند پیشرفت بیماری، و کمک به تصمیمگیریهای بالینی بررسی شده است. الگوریتمهای مبتنی بر یادگیری ماشین و یادگیری عمیق توانستهاند با دقت بالایی دادههای حاصل از تصویربرداری فوندوس، Optical Coherence و آزمونهای میدان بینایی را تحلیل کرده و تغییرات مرتبط با گلوکوم را تشخیص دهند. این فناوریها علاوهبر افزایش دقت تشخیص، میتوانند ابزارهایی موثر برای غربالگری در مقیاس وسیع، بهویژه در مناطق با دسترسی محدود به متخصصان چشمپزشکی باشند. همچنین، استفاده از مدلهای هوش مصنوعی در ردیابی تغییرات تدریجی ساختاری یا عملکردی چشم، امکان پیشبینی خطر پیشرفت بیماری و شخصیسازی برنامه درمانی را فراهم میسازد. با وجود این پیشرفتها، چالشهایی همچون عدمتعمیمپذیری مدلها به جمعیتها و دستگاههای مختلف، کمبود دادههای با کیفیت و قابلاعتماد و عدمشفافیت در فرآیند تصمیمگیری الگوریتمها (پدیده جعبه سیاه) همچنان مانع از پذیرش گسترده این فناوری در عمل بالینی شدهاند. این مقاله با مرور انتقادی بر دستاوردها و محدودیتهای فعلی، مسیرهایی برای تحقیقات آینده و اجرای موثر و اخلاقمدار هوش مصنوعی در مراقبت از بیماران مبتلابه گلوکوم پیشنهاد میدهد.
رضا صحرایی، آناهیتا حقجو، حسن ضابطیان، منصور دیلمی، راحیل حقجو، فاطمه خادمپیر، نوید کلانی،
دوره 83، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بیحسی اسپاینال یکی از روشهای رایج در جراحی سزارین الکتیو است، اما عوارضی مانند لرز و تهوع ممکن است کیفیت دوره پس از عمل را تحت تاثیر قرار دهند. بنابراین این مطالعه با هدف بررسی میزان بروز لرز و تهوع با استفاده از داروی بوپیواکائین و ترکیب بوپیواکائین-سوفنتانیل در زنان تحت عمل جراحی سزارین الکتیو با بیحسی اسپاینال، انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دوسویه کور بر روی 30 نفر از بیماران تحت عمل جراحی سزارین الکتیو مراجعهکننده به بیمارستان مطهری شهرستان جهرم در بازه زمانی اردیبهشت تا مهر ماه 1400 انجام گرفت. بیماران بهصورت تصادفی به دو گروه بوپیواکایین و بوپیواکایین-سوفنتانیل، تقسیم شدند. میزان تهوع و استفراغ و فراوانی لرز در زمانهای پیش از بیحسی اسپاینال، پس از بیحسی اسپاینال، سه دقیقه پیش از بهدنیا آمدن نوزاد، بلافاصله پس از بهدنیا آمدن نوزاد، دقیقه 15، دقیقه 30، دقیقه 45، ورود به ریکاوری و خروج از ریکاوری ثبت گردید.
یافتهها: در گروه بوپیواکایین+سوفنتانیل در 30 دقیقه پس از اسپاینال (20%) و در زمان ورود به ریکاوری (7/26%) بیشترین فراوانی لرز در بیماران بوده است. فراوانی تهوع در گروه بوپیواکایین+سوفنتانیل (3/33%) و بوپیواکایین در سه دقیقه پیش از دنیا آمدن نوزاد (40%)، دارای بیشترین فراوانی بوده است، اما از نظر آماری بین دو گروه در زمانهای متفاوت تفاوت معنادار نبوده است.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که افزودن دوز پایین سوفنتانیل به بوپیواکایین در قالب پروتکل بیحسی نخاعی، اگرچه ممکن است تاثیرات بالینی جزئی بر بروز برخی عوارض داشته باشد، اما بهتنهایی نمیتواند منجر به تفاوت معنادار در بروز لرز و تهوع گردد.
مستانه مقتدری، حسین امیرزرگر، بهناز بازرگانی، آرش عباسی، داریوش فهیمی، فهیمه عسگریان،
دوره 83، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال دریچه پیشابراه خلفی یکی از شایعترین علل اختلال مجاری ادراری انسدادی است. نوزادان مبتلابه این اختلال در مجموع سرانجام ضعیفی از نظر بیماریهای کلیوی دارند. هدف از این مطالعه بررسی سرانجام حداقل پنج ساله بیماران اختلال دریچه پیشابراه خلفی از جهت عملکرد کلیوی و بررسی کراتینین بهعنوان عامل پیشگویی کننده بر سرانجام این بیماران است.
روش بررسی: این مطالعه به صورت مطالعهی مقطعی و گذشتهنگر در مرکز طبی اطفال در سال 1400 انجام گرفت. بیماران با تشخیص اختلال دریچه پیشابراه خلفی تشخیص داده شده از فروردین 1390 تا اسفند 1394 که دارای حداقل پیگیری پنج ساله بودند وارد مطالعه شدند. نتایج بررسیهای آزمایشگاهی و سونوگرافی و پس از جراحی و همچنین در پیگیریهای مراجعات بعدی حداقل پنج ساله از پرونده استخراج شد.
یافتهها: میانگین سنی بیماران 105 روز بود. شیوع بیماری مزمن کلیوی پس از پنج سال فالوآپ در بیماران اختلال دریچه پیشابراه خلفی حدود 9/9% تخمین زده شد. از بین 81 بیمار مورد بررسی یک نفر بهدلیل بیماری کلیوی فوت شد، یک نفر پیوند کلیه شد و سه نفر نیز بر روی درمان دیالیز بودند. با توجه به دادههای این مطالعه کراتینین پیش از جراحی بالای 15/1 میتواند با حساسیت 100% و ویژگی 75% احتمال وقوع بیماری مزمن کلیه در آینده را پیشگویی کند.
نتیجهگیری: یافتهها بر اهمیت ارزیابی دقیق و پایش مستمر عملکرد کلیهها در بیماران مبتلابه اختلال دریچه پیشابراه خلفی تاکید دارد. کراتینین پیش از جراحی میتواند بهعنوان یک فاکتور پیشگویی کننده در وقوع بیماری مزمن کلیه در بیماران با اختلال دریچه پیشابراهی مطرح شود.
نیلوفر شعشعانی، ودود جوادی پروانه، رضا شیاری، خسرو رحمانی،
دوره 83، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: واسکولیت وابسته به ایمونوگلوبولین A یا پورپورای هنوخ شوئن لاین یک واسکولیت سیستمیک عروق کوچک با رسوب ایمونوگلوبولین A (IgA) است که شایعترین واسکولیت دوران کودکی محسوب میشود. این بیماری طیف گستردهای از تظاهرات بالینی دارد که شایعترین آنها شامل راشهای جلدی، درگیری دستگاه گوارش، درگیری کلیوی و آرتریت است. اما تظاهرات صرفا محدود به موارد نامبرده نبوده و سایر ارگانهای بدن نیز میتوانند درگیر شوند. همزمانی پورپورای هنوخ شوئن لاین با برخی بیماریهای خود ایمن و خود التهابی گزارش شده است. بهطور خاص ارتباط آن با بیماری تب مدیترانهای فامیلی و بیماری التهابی روده در مطالعات مختلف مورد توجه قرار گرفته است. بیماران مبتلابه تب مدیترانهای فامیلی در صورت بروز هنوخ معمولا علایم التهابی بسیار شدیدتر و پر سر و صداتری نشان میدهند.
معرفی بیمار: بیمار دختر هفت ساله با تظاهرات اولیه بیماری هنوخ شوئن لاین پورپورا میباشد که بهدلیل علایم شدید گوارشی تحت بررسی تکمیلی قرار گرفت. در بررسیهای انجام شده همزمانی تب مدیترانهای فامیلی و بیماری التهابی روده در وی قطعی گردید و احتمال بهجت ناقص نیز مورد توجه قرار گرفت. در نهایت، بیمار با درمان دارویی مناسب تحت کنترل قرار گرفت.
نتیجهگیری: این گزارش نشان میدهد در کودکان مبتلابه هنوخ شوئن لاین پورپورا به ویژه در موارد شدید و عودکننده باید احتمال همراهی بیماریهای خودالتهابی و خود ایمنی مانند تب مدیترانهای فامیلی، بیماری التهابی روده و بهجت در نظر گرفته شود. پیگیری دقیق و چند رشتهای میتواند در تشخیص به موقع و انتخاب درمان مناسب نقش کلیدی ایفا کند.
پوریا ادیبی، سمیه مهرپور، رضا صحرایی، سمیرا زنبق، مجید وطنخواه، مهرداد ملک شعار، منصور دیلمی، بیبیمنا رضوی، طیبه زارعی،
دوره 83، شماره 2 - ( 2-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: لرز بعد از عمل جراحی از عوارض شایع بیحسی نخاعی در عمل جراحی سزارین میباشد. بسیاری از داروها در رابطه با جلوگیری یا کاهش لرز بررسی شدهاند، اما هنوز دارویی ایده آل مورد تایید نهایی قرار نگرفته است. هدف از انجام این مطالعه بررسی تاثیر داروی دکسمدتومدین در پیشگیری از لرز پس از عمل جراحی سزارین می باشد.
روش بررسی: در این مطالعه مرور نظامند، کلید واژههای کلیدی فارسی "دکس مدتومدین"، "بیحسی نخاعی/ اسپاینال"، "سزارین" و دکس مدتومدین" و کلیدواژههای انگلیسی Dexmedetomidine", "Caesarean section"، "Spinal Anesthesia" " Dexmedetomidine و "C-Section" در پایگاههای PubMed، EMBASE، Cochrane Central Register of Controlled Trials (CENTRAL)، Web of Science، ClinicalTrials.gov و Scopus ، SID، Magiran ، Medlib و موتور جستجوگر Google Scholar، بدون محدودیت زمانی انجام شد.
یافتهها: در این مطالعه مرور نظامند، 19 مطالعه بررسی شد. نتایج مطالعات مورد بررسی در مورد پیامد مطالعات انجام شده بیانگر آن بود که در 13 مطالعه دکس مدتومدین داروی موثرتری در کنترل لرز نسبت به سایر گروههای مورد مطالعه بود. همچنین در پنج مطالعه دکسمدتومدین به همراه 3 داروی پتدین، دگزامتازون و اندانسترون، اثرات مشابهی در کنترل لرز در بیماران ایفا کردند. در یک مطالعه نیز دکس مدتومدین اثران ضدلرزی کمتری نسبت به داروی نالبوفن ایجاد نمود.
نتیجهگیری: نتایج حاکی از آن بود که داروی دکسمدتومدین در جلوگیری از لرز بعد از عمل در بیماران تحت عمل جراحی سزارین موثر میباشد. بنابراین بهنظر میرسد مصرف دکسمدتومیدین جهت پیشگیری از لرز بعد از عمل، در این بیماران مفید باشد.
محسن قریانی، محسن احمدی، مهدی اتابکی، جلیل توکل افشاری، مژگان محمدی،
دوره 83، شماره 2 - ( 2-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: آرتریت روماتوئید (Rheumatoid arthritis, RA) بیماری خودایمنی مزمن و التهابی است که موجب تخریب مفاصل شده و با ناتواناییهای حرکتی پیشرونده و عوارض سیستمیک همراه است. این مطالعه با هدف بررسی اثر سلولهای بنیادی مزانشیمال اتولوگ استخراج شده از مغز استخوان (Autologous bone marrow-derived mesenchymal stem cells, ABMSCs) بر بیان ژن فاکتور نکروز دهنده تومور آلفا (Tumor necrosis factor alpha, TNF-α) و اینترلوکین 17 (Interleukin 17, IL-17)، در بیماران RA مقاوم به درمان طراحی و اجرا گردید.
روش بررسی: این مطالعه در بازه زمانی آبان تا اسفند سال 1402 بر مبنای استفاده از RNA بایگانی شده از کارآزمایی بالینی قبلی تیم تحقیق در گروه ایمنی شناسی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شد که در آن، 13 بیمار مبتلا به RA مقاوم به درمان، یک دوز داخل وریدی شامل 1 میلیون ABMSCs به ازای هر کیلوگرم وزن بدن دریافت کرده بودند. نمونه های RNA بیماران مذکور در فاصلههای زمانی پیش از تزریق و یک، شش و 12 ماه پس از تزریق مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: بیان ژن TNF-α، 1 ماه پس از تزریق ABMSCs کاهش معناداری نشان داد (045/0P=) اما بیان ژن IL-17A در طول دوره مطالعه تغییر معناداری پیدا نکرد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه میتواند نشاندهنده ویژگیهای تعدیلکنندگی ABMSCs از طریق تأثیر بر TNF-α در بیماران RA مقاوم به درمان باشد، در حالی که این نتایج از فرضیه تأثیر این سلولها بر IL-17A در بیماران RA مقاوم به درمان حمایت نمی کند.
مهستی امامی حمزهکلائی، امیرحسام علیرضایی، مرجان موعودی، سپیده ویسی، معصومه اصغرپور،
دوره 83، شماره 2 - ( 2-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: هیدروکلروتیازید (Hydrochlorothiazide, HCTZ) از مدرهای پرمصرف در درمان پرفشاری خون است، اما اختلالات الکترولیتی بهویژه هایپوناترمی از نگرانیهای مهم آن است. دادههای اندکی درباره شیوع و عوامل خطر وجود دارد که بر ایمنی و کیفیت مراقبت اثر میگذارد. این مطالعه با هدف تعیین عوامل خطر و پیشبینیکنندههای شدت هایپوناترمی در بیماران بستری مبتلا به پرفشاری خون انجام شد.
روش بررسی: مطالعه گذشتهنگر-مقطعی روی ۲۱۷ بیمار بستری در بیمارستان آیتالله روحانی بابل (۲۰۱۹–۲۰۲۱) انجام شد. معیارهای ورود عبارت بودند از سن ≥18 سال و دریافت حداقل هفت روز HCTZ.. معیارهای خروج شامل سابقه هایپوناترمی پیش از شروع HCTZ، مصرف داروهایی که بهطور مستقل موجب هایپوناترمی میشوند، یا پروندههای دارای اطلاعات بیوشیمیایی ناقص بود. دادههای دموگرافیک، دارویی و بیوشیمیایی استخراج شد. بروز هایپوناترمی (سدیم سرم < mmol/L 135)، زمان تا بروز و شدت آن (خفیف: mmol/L 134-130، متوسط: mmol/L 129-125، شدید: <mmol/L 125) مورد بررسی قرار گرفت. برای بررسی پیشبینیکنندهها از Multivariable logistic regression (برای بروز)، Cox proportional hazards model (برای زمان تا رویداد) و multinomial logistic regression (برای شدت) استفاده شد. سطح معناداری 05/0P< بود.
یافتهها: 7/%32 بیماران دچار هایپوناترمی بودند. افزایش سن، مصرف همزمان داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی (Nonsteroidal anti-inflammatory drugs, NSAIDs) و کاهش سطح پتاسیم یا اسیداوریک با افزایش احتمال وقوع هایپوناترمی متوسط تا شدید در هفتههای نخست درمان مرتبط بودند. ضعف، سردرد، کاهش هوشیاری و تشنج در مبتلایان بیشتر بود.
نتیجهگیری: پایش منظم الکترولیتها خصوصاً در سالمندان و بیمارانی که NSAIDs مصرف میکنند توصیه میشود.