جستجو در مقالات منتشر شده


1139 نتیجه برای ری

مهستی امامی حمزه‌کلائی، امیرحسام علی‌رضایی، مرجان موعودی، سپیده ویسی، معصومه اصغرپور،
دوره 83، شماره 2 - ( 2-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: هیدروکلروتیازید (Hydrochlorothiazide, HCTZ) از مدرهای پرمصرف در درمان پرفشاری خون است، اما اختلالات الکترولیتی به‌ویژه هایپوناترمی از نگرانی‌های مهم آن است. داده‌های اندکی درباره شیوع و عوامل خطر وجود دارد که بر ایمنی و کیفیت مراقبت اثر می‌گذارد. این مطالعه با هدف تعیین عوامل خطر و پیش‌بینی‌کننده‌های شدت هایپوناترمی در بیماران بستری مبتلا به پرفشاری خون انجام شد.
روش بررسی: مطالعه گذشته‌نگر-مقطعی روی ۲۱۷ بیمار بستری در بیمارستان آیت‌الله روحانی بابل (۲۰۱۹۲۰۲۱) انجام شد. معیارهای ورود عبارت بودند از سن 18 سال و دریافت حداقل هفت روز HCTZ.. معیارهای خروج شامل سابقه هایپوناترمی پیش از شروع HCTZ، مصرف داروهایی که به‌طور مستقل موجب هایپوناترمی می‌شوند، یا پرونده‌های دارای اطلاعات بیوشیمیایی ناقص بود. داده‌های دموگرافیک، دارویی و بیوشیمیایی استخراج شد. بروز هایپوناترمی (سدیم سرم < mmol/L 135)، زمان تا بروز و شدت آن (خفیف: mmol/L 134-130، متوسط: mmol/L 129-125، شدید: <mmol/L 125) مورد بررسی قرار گرفت. برای بررسی پیش‌بینی‌کننده‌ها از Multivariable logistic regression (برای بروز)، Cox proportional hazards model (برای زمان تا رویداد) و multinomial logistic regression (برای شدت) استفاده شد. سطح معناداری 05/0P< بود.
یافته‌ها: 7/%32 بیماران دچار هایپوناترمی بودند. افزایش سن، مصرف هم‌زمان داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی (Nonsteroidal anti-inflammatory drugs, NSAIDs) و کاهش سطح پتاسیم یا اسیداوریک با افزایش احتمال وقوع هایپوناترمی متوسط تا شدید در هفته‌های نخست درمان مرتبط بودند. ضعف، سردرد، کاهش هوشیاری و تشنج در مبتلایان بیشتر بود.
نتیجه‌گیری: پایش منظم الکترولیت‌ها خصوصاً در سالمندان و بیمارانی که NSAIDs مصرف می‌کنند توصیه می‌شود.

 
حسین اخوان، فاطمه رضائی،
دوره 83، شماره 3 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: الکتروکاردیوگرام روشی غیرتهاجمی برای دریافت سیگنالهای قلب است. با وجود پیشرفت در روشهای عکس‌برداری، الکتروکاردیوگرام هنوز نقش مهمی در تشخیص بیماریهای قلبی ایفا میکند. تحلیل سیگنال‌های الکتروکاردیوگرام نقش مهمی در شناسایی زودهنگام بیماری‌های قلبی نظیر آریتمی‌ها و سکته‌های قلبی دارد. امروزه با پیشرفت علم و فناوری، روشهای رایانهای بیش از پیش مورد توجه پزشکان قرار گرفتهاند. در این مطالعه، از روش‌های یادگیری ماشین برای دسته‌بندی ضربان‌های قلبی طبیعی و غیرطبیعی استفاده شده است.
روش بررسی: داده‌های مورد بررسی از مجموعه ‌داده‌ای تحت عنوان Heartbeat که در سایت کگل منتشر شده، استخراج شده‌اند. این مجموعه شامل نمونه‌هایی از سیگنالهای صوتی میباشد که به دو دسته سالم و ناسالم تقسیم میشوند. در ابتدا، داده‌ها مورد پیش‌پردازش قرار گرفتند و نرمال‌سازی شدند تا برای ورود به مدل آماده شوند. سپس، ویژگی‌های زمانی و فرکانسی از سیگنال‌ها استخراج گردیده است. در ادامه، یک مدل ترکیبی شامل لایه‌های کانولوشنی یک‌بعدی طراحی و آموزش داده شده است. همچنین، با بهره‌گیری از روش توقف زودهنگام، از بیش‌برازش جلوگیری شد و پایداری مدل بهبود یافت.
یافته‌ها: در این پژوهش نشان داده شد که با بهرهگیری از یادگیری عمیق به ویژه استفاده از CNN و Conv 1D به دقت 99% و زیان 0350/0 برای دادههای تست در تشخیص ضربانهای قلب طبیعی و غیرطبیعی می‌توان رسید. این مدل توانایی تحلیل ساختارهای پیچیده و دینامیک زمانی سیگنال‌های ECG را داشته است و قادر است الگوهای مرتبط با اختلالات قلبی را تشخیص دهد.
نتیجه‌گیری: امروزه الکتروکاردیوگرام بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. انتخاب مناسب مدل، استانداردسازی دادهها و گستره کیفی دادهها از عوامل دقت بالا در این پژوهش است. این پژوهش می‌تواند گامی موثر در توسعه سامانه‌های هوشمند تشخیص اختلالات قلبی باشد و در کاربردهای پزشکی، به‌ویژه در حوزه پایش مستمر بیماران، مورد استفاده قرار گیرد.

 
مهسا حجتی، مهشید رشیدی، علی اصغر خالقی، مریم نصیریان، سید حسن فقیهی، مسعود محمدی،
دوره 83، شماره 3 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: تریکوموناس واژینالیس یکی از علل اصلی واژینیت و التهاب دهانه رحم در سراسر جهان است. تقریبا نیمی از بیماری‌های منتقله از راه جنسی و قابل درمان در سراسر دنیا از طریق بررسی این بیماری قابل ارزیابی می‌باشد. بنابراین هدف این مطالعه مروری سیستماتیک و متاآنالیز تعیین شیوع تریکومونیازیس در زنان ایرانی می‌باشد.
روش بررسی: این مطالعه یک مطالعه مرور سیستماتیک و متاآنالیز با بررسی پایگاه‌های Scientific information database (SID) ، Medline (PubMed) و Science direct و Google scholar تا مهر ماه 1403 می باشد. اطلاعات استخراج توسط نرم‌افزار Comprehensive meta-analysis (version 2) تحلیل شدند.
یافته‌ها: در بررسی 22 مطالعه با حجم نمونه 49990 زن ایرانی، بررسی آزمون ناهمگونی I2، نشان دهنده ناهمگونی بالا (7/99:I2)، بوده و بر این اساس از روش اثرات تصادفی به منظور تحلیل نتایج استفاده شد، لذا براساس متاآنالیز، شیوع تریکوموناس واژینالیس در زنان ایرانی 3/9 (95%، 18-6/4: CI) گزارش شد، همچنین بررسی تورش انتشار در مطالعات از طریق آزمون Begg and mazumdar correlation test نشان دهنده عدم وجود تورش انتشار در مطالعات می‌باشد (175/0P=).
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان می‌دهد که شیوع تریکوموناس واژینالیس در زنان ایرانی نسبتا بالا بوده و نیازمند آگاهی رسانی بیشتر از طریق مراکز بهداشتی به خانواده‌ها و همچنین مراقبت و غربالگری زنان در این مراکز و همچنین مراکز مامایی می‌باشد.

 
نوشین شیرزاد، فاطمه ضیامنش، سیداحمد سیدعلینقی، علیرضا استقامتی، محبوبه همت‌آبادی،
دوره 83، شماره 3 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: دیابت نوع دو طیف گسترده‌ای از آسیب‌های کلیوی را نشان می‌دهد که معمولا با آلبومینوری و کاهش نرخ فیلتراسیون گلومرولی برآورد شده (Estimated glumerolar filtration rate, eGFR) همراه است. برخی بیماران تنها آلبومینوری با eGFR طبیعی دارند و برخی دیگر حتی در مراحل پیشرفته بیماری مزمن کلیوی نورموآلبومینوریک هستند. این مطالعه روند پیشرفت نفروپاتی دیابتی را بررسی و پیگیری کرده است.
روش بررسی: ۱۱۰۷ بیمار مبتلابه دیابت نوع دو در این مطالعه شرکت کردند. در اولین ویزیت و ویزیت‌های پیگیری، شرح حال کامل، فشارخون و داده‌های آزمایشگاهی ثبت شد. پیگیری هر سه تا شش ماه به مدت ۳۰ ماه انجام شد. سالیانه، دفع آلبومین ادراری ۲۴ ساعته اندازه‌گیری شد و eGFR براساس فرمول Cockcroft-Gault محاسبه شد.
یافته‌ها: جنسیت مرد، سن، مدت بیماری، وزن، فشارخون سیستولیک، قند خون دو ساعت پس از صرف غذا، تری‌گلیسرید و اسید اوریک ارتباط معناداری با آلبومینوری داشتند. در ابتدای مطالعه، بالاترین eGFR در بیماران مبتلابه میکروآلبومینوری مشاهده شد که پس از آن با کاهش شدید همراه بود. در بیشتر بیماران، ارتباط معناداری بین eGFR و آلبومینوری مشاهده نشد و بیش از نیمی از بیماران با eGFR کمتر از ml/min/m2 ۶۰ همچنان نورموآلبومینوریک بودند.
نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که بیماران مبتلابه میکروآلبومینوری و نورموآلبومینوری بالاترین eGFR را داشتند و پس از آن ماکروآلبومینوری قرار داشت. بیماران نورموآلبومینوریک و میکروآلبومینوریک افزایش اولیه‌ای در eGFR داشتند و سپس دچار کاهش شدند و گروه ماکروآلبومینوری کاهش مداوم و بیشتری را در طول دوره پیگیری نشان دادند. پایش مکرر هر دو شاخص آلبومینوری و eGFR در این بیماران ضروری است.

 
رضا سعیدی، محبوبه غلامی،
دوره 83، شماره 4 - ( 4-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: ختنه نوزادی یکی از شایعترین اعمال جراحی در جهان است که به‌دلایل فرهنگی، مذهبی و بهداشتی انجام می‌شود. دو روش اصلی برای ختنه نوزادی شامل روش جراحی کلاسیک (با استفاده از کلامپ‌هایی مانند گومکو یا موگن) و روش رینگ پلاستیکی (مانند Plastibell) است. این مطالعه مروری سیستماتیک و متاآنالیز با هدف مقایسه مزایا و عوارض این دو روش در نوزادان انجام شد.
روش بررسی: جستجوی سیستماتیک در پایگاه‌های اطلاعاتی PubMed، Scopus، Web of Science و Google Scholar برای مقالات منتشرشده بین سال‌های 2000 تا 2024 انجام شد. مطالعاتی که مزایا و عوارض روش جراحی کلاسیک و رینگ پلاستیکی را در نوزادان مقایسه کرده بودند، وارد مطالعه شدند. داده‌ها با استفاده از مدل اثرات تصادفی متاآنالیز شده و نسبت خطر (RR) و فاصله اطمینان 95% محاسبه شد.
یافته‌ها: از مجموع 12 مطالعه واردشده (شامل 5342 نوزاد)، روش رینگ پلاستیکی با کاهش معنا‌دار در خونریزی (45/0RR:، 64/0-32/0CI:95%) و زمان بهبودی (میانگین تفاوت: 3/2- روز، 1/3-CI:95% تا 5/1-) نسبت به روش جراحی کلاسیک همراه بود. با این حال، خطر چسبندگی پوست (32/1RR:، 66/1-05/1CI:95%) در روش رینگ پلاستیکی بالاتر گزارش شد. عوارض جدی مانند آسیب به مجرای ادراری در هر دو روش نادر بود (کمتر از 2/0%).
نتیجه‌گیری: روش رینگ پلاستیکی به‌دلیل سهولت انجام، کاهش خونریزی و زمان بهبودی سریع‌تر، گزینه‌ای مناسب برای ختنه نوزادی است. با این حال، مراقبت‌های پس از عمل برای کاهش خطر چسبندگی پوست ضروری است. انتخاب روش باید باتوجه به مهارت اپراتور و ترجیحات والدین انجام شود.

 
مجید کریمی‌فرد، اشکان صبوری، خالد رحمانی، محمد آزاد ماجدی، بهزاد احسن،
دوره 83، شماره 4 - ( 4-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعه حاضر باهدف مقایسه فراوانی دلیریوم در بیماران نیازمند بیهوشی دریافت‌کننده رژیم دارویی پرسدکس و فنتانیل با رژیم دارویی میدازولام و فنتانیل در بخش مراقبت‌های ویژه انجام‌شده است.
روش بررسی: این مطالعه کوهورت تاریخی در بیمارستان کوثر شهر سنندج بر روی تمام بیماران بستری در بخش مراقبت‌های ویژه با حجم نمونه برابر 80 نفر از اردیبهشت 1397 لغایت دی 1403 انجام شد. هذیان و بی‌قراری براساس معیارهای RASS و ارزیابی سطح هوشیاری بیماران از مقیاس کمای گلاسکو Glasgow coma scale (GCS) استفاده شد.
یافته‌ها: تعداد (3/66%)53 نفر از بیماران مرد و بقیه زن بودند. نمره هوشیاری (GCS) در گروه پرسدکس و فنتانیل 14 نفر (35%) و گروه میدازولام و فنتانیل 4 نفر (10%) سطح هوشیاری بالای هفت داشته اند. امتیاز بی‌قراری (RASS) در گروه پرسدکس و فنتانیل 5 نفر (5/12%) و گروه میدازولام و فنتانیل 36 نفر (90%) امتیاز بی‌قراری صفر به بالا داشته‌اند. فراوانی دلیریوم بر اساس معیارهای CAM-ICU در گروه پرسدکس و فنتانیل 27 نفر (5/67%) دلیریوم خفیف و 13 نفر (5/32%) دلیریوم متوسط اما گروه میدازولام و فنتانیل شش نفر (15%) دلیریوم خفیف و 24 نفر (60%) دلیریوم متوسط و 10 نفر (25%) دلیریوم شدید داشته و این تفاوت در نتایج سطح هوشیاری و بی‌قراری و بروز دلیریوم معنا‌دار بوده است (000/0P=).
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد استفاده از پرسدکس و فنتانیل در کاهش بروز هذیان تاثیر بیشتری خواهد داشت و استفاده از این دارو می‌تواند موثر واقع شود.

 
یاسر شرفی، محمد طالب‌پور، خسرو نجاری،
دوره 83، شماره 5 - ( 5-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: سندرم دامپینگ یک عارضه شناخته‌شده پس از جراحی گاستریک بای پس است. برخلاف تصور رایج که این سندرم پس از اسلیو گاسترکتومی کمتر بروز می‌کند، این مطالعه با هدف مقایسه میزان بروز این سندرم در دو روش گاستریک بایپس و اسلیو گاسترکتومی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کوهورت آینده نگر شامل دو گروه 45 نفری بیماران 18 تا 65 ساله فاقد سابقه جراحی بزرگ معده و دوازدهه است که بین فروردین1400 تا شهریور1401 با اندیکاسیون‌های قطعی جراحی چاقی تحت جراحی اسلیو گاسترکتومی یا گاستریک بای پس قرار گرفته بودند و پرسشنامه Sigstad را یک ماه و سه ماه پس از جراحی تکمیل کردند. موارد دارای عوارض شدید پس از عمل، بارداری یا عدم همکاری حذف شدند. متغییرهای سن، جنس، وزن، شاخص توده بدنی، نوع پروسیجر، سندرم دامپینگ، سابقه دیابت و قند خون ناشتا بررسی شد و با استفاده از SPSS software, version 23 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) تحلیل شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد تفاوت معناداری بین دو گروه از نظر گروه سنی، جنسیت، اضافه وزن، شاحص توده بدنی پیش از عمل و شاخص توده بدنی نهایی و ابتلابه دیابت پیش از عمل وجود ندارد (05/0P>). فراوانی سندرم دامپینگ زودرس و تاخیری در مصرف شیرینی و سایر غذاها بین دو گروه در ماه اول و سوم تفاوت معناداری نداشت  (05/0P>). در بررسی پایان ماه سوم، سندرم دامپینگ زودرس در مصرف شیرینی و نان در بیماران دیابتی بیشتر بود به ترتیب (037/0P=) و (045/0P=).
نتیجه‌گیری: شیوع سندرم دامپینگ در بیماران هر دو گروه اسلیو و بای پس مشابه بود. کاهش وزن در طول زمان معنادار بود (001/0P<) و تفاوت بین گروه‌ها معنی‌دار نبود (211/0P=). بروز سندرم در بیماران دیابتی به شکل معناداری بالاتر بود، که اهمیت مراقبت‌های دقیق و توصیه‌های رژیم غذایی پس از عمل را نشان می‌دهد.

 
احسان نصیرایی، مهدی بخشایی، بشیر رسولیان، داریوش حمیدی علمداری، کیانا کتابی، ایمانه روشن‌ضمیر،
دوره 83، شماره 5 - ( 5-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: جراحی اندوسکوپیک عملکردی سینوس‌ها (Functional endoscopic sinus surgery, FESS) ممکن است با چالش‌هایی پس از عمل، از جمله خونریزی و مشکلات ترمیم زخم همراه باشد. گاهی جهت بهبود هموستاز و نتایج ترمیمی از چسب بافتی فیبرین (Fibrin sealant, FS) اتولوگ استفاده می‌شود که البته فواید آن نیازمند بررسی است. در این مطالعه اثرات چسب بافتی فیبرین اتولوگ بر هموستاز، ترمیم زخم و میزان عود در بیماران قرار گرفته تحت FESS بررسی و مقایسه‌ای میان بیماران دریافت کننده این ماده و گروه کنترل که نرمال‌سالین دریافت نمودند، انجام شد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تصادفی، 32 بیمار که در دو بیمارستان دانشگاهی قائم و امام رضای مشهد طی سال‌های 1398 تا 1400 تحت FESS دوطرفه قرار گرفتند، در یک حفره بینی با چسب بافتی فیبرین اتولوگ و در حفره مقابل با نرمال‌سالین درمان شدند. تظاهرات بالینی پس از عمل شامل خونریزی، تشکیل دلمه، چسبندگی و عفونت در یک هفته، یک ماه و سه ماه پس از عمل جراحی ارزیابی شدند. همچنین، پرسشنامه پیامدهای سینونازال (SNOT-22) و امتیاز لاند-کندی (Lund-Kennedy) قبل و سه ماه پس از جراحی ثبت گردید.
یافته‌ها: استفاده از چسب بافتی فیبرین اتولوگ منجر به کاهش معنادار خونریزی فوری پس از عمل شده و در پیگیری‌های بعدی نیز خونریزی مشاهده نشد. میزان درد بین دو گروه مشابه بود و تفاوت معناداری در تشکیل دلمه، چسبندگی، عفونت، میزان عود و امتیاز Lund-Kennedy مشاهده نشد ( به ترتیب 08/0P=، 8/0P=، 17/0P= و 14/0P=).
نتیجه‌گیری: چسب بافتی فیبرین اتولوگ بدون تاثیر منفی بر کنترل درد یا فرآیند ترمیم مخاط، خونریزی فوری پس از عمل را کاهش داد. پیشنهاد می‌شود مطالعات بیشتری با حجم نمونه بزرگ‌تر و پیگیری بلندمدت انجام شود.

 
فریبا شکری، محمد مهدی رجعتی، مهدی شکری،
دوره 83، شماره 5 - ( 5-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: حمله‌ی آسم یکی از شایع‌ترین علت‌های مراجعه‌ی بیماران در گروه‌های سنی بزرگسال و کودکان است، که منجر به بستری این بیماران می‌گردد. علاوه‌براین که تنها درصد کمی از حملات آسم به‌علت عفونت‌های باکتریایی است، دستورالعمل‌های درمان آسم علیه‌ی استفاده‌ی روتین آنتی‌بیوتیک در بیماران بستری‌شده به‌علت حمله‌ی آسم توصیه می‌کنند. با این‌حال، بسیاری از بیماران تحت درمان به‌علت حمله‌ی آسم، داروهای آنتی‌باکتریال دریافت می‌کنند. لذا هدف از پژوهش حاضر بررسی موارد تجویز داروهای آنتی‌باکتریال در بیماران مبتلابه حمله‌ی آسم می‌باشد.
روش بررسی: در این مطالعه، داده‌های مربوط به بیمارستان‌های آموزشی امام خمینی (ره) و شهید مصطفی خمینی شهر ایلام بین فروردین 1396 تا اسفند 1401 مورد بررسی قرار گرفت. معیارهای ورود شامل بستری به‌علت حمله‌ی آسم و ابتلابه آسم با تشخیص قبلی حداقل به‌مدت یک سال، عدم جراحی‌های نیازمند بیهوشی عمومی و یا انجام تهویه‌ی مکانیکی در سه ماه گذشته، عدم مصرف داروهای محرک دستگاه تنفسی (مانند بتا-بلاکرها و داروهای مهارکننده‌ی آنزیم مبدل آنژیوتانسین، عدم اختلالات روانپزشکی و مصرف دار‌های مربوطه، عدم تدخین دخانیات و ابتلابه بیماری انسدادی مزمن ریه می‌باشد. معیارهای خروج شامل عدم وجود موارد مورد نیاز در پرونده بیماران می‌باشد.
یافته‌ها: در مجموع تعداد 331 بیمار شامل 273 بزرگسال (4/84%) و 58 کودک (6/17%) بستری‌شده به‌علت حمله‌ی آسم به مطالعه وارد شدند. در بزرگسالان 42/84% و در کودکان 69/70% درصد از بیماران داروهای آنتی‌باکتریال دریافت کردند. دریافت داروهای آنتی‌باکتریال در بزرگسالان (001/0P<) و کودکان (008/0P=) با افزایش میانگین مدت زمان بستری ارتباط معنا‌داری داشت. در بین بزرگسالان 12 بیمار نیاز به لوله‌گذاری داشتند که ارتباط معنا‌داری با دریافت داروهای آنتی‌باکتریال نداشت (51/0P=). در بین کودکان یک بیمار نیاز به لوله‌گذاری داشت که تحلیل آماری آن از نظر ارتباط با دریافت آنتی‌بیوتیک امکان‌پذیر نبود.
نتیجه‌گیری: تجویز داروهای آنتی‌باکتریال در درمان بیماران بستری‌شده به‌علت حمله‌ی آسم در بیمارستان‌های آموزشی شهر ایلام، بیشتر از مطالعات مشابه داخلی و بین‌المللی است. همچنین، تجویز داروهای آنتی‌باکتریال در این بیماران نه‌تنها مزیت درمانی نداشته، بلکه با افزایش مدت زمان بستری در ارتباط است.

 
مریم صفری، عباس قیصوری، شکوفه محمدی،
دوره 83، شماره 5 - ( 5-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: تنگی نفس اختلالی شایع و به معنای دشواری در تنفس و کوتاه و سطحی شدن تنفس است هدف اصلی این مطالعه تحلیل بیماران تحت آنژیوگرافی ریوی با پیش آگهی آمبولی ریه در بخش اورژانس می باشد.
روش بررسی: مطالعه توصیفیتحلیلی که در فروردین 1398 تا اسفند 1399 که در بیمارستان شهید مصطفی شهر ایلام انجام شد. این مطالعه بیماران با سن بالای 18 سال را که تحت سی‌تی آنژیوگرافی شریان پولمونری         (Computed tomography angiography, CTA) با پیش تشخیص آمبولی ریه (Pulmonary embolism, PE) قرار گرفتند، مورد ارزیابی قرار داد. نتایج تصویربرداری مرتبط توسط متخصصان رادیولوژی گزارش و اطلاعات دموگرافیک در مورد بیماران، دلایل ارائه آنها به ED، علائم و یافته‌های بالینی و گزارش‌های سی‌تی آنژیوگرافی شریان پولمونری به صورت گذشته‌نگر مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌ها: مردان بیشترین فراوانی را در سه گروه آمبولی ریه، بدون آمبولی ریه و شرایط طبیعی بترتیب 80%، 4/78% و 7/56% به خود اختصاص داده بودند. میانگین نمره ولز در این مطالعه 27/4 بود. میانگین نمره ولز به‌طور معناداری در گروه آمبولی ریه بیشتر از گروه بدون آمبولی ریه بیشتراز گروه شرایط طبیعی بود. بیشترین فراوانی در یافتههای 9/31%CT= نرمال، 6/27% PE گزارش شد. در مطالعه حاضر 5/65% بیماران با شکایت تنگی نفس مراجعه کردند که از این تعداد نتایج سی‌تی اسکن ریه نشان داد 9/28% (PE)، 2/38% (Non PE) و 98% (Normal) بودند. از دیگر شکایات بیماران مراجعه کننده تنگی نفس تواما با 8/7 %(CP)، با ادم تحتانی(6%)، با دیسترسی تنفسی (6/8%) و با CP و تب (2/5%) و با هموتیپزی (7/1%) گزارش شد.
نتیجه‌گیری: درصد زیادی از بیماران با شکایت تنگی نفس مورد سی‌تی آنژیو گرافی قرار می‌گیرند درحالی‌که کرایتریاهای لازم را براساس نمرات ولز و معاینه بالینی ندارند و سی‌تی آنژیو یا نرمال است یا بیماری دیگری است که نیاز به سی تی آنژیو و دریافت اشعه ندارند.

 
فاطمه ملارحیمی ملکی، پرشنگ ناظمی، مریم یوسفی،
دوره 83، شماره 5 - ( 5-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: از بین علل مرتبط با سرطان دهانه رحم، ویروس پاپیلومای انسانی (Human Papilloma Virus, HPV) عامل اصلی ایجاد ضایعات داخل‌ اپی‌تلیالی دهانه رحم (CIN) و سرطان سرویکس است. هدف از انجام این مطالعه، بررسی میزان HPV های پرخطر، (HPV16 و HPV18) و تعیین خطر مطلق فوری +CIN2، در افرادی دارای آزمایش مثبت HPV بود.
روش بررسی: این مطالعه یک مطالعه مقطعی، شامل نمونه‌گیری در دسترس، از بیمارانی است که با آزمایش HPV مثبت، از مهر 1401 تا اسفند 1403 به کلینیک انکولوژی زنان در بیمارستان یاس دانشگاه علوم پزشکی تهران مراجعه کرده بودند. خطر مطلق فوری +CIN2 در بیماران HPV مثبت، که دارای ژنوتیپ‌های HPV16 یا HPV18 یا همزمان (Multi. HPV+) HPV16/18 بودند همراه با درجات مختلف سیتولوژیک، از NILM تا SCC مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌ها: به طور کلی، 727 بیمار در مطالعه شرکت کردند. میانگین و انحراف معیار سن شرکت‌کنندگان به ترتیب، 99/35 و 48/8 سال بود. از بین تمام مراجعین، تعداد زنانی که فقط HPV16 مثبت داشتند، 170 نفر (23%) بود و ۲۴ نفر (3/3%) فقط برای HPV18 مثبت بودند. خطر مطلق فوری محاسبه شده +CIN2 در افراد HPV16+، برای NILM، 14% و برای موارد ASCUS، 6/8% بود و در افراد HPV18+، برای NILM، 3/8% بود.
نتیجه‌گیری: تریاژ سیتولوژیک همراه آزمایش‌ تعیین ژنوتایپ HPV، در گام اول به‌عنوان یک رویکرد برای شناسایی ناهنجاری‌های سلولی در افراد آلوده به HPV و در گام بعدی، به‌عنوان یک رویکرد مناسب برای کاهش ارجاعات کولپوسکوپی می‌تواند به کار گرفته شود.

 
مبینا زمانی‌فرد، حمید رضا نوروزی، فضیلت جوکار درزی، ملیحه صفری،
دوره 83، شماره 5 - ( 5-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: هلیکوباکتر پیلوری یک پاتوژن گوارشی انسان است و بیش از نیمی از جمعیت جهان را آلوده ساخته است. نرخ شکست درمان آن با رژیم دارویی سه‌گانه به بیش از 30% می‌رسد. در همین راستا این مطالعه جهت ارزیابی اثربخشی، تحمل‌پذیری و یافتن روش‌های جدید و بهینه‌ی درمان این عفونت اجرا شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی شده همسو است که در آن بیماران مبتلابه عفونت هلیکوباکترپیلوری در بخش آندوسکوپی بیمارستان امیرالمومنین و درمانگاه گوارش کلینیک پروفسور قوام‌زاده اراک در پاییز و زمستان 1403 به صورت تصادفی انتخاب و به روش تخصیص تصادفی به سه گروه شامل یک گروه شاهد و دو گروه مداخله با سه رژیم دارویی مختلف تقسیم شدند. چهار هفته پس از درمان میزان ریشه‌کنی باکتری در هر سه گروه ارزیابی با استفاده از تست آنتی‌ژن مدفوعی بررسی و نتایج درمان با استفاده از تحلیل‌های آماری مناسب مقایسه شد.
یافته‌ها: شانس ریشه‌کنی (Helicobacter pylori, H.P) در گروه مداخله یک نسبت به گروه کنترل 84% کاهش و در گروه مداخله دو نسبت به گروه کنترل 77/10 برابر افزایش یافت. همچنین نسبت معناداری از موفقیت ریشه‌کنی H.P در افراد فاقد بیماری دیابت (022/0=P، 188/0-= Phi، 150= n) و میزان عوارض دارویی بیشتر در گروه مداخله دو نسبت به دو گروه دیگر به مشاهده شد.
نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که در مقایسه با رژیم استاندارد، رژیم دو هفته آموکسی سیلین، امپرازول و کلاریترومایسین در کنار بیسموت یک رژیم خوب، قدرتمند و مقرون به صرفه‌تر برای ریشه‌کنی هلیکوباکتر پیلوری است.

 
سمانه عرب، محمد رضا محمودیان ثانی، نجمه فتاحی، زکیه اخلاصی، سمیرا اصغرزاده،
دوره 83، شماره 5 - ( 5-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: مرگ سلول‌های گیرنده نوری شبکیه، یکی از عوامل اصلی بروز دژنراسیون شبکیه محسوب می‌شود که تاکنون درمان مؤثری برای آن معرفی نشده است. مطالعات بالینی و پیش‌بالینی نشان می‌دهند که استفاده از سلول‌های بنیادی، رویکردی امید بخش در درمان این بیماری‌هاست. همچنین شواهد موجود حاکی از آن است که miRNA-182 و miRNA-183 نقش‌های کلیدی در رشد، تمایز و بقای گیرنده‌های نوری در مدل‌های حیوانی ایفا می‌کنند. بنابراین، هدف این مطالعه القای ویژگی‌های شبه‌گیرنده نوری در سلول‌های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان انسان از طریق افزایش بیان miR-182 وmiR-183  است.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در بازه زمانی فروردین ۱۳۹۸ تا اسفند ۱۳۹۹ در مرکز تحقیقات بیوشیمی بالینی دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد انجام شد. در این مطالعه، تاثیر افزایش بیان miRNA-182 و miRNA-183 بر تمایز سلول‌های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان انسان (hBMSCs) به سلول‌های شبه گیرنده نوری بررسی شد. برای این منظور، miRNA-182 و miRNA-183 به hBMSCs ترانسفکت شدند و سطح بیان آن‌ها با روش Real-Time PCR ارزیابی گردید. همچنین، بیان ژن‌های اختصاصی شبکیه شامل OTX2، NRL، SLC1A1، PKC و Recoverin با استفاده از روش Real-Time PCR بررسی شد.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان دادند که ترانسفکشن hBMSCs با miRNA-182 و miRNA-183 به کمک لیپوفکتامین، منجر به افزایش معنادار بیان ژن‌های مرتبط با تمایز شبکیه ازجمله CRX، OTX2، PKCα، Recoverin، NRL و RHO گردید.
نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش بیانگر آن است که افزایش بیان miRNA-182 و miRNA-183 می‌تواند به‌طور بالقوه تمایز سلول‌های hBMSCs را به سلول‌های شبه گیرنده نوری تسهیل نماید. این یافته‌ها بیانگر پتانسیل درمانی و نقش تنظیمی miRNAها در تمایز، بقا و حفاظت سلول‌های شبکیه است.

 
علیرضا اسکندری‌فر، زهرا طاهرخانی، سلیمان محمدزاده، راما نقشی‌زادیان، خالد رحمانی،
دوره 83، شماره 5 - ( 5-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: شب‌ادراری یکی از شایع‌ترین اختلالات دوران کودکی است که می‌تواند با اختلالات روانی همراه باشد. این مطالعه با هدف بررسی و مقایسه شیوع اختلالات روانی در کودکان مبتلا به شب‌ادراری اولیه و کودکان سالم انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه مورد-شاهدی بود که در شهر سنندج از مهر ماه 1403 تا فروردین 1404 در کودکان پنج تا 12 سال مراجعه کننده به مرکز پزشکی، آموزشی و درمانی دانشگاه علوم پزشکی کردستان انجام شد. ۱۰۸ کودک مبتلابه شب‌ادراری اولیه و ۱۲۰ کودک سالم با روش نمونه‌گیری آسان انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه علائم مرضی کودکان (CSI-4)، فرم والدین، جمع‌آوری شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که شیوع اختلالات نقص توجه، بیش‌فعالی، نقص توجه-بیش‌فعالی، نافرمانی مقابله‌ای، اضطراب فراگیر و تیک عصبی در کودکان مبتلابه شب‌ادراری به طور معناداری بالاتر از گروه سالم بود (05/0P<). در مقابل، شیوع فوبیا و اختلال وسواس فکری-عملی در گروه کنترل بالاتر گزارش شد. تفاوت معناداری در شیوع اختلال استرس پس از سانحه بین دو گروه مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها حاکی از آن است که شب‌ادراری اولیه با افزایش خطر ابتلابه برخی اختلالات روانی همراه است. این نتایج ضرورت ارزیابی جامع روان‌شناختی و مداخلات روان‌پزشکی را در کودکان مبتلابه شب‌ادراری برجسته می‌کند.

 
هدایت حیدری‌زاده، حسین صیدخانی، زهرا محبی‌نژاد، علی حیدری‌زاده،
دوره 83، شماره 5 - ( 5-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: درد مزمن شکم، که به‌عنوان درد طولانی مدت یا متناوب شکمی تعریف می‌شودکه یک مشکل رایج کودکان است. عفونت هلیکوباکتر پیلوری در دوران کودکی اکتسابی است و یکی از علل مهم بیماری زخم پپتیک (PUD) و سرطان معده است، لذا این مطالعه با هدف بررسی توزیع فراوانی هلیکوباکتر پیلوری در کودکان با درد شکم در بیمارستان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی–مقطعی از فروردین 1402 تا اسفند 1402 انجام شد و جامعه آماری کودکان با درد مزمن شکم مراجعه کننده به بیمارستان امام خمینی شهر ایلام می‌باشد، که جهت بررسی باکتری هلیکو باکتر آزمایش آنتی‌ژن مدفوع داده‌‌اند.
یافته‌ها: این مطالعه بر روی 140 کودک با درد مزمن شکم انجام شد. نوع تغذیه در همه کودکان رگولار گزارش شد و اکثریت آنها حاصل زایمان به روش سزارین بودند (9/67%). شیوع 7/40% مثبت بودن (Helicobacter pylori, HP) را در کودکان (57 کودک از 140 کودک) با درد مزمن شکم نشان داد. اکثریت کودکان در گروه سنی چهار تا هشت سال دارای هلیکوباکتر پیلوری مثبت بودند20 نفر(7/35%) و در کودکان بزرگتر از 12 سال هلیکوباکترپیلوری دارای کمترین فراوانی بود.
نتیجه‌گیری: نتایج کلی مطالعه حاضر نشان می‌دهد هلیکوباکترپیلوری عامل مهمی برای دردهای مزمن شکم در کودکان است.

 
رضا سعیدی، محبوبه غلامی،
دوره 83، شماره 6 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: براساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، حدود 10% از زنان باردار در جهان حداقل یک نوع ماده مخدر یا محرک را در دوران بارداری مصرف می‌کنند. سوءمصرف مواد در دوران بارداری یکی از معضلات مهم سلامت عمومی است که می‌تواند پیامدهای جدی برای مادر و جنین به همراه داشته باشد. هدف این مطالعه، تعیین میزان بروز سوءمصرف مواد و شایعترین مواد مصرفی از جمله تریاک، هروئین، شیشه، کریستال، متادون، آمفتامین و مت‌آمفتامین در مادران باردار ایرانی از سال 2000 تا 2024 با استفاده از مرور سیستماتیک و متاآنالیز است.
روش بررسی: جستجوی سیستماتیک در پایگاه‌های PubMed، Scopus، Web of Science، SID و Iranmedex برای مقالات منتشر شده بین سال‌های 2000 تا 2024 انجام شد. مطالعاتی که به بررسی شیوع سوءمصرف مواد در زنان باردار ایرانی پرداخته بودند، وارد متاآنالیز شدند. داده‌ها با استفاده از مدل اثرات تصادفی تحلیل شدند.
یافته‌ها: از مجموع 127 مقاله شناسایی شده، 22 مطالعه با معیارهای ورود مطابقت داشتند. میزان کلی بروز سوءمصرف مواد در زنان باردار ایرانی 3/3% (5/4-4/2 :95%CI) برآورد شد. شایعترین مواد مصرفی به‌ترتیب شامل تریاک (7/1%)، سیگار (3/1%)، متادون (5/0%)، هروئین (3/0%)، شیشه/کریستال (2/0%)، آمفتامین و مت‌آمفتامین (1/0%)، حشیش (4/0%) و الکل (2/0%) بودند. روند بروز سوءمصرف مواد در دو دهه اخیر افزایشی بوده است.
نتیجه‌گیری: باتوجه به شیوع قابل‌توجه سوءمصرف مواد در زنان باردار ایرانی و پیامدهای جدی آن، لازم است برنامه‌های پیشگیرانه، غربالگری و درمانی هدفمند برای این گروه جمعیتی طراحی و اجرا شود. همچنین، کاهش انگ اجتماعی و افزایش دسترسی به خدمات درمان اعتیاد برای زنان باردار باید در اولویت سیاست‌گذاران سلامت قرار گیرد.

حشمت شاهی، فاطمه کیایی،
دوره 83، شماره 6 - ( 6-1404 )
چکیده

هلیکوباکترپیلوری یکی از شایعترین عفونت‌های باکتریایی مزمن در سراسر جهان است که ابتلا به آن غالباً در دوران کودکی رخ می‌دهد. درحالی‌که نقش این باکتری در پاتولوژی بیماری‌های معده و دوازدهه در بزرگسالان به خوبی شناخته شده است، تأثیر آن بر جمعیت کودکان مجموعه‌ای منحصربه‌فرد از چالش‌های بالینی و پاتوفیزیولوژیک را مطرح می‌سازد. این مقاله مروری جامع، به بررسی ارتباط پیچیده و دوسویه میان آلودگی به باکتری هلیکوباکترپیلوری و متابولیسم آهن میزبان در جمعیت کودکان و اطفال می‌پردازد. از فرمت MESH کلمات کلیدی "هلیکوباکترپیلوری" و "آهن" و "فریتین" در پایگاه داده PubMed جهت جستجوی مطالعات انگلیسی زبان، برای این مطالعه مروری استفاده شد. مقالات اصیلی که در این بررسی مورد ارجاع قرار گرفتند در بازه زمانی سال‌های 1358 تا 1403 چاپ شده بودند. مقالاتی که در قالب مروری، گزارش موردی و یا نامه به سردبیر بودند حذف شدند. محور اصلی این بحث، نقش حیاتی آهن به عنوان یک ریزمغذی و فاکتور ضروری برای میزبان و پاتوژن است.
یافته‌ها حاکی از یک رابطه چندوجهی است: سویه‌های ویرولانت هلیکوباکترپیلوری ارتباط معکوس و معناداری با ذخایر واقعی آهن بدن دارند و به آنمی فقر آهن (IDA) منجر می‌شوند. با این حال، وضعیت التهابی مزمن می‌تواند به‌طور متناقضی سطح فریتین را افزایش داده و کمبود آهن زمینه‌ای را در عین بالا بودن فریتین، پنهان سازد. این تعامل پیچیده میان ویرولانس باکتری، التهاب میزبان و اختلال در تنظیم آهن، یک عامل تعیین‌کننده کلیدی در شدت و مزمن شدن بیماری ناشی از هلیکوباکترپیلوری در کودکان است.

 
محمد صادق صنیع جهرمی، رضا اشرف‌زاده، احمد رستگاریان، نوید کلانی، محمد حسن دم‌شناس،
دوره 83، شماره 6 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: انتخاب بین بیهوشی عمومی و بی‌حسی نخاعی برای سزارین، علاوه‌بر ملاحظات ایمنی مادر و نوزاد، می‌تواند بر پیامدهای مهمی مانند حجم خونریزی حین عمل تأثیر بگذارد. بنابراین هدف از این مطالعه مقایسه میزان خونریزی در عمل سزارین به روش بیهوشی عمومی و بی‌حسی نخاعی بود.
روش بررسی: این مطالعه به‌صورت مقطعی آینده‌نگر در بازه زمانی آذر 1400 تا خرداد 1401 بر روی 70 نفر از بیماران کاندید عمل جراحی سزارین مراجعه‌کننده به بیمارستان مطهری شهرستان جهرم انجام شد. بیماران به‌صورت تصادفی در دو گروه بیهوشی عمومی و بی‌حسی نخاعی قرار گرفتند. گازهای مورد استفاده پیش از عمل وزن شدند و پس از عمل نیز گازهای خونی توزین می‌شدند. تفاضل وزن گازهای خونی و خشک به عنوان حجم خونریزی ثبت گردید. سپس این حجم با حجم خون موجود در محفظه ساکشن جمع شد و حجم خونریزی نهایی برآورد گردید.
یافته‌ها: میزان خونریزی در عمل سزارین به‌روش بی‌حسی نخاعی به‌طور معناداری از روش بیهوشی عمومی کمتر بود (001/0P=). میزان تخمین چشمی خونریزی نیز در بی‌حسی اسپاینال به‌طرز معناداری از بیهوشی عمومی کمتر بود (001/0P<). تعداد ضربان قلب، فشار سیستولی و دیاستولی قبل از عمل و حین عمل و نیز نمره آپگار دقیقه اول و پنجم در بین دو گروه بیهوشی عمومی و نخاعی تفاوت معناداری نداشت.
نتیجه‌گیری: میزان خونریزی در عمل سزارین به‌روش بی‌حسی نخاعی کمتر از بیهوشی عمومی می‌باشد. پیشنهاد می‌گردد در مطالعات آینده مقایسه‌ای بین سه گروه بیهوشی جنرال، اسپاینال و اپیدورال نیز انجام شود و میزان خونریزی در هرکدام بررسی گردد و بهترین روش بیهوشی جهت عمل سزارین انتخاب گردد.

 
کوثر حاجتی، بهناز دیهیم،
دوره 83، شماره 6 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: لیشمانیوز یکی از مهمترین بیماری‌های انگلی است که مستعد ابتلا به عفونت‌های ثانویه باکتریایی بوده و ماحصل آن‌، تشدید التهاب، تأخیر در ترمیم بافت و افزایش مقاومت دارویی است. باتوجه به اهمیت این پدیده، پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل باکتریایی و تعیین الگوی مقاومت آنتی‌بیوتیکی آنها در ضایعات بیماران مبتلا به لیشمانیوز جلدی طراحی شده است.
روش بررسی: مطالعه مقطعی حاضر از اردیبهشت 1401 تا دی 1401 در دزفول با 173 بیمار مشکوک به لیشمانیوز جلدی انجام شد. علاوه‌بر نمونه‌برداری از ضایعات جلدی برای تشخیص لیشمانیوز، ترشحات زخم با استفاده از سواب استریل جمع‌آوری و روی محیط‌های آگار خوندار و آگار مک‌کانکی کشت داده شد. باکتری‌ها با رنگ‌آمیزی گرم و آزمایش‌های بیوشیمیایی شناسایی شدند. الگوی حساسیت آنتی بیوتیکی با استفاده از روش دیسک دیفیوژن و طبق دستورالعمل‌های 2024 CLSI تعیین شد.
یافته‌ها: لیشمانیوز جلدی در 3/65% موارد شناسایی شد که در 46 مورد (6/26%) دچار عفونت ثانویه باکتریایی بودند. استافیلوکوکوس اورئوس (4/67%) و کلبسیلا پنومونیه (13%) شایعترین ایزوله‌‌ها بودند. فراوانی استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متی‌سیلین 9/41% بود و 2 ایزولهاشریشیاکلی بتالاکتامازهای وسیعالطیف مثبت بودند. تمام ایزوله‌ها نسبت به ونکومایسین، تیکوپلانین و کلیستین حساس بودند. زخم‌های ناحیه پا و کمر بیشتر درگیر عفونت باکتریایی شده بودند (05/0>P).
نتیجه‌گیری: شرایط محیطی نامناسب و کمبود امکانات درمانی نقش مهمی در بروز و تشدید ضایعات لیشمانیایی عفونی ایفا می‌کند. رویکرد درمانی تلفیقی و آموزش کادر درمان می‌تواند روند کنترل بیماری و ترمیم زخم‌ها را بهبود بخشد.

 
فاطمه افتخاریان، آرنوش قدسیان، رضا صحرایی،
دوره 83، شماره 6 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: درماتومیوزیت یک بیماری التهابی نادر عضلانی با تظاهرات سیستمیک است که ضعف عضلانی، اختلال بلع و درگیری ریوی و قلبی از مشکلات شایع آن می‌باشد.
معرفی‌بیمار: بیمار مرد 53 ساله با سابقه درماتومیوزیت، ضعف عضلانی و دیسفاژی شدید بود که به‌دلیل عدم توانایی بلع، PEG تعبیه شده و تحت درمان با کورتیکواستروئید و ایمونوگلوبولین وریدی قرار داشت. وی با درد شکم حاد و تشخیص سنگ کیسه صفرا به جراح ارجاع شد. در اتاق عمل، پس از ارزیابی کامل قلب، ریه و قدرت عضلانی، بیهوشی عمومی با استفاده از داروهای مناسب و مراقبت‌های ویژه از جمله مانور سلیک و دوز استرس هیدروکورتیزون انجام شد. عمل بدون عارضه انجام و بیمار پس از پایش دقیق به ریکاوری منتقل و ترخیص گردید.
نتیجه‌گیری: بیهوشی عمومی در بیماران مبتلا به درماتومیوزیت نیازمند ارزیابی دقیق پیش از عمل، پایش مداوم عضلانی و همودینامیک، انتخاب دوز مناسب داروهای شل‌کننده عضلانی و استفاده از استرس دوز استروئید می‌باشد. علاوه‌براین، توجه به عوارض خاص مانند Buried bumper syndrome پس از PEG و مدیریت مناسب راه هوایی و پیشگیری از آسپیراسیون اهمیت ویژه دارد.

 

صفحه 56 از 57     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb