52 نتیجه برای ایزدی
فریبا یارندی، زهرا افتخار، نرگس ایزدی، مهرنوش بیک،
دوره 59، شماره 4 - ( 5-1380 )
چکیده
تهیه Frozen section حین اعمال جراحی، اطلاعات ذی قیمتی را در اختیار جراح می گذارد و او را برای انجام یک عمل جراحی مناسب راهنمایی می کند. به منظور تعیین صحت تشخیصی Frozen section در اعمال جراحی ژنیکولوژی، نتایج 172 مورد Frozen section انجام شده در بیمارستان میرزا کوچک خان طی سالهای 1379-1378 را با نتایج پاتولوژی نهایی آنها مقایسه کردیم. در مجموع 106 نمونه تخمدان، 43 نمونه رحم، 10 نمونه غدد لنفاوی و 13 نمونه از سایر بافتها بدست آمد. نتیجه Frozen section در 93/6 درصد موارد با نتیجه پاتولوژی نهایی سازگار بود. در این مطالعه، حساسیت جهت تشخیص ضایعات غیر خوش خیم 82/5 درصد و ویژگی 96/8 درصد و ارزش پیشگویی مثبت و منفی بترتیب 84 درصد و 98 درصد بدست آمد، درصد موارد مثبت کاذب، 1/7 درصد منفی کاذب و 1/2 درصد Over estimated شده بودند. مواردی از Under estimation نداشتیم و در 1/2 درصد موارد نتیجه نامعلوم بود. Frozen section توانسته بود تمام 8 مورد تومورهای تخمدانی متاستاتیک و 1 مورد از 2 مورد تومور germ cell را بدرستی تشخیص دهد. صحت این روش در تشخیص تومورهای حد واسط تخمدان فقط 25 درصد و در مورد تومورهای تخمدانی موسینوس 60 درصد و تومورهای سروز 80 درصد بود. به استثنای تومورهای حد واسط و موسینوس تخمدانی، تشخیصهای Frozen section جهت استفاده بالینی به حد کافی صحیح هستند. با تهیه برش های متعدد می توان صحت Frozen section را در تشخیص تومورهای موسینوس تخمدانی افزایش داد.
نسرین مقدمیتبریزی، مرضیه میرزایی، نرگس ایزدیمود،
دوره 63، شماره 4 - ( 4-1384 )
چکیده
مقدمه: سقط مکرر Recurrent Pregnancy Loss (RPL) در 4-2% از زوجهای در سنین باروری اتفاق میافتد که در حدود یک سیصدم حاملگیها را شامل میشود. هدف از انجام این مطالعه مقایسه فراوانی مقاومت به انسولین در گروه بیماران با سقط مکرر با افراد طبیعی است.
مواد و روشها: در یک مطالعه مورد-شاهدی و آینده نگر، 49 بیمار غیر باردار غیر دیابتی با سابقه سقط مکرر و زودرس به عنوان گروه مورد، با 49 بیمار غیر باردار غیر دیابتی که سابقه سقط مکرر نداشتند و حداقل یک بچه زنده داشتند به عنوان گروه شاهد که از لحاظ سنی، قد و وزن با گروه مورد یکسان شده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. در هر دو گروه قند خون و انسولین ناشتا اندازه گیری شد و مقاومت به انسولین که به صورت سطح انسولین ناشتای بیش از 20 میکروواحد در میلی لیتر یا میزان قند خون ناشتای به انسولین کمتر از 4.5 سنجیده شد.
یافتهها: میانگین سن، شاخص توده بدنی، قند خون ناشتا و نسبت قند به انسولین ناشتا بیماران بین گروه مورد و شاهد اختلاف معنیداری نداشتند، انسولین ناشتا در گروه مورد به میزان معنیداری از گروه شاهد بیشتر بود (5،82±15،20 در مقابل 5،64±12،23 میکرویونیت در میلی لیتر)، همچنین فراوانی بیماران با انسولین ناشتای بالا (FI≥20µU/ml) در گروه مورد به میزان معنیداری از گروه شاهد بیشتر بود (22،45% در مقابل 6،12%، Odds Ratio=4،44 , Confidence Interval 95%=1.15 to 17.07). همچنین فراوانی بیماران با مقاومت به انسولین به میزان معنیداری در گروه مورد از فراوانی این بیماران در گروه شاهد بیشتر بود (24.49% در مقابل 8.16%، Odds Ratio=3.65 ,Confidence Interval 95%=1.08 to 12.26). اما بین فراوانی بیماران با نسبت قند به انسولین ناشتای پائین (کمتر از 4.5) در دو گروه مورد و شاهد اختلاف معنیداری دیده نشد. همچنین اختلاف معنیداری بین میانگین نسبت قند به انسولین ناشتا در بیمارانی که در گروه مورد سابقه سقطهای زیر 12 هفته داشته اند با آنهائیکه سقطهای بالای 12 هفته داشته اند، دیده نشد.
نتیجه گیری و توصیه ها: در زنان با سقط مکرر، میزان فراوانی مقاومت به انسولین نسبت به گروه شاهد بیشتر است. توصیه میشود در تمام زنانی که دچار سقط مکرر هستند اندازه گیری سطح قند خون و انسولین ناشتا صورت گیرد.
مینا ایزدیار، لیلا صدیقی پور، هانیه جعفریه، فاطمه فتاحی،
دوره 64، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: با ظهور دسفرال در عرصه ی درمان در بیماران تالاسمی به عنوان تنها دارویی که قادر است با دفع آهن از عوارض ناگوار اضافه بار آهن در این بیماران جلوگیری نماید میزان مرگ و میر در بیماران تالاسمی وابسته به تزریق خون کاهش یافته است. با این وجود درمان تزریقی با دسفرال با مشکلات زیادی اعم از عوارض فیزیکی و بار روانی برای بیماران همراه است.تمامی این عوامل باعث میشوند که میزان پذیرش به درمان با دسفرال در این بیماران کاهش پیدا کند .عوامل زیادی وجود دارند که میتوانند پذیرش به درمان را به طور نامطلوبی تحت تاثیر قرار دهند.
روش بررسی: 205 بیمار تالاسمی ماژوربزرگتر از 6 سال وارد مطالعه شدند و میزان کمپلیانس براساس شاخص کمپلیانس (تعداد روزهای تجویز شده برای درمان از سوی پزشک در ماه/تعداد روزهای درمان با دسفرال در ماه) کمپلیانس بیشتر از 75%=خوب ، بین 75-50% متوسط و کمتر از 50% ضعیف تلقی میشد. گروه سوم گروه فاقد کمپلیانس بود. برای بررسی افسردگی پرسشنامه افسردگی بک برای بزرگسالان و پرسشنامه افسردگی کودکان (کواکس) برای کودکان کمتر از 16 سال مورد استفاده قرار گرفت.
یافتهها: از 205 بیمار تالاسمی (110 بیمار مؤنث (54%) و 95 بیمار ( 46%) مذکر بودند).3/13% از بماران فاقد کمپلیانس و 14% کمپلیانس ضعیفی به درمان داشتند. 7/62% کمپلیانس خوبی داشتند. کمپلیانس در دخترها بیشتر از پسرها بود (p=0.03). با افزایش سن کمپلیانس به درمان افزایش پیدا میکرد (p=0.037) ارتباطی منفی بین کمپلیانس و سطح فریتین وجود داشت (p=0.02). 22 % از بچهها و 12% از بالغین طبق پرسشنامهها افسرده شدید تلقی میشدند. بین افسردگی و کمپلیانس ارتباط معناداری وجود نداشت. مشکلات اصلی ذکر شده توسط بیماران به عنوان دلالیل عدم کمپلیانس مطلوب به دسفرال به قرار زیر بود: عوارض موضعی محل تزریق ( در83% از بیماران)، پایین بودن کیفیت وسایل تزریق (70% از بیماران)‚قیمت گران وسایل تزریق (16% از بیماران)‚ احساس ناخوشایند در مقابل همسالان (در10% از بیماران)
نتیجهگیری از آن جایی که هنوز داروهای خوراکی شلاتور آهن به طور رایج مورد استفاده قرار نمی گیرند برای کاهش عوارض اضافه بار آهن در بیماران تالاسمی میباید مطالعات وسیعتر و بررسیهای بیشتری به منظور شناخت مشکلات و عوامل مؤثر در کمپلیانس پایین به درمان با دسفرال در این بیماران صورت بگیرد.بالخره این که کمپلیانس یک مساله چند عاملی است که بهبود آن همکاری و ارتباط نزریک بین بیمار‚ خانواده، پرسنل پزشکی و جامعه را میطلبد.
الهه کیهانی، ناصر کهن نیا، نرگس ایزدی مود، محمدرضا کیخانی، حسین نجم آبادی،
دوره 64، شماره 3 - ( 2-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان دهانه رحم دومین علت مرگ و میر در اثر سرطان در بین زنان می باشد. در این سرطان بیش از هر نوع بدخیمی دیگری، اثرات پیشگیری ، تشخیص زودرس و درمان به موقع بر کاهش میزان مرگ و میر مشهود است. از اواسط سال 1970 بود که ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) به عنوان اتیولوژی اصلی سرطان دهانه رحم پیشنهاد گردید. مطالعات مختلف که در سراسر جهان صورت گرفته، نشان دهنده ارتباط قوی میان HPV وتغییرات پیش سرطانی و سرطانی در سلول های اپی تلیال می باشد. از آنجا که کشت سلولی و روش های سرولوژیک در شناسایی این ویروس و انواع آن فاقد ارزش هستند، اهمیت روش های ملکولی از جمله واکنش زنجیره ای پلی مراز (PCR) در تشخیص قطعی و زودرس این ویروس آشکار می گردد.
روش بررسی: در این مطالعه پس از انتخاب بیماران مطابق با پروتکل مربوطه و تکمیل فرم پرسشنامه ، 100 نمونه از ضایعات پیش سرطانی و سرطانی دهانه رحم انتخاب شدند. سپس استخراج DNA از بلوک های پارافینی با روش استاندارد انجام گرفت. PCR مولتی پلکس با استفاده از دو جفت پرایمر (یکی به عنوان کنترل داخلی) صورت پذیرفت و محصولات PCR بر روی ژل پلی آکریل آمید 8% برده شد.
یافته ها: در جمعیت مورد مطالعه از میان 100 بیمار مبتلا به سرطان د هانه رحم، 73 مورد از نظر عفونت HPV مثبت و 27 مورد منفی بودند. به عبارت دیگر میزان شیوع عفونت ویروس HPV در این جمعیت 73% بود.
نتیجه گیری: یافته های حاصل از مطالعه ما گزارش های پیشین مبنی بر ارتباط میان HPV و سرطان دهانه رحم را تقویت می کند.
غلامحسین فلاحی، مینا ایزدیار، افشین فتحی،
دوره 64، شماره 10 - ( 7-1385 )
چکیده
بیماری تالاسمی ماژور، از بیماریهای شایع خونی در ایران محسوب میشود و با توجه به آلودگی خون تزریقی، تعدادی از این بیماران آلوده به عفونت هپاتیت C شدهاند. کبد این بیماران در پی تزریقات مکرر دچار افزایش بار آهن بوده و اضافه شدن HCV موجب افزایش و تسریع سیر بیماری کبدی به سمت سیروز و نارسایی و ابتلا به هپاتوسل کارسینوما میشود درمان این بیماری اهمیت ویژهای دارد.
روش بررسی: این مطالعه به شکل Prospective Clinical trial در بیماران تالاسمی ماژور و آلوده شده به ویروس هپاتیت C که صورت گرفته 26 بیمار در بیمارستان مرکز طبی کودکان، مبتلا به تالاسمی ماژور و آلوده به HCV بودند. ده بیمار شرایط ادامه مطالعه و درمان پیگیری را پیدا کردند.
یافتهها: در ده بیمار که به مدت شش ماه تحت درمان با اینترفرون 2b با دوز 3 میلیون واحد به ازای هر مترمربع سطح بدن سه بار در هفته بصورت زیرجلدی با کپسول آمانتادین با دوزmg 100 خوراکی دو بار در روز قرار گرفتند، در پایان دوره، هشت بیمار HCV-RNA منفی پیدا کردند (80%) و در شش بیمار (60%)، ALT نرمال و در دو بیمار دیگر نیز ALT به حد کمتر از 50% قبل از درمان رسید. بین پاسخ به درمان و میزان هموسیدروزیس، سیروز، التهاب کبد و همچنین جنسیت رابطه معنی داری وجود نداشت.
نتیجهگیری: درمان ترکیبی اینترفرون به همراه آمانتادین در درمان هپاتیت مزمن C موثر بوده و نتایج خوبی به همراه داشته است و برای کاهش میزان عود، دوره درمان 48 هفته به جای 24 هفته پیشنهاد میشود.
زهرا افتخار، سعیده محققی، فریبا یارندی، نرگس ایزدی مود، نسرین مقدمی تبریزی، زهرا رضایی،
دوره 64، شماره 11 - ( 7-1385 )
چکیده
سرطان اندومتر شایعترین سرطان دستگاه ژنیتال میباشد که عموماً در سنین بعد از منوپوز دیده میشود. با توجه به افزایش سن ازدواج، درمانهای غیرجراحی بهکمک پروژستینهای سیستمیک همراه با حفظ قدرت باروری در زنان جوان مبتلا به سرطان اندومتر با تمایز خوب مورد بررسی قرار گرفتهاند.
روش بررسی: در این پژوهش 21 بیمار نازا مبتلا به آدنوکارسینوم خوب تمایزیافته اندومتر مرحله Ia در مطالعهای از نوع مداخلهای بدون شاهد (Quasi-experimental) وارد شدند. درمان با مژسترول استات ابتدا با دوز 160 میلیگرم روزانه و سپس در صورت عدم پاسخ به درمان با دوز 320 میلیگرم روزانه برای بیمار آغاز و پیگیری با FD&C و هیستروسکوپی انجام شد. بیماران بر اساس پاسخ به دو دسته پاسخ به درمان و مقاوم به درمان تقسیم شدند. گروه پاسخ به درمان، به گروه IVF معرفی شده و از نظر احتمال بارداری بعدی و تولد نوزاد زنده به مدت سه سال مورد پیگیری قرار گرفتند.
یافتهها: بر اساس نتایج این پژوهش میزان پاسخدهی 71/85% بود و 29/14% کاندید TAH شدند. میانگین مدت درمان 00/2±85/5 ماه بود. در 78/27% با دوز 160 میلیگرم و در 22/72% با دوز 320 میلیگرم پاسخدرمانی مناسب دیده شد. در 78/27% بارداری رخ داد که دو مورد به زایمان نوزاد ترم و سه مورد قبل از ترم پایان یافت. در67/16% عود رخ داد که 67/66% آنها مجدداً بهremission رفتند.
نتیجهگیری: استفاده از دوز 320 میلیگرم در روز احتمالا˝ با پاسخ مناسبتر درمانی همراه است. عوارض جدی با این دوز درمانی دیده نشد. همچنین ادامه درمان بهمدت سه ماه پس از طبیعی شدن جواب پاتولوژی احتمالاً از میزان عود بیماری میکاهد.
فاطمه فرهمند، غلامرضا خاتمی، ولیالله محرابی، فاطمه محجوب، مینا ایزدیار، مهرزاد مهدیزاده،
دوره 65، شماره 2 - ( 12-1386 )
چکیده
در این مطالعه فراوانی، هیستوپاتولوژی و پیشآگهی تومورهای بدخیم اولیه کبد در کودکان بررسی میشود.
روش بررسی: این مطالعه به روش توصیفی و گذشتهنگر با جمعآوری اطلاعات کلینیکی، رادیولوژی و پاتولوژیک با تمرکز بیشتر روی فراوانی، اتیولوژی و پیشآگهی بوده است.
یافتهها: طی مدت ده سال (1384ـ 1375)، 30 کودک که با احتمال تومور کبد به مرکز طبی کودکان معرفی شده بودند مورد مطالعه قرار گرفتند. سن بیماران از سه ماه تا 12 سال و میانگین سنی آنها 8/3 سال بود.
18 بیمار (60%) مذکر و 12 بیمار (40%) مونث بودند. از کل 30 بیمار، 17 بیمار (66/55%) هپاتوبلاستوم داشتند که از این تعداد، 13 بیمار مذکر و چهار بیمار مونث و در سنین شش ماه تا پنج سال بودند. چهار بیمار (33/13%) مبتلا به نروبلاستوما بودند. سه بیمار (10%) هپاتوسل کارسینوم (HCC) داشتند که هر سه نفر HbsAg+ بودند. دو بیمار (66/6%) هامارتوم مزانشیمال، دو بیمار (66/6%) همانژیوما و دو بیمار (66/6%) رابدومیوسارکوم و لیومیوسارکوم سلولهای جدار مجرای صفراوی داشتند. بزرگی شکم و هپاتومگالی در 100% بیماران وجود داشت. زردی پوست و مخاط در دو مورد وجود داشت. آلفا- فیتوپروتئین سرم بیش از ng/ml 500 در 17 مورد (66/56 %) بود. تمام بیماران تحت درمانهای اختصاصی قرار گرفتند. طول عمر سه ساله در مورد هپاتوبلاستوم 65% و برای HCC 2% بود.
نتیجهگیری: از پروتکلهای درمانی خاص موجب بهبود 80% طول عمر شده و شیمی درمانی قبل از جراحی موجب برداشتن کامل تومور میشود.
نرگس ایزدی مود، علیرضا کروریان، گیتی ایروانلو، هایده حائری،
دوره 65، شماره 7 - ( 7-1386 )
چکیده
سارکومهای رحمی ۵-٣% از کل بدخیمیهای رحم را شامل میشود و به سه گروه شایع قابل تقسیم میباشند. 1- Mixed mullerian sarcoma، 2- Leiomyosarcoma، 3- Endometrial stromal sarcoma. هدف از این مطالعه بررسی اثر عوامل موثر بر زمان بقاء و زمان بدون عود بیماری در این سارکومها است.
روش بررسی: ۲۷بیمار مبتلا به انواع سارکومهای رحمی پس از بازبینی لامهای پاتولوژی و تایید تشخیص که امکان پیگیری وضعیت بالینی را داشتند وارد یک مطالعه بقاء شدند و از نظر تاثیر هشت فاکتور شامل FIGO stage، درگیری لنف نودها، شمارش میتوز در hpf۱٠، درگیری عروقی، نوع هیستولوژی تومور، سن، اندازه تومور و عمق تهاجم به میومتر بر دو وضعیت بالینی زمان بقاء کلی و زمان بدون عود تومور مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: میانه سنی بیماران ٤٧ سال با دامنه (٧٣-١٨سال) و میانه زمان پیگیری ٢٨ ماه با دامنه (١١٤-١ ماه) میباشد. درصد بقاء پنج ساله ۶۱% و میانگین زمان بقاء ۷۸ ماه با دامنه اطمینان ۹۵% بین ۵۶ تا ۱۰۰ ماه است. از نظر تاثیر بر عود بیماری هیستولوژیLow grade Stromal Sarcoma (LSS) با بقیه انواع سارکوم و شمارش میتوز بین گروه (9-0 عدد) با (۲۰ عدد و بالاتر) اختلاف آماری معنیدار داشته است. از جهت تاثیر بر زمان بقاء کلی FIGO stage با 0039/0p=، شمارش میتوز با 0005/0p= و هیستولوژی، LSS نسبت به بقیه انواع سارکوم با 05/0p<، تفاوت آماری معنیدار داشته است. مکان عود تومور نیز اغلب عود موضعی در لگن یا بهصورت متاستاز به ریه بوده است.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان میدهد FIGO stage بر زمان بقاء همه سارکومها تاثیر دارد.
نرگس ایزدی مود، جمال الدین حکیمی،
دوره 65، شماره 10 - ( 10-1386 )
چکیده
دیاتز توموری به عنوان رسوبات پروتئینی گرانولر ائوزینوفیلی در زمینه اسمیرهای سیتولوژی تعریف میشود. این رسوبات در بعضی اسمیرهای کارسینوم سرویکس وجود دارد. هدف این مطالعه تعیین میزان شیوع دیاتز توموری در اسمیرهای کارسینومای سرویکس میباشد.
روش بررسی: اسمیرهای سیتولوژی و اسلایدهای بافتشناسی 46 بیمار کارسینوم سرویکس از نظر وجود یا عدم وجود دیاتز تومورال، گلبول قرمز و نوتروفیل بررسی شدند. عمق تهاجم تومور، نوع تومور و درجه تمایز آن نیز مشخص گردید.
یافتهها: دیاتز توموری در 28 مورد از 46 اسمیر (9/60%) وجود داشت. این دیاتز از 29 بیمار با تشخیص کارسینوم سلول سنگفرشی در 18 مورد (1/62%)، از 12 بیمار با تشخیص آدنوکارسینوم در هفت مورد (3/58%) و از سه بیمار با تشخیص آدنواسکواموس کارسینوم در دو مورد (7/66%) یافت گردید. در یک اسمیر از دو اسمیر دو بیمار مبتلا به کارسینوم آندومتر که گردن رحم را به صورت ثانویه درگیر نموده بود دیاتز توموری وجود داشت. در 26 مورد کارسینوم سرویکس عمق تهاجم تومور مساوی یا بیش از پنج میلیمتر بود. از این تعداد 17 مورد دیاتز توموری را در اسمیر نشان میدادند (4/64%) در حالی که تنها چهار اسمیر از 12 کارسینوم سرویکس با عمق تهاجم کمتر از پنج میلیمتر دیاتز توموری را دارا بودند (3/33%). گلبولهای قرمز در 16 مورد از 46 اسمیر یافت شدند (8/34%).
نتیجهگیری: بعضی از اسمیرها سیتولوژی کارسینومای مهاجم فاقد دیاتز توموری بودند. افزایش عمق تهاجم و کاهش درجه تمایز تومور با افزایش شیوع دیاتز توموری در اسمیرهای سیتولوژیک همراه میباشد. فراوانی دیاتز توموری در کارسینوم سلول سنگفرشی بیش از سایر کارسینومهای سرویکس میباشد.
محبوبه حاجی عبدالباقی، حسینعلی عالیشاه، مهرناز رسولی نژاد، عباس بهادر، مهران ایزدی، احمد رضا مبین،
دوره 65، شماره 11 - ( 11-1386 )
چکیده
سل هنوز یکی از مهمترین علل مرگ و میر در بسیاری از کشورهاست. با توجه به وقتگیر بودن روشهای معمول تشخیص سل مثل کشت که 8-3 هفته زمان میبرد، لازم است روشهای سریع تشخیصی مثل Polymerase Chain Reaction (PCR) مورد ارزیابی قرار گیرد.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی از 95 بیمار مبتلا به سل ریوی و خارج ریوی سه میلیلیتر خون سیتراته تهیه و پس از DNA extraction بهوسیله کیت تجاری QIAGEN، با استفاده از پرایمر IS1081 آزمایش PCR انجام شد.
یافتهها: از 95 بیمار در این طرح با میانگین (±SD) سنی 3/20±4/44، 36 بیمار زن (9/37%) و 59 بیمار مرد (1/62%) بودند. این افراد شامل 69 مورد سل ریوی و 26 مورد سل خارج ریوی بودند که در 32 مورد (7/33%) PCR مثبت و 63 مورد (3/66%) PCR منفی شد. حساسیت PCR سلولهای منو نوکلئر خون محیطی Peripheral Blood Mononuclear Cell -Mycobacterium Tuberculosis PCR (PBMC- MTB PCR) برای سل ریوی 1/44%، سل خارج ریوی 2/19% و برای سل منتشر 0/10% بود.
نتیجهگیری: حساسیت PBMC- MTB PCR برای تشخیص سل ریوی و خارج ریوی پائین بوده و با توجه به تاثیر فاکتورهای متعدد در نتیجه و هزینه زیاد استفاده از این روش، بهکارگیری آن بهعنوان یک روش مکمل در تائید تشخیص موارد قویا مشکوک به بیماری سل پیشنهاد میگردد. این روش نمیتواند بهعنوان روش تشخیصی جانشین اسمیر و کشت که روش استاندارد تشخیصی سل میباشند بهکار گرفته شود.
فریبا یارندی، نرگس ایزدی مود، زهرا افتخار، رضا نیاکان، صفورا تجزیهچی،
دوره 65، شماره 14 - ( دوره 65، ویژه نامه شماره 2 1386 )
چکیده
مطالعات اپیدمیولوژیک در بسیاری از کشورها ارتباط قوی را بین ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) و کانسر سرویکس نشان دادهاند که غیروابسته به سایر عوامل خطرساز دیگر میباشد. هدف از انجام این مطالعه تعیین فراوانی آلودگی با تیپهای HPV در زنان مراجعهکننده مبتلا به کانسر سلول سنگفرشی (SCC) و نئوپلازی داخل اپیتلیالی سرویکس با گرید بالا (CINII و CIN III) در بیمارستان میرزا کوچکخان بود.
روش بررسی: 100 زن مبتلا به SCC و CINII و CINIII تایید شده توسط پاتولوژی مراجعهکننده بیمارستان میرزا کوچکخان در سالهای 83-1378 به یک مطالعه مقطعی وارد شدند. نمونههای گرفته شده از آنها جهت استخراج DNA به روش واکنش پلیمراز زنجیرهای و سپس تایپینگ HPV مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: استخراج DNA در 77 نمونه امکانپذیر بود کهDNA ویروس پاپیلومای انسانی از 47 نمونه (از 77 مورد) جدا شد. آلودگی با HPV در بین مبتلایان به SCC در 32 نمونه (5/86%) و در گروه CINII و CINIII در 15 نمونه (5/37%) دیده شد. شایعترین تیپها به ترتیب 16 و 18(38/59%) و بعد 33(38/34%) در گروه SCC و در گروه CINII و CINIII 16(33/53%) و 18(40%) بودند. در هر دو گروه شایعترین عفونت همزمان با دو تیپ 16 و 18 به ترتیب در 62/40% و 7/26% موارد دیده شد.
نتیجهگیری: شایعترین تیپهای HPV بهدست آمده از بیماران مبتلا به SCC و CINIIو CINIII تیپهای 16 و 18 بودند که مشابه الگوی آلودگی در بسیاری از کشورها میباشد.
نسترن ایزدیمود، احمد یراقی، فرزاد قشلاقی، راحله مجیری،
دوره 66، شماره 3 - ( 3-1387 )
چکیده
تشنج از مهمترین علایم مسمومیتها میباشد. با توجه بهتفاوت در میزان دسترسی افراد به سموم و مواد در مناطق مختلف، مقدار ماده موثره داروهای ساخت کارخانجات مختلف و نیز عدم کنترل در خرید و فروش مواد خطرناک مثل سموم کشاورزی، در این مطالعه به بررسی علل، درمان و پیامد تشنج در بیماران مسموم با مواد تشنجزا پرداخته شد.
روش بررسی: مطالعه توصیفی بر روی 2220پرونده بیمار مسموم با سموم تشنجزا در سالهای 82-1380 بستری در بخش مسمومین بیمارستان نور انجام و موارد منجر به تشنج مشخص گردید. اطلاعات شامل سن، جنس، نوع ماده مصرفشده، نوع تشنج تونیک کلونیک ژنرالیزه (ایزوله یا پایدار)، داروی کنترلکننده تشنج و پیامد مسمومیت در پرسشنامه ثبت و با آزمونهای 2 واریانس یکطرفه آنالیز گردید. یافتهها: از میان 63 بیمار مسموم دارای تشنج، 33 نفر مرد و 30 مورد زن بودند. اکثریت بیماران مسموم دچار تشنج در گروه سنی 40-15 سال قرار داشتند (28 بیمار). شایعترین مسمومیتهای ایجادکننده تشنج مسمومیت با داروهای ضد افسردگی سهحلقهای (7/39%) سموم ارگانوفسفره (5/17%)، کاربامازپین (9/7%) و سموم ارگانوکلره (3/6%) بودند، اما از نظر میزان تشنجزایی این مواد، بیشترین میزان تشنج پایدار در مسمومین با سموم ارگانوکلره (25%)، ارگانو فسفره (75/18%)، TCA (75/18%)، و کاربامازپین (5/12%)، مشاهده گردید. با افزایش سن، تشنج کاهش پیدا میکرد. نوع تشنج با نوع ماده ارتباط داشت. بهترین داروی کنترلکننده تشنجات میدازولام (25%) بود. مرگ و میر در شش بیمار با و یا بدون عارضه کلیوی مشاهده گردید.
نتیجهگیری: تفاوت در نوع مسمومیتها میتواند بهدلیل تفاوت در دسترسی باشد. میدازولام با عوارض کمتر و عدم داشتن منع مصرف در مسمومیتها انتخاب مناسبی جهت کنترل تشنج پایدار است.
سهیلا سرمدی، نرگس ایزدیمود،
دوره 66، شماره 5 - ( 5-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: آدنوکارسینوم اندومتریوئید آندومتر از شایعترین بدخیمیهای دستگاه تناسلی خانمها بوده که بهدنبال یکسری تغییرات ژنتیکی بهشکل فعال شدن انکوژنها و از بین رفتن فعالیت ژنهای ساپرسکننده تومور ایجاد میشود. در حال حاضر شایعترین تغییر ژنتیکی در این کارسینوم موتاسیون در ژن PTEN بوده که در 83-50% از موارد دیده میشود.
روش بررسی: تعداد 90 نمونه کورتاژ آندومتر شامل 30 آندومتر پرولیفراتیو، 30 نمونه انواع آندومتر هیپرپلاستیک و 30 کارسینوم آندومتریوئید انتخاب و رنگآمیزی PTEN بهروش ایمنو هیستوشیمی بر روی بلوکهای پارافینی صورت گرفت و درصد رنگپذیری بهشکل نیمه کمی با دو Cut- point 10% و 50% بررسی گردید.
یافتهها: با در نظر گرفتن 10% cut-point از بین رفتن بروز PTEN 0%، 0%، 30%، 7/51% بهترتیب در فاز پرولیفراتیو، هیپرپلازی ساده، هیپرپلازی پیچیده و کارسینوم آندومتریوئید و در 50% CUT-POINT 0%، 5/3%، 30% و 2/55% بهترتیب در فاز پرولیفراتیو، هیپرپلازی ساده، هیپرپلازی پیچیده و کارسینوم آندومتریوئید دیده شد. همچنین با مقایسه عدم بروز PTEN در هیپرپلازی ساده و هیپرپلازی پیچیده بدون آتیپی تفاوت معنیدار بهدست نیامد. علاوه بر این تفاوت معنیداری نیز بین هیپرپلازی پیچیده با آتیپی و کارسینوم آندومترئید دیده نشد. اما تفاوت آماری معنیداری بین عدم بروز PTEN در فاز پرولیفراتیو و کارسینوم آندومتر دیده شد.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج با عدم بروز ژن PTEN در کارسینوم اندومترئید و هیپرپلازی پیچیده با آتیپی، ارزیابی بروز PTEN بهطریق ایمنوهیستوشیمی میتواند یک روش موثر در شناسایی فقدان این پروتئین در ضایعات مختلف باشد.
شهرزاد شهیدی، فرزانه اشرفی، نسترن ایزدی، هایده عدیلی پور،
دوره 66، شماره 8 - ( 8-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: گزش حشرات میتواند سبب واکنشهای موضعی یا سیستمیک شود. رابدومیولیز میتواند موجب نارسائی حاد کلیه در 7-5% موارد شود. گزش زنبور عسل یک علت نادر رابدومیولیز است، که بهدنبال 50 گزش یا بیشتر میتواند رخ دهد. گزش بیش از 250 زنبور عسل قادر به ایجاد مرگ در انسان میباشد.
معرفی بیمار: در این مقاله ما دو مورد گزش متعدد زنبور عسل (>2000) را که با وجود بروز رابدومیولیز و همولیز و نارسائی حاد کلیه کاملاً بهبود یافتند و دو مورد دیگر را که با گزش بیش از 500 بار بدون بروز هیچگونه عارضهای بهبود یافتند، گزارش مینماییم.
محمد مهدی مجاهد، مهدی عقیلی، علی کاظمیان، فرشید فرهان، شهرزاد ایزدی،
دوره 66، شماره 11 - ( 11-1387 )
چکیده
800x600 Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: موکوزیت و عوارض حاد دیگر ناشیاز درمان کمورادیاسیون
یکیاز عوامل ناراحتکننده در بیماران با تومورهای سر و گردن میباشد. سیکلواکسیژناز-
2 (COX-2) بهعنوان آنزیمی که در بافتهای نرمال
التهابی و تومورال فعالیت بیش از حدی دارد شناخته میشود. این مطالعه جهت ارزیابی
یک مهارکنندۀ COX-2 در کاهش عوارض حاد درمان در بیماران مبتلا
به سرطانهای پیشرفته سر و گردن که تحت درمان با کمورادیاسیون قرار میگرفتند
طراحی شده است.
روش
بررسی: این مطالعه که بهصورت یک کارآزمایی بالینی فاز III و بهصورت
دوسوکور در بیماران با موارد پیشرفته موضعی سرطانهای سر و گردن انجام شده است به صورتیکه
درمان رادیوتراپی Gy70-60 و شیمیدرمانی همزمان با سیس پلاتین هر
سه هفته یا هفتگی برای آنها انجام شد. کپسول سلکوکسیب بهصورت mg100 چهار بار
در روز که از روز اول درمان بهمدت هشت هفته برای گروه مورد و پلاسبو برای گروه
شاهد ادامه مییافت.
یافتهها: در این مطالعه در کل 122
نفر (61 نفر در هر گروه) مورد بررسی قرار گرفتهاند که 81 نفر مرد و 41 نفر زن بودند.
در آزمون تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر مشاهده شد که هر دو گروه در طی زمان
درمان دچار عوارض موکوزیت، ازوفاژیت و درماتیت و درد شدهاند ولی بهطور کاملاً
معنیداری میزان افزایش درجه (Grade) هر یک از این
عوارض در گروه پلاسبو بالاتر از گروه دارو بوده است (001/0p<). وزن در
هر دو گروه در طی زمان بهطور مشابهی کاهش یافته بود که البته در گروه پلاسبو
میزان کاهش وزن بهطور معنیداری بیشتر از گروه دارو بوده است (004/0p=). شاخصهای
خونی از قبیل فرمول شمارش خون و کراتینین خون در هر دو گروه کاهش یافته بود که تغییرات
معنیداری نداشت.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد استفاده از یک مهارکننده انتخابی COX-2 که دارویی
ارزان و کمخطر میباشد سبب کاهش عوارض حاد درمانی در بیمارانی مبتلا به سرطان
پیشرفته سر و گردن که تحت کمورادیاسیون قرار میگیرند، خواهد شد.
نرگس ایزدی مود، محمد رضا دهدشتی، زهرا افتخار، سید علی احمدی،
دوره 66، شماره 12 - ( 12-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به اهمیت سرطان دهانه رحم در خانمها و تشخیص زودرس آن و همچنین حساسیت پایین تست پاپاسمیر معمولی در غربالگری این بیماری، در سالیان اخیر تلاش فراوانی جهت یافتن تست مناسبتر انجام شده است. تستهای سیتولوژی در محیط مایع (Liquid-based cytology) در اکثر مطالعات به عنوان روشی که باعث بهبود کیفیت تست میشود معرفی شده است. مواردی از جمله کاهش نمونههای ناکافی و افزایش حساسیت در تشخیص ضایعات بدخیمی و پیش بدخیمی از مزایای این روش است. مقایسه پاپ اسمیرهای معمولی و سیتولوژی در محیط مایع با استفاده از مواد و روشprep Liquid از نظر کفایت نمونه و تشخیص سلول سنگفرشی آتیپیک در این مطالعه انجام شد.
روش بررسی: در این بررسی آیندهنگر، بر روی 289 خانم مراجعهکننده به بخش کولپوسکپی بیمارستان میرزا کوچکخان در فاصله زمانی بهمن 84 تا اسفند 85 به طور همزمان هر دو تست پاپاسمیر معمولی و سیتولوژی در محیط مایع (Split-sample study) و نتایج این تستها از نظر کفایت نمونه و تشخیص سلول سنگفرشی آتیپیک مورد مقایسه قرار گرفتند. تست سیتولوژی در محیط مایع به روش دستی و مطابق با پروتکل و روشprep Liquid انجام شد و اسمیرها بر اساس سیستم Bethesda 2001 گزارش گردیدند.
یافتهها: در روش پاپ اسمیر معمولی، موارد با عدم کفایت نمونه 24 مورد (5%) بود، در حالی که در روش Liquid prep 66 مورد (8/22%) اسمیر با عدم کفایت نمونه وجود داشت که این افزایش موارد ناکافی از لحاظ آماری معنیدار بود. تعداد موارد سلول سنگفرشی آتیپیک در تست پاپاسمیر معمولی پنج مورد (8/1%)، در حالی که در روشprep Liquid شش مرد (1/2%) بود که این افزایش موارد تشخیص سلول سنگفرشی آتیپیک در روشprep Liquid از نظر آماری معنیدار نبود.
نتیجهگیری: در این متد سیتولوژی در محیط مایع که به روش دستی مطابق با روشprep Liquid انجام گرفت، نسبت به روش معمولی موارد unsatisfactory به طور معنیداری از نظر آماری، افزایش نشان داد در حالی که افزایش موارد تشخیص سلول سنگفرشی آتیپیک در روشprep Liquid نسبت به روش معمولی از نظر آماری معنیدار نبود.
مریم عبیری، سعید صادقیان، الهام حکی، محمدعلی برومند، پروین مهدیپور، منیژه ایزدی، محمد کرامتیپور،
دوره 67، شماره 2 - ( 2-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: بیماری
عروق کرونر Coronary
Artery Disease CAD از
شایعترین
علل مرگ و میر در همه کشورها از جمله ایران میباشد. از عوامل مستعدکننده بیماری،
سابقه خانوادگی مثبت است که اشاره به ماهیت ژنتیکی CAD
دارد. شناخت فاکتورهای ژنتیکی مستعدکننده به CAD،
برای شناسایی افراد در معرض خطر بسیار مهم است. تغییر در فاکتورهای محیطی
مستعدکننده و احیانا تداخلات دارویی در این افراد، میتواند نقش اساسی در پیشگیری
از بیماری داشته باشد. بررسیهای ژنتیکی تاکنون نقش بیش از 100 ژن را در ابتلا به CAD
نشان دادهاند. ژن Matrix Gla Protein (MGP)
از جمله ژنهایی
میباشد که نقش چندشکلیهای آن در جایگاههای 7- و 138- در پرموتور ژن، در ایجاد
خطر ابتلا به CAD
در بعضی از جمعیتها گزارش شده است. مطالعه حاضر به بررسی نقش چندشکلیهای مذکور
در ایجاد خطر ابتلا به CAD،
در جمعیت ایرانی پرداخته است.
روش بررسی: 150 فرد
مبتلا و 150 شاهد مناسب بر اساس علائم کلینکی و نتایج آنژیوگرافی انتخاب و از نمونههای
خون DNA
استخراج گردید و ژنوتیپ نمونهها در هر دو چندشکلی با روش Polymerase Chain Reaction-Restriction
Fragment Length Polymorphism PCR-RFLP
و راندن
محصولات روی ژل پلیآکریل آمید مشخص گردید.
یافتهها: مقایسه
فراوانی ژنوتیپی و آللی بین گروه بیماران و شاهد نشان داد که آلل A
در جایگاه 7- و آلل T
در جایگاه 138- در بین بیماران بیشتر از گروه شاهد میباشد. هر چند این اختلاف از
لحاظ آماری معنیدار نمیباشد.
نتیجهگیری: نتایج حاصل پیشنهادکننده عدم همبستگی چند
شکلیهای مذکور با CAD در جمعیت ایرانی میباشد. تایید قطعی این امر
نیازمند تکرار مطالعات مشابه میباشد.
فاطمه رحیمی شعرباف، فاطمه میرزایی، نرگس ایزدی مود،
دوره 67، شماره 3 - ( 3-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: دوقلویی آکاردیا یک عارضۀ نادر حاملگیهای دوقلویی منوزیگوت است، که بهعلت جریان معکوس شریانی بین دو قل ایجاد میشود. یک قل دهنده از طریق آناستوموز عروقی به قل گیرنده خونرسانی میکند. با توجه به خونرسانی ناکافی و متفاوت طیف وسیعی از آنومالی در قل گیرنده مشاهده میشود. ما در اینجا دو نوع از دوقلوی آکاردیا که در حقیقت در دو طرف طیف تظاهرات متفاوت قرار داشته را گزارش میکنیم.
معرفی بیمار: مورد اول دوقلویی آکاردیا با یک جنین سالم بهعلاوه یک جنین بدون سر و گردن و قسمت فوقانی تنه و اندامهای فوقانی (Acardia acephalus) است (دوقلویی آکاردیا کلاسیک) که در ادامه حاملگی بهعلت وجود علائم نارسایی قلبی در سونوگرافی داپلر مجرای وریدی و تست بدون استرس نامطمئن (Non Reassuring NST) در سن 29 هفتگی، حاملگی ختم داده شد. مورد دوم در سن حاملگی 26 یک جنین سالم همراه قل آکاردیا شامل اندام تحتانی هیپوپلاستیک و وجود ارگانی مشابه روده تشخیص داده شد، و حاملگی با سونوگرافی پیگیری شد و منجر به زایمان یک نوزاد سالم و یک ساک حاملگی حاوی قسمتی از روده بزرگ در ترم شد. هر دو حاملگی در 26 هفتگی تشخیص آکاردیا داده شد و هر دو مورد منجر به تولد زنده قل دهنده شد.
بابک پوراکبری، ستاره ممیشی، امید پژند، سید علیرضا ناجی، فاطمه محجوب، لیلی کوچکزاده، مینا ایزدیار، نیما پروانه، فرح صابونی،
دوره 67، شماره 11 - ( 11-1388 )
چکیده
800x600 زمینه و هدف: ژنوم
فاز نهفته عفونت ویروس اپشتین- بار (EBV)
در سلولهای بدخیم تقریباً در یکسوم موارد بیماری لنفوم هوچکین یافت میشود.
شناسایی DNA ویروسی میتواند بهطور بالقوه بهعنوان یک
بیومارکر از فعالیت بیماری بهکار رود.
روش بررسی: از نمونه خون 44 بیمار
مبتلا به لنفوم و 44 فرد کنترل جهت استخراج DNA
و اندازهگیری تیتر IgG ضد EBNA-1
ویروس استفاده شد. همزمان بلوکهای پارافینه هر فرد بیمار نیز مورد استخراج DNA قرار گرفت. جهت شناسایی ویروس آزمون Nested PCR
که هر دو تیپ ویروس را شناسایی میکردند، انتخاب شدند.
یافتهها: از 44 بیمار بهترتیب (1/84%)37 آزمون ELISA،
(3/27%)12 Blood PCR
و (6/13%)6 Biopsy PCR
و از افراد کنترل نیز بهترتیب (7/47%)21 و (16%)7 آزمون ELISA و Blood
PCR مثبت داشتند. نتایج آزمونهای ELISA و Blood PCR
و Biopsy PCR
مثبت در گروه بیماران هوچکینی و غیرهوچکینی بهترتیب (84%)21، (24%)6، (16%)4 و
(2/84%)16، (6/31%)6، (5/10%)2 بوده است. مقایسه نتایج این آزمونها بین دو گروه
بیماران تفاوت معنیداری را نشان نداد (مقادیر p
برای ELISA، Blood
PCR و Biopsy
PCR بهترتیب 26/0، 73/0 و 68/0 بوده است).
نتیجهگیری: نتایج مقایسه ELISA و Blood PCR
این مطالعه در طیف سنی اطفال و بالغین بیمار با طیف سنی مشابه در گروه کنترل نشان
داد که تنها در آزمون ELISA و فقط در بین
اطفال تفاوت معنیدار وجود داشت و نتایج حاصل از PCR
معنیدار نبود. بهعلاوه نتایج آزمونها بین بیماران هوچکینی با گروه کنترل فقط در
نتایج ELISA دارای تفاوت معنیدار بود. نتایج آزمونهای
بیماران هوچکینی و غیر هوچکینی در هیچیک از آزمونها تفاوت معنیدار نشان نداد.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
علی جانباز وطن، زهرا فروهش تهرانی، نرگس ایزدی مود، علی ملایری،
دوره 68، شماره 11 - ( 11-1389 )
چکیده
زمینه و
هدف: فاکتور ترانس کریپشن تیروییدی- 1 (TTF-1)
بهطور وسیع در تشخیص کارسینومهای ریه و تیرویید بهکار برده میشود. اگرچه
گزارشاتی از ایمونوراکتیویتی TTF-1 در تومورهای
غیر از ریه و تیرویید وجود دارد ولی مطالعات با نمونههای بزرگ در مورد آدنوکارسینوم
اندومتر و اندوسرویکس وجود ندارد لذا هدف از این مطالعه بررسی میزان بروز TTF-1 در این دو نوع آدنوکارسینوم است.
روش بررسی: تعداد 13 مورد آدنوکارسینوم
اندوسرویکس، تعداد 39 مورد آدنوکارسینوم اندومتریویید اندومتر و چهار مورد
کارسینوم سروز رحمی با مارکر TTF-1 رنگآمیزی شده
و موارد مثبت TTF-1 هستهای ثبت شد. هیچکدام از این موارد جزء
نورواندوکرینی نداشتند. برای ارزیابی توزیع رنگپذیری TTF-1 از یک سیستم درجهبندی نیمه کمّی استفاده شد (صفر= منفی، 5% ³ +1، 25-5% =+2، 26-5% =+3،
75-51% =+4 و 75% ³+5).
برای ارزیابی شدت رنگپذیری از سیستم کیفی استفاده شد (ضعیف و متوسط و شدید).
یافتهها: TTF-1 در یک از 13
مورد (7/7%) از کارسینومهای اندوسرویکس بهصورت +1 و ضعیف و در آدنوکارسینوم با
تمایز متوسط مثبت شد. همچنین TTF-1 در دو از 39
مورد (1/5%) از آدنوکارسینومهای اندومتریویید اندومتر (یکی grade
I و دیگری grade
II) بهصورت +1 و ضعیف مثبت شد و ارتباطی بین
درجه تمایز تومور و میزان مثبت شدن TTF-1 وجود نداشت. در
هیچکدام از چهار مورد آدنوکارسینوم سروز اندومتر TTF-1
مثبت نشد.
نتیجهگیری: اگرچه
بعضی از مطالعات اخیر اختصاصی بودن TTF-1 را برای
کارسینومهای تیرویید و ریه مورد تردید قرار دادهاند اما مطالعه ما نشان داد که TTF-1 در آدنوکارسینوم اندومتر و اندوسرویکس منفی
بود. لذا اختصاصی بودن TTF-1 برای کارسینومهای ریه و تیرویید تایید شد.