93 نتیجه برای درد
رضا شهریار کامرانی، سعیدرضا مهرپور، رامین حاجزرگرباشی، مریم طباطبائیان،
دوره 67، شماره 8 - ( 8-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: بیماری کینباخ نکروز
آوسکولار استخوان لونیت است که اگر درمان نشود اغلب پیشرونده است. با توجه به
تئوریهای موجود برای بیماری کینباخ که برای جراحان وجود داشت روشهای درمانی و
جراحی متعددی برای این بیماری پایهگذاری شد که هیچ یک درمان قطعی نبوده است و در
حال حاضر هیچ درمان جراحی که بتواند موجب درمان قطعی این بیماری شود وجود ندارد. عملهای جراحی پیشنهاد شده اکثراً با عوارض زیادی نیز همراه
بودهاند.
در این مطالعه روش درمان جدیدی برای این بیماری ارائه شده است که
در عین سادگی و بدون عارضه بودن نتایج مشابهی با عملهای متداول این بیماری دارد. در این مطالعه به
دنبال بررسی نتایج بیماران به کمک یک روش جراحی بسیار ساده به نام core
decompression هستیم.
روش بررسی: در این طرح 11 بیمار مبتلا به
کینباخ در مراحل I-IIIb با روش جدید core
decompression استخوان لونیت تحت جراحی
قرار گرفتند و شدت درد، محدوده حرکات و توانایی انجام کارهای روزمره و معیارهای
رادیوگرافیک بیماران پس از دو سال مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: سن متوسط افراد شرکتکننده 29 سال و هشت بیمار
مرد بودند. معیار سنجش درد (VAS) از 5/87 پیش از عمل به 5/13 پس
از آن رسید که اختلاف معنیدار بود همچنین میزان بهبود عملکرد بیماران (DASH) از 84 به
14 با (001/0p<) رسید و محدوده حرکات نیز به
صورت محسوسی بهبود یافت 63% افراد از نتایج بسیار راضی 18% راضی بودند و در 18%
نیز وضعیت تغییر نکرده بود.
نتیجهگیری: مطالعه حال حاضر نشان میدهد که این روش جدید ساده بوده و
میتواند روشی تاثیرگذار در درمان این بیماری باشد.
علی زمانی، سیدرضا رئیس کرمی، پروین اکبریاسبق، زهره علومییزدی، رضا مطلوب، نرگس زمانی، مامک شریعت،
دوره 67، شماره 10 - ( 10-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : آرتریت چرکی عفونت حاد فضای مفصلی است شیوع واقعی آن مشخص نیست و یکی از اورژانسهای طب اطفال میباشد. اکثر بیماران بهعلت تب، درد، تورم و محدودیت حرکت مفصلی و یا لنگیدن مراجعه میکنند. تاخیر در تشخیص و درمان صحیح ضمن طولانیکردن دوره درمان ممکن است منجر به عواقب ناگواری برای بیمار بشود. روش بررسی : این مطالعه مقطعی توصیفی گذشتهنگر بوده که بر روی 60 بیمار یک ماهه تا 14 ساله که در طی سالهای 1375 تا 1384در بخش اطفال بیمارستان امامخمینی بستری شده بودند، انجام شده است. تمام اطلاعات مربوط به بیماران از پرونده آنها استخراج، در فرمهای مربوط ثبت و بررسی شد. یافتهها : تمام بیماران در زمان مراجعه درد و تورم مفصل، حدود 80%( 50 نفر) محدودیت حرکت مفصلی و 64%( 40 نفر) بیماران لنگیدن داشتند. 80%( 48 نفر) آنها تب داشته و در 80%( 48 نفر) بیماران یک مفصل و 20%( 12 نفر) چند مفصل درگیر بود. شایعترین مفصل درگیر، مفصل هیپ 62%( 37 نفر) و صد در صد بیماران ESR بالا و CRP در 85%( 51 نفر) موارد مثبت بود. 8/65%( 39 نفر) بیماران لکوسیتوز داشتند. در میان 10 مورد میکروبی 6/65%( 16 نفر) موارد عامل میکروبی استافاورئوس، 3/12%(سه نفر) کلبسیلا، 3/12%( سه نفر) استرپتوکوک پنومونیه، 1/4%( یک نفر) استرپتوکوک گروه b و 1/4%( یک نفر) هموفیلوس آنفولانزا تیپ b بود. بعد از چهار هفته درمان، ESR در 64%( 39 نفر) موارد و CRP در صد در صد موارد نرمال شد. نتیجهگیری : کودکانی که با شکایت تب و درد و محدودیت حرکت مفصلی یا لنگیدن مراجعه میکنند حتماً بایستی از نظر آرتریت سپتیک مورد بررسی قرارگیرند.
علیرضا توسلی، محمد جواد قمری، حبیبالله اسماعیلی،
دوره 68، شماره 3 - ( 3-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: فتق ناحیه کشاله ران (اینگوینال) یک بیماری شایع در حوزه جراحی عمومی میباشد. روشهای مختلف در ترمیم این فتقها توصیف شدهاند. در روشهای نوین از مش صناعی جهت پوشاندن نقص موجود در دیواره استفاده میشود که شناختهشدهترین آنها روش جراحی لیختن اشتاین میباشد. روش ترمیم لاپاروسکوپیک خارج صفاقی Totally Extraperitoneal Procedure روش جدیدتر در اصلاح فتق میباشد. هدف از این مطالعه مقایسه ترمیم باز فتق بهروش لیختن اشتاین با روش ترمیم لاپاروسکوپیک TEP و بررسی نتایج و عوارض این دو روش است.
روش بررسی: از 50 بیمار مورد مطالعه، 25 بیمار جراحی لیختن اشتاین و 25 بیمار ترمیم لاپاروسکوپیک خارج صفاقی در فتق یک طرفه اولیه کشاله ران شدند. یافتههای حین عمل ثبت و از طریق پرسشنامه پیگیری 12 ماهه بیماران از لحاظ مختلف انجام و مقایسه شدند.
یافتهها: مدت زمان عمل جراحی و میزان عوارض ایجاد شده و فراوانی عود در دو گروه یکسان بودهاند، اما مدت بستری در بیمارستان و میزان درد پس از عمل و درد مزمن کشاله ران و زمان لازم جهت بازگشت به فعالیت روزمره بهصورت معنیداری در بیماران عمل شده بهروش ترمیم لاپاروسکوپیک خارج صفاقی کمتر از بیماران عمل شده بهروش لیختن اشتاین بوده است.
نتیجهگیری: میتوان روش ترمیم لاپاروسکوپیک خارج صفاقی را یک روش مطمئن با نتایج مناسب و قابل قبول برای مبتلایان فتق دانست که اثرات قابل توجهی در بهبود کیفیت زندگی بیماران پس از عمل جراحی ترمیم فتق میگذارد. نتایج قابل قبول این روش جراحی مستلزم گذراندن منحنی یادگیری جراحی میباشد.
علی کوشان، میرمصطفی سادات، محمدرضا گلبخش، بابک سیاوشی، ستاره مهران، علی تاجیک،
دوره 68، شماره 5 - ( 5-1389 )
چکیده
زمینه و
هدف: روشهای مختلفی برای ارزیابی بیماران مبتلا به درد رادیکولر
کمر وجود دارند که هر یک دقت تشخیصی و کارآیی خاص خود را دارند و مقایسه آنها به
ما امکان انتخاب روش برتر را میدهد. هدف از این مطالعه تعیین میزان تطابق
یافتههای EMG و MRI
در بیماران مبتلا به کمردرد رادیکولر بوده است.
روش بررسی: در این مطالعه که بهصورت توصیفی مقطعی انجام شده
است، 101 بیمار که با کمردرد رادیکولر حاد یا مزمن طی سالهای 1386 تا 1388 به
بیمارستان سینای تهران مراجعه نمودند و بر اساس اندیکاسیونهای موجود برای آنها EMG و MRI
درخواست گردید، مورد مطالعه واقع شدند و یافتههای EMG
و MRI آنها و نیز مشخصات دموگرافیک و اطلاعات
مربوط به کمردرد آنها ثبت گردید.
یافتهها: در مجموع از
بین 101 بیمار مورد بررسی، 90 بیمار (89 درصد) دارای EMG
غیرطبیعی بودند و 94 بیمار (93 درصد) MRI غیرطبیعی
داشتند. نتایج دو آزمون MRI و EMG در 89 بیمار (88 درصد) مشابه بود و همخوانی داشت (05/0p=). حساسیت و اختصاصی بودن MRI بهترتیب 6/95 و 3/27 درصد و حساسیت و
اختصاصی بودن EMG بهترتیب 5/91 و 60 درصد بهدست آمد.
نتیجهگیری: در مجموع بر
اساس یافتههای حاصل از این مطالعه و مقایسه آنها با سایر مطالعات انجام شده در
این زمینه چنین استنباط میگردد که MRI و EMG هر دو دارای حساسیت خوبی میباشند و استفاده
از MRI و EMG
در کنار هم سبب افزایش قدرت تشخیصی در مبتلایان به درد رادیکولر کمر میگردند.
محمد کلانی، حسین فروتن، عارف رحیمی، هادی غفرانی، شیوا احدپور بهنامی،
دوره 68، شماره 6 - ( 6-1389 )
چکیده
زمینه
و هدف: سندرم
روده تحریکپذیر (IBS)
بیماری شایع گوارشی میباشد. از عامل احتمالی این بیماری تغییر در فلور میکروبی
روده و رشد بیش از حد باکتریها میباشد. شواهد مبنی بر نقش علت فوق در حال افزایش
است. علایم بالینی IBS و رشد بیش از حد باکتریها مشابه میباشد ولی رابطه
علیتی بین آنها ثابت نشده است. اینکه اختلال حرکتی روده موجب رشد بیش از حد باکتریها
میشود و یا بالعکس مشخص نیست.
روش بررسی: جهت
بررسی اثربخشی داروی بیسموت سابسیترات در بهبود علایم گوارشی بیماران، مطالعهای
بهصورت کارآزمایی بالینی دوسوکور انجام شد و سه علامت تواتر درد شکمی، تعداد
دفعات اجابت مزاج و شدت نفخ بررسی شد.
یافتهها: 119بیمار مورد مطالعه قرار
گرفتند. تعداد 59 بیمار دارو و تعداد 60 بیمار دارونما دریافت کردند. در انتهای
مرحله دوم هر سه علامت بهطور معنیداری بهبودی داشتهاند (001/0p<) ولی تفاوت آماری معنیداری در
بهبودی این علایم در گروه دارو با گروه دارونما مشاهده نگردید.
نتیجهگیری: با توجه به آنالیزهای انجام شده مشخص گردید که تفاوت
آماری معنیداری در بهبود علایم بین دو گروه دریافت کننده بیسموت سابسیترات و
دارونما وجود ندارد. نقش آنتیبیوتیکها در بهبود کیفیت زندگی
این بیماران نیاز به مطالعه بیشتری در آینده دارد. مداخله: پس از تقسیمبندی
تصادفی بیماران به گروه دارو و دارونما در گروه دارو به مدت دو هفته بیسموتساب
سیترات به میزان mg120 چهار بار در روز و در
گروه دارونما به مدت دو هفته دارونما چهار بار در روز تجویز گردید.
حیدر نوروزینیا، علیرضا ماهوری، ابراهیم حسنی، پگاه اخباری،
دوره 69، شماره 3 - ( 3-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: داروهای ضد التهابی غیر استروییدی و مخدرها بهصورت
روتین برای کنترل درد بعد از عمل تجویز میشوند. عدم کنترل درد بعد از عمل موجب
اثرات زیانبار مزمن و یا حاد شده و مرگ و میر را افزایش میدهد. در عمل استفاده
از ضد دردهای اپیوییدی محدودیتهایی همچون ایجاد تولرانس و یا عوارض جانبی همچون
تهوع، استفراغ آرامبخشی و یا دپرسیون تنفسی بههمراه دارد. این مطالعه برای بررسی
اثرات شیاف دیکلوفناک بر روی درد بعد از عمل فتق اینگوینال ترتیب داده شده است.
روش
بررسی: در یک کارآزمایی دوسوکور آیندهنگر 60 بیمار کاندید
هرنی اینگوینال تحت بیهوشی عمومی در دو گروه مورد بررسی قرار گرفتند. بیماران گروه
A، mg100 شیاف
دیکلوفناک و گروه B، mg50 پتیدین پس از
القای بیهوشی دریافت نمودند. بررسی درد بعد از عمل پس از تحویل بیمار به ریکاوری و
هر دو ساعت یکبار تا شش ساعت با استفاده از معیار عددی درد (VAS) انجام
گردید.
یافتهها: تسکین درد نسبتاً در هر
دو گروه مشابه بود (3/0P=).
بیماران گروه پتیدین در دو ساعت بعد از عمل به مخدر بیشتری نسبت به گروه دیکلوفناک
نیاز داشتند (03/0P=). در همان ساعت بیماران گروه A همچنین
نمرات درد مطلوبتری داشتند (05/0P<). در سایر زمانها تفاوت
آماری معنیداری وجود نداشت. شیوع تهوع و استفراغ در هر دو گروه یکسان بود.
دپرسیون تنفسی در
هیچکدام از گروهها وجود نداشت.
نتیجهگیری: بیدردی از پیش ایجاد شده با mg100شیاف
دیکلوفناک که پس از القای بیهوشی تجویز میشود موجب ایجاد بیدردی بعد از عمل با
حداقل بازگشت درد در محل جراحی فتق اینگوینال میشود.
اسداله سعادت نیاکی، سیروس مومن زاده، حسین محمدی نسب، مهدی قهرمانی، حسین نایب آقایی، داود امی،
دوره 69، شماره 6 - ( 6-1390 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: درد شانه از شایعترین
و با اهمیتترین عوارض حوادث مغزی میباشد. این مطالعه با هدف تعیین اثر تزریق
موضعی بوپیواکایین وتریامسینولون بر درد شانه و دامنه حرکتی مفصل شانه به دنبال
حوادث مغزی انجام شد.
روش بررسی: این
مطالعه بهصورت کارآزمایی بالینی یک سوکور انجام شد. از 70 بیمار مبتلا به درد
مزمن شانه 35 نفر مبتلا به حادثه مغزی در گروه مورد و 35 نفر بدون ابتلا به حادثه
مغزی در گروه شاهد قرار گرفتند. در دو گروه با تکنیک Dangoisse و همکارانش
بلوک عصبی سوپرااسکاپولار و تزریق بورس سابآکرومیال با بوپیواکایین وتریامسینولون
انجام شد. بیماران در هفته اول، هفته ششم و هفته دوازدهم پس از تزریق پیگیری شدند
و درد شانه و دامنه حرکتی مفصل شانه در این بیماران اندازهگیری شد.
یافتهها: میانگین سن افراد مورد بررسی 07/9±9/60 سال بود. بهبود شدت درد
دوازده هفته پس از بلوک عصب سوپرااسکاپولار و تزریق بورسای سابآکرومیال با بوپیواکایین
وتریامسینولون در بیماران بدون ابتلا به حادثه مغزی بهطور معنیداری بیشتر بود (001/0=P). همچنین بهبود دامنه حرکتی مفصل شانه (Backward extension) پس از بلوک عصب
سوپرااسکاپولار و تزریق بورس سابآکرومیال با بوپیواکایین وتریامسینولون در
بیماران بدون ابتلا به حادثه مغزی بهطور معنیداری بیشتر بود (001/0=P).
نتیجهگیری: در
بیماران بدون ابتلا به حادثه مغزی بلوک عصب سوپرااسکاپولار و تزریق بورس سابآکرومیال
با بوپیواکایین وتریامسینولون در کاهش درد شانه و بهبود دامنه حرکتی مفصل شانه (Backward extension) درمانی موثر و ایمن
است در حالیکه در بیمارانی که دچار حادثه مغزی شدهاند، درمان موثری نیست.
محمد صادق فاضلی، سعید صفری، علیرضا کاظمینی، فرنوش لارتی، احسان جنیدی، مژگان رحیمی، علیپاشا میثمی،
دوره 69، شماره 8 - ( 8-1390 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: بیماری همورویید یکی
از شایعترین مشکلات آنورکتال است و انواع شدید آن، نیازمند درمان جراحی هستند.
روشهای جراحی مختلفی برای درمان بیماری همورویید ارایه شده است. هدف از این
مطالعه، مقایسه پیامدهای هموروییدکتومی به وسیله لیگاشور با هموروییدکتومی به روش
باز است.
روش بررسی: یک کارآزمایی تصادفیشده
یک سوکور طراحی شد. 57 بیمار (28 بیمار در گروه لیگاشور و 29 بیمار در گروه هموروییدکتومی
باز) وارد مطالعه شدند. تمامی اعمال جراحی توسط دو جراح اصلی مطالعه انجام شد. پیامد
اصلی، مدت عمل جراحی (به ازای برداشت هر پاکه) بود. سایر پیامدها عبارت بودند از:
درد بعد از عمل (بر اساس دوز مورفین بعد از عمل و نمره مقیاس آنالوگ بصری)، درد پس
از ترخیص (دوز ایبوپروفن در منزل و میانگین نمرات مقیاس آنالوگ بصری طی 10-7 روز
بعد از ترخیص)، عوارض (خونریزی و احتباس ادراری) و زمان برگشت به فعالیت معمول.
یافتهها: دو گروه از نظر دادههای دموگرافیک به طور همسانی تصادفی
شده بودند. متوسط زمان برداشت یک پاکه در گروه لیگاشور، 91/8 دقیقه و خیلی کمتر
از متوسط گروه هموروییدکتومی باز (35/17 دقیقه) بود (001/0P<). درد بعد از
عمل بر اساس دوز مورفین و نمره مقیاس آنالوگ بصری در گروه لیگاشور کمتر بود، اما
این تفاوت به طور «قاطعانه» معنیدار نبود (به ترتیب 055/0P= و 077/0P=). عوارض زودرس و تاخیری و نیز میزان بازگشت
به فعالیت معمول در دو گروه مشابه بود.
نتیجهگیری: هموروییدکتومی
با لیگاشور روش بیخطری است و در دستان با تجربه، میتواند مدت عمل را به مقدار
زیادی کاهش دهد. این روش ممکن است باعث قدری تخفیف در درد بعد از عمل نیز بشود.
محمد حسن کاسب، سید شاهین میرکریمی، صادق صابری،
دوره 69، شماره 10 - ( 10-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: درد قدامی زانو یکی از
شایعترین علل مراجعه افراد به درمانگاههای ارتوپدی میباشد که در مرحله اول با
روشهای غیرجراحی درمان میشود و اکثر بیماران به این روشها پاسخ مثبت میدهند
اما تعداد کمی از این بیماران به دلیل عدم جواب به درمان غیرجراحی نیازمند روشهای
جراحی میباشند که هدف این مطالعه، بررسی میزان تأثیر روش جراحی کاهش فشار استخوان
از طریق متهکاری استخوان کشکک (Intraosseous drilling and decompression) در درمان مبتلایان به درد مزمن قدامی زانو
در مراجعهکنندگان به درمانگاه ارتوپدی بیمارستان امامخمینی (ره) تهران در سالهای
1388 و 1389 بود.
روش بررسی: این
مطالعه از نوع Case-series میباشد که در آن 10 بیمار مبتلا به درد مزمن قدامی زانو که به
درمانگاه ارتوپدی بیمارستان امامخمینی (ره) تهران در سالهای
1388 و 1389 مراجعه نموده بودند و معیارهای خروج را نداشتند، وارد مطالعه شدند.
یافتهها: میانگین شدت درد قبل از مداخله در بیماران، 2/8 با انحرافمعیار
78/0 بود و میانگین شدت درد بعد از مداخله، 5/2 با انحرافمعیار 26/1 بود و به طور
میانگین 7/5 واحد کاهش در شدت درد در بیماران مشاهده گردید و اختلاف آماری معنیداری
بین شدت درد قبل و بعد از مداخله وجود داشت (0001/0P<).
نتیجهگیری: در مجموع بر اساس نتایج به دست
آمده در این مطالعه چنین استنباط میشود که کاهش فشار استخوان از طریق متهکاری استخوان
کشکک (Intraosseous drilling and decompression) در درمان مبتلایان به درد
مزمن قدامی زانو روشی موثر و کم عارضه در درمان درد مزمن قدامی زانو
محسوب میگردد.
جلال پور قاسم، علیرضا ماهوری، گیتی سنگی،
دوره 69، شماره 10 - ( 10-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: مترونیدازول خوراکی
برای کنترل درد بعد از هموروییدکتومی موثر گزارش شده است. هدف از این مطالعه بررسی
اثر مترونیدازول موضعی در کاهش درد بعد از هموروییدکتومی میباشد.
روش بررسی: در یک مطالعه دوسوکور، 40 بیمار مرد
40-20 ساله کاندید عمل جراحی هموروییدکتومی تحت بیحسی اسپاینال در
شش ماهه اول سال 1389 در بیمارستان امامخمینی (ره) ارومیه در دو گروه
پماد مترونیدازول و یا پلاسبو مطالعه شدند. شدت درد با استفاده از Analog Scale (VAS) Visual و زمان درخواست اولین
مخدر و مصرف مورفین 24 ساعته ثبت گردید.
یافتهها: نمرات VAS در گروه
مترونیدازول کمتر از گروه کنترل بود ولی این تفاوت بهجز در ساعت 24 از نظر آماری
معنیدار نبود. میزان مصرف مورفین 24 ساعته در گروه مترونیدازول کمتر بود (05/0P<).
نتیجهگیری: اگرچه مترونیدازول موجب افزایش
زمان اولین درخواست آنالژزیک در گروه مترونیدازول نشد ولی استفاده از آن با کاهش
نیاز به آنالژزیک همراه بود.
اسدالله اماناللهی، جواد نقیزاده، عمیدالدین خطیبی، محمد تقی حلیساز، علیرضا شمسالدینی، امین صبوری،
دوره 70، شماره 10 - ( 10-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: دو روش ورزش کششی و ماساژ جهت درمان فیبرومیالژی پیشنهاد شده که در مطالعات قبلی برتری هیچ یک به اثبات نرسیده است. هدف از این مطالعه مقایسه تاثیر درمانی ماساژ اصطکاکی، ورزشهای کششی و درمان دارویی در بهبود درد بیماران دچار سندرم فیبرومیالژی است.
روش بررسی: بیماران با تشخیص فیبرومیالژی اولیه در کلینیک طب فیزیکی بیمارستان بقیهالله (عج) تهران طی سالهای 90-1389 بهصورت تصادفی به سه گروه تقسیم شدند که گروه اول تحت درمانهای دارویی با ایبوپروفن و نورتریپتیلین خوراکی، گروه دوم تحت درمان ماساژ اصطکاکی و گروه سوم نیز با ورزشهای کششی تحت درمان قرار گرفتند. بیماران با استفاده از Visual Analogue Scale (VAS) طی سه نوبت (ابتدا، پس از یک هفته و چهار هفته) مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: درمجموع 129 نفر با میانگین سنی 60/46 وارد مطالعه شدند که همگی زن بودند. میانگین سنی در هر یک از گروههای درمانی به ترتیب عبارت است از: گروه دارو درمانی: 66/46 سال، گروه کششی: 73/46 سال و گروه ماساژ: 65/46 سال. تغییرات مقادیر VAS در طی چهار هفته در گروههای اول، دوم و سوم برابر با 2/4، 1/3 و 9/1 بود که مقادیر گروههای اول و دوم نسبت به گروه سوم تفاوت معنیداری دارد (05/0P<).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد تاثیر کشش درمانی در کاهش میزان درد برابر با دارو درمانی ولی از ماساژ درمانی بیشتر است. همچنین تاثیر کشش درمانی در پایایی (پس از چهار هفته) کاهش میزان درد مساوی با دارو درمانی ولی از ماساژ درمانی بیشتر است.
مهنوش خسروی، صنمبر صدیقی، شقایق مرادی علمداری، کاظم زنده دل،
دوره 71، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: پرسشنامه درد مکگیل کاربردیترین ابزار استاندارد سنجش درد مزمن است. با توجه به تفاوتهای فرهنگی، این پرسشنامه به زبانهای مختلفی ترجمه شده است. بر این اساس مطالعه حاضر به ترجمه، بومیسازی و بررسی پایایی پرسشنامه درد مکگیل به زبان فارسی میپردازد.
روش بررسی: پرسشنامه بهروش انطباق میان فرهنگی و با حفظ ساختار اصلی پرسشنامه درد مکگیل ترجمه شد. در مجموع 84 بیمار مورد پرسشگری قرار گرفتند که پس از 24 ساعت، پرسشنامه برای 30 نفر از بیماران که شرایط ثابتی را حفظ کرده بودند، مجدد تکمیل گردید.
یافتهها: ضریب آلفای کرونباخ پرسشنامه (84n=) 85/. و ضریب پایایی در تمام حیطهها (حسی، عاطفی ارزیابی و متفرقه) بالای 8/0 محاسبه شد. ضریب پایایی گروههای تشکیلدهنده، ارتباط معنیدار را در طول زمان انجام تست حفظ نمود.
نتیجهگیری: پرسشنامه فارسی درد مکگیل ارایه شده در مطالعه حاضر از انطباق فرهنگی و پایایی کافی برای استفاده در مطالعات اپیدمیولوژیک درد مزمن برخوردار است.
مجتبی صداقت، آرش رشیدیان، سید داود حسینی،
دوره 71، شماره 6 - ( 6-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: آمار انجام MRI کمر در کشور بالا بوده و بر اساس مطالعات قبلی در حدود نیمی از کل موارد درخواست MRI را شامل میشود، لذا این مطالعه جهت بررسی ضرورت درخواست MRI لومبوساکرال در افراد تحت پوشش بیمه مکمل شهر تهران که مبتلا به کمردرد بودند و مقایسه آن با گایدلاینهای (Guidelines) معتبر انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی اطلاعات پرونده 274 بیمار تحت پوشش بیمه مکمل در شرکت بیمه دانا که MRI کمر انجام داده بودند، در یک دوره شش ماهه بررسی و با 225 بیمار که اطلاعات آنان کامل بود تماس تلفنی حاصل شد. بخشی از اطلاعات پرسشنامه مثل سن، جنس، تخصص پزشک معالج و گزارش MRI از پرونده استخراج و اطلاعات دیگر از قبیل تغییر اضطراب بیماران با گزارش MRI و نیز مدت کمر درد قبل از MRI، سابقه تروما، عفونت یا بدخیمی مرتبط با کمردرد، بیحسی زینی، اختلال حرکتی اندام تحتانی و بیاختیاری ادرار و مدفوع که بر اساس گایدلاین تنظیم شده بود طی تماس تلفنی از بیماران سوال شد.
یافتهها: از بیماران بررسی شده با MRI کمر 65% زن و 35% مرد بودند و سن مردان حدود یک دهه پایینتر از زنان بود. بیش از 90% تجویز توسط سه تخصص ارتوپدی، جراح مغز و اعصاب و متخصص داخلی اعصاب انجام شد. در 2/71% موارد پس از MRI اضطراب بیماران بیشتر شده یا تغییری نداشت. با توجه به اندیکاسیونهای تجویز MRI کمر (مدت درد بیش از یک ماه، بیاختیاری ادرار و مدفوع و غیره)، تنها حدود 20% از موارد بر اساس گایدلاین درخواست شده بود.
نتیجهگیری: از هر پنج مورد MRI کمر انجام شده چهار مورد بدون ضرورت بوده و بر اساس گایدلاین نبوده است که نشاندهنده ضرورت طراحی گایدلاین بومی و بازنگری در نحوه درخواست MRI جهت کمردرد در بیماران مبتلا به کمردرد میباشد.
سید مسعود هاشمی، مهشید نیکوسرشت، فرشاد حسنزاده کیابی،
دوره 71، شماره 6 - ( 6-1392 )
چکیده
زمینه: درمان درد ایسکمیک از مشکلترین موارد درمانهای تسکینی میباشد. شدت درد ایسکمیک بهطور شایع بسیار شدید و معمولاً مقاوم به آنالژزیهای در دسترس است. درمان این دردها بهخصوص در موارد غیرقابل جراحی بسیار مشکل میباشد.
معرفیبیمار: خانم 36 سالهای با تشخیص لوپوس و درد ایسکمیک شدید در ناحیه پا به علت مشکلات عروقی به سرویس درد بیمارستان اختر تهران معرفی و برای بلوک سمپاتیک لومبار انتخاب شد. بلوک در دو مرحله به فاصله یک هفته انجام شد. بلافاصله پس از بلوک نورولیتیک سمپاتیک لومبار بهبود کامل درد مشاهده شد. بیمار به مدت سه ماه پس از آن پیگیری شد که کیفیت زندگی بیمار بهبود یافته بود.
نتیجهگیری: بلوک سمپاتیک لومبار، تکنیکی ایمن و سودمند برای کاهش درد ایسکمیک پا در بیماران مبتلا به واسکولیت میباشد.
مهدی مقتدایی، حسین فراهینی، حمید رضا فیض، فرزام مکرمی، راضیه نبی،
دوره 71، شماره 7 - ( 7-1392 )
چکیده
زمینه و هدف : یکیاز نگرانیهای اصلی بیماران کاندید عمل تعویض مفصل زانو (Total Knee Arthroplasty, TKA) درد میباشد که طی 72 ساعت پساز عمل شدید و طاقتفرسا است ؛ ک نترل مناسب درد، در زود بهراه افتادن بیمار، شروع فیزیوتراپی، کاهش اقامت بیمارستانی و مهمتر جلب رضایت بیمار نقش بهسزایی دارد، در پژوهشهای جدید، روش تزریق بیحسی در اطراف و داخل زانو با استفاده از ترکیب چندین داروی مختلف نتایج امیدوارکنندهای در کاهش درد و جلب رضایت بیماران به همراه داشته است. این مطالعه با هدف مقایسه اثربخشی روش بیحسی موضعی (I) با بلوک عصب فمورال (F) بر کاهش درد، رضایتمندی، مصرف مورفین و نتیجه بالینی پساز عمل TKA انجام شده است.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی دوسویهکور، تعداد 36 بیمار در دو گروه 18 نفری F (Femoral nerve block) یا I (Local infiltration analgesia) قرار گرفتند؛ شدت درد (Visual Analog Scale, VAS) ، نتیجه بالینی عمل (براساس دامنه حرکت)، مصرف مورفین و رضایت بیمار از کنترل درد مقایسه شد.
یافتهها: مصرف مورفین گروه I در 24 ساعت اول پساز عمل کمتر از گروه F بهدست آمد؛ همچنین شدت درد (VAS) در شش ساعت اول پساز عمل، کمتر از گروه F بود (05/0 P< )؛ هرچند میانگین VAS در گروه F طی 12 ساعت پساز عمل پنج بود که بهمیزان یک واحد کمتر از گروه I بود (05/0 P< ). سایر متغیرها در بین دو گروه تفاوت معنیداری نداشت. کنترل درد در هر دو روش رضایتبخش بود.
نتیجهگیری: روش بیحسی موضعی اطراف زانو نسبت بهروش بلوک عصب فمورال با درد کمتر در شش ساعت اول و مصرف مورفین کمتر طی 24 ساعت اول پساز عمل و افزایش رضایتمندی بیمار همراه بود و بهطور کامل در کنترل جراح قرار داشت.
منصوره تقاء، محمدرضا قینی، سید محمدحسن پاکنژاد، الهه تقوایی زحمتکش، طیّب رمیم،
دوره 71، شماره 12 - ( 12-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: سلکسیب (Celecoxib) هنوز به صورت گستردهای بهعنوان یک داروی مسکن در درمان سردرد توسط بیماران مورد سوء مصرف قرار نگرفته است. این مطالعه با هدف بررسی اثربخشی داروی سلکسیب و مقایسه آن با پردنیزولون در کاهش شدت سردرد بیماران در درمان دوره محرومیت مصرف مسکن انجام شد.
روش بررسی: مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی تصادفی دوسویهکور در بیماران مراجعهکننده به کلینیک خصوصی سردرد در تهران در سال 1391 انجام گردید. بیماران 65-18 سال با سردرد بیشتر از 15 روز در ماه به مدت حداقل سه ماه متوالی وارد مطالعه شدند. پردنیزولون بهصورت mg 75، mg 50، mg 30، mg 25 و mg 10 (هر سه روز) و سلکسیب به صورت mg 100 سه بار، دو بار و یک بار در روز (هر پنج روز) تجویز شد. روزهای ابتلا به سردرد، شدت آن، طول مدت سردرد، مصرف سایر مسکنها بهعلت سردرد شدید و عوارض دارویی بررسی گردید. برای تعیین شدت سردرد از معیار آنالوگ بینایی استفاده گردید.
یافتهها: 103 بیمار در دو گروه سلکسیب (53 بیمار) و پردنیزولون (50 بیمار) وارد مطالعه شدند. 21 مرد و 82 زن با میانگین سنی 65/9±62/33 سال در مطالعه شرکت کردند. بیماران گروه سلکسیب از نظر زمان سردرد دارای بیشترین فراوانی در گروه 4-1 ساعت (19 مورد)و بیشتر از چهار ساعت (19 مورد) بودند که در گروه پردنیزولون مربوط به گروه بیشتر از چهار ساعت (28 مورد) بود. اختلاف آماری معناداری از این نظر میان دو گروه وجود نداشت (149/0P=). فراوانی عوارض دارویی در گروه پردنیزولون 42% و در گروه سلکسیب 9/18% بود (2/2Relaive risk=، 011/0P=). بیشترین فراوانی عوارض دارویی در هر دو گروه مربوط به ضعف و بیحالی بود.
نتیجهگیری: با در نظر گرفتن تاثیر مثبت هر دو دارو در کاهش سردرد بیماران در دوره محرومیت مصرف مسکن، داروی سلکسیب در مقایسه با پردنیزولون دارای اثربخشی بهتر و عوارض جانبی کمتر بود.
علی زاهدیان، محسن شجاع، هادی ملازاده، معصومه طیبی،
دوره 72، شماره 2 - ( 2-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف بررسی تاثیر سرعت متفاوت دمیدن گاز به فضای داخل شکم بر روی احساس درد شانه بعد از عمل در افراد کاندید لاپاراسکوپی کولهسیستکتومی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، نمونه مورد مطالعه 100 نفر بود که به دو گروه 50 نفره تقسیم شدند که شامل سرعت دمیدن گاز L/min CO2 2 در گروه اول و L/min 5 در گروه دوم بود. در زمانهای صفر، شش، 12، 24 ساعت بعد از عمل میزان درد شانه با استفاده از پرسشنامه VAS مورد ارزیابی قرار گرفت و مقایسه شد.
یافتهها: میانگین مدت زمان هر عمل جراحی در گروه اول 1/37 دقیقه و در گروه دوم 8/35 دقیقه بود که این اختلاف در دو گروه معنادار نبود (42/0=P). ولی میانگین درد شانه در زمانهای صفر، شش، 12 و 24 به ترتیب در گروه اول 34/3، 23/3، 64/2، 82/1 و در گروه دوم 86/4، 60/4، 75/3 و 78/2 بود که این اختلافها از نظر آماری معنادار بودند (02/0=P، 02/0=P، 03/0=P، 04/0=P)
نتیجهگیری: چنانچه دمیدن گاز دیاکسیدکربن در فضای داخل شکم با سرعت پایینتر باشد بیماران درد شانه کمتری را احساس میکنند. از این روی جهت جراحیهای لاپاراسکوپی دمیدن گاز با سرعت پایین توصیه میشود.
رضا شهریار کامرانی، محمد حسین نبیان، لیلا اوریادی زنجانی،
دوره 72، شماره 10 - ( 10-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: آرتروسکوپی مچ دست بهعنوان ابزاری کارآمد جهت درمان بسیاری از بیماریهای مچ دست در حال تکامل است. در این مطالعه نتایج حاصل از آرتروسکوپی تشخیصی و درمانی مورد بررسی قرار گرفتند.
روش بررسی: مطالعه به صورت آیندهنگر بر روی بیماران مراجعهکننده به کلینیکهای بیمارستان شریعتی و میلاد در تهران از مهر 1388 تا پایان اسفند 1391، انجام گرفت. بیماران دچار درد مزمن مچ دست بدون پاسخ به درمانهای طبی وارد مطالعه شدند. در صورت تشخیص هر نوع بیماری نیازمند جراحی باز طی بررسیهای تکمیلی، بیمار از مطالعه خارج شد. با بررسی نتایج عملکردی آرتروسکوپی مچ دست در بیماران، طبقهبندی و گزارش موارد کاربرد، یافتهها، عوارض و عوامل پیشآگهی دهنده نتایج حاصل از آرتروسکوپی مچ دست صورت گرفت.
یافتهها: 100 بیمار با شکایت درد مزمن مچ دست تحت آرتروسکوپی تشخیصی- درمانی قرار گرفتند. میانگین سنی بیماران 6/9±7/30 سال بود. نتایج عملکردی در آخرین پیگیری (میانگین 19 ماه) حاکی از بهبودی 62±6/28 درجه دامنه حرکات بوده که از نظر آماری معنادار نبوده، کاهش 4/3±1/5 در شدت نمرهدهی درد (04/0P=)، کاهش 33±5/47 در نمره نقص عملکردی اندام (009/0P=) و بهبودی 30±9/37 در نمره عملکردی اندام (02/0P<) بود. در پیگیری نهایی 82% بیماران از نتایج عمل رضایت داشتند و 16% دچار عود شدند.
نتیجهگیری: در موارد پیشرفته و مزمن بیماری کین باخ و همچنین آسیبهای کمپلکس فیبری- غضروفی سه گوش این تکنیک میتواند با نتایج قابل قبول همراه باشد که قابل مقایسه با موارد عمل جراحی باز بوده است.
فرهاد تفقدی، علی زمانی، سیده صابره موسوی موسوی،
دوره 72، شماره 12 - ( 12-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: تومورال کلسینوزیس (Tumoral calcinosis) یک اختلال ارثی و نقص در تنظیم متابولیسم فسفات و یک نوع کلسینوزیس ایدیوپاتیک میباشد که به رسوب فسفات کلسیم در بافتهای اطراف مفاصل گفته میشود و باعث ایجاد تودههای کلسیفیه با حدود لبوله و مشخص در اطراف مفاصل بزرگ و رسوب در سطوح اکستانسورها میشود.
معرفیبیمار: بیمار دختر هفت سالهای است که به خاطر تورم دردناک بین انگشتان سوم و چهارم دست چپ و هیپ چپ همراه با قرمزی و ترشحات زردرنگ در سال 1391 در بخش کودکان بیمارستان ولیعصر (عج) بستری شد و در رادیوگرافی تودههای کلسیفیه بهصورت کدورتهای فراوان و متراکم در اطراف آن داشت. بیمار با تشخیص تومورال کلسینوزیس تحت درمان جراحی برداشتن توده قرار گرفت و در ادامه با کلوگزاسیلین و رژیم غذایی کم فسفات درمان شد.
نتیجهگیری: تومورال کلسینوزیس بهندرت مفاصل انگشتان دست را گرفتار میکند و بهعلت فشار توده کلسیفیه روی اعصاب (Cutaneus) دردناک میگردد و گاهی اوقات با ترشحات استریل همراه بوده که بهندرت مانند بیمار ما دچار عفونت ثانویه میگردد. رادیولوژیست میتواند نقش مهمی در تشخیص زودرس بیماری و عوارض احتمالی آن داشته باشد.
حسین مشهدینژاد، بابک گنجهایفر،
دوره 73، شماره 3 - ( 3-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: فتق دیسک کمری در صورتیکه منجر به درد شدید سیاتیک شود، نیازمند مداخله جراحی است، اما زمان مناسب جهت عمل جراحی و حذف فتق دیسک کمری همواره مورد بحث بوده است.
روش بررسی: مطالعه حاضر بهصورت مقطعی در 147 بیمار دارای نشانههای بالینی و رادیولوژیک فتق دیسک کمری L4-5 و L5-S1 که از فروردین 1388 تا اسفند 1390 در بیمارستان قائم (عج) مشهد برای اولینبار تحت عمل جراحی قرار گرفتند، انجام شد. در این بیماران مدت زمان درد سیاتیک با معیارهای نمره Modified Oswestry Disability Index (MODI)، Visual Analogue Scale (VAS) و Prolo Functional Economic Outcome Rating Scale پیش از جراحی و یکسال پس از جراحی ارزیابی شد. بهعلاوه، رضایتمندی بیماران دو سال پس از جراحی در تماس تلفنی با بیماران ثبت شد.
یافتهها: 147 بیمار با متوسط سنی 4/7±4/37 با توجه به مدت زمان درد سیاتیک پیش از عمل به چهار گروه تقسیم شدند؛ <3 ماه، سه تا <6 ماه، شش تا <12 ماه و >12 ماه. تفاوت معناداری بین درد سیاتیک کمتر از سهماه پیش از جراحی و بهبود امتیاز VAS یکسال پس از جراحی بهنسبت پیش از جراحی مشاهده شد (022/0P=). اما ارتباطی بین مدت درد سیاتیک پیش از جراحی و سایر معیارهای بالینی شامل نمره MODI (63/0P=) و Prolo scale (85/0P=) پس از یکسال و همچنین رضایتمندی پس از دو سال از عمل جراحی و برگشت بهکار (73/0P=) مشاهده نشد.
نتیجهگیری: گرچه ممکن است نتایج جراحی یکساله در افرادی که درد سیاتیک کمتر از سهماه داشتهاند بهتر از بیماران با درد سیاتیک بیشتر از سهماه باشد، ولی رضایتمندی بیماران پس از دو سال تفاوت قابلتوجهی نداشته است.