93 نتیجه برای درد
پوریا مشاطهگان، محمد رضا قانع، علی بهرامیفر، مهدی راعی،
دوره 82، شماره 6 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اینتوباسیون معمولاً در شرایط اورژانسی یا پیش از عمل جراحی انجام میشود و فشار کاف لوله تراشه باید بهطور منظم کنترل شود. فشار کاف بالای ۲۰ تا ۳۰ سانتیمتر آب باید حفظ شود، فشار بیش از حد میتواند منجر به آسیب و نکروز دیواره نای و فشار ناکافی منجر به نشت هوا و ترشحات شود که خطر پنومونی آسپیراسیون را افزایش میدهد. هدف این مطالعه مقایسه فشار کاف لوله تراشه پرشده با لیدوکائین قلیایی و هوا از نظر عوارض پس از اکستوباسیون و تغییرات فشار کافها است.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت کوهورت آیندهنگر برروی بیمارانی که در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان بقیهالله الاعظم تهران از اردیبهشت تا بهمن 1402 بستری شده و تحت اینتوباسیون در این بخش قرار گرفته و شرایط ورود به مطالعه را داشتهاند صورت گرفت. فشار کاف لوله تراشه در ۶۲ بیمار در زمانهای ۳۰، ۶۰، ۱۲۰ دقیقه، شش ساعت و ۲۴ ساعت پس از اینتوباسیون با استفاده از دستگاه مانومتر اندازهگیری شد. بیماران به دو گروه تقسیم شدند: گروه "هوا" با کاف پرشده با هوا و گروه "لیدوکائین" با کاف پرشده با ۲% لیدوکائین. عوارضی مانند گلودرد، خشونت صدا و سرفه پس از اکستوباسیون و ۲۴ ساعت بعد بررسی شد. همچنین جابجایی لوله تراشه کنترل شد.
یافتهها: فشار کاف لوله تراشه پرشده با لیدوکائین بهطور معناداری کمتر از کاف پرشده با هوا بود (001/0P=). بروز گلودرد، سرفه و خشونت صدا پس از اکستوباسیون نیز در گروه لیدوکائین بهطور معناداری کمتر بود (001/0P=).
نتیجهگیری: کافهای لوله تراشه پرشده با لیدوکائین قلیایی از فشار بالای کاف جلوگیری کرده و عوارض اینتوباسیون مانند گلودرد را کاهش میدهند. بهنظر میرسد کافهای پرشده با لیدوکائین قلیایی ایمنتر از کافهای پرشده با هوا هستند.
فاطمه رسولی امیری، خدیجه ازوجی، سید رضا حسینی، علی بیژنی، کیوان لطیفی،
دوره 82، شماره 8 - ( 8-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: افراد مبتلا به درد مزمن، تا حدی در نتیجه مرگومیر بیش از حد ناشی از بیماریهای قلبی- عروقی (CVD)، امید به زندگی کمتری در مقایسه با جمعیت عمومی دارند. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط درد مزمن با عوامل خطر بیماریهای قلبی-عروقی در سالمندان مبتلا به دیابت نوع دو بوده است.
روش بررسی: 400 بیمار سالمند مبتلا به دیابت نوع دو فاز یک مطالعه کوهورت سالمندان امیرکلا (AHAP) که در بازه زمانی فروردین1390 تا اسفند 1395 در دانشگاه علوم پزشکی بابل انجام گردید، به دو گروه 200 نفره با درد مزمن و بدون درد مزمن تقسیم شدند. سپس برخی عوامل خطر بیماریهای قلبی- عروقی نظیر سطح فعالیت فیزیکی، شاخص توده بدنی، سطوح قندخون، وضعیت پروفایل لیپید خون، فشارخون بالا و سیگار کشیدن، بیماریهای زمینهای بیماران بررسی شدند.
یافتهها: در بررسی متغیرهای پایه در سالمندان با و بدون درد مبتلا به دیابت مشخص شد که زنان یا 184 نفر (4/54%) بیشتر از مردان با 154 نفر (6/45%) داشتن درد را گزارش نمودند که وجود درد بین دو جنس اختلاف معناداری دارد (001/0=P). سطح تحصیلات نیز با داشتن درد در ارتباط بوده است بهطوریکه 229 نفر (8/67%) سالمندان با داشتن درد، بیسواد بودند و این ارتباط معنادار بوده است (006/0P=). 279 نفر (5/82%) سالمندان با فعالیت فیزیکی بالاتر، میزان درد کمتری نسبت به سالمندان با فعالیت فیزیکی کمتر داشتند (001/0=P). سطح تریگلیسرید و سابقه بیماری زمینهای در سالمندان بدون درد کمتر بوده است (009/0 و 002/0=P).
نتیجهگیری: در سالمندان بدون درد مزمن، سطح تریگلیسرید پایینتر، فعالیت فیزیکی بیشتر و تعداد بیماری زمینهای کمتری وجود داشت.
بهرنگ رضوانی کاخکی، مرتضی طالبی دولوئی، مریم سبحانی، مریم ضیایی،
دوره 82، شماره 10 - ( 10-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: کنترل درد و اضطراب در کودکان امری مهم و درعین حال دشوارتر در مقایسه با بزرگسالان است. در مطالعهی حاضر تلاش شده است تا با اضافه کردن روش بیحسی موضعی با لیدوکایین پس از بیدردی و آرامبخشی وریدی با کتامین، میزان دوز کلی و در نتیجه عوارض ناشی از کتامین کاسته شود.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سویهکور از بازه زمانی خرداد 1396 تا خرداد 1397 در اورژانس بیمارستان خاتمالانبیا زاهدان انجام گرفت. مجموع 60 کودک دچار آسیب انگشتان دست با محدودهی سنی یک تا پنج سال به روش بلوکهای تصادفی به دو گروه 30 نفره تقسیم شدند. به گروه کنترل فقط کتامین وریدی با دوز mg/kg 5/1 تزریق شد و به گروه مداخله پس از تزریق کتامین وریدی، بیحسی موضعی با لیدوکایین هم تزریق شد.
یافتهها: مدت زمان ریکاوری در گروه مداخله (48/9±27/29 دقیقه) بهطور چشمگیری کمتر از گروه کنترل (59/10±90/35 دقیقه) بود (01/0P=). هیچگونه عارضهی چشمگیر قلبی- ریوی در دو گروه رخ نداد. نرخ استفراغ (08/0P=) و افت درصد اشباع اکسیژن خون (3/0P=) در گروه کنترل بیشتر از گروه مداخله بود اما از نظر آماری معنادار نبود. اضافه کردن بیحسی موضعی به تزریق وریدی کتامین طول مدت دومین تکرار تزریق کتامین بهطور معناداری به تاخیر میاندازد (01/0P=)، اما روی زمان اولین و سومین تکرار دوز کتامین تاثیری نداشت.
نتیجهگیری: اضافه کردن بیحسی موضعی با لیدوکایین تزریقی پس از بیدردی/آرامبخشی با استفاده از کتامین وریدی میتواند بهطور موثری باعث کوتاهتر شدن زمان هوشیاری و زمان ترخیص بیماران دچار آسیبهای تروماتیک انگشتان در کودکان شود.
ناصح یوسفی، کتایون مرادی، کوروش منصوری، سیمین سجادی، مسعود ترابی،
دوره 82، شماره 12 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: شایعترین علت درد شانه، التهاب بورس سابآکرومیال است که یکی از شایعترین روشهای درمانی آن تزریق کورتیکواستروئید داخل بورس است. اخیرا از تزریق بوتولینوم توکسین A نیز بهعنوان یک روش درمانی ایمن در این بیماران استفاده شده است که فاقد بسیاری از معایبی تزریق کورتیکواستروئید میباشد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تصادفی دوسویه کور، تعداد 54 بیمار که با علائم و نشانههای تندینوپاتی روتاتور کاف، پس از بررسی و اطمینان از عدم وجود معیارهای خروج از مطالعه، وارد مطالعه شده و به صورت تصادفی در یکی از دو گروه تزریق بوتولینوم توکسین A و یا کورتیکواستروئید قرار گرفتند. درمان روتین شامل آموزش ورزشها برای تمامی بیماران انجام شد. علایم بیماران با استفاده از معیارهای VAS و Constant Score و SPADI، قبل از درمان، دو هفته و دو ماه پس از آن ارزیابی شدند.
یافتهها: در بررسی VAS، هر دو گروه نسبت به زمان پایه بهبود نشان دادند (000/0P=) که این بهبود در گروه کورتیکواستروئید بهصورت معناداری بیشتر بود. شاخص VAS بین پیگیری اول و دوم، در گروه بوتولینوم توکسین A کاهش و در گروه کورتیکواستروئید افزایش نشان داد.
نتیجهگیری: تزریق تکجلسهای بوتولینوم توکسین A نسبت به کورتیکواستروئید در کنترل علایم بیماران از تاثیر کمتری برخوردار است ولی اثر درمانی این ماده برخلاف کورتیکواستروئید، ماندگاری بیشتری دارد. میتوان از بوتولینوم توکسین A بهعنوان درمان جایگزین بهخصوص در بیماران دیابتی و دارای کنتراندیکاسیون کورتیکواستروئید استفاده کرد.
مرتضی طالبی دولوئی، محسن رمضانزاده، مجید شهبازی، مهدی فروغیان،
دوره 83، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: پیچ خوردگی مچ پا یکی از رایجترین آسیبهای ورزشی است و بهخصوص در ورزشکاران، شامل 30%-10 از آسیبهای ورزشی میشود. این آسیب میتواند به درد، عدمتعادل و محدودیت در حرکت منجر شود و از این رو تاثیر چشمگیری بر عملکرد ورزشکاران دارد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سویه کور بر روی 52 بیمار مبتلابه پیچخوردگی مچ پا در بیمارستان امام رضا (ع) در سال 1403-1402 انجام گرفت. بیماران به دو گروه کنترل و مداخله تقسیم شدند. گروه کنترل درمان مرسوم شامل دارو و آتل را دریافت کردند، درحالیکه گروه مداخله علاوهبر درمانهای معمول، شامل سوزن خشک نیز بودند.
یافتهها: نتایج نشان داد که گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل بهبود قابلتوجهی در درد (002/0=P)، فعالیتهای زندگی روزانه (001/0>P)، فعالیتهای ورزشی (001/0>P)، فلکشن کف پا (027/0=P)، دورسی فلکشن نشان داد. (003/0=P)، وارونگی (012/0=P) و ادم (005/0=P). با این حال، تفاوت معناداری در شدت علائم (752/0=P) و کیفیت زندگی (348/0=P) بین دو گروه مشاهده نشد. بررسی کلی تغییرات بیماران نشان داد که اکثر بیماران در گروه مداخله بهبود یافتهاند، درحالیکه در گروه کنترل تنها 7/7% بهبود یافته بودند.
نتیجهگیری: درمان ترکیبی از آتل، دارو و سوزن خشک میتواند بهطور موثری در بهبود درد، فعالیتهای روزانه، ورزش و تفریح، دامنه حرکتی و ادم در بیماران مبتلابه پیچخوردگی مچ پا موثر باشد. این یافتهها میتوانند مبنایی برای اجرای پروتکلهای درمانی جدید برای مدیریت پیچخوردگی مچ پا در ورزشکاران و دیگر بیماران آسیبدیده باشند.
آناهیتا ذوقی، محبوبه طاهری، شیما علیزاده،
دوره 83، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری میگرن تغییراتی در بافت سفید مغز ایجاد میکند و ممکن است باعث تغییرات شناختی در بیماران مبتلا شود اما همچنان مطالعات در این زمینه محدود هستند و بعضا نتایج متناقضی دارند. لذا هدف از این مطالعه بررسی و مقایسه عملکرد شناختی در بیماران مبتلا به میگرن است.
روش بررسی: در این مطالعه مورد شاهدی که عملکرد شناختی در بیماران مبتلابه میگرن (با و بدون اورا) مراجعه کننده به کلینیک بیمارستان لقمان در سال 1402 ارزیابی شد و با گروه کنترل سالم مقایسه شد برای توصیف دادهها از میانگین، انحراف معیار، فراوانی و درصد استفاده شد. برای مقایسه متغیرهای عددی بین گروهها از تست T-test و برای مقایسه بین گروههای از Chi-square test و Fisher’s exact test استفاده گردید.
یافتهها: تفاوت جنسیتی بین دو گروه مشاهده شد و زنان بهطور معناداری در گروه میگرن بیشتر بودند (003/0P=) این موضوع در مورد سن نیز دیده شد و افراد مبتلابه میگرن بهطور معناداری سن بالاتری از افراد نرمال داشتند (91/33±86/10 در مقابل 43/30±89/7، 013/0P=) نمره دیداری تفاوت معناداری بین دو گروه داشت (001/0P=). به صورت کلی نیز دیده شد که نمره وضعیت شناختی بین دو گروه تفاوت آماری معناداری داشت و در گروه میگرن کمتر بود (001/0P<).
نتیجهگیری: از یافتههای این مطالعه چنین نتیجهگیری می شود بیماران مبتلابه میگرن دارای درجاتی از اختلال شناختی هستند و این موضوع همراهی اورا با میگرن ندارد.
آرتادخت خشوعی، سیده فاطمه حسینی نژاد، آرمین کیا، نادیا زرگانی،
دوره 83، شماره 4 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: کنترل مؤثر درد پس از جراحی در بهبود روند بهبودی بیماران ارتوپدی اهمیت فراوانی دارد. هدف این مطالعه، بررسی تأثیر دکسمدتومیدین و کتامین بهعنوان داروهای کمکی (Adjuant) در بلاک سوپراکلاویکولار برای کاهش درد پس از جراحی ارتوپدی ناحیه ساعد است.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی تصادفی و سهسوکور از فروردین ۱۴۰۳تا اسفند 1403 در بیمارستان رازی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز روی ۱۰۲ بیمار واجد شرایط انجام شد. بیماران بهصورت تصادفی به سه گروه دکسمدتومیدین، کتامین و کنترل تقسیم شدند و تحت بلاک عصبی سوپراکلاویکولار با لیدوکایین ۲% بههمراه داروی Adjuant قرار گرفتند. علائم حیاتی حین عمل هر ۱۵ دقیقه و شدت درد پس از عمل در زمانهای یک، دو، شش، ۱۲ و ۲۴ ساعت با استفاده از مقیاس Visual Analogue Scale (VAS) ارزیابی شد.
یافتهها: یافتهها نشان داد که دکسمدتومیدین در مقایسه با کتامین و گروه کنترل بهطور معناداری موجب کاهش ضربان قلب، فشار متوسط شریانی (MAP) و شدت درد در تمامی زمانهای ارزیابی شد (001/0P<). کتامین نیز نسبت به گروه کنترل عملکرد بهتری در کاهش شدت درد و حفظ نسبی پایداری همودینامیک داشت، اما در اغلب شاخصها از دکسمدتومیدین اثرگذاری کمتری نشان داد. در بیشتر زمانهای اندازهگیری، تفاوت میانگینها از نظر آماری معنادار بود.
نتیجهگیری: استفاده از دکسمدتومیدین بهعنوان ادجوانت در بلاک سوپراکلاویکولار در جراحیهای ارتوپدی ساعد، منجر به کنترل بهتر درد و پایداری بیشتر شاخصهای همودینامیک نسبت به کتامین شد. این نتایج استفاده بالینی از دکسمدتومیدین را بهعنوان داروی مکمل مؤثر در بیحسی منطقهای تقویت میکند.
جواد هاشمی، حسینعلی سلطانی، علی اسماعیلی، فاطمه روشن روان یزدی، سید حسن سید شریفی،
دوره 83، شماره 4 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: درد پس از عمل کولهسیستکتومی یک نگرانی قابلتوجه میباشد. باتوجه به نقش ویتامین D در مدیریت درد، این مطالعه به بررسی همبستگی بین سطح ویتامین D قبل از عمل و شدت درد پس از عمل در بیمارانی که تحت کولهسیستکتومی لاپاروسکوپی قرار میگیرند، با هدف اصلاح مدیریت درد و افزایش مراقبتهای پس از عمل پرداخت.
روش بررسی: این مطالعه مشاهدهای آیندهنگر (بهمن 1402 تا اسفند 1403) بر روی 87 بیمار تحت عمل لاپاراسکوپی کولهسیستکتومی مراجعهکننده به بیمارستان امامعلی (ع) بجنورد انجام شد. اطلاعات مورد نیاز از پرونده بیمار و از طریق مشاهده/ مصاحبه جمعآوری شد. قبل از بیهوشی، ml 5 خون وریدی جمعآوری و آزمایش ویتامین D با روش الایزا انجام شد. درد پس از عمل نیز با استفاده از مقیاس آنالوگ بصری در شش، 12، 18 و 24 ساعت ارزیابی گردید.
یافتهها: سطح پایینتر ویتامین D سرم با نمرات درد بالاتر پس از عمل همبستگی داشت، بهطوریکه این رابطه در شش، ۱۲ و ۱۸ ساعت پس از عمل معنادار بود. همچنین، سطح ناکافی ویتامین D و جنسیت زن از عوامل خطر مستقل برای درد حاد پس از کولهسیستکتومی لاپاروسکوپی بودند.
نتیجهگیری: براساس نتایج مطالعه حاضر، کمبود ویتامین D قبل از عمل جراحی با افزایش نمره درد حاد بعد از آن در بیمارانی که تحت عمل جراحی لاپاروسکوپی کولهسیستکتومی قرار میگیرند، بهویژه در جنسیت زن، مرتبط است. این یافتهها ممکن است برای مدیریت درد بعد از عمل در بیماران مبتلا به کمبود ویتامین D مفید باشد.
هدایت حیدریزاده، حسین صیدخانی، زهرا محبینژاد، علی حیدریزاده،
دوره 83، شماره 5 - ( 5-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: درد مزمن شکم، که بهعنوان درد طولانی مدت یا متناوب شکمی تعریف میشودکه یک مشکل رایج کودکان است. عفونت هلیکوباکتر پیلوری در دوران کودکی اکتسابی است و یکی از علل مهم بیماری زخم پپتیک (PUD) و سرطان معده است، لذا این مطالعه با هدف بررسی توزیع فراوانی هلیکوباکتر پیلوری در کودکان با درد شکم در بیمارستان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی–مقطعی از فروردین 1402 تا اسفند 1402 انجام شد و جامعه آماری کودکان با درد مزمن شکم مراجعه کننده به بیمارستان امام خمینی شهر ایلام میباشد، که جهت بررسی باکتری هلیکو باکتر آزمایش آنتیژن مدفوع دادهاند.
یافتهها: این مطالعه بر روی 140 کودک با درد مزمن شکم انجام شد. نوع تغذیه در همه کودکان رگولار گزارش شد و اکثریت آنها حاصل زایمان به روش سزارین بودند (9/67%). شیوع 7/40% مثبت بودن (Helicobacter pylori, HP) را در کودکان (57 کودک از 140 کودک) با درد مزمن شکم نشان داد. اکثریت کودکان در گروه سنی چهار تا هشت سال دارای هلیکوباکتر پیلوری مثبت بودند20 نفر(7/35%) و در کودکان بزرگتر از 12 سال هلیکوباکترپیلوری دارای کمترین فراوانی بود.
نتیجهگیری: نتایج کلی مطالعه حاضر نشان میدهد هلیکوباکترپیلوری عامل مهمی برای دردهای مزمن شکم در کودکان است.
عارف تیمورینژاد، حسین صیدخانی، زهرا محبینژاد، امیررضا ایدیپور، حامد آزادی،
دوره 83، شماره 7 - ( 7-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: سنگ کلیه سومین اختلال شایع دستگاه ادراری پس از بیماری و عفونت پروستات است. حمله دردناک شایعترین تظاهر کلینیکال است که بهعنوان رنال کولیک شناخته میشود. هدف مطالعه حاضر اثر پتیدین، پتیدین و کترولاک و کترولاک در بیماران رنال کولیک میباشد.
روش بررسی: بیماران رنال کولیک در بیمارستان امام خمینی شهر ایلام از فروردین تا اسفند 1401 در در سه سه گروه 36 نفری تقسیم شدند. گروه اول پتیدین 25 میلیگرم، گروه دوم کترولاک30 میلیگرم و گروه سوم ترکیبی از دو دارو انتخاب شدند. پرسشنامهای شامل اطلاعات دموگرافیک بیماران، ضربان قلب، فشارخون سیستولیک و دیاستولیک، میزان تنفس، اشباع اکسیژن، عوارض جانبی، شدت درد، مدت بستری، نوع درمان دریافتی میباشد.
یافتهها: نتایج نشان میدهد مدت زمان بستری در گروه A بهطور معناداری بیشتر از گروههای B و C بوده است (000/0P<). اکثریت بیماران در گروه C دارای اختلال عملکرد ضعیفی بودند، در گروه A و B وضعیت اختلال عملکرد اکثریت بیماران متوسط و وضعیت عملکردی خوب در تعداد معدودی از گروه A و B خوب گزارش شده است که از نظر آماری بین وضعیت عملکرد سه گروه مورد مطالعه اختلاف معناداری وجود داشت.
نتیجهگیری: در مجموع نتایج بهدست آمده نشان داد کترولاک و پتیدین دارای سرعت اثر و توان بیشتری به نسبت پتیدین و کترولاک به تنهایی در کنترل درد بیماران مبتلابه رنال کولیک میباشد و نیاز به درمان نجات بخش نیز در این دارو کمتر است و طبق مطالعات انجام شده عوارض آن نیز کمتر میباشد.
حسین ماجدی، ابراهیم اسپهبدی، سیده فاطمه حسینی نژاد، مهشید وزیری، فاطمه جواهرفروشزاده، محبوبه رشیدی، روزبه امیری مطلق،
دوره 83، شماره 7 - ( 7-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: درد پس از عمل یکی از چالشهای مهم در بهبود بیماران پس از جراحیهای شکمی از جمله کوله سیستکتومی لاپاراسکوپیک محسوب میشود. کنترل ناکافی درد میتواند موجب افزایش مصرف مخدرها، تاخیر در ترخیص و کاهش رضایت بیمار شود. از این رو، استفاده از داروهای کمکی بیهوشی با اثرات ضد درد موثر و عوارض کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این مطالعه با هدف مقایسه اثر کتامین و دکسمدتومیدین حین عمل بر شدت درد پس از جراحی کوله سیستکتومی لاپاراسکوپیک انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش یک کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور بود که روی ۲۵۲ بیمار کاندید جراحی کوله سیستکتومی لاپاراسکوپیک از فروردین 1402 تا شهریور 1403 در بیمارستان گلستان اهواز انجام شد. بیماران به صورت تصادفی در سه گروه کتامین، دکسمدتومیدین و کنترل تقسیم شدند. گروه کتامین انفوزیون mg/kg/h 5/0، گروه دکسمدتومیدین انفوزیون μg/kg/min 6/0 و گروه کنترل نرمال سالین دریافت کردند. شدت درد با استفاده از مقیاس آنالوگ بصری (VAS score) در ساعات یک، شش، 12 و 24 پس از عمل اندازهگیری شد. همچنین پارامترهای همودینامیک بیماران در طول مطالعه ثبت گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که میانگین نمرات VAS در گروه کتامین در تمامی زمانهای ارزیابی به طور معناداری کمتر از گروه دکسمدتومیدین و گروه کنترل بود (001/0P<). هر دو دارو نسبت به گروه کنترل موجب کاهش قابل توجه درد پس از عمل شدند، اما اثر ضد دردی کتامین بارزتر بود. تفاوت معناداری در پارامترهای همودینامیک بین سه گروه مشاهده نشد.
نتیجهگیری: کتامین در مقایسه با دکسمدتومیدین اثربخشی بیشتری در کاهش درد پس از عمل کوله سیستکتومی لاپاراسکوپیک دارد و میتواند بهعنوان گزینههای موثر و ایمن در مدیریت درد پس از عمل مورد استفاده قرار گیرد.
نوید کلانی، مهرداد صیادینیا، امیرحسین پورداوود، مریم ضیایی، طیبه زارعی، بیبیمنا رضوی، منصور دیلمی،
دوره 83، شماره 8 - ( 8-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: باتوجه به افزایش روزافزون اعمال جراحی لاپاراسکوپیک، استفاده از روشهای مختلف کاهش درد پس از جراحیهای لاپاراسکوپیک، بهخصوص کولهسیستکتومی لاپاراسکوپیک بهعنوان یکی از شایعترین اعمال جراحی لاپاراسکوپیک، همواره محل بحث و اختلافنظر بوده است. لذا مطالعه حاضر به بررسی اثر بخشی داروهای غیراپیوئیدی موثر در کنترل درد در بیماران تحت عمل جراحی کولهسیستکتومی لاپاراسکوپی پرداخته است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع مروری روایتی میباشد. این مطالعه جهت یافتن مطالعات مرتبط، پژوهشگران جستجوی کامپیوتری را در پایگاههای اطلاعاتی Scopus، PubMed، Science Direct، SID، Magiran و موتور جستجوگر Google Scholar با کلید واژگان فارسی شامل: درد، کولهسیستکتومی لاپاراسکوپی و کلید واژگان انگلیسی: Pain و Laparoscopic Cholecystectomy، انجام شد.
یافتهها: در بررسیهای انجام شده از مطالعات مختلف، داروهای متفاوتی جهت کنترل درد در بیماران تحت اعمال جراحی کولهسیستکتومی لاپاراسکوپی استفاده کرده بودند. مداخلات انجام شده در این راستا شامل: استفاده از تزریق داخل نخاعی یا وریدی یا خوراکی داروهایی مانند: سولفات منیزیوم،کتامین، کتورولاک، پاراستامول، ایبوبروفن، پره گابالین، گاباپنتین، استازولامید، ان استیل سیستئین، بوپیواکایین، هیدروکورتیزون، دگزامتازون، کلونیدین، سلوکسیب، لیدوکایین، دیکلوفناک بود. غالب داروها بهصورت وریدی، داخل صفاقی، یا بهصورت پیش از عمل (سلوکسیب و کلونیدین) تجویز شده بود.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که با وجود روشهای متفاوت و داروهای گوناگون در مورد اثر آنالژزیک داروها در اعمال جراحی کولهسیستکتومی لاپاراسکوپی، اما هنوز محققان داروی واحدی را توصیه نمیکنند. با اینحال پیشنهاد میشود در اینگونه اعمال انتخاب این داروها براساس شرایط بیمار و تصمیم متخصص بیهوشی انجام شود.
محمد سعادتنیا، فائزه شریفی، فریبرز خوروش،
دوره 83، شماره 8 - ( 8-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: خونریزی زیرعنکبوتیه (SAH) یک وضعیت اورژانسی و تهدیدکننده حیات است که اغلب با سردرد شدید و ناگهانی همراه است. مدیریت درد در این بیماران چالشبرانگیز بوده و معمولاً نیاز به مصرف داروهای اپیوئیدی دارد که عوارض جانبی قابلتوجهی بههمراه دارند. گاباپنتین و پرهگابالین بهعنوان داروهای ضدنوروپاتیک میتوانند جایگزین مناسبی برای اپیوئیدها باشند. این مطالعه مروری نظاممند با هدف ارزیابی اثربخشی و ایمنی گاباپنتین و پرهگابالین در مدیریت سردرد ناشی از SAH انجام شد.
روش بررسی: جستجو در پایگاههای PubMed، SCOPUS، Web of Science و EMBASE تا می ۲۰۲۵ انجام شد. کلیدواژههای اصلی شامل "Gabapentin"، "Pregabalin"، "Subarachnoid Hemorrhage" و "Headache" بودند. پس از غربالگری، مقالاتی که به زبان انگلیسی یا فارسی بودند و به بررسی تأثیر این داروها بر سردرد SAH پرداخته بودند، انتخاب شدند. در نهایت، چهار مطالعه وارد مطالعه شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که پرهگابالین بهصورت معناداری شدت درد را در مقایسه با دارونما کاهش داد (004/0P≤). همچنین، نیاز به مسکنهای نجاتبخش در گروه دریافتکننده پرهگابالین کمتر بود (005/0P≤) در مقابل، گاباپنتین کاهش آماری معناداری در شدت درد ایجاد نکرد، اما تمایل به کاهش درد و مصرف مورفین مشاهده شد. هر دو دارو عوارض جانبی جدی نداشتند و بهخوبی تحمل شدند.
نتیجهگیری: پرهگابالین میتواند بهعنوان یک گزینه مؤثر و ایمن در مدیریت سردرد ناشی از SAH مورد توجه قرار گیرد، در حالیکه شواهد موجود برای گاباپنتین محدود و غیرقطعی است. انجام مطالعات کارآزمایی بالینی با حجم نمونه بزرگتر برای تأیید این یافتهها ضروری است.