582 نتیجه برای ید
شیدا برات، خسرو ایرانفر، مهسا قنبری،
دوره 81، شماره 10 - ( 10-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: استعداد خاص برخی از بیماران به موکورمایکوزیس به اهمیت جذب آهن در پاتوژنز موکورمایکوز اشاره میکند. از اینرو بر آن شدیم تا ارتباط بین سطح آهن سرم و فریتین و ابتلا به بیماری موکورمایکوزیس در بیماران دارای فاکتورهای زمینهای مستعدکننده کووید-19 را بررسی کنیم.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مورد-شاهدی (Case-control) میباشد که در آن 38 بیمار در دو گروه بیماران مبتلا به موکورمایکوزیس بههمراه کووید-19 و دیابت در گروه مورد (19 نفر) و بیماران مبتلا به کووید-19 و دیابت در گروه کنترل (19 نفر) مورد بررسی قرار گرفتند و در هردو گروه سطح سرمی آهن و فریتین اندازهگیری و مقایسه و براساس نتایج بهدست آمده، Outcome پژوهش مشخص خواهد شد.
یافتهها: در این مطالعه بین میانگین سن در دو گروه مورد مطالعه تفاوت معناداری وجود نداشت. اما بین سطح آهن سرم و فریتین در دو گروه تفاوت معناداری مشاهده شد.
نتیجهگیری: هایپرفریتینمی نه تنها بهعنوان یک نشانگر فرآیند التهابی سیستمیک در عفونت COVID-19 در نظر گرفته میشود، بلکه نشاندهنده افزایش آهن آزاد است که در نتیجه به رشد و گسترش قارچ (موکورمایکوزیس) کمک میکند.
محمدرضا شیخی چمان، ندا حسینی آبفروش، اقدس صوراسرافیل، وحید مختومی،
دوره 81، شماره 10 - ( 10-1402 )
چکیده
سردبیر محترم
مطابق اصول عدالت اجتماعی و عدالت در سلامت، سلامت یک حق است. این حق باید از طرف دولت و با تولیت نظام سلامت، در اختیار همه گروههای مختلف جمعیتی قرار گیرد و مانعی برای دستیابی به آن وجود نداشته باشد. هر سازمانی در جامعه، برای پاسخ به نیازهای مشخصی ایجاد شده تا بتواند باری را از دوش مردم بردارد. سازمانهای بهداشتی و درمانی نیز، از بالاترین سطح که همان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی جمهوری اسلامی ایران است تا پایینترین سطح که خانههای بهداشت روستایی هستند، هر کدام به طریقی پاسخگوی نیازهای سلامت جامعهاند. این سازمانها شدیدا پیچیده بوده و توسط مدیران اداره میشوند.1و2
سرمایههای انسانی، مهمترین گنجینه هر سازمان هستند (اصطلاحات سرمایههای انسانی، کارکنان، کادر، پرسنل و ارایهدهندگان خدمات سلامت، مترادف یکدیگر بوده و هر کدام برای تنوع بخشی به متن در موقعیتی استفاده شدهاند). حیات سازمان به وجود آنها وابسته است. کارکنان باید از جهات گوناگون مورد توجه و رسیدگی متولیان مربوطه قرار گیرند.3و4 هر گونه کوتاهی در این زمینه، اثرات کوتاهمدت، میان مدت و بلندمدت خود را بر روی شاخصهای سلامت جامعه بروز خواهد داد. شرایط کاری مدافعان سلامت کشور را میتوان در حال حاضر از دو جنبه اصلی بررسی کرد؛ وضعیت فعلی اقتصاد ایران و کمبود سرمایههای انسانی:
1- در خصوص جنبه اول، اقتصاد ایران از چالشهای بیشماری همچون بیثباتی، تک قطبی بودن (وابستگی به نفت)، تحریمهای بینالمللی، کسری بودجه، پایدار نبودن چرخه تامین مالی، بها ندادن به بخش غیردولتی و ... رنج میبرد.5 بر کسی پوشیده نیست که این عوامل، باعث ایجاد تورم شدید در سالهای اخیر شده و اقتصاد کشور را شکننده کرده است. وجود تورم بالا، باعث وخیمتر شدن اختلاف طبقاتی در کشور و افزوده شدن به جمعیت زیر خطر فقر میشود. هر دوی این حالات، تبعات اجتماعی زیادی با خود به همراه دارند و امید به آینده را از جامعه میگیرند.
2- در خصوص جنبه دوم، کمبود سرمایههای انسانی حوزه سلامت و عدم توزیع عادلانه آنها، از جمله چالشهای همیشگی نظامهای سلامت در کشورهای در حال توسعه است.6و7 در ایران، وقوع همهگیری کووید-19 از انتهای سال 1398، فشار کاری مضاعفی را برای مدافعان سلامت در همه سطوح مراقبتی ایجاد کرد. ایثارگران سلامت برای مهار همهگیری با همه توانی که داشتند به دفاع از جان مردمشان پرداخته و شهدای بیشماری را تقدیم راه پرافتخار وطن کردند. پیش از آن هم، اجرای طرح تحول نظام سلامت از ابتدای سال 1393، بار کاری پرسنل بهداشت و درمان را افزایش داده بود. قدر مسلم تحت این فشار، استرس، فرسودگی شغلی و نارضایتی شغلی میان کارکنان افزایش یافته، و بهرهوری تقلیل مییابد.8و9 همچنین ورود به سایر مشاغل غیرپایهای سلامت (همانند ترویج کلینیکهای زیبایی) و ترک شغل نیز میتواند در این وضعیت رخ دهد.
قرارگیری دو مولفه مذکور دوشادوش یکدیگر، سرمایههای انسانی سلامت را برای دستیابی به استانداردهای زندگی بالاتر و جستجوی رفاه بهتر، به سوی مهاجرت وسیعتر به کشورهای دیگر سوق خواهد داد تا بتوانند متناسب با میزان مسئولیتهای کاری که دارند درآمد کسب کنند. از طرفی، سایر جنبههای اجتماعی خود و خانواده خود را ارتقا بخشند. نکته مهم اینکه مهاجرت فقط مختص ارایهدهندگان خدمات سلامت نیست، بلکه پژوهشگران، فعالان استارتاپها و اساتید دانشگاهی عضو هیات علمی را هم به این سرنوشت دچار کرده است.10و11 مهاجرت یا فرار مغزها و نخبگان علوم سلامت، هزینههای بسیار بالایی برای کشور دارد. در این میان، سیستم سلامت ایران اکنون بیشتر از هر زمان دیگری نیازمند وجود مدیران الهامبخش است.
در نظام سلامت، سیاستگذاری، مدیریت و اقتصاد، در کنارهم تشکیل یک چرخه مسنجم و پویا را میدهند. سیاستگذاریهای هر چند دقیق، اگر در مرحله اجرا با ضعف مدیریتی مواجه شوند نخواهند توانست که به درستی اهداف از پیش تعیین شده خود را لمس کنند.12 یک مدیر اجرایی بهداشت و درمان، باید از توانمندیهای بسیاری
برخوردار باشد، هم مهارتهای سخت شامل دانش مدیریتی و هم مهارتهای نرم شامل تبحر در مهارتهای انسانی، ارتباطی و ادراکی. بهعبارتی، یک مدیر فقط با تسلط بر مهارتهای سخت نمیتواند سازمان را به درستی هدایت کرده و به موفقیت برساند، بلکه مهارتهای نرم هم باید ضمیمه وظایف اساسیاش باشد. هر انسانی از جهات گوناگون متفاوت از دیگری بوده و با یک سیستم واحد مدیریتی، نمیتوان انتظارات همه پرسنل را پوشش داد.یک مدیر الهامبخش، رهبری تربیت شده است که با مجهز بودن به مهارتها و توانمندیهای ظریف و دقیق انسانی و سلاحِ قدرتمند هوش هیجانی، به اصول و ارزشهای اخلاقی جامعه پایبند است، به همه نیازهای کارکنان خود فعالانه توجه دارد، گوش شنوا دارد، اعتمادسازی میکند، با آنها همدل است، حامی و همپایشان است، به مشکلات آنها سریعا رسیدگی مینماید، احترام و اعتماد کارکنان خود را بهدست میآورد، فرهنگ سازمانی مثبتی را در سازمان پرورش میدهد، ارتباطات سازمانی موثر پایهریزی میکند، در دسترس است، خود کانال ارتباطی بازی دارد، چشمانداز روشنی برای دستگاه متصور است، برنامهریزی گام به گام دارد، به شکل سالمی تیمسازی میکند، برای تیم اهداف شفافی تعیین میکند، آموزشهای لازم در خصوص نحوه انجام فعالیتها را فراهم مینماید، کار گروهی و یادگیری را تشویق میکند، انگیزهدهی و انرژی بخشی مداوم در دستور کارش قرار دارد، راهحل محور است، مهارت حل مسئله دارد، تعارضات احتمالی میان افراد را برطرف میکند، انتقاداتش سازنده است، فرصت رشد فراهم مینماید، تفویض اختیار میکند، به نوآوری و خلاقیت بها میدهد، سیستم ارتقای شغلی عادلانهای (مبتنی بر شایسته سالاری) تعریف میکند، مشوقهای غیرمالی متنوعی دارد، به بازخوردهای دریافتی توجه دارد، سازمان را با محیط بیرونی منطبق میکند و در مواجهه با بحرانها، ضمن حفظ خونسردی، قدرت تصمیمگیری اثربخش دارد (موارد دیگری را نیز میتوان به موارد فوقالذکر افزود). فعالیت در چنین محیطی، به احتمال بالا، برای سرمایههای انسانی در حیطه سلامت لذت بخش بوده و آنها را برای نشان دادن بهترین نسخه از عملکردشان تهییج میکند. طبق اصول بازاریابی داخلی نیز، لازمه ارایه خدمات باکیفیت به مشتریان بیرونی (مراجعهکنندگان)، رسیدگی دقیق به مسائل و مشکلات مشتریان درونی (کارکنان) است.3
در مجموع، حفظ، بازیابی و ارتقای سطح سلامت مردم، نیازمند وجود سرمایههای انسانی متخصص، تحت نظارت مدیران الهامبخش است. در درجه اول، مهاجرت کارکنان حوزه سلامت به ضرر جمعیت محروم و آسیبپذیر کشور خواهد بود، چرا که این گروه جمعیتی، بیشتر از سایرین به سیستم سلامت دولتی متکی بوده و نیازهای سلامت برآورده نشده بالاتری هم دارند. لازم به ذکر است که نگاه به موضوعات نظام سلامت باید نظاممند باشد. به بیانی، صرفا الهامبخشی مدیران نمیتواند سرمایههای انسانی را از گردونه مهاجرت خارج کند. همگام با فعالیت این مدیران، دولت مردان نیز باید به اصلاح شاخصهای اجتماعی-اقتصادی کشور اهتمام ورزند. سیاستگذاران و اقتصاددانان سلامت هم ضمن مذاکره و چانهزنی با مسئولان بالادستی، به وضعیت معیشتی کادر سلامت رسیدگی کرده و نظام پرداخت عادلانهای را برای آنها تدارک ببینند. علاوه بر دلایل مطروحه، مهاجرت سرمایهها ریشههای مهم دیگری نیز دارد. پیشنهاد میشود که در مطالعات آتی (کیفی، کمی)، وضعیت الهامبخشی مدیران فعلی نظام سلامت کشور مورد ارزیابی قرار گیرد. همچنین میتوان شاخصی با همین عنوان را همراه با ابزار اندازهگیری معتبر طراحی و آماده بهرهبرداری از سوی پژوهشگران داخلی کرد.
شیما حیدری، محمد نصراللهی، محمد خداشناس رودسری،
دوره 81، شماره 11 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات پاندمیهای ویروسی در گذشته و همچنین مطالعه بیماران مبتلا به سپسیس نشان داده است که رابطه مستقیمی بین بروز AKI با نرخ مرگومیر و شدت، پیشآگهی و پیامد نهایی بیماری وجود دارد، انجام یک پژوهش در کووید ضروری است تا بتوان از نتایج آن در جهت برنامهریزی برای درمان به موقع و موثر و کاهش عوارض در این بیماران استفاده کرد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی روی 310 بیمار از بین مبتلایان به بیماری کووید-19 انجام شد که از اول فروردین تا 30 اسفند 1399 در بخشهای داخلی، مراقبت ویژه و عفونی بیمارستان ولیعصر بیرجند بستری بودهاند.
یافتهها: شیوع آسیب کلیوی حاد در بیماران 4/7% گزارش شد. در افراد دچار آسیب کلیوی حاد، میزان مرگومیر بیشتری مشاهده شد. بین بروزآسیب کلیوی حاد و میزان درگیری ریوی ارتباط معناداری بهدست نیامد. افراد دارای فشارخون بالا، به میزان بیشتری دچار آسیب کلیوی حاد میشوند. همچنین افراد با آسیب کلیوی حاد بیشتر دچار لکوسیتوز در مقایسه با افراد بدونآسیب کلیوی حاد میشوند. بین تعداد لنفوسیت و آسیب کلیوی حاد رابطه معناداری مشاهده نشد. این مطالعه نشان داد که سطح سرمی CRP و سطح سرمی BUN در افراد دارای آسیب کلیوی حاد به طور معناداری بیشتر است.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان داد که بروز آسیب کلیوی حاد در بیماران بستری مبتلا به کووید-19 با شدت و پیامد های بالینی ارتباط قابلتوجهی دارد، با افزایش آسیب کلیوی حاد شانس ابتلا به فازهای شدیدتر بیماری کووید-19و شانس مورتالیتی افزایش مییابد.
علیرضا دهقان، محبوبه آبشیرینی، حمید نعمتی، مهدی سعیدیمقدم،
دوره 81، شماره 11 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات تکاملی کودکان شامل گروهی از مشکلات، محدودیتهای یادگیری و اکتسابی مهارتها میباشد. تاخیر تکاملی-گلوبال برای توصیف ناتوانی تکاملی کودکان کمتر از پنج سال بوده که در حداقل دو حوزه از دامنههای اصلی تکاملی میباشد. تصویربرداری نورورادیولوژی شامل MRI مغز میتواند حاوی اطلاعات مهمی در این حوزه باشد.
روش بررسی: در این مطالعهی مقطعی از 79 بیماری که دارای اختلال تکاملی به درمانگاه مطهری دانشگاه علوم پزشکی شیراز از تاریخ مهر 1392 تا اسفند 1399 مراجعه کرده بودند، 37 نفر MRI مغز داشتند. امتیازات کودکان در پنج حوزهی بالینی ASQ با یافتههای MRI آنها موردبررسی قرار گرفت.
یافتهها: از 37 بیمار، 23 دختر و 14 پسر بودند. 31 نفر از آنها دارای حداقل یک یافتهی غیرطبیعی در MRI مغز خود بودند. بیشترین یافتهها مربوط به دور سر غیرطبیعی با شیوع 54% و کمترین فراوانی میلینیزاسیون غیرطبیعی با شیوع 8/10% بود. نتایج بررسی ارتباط یافتههای MRI با حوزههای تکاملی نشان داد، کودکانی که اختلال مادهی سفید مغزی در MRI داشتند، تاخیر تکاملی شدیدتری در حرکات درشت دارند (049/0>P) و یافتههای MRI مربوط به مشکلات قشر مغز با شدت تاخیر تکاملی در حرکات ظریف ارتباط داشتند (0010/0>P).
نتیجهگیری: باتوجه به یافتههای فوق میتوان نتیجه گرفت، MRI مغز در کودکان با شواهد تاخیر تکاملی میتواند علاوهبر نقش تشخیصی بهعنوان ابزاری برای کمک در تعیین پیشآگهی در حوزههای تکاملی استفاده شود. همچنین با تمرکز بر حوزهی تکاملی که باتوجه به یافتههای MRI بیشترین احتمال تاخیر در آینده را خواهد داشت، فرآیند درمان و بازتوانی این کودکان در آن زمینه را تحتتاثیر قرار دهد.
سید آرش یزدانبخش، سیمین نجفقلیان، آرش ایزدپناه، محمد پروهان، عظیم فروزان، امیر الماسی حشیانی،
دوره 81، شماره 11 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: خونریزی حاد گوارشی یکی از اورژانسهای پزشکی است که در صورت مدیریت صحیح، پیشآگهی خوبی دارد. جهت تثبیت وضعیت همودینامیک این بیماران، ترکیبی از درمانهای دارویی، بهترین نتایج بالینی ممکن را داشته است در این مطالعه پیامدهای کوتاه مدت تجویز همزمان وازوپرسین و ترانکسامیک اسید با تجویز هر یک به تنهایی و بدونتجویز این داروها, مقایسه شد.
روش بررسی: در این مطالعه کار آزمایی بالینی دو سوکور از آبان ماه 1399-1398 در بیمارستان ولیعصر اراک،120 بیمار واجد شرایط با خونریزی حاد گوارشی در چهار گروه موردبررسی قرار گرفتند. سه گروه علاوه بر اقدامت معمول، وازوپرسین یا ترانکسامیک اسید به تنهایی و یا ترانکسامیک اسید به همراه وازوپرسین دریافت کردند. پیامدهای کوتاه مدت در 24 ساعت پیگیری شد.
یافتهها: در این مطالعه، گروه وازوپرسین کاهش بیشتری در هموگلوبین داشتند (05/0≤P)، افزایش اوره خون در دو گروه دریافتکننده وازوپرسین کمتر از گروههای گروه دیگر بود (05/0≤P)، گروه تحت درمان با ترانکسامیک اسید نسبت به گروه تحت درمان با وازوپرسین شرایط بسیار بهتری از نظر هماتوشزی یا قطع هماتمز، نیاز به انتقال خون، خونریزی مجدد، نیاز به آندوسکوپی و جراحی اورژانسی داشتند و افزودن وازوپرسین به ترانگزامیک اسید نیز منجر به بهبود نتایج شد (05/0≤P).
نتیجهگیری: استفاده از ترانکسامیک اسید همراه با وازوپرسین در خونریزی دستگاه گوارش، با بهبود عملکرد کلیوی و قطع خونریزی و کاهش خطر خونریزی مجدد، نیاز به تزریق خون و مداخله آندوسکوپیک وجراحی همراه است. نتایج بلند مدت آن نیاز به مطالعه بیشتر دارد.
مریم مختاری، سید رضا عطارزاده حسینی، ناهید بیژه، محمد مسافری ضیاءالدینی،
دوره 81، شماره 12 - ( 12-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری کبد چرب شایعترین علت بیماریهای مزمن کبدی در جهان است که میتواند باعث بروز بیماریهای قلبی- عروقی شود، از اینرو این پژوهش با هدف بررسی تاثیر یک دوره تمرین تناوبی شدید و تزریق هورمون رشد بر PGC1α میتوکندریایی قلبی و برخی شاخصهای استرس اکسیداتیو موشهای سوری مبتلا به آسیب کبدی، انجام پذیرفت.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع بنیادی و بهروش تجربی-آزمایش بنیان است. شروع پژوهش تا جمعآوری دادهها، از شهریور ۱۴۰۱ تا اسفند ۱۴۰۱ در آزمایشگاه تخصصی تربیت بدنی دانشگاه فردسی مشهد به طول انجامید. تعداد 21 سر موش بهصورت تصادفی به سه گروه هفتتایی، کنترل (c)، تمرین (HIIT) و تمرین+ هورمون رشد (H-GH) تقسیم شدند. تمرین تناوبی شدید و تزریق هورمون رشد طبق پروتکل انجام گرفت. شاخصهایی نظیر PGC1a،SOD ، MDA، مقاومت به انسولین، نسبت ALT/AST و LDL/HDL مورد ارزیابی قرار گرفت. جهت ارزیابی دادهها از آزمون آماری تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی توکی (Tukey post hoc) استفاده شد.
یافتهها: مقادیر PGC1a و SOD در هر دو گروه در مقایسه با گروه کنترل افزایش معناداری داشت. اما مقادیر MDA در هر دو گروه در مقایسه با گروه کنترل کاهش معناداری داشت. کاهش مقاومت به انسولین تنها در گروه HIIT نسبت به گروه کنترل معنادار بود. نسبت ALT/AST در هر دو گروه در مقایسه با گروه کنترل کاهش معناداری داشت. نسب LDL/HDL (Lipid profile ratio) تنها در گروه HIIT کاهش معنادار داشت.
نتیجهگیری: تمرین تناوبی شدید توانست پاسخ بهینهتری در مقایسه با پپتید GH در بهبود شاخصهای مرتبط با NAFLD ایجاد کند. تزریق این هورمون به تنهایی ممکن است تبعات نامطلوبی بر برخی شاخصهای این ناهنجاری داشته باشد.
داریوش افشاری، منصور رضایی، مجتبی خزایی، نگین فخری،
دوره 81، شماره 12 - ( 12-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: والپروات سدیم خط اول درمان برای پیشگیری از حملات میگرنی است. صداع کپسول گیاهی است که توسط شرکت داروسازی بوعلی دارو براساس طب سنتی تولید میشود. هدف این مطالعه مقایسه اثر کپسول صداع و والپروات سدیم بر سردردهای میگرنی است.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی دو مرکزی دوسوکور در کرمانشاه و همدان ( از آذر1400 تا تیر 1401)، 76 بیمار میگرن بهطور تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. بهمدت سهماه، یک گروه داروی روتین همراه کپسول صداع و گروه دیگر داروی روتین همراه کپسول والپروات مصرف کردند. اطلاعات دموگرافیک و بالینی طی سه ماه جمعآوری و با SPSS software, version 25 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) آنالیز شد.
یافتهها: نهایتا 76 بیمار (36 نفر در گروه صداع و 40 نفر در گروه والپروات) بررسی شدند. کاهش شاخصهای سردرد بین دو گروه معنادار نبود بهطوریکه تعداد حملات (1/6±49/7 در مقابل 5/4±75/5، 183/0=P)، شدت حملات (6/1±66/5 در مقابل 8/1±34/6، 089/0=P)، مدت حملات (5/30±48/23 در مقابل 6/32±35/32، 069/0=P) و نمره ناتوانی ناشی از میگرن (3/77±94/53 در مقابل 2/104±94/95، 061/0=P) بهترتیب در گروه والپروات و صداع بود. فراوانی عوارض جانبی بین دو گروه تفاوت معناداری نداشت (12 نفر (35%) در گروه صداع در مقابل 21 نفر (55%) در گروه والپروات (090/0P=).
نتیجهگیری: در کاهش شاخصهای سردرد و نمره MIDAS و همچنین عوارض جانبی تفاوت معناداری بین دو گروه والپروات سدیم و صداع وجود نداشت.
عبدالاحد نبیاللهی، نجمه خمری، ناصر کیخا،
دوره 82، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه باتوجه به شیوع عفونتهای قارچی در دوران پساکوید در بین بیماران دارای نقص ایمنی، شناخت نوع راهبردهای مقابله با آن ضروری است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل مطالعات در زمینه عفونتهای قارچی پساکووید در این گروه انجام شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه مرور نظاممند است که در فاصله 20 تیر تا 15 بهمن 1402 در ایران (زاهدان) انجام گرفت. استخراج مطالعات مرتبط در زمینه عفونتهای قارچی از طریق شناسایی واژگان منتخب سرعنوانهای موضوعی پزشکی و سایر متون و تدوین راهبرد جستجو در سه پایگاههای اطلاعاتی وب آو ساینس، اسکوپوس و پاب مد بدوناعمال محدودیت زمانی انجام شد. پساز شناسایی مقالات راهبردهای شناخت، تشخیص و درمان و دیگر اطلاعات زمینهای توصیف و مورد واکاوی قرار گرفت.
یافتهها: از بین ۱۵ مقاله شناسایی شده، بیشترین نوع مطالعه، گزارش موردی بود. روشهای درمانی مناسب، استفاده از داروهای کورتون نظیر متیل پردنیزولون بهصورت تزریق داخل وریدی، داروهای قارچی سیستمیک نظیر لیپوزومال آمفوتریسین B، پروفیلاکسیهای دارویی، برداشت بافت آسیبدیده، بهعنوان راهبردهای درمانی توصیه شدهاند و در راستای پیشگیری از ابتلای به عفونتهای قارچی در گروههای بیماران دارای نقص سیستم ایمنی استفاده از تجهیزات بهداشتی تجویز شده بود.
نتیجهگیری: تحلیل مطالعات نشان داد که پیشگیری و کنترل عفونتهای قارچی پساکووید-19 در بیماران دارای نقص سیستم ایمنی، استفاده از روش درمانی توصیه شده برای ادامه زندگی این گروه از افراد و پیشگیری از تماس با عوامل عفونی بیش از پیش باید موردتوجه واحدهای ارایه دهنده خدمات مراقبتی سلامت قرار گیرد.
فاطمه نجفی، معصومه امیری دلوئی، مریم مرادی، پرستو سرخوش، زهرا رضائیان، فرنوش شریفیمود، فاطمه کاملی،
دوره 82، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از شایعترین عارضههای مهم کووید-19 سرفه است، پژوهش حاضر با هدف مقایسه تاثیر نبولایزر گیاه گل ختمی و اکالیپتوس بر شدت سرفه در بیماران مبتلا به کووید-19 طراحی شده است.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تصادفی از دی ماه 1400تا خرداد ماه 1401، 36 بیمار مبتلا به کووید-19 به روش در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در سه گروه قرار گرفتند. در ادامه شدت سرفه دو ساعت پیش از انجام مداخله ثبت و سپس برای گروه گل ختمی، یک سیسی و برای گروه اکالیپتوس چهار سیسی به مدت 15 دقیقه یک بار در روز نبولایزر شد، دو ساعت پس از انجام مداخله مجددا شدت سرفه در دو گروه ثبت گردید این مداخله تا زمان بستری بیماران ادامه داشت، برای گروه کنترل مداخلهای انجام نشد. دادهها با SPSS software, version 20 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) و در سطح معناداری کمتر از 05/0 تجزیهوتحلیل شد.
یافتهها: پیش از انجام مداخله اختلاف آماری معناداری بین سه گروه از نظر شدت سرفه وجود نداشت (05/0P>) ولی پس از انجام مداخله در روزهای دوم و سوم اختلاف آماری معناداری بین سه گروه از نظر شدت سرفه وجود داشت. بهطوریکه میزان کاهش شدت سرفه در گروه گل ختمی از دو گروه دیگر بیشتر بود (05/0<P).
نتیجهگیری: استفاده از نبولایزر گیاه گل ختمی و اکالیپتوس باعث بهبود شدت سرفه در بیماران مبتلا به کووید-19 شد ولی نبولایزر گل ختمی در مقایسه با اکالیپتوس تاثیر بیشتری بر شدت سرفه داشت. پیشنهاد میشود نبولایزر گل ختمی و همچنین اکالیپتوس بهعنوان یک روش درمانی در کنار روشهای درمانی دیگر مورد استفاده قرار گیرد.
عرفان دهقانی، پژمان باقری، زهرا منتصری، نیلوفر سهرابی، مهدی شرفی،
دوره 82، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری کرونا جدیدترین عفونت انسانی شناخته شده است که منجر به یک پاندمی جهانی با میزان ابتلا و میرایی بالا در سراسر جهان شد. این مطالعه به ارزیابی خصوصیات بالینی و اپیدمیولوژیک موجهای اپیدمی کرونا در قالب یک نظام مراقبت دانشگاهی در جنوب ایران پرداخته است.
روش بررسی: این مطالعه یک مطالعه مقطعی بود که بر روی دادههای 24132 نفر مبتلا به کووید 19 انجام گردید. در این مطالعه کل دادههای به ثبت رسیده در مورد بیماران مبتلا مشتمل بر سن، جنسیت، تعداد ابتلا، میرایی، بستری و میزان بهبودی همراه با سویه غالب، درصد رعایت پروتکلها پیش از رخداد اپیدمی، به تفکیک هر یک از پیکهای رخ داده در طول مدت اپیدمی در بازه زمانی اسفند ماه سال 1399 تا پایان اسفند ماه سال 1400 اخذ و تحلیل گردید.
یافتهها: میزان بروز تجمعی بیماری 36/11% و فراوانی نسبی بستری در طول مطالعه 7/11% و بهطور میانگین هفت روز بوده است. ارتباطات معناداری بین طول مدت بستری، فراوانی بیماری به تفکیک بیماریهای زمینهای و علایم بالینی بین موجها مشاهده گردید (001/0P<). علایم سیستمیک شایعترین علایم بودند. از نظر ارزیابی رادیولوژیک بین موجها اختلاف معناداری مشاهده شد (001/0P<).
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه بر تاثیر قابلملاحظه بیماریهای زمینهای و شدت علایم بالینی بر پیامدهای بستری شدن در بیمارستان تاکید میکند و نیاز به استراتژیهای مدیریتی مبتنی بر شواهد مناسب و در نظر گرفتن تغییرات بالینی و الگوهای رادیولوژیکی را هنگام ارزیابی بیماری در گروههای مختلف برجسته میکند.
رضا صحرایی، احمد بستانی، موسی زارع، نوید کلانی، فاطمه افتخاریان،
دوره 82، شماره 3 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: جراحی آب مروارید شایعترین جراحی در جهان است. شیوع آب مروارید وابسته به سن با افزایش سن افزایش مییابد و شیوع آن با هر دهه از سن پس از چهل سال افزایش مییابد. داروهای مختلفی جهت کنترل بیدردی و همودینامیک در بیماران تحت عمل جراحی کاتاراکت بکار میرود. هدف از انجام این مطالعه مقایسه دکسمدتومدین و لیدوکایین در کنترل بیدردی و تغییرات همودینامیک در اعمال جراحی کاتارکت میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی دو سوبه کور در بازه زمانی آذر تا اسفند 1400 بر روی 52 بیمار تحت عمل جراحی کاتاراکت مراجعهکننده به بیمارستان مطهری شهرستان جهرم انجام شد. بیماران بهصورت تصادفی به دو گروه لیدوکایین و دکسمدتومدین قرار گرفتند. چکلیست جمعآوری اطلاعات در این مطالعه شامل سن، جنسیت، سابقه مصرف آسپرین، فشارخون سیستول و دیاستول، ضربان قلب، میزان فشار داخل چشم، عوارض پس از عمل و میزان درد بیماران پس از عمل بود.
یافتهها: نتایج آزمون من ویتنی نشان داد که گروه دکسمدتومدین میزان درد کمتری از گروه لیدوکایین در ساعت اول پس از مداخله داشتند (012/0P=) در بررسی IOP پس از از انجام بلاک رتروبولبار در گروه دکسمدتومدین شاهد افزایش معناداری در فشار IOP از مقدار 12/3±56/16 به 68/2±96/17 میلیمتر جیوه نسبت به پیش از بلاک بودیم (001/0P=).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که دکسمدتومدین با لیدوکایین بهصورت رتروبولبار نسبت به لیدوکایین توانسته بود میزان درد بیماران پس از عمل و فشارخون سیستول و دیاستول در حین عمل را کنترل کند.
مجید سلمانیان مشهدی، انوشه حقیقی، ناهید کیانمهر، مرجان مخترع، سارا زراسوندنیا، پرنا حسینی میگونی، سیده مریم میرقربانی،
دوره 82، شماره 4 - ( 4-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: فیبروز کبد یکی از نگرانیهای اصلی مرتبط با عوارض جانبی طولانیمدت در بیماران مبتلا به آرتریت روماتویید تحت درمان با متوتروکسات میباشد. هدف مطالعه حاضر، مقایسه شاخص فیبروز-4 ونتایج شدت فیبروز کبدی حاصل از دستگاه فیبرواسکن در بیماران آرتریت روماتویید تحت درمان با متوتروکسات بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر بهروش مقطعی در 70 بیمار مبتلا به آرتریت روماتویید مراجعهکننده به کلینیک روماتولوژی بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) تهران از تیر 1401 تا تیر 1402 انجام شد. ابتدا، شاخص فیبروز-4 برای تمام بیماران محاسبه شد و با دادههای حاصل از الاستوگرافی که با استفاده از دستگاه فیبرواسکن برای تشخیص فیبروز کبد برای هر بیمار انجام شده بود، مقایسه شد.
یافتهها: درجه فیبرواسکن با سن، جنس، شاخص توده بدن، دوز متوتروکسات و طول مدت بیماری ارتباطی نداشت (05/0P>). میانگین شاخص فیبروز-4، 6/0±25/1 بود که با جنس، شاخص توده بدن، طول مدت بیماری و دوز متوتروکسات ارتباط معناداری نداشت (05/0P>) اما با سن بیماران ارتباط مستقیم داشت (001/0P<، 53/0-51/0، 95%CI). میان شاخص فیبروز-4 و فیبرواسکن یک همبستگی مثبت وجود داشت که از نظر آماری معنادار نبود (594/0P=، 4/0-24/0، 95%CI، 06/0r=). شاخص فیبروز-4 در درجه نرمال تا متوسط 85% رد کننده درجه متوسط تا شدید در فیبرواسکن بود اما هیچکدام از نظر آماری معنادار نبود (146/0P=).
نتیجهگیری: شاخص فیبروز-4 در پردیکت کردن جواب فیبرواسکن ناتوان بود و نتایج فیبرواسکن نیز نتایج اندکس بیماران را توجیح نکرد.شاخص فیبروز-4 نمیتواند جایگزین فیبرواسکن در بیماران مبتلا به آرتریت روماتویید باشد. انجام مطالعات آتی با حجم بیشتر نمونه در بیماران فوق پیشنهاد میشود.
مجتبی قائدی، مجتبی سهرابپور، غلامرضا معتضدیان، نوید کلانی، رضا صحرایی، محمد صادق صنیع جهرمی،
دوره 82، شماره 4 - ( 4-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: خونریزی حین عمل سپتورینوپلاستی یکی دیگر از عوارضی است که تاکنون راهکارهای متفاوتی برای کاهش آن بهکار برده شده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر دکسمدتومدین وریدی بر روی میزان خونریزی و رضایت جراح در بیماران تحت عمل جراحی سپتورینوپلاستی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سویهکور بر روی 50 بیمار 18 تا 45 سال تحت عمل جراحی سپتورینوپلاستی مراجعهکننده به بیمارستان استاد مطهری شهرستان جهرم در بازه زمانی اردیبهشت تا شهریور 1402 انجام شد. بیماران بهطور تصادفی به دو گروه دکسمدتومیدین و کنترل، تقسیم شدند. میزان آرامبخشی، خونریزی و رضایت جراح مورد ارزیابی و ثبت قرار گرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از SPSS software, version 21 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) و آمارهای توصیفی و آزمونهای آماری استنباطی در سطح معناداری 05/0P< انجام شد.
یافتهها: فراوانی آرامبخشی بیمار در گروه دکسمدتومیدین، کمتر از گروه کنترل، بوده است اما از نظر آماری معنادار نبوده است (05/0>P). نتایج آزمون آماری Mann-Whitney U test نشان داد که در ابتدای عمل و در 90 دقیقه بعد، میزان رضایت جراح بیمار در گروه دکسمدتومیدین بهصورت معناداری بهتر از گروه کنترل بوده است (001/0<P). در گروه دکسمدتومیدین میدان دید جراح نسبتا واضح و کاملا واضح بوده است. نتایج آزمون آماری Mann-Whitney U test نشان داد که میزان خونریزی در گروه دکسمدتومیدین، کمتر از گروه کنترل، بوده است اما از نظر آماری معنادار نبوده است (05/0<P).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که دکسمدتومدین با کاهش خونریزی و بهبود میدان دید جراح سبب افزایش رضایت جراح شده بود. بنابراین میتوان از این دارو بهعنوان یک داروی کمک بیهوشی در اعمال جراحی بهره برد.
حمید رضا مهریار، محمد رضا حسینی آذر، افشین ابراهیمی، امید گرکز،
دوره 82، شماره 4 - ( 4-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: گرچه سیستم تنفسی بهعنوان ارکان اصلی درگیری در بیماری کووید-۱۹ میباشد، با این وجود گزارشهایی از درگیری دیگر ارگانها و علائم کمتر آنها شایع شده است. این مطالعه با هدف بررسی فراوانی علائم گوارشی بیماران مبتلا به کووید-19 انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت توصیفی- مقطعی بر روی تمام بیماران با تشخیص کووید-19 بستری در بیمارستان امامخمینی در فروردین لغایت شهریور 1400 بهروش سرشماری انجام شد که دادهها با استفاده از چکلیستی که شامل اطلاعات دموگرافیک بود جمعآوری شد دادهها بعد جمعآوری وارد SPSS software, version 18 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) شده و با کمک آمار توصیفی تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: در این مطالعه نتایج نشان داد که از 2580 بیمار بستری 54% زن و 46% مرد بودند و میانگین سنی بیماران 67/58±68/17 بود. بیشترین فراوانی افراد در بازه سنی 59-40 سال (۹۲۵ نفر) بود. %۶۴ از بیماران حداقل یک علامت گوارشی داشتند. بیاشتهایی %۴۰ با ارجحیت مردان (%۵۷) و بیشترین فراوانی در بازه سنی 40-59 سال (۴۳۰ نفر)، خونریزی گوارشی %۱۰ با ارجحیت مردان (%۸۰) و بیشترین فراوانی در بازه سنی ۷۹-۶۰ سال (۱۱۲) نفر، درد شکم ۸% با ارجحیت زنان (%۶۵) با ارجحیت فراوانی در بازه سنی 40-59 سال (۶۵ نفر)، استفراغ ۳% با ارجحیت زنان (%۵۱) با ارجحیت فراوانی در بازه سنی 80-99 سال (۵۸ نفر) بود.
نتیجهگیری: یافتههای حاصل از این مطالعه نشان داد که بیماری کووید-۱۹ نه تنها میتواند سیستم تنفسی بلکه میتواند سیستم گوارشی را در سیر و یا ابتدای بیماری درگیر کند.
آسو یزدانی، حامد توان، کورش سایهمیری،
دوره 82، شماره 5 - ( 5-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای قلبیوعروقی اولین علت مرگومیر در جهان میباشد. نقش لیپیدهای چربی بهعنوان یک عامل خطرزا در بیماریهای قلبیوعروقی غیرقابل انکار است. استاتینها مهمترین داروها در جهت کاهش لیپیدهای چربی میباشند. هدف از این تحقیق مقایسه اثربخشی سه داروی رزوستاتین، آتورواستاتین و سیموستاتین بر روی لیپیدهای چربی با استفاده از متاآنالیز شبکهای میباشد.
روش بررسی: نوع مطالعه این تحقیق مروری منظم و متاآنالیزشبکهای بود. جستجو از بین پایگاههای اطلاعاتی Science Direct، PubMed، Scopus، Cochrane library، web of science، Magiran، SID و Google Scholar انجام شد. بازه زمانی جستجوی مقالات از سال 1380 تا خرداد 1403 بود. تمام مقالات مرتبط که به زبان انگلیسی یا فارسی چاپ شده بودند موردبررسی قرار گرفتند. مطالعات با روش متاآنالیز کلاسیک و شبکهای آنالیز شدند.
یافتهها: از 61 مقالهای که وارد متاآنالیز شبکهای شدند، نتایج نشان داد، اثر داروهای آتروستاتین، رزوستاتین و سیموستاتین با دارونما بر لپیدهای چربی معنادار بود (001/0P<) ولی تفاوت معناداری بین سه داروی آتروستاتین، رزوستاتین و سیموستاتین بر کاهش (low-density lipoprotein, LDL) وجود نداشت. رتبه تجمعی سطح زیر منحنی نشان داد احتمال اینکه رزوستاتین بهترین دارو جهت کاهش تری گلیسرید باشد 4/82% و احتمال اینکه آتروستاتین بهترین دارو جهت کاهش کلسترول باشد 3/80% است.
نتیجهگیری: استاتینها اثربخشی بهتری نسبت به پلاسبو در کاهش لیپیدهای چربی دارند. رزوستاتین بهترین دارو در جهت کاهش (Triglyceride, TG) و آتروستاتین بهترین دارو جهت کاهش LDL، TC و افزایش (high-density lipoprotein, HDL) است.
محمدحسین ربانی، پروین فرزانگی، محمد علی آذربایجانی،
دوره 82، شماره 6 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: تمرینات هوازی و مصرف برخی مکملها مانند اسید اورسولیک ممکن است با فعال یا غیرفعال کردن برخی از ژنها و مسیرهای سیگنالینگ، باعث کاهش سارکوپنی و کاهش استئوپروزیس شود. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر تمرینات هوازی و مکمل اسید اورسولیک بر بیان ژنهای مرتبط با مسیرهای التهابی و اتوفاژی در دیابت نوع دو بود.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در بازه زمانی اردیبهشت 1402 تا مهر 1402 در دانشگاه آزاد واحد ساری انجام شد. در این پژوهش، 30 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار (12 ماهه، میانگین وزن g 390) به پنج گروه سالم، دیابتی، دیابتی + تمرین، دیابتی + مکمل، دیابتی + تمرین + مکمل تقسیم شدند. القای دیابت با تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین (mg/kg 50 وزن بدن) انجام شد. تمرین هوازی بهمدت هشت هفته، پنج روز در هفته اجرا شد. گروههای مکمل، دوز 250 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن اسید اورسولیک را روزانه دریافت کردند.
یافتهها: تحلیل دادهها نشان داد که بین گروههای مختلف پژوهش در سطوح بیان ژنهای LC3، Becline-1، TNFα، IL-1β، Akt، FOXO3 تفاوت معناداری به لحاظ آماری وجود داشت (05/0P<). در گروه دیابتی نسبت به گروه سالم، میزان بیان LC3، Becline-1، TNFα و IL-1β افزایش (000/0=P) و بیان Akt کاهش معناداری نشان داد (05/0P<). بین گروههای مداخله نیز تفاوتهای معناداری مشاهده شد (05/0>P).
نتیجهگیری: تمرین هوازی و مصرف مکمل اسید اورسولیک بر مسیرهای التهابی و اتوفاژی تأثیر گذاشته و باعث کاهش آتروفی سلولی در دیابت نوع دو میشود. این مداخلات میتوانند در بهبود عملکرد عضلانی و پیشگیری از آسیبهای سلولی مؤثر باشند.
پوریا مشاطهگان، محمد رضا قانع، علی بهرامیفر، مهدی راعی،
دوره 82، شماره 6 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اینتوباسیون معمولاً در شرایط اورژانسی یا پیش از عمل جراحی انجام میشود و فشار کاف لوله تراشه باید بهطور منظم کنترل شود. فشار کاف بالای ۲۰ تا ۳۰ سانتیمتر آب باید حفظ شود، فشار بیش از حد میتواند منجر به آسیب و نکروز دیواره نای و فشار ناکافی منجر به نشت هوا و ترشحات شود که خطر پنومونی آسپیراسیون را افزایش میدهد. هدف این مطالعه مقایسه فشار کاف لوله تراشه پرشده با لیدوکائین قلیایی و هوا از نظر عوارض پس از اکستوباسیون و تغییرات فشار کافها است.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت کوهورت آیندهنگر برروی بیمارانی که در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان بقیهالله الاعظم تهران از اردیبهشت تا بهمن 1402 بستری شده و تحت اینتوباسیون در این بخش قرار گرفته و شرایط ورود به مطالعه را داشتهاند صورت گرفت. فشار کاف لوله تراشه در ۶۲ بیمار در زمانهای ۳۰، ۶۰، ۱۲۰ دقیقه، شش ساعت و ۲۴ ساعت پس از اینتوباسیون با استفاده از دستگاه مانومتر اندازهگیری شد. بیماران به دو گروه تقسیم شدند: گروه "هوا" با کاف پرشده با هوا و گروه "لیدوکائین" با کاف پرشده با ۲% لیدوکائین. عوارضی مانند گلودرد، خشونت صدا و سرفه پس از اکستوباسیون و ۲۴ ساعت بعد بررسی شد. همچنین جابجایی لوله تراشه کنترل شد.
یافتهها: فشار کاف لوله تراشه پرشده با لیدوکائین بهطور معناداری کمتر از کاف پرشده با هوا بود (001/0P=). بروز گلودرد، سرفه و خشونت صدا پس از اکستوباسیون نیز در گروه لیدوکائین بهطور معناداری کمتر بود (001/0P=).
نتیجهگیری: کافهای لوله تراشه پرشده با لیدوکائین قلیایی از فشار بالای کاف جلوگیری کرده و عوارض اینتوباسیون مانند گلودرد را کاهش میدهند. بهنظر میرسد کافهای پرشده با لیدوکائین قلیایی ایمنتر از کافهای پرشده با هوا هستند.
مجید جهانشاهی، مرتضی طاهری، سید عبدالهادی دانشی، مصطفی حاجی رضایی،
دوره 82، شماره 6 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: کرانیکتومی فشاری روش مدیریتی بیماران مبتلا به فشار داخل جمجمه بالا و ادم مغزی است. گرچه تکنیک انجام این روش ساده است اما با عوارض زیادی همراه است. گزارش شده است که عوارض با پیامد بدتری همراه است. هدف این مطالعه بررسی فراوانی و عوامل مرتبط با اختلال گردش مایع مغزی نخاعی پس از کرانیکتومی دکمپرسیو میباشد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی تحلیلی بر روی 79 بیمار که در بیمارستان شهدای هفتم تیر تحت کرانیکتومی دکمپرسیو قرار گرفتهاند، انجام شد. با بررسی پرونده بیماران، اطلاعات دموگرافیک، بالینی و یافتههای سیتیاسکن بیماران جمعآوری شد. پس از تعیین بیماران با اختلال در گردش مایع مغزی، عوامل مرتبط با اختلال گردش مایع مغزی نخاعی پس از کرانیکتومی دکمپرسیو با استفاده از Logistic regression چند متغیره تعیین شد.
یافتهها: میانگین سنی بیماران 64/12±56/40 سال و 3/82% مرد بودند. در مجموع 7/36% (19 نفر) بیماران به درجاتی از هیگروم ساب دورال مبتلا شدند. 19% (15 نفر) طی شش ماه اول پس از جراحی دچار هیدروسفالی شدند. نتایج رگرسیون لجستیک چندمتغیره نشان داد که ابتلا به هماتوم داخل بطن (6/240: OR، :CI95% 9414/36-15/6، 003/0P=) و عمل مجدد (91/75: OR، :CI95% 1485/43-88/3، 004/0P=) دو عامل مستقل مرتبط با ابتلا به هیدروسفالی در بیماران تحت کرانیکتومی دکمپرسیو هستند.
نتیجهگیری: در بیماران تحت کرانیکتومی دکمپرسیو، وجود هماتوم در بطنهای مغز و عمل جراحی مجدد دو عامل خطر ابتلا به اختلال در گردش مایع مغزی نخاعی هستند.
فاتح رحیمی، ساناز خاشعی،
دوره 82، شماره 7 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: بهدلیل افزایش مقاومت آنتیبیوتیکی در میان سویههای اشرشیا کلای اوروپاتوژنیک نیاز مبرم به توسعه راهکارهای درمانی جدید جهت مدیریت عفونتهای ادراری میباشد. هدف از این مطالعه بررسی اثر اکسید نیتریک بر بیوفیلم سویههای اشرشیا کلای اوروپاتوژنیک جداسازیشده از بیماران مبتلابه عفونت ادراری بود.
روش بررسی: در این مطالعه در مجموع 3814 ایزوله مشکوک به اشرشیا کلای از یک آزمایشگاه پاتوبیولوژی در محدوده مرکزی شهر تهران در بازه زمانی خرداد 1401 لغایت اردیبهشت 1402 جمعآوری و با پرایمرهای اختصاصی ژن tufA مورد تایید قرار گرفتند. جهت بررسی توانایی تولید بیوفیلم از روشهای کیفی ژلوز قرمز کنگو و کمی میکروتیتر پلیت استفاده شد. همچنین، حضور ژنهای csgA، cdgD، yedQ و bcsA در سویههای مولد بیوفیلم و تعیین اثر اکسید نیتریک بر تشکیل و تخریب بیوفیلم مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: از میان تمامی ایزولههای مورد تایید، در مجموع 1309 سویه مولد بیوفیلم و واجد مورفوتایپهای rdar (کورلای و سلولز+) (52%)، bdar (کورلای+) (27%) و pdar (سلولز+) (21%) بودند. همچنین 52%، 31% و 17% سویهها بهترتیب مولد بیوفیلم قوی، متوسط و ضعیف بودند و فراوانی ژنهای csgA، cdgD، yedQ و bcsA نیز بهترتیب محدود به 87%، 98%، 100% و 79% سویهها بود. غلظت 30 میکرومولار اکسید نیتریک بهطور معناداری باعث کاهش تشکیل بیوفیلم (40%-17) و افزایش تخریب بیوفیلم (45%-20) شد.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه موید کاربرد اکسید نیتریک بهعنوان یک عامل ضدبیوفیلمی برای سویههای اشرشیا کلای اوروپاتوژنیک بود.
محمد غلامی، علیرضا محمودآبادی، مریم مرادی، حسین نظامی، حمیده محمدزاده،
دوره 82، شماره 7 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: آلوپسی آندروژنتیک شایعترین علت ریزش مو میباشد. مطالعات مختلف نتایج متفاوتی از ارتباط بیماریهای قلبی عروقی را با آلوپسی آندروژنتیک ذکر کردهاند. مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط بین آلوپسی آندروژنتیک با ضخامت اینتیما مدیای شریان کاروتید انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد شاهدی از مهر 1400 تا خرداد 1401 بر روی 100 نفر از مراجعهکنندگان به کلینیک پوست و مو بیمارستان علامه بهلول در دو گروه 50 نفره مورد و شاهد با سن کمتر از 40 سال انجام شد. افراد از نظر سن و جنس همسانسازی شدند. بیماران مبتلابه آلوپسی براساس تشخیص پزشک معالج به سه دسته خفیف، متوسط و شدید طبقهبندی شدند. ضخامت لایه اینتیما مدیا شریان کاروتید با استفاده از سونوگرافی اندازهگیری شد.
یافتهها: در هر گروه 37 نفر مرد و 13 نفر زن حضور داشت هرچند نتایج بهدست آمده نشاندهنده بالاتر بودن ضخامت لایه اینتیما مدیا شریان کاروتید در بیماران مبتلا به آلوپسی آندروژنتیک بود ولی ارتباط آماری معناداری بین آلوپسی آندروژنتیک و ضخامت لایه اینتیما مدیا شریان کاروتید یافت نشد (66/0P=). همچنین بین میزان ضخامت اینتیما مدیا شریان کاروتید و مدت ابتلابه آلوپسی ارتباط آماری وجود داشت (03/0P=).
نتیجهگیری: با توجه به ارتباط بین میزان ضخامت اینتیما مدیا شریان کاروتید و مدت ابتلابه آلوپسی، میتوان گفت ارتباط احتمالی بین آلوپسی و آترواسکلروز وجود دارد اما جهت اثبات نیاز به انجام مطالعات با حجم نمونه بیشتر میباشد.