155 نتیجه برای Mic
اکبر میرصالحیان، محمد مهدی فیض آبادی، فرخ اکبری نخجوانی، فرشته جبل عاملی، حمید رضا گلی،
دوره 66، شماره 5 - ( 5-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: از آنجا که مقاومت به سفالوسپورینهای با طیف گسترده در اثر اکتساب ژنهای کد کنندۀ بتالاکتامازهای وسیعالطیف در پسودوموناس آئروژینوزا در نقاط مختلف دنیا در حال افزایش است، در این مطالعه الگوی مقاومت و شیوع ژنهای بتالاکتاماز OXA-10 و PER-1 در پسودوموناس آئروژینوزای جدا شده از بیماران سوختگی بررسی گردید.
روش بررسی: تعداد یکصد ایزولۀ پسودوموناس آئروژینوزا، بهروش شیمیایی تعیین هویت شدند. سپس الگوی مقاومت بهروش DAD و شناسایی سویههای تولیدکننده بتالاکتامازهای وسیعالطیف بهروش Combined Disk مورد بررسی قرار گرفتند. برای تشخیص ژنهای کدکنندۀ OXA-10 و PER-1 از روش PCR استفاده گردید.
یافتهها: در بین 100 ایزولۀ پسودوموناس آئروژینوزا مقاومت به آنتیبیوتیکهای سفودوکسیم، آزترونام، سیپروفلوکساسین، اوفلوکساسین، سفتازیدیم، سفپیم، ایمی پنم، مروپنم، سفوتاکسیم، لووفلوکساسین، پیپراسیلین- تازوباکتام و سفتریاکسون بهترتیب 100، 90، 83، 92، 85، 88، 63، 66، 98، 89، 70 و 91 درصد بود. در این میان 40 سویه (40%)، ESBL مثبت تشخیص داده شدند، که از بین آنها 29 سویه (29%) از نظر ژن OXA-10 و 18 سویه (18%) از نظر ژن PER-1، مثبت بودند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشاندهندۀ گستردگی بالای مقاومت آنتیبیوتیکی و شیوع سویههای تولید کنندۀ ژنهای کدکنندۀ OXA-10 و PER-1 در پسودوموناس آئروژینوزا بیماران سوختگی در ایران میباشد که لازم است ضمن اصلاح روشهای رایج، نسبت به استفاده از پروتکلهای درمانی مناسبتر اقدام نمود.
اکبر میرصالحیان، فرشته جبلعاملی، سیدمحمد میرافشار، فرزانه باذرجانی، عالیه گرجیپور، حمیدرضا گلی،
دوره 66، شماره 6 - ( 6-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: ظهور سویههای مقاوم میکروبی یکی از موانع اساسی در درمان قطعی بیماریهای عفونی میباشد که در این بین باکتریهای گرم منفی تولیدکننده آنزیمهای بتالاکتاماز وسیعالطیف (ESBLs) معضلات عدیدهای را در درمان این گونه عفونتها بروز دادهاند. در حال حاضر اشرشیاکلی به عنوان یکی از عوامل اصلی ایجادکننده عفونتهای بیمارستانی و عفونت دستگاه ادراری محسوب میگردد که در این مطالعه الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی و سویههای تولیدکننده بتالاکتاماز در اشرشیاکلی نسبت به 17 آنتیبیوتیک رایج مورد بررسی و شناسایی قرار گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه با روش Disk Agar Difusion (DAD)، الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی 392 سویه اشرشیاکلی جدا شده از بیماران مختلف نسبت به 17 آنتیبیوتیک تعیین گردید و سپس طبق دستورالعمل NCCLS با روش Combind Disk، باکتریهای تولیدکننده ESBLs در بین آنها مورد شناسایی قرار گرفت.
یافتهها: با تعیین الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی این سویهها نسبت به 17 آنتیبیوتیک مشخص گردید که بیشترین درصد مقاومت نسبت به کربنیسیلین (06/78%) و کمترین مقاومت نسبت ایمیپنم (76/0%) میباشد. مقاومت نسبت به سه آنتیبیوتیک کربنیسیلین (06/78%)، کوتریموکسازول (21/63%) و پیپراسیلین (98/61%) بالاتر از 50% میباشد. در این مطالعه از بین 392 اشرشیاکلی 25/25% تولیدکننده ESBL بودند که بررسی مقاومت در این باکتریها، نشاندهنده، مقاومت بالای آنها نسبت به سایر آنتیبیوتیکها و مقاومت چندگانه در آنها میباشد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه حاکی از مقاومت بالای اشرشیاکلی به ویژه سویههای تولید کننده ESBL، نسبت به آنتیبیوتیکهای مختلف میباشد. با توجه به شیوع نسبتاً بالای باکتریهای تولیدکننده ESBL و مقاومت آنها نسبت به سایر آنتیبیوتیکها، باید از راهکارهای مهم کنترل عفونت مانند محدود نمودن مصرف از سفالوسپورینهای وسیعالطیف، استفاده نمود.
کبری بامداد مهربانی، محمود اکبریان، منصور ثالثی، زهرا غفلتی، ساناز توسلی،
دوره 66، شماره 6 - ( 6-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: اجزای مسیر کلاسیک کمپلمان در پاتوژنز بیماری SLE دخالت دارند، لذا بر آن شدیم تا برای ارزیابی فعالیت بیماری به بررسی فعالیت مسیر کلاسیک کمپلمان CH50 و اندازهگیری C4, C3 C3d, C4d, SC5b-9، در بیماران بپردازیم و نتایج را در بیماران مرحله غیرفعال (inactive) با بیماران مرحله فعال (flare) مقایسه نماییم.
روش بررسی: در این مطالعه تعداد 78 بیمار زن که 24 نفر از آنها در گروه فعال (SLEDAI.2K>6) و 54 نفر در گروه غیرفعال (SLEDAI.2K≤6) بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. CH50 سرمی بر اساس همولیز و C4, C3، به روش نفلومتری و C3d،C4d ، SC5b-9 با روش ELISA اندازهگیری شدند. اطلاعات بهدست آمده توسط نرمافزار آماری SPSS بررسی شده و نتایج با هم مقایسه گردیدند.
یافتهها: با توجه به آنالیز اطلاعات، صرفاً میانگین C4d SE)±(Mean در گروه فعال و غیرفعال اختلاف معنیداری را نشان داد. بدین معنی که در گروه غیرفعال میزان C4d در مقایسه با فعال بیشتر بوده است. اما در میانگین سایر فاکتورها یعنی: C3، C4، SC5b-9، CH50، C3dCic-raji، اختلاف معنیداری دیده نشد. ضمناً همبستگی معنیداری بین سطح C3 و C4 مشاهده شد.
نتیجهگیری: چون میانگین C4d در دو گروه فعال و غیرفعال اختلاف معنیداری را نشان میداد، شاید بتوان از آن به عنوان بیومارکر برای نشان دادن فعالیت بیماری استفاده کرد. به علاوه وجود همبستگی بین سطح C3 و C4 به نوعی میتواند موید فعال بودن مسیر کلاسیک در این بیماران باشد.
علیرضا کریمییزدی، امیر آروین سازگار، حمید رضا آقایان، سید موسی صدر حسینی، بابک ارجمند، علی توسلی، سید حسن امامی رضوی،
دوره 66، شماره 9 - ( 9-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: روشهای مختلفی برای بازسازی گوش در بیماران مبتلا به میکروتیا بهکار میرود. یکی از موارد، غضروف دندهای است که از خود بیمار یا از جسد تهیه میشود. هدف این مطالعه بررسی نتایج حاصل از بازسازی لاله گوش با استفاده از غضروف دندهای هموگرافت فرآوری شده در بانک فرآوردههای پیوندی ایران میباشد.
روش بررسی: این مطالعه بر روی 10 بیمار مبتلا به میکروتیای مادرزادی که در فاصله مهر 1385 تا تیر 1386 جهت عمل جراحی ترمیم لاله گوش به بیمارستان امام خمینی تهران مراجعه کرده بودند، انجام شده است. ترمیم گوش با استفاده از غضروف دندهای هموگرافت و براساس الگوی تهیه شده از گوش بیمار در بخش گوش و حلق و بینی انجام گرفت. شکل ظاهری لاله گوش، ضخامت غضروف و واکنش نسجی در فواصل پیگیری بیماران بررسی شد.
یافتهها: میانگین سن بیماران 085/11 سال (حدود اطمینان 57/5) و میانگین مدت پیگیری 29/6 ماه (حدود اطمینان 12/3) بود. از نظر سمت درگیری، در شش مورد گوش راست، دو مورد گوش چپ و دو مورد دیگر درگیری دو طرفه مشاهده شد. از نظر حفظ وضعیت ظاهری قسمتهای مختلف گوش پیوند شده، در 11 گوش ظاهر هلیکس 100% حفظ شده بود و در 10 گوش هماهنگی کامل لبول با هلیکس وجود داشت. ارتفاع و عرض گوش بازسازی شده در مقایسه با سمت سالم یک تا دو میلیمتر اختلاف داشت. شایعترین واکنشزودرس قرمزی محل بود. عوارض دیررس شامل بیرونزدگی بخشی از غضروف و عفونت زخم بود که در یک بیمار دیده شد.
نتیجهگیری: استفاده از غضروف هموگرافت فرآوری شده جهت بازسازی لاله گوش در میکروتیای مادرزادی با نتایج کوتاهمدت قابل قبول همراه است. میزان جذب در این روش بسیار پائین و عوارض زودرس و تاخیری نسبتا اندک است.
لیلا قاضیعسگر، روحا کسرای کرمانشاهی،
دوره 66، شماره 10 - ( 10-1387 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: به دلیل اهمیت، گستردگی و تنوع کاربرد
الیاف در مجموعههای کلینیکی خصوصا به صورت پانسمان و بانداژ، همچنین شیوع عفونتهای
بیمارستانی ناشی از انواع مقاوم باکتریها، دستاوردهای دهه اخیر در رشته
نانوبیوتکنولوژی با اصلاح الیاف جهت ایجاد خاصیت ضدمیکروبی در آنها، نیازهای
بیماران در زمینه سلامتی و بهداشت را برآورده میسازند. در این مطالعه اثر
ضدمیکروبی نوعی از این الیاف روی باکتری سودوموناس آئروژینوزا بررسی گردید.
روش بررسی: این
تحقیق فعالیت ضدمیکروبی نوع خاصی از این الیاف را که توسط کارخانه پلیاکریل
اصفهان تولید شده بر روی یک سویه سودوموناس آئروژینوزا که از بین 54 نمونه جدا شده
از زخمهای بیماران بستری در بیمارستان عیسیبن مریم اصفهان انتخاب گردید و یک
سویه استاندارد این باکتری به روش shake flask بررسی و سپس به منظور مقایسه اثر ماده آنتیباکتریال خالص الیاف
با آنتیبیوتیک جنتامایسین، ابتدا حداقل غلظت مهارکتتده دو ماده ضدمیکروب روی این
سویهها تعیین و متعاقبا برهمکنش آنها به روش checkerboard بررسی و غلظت مهاری خاص آنها نیز تعیین گردید.
یافتهها: نتایج
حاصل بیانگر عدم تأثیر الیاف آنتیباکتریال روی دو سویه مورد بررسی میباشد اما
علیرغم MIC بالای جنتامایسین روی این باکتریها (g/mlµ3-1)،
ماده آنتیباکتریال خالص الیاف ضدمیکروبی با MIC در حد lit/mlµ3-10 رشد باکتریها را مهار نمود.
همچنین تعیین برهمکنش بین این دو ماده آنتیباکتریال روی سویه جدا شده از زخم به
صورت سینرژیسم ارزیابی گرید.
نتیجهگیری: برخلاف اثر قابلتوجه
ماده خالص ضدمیکروبی مورد استفاده در ساخت الیاف روی سویههای مورد آزمایش، تحقیق
حاضر نشاندهنده عدم تأثیر الیاف ضدمیکروبی مورد بررسی روی سویههای سودوموناس آئروژینوزا
میباشد.
فاطمه حاجی قاسمی، عباس میرشفیعی،
دوره 66، شماره 12 - ( 12-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: فاکتور رشد اندوتلیال عروق، نقش میتوژنیک برای سلولهای اندوتلیال داشته و یک واسطه مهم آنژیوژنز در In vivo میباشد. ایزوسورباید، یک دهنده نیتریک اکساید بوده و علاوه بر اینکه یک داروی ایدهال و متداول برای درمان بیماریهای قلبی است، در مدلهای حیوانی موجب مهار آنژیوژنز، رشد و متاستاز تومور میگردد. پدیده آنژیوژنز در بیماران لوسمیک نقش بسیار مهمی دارد. هدف از این مطالعه بررسی اثر ایزوسورباید بر تولید فاکتور رشد اندوتلیال عروق توسط چند رده سلولی لوسمیک میباشد.
روش بررسی: ردههای سلولی لوسمیک MOLT-4 وT-Cells JURKAT و U937 (منوسیت)، در محیط کشت حاوی RPMI 1640 و 10%FCS کشت و تکثیر داده شدند. سپس سلولها در شرایط رشد ابتیمم به گروههای کنترل و تست تقسیم شده و در مجاورت غلظتهای 4-10 ×4 - 7 -10×4 مولار از داروی ایزوسورباید دینیترات در حضور یا عدم حضور PMA ng/ml25 به مدت 24 ساعت انکوبه شدند. سوپرناتانت محیط کشت سلولها جمعآوری و غلظت فاکتور رشد اندوتلیال عروق، با استفاده از کیت تجاری آنزیم- ایمونواسی مربوط به کمپانی R&D به روش الیزا اندازهگیری شد.
یافتهها: میزان فاکتور رشد اندوتلیال عروق تولید شده توسط ردههای سلولی لوسمیک مورد مطالعه، در حضور غلظتهای مختلف ایزوسورباید تفاوت معنیداری با گروه کنترل نشان نداد.
نتیجهگیری: در این مطالعه ایزوسورباید تاثیر معنیداری بر میزان تولید فاکتور رشد اندوتلیال عروق در ردههای سلولی لوسمیک نشان نداد. به نظر میرسد مکانیسم مهار آنژیوژنز توسط ایزوسور باید غیر وابسته به فاکتور رشد اندوتلیال عروق بوده و احتمالا مکانیسم یا مکانیسمهای دیگری در این مسئله دخالت دارند.
رضا شریعت محرری، محسن پارسایی، اتابک نجفی، علیرضا ابراهیم سلطانی، محمدرضا خاجوی، پاتریشیا خشایار،
دوره 66، شماره 12 - ( 12-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: بلوک شبکه آگزیلاری برای ایجاد آنستزی جهت اعمال جراحی دست و ساعد استفاده میگردد. مطالعات معدودی به بررسی و مقایسه اثرات همودینامیک و بلوک دوزهای پایین اپینفرین در مقایسه با دوزهای بالاتر این دارو پرداختهاند، بنابراین مطالعه حاضر با هدف مقایسه طول مدت اثر و عوارض همودینامیک اپینفرین با دوز بالا و پایین در این گروه از اعمال جراحی طراحی گردید.
روش بررسی: مطالعه RCT حاضر بر روی بیماران سالم کاندید اعمال الکتیو جراحی دست و ساعد انجام گرفت. بیماران مورد مطالعه توسط نرمافزار تصادفیسازی به سه گروه تقسیم شدند که دو گروه اول به ترتیب برای عمل لیدوکایین با اپینفرین دوز پایین (µg/ml6/0)، اپینفرین دوز بالا (µg/ml5) دریافت نموده و برای بیماران گروه سوم لیدوکایین با نرمال سالین تزریق گردید. اطلاعات همودینامیک بیماران شامل فشار متوسط شریانی، ضربان قلب در دقایق متعدد، بروز هرگونه عوارض جانبی به همراه طول مدت بیدردی و بلوک حرکتی ثبت گردید.
یافتهها: از 75 بیمار مورد مطالعه، 15 مورد بهعلت بلوک ناکامل یا شکست بلوک و نیاز به بیهوشی جنرال جهت ادامه عمل از مطالعه حذف شدند. زمان بیدردی و بیحرکتی در گروه اپینفرین با دوز بالا نسبت به دو گروه دیگر طولانیتر ولی این تفاوت از لحاظ آماری معنیدار نبود.
نتیجهگیری: استفاده از دوز پایین اپینفرین به همراه لیدوکایین بهعنوان بیحسکننده موضعی، با ایجاد بیدردی قابل مقایسه با دوزهای بالاتر این دارو، عوارض جانبی کمتری دارد.
محسن محمدی، علی میرجلیلی، غلام رضا حبیبی، شیرزاد فلاحی، عبدالفتاح صراف نژاد، افشار اعتمادی، سید مهدی بوترابی،
دوره 67، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: آنتیبادیهای علیه dsDNA بهصورت فراوان در سرم بیماران لوپوس اریتماتوس سیستمیک وجود دارد امروزه کیتهای تجاری الایزا از DNAها و اتصالگرهای مختلف DNA برای جداسازی آنها استفاده میکنند. این مطالعه بهمنظور ارزیابی دو منبع مختلف DNA و نیز دو نوع ماده اتصالگر مختلف DNA در سنجش الایزا صورت گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه DNA اشریشیا کلی (25922ATCC) و تیموس گوساله را با درجه خلوص بالا استخراج گردید و بهعنوان آنتیژن جهت کوتینگ و از دو ماده پلی-ال-لیزین و Methylated- BSA جهت پیش کوتینگ مورد استفاده و ارزیابی قرار گرفتند. جهت تعیین حساسیت و ویژگی از نمونههای سرمی از بیماران لوپوس اریتماتوس سیستمیک و افراد سالم اهدا کننده خون در مقایسه با تست ایمنوفلورسانس (IF) و کیت تجاری استفاده گردید با استفاده از نرمافزار SPSS ویراست 15 و آزمون McNemar بهمنظور تجزیه و تحلیل دادهها استفاده گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که Methylated- BSA واکنش غیر اختصاصی بسیار کمتری نسبت به پلی-ال-لیزین دارد همچنین حساسیت و ویژگی الایزا با DNA تیموس گوساله در مقایسه با تست ایمنوفلورسنس (IF) و کیت تجاری الایزا بهترتیب 80%، 88% و 100%، 98% بهدست آمد و الایزا با DNA اشریشیا کلی در مقایسه با تست ایمنوفلورسنس (IF) و کیت تجاری الایزا بهترتیب 73%، 69%، 85% و 79% بهدست آمد.
نتیجهگیری: DNA تیموس گوساله بالقوه منبع آنتیژن مفیدی جهت جداسازی آنتیبادیهای علیه dsDNA توسط آزمون الایزا است. همچنین استفاده از Methylated- BSA میتواند نقش موثری در کاهش واکنشهای غیراختصاصی نسبت به پلی- ال- لیزین داشته باشد.
مجید دادمهر، علی فتاحزاده، شهاب کمالی اردکانی، فرزاد باطنی، فریده نجات، سیدمحمد قدسی، بهزاد افتخار، سارا گنجی، فاطمه دادمهر، بشیر نازپرور، سعید انصاری،
دوره 67، شماره 6 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : مطالعات فراوانی در رابطه با گوناگونیهای تشریحی هر سگمان از عروق تشکیل دهنده حلقه ویلیس انجام گرفته است، ولی تعداد کمی از آنها گوناگونیهای حلقه ویلیس را بهصورت کلی بررسی کردهاند. در این مطالعه تمام حلقه ویلیس و گوناگونیهایش در یک گروه ایرانی مورد بررسی قرار گرفت و با مطالعات قبلی مقایسه شد. روش بررسی : گوناگونیهای تشریحی حلقه ویلیس در مغز 132 جسد ایرانی (102 مرد بالغ و 30 جنین و نوزاد) مطالعه شد. فرآیند تشریح، جهت مطالعات و بررسیهای بیشتر، تصویربرداری دیجیتالی شد و به کمک نرم افزار کامپیوتری قطر هر سگمان اندازهگیری شد. گوناگونیهای حلقه ویلیس بهصورت کلی و سگمانی بررسی و با مطالعات گذشته مورد مقایسه قرار گرفت. یافتهها : مشخصترین گوناگونی هیپوپلازی یک و یا دو طرفه شریان رابط خلفی بود. در هیچکدام از شریانهای مغزی قدامی و شریانهای مغزی خلفی، آپلازی دیده نشد. در 3/3% از نمونههای جنین و نوزاد و 3% از نمونههای بالغ شریان رابط خلفی راست و چپ وجود نداشت. فقط در یک مورد از نمونههای بالغ شریان رابط قدامی آپلاستیک بود. ن تیجهگیری : گوناگونیهای تشریحی حلقه ویلیس در نژاد ایرانی که در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفت با جمعیتهای مختلفی که در مطالعات دیگر بررسی شده بودند، تفاوت قابل ملاحظهای نداشت. مهمترین تفاوت بین حلقه ویلیس جنین و بالغ در قطر شریان رابط خلفی و شریان مغزی خلفی (که در تشکیل حلقه شرکت دارد) میباشد .
مریم ابوطالبی چالشتری، علی رشیدیپور، عباسعلی وفایی،
دوره 67، شماره 7 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: شواهد نشان میدهد تزریق گلوکوکورتیکوییدها بعد از آموزش تثبیت انواع مختلف حافظهرا افزایش میدهند. مکانیسمهای اثر افزایشی آنها بر تثبیت حافظه روشن نیست. هدف مطالعه بررسی نقش گیرندههای NMDA و کانالهای کلسیمی در اثرات کورتیکوسترون بر تثبیت حافظه است.
روش بررسی: ١66 سر موش سوری نر نژاد آلبینو با وزن میانگین ٣٠ گرم استفاده شد. موشها در مدل یادگیری احترازی غیر فعال آموزش داده شدند (شوک 5/0 میلیآمپر برای مدت سه ثانیه). در آزمایش یک بلافاصله بعد از آموزش، کورتیکوسترون با دوزهای مختلف (3/0، یک و سه میلیگرم بهازای کیلوگرم) تزریق شد. در آزمایش دو و سه بهترتیب اثر موثرترین دوز کورتیکوستر-ون در حضور یا غیاب وراپامیل (یک آنتاگونیست کانالهایکلسیمی با دوزهای 5/2، پنج و 20 میلیگرم بهازای کیلوگرم) یا MK 801 (یک آنتاگونیست گیرندههای NMDA با دوز 1/0 میلیگرم بهازای کیلوگرم) بررسی شد. در همه آزمایشها، 48 ساعت بعد از آموزش، تست بهخاطرآوری (مدت زمانی که طول میکشید که حیوان وارد بخش تاریک دستگاه شود) انجام شد.
یافتهها: کورتیکوسترون در دوز 3/0 میلیگرم بهمیزان معنیداری تثبیت حافظه را افزایشداد. وراپامیل در دوزهای ٥/٢ و پنج میلیگرم اثرات تقویتی کورتیکوسترون را بر تثبیت حافظه تضعیف نمود. تجویز MK 801 نیز بهطور معنیداری اثرات کورتیکوسترون را بر تثبیت حافظه مهار میکند.
نتیجهگیری: حداقل بخشی از اثرات کورتیکوسترون بر تثبیت حافظه از طریق کانالهای کلسیمی و گیرندههای NMDA اعمال میشود.
هایده سمیعی، زهرا طاولی، زینت قنبری، غلامرضا پورمند، شروین تسلیمی، بیتا اسلامی، آزاده طاولی،
دوره 67، شماره 9 - ( 9-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: بیاختیاری استرسی ادرار شایعترین مشکل بیاختیاری زنان است که روشهای جراحی مختلفی در درمان آن وجود دارد. هدف مطالعه مقایسه روش لاپاراسکوپیک Burch با Trans-Obturator Tape (TOT) میباشد.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت کارآزمایی بالینی تصادفی در 40 بیمار مبتلا به بیاختیاری استرسی ادرار در بیمارستان آرش در سال 87-1385 صورت گرفته است. کلیه بیماران بهطور تصادفی در دو گروه تحت جراحی لاپاراسکوپیک Burch و TOT قرار گرفتند. اطلاعات بیماران توسط پرسشنامههای دموگرافیک، 22 سوالی کیفیت زندگی، UDI-6 مربوط به علائم ادراری، ISI مربوط به شدت بیاختیاری ادراری و بررسی ارودینامیک بهدست آمد.
یافتهها: دادههای مطالعه با 19 نفر در گروه TOT و 16 نفر در گروه لاپاراسکوپیک Burch بررسی شد. بهبود ابژکتیو بهصورت عدم وجود لیک ادراری در تست استرس سرفه و بررسی ارودینامیک نرمال شش ماه بعد از عمل در گروه لاپاراسکوپیک Burch 75% و در گروه TOT 2/84% بود (53/0p=). نتایج پرسشنامه ISI با تعیین بهبود سابژکتیو در هر دو گروه نسبت بههم تفاوت معنیداری نداشت (23/0p=). پاسخ به سوالات UDI-6 بهصورت تغییر نسبت به قبل از عمل نشان میدهد که علایم Urgency بعد از عمل در گروه TOT نسبت به لاپاراسکوپیک Burch کاهش یافت (04/0p=). نمره کیفیت زندگی IQOL، شش ماه بعد از عمل نسبت به مقدار پایه در هر دو گروه افزایش قابل ملاحظهای داشته است (05/0p<) ولی تفاوت مشاهده شده در دو گروه از لحاظ آماری معنیدار نبود.
نتیجهگیری: بر اساس معیارهای سابژکتیو و ابژکتیو TOT با کولپوساسپنشن لاپاراسکوپیک Burch تفاوت معنیداری ندارد.
زینت قنبری، غزاله رستمینیا، عبدالمحمد کجبافزاده، لیلا پیرزاده، فدیه حقاللهی، محمد مهدی نقیزاده، الهام پیروز، زهرا جباری،
دوره 67، شماره 9 - ( 9-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: پرولاپس ارگانهای لگنی و علایم ادراری همراه با آن یک اختلال شایع در میان زنان مسن است که جهت افزایش امید به زندگی و بهبود کیفیت زندگی زنان، درمان آن ضروری میباشد. لذا با توجه به بهکارگیری تستهای یورودینامیک در تشخیص پاتوفیزیولوژی اختلالات سیستم ادراری و نوع درمان مناسب و همچنین دسترسی ناکافی به دستگاه مورد نظر، این مطالعه با هدف بررسی و مقایسه نتایج این تست و شکایات بیمار در بیماران با پرولاپس لگنی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مورد- شاهدی، طی 18 ماه، 105 بیمار در درمانگاه ولیعصر، بیمارستان امام خمینی با درجاتی از پرولاپس ارگانهای لگنی وارد مطالعه شدند و بر اساس پرسشنامه UDI-6 بیماران به دو گروه 66 نفری با بیاختیاری ادراری (گروه 1) و 39 نفری بدون آن (گروه 2) با داشتن رضایتنامه مورد بررسی تستهای یورودینامیک قرار گرفتند.
یافتهها: بر اساس پرسشنامه، تکرر و نشت ادرار، بیاختیاری اضطراری و استرسی در گروه بیماران با بیاختیاری بیشتر بود (001/0p<). پارامترهای یورودینامیک بهجز حجم تمایل به ادرار اولیه و نرمال بهطور مشخص در دو گروه تفاوتی نداشت. حساسیت و ویژگی نشت اضطراری ادرار در گروه 1 بهترتیب: 22 و 8/68 و در گروه 2، 30 و 5/65% و نشت استرسی در گروه 1 بهترتیب: 4/25 و 100 و در گروه 2، 1/57 و 9/71% بود.
نتیجهگیری: در مطالعه حاضر با توجه به ویژگی و حساسیت بهدست آمده از شکایات بیمار و تست یورودینامیک بهنظر میرسد، در بیماران پرولاپس لگنی نیازمند به جراحی، بهمنظور ارزیابی بیاختیاری ادراری مخفی، بهتر است که بررسی یورودینامیک انجام گردد.
زهرا احمدینژاد، عبدالرضا سودبخش، عاطفه طیبی،
دوره 67، شماره 10 - ( 10-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: سپسیس یک علت مهم بستری در بیمارستانها و مرگ بیمارستانی است. یک مارکر برای افتراق سپسیس از بیماریهای غیرعفونی، سطح سرمی پروکلسیتونین (PCT) است. هدف از این مطالعه بررسی ارزش تشخیصی تست نیمه کمی پروکلسیتونین در افتراق علل عفونی و غیرعفونی در بیماران مبتلا به سندروم پاسخ التهابی سیستمیک (SIRS) بود. روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی سطح سرمی PCT در بیماران با علائم احتمالی سپسیس، که طی سالهای 87-1385به اورژانس مجتمع بیمارستانی امامخمینی تهران مراجعه کردند با روش نیمه کمی سنجیده شد. یافتهها: از 263 بیمار مورد مطالعه 8/65% مرد و 2/34% زن بودند. میانگین سنی بیماران 7/20±9/46 سال بود. در 104 بیمار (6539%) 5/0PCT< و در 49 بیمار (6/18%) 2>PCT≥5/0 و در 74 بیمار (1/28%) 10>PCT≥2 و در 36 بیمار (8/13%) 10≤PCT (نانوگرم در میلیلیتر) بود. علت SIRS در اکثر بیماران (6/60%) با 5/0PCT< (نانوگرم در میلیلیتر) بیماریهای غیرعفونی بود در حالی که بیماران با 10≤PCT نانوگرم در میلیلیتر همه در گروه SIRS با علت عفونی قرار داشتند. سطح PCT در بیماران با SIRS عفونی بهطور معنیداری بالاتر از بیماران با SIRS غیرعفونی بود. (0001/0p<) حساسیت تست برای آستانههای 5/0 و 2 و 10 (نانوگرم در میلیلیتر) بهترتیب 2/89% و 1/67% و 8/22% بود و ویژگی آن برای آستانههای 5/0 و 2 و 10 (نانوگرم در میلیلیتر) بهترتیب 9/82%، 2/96% و 100% بود. نتیجهگیری: اندازهگیری سطح PCT در همراهی با یک ارزیابی بالینی مناسب، میتواند راهنمایی برای شروع به موقع درمان آنتیبیوتیکی باشد و پیشآگهی بیماران مبتلا به سپسیس را بهبود بخشد.
محمد مهدی سلطاندلال، محمد حسین یزدی، زهیر محمد حسن، مرضیه هولاکویی، ترانه پیمانه عابدی محتسب، فرزانه امین هراتی، سولماز آقا امیری، مهدی مهدوی،
دوره 67، شماره 11 - ( 11-1388 )
چکیده
800x600 زمینه و هدف: با توجه به خواص تنظیمکنندگی
سیستم ایمنی پروبیوتیکها و اثر تنظیمی آنها بر عملکردهای سیستم ایمنی هدف این
مطالعه بررسی این خواص در موشهای مبتلا به سرطان پستان است که روزانه بهصورت
خوراکی لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس دریافت میکنند.
روش
بررسی: تعداد 30 سر موش ماده شش تا هشت هفتهای با وزن تقریبی 30-25 گرم در
شرایط یکسان بهطور تصادفی در دو گروه تقسیم شدند که هر گروه شامل 15 عدد موش بود.
یکی از گروهها بهعنوان کنترل در نظر گرفته شد. موشهای گروه اول بهمدت دو هفته
قبل از توموری شدن روزانه بهمیزان نیم میلیلیتر سوسپانسیون لاکتوباسیلوس
اسیدوفیلوس (CFU/ml108´7/2) را دریافت کردند و بعد از توموریشدن هم
با وقفههای سهروزه بهصورت دورههای هفتروزه لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس را
دریافت نمودند. گروه دوم (کنترل) در طول مطالعه با حجم یکسان و شرایط مساوی بافر
فسفات نمکی (PBS) دریافت کردند.
یافتهها: موشهای دریافتکننده
پروبیوتیک لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس دارای میزان IFnγ بیشتری در کشت
سلولهای طحالی خود در مقایسه با موشهای کنترل بوده (005/0p<) و همچنین
میزان IL4 نیز که بهعنوان سایتوکایین ایمنی هومورال و
مربوط به سلولهای Th2 میباشد، در موشهای گیرنده پروبیوتیک کمتر میباشد (347/0p=).
"بقا" در موشهای گیرنده پروبیوتیک بهطور معنیداری در مقایسه
با گروه کنترل افزایش داشت (001/0p<). نتیجهگیری: مصرف روزانه لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس بهعنوان یک عامل تنظیمکننده
و محرک سیستم ایمنی در کمک به درمان افراد مبتلا به سرطان که دچار ضعف سیستم ایمنی
میشوند میتواند مفید باشد.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
مهناز محمودیراد، آمنه شیرین ظفرقندی، مهتاب شیوایی، نیکی محمودیراد، بهنوش عباس آبادی، مریم عامل ذبیحی، زهره امیری،
دوره 67، شماره 11 - ( 11-1388 )
چکیده
800x600 زمینه و
هدف: این تحقیق بهمنظور بررسی میزان تأثیر ایتراکونازول،
میکونازول، فلوکونازول و فلوسیتوزین در شرایط آزمایشگاهی بهروش میکرودایلوشن
برات، بر روی 191 گونه کاندیدای جدا شده از 175 بیمار مبتلا به ولوواژینیت کاندیدایی
که بین سالهای 1385 تا 1387 به بیمارستان مهدیه مراجعه کرده بودند، صورت گرفت.
روش بررسی: 191 گونه کاندیدا از نمونههای
بالینی جدا گردید. تست حساسیت داروهای ضد قارچی بر اساس روش میکرودایلوشن برات NCCLS انجام شد و نتایج بعد از 48 ساعت قرائت
گردید.
یافتهها: C. albicans نسبت به هر چهار نوع داروی بررسی شده حساسیت
قابل قبولی (>90%) داشت. C. glabrata نسبت به میکونازول و سپس نسبت به فلوسیتوزین
حساسیت قابل قبولی داشت ولی نسبت به ایتراکونازول و فلوکونازول مقاومتر بود. C.
tropicalis بهترتیب به میکونازول و بعد به فلوکونازول
حساسیت قابل قبولی داشت و مقاومت دارویی ناچیزی در برابر چهار داروی بررسی شده
نشان داد که بیشترین مقاومت آن در برابر فلوسیتوزین بود. C. krusei بیشترین حساسیت را نسبت به میکونازول داشت و
حساسیتش نسبت به سه داروی دیگر بیشتر وابسته به دوز بود و بیشترین مقاومت را نیز
نسبت به فلوکونازول نشان میداد.
نتیجهگیری: گونههای بررسی شده در این مطالعه بیشترین حساسیت دارویی را
نسبت به میکونازول و همچنین حساسیت قابل قبولی نیز نسبت به سایر داروهای فوق
داشتند. شیوع موارد مقاومت دارویی در گونههای C. krusei و C.
glabrata نسبت به سایر گونهها بالاتر بود.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
محمد رضا نوری دلویی، نازنین جلیلیان،
دوره 68، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
از زمان شناسایی تعداد
دقیق کروموزومهای انسان در سال 1956 تاکنون فنون متفاوتی برای شناسایی اختلالات
ساختاری و تعداد کروموزومها ایجاد شدهاند. در اینمیان برخیاز فنون مانند تهیۀ کاریوتایپ
و دو رگهسازی درجای فلئورسنت (FISH) افزون بر حضور
در عرصۀ پژوهش، در مطالعات بالینی نیز پرکاربرد ظاهر شدهاند. یکی از عمده-ترین
محدودیتهای این فنون قدرت تفکیک بوده است. به این ترتیب بسیاری از تغییرات ریز
ژنومی قابل شناسایی نبوده و عامل محدود کننده بعدی عدم توانایی بررسی همزمان تمام
ژنوم بود. در سال 1997 سولیناس-تولدو روش جدیدی را معرفی کردند که میتوانست بسیاری
از کاستیهای روشهای پیشین را برطرف کند. این فن، دو رگهسازی ژنومی مقایسهای (آرایه
CGH)، قدرت تفکیک بالای FISH و توانایی مطالعه همه کروموزومها را
همزمان بههمراه دارد. آرایه CGH
سرعت بالایی بهپژوهشهای ژنتیکی بخشیده است. بهکمک این فن که پس از سال 1997
توسعه و تقویت نیز شد، پیشرفتهای چشمگیری در دانش سرطانشناسی و همچنین در زمینه
بیماریهای ژنتیکی بهدست آمده است. آرایه CGH این قابلیت را دارد که افزون بر کاربردهای
پژوهشی، در زمینه تشخیصهای بالینی نیز وارد گردد. این مقاله مروری با استفاده از
دهها منبع معتبر و بهروز بر آن است تا همراه با معرفی فن آرایه CGH و مقایسه آن با روشهای سیتوژنتیک
مولکولی، بهبرخی کاربردهای آن در سرطانشناسی و بیماریهای ژنتیکی بپردازد.
غلامعلی جلودار، محمد بیضایی،
دوره 68، شماره 3 - ( 3-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: نشت امواج که از اجاقهای مایکروفر صورت میگیرد ممکن است برای کاربران مخاطرهآمیز باشد. گسترش اختلالات هورمونی امکان ارتباط این اختلالات را با افزایش حضور میادین مغناطیسی در زندگی مطرح نمود. کودکان بهدلیل کنجکاوی و یا حضور در کنار مادران در معرض امواج نشتی از اجاق مایکروفر قرار میگیرند. لذا هدف این تحقیق بررسی تاثیر امواج نشتی از اجاق مایکروفر بر غلظت T3, T4، کورتیزول، لیپیدهای سرم و وزن بدن در یک الگوی حیوانی میباشد.
روش بررسی: میزان نشت امواج از یک دستگاه مایکروفر خانگی با استفاده از دستگاه اندازهگیری RF تعیین شد. 20 سر موش نابالغ (سن 3±7 روز و وزن 1±5 گرم) به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند، گروه آزمایش روزانه سه نوبت و هر بار سی دقیقه بهمدت دو ماه در مجاورت دستگاه مایکروفر قرار گرفت. در پایان، همه موشها مجدداً وزن شده، میزان T3, T4 و کورتیزول در سرم با استفاده از روش رادیوایمییونواسی (RIA) و میزان لیپیدهای سرم با استفاده از کیت تعیین گردید.
یافتهها: میانگین وزن گروه آزمایش در پایان دوره 5/29% کمتر از گروه کنترل بود (05/0>p). میانگین غلظت هورمونهای T3, T4 و کورتیزول بهطور معنیداری (05/0>p) در گروه آزمایش افزایش یافت. این مقادیر برای T4 (nmol/L20/660/54 در مقابل 67/780/77)، برای T3 (nmol/L09/0860/0 در مقابل 15/039/1) و در مورد غلظت کورتیزول (ng/ml21/194/9 در مقابل 78/144/17) میباشد. در گروه آزمایش میزان تری گلیسرید افزایش و HDL کاهش یافت (05/0>p).
نتیجهگیری: امواج میکروویو نشت یافته از اجاقهای مایکروفر سبب کاهش رشد، افزایش میزان هورمونهای T3, T4 و کورتیزول، تری گلیسرید و کاهش HDL گردید.
هوشنگ صابری، سید مجتبی میری، منصور پردل نامدار،
دوره 68، شماره 9 - ( 9-1389 )
چکیده
800x600 زمینه و
هدف: نشان داده شده که ترانکسامیک اسید موضعی موجب کاهش میزان
خونریزی در اعمال جراحی بزرگ ستون فقرات میشود. هدف این مطالعه، بررسی تاثیر
ترانکسامیک اسید موضعی در فضای اپیدورال در خونریزی پساز جراحی لامینکتومی میباشد.
روش بررسی: 100 بیمار که در بخش جراحی
اعصاب بیمارستان امامخمینی در سال 88-1385 کاندید لامینکتومی بودند به یک مطالعه
کارآزمایی بالینی وارد شدند. بیماران بر حسب وسعت عمل جراحی به دو گروه لامینکتومی
یکطرفه در یک سطح (50n=) و دو طرفه در
دو سطح (50n=) تقسیم شدند. سپس بیماران هر گروه بهصورت
تصادفی به دو گروه ترانکسامیک اسید (25n=)
و گروه شاهد (25n=) تقسیم شدند.
پس از اتمام عمل لامینکتومی و اطمینان از سلامت دورا، برحسب گروه بیمار، mg250 ترانکسامیک اسید با حجم کلی ml5 (در گروه
مورد) یا ml5 آب مقطر (در گروه شاهد) در محل عمل اسپری میشد. میزان خون داخل
هموبگ در 24 ساعت اول و 24 ساعت دوم و در کل طول مدت اقامت در بیمارستان در دو
گروه سنجیده و با یکدیگر مقایسه میشد.
یافتهها: حجم خونریزی در 24 ساعت اول بهمیزان
معنیداری در گروه ترانکسامیک اسید کمتر بوده است (001/0p=). همچنین حجم
خونریزی در 24 ساعت دوم نیز بهمیزان معنیداری در گروه ترانکسامیک اسید نسبت به
گروه شاهد کمتر بوده است (001/0p=)، ضمن اینکه طول مدت بستری نیز در گروه
ترانکسامیک اسید کوتاهتر بوده است (37/0±16/2 در برابر 89/0±96/2 روز، 001/0p=).
نتیجهگیری: در نهایت اینکه ترانکسامیک اسید
موضعی در فضای اپیدورال موجب کاهش معنیدار خونریزی پس از عمل جراحی لامینکتومی در
روزهای یک و دو و خونریزی کلی میشود و مدت بستری بیمار را کاهش میدهد.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
سید محمد صادقی، سید احمد سید مهدی، مهناز نریمانی زمان آبادی، سید عباس صادقی،
دوره 68، شماره 12 - ( 12-1389 )
چکیده
800x600 Normal
0
زمینه
و هدف: اعمال
جراحی سینوس در زمینه گوش، حلق و بینی معمولاً همراه با خونریزی هستند که میتوانند
سبب اختلالات همودینامیک شوند. هدف از مطالعه حاضر بررسی تغییرات همودینامیک ناشی
از مصرف رمیفنتانیل بهعلاوه ایزوفلوران در قیاس با رمیفنتانیل بهعلاوه
پروپوفول در بیماران جراحی اندوسکوپیک سینوس میباشد.
روش بررسی: در یک
بررسی مداخلهای از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی، 96 بیمار در دو گروه ایزوفلوران
(با دوز MAC2/1) بهعلاوه رمیفنتانیل (44 نفر، A) و
پروپوفول (µg/kgmin100) بهعلاوه رمیفنتانیل (52 نفر، B) قرار
گرفتند. دوز رمیفنتانیل در گروهها ثابت و برابر µg/kg/min1/0
بود، ml500 سرم ایزوتونیک به گروهها تجویز شد، پرهمد
و روش القاء در گروهها مشابه بود. متغیرها شامل سن، جنسیت، BMI،
میزان خونریزی حین عمل، فشار خون سیستولیک/دیاستولیک، تعداد نبض و فشار متوسط
شریانی بودند.
یافتهها: 22 نفر در گروه A و 23 نفر در
گروه B مذکر بودند، میانگین سنی بیماران، میانگین BMI،
میزان خونریزی، میانگین پارامترهای فشارخون سیستولیک (قبل، 30 دقیقه بعد از
مداخله)، دیاستولیک (قبل، 60 دقیقه بعد از مداخله)، تعداد نبض (قبل، 30، 60 دقیقه
بعد از مداخله)، فشار متوسط شریانی (قبل، 60 دقیقه بعد از مداخله) در بیماران دو
گروه همسان بود (05/0p>). میانگین فشارخون متوسط شریانی (027/0p=) و
میانگین فشارخون دیاستولیک (011/0p=)، 30 دقیقه
پس از مداخله در گروهها اختلاف آماری معنیداری داشت.
نتیجهگیری: بر اساس مطالعه حاضر و مقایسه با سایر مطالعات، استنباط
میشود که استفاده از ترکیب ایزوفلوران بهعلاوه رمیفنتانیل میتواند کمک بیشتری
به حفظ ثبات همودینامیک بنماید.
سیدجمال هاشمی، فریده زینی، روشنک داعی، انسیه زیبافر، میرابوالفضل ذاکری،
دوره 69، شماره 2 - ( 2-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات مختلف نشان دادهاند علیرغم توسعه داروهای ضد قارچی و به دلیل افزایش بروز مقاومت دارویی، افزایش Minimum Inhibitory Contration (MIC) و انتقال مقاومت (Cross- resistance) در میان ایزولههای آسپرژیلوس، میزان مرگ و میر عفونتهای فرصت طلب و مهاجم ناشی از گونههای آسپرژیلوس افزایش یافته است. عدم پاسخ موثر به درمانهای رایج و عدم دسترسی به اطلاعات حساسیت دارویی شایعترین ایزولههای آسپرژیلوس بهانهای برای طراحی و اجرای مطالعه اخیر گردید.
روش بررسی: در طی 13 ماه تعداد 50 ایزوله کلینیکی آسپرژیلوس بر اساس روش Klich 2002 و مشخصات مورفولوژیک تشخیص داده شدند. سپس تست حساسیت دارویی آنها طبق روش استاندارد Broth Microdillution NLCCLS- M38A انجام گرفت.
یافتهها: در این بررسی مشاهده شد که 5/7% ایزولههای A.flavus باg/ml µ2 MIC>در رابطه با داروی آمفوتریسین AMB B احتمالا به عنوان ایزوله کلینیکی مقاوم و 25% ایزولهها در رابطه با داروی ایتراکونازول ITR)) به واسطه g/mlµ8MIC<، ایزوله با حساسیت کمتر تلقی شدند. در رابطه با داروی وریکونازول (VRC) نیز در مقایسه با مطالعات خارج از ایران، ایزولهها از حساسیت کمتری برخوردار بودند. دامنه MIC 9 استرین A.niger و MIC 1 استرین A.fumigatus در رابطه با هر سه دارو در مقایسه با برخی مطالعات مشابه خارجی افزایش داشت.
نتیجهگیری: ما در این بررسی مشاهده کردیم که دامنه MIC ایزولهها در اکثر موارد در دامنه MIC استرینهای استاندارد و در برخی موارد در دامنه مطالعات مشابه خارجی و در موارد قابل اهمیتی هم خارج از این دامنهها قرار گرفت که حکایت از حساسیت کمتر ایزولههای ایرانی و افزایش MIC آنها دارد.