155 نتیجه برای Mic
سعید امانپور، صمد محمد نژاد، احد محمد نژاد، زهره مظاهری، مریم کاظمحقیقی، محمدعلی عقابیان، علیرضا خوشنویسان،
دوره 69، شماره 3 - ( 3-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: با وجود پیشرفت در زمینه های تشخیص و درمان سرطان ها، هنوز میزان بقای مبتلایان به
بهبود قابل توجهی نیافته است و درمان های دیگری در کنار درمان های رایج پیشنهاد (GBM) گلیوبلاستوما مالتی فورم
شده است. یکی از این درمان ها، کنترل و توقف آنژیوژنز تومور از طریق داروها بوده تا از این طریق بتوان سرعت
تکنیکی است که در آن عروق خونیِ (MVD) رشد سلول های بدخیم را مهار نمود. سنجش تراکم عروق کوچک
رنگ پذیر شده توسط ایمونوهیستوشیمی، شمارش م یگردند. امروزه از موش های بی موی فاقد ایمنی سلولی به طور
گسترده ای در تحقیقات سرطان جهت ایجاد مدل تومورهای زنوگرافت استفاده می شود. هدف از این مطالعه،
سنجش تراکم عروق کوچک در تومورهای زنوگرافت بومی حاصله از کاشت گلیوبلاستوما مالتی فورم بیماران در
موش بوده تا از این مدل ها بتوان در تحقیقات داروهای مهارکننده آنژیوژنز استفاده نمود. روش بررسی: نمونه های
اخذ و بعد از آماد هسازی اولیه، ب هشکل هتروتاپیک در پهلوی موش های GBM توموری تازه از سه بیمار مبتلا به
بی مو کاشته شد. دو ماه بعد مو شها قربانی و تومورها به آزمایشگاه پاتولوژی منتقل شده و پس از اطمینان از نوع
در 22 نمونه تعیین گردید. یافت هها: میزان تراکم عروق Hot spot با شمارش نواحی MVD-CD تومور، میزان 34
30 شمارش شد. نتیج هگیری: از مدل زنوگرافت بومی گلیوبلاستوما ±2/ کوچک در این تومورها به طور میانگین 1
مالتی فورم می توان در مطالعات پی شبالینی داروهای مهارکننده آنژیوژنز بر اساس فارماکوژنومیکس بیماران ایرانی
استفاده نمود. هم چنین در آینده این امکان وجود دارد که از این مدل ها بتوان در پیش بینی میزان حساسیت یا
مقاومت نسبت به داروهای مهارکننده آنژیوژنز ب همنظور درمان انفرادی سرطان استفاده نمود.
محمد مهدی سلطان دلال، محمد آذرسا، محمد حسن شیرازی، عبدالعزیز رستگار لاری، پرویز اولیاء، جلیل فلاح مهرآبادی، آیلار صباغی، هدروشا ملاآقامیرزایی، فرناز شامکانی، سوان آوادیس یانس، گلناز مبصری، روناک بختیاری، محمدکاظم شریفی یزدی،
دوره 69، شماره 5 - ( 5-1390 )
چکیده
زمینه و
هدف: مصرف
روزافزون مواد ضد میکروبی بتالاکتام در درمان عفونتهای باکتریایی سبب افزایش مقاومت
بر علیه آنها شده است. هم اکنون یکی از معضلات در درمان عفونتهای بیمارستانی
مقاومت آنزیمی به بتالاکتامازهای وسیعالطیف (ESBL) در میان ایزولههای بالینی بهویژه اشریشیاکلی میباشد. از
آنجاییکه تعدادی از سویهها حساسیت دوگانه در شرایط آزمایشگاهی و درون بدن نشان
میدهند، انتخاب درمان موثر را با مشکل روبهرو میکند. در سالهای اخیر
بتالاکتامازهای CTX-M بهصورت غالب در سراسر جهان
شیوع یافتهاند. میزان شیوع تیپهای ESBL در بیشتر نقاط ایران ناشناخته مانده است. هدف از این مطالعه بررسی
فراوانی ESBL و نیز میزان شیوع زیر گروه CTX-M-1 در اشریشیاکلی جدا شده از عفونت ادراری
در شهر تبریز میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه ابتدا 400 نمونه
ادراری از آبان سال 1388 تا فروردین سال 1389 از بیمارستانهای تبریز جمعآوری و
188 سویه اشریشیاکلی توسط آزمایشهای بیوشیمیایی تایید شدند. در مرحله بعد
تست تعیین حساسیت نسبت به 10 آنتیبیوتیک منتخب انجام شد. سپس با
استفاده از روش دیسک ترکیبی و سینرژیسم دوبل، سویههای تولیدکننده ESBL شناسایی گردیدند. در نهایت با استفاده از روش PCR سویههای تولیدکننده آنزیمهای گروه CTX-M-1 مشخص شدند.
یافتهها: نتایج حاصل از تستهای
فنوتیپی نشان داد که از کل 188 سویه اشریشیاکلی تعداد 82 (6/43%) سویه تولیدکننده ESBL میباشند. طی روش PCR نیز مشخص شد که از این میان تعداد 69 (1/84%) سویه تولیدکننده CTX-M-1 هستند.
نتیجهگیری: مطالعه
حاضر نشان میدهد که سویههای اشریشیاکلی تولیدکننده CTX-M در حال افزایش هستند. جهت تجویز داروی مناسب نیاز به شناسایی کافی
این سویهها میباشد.
علی محمد اصغریان، محسن محمدی،
دوره 69، شماره 10 - ( 10-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: پوست دوزیستان انواع
مختلفی از ترکیبات ضدمیکروبی را تولید میکنند که روی پاتوژنهای میکروبی اثر
داشته و غالبا در پاسخ به شرایط محیطی ترشح میشوند. پوست قورباغه رانا ریدیباندا
یک منبع غنی از ترکیبات ضدمیکروبی است که میتواند بهعنوان دارو در درمان بیماریهای
عفونی توسعه یابد. در این مطالعه فعالیت ضدمیکروبی، همولیتیکی و سمیت سلولی پوست
قورباغه رانا ریدیباندا بررسی شد.
روش بررسی: نمونههای قورباغههای رانا ریدیباندا از منطقه مینودشت واقع در
استان گلستان جمعآوری گردید. سپس پوست آنها جداسازی گردید و ترکیبات آنها
استخراج شد. اثرات ضدمیکروبی عصاره پوستی روی سویههای میکروبی اشرشیاکلی، استافیلوکوک
اورئوس مقاوم و حساس به متیسیلین، انتروکوک فکالیس مقاوم و حساس
به ونکومایسین، سودوموناس آئروژینوزآ و کاندیدا آلبیکانس بررسی شد. با روش کروماتوگرافی ژل فیلتراسیون تخلیص نسبی ترکیب ضدمیکروبی انجام
شد. حداقل میزان مهارکنندگی، فعالیت سمیت سلولی و همولیتیک ترکیب ضدمیکروبی عصاره پوستی نیز تعیین شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که اثرات ضدمیکروبی روی سویههای استافیلوکوک اورئوس مقاوم و حساس به متیسیلین قابل توجه و نسبت به اشرشیاکلی و انتروکوک فکالیس مقاوم و حساس به ونکومایسین بیشتر بوده است. با این وجود فعالیت
ضدمیکروبی علیه سودوموناس آئروژینوزآ و کاندیدا آلبیکانس وجود نداشت و اثرات همولیتیک و سمیت سلولی عصاره پوستی نیز ناچیز بود.
نتیجهگیری: فعالیت ضدمیکروبی عصاره پوستی
قورباغه رانا ریدیباندا با اثرات ترکیبات آنتیبیوتیکی حاصل از عصاره پوستی
قورباغه جنسهای مختلف Rana قابل مقایسه بود. بهعنوان نتیجه عصاره پوستی رانا ریدیباندا قابلیت یک
داروی آنتیبیوتیکی جدید برای مقابله با افزایش باکتریهای مقاوم به دارو خصوصا
استافیلوکوکهای حساس و مقاوم به متیسیلین را دارد.
سعیدرضا مهرپور، محمدرضا طوافی، رضا سربی، محمدرضا آقامیرسلیم،
دوره 70، شماره 2 - ( 2-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: شکستگیهای چند قطعهای سابتروکانتریک استخوان فمور حدود 34-10 درصد کل شکستگیهای مفصل لگن را تشکیل میدهند. درمان شکستگیهای چند قطعهای سابتروکانتریک برای جراحان ارتوپد همواره یکی از چالشبرانگیزترین موضوعات بوده است. تاکنون تکنیکهای متفاوتی در شکستگیهای چند قطعهای ساب تروکانتریک استفاده شده است. بعضی از این تکنیکهای مورد استفاده در جراحی با عوارض و مشکلات فراوانی همراه هستند. لذا با توجه به مطالعات قبلی و نتایج آنها بر آن شدیم تا مطالعهای را طراحی کنیم که در آن بتوانیم کارایی فیکساسیون بیولوژیک در شکستگیهای چند قطعهای سابتروکانتریک استخوان فمور را بررسی کنیم.
روش بررسی: در این مطالعه 20 بیمار با شکستگیهای چند قطعهای سابتروکانتریک استخوان فمور بررسی شدند. بیماران به صورت بالینی برای درد، میزان حرکت مفاصل هیپ و زانو، انحرافات چرخشی و اختلاف طول دو پا بررسی شدند، در ضمن، چگونگی جوشخوردگی بر اساس یافتههای رادیوگرافی بررسی شد.
یافتهها: از بیست و سه بیمار پذیرفته شده با شکستگیهای چند قطعهای سابتروکانتریک، 20 بیمار وارد مطالعه شدند. بر اساس طبقهبندی Seinheimer، چهار بیمار دچار شکستگی از تیپ سه، 9 شکستگی از تیپ چهار و هفت نفر از بیماران دچار شکستگی از نوع پنج بودند. در هشت بیمار فیکساسیون با پیچ دینامیک کندیلار Dynamic Condylar Screw (DCS) و در 12 نفر دیگر با پیچ دینامیک هیپ Dynamic Hip Screw (DHS) انجام شد. جوشخوردگی در تمام بیماران دیده شد. هیچکدام از بیماران درد یا اختلال حرکت نداشتند.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج بهدست آمده، نویسندگان صفحهگذاری ساب ماسکولار در شکستگیهای چند قطعهای سابتروکانتریک را پیشنهاد میکنند.
ابراهیم حسنی، علیرضا ماهوری، حمید مهدیزاده، حیدر نوروزینیا، میر موسی آقداشی، محمد سعیدی،
دوره 70، شماره 3 - ( 3-1391 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: تجویز پیرامون عمل ترانکسامیک اسید خونریزی و ترانسفوزیون را پس از اعمال جراحی قلبی کاهش میدهد، ولی نتایج در شرایط مختلف متفاوت بوده و از طرفی زمان مناسب تجویز دارو برای حصول به نتیجه مطلوبتر مشخص نیست. هدف از مطالعه حاضر تعیین تاثیر ترانکسامیک اسید در کاهش درناژ و نیاز به ترانسفوزیون خون در بیماران کاندیدای عمل جراحی اولیه پیوند عروق کرونر و همچنین تعیین زمان مناسب تجویز این دارو میباشد.
روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی آیندهنگر دوسوکور 150 بیمار کاندیدای عمل جراحی اولیه پیوند عروق کرونر مطالعه شدند. بیماران بهصورت تصادفی به سه گروه B، mg/kg10 ترانکسامیک اسید قبل، گروه A، همان مقدار دارو پس از بایپس قلبی ریوی و گروه C نرمال سالین تقسیم شدند. میزان نیاز به خون آلوژنیک و میزان درناژ لولههای سینهای ثبت گردید.
یافتهها: گروه پلاسبو (گروه C) درناژ خونی بیشتری در طول 12 ساعت اول بعد از عمل داشت (288±501 در مقابل 184±395 در گروه B و 181±353 میلیلیتر در گروه A، 004/0P=). گروه پلاسبو همچنین درناژ بعد از عمل بالاتری داشت (347±800 در مقابل 276±614 در گروه B و 228±577 میلیلیتر در گروه A، 001/0P=). میزان نیاز به خون آلوژنیک نیز در گروه کنترل نسبت به دو گروه دیگر بیشتر بود (001/0P=).
نتیجهگیری: در بیماران انتخابی کاندیدای عمل جراحی پیوند اولیه عروق کرونر، تجویز تکدوز ترانکسامیک اسید قبل و بعد از بایپس قلبی ریوی تاثیر یکسانی دارد.
حمید زاهدی، آناهید ملکی،
دوره 70، شماره 4 - ( 4-1391 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه: داروهای توپیکال چشمی میتوانند
با درجات متفاوتی بهطور سیستمیک جذب شوند و قابلیت ایجاد عوارض سیستمیک جدی را
دارا هستند. بهویژه کودکان در برابر بروز عوارض سیستمیک داروهای توپیکال چشمی که
دوز آنها مطابق با وزن آنها تجویز نمیشود، آسیبپذیر هستند.
معرفیبیمار: در این گزارش عوارض سیستمیک ناشی از استفاده همزمان
داروهای توپیکال فنیل افرین، تتراکایین، تروپیکامید و آتروپین را در یک پسر 17
ساله کاندیدای ویترکتومی عمیق در بیمارستان فارابی در سال 1389 بررسی میکنیم. پس
از چند بار استفاده از ترکیب این قطرهها بیمار دچار علایم افزایش فشارخون و کاهش
هوشیاری میشود.
نتیجهگیری: تعداد قطرهها و چندین بیمار استفاده پیاپی از قطرهها میتواند
سبب بروز عوارض ناشی از مصرف زیاد این قطرهها شود استفاده از غلظت پایین دارو،
استفاده از یک نوع دارو، قطرههای کوچک دارو و مسدود کردن سوراخ مجرای اشکی برای
به حداقل رساندن جذب دارو نتایجی هستند که از این مطالعه بهدست آمد و لازم است که
جهت پیشگیری از دوز توکسیک در بدن بیمار رعایت شوند.
مسعود ثابتی، عبدالرضا ناصر مقدسی، مهدی آلوش، سید محمدحسن پاکنژاد، منصوره تقاء،
دوره 70، شماره 7 - ( 7-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: وجود ضایعه حاد در تصویربرداری با تشدید مغناطیسی (MRI) مغز با پخش وزنی یا تصویرگیری دیفیوژن (Diffusion Weighted Imaging, DWI) در مبتلایان به حملات ایسکمیک گذرا (Transient Ischemic Attack, TIA) ارزش پیشگوییکننده برای وقوع سکته مغزی ایسکمیک بعدی در کوتاهمدت دارد. لذا شناخت ریسک فاکتورهایی که میتوانند از لحاظ بالینی با وجود ضایعه در نمای DW مرتبط باشند، در رویکرد مناسب به بیماران مبتلا به TIA کمککننده است. مطالعه ما بهدنبال یافتن پاسخ آن است که مشاهده ضایعه در DWI بیماران دچار TIA با چه فاکتورهای بالینی در ارتباط است.
روش بررسی: پنجاه بیمار مبتلا به TIA بهصورت متوالی، وارد مطالعه شدند. از تمام این بیماران شرح حال اخذ شد و آنان تحت معاینه کامل اعصاب و مطالعات آزمایشگاهی قرار گرفتند. از بیماران در فاصله زمانی حداکثر 72 ساعت، MRI مغز با نمای DW تهیه شد.
یافتهها: ضایعه حاد در 16% بیماران در نمای DW مشاهده شد. همچنین، ارتباط معنیداری بین وجود ضایعه حاد در نمای DW با مدت زمان حمله (0003/0P=)، سابقه دیابت ملیتوس (02/0P=) و همراهی فلج یکطرفه صورت (008/0P=) مشاهده شد. سایر متغیرها چون سن، سابقه فشارخون، هیپر لیپیدمی، وجود TIA قبلی و نیز اختلال حسی، سردرد، سرگیجه و اختلال بینایی رابطه معنیداری با وجود ضایعه حاد در نمای DW نداشتند.
نتیجهگیری: از لحاظ بالینی، طول مدت علایم، وجود دیابت ملیتوس و نیز همراهی فلج یکطرفه صورت میتواند بیانگر احتمال بالاتری از وجود ضایعه حاد در نمای DW باشد که این به معنای آن است که خطر بیشتری برای ابتلا به استروک در کوتاهمدت وجود دارد.
محمدرضا نوریدلویی، حسن فضیلتی، مینا تبریزی،
دوره 70، شماره 11 - ( 11-1391 )
چکیده
سرطان یکی از دلایل اصلی مرگ و میر در دنیا است و بیش از 90 درصد مرگ و میرهای سرطانی بهدلیل متاستاز رخ میدهند. تومورهای اولیه میتوانند توسط جراحی یا درمانهای مکمل شیمیایی بهخوبی درمان شوند، اما سرطانهایی که به مرحله متاستاز رسیدهاند به درمان مقاوماند. خصوصیت مقاومت، دلیل فراوانی مرگ را درمیان افراد دارای متاستاز نشان میدهد. چند مرحلهای بودن فرایند متاستاز نشان از یک برنامه دقیق و پیچیده دارد. شناخت ژنها و پروتیینهای کلیدی دخیل و نشان دادن ارتباط آنها با هم و با بیماری نکته اصلی در شناخت و درمان سرطانهای مهاجم است. برای ایجاد متاستاز لازم است شرایط ژنتیکی سلولهای توموری و همچنین شرایط ریز محیطی اندام هدف مساعد باشد. وجود شرایط نامناسب در هر یک از مراحل این فرایند میتواند موجب توقف آن و در نتیجه ایجاد حالت نهفتگی گردد. در این مقاله مروری سعی بر آن است که با بهرهگیری از دهها منبع معتبر و به روز و نیز تجربه شخصی، با بررسی عاملهای مهم در فرایند متاستاز که به تازگی شناخته شدهاند، الگوهای جدید مرتبط که میتوانند راهکارهای موثری را برای پژوهش و دستاوردهای آینده فراهم کنند، ترسیم گردد. شناخت ژنها، پروتیینها و شرایط ریز محیطی موثر بر فرایند متاستاز، در قالب مراحل متفاوت، میتواند به درک بهتر این فرایند مرگ بار و در نتیجه درمان مناسب آن کمک کند.
معصومه حاج شفیعها، زهرا یکتا، آرزو تقوی، نازیلا کیارنگ، سیما اشنوئی،
دوره 71، شماره 4 - ( 4-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: از مشکلات عمده در موفقیت روشهای لقاح آزمایشگاهی In Vitro Fertilization (IVF) در ایجاد بارداری، شکست لانهگزینی است که علت این مساله میتواند بهطور عمده از پیامدهای اثرات استروژن و پروژسترون طی تحریک تخمکگذاری بر روی پذیرش آندومتر باشد. اگرچه نقش پروژسترون در لانهگزینی مراحل اولیه حاملگی نقش کلیدی است ولی نقش استرادیول در فار لوتئال هنوز بهخوبی مشخص نشده است. هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر نسبت سطح استرادیول بر پروژسترون در روز انتقال جنین بر پیامدهای تکنیک تزریق داخل سیتوپلاسمی اسپرم Intracytoplasmic Sperm Injection (ICSI) میباشد.
روش بررسی: در مطالعه همگروهی حاضر 311 نازای تحت درمان با روش تزریق داخل سیتوپلاسمی اسپرم وارد مطالعه شدند. در روز انتقال جنین از بیماران، پنج میلیلیتر خون جهت تعیین میزان پروژسترون و استرادیول سرم گرفته شده و با استفاده از تکنیک Chemiluminescent“ ELICA” اندازهگیری شده و بر اساس پیامد درمان مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: میانگین سطح سرمی استرادیول به پروژسترون در روز انتقال جنین به ترتیب در دو گروه سقط شده/ نشده و حامله شده/ نشده به ترتیب 86/23±26/32، 50/26±17/28 و 4/2±58/28، 39/4±09/36 بود. تفاوت معنیداری بین نسبت سطح استرادیول به سطح پروژسترون در دو گروه با توجه به پیامد بارداری وجود نداشت (به ترتیب 5/0P= و 2/0P=).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر بیانگر عدم تاثیر نسبت سرمی استرادیول به پروژسترون روز انتقال جنین بر روی لانهگزینی و سقط در سیکلهای تزریق داخل سیتوپلاسمی اسپرم میباشد.
محمد کاظم شریفی یزدی، محمد مهدی سلطان دلال،
دوره 71، شماره 4 - ( 4-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونت ادراری ناشی از استافیلوکوک اورئوس مقاوم به متیسیلین در حال افزایش در دنیا است. هدف از این تحقیق تعیین حساسیت باکتریهای گرم مثبت بهویژه استافیلوکوک اورئوس جدا شده از عفونت ادراری مقاوم به متیسیلین نسبت به ونکومایسین و سایر آنتیبیوتیکها بود.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی و طی مدت هشت ماه در بیمارستان امامخمینی (ره) بر روی 300 بیمار مبتلا به Urinary Tract Infections (UTI) با کوکسیهای گرم مثبت انجام شد. تمامی ایزولهها با روشهای بیوشیمیایی تعیین هویت و سپس برای تعیین حساسیت ایزولهها نسبت به آنتیبیوتیکها از روش کربی بوئر (Kirby-Bauer)، استفاده شد.
یافتهها: در بین کوکسیهای گرم مثبت مولد عفونت ادراری استافیلوکوک ساپروفیتیکوس با 7/37% بیشترین و بعد از آن استرپتوکوک با 3/22%، استافیلوکوک اپیدرمیدیس با 22% و استافیلوکوک اورئوس با 18% در مراحل بعدی قرار داشتند. استافیلوکوکهای جدا شده از ادرار بیماران در مجموع نسبت به وانکومایسین (100%) به طور کامل حساس بوده و نسبت به آنتیبیوتیکهای سیپروفلوکساسین (2/89%)، ریفامپین (6/87%)، آمیکاسین (8/71%) بیشترین حساسیت را نشان دادند، در صورتیکه نسبت به پنیسیلین و آموکسیسیلین (100%) بهطور کامل مقاوم بودند. همچنین استرپتوکوک جدا شده از ادرار بیماران بیشترین حساسیت را به وانکومایسین با (1/85%) و بیشترین مقاومت را به پنیسیلین (1/79%) نشان دادند.
نتیجهگیری: ونکومایسین آنتیبیوتیک مناسب برای عفونتهای ناشی از استافیلوکوکها میباشد. اگرچه 6% مقاومت برای انتروکوکها میتواند زنگ خطری در مصرف این آنتیبیوتیک برای سایر باکتریهای گرم مثبت باشد.
سید مسعود هاشمی، مهشید نیکوسرشت، فرشاد حسنزاده کیابی،
دوره 71، شماره 6 - ( 6-1392 )
چکیده
زمینه: درمان درد ایسکمیک از مشکلترین موارد درمانهای تسکینی میباشد. شدت درد ایسکمیک بهطور شایع بسیار شدید و معمولاً مقاوم به آنالژزیهای در دسترس است. درمان این دردها بهخصوص در موارد غیرقابل جراحی بسیار مشکل میباشد.
معرفیبیمار: خانم 36 سالهای با تشخیص لوپوس و درد ایسکمیک شدید در ناحیه پا به علت مشکلات عروقی به سرویس درد بیمارستان اختر تهران معرفی و برای بلوک سمپاتیک لومبار انتخاب شد. بلوک در دو مرحله به فاصله یک هفته انجام شد. بلافاصله پس از بلوک نورولیتیک سمپاتیک لومبار بهبود کامل درد مشاهده شد. بیمار به مدت سه ماه پس از آن پیگیری شد که کیفیت زندگی بیمار بهبود یافته بود.
نتیجهگیری: بلوک سمپاتیک لومبار، تکنیکی ایمن و سودمند برای کاهش درد ایسکمیک پا در بیماران مبتلا به واسکولیت میباشد.
سید سعید اشراقی، مهدی فتاحی بافقی، علی غفوری، پروین حیدریه، شادی حبیب نیا، معصومه رسولی نصب، حجت یزدانبد، حسین کشاورزی،
دوره 71، شماره 7 - ( 7-1392 )
چکیده
زمینه: نوکاردیا باکتری رشتهای گرم مثبت، هوازی، پارشیال اسید فست و از راسته اکتینومایستها و قادر است عفونتهای خطرناک و کشندهای را در افراد مستعد بهخصوص مبتلایان به نقص سیستم ایمنی بهوجود آورد.
معرفی بیمار: یک مرد 39 ساله مبتلا به بیماری بهجت در مرداد ماه سال 1390 به اورژانس بیمارستان دکتر شریعتی بهعلت درد در ناحیه پهلوی چپ و ران چپ مراجعه نمود. در بررسیهای میکروسکوپی از ناحیه آبسه، مجموعهای از لنفوسیتها، نوتروفیلها و ماکروفاژهای کفآلود بههمراه باسیلهای گرم مثبت با خصوصیات نوکاردیاآستروییدس دیده شد. باکتری جداشده به آنتیبیوتیکهای آمپیسیلین، ونکومایسین، سفتریاکسون، آمیکاسین و کوتریماکسازول حساس و به کلیندامایسین اریترومایسین، پنیسیلین G، سفالوتین و جنتامایسین مقاوم بود. در نهایت بیمار با تشخیص نوکاردیوزیس جلدی با کوتریماکسازول درمان گردید.
نتیجهگیری: بهدلیل بالا بودن میزان ابتلا و مرگومیر در افراد نقص ایمنی، تشخیص سریع و درمان بهموقع برای این بیماران ضروری میباشد.
عاطفه محمودی، مهری کدخدایی، فرشته گلاب، عاطفه نجفی، زهرا صداقت، پریسا احقری،
دوره 71، شماره 8 - ( 8-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات نشان دادهاند که بین دو جنس در تحمل ضایعات ناشی از ایسکمی- پرفیوژن مجدد (Ischemia Reperfusion, IR) در کلیه تفاوت وجود دارد. آمادهسازی بعدی (Postconditioning, POC) از جمله روشهای نوینی است که جهت کاهش آسیب ناشی از IR در کلیه مطرح شده است. با توجه به تاثیر جنسیت در میزان موفقیت روشهای درمانی، بر آن شدیم تا به تفاوت دو جنس در اثر حفاظتی POC در کلیه رت بپردازیم.
روش بررسی: حیوانات پس از نفرکتومی راست در شش گروه هشت تایی قرار گرفتند: در گروه IR، با استفاده از کلمپ بولداگ، 45 دقیقه ایسکمی شریان کلیوی چپ و پس از آن پرفیوژن مجدد القا شد. در گروه Sham به استثناء انسداد شریانی، بقیه اعمال فوق انجام شد. در گروه POC، 45 دقیقه ایسکمی القا شد و سپس چهار دوره 10 ثانیهای متناوب IR القا شد. 24 ساعت بعد، پلاسما و بافت کلیه جمعآوری شد.
یافتهها: در رتهای نر POC به واسطه کاهش معنادار نیتروژن اوره خون و کراتینین نسبت به گروه IR سبب بهبود عملکرد کلیه گردید (05/0P<). همچنین POC توانست با کاهش سطح مالون دیآلدهید (MDA) و افزایش فعالیت آنزیم سوپر اکساید دیسموتاز (SOD)، سبب بهبود استرس اکسیداتیو کلیه در رتهای نر گردد (05/0P<). در رتهای ماده هیچکدام از شاخصهای فوق در گروه POC تفاوت معناداری با گروه IR نداشت.
نتیجهگیری: در مقایسه بین دو جنس، POC در کلیه رتهای نر با بهبود شاخصهای عملکردی و کاهش استرس اکسیداتیو در مقابل آسیب ناشی از IR اثر حفاظتی دارد. این اثر حفاظتی در کلیه رتهای ماده دیده نشد.
امیرفرهنگ زندپارسا، سودابه نجاتی، علیرضا استقامتی،
دوره 71، شماره 9 - ( 9-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: بررسیهای اخیر در زمینه بیومارکرهای شاخص نارسایی قلبی محققین را با ترکیبات جدیدتری نظیر محصولات نهایی Glycation پیشرفته تحت عنوان Advanced Glycation End-products (AGEs) آشنا نموده است. هرچند اطلاعات موجود گویای نقش آنها در نارسایی مزمن قلبی میباشد ولی در خصوص مکانیسم پاتوژنتیک آنها اطلاعات زیادی در دست نمیباشد. لذا هدف از مطالعه حاضر یافتن رابطه بین این بیومارکرها (AGEs) با شدت نارسایی قلبی در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی مزمن بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، 85 بیمار مبتلا به نارسایی مزمن قلبی مورد بررسی قرار گرفتند. از بیماران بهطور همزمان نمونه خون جهت اندازهگیری AGEs و بررسی اکوکاردیوگرافی جهت تعیین کسر جهشی بطن چپ انجام شد. رابطه میان سطح خونی AGEs با شدت نارسایی قلبی بررسی گردید.
یافتهها: از 85 بیمار، 48 (5/56%) بیمار مذکر بودند و میانگین سنی بیماران 4/13±8/55 بود. در کل همبستگی معناداری میان AGEs با کسر جهشی بطن چپ (LVEF) مشاهده شد (269/0 :ضریب همبستگی، 013/0P=). مقدار AGEs در بیماران دچار نارسایی ایسکمیک قلبی µg/ml 8/9±8/16 و در بیماران دچار نارسایی غیرایسکمیک قلبی µg/ml3/7±6/11 بوده که هرچند تفاوت از نظر آماری قابلملاحظه نبود ولی تمایل بهنفع افزایش بیشتر در بیماران مبتلا به نارسایی ایسکمیک قلبی بود (141/0P=).
نتیجهگیری: محصولات نهایی Glycation پیشرفته (AGEs) میتوانند در تشخیص، پیشآگهی و ارزیابی شدت نارسایی قلبی مزمن مورد استفاده قرار گیرد. با توجه به یافتههای ما (بالاتر بودن سطح آن در نارسایی قلبی ایسکمیک)، ممکن است در آینده بتوان از آن در تشخیص افتراقی انواع نارساییهای قلبی استفاده جست.
فریدون سرگلزائی اول، عظیم هدایتپور،
دوره 71، شماره 9 - ( 9-1392 )
چکیده
زمینه: آناتومی قوسهای خونی کف دست و گوناگونیهای موجود در آنها یکیاز نواحی بغرنج برای جراحان ترمیمی است.
معرفی مورد: در طی تشریح یک جسد مرد، گوناگونی کمیابی در الگوی خونرسانی کف دست راست وی مشاهده شد. در این جسد، قوس کف دستی سطحی، بهطور ناقص و فقط توسط شاخه سطحی شریان اولنار و بدون مشارکت شاخه کف دستی سطحی شریان رادیال تشکیل شده بود. از این قوس در ابتدا فقط یک شریان انگشتی کف دستی مشترک جدا شده بود. این قوس سپس بهصورت یک تنه که از آن شریانهای شست و اشاره منشعب شدهاند، پایان یافته بود. در غیاب دومین و سومین شریان کف دستی مشترک، دومین و سومین شریان متاکارپال کف دستی، وارد فضاهای بین انگشتی مربوطه گشته و سطوح مجاور انگشتان مربوطه را خوندهی کردند.
نتیجهگیری: آشنایی با تنوع الگوهای شریانی کف دست، بهعنوان یک منبع اطلاعاتی مهم برای جراحان ترمیمی مورد استفاده قرار میگیرد.
نرمین قادری، خسرو عیسیزاده، علیرضا شعاعحسنی،
دوره 71، شماره 11 - ( 11-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: آپوپتین، پروتیینی از ویروس آنمی مرغ، عامل القای آپوپتوز بهطور اختصاصی در سلولهای سرطانی بوده و به سلولهای سالم آسیبی نمیرساند. باکتریوفاژها نظیر فاژ لامبدا را میتوان تغییر داد تا کاستهای ژنتیکی را به درون تومورهای سلولهای یوکاریوتی برسانند و آنها را بهشکل ایمن بیان کنند. این مقاله روشی ایمن برای بیان آپوپتین توسط فاژ لامبدا در تومورهای سرطانی انسانی ارایه نموده است.
روش بررسی: این مقاله، مطالعهای تجربی است. کلون حامل ژن آپوپتین تهیه و سپس به درون حامل ژنی CMV-ZAP توسط آنزیمهای تحدیدی BamH1 و HinD-III وارد گردید و با میزبانی باکتری اشریشیا کلی به درون فاژ لامبدا بستهبندی گردید. این ساختار نوترکیب جهت بیان پروتیین آپوپتین در سلولها به روشهای RT-PCR و Western Blot بررسی گردید و عملکرد آپوتین در سلول سرطانی BT-474 جهت ممانعت از رشد تومور حاصل از آن در موشهای Nude مورد مطالعه قرار گرفت.
یافتهها: ترانسفکت نمودن سلول سرطان سینه توسط فاژ لامبدا که حامل آپوپتین-CMV-ZAPλ بود، از رشد سلول سرطانی در شرایط آزمایشگاهی جلوگیری نمود و هیچ اثری بر سلولهای سالم نداشت. بیان این پروتیین در تومور موشی نیز دیده شد و باعث زنده ماندن موشهای توموری شد. نفوذ فاژ حامل آپوپتین به درون سلول سرطانی بسیار بالا بود و ترانسفکت نمودن پلاسمید حامل آپوپتین بهطور مستقیم تاثیر کمی در توقف رشد این سلول داشت.
نتیجهگیری: باکتریوفاژ لامبدا حاملی بیخطر بوده و آپوپتین بهطور کاملا اختصاصی قادر به از بین بردن تومورهای سرطانی در بدن موجود زنده میباشد. چنین ساختاری روشی بسیار مطمئن برای درمان سرطان در انسان خواهد بود.
مرجان ریسمانچی، پونه مکرم، مهوش علیزاده نایینی، مهدی پرییان، زهره هنردار، سودابه کاووسیپور، عباس علیپور،
دوره 71، شماره 12 - ( 12-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان کولورکتال سومین و چهارمین سرطان شایع بهترتیب در آقایان و خانمها میباشد. یکی از مسیرهای تومورزایی در سرطان کولورکتال، ناپایداری میکروساتلایتی (MSI) میباشد. با توجه به درصد بالای سرطان کولورکتال با ویژگی +MSI در ایران نسبت به دیگر مناطق دنیا، غربالگری این نوع سرطان یک امر ضروری میباشد. هدف از این مطالعه بررسی و معرفی تکنیک مناسب با حساسیت و ویژگی بالا جهت غربالگری سرطان کولورکتال با ویژگی +MSI میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، نمونههای سرم خون به منظور غربالگری غیرتهاجمی انتخاب و وضعیت میکروساتلایت آنها با نمونه بافت تومور و نرمال مقایسه گردید. با استفاده از دو تکنیک Real Time PCR و HPLC (کروماتوگرافی مایع با کارآیی بالا) و همچنین دو مارکر BAT-26 و BAT-25، وضعیت میکروساتلایتی نمونهها تعیین شد در این قسمت روش مطالعه بیان شده جهت تایید دقت روش Real Time PCR، نمونههایی که به صورت +MSI تشخیص داده شده بودند، با روش مرجع تعیین توالی نوکلئوتیدی نیز مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: بر اساس روش مرجع تعیین توالی، تکنیک Real Time PCR حساسیت و ویژگی 100% در تشخیص تومورهای +MSI داشت، در حالیکه حساسیت و ویژگی HPLC بهترتیب 83% و 100% (با مارکر BAT-26) و 50% و 97% (با مارکر BAT-25) بودند.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه نشان دادند که تکنیک Real Time PCR در تشخیص نمونه +MSI دارای حساسیت و ویژگی برابر با روش مرجع تعیین توالی میباشد، در حالیکه HPLC حساسیت و ویژگی کمتری دارد. همچنین سرم خون نمونه خوبی جهت غربالگری تومورهای +MSI نمیباشد.
بهجت سیفی، مهری کدخدایی، عنایتاله بخشی، مینا رنجبران، پریسا احقری، بهاره یثربی،
دوره 72، شماره 2 - ( 2-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: فعالیت عصب سمپاتیک در نارسایی کلیوی افزایش مییابد و هسته پاراونتریکولار هیپوتالاموس محل مرکزی مهمی برای فعالیت عصب سمپاتیک است. در ضمن این هسته محتوی گیرندههای آنژیوتانسین II نیز میباشد. هدف این مطالعه بررسی اثرات آنژیوتانسین II در هسته پاراونتریکولار هیپوتالاموس در آسیب ایسکمی- پرفیوژن مجدد کلیه و ارزیابی فعالیت عصب سمپاتیک کلیه Renal Sympathetic Nerve Activity (RSNA) بود.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در سال 1391 در گروه فیزیولوژی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام پذیرفته است، در این مطالعه یک هفته پیش از القای ایسکمی پرفیوژن مجدد کلیه در موشهای صحرایی نر نژاد Sprague-Dawley، کانولی در هسته پاراونتریکولار راست به منظور تزریق آنژیوتانسین II (3، 30 و 300 نانوگرم) تعبیه گردید. سپس نفرکتومی راست انجام شد، یک هفته بعد آسیب ایسکمی- پرفیوژن مجدد کلیه توسط کلامپ کردن شریان کلیوی چپ به مدت 45 دقیقه و پرفیوژن مجدد به مدت سه یا 24 ساعت القاء شد. میزان آسیب کلیوی، فعالیت عصب سمپاتیک کلیه و شاخصهای استرس اکسیداتیو در هسته پاراونتریکولار ارزیابی شدند.
یافتهها: تزریق دوزهای فارماکولوژیک آنژیوتانسین II در هسته پاراونتریکولار، منجر به تشدید آسیب ایسکمی-پرفیوژن مجدد کلیه به صورت افزایش در میزان کراتینین پلاسما و BUN (05/0P<) و بدتر شدن وضعیت بافتی کلیه شد. با افزایش دوز آنژیوتانسین II وضعیت عملکردی و بافتی کلیه بدتر شد. افزایش RSNA و افزایش فعالیت آنزیم سوپر اکسیددسموتاز و سطح مالون دیآلدهید در هسته پاراونتریکولار (05/0
مظاهر قربانی، امیر مولانایی، شیث امینی، مریم عامری،
دوره 72، شماره 3 - ( 3-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: شیوع کاربرد اسلحه گرم در اعمال جنایی حتی در کشورهایی که کنترل قانونی شدید بر این سلاحها وجود دارد رو به افزایش است. در این بررسی تلاش داریم تا خصوصیات دموگرافیک اجساد این عامل غیرطبیعی مرگ را در جامعه ایرانی مورد ارزیابی قرار دهیم.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی توصیفی، موارد مرگ در اثر اصابت گلوله در سالن تشریح پزشکی قانونی طی یکسال از تیر 1390 لغایت تیر 1391 بررسی شدند. متغیرهای مورد مطالعه شامل سن، جنس، تحصیلات، شغل، اعتیاد به مواد مخدر و الکل و همچنین اطلاعات مربوط به اصابت گلوله مثل خودکشی یا دگرکشی، تعداد شلیک (ورودی گلوله)، محل اصابت گلوله، نوع سلاح گرم، ارگانهای آسیبدیده، فاصلهی شلیک گلوله و محل حادثه بودند.
یافتهها: در این مطالعه، 38 جسد مذکر با میانگین سنی 4/32 سال که بر اثر اصابت گلوله فوت شده بودند وارد مطالعه شدند. محل اصابت گلوله در سر 16 مورد (2/42%)، قفسهسینه 9 مورد (3/24%)، شکم دو مورد (4/5%)، یک مورد به اندام (7/2%) و اصابت به محلهای مختلف 9 مورد (3/24%) بود. ارگانهای آسیبدیده مغز 18 مورد (6/48%) ریه پنج مورد (5/13%) و 12 مورد (4/32%) ارگانهای متعدد آسیبدیده بودند. در مطالعه ما 33% موارد خودکشی بود و 5/47% موارد دیگرکشی بود. محل حادثه در 12 مورد (0/50%) خارج از منزل، هشت مورد (3/33%) در منزل و چهار مورد (7/16%) در محل کار بوده است.
نتیجهگیری: سن قربانیان نسبت به گذشته بالاتر رفته و الگوهای مشاهدهشده بهعلت نحوهی دسترسی ایرانیان به اسلحه و اختلاف فرهنگی از بعضی جهات با گزارشات جهانی متفاوت است. این مطالعه میتواند مبنایی برای تغییرات استفاده از سلاح گرم و میزان قتل و خودکشی و گروه سنی استفادهکنندگان از سلاح گرم باشد.
مرضیه مهرافزا، آزاده رئوفی، طلیعه رحیمیان، پروانه عبدالهیان، زهرا نیکپوری، رحیم توکلنیا، ابوالفضل گلمحمدی، احمد حسینی،
دوره 72، شماره 4 - ( 4-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: با معرفی تزریق درون سیتوپلاسمی اسپرم (Intracytoplasmic Sperm Injection, ICSI) و روشهای استخراج اسپرم از بیضه (Testicular Sperm Extraction, TESE) یا اپیدیدیم (PESA)، نقطه عطفی در درمان مبتلایان به آزواسپرمی حاصل گردید. هدف از مطالعه حاضر، مقایسهی نتایج بالینی تزریق درون سیتوپلاسمی اسپرم کسب شده از سمن انزالی مبتلایان به الیگوآستنوتراتوزوسپرمی شدید (OAT) و اسپرمهای استخراج شده از بیضه یا اپیدیدیم مبتلایان به آزواسپرمی بود.
روش بررسی: پس از بررسی گذشتهنگر بیش از 400 پرونده پزشکی مربوط به جمعیت بیماران تحت ICSI، 45 سیکل با علت OAT شدید و 34 سیکل با علت آزواسپرمی، وارد مطالعه شدند. بیماران با استفاده از آگونیست GnRH تحت تیمار قرار گرفتند. صفات بالینی و نیز میزان لقاح، لانهگزینی و حاملگی بالینی به عنوان نتایج اصلی ICSI در بین دو گروه مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج کسب شده به صورت میانگین± انحرافمعیار و تعداد (درصد) ارایه گردید.
یافتهها: میانگین سنی، BMI، سطح استرادیول در روز تزریق hCG، تعداد کل اووسیتهای کسب شده و مرحله متافاز 2 و میزان لقاح در بین دو گروه با OAT و آزواسپرمی مشابه بود. تفاوت معناداری در تعداد جنینهای انتقال یافته با کیفیت عالی (09/0P=)، میزان لانهگزینی (238/0P=) و حاملگی بالینی (199/0P=) در بین دو گروه یافت نشد.
نتیجهگیری: تزریق درون سیتوپلاسمی اسپرم کسب شده از طریق PESA و TESE، روشهای مفیدی جهت کمک به مردان نابارور مبتلا به آزواسپرمی بود و نتایج حاصل، قابل قیاس با تزریق درون سیتوپلاسم اسپرم کسب شده از سمن انزالی مردان مبتلا به OAT شدید میباشد. بنابراین به نظر میرسد که تاثیر کیفیت اسپرم و منبع کسب آن بر نتایج حاصل از ICSI مشابه باشد.