155 نتیجه برای Mic
زاهد حسینخان، مژگان رحیمی، پویا کلانی، بتول قربانی یکتا،
دوره 72، شماره 4 - ( 4-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات گذشته اثرات فازهای مختلف سیکل قاعدگی را بر پاسخهای همودینامیک در لولهگذاری تراشه نشان دادهاند. هدف ما بررسی تاثیر میزان هورمونها در سیکل قاعدگی خانمها بر پاسخهای همودینامیک ناشی از لولهگذاری داخل تراشه است.
روش بررسی: مطالعه به صورت کوهورت در دی ماه سال 1391 در بیمارستان امامخمینی (ره) شروع و در مدت یکسال انجام شد. بیماران بر اساس معیارهای ورود وارد مطالعه شده و شرح حال قاعدگی نمونهی خون برای اندازهگیری سطح هورمونها اخذ شد. تغییرات همودینامیک بیماران کاندیدای جراحی الکتیو تحت بیهوشی عمومی با لولهگذاری تراشه ثبت شد.
یافتهها: در این مطالعه 77 خانم تحت عمل جراحی الکتیو تحت بیهوشی عمومی با لولهگذاری تراشه بر اساس معیارهای پژوهش وارد مطالعه شدند، از این تعداد 38 زن در فاز لوتئال (49/4%) و 39 زن در فاز فولیکولار (50/6%) بودند. میانگین مدت زمان سپری شده برای لولهگذاری تراشه بهترتیب در دو گروه فولیکولار و لوتئال 07/5±58/25 و 32/5±84/25 ثانیه بود (489/0P=). فشار سیستولیک خون بعد از لولهگذاری در فاز فولیکولار 138/4±20 در برابر فاز لوتئال 127/7±18 (میلیمتر جیوه) بهطور معناداری بیشتر بود (01/0P<) همچنین ضربان قلب زنان بعد از لولهگذاری در فاز لوتئال 90/7±12 بهطور معناداری از فاز فولیکولار 85/3±11 (ضربان در دقیقه) بیشتر بود (05/0P=).
نتیجهگیری: به دلیل پایداری بیشتر پارامترهای همودینامیک در فاز لوتئال و کاهش عوارض قلبی و عروقی پیرامون عمل متعاقب آن توصیه میشود در صورت امکان اعمال جراحی الکتیو خانمهایی که در سنین باروری هستند، در این زمان انجام شود.
ثریا امامقلی زاده مینایی، حسین مزدارانی، سید محمود رضا آقامیری، مرتضی متذکر، محسن منصوری،
دوره 72، شماره 8 - ( 8-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: رادیوتراپی بهطور اجتنابناپذیری با تابشگیری بافتهای نرمال همراه است. پرتو یونساز میتواند منجر به ایجاد آسیب در DNA سلول سالم شده و در نتیجه آن بیماران متحمل عوارض زودرس و دیررس در طی درمان میشوند. هدف از مطالعه حاضر بررسی تغییرات سیتوژنتیکی ایجاد شده در لنفوسیتهای خون محیطی بیماران مبتلا به سرطان مری در طی رادیوتراپی بود.
روش بررسی: این نوع مطالعه تجربی- آزمایشگاهی و آیندهنگر در مرکز رادیوتراپی امید شهرستان ارومیه از فروردین تا اسفند 1391 انجام شد. نمونههای خون محیطی از 15 بیمار مبتلا به سرطان مری در طی سه مرحله قبل (Gy 0)، وسط ( Gy6/21) و در انتهای ( Gy2/43) درمان رادیوتراپی جمعآوری شدند. سپس نمونهها در محیط کشت کامل RPMI-1640 حاوی 1% PHA کشت داده شده و در انکوباتور نگهداری شدند. سیتوکالازین- B با غلظت نهایی μg/ml 5 به نمونهها اضافه شد و در نهایت نمونهها محصولبرداری شده و برای هر نمونه لام مربوطه تهیه شد.
یافتهها: افراد مورد مطالعه شامل هشت بیمار زن و هفت بیمار مرد مبتلا به سرطان مری با میانگین سنی 548/11±07/70 بودند. مطالعه حاضر نشان داد که میانگین فراوانی میکرونوکلئی در وسط درمان در مقایسه با نمونههای پیش از درمان بهطور قابل توجهی بالاتر بود (بیشتر از چهار برابر). همچنین بررسی نمونههای جمعآوری شده در انتهای درمان، افزایش در فراوانی میکرونوکلئی متناسب با افزایش مقدار دوز دریافتی از پرتوهای یونیزان نشان داد (001/0=P).
نتیجهگیری: افزایش در فراوانی میکرونوکلئی در مراحل دوم و سوم نمونهگیری در اثر عملکرد پرتوهای یونیزان است بنابراین استفاده از آزمون میکرونوکلئی در طی مراحل مختلف درمان جهت بررسی عوارض رادیوتراپی بسیار کمک کننده است.
سید محمد میریونسی، زینب جمالی، معصومه رضیپور، الهه علوینژاد، محمد حسین مدرسی،
دوره 72، شماره 11 - ( 11-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: تولید سلولهای ژرمینال در محیط آزمایشگاهی میتواند نویددهنده درمان تعدادی از موارد ناباروری مردان باشد. مطالعه حاضر ضمن بررسی فرایند تمایز سلولهای بنیادی جنینی موش به سلولهای ژرمینال، بیان ژن Testis specific 10 (Tsga10) را نیز برای اولینبار در این فرایند مورد بررسی قرار داده است.
روش بررسی: این مطالعه یک مطالعه آزمایشگاهی (In vitro) است که در گروه ژنتیک پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران از بهمن 1390 تا اسفند 1391 انجام شده است. سلولهای بنیادی جنینی موشی توسط رتینوییک اسید (Retinoic acid, RA) به سمت سلولهای ژرمینال القا شدند. در نمونه سلولهای در حال تمایز روزهای هفت، 12 و 25 بیان سه گروه از ژنهای Pre-meiotic، Meiotic و Post-meiotic با استفاده از Reverse transcription polymerase chain reaction (RT-PCR) بررسی شد. برای بررسی بیان ژن Tsga10 بهعنوان یک ژن اختصاصی اسپرماتوژنز، Real-time RT-PCR انجام گرفت و نتایج تفسیر گردید. حضور پروتیین TSGA10 در سلولهای تمایزیافته با وسترن بلاتینگ و ایمونوسایتوشیمی (Immunocytochemistry) تایید شد.
یافتهها: در مراحل اولیه روند تمایز (روز 12) میزان نسبی بیان Tsga10 به 32/0 مقدار پایه آن در سلولهای غیر تمایزیافته کاهش یافت. پس از بیان ژنهای Post-meiotic (روز 25) میزان نسبی بیان Tsga10 بهمقدار 2/2 افزایش یافت. همچنین میزان بیان نسبی Tsga10 در بیضه موش پنج، 10 و 15 روزه بهترتیب 125، 150 و 170 بود. این میزان در بیضه موش بالغ برابر 1650 برآورد شد.
نتیجهگیری: در طی فرایند تمایز سلولهای بنیادی جنینی، بیان Tsga10 پس از بیان ژنهای Post-meiotic نسبت به مرحله Meiotic حدود 6/6 برابر افزایش داشت. افزایش بیان Tsga10 در طی عبور از مرحله Meiotic به Post-meiotic، نقش این ژن و محصول پروتیین آنرا در مراحل تکامل سلولهای ژرمینال نشان میدهد.
سامیلا فرخیمنش، مهدی فروزندهمقدم، مرضیه ابراهیمی،
دوره 73، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: miRNA های مرتبط با متاستاز حوزه جدیدی از درمانهای متاستاز بر اساس miR را ایجاد کرده که پتانسیل درمانی بالایی برای کشندهترین جنبه سرطان، یعنی متاستاز دارد. miR-31 یک miRNA ضد متاستازی با عملکرد پلیوتروپیک است که بیان آن در سلولهای متاستاتیک سرطان پستان بهطور قابلتوجهی کاهش مییابد. این miRNA در چندین مرحله از آبشار متاستازی نقش دارد و استفاده از روشهای بازیافت miR-31 میتواند روش کارآمدی برای مهار متاستاز باشد. روش بررسی: نوع مطالعه مقطعی میباشد که در مهر سال 93-1392 در دانشگاه تربیت مدرس انجام شده است. الیگوی دورشتهای miR-31 بالغ بر اساس دستورکار تولیدکننده کیت در وکتور pcDNA 6.2gw/EmGFP کلون شد. ردههای سلولی سرطانی MDA-MB231 و MCF-7 پستان کشت داده شدند. miRNA آنها استخراج گردید و بیان miR-31 پیش از تیمار با سازه حاوی miR-31 در دو رده سلولی و سلولهای نرمال بافت پستان تعیین شد. سپس سازه حاوی miR-31 به دو رده سلولی ترانسفکت شد. بیان miR-31 پس از 48 ساعت ارزیابی شد و آزمایشهای ایجاد خراش و سنجش تهاجم جهت ارزیابی میزان مهاجرت و تهاجم انجام شد. یافتهها: نتایج Real-time polymerase chain reaction (PCR) پیش از ترانسفکشن سازه حاوی miR-31 کاهش چهار و بیش از 100 برابری بیان miR-31 را بهترتیب در MCF-7 و MDA-MB231 نسبت به سلولهای نرمال پستان نشان داد ولی بررسی بیان پس از ترانسفکشن سازه حاوی miR به MDA-MB231 نشاندهنده افزایش قابلتوجه در بیان miR-31 و کاهش 20 برابری خصوصیات تهاجمی و 10 برابری خصوصیت مهاجرتی نسبت به MCF-7 بود. نتیجهگیری: استفاده از miR-31 در درمان بر اساس بازیافت miR بهوسیله miR-31-mimic امکان مهار کارآمد متاستاز را مطرح میکند.
فاطمه گنج زاده، رضا شیرکوهی،
دوره 73، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان، دومین سرطان شایع پس از ریه در جهان میباشد. همچنین این بیماری پنجمین علت شایع مرگ در اثر سرطان است. سرطان پستان، رشد مهارنشدهی سلولهای غیرطبیعی است که در نواحی مختلف پستان ایجاد میشود. 90% از سرطانها بر اثر متاستاز رخ میدهند و غلبه بر پیوستگیهای سلولی بدن از جمله پیوستگیهای محکم یکی از راههای ایجاد متاستاز میباشد. اوکلودین (Occludin) یک پروتیین سرتاسری غشایی میباشد که در محل اتصالات محکم وجود دارد. بنابراین هدف از این پژوهش بررسی میزان بیان اوکلودین در سرطان پستان انسان بود. روش بررسی: در این پژوهش نمونههای تومور 30 بیمار مبتلا به سرطان پستان مراجعهکننده به انستیتو کانسر بیمارستان امامخمینی (ره) و ذخیرهشده در بانک تومور ایران از ابتدای فروردین 1392 بهمدت یکماه، پس از دریافت رضایتنامه اخلاقی، مورد بررسی قرار گرفتند. ابتدا استخراج RNA کمی صورت گرفت و سپس با استفاده از رونویسی معکوس و Polymerase chain reaction (PCR) معمولی و Real-time PCR بیان ژن اوکلودین در این بیماران مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها: بیان ژن اوکلودین در بیماران با مرحله بالاتر بیماری نسبت به حالت کنترل بالاتر رفته بود و این افزایش بهصورت معنادار بهخصوص میان دو مرحله بالایی و پایینی قابل مشاهده بود. نتیجهگیری: افزایش بیان ژن اوکلودین را میتوان بهعنوان یکی از فاکتورهای تاثیرگذار در روند تبدیل بافت سالم بهسمت سرطانی شدن دانست.
حسن محمودی، محمدرضا عربستانی، سید فضلالله موسوی، صفیه غافل، محمدیوسف علیخانی،
دوره 73، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: پروتیین A یک جزو اصلی در دیوارهی سلولی استافیلوکوکوس اورئوس است که آنالیز توالی نوکلئوتیدها در ناحیه x ژن spa کدکننده پروتیین A نشان داد این ناحیه از 24 جفت باز تکراری تشکیل شده که دارای پلیمورفیسم بالایی است. در این مطالعه الگوهای ژن spa استافیلوکوکوس اورئوس جدا شده از بینی پرسنل و نمونههای بالینی مورد بررسی قرار گرفت. روش بررسی: در مجموع 200 نمونه بالینی از بیماران بستری و سواپ بینی از کارکنان بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی همدان از مهر 1392تا مرداد 1393 جمعآوری گردید. بعد از تایید سویههای جدا شده، بررسی حساسیت آنتیبیوتیکی بهروش دیسک دیفیوژن با توجه به دستورکار Clinical and laboratory standards institute (CLSI) و شناسایی ژن mecA سویههای Methicillin-resistant Staphylococcus aureus (MRSA) و spa (کدکننده پروتیین A) با روش PCR انجام شد. محصولات PCR با روش Polymerase chain reaction- restriction fragment length polymorphism (PCR-RFLP) و آنزیم Rsa I (Afa I) برش خوردند. یافتهها: سویهها MRSA بهترتیب بیشترین حساسیت و مقاومت را به کلیندامایسین و سیپروفلوکساسین داشتند. در مجموع هشت محصول PCR، با اندازههای مختلف برای ژن spa شناسایی شد که پس از برش آنزیمی 9 الگو بهدست آمد که برخی از این الگوها در ایزولههای جدا شده از بینی پرسنل و نمونههای بالینی مشترک بودند. نتیجهگیری: الگوهای مشابه ژن spa در بیماران بستری و کارکنان بیانگر این مطلب است که یک منبع عفونت مشترک در چرخش و انتقال از فرد به فرد در بیمارستان است. تجزیه و تحلیل این الگوها میتواند انتقال عفونت در میان کارکنان و بیماران بستری در بیمارستانها را کاهش داد و همچنین در درمانهای دارویی میتواند به پزشکان و بیماران کمک کند.
فریبا نانبخش، بهروز ایلخانیزاده، نوا مقدسیان نیاکی، سیما اشنوئی، پویا مظلومی،
دوره 73، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: با وجود پیشرفتهای اخیر در بررسی و درمان ناباروری، افزایش میزان بارداری و کاهش سقط جنین چشمگیر نبوده است. در مطالعه حاضر اثربخشی این دارو بر نتایج تزریق داخل سیتوپلاسمی اسپرم ارزیابی شد. روش بررسی: پژوهش نیمهتجربی حاضر در زنان نابارور کاندید تزریق داخل سیتوپلاسمی اسپرم در فاصله زمانی آغاز سال 1390 تا پایان شهریور 1392 انجام شد. تجویز پردنیزولون از یک روز پیش از انتقال جنین تا هفت روز با دوز mg 20 در روز شروع و سپس با mg 10 در روز تا هفت روز بعد ادامه یافته و سپس متوقف شد. پیگیری با انجام آزمایش هورمون بتای گنادوتروپین جفتی انسان در روز 16 پس از انتقال جنین و سپس بهوسیله سونوگرافی در هفتههای شش، 12 و 20 انجام شد. یافتهها: میانگین± انحرافمعیار سن و طول مدت ناباروری 181 بیمار مورد بررسی بهترتیب 07/6±42/30 و 54/5±69/7 سال بود. 138 (7/44%) از جنینهای منتقل شده گرید A داشتند. پیامدهای باروری در انتقال جنین تازه یا فریز شده تفاوت معناداری با یکدیگر نداشتند (05/0P>). رخداد حاملگی شیمیایی 1/48% (87 نفر)، حاملگی کلینیکی 2/44% (80 نفر)، فراوانی سقط پیش از شش هفته در زنان با حاملگی داخل رحمی، 9/5% (پنج نفر)، رخداد سقط پیش از هفته 20 بارداری 9/12% (11 نفر)، فراوان چندقلویی 5/32% (26 نفر) و حاملگی خارج رحمی 3/2% (دو نفر) بود. نتیجهگیری: بهنظر میرسد استفاده از پردنیزولون با افزایش نسبی رخداد حاملگی و کاهش نسبی سقط بوده و استفاده از آنرا در پروتکلهای درمانی تزریق داخل سیتوپلاسمی اسپرم ممکن مینماید.
مریم رهبر، زهرا چیت سازیان، بهرام مسلمی، طیب رمیم،
دوره 73، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: بتا-2 میکروگلوبولین (Beta-2 microglobulin, B2M) از جمله توکسینهایی است که سطح سرمی آن در بیماران دیالیزی مزمن تحت عوامل مختلفی افزایش مییابد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط فاکتور التهابی C-reactive protein (CRP) با بتا-2 میکروگلبولین در بیماران همودیالیزی مزمن تحت دیالیز با PES130HF, High-flux membrane (Meditechsys Co., Tehran, Iran) انجام شد. روش بررسی: مطالعه بهصورت مقطعی در 44 بیمار همودیالیزی در بیمارستان سینا و امیراعلم تهران در سال 1392 انجام شد. بیماران از طریق فیستول یا کاتتر دایمی همودیالیز شده و حداقل سه ماه از همودیالیز آنها گذشته بود. بیماران در صورت ابتلا به بیماری عفونی شناخته شده، انجام همودیالیز با Low-flux membrane و انجام دیالیز کمتر از سه بار در هفته از مطالعه خارج شدند. تمام بیماران با دستگاه Fresenius (Massachusetts, USA) همودیالیز و با High-flux biocompatible membrane همودیالیز شدند. خونگیری از رگ شریانی انجام گردیده و سطح سرمی اوره، کراتینین، بتا-2 میکروگلبولین و CRP مورد بررسی آزمایشگاهی قرار گرفت. یافتهها: از 44 بیمار همودیالیزی مزمن 20 نفر (5/44%) مرد و 24 نفر (5/54%) زن بودند. بیشترین فراوانی نارسایی کلیوی در زمینه بیماری دیابت قندی و هیپرتانسیون بود. بتا-2 میکروگلبولین در 23 نفر (3/52%) بیش از mg/l 12 و در 21 نفر (7/47%) کمتر از mg/l 12 بود که ارتباط آماری معناداری با CRP نداشت (460/0P=). همچنین ارتباط مشخصی میان CRP و بتا-2 میکروگلوبولین وجود نداشت (763/0P=، 47/0- r=). نتیجهگیری: بر اساس نتایج بهدستآمده از مطالعه، ارتباط آماری معناداری بین CRP و بتا-2 میکروگلبولین در بیماران همودیالیزی مزمن تحت دیالیز با High-flux membrane بهدست نیامد.
مهدیه شجاع، آقایی مهرداد ، آملی مهسا ، پاتریشیا خشایار، نائمه جاوید، فاطمه شاکری، مصطفی قربانی، رامین محبی،
دوره 73، شماره 2 - ( 2-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: آنتیژن 4 وابسته به لنفوسیت T سیتوتوکسیک نقش مهمی در جلوگیری از اختلالات خود ایمنی مانند بیماری لوپوس اریتماتوس سیستمیک بر عهده دارد. مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه بین پلیمورفیسم318CT با بیماری لوپوس اریتماتوس سیستمیک انجام شد.
روش بررسی: مطالعه مورد- شاهدی حاضر بر روی کلیه بیماران مبتلا به لوپوس مراجعهکننده به درمانگاه تخصصی بیمارستان 5 آذر گرگان از 15 اردیبهشت ماه 1387 تا 15 مهرماه 1388 انجام شد. 180 فرد بیمار و 304 فرد سالم که از لحاظ سن و قومیت با افراد بیمار همسان بودند، وارد مطالعه شدند. جهت تعیین فراوانی اللها و ژنوتیپها از تکنیک Polymerase chain reaction- restriction fragment length polymorphism (PCR-RFLP) استفاده شد.
یافتهها: ژنوتیپ CC در 170 بیمار (5/94%) مشاهده شد که به لحاظ آماری تفاوت معناداری با گروه کنترل داشت (53/7-77/1=95%CI، 51/3=OR، 0001/0=P). در حالیکه الل T بهطور معناداری در گروه کنترل بیشتر بود (53/0-13/0=95%CI، 26/0=OR، 0001/0=P).
نتیجهگیری: نتایج بررسی حاضر نشان داد، پلیمورفیسم 318CT در بیماریزایی بیماری لوپوس اریتماتوس سیستمیک نقش دارد.
زهرا نزهت، مهدی هدایتی،
دوره 73، شماره 3 - ( 3-1394 )
چکیده
دورگهسازی در محل، روشی است که در آن از پروبهای اسید نوکلئیک برای بررسی انواع تغییرات ژنتیکی در سلولهای دستنخورده و بافتهای تثبیتشده استفاده میشود. مراحل مختلف این روش شامل انتخاب پروب، آمادهسازی نمونه، تیمار پیش از دورگهسازی، دورگهسازی، شستشو، آشکارسازی و روند کنترل میباشند. انتخاب پروب مناسب یکی از جنبههای مهم انجام فرایند دورگهسازی موفقیتآمیز است. حساسیت و ویژگی In situ Hybridization (ISH) میتواند توسط عوامل مختلفی مانند ساختار پروب، روش نشاندار کردن، درصد جفت بازهای GC، طول پروب و سیستم آشکارسازی سیگنال تحت تاثیر قرار گیرد. تهیه پروبها به چندین روش انجام میگیرد و از مواد رادیواکتیو و غیررادیواکتیو جهت نشاندار کردن آنها استفاده میشود. مرحله آمادهسازی، با هدف حفظ اسیدهای نوکلئیک در نمونه، حفظ مورفولوژی سلولها و بافت و افزایش نفوذ پروب به داخل نمونه انجام میگیرد. پس از مرحله آمادهسازی، محلول حاوی پروب جهت انجام فرایند دورگهسازی به نمونه اضافه شده و پس از انکوباسیون یک شبه، پروبهای متصلنشده از طریق شستشو، حذف میگردند. نحوه آشکارسازی سیگنالها با توجه به نوع ماده مورد استفاده برای نشاندار کردن پروبها متفاوت خواهد بود. استفاده از فرایندهای کنترل گوناگون برای اطمینان از ویژگی دورگهسازی، اهمیت بسیاری دارد. در تکنیکهای مختلفی مانند Fluorescence In Situ Hybridization (FISH)، Chromogenic in situ hybridization (CISH)، Genomic in situ hybridization (GISH)، Comparative genomic hybridization (CGH)، Spectral karyotyping (SKY) و Multiplex fluorescence in situ hybridization (MFISH)، از دورگهسازی در محل استفاده میشود. این تکنیکها کاربردهای بسیار مهمی در تشخیص سرطان، بیماریهای ژنتیکی و عفونی دارند. در این مقاله مروری فرایند دورگهسازی در محل، انواع مختلف آن، کاربردها، مزایا و معایب هر یک از آنها مورد بررسی قرار گرفته است.
محمود اکبریان، خدیجه پایدار، شراره رستم نیاکان کلهری، عباس شیخ طاهری،
دوره 73، شماره 4 - ( 4-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: لوپوس اریتماتوی سیستمیک (SLE) بیماری خودایمنی چند سیستمی با تظاهرات متنوع و رفتار متغیر میباشد. بارداری برای زنان با SLE بهعنوان چالش مطرح است. مشاوره پیش از بارداری به دلیل برآورد ریسک نتایج نامطلوب در مادر و جنین با استفاده از دادههای مناسب ضروری است. هدف این مطالعه، طراحی شبکه عصبی مصنوعی برای پیشبینی نتایج حاملگی در زنان باردار لوپوسی بود.
روش بررسی: در این بررسی گذشتهنگر، 45 متغیر تاثیرگذار در نتایج حاملگی زنان باردار لوپوسی شناسایی شده و پروندههای این بیماران در بیمارستان شریعتی (104 بارداری) و یکی از مراکز خصوصی (45 بارداری) از سال 1360 تا 1392، در مرداد و شهریور ماه سال 1393 بررسی و متغیرهای مورد نظر استخراج گردید. با استفاده از رگرسیون لاجستیک باینری در SPSS, ver. 20 (Chicago, IL, USA) متغیرهای تاثیرگذار در نتایج بارداری شناسایی شد. متغیرهای انتخابی بهعنوان ورودی شبکه استفاده شد. شبکه پرسپترون چندلایه (Multi-layer Perceptron, MLP) پیشخور با الگوریتم پس انتشار گرادیان توام مدرج در MATLAB, ver. R2013b (Natick, MA, USA) طراحی و مورد ارزیابی قرار گرفت. برای ارزیابی شبکه از ماتریس کانفیوژن استفاده شد.
یافتهها: دوازده متغیر که 05/0>P داشتند به عنوان متغیرهای تاثیرگذار، به همراه 4 متغیر بهنسبت تاثیرگذار با 1/0P<، برای پیشبینی نتایج حاملگی در بیماران لوپوسی با استفاده از رگرسیون لاجستیک شناسایی شد. از این 16 متغیر به عنوان ورودی شبکه پرسپترون چند لایه استفاده گردید. صحت، حساسیت و ویژگی بهترین شبکه عصبی طراحی شده در دادههای تست به ترتیب 9/90%، 0/80%، 1/94% و در کل دادهها به ترتیب 3/97%، 5/93%، 0/99% بود.
نتیجهگیری: با استفاده از فاکتورهای تاثیرگذار شناسایی شده در این مطالعه و استفاده از شبکه پرسپترون چند لایه (MLP) برای پیشبینی سقط خودبهخودی جنین و نوزاد سالم، میتوان به درستی، پیامد بارداری در زنان لوپوسی را پیشبینی نمود.
محمد آقازاده امیری، مژگان الوندی، سید محمد ناصر هاشمیان، سید مهدی طباطبایی،
دوره 73، شماره 4 - ( 4-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: قوز قرنیه (Keratoconus) یک بیماری تحلیل رونده قرنیه چشم است که در آن قرنیه نازک شده و شکل آن به صورت برآمده و مخروطی تغییر میکند که در نهایت سبب کاهش وضوح بینایی میشود. این مطالعه با هدف مقایسهی سلولهای اندوتلیوم قرنیه از نظر تراکم، تغییر شکل و تغییر در اندازه سلولها در مبتلایان به قوز قرنیه و افراد سالم انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد- شاهدی، در پاییز و زمستان سال 1392 در بیمارستان چشم پزشکی فارابی تهران انجام شد. 26 چشم مبتلا به قوز قرنیهی خفیف تا متوسط، بدون سابقهی استفاده از لنزهای تماسی و یا جراحی چشمی با 25 چشم سالم بهعنوان گروه کنترل که بر اساس یافتههای توپوگرافی قدرت قرنیهی آنها کمتر از 2/47 دیوپتر بود، از نظر تصاویر Specular microscopy در پنج ناحیه از قرنیه، با استفاده ازN SP-2000P Specular Microscope (Topcon Corp., Tokyo, Japan) مقایسه شدند.
یافتهها: تراکم سلولی در ناحیه فوقانی قرنیه در دو گروه مورد و کنترل بیشترین مقدار را داشت (0005/0P<). ولی اثر متقابل گروه (بیمار یا سالم بودن) بر تراکم سلولی (96/0P=) و ضریب تغییرات اندازهی سلولها (828/0P=) معنادار نبود. همچنین در افراد مبتلا به قوز قرنیه، تغییر شکل سلولی تنها در هفت چشم در گروه مورد و در شش چشم در گروه کنترل دیده شد.
نتیجهگیری: بیماری قوز قرنیه در مراحل خفیف و متوسط تاثیری بر تراکم سلولی، تغییر شکل سلولی و تغییر در اندازهی سلولهای اندوتلیوم نداشته و خطر کدورت قرنیه در جراحیهای داخل چشمی و برخی بیماریها در این بیماران همانند افراد سالم میباشد.
رضا حبیبیان، نوروز دلیرژ، امیر عباس فرشید،
دوره 73، شماره 5 - ( 5-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: آسم آلرژیک یک بیماری التهابی سیستم تنفسی میباشد. تجویز گلوکوکورتیکواستروییدها جهت کاهش علایم این بیماری رایج میباشد. هدف از این پژوهش ارزیابی اثر تجویز سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان بر روی مکانسیمهای اصلی ایجاد التهاب در مدل آسم آلرژیک موش بود.
روش بررسی: این پژوهش مدل حیوانی، بر روی موشهای سوری نژاد خالص خریداریشده از انستیتو پاستور ایران و در پژوهشکده زیست فناوری دانشگاه ارومیه از مرداد 1393 تا اسفند 1393 بهانجام رسید. جهت ایجاد آسم آلرژیک، حساسسازی در موشها توسط تجویز آلبومین سفیده تخممرغ انجام شد. سلولهای بنیادی از مغز استخوان موشها جداسازی شد. برای برداشت نمونه موشها کشته شده و نمونه خون، مایع شستشوی ریه و طحال دریافت گردید.
یافتهها: تجویز سلولهای بنیادی مزانشیمی موجب کاهش تعداد کل سلولها از 7/22±6/176 به 6/3±2/44 (019/0P=) و ائوزینوفیلهای مایع شستشوی ریه از 3/18±2/132 به 2/4±9/43 (033/0P=) گردید و سبب کاهش IgE از 1/46±4/374 به 5/21±2/130 (002/0P=) شد. با تجویز سلولهای بنیادی مزانشیمی سایتوکینهای سلول Th2 (IL-4 از 2/6±3/65 به 9/2±4/31 (004/0P=) و IL-5 از 8/21±6/129 به 7/4±6/48 (005/0P=) کاهش یافته، سایتوکین سلول Treg (TGF-β از 5/3±8/30 به 9/7±4/80 (008/0P=) افزایش داشته و سایتوکین سلول Th1 (IFN-γ از 6/33±9/384 به 3/54±2/539 (039/0P=) افزایش نشان داد.
نتیجهگیری: تجویز سلولهای بنیادی مزانشیمی تاثیر مهارکنندگی بر التهاب ناشی از آسم آلرژیک در مدل موش داشته و میتواند بهعنوان یک راهکار درمانی موثر در درمان آسم آلرژیک بررسی شود.
شیده نمازی، وحید ضیایی، نیما رضایی،
دوره 73، شماره 6 - ( 6-1394 )
چکیده
بیماری لوپوس اریتماتوی سیستمیک (SLE) یک بیماری مزمن خود ایمنی است که با التهاب عروق و بافتهای همبند خود را نشان میدهد و تقریبا تمام بافتهای مختلف بدن را مانند پوست، قلب، کلیهها و سیستم عصبی مرکزی را درگیر مینماید. به نظر میرسد که نقص اساسی در SLE اختلال عملکرد لنفوسیت T در کنترل لنفوسیت Bباشد که که منجر به فعال شدن لنفوسیتهای B پلیکلونال و تولید مقدار زیادی از اتوآنتیبادی در برابر اجزای هستهای و سیتوپلاسمی میشود. این اتوآنتیبادی میتواند بافتهای مختلف را بهطور مستقیم یا بهعنوان یک نتیجه از رسوب کمپلکس ایمنی آسیب رساند. عوامل مختلفی چون عوامل محیطی، اجزای ژنتیکی و اختلالات ایمونولوژیکی در پاتوژنز SLE دخالت دارند. بهنظر میرسد که عوامل ایمونولوژیکی نقش مهمی در SLE داشته باشند. سایتوکین واسطه پروتیینی است که نقش مهمی بهعنوان تنظیم کننده پاسخ ایمنی ذاتی و تطبیقی در برابر عوامل میکروبی و یا خود آنتیژنهای بازی میکند. اگرچه اثرات دقیق سایتوکینها در بیماریهای خود ایمنی مانند لوپوس هنوز مشخص نیست، مطالعات انجام شده در هر دو مدل حیوانی لوپوس و بیماران مبتلا به SLE تعدادی از مسیرهای سایتوکین را نشان میدهد که در روند بیماری مهم هستند. از این میان به نقش فاکتور فعالکننده سلول B (BAFF) و لیگاند القایی تکثیر (APRIL)، TNF-α، IFN-α، IFN-γ، اینترلوکین (IL) 23، IL-17، IL-10، IL-6، IL-21، اشاره کرد. در این مقاله نقش سایتوکینها و ژنهای کدکننده آنها توضیح داده شده است و کاربردهای درمانی نیز به اختصار بیان شده است.
شهلا شاهسوندی،
دوره 73، شماره 7 - ( 7-1394 )
چکیده
پراکندگی ویروسهای آنفلوآنزا در گونههای مختلف پرندگان و پستانداران تهدید جدی جمعیتهای انسانی و حیوانی در سطح جهانی است. انتقال مستقیم ویروسهایی که دارای گیرندههای اختصاصی اسید سیالیک شبیه ویروسهای آنفلوآنزا انسانی هستند هشداری برای پیدایش یک سویه جهش یافته جدید است که بهاحتمال شاخصههای مولکولی برای تکثیر آسان در میزبان انسانی را کسب کرده و میتواند بهسهولت از فردی به فرد دیگر منتقل شود. تغییرات ژنتیکی، بازپدیدی و نوپدیدی واریتههای آنتیژنی و انتقال ویروس آنفلوآنزا پرندگان به انسان اقدامات گسترده برای کنترل جهانگیری را میطلبد. واکسیناسیون، پیشگیری دارویی و محافظت فردی ابزارهای برخورد با عفونت ویروسی هستند. پدیدار شدن سویههای مقاوم تحت فشار انتخابی دارو و کارایی محدود آنها در موارد پرخطر، نیاز به راهبردهای درمانی جدید را بیشتر میکند. در سالهای اخیر ترکیباتی که بر مراحل مختلف چرخه زندگی ویروس اثر میگذارند معرفی و دامنه گستردهای از راهبردهای ضد ویروسی شامل بازداشتن ورود و توقف تکثیر ویروس یا هدف قرار دادن مسیرهای انتقال پیام داخلی سلولی ارایه شدهاند. واکسنهای غیرفعال فقط پاسخ سلولهای B را برمیانگیزند. کاربرد این واکسن در نتیجه پدیدار شدن واریتههای آنتیژنی جدید ویروس با محدودیتهایی مواجه شده است. در دهه اخیر طراحی واکسنهای ژنی با هدف قرار دادن پروتیینهای ویروسی که پاسخهای ایمنی هومورال و سلولی را القا میکنند، مورد توجه بوده است. افزایش و هدایت این پاسخها با بهرهگیری از یاور قابل دستیابی است. توانایی یاورهای مولکولی زیستی مانند سایتوکینها، اینترلوکینها، و مشتقات باکتریایی برای بهبود ایمنیزایی واکسنها بهعنوان راهبردی نوین در حال ارزیابی است، هر چند پروتیینهای تنظیمکننده سامانه ایمنی توجه بیشتری را به خود معطوف کردهاند.
ناهیده پژوهان، آذر پژوهان، نسرین نیرومند، مهبد ابراهیمی،
دوره 73، شماره 10 - ( 10-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از فاکتورهای مهم در ایجاد بارداری طی درمانهای ناباروری پذیرش رحم میباشد. از آنجاییکه CA-125 نوعی آنتیژن سطح سلولی است که توسط سلولهای آندومتر نیز بیان میشود و در خون محیطی قابل اندازهگیری است، این مطالعه به بررسی امکان استفاده از آن بهعنوان معیاری از پذیرش رحم و پیشبینی کننده نتایج بارداری به دنبال ICSI پرداخت.
روش بررسی: در این مطالعه مشاهدهای دیاگنوستیک، کلیه زوجهای دچار ناباروری با عامل مردانه که در مدت یکسال (مرداد 1392 تا تیر 1393) به بخش نازایی بیمارستان محب یاس تهران مراجعه کرده، کاندید Intracytoplasmic sperm injection (ICSI) بوده و معیارهای لازم را داشتند وارد مطالعه گردیدند (64 نفر). سطح سرمی CA-125 در روز تجویز HCG و روز تخمکگیری تعیین شد. میزان موفقیت درمان با اندازهگیری سطح سرمی &beta-HCG در روز 14 و رویت ساک حاملگی بهوسیله سونوگرافی واژینال، چهار تا پنج هفته پس از انتقال جنین بررسی شد. میزان بارداری در دو گروه با CA-125 طبیعی و بالا مقایسه شد.
یافتهها: 15 نفر (4/23%) از افراد مورد بررسی دارای سطح CA-125 بالا بودند. در 19 نفر (7/29%) از کل افراد بارداری روی داد. 16 نفر (7/32%) از افراد با CA-125 نرمال و سه نفر (20%) از افراد با CA-125 بالا به دنبال ICSI باردار شدند که اختلاف آماری معنادار نبود (348/0=P). همچنین ارتباط آماری معناداری بین CA-125 و بارداری بر اساس سطح BMI وجود نداشت (999/0=P).
نتیجهگیری: بر اساس نتایج به دست آمده میتوان نتیجه گرفت که سطح سرمی CA-125 در مورد نتایج ICSI به دنبال ناباروری با عامل مردانه ارزش پروگنوستیک ندارد.
بابک شهباز، مهدی نوروزی، حمیده طباطبایی،
دوره 73، شماره 12 - ( 12-1394 )
چکیده
ویروسها از عوامل مهم بیماریهای حاد و مزمن در انسانها هستند. صرفنظر از کثرت ایجاد عفونت در جوامع، بیشتر انواع ویروسها پاتوژنهای مهم بیمارستانی هستند. عفونتهای وابسته به اقدامات بهداشتی یک منبع مهم در ابتلا و مرگ و میر بیماران میباشند. ضدعفونی یک راه اصلی در کاهش یا قطع انتقال ویروسها از راه سطوح محیطی، ابزار و دستها میباشد که بهترتیب با ضدعفونیکنندههای شیمیایی و آنتیسپتیکها انجام میپذیرد. در این مقاله مروری درباره عوامل شیمیایی با خواص ویروسیدی، مکانیسمهای عمل و کاربردشان در کنترل عفونتهای ویروسی وابسته به اقدامات بهداشتی بحث شده است. علاوه بر این نظر اجمالی در سلسله مراتب ویروسها در چالش با ضدعفونیکنندهها، عوامل موثر در غیرفعالسازی ویروسی بهعبارتی ویروسهای هدف، پایداری و مدت زمان بقا ویروسها در سطوح محیطی و دستها بحث شد. همچنین ضدعفونی سطوح، چالشها در غیرفعالسازی پاتوژنهای ویروسی نوپدید، مقاومتهای ویروسی به ضدعفونیکنندههای شیمیایی توضیح داده شد. سپس، خواص آنتیسپتیکها شرح داده شد و آنتیسپتیکهای منتخب با خواص ویروسیدی گسترده معرفی شدند، زیرا دستها یک نقش مهمی در گسترش بسیاری از بیماریهای ویروسی بازی میکنند و بهداشت مناسب و منظم دستها برای آلودگیهای اساسی است و میتواند زنجیره گسترش ویروسی را قطع نماید. در این مقاله روشهای اخیر آزمایشگاهی، روشهای استاندارد از چندین کشور و نوع ویروسها در این روشها برای ارزیابی فعالیت ویروسیدی را مقایسه کردیم. در پایان، بهتر است بدانیم: هر ضدعفونیکننده، ویروسید نیست مگر اینکه با روشهای آزمایشگاهی به تایید برسد.
میترا غلامی، شهرام نظری، مهدی فرزادکیا، سید محسن محسنی، سودابه علیزاده متبوع، فخرالدین اکبری دورباش، میثم حسننژاد،
دوره 74، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از پژوهش کنونی سنتز و بررسی اثرات ضد باکتریایی نانو دندریمر پلیآمیدوآمین-G7 در حذف باکتریهای اشرشیاکلی، پروتئوس میرابیلیس، سالمونلا تیفی، باسیلوس سوبتیلیس و استافیلوکوکوس اورئوس در محیط آزمایشگاهی بود.
روش بررسی: مطالعه بهصورت تجربی در تیرماه 1394 در آزمایشگاه میکروبیولوژی دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام گردید، اثر ضدباکتریایی نانو دندریمر پلی آمید و آمین-G7 بهروش انتشار دیسک و رقت لولهای بر روی گونههای استاندارد باکتریایی گرم منفی و گرم مثبت انجام شد. حداقل غلظت بازدارندگی و کُشندگی بر روی باکتریهای گرم منفی و گرم مثبت بر اساس دستورکارهای موسسهی استاندارد و آزمایشگاه پزشکی بهدست آورده شد.
یافتهها: قطر هاله عدم رشد در غلظت µg/ml25 از نانو دندریمر پلی آمید و آمین-G7 برای اشرشیاکلی، پروتئوس میرابیلیس، سالمونلا تیفی، باسیلوس سوبتیلیس و استافیلوکوکوس اورئوس بهترتیب برابر 26، 38، 36، 22 و mm 25 بهدست آمد. در مورد قطر هاله عدم رشد بین باکتریهای گرم منفی و گرم مثبت اختلاف معناداری مشاهده نشد (16/0P=). حداقل غلظت بازدارندگی برای باکتریهای پروتئوس میرابیلیس، باسیلوس سوبتیلیس و استافیلوکوکوس اورئوس و اشرشیاکلی برابر µg/ml 25/0 و برای باکتری سالمونلا تیفی برابر µg/ml 025/0 میباشد. حداقل غلظت کشندگی نانو دندریمر برای باکتری سالمونلا تیفی برابر 25، برای باکتریهای پروتئوس میرابیلیس و باسیلوس سوبتیلیس برابر µg/ml 50 و برای استافیلوکوکوس اورئوس و اشرشیاکلی برابر µg/ml 100 بهدست آمد.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش کنونی نشان میدهد، دندریمر پلیآمیدوآمین-G7 در حذف باکتریهای گرم منفی و گرم مثبت بسیار موثر است.
علیرضا ابراهیمی، زهره نیکنامی، فهیمه نظری، مهستی قوامی عادل، امیر آتشی، عبدالفتاح صرافنژاد،
دوره 74، شماره 3 - ( 3-1395 )
چکیده
اختلالات هموگلوبینی یکی از شایعترین اختلالات ارثی در جهان هستند که حدود 7% از جمعیت دنیا و %5-6 از جمعیت ایران، حامل ژنهای آنها هستند. بهصورت اتوزومال مغلوب به ارث میرسند و در مناطق مدیترانهای و بخش بزرگی از آسیا و آفریقا بسیار شایع میباشند. بهمنظور کنترل اختلالات ارثی هموگلوبینی و پیشگیری از انتقال آنها به فرزندان میتوان از مشاوره ژنتیکی و غربالگری جمعیتی با روشهای پیشرفتهتر و دقیقتر استفاده نمود. هدف از این مطالعه بیان ویژگیهای انواع اختلالات هموگلوبینی شایع در ایران، بیان روشهای قابل دسترسی جهت غربالگری آنها و معرفی بهتر روش کاپیلاری الکتروفورز بهعنوان روشی سریع و دقیق، میباشد. اختلالات هموگلوبینی شامل دو گروه تالاسمیها و واریانتهای هموگلوبینی هستند که در اثر اختلال در تولید یا ساختار زنجیرههای مختلف گلوبین ایجاد میشوند. هیچیک از روشهای آزمایشگاهی بهتنهایی نمیتواند بهعنوان یک روش قطعی جهت غربالگری معرفی شوند. برای شناسایی بهتر بایستی دادههای کافی فراهم شده و از روشهای مختلف مانند ژل الکتروفورز، کروماتوگرافی، ایزوالکتریک فوکوسینگ، کاپیلاری الکتروفورز، یا روشهای مولکولی بهصورت مکمل استفاده شود. روش کاپیلاری الکتروفورز یک روش دقیق و سریع برای غربالگری میباشد و از طرفی بهدلیل عدم توانایی در تفکیک تمامی اختلالات هموگلوبینی، بایستی جهت تایید از روشهای بیوشیمیایی، بیوفیزیکی یا مولکولی استفاده شود. بهره گرفتن از روشهای غربالگری کاپیلاری الکتروفورز و کروماتوگرافی مایع با کارآیی بالا بهعنوان دو روش مکمل، داشتن اطلاعات کافی از انواع اختلالات هموگلوبینی، شرح حال بیمار و شاخصهای هماتولوژیکی در شناسایی و تشخیص اختلالات هموگلوبینی بسیار موثر است.
مجید عابد خجسته، فرشته آل صاحب فصول، مهدی محمودی، محمد باقر محمودی، شایان مصطفایی، مزدک گنجعلی خانی حاکمی، فرهاد غریبدوست،
دوره 74، شماره 4 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: در اسکلروز سیستمیک، فیبروبلاستها در برابر آپوپتوز مقاوم شده و با ترشح مداوم کلاژن و ماتریکس خارج سلولی، موجب تشکیل فیبروز در بافتها میشوند. لازم است علل ثانویه بروز بیماری، از جمله عدم پاسخ فیبروبلاستهای فعال شده به آپوپتوز به عنوان عامل اصلی در ایجاد و استقرار بیماری، مورد توجه قرار گیرد. مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان بیان نسبی دو ژن کلیدی مسیر آپوپتوز، Fas و Apaf-1 که به ترتیب در مسیرهای خارجی و داخلی آپوپتوز نقش دارند، انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مورد- شاهدی، نمونههای بیوپسی پوست از 19 بیمار مبتلا به اسکلروز سیستمیک منتشر و 16 فرد سالم در بازه زمانی سال 1393 تا 1394جمعآوری شد. گروه بیمار از درمانگاه روماتولوژی بیمارستان شریعتی و مرکز روماتیسم ایران و گروه کنترل از پرسنل بیمارستان شریعتی انتخاب شدند. پس از جداسازی و کشت فیبروبلاستهای پوستی، RNA سلولها استخراج گردید و سنتز cDNA از روی این رونوشتهای ژنومی انجام گرفت. سپس میزان بیان ژنهای Fas و Apaf-1 توسط واکنش Real-time PCR اندازهگیری شد.
یافتهها: تجزیه و تحلیل دادههای بهدست آمده از Real-time PCR نشان داد که در فیبروبلاست پوست بیماران مبتلا به اسکلروز سیستمیک و افراد سالم تفاوت معناداری از نظر میزان بیان ژنهای (8/0P=)Fas و (17/0P=)Apaf-1 وجود نداشت.
نتیجهگیری: در این مطالعه تغییرات معنادار در میزان بیان ژنهای Apaf-1 و Fas وجود نداشت و این موضوع نشان میدهد که حداقل در سطح mRNA این ژنها در فیبروبلاستهای بیماران اسکلروز سیستمیک فعال نشدهاند.