48 نتیجه برای تب
فرشید کمپانی، اشرفالسادات حکیم، محمد بهادرام، رسول پور نصیر،
دوره 74، شماره 12 - ( 12-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونت دستگاه ادراری، بیماری شایع در کودکان است. این مطالعه بهمنظور بررسی ارتباط هایپوناترمی با شدت عفونت مجاری ادراری انجام گردید.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی-مقطعی در بیمارستان گلستان اهواز و طی سالهای 1391-1390 انجام گرفت. 120 کودک مبتلا به عفونت دستگاه ادراری واجد شرایط ورود به مطالعه در دو گروه مساوی هایپوناترمیک و غیرهایپوناترمیک، تقسیم شده و مورد مطالعه قرار گرفتند. دادههای بیماران در طی دوران بستری ثبت گردید.
یافتهها: متوسط شمارش White blood cell (WBC)، مثبت شدن C-reactive protein (CRP)، متوسط Erythrocyte sedimentation rate (ESR) و متوسط طول مدت تبدار بودن بهطور معناداری در بیماران هایپوناترمیک بیشتر بود.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان داد بین هایپوناترمی و شدت بیشتر عفونت دستگاه ادراری ارتباط معناداری وجود دارد.
راضیه اکبری، مهدی عقیلی،
دوره 75، شماره 3 - ( 3-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: در زمینهی ارتباط پزشک و بیمار، راستگویی به بیمار از مباحث مهم بهشمار میرود. باتوجه به اینکه بیان یا کتمان حقیقت علاوهبر مسایل اخلاقی از نظر قانونی نیز مشکلاتی را ایجاد میکند، در نتیجه شیوهی برخورد درست با این موضوع و عواملی که بر این موضوع تأثیرگذارند، بهویژه در بیماریهای سختدرمان مانند سرطان اهمیت زیادی دارد. هدف این پژوهش تحلیل عوامل موثر بر حقیقتگویی پزشکان به بیماران سرطانی ایران از دیگاه متخصصان حوزه سرطان در دانشگاه علوم پزشکی تهران بود.
روش بررسی: این پژوهش بهصورت توصیفی- پیمایشی انجام شد که نمونهی آماری آن را ۱۶۱ تن از متخصصان مرتبط با سرطان در شهر تهران، دانشگاه علوم پزشکی تهران (اسفند ۱۳۹۴) تشکیل میداد که با روش نمونهگیری تصادفی ساده از بین آنان در زمینههای مختلف انتخاب شدند. ابزار بررسی پرسشنامهای بود که بر اساس ادبیات پژوهش تنظیم و روایی آن توسط اساتید کارآزموده و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ (Cronbach's alpha coefficient) تأیید شد.
یافتهها: نتایج نشان داد، تفاوت معناداری بین نگرش پزشکان مرد و زن در بیان حقیقت وجود نداشت (۰/۴۸۱P=)، اما در زمینهی تمایل تفاوت معناداری بین متخصصان و غیر متخصصان سرطان وجود داشت. همچنین نشان داد که تفاوت بین رفتار پزشکان وجود داشت. بین رفتار پزشکان بخش خصوصی (میانگین ۸/۸۷)، با پزشکانی که در بخش خصوص-دولتی مشغول فعالیت بودند (۸/۶۲) تفاوت مشاهده شد (۰/۰۱۴P=).
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که بین دیدگاه برخی متخصصان در بیان حقیقت تفاوت وجود دارد، ولی این مسئله دلیلی بر کتمان حقیقت نیست و پزشکان باید در بیان حقیقت به عوامل مختلف توجه کنند.
علی محمد مصدقراد، علی اکبری ساری، ترانه یوسفی نژادی،
دوره 75، شماره 4 - ( 4-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزشیابی و اعتباربخشی بیمارستانها نقش بهسزایی در ارتقای کیفیت، ایمنی و اثربخشی خدمات درمانی ارایه شده و افزایش کارایی بیمارستانها دارد. اثربخشی سیستم اعتباربخشی به کیفیت و هماهنگی روش اعتباربخشی، استانداردها و ارزیابان اعتباربخشی بستگی دارد. این پژوهش با هدف ارزشیابی روش اعتباربخشی بیمارستانها از دیدگاه مدیران بیمارستانهای کشور انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی، کاربردی و مقطعی با استفاده از یک پرسشنامه با روایی و پایایی بالا در سال ۱۳۹۴ انجام شد. جامعه پژوهش شامل تمامی بیمارستانهای کشور بود (۹۱۴ بیمارستان). با استفاده از روش نمونهگیری طبقهای تصادفی ساده از مدیران ۵۴۷ بیمارستان کشور نظرسنجی بهعمل آمد.
یافتهها: حدود ۷۱/۷% بیمارستانها در دور اول اعتباربخشی درجه یک به بالا کسب کرده بودند. میزان رضایت مدیران بیمارستانها از روش اعتباربخشی بیمارستانهای کشور ۰/۶۳±۳/۲۱ از ۵ امتیاز (متوسط) بود. حدود ۳۸% مدیران از روش ارزشیابی برنامه اعتباربخشی بیمارستانها راضی بودند. مدیران بیمارستانها از نحوه برخورد ارزیابان، تعداد ارزیابان تیم ارزیابی و و تعداد روزهای ارزشیابی راضی بودند. با این وجود، آنها از نبود وحدت رویه بین ارزیابان و نداشتن تجربه و مهارت کافی آنها ناراضی بودند. بیشتر مدیران بیمارستانها اعتقاد داشتند که اعتباربخشی باید توسط وزرات بهداشت، بهصورت اجباری و هر دو سال یکبار انجام شود. حدود ۹۵% مدیران بیمارستانها انجام خودارزیابیها را پیش از اعتباربخشی لازم دانستند.
نتیجهگیری: تدوین و رعایت شرح وظایف و شرایط احراز برای ارزیابان اعتباربخشی بیمارستانهای کشور، آموزش حرفهای آنها برای یکسانسازی دیدگاه و نگرش آنها و استفاده از روشهای مکمل ارزشیابی مانند خودارزیابی، ارزیابی سرزده، ارزشیابی شاخصهای عملکردی بیمارستانها و نظرسنجی از بیماران به بهبود روش ارزشیابی اعتباربخشی بیمارستانها کمک میکند.
آرش سلمانینژاد، زهرا گل چهره، محمد باقر اسکندری، اسکندر تقیزاده، عباس شکوری،
دوره 76، شماره 1 - ( 1-1397 )
چکیده
آنتیژنهای بیضهای سرطان (Cancer/testis antigen) دستهای از آنتیژنها میباشند که در بافتهای زایای بیضه و نیز ارگانهای تناسلی فرد مونث و نیز انواع تومورها بیان میشوند. از نظر محل قرارگیری آنها بر روی ژنوم، این ژنها به دو دسته آنتیژنهای بیضهای سرطان واقع بر روی کروموزم X، که حدود نیمی از آنها را شامل میشوند و ژنهای غیر واقع بر روی کروموزم X که در سراسر ژنوم اتوزومی پراکنده میباشند، تقسیم میشوند. با پژوهشهای وسیع بر روی عملکرد این مولکولهای مهم زیستی، وظایف آنها تا حدودی مشخص شده است، که از جمله مهمترین کارکردهای احتمالی آنها، تنظیم رونویسی ژنها و نقش در انتقال پیام میباشد. پژوهشهای صورت گرفته بر روی الگوی بیان این آنتیژنها مشخصکننده ویژگیهای جالبی در آنها میباشد، بهطوریکه ارتباط بین بیان این آنتیژنها و پیشآگهی بیماری سرطان فرضیهای اثباتشده میباشد. همچنین هتروژنی در بیان این ژنها مشاهده شده است. با توجه به اهمیت این آنتیژنهای اختصاصی تومور در درمان سرطان، مطالعات وسیعی بر روی تنظیم بیان آنها صورت گرفته و مشخص شده است که مکانیسمهای متنوعی بر تنظیم بیان آنها تاثیرگذار است، بهاحتمال مهمترین آنها متیلاسیون NAD میباشد. در ضمن این مطالعات زمینهساز بهبود روشهای درمانی علیه سرطان بهویژه ایمونوتراپی خواهند بود. از این آنتیژنها میتوان بهعنوان بیومارکر برای تشخیص زودهنگام سرطان نیز استفاده کرد. این مقالهی مروری، بر آن است تا با استفاده از منابع معتبر و بهروز، این آنتیژنهای اختصاصی را معرفی کرده و تنظیم بیان و توزیع بافتی اختصاصی آنها را مورد بحث قرار دهد.
سیده حکیمه رضازاده، رضا شیرکوهی، عبدالحمید انگجی، سید یوسف سیدنا، امیر نادر امامی رضوی،
دوره 76، شماره 2 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات نشان دادهاند که در اکثر سرطانهای اپیتلیالی بیان فاکتورهای مزانشینمی مثل Vimentin افزایش یافته و بیان فاکتورهای اپیتلیالی مثل E-cadherin کاهش مییابد، که در نتیجه آن تبدیل فنوتیپ اپیتلیالی به مزانشیمی (Epithelial-mesenchymal transition (EMT رخ میدهد. هدف از این پژوهش تعیین سطح بیان این ژنها در بافت تومورال و مقایسه و یافتن ارتباط آنها با پدیده EMT و پیشرفت بیماری بر اساس مقایسه یافتههای بالینی و مورفولوژیک بود.
روش بررسی: مطالعه Case series از بهمن ۱۳۹۴ تا شهریور ماه ۱۳۹۵، بر روی ۷۰ نمونه موجود در تومور بانک انستیتو کانسر انجام گرفت. نمونههای مربوط به بیماران مبتلا به سرطان تخمدان که به منظور جراحی به انستیتو کانسر بیمارستان امامخمینی (ره) مراجعه کرده بودند از نظر میزان بیان دو ژن E-cadherin و Vimentin با روش Real-time PCR مورد بررسی قرار گرفت و دادهها مورد بررسیهای آماری قرار گرفت.
یافتهها: میان سطح بیان ژن Vimentin با Stage تومور (۰/۰۲۶P=) و متاستاز (۰/۰۰۹P=) ارتباط معناداری مشاهده شد. بین بیان ژن Vimentin با درجه تومور (۰/۲۰۷P=)، سن (۰/۱۱P=)، سایز تومور (۰/۷۱P=) و سابقه ابتلای خانوادگی (۰/۶P=) ارتباط معناداری وجود نداشت. بین بیان ژن E-cadherin با متاستاز ارتباط معناداری داشت (۰/۰۲۷P=)، بین بیان ژن E-cadherin با درجه تومور (۰/۶۹۰P=)، Stage )۰/۷۵۳P=)، سن (۰/۰۹P=)، سایز تومور (۰/۵۳۷P=) و سابقه ابتلای خانوادگی (۰/۵۶P=) ارتباط معناداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: مطالعه فوق نشاندهنده تغییر بیان هر دو ژن Vimentin و E-cadherin در سلولهای توموری تخمدان به عنوان فاکتورهای مهم در روند تبدیل اپیتلیال به مزانشیمی و بارز بودن این تفاوت در مراحل بالینی و پاتولوژی مختلف بود.
علی محمد مصدقراد، علی اکبری ساری، ترانه یوسفی نژادی،
دوره 76، شماره 5 - ( 5-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: اعتباربخشی یک استراتژی بهبود کیفیت خدمات بیمارستانها است. هدف این پژوهش ارزشیابی سیستم اعتباربخشی بیمارستانهای استان تهران بود.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی و مقطعی با استفاده از یک پرسشنامه در بازه زمانی آذر تا بهمن ۱۳۹۴ انجام شد. از مدیران ۸۷ بیمارستان استان تهران با روش نمونهگیری طبقهای تصادفی ساده نظرسنجی شد.
یافتهها: میانگین رضایت مدیران بیمارستانها از سیستم اعتباربخشی بیمارستانی ۲/۹۳ از پنج امتیاز بود. حدود ۱۶% مدیران از سیستم اعتباربخشی بیمارستانی راضی بودند. مدیران از رفتار ارزیابان، تعداد روزهای ارزشیابی و تعداد ارزیابان تیم ارزشیابی راضی و از نبود وحدت رویه بین ارزیابان، وزن یکسان سنجههای اعتباربخشی، عدم شفافیت سنجهها، تعداد زیاد استانداردها و مهارت پایین ارزیابان ناراضی بودند. بیشتر مدیران اعتقاد داشتند که اعتباربخشی باید توسط وزرات بهداشت، بهصورت اجباری و هر دو سال یکبار انجام شود. حدود ۹۷% مدیران بیمارستانها انجام خودارزیابیها را پیش از اعتباربخشی لازم دانستند.
نتیجهگیری: موفقیت سیستم اعتباربخشی در بیمارستانهای استان تهران در حد متوسط بود.
آسیه سادات زاهدی، بهاره صداقتی خیاط، سارا بهنامی، فریدون عزیزی، مریم السادات دانشپور،
دوره 76، شماره 7 - ( 7-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم متابولیک مجموعهای از ناهنجاریهای متابولیکی است که خطر ابتلا به بیماریهای قلبی-عروقی را افزایش میدهد. مطالعات فراوانی نشان دادهاند که پلیمورفیسمهای (۷۸۰۰۹۴rs و ۱۲۶۰۳۲۶rs) ژن پروتیین تنظیمکننده گلوکوکیناز (GCKR) با مقادیر گلوکزخون، تریگلیسرید پلاسما و سندرم متابولیک در ارتباط هستند. هدف این پژوهش، بررسی ارتباط این دو پلیمورفیسم ژن GCKR با سندرم متابولیک و شاخصهای آن در جمعیت بزرگسالان مطالعه قند و لیپید تهران (TLGS) بود.
روش بررسی: در مطالعه مورد-شاهدی کنونی که از فروردین تا مرداد ۱۳۹۶ انجام شد، تعداد ۸۷۱۰ فرد (۳۵۲۲ مرد و ۵۱۸۸ زن) بالای ۱۹ سال غیرمرتبط خونی از افراد شرکتکننده در مطالعه قند و لیپید تهران انتخاب شدند. بر مبنای معیار Joint interim statement (JIS) افراد در دو گروه مورد و شاهد قرار گرفتند. نمونههای ژنومی با HumanOmniExpress-24 v1.0 BeadChips (Illumina, San Diego, CA, USA) تعیین ژنوتیپ شدند.
یافتهها: فراوانی ژنوتیپ TT هر دو پلیمورفیسم بهصورت معناداری در گروه افراد مبتلا به سندرم متابولیک بیشتر بود و برحسب نسبت شانس تعدیلیافته (۷۱/۲OR= برای ۱۲۶۰۳۲۶rs، ۵۲/۲OR= برای ۷۸۰۰۹۴rs)، هر دو پلیمورفیسم با سندرم متابولیک ارتباط داشتند. ژنوتیپ TT در افرادی که میزان C-reactive protein (CRP) آنها بیشتر از mg/l ۳ بود، فراوانی بیشتری داشت. آلل T هر دو پلیمورفیسم با میزان تریگلیسرید ارتباط افزایشی و با میزان قندخون ارتباط کاهشی نشان داد.
نتیجهگیری: براساس یافتههای این پژوهش بین ۷۸۰۰۹۴rs و ۱۲۶۰۳۲۶rs، دو پلیمورفیسم رایج ژن GCKR و سندرم متابولیک در جمعیت مورد بررسی تهرانی ارتباط وجود دارد. این دو پلیمورفیسم با سطح تریگلیسرید و قندخون نیز بهصورت معکوس ارتباط نشان دادند که تاییدکننده نتایج مطالعات پیشین است.
علی محمد مصدقراد، علی اکبری ساری، ترانه یوسفینژادی،
دوره 76، شماره 12 - ( 12-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: اعتباربخشی میتواند منجر به ارتقای کیفیت، ایمنی و اثربخشی خدمات بیمارستانی و کارایی بیمارستانها شود. این پژوهش با هدف بررسی اثرات اجرای استانداردهای اعتباربخشی در بیمارستانهای ایران انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی و مقطعی در بازه زمانی آذر تا بهمن ۱۳۹۴ در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. در این پژوهش تأثیر اجرای استانداردهای اعتباربخشی بر کارکنان، بیماران، جامعه و عملکرد بیمارستانهای کشور با استفاده از یک پرسشنامه با روایی و پایایی بالا بررسی شد. با استفاده از روش نمونهگیری طبقهای ساده تصادفی از مدیران ۵۴۷ بیمارستان کشور نظرسنجی به عمل آمد.
یافتهها: حدود ۷۱% بیمارستانها درجه یک و عالی اعتباربخشی کسب کرده بودند. میزان تأثیر اعتباربخشی بر عملکرد بیمارستانها ۰/۶۶±۳/۱۶ از ۵ امتیاز (متوسط) بود. حدود ۳۸% مدیران از اثرات برنامه اعتباربخشی راضی بودند. بیشترین تأثیر اعتباربخشی بر بیمار و کمترین تأثیر آن بر کارکنان بود. برنامه اعتباربخشی در بهبود ایمنی بیماران و کارکنان، رعایت حقوق بیماران، کاهش خطا و توانمندسازی کارکنان موفق بود. تأثیر اعتباربخشی در حوزههای بهبود ارتباطات سازمانی، ارتقای فرهنگسازمانی، بهبود مستمر کیفیت خدمات، استفاده کارآمد از منابع، کاهش عفونت بیمارستانی و مرگومیر بیماران در حد متوسط ارزشیابی شد. در نهایت، اعتباربخشی در حوزههای رضایت کارکنان، جلب مشارکت پزشکان در بهبود فرآیندهای کاری، بهکارگیری طبابت مبتنی بر شواهد، جذب بیماران و افزایش درآمد بیمارستان ضعیف عمل کرد. رابطه آماری معکوسی بین تعداد تخت بیمارستان و نتایج اعتباربخشی مشاهده شد (۰/۰۹۰-r=، ۰/۰۳۸P=). استفاده کارآمد از منابع، یادگیری سازمانی، بهبود مستمر کیفیت خدمات و بهبود ارتباطات سازمانی نقش زیادی در دستیابی به اهداف اعتباربخشی بیمارستانی دارند.
نتیجهگیری: اعتباربخشی تأثیر متوسطی بر عملکرد بیمارستان داشته است. برنامه اعتباربخشی هزینه زیادی برای بیمارستانهای کشور ایجاد میکند.
زهرا ایمانیان، علی محمد مصدقراد، مجتبی امیری، محسن قدمی، رابرت مکشری،
دوره 77، شماره 1 - ( 1-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: اعتباربخشی نقش مهمی در بهبود کیفیت، ایمنی، اثربخشی و کارایی خدمات بیمارستانی دارد. برای ارزشیابی و اعتباربخشی بیمارستانها بهطور معمول از چکلیستهای عمومی استفاده میشود، درحالیکه، بیمارستانهای تک تخصصی نیاز به استانداردهای اعتباربخشی اختصاصی دارند.
روش بررسی: پژوهش کنونی یک مطالعه توصیفی و مقطعی بود. ابتدا، استانداردها و سنجههای اعتباربخشی بیمارستان دوستدار کودک با مرور تطبیقی ۱۰ مدل ارزشیابی و اعتباربخشی بیمارستانی شناسایی شدند. افزونبراین، با ۵۷ نفر از مدیران ارشد، مترونها، سوپروایزرها، پزشکان متخصص کودکان و سرپرستاران بخش کودکان سه بیمارستان تخصصی کودکان برای شناسایی استانداردها و سنجههای بیشتر اعتباربخشی بیمارستانهای کودکان مصاحبه شد. در نهایت، پنج متخصص کودکان، استانداردها و سنجههای اعتباربخشی بیمارستان دوستدار کودک تدوین شده را مرور، اصلاح، نهایی و تایید کردند.
یافتهها: الگوی پیشنهادی اعتباربخشی بیمارستان دوستدار کودک ایران شامل ده استاندارد در محورهای مدیریت و رهبری، برنامهریزی و خط مشی گذاری، آموزش، مدیریت کارکنان، مدیریت بیماران، مدیریت منابع، مدیریت فرایندها، نتایج کارکنان، نتایج بیماران و نتایج بیمارستان و ۱۳۲ سنجه است.
نتیجهگیری: این مطالعه منجر به طراحی مدل اعتباربخشی بیمارستانهای کودکان شد که ارزشیابی معتبر و صحیحی از بیمارستانهای تخصصی کودکان ارایه میدهد.
منصور بهاردوست، مرجان مخترع، شهرام آگاه،
دوره 77، شماره 5 - ( 5-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: در دهههای گذشته، رابطه بین نوع گروههای خونی (ABO) با ویروس هپاتیت B و C همیشه مورد بحث بوده است. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط نوع گروههای خونی ABO و ابتلا به هپاتیت B و C مزمن طراحی شد.
روش بررسی: در مطالعه تحلیلی-مقایسهای کنونی، سه گروه شامل گروه A (بیماران مبتلا به هپاتیت B) و گروه B (بیماران مبتلا به هپاتیت C) که از مهر ۱۳۹۴ تا مهر ۱۳۹۷ به درمانگاه هپاتیت بیمارستان رسول اکرم (ص) شهر تهران مراجعه کرده بودند، با گروه C (شاهد) مقایسه شدند. دادههای دموگرافیکی و آزمایشگاهی از پرونده پزشکی بیماران استخراج و گردآوری شد.
یافتهها: بهطورکلی، ۱۹۶ و ۱۰۳ بیمار در گروه A و B و ۳۰۰ نفر در گروه شاهد وارد مطالعه شدند. گروه خونی نوع O بهطور معناداری در بیماران مبتلا به هپاتیت B (۴۶/۴%) ۹۱ و بیماران مبتلا به هپاتیت C (۴۱/۹%) ۴۳ نسبت به گروه شاهد (۳۴%) ۱۰۲ بالاتر بود. (۰/۰۰۱P=) نسبت شانس ابتلا به هپاتیت B و C در افراد با گروه خونی نوع O بالاتر بود. نسبت شانس ابتلا به هپاتیت B مزمن بهطور معناداری در بین بیماران با گروه خونی نوع A پایینتر بود (۰/۸-۱/۲- CI ۹۵% ,۰/۴OR = ). ابتلا به هپاتیت B و C مزمن بهطور معناداری در بین بیماران با آنتیژن (RH) مثبت بالاتر گزارش شد (۰/۰۵P<).
نتیجهگیری: افراد با گروه خونی نوع O، از شانس بالاتری برای ابتلا به هپاتیت B و C مزمن با آنتیژن (RH) مثبت برخوردار هستند. شانش ابتلا به هپاتیت B در افرد با گروه خونی نوع A پایینتر گزارش شد.
شایسته خراسانیزاده، فرانک بهناز، مسیح ابراهیمی دهکردی، هومن تیموریان، حمیرا کوزه کنانی،
دوره 77، شماره 6 - ( 6-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: هیپوگلیسمی وقتی بروز میکند که غلظت پلاسمای گلوکز به زیر mg/dl ۷۰ برسد.
معرفیبیمار: مرد ۵۲ سالهای شهریور ۱۳۹۵ با مراجعه به بیمارستان شهدای تجریش با تشخیص سنگ کلیه کاندید عمل سنگشکنی از راه تونل پوستی شد. حین بیهوشی جراح درخواست تزریق ترانگزامیک اسید کرد. ولی بهاشتباه ۱۰۰ واحد انسولین کریستال تزریق شد. علایم حیاتی پایدار و قند خون به mg/dl ۸۵ رسید. سپس ml ۵۰ محلول دکستروز ۵۰% و انفوزیون دکستروز واتر ۵۰% تجویز شد. در ریکاوری بیمار گلوکاگن دریافت کرد، ولی خوشبختانه حملات هیپوگلیسمی دیده نشد. بیمار در ۳ ساعت اولیه ورود به بخش مراقبتهای ویژه، دچار حملات شدید هیپوگلیسمی شد که با تزریق دکستروز واتر ۵۰% درمان و پس از ثابت شدن میزان قندخون به بخش منتقل گردید.
نتیجهگیری: هیپوگلیسمی ایاتروژنیک نسبت به سایر علل هیپوگلیسمی با مورتالیتی پایینتری همراه است. با مانیتورینگ دقیق و تشخیص به موقع میتوان از بروز عوارض وخیم جلوگیری کرد.
حسن بسکابادی، فاطمه باقری، مریم ذاکریحمیدی،
دوره 77، شماره 10 - ( 10-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: تب ناشی از دهیدراتاسیون نوزادی یک مشکل شایع هفته اول زندگی میباشد. مطالعه حاضر با هدف مقایسه مشخصات نوزادان مراجعهکننده با تب ناشی از دهیدراتاسیون و نوزادان سالم انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی روی ۳۲۴ نوزاد شامل ۱۲۰ نوزاد با دمای طبیعی بدن و ۲۰۴ نوزاد دچار تب ناشی از دهیدراتاسیون مراجعهکننده به بیمارستان قائم (عج) مشهد از فروردین ۱۳۹۶ تا فروردین ۱۳۹۸ با روش نمونهگیری آسان انجام شد. نوزادانیکه با دمای بالای بدن مراجعه کردند و درجه حرارت زیر بغل بالاتر یا مساوی درجه حرارت رکتال داشتند و شواهد کلینیکی یا آزمایشگاهی عفونت را نداشتهاند بهعنوان هایپرترمی محسوب شدند (گروه مورد). نوزادانیکه برای معاینه روتین مراجعه کرده یا زردی داشتهاند ولی نیاز به درمان نداشتند بهعنوان گروه شاهد در نظر گرفته شدند. مشخصات مادری و نوزادی دو گروه ثبت گردید.
یافتهها: در گروه نوزادان دچار تب ناشی از دهیدراتاسیون (هایپرترمی)، مقادیر متغیرهای وزن هنگام مراجعه، دفعات و مدت تغذیه، دفعات دفع مدفوع، سن و وزن مادر، کمتر و مقادیر متغیرهای سن مراجعه، وزن هنگام تولد و زمان اولین تغذیه بیشتر بود (۰/۰۵P<). در گروه نوزادان دچار تب ناشی از دهیدراتاسیون، بیقراری، خشکی مخاطی، فونتانل فرورفته و برجسته، تشنج، آپنه، کاهش هوشیاری، مصرف شیر مادر همراه با دکستروز، ترنجبین، شیرخشت، پوزیشن شیردهی نامناسب، عدم وجود رفلکس خروج شیر، تأخیر در شروع شیردهی، مشکلات پستانی و زردی بیشتر بود.
نتیجهگیری: نوزادان مبتلا به هایپرترمی، بیشتر در معرض خطر کاهش وزن، تأخیر در اولین تغذیه و دفعات کمتر تغذیه و مدت زمان کوتاهتر تغذیه قرار دارند. مشکلات پستان، وضعیت نامناسب شیردهی، عدم وجود رفلکس ترشح شیر، تأخیر در شیردهی، شیردهی کمتر، مصرف شیر مادر با دکستروز، ترنجبین و شیرخشت از عوامل خطر تب ناشی از هایپرترمی میباشند.
آیدا علی ضمیر، سیدمهدی رضوانجو، الهام خانلرزاده، فرناز فریبا،
دوره 78، شماره 3 - ( 3-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: تشخیص زودهنگام سندرمهای کرونری در تعیین پیشآگهی و پیشگیری از عوارض ناگوار نقش مهمی داشته و میتواند نجاتبخش جان بیماران باشد. در این مطالعه سطح پروتیین A پلاسمایی مرتبط با حاملگی (PAPP-A) در بیماران مبتلا به سندرم کرونری حاد با گروه کنترل و با سایر مارکرهای قلبی شامل تروپونین و کراتین کیناز-MB مقایسه شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-مقطعی، بهروش شیوه نمونهگیری آسان از بین بیماران مراجعهکننده به اورژانس بیمارستان قلب فرشچیان همدان از تیر ۱۳۹۶ تا اردیبهشت ۱۳۹۷، تعداد ۱۱۶ بیمار مبتلا به سندرم کرونری حاد با ۱۱۶ فرد غیرمبتلا به آن (گروه کنترل) از نظر بیومارکرهای پروتیین A پلاسمایی مرتبط با حاملگی، کراتین کیناز-MB و تروپونین سرم مورد مقایسه قرار گرفتند.
یافتهها: میانگین و انحرافمعیار پروتیین A پلاسمایی مرتبط با حاملگی در مبتلایان به سندرم کرونری حاد و گروه کنترل بهترتیب ۲۷/۵۶±۹۳/۸۵ و ۷/۲۹±۸۹/۶۳ بود، بنابراین بین بیماران و گروه کنترل اختلاف معناداری مشاهده نشد، اما سطح کمی PAPP-A در بیماران انفارکتوس میوکارد همراه با صعود قطعه ST بهطور معناداری بالاتر از مبتلایان به آنژین ناپایدار و انفارکتوس میوکارد بدون صعود قطعه ST بود (۰/۰۰۱P<). میانگین و انحرافمعیار PAPP-A در بیماران سندرم حاد کرونری با نتیجه تروپونین مثبت و منفی بهترتیب ۲۷/۵۲±۹۹/۴۲ و ۱۸/۷۹±۹۰/۶۹ بود (۰/۰۲۱P=). ضریب همبستگی ۰/۰۷ بین سطح سرمی PAPP-A با کراتین کیناز-MB بهدست آمد (۰/۲۹۲P=).
نتیجهگیری: در مبتلایان به سندرم کرونری حاد، افزونبر مثبت شدن تروپونین قلبی، پروتیین A پلاسمایی مرتبط با حاملگی نیز بهطور معناداری افزایش یافت.
سارا میرزاییان، سیده اعظم پورحسینی، مونا جعفری،
دوره 78، شماره 7 - ( 7-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: احتباس جفتی یکی از علل خونریزیهای پس از زایمان است که عوامل خطرآن سابقه خروج دستی جفت، کورتاژهای خشن و تکراری، اختلالات آناتومیک رحمی، جفت پرویا و آکرتا و سابقه سزارین است. در این مقاله به معرفی بیمار مبتلا به احتباس جفت و سپتوم رحمی پرداخته شد.
معرفی بیمار: خانم 36 ساله مولتی پار 11 با سابقه چهار زایمان طبیعی در 29 هفتگی زایمان کرد. بهعلت عدم خروج جفت منتقل اتاق عمل گردید. بهدلیل عدم موفقیت خروج دستی جفت، سونوگرافی انجام شد که ناحیه هتروژن 80 میلیمتری در ناحیه فوندال با گسترش به کورن چپ بدون شواهد آکرتا وجود داشت. در هیستروتومی جفت پشت سپتوم ضخیم رحمی بود که خارج شد. پس از پنج روز بهعلت ادامه درد شکم لاپاراتومی انجام و بهعلت نکروز انسزیون رحمی و پریتونیت، هیسترکتومی شد.
نتیجهگیری: درمان احتباس جفت شامل خروج دستی جفت و یا روشهای جراحی است، اما با عوارضی مانند خونریزی، عفونتهای نفاسی و بستری طولانی در بیمارستان همراه است.
فریده ظفری زنگنه، محمد مهدی نقیزاده، معصومه معصومی، مرضیه محبّی،
دوره 78، شماره 8 - ( 8-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم تخمدان پلیکیستیک با درجه شیوع 1/13%-5 شایعترین اختلال اندوکرینی در سن باروری زنان است. کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی در این زنان کاهش معناداری دارد. چرا که این کاهش میتواند بهدلیل بسیاری از اختلالات از جمله: اختلالات قاعدگی، اختلالات خواب، هیرسوتیسم، مشکل زناشویی، ناباروری و مشکلات عاطفی/روانی باشد. مطالعه حاضر بیشتر با هدف بررسی نقش دو سویه بین خواب و دیگر عوامل محیطی موثر در کیفیت زندگی بیماران انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه موردی-شاهدی که در فروردین تا اسفند سال 1395 در درمانگاه نازایی ولیعصر (عج) بیمارستان امامخمینی تهران انجام شد. تعداد 180 زن با محدوده سنی 40-20 سال و شاخص توده بدنی کمتر از 28 شرکت داشتند. پرسشنامه های: کیفیّت زندگی یا سلامت عمومی (General health questionnaire, GHQ)، دموگرافیک، کیفیّت خواب پیترزبورگ (Pittsburgh sleep quality index, PSQI) و روانسنجی (Depression Anxiety Stress Scales-DASS-42) بههمراه فرم رضایتنامه در اختیار همه قرار گرفت.
یافتهها: میانگین وزن و شاخص توده بدنی (002/0P=)، موی زاید و سیکل نامنظم در گروه مطالعه بیشتر (001/0P>) از گروه کنترل بود. میانگین امتیاز پرسشنامۀ خواب در مشکل بخواب رفتن (024/0P=)، کفایت خواب (048/0P=) و مصرف دارو (049/0P=) نیز در گروه مطالعه بیشتر بود. تحلیل رگرسیونی کیفیت زندگی و سیکل نامنظم (046/0P=) و حالات عاطفه منفی با در آمد خانواده (بهترتیب 035/0، 016/0 و 015/0P=) بین دو گروه معنادار بود.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه تأثیرپذیری کیفیت زندگی زنان مبتلا به تخمدان پلیکیستیک را از عوامل محیطی تأیید کرد. الگوی خواب نامطلوب، تأثیر اختلال قاعدگی بر خلق و درآمد کم خانواده موجب عاطفه منفی شد.
عنایتاله نوری، مصطفی واحدیان، فرخ سواددار، احمد کچویی، محسن اشراقی، ندا مینایی،
دوره 78، شماره 11 - ( 11-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: شناخت عوامل خطر تبدیل کولهسیستکتومی لاپاراسکوپی به جراحی باز به جراح کمک میکند تا برای عمل برنامهریزی کند. هدف از این مطالعه تعیین ریسکفاکتورهای تبدیل جراحی کولهسیستکتومی لاپاراسکوپی به جراحی باز بود.
روش بررسی: در این مطالعه تحلیلی، اطلاعات پرونده 1104 بیمار که از ابتدای فروردین 1392 تا آخر فروردین 1396 در بیمارستان شهید بهشتی قم تحت کولهسیستکتومی لاپاراسکوپی قرار گرفته بودند، مورد ارزیابی قرار گرفت. دادههای کلیه بیماران از جمله سن، جنس، سابقه جراحی شکم، جراحی اورژانسی یا انتخابی، سطح ترانس آمینازخون، سطح بیلیروبین خون، تعداد گلبولهای سفید خون، سطح آمیلاز و آلکالنفسفاتاز سرم بیماران ثبت شد. در نهایت تمامی اطلاعات وارد SPSS software, version 16 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) شده و آنالیز شدند. 05/0P< معنادار درنظر گرفته شد.
یافتهها: 1104 بیمار مورد مطالعه قرار گرفتند. 765 بیمار زن (3/69%) و 339 بیمار مرد بودند (7/30%). در 104 مورد نیز تبدیل به جراحیباز صورت گرفته بود. در میان متغیرهای تحت مطالعه، بین جنسیت (26/0P=)، سن (056/0P=)، سیر کولهسیستیت (65/0P=)، سابقه قبلی جراحی شکم (62/0P=)، آلانین نرانس آمیناز و (10/0P=) و آسپارتات ترنس آمیناز (056/0P=) با تبدیل روش جراحی لاپاراسکوپی به جراحی باز ارتباط آماری معنادار دیده نشد. اما سونوگرافی غیرطبیعی (000/0P=)، جراحی اورژانسی (000/0P=)، شمارش گلبولهای سفید خون (008/0P=)، بیلیروبینتوتال و آلکالنفسفاتاز (000/0P=) با تبدیل روش لاپاراسکوپی به جراحی باز ارتباط آماری معناداری داشتند.
نتیجهگیری: با توجه به عوارض بالا و مرگومیر ناشی از کولهسیستکتومی باز، تشخیص این ریسک فاکتورها به کاهش میزان تبدیل به جراحی باز و پرداختن به این عوامل پیش از عمل کمک میکند.
نوید کلانی، ناصر حاتمی، محمد زارعنژاد، علیرضا درودچی، مهدی فروغیان، اسماعیل رعیتدوست،
دوره 79، شماره 5 - ( 5-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: قصور در پزشکی یک مشکل جدی در سیستم بهداشت و درمان است. هدف از این مطالعه مرور قصور پزشکی در ایران است.
روش بررسی: مطالعه حاضر براساس چک لیست پریسما انجام شد. کلیه مقالاتی که معیارهای انتخاب را داشتند، از نظر کیفیت روششناسی مورد ارزیابی قرار گرفتند. قصور پزشکی در چهار تقسیمبندی اصلی شامل بیمبالاتی، عدم مهارت، بیاحتیاطی و عدم رعایت نظامات دولتی بررسی شد.
یافتهها: در مطالعه حاضر تعداد 26 مطالعه به بررسی قصور پزشکی کشور از فروردین ماه سال 1373 تا اسفند ماه 1396 پرداخته بودند که بیمبالاتی در 1105 مورد از 2068 قصور رخ داده، بود. عدم مهارت در 255 مورد از 2068 مورد، 432 مورد بیاحتیاطی و 244 مورد نیز عدم رعایت نظامات دولتی علت قصور پزشکی ثبت گردیده بود. OR بیمبالاتی برابر 76/0(87/0-66/0=95%Cl)، عدم مهارت برابر 61/0(76/0-49/0=95%Cl)، بیاحتیاطی 62/0(76/0-50/0=95%Cl) و عدم رعایت نظامات دولتی برابر 66/0(73/0-60/0=95%Cl) بود. OR نسبت قصور تایید شده از پروندههای شکایت برابر 6/0(86/0-41/0=95%Cl) بود. جراحان عمومی با OR برابر 48/0(61/38-0/0=%95Cl)، متخصصان زنان با OR برابر 49/0(66/0-36/0=95%Cl)، پزشکان عمومی با OR برابر 42/0(58/30-0/=%95Cl) و متخصصان ارتوپدی با OR برابر 44/0(61/0-32/0=95%Cl) از کل شکایات ادعا شده برعلیه آنها است.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه به فهم جایگاه کنونی مطالعات قصور پزشکی در کشور برای شناسایی علت قصور و تدوین مطالعات جدید برای آینده کمک میکند.
علی محمد مصدق راد، قاسم جان بابایی، بهزاد کلانتری، مهناز افشاری، حامد دهنوی،
دوره 79، شماره 5 - ( 5-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: اعتباربخشی بیمارستانی فرآیند ارزشیابی رسمی نظاممند و تعیین اعتبار بیمارستان توسط یک سازمان مستقل خارجی با استفاده از استانداردهای مطلوب ساختاری، فرآیندی و پیامدی است. هدف این پژوهش بررسی رابطه بین کارایی و وضعیت اعتباربخشی بیمارستانهای عمومی ایران است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی و مقطعی در اردیبهشت 1398 انجام شد. کارایی بیمارستانهای عمومی ایران در سال 1396 با استفاده از نمودار پابن لاسو و شاخصهای عملکردی، درصد اشغال تخت و گردش تخت بیمارستان تعیین و ارتباط آن با درجه اعتباربخشی بیمارستانها بررسی شد.
یافتهها: بیمارستانهای عمومی کشور دارای میانگین اشغال تخت 8/62%، میانگین طول اقامت بیمار 6/2 روز و میانگین گردش تخت 4/93 بار در سال 1396 بودند. حدود 3/15% بیمارستانها کارایی خوبی داشتند و در ناحیه سه نمودار پابن لاسو قرار گرفتند. بین درجه اعتباربخشی بیمارستانها با درصد اشغال تخت، گردش تخت و فاصله گردش تخت آنها ارتباط معناداری مشاهده شد (01/0P<).
نتیجهگیری: کارایی بیمارستانهای عمومی ایران پایین است. درجه اعتباربخشی با برخی از شاخصهای عملکردی بیمارستانها مرتبط است.
معصومه عباسآبادی عرب، علی محمد مصدق راد، حمید رضا خانکه، اکبر بیگلریان،
دوره 79، شماره 7 - ( 7-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: آمادگی و ایمن بودن بیمارستانها در هنگام بروز حوادث و بلایا بسیار ضروری است. میزان آمادگی بیمارستانهای ایران در مقابله با حوادث و فوریتها در سطح پایین و متوسط ارزشیابی شده است. عدم وجود استانداردهای جامع بیمارستانی برای آمادگی و مقابله با حوادث و بلایا یکی از دلایل آن است. این پژوهش باهدف تدوین استانداردهای اعتباربخشی بیمارستانی مدیریت خطر حوادث و بلایا انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش بهصورت مرور تطبیقی، در بازه زمانی فروردین 1395 تا شهریور 1395 انجام شد. استانداردهای اعتباربخشی بیمارستانی مدیریت خطر حوادث و بلایا در 11 کشور منتخب شامل آمریکا، کانادا، استرالیا، مالزی، هند، تایلند، مصر، ترکیه، عربستان، دانمارک و ایران استخراج شد و سپس، براساس چرخه مدیریت خطر حوادث و بلایا تدوین و نهایی شدند. از نظرات 22 نفر از متخصصین مدیریت خطر حوادث و بلایا برای سنجش روایی محتوایی استانداردهای پیشنهادی مدیریت خطر حوادث و بلایا استفاده شد.
یافتهها: تفاوت زیادی در کمیت و کیفیت استانداردهای اعتباربخشی بیمارستانی مدیریت خطر حوادث و بلایا در کشورهای منتخب وجود داشت. کاملترین آنها مربوط به استانداردهای ملی آمریکا (12 استاندارد و 113 سنجه) و سپس، استرالیا و کانادا بود. استانداردهای کشورهای در حال توسعه و ایران جامعیت نداشته و منطبق با اهداف بینالمللی نبودند. تعداد 27 استاندارد اعتباربخشی بیمارستانی مدیریت خطر حوادث و بلایا پیشنهاد شد. نتایج آزمون روایی محتوایی آنها در محدوده قابلقبول بود.
نتیجهگیری: استاندارهای اعتباربخشی مدیریت خطر حوادث و بلایا در ایران و کشورهای در حال توسعه نیازمند بازنگری است. استانداردهای جامعی براساس تجارب بینالمللی و نظرات متخصصان معرفی شد که قابل استفاده برای توسعه استانداردهای اعتباربخشی بیمارستانی ایران و سایر کشورها است.
علیرضا سرمدی، احمد کچویی، مصطفی واحدیان، عنایتاله نوری، مژده بهادرزاده، امراله سلیمی، محمد حسین عاصی،
دوره 79، شماره 9 - ( 9-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سختی عمل کولهسیستوکتومی لاپاراسکوپیک در بیماران دیابتی بهطور واضح روشن نیست و روش ارجح عمل جراحی کولهسیستکتومی در این افراد هنوز موضوع مورد بحث است. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر دیابت بیماران بر سختی عمل کولهسیستکتومی لاپاراسکوپیک بود.
روش بررسی: در این مطالعه، اطلاعات بیماران مراجعهکننده به بیمارستان فرقانی و شهید بهشتی قم که از فرودین 1398 تا فروردین 1399 تحت کولهسیستکتومی لاپاراسکوپیک قرار گرفته بودند به دو گروه دیابتی و غیر دیابتی تقسیم و سپس اطلاعات حین عمل شامل مدت زمان عمل، خونریزی، چسبندگی و تبدیل به عمل باز از پروندههای مربوطه استخراج و وارد چک لیست شدند. در مرحله آخر فاکتور دیابت بهعنوان یک ریسک فاکتور در این دو گروه مقایسه شد.
یافتهها: اسکار شکمی، کیسه صفرا قابل لمس و نگ صفرا در دو گروه تفاوت معناداری نداشت (33/0=P). اما سابقه حملات کولهسیستکتومی در دو گروه تفاوت معناداری داشت (05/0P<). مقادیر آزمایشگاهی بین دو گروه تفاوت آماری معناداری نداشت (05/0P<). عملهای سخت در بیماران دیابتی به نسبت بیماران غیر دیابتی بیشتر بود و حتی دو مورد تبدیل به عمل باز در گروه بیماران دیابتی دیده شد، اما تفاوت آماری معناداری بین دو گروه از نظر سختی عمل مشاهده نشد (09/0=P). خونریزی حین عمل، در بین دو گروه تفاوت آماری معناداری داشت (02/0=P). اما چسبندگی حین عمل بین دو گروه تفاوت آماری معناداری نداشت (38/0=P).
نتیجهگیری: در نهایت مطالعه ما نشان داد که دیابت میتواند بهعنوان یک ریسک فاکتور برای سختی عمل کولهسیستکتومی قابل پیشبینی باشد.