53 نتیجه برای سرطان پستان
حسین قیومیزاده، سوگل معصومزاده، شیرین نور، سوگل کیان ارثی، زهرا عیوضیزاده، فریناز جنیدی شریعتزاده، جواد حدادنیا، فرنوش خمسه، نسرین احمدی نژاد،
دوره 74، شماره 6 - ( 6-1395 )
چکیده
دمای بدن انسان میتواند شاخصی طبیعی برای تشخیص برخی از بیماریها باشد. در دهههای اخیر تحقیقات وسیعی برای افزایش استفاده از دوربینهای حرارتی و به دست آوردن ارتباط نزدیک بین فیزیولوژی حرارتی و دمای پوست انجام شده است. تصویربرداری حرارتی (ترموگرافی) با استفاده از روش مادون قرمز شیوهای سریع، غیرتهاجمی، بدون تماس و انعطافپذیر برای نظارت بر درجه حرارت بدن انسان میباشد. در این مقاله با بررسی مطالعات انجام شده در دو بازه زمانی پیش و پس از سال 2000 و با تأکید بیشتر بر روی مقالات جدید، در مورد نحوه انجام و ارزیابی تصویربرداری حرارتی، ابعاد مختلف انجام تصویربرداری وتکنولوژیهای موجود در این عرصه و معایب این روش، در تشخیص سرطان پستان، توضیحاتی ارایه خواهد شد. تصویربرداری حرارتی در دو حوزه پزشکی و مهندسی پزشکی در تشخیص سرطان پستان مورد استفاده پژوهشگران قرار میگیرد. ترموگرافی، دادههایی پیرامون ساختارهای مورفولوژی پستان فراهم نمیکند، اما دادههای عملکردی دما و شرایط عروق بافت پستان را ارایه میدهد. گمان میرود این تغییرات عملکردی پیش از آغاز تغییرات ساختاری که در نتیجه بیماری و یا سرطان پدید میآیند، ایجاد شوند. در حال حاضر تصویربرداری حرارتی، روشی در جهت غربالگری و یا روش تشخیصی در مراکز معتبر علمی ثابت نگردیده است. اما مراکز مختلفی وجود دارد که با کمک سیستمهای نرمافزاریِ طراحی شده در این زمینه جهت معاینه و بررسی استفاده میکنند. روش تصویربرداری حرارتی موثر است در جهت غربالگری سرطان پستان (با توجه به هزینه پایین و عدم مضربودن) که این تاثیر با ترکیب روشهای دیگر همچون ماموگرافی افزایش خواهد یافت، اما در جهت تشخیص نوع توده (خوشخیمی و بدخیمی) و بیماریهای مرتبط با بافت پستان هنوز از جایگاه چشمگیری برخوردار نمیباشد.
بهاره عباسی، نفیسه انصاری نژاد، فرشید فرداد، سمیه نصیریپور، طیب رمیم،
دوره 74، شماره 8 - ( 8-1395 )
چکیده
تغییرات مولکولی پایدار در طول تقسیمات سلولی بدون ایجاد تغییر در توالی مولکولهای DNA تحت عنوان اپیژنتیک معرفی میگردد. مکانیسمهای مولکولی دخیل در این فرآیند شامل تغییرات هیستونی، متیلاسیون DNA، کمپلکسهای پروتیینی و RNA آنتیسنس میباشد. تغییر ژنوم سرطانی از طریق ترکیب هایپرمتیلاسیون و خاموشی اپیژنتیکی درازمدت به همراه از دست دادن هتروزیگوسیتی و حذف نواحی ژنومی اتفاق میافتد. ترکیبهای مختلفی از تغییرات N ترمینال با همکاری واریانتهای هیستونی مختلف که نقش مشخصی در تنظیم ژن دارند منجر به بارگزاری یک هیستون تنظیمی میشوند که پتانسیل رونویسی یک ژن خاص یا ناحیه ژنومی را تعیین میکند. آنالیز متیلاسیون DNA در سطح ژنوم با استفاده از کاریوتایپ دیجیتالی خاص متیلاسیون از بافت پستان نرمال، الگوهای بیان ژن و متیلاسیون DNA خاصی را شناسایی کرده است که در کارسینومای پستان نیز یافت می شوند. بیش از 100 ژن هایپرمتیله در تومورهای پستان یا لاینهای سلولی سرطان پستان، گزارش شدهاند. در واقع تمرکز متیلاسیون DNA در سرطان بر روی هایپرمتیلاسیون جزایر CpG بوده است و اکثر تکنیکها قادر به شناسایی نواحی هایپرمتیله خواهند بود. مطالعات اخیر بر روی نقش خاموشی اپیژنتیکی در بیماریزایی سرطان پستان که در آن استیلاسیون و داستیلاسیون DNA بیان ژنهای سرکوبگر تومور را تغییر میدهد، متمرکز شده است. مهار کنندههای هیستون داستیلازها نقش مختلفی در سلولهای سرطانی پستان داشته و میتوانند راههای درمانی جدیدی را برای سرطان پستان نشان دهند. در این مطالعه مروری جنبههای مختلف اپیژنتیک سرطان پستان و کاربردهای آن در تشخیص، پیشبینی و درمان توصیف میگردد.
علی حسینی برشنه، دانش سلطانی، نگار ویسی، محمد خادمی، محمد حسین مدرسی،
دوره 74، شماره 9 - ( 9-1395 )
چکیده
سرطان پستان، که ناشی از تجمع جهشهای ژنتیکی و اپیژنتیکی میباشد، یکی از مهمترین عوامل مرگومیر ناشی از سرطان میباشد. تشخیص و درمان مرسوم سرطان پستان بر اساس تخمین پروگنوز با استفاده از ویژگیهای آناتومیک سرطان (سیستم TNM) و یافتههای بالینی میباشد، اما مطالعات نشان دادهاند که پاسخ افراد در برابر این درمانها متفاوت است و برخی از بیماران پس از درمان همچنان عود را تجربه میکنند. این مساله نشاندهنده این است که تغییرات مولکولی پیش از هر گونه تغییر فنوتیپی و بالینی و پاتولوژیک رخ میدهند و ارزیابیهای مولکولی در کنار یافتههای بالینی و پاتولوژی مثمر ثمر خواهد بود. بنابراین بررسیهای ژنومی و مولکولی و نقش درمانهای هدفدار بر اساس ژنوم فردی بیش از پیش پررنگتر شده است. امروزه پیشرفت در پزشکی فردی با استفاده از پروفایل مولکولی ویژه هر فرد از طریق پژوهش ژنتیکی انسان تا حد زیادی امکانپذیر شده است. در زمینه پزشکی فردی، هدف نهایی این مطالعات فراهم کردن مجموعهای از مارکرهاست که میتواند برای ارزیابی ریسک بیماری در حال پیشرفت در طول زندگی هر فرد در حضور متغیرهای مختلف محیطی استفاده شود. این علم نوین این امکان را فراهم ساخته که با شناخت مارکرهای اختصاصی و اهداف ویژه درمانی و بهوسیله درمانهای اختصاصی و هدفدار با استفاده از آنتیبادیهای مونوکلونال و مولکولهای ویژه مانند تراستوزوماب و تاموکسیفن، در زمینه درمان افراد مبتلا به سرطان پستان گام بلندی برداشته شود. در این مقاله مروری قصد داریم کاربردهای مختلف پزشکی فردی در زمینه تشخیص و درمان سرطان پستان مورد بررسی قرار دهیم.
مائده پاسیار، لیلا روحی، زهرا بمزاده، سید حسین حجازی،
دوره 74، شماره 9 - ( 9-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: از آنجاییکه مهار رشد در سلولهای سرطانی یکی از روشهای مناسب برای درمان سرطان بوده و یافتن ترکیبات ضدسرطان جدید بهویژه ترکیبات مهارکننده تکثیر، اولویت پژوهشی محسوب میگردد. امروزه در خصوص متابولیتهای تولیدی جنس سودوموناس که علیه سلولهای سرطان موثر میباشند، گزارشهایی وجود دارد، بنابراین در این مطالعه متابولیتهای تولیدی سویه بومی سودوموناس UW4 جداسازی و اثرات ضدمیکروبی و ضدسرطانی آن بررسی شد.
روش بررسی: مطالعه بهصورت تجربی در اردیبهشت ۱۳۹۴ در مرکز تحقیقات سلولی-تکوینی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد انجام شد. فعالیت ضدمیکروبی متابولیتهای تولیدی سویه بومی سودوموناس UW4 عیله برخی از باکتریهای بیماریزا انجام شد. برای بررسی فعالیت ضدسرطانی، سلولهای SKBR3 و HU-02 با غلظتهای مختلف ۵، ۱۰، ۱۵ و mg/ml ۲۰ برای مدت زمان ۲۴، ۴۸ و ۷۲ ساعت تیمار شدند. میزان بقای سلولها با روش رنگسنجی MTS مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج بهدستآمده نشان داد که سودوموناس UW4، قادر به تولید متابولیتهای ضدمیکروبی علیه استافیلوکوکوس اورئوس است. تیمار با متابولیت نشان داد با افزایش غلظت بهصورت وابسته به دوز و زمان، توان زیستی سلولها کاهش پیدا کرد. بهطوری که بیشترین تأثیر مربوط به غلظت mg/ml ۲۰ و در زمان ۷۲ ساعت پس از تیمار سلولها بود (01/0P<). در حالیکه متابولیتها در غلظتهای مختلف تاثیر معناداری بر سلولهای فیبروبلاست نرمال نداشت (24/0P=).
نتیجهگیری: ترکیبات فعال زیستی تولید شده توسط سودوموناس UW4 میتواند برای از بین بردن عفونتها و درمان سرطان پستان SK-BR3 بهکار برده شود.
رضوان اسمعیلی، طناز صمدی، نسرین عبدلی، کیوان مجیدزاده اردبیلی، لیلا فرهمند، ملیحه صالحی،
دوره 74، شماره 10 - ( 10-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: آنتیژنهای سرطانی-بیضهای (CTA) بهعنوان یکی از شاخصهای زیستی امیدوارکننده جدید، بهویژه درزمینه درمانهای هدفمند، مطرح هستند. در بررسیهای گوناگون بیان اختصاصی این پروتیینها در بعضی از بافتهای توموری گزارش شده است. از طرفی درک نقش متفاوت این آنتیژنها در بافتهای نرمال و سرطانی ممکن است آنها را بهعنوان شاخصهای زیستی جدیدی در سرطان معرفی نماید. هدف از انجام این مطالعه بررسی بیان ژن AKAP3 در سرطان پستان و بررسی ارتباط آن با خصوصیات کلینیکوپاتولوژیک بیماری است.
روش بررسی: این مطالعه یک مطالعه مورد-شاهد است که در پژوهشکده سرطان پستان جهاد دانشگاهی، در تاریخ مهرماه 1393 تا اردیبهشت 1395، انجام شده است. بیان ژن AKAP3 در نمونههای بافت پستان، شامل: 74 بافت تومور، 73 بافت نرمال مجاور تومور و 15 مورد بافت نرمال با استفاده از Real-time PCR بررسی شد. همچنین ارتباط میان بیان ژن، ویژگیهای کلینیکوپاتولوژیک تومورها و رژیم درمانی بهکار رفته مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: در آنالیزهای آماری انجام شده ارتباطی بین عدم بیان AKAP3، سایز تومور (01/0P=) و مرحله بیماری (04/0P=) مشاهده شد. همبستگی میان پیشآگهی ضعیف و فقدان بیان AKAP3 در بافت نرمال مجاور تومور مشاهده شد. همچنین نمودار Kaplan-Meier بقای بدون بیماری بهتری را در گروه نرمال مجاور بیان کننده AKAP3 نشان داد.
نتیجهگیری: در این مطالعه بر اساس آنالیزهای انجام شده، مشاهده شد که ارتباط بقای بدون بیماری بهتر موجود به دلیل تفاوت در بیان AKAP3 بوده و ارتباطی با توزیع درمان بین دو گروه بیماران ندارد. در نتیجه، AKAP3 میتواند یک کاندید مناسب از شاخصهای زیستی برای بیماران مبتلا به سرطان پستان باشد. همچنین، از بررسی بیان ژن AKAP3 در بافت نرمال بیماران ممکن است بتوان بهمنظور پیشبینی پاسخ به درمان استفاده نمود.
مهشید حاتمی، محمد اسماعیل اکبری، مرتضی عبداللهی، مرجان عجمی، یاسمن جمشیدی نائینی، سید حسین داودی،
دوره 75، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین سرطان در زنان جهان است. شناسایی مواد مغذی دخیل در بروز این بیماری میتواند از استراتژیهای کلیدی برای ارتقای کیفیت زندگی و کاهش هزینههای درمان باشد. مطالعه کنونی با هدف بررسی ارتباط دریافت درشتمغذیها و ویتامینهای مؤثر در متابولیسم ریشههای کربن با خطر ابتلا به سرطان پستان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد-شاهدی در بیمارستان شهدا واقع در تجریش تهران از اردیبهشت تا بهمن ۱۳۹۴ انجام شد. دادههای فردی، فعالیت فیزیکی و دریافت مواد غذایی از رژیم غذایی و مکملها در ۱۵۱ بیمار مبتلا به سرطان پستان و ۱۵۴ شاهد، از طریق مصاحبه و تکمیل پرسشنامهها گردآوری و دریافت غذایی بهوسیله پرسشنامه "بسامد خوراک نیمه کمی ۱۶۸ قلمی" معتبر ارزیابی شد. سپس میزان دریافت درشتمغذیها و ویتامینهای گروه B توسط Nutritionist 4 software (First Databank Inc., Hearst Corp., San Bruno, CA, USA) محاسبه شد.
یافتهها: بین دو گروه از لحـاظ سن، سن شروع قاعدگی، سن یائسگی، نسبت وزن به مجذور قد (BMI)، تعداد بارداری کامل، سابقه خانوادگی سرطان پستان و وضعیت یائسگی تفاوت معناداری مشاهده نشد، ولی از لحاظ فعالیت بدنی (۰/۰۵P<) و دریافت انرژی (۰/۰۵P<) تفاوت معناداری مشاهده شد. پس از تعدیل اثر متغیرهای مخدوشگر افراد با بالاترین چارک دریافت پروتیین، فیبر، دریافت ویتامینهای B۲، B۶، B۱۲ و فولات نسبت به افراد در پایینترین چارک دریافت، شانس کمتری برای ابتلا به سرطان پستان داشتند (۰/۰۰۱ Ptrend<).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه گویای آن است که دریافت پروتیین، فیبر، ویتامینهای B۲، B۶، B۱۲ و فولات با خطر ابتلا به سرطان پستان ارتباط معکوس دارد.
مهرداد خاتمی، سام خرازی، زینب کیشانی فراهانی، حکیم عزیزی، مارکوس آگوستینو لیما نوبره،
دوره 75، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: علم نوین نانوفناوری یکی از علوم بین رشتهای است که کمک شایانی به پیشرفت در درمان سرطان نموده است. این مطالعه با هدف بررسی اثر ضد سرطانی نانوذرات نقره سنتز شده با استفاده از عصاره هسته خرما روی سلولهای سرطانی رده MCF-7 در شرایط درون آزمایشگاهی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه تحلیلی، از فروردین ۱۳۹۴ تا فروردین ۱۳۹۵ در دانشگاههای علوم پزشکی بم و کرمان انجام شد. نانوذرات نقره با استفاده از عصاره هسته خرما سنتز و و تعیین مشخصات شدند. سپس با روش سنجش ماندگاری (بقای) سلولی، اثر نانوذرات نقره بر سلولهای سرطانی پستان رده MCF-7 بررسی شد.
یافتهها: با افزایش غلظت نانوذرات نقره، میزان ماندگاری سلولی طور معناداری کاهش یافت. IC50 نانوذرات نقره µgml/ ۲ تعیین شد.
نتیجهگیری: نانوذرات نقره سنتز شده بهروش بیوسنتز سمیت وابسته به غلظت را رده سلولی مورد مطالعه نشان دادند.
امیر تاجبخش، فهیمه افضل جوان، مصطفی فاضلی، مهدی ریوندی، محمد مهدی کوشیار، محمدرضا نصیری، علیرضا پاسدار،
دوره 75، شماره 5 - ( 5-1396 )
چکیده
سرطان پستان، رایجترین عامل مرگ و میر ناشی از سرطان در میان زنان سرتاسر جهان میباشد. پیشگیری اولیه، با اجتناب از عوامل خطر شناخته شده و پیشگیری ثانویه، با روشهای مختلف غربالگری برای شناسایی اولیه تومور و درمان بهموقع، میتواند نقش مؤثری در کاهش آسیبهای اقتصادی، اجتماعی و جلوگیری از مرگومیر ناشی از سرطان در خانوادهها و جامعه داشته باشد. دو فاکتور ژنتیک و محیط در پاتوژنز سرطان پستان دخیل هستند. فاکتورهای متعدد ژنتیکی افزایشدهنده خطر ابتلا به سرطان پستان میتوانند در گسترش سرطان پستان نقش مهمی داشته باشند. یکی از فاکتورهای مهم ژنتیکی ژن TOX3 میباشد که بر روی بازوی بلند کروموزوم 16 قرار دارد و پروتیین هستهای حاوی HMG-box را کد میکند. محصول پروتیینی این ژن دارای فعالیت رونویسی وابسته به کلسیم و کوفاکتوری برای پروتیینهای اتصالی به عناصر پاسخدهنده به cAMP و همچنین کوفاکتور پروتیینهای اتصالی به CAMP response element binding protein (CREB) میباشد. TOX3 به واسطهی کلسیم با فعالسازی پروموتور ژنهایی چونBCL-2 ، C3 کمپلمان و با پروتیینهایی همچون CITED1 همراهی دارد و همچنین بیان c-fos را القاء کرده و پروموتور c-fos را فعال میکند. مطالعات همراهی در کل ژنوم در جمعیتهای مختلف اروپایی، آسیایی و آمریکایی-آفریقایی، نشان دادهاند که پلیمورفیسمهای تک نوکلئوتیدی ایجاد شده در نواحی نزدیک به ʹ5 این ژن و همچنین پروموتور آن، منجر به تغییر در تمایل اتصال عناصر تنظیمکننده رونویسی به این ژن میشوند و با خطر ابتلا به سرطان پستان همراهی دارند. در این مطالعه اهمیت TOX3، عملکرد، ارتباط آن با خطر ابتلا و تأثیر احتمالی آن در درمان سرطان پستان بررسی میشود، هرچند هنوز بهصورت شفاف نقش TOX3 در مراحل مختلف و همچنین انواع مختلف سرطان پستان مشخص نشده و نیازمند پژوهشهای بیشتری در این زمینه است.
سودابه شهیدثالث، ملیحه حسن زاده، سیده سانیا سجادی، سید امیر آل داود،
دوره 75، شماره 5 - ( 5-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین سرطان در زنان است میتواند اثرات عمیقی بر کارکردهای مختلف زنان در زندگی داشته باشد. کاهش استروژن و آندروژنها باعث مشکلات متعددی در مسایل جنسی میشود. افسردگی نیز در این بیماران عاملی برای کاهش تمایلات جنسی میباشد. در مطالعه حاضر مقایسه اختلال کارکرد جنسی در بیماران مبتلا به سرطان پستان و افراد سالم در شهر مشهد انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد-شاهدی از تیرماه ۱۳۹۰ تا تیرماه ۱۳۹۲ در بیمارستانهای امید، امام رضا (ع) و قائم (عج) و مرکز درمانی رضا انجام شد. تعداد ۲۴۵ زن مبتلابه سرطان پستان بر اساس چک لیست انتخاب واحد پژوهش وارد این مطالعه شدند. تمامی بیماران پس از پایان درمان تحت پیگیری و دارای پرونده درمانی بودند، همچنین برای نتایج بهتر پرسشنامهها توسط ۱۲۶ زن سالم که از نظر سنی و سایر موارد با گروه بیماران، همخوانی داشتند تکمیل شد. افراد فرم پرسشنامه عملکرد جنسی (FSFI) را ازطریق پرسشگری مستقل و با رعایت اصول اخلاق پزشکی تکمیل و دادهها با استفاده از آزمونهای آماری، بررسی گردید.
یافتهها: این مطالعه در بیماران ۵۰-۲۰ سال بهطور عمده در سنین ۴۵-۳۵ سال قرار داشتند. (۵۱/۸%) متوسط سن ۴۱/۴۴ سال با انحرافمعیار ۵/۸۷ سال بود. بیشترین اختلال در میل جنسی (۵۷/۶%) و اختلال در رطوبت مهبلی (۵۳/۱%)، تهییج جنسی (۴۸/۲%)، ارگاسم (۴۴/۱%)، درد هنگام مقاربت (۵۲/۲%) در بیماران مبتلا به سرطان پستان مشاهده شد (۰/۰۰۱P<). در دو گروه رضایتمندی جنسی (۰/۲۶۲P=) تفاوت معناداری نداشت.
نتیجهگیری: مشکلات جنسی دربیماران مبتلا به سرطان پستان نسبت به افراد سالم معمول تر می باشد. دیس فانکشن در ارگاسم و درد حین نزدیکی و کاهش رطوبت واژینال و اختلال در میل جنسی و تحریک جنسی در بیماران مبتلا به سرطان پستان شایعتر است..نتایج این مطالعه در مورد مشکلات جنسی باید در اختیار بیماران و پزشکان قرار گیرد.
سیروس نعیمی،
دوره 75، شماره 12 - ( 12-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: از مشکلات اصلی سرطان وجود عدم تعادل مابین رشد سلولی و مرگ سلولی میباشد که بهدلیل تغییر در میزان بیان ژنهای مربوط به این مکانیسمها است. از جمله ژنهای دخیل در این امر میتوان به ژن Death-associated protein kinase (DAPK) اشاره نمود. مطالعات نشان داده است که بیان ژنها تحت تاثیر متیلاسیون نواحی پروموتری قرار میگیرد. هدف از این مطالعه، بررسی میزان بیان ژن مذکور و تاثیر متیلاسیون بر میزان بیان این ژن و ارتباط آن با ایجاد سرطان پستان در زنان بود.
روش بررسی: در این مطالعه مورد-شاهدی، ۸۰ بیمار مبتلا به سرطان پستان و ۸۰ نفر بهعنوان گروه کنترل شرکت داشتند که از شهریورماه ۱۳۹۳ تا اسفند ۱۳۹۵ به بیمارستانهای شهید فقیهی و نمازی شیراز مراجعه کرده بودند. این مطالعه در مرکز تحقیقات ژنتیک دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون انجام گردید. از لنفوسیتهای خون محیطی افراد مورد مطالعه، جهت استخراج mRNA و ساختن cDNA و جداسازی DNA استفاده شد و جهت تعیین میزان بیان ژن و متیلاسیون بهترتیب از روش Real-time PCR و Methylation-specific (MS)-PCR استفاده شد.
یافتهها: میزان بیان ژن DAPK در بیماران و افراد سالم تفاوت معناداری را نشان داد به این صورت که بیان آن در بیماران نسبت به گروه کنترل کاهش معناداری داشت (۰/۰۱۵۶P=). از طرفی ارتباط معناداری میان بیان ژن یاد شده و متیلاسیون پروموتر ژن وجود نداشت (۰/۱۳P=).
نتیجهگیری: این پژوهش نشان میدهد که، کاهش میزان بیان ژن DAPK در ابتلای افراد به سرطان پستان، نقش موثری را ایفا مینماید.
رقیه لرکی، لیلا روحی، سید حسین حجازی،
دوره 76، شماره 3 - ( 3-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان دومین سرطان شایع در زنان پس از سرطان ریه میباشد. اسید گالیک (Gallic acid, GA)، که یک پلیفنل میباشد، دارای فعالیت ضد رشد در برابر بسیاری از ردههای سلولهای سرطانی است. هدف از مطالعه کنونی، تاثیر اسیدگالیک بر میزان تکثیر و آپوپتوز سلولهای سرطان پستان رده SKBR3 و سلولهای فیبروبلاست نرمال بود.
روش بررسی: مطالعه بهصورت تجربی از اردیبهشت تا شهریور ۱۳۹۴ در مرکز تحقیقات سلولی-تکوینی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد انجام شد. با کشت سلولهای SKBR3 و فیبروبلاست نرمال در محیط کشت Dulbeccos modified eagles medium, DMEM (Gibco, Life Technologies, Inc., New York, USA) و تیمار با اسیدگالیک در غلظتهای ۲۰، ۴۰، ۸۰، ۱۰۰ و µg/ml۲۰۰ در زمانهای ۲۴، ۴۸ و ۷۲ ساعت با روش رنگسنجی MTS، میزان توان زیستی سلولها مورد بررسی قرار گرفت. میزان القای آپوپتوز به روش فلوسایتومتری با رنگآمیزی کیت Annexin V-FITC (BioVision Research Products, Mountain View, CA, USA) در زمان ۴۸ ساعت انکوباسیون بررسی گردید.
یافتهها: با افزایش غلظت اسیدگالیک بهصورت وابسته به دوز و زمان، توان زیستی سلولها بهطور معناداری کاهش پیدا کرد (۰/۰۴P=). بهطوریکه بیشترین تاثیر اسیدگالیک مربوط به غلظت µg/ml۲۰۰ و در زمان ۷۲ ساعت پس از تیمار سلولها بود. القای آپوپتوز نیز وابسته به دوز بود و غلظت ml µg/۲۰۰ اسیدگالیک بیشترین درصد آپوپتوز را در سلولها SKBR3 نشان داد (۰/۰۰۲P=)، درحالیکه اسیدگالیک در غلظتهای مختلف تاثیر معناداری بر سلولهای فیبروبلاست نرمال نداشت.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای حاصل میتوان نتیجه گرفت اسیدگالیک میتواند سبب کاهش تکثیر و افزایش آپوپتوز سلولهای سرطان پستان رده SKBR3 گردد بدون اینکه به سلولهای فیبروبلاست نرمال آسیبی برساند.
حسین قیومیزاده، مصطفی دانائیان، علی فیاضی، سیروس احمدی طوسی، نسرین احمدینژاد، میترا نوید،
دوره 76، شماره 7 - ( 7-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان یک بدخیمی رایج است که تشخیص زودهنگام مبتنی بر تصویربرداری از سرطان پستان نتیجه درمان را بهبود میبخشد. تصویربرداری حرارتی (ترموگرافی) شیوهای سریع، غیرتهاجمی، بدون تماس و انعطافپذیر برای تشخیص سرطان پستان میباشد.
معرفی بیمار: بیمار زن ۲۵ ساله است که در آبان ۱۳۹۳ و تیر ۱۳۹۶ جهت انجام معاینات کلینیکی به مرکز تحقیقات رادیولوژی نوین و تهاجمی در بیمارستان امامخمینی (ره) تهران وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران مراجعه نمود. نتایج سونوگرافی پستان چپ و نواحی آگزیلاری دو طرف و بیوپسی تحت گاید سونوگرافی از ناحیه آگزیلاری چپ حاکی از آن است که منطبق بر برجستگی ملموس در ساعت ۱۱-۱۲ پستان چپ نسج ضخیم و اکوژن بدون یافته مشکوک دیده شد.
نتیجهگیری: نتایج حاکی از دقت در شناسایی و همخوانی کیستهای بیمار در روش ماموگرافی و سونوگرافی با نتایج ترموگرافی در هر دو بازه زمانی آبان ۱۳۹۳ و تیر ۱۳۹۶ دارد.
معصومه گیتی، علی برهانی، مهرداد مکری، مجید شکیبا، مرتضی عطری، نسیم باتوانی،
دوره 76، شماره 8 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطانهای پستان فاقد رسپتور استروژن دارای سیر بالینی، ویژگیهای پروگنوستیک و پاسخ به درمان متفاوتی میباشند، همچنین انکوپروتیین HER2/neu در کنترل رشد طبیعی سلول و تقسیم سلولی نقش دارد و با مهاجم بودن تومور ارتباط مستقیم دارد. هدف این مطالعه ارزیابی گذشتهنگر ویژگیهای تصویربرداری ماموگرافی، سونوگرافی و MRI سرطانهای پستان استروژن منفی با و بدون بیان بیش از حد رسپتور HER2/neu بود.
روش بررسی: در این مطالعهی مقطعی گذشتهنگر، ویژگیهای تصویربرداری ماموگرافیک، سونوگرافیک و MRI و وضعیت رسپتور HER2/neu بیماران دارای سرطان پستان با رسپتور استروژن منفی مراجعهکننده به انستیتو کانسر بیمارستان امامخمینی (ره) تهران از تاریخ مهر ۱۳۹۴ تا مهر ۱۳۹۶ بازنگری شد. دادههای کلینیکوپاتولوژیک و همچنین ارتباط ویژگیهای تصویربرداری با وضعیت رسپتور HER2/neu، بررسی شد.
یافتهها: از بین ۷۲ بیمار با سرطان پستان استروژن منفی، ۱۰۱(۵۸/۸%) بیمار برای رسپتور HER2/neu مثبت بودند. ارتباط معناداری بین وضعیت رسپتور HER2/neu و نوع پاتولوژیک تومور (۰/۰۰۴P=)، گرید هیستولوژیک تومور (۰/۰۲۴P=) و مرحلهی TNM (۰/۰۲۱P=) بهدست آمد. تومورهای با رسپتور HER2/neu مثبت با احتمال بیشتری دارای شکل نامنظم (۰/۰۳۴P=) و میکروکلسیفیکاسیون (۰/۰۰۴P=) بودند. ارتباط معناداری بین وضعیت رسپتور HER2/neu و ویژگیهای سونوگرافیک و یا MRI بهدست نیامد.
نتیجهگیری: بین سرطانهای پستان استروژن منفی، موارد HER2/neu مثبت نسبت به موارد HER2/neu منفی با گرید هیستولوژیک و مرحلهی بالاتری در هنگام تشخیص بروز مییابند، همچنین شکل توده و میکروکلسیفیکاسیون در ماموگرافی با وضعیت رسپتور HER2/neu در سرطان پستان استروژن منفی ارتباط دارند.
سپیده حقیفر، یاسمن جمشیدی نائینی، محمد اسماعیل اکبری، مرتضی عبداللهی، مهدی شادنوش، مرجان عجمی، سید حسین داودی،
دوره 76، شماره 8 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: سن متوسط ابتلا به سرطان پستان در زنان ایرانی حداقل ۱۰ سال کمتر از کشورهای توسعه یافته میباشد و بروز این بیماری در زنان ایرانی رو به افزایش است. رژیمهای غذایی متنوع میتوانند در ایجاد محافظت در برابر بیماریهای مزمن نقش داشته باشند. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط امتیاز تنوع رژیمی و خطر ابتلا به سرطان پستان انجام گرفت.
روش بررسی: این مطالعهی مورد-شاهدی، از اردیبهشت تا بهمن ۱۳۹۴ با ۲۹۸ شرکتکننده شامل ۱۴۹ مورد سرطان پستان و ۱۴۹ زن به ظاهر سالم در بیمارستان شهدا، تهران انجام گرفت. دادههای فردی، تنسنجی و فعالیت فیزیکی افراد شرکتکننده گردآوری و پرسشنامهی معتبر بسامد خوراک شامل ۱۶۸ ماده غذایی تکمیل شد. انرژی دریافتی با استفاده از Nutritionist 4 software (First Databank Inc., Hearst Corp., San Bruno, CA, USA) و امتیاز تنوع رژیمی برای هر فرد محاسبه و نسبت شانس با فاصله اطمینان ۹۵% برای ارزیابی ارتباط خطر ابتلا به سرطان پستان و سهکهای امتیاز تنوع رژیمی ارزیابی شد.
یافتهها: افراد دو گروه از نظر وزن، قد و نمایه توده بدنی فاقد تفاوت معنادار بودند، ولی دریافت روزانهی انرژی تفاوت معناداری نشان دادند (۰/۰۰۱>P). پس از تعدیل اثر مخدوشگرها افرادی که در سهک سوم امتیاز تنوع رژیمی بودند نسبت به سهک اول ۸۶% شانس کمتری برای ابتلا به سرطان پستان داشتند (۰/۳۱-۰/۰۶=۹۵% CI، ۰/۱۴OR=). در بررسی امتیاز تنوع رژیمی گروههای غذایی، ارتباط معکوس با خطر ابتلا به سرطان پستان برای گروههای میوهها و شیر و لبنیات بهدست آمد (۰/۰۰۱>P).
نتیجهگیری: بر اساس نتایج این مطالعه امتیاز تنوع رژیمی با کاهش خطر ابتلا به سرطان پستان در ارتباط میباشد.
معصومه گیتی، بهناز مرادی، رسول آرامی، علی عرب خردمند، محمد علی کاظمی،
دوره 77، شماره 1 - ( 1-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: تصویربرداری دیفیوژن (DWI) یکی از روشهای تشخیص تودههای سرطان پستان میباشد. هدف از این مطالعه بررسی سودمندی روش تصویربرداری دیفیوژن و ارزیابی قابلیت عدد ضریب پخش ظاهری (ADC) در تمایز تودههای خوشخیم و بدخیم پستان میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-مقطعی، ۷۲ بیمار با ۸۸ توده سرطان پستان بهمدت دو سال از سال ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۶، در مرکز تصویربرداری دکتر اطهری شهر تهران، با دستگاه ۵/۱ تسلا بررسی شدند. بیشتر بیماران تحت بررسی پاتولوژی قرار گرفتند و ۹ بیمار بر اساس پیگیری دو ساله در گروه خوشخیم وارد شدند. عدد ADC در بافت نرمال و همچنین در ضایعات تودهای و غیر تودهای در قسمتی از توده که بیشترین ریستریکشن را نشان داد اندازهگیری و مقایسه شد.
یافتهها: نتایج نشان داد مقدار عدد ADC در بافت نرمال بالاتر از بافت توده میباشد (۰۱/۰≥P). عدد ADC تودههای خوشخیم mm2/s ۳-۱۰×۴۰/۱ و در تودههای بدخیم mm2/s ۳-۱۰×۰۸/۱ اندازهگیری گردید. تعیین نقطه برش مناسب در ضایعات غیر تودهای فاقد اعتبار بود و در تودهها mm2/s ۱۰-۳×۱۹/۱ تعیین گردید. ارزش اخباری مثبت، ارزش اخباری منفی، حساسیت، ویژگی و صحت بهترتیب ۸۷/۵۰، ۸۶/۶۷، ۸۹/۷۴، ۸۳/۸۷ و ۸۷/۱۴ بود.
نتیجهگیری: در تصویربرداری دیفیوژن با توجه به عدد ADC میتوان ضایعات تودهای خوشخیم و بدخیم را مشخص کرد و این روش با حساسیت و ویژگی بالایی میتواند تودههای خوشخیم و بدخیم را از هم افتراق دهد ولی در افتراق ضایعات غیر تودهای کمککننده نیست.
منصور رضایی، عبدالله جلیلیان، بهزاد مهکی، مریم ویسمرادی،
دوره 77، شماره 3 - ( 3-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان یکی از شایعترین بیماریهای زنان است و بیش از سایر سرطانها منجر به مرگومیر آنان میشود. روند رو به افزایش سرطان پستان در ایران، ضرورت انجام مطالعات گسترده در این زمینه را روشن میسازد. برخی مطالعات نشان دادهاند که در کشورهای مختلف و حتی مناطق مختلف یک کشور تفاوت خطر بروز سرطان پستان وجود دارد. هدف از پژوهش کنونی تعیین ساختار فضایی بروز سرطان پستان براساس مدلهای آماری و شناسایی مناطق دارای بروز بالای سرطان پستان در ایران بود.
روش بررسی: این مطالعه اکولوژیک از بهمن ۱۳۹۶تا تیر ۱۳۹۷ در دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه انجام شد. دادههای مربوط به بیماران مبتلا به سرطان پستان تمام استانهای ایران در فاصله زمانی سالهای ۸۸-۱۳۸۳ بررسی شدند. عوامل مورد بررسی در این مطالعه شامل مصرف میوه و سبزیجات، فعالیت فیزیکی، اضافهوزن یا چاقی و شاخص توسعه انسانی بودند. برای تحلیل دادهها از مدلهای آمیخته خطی تعمیمیافته پواسون معمولی و فضایی استفاده گردید.
یافتهها: در هر دو مدل، ارتباط مستقیم و معناداری بین بروز سرطان پستان و شاخص توسعه انسانی یافت شد (۰/۰۵P<). افزونبر شاخص توسعه انسانی، عوامل اضافهوزن یا چاقی در مدلهای آمیخته خطی تعمیمیافته پواسون فضایی نیز بهطور مستقیم و معناداری با بروز سرطان پستان ارتباط داشت. در مدلهای آمیخته خطی تعمیمیافته پواسون فضایی با ساختار همبستگی بیز کامل، استانهای گیلان و آذربایجان شرقی دارای بیشترین و استان کهکیلویه و بویر احمد دارای کمترین خطر بروز سرطان پستان بودند.
نتیجهگیری: توزیع سرطان پستان در ایران دارای ساختار فضایی است. یعنی استانهای همجوار خطرات بروز مشابهی در مورد ابتلا به این بیماری دارند.
سولماز خلیقفرد، شیوا ایرانی، رامش عمرانیپور، علیمحمد علیزاده،
دوره 77، شماره 6 - ( 6-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: آنزیمهای متالوپروتییناز میتوانند منجر به هضم ماتریکس خارج سلولی و تسهیل متاستاز سلولهای سرطانی به سایر بافتها گردند. هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی فعالیت ماتریکس متالوپروتیینازهای ۱ و ۱۳ در بافت و پلاسمای بیماران مبتلا به سرطان پستان و ارتباط آن با ویژگیهای بالینی بیماری بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر بهصورت تجربی- پژوهشی در مرکز تحقیقات سرطان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران از فروردین تا اسفند ۱۳۹۶ انجام گرفت. تعداد ۲۵ بیمار با سرطان پستان غیرمتاستاتیک لومینال A در مراحل ۲ یا ۳ بیماری و ۸ فرد سالم وارد مطالعه شدند. ابتدا چند نمونه بیوپسی از بافت پستان و ml ۱۰ خون کامل از همه شرکتکنندگان گرفته شد. سپس از روش زیموگرافی کلاژن جهت بررسی فعالیت ماتریکس متالوپروتیینازهای ۱ و ۱۳ استفاده گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که میزان فعالیت ماتریکس متالوپروتیینازهای ۱ و ۱۳ در پلاسمای بیماران در مقایسه با افراد سالم افزایش معناداری داشت (بهترتیب ۰/۰۰۵۵P= و ۰۰/۲۶۳P=). برخلاف ماتریکس متالوپروتییناز ۱۳، سطح میزان فعالیت ماتریکس متالوپروتییناز ۱ در بافت تومور و پلاسمای بیماران تفاوت معناداری داشت (۰/۰۲۲۷P=). همچنین سطح فعالیت پلاسمایی متالوپروتییناز ۱ (۰/۰۰۳۷P=) و متالوپروتییناز ۱۳ (۰/۰۳۱۱P=) تفاوت معناداری در مراحل ۲ و ۳ بیماری نشان دادهاند. برخلاف ماتریکس متالوپروتییناز ۱۳، الگوی سطح فعالیت متالوپروتییناز ۱ در وضعیت گرههای لنفاوی بین نمونههای بافت (۰/۰۳P=) و پلاسما (۰/۰۱۵P=) تفاوت معناداری نشان داده است.
نتیجهگیری: مطالعه غلظت پلاسمایی متالوپروتیینازهای ۱ و ۱۳ در مقایسهی با غلظت بافتی آنها، فاکتور مناسبی جهت تشخیص زودهنگام در مبتلایان به سرطان پستان بود.
همایون یکتایی، محمد منثوری،
دوره 78، شماره 6 - ( 6-1399 )
چکیده
سرطان پستان، شایعترین سرطان در بین زنان میباشد و هر چقدر سرطان پستان زودتر تشخیص داده شود، درمان آن آسانتر است. رایجترین روش تشخیص سرطان سینه ماموگرافی میباشد. ماموگرافی یک عکس رادیوگرافی ساده از پستان و ابزاری برای کشف زودرس سرطانها و تومورهای غیرقابل لمس پستان است. با اینحال، با توجه به برخی محدودیتهای این روش مانند حساسیت کم بهویژه در سینههای متراکم، روشهای دیگری مانند ماموگرافی سه بعدی، سونوگرافی و تصویربرداری با رزونانس مغناطیسی اغلب برای دستیابی به اطلاعات بیشتر و دقیقتر پیشنهاد میشود. بهتازگی، سیستمهای تشخیص یا تشخیص هوشمند با کمک رایانه برای کمک به رادیولوژیستها بهمنظور افزایش دقت تشخیصی تولید شدهاند. بهطورکلی، یک سیستم کامپیوتری از چهار مرحله پیشپردازش، تقسیم مناطق مورد علاقه (ROI)، استخراج و انتخاب ویژگیها و در آخر طبقهبندی تشکیل میشود. امروزه استفاده از روشها و تکنیکهای پردازش تصویر و شناسایی الگوها در تشخیص و تعیین خودکار سرطان پستان از روی تصاویر ماموگرافی و حتی آسیبشناسی دیجیتال که یکی از روندهای در حال ظهور در پزشکی مدرن است، باعث کم شدن خطاهای انسانی و افزایش سرعت تشخیص میشوند. در این مقاله مروری به بررسی کارهای انجام شده و معایب و مزایای آن در زمینهی تشخیص سرطان پستان به کمک شبکههای عصبی بهویژه شبکه عصبی کانوولوشن (Convolutional artificial neural network) که در تشخیص انواع سرطانها بهویژه تشخیص هوشمند سرطان پستان بهطور گستردهای استفاده شده است، پرداخته شده است. بررسی مقالات نشان میدهد که الگوریتمهای ترکیبی در بهبود طبقهبندی و دقت تشخیص بهتر بودهاند.
آرزو کاظمزاده، ایرج عابدی، علیرضا عموحیدری، عاطفه شیروانی،
دوره 78، شماره 9 - ( 9-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: تاکنون روشهای درمانی متفاوتی برای پرتودرمانی بیماران مبتلا به سرطان پیشنهاد شده است. انتخاب روش درمانی مناسب بر کیفیت درمان موثر میباشد. هدف از انجام مطالعه حاضر، بررسی میزان تاثیر تعداد جلسات پرتودرمانی و میزان دوز دریافتی بیمار در هر جلسه، بر توزیع دوز تومور و دوز دریافتی بافتهای در معرض خطر در پرتودرمانی سرطان پستان بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی آیندهنگر بر روی طرح درمان 35 بیمار کاندیدای پرتودرمانی پستان چپ که بین مرداد 1398 تا فروردین 1399 به بیمارستان میلاد اصفهان مراجعه کردهاند، انجام شد. این بیماران سابقه جراحی و شیمیدرمانی نداشتهاند و غدد لنفاوی سوپراکلاو و زیربغل آنها نیز درگیر نبوده است. بیماران با جدول درمانی تقطیع دوز معمولی (Conventional fractionation, CF) یا جدول هایپوفرکشن (Hypo fractionation, HF) درمان شدند. پارامترهای دوزیمتری مختلف برای اندام هدف و اندامهای در خطر مانند شاخص انطباق، شاخص همگنی و دوز میانگین از نمودار توزیع دوز حجم استنتاج گردید و جهت بررسی دو جدول درمانی مختلف، با یکدیگر مقایسه شدند.
یافتهها: دادههای بهدست آمده از این مطالعه بیانگر کاهش دوز میانگین تمام اندامها در روش هایپوفرکشن نسبت به روش تقطیع دوز معمولی است که برای تومور، ریه و پوست معنادار بود (0/0P=). همچنین دوز ماکزیمم پوست نیز در روش هایپوفرکشن کاهش پیدا کرد. از طرفی، مقادیر شاخصهای همگنی و انطباقی در دو روش تفاوت چشمگیری را نشان ندادند (مقدار P بهترتیب برابر 99/0 و 86/0).
نتیجهگیری: بهطورکلی، رژیمدرمانی هایپوفرکشن منجر به کاهش فاکتورهای دوزیمتری نسبت به تقطیع دوز معمولی میگردد. و همچنین بهدلیل کاهش طول دوره درمانی میتواند بهعنوان روش جایگزینی در پرتودرمانی سرطان پستان بهکار برود.
بیتا اسلامی، رامش عمرانیپور، بهاره حسامیفر، زهرا بهبودی مقدم، امیرمحسن جلائیفر،
دوره 78، شماره 11 - ( 11-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین سرطان در خانمهاست و درمان آن شامل جراحیهای مختلفی می باشد. پرسشنامههای Breast-Q ابزار جدیدی برای گزارش پیامدهای جراحیهای مختلف پستان توسط بیماران میباشند. هدف از این مطالعه، ایجاد نسخه فارسی پرسشنامههای Breast-Q و ارزیابی روایی و پایایی نسخه فارسی پرسشنامه بازسازی پستان میباشد.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت مقطعی میباشد و جامعهآماری این پژوهش بهصورت نمونهگیری آسان از خانمهای مراجعهکننده به کلینیک سرپایی انستیتو کانسر بیمارستان امامخمینی در فاصله شهریور 1396 تا مهرماه 1398 و با سابقه سرطان و جراحیهای مختلف پستان، انتخاب شدهاند. پس از اخذ اجازه از سازندگان پرسشنامه و ترجمه پرسشنامهها به فارسی، روایی صوری و محتوایی و پایایی ماژول بازسازی پستان انجام گردید. در نهایت پرسشنامه جدید در 20 نفر از خانمهایی که حداقل شش ماه از بازسازی آنها به روش TRAM flap گذشته بود، بهصورت پایلوت ارزیابی شد.
یافتهها: پس از تهیه نسخه فارسی پرسشنامهها، طی فرآیند روایی صوری و محتوایی پرسشنامه بازسازی پستان که شامل 116 گویه بود با 72 گویه و با کسب امتیاز ضریب تاثیر بالای 5/1 برای تمامی گویهها، و نمره CVR و CVI مطلوب استخراج گردید. پایایی درونی ابزار با محاسبه آلفای کرونباخ 94/0 تایید گردید. نتایج نشان داد که کیفیت زندگی افراد به لحاظ روانی و جنسی و رضایتمندی از پستان پایین است.
نتیجهگیری: با توجه به محدودیت پرسشنامههای اختصاصی برای پروسیجرهای مختلف جراحی پستان، پرسشنامههای Breast-Q جهت بررسی کیفیت زندگی و رضایتمندی بیماران بسیار سودمند میباشند. از آنجاییکه ترجمه پرسشنامه، روا و پایا شده است، میتواند در تحقیقات آینده سایر محققین مورد استفاده قرار گیرد.