527 نتیجه برای Ph
مرضیه نجفی، سیما مرزبان، رویا رجایی، بهروز پورآقا،
دوره 81، شماره 12 - ( 12-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: کنترل اضافه وزن و چاقی با کاهش خطر بیماریهای مزمن مانند دیابت مرتبط است. یکی از کارآمدترین راهکارهای مدیریت وزن استفاده از ابزارهای دیجیتال بهخصوص تلفنهای هوشمند میباشد. این مطالعه با هدف شناسایی اپلیکیشینها و رویکردهای مدیریت وزن بدن در بیماران دیابتی انجام شد.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه مروری سیستماتیک میباشد که در ابتدا با استفاده از مرور سیستماتیک مطالعات منتشر شده در حوزه سلامت دیجیتال برای مدیریت وزن در بیماران دیابتی از مهر 1401 تا مهر 1402جستجو شدند. جستجو در دو پایگاه داده Web of Science و PubMed با استفاده از کلمات کلیدی مرتبط انجام شد. پس از غربالگری و ارزیابی کیفی مستندات، هشت مطالعه انتخاب شد. سپس وبسایتهای شرکتهای تولیدکننده اپلیکیشنهای شناسایی شده برای شناسایی ویژگیهای هر اپلیکیشن بررسی شد.
یافتهها: در این مطالعه هشت برنامه تلفن همراه که برای مدیریت وزن بیماران دیابتی استفاده میشدند انتخاب شدند. این برنامهها دارای کارایی بالقوه، مقبولیت بالا و تجربیات مطلوب در کاربران هستند. همچنین مدیریت دیابت و کیفیت زندگی با استفاده از این اپلیکیشنها بهبود یافت.
نتیجهگیری: راه حلهای سلامت دیجیتال بازبینی شده راه را برای رویکردی شخصیتر، جذابتر و مؤثرتر برای مدیریت وزن بدن در بیماران دیابتی هموار میکند. با ادامه پیشرفت فناوری، این مداخلات دارای پتانسیل ایفای نقش محوری در بهبود خود مدیریتی دیابت، افزایش کیفیت زندگی و کمک به نتایج سلامت بهتر برای افراد مبتلا به دیابت است.
مریم بهمرام، محمد قاسم حنفی، احمد فخری زاده، مهسا اخوان صباغ، الهام فرهادی،
دوره 82، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری کبد چرب غیرالکلی (NAFLD) یک بیماری مزمن و پیچیده است که به تجمع نامتعارف چربی در بافت کبد منجر میشود. هدف از این مطالعه بررسی سایز کبد و ارتباط آن با درجه کبد چرب در بیماران مبتلا به NAFLD است.
روش بررسی: بیماران از میان مراجعهکنندگان به کلینیک رادیولوژی و سونوگرافی بیمارستان گلستان اهواز از خرداد 1401 تا اردیبهشت 1402 جهت سونوگرافی کبد انتخاب شدند. معیار انتخاب بیماران شرایط بالینی stable، و بازه سنی 60-30 سال بوده است. برای تمامی بیماران آنزیمهای کبدی ALT و AST اندازهگیری گردیدند. پس از انجام سونوگرافی در افرادی که نتایج سونوگرافی آنها کبد چرب را نشان داد، grade کبد چرب و span کبد اندازهگیری گردید.
یافتهها: براساس نتایج سونوگرافی، span تمامی بیماران بهطور میانگین 7/14±4/148 سانتیمتر بود که این میزان بهطور معناداری در بیماران با گرید دو NAFLD بالاتر بود (001/0>P). بین گریدهای مختلفNAFLD، از نظر شاخص توده بدنی (BMI) تفاوت معنادار دیده شد (001/0>P). میانگین BMI در گرید یک بهطور معناداری از گریدهای دو و سه کمتر بود (05/0>P). میانگین ALT در گرید یک بهطور معناداری از گریدهای دو و سه کمتر بود (05/0>P). بیشترین میزان AST در گرید سه دیده شد (001/0>P).
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان داد با پیشرفت NAFLD، آنزیمهای کبدی و سایز کبد افزایش مییابند که افزایش سایز کبد براساس معیارهای سونوگرافی پیشنهاد کننده گرید دو NAFLD میباشند، درحالیکه افزایش AST و BMI پیشنهاد کننده گرید سه NAFLD و پیشرفت به سمت سیروز میباشد.
محسن سادات شهابی، احمد شالباف،
دوره 82، شماره 2 - ( 2-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال افسردگی عمده یکی از شایعترین و ناتوانکنندهترین اختلالات روانی میباشد. باتوجه به کاهش کیفیت زندگی این بیماران و ماهیت پیشرونده این بیماریها، تشخیص به هنگام و درمان موثر این بیماری روانی ضروری میباشد. در این پژوهش از سیگنالهای مغزی افراد برای تشخیص دقیق ابتلا به اختلال افسردگی عمده با استفاده از روشهای هوش مصنوعی استفاده میشود.
روش بررسی: در این مطالعه تحلیلی که از شهریور 1402 تا اسفند 1402 در دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهیدبهشتی انجام شده است، وجود اختلال افسردگی عمده در 58 مراجعهکننده به کلینیک روانپزشکی با استفاده از مصاحبه حضوری با روانپزشک متخصص بررسی شد و 30 نفر با اختلال افسردگی عمده تشخیص داده شدند. سیگنال مغزی الکتروانسفالوگرام از این افراد ثبت شده و پس از پیشپردازش و تمیز شدن سیگنال بهعنوان ورودی به مدلهای هوش مصنوعی داده شد. مدلهای هوش مصنوعی EEGNet، ShallowConvNet و DeepConvNet که مبتنی بر مدلهای یادگیری عمیق کانولوشنی توسعه یافتند، برای دستهبندی سیگنالهای مغزی افراد سالم و افسرده استفاده شدند. دقت دستهبندی این مدلها روی داده تست جداگانه گزارش شده است.
یافتهها: دقت تفکیک سیگنال مغزی افراد سالم و افسرده توسط مدلهای EEGNet، ShallowConvNet و DeepConvNet بهترتیب برابر 3/92%، 2/83% و 2/92% میباشد. همچنین مدل EEGNet با حساسیت 9/98% و ویژگی 1/79% بهترین عملکرد را در میان مدلهای بررسی شده داشته است.
نتیجهگیری: دستهبندی افراد افسرده و سالم از روی سیگنال EEG با دقت بالا و بهصورت تعمیمپذیر امکانپذیر است و مدلهای هوش مصنوعی پیشنهاد شده میتوانند در کلینیکهای روانپزشکی بهعنوان ابزارهای کمک تشخیصی مورد استفاده قرار گیرند.
حامد علیزاده پهلوانی، میترا تجری، محدثه حضوری،
دوره 82، شماره 2 - ( 2-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: برای افراد مبتلا به دیابت، ورزش میتواند از طریق پروتئینهای تنظیمکننده کلیدی مانند پروتئین کیناز فعال شده با آدنوزین مونوفسفات (AMPKα1/2)، پروتئین شبه داینامین (DLP1) و پروتئین مربوط به اتوفاژی 13 (ATG13) ابزار قدرتمندی برای مدیریت دیابت و بهبود سلامت کلی باشد.
روش بررسی: این مطالعه از اردیبهشت 1402 تا تیر 1402 به طول انجامید. در این پژوهش تجربی، 12 سر رت نر دو ماهه با میانگین وزنی g 30±280 از نژاد اسپراگداولی مشارکت داشتهاند. برای القای دیابت نوع 2، محلول نیکوتینآمید با دوز mg/kg 110 و استرپتوزوتوسین (STZ) با دوز mg/kg 60 تزریق گردید. قندخون بین 126 تا mg/dl 260 بهعنوان شاخص القای دیابت تعیین شد. رتهای دیابتی بهطور تصادفی به گروه تمرین (شش سر) و کنترل (شش سر) تقسیم شدند. گروه تمرین تناوبی با شدت متوسط (Moderate-intensity interval training) بهمدت چهار هفته و هر هفته چهار جلسه تمرین کردند. برنامه تمرین چهار وهله سه دقیقهای با شدت معادل 75%-55 سرعت بیشینه و دورههای استراحت فعال دو دقیقهای با شدت 45%-35 سرعت بیشینه انجام شد. پس از 24 ساعت از آخرین تمرین، رتها بیهوش شدند و بافت عضله نعلی جدا شد و از طریق روشهای وسترن بلات پروتئینها اندازهگیری شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد MIIT سبب افزایش غیرمعنادار پروتئین AMPK (29/0P=) و ATG13 (079/0P=) میشود در حالیکه کاهش معناداری بر DLP1 (002/0P=) دارد.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد MIIT از طریق کاهش DLP1 میتواند در متابولیسم انرژی و فرآیند اتوفاژی برای بهینهسازی میتوکندری سلول در عضله نعلی رتهای دیابتی تاثیر مفیدی ایجاد کند.
غزال منصوری، فاطمه نوری کوهبنانی، فاطمه کرمی رباطی، ربابه حسینی سادات،
دوره 82، شماره 2 - ( 2-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: انتخاب تخصص در رشته پزشکی، یک تصمیم مهم برای فرد و سیستم سلامت است. هدف مطالعه حاضر، بررسی عوامل مؤثر بر علاقهمندی دستیاران تخصصی به ادامه تحصیل در رشتههای فوقتخصصی بود.
روش بررسی: مطالعه توصیفی-مقطعی حاضر از فروردین تا اسفند 1400 به بررسی عوامل مؤثر بر علاقهمندی 261 دستیار تخصصی به ادامه تحصیل پرداخت. تمامی دستیاران تخصصی دانشگاه علوم پزشکی کرمان که تا پایان اسفند 1400 دوران دستیاریشان ادامه داشت به روش سرشماری انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها، یک پرسشنامه چهار قسمتی بود.
یافتهها: میانگین سن دستیاران، 90/3±53/31 سال بود. 5/57%، علاقه به ادامه تحصیل داشتند. بیشترین علت علاقهمندی آنها، «افزایش دانش عملی-بالینی» بود (1/80%) که در دستیاران داخلی مشاهده شد (33/17%). سن، رشته تخصصی و داشتن بستگان درجه اول دارای مدرک فوقتخصص با علاقه دستیاران به ادامه تحصیل، ارتباط معناداری داشتند.
نتیجهگیری: درصد قابلتوجهی از دستیاران، علاقهمند به ادامه تحصیل بودند که تحت تأثیر سن، رشته تخصصی دستیار و داشتن بستگان درجه اول دارای مدرک فوقتخصص بود.
فاطمه خاکسار مدنی، عظیم معتمدفر، محمد مومن غریبوند،
دوره 82، شماره 3 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان یکی از شایعترین سرطانها در زنان و یکی از علل اصلی مرگومیر در سراسر جهان است. تعیین وضعیت لنف نودهای آگزیلاری بدونمتاستاز دور دست، مهمترین شاخص پیشآگهی در بیماران مبتلا به سرطان پستان است. سونوگرافی بهعنوان یک روش تشخیصی غیرتهاجمی، بهویژه در ارزیابی بافتهای متراکم پستان کاربرد دارد. این مطالعه با هدف ارزیابی دقت سونوگرافی در تشخیص لنف نودهای آگزیلاری بدخیم در بیماران مبتلا به سرطان پستان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی بر روی 150 بیمار مبتلا به سرطان پستان که به بیمارستان گلستان اهواز از مهر ماه 1400 تا آبان ماه 1401 مراجعه کرده بودند، انجام شد. بیماران پس از معاینات اولیه و با استفاده از دستگاه سونوگرافی GE مدل S6 logic موردارزیابی قرار گرفتند. دادهها با استفاده از نرمافزار Stata تحلیل و حساسیت و ویژگی سونوگرافی با استفاده از نتایج پاتولوژی بهعنوان استاندارد طلایی محاسبه شدند.
یافتهها: در این مطالعه، مشخص شد که7/77% از بیماران دارای لنف نودهای متاستاتیک بودند، که نشاندهنده شیوع بالای متاستاز در جمعیت مطالعهشده است. حساسیت و ویژگی سونوگرافی در تشخیص لنف نودهای بدخیم به ترتیب 09/86% و 52/51% محاسبه شد. نتایج همچنین نشان داد که لنف نودهایی با ویژگیهای رادیولوژیک بدخیمی، بهطور معناداری با نتایج پاتولوژیک مثبت همبستگی داشتند.
نتیجهگیری: سونوگرافی میتواند بهعنوان یک ابزار ارزشمند در تشخیص لنف نودهای آگزیلاری بدخیم در بیماران مبتلا به سرطان پستان مورداستفاده قرار گیرد. با اینحال، برای تعیین دقیقتر نقش سونوگرافی در مدیریت این بیماران نیاز به تحقیقات بیشتری است.
خدیجه سهرابی، عباسعلی گایینی، الهام شیرزاد، شهرام خورشیدی، شهریار نفیسی، حمیدرضا فاتح،
دوره 82، شماره 4 - ( 4-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: آتروفی عضلانی نخاعی (SMA)، نوعی بیماری تخریبکننده عصبی است که دلیل آن جهش در ژن بقای نورون حرکتی یک است. این جهش بهروش اتوزومال مغلوب به ارث میرسد و بهضعف و آتروفی پیشرونده عضلات پروگزیمال منجر میشود. این بیماری به پنج نوع (صفر تا چهار) طبقهبندی میشود. بهدلیل هزینه زیاد روشهای درمانی، اهمیت زمان دریافت درمان و پاسخهای گوناگون بیماران به درمانها، بسیاری از مبتلایان از روشهای درمانی بهره کافی نمیبرند. باتوجهبه نقش احتمالی تمرین مقاومتی در بهترشدن عملکرد این بیماران، هدف این مطالعه، بررسی تأثیر تمرین مقاومتی بر کیفیت زندگی و خستگی بیماران SMA نوع III بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر بهصورت توسعهای و نیمه تجربی در بیمارستان شریعتی تهران، از تیر 1402 تا شهریور 1402 انجام شد. 14 بیمار سرپای SMA نوع III بهصورت تصادفی به دو گروه تمرین و کنترل تقسیم شدند. گروه تمرین بهمدت 10 هفته تمرین مقاومتی اندام تحتانی را با شدت شش تا هشت مقیاس تمرین مقاومتی بزرگسالان انجام دادند. در این مدت، گروه کنترل به فعالیت عادی روزانه خود ادامه دادند. کیفیت زندگی و شدت خستگی هر دو گروه با استفاده از پرسشنامه کوتاه 36 سؤالی (SF-36) و مقیاس شدت خستگی FSS، پیش و پس از 10 هفته مداخله سنجیده شد.
یافتهها: در کیفیت زندگی، زیرمقیاس کارکرد جسمانی و خستگی در گروه تمرین در مقایسه با گروه کنترل تفاوت معناداری نشان داد. همچنین، در مقیاس شدت خستگی، تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده شد.
نتیجهگیری: تمرین مقاومتی پیشرونده اندام تحتانی به بهترشدن کیفیت زندگی و کاهش خستگی بیماران SMA نوع III منجر شد.
نوید قرایی، محمد علی جعفری، مائده جعفری، فاطمه کرمی رباطی، سعیده پرورش،
دوره 82، شماره 4 - ( 4-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: نفرولیتیازیس یکی از قدیمیترین بیماریهای سیستمیک شناختهشده کلیه و مجاری ادراری در کودکان است. هدف مطالعه حاضر، مقایسه سطح سرمی ویتامین D در کودکان مبتلا به نفرولیتیازیس و کودکان سالم بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-مقطعی روی 74 کودک مبتلا به سنگ کلیه و 63 کودک سالم مراجعهکننده به بیمارستان افضلیپور کرمان از مهر 1396 تا شهریور 1398 انجام شد. همه بیماران، تحت سونوگرافی کلیهها و مجاری ادراری قرار گرفتند. تشخیص سنگ کلیه براساس نظر رادیولوژیست بود. مشخصات دموگرافیک بیماران (سن و جنس) ثبت شد. آزمایش خون بیماران از نظر ویتامین D و کلسیم بررسی شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها، از روشهای آمار توصیفی، تحلیلی و SPSS software, version 21 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) استفاده شد.
یافتهها: میانگین سن کودکان مبتلا به سنگ کلیه و کودکان سالم، بهترتیب، 8/1±41/5 و 41/0±06/10 سال بود (971/0=P). بیشترین تعداد بیماران، پسر بودند (1/58%). 7/29% بیماران و 9/15% کودکان سالم، سابقه خانوادگی سنگ کلیه داشتند (056/0P=) 71/6% بیماران، سنگ کلیه یک طرفه و 28%، سنگ کلیه دو طرفه داشتند. میانگین سطح سرمی ویتامین D در کودکان سالم (021/0=P) و میانگین کلسیم در کودکان مبتلا به سنگ کلیه، بیشتر بود (001/0=P). میانگین کلسیم در کودکان مبتلا به سنگ کلیه که سابقه خانوادگی سنگ کلیه داشتند، بیشتر بود (018/0=P). میانگین کلسیم در کودکان با سنگ کلیه دو طرفه بیشتر بود (033/0=P). میانگین کلسیم در کودکان مبتلا به سنگ کلیه با کمبود ویتامین D (001/0=P) و سطح کافی ویتامین D (037/0=P) بیشتر بود.
نتیجهگیری: میانگین سطح سرمی ویتامین D در کودکان سالم بهطور قابلتوجهی بیشتر از کودکان مبتلا به سنگ کلیه و میانگین کلسیم در کودکان مبتلا به سنگ کلیه، بهطور قابلتوجهی بیشتر از کودکان سالم بود. مطالعات گستردهتر با تعداد بیماران بیشتر برای بررسی این رابطهها، مورد نیاز است.
نوید کلانی، حسن ضابطیان، شهرام شفا، عرفانه علیرضایی، فاطمه افتخاریان، رضا صحرایی،
دوره 82، شماره 4 - ( 4-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: به تازگی از اپینفرین برای افزایش عمق و طولمدت بیدردی حاصل از بیحسکنندههای موضعی استفاده میشود و بهصورت موضعی برای کاهش انتشار بیحسکننده موضعی و کاهش خونریزی ناشی از جراحی بهطور گسترده مورد استفاده قرار میگیرد. بنابراین این مطالعه با هدف بررسی تاثیر افزودن دوزکم اپینفرین بههمراه بوپیواکایین داخل نخاعی و فنتانیل بر ثبات همودینامیک بیماران تحت عمل جراحی ارتوپدی اندام تحتانی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سویهکور بر روی 30 بیمار 18 تا 85 سال تحت عمل جراحی ارتوپدی اندام تحتانی مراجعهکننده به بیمارستان پیمانیه شهرستان جهرم از شهریور تا آذر1400، انجام شد. بیماران بهروش تخصیص تصادفی به دو گروه، A (اپینفرین+فنتانیل+ بوپیواکایین) و گروه B (بوپیواکایین+ فنتانیل)، تقسیمبندی شدند. فشارخون سیستول، فشارخون دیاستول، فشارخون متوسط شریانی، ضربان قلب و میزان اشباع اکسیژن خون شریانی در زمانهای پیش و پس از بیحسی، حین عمل و ورود و خروج از ریکاوری ثبت شد.
یافتهها: میانگین فشارخون سیستولیک، دیاستولیک، متوسط شریانی و ضربان قلب در زمانهای پیش و پس از بیحسی، 15، 45،30، 60،75، 90، 120 دقیقه پس از تزریق دارو و در ورود به ریکاوری و خارج از ریکاوری، بین دو گروه اپینفرین+ فنتانیل+بوپیوکائین و فنتانیل+بوپیوکائین تفاوت معنادار نداشت. میانگین O2SAT در زمانهای قبل از بیحسی، 15، 30 و 75 دقیقه پس از تزریق دارو، بین دو گروه اپینفرین+ فنتانیل+بوپیوکائین و فنتانیل+بوپیوکائین تفاوت معنادار وجود داشت (05/0>P).
نتیجهگیری: استفاده از ترکیب اپینفرین+ فنتانیل+بوپیوکائین داخل نخاعی نسبت بهترکیب فنتانیل+ بوپیواکایین تفاوت قابلتوجهی در متغیرهای بررسی شده علایم حیاتی بیماران نداشته است.
یونس سلیمانی، فرحناز آقاحسینی، پیمان شیخزاده،
دوره 82، شماره 5 - ( 5-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: تصویربرداری پزشکی هستهای دقت بالایی در ارزیابی متابولیسم ضایعات سرطان کولون نشان داده است. هدف از این مطالعه بررسی قابلیت فیچرهای رادیومیکس استخراجشده از تصاویرپزشکی هستهای بهعنوان بیومارکرهای غیرتهاجمی متابولیسم ضایعه در بیماران مبتلابه سرطان کولون از طریق بررسی همبستگی این فیچرها با مقادیر (standardized uptake value, SUV) max بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع مقطعی بود که از مرداد ماه 1401 تا مرداد ماه 1402 در گروه پزشکی هستهای دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. در این مطالعه از تصاویر پزشکی هستهای مربوط به 60 بیمار مبتلابه سرطان کولون اولیه استفاده شد. ضایعات سرطان کولون به شکل دستی بر روی تصاویر PET جداسازی شده و تعداد 32 فیچر رادیومیکس بافتی textural از تصاویر استخراج شدند. سپس با استفاده از آزمون آماری Spearman correlation coefficient همبستگی این فیچرها با مقادیر SUVmax مورد بررسی قرار گرفت. همچنین مقدار (05/0P<) بهعنوان سطح معناداری آزمون در نظر گرفته شد.
یافتهها: بیش از 96% از فیچرهای رادیومیکس (31 فیچر از 32 مورد) همبستگی معناداری با مقادیر متابولیسم ضایعه داشتند (05/0P<). از این بین فیچرهای GLZLM_HGZE و GLZLM_SZHGE بیشترین همبستگی معنادار را با مقادیر SUVmax داشتند (به ترتیب با ضرایب همبستگی 9881/0، 9723/0 و سطوح معناداری 0001/0>، 0001/0>). از طرفی فیچر GLZLM_LZHGE همبستگی معناداری با مقادیر متابولیسم ضایعه نشان نداد (05/0P>).
نتیجهگیری: روش رادیومیکس این پتانسیل را دارد تا بهعنوان یک روش کاملا غیرتهاجمی جهت ارزیابی متابولیسم ضایعات سرطان کولون مورد استفاده قرار گیرد و پایش و درمان بیماران مبتلابه سرطان کولون را تسهیل کند.
شهلا احمدی هلیلی، زهرا سلطانی، سعید حسام، مریم خمبی شوشتری،
دوره 82، شماره 5 - ( 5-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: نفروپاتی دیابتی یکی از مهمترین عوارض دیابت در سراسر جهان محسوب میشود. بیوپسی کلیه در بیماران دیابتی کمتر انجام میشود. اگرچه این بیماران میتوانند بیماریهای گلومرولی غیر از نفروپاتی دیابتی داشته باشند. بنابراین در این مطالعه نتایج حاصل از بیوپسیهای کلیه انجامشده برروی بیماران دیابتی در بیمارستانهای امام خمینی و گلستان اهواز در جنوب غرب ایران، را مورد بررسی قرار دادیم.
روش بررسی: در این مطالعهی توصیفی-مقطعی گذشته نگر اطلاعات مربوط به نمونهی بیوپسی 67 بیمار با تشخیص دیابت که تحت بیوپسی کلیه قرار گرفته بودند، از شهریور 1392 تا شهریور1397 جمعآوری و ثبت شدند و سپس از نظر آماری مقایسه شدند.
یافتهها: نتایج مطالعهی حاضر نشان داد که شایعترین درگیری کلیوی در بیماران دیابتی بهترتیب شامل نفروپاتی دیابتی (2/67%)، نفروپاتی دیابتی و نفریت توبولواینترستیشیال حاد (5/7%)، نفریت توبولواینترستیشیال حاد (6%) و گلومرونفریت ممبرانو (6%) میباشد. همچنین مشخص شد که شایعترین کلاس نفروپاتی در موارد گزارششده بهترتیب شامل کلاس IV (9/47%)، III (4/35%)، II (5/12%) و I (2/4%) بود. علاوهبراین، فراوانی انواع نفروپاتی در بیماران مورد مطالعه براساس سن، جنس، پروتیین اوری و هماچوری تفاوت آماری معناداری نداشت.
نتیجهگیری: باتوجه به نتایج به دست آمده لازم است در انتخاب بیماران دیابتی برای بیوپسی از کلیه دقت بیشتری انجام شود و آستانه بیوپسی کلیه در بیماران دیابتی بالاتر رود تا کاهش خطر عوارض و هزینهها را به همراه داشته باشد.
محمدحسین ربانی، پروین فرزانگی، محمد علی آذربایجانی،
دوره 82، شماره 6 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: تمرینات هوازی و مصرف برخی مکملها مانند اسید اورسولیک ممکن است با فعال یا غیرفعال کردن برخی از ژنها و مسیرهای سیگنالینگ، باعث کاهش سارکوپنی و کاهش استئوپروزیس شود. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر تمرینات هوازی و مکمل اسید اورسولیک بر بیان ژنهای مرتبط با مسیرهای التهابی و اتوفاژی در دیابت نوع دو بود.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در بازه زمانی اردیبهشت 1402 تا مهر 1402 در دانشگاه آزاد واحد ساری انجام شد. در این پژوهش، 30 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار (12 ماهه، میانگین وزن g 390) به پنج گروه سالم، دیابتی، دیابتی + تمرین، دیابتی + مکمل، دیابتی + تمرین + مکمل تقسیم شدند. القای دیابت با تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین (mg/kg 50 وزن بدن) انجام شد. تمرین هوازی بهمدت هشت هفته، پنج روز در هفته اجرا شد. گروههای مکمل، دوز 250 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن اسید اورسولیک را روزانه دریافت کردند.
یافتهها: تحلیل دادهها نشان داد که بین گروههای مختلف پژوهش در سطوح بیان ژنهای LC3، Becline-1، TNFα، IL-1β، Akt، FOXO3 تفاوت معناداری به لحاظ آماری وجود داشت (05/0P<). در گروه دیابتی نسبت به گروه سالم، میزان بیان LC3، Becline-1، TNFα و IL-1β افزایش (000/0=P) و بیان Akt کاهش معناداری نشان داد (05/0P<). بین گروههای مداخله نیز تفاوتهای معناداری مشاهده شد (05/0>P).
نتیجهگیری: تمرین هوازی و مصرف مکمل اسید اورسولیک بر مسیرهای التهابی و اتوفاژی تأثیر گذاشته و باعث کاهش آتروفی سلولی در دیابت نوع دو میشود. این مداخلات میتوانند در بهبود عملکرد عضلانی و پیشگیری از آسیبهای سلولی مؤثر باشند.
مجید جهانشاهی، مرتضی طاهری، سید عبدالهادی دانشی، مصطفی حاجی رضایی،
دوره 82، شماره 6 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: کرانیکتومی فشاری روش مدیریتی بیماران مبتلا به فشار داخل جمجمه بالا و ادم مغزی است. گرچه تکنیک انجام این روش ساده است اما با عوارض زیادی همراه است. گزارش شده است که عوارض با پیامد بدتری همراه است. هدف این مطالعه بررسی فراوانی و عوامل مرتبط با اختلال گردش مایع مغزی نخاعی پس از کرانیکتومی دکمپرسیو میباشد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی تحلیلی بر روی 79 بیمار که در بیمارستان شهدای هفتم تیر تحت کرانیکتومی دکمپرسیو قرار گرفتهاند، انجام شد. با بررسی پرونده بیماران، اطلاعات دموگرافیک، بالینی و یافتههای سیتیاسکن بیماران جمعآوری شد. پس از تعیین بیماران با اختلال در گردش مایع مغزی، عوامل مرتبط با اختلال گردش مایع مغزی نخاعی پس از کرانیکتومی دکمپرسیو با استفاده از Logistic regression چند متغیره تعیین شد.
یافتهها: میانگین سنی بیماران 64/12±56/40 سال و 3/82% مرد بودند. در مجموع 7/36% (19 نفر) بیماران به درجاتی از هیگروم ساب دورال مبتلا شدند. 19% (15 نفر) طی شش ماه اول پس از جراحی دچار هیدروسفالی شدند. نتایج رگرسیون لجستیک چندمتغیره نشان داد که ابتلا به هماتوم داخل بطن (6/240: OR، :CI95% 9414/36-15/6، 003/0P=) و عمل مجدد (91/75: OR، :CI95% 1485/43-88/3، 004/0P=) دو عامل مستقل مرتبط با ابتلا به هیدروسفالی در بیماران تحت کرانیکتومی دکمپرسیو هستند.
نتیجهگیری: در بیماران تحت کرانیکتومی دکمپرسیو، وجود هماتوم در بطنهای مغز و عمل جراحی مجدد دو عامل خطر ابتلا به اختلال در گردش مایع مغزی نخاعی هستند.
محمد غلامی، علیرضا محمودآبادی، مریم مرادی، حسین نظامی، حمیده محمدزاده،
دوره 82، شماره 7 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: آلوپسی آندروژنتیک شایعترین علت ریزش مو میباشد. مطالعات مختلف نتایج متفاوتی از ارتباط بیماریهای قلبی عروقی را با آلوپسی آندروژنتیک ذکر کردهاند. مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط بین آلوپسی آندروژنتیک با ضخامت اینتیما مدیای شریان کاروتید انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد شاهدی از مهر 1400 تا خرداد 1401 بر روی 100 نفر از مراجعهکنندگان به کلینیک پوست و مو بیمارستان علامه بهلول در دو گروه 50 نفره مورد و شاهد با سن کمتر از 40 سال انجام شد. افراد از نظر سن و جنس همسانسازی شدند. بیماران مبتلابه آلوپسی براساس تشخیص پزشک معالج به سه دسته خفیف، متوسط و شدید طبقهبندی شدند. ضخامت لایه اینتیما مدیا شریان کاروتید با استفاده از سونوگرافی اندازهگیری شد.
یافتهها: در هر گروه 37 نفر مرد و 13 نفر زن حضور داشت هرچند نتایج بهدست آمده نشاندهنده بالاتر بودن ضخامت لایه اینتیما مدیا شریان کاروتید در بیماران مبتلا به آلوپسی آندروژنتیک بود ولی ارتباط آماری معناداری بین آلوپسی آندروژنتیک و ضخامت لایه اینتیما مدیا شریان کاروتید یافت نشد (66/0P=). همچنین بین میزان ضخامت اینتیما مدیا شریان کاروتید و مدت ابتلابه آلوپسی ارتباط آماری وجود داشت (03/0P=).
نتیجهگیری: با توجه به ارتباط بین میزان ضخامت اینتیما مدیا شریان کاروتید و مدت ابتلابه آلوپسی، میتوان گفت ارتباط احتمالی بین آلوپسی و آترواسکلروز وجود دارد اما جهت اثبات نیاز به انجام مطالعات با حجم نمونه بیشتر میباشد.
سارا رضاپور، محراب دیلمی، مرجان کاظمینیا،
دوره 82، شماره 7 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: دندانهای مولر اول فک پایین شایعترین دندانهایی هستند که تحت درمان اندودنتیک قرار میگیرند و از نظر آناتومیکی بسیار چالش برانگیز هستند. دانش کافی از منطقه خطر یا danger zone در ریشه مزیالی مولرهای اول مندیبل به کاهش ریسک اشتباه پرفوریشن حین درمان کمک میکند این یافتهها برای کلینیسین در افزایش موقعیت درمان ریشه دندان و آمادهسازی فضای پست مفید واقع میشود.
روش بررسی: این مطالعه تصاویر (Cone Beam Computed Tomography, CBCT) از 144 دندان مولر اول مندیبل از 74 بیمار 18 تا 66 ساله مراجعه کننده به یک مرکز تخصصی رادیولوژی فک وصورت در شهر گرگان در سال های 1397تا 1399 موردبررسی قرار گرفت. میانگین فاصله اوریفیس تا فورکا محاسبه شد و میانگین ضخامت عاج دیستالی کانالهای مزیوباکال و مزیولینگوال در سه، چهار و پنج میلیمتری زیر اوریفیس اندازهگیری شد. میانگین ضخامت عاج دیستالی بر حسب سن، جنس و سمت فکی موردبررسی قرار گرفت.
یافتهها: کمترین میانگین ضخامت دیواره دیستال کانالهای مزیوباکال و مزیولینگوال در فاصله پنج میلیمتری زیر اوریفیس کانال قرار داشت. میانگین ضخامت دیواره دیستال کانالهای مزیوباکال و مزیولینگوال در مردان بیشتر از زنان بهدست آمد (05/0P<). میانگین ضخامت دیواره دیستال با سن ارتباط معناداری نشان نداد (745/0P=) به جز در ناحیه سه و پنج میلیمتر زیر اوریفیس در کانال مزیوباکال که با سن ارتباط معنادار داشت (01/0P=) اختلاف معنادار آماری بین دو سمت فکی مشاهده نشد (543/0P=) به جز در ناحیه چهار میلیمتری زیر اوریفیس در کانال مزیولینگوال (05/0P<).
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان داد که منطقه خطر در عاج دیستالی کانالهای مزیوباکال و مزیولینگوال دندانهای مولر اول مندیبل در مردان و زنان در پنج میلیمتری زیر اوریفیس کانال مشاهده میشود.
سید محمد رضا هادوی، مریم زاهدی، نوید کلانی، نعیمه سادات اثماریان، رضا صحرایی،
دوره 82، شماره 9 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: جراحی ترمیم کمربند شانهای، منجر به درد شدید پس از عمل و محدودیت حرکت میشود. کنترل نامناسب درد پس از عمل باعث تاخیر در بازتوانی پس از عمل، ریسک ایجاد درد مزمن و افزایش مصرف یا سوء مصرف مخدرها میشود. لذا هدف از انجام این مطالعه مقایسه شدت درد طی دو هفته پس از عمل جراحی ترمیم کمربند شانهای، بین بیماران با بلوک اینتراسکالن به تنهایی و بیمارانی که بلوک اینتراسکالن به همراه مورفین وریدی گرفتند، میباشد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفیشده دو سویه کور با گروههای موازی بر روی 120 بیمار مراجعه کننده به بیمارستان چمران شیراز که تحت جراحی ترمیم پارگی کاف به روش باز قرار گرفتند در بازه زمانی خرداد تا آذر ماه 1403 انجام شد. بیماران شرکتکننده در مطالعه به وسیله بلوکهای متعادل شده به صورت تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. گروه مداخله یک تحت بلوک اینتراسکالن با 30 میلیلیتر روپیواکایین نیم درصد پیش از جراحی قرار گرفتند و گروه مداخله، علاوه بر بلوک اینتراسکالن، mg/kg 1% مورفین وریدی نیز دریافت کردند.
یافتهها: تفاوت معناداری بین گروهها از نظر سن، جنس، وزن و کلاس بیهوشی وجود نداشت (05/0P>). امتیاز شدت درد در گروه بلوک در همه زمانها بهطور قابلتوجهی بالاتر از گروه بلوک اینتراسکالن به همراه مورفین است.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از مطالعه حاضر نشان داد که ترکیب بلوک اینتراسکالن با مرفین در کاهش درد پس از عمل روتاتورکاف بهطور معناداری موثرتر از بلوک اینتراسکالن به تنهایی بوده است. این یافته نشان میدهد که استفاده از مرفین بهعنوان یک مسکن اضافی میتواند اثرات تسکینی بلوک اینتراسکالن را تقویت کرده و کاهش درد بهتری را فراهم آورد.
مهدیه سلطانی، سیده زهره سیدصالحی، ریحانه مهدوی،
دوره 82، شماره 9 - ( 9-1403 )
چکیده
با گسترش هوشمصنوعی، از انواع شبکههای عصبی مصنوعی بهعنوان ابزاری برای ایجاد قدرت تحلیل در سیستمهایکامپیوتری استفاده شد. مطالعاتی که با این هدف در حوزه دهان و دندان انجام شدهاند، عموما با تجزیهوتحلیل دادههای حجیم سروکار دارند. در این مطالعه روشهای مورد استفاده در تحلیل هوشمند و خودکار دادههای دندانپزشکی، موردبررسی قرارگرفتهاست. مطالعات بررسی شده به صورت مشترک از تصاویر رادیوگرافی سراسرنما (Ortho Pantoma Gram, OPG) استفاده و با سه هدف کلی تشخیص دندان (تفکیک هر دندان از دندانهای قبل و بعد)، بخشبندی نمونهای (تجزیه اطلاعات بصری تصویر بهصورت قطعه قطعه) و بخشبندی معنایی (تحلیل و فهم اطلاعات استخراجشده از تصویر) انجام شدهاند. برای حصول این موارد، وابسته به هدف پژوهش از مدلهای مختلف شبکههای عصبی مصنوعی استفاده شده است. در این مطالعه، به مقایسه عملکرد شبکههای عصبی مصنوعیِ به کار گرفته شده، پرداخته شده است. بهطورکلی تصاویر ورودی، ابتدا جهت آمادهسازی دادگان برای خوانش توسط سیستم، پیشپردازش و سپس به شبکه عصبی تعلیم داده شدهاند. در برخی موارد خروجی شبکه عصبی، به جهت بهبود نتایج، مجدد وارد چرخه پردازششدهاست. در مقالات موردبررسی بهمنظور تحلیل دادههای دندانپزشکی، بهطورکلی دو رویکرد دنبال شدهاست. در رویکرد حل مسئله به روش هوشمند، بیشتر از شبکههای عصبی پیچشی و در رویکرد خودکار، از روشهای کلاسیک و بدون یادگیری استفاده شده است، در مطالعاتی که بر مبنای شبکههای عصبی مصنوعی انجام شده است سیستم با درک تصویر، بخشبندی، استخراج ویژگی، طبقهبندی ویژگیها و مدلسازی شبکه و تنظیم متغیرهای آن، به یادگیری آنچه در هدف مطالعه تعیین شده پرداخته است.
محمد حاجی آقاجانی، محمد پارسا محجوب، رضا میری، رکسانا صادقی، فاطمه امیدی، مریم روزیطلب،
دوره 82، شماره 9 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: تغییرات قلب در بارداری، بهویژه تغییرات سمت چپ قلب طی پژوهشهای مختلف ارزیابی شدهاند. با اینحال، تغییرات بطن راست به خوبی مورد بررسی قرار نگرفته است. بدین ترتیب، پژوهش حاضر با هدف مقایسه تغییرات شاخص های اکوکاردیوگرافیک بطن راست در زنان باردار و زنان غیرباردار انجام شد.
روش بررسی: مطالعه به شیوه مورد-شاهدی انجام شد و 30 زن باردار در سه ماهه دوم سالم مراجعهکننده به درمانگاه زنان بیمارستان امام حسین (ع) تهران با روش اکوکاردیوگرافی بررسی شده و نتایج آنها با 30 زن غیرباردار و سالم مقایسه شدند. مطالعه از فروردین 1402 الی فروردین 1403 انجام شد. دادههای زمینهای شامل سن، قد، وزن و شاخص توده بدنی ثبت و مقایسه شدند. همچنین، شاخصهای آناتومیکی و عملکردی بطن راست ارزیابی و مقایسه شدند.
یافتهها: دو گروه مورد بررسی از نظر سنی مشابه، ولی وزن، قد و شاخص توده بدنی در دو گروه متفاوت بود، به طوری که وزن و شاخص توده بدنی در زنان باردار و قد در زنان غیرباردار بهطور معناداری بیشتر بود (05/0P<). مقایسه شاخصهای اکوکاردیوگرافیک نشان داد (Tricuspid regurgitation gradient, TRG) و (Fractional area change, FAC) در دو گروه بهطور معناداری متفاوت بود (در زنان باردار شاخص TRG بیشتر و شاخص FAC کمتر بود (05/0P<).
نتیجهگیری: شاخصهای FAC وTRG بهطور معناداری بین زنان باردار و گروه شاهد متفاوت بودند. توجه به تغییرات مقادیر طبیعی این متغیرها در زنان باردار میتواند در تسریع تشخیص اختلالات و پیشگیری از بروز وقایع قلبی حین بارداری مفید باشند.
الهام رجایی، فروغ نخستین، مائده اختلاط، نسرین مسیحپور، مریم دستورپور،
دوره 82، شماره 11 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای التهابی خودایمنی اغلب با عوارض شدید و مزمنی همراه هستند و تقریبا 4/9%-6/7 از جمعیت جهان را تحت تاثیر قرار میدهند. مطالعه حاضر با هدف بررسی فراوانی عوارض چشمی داروهای ضدفاکتور نکروز توموری آلفا در بیماران مبتلابه روماتیسم انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، 122 بیمار مبتلابه بیماریهای روماتیسمی مورد بررسی قرار گرفتند که تحت درمان با داروهای مهارکننده فاکتور نکروز توموری آلفا بودند و به بیمارستان گلستان اهواز در فاصله زمانی 1398 تا 1401 ارجاع شدند. عوارض چشمی پس از شش ماه درمان با داروهای مهارکننده فاکتور نکروز توموری آلفا توسط چشم پزشک ارزیابی شد.
یافتهها: از 122 بیمار، 59 نفر (36/48%) به آرتریت روماتوئید و 36 نفر (51/29%) به اسپوندیلیت آنکیلوزان مبتلا بودند. در 38/7% از عوارض چشمی گزارش شده، یووئیت قدامی شایعترین عارضه (28/3%) بود. نوع داروی ضدفاکتور نکروز توموری آلفا با بروز عوارض چشمی ارتباط معناداری نداشت و عوارض چشمی بیشتر در بیمارانی مشاهده شد که اتانرسپت مصرف میکردند، اما تفاوت معناداری در مصرف دو داروی دیگر مشاهده نشد (1/0=P). میانگین طول مدت بیماری در بیماران با عوارض چشمی بالاتر از گروه بیماران بدون عوارض چشمی بود (13/4±5/47 در برابر 58/2±3/22 سال) و (03/0=P). ارتباط معناداری بین طول مدت مصرف داروهای ضدفاکتور نکروز توموری آلفا و عوارض چشمی مشاهده نشد (66/0P=).
نتیجهگیری: باتوجه به بروز بیشتر عوارض چشمی در بیمارانی که داروی اتانرسپت مصرف میکردند و همچنین وجود ارتباط معنادار میان طول مدت بیماری با بروز عوارض چشمی، نظارت بر درمان طولانی مدت و فالوآپ بیماران روماتیسمی که داروی ضدفاکتور نکروز توموری آلفا را مصرف میکنند از اهمیت بالایی برخوردار است.
فرخنده اژدری، ابوالفضل قشلاقی، آیدا شکیبا، شیرین حقیقت، مرضیه جمالی دوست، جمال سروری،
دوره 82، شماره 11 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: گزارش شده است که ویروس سیتومگال انسانی ممکن است در بیماریزایی لوسمی لنفوسیتیک مزمن نقش داشته باشد. بنابراین هدف این مطالعه بررسی میزان فراوانی ویروس سیتومگال در این بیماران میباشد.
روش بررسی: پس از خونگیری از 40 بیمار ارجاع داده شده به آزمایشگاه دکتر دانشبد شهر شیراز از 1399 تا 1401و جداسازی بافی کوت، DNA استخراج و تعداد ویروس به روش Real-time PCR اندازهگیری شد. گلبولهای خونی شمارش و میزان لاکتات دهیدروژناز سرم با استفاده از کیت و نتایج اختلالات کروموزومی و مارکر CD38 از پرونده بیماران استخراج شد.
یافتهها: میانگین سنی بیماران 49/10±25/62 سال بود. میانگین گلبولهای سفید بیماران در زنان بهطور معناداری بیشتر از مردان بود (031/0P=). دو نفر از بیماران دارای ژنوم ویروس سیتومگال بودند. میزان لاکتات دهیدروژناز، مارکر CD38 در بیماران زن و مرد تفاوت معناداری نداشت (362/0P=).
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای این مطالعه، میتوان نتیجه گرفت که احتمالا ویروس سیتومگال انسانی در بیماریزایی لوسمی لنفوسیتیک مزمن نقش ایفا نمیکند.