88 نتیجه برای شیری
علیرضا دهقان، محبوبه آبشیرینی، حمید نعمتی، مهدی سعیدیمقدم،
دوره 81، شماره 11 - ( بهمن 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات تکاملی کودکان شامل گروهی از مشکلات، محدودیتهای یادگیری و اکتسابی مهارتها میباشد. تاخیر تکاملی-گلوبال برای توصیف ناتوانی تکاملی کودکان کمتر از پنج سال بوده که در حداقل دو حوزه از دامنههای اصلی تکاملی میباشد. تصویربرداری نورورادیولوژی شامل MRI مغز میتواند حاوی اطلاعات مهمی در این حوزه باشد.
روش بررسی: در این مطالعهی مقطعی از 79 بیماری که دارای اختلال تکاملی به درمانگاه مطهری دانشگاه علوم پزشکی شیراز از تاریخ مهر 1392 تا اسفند 1399 مراجعه کرده بودند، 37 نفر MRI مغز داشتند. امتیازات کودکان در پنج حوزهی بالینی ASQ با یافتههای MRI آنها موردبررسی قرار گرفت.
یافتهها: از 37 بیمار، 23 دختر و 14 پسر بودند. 31 نفر از آنها دارای حداقل یک یافتهی غیرطبیعی در MRI مغز خود بودند. بیشترین یافتهها مربوط به دور سر غیرطبیعی با شیوع 54% و کمترین فراوانی میلینیزاسیون غیرطبیعی با شیوع 8/10% بود. نتایج بررسی ارتباط یافتههای MRI با حوزههای تکاملی نشان داد، کودکانی که اختلال مادهی سفید مغزی در MRI داشتند، تاخیر تکاملی شدیدتری در حرکات درشت دارند (049/0>P) و یافتههای MRI مربوط به مشکلات قشر مغز با شدت تاخیر تکاملی در حرکات ظریف ارتباط داشتند (0010/0>P).
نتیجهگیری: باتوجه به یافتههای فوق میتوان نتیجه گرفت، MRI مغز در کودکان با شواهد تاخیر تکاملی میتواند علاوهبر نقش تشخیصی بهعنوان ابزاری برای کمک در تعیین پیشآگهی در حوزههای تکاملی استفاده شود. همچنین با تمرکز بر حوزهی تکاملی که باتوجه به یافتههای MRI بیشترین احتمال تاخیر در آینده را خواهد داشت، فرآیند درمان و بازتوانی این کودکان در آن زمینه را تحتتاثیر قرار دهد.
مرادعلی زارعیپور، شهلا محمد خانی، بهجت خرسندی، فائزه افخمی عقدا، فاطمه مشیری نیا، مهدیه حردانی نعیمزاده،
دوره 82، شماره 1 - ( فروردین 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: انتخاب نوع زایمان یکی از مهمترین رویدادهای زندگی زنان است. هدف این مطالعه بررسی نوع زایمان و تاثیر آن بر سلامت مادر و نوزاد میباشد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی بر روی 69321 مادر زایمان کرده در بیمارستانهای دولتی و خصوصی شهر یزد از فروردین 1397 تا اسفند 1400 انجام شد و دادهها از وبسایت ایمان و پروندهها جمعآوری شد. برای تحلیل از Independent samples t-test و Chi-square test و برای تعیین نسبت خطر نسبی از نسبت شانس استفاده شد. تمامی تحلیلها در (SPSS software, version 26 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) با در نظر گرفتن سطح معناداری %۵ انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که میانگین سن شرکت کنندگان 44/6±45/34 سال بود. پیامدهای نوزادی نشان داد که نوزادانی که از زایمان طبیعی متولد میشوند، نسبت به نوزادان زایمان سزارین، احتمال بیشتری برای داشتن نمره آپگار نامطلوب (بین چهار تا شش) دارند (55/1-99/0CI=، 05/0P=، 24/1OR=) و همچنین شانس بیشتری برای داشتن نمره آپگار کمتر از شش (03/1-90CI=، 001/0P=، 1/1OR=) دارند. نسبت شانس مرگ نوزادی در زایمان سزارین 22/1 بار بیشتر از زایمان طبیعی بود (25/1-19/1CI=، 001/0P<، 22/1OR=). همچنین احتمال بستری شدن مادران در بخش مراقبتهای ویژه پس از زایمان سزارین تقریبا 9/4 برابر بیشتر از زایمان طبیعی بود (12/5-71/4CI=، 001/0P=، 9/4OR=). شانس بستری شدن مادران در اتاق عمل پس از زایمان سزارین نیز تقریبا 3/14 برابر بیشتر از زایمان طبیعی بود (31/1-53/3CI=، 001/0P=، 33/14OR=).
نتیجهگیری: باتوجه به مطالعه انجام شده در بیمارستانهای شهر یزد، نتایج نشان داد که زایمان سزارین عوارض بیشتری دارد، بنابراین ترویج زایمان طبیعی امری ضروری است.
پرویز شهابی، جلال عبدالعلیزاده، شیرین حسنپور، بهناز صادقزاده اسکویی، سهیلا بانی،
دوره 82، شماره 2 - ( اردیبهشت 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: آسیب نخاعی (SCI) یک موضوع مهم پزشکی و اجتماعی است که منجر به درجات مختلفی از اختلالات حسی و حرکتی واختلال عملکرد جنسی و مشکلات باروری در مردان میشود. درمانهای آنتیاکسیدانی میتوانند استرس اکسیداتیو ناشی از آسیب نخاعی را کاهش دهند. این مطالعه به بررسی تأثیر سلنیوم و آستاگزانتین بر پارامترهای اسپرم و ترمیم نخاع آسیبدیده در موشهای صحرایی میپردازد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی از مدل حیوانی موش صحرایی در آزمایشگاه مرکز تحقیقات علوم اعصاب دانشگاه علوم پزشکی تبریز از تاریخ 9 دی 1401 لغایت 6 آذر 1402 استفاده شد. 50 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار بهطور تصادفی به پنج گروه تقسیم شدند: کنترل، شم، SCI، تغذیه با سلنیوم و تغذیه با آستاگزانتین. به جز گروه کنترل و شم، در سایر گروه ها آسیب نخاعی ایجاد شد. شش هفته پس از آسیب، اثرات مکملهای سلنیوم و آستاگزانتین بر پارامترهای اسپرم و ترمیم نخاع مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: مکمل سلنیوم و آستاگزانتین غلظت، تحرک پیشرونده و زنده ماندن اسپرم را به استثنا، مورفولوژی غیرطبیعی اسپرم بهبود بخشید (001/0P<). هر دو مکمل سلنیوم و آستاگزانتین عملکردهای حرکتی و حسی موشهای آسیب دیده را افزایش دادند (001/0P<). سلنیوم نقش بیشتری در ارتقاء ترمیم در مقایسه با آستاگزانتین نشان داد (001/0P<).
نتیجهگیری: تغذیه با سلنیوم و آستاگزانتین پارامترهای اسپرم را بهبود میبخشند و در بهبود عملکرد حرکتی و حسی رتها پس از آسیب نخاعی موثرند. اما در این میان اثر سلنیوم بهتر از آستاگزانتین بود.
رومینا قاضی میرسعید، شیرین فرهیار، شهرام محمودی،
دوره 82، شماره 3 - ( خرداد 1403 )
چکیده
سردبیر محترم
درماتوفیتوزیس یک عفونت قارچی شایع در انسان است که در اثر گروه هموژنی از قارچهای کراتیندوست به نام درماتوفیتها ایجاد شده و حدود 25%-20 از جمعیت جهان را تحت تاثیر قرار میدهد. این بیماری از طریق درگیری پوست و ضمائم آن شامل مو و ناخن منجر به تظاهرات بالینی میشود.1 همچنین به دلیل تاثیرپذیری ظاهر افراد از این بیماری، بر جنبههای روانشناختی بیماران نیز اثر مخرب گذاشته و میتواند باعث کاهش کیفیت زندگی آنها شود.2 ترایکوفایتون روبروم (Trichophyton rubrum) و اعضای کمپلکس ترایکوفایتون منتاگروفایتیس (Trichophyton mentagrophytes) -ترایکوفایتون اینتردیجیتال (Trichophyton interdigitale) معمولا بهعنوان شایعترین عوامل جهانی درماتوفیتوزیس گزارش میشوند.3 در سالهای اخیر گزارشهایی از نقاط مختلف جهان، از جمله ایران، مبنی بر شیوع عفونتهای درماتوفیتی ناشی از گونهای نوظهور و مقاوم به دارو به نام ترایکوفایتون ایندوتینهآ منتشر شده است.4 شواهد علمی دال بر جایگزینی ترایکوفایتون ایندوتینهآ بهعنوان شایعترین عامل درماتوفیتوزیس در حال افزایش است.5
ترایکوفایتون ایندوتینهآ که سابق بر این با نام ژنوتیپ هشت ترایکوفایتون منتاگروفایتیس نیز شناخته میشد، نخست در سال 2020 از کشور هند و پس از آن از سایر کشورها در قارههای مختلف گزارش شد. شیوع ترایکوفایتون ایندوتینهآ در ایران براساس نتایج مطالعات مختلف 7/19% گزارش شده است.6 با اینحال، یک مطالعه اخیر شیوع این گونه را در جمعیت مورد بررسی در شهر تهران 6/46 % برآورد کرده است.7 اعتقاد بر این است که عوامل متعددی از جمله سفرهای جهانی، مهاجرت و فقدان بهداشت میتوانند دلیل انتقال بیماری در سراسر جهان باشند. این گونه یک پاتوژن انساندوست است که منجر به عفونتهای مزمن و گسترده همراه با ضایعات التهابی و خارشدار در نواحی مختلف بدن میشود. کچلی بدن و کشاله ران به عنوان شایعترین تظاهرات بالینی ناشی از این قارچ گزارش شدهاند.9 درمان عفونتهای قارچی از جمله درماتوفیتوزیس بهدلیل محدود بودن تعداد داروهای در دسترس و کند بودن روند پاسخ به درمان، معمولا با چالشهایی همراه است.8 براساس نتایج مطالعات ارزیابی الگوی حساسیت دارویی، اکثر جدایههای ترایکوفایتون ایندوتینهآ بهعلت جهش نقطهای در ژن اسکوآلن آپوکسیداز، دارای مقاومت بالا به داروی تربینافین میباشند. شیوع مقاومت به تربینافین در مطالعات اخیر بین 60%-30 گزارش شده است.10 همچنین، در بسیاری از گزارشها شواهدی مبنی بر اثربخشی محدود سایر داروهای ضدقارچی علیه این درماتوفیت و مقاومت به آزولها از جمله ایتراکونازول نیز وجود دارد.8 بنابراین، درمان عفونتهای ناشی از ترایکوفایتون ایندوتینهآ میتواند به یک چالش بالینی تبدیل شود. باتوجه به شواهد علمی موجود، ضروری به نظر میرسد که تمامی متخصصین پوست در کشور آگاهی کافی در ارتباط با این ارگانیسم نوظهور پیدا کرده و در معاینات بالینی، دریافت شرح حال و درمان بیماران، نکات مربوط به آن را مدنظر قرار دهند. همچنین از آنجایی که شناسایی این گونه با روشهای معمول آزمایشگاهی میسر نیست، لزوم افزایش ارتباط بین درمانگاههای پوست و آزمایشگاههای تخصصی قارچشناسی و توجه ویژه مسئولین به راهاندازی و تجهیز چنین آزمایشگاههایی، جهت ارایه خدمات تشخیصی و درمانی بهینه، بیش از پیش احساس میشود. اولویت بخشی به پژوهشهای این حوزه با هدف افزایش آگاهی از شیوع این گونه و الگوی حساسیت دارویی آن در کشور نیز از جمله سایر اقداماتی است که میتواند مدنظر مسئولین و پژوهشگران قرار گیرد.
فرخنده اژدری، ابوالفضل قشلاقی، آیدا شکیبا، شیرین حقیقت، مرضیه جمالی دوست، جمال سروری،
دوره 82، شماره 11 - ( بهمن 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: گزارش شده است که ویروس سیتومگال انسانی ممکن است در بیماریزایی لوسمی لنفوسیتیک مزمن نقش داشته باشد. بنابراین هدف این مطالعه بررسی میزان فراوانی ویروس سیتومگال در این بیماران میباشد.
روش بررسی: پس از خونگیری از 40 بیمار ارجاع داده شده به آزمایشگاه دکتر دانشبد شهر شیراز از 1399 تا 1401و جداسازی بافی کوت، DNA استخراج و تعداد ویروس به روش Real-time PCR اندازهگیری شد. گلبولهای خونی شمارش و میزان لاکتات دهیدروژناز سرم با استفاده از کیت و نتایج اختلالات کروموزومی و مارکر CD38 از پرونده بیماران استخراج شد.
یافتهها: میانگین سنی بیماران 49/10±25/62 سال بود. میانگین گلبولهای سفید بیماران در زنان بهطور معناداری بیشتر از مردان بود (031/0P=). دو نفر از بیماران دارای ژنوم ویروس سیتومگال بودند. میزان لاکتات دهیدروژناز، مارکر CD38 در بیماران زن و مرد تفاوت معناداری نداشت (362/0P=).
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای این مطالعه، میتوان نتیجه گرفت که احتمالا ویروس سیتومگال انسانی در بیماریزایی لوسمی لنفوسیتیک مزمن نقش ایفا نمیکند.
رضا باغبانیان، شیرین عزیزیدوست، کامران محمودی، محبوبه رشیدی، گلشن میرمومنی، سینا گنجی نتاج،
دوره 82، شماره 12 - ( اسفند 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: کواگولوپاتی یکی از شایعترین علل مرگومیر در بخش مراقبتهای ویژه است. این مطالعه نیز با هدف بررسی ارتباط اسیدوز با اختلالات انعقادی در بیماران تحت لاپاراتومی بستری در بخش مراقبتهای ویژه اجرا شد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی گذشتهنگر پرونده 121 نفر از بیماران تحت لاپاراتومی بستری در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان امامخمینی (ره) شهر اهواز طی سال 1402 بررسی شده و اطلاعات دموگرافیک، بالینی و نتایج آزمایشخون برای اندازهگیری پارامترهای مرتبط با اسیدوز و آزمایشهای انعقادی افراد استخراج شد. در ادامه نرخ کواگولوپاتی، ترومبوسیتوپنی، اسیدوز و پیامد بیمار محاسبه شد.
یافتهها: پرفشاری خون 34(1/28%) مهمترین بیماریهمراه و پریتونیت 54(6/44%) مهمترین علل بستری بیماران را تشکیل دادند. نرخ بروز کوآگولوپاتی، ترومبوسیتوپنی و اسیدوز بهترتیب 29(24%)، 27(3/22%) و 115(95%) گزارش گردید. در مجموع 44(5/36%) بیمار در طی دوره بررسی فوت شدند. بااینکه نرخ کوآگولوپاتی و ترومبوسیتوپنی در بیماران دچاراسیدوز بالاتر بود اما این تفاوتها معنادار نبود (05/0<P). نرخ مرگومیر در میان افراد بدون ترومبوسیتوپنی، ترومبوسیتوپنی خفیف، متوسط و شدید تفاوت معناداری را نشان داد (001/0=P). میانگین PH در بیماران فوت شده به میزان معناداری از سایرین پایینتر بود (13/0±19/7 دربرابر 88/0±25/7، 005/0=P) نرخ فوت در بیماران مبتلا به کوآگولوپاتی نیز به میزان معناداری از سایرین بیشتر بود 20(69%) در برابر 24(4/26%)، (001/0P=).
نتیجهگیری: نرخ اسیدوز و اختلال انعقادی در بیماران تحت لاپاراتومی بستری در بخش مراقبتهای ویژه بالاست و با پیامد نامطلوبتر دراین بیماران همراه است. اما اسیدوز بهعنوان یک ریسک فاکتور مستقل اختلالانعقادی دراین بیماران شناخته نشد. با این حال مطالعات بیشتری جهت تایید نتایج مورد نیاز است.
سمیه عباسپور، حسن کریمی، مریم فرزانه، زهرا کریمی، شیرین عزیزیدوست،
دوره 83، شماره 7 - ( مهر 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: مدت زمان بستری بیماران بهعنوان شاخصی مهم در مدیریت وضعیت بیمار محسوب میشود. این مطالعه فراوانی و علل بستری مجدد در بیماران قلبی-عروقی را مورد بررسی قرار داد.
روش بررسی: این مطالعهای مقطعی گذشتهنگر بر 105 بیمار قلبی عروقی مراجعه کننده به بیمارستان امام خمینی (ره) اهواز بود که از فروردین تا شهریور 1403 در بازه ۳۰ روز پس از ترخیص، به دلیل عود علائم مجددا در بیمارستان بستری شده بودند. اطلاعات دموگرافیک و بالینی بیماران از پروندههای الکترونیک استخراج گردید.
یافتهها: 43 نفر (41%) در سه ماهه اول و 62 نفر (59%) در سه ماهه دوم بستری شدند. ارتباط معناداری میان سن و جنسیت مرد با بستری مجدد مشاهده شد (05/0P<). 72 بیمار با تشخیص سندروم حاد کرونر (6/68%) و 33 بیمار با تشخیص نارسایی قلبی (4/31%) بستری مجدد شدند. میانگین بستری بیماران در سه ماهه اول 15/1 ± 6/1روز و در سه ماهه دوم سال 7/2 ± 9/2 روز بود که ارتباط معناداری با بستری مجدد داشت (003/0P=). با وجود عدم ارتباط بین مصرف منظم دارو و ویزیت منظم پزشک با بستری مجدد بیماران، ارتباط معناداری میان پایبندی به رژیم غذایی در بیماران با بستری مجدد مشاهده شد.
نتیجهگیری: بستری مجدد بیماران قلبی-عروقی از الگوی فصلی پیروی میکند و با عواملی مانند سن، جنس، مدت بستری و پایبندی به رژیم غذایی مرتبط است. اقدامات معمول مدیریت بیماری برای خنثی کردن این اثرات کافی نیست و اجرای برنامههای آموزشی در آستانه دورههای پرخطر ضروری است.
کیمیا شیربندی، رامین آژوغ، حسین شیری،
دوره 83، شماره 8 - ( آبان 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: از آنجایی که در بروز عوارض پس از جراحی عوامل بسیار زیادی دخیل هستند و تمام این فاکتورها در افراد سالمند نسبت به افراد غیرسالمند بیشتر وجود دارند، مطالعه حاضر با هدف مقایسه عوارض هموروئیدکتومی در افراد سالمند و غیرسالمندانجام شد.
روش بررسی: برای هر فرد یک فرم جمعآوری اطلاعات تهیه شد و اطلاعات زیر برای هر فرد در آن ثبت شد. اطلاعات دموگرافیک شامل سن، جنسیت، شاخص توده بدنی، کلاس ASA، و بیماریهای زمینهای و همچنین اطلاعات آزمایشگاهی و مرتبط با بیماری جمعآوری شدند. اطلاعات مرتبط با عوارض پس از جراحی شامل خونریزی پس از جراحی، فیشر آنال، رکتال استنوزیس، درد آنال، عود هموروئید، جراحی دوباره، عفونت پس از جراحی، خارش و عفونت ادراری بودند.
یافتهها: نتایج نشان داد که نسبت لنفوسیت به مونوسیت با کاهش بروز عوارض مرتبط است، در حالیکه نسبت نوتروفیل به لنفوسیت و سطح پروتئین واکنشی هر دو با افزایش بروز عوارض همراه هستند. همچنین، درجه هموروئید، طول دوره بیماری، تعداد نودولهای هموروئید، شدت درد قبل از جراحی و درد مزمن قبل از جراحی همگی با افزایش احتمال بروز عوارض پس از جراحی هموروئیدکتومی در بیماران سالمند مرتبط بودند.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که عوامل متعددی از جمله نسبتهای خونی، سطح CRP، درجه هموروئید، طول دوره بیماری، تعداد نودولهای هموروئید، شدت درد قبل از جراحی و درد مزمن قبل از جراحی بهطور معناداری با بروز عوارض پس از جراحی هموروئیدکتومی در بیماران سالمند مرتبط هستند.