36 نتیجه برای یوسفی
زهره یوسفی، سیما کدخدایان، ملیحه حسنزاده مفرد، بهروز دواچی، منصوره متقی، الهام حسینی، منور افضل اقایی، آسیه ملکی،
دوره 74، شماره 9 - ( آذر 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: درمان استاندارد بیماران با سرطان تخمدان مرحلهبندی جراحی که لنفادنکتومی لگنی و پاراآئورتیک جزو اصلی درمان است. هدف از انجام مطالعه بررسی جراحی مرحلهبندی و نقش لنفادنکتومی پاراآئورتیک در مرحلهبندی جراحی در بیماران مبتلا به سرطان تخمدان در مرحله یک بیماری بود.
روش بررسی: مطالعه توصیفی از نوع آیندهنگر کوهورت همگروهی تحلیلی از آذر 1392 تا اسفند 1394 در بخش ژنیکولوژی انکولوژی بیمارستان قائم دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شد. تمام بیماران با تشخیص سرطان تخمدان مراجعهکننده به این مرکز که تحت عمل جراحی مرحلهبندی سرطان تخمدان و لنفادنکتومی سیستماتیک لگنی و لنفادنکتومی پاراآئورتیک قرار گرفته بودند مورد مطالعه قرار گرفتند. تمام اعمال جراحی توسط ژنیکولوژیست انکولوژیست انجام میشد. نقش لنفادنکتومی پاراآئورتیک در مرحلهبندی جراحی سرطان تخمدان در مرحله یک بیماری مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: در این مطالعه از مجموع 57 بیمار مبتلا به سرطان تخمدان واجد شرایط، 27 مورد در مرحله یک سرطان بودند و تحت عمل جراحی مرحلهبندی سرطان تخمدان و سیستماتیک لنفادنکتومی لگنی و پاراآئورتیک قرار گرفتند، فقط یک بیمار غده لنفاوی مثبت در پاراآئورتیک داشت. متوسط غدههای لنفاوی برداشته شده در لگن 9 عدد و در پاراآئورتیک هفت عدد بود. متوسط افزایش مدت زمان عمل جراحی 20 دقیقه و میزان ازدیاد خونریزی cm3 60 تخمین زده شد.
نتیجهگیری: جراحی سرطان تخمدان در مرحله یک بیماری بهتر است در مراکز ژنیکولوژی انکولوژی انجام شود و سیستماتیک لنفادنکتومی لگنی و پاراآئورتیک همراه جراحی مرحلهبندی سرطان انجام شود.
زهره یوسفی، لعیا شیرینزاده، مرجانه فرازستانیان، امیرحسین جعفریان، رویا جلالی،
دوره 74، شماره 11 - ( بهمن 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: خونریزی واژینال از شایعترین علت مراجعه بیماران مبتلا به بیماری ترفوبلاستیک حاملگی بهویژه کوریوکارسینوم پس از زایمان است. در خونریزی واژینال طول کشیده و دیررس در دوران نفاس احتمال کوریوکارسینوم جفتی هم در لیست تشخیصهای افتراقی مطرح است. هدف پژوهش کنونی گزارش یک مورد بیمار با کوریوکارسینوم پس از سزارین بود.
معرفی بیمار: خانم 33 ساله با حاملگی دوم و شکایت ادامه خونریزی واژینال در طی یکماه پس از سزارین با تشخیص بیماری بدخیم ترفوبلاستیک حاملگی به بخش انکولوژی زنان بیمارستان قائم (عج) در سال 1395 ارجاع شد. بررسیهای تکمیلی تشخیص بیماری موید کوریوکارسینوم در مرحله یک بیماری ترفوبلاستیک حاملگی بود. بهدلیل عدم پاسخ شیمیدرمانی تکدارویی، رژیم چند دارویی تجویز شد که خوشبختانه تیتراژ β-HCG به حد نرمال رسید و درحال حاضر با میزان β-hCG نرمال و بدون هیچ علایمی از عود بیماری تحت پیگیری دورهای میباشد.
نتیجهگیری: درخونریزی دیررس پس از زایمان احتمال کوریوکارسینوم باید مدنظر باشد.
علی محمد مصدقراد، علی اکبری ساری، ترانه یوسفی نژادی،
دوره 75، شماره 4 - ( تیر 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزشیابی و اعتباربخشی بیمارستانها نقش بهسزایی در ارتقای کیفیت، ایمنی و اثربخشی خدمات درمانی ارایه شده و افزایش کارایی بیمارستانها دارد. اثربخشی سیستم اعتباربخشی به کیفیت و هماهنگی روش اعتباربخشی، استانداردها و ارزیابان اعتباربخشی بستگی دارد. این پژوهش با هدف ارزشیابی روش اعتباربخشی بیمارستانها از دیدگاه مدیران بیمارستانهای کشور انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی، کاربردی و مقطعی با استفاده از یک پرسشنامه با روایی و پایایی بالا در سال ۱۳۹۴ انجام شد. جامعه پژوهش شامل تمامی بیمارستانهای کشور بود (۹۱۴ بیمارستان). با استفاده از روش نمونهگیری طبقهای تصادفی ساده از مدیران ۵۴۷ بیمارستان کشور نظرسنجی بهعمل آمد.
یافتهها: حدود ۷۱/۷% بیمارستانها در دور اول اعتباربخشی درجه یک به بالا کسب کرده بودند. میزان رضایت مدیران بیمارستانها از روش اعتباربخشی بیمارستانهای کشور ۰/۶۳±۳/۲۱ از ۵ امتیاز (متوسط) بود. حدود ۳۸% مدیران از روش ارزشیابی برنامه اعتباربخشی بیمارستانها راضی بودند. مدیران بیمارستانها از نحوه برخورد ارزیابان، تعداد ارزیابان تیم ارزیابی و و تعداد روزهای ارزشیابی راضی بودند. با این وجود، آنها از نبود وحدت رویه بین ارزیابان و نداشتن تجربه و مهارت کافی آنها ناراضی بودند. بیشتر مدیران بیمارستانها اعتقاد داشتند که اعتباربخشی باید توسط وزرات بهداشت، بهصورت اجباری و هر دو سال یکبار انجام شود. حدود ۹۵% مدیران بیمارستانها انجام خودارزیابیها را پیش از اعتباربخشی لازم دانستند.
نتیجهگیری: تدوین و رعایت شرح وظایف و شرایط احراز برای ارزیابان اعتباربخشی بیمارستانهای کشور، آموزش حرفهای آنها برای یکسانسازی دیدگاه و نگرش آنها و استفاده از روشهای مکمل ارزشیابی مانند خودارزیابی، ارزیابی سرزده، ارزشیابی شاخصهای عملکردی بیمارستانها و نظرسنجی از بیماران به بهبود روش ارزشیابی اعتباربخشی بیمارستانها کمک میکند.
محمد مولوی، رسول یوسفی مشعوف، محمد یوسف علیخانی، حسن محمودی، علیرضا زمانی، فریبا کرامت، سارا سلیمانی اصل،
دوره 75، شماره 6 - ( شهریور 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: بروسلوز یک بیماری باکتریال مشترک بین انسان و دام میباشد. در بیماری بروسلوز، ایمنی هومورال و سلولی نقش اساسی دارند. با توجه به اینکه حجامت بر عملکرد سیستم ایمنی میزبان موثر است و توانایی نهفته در تنظیم واکنشهای التهابی را دارد و بهعنوان یکی از روشهای درمانی مورد توجه در طب سنتی جهت درمان بیماریهای التهابی بهشمار میآید، از اینرو هدف از انجام این مطالعه بررسی تاثیر حجامت بر سطح سرمی اینترفرون گاما (IFN-γ) در رتهای آزمایشگاهی مبتلا به بیماری بروسلوز بود.
روش بررسی: این پژوهش تجربی از فروردین ۱۳۹۴ تا شهریور ۱۳۹۴ در آزمایشگاه میکروبشناسی و حیوانخانه دانشگاه علوم پزشکی همدان به روش تجربی بر روی ۴۸ سر رت در شش گروه انجام گرفت. ابتدا رتها بهروش تزریق داخل صفاقی با مقدار cfu/ml ۱۰۵×۵ از سویه بروسلا ملیتنسیس (Brucella melitensis) آلوده شدند. پس از گذشت یک هفته جهت اطمینان از صحت ابتلا رتهای آلوده شده با بروسلا از تستهای سرولوژی (رایت، کومبس رایت و ۲-مرکاپتواتانول) (Wright, Coombs Wright, 2-Mercaptoethanol) جهت اثبات بیماری استفاده شد. سپس رتها از ناحیه ساکرال حجامت شدند و پس از گذشت دو هفته سطح سرمی اینترفرون گاما با روش الیزا و مطالعه بافتها با روش رنگآمیزی هماتوکسیلین ائوزین مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: یافتههای این مطالعه نشان داد که حجامت باعث افزایش چشمگیری در میزان میانگین سطح سرمی اینترفرون گاما میگردد. در بررسی هیستوپاتولوژی بافت کبد رتها در گروههای مبتلا شده به بروسلوز و حجامت شده، نشان از تأثیر حجامت بر بهبود ضایعات بافتی بود.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که انجام حجامت میتواند باعث افزایش سطح سرمی اینترفرون گاما و در نتیجه کمک به پاکسازی بیماری و بهبود آسیبهای حاصل بیماری بروسلوز گردد.
محمد جواد یزدان پناه، زهره یوسفی، امیر حسین جعفریان، لعیا شیرینزاده، مینا برادران،
دوره 75، شماره 6 - ( شهریور 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: پیودرما گانگرنوزوم Pyoderma gangernsum (PG) (درماتوز نوتروفیلیک غیرعفونی و التهابی اولسراتیو پوستی) یا زخم نوتروفیلی در پوست ضایعهای است که بیشتر از نیمی از موارد در بیماران با زمینه کولیت اولسروز و کرون تظاهر میکند. در این پژوهش یک مورد پیودرما گانگرنوزوم پس از عمل جراحی دستگاه تناسلی گزارش شد.
معرفیبیمار: زن ۳۷ ساله با سابقه درمان دارویی کولیت اولسروز، بهعلت جراحی توده زیر مجرای ادراری در دو هفته پیش و شکایت تب، درد، ضایعات پاپولی شکل ملتهب در محل عمل جراحی و سطح میانی ران به بیمارستان دانشکده پزشکی مشهد مراجعه کرد. بهعلت عدم پاسخ به آنتیبیوتیک با وجود کشت منفی زخم و کشت خون و دبریدمان زخم، نمونهبرداری انجام شد و با پاسخ آسیبشناسی، PG با تجویز کورتیکواسترویید بهبودی پیدا کرد و پس از شش ماه از درمان در بهبودی کامل یافت.
نتیجهگیری: علایم کلینیکی و یا آزمایشگاهی اختصاصی برای پیودرما گانگرنوزوم وجود نداشت. اساس تشخیص رد سایر بیماریهای التهابی و احتمال بروز آن در افراد مستعد بود.
علیرضا یوسفی، محمد سبحانی شهمیرزادی، محمدعلی وکیلی، مریم کوچکی، کامبیز افتخاری،
دوره 75، شماره 11 - ( بهمن 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: هپاتیت A یکی از شایعترین عفونتهای ویروسی دنیا است. گرفتاری در کودکان بهطور معمول خفیفتر و در بزرگسالان شدیدتر است. احتمال بروز نارسایی حاد کبدی در سنین بالاتر بیشتر است. هدف این مطالعه، بررسی فراوانی آنتیبادیهای سرمی هپاتیت A در گروه سنی کودکان بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی بر روی ۲۰۰ کودک شش ماه تا ۱۰ سال بستری در بخش اورژانس بیمارستان طالقانی گرگان از اردیبهشت تا تیر ۱۳۹۵ انجام گرفت. در دو گروه ۱۰۰ نفری، گروه اول شش ماه تا سه سال و گروه دوم سه تا ۱۰ سال بودند. پس از دریافت رضایت از والدین، میزان ml ۳ خون جهت تعیین آنتیبادیهای HAV IgM & IgG بهروش الایزا گرفته شد و دادههای دموگرافیک کودکان در پرسشنامه ثبت شد.
یافتهها: مطالعه بر روی ۲۰۰ کودک انجام شد. ۱۲۷ (۶۳/۵%) پسر و ۷۳ (۳۶/۵%) دختر بودند. بهطور کلی ۲۲ (%۱۱) بیمار شامل هشت نفر (%۸) در گروه اول و ۱۳ نفر (%۱۳) در گروه دوم، سرولوژی مثبت بودند. در نتیجه اختلاف معناداری بین دو گروه (سنی و جنسی) مشاهده نشد (۰/۲۳۹P=) و (۰/۵۳۵P=). تنها ۱۱% از کودکان زیر ۱۰ سال سابقهی ابتلا به ویروس هپاتیت A را داشتند و در نتیجه حدود ۸۹% از کودکان سابقه تماس یا ابتلا به ویروس نداشتند.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج مطالعه، میزان ابتلا به هپاتیت A در سنین زیر ۱۰ سال در حدود ۱۱% بود که نشان از کاهش تماس و ابتلا به این بیماری میباشد و بر این اساس احتمال ابتلا به عفونت HAV به سنین بالاتر شیفت میشود.
علی محمد مصدقراد، علی اکبری ساری، ترانه یوسفی نژادی،
دوره 76، شماره 5 - ( مرداد 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: اعتباربخشی یک استراتژی بهبود کیفیت خدمات بیمارستانها است. هدف این پژوهش ارزشیابی سیستم اعتباربخشی بیمارستانهای استان تهران بود.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی و مقطعی با استفاده از یک پرسشنامه در بازه زمانی آذر تا بهمن ۱۳۹۴ انجام شد. از مدیران ۸۷ بیمارستان استان تهران با روش نمونهگیری طبقهای تصادفی ساده نظرسنجی شد.
یافتهها: میانگین رضایت مدیران بیمارستانها از سیستم اعتباربخشی بیمارستانی ۲/۹۳ از پنج امتیاز بود. حدود ۱۶% مدیران از سیستم اعتباربخشی بیمارستانی راضی بودند. مدیران از رفتار ارزیابان، تعداد روزهای ارزشیابی و تعداد ارزیابان تیم ارزشیابی راضی و از نبود وحدت رویه بین ارزیابان، وزن یکسان سنجههای اعتباربخشی، عدم شفافیت سنجهها، تعداد زیاد استانداردها و مهارت پایین ارزیابان ناراضی بودند. بیشتر مدیران اعتقاد داشتند که اعتباربخشی باید توسط وزرات بهداشت، بهصورت اجباری و هر دو سال یکبار انجام شود. حدود ۹۷% مدیران بیمارستانها انجام خودارزیابیها را پیش از اعتباربخشی لازم دانستند.
نتیجهگیری: موفقیت سیستم اعتباربخشی در بیمارستانهای استان تهران در حد متوسط بود.
سیما کدخدایان، آسیه ملکی، ملیحه حسنزاده، زهره یوسفی،
دوره 76، شماره 5 - ( مرداد 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: در بین سرطانهای رحم آدنوکارسینوم اندومتر شیوع بیشتری دارد و استروژن بهعنوان عامل اصلی مطرح است. در بیماران با تحریک طولانی استروژن بدون پروژسترون بر روی اندومتر بررسی از نظر کانسر اندومتر بایست با دقت بیشتری صورت گیرد. هدف از این مطالعه به دست آوردن شیوع کانسر اندومتر در افراد دارای سن کمتر از ۴۰ سال بود.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی پروندههای ۱۱۹ بیمار مبتلا به سرطان اندومتر مراجعهکننده به مرکز پژوهشی درمانی بیمارستان قائم دانشگاه علوم پزشکی مشهد از فروردین ۱۳۹۰ تا اسفند ۱۳۹۴ بررسی شد و دادههای تمام بیماران با سن کمتر از ۴۰ سال گردآوری و وارد مطالعه شد.
یافتهها: ۱۹ بیمار (۱۵/۹%) دارای سن کمتر از ۴۰ سال بودند که ۱۶ مورد (۸۴/۲%) مبتلا به آدنوکارسینوم اندومتر و سه مورد (۱۵/۷%) مبتلا به استرومال سارکوم رحم بودند. جوانترین بیمار ۲۷ سال و مسنترین ۳۹ ساله بود. سابقه نازایی در ۷ بیمار (۳۶/۸%) وجود داشت و در سه مورد بهعلت عدم ازدواج از نازایی اطلاعاتی در دست نبود. ۱۲ بیمار (۶۳%) افزایش وزن شدید (شاخص توده بدنی > kg/m2 ۳۵) داشتند. همراهی با سندرم تخمدان پلیکیستیک در شش بیمار (۳۱/۵%) وجود داشت. در دو بیمار همراهی کانسر تخمدان و اندومتر وجود داشت که هر دو اندومترویید آدنوکارسینوم تخمدان همراه با اندومترویید آدنوکارسینوم رحم بودند و هر دو بیمار دارای شاخص توده بدنی بالا بودند.
نتیجهگیری: شیوع بالای کانسر اندومتر در زنان جوان و سنین زیر ۴۰ سال در کشور ایران، توجه به عوامل مساعدکننده و فاکتورهای خطر و غربالگری بهموقع را ضروری میسازد.
جعفر محمدشاهی، سهیلا رفاهی، بهاره یوسفیپور، مهران سرداری، رقیه تیمورپور،
دوره 76، شماره 9 - ( آذر 1397 )
چکیده
هپاتیت B یک بیماری تهدیدکننده حیات است که کبد را تحت تاثیر قرار میدهد. تظاهرات بالینی بیماری از فرم بدون علامت تا عوارض شدید مانند سرطان کبد و سیروز متفاوت است. باوجود در دسترس بودن واکسن و دارو، این بیماری هنوز یک مشکل بزرگ برای سلامتی انسان در سرتاسر جهان باقی مانده است. هپاتیت B بسیار مسری بوده و از طریق خون و مایعات آلوده، مادر به جنین، استفاده از سوزن آلوده و تماس جنسی با فرد آلوده منتقل میشود. ویروس هپاتیت B بهکمک رسپتور سدیم توروکولات کوترانسپورتینگ پلیپپتید (NTCP) وارد هپاتوسیتها شده و با تکثیر در این سلولها باعث اختلال در عملکرد کبد میشود. در واقع آسیبهای کبدی نتیجه تکثیر ویروس و فعال شدن سیستم ایمنی بهویژه سلولهای T سایتوتوکسیک اختصاصی ویروس است. سلولهای CTL و CD4Th1 از طریق کشتن سلولهای آلوده و تحریک تولید سایتوکینهای ضد ویروسی تکثیر ویروس را کنترل میکنند. از طرفی عمکلرد این سلولها در افرادی که بهشکل موفق ویروس را حذف میکنند بسیار قوی میباشد، در مقابل در افراد مبتلا به عفونتهای مزمن این دسته از سلولها تضعیف شدهاند. بسیاری از مطالعات نشان داده است که چالش اصلی در حذف کامل ویروس مربوط به حضور Covalently closed circular DNA (cccDNA) است. این ساختار در فرآیند سیکل تکثیری ویروس تولید شده و بهمدت طولانی در داخل سلول میزبان باقی مانده و بهعنوان الگویی برای تولید Pre-genomic RNA و تکثیر ویروس عمل میکند. تاکنون هیچ داروی ضد ویروسی نتوانسته این ساختار را از بین ببرد.
علی محمد مصدقراد، علی اکبری ساری، ترانه یوسفینژادی،
دوره 76، شماره 12 - ( اسفند 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: اعتباربخشی میتواند منجر به ارتقای کیفیت، ایمنی و اثربخشی خدمات بیمارستانی و کارایی بیمارستانها شود. این پژوهش با هدف بررسی اثرات اجرای استانداردهای اعتباربخشی در بیمارستانهای ایران انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی و مقطعی در بازه زمانی آذر تا بهمن ۱۳۹۴ در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. در این پژوهش تأثیر اجرای استانداردهای اعتباربخشی بر کارکنان، بیماران، جامعه و عملکرد بیمارستانهای کشور با استفاده از یک پرسشنامه با روایی و پایایی بالا بررسی شد. با استفاده از روش نمونهگیری طبقهای ساده تصادفی از مدیران ۵۴۷ بیمارستان کشور نظرسنجی به عمل آمد.
یافتهها: حدود ۷۱% بیمارستانها درجه یک و عالی اعتباربخشی کسب کرده بودند. میزان تأثیر اعتباربخشی بر عملکرد بیمارستانها ۰/۶۶±۳/۱۶ از ۵ امتیاز (متوسط) بود. حدود ۳۸% مدیران از اثرات برنامه اعتباربخشی راضی بودند. بیشترین تأثیر اعتباربخشی بر بیمار و کمترین تأثیر آن بر کارکنان بود. برنامه اعتباربخشی در بهبود ایمنی بیماران و کارکنان، رعایت حقوق بیماران، کاهش خطا و توانمندسازی کارکنان موفق بود. تأثیر اعتباربخشی در حوزههای بهبود ارتباطات سازمانی، ارتقای فرهنگسازمانی، بهبود مستمر کیفیت خدمات، استفاده کارآمد از منابع، کاهش عفونت بیمارستانی و مرگومیر بیماران در حد متوسط ارزشیابی شد. در نهایت، اعتباربخشی در حوزههای رضایت کارکنان، جلب مشارکت پزشکان در بهبود فرآیندهای کاری، بهکارگیری طبابت مبتنی بر شواهد، جذب بیماران و افزایش درآمد بیمارستان ضعیف عمل کرد. رابطه آماری معکوسی بین تعداد تخت بیمارستان و نتایج اعتباربخشی مشاهده شد (۰/۰۹۰-r=، ۰/۰۳۸P=). استفاده کارآمد از منابع، یادگیری سازمانی، بهبود مستمر کیفیت خدمات و بهبود ارتباطات سازمانی نقش زیادی در دستیابی به اهداف اعتباربخشی بیمارستانی دارند.
نتیجهگیری: اعتباربخشی تأثیر متوسطی بر عملکرد بیمارستان داشته است. برنامه اعتباربخشی هزینه زیادی برای بیمارستانهای کشور ایجاد میکند.
حسین تیره، محمدتقی شاکری، صادق رسولینژاد، حبیباله اسماعیلی، راضیه یوسفی،
دوره 77، شماره 5 - ( مرداد 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت بیماری مزمنی است که شایعترین بیماری اختلالات متابولیسم و یکی از عمدهترین مسایل بهداشتی-درمانی در سرتاسر دنیا است. امروزه تکنیکهای دادهکاوی (Data mining techniques) با توجه به توانمندی آنها، در حوزههای مختلف بهکار برده میشوند. بنابراین در این پژوهش به مقایسه کارایی روشهای دادهکاوی در پیشبینی ابتلا به بیماری دیابت نوع ۲ پرداخته شد.
روش بررسی: در این مطالعه تحلیلی-مقطعی، از مجموع ۷۰۰۰ نفر شرکتکننده در طرح غربالگری دیابت سال ۱۳۹۵ در منطقه ثامن مشهد که شامل بررسی میزان قندخون، چشمها، آسیب کلیوی و سلامت پاها بود، تعداد ۵۴۰ نفر مبتلا به بیماری دیابت (درمان نشده) بودند و برای حفظ توازن ۶۰۰ فرد سالم بهصورت نمونهگیری متناسب با حجم انتخاب شدند (حجم کل نمونه ۱۱۴۰ نفر). در این مطالعه مبتلایان به دیابت بالای ۳۰ سال وارد مطالعه گردیدند و افرادی که از پیش سابقهی دیابت نوع ۲ داشتند و اکنون بهسبب استفاده از دارو و یا رعایت سایر نکات مقدار قندخون طبیعی داشتند از مطالعه حذف گردیدند.
یافتهها: صحت هر سه مدل برابر بود (۸۶%) اما از نظر سطح زیرمنحنی راک (Receiver operating characteristic, ROC)، مدلهای رگرسیون لجستیک (Logistic regression model) و بیزین ساده (Simple Bayesian model) با۹۰% سطح زیرمنحنی راک عملکرد بهتری داشتند. در مدل بیزین ساده و رگرسیون لجستیک بهترتیب متغیرهای شاخص توده بدنی و سن دارای بیشترین میزان اهمیت بودند، درحالیکه در مدل ماشینبردار پشتیبان (Support vector machine, SVM)، متغیرهای شاخص توده بدنی و فشارخون دارای بیشترین اهمیت بودند.
نتیجهگیری: صحت هر سه مدل برابر بود. از نظر سطح زیرمنحنی راک، مدلهای رگرسیون لجستیک و بیزین ساده مناسبتر بودند. در مجموع هر سه مدل عملکرد مشابهی داشتند. در هر سه مدل شاخص توده بدنی دارای بیشترین اهمیت بود.
همایون صادقی بازرگانی، جعفر صادق تبریزی، محمد اصغری جعفرآبادی، رضا یوسفی، مهدی محمدزاده، اسد احمدی، مسعود محمدی،
دوره 77، شماره 10 - ( دی 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: ایدز یک بیماری نوپدید و بهعنوان بلای قرن شناخته شده است، این پژوهش بر آن است تا اپیدمیولوژی ۱۰ ساله ایدزHuman immunodeficiency viruses (HIV)/ Acquired immunodeficiency syndrome (AIDS) در استان آذربایجان شرقی را جهت تشخیص، درمان و مراقبت بیماران ارایه دهد.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی-تحلیلی و شامل دادههای تمامی بیماران HIV-positive (HIV+) یا مبتلا به ایدز گزارش شده از سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۳ دانشگاه علوم پزشکی تبریز میباشد. دادههای در نرمافزار Stata, version 11.0 (Stata Corp., College Station, TX, USA) تحلیل و سپس در نرمافزار ArcGIS, version 10.7.1 (ESRI Inc., Redlands, CA, USA) نمایش داده شد.
یافتهها: براساس نتایج این مطالعه بیشترین مبتلایان با ۸۹/۹% جنس مرد، ۲۸/۹% در سنین زیر ۳۶ سال و۳۲/۳% دارای تحصیلات ابتدایی بودند. بیشترین روش انتقال با ۴۲/۳% از طریق تزریق مشترک بوده است.
نتیجهگیری: براساس نتایج این مطالعه بیشترین شیوع ایدز در مردان گروه سنی زیر ۳۶ سال و در تحصیلات ابتدایی و کمسواد و در شهر تبریز و مراغه مشاهده شده است.
علی محمد مصدقراد، پروانه اصفهانی، ترانه یوسفینژادی،
دوره 78، شماره 4 - ( تیر 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: خطای پزشکی به خطایی گفته میشود که بهدلیل فراموشی، قصور در برنامهریزی یا اجرای نادرست برنامه مراقبت سلامت رخ دهد، چه باعث صدمه و آسیب به بیمار شود و چه آسیبی ایجاد نکند. خطای پزشکی در بیمارستانها موجب کاهش رضایت بیماران، افزایش میزان مرگومیر بیمارستانی، کاهش بهرهوری بیمارستانها و افزایش هزینههای نظام سلامت میشود. این مطالعه با هدف تعیین میزان خطاهای پزشکی در بیمارستانهای ایران انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش با روش مرور نظاممند و متاآنالیز در بازه زمانی آذر تا اسفند ۱۳۹۷ انجام شد. تمامی مقالات مرتبط با سنجش میزان خطاهای پزشکی در همه بخشهای بیمارستانهای ایران منتشر شده تا پایان ۲۹ اسفند ۱۳۹۷ در هفت پایگاه دادهای و دو موتور جستجوگر، جستجو، گردآوری و ارزشیابی کیفیتی شدند. در نهایت، تعداد ۹ مقاله مرتبط انتخاب و تحلیل شدند.
یافتهها: بیشتر مطالعات با استفاده از فرم گزارش داوطلبانه خطا به محاسبه میزان خطاهای بیمارستانی پرداختند (67%). مطالعات انجام شده میزان خطاهای پزشکی در بیمارستانهای ایران را بین 06/0% و 42% گزارش کردند. با انجام فراتحلیل، میزان خطاهای پزشکی در بیمارستانهای ایران بر اساس مدل تصادفی 01/0% (01/0%-0: حدود اطمینان 95%) بهدست آمد. بیشترین میزان خطای پزشکی در بیمارستانی آموزشی در شیراز در سال ۱۳۹۱ برابر با ۱/۲% (7/4%-2/1: حدود اطمینان %۹۵) بهدست آمد. بین متغیر حجم نمونه و میزان خطای پزشکی رابطه معناداری وجود داشت (05/0P<).
نتیجهگیری: شیوع خطای پزشکی براساس ترکیب پژوهشهای انجام شده در بیمارستانهای ایران کم است. با وجود این، خطای پزشکی افزونبر تحمیل هزینه، نتایج منفی برای بیماران نیز به دنبال دارد.
الهام صفاریه، سیده ریحانه یوسفی شارمی، ستاره نصیری، شهرزاد آقاعمو، عباس زیاری،
دوره 78، شماره 8 - ( آبان 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: ناباروری استرسهای گوناگونی بههمراه دارد. اختلالات روحی و روانی مثل افسردگی و اضطراب در بین افراد نازا از اهمیت بالایی برخوردار میباشد و در روند شکست یا موفقیت درمان نازایی تاثیرگذار میباشند. در این اختلالات علل مختلفی مثل تحصیلات، سن و مدت نازایی میتواند دخیل باشد.
روش بررسی: این مطالعه از فروردین تا دیماه 1396 در بیمارستان امیرالمومنین سمنان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی سمنان انجام گردید. هدف بررسی افسردگی و اضطراب در زوجین مراجعهکننده به بخش نازایی این مرکز درمانی بود. در این پژوهش مقطعی-تحلیلی، 60 زوج نازا که 30 زوج علت نازایی مردانه و 30 زوج علت نازایی زنانه داشتند مورد مطالعه قرار گرفتند و از پرسشنامهی افسردگی بک و پرسشنامه اضطراب اسپیلبرگر استفاده شد.
یافتهها: در این مطالعه 15% زنان و 3/13% مردان دچار افسردگی بالینی بودند. در مردان اضطراب شدید و بسیار شدید 7/36% و 6/61% و در زنان 30% و 3/53% برآورد شد. زنانی که خود علت نازایی بودند، بهوضوح در زمینه اضطراب مشکل بیشتری داشتند. مدت نازایی با افسردگی در زنان ارتباط معناداری داشته و تحصیلات افراد با افسردگی و اضطراب مردان و زنان ارتباط معناداری نداشت.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان داد درجه افسردگی در نیمی از زنان و حدود یک سوم از مردان نابارور بیشتر از زنان و مردان سالم بود که یکی از علتهای آن میتواند مشکلات و فشار خانواده برای باردار شدن آنها باشد که این بار روانی ناباروری میتواند سراسر زندگی زوج نابارور را تحت تاثیر قرار دهد.
فرزانه بلوکی مقدم، ژاله یوسفی، علی باقری حق، مسعود لطیفیپور، مهدی راعی،
دوره 81، شماره 3 - ( خرداد 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: حمایت تنفسی در طول بیهوشی بیمار به روشهای مختلفی نظیر انتوباسیون داخل تراشهای و ماسک لارنژیال صورت میگیرد. طی فرآیند حمایت تنفسی بیمار، ممکن است عوارض قابلتوجهی نظیر تهوع، استفراغ، گلودرد و گرفتگی صدا بهویژه در روش لولهگذاری داخل تراشه ایجاد گردد. هدف از این مطالعه بررسی و مقایسه عوارض گلودرد و گرفتگی صدا ناشی از دو روش انتوباسیون داخل تراشهای و ماسک لارنژیال در بیماران جراحیشده میباشد.
روش بررسی: این مطالعه از شهریور تا آبان 1401 روی بیماران مراجعهکننده و تحت عمل جراحی در بیمارستان بقیه الله (عج) انجام گردید. مطالعه از نوع همگروهی است که برروی 60 بیمار که تحت هرگونه عمل جراحی با دو روش بیهوشی انتوباسیون داخل تراشه و لارنژیال ماسک قرار گرفتهاند، انجام شد. جهت ارزیابی عارضه گرفتگی صدا، از پرسشنامه استاندارد VHI10 استفاده شد. جهت ارزیابی عارضه گلودرد ناشی از روش حمایت تنفسی، در مدت زمان 24 ساعت و 14 روز پس از جراحی از چکلیست چهار امتیازی میزان درد استفاده شد.
یافتهها: نتایج مطالعه ما نشان داد که استفاده از هر دو روش حمایت تنفسی در حین بیهوشی، منجر به عوارضی نظیر گلودرد و گرفتگی صدا در بیماران میشود که این عوارض در هر دو روش با گذشت زمان بهشکل معناداری (001/0P=) کاهش مییابند. مطالعه نشان داد که تفاوت در جنسیت و سن ارتباط آماری معناداری بین نوع بیهوشی و عوارض گرفتگی صدا و گلودرد بهوجود نمیآورد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد میزان عوارض گلودرد و گرفتگی صدا در گروه استفادهکننده از ماسک لارنژیال نسبت به گروه لولهگذاری داخل تراشهای کاهش مییابد، هرچند این اختلاف معنادار نیست.
راضیه یوسفی، پیام ساساننژاد، عیسی نظر، علی هادیانفر، محمد تقی شاکری، زهرا جعفری،
دوره 81، شماره 11 - ( بهمن 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: شناسایی عوامل تاثیرگذار بر طول مدت بستری بیماران مشکوک به سکته مغزی، میتواند در بهینهسازی استفاده از منابع بیمارستانی موثر باشد. لذا این مطالعه با هدف تحلیل بقای عوامل مرتبط با زمان بستری بیماران مشکوک به سکته مغزی، که با اورژانس به بیمارستان قائم (عج) مشهد انتقال داده شده بودند، انجام شد.
روش بررسی: در این کوهورت تاریخی، اطلاعات کلیه بیماران مشکوک به سکته مغزی که از ابتدای فروردین تا آخر اسفند 1397 با اورژانس 115 مشهد تماس گرفته و به بخش اورژانس بیمارستان قائم (عج) مشهد منتقل شده بودند جمعآوری شد. دادههای اورژانس پیش بیمارستانی با استفاده از شناسه ماموریت با سوابق بیمارستانی ادغام شدند. پیامد نهایی مطالعه، طول مدت بستری بیماران بود. برای تحلیل دادهها، از نرمافزار Stata استفاده شد.
یافتهها: میانه طول مدت بستری بیماران هفت روز بود. از بین 578 بیمار شرکتکننده 386 مورد (67%) بهبود یافته و 190 مورد (33%) سانسور شده بودند. در تحلیل چند متغیره، رگرسیون کاکس بهدلیل عدمبرقراری فرض خطرات متناسب، نامناسب شناخته شد. پس از برازش مدلهای پارامتری لگ نرمال، لگ لجستیک، نمایی و وایبل، مدل لگ نرمال با کمترین مقادیر AIC و BIC به ترتیب برابر 909/1273و 740/1356 بهعنوان بهترین مدل انتخاب شد. از بین متغیرهای موردبررسی اولویت پذیرش بیماران، بیمه، فصل بستری و حاشیهنشینی بهعنوان متغیرهای معنادار شناخته شدند.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد مدلهای بقا میتوانند به خوبی جهت تحلیل دادههای طول عمر بهکار گرفته شوند و براساس معناداری متغیرها، به نظر میرسد که با تمرکز بر آمادگی بیشتر مراکز و تخصیص منابع، برنامهریزیهای مفیدتری قابلاجرا باشد.
پرستو بکرنژادی، داود وهاب زاده، اسماعیل یوسفی راد، سمیه صبوری، کوروش قنادی، مهدی بیرجندی،
دوره 81، شماره 12 - ( اسفند 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: براساس مطالعات انجامگرفته احتمالاًرژیم غذایی التهابی و فیتوکمیکالهای غذایی هر دو با خطر ابتلا به کبد چرب غیرالکلی در ارتباط است. در این مطالعه ما ارتباط بین رژیم غذایی التهابی و رژیم غذایی فیتوکمیکالی را با ابتلا به NAFLD بررسی کردیم.
روش بررسی: در این مطالعه مورد-شاهدی 112 بیمار تازه شناسایی شده مبتلا به NAFLD مراجعهکننده به کلینیک بیمارستان شهید رحیمی خرمآباد در فاصله دی1400 تا فروردین 1401 و 112 فرد سالم فاقد NAFLD و هرگونه بیماری مزمن دیگر بهعنوان گروه شاهد، با دامنه سنی 59-23 سال انتخاب شدند. اطلاعات عمومی، دموگرافیک، میزان فعالیت فیزیکی و دریافت غذایی بهترتیب با استفاده از پرسشنامه اطلاعات عمومی، پرسشنامه فعالیت فیزیکی و پرسشنامه نیمه کمی بسامد خوراک معتبر (FFQ) جمعآوری شد. انرژی دریافتی بین افراد دو گروه تعدیل شده بود. رژیم غذایی افراد بر اساس شاخص DII براساس چهارکبندی امتیازها به دو گروه ضدالتهابی و پیشالتهابی تقسیمبندی شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که در بررسی ارتباط بین امتیاز DII و NAFLD در مدل خام، در مدل اول، در مدل دوم و در مدل سوم ارتباط معنادار بین امتیاز DII با بروز NAFLD وجود دارد. برای بررسی ارتباط امتیاز DPI و NAFLD در مدل خام، در مدل اول، در مدل دوم، و در مدل سوم مقادیر OR بهدست آمده نشاندهنده ارتباط غیرمعنادار بین دو شاخص فیتوکمیکالهای غذایی و بروز NAFLD بود.
نتیجهگیری: نتایج ارتباط معکوسی بین پیروی از رژیم غذایی ضدالتهابی و خطر NAFLD نشان داد. اما ارتباط بین دریافت رژیم غذایی با شاخص فیتوکمیکال بالا و NAFLD دیده نشد.
ناصح یوسفی، کتایون مرادی، کوروش منصوری، سیمین سجادی، مسعود ترابی،
دوره 82، شماره 12 - ( اسفند 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: شایعترین علت درد شانه، التهاب بورس سابآکرومیال است که یکی از شایعترین روشهای درمانی آن تزریق کورتیکواستروئید داخل بورس است. اخیرا از تزریق بوتولینوم توکسین A نیز بهعنوان یک روش درمانی ایمن در این بیماران استفاده شده است که فاقد بسیاری از معایبی تزریق کورتیکواستروئید میباشد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تصادفی دوسویه کور، تعداد 54 بیمار که با علائم و نشانههای تندینوپاتی روتاتور کاف، پس از بررسی و اطمینان از عدم وجود معیارهای خروج از مطالعه، وارد مطالعه شده و به صورت تصادفی در یکی از دو گروه تزریق بوتولینوم توکسین A و یا کورتیکواستروئید قرار گرفتند. درمان روتین شامل آموزش ورزشها برای تمامی بیماران انجام شد. علایم بیماران با استفاده از معیارهای VAS و Constant Score و SPADI، قبل از درمان، دو هفته و دو ماه پس از آن ارزیابی شدند.
یافتهها: در بررسی VAS، هر دو گروه نسبت به زمان پایه بهبود نشان دادند (000/0P=) که این بهبود در گروه کورتیکواستروئید بهصورت معناداری بیشتر بود. شاخص VAS بین پیگیری اول و دوم، در گروه بوتولینوم توکسین A کاهش و در گروه کورتیکواستروئید افزایش نشان داد.
نتیجهگیری: تزریق تکجلسهای بوتولینوم توکسین A نسبت به کورتیکواستروئید در کنترل علایم بیماران از تاثیر کمتری برخوردار است ولی اثر درمانی این ماده برخلاف کورتیکواستروئید، ماندگاری بیشتری دارد. میتوان از بوتولینوم توکسین A بهعنوان درمان جایگزین بهخصوص در بیماران دیابتی و دارای کنتراندیکاسیون کورتیکواستروئید استفاده کرد.
الهام رجایی، تینا وثوقی، فروغ نخستین، حجتاله یوسفی منش، مهناز پروازی،
دوره 83، شماره 3 - ( خرداد 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: اخیرا استئونکروز فک در بیمارانی که برای درمان بیماری سرطان دنوزوماب دریافت میکنند، گزارش شده است. برهمین اساس مطالعه حاضر با هدف تعیین فراوانی استئونکروز فک در بیماران مبتلابه سرطان دریافت کننده دنوزوماب انجام شد.
روش بررسی: در مطالعه توصیفی-تحلیلی حاضر، 62 نفر از بیماران سرطان دریافت کننده دنوزوماب مراجعهکننده به درمانگاه انکولوژی بیمارستان گلستان و شفا شهر اهواز در سال 1403 مورد بررسی قرار گرفتند. شیوع استئونکروز فک در میان بیماران مورد مطالعه بررسی و ارتباط آن با عوامل مستعد کننده بروز آن از جمله جنس، نوع سرطان، بیماری همراه و وضعیت پوسیدگی دندان در یک چک لیست یادداشت و مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: شیوع استئونکروز فک 6/1% بود. میان بروز استئونکروز فک با جنسیت و بیماریهای همراه ارتباط معناداری گزارش نشد (05/0P<)، اما جنس مونث 38% احتمال بالاتری را برای ابتلابه استئونکروز فک نشان داد (فاصله اطمینان 95% ، 62/1-18/1، 386/1=r). سرطان پستان فراوانترین توع سرطان در میان شرکت کنندگان مطالعه بود (3/61%) اما میان بروز استئونکروز فک و ابتلابه سرطانهای مورد بررسی ارتباط معناداری یافت نشد (986/0=P). میان بروز استئونکروز فک و پوسیدگی دندان ارتباط معناداری یافت نشد (741/0=P). شانس ابتلابه استئونکروز فک در بیمارانی که ریسک پوسیدگی دندان را داشته یا نداشته 1/1 گزارش شد (فاصله اطمینان 95%، 205/1-021/1، 109/1=r).
نتیجهگیری: با وجود عدم ارتباط معنادار بین بروز استئونکروز فک و عوامل مختلفی همچون جنسیت، نوع سرطان، بیماریهای همراه و پوسیدگی دندان اما شواهدی از افزایش نسبی خطر بروز استئونکروز فک در زنان مبتلابه سرطان تحت درمان دنوزوماب مشاهده شد که ضرورت انجام بررسیهای بیشتر را برجسته میسازد.
فاطمه ملارحیمی ملکی، پرشنگ ناظمی، مریم یوسفی،
دوره 83، شماره 5 - ( مرداد 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: از بین علل مرتبط با سرطان دهانه رحم، ویروس پاپیلومای انسانی (Human Papilloma Virus, HPV) عامل اصلی ایجاد ضایعات داخل اپیتلیالی دهانه رحم (CIN) و سرطان سرویکس است. هدف از انجام این مطالعه، بررسی میزان HPV های پرخطر، (HPV16 و HPV18) و تعیین خطر مطلق فوری +CIN2، در افرادی دارای آزمایش مثبت HPV بود.
روش بررسی: این مطالعه یک مطالعه مقطعی، شامل نمونهگیری در دسترس، از بیمارانی است که با آزمایش HPV مثبت، از مهر 1401 تا اسفند 1403 به کلینیک انکولوژی زنان در بیمارستان یاس دانشگاه علوم پزشکی تهران مراجعه کرده بودند. خطر مطلق فوری +CIN2 در بیماران HPV مثبت، که دارای ژنوتیپهای HPV16 یا HPV18 یا همزمان (Multi. HPV+) HPV16/18 بودند همراه با درجات مختلف سیتولوژیک، از NILM تا SCC مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: به طور کلی، 727 بیمار در مطالعه شرکت کردند. میانگین و انحراف معیار سن شرکتکنندگان به ترتیب، 99/35 و 48/8 سال بود. از بین تمام مراجعین، تعداد زنانی که فقط HPV16 مثبت داشتند، 170 نفر (23%) بود و ۲۴ نفر (3/3%) فقط برای HPV18 مثبت بودند. خطر مطلق فوری محاسبه شده ≥ +CIN2 در افراد HPV16+، برای NILM، 14% و برای موارد ASCUS، 6/8% بود و در افراد HPV18+، برای NILM، 3/8% بود.
نتیجهگیری: تریاژ سیتولوژیک همراه آزمایش تعیین ژنوتایپ HPV، در گام اول بهعنوان یک رویکرد برای شناسایی ناهنجاریهای سلولی در افراد آلوده به HPV و در گام بعدی، بهعنوان یک رویکرد مناسب برای کاهش ارجاعات کولپوسکوپی میتواند به کار گرفته شود.