197 نتیجه برای جم
محمدرضا سراسگانی، محسن فیروزرای، سید جمال هاشمی،
دوره 66، شماره 3 - ( 3-1387 )
چکیده
اسیدهای آمینه در غلظتهای مختلف اثرات متفاوتی بر رشد میکروارگانیسمها دارند و همانند تمامی مواد در غلظتی خاص برای رشد میکروارگانیسم لازم اما در غلظتهای بالاتر سمی میباشند. این مقادیر بسته به نوع اسید آمینه و میکروارگانیسم متفاوت خواهد بود. هدف از این مطالعه مشخص نمودن این مقادیر اسیدهای آمینه موثر در مهار و افزایش رشد درماتوفیتهای شایع در ایران میباشد.
روش بررسی: دو سوش ایرانی درماتوفیت (شامل ترایکوفیتون شوئن لاینی و میکروسپوریوم کانیس بر محیط کشت سابرو گلوکز آگار که 23 اسید آمینه در غلظتهای gr/dl 1 و gr/dl1/0 تهیه شده بودند کشت داده شده و بعد از دو هفته قطر کلنیها اندازهگیری شده و میانگین آنها با میانگین حاصل از گروه کنترل که از کشت درماتوفیتها در محیط سابروگلوکز آگار بدون افزودن اسید آمینه تشکیل شده بود مقایسه گردید (هر کدام از نمونهها سهبار تکرار گردید).
یافتهها: نتایج حاصل نشان داد که L- سیستئین هیدروکلراید، L- سیستین، L- اسیدآسپارتیک، L- اسید گلوتامیک و DL- تریپتوفان و L- تیروزین بیشترین اثرات را در مهار رشد درماتوفیتها داشته و آرژنین لایزین و متیونین اثر متوسط در مهار رشد این درماتوفیتها و بقیه اسیدهای آمینه اثرات مهاری ضعیفتری داشتند و حتی تعدادی باعث افزایش رشد درماتوفیتها گردیدند. همچنین میکروسپوریوم کانیس وترایکوفیتون شوئن لاینی در برابر بعضی اسیدهای آمینه حساسیتهای متفاوتی نشان دادند که البته چندان قابل توجه نبود بیشتر تحت تاثیر اسیدهای آمینه قرار گرفت.
نتیجهگیری: گمان میرود که میزان اسیدهای آمینه موجود در عرق افراد بتواند نقش موثری در ایجاد ایمنی افراد نسبت به این درماتوفیتها ایفا نماید همچنین شاید بتوان از خاصیت ضد قارچی اسیدهای آمینه موثر در درمان این نوع درماتوفیتوز استفاده نمود.
سیدمهدی سنبلستان، فرزانه برزگر، مجید جمشیدی، سید مصطفی هاشمی، عظیم هنرمند،
دوره 66، شماره 6 - ( 6-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: درد پس از جراحی لوزهها معمولا به قدری شدید است که مانع از خوردن و آشامیدن میشود. یک روش کاهش درد پس از جراحی، بیدرد preemptive است که در آن داروی مسکن قبل، حین یا بلافاصله بعد از جراحی تجویز میشود. اثر کتامین در کاهش درد بعد از عمل جراحی لوزهها به تازگی مورد توجه قرار گرفته است. در این مطالعه اثر انفیلتراسیون کتامین در بستر لوزهها قبل از برش جراحی بررسی میشود.
روش بررسی: بیماران در سه گروه 25 تایی تحت انفیلتراسیون mg/kg5/0 یا mg/kg1 کتامین و یا آب مقطر در بستر لوزهها قرار گرفتند. ویژگیهای دموگرافیک، مدت زمان جراحی، فشارخون قبل و بعد جراحی، میزان خونریزی و عود خونریزی، درد، زمان شروع تغذیه دهانی، دیسفاژی، تهوع و استفراغ، هالوسیناسیون، اولین زمان نیاز به مخدر و میزان کل آن ثبت شده، اطلاعات با تستهای ANOVA one-way و 2c آزمون شده، 05/0>p معنیدار تلقی شد.
یافتهها: تفاوت معنیدار آماری در ویژگیهای دموگرافیک، مدت عمل جراحی، فشارخون قبل از جراحی و خونریزی حین جراحی بین گروهها وجود نداشت. شدت درد، دیسفاژی، نیاز به مخدر و زمان شروع تغذیه دهانی به طور معنیدار در دو گروه کتامین کمتر و افزایش فشارخون سیستولی بعد از عمل جراحی در گروه تحت انفیلتراسیون آب مقطر بیشتر بود (00/0>p). تفاوت معنیدار بین هیچ کدام از متغیرهای دو گروه تحت انفیلتراسیون کتامین دیده نشد. خونریزی مجدد در یک بیمار گروه mg/kg5/0 کتامین رخ داد.
نتیجهگیری: انفیلتراسیون کتامین در بستر لوزهها قبل از جراحی، در کاهش درد، دیسفاژی، نیاز به مخدر و زمان شروع تغذیه دهانی موثر است بدون این که میزان خونریزی و خطر خونریزی مجدد، هالوسیناسیون، تهوع و استفراغ را افزایش دهد.
لیلی چمنی تبریز، محمود جدی تهرانی، حجت زراعتی، سهیلا عسگری، مجید ترحمی، محسن معینی، جمیله قاسمی،
دوره 66، شماره 7 - ( 7-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: کلامیدیا تراکوماتیس یکی از عوامل ایجادکننده عفونتهای منتقله از راه تماس جنسی است که میتواند بیعلامت و یا همراه با علایم باشد. PCR روی نمونه ادرار یک تست تشخیصی بسیار حساس و غیرتهاجمی برای غربالگری وجود عفونت کلامیدیایی میباشد. هدف این مطالعه تعیین شیوع عفونت ادراری تناسلی
کلامیدیا تراکوماتیس در زنان متاهل و بررسی اهمیت غربالگری زنان از نظر آلودگی بدون علامت به این عفونت میباشد.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت توصیفی- تحلیلی و بهطور مقطعی بر روی 991 زن متاهل تهرانی در سنین 42-15 سال انجام گرفت. ابزار تحقیق، پرسشنامه و نمونه مورد استفاده، نمونه ادرار بود که بهصورت روزانه جمعآوری و جهت استخراج DNA و انجام PCR- RFLP به پژوهشکده ابنسینا منتقل گردید.
یافتهها: از 991 شرکتکننده، 127نفر (8/12%) دارای تست PCR مثبت بودند. میانگین سنی شرکتکنندگان 19/6±88/28 سال بود. عفونت در افراد دارای تحصیلات ابتدایی، شاغل و غیرباردار شیوع بیشتری داشت. در افرادی که از روشهای پیشگیری از بارداری استفاده میکردند شیوع عفونت بالاتر بود. عفونت در زنانی که از کاندوم استفاده میکردند بیش از سایر روشها شایع بود. براساس سابقه باروری، عفونت در افراد دارای سابقه ترشحات واژینال، درد زیر شکم، ناباروری و تولد نوزاد با وزن کم شایعتر بود اما در افراد با سابقه سقط، زایمان زودرس و بارداری نابجا شیوع پایینتری داشت. براساس آنالیز انجام شده این تفاوتها در هیچ مورد معنیدار نبود.
نتیجهگیری: عفونت کلامیدیایی عفونتی شایع در جامعه مورد مطالعه است. براساس منابع موجود در جوامعی که فراوانی نسبی عفونت، بالای 4% است انجام تست غربالگری مورد نیاز میباشد؛ لذا به منظور کاهش بار بیماری در جامعه، غربالگری کلامیدیا میتواند بهعنوان بخشی از برنامههای بهداشتی کشور در نظر گرفته شود.
سید حسین میرهندی، حسن آدین، محمد رضا شیدفر، پریوش کردبچه، سید جمال هاشمی، مریم موذنی، لیلا حسینپور، علی رضایی متهکلایی،
دوره 66، شماره 9 - ( 9-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: شناسایی کاندیداها از نظر تشخیصی، درمانی، اپیدمیولوژیک و بیولوژیک واجد اهمیت است. در این مطالعه رویکرد جدیدی از متدهای مبتنی بر DNA برای شناسایی کاندیداهای مهم پاتوژن استفاده شد و فقط با انجام واکنش PCR و بدون نیاز به روشهای بعد از PCR گونههای مهم کاندیدا بهسهولت از یکدیگر متمایز شدند.
روش بررسی: این مطالعه، یک بررسی توصیفی- تجربی و نمونههای مورد آزمون شامل استرینهای استاندارد و 60 ایزوله از بیماران بود. DNAی همه نمونهها بهروش glass-beads و فنل- کلروفرم استخراج و برای PCR از پرایمرهای ITS1، ITS2، ITS3 و ITS4 که دو قطعه ITS1 و ITS2 را تکثیر مینمایند استفاده شد. گونۀ مخمر با توجه به الگوی الکتروفورتیک حاصله و با در نظر گرفتن اندازههای بهدست آمده از آنالیز سکانسها تشخیص داده میشد.
یافتهها: با بررسی کامپیوتری دهها توالی مربوط به مخمرهای مختلف، مشخص شد که قطعات ITS1 و ITS2 در هر گونه مخمر اندازه مخصوصی دارند، لذا با تکثیر هر کدام از این قطعات و آنگاه اندازهگیری وزن آنها با الکتروفورز میتوان هویت مخمرها را مشخص کرد. بهروش فوق گونههای بیماریزای کاندیداها شامل آلبیکنس، تروپیکالیس، گلابراتا، پاراپسیلوزیس، کروزهای، گیلیرموندی، کفیر، لوزیتانیا و روگوزا به روشنی قابل تشخیص گردیدند ولی افتراق کاندیدا آلبیکنس از کاندیدا دابلینینسیس با این روش میسر نبود. همه ایزولههای بالینی با این روش تشخیص داده شدند.
نتیجهگیری: در این مطالعه کارایی روشی ساده چه برای شناسایی استرینهای مخمری استاندارد و چه برای شناسایی ایزولههای بالینی، نشان داده شد و بهنظر میرسد که قابل توسعه برای تعیین هویت سایر مخمرها نیز میباشد.
علیرضا کریمییزدی، امیر آروین سازگار، حمید رضا آقایان، سید موسی صدر حسینی، بابک ارجمند، علی توسلی، سید حسن امامی رضوی،
دوره 66، شماره 9 - ( 9-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: روشهای مختلفی برای بازسازی گوش در بیماران مبتلا به میکروتیا بهکار میرود. یکی از موارد، غضروف دندهای است که از خود بیمار یا از جسد تهیه میشود. هدف این مطالعه بررسی نتایج حاصل از بازسازی لاله گوش با استفاده از غضروف دندهای هموگرافت فرآوری شده در بانک فرآوردههای پیوندی ایران میباشد.
روش بررسی: این مطالعه بر روی 10 بیمار مبتلا به میکروتیای مادرزادی که در فاصله مهر 1385 تا تیر 1386 جهت عمل جراحی ترمیم لاله گوش به بیمارستان امام خمینی تهران مراجعه کرده بودند، انجام شده است. ترمیم گوش با استفاده از غضروف دندهای هموگرافت و براساس الگوی تهیه شده از گوش بیمار در بخش گوش و حلق و بینی انجام گرفت. شکل ظاهری لاله گوش، ضخامت غضروف و واکنش نسجی در فواصل پیگیری بیماران بررسی شد.
یافتهها: میانگین سن بیماران 085/11 سال (حدود اطمینان 57/5) و میانگین مدت پیگیری 29/6 ماه (حدود اطمینان 12/3) بود. از نظر سمت درگیری، در شش مورد گوش راست، دو مورد گوش چپ و دو مورد دیگر درگیری دو طرفه مشاهده شد. از نظر حفظ وضعیت ظاهری قسمتهای مختلف گوش پیوند شده، در 11 گوش ظاهر هلیکس 100% حفظ شده بود و در 10 گوش هماهنگی کامل لبول با هلیکس وجود داشت. ارتفاع و عرض گوش بازسازی شده در مقایسه با سمت سالم یک تا دو میلیمتر اختلاف داشت. شایعترین واکنشزودرس قرمزی محل بود. عوارض دیررس شامل بیرونزدگی بخشی از غضروف و عفونت زخم بود که در یک بیمار دیده شد.
نتیجهگیری: استفاده از غضروف هموگرافت فرآوری شده جهت بازسازی لاله گوش در میکروتیای مادرزادی با نتایج کوتاهمدت قابل قبول همراه است. میزان جذب در این روش بسیار پائین و عوارض زودرس و تاخیری نسبتا اندک است.
عارف رحیمی، سیما مازیار، فرخلقا احمدی، سوگل شهریاری، فاطمه فتاحی، سارا جم، بنفشه مرادمند بدیع، زهرا کروریان،
دوره 66، شماره 9 - ( 9-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: کمخونی عارضه شایعی در بیماران همودیالیزی است که با موربیدیتی و مورتالیتی بالایی همراه است. از آنجاییکه علت اصلی کمخونی اورمیک کاهش تولید اریتروپوئیتین (EPO) میباشد، تجویز اریتروپوئیتین نوترکیب انسانی (rHuEPO) در اکثریت بیماران سبب تصحیح کمخونی میشود. عدهای از بیماران همودیالیزی، بدون نیاز به EPO هموگلوبولین قابل قبولی خواهند داشت، علل آن میتواند مدت همودیالیز، نمایه توده بدنی (BMI) و سطح پلاسمایی لپتین باشد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط سطح پلاسمایی لپتین و میزان نیاز به EPO میباشد.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی، 50 بیمار همودیالیزی واجد شرایط که هموگلوبولین بالاتر از mg/dl 11 داشتند وارد مطالعه شدند. سطح پلاسمایی لپتین و آلبومین آنان در شروع همودیالیز اندازهگیری و BMI و میزان نیاز هفتگی آنان به rHuEPO محاسبه گردید. اطلاعات مربوط به سن، جنس، مدت زمان همودیالیز و علت نارسایی کلیه از پرونده آنان استخراج گردید.
یافتهها: در بررسی 50 بیمار همودیالیزی، 27 مرد و 23 زن، با میانگین سنی 57 سال، ارتباطی بین نیاز هفتگی بیماران به rHuEPO با جنس، BMI، علت نارسایی کلیه و سطح پلاسمایی آلبومین بهدست نیامد. همینطور با سطح پلاسمایی لپتین (254/0=p). ولی ارتباط معنیداری بین نیاز هفتگی بیماران به rHuEPO با مدت زمان همودیالیز (0001/0
نتیجهگیری: بر اساس این مطالعه، سطح پلاسمایی لپتین ارتباط مستقیمی با میزان نیاز فرد به دریافت rHuEPO ندارد و لپتین نمیتواند عامل مؤثری در اریتروپوئزیس بیماران باشد. البته سن بالاتر و مدت زمان کوتاهتر همودیالیز با کاهش نیاز فرد به دریافت rHuEPO همراه بوده است.
احمد رضا جمشیدی، سید آرش طهرانی بنیهاشمی، امیرحسین سالاری، رضا تقیپور،
دوره 66، شماره 11 - ( 11-1387 )
چکیده
800x600 Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و
هدف: شواهد متعددی بر نقش زمینه ژنتیکی در ایجاد بیماری آرتریتروماتوئید
وجود دارد. این مطالعه بهمنظور شناسایی ارتباط این بیماری و سابتایپهای مختلف HLA-DR4، در بیماران ایرانی انجام گرفت.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مورد شاهدی
غیر همسان میباشد. گروه مورد 110 بیمار ایرانی آرتریتروماتوئید و گروه شاهد 56
بیمار مبتلا به آرتروز زانو مراجعهکننده به بیمارستان دکتر شریعتی تهران بودند.
پس از اخذ نمونه خون از بیماران و گروه کنترل و استخراج DNA،
HLA-DR4 و سابتایپهای آن مورد بررسی
قرار گرفتند. ارتباط HLA-DR4 و سابتایپهای آن با ابتلا به بیماری، فاکتور روماتوئید و علائم بالینی
بیمار مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: 89
نفر (9/80%) از بیماران آرتریتروماتوئید زن و بقیه مرد بودند. در 34 بیمار آرتریتروماتوئید
(9/30%) و 11 نفر از گروه شاهد (6/19%) HLA-DR4 مثبت بود (12/0p=). در بین
بیماران با HLA-DR4 مثبت، شایعترین ساب
تایپ مشاهده شده 0404 و در افراد شاهد HLA-DR4 مثبت، شایعترین ساب تایپ مشاهده شده 0401 بود (03/0p=). ارتباط آماری معنیداری بین سن ابتلا به
بیماری، سابقه فامیلی، خشکی صبحگاهی و فاکتور روماتوئید با مثبت شدن HLA-DR4 وجود نداشت. تورم مفصلی و تندرنس
ارتباط معنیداری با مثبت بودن HLA-DR4 داشتند (03/0p= و 04/0p=).
نتیجهگیری: گرچه در این مطالعه ارتباط HLA-DR4 با
ابتلا به بیماری آرتریتروماتوئید از نظر آماری معنیدار نبود اما نسبت مثبت شدن
آن در بیماران بیش از گروه شاهد بود. ممکن است در برخی از اقوام، سایر HLAها نیز بهعنوان قسمتی از زمینه ژنتیکی در پاتوژنز این
بیماری نقش داشته باشند.
اعظم بختیاریان، راضیه بهزادمهر، عباس پوستی، میر جمال حسینی، فرزانه نجار، سیما سبزه خواه،
دوره 67، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: در سیستم قلبی- عروقی، رسپتورهای آدنوزینی دارای نقش عمدهای در درمان تاکیکاردیهای فوق بطنی میباشد. این اثرات از طریق تداخل رسپتورهای 1A آدنوزینی با G پروتئین اتفاق میافتد. در این مطالعه اثر سیکلوپنتیل آدنوزین (آگونیست انتخابی گیرندههای 1A آدنوزینی) بر آریتمی حاصل از اووآبائین در دهلیز مجزای خوکچه هندی مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: ابتدا دهلیز مجزای خوکچه هندی را که در محلول کربس تغییر یافته قرار دادهشده بود، به دستگاه فیزیوگراف وصل و انقباضات آن رسم گردید. سیکلوپنتیل آدنوزین بهمقدار 9-10×8 مولار به محلول اضافه و 10 دقیقه بعد اووآبائین با مقادیر آریتموژن (2/1 میکرومول) اضافه گردید.
یافتهها: اگر سیکلوپنتیل آدنوزین 10 دقیقه قبل از اووآبائین به محلول حمام اضافه شود، بهطور مشخصی باعث افزایش زمان شروع آریتمی ناشی از اووآبائین میگردد. سیکلوپنتیل آدنوزین بهتنهایی اثر آریتموژن نداشت ولی تعداد ضربانات دهلیز مجزای خوکچه هندی را بهطور وابسته به غلظت کاهش میداد. اووآبائین (2/1 میکرومول) آریتمی قلبی هفت دقیقه پس از تجویز شروع شد و پس از 22 دقیقه به آسیستول منتهی گردید. مصرف سیکلوپنتیل آدنوزین به مقدار 9-10 ×8 مولار، 10 دقیقه قبل از اضافه کردن اووآبائین شروع آریتمی از هفت دقیقه به بیش از 5/27 دقیقه و طول زمان زنش دهلیز از 22 دقیقه به بیش از 63 دقیقه افزایش یابد. همچنین از وقوع آسیستول جلوگیری کرد.
نتیجهگیری: سیکلوپنتیل آدنوزین دارای اثر اینوتروپ و کرونوتروپ قلبی از طریق گیرنده 1A آدنوزین بوده و این دارو تحت شرایط این مطالعه باعث کاهش سمیت اووآبائین در دهلیز مجزای خوکچه هندی میگردد.
سعیده دهاقین، احمدرضا جمشیدی، سید آرش طهرانی بنیهاشمی، ژاله غلامی، محمدحسین فروزانفر، معصومه اخلاقی، علیرضا خبازی، الهام نورالهزاده، مژگان برغمدی، بزرگمهر عرب زاده، فریدون دواچی،
دوره 67، شماره 6 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : آرتروز از شایعترین بیماریهای روماتیسمی میباشد در این مطالعه به بررسی شیوع آرتروز علامتدار دست در جامعه شهری میپردازیم. رو ش بررسی : ساکنین (15 سال یا بالاتر) مناطق 22گانه تهران در مطالعه جامعهنگر بررسی مشکلات روماتیسمی (COPCORD) شامل آرتروز شرکت کردند. در مجموع، برای 10291 نفر پرسشنامه تکمیل شد (پاسخگویی 75%). در مورد وجود درد دست در هفت روز اخیر/ گذشته و یا سابقهی درد، تورم، تندرنس، خشکی صبحگاهی در استخوانها/ مفاصل دست داشتهاند پرسش گردید. در صورت وجود شکایت مفصلی- استخوانی، یا تظاهرات خارج مفصلی، معاینه کامل فیزیکی انجام شد. آرتروز مفاصل دست به صورت وجود برجستگی قابل لمس (گره هبردن/ بوشارد/ دفرمیتی CMC اول)، درد، سفتی، تورم یا ترکیبی از این علائم در هر یک از مفاصل (DIP-PIP-MCP-CMC1) تعریف گردید. تشخیص آرتروز دست هنگامی مطرح است که حداقل در یکی از مفاصل، تشخیص آرتروز داده شود. یافتهها : میانگین سنی افراد مطالعه شده 1/37 و انحرافمعیار 3/16و 6/52% زن بودند. آرتروز دست در 8/2% موارد مشاهده شد (4/3-3/2 CI , )، شیوع در زنان (4/4% در مقابل 3/1%، 0001/0 p< ) و افراد مسن بیشتر بود (افراد زیر 30سال 1/0% در مقابل افراد بالای 70 سال 23%، 0001/0 p< ). شایعترین علائم در مفاصل DIP, PIP, CMC1 به ترتیب 1- وجود برجستگی (ندول) 2- خشکی 3- درد هنگام حرکت بودند. نتیجهگیری : آرتروز دست بیماری شایع مفصلی- استخوانی میباشد. بررسی شیوع، الگوی درگیری مفاصل و ارتباط آن با سن و جنس در یک جامعه شرقی نشان داد که این آرتروز از جهات فوق مشابه مطالعات غربی است. با توجه به شیوع بالای آرتروز دست، ارائه راهکار مناسب در پیشگیری و درمان آن در مطالعات بعدی ضروری است.
وجیهه مرصوصی، مریم مرتضوی، حمید رضا ذاکری، اشرف جمال،
دوره 67، شماره 7 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: تاکنون مکانیسمهایی که تنظیم وزن جنین در طول حاملگی از طریق آن رخ میدهد بهخوبی شناخته نشده است. همچنین ارتباط بین هورمونهایی مانند لپتین و آدیپونکتین با رشد داخل رحمی در دست بررسی میباشد. هدف این مطالعه تعیین ارتباط بین محدودیت رشد داخل رحمی و تغییرات سطوح لپتین و آدیپونکتین خون وریدی بند ناف و سرم مادر میباشد.
روش بررسی: سطح لپتین و آدیپونکتین خون وریدی بند ناف و سرم مادر بهروش ELISA در 22 خانم حامله تک قلو بدون عارضه و بالای 36 هفته حاملگی دارای جنین با وزن مناسب (گروه A) و در 22 خانم حامله تک قلو دارای جنین دچار محدودیت رشد داخل رحمی و بدون دیسترس (گروه B) اندازهگیری شد. تمام خانمها دارای BMI نرمال و بدون سابقهای از دیابت، فشار خون بالا و یا بیماری قلبی بودند.
یافتهها: سطح لپتین خون وریدی بند ناف بهطور واضح در گروه B پایینتر از گروه A بوده است همچنین سطح آدیپونکتین خون وریدی بند ناف در گروه B نسبت به گروه A بهطور بارز پایینتر بوده است. میزان لپتین و آدیپونکتین سرم مادر در دو گروه جنینهای کوچک برای سن حاملگی (SGA) و دارای وزن مناسب (AGA) تفاوت معنیداری از نظر آماری نداشت. همچنین میزان BMI و سن حاملگی و سن مادر در دو گروه اختلاف معنیداری نداشت. لپتین و آدیپونکتین با تفاوت جنسی نوزادان تفاوتی نداشتند.
نتیجهگیری: سطح لپتین و آدیپونکتین وریدی بند ناف در گروه نوزادان
SGA بهصورت بارز پایینتر از جنینهای نرمال است که نقش مستقل این دو آدیپوکاین را در پاتوژنز محدودیت رشد داخل رحمی مطرح میکند. شاید در آینده بتوان از لپتین و آدیپونکتین نوترکیب انسانی در درمان محدودیت رشد داخل رحمی استفاده نمود.
افشین آماری، سید علیرضا رضوی، آرزو جمالی، عباسعلی امینی سردرود، معصومه معتمدی، سعیده شجاعی، بیتا انصاریپور، آرش پورغلامی نژاد، جمشید حاجتی،
دوره 67، شماره 9 - ( 9-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: سلولهای دندریتیک مهمترین سلولهای عرضهکننده آنتیژنهای توموری به سلولهای TCD8+ و TCD4+ میباشند که باعث برانگیختن این سلولها و ایجاد پاسخ اختصاصی ضد تومور میشوند. یکی از راههای ایجاد پاسخ مناسب ضد توموری افزایش کارایی سلولهای دندریتیک در عرضه آنتیژن و تحریک لنفوسیتهای T میباشد. هدف این مطالعه بررسی تاثیر سلولهای دندریتیک فعال شده با اجزاء پروتیینی توکسوپلاسما گوندی بر نفوذ سلولهای TCD8+ در بافت تومور و پاسخ سیتوتوکسیک آنها است.
روش بررسی: سلولهای مغز استخوان موش بهمدت پنج روز در حضور GM-CSF و IL-4 کشت داده شدند. روز پنجم سلولهای دندریتیک نابالغ حاصله با اجزاء پروتیینی یا عصاره کامل توکسوپلاسما گوندی و یا LPS بهمدت دو روز کشت داده شد. برای القای تومور سلول WEHI-164 بهصورت زیر جلدی به موش تزریق شد. برای ایمونوتراپی ١٠٦ سلول دندریتیک بالغ شده با ترکیبات مختلف به موشها تزریق شد. از روش فلوسایتومتری برای اندازهگیری میزان نفوذ سلولهای CD8+ استفاده شد و قدرت کشندگی لنفوسیتها با روش LDH اندازهگیری گردید.
یافتهها: استفاده از اجزاء پروتیینی توکسوپلاسما برای بلوغ سلولهای دندریتیک در مقایسه با سایر عوامل بهطور معنیداری باعث افزایش نفوذ سلولهای
CD8+ به بافت تومور و تقویت پاسخهای سیتوتوکسیک گردید. میزان بقای موشها در این گروه از گروههای دیگر بیشتر بود (p<0/0001).
نتیجهگیری: ترکیبات میکروبی مانند اجزاء پروتیینی توکسوپلاسما که پاسخ Th1 را سبب میشوند، میتوانند باعث افزایش کارایی سلول دندریتیک در نفوذ سلولهای CD8+ T و افزایش پاسخهای سیتوتوکسیک شوند.
مرضیه غفارنژاد، ندا ارجمند، زهرا خزاعیپور،
دوره 67، شماره 10 - ( 10-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم تخمدان پلیکیستیک (Polycystic ovary syndrome) از علل مهم اختلال در کار تخمکگذاری تخمدانها و در نتیجه، ناباروری میباشد. دو روش گونادوتروپینها و کوتریزاسیون لاپاراسکوپیک تخمدان در مواردی که درمان با کلومیفن با شکست مواجه میشود از گزینههای مهم هستند. هدف از انجام این مطالعه، بررسی و مقایسه میزان حاملگی با گونادوتروپینها و کوتریزاسیون لاپاراسکوپیک تخمدان در مبتلایان به تخمدان پلیکیستیک مقاوم به درمان کلومیفن میباشد. روش بررسی: نوع مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده میباشد که در خانمهای نازای مبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک مقاوم به کلومیفن و مراجعهکننده به درمانگاه نازایی بیمارستان میرزاکوچکخان دانشگاه علومپزشکیتهران طی سالهای 87-82 انجام شده است. یافتهها: تعداد 50 خانم در هر گروه درمان به صورت تصادفی قرار داشتند که از نظر سن، تعداد سالهای نازایی اولیه، تعداد سالهای نازایی ثانویه، تفاوتی نداشتند. در گروه لاپاراسکوپی هشت مورد (16%) حاملگی بوده که همه موارد ترم شدهاند. در گروه گونادوتروپین، 14 مورد (28%) حاملگی بوده که 10 مورد ترم (20%) و چهار مورد (8%) سقط شدهاند. هزینه درمان در گروه گونادوتروپین بهطور معنیداری بیشتر از گروه لاپاراسکوپی بود (001/0p<). در آنالیز لوجستیک رگرشن، با کنترل اثر سن، شاخص توده بدن و هزینه درمان، نوع درمان (لاپاراسکوپی یا گونادوتروپین)، اثر معنیداری در پیشگویی حاملگی ترم نداشت. نتیجهگیری: گرچه درصد حاملگی در گروه گونادوتروپین، بیشتر از گروه لاپاراسکوپی بوده ولی موارد سقط نیز بیشتر بوده و در نهایت تفاوت معنیداری در حاملگی ترم بین دو گروه دیده نشد. در مجموع مطالعات بیشتری نیاز است تا در مورد مزایای این روشها بتوان تصمیمگیری نمود.
زهره صناعت، مهتاب رضازاده، جلیل واعظ قراملکی، جمال عیوضی ضیایی، علی اصفهانی، مرتضی قوجازاده،
دوره 67، شماره 12 - ( 12-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: میلوم متعدد دیسکرازی
پلاسماسلهاست که با تجمع در مغز استخوان و تولید ایمونوگلوبولین مونوکلونال، مشخص
میشود. داروی آرسنیک تریاکسید (ATO) در درمان لوسمی پرومیلوسیتی حاد (APL) مورد
تایید قرار گرفته و برای درمان میلوم مورد توجه واقع شده است. این مطالعه به منظور
ارزیابی اثرات آرسنیک تریاکسید در بیماران مبتلا به بیماری میلوم متعدد مقاوم بهدرمان
و عوارض احتمالی آن طراحی و اجرا گردید.
روش
بررسی:
مطالعه روی بیماران میلومی که حداقل به دو درمان استاندارد مقاوم بودند و به
درمانگاه یا بخش خون مرکز آموزشی- درمانی شهید قاضی طباطبایی تبریز مراجعه کرده
بودند، انجام شد. پروتکل مورد استفاده شامل انفوزیون آرسنیک تریاکسید با دوز mg/kg/day 0/25 طی پنج روز در هفته بهمدت دو هفته متوالی و سپس دو هفته بدون
درمان بود. در پایان هفته چهار بیماران از نظر پاسخ به درمان ارزیابی شدند.
یافتهها: 12 بیمار مقاوم به روشهای شیمی درمانی معمول تحت
درمان با ﺁرسنیک تریاکسید قرار گرفتند. ارزیابی پاسخ به درمان بر اساس الکتروفورز
پروتیینهای سرم انجام شد. از 10 بیمار، چهار بیمار (33%) بیماری ثابت، پنج بیمار پیشرفت بیماری، یک بیمار پاسخ کامل داشتند. در دو بیمار بهعلت افزایش
ﺁنزیمهای کبدی بعد از هفته اول در مان قابل به بررسی پاسخ بالینی نبودیم. یک
بیمار شش دوره کامل درمان را به اتمام رساند. عوارض مشاهده شده افزایش آنزیمهای
کبدی و کراتینین، نوتروپنی، تهوع، خارش، ادم اندامها و اسهال بود.
نتیجهگیری: درمان با آرسنیک تریاکسید (41% پاسخ داشته نتیجهگیری
تعدیل شود) میتواند باعث کنترل بیماری میلوم متعدد در بیماران مقاوم گردد.
مهرناز مصداقی، محمد وجگانی، عیسی صالحی، جمشید حاجتی، عبدالفتاح صرافنژاد، مسعود موحدی، فریده برجیسیان، طاهره شهرستانی،
دوره 68، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: رینیت آلرژیک بیماری
شایعی است که شیوع آن در سالهای اخیر افزایش
پیدا کرده و توجه زیادی به مکانیسمهای بروز آن شده است. سایتوکاینهای نوع 2 نقش
موثری در ایجاد پاسخهای آلرژیک دارند. سلولهای کشنده طبیعی (NK) میتوانند این سایتوکاینها را تولید کنند. این مطالعه جهت بررسی
دستههای سلولهای NK براساس تولید سایتوکاینی و
تعداد آنها در مبتلایان رینیت آلرژیک در مقایسه با افراد سالم انجام شد.
روش بررسی: 20 بیمار رینیت آلرژیک و 20 فرد سالم بررسی شدند.
تعداد و سایتوکاینهای داخل سلولی (IFN-γ و IL-4) سلولهای NK توسط فلوسیتومتری بررسی گردید.
همچنین سلولهای NK توسط بیدهای مغناطیسی جدا و بهمدت
72 ساعت کشت داده شدند. ترشح سایتوکاینهای IL-4، IL-5، IL-10، IL-13 و IFN-γ در
محیط کشت در حالت با و بدون تحریک بهوسیله ELISA اندازهگیری شد.
یافتهها: تعداد سلولهای NK در گروه مورد بهطور معنیدار بیشتر
از گروه شاهد بود. درصد سلولهای NK IL-4+ در گروه مورد بیشتر از شاهد بود، اما میزان سلولهای IFN-γ+ تفاوتی نداشت. میزان ترشح سایتوکاینها
توسط سلولهای NK در گروه مورد و شاهد تفاوت
معنیدار نداشت اما میزان ترشح IL-13 پس از تحریک در گروه مورد به وضوح بیشتر از گروه شاهد بود.
نتیجهگیری: تعداد
سلولهای NK در افراد مبتلا به رینیت آلرژیک
بیشتر است و درصد قابل توجهی از آنها IL-4 تولید میکنند.
آیت الله نصرالهی عمران، سید جمال هاشمی، فرشاد هاشمی،
دوره 68، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: شناسایی گونههای مختلف درماتوفیتها و عوامل قارچی سطحی در جهت یافتن منبع عفونتها و نیز آموزش جامعه در جهت آشنایی با عوارض ناشی از تماس با افراد و حیوانات آلوده مفید خواهد بود و بر این اساس هدف اصلی از این بررسی تعیین توزیع و چگونگی انتشار بیماریهای قارچی سطحی و جلدی بوده است.
روش بررسی: با پروندهنگری برای مدت پنج سال در یک دوره زمانی از فروردین 83 الی اسفند 87، 5500 بیمار مشکوک به عفونتهای قارچی سطحی و جلدی را از نظر وجود عفونتهای قارچی مورد بررسی قرار دادیم. نمونههای پوستی از طریق اسکراپینگ از بیماران گرفته و جمعآوری گردیده بود. تشخیص از طریق بررسی میکروسکوپی مستقیمو کشت مطابق با روشهای آزمایشگاهی روتین قارچشناسی اثبات میگردید.
یافتهها: جمعاً 2271 مورد (3/41%) از بیماران مبتلا به عفونتهای قارچی سطحی و جلدی بودند که در این بین درماتوفیتوزیس با 1279 مورد (31/56%) شایعترین بیماری از این نوع میباشد. بقیه شامل 356 مورد (68/15%) تینهآ ورسیکالر، 283 مورد (76/12%) اریتراسما، 243 مورد (7/10%) کاندیازیس جلدی و 110 مورد (96/4%) عفونت قارچی ناخن ناشی از ساپروفیت کپکی بودند. معمولیترین شکل بالینی درماتوفیتوزیس کچلی کشاله ران با 495 مورد (7/38%) بود. در میان درماتوفیتهای جدا شده از کشت از موارد درماتوفیتوزیس تریکوفایتون منتاگروفایتیس با 198 مورد (56/41%) شایعترین عامل بوده است.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان میدهد که در بین بیماریهای سطحی و جلدی بیماری درماتوفیتوزیس همچنان از بیماریهای مهم پوستی و قارچی بهشمار میآید.
کامبیز دیبا، بیتا موسوی، محسن محمودی، جمال هاشمی،
دوره 68، شماره 2 - ( 2-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات متعدد نشان دادهاند بره موم (پروپولیس) به میزان زیادی خواص ضدباکتریایی، ضد پروتو-زوئری، ضدقارچی و ضدویروسی دارد و مطالعات انجام شده نیز موید این است که بره موم اثرات درمانی زیادی بر روی بیماریهای قارچی ازجمله کاندیدیازیس داشته است. مطالعه حاضر به هدف بررسی فعالیت مهارکنندگی رشد و کشندگی .عصاره الکلی بره موم بر روی مخمر کاندیدا آلبیکانس و قارچ آسپرژیلوس انجام گرفت.
روش بررسی: از عصاره الکلی خام پروپولیس، رقتهای سریال بهصورت 20/1، 40/1، 80/1، 160/1، 320/1 و 640/1 در محیط کشت سابورودبراث تهیه شد. سپس در شرایط آسپتیک به هر لوله حاوی رقتهای مختلف عصاره یک میلیلیتر از سوسپانسیون قارچی با کدورت استاندارد 5/0 مک فارلند افزوده شد. کشتهای مخمری در دمای cº30 و کشتهای آسپرژیلوسی در دمای cº25 بهمدت 72-24 ساعت دمادهی شدند.
یافتهها: در این تحقیق مشاهده شد که بیش از نیمی از سوشهای مخمری تحتتاثیر مهارکنندگی غلظتگرم بر دسی لیتر 25/0 عصاره و تقریباً به همین تعداد تحتتاثیر حداقل کشندگی عصاره قرارگرفتند ولی در غلظتهایگرم بر دسی لیتر 0312/0 و 0625/0 این عصاره هیچگونه اثر مهارکنندگی و کشندگی بر روی ایزولههای مخمری مشاهده نگردید. در این بررسی آسپرژیلوس فومیگاتوس حتی در مقابل غلظت گرم بر دسی لیتر 0312/0 بهطور نسبی مورد اثر واقع شده است ولی در رابطه با آسپرژیلوس نیجر این تاثیر بهطور نسبی در غلظت گرم بر دسی لیتر 125/0 مشاهده میشود. علاوه بر تاثیر کمی عصاره بر رشدکلنیهای آسپرژیلوسی تغییراتی در برخی خصوصیات مرفولوژیک کلنی بسته به رقت عصاره مشاهده شد
اشرف جمال، اشرف آلیاسین، پریسا شبانی، سپیده خداوردی، عصمت شبانی،
دوره 68، شماره 4 - ( 4-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: برخی از عوارض حاملگی مثل سقط، پر هاکلامپسی، دیابت حاملگی، زایمان زودرس و مانند آن در
بیشتر ملاحظه می شود. همچنین مصرف متفورمین در طول (PCOS) خانم های حامله با سندرم تخمدان پلی کیستی
بارداری می تواند باعث بهبود جریان خون رحمی- جفتی شده و از این عوارض بکاهد. در این مطالعه اثر متفورمین
روی جریان خون رحمی- جفتی و عوارض حاملگی بررسی می شود تا در صورت وجود اثر مثبت و احتمالا کاهش
مدنظر قرار گیرد. روش بررسی: در PCOS بروز عوارض مامایی، ادامه مصرف متفورمین در خان مهای حامله مبتلا به
و نازایی که در بیمارستان شریعتی در سال 87 و 88 با مصرف متفورمین حامله PCOS این مطالعه 70 خانم مبتلا به
شده و واجد شرایط بودند در دو گروه تصادفی تحت بررسی قرار گرفتند. یک گروه متفورمین و یک گروه دارونما
شریان های رحمی و شریان نافی جنین Pulsatility Index (PI) ، دریافت کرده و سپس در هفته 12 و 20 حاملگی
شریان های Pulsatility Index اندازه گیری شد و بیماران هر دو گروه تا زمان زایمان پی گیری شدند. سپس با مقایسه
رحمی و عوارض حاملگی در دو گروه، به بررسی اثر متفورمین در جریان خون رحمی- جفتی پرداخته شد. یافت هها:
0 و در / شریان های رحمی از هفته 12 تا هفته 20 حاملگی در گروه متفورمین 38 Pulsatility Index میانگین کاهش
وقوع پره اکلامپسی، دیابت .(p=0/ 0 بود که این اختلاف از نظر آماری معنی دار می باشد ( 016 / گروه دارونما 16
حاملگی و زایمان زودرس در گروه دارو نما نسبت به گروه متفورمین بیشتر بود ولی این اختلاف از نظر آماری
شریان های رحمی از هفته 12 تا هفته 20 Pulsatility Index معنی دار نبود. نتیج هگیری: متفورمین باعث کاهش
حاملگی شد ولی این بهبود جریان خون رحمی- جفتی باعث کاهش معن یدار عوارض حاملگی نشد.
علیرضا ماهوری، حیدر نوروزینیا، ابراهیم حسنی، قادر مترجمیزاده، آنالی صادقی،
دوره 68، شماره 5 - ( 5-1389 )
چکیده
زمینه و
هدف: شاخص دو طیفی Bispectral Index (BIS) مقیاسی مشتق
از الکتروانسفالوگرافی است که جزء آرامبخشی و هوشبری را در هنگام بیهوشی عمومی
ارزیابی میکند. تاثیر سن بر روی شاخص BIS هنوز بهخوبی بررسی و مشخص نشده است.
هدف این مطالعه تعیین تاثیر سن بالا بر روی نیاز به داروهای بیهوشی و شاخص BIS در بیماران
بیدار و بیمارانی است که تحت آرامبخشی با استفاده از داروی میدازولام وریدی قرار
گرفتهاند.
روش بررسی: در این مطالعه آیندهنگر تحلیلی 80 بیمار مطالعه شدند.
بیماران گروه مطالعه در محدوده سنی بالای 70 سال و گروه کنترل (مشاهده) در محدوده
سنی بین 40-20 سال قرار داشتند. میزان BIS پایه در هر دو گروه در حالت هوشیاری،
و پنج دقیقه بعد از دریافت میدازولام (mg02/0) داخل وریدی اندازهگیری و ثبت
شد.
یافتهها: میانگین BIS پایه در گروه
مطالعه 3±94 و در گروه شاهد 1±3/97 بود (0001/0p=). میانگین BIS پنج دقیقه بعد
از تجویز میدازولام به 6±9/80 در گروه مطالعه و 3±4/90 در
گروه کنترل رسید (0001/0p=).
نتیجهگیری: توصیه میگردد در موارد استفاده از این شاخص در افراد مسن،
میزان پایه آن قبل از القاء بیهوشی اندازهگیری گردد تا بیهوشیدهنده در صورت
پایین بودن BIS پایه، از این امر آگاهی یابد. جهت تایید این نکته که محدوده 60-50
در طی بیهوشی بالینی افراد مسن با میزان BIS پایه پایین کافی است و اینکه آیا
این محدوده در این افراد نیاز به بازنگری دارد یا نه، مطالعات بیشتری مورد نیاز میباشد.
محمود اکبریان، سیده طاهره فائزی، فرهاد غریبدوست، فرهاد شهرام، عبدالهادی ناجی، احمد رضا جمشیدی، معصومه اخلاقی، ناهید شفائی، مریم اخلاقخواه، فریدون دواچی،
دوره 68، شماره 5 - ( 5-1389 )
چکیده
زمینه و
هدف: بیماری لوپوس اریتماتوی سیستمیک (SLE) یک بیماری التهابی مولتی سیستم و خود ایمن با تولید اتو آنتیبادی
علیه اجزای مختلف سلول است. این بیماری اتیولوژی ناشناخته و تظاهرات بالینی و
آزمایشگاهی متفاوتی داشته، در نقاط مختلف کره زمین انتشار جغرافیایی وسیعی دارد.
تظاهرات بیماری در بین گروههای نژادی و جغرافیایی مختلف متفاوت است. هدف این
مطالعه ارائه چهره بیماری SLE در بیماران ایرانی است.
روش
بررسی: این مطالعه آیندهنگر توصیفی بر اساس اطلاعات ثبت شده
بیماران SLE مراجعهکننده به مرکز تحقیقات روماتولوژی دانشگاه علوم پزشکی
تهران در طی سالهای 1355 تا 1386 انجام شده است.
یافتهها: تعداد 2143 بیمار مطالعه شدند. نسبت
زن به مرد 8:1/8 و میانگین سنی در هنگام شروع بیماری 10±2/24 سال
بود. شیوع تظاهرات بالینی در این بیماران شامل درگیری عضلانی- اسکلتی 2/85%، پوستی
1/83%، کلیوی 6/66%، عصبی- روانی 24%، ریوی 3/22%، قلبی 5/17% و خونی 1/67% بود. FANA مثبت در 3/78%
و Anti- DNA بالا در 70% بیماران گزارش شد. سندروم همپوشانی و سابقه فامیلی
مثبت بهترتیب در 9/14% و 5/3% بیماران دیده شد.
نتیجهگیری: در مقایسه با بیماران لوپوسی سایر مناطق دنیا،
شیوع تظاهرات پوستی- مخاطی و کلیوی در بیماران ایرانی همانند کشورهای منطقه (با
عوامل محیطی مشابه) و شیوع تظاهرات خونی و مفصلی همانند کشورهای اروپایی (با نژاد
یکسان) بود. این نتایج میتواند تاثیر متفاوت فاکتورهای ژنتیکی و یا محیطی را در
بروز تظاهرات بالینی مختلف لوپوس مطرح نماید.
پیمان حداد، مریم مشتاقی، علی کاظمیان، منصور جمالی زواره،
دوره 68، شماره 7 - ( 7-1389 )
چکیده
زمینه و
هدف: عود
کانسر نازوفارنکس بدون درمان با پیشآگهی
بدی همراه است. در این مقاله یک بیمار مبتلا به کانسر نازوفارنکس با عودهای مکرر و
سه بار درمان رادیوتراپی معرفی میگردد.
معرفی
بیمار: بیمار مرد 45 سالهای است که یک دوره درمان رادیوتراپی برای کانسر اولیه نازوفارنکس در سال 1378
دریافت کرده بود. سپس دورۀ دیگری از رادیوتراپی در سال 1383 برای درمان اولین عود
تجویز گردید. آخرین عود بیماری در سال 1384 با براکیتراپی درمان شد. سپس بیمار بهطور
مرتب تحت پیگیری قرار داشت که آخرین بار در سال 1389 تحت ارزیابی مجدد قرار گرفت و
هیچ شواهدی از بیماری پنج سال بعد از آخرین درمان وجود نداشت.
نتیجهگیری: تجربه ما در
بهکار بردن دورههای متعدد درمان رادیوتراپی در عود کانسر نازوفارنکس
در رابطه با کنترل بیماری امیدبخش بود. این مورد نشان میدهد که درمان
مجدد رادیوتراپی در عودهای لوکال یک روش مؤثر بوده و تشخیص عود در
مراحل ابتدایی میتواند نجاتبخش باشد.