197 نتیجه برای جم
غزاله جمشیدی، فرشید باباپور مفرد، مهیار غفوری، حمیدرضا سلیقه راد،
دوره 80، شماره 6 - ( شهریور 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پروستات (Pca) یکی از شایعترین سرطانها در مردان در سالهای اخیر است. تصویربرداری تشدید مغناطیسی چند پارامتری (mp-MRI) بهطور فزایندهای برای شناسایی، تعیین موقعیت و مرحلهبندی سرطان پروستات استفاده شده است. در این رویکرد ترکیبی از اطلاعات مورفولوژی T2-w در کنار حداقل دو روش تصویربرداری عملکردی نظیر دیفیوژن (DWI)، افزایش کنتراست دینامیک (DCE) و طیفسنجی تشدید مغناطیسی (MRS) استفاده میشود.
روش بررسی: منابع مهم در نظر گرفته شده در بررسی حاضر، مطالعات در حوزه تشخیص سرطان پروستات با استفاده از mp-MRI میباشند. جستجو با استفاده فهرستی از موتورهای جستجو صورت گرفته است. در این پژوهش با مروری بر مطالعات انجام شده از سال 2015 تا 2021، نقش و پتانسیل ادغام نتایج تصویربرداریهای مورفولوژی و عملکردی در یک رویکرد چندپارامتری مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت و ترکیب بهینه معرفی شد. این مطالعه در طی مهر 1395 تا بهمن 1400 انجام گرفته است.
یافتهها: طبق بررسیهای انجام شده، ترکیب T2-w و DWI و DCE بهینهترین توالی پالس در رویکرد mp-MRI معرفی شده که بالاترین میزان حساسیت و اختصاصیت را در تشخیص، تعیین محل و مرحلهبندی سرطان پروستات ایجاد مینماید. بهکارگیری شدت میدان 3T در مقابل 1.5T، بهبود دقت تشخیص را در پی داشته و انتخاب کویل داخل رکتوم برتری چندانی نسب به کویلهای آرایه فاز در تشخیص و تعیین محل این سرطان ایجاد نمیکند.
نتیجهگیری: مناسبترین ترکیب توالی پالس برای تحقق اهداف mp-MRI، T2-w، DWI و DCE است. این مقاله مروری امکان بررسی کاملی از تحقیقات گذشته شامل نقاط قوت و ضعف مدالیتههای مربوطه در تشخیص سرطان پروستات را محققین میدهد. همچنین نتایج حساسیت و اختصاصیت مطالعات اخیر را گزارش میکند.
یونس سلیمانی، امیررضا جهانشاهی، حامد رضاییجم، داود خضرلو،
دوره 80، شماره 12 - ( اسفند 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: رادیومیکس پتانسیل بالایی در زمینه تشخیص و پیشآگهی ضایعات کبدی در تصاویر اولتراسوند نشان داده است. علیرغم این، تغییرات پارامترهای تصویربرداری بر تکرارپذیری نتایج رادیومیکس اولتراسوند تأثیر میگذارد. هدف از مطالعه حاضر بررسی تکرارپذیری فیچرهای رادیومیکس استخراج شده از تصاویر بیماران مبتلا به کارسینوم سلولهای کبدی تحت تغییرات پارامترهای اسکن اولتراسوند میباشد.
روش بررسی: مطالعه از نوع مقطعی بود که از مرداد 1399 تا مرداد 1400 در گروه رادیولوژی دانشکده پیراپزشکی تبریز انجام شد. تصاویر مربوط به 20 بیمار مبتلا به کارسینوم سلولهای کبدی از پایگاه Cancer imaging archive بهدست آمدند. این تصاویر تحت پارامترهای تصویربرداری مختلف اخذ شده بودند. مناطق ضایعه به شکل دستی ترسیم شدند. فیچرهای رادیومیکس شامل 24 فیچر GLCM و 16 فیچر GLRLM از تصاویر استخراج شدند. با استفاده از آزمونهای آماری CV% و ICC تکرارپذیری فیچرهای رادیومیکس مورد بررسی قرار گرفت. مقادیر 90/0ICC≥ و 20%CV< در این مطالعه بهعنوان سطح تکرارپذیری در نظر گرفته شدند.
یافتهها: هشت مورد از فیچرها تکرارپذیری بالایی را در هردو آزمون CV% و ICC از خود نشان دادند. این فیچرها Joint entropy، Idmn، Imc2 ، Correlation ، MCC ، Sum entropy ، Gray level non uniformity normalized و Run entropy بودند. میانگین مقادیر ICC این فیچرها برابر با 977/0 بهدست آمد.
نتیجهگیری: تغییرات پارامترهای تصویربرداری مستقیما بر تکرارپذیری نتایج رادیومیکس اولتراسوند تأثیر میگذارد. برخی از فیچرهای رادیومیکس تحت تغییرات شرایط تصویربرداری، همچنان پایداری و تکرارپذیری بالایی از خود نشان میدهند.
منصوره جمشیدیان طهرانی، هانیه زیدآبادینژاد، فرشته طیبی، محمدرضا خلیلی، بیتا مومنایی،
دوره 80، شماره 12 - ( اسفند 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: انسداد مادرزادی مجرای اشکی یکی از شایعترین بیماریهای اربیت در کودکان است و درمان موارد مقاوم همیشه چالشبرانگیز بوده است. هدف این مطالعه بررسی اثربخشی داکریوپلاستی با بالون و استنتگذاری در انسداد پایدار مجرای اشکی مادرزادی پس از اینتوباسیون قبلی ناموفق مجرای اشکی میباشد.
روش بررسی: این مطالعه، یک مطالعه مداخلهای از دی 1393 تا دی 1396 بر روی 16 سیستم اشکی از 11 بیمار (پنج پسر و شش دختر) با انسداد مادرزادی مجرای اشکی و سابقه پروبینگ و استنتگذاری ناموفق در بیمارستان فارابی تهران (وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران) بود. کودکانی که به بیمارستان ما مراجعه کرده بودند و پیشتر توسط جراح دیگری تحت پروبینگ با یا بدون استنتگذاری قرارگرفته بودند، ابتدا تحت پروبینگ مجدد و استنتگذاری مجدد با تیوب کرافورد قرار گرفتند. آندوسکوپی سیستم نازولاکریمال در موارد مشکوک به عبور کاذب استنت یا در صورت وجود سابقهای که نشاندهنده پاتولوژی بینی باشد، انجام شد. لوله مونوکا کرافورد پس از دو ماه برداشته شد. داکریوپلاستی با بالون با اینتوباسیون بهعنوان سومین جراحی در مواردی که پس از سه تا شش ماه به پروبینگ و استنتگذاری پاسخ ندادند، انجام شد. موفقیت پس از شش ماه با استفاده از تست ناپدید شدن رنگ فلورسین (FDDT) و همچنین رفع علایم بیماران ارزیابی شد.
یافتهها: سن بیماران 01/35±67 ماه (محدوده 121-26) بود. محل تنگی کانالیکول در بیماران ما در کانالیکول مشترک یا با فاصله mm 3-2 از کانالیکول مشترک بود. پس از شش ماه، جراحی در 13 سیستم اشکی (25/81%) با موفقیت انجام شد. یک بیمار که انسداد مادرزادی مجرای اشکی و سندرم داون داشت و دو بیمار دیگر به داکریوپلاستی با بالون و استنتگذاری پاسخ ندادند و متعاقباً تحت داکریوسیستورینوستومی (DCR) قرار گرفتند.
نتیجهگیری: داکریوپلاستی با بالون همراه با لولهگذاری مونوکرافورد میتواند بهعنوان یک روش درمانی موفق در بیماران مبتلا به انسداد مادرزادی مجرای اشکی (CNLDO) با سابقه پروبینگ و استنتگذاری ناموفق پیش از برنامهریزی برای داکریوسیستورینوستومی (DCR) در نظرگرفته شود.
مریم تاجور، پریسا پورفرخ، نجمه بهمنزیاری، ابراهیم جعفریپویان، مریم نظری، حانیه سادات سجادی،
دوره 81، شماره 1 - ( فروردین 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه، اعمال زیبایی بهدنبال تغییر سبک زندگی و ارزشهای اجتماعی موردتوجه مردم قرار گرفتهاند. از این رو، مطالعه حاضر با هدف بررسی نظر خبرگان درخصوص چالشها و راهکارهای مدیریت اعمال یادشده در ایران انجام گرفت.
روش بررسی: این مطالعه کیفی از طریق مصاحبه با 26 نفر از سیاستگذاران و ارائهدهندگان خدمات جراحی زیبایی در شهر تهران از فروردین تا شهریور 1400 انجام شد. نمونهگیری از نوع هدفمند و گلوله برفی بود. معیار ورود مصاحبهشوندگان به پژوهش، دانش و تجربه در موضوع و تمایل به مشارکت بود. مصاحبهها بهصورت نیمهساختاریافته بوده و بهصورت چهره به چهره یا تلفنی انجام گرفت. تحلیل دادهها نیز با استفاده از تحلیل موضوعی انجام شد.
یافتهها: چالشها در چهار طبقه ارائهدهندگان خدمات (آموزش و پرورش نامناسب، ارائهدهندگان غیرمتخصص، مخاطرات اخلاقی، کاستی در نحوه نگارش قوانین و موثرنبودن فرآیند رسیدگی به شکایات)، گیرندگان خدمات (تحتتاثیر تبلیغات فریبنده قرارگرفتن، پایینبودن سطح سواد سلامت مردم و عدمسلامت روان)، محل ارائه خدمات (انجام اعمال جراحی در مکانهای غیراستاندارد و یکپارچه نبودن نظام اطلاعات) و داروها، فرآوردهها و تجهیزات پزشکی (نظارت ناکافی بر تامین، توزیع و بهکارگیری و نوسانات قیمت) دستهبندی شدند.
نتیجهگیری: اقدام اصلی موثر جهت رفع چالشها، شامل تقویت نظارت متولی نظام سلامت با هماهنگی و همکاری درون و برونبخشی است. در این راستا، تدوین چارچوبهای آموزشی، اخلاقی و حقوقی، تنظیم قوانین نظارتی، آگاهسازی جامعه، مصاحبههای بالینی و مشاورههای روانشناختی بهویژه پیش از جراحی زیبایی و استقرار سامانه یکپارچه پرونده الکترونیک سلامت توصیه میشود.
مهدیه جمشیدی، وحید جمشیدی،
دوره 81، شماره 4 - ( تیر 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به اینکه عوامل مختلفی در پیدایش بیماریهای مزمن کلیوی دخالت دارند این بیماری با علایم مختلف بالینی و آزمایشگاهی ظاهر میشود. این تنوع در تعداد و نوع علایم بالینی، پزشک معالج را در بسیاری از موارد گمراه میسازد. پژوهش حاضر با هدف استخراج ویژگیهای کلیدی بیماری و یافتن بهترین روشهای دادهکاوی که باعث بهبود صحت تشخیص و پیشبینی بیماری کلیوی میشود، صورت گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه، اطلاعات و علایم بالینی مربوط به بیماران مبتلا به بیماری کلیوی، از بیمارستان علیبنابیطالب رفسنجان از شهریور 1399 تا اسفند 1401 بهمدت 30 ماه گردآوری شدند. مدلهای پیشبینی با استفاده از ترکیبهای مختلف از ویژگیهای بیماری و هفت روش دادهکاوی، در نرمافزار RapidMiner studio ایجاد شده و مورد آزمایش قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج آزمایشهای این مطالعه نشان میدهد که مدل پیشبینی ارایه شده با استفاده از روش بیز و هشت ویژگی کلیدی شناسایی شده (سن، بیوپسی کلیه، اورمی، سدیمانتاسیون، آلبومینوری، ورم، شب ادراری و وزن مخصوص ادرار)، میتواند ابتلا به بیماری کلیوی را در افراد با ویژگیهای بالینی مختلف با دقت 38/99% تشخیص دهد.
نتیجهگیری: با توجه به اینکه تشخیص زودهنگام بیماری کلیوی و اتخاذ روش درمان مناسب، میتواند از پیشروی آسیب کلیوی جلوگیری کند، از اینرو در این مطالعه سعی شده است با بکارگیری شیوههای نوین آماری و تکنیکهای هوش مصنوعی در تحقق این هدف گام برداشت. براساس روش پیشنهادی و آزمایشات انجام شده، مهمترین ویژگیها و بهترین روش دادهکاوی بهدست آمد و در نهایت پیشبینی بیماری کلیوی با دقت بالا میسر گردید.
جمشید انصاری، میلاد پزشکی، اعظم احمدی، علی چهرهیی،
دوره 81، شماره 9 - ( آذر 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان ریه در ایران سومین نوع سرطان شایع بوده و فرکانس آن بهسرعت در حال افزایش است. EXO1 یک ژن تعمیری بوده که نقش مهمی در ترمیم ناجور جفتشدگی DNA ایفا مینماید. پلیمورفیسم K589E در ژن EXO1 میتواند با بروز سرطان ریه مرتبط باشد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط پلیمورفیسم K589E ژن EXO1 با خطر بروز سرطان ریه بهعنوان بیومارکر بالینی در جمعیت ایرانی است.
روش بررسی: این مطالعه موردی-شاهدی در فاصله زمانی بهمن 1398 تا خرداد 1401 در جمعیت مبتلا به سرطان ریه و افراد سالم در بیمارستان خوانساری شهر اراک انجام شد. در مجموع 100 بیمار مبتلا به سرطان ریه و 100 فرد سالم با استفاده از تکنیک PCR-RFLP موردبررسی قرار گرفتند.
یافتهها: آنالیز آماری ژنوتیپها و آللهای پلیمورفیسم K589E ژن EXO1 در دو گروه بیمار و سالم نشان داد که ژنوتیپ AA (200/17-690/1، 95%CI=، 391/5OR=، 004/0P=) و آلل A (300/6-291/1، 95%CI=، 851/2OR=، 010/0P=) این پلیمورفیسم ارتباط معناداری با خطر ابتلا به سرطان ریه دارد. در مقابل، ژنوتیپ GG و آلل G این پلیمورفیسم یک نقش محافظتی در برابر خطر ابتلا به سرطان ریه از خود نشان دادند.
نتیجهگیری: باتوجه به نتایج حاصل، چند شکلیK589E ژن EXO1 میتواند بهعنوان یک نشانگر زیستی در مطالعات پیشگویی بالینی در ارتباط با خطر ابتلا به سرطان ریه مورداستفاده قرار گیرد، هرچند مطالعات بیشتری با اندازه جمعیت بالا موردنیاز است.
المیرا حاجیزاده، حسین کریمی مونقی، جمشید جمالی، هانیه مستور،
دوره 81، شماره 10 - ( دی 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: در زمینه مراقبتهای بهداشتی کارکنان اتاق عمل با توجه به ماهیت پر استرس کار آنها موضوع تابآوری از اهمیت بالایی برخوردار است. لذا این مطالعه با هدف تعیین تأثیر آموزش رواقی بر تابآوری کارکنان اتاق عمل انجام شده است.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه نیمهتجربی مداخلهای از نوع پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل بود که بین 67 نفر از کارکنان اتاق عمل شاغل در بیمارستانهای امام علی (ع) و امام حسن (ع) شهرستان بجنورد در مهر ۱۴۰۲ و بهمدت شش روز بهصورت آنلاین انجام شد. در این مطالعه از چکلیست جمعیتشناختی و پرسشنامه (1402) استاندارد تابآوری کانر و دیویدسون برای جمعآوری اطلاعات استفاده شد. مداخله آموزشی نیز با استفاده از بسته آموزش رواقی “SeRenE” اجرا شد. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از SPSS software, version 24 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) و در سطح معناداری 05/0 انجام شد.
یافتهها: براساس نتایج نمره کل تابآوری پس از انجام آموزش رواقی (۳۱/۸±۰۳/۷۲) افزایش یافت و اختلاف آماری معناداری را با گروه کنترل (۱۶/۱۱±۰۳/۶۵) نشان داد (005/0P=). پس از آموزش رواقی نتایج نشان داد که میانگین زیر مقیاسهای تصور از شایستگی فردی، اعتماد به غرایز فردی تحمل عاطفه منفی، پذیرش مثبت تغییر و روابط ایمن، کنترل و نمره کل تابآوری در گروه آموزش افزایش پیدا کرد. میانگین بعد تأثیرات معنوی اگرچه پس از آموزش افزایش پیدا کرد، اما این افزایش از نظر آماری معنادار نبود (097/0=P).
نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد که آموزش رواقی تأثیر مثبتی بر جنبههای مختلف تابآوری در بین کارکنان اتاق عمل داشته است. توصیه میشود برنامههای آموزش رواقی در آموزشهای کارکنان و مراقبین سلامت گنجانده شود.
عبدالاحد نبیاللهی، نجمه خمری، ناصر کیخا،
دوره 82، شماره 1 - ( فروردین 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه باتوجه به شیوع عفونتهای قارچی در دوران پساکوید در بین بیماران دارای نقص ایمنی، شناخت نوع راهبردهای مقابله با آن ضروری است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل مطالعات در زمینه عفونتهای قارچی پساکووید در این گروه انجام شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه مرور نظاممند است که در فاصله 20 تیر تا 15 بهمن 1402 در ایران (زاهدان) انجام گرفت. استخراج مطالعات مرتبط در زمینه عفونتهای قارچی از طریق شناسایی واژگان منتخب سرعنوانهای موضوعی پزشکی و سایر متون و تدوین راهبرد جستجو در سه پایگاههای اطلاعاتی وب آو ساینس، اسکوپوس و پاب مد بدوناعمال محدودیت زمانی انجام شد. پساز شناسایی مقالات راهبردهای شناخت، تشخیص و درمان و دیگر اطلاعات زمینهای توصیف و مورد واکاوی قرار گرفت.
یافتهها: از بین ۱۵ مقاله شناسایی شده، بیشترین نوع مطالعه، گزارش موردی بود. روشهای درمانی مناسب، استفاده از داروهای کورتون نظیر متیل پردنیزولون بهصورت تزریق داخل وریدی، داروهای قارچی سیستمیک نظیر لیپوزومال آمفوتریسین B، پروفیلاکسیهای دارویی، برداشت بافت آسیبدیده، بهعنوان راهبردهای درمانی توصیه شدهاند و در راستای پیشگیری از ابتلای به عفونتهای قارچی در گروههای بیماران دارای نقص سیستم ایمنی استفاده از تجهیزات بهداشتی تجویز شده بود.
نتیجهگیری: تحلیل مطالعات نشان داد که پیشگیری و کنترل عفونتهای قارچی پساکووید-19 در بیماران دارای نقص سیستم ایمنی، استفاده از روش درمانی توصیه شده برای ادامه زندگی این گروه از افراد و پیشگیری از تماس با عوامل عفونی بیش از پیش باید موردتوجه واحدهای ارایه دهنده خدمات مراقبتی سلامت قرار گیرد.
جمالالدین بگجانی، بهاره یغمایی، اعظم محمودی، محمد مهدی رجبی،
دوره 82، شماره 1 - ( فروردین 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: طولانی شدن مدتزمان بستری در بخش مراقبتهای ویژه سبب بدتر شدن پیشآگهی بیماران میشود و بار اقتصادی قابلتوجهی به دنبال دارد. در مطالعات پیشین موثربودن اجرای تحرک زودهنگام بر کاهش مدت بستری بیماران بزرگسال در بخش مراقبتهای ویژه گزارش شد، اما درباره اثرات آن در کودکان یافتههای متناقضی گزارش شده است، لذا این پژوهش به بررسی تاثیر تحرک زودهنگام بر طول مدت بستری کودکان در بخش مراقبتهای ویژه پرداخت.
روش بررسی: این مطالعه نیمهتجربی بر روی 60 کودک بستری در بیمارستان مرکز طبی کودکان از فروردین 1399 تا تیر 1400 انجام شد. برای گروه کنترل فیزیوتراپی روتین از روز دوم اینتوباسیون اجرا شد. برای گروه مداخله از یک پروتکل تحرک زودهنگام شامل تمرینات فعال و غیرفعال استفاده شد. در گروه مداخله تمرینات غیرفعال از روز دوم اینتوباسیون آغاز شد. در هر شیفت، پرستاران سطح آرام سازی و وجود دلیریوم را در بیماران بررسی کردند. در صورت عمیق نبودن آرام سازی و نبود دلیریوم، تمرینات فعال شروع میشد. در غیر این صورت کودک در مرحله تمرینات غیرفعال میماند. مدت بستری براساس سوابق بیماران ثبت شد. تجزیهوتحلیل دادهها با SPSS software, version 23 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) در سطح معناداری 05/0 انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که از نظر مدت زمان بستری کودکان در بخش مراقبتهای ویژه، بین گروه کنترل (34/6±20/23 روز) و مداخله (18/6±60/22 روز) تفاوت معناداری وجود نداشت (77/0=P).
نتیجهگیری: اجرای تحرک زودهنگام سبب کاهش معنادار مدت بستری کودکان در بخش مراقبتهای ویژه نشد. به پژوهشگران توصیه میشود که به شناسایی و ارزیابی دستورالعملهای مبتنی بر شواهد برای اجرای تحرک زودهنگام در کودکان با تشخیصهای مختلف بپردازند.
فاطمه بیتسیاح، نجمیه سعادتی، مژگان براتی،
دوره 82، شماره 1 - ( فروردین 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: عوارض مادری و نوزادی در حاملگیهای دو قلویی و چند قلویی بالاتر از حاملگیهای تک قلویی میباشد. هدف این مطالعه بررسی پیآمد مادری و نوزادی در زایمانهای دو و چند قلویی میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-تحلیلی 266 خانم باردار دو قلویی و چند قلویی که در بیمارستان امام خمینی اهواز از فروردین ماه سال 1399 تا پایان اسفند ماه سال1400 دارای پرونده پزشکی بودند و به شیوه مبتنی بر هدف انتخاب گردیدند و اطلاعات موردنیاز از بخش بایگانی بیمارستان استخراج شد. اطلاعات جمعآوری شده توسط آزمون آماری توصیفی و تحلیلی تجزیهوتحلیل شد.
یافتهها: بیشترین فراوانی تعداد کل موالید مربوط به سال 1399 (6729 نفر) بوده، درحالیکه بیشترین نسبت تعداد زایمانهای دو و چند قلویی به تعداد کل موالید مربوط به سال 1400 (63/4%) میباشد. فراوانی موارد مردهزایی بیشترین فراوانی را دارد که این میزان در سال 1400 (96/62%) میباشد. در عوارض جنینی زایمانهای دو و چند قلویی، زایمان پیش از موعد، وزن کم حین تولد و تاخیر رشد داخل رحمی بین زایمانهای دو قلویی و چند قلویی اختلاف معناداری مشاهده میشود (05/0P<) و برای آنومالی جنینی و مرگ جنینی اختلاف معناداری بین زایمانهای دو قلویی و چند قلویی مشاهده نشد (05/0P>).
نتیجهگیری: فراوانی حاملگی چند قلویی نسبت به مطالعههای قبلی ایران افزایش نشان میدهد و پیشگیری از زایمان زودرس و پایش دقیق جنین میتواند پیامد زایمان دو و چند قلویی را بهتر نماید.
وحید ملکزاده، شادی شیخیزاده، محدثه تکلو، حسین جمالیفر، یونس قاسمینژاد کوشالی، حسن خرمیان، حسین ناصری،
دوره 82، شماره 2 - ( اردیبهشت 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه با ظهور بیماریهای نوپدید و افزایش عفونتهای بیمارستانی و مقاومت میکروبی، رعایت بهداشت دست با محلول ضدعفونیکننده مناسب براساس نظر مرکز کنترل بیماریها در تمام کشورها ضروری است. یکی از این موارد بهداشت دستهاست که مهمترین راه کنترل عفونت است. بهدلیل عدم مطالعات جامع داخلی در زمینه استانداردهای جهانی برای محلولهای ضدعفونی، هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی محلول اسکراب جراحی TGSept ALPlus تولید شده با نتایج شاهد استانداردهای اروپایی میباشد.
روش بررسی: در این پژوهش بالینی کاربردی، توسط تیم تحقیقات شرکت تجهیز گستر شریف بر روی ۳۰ نفر از اعضای گروه جراحی و پزشکان اتاق عمل بیمارستان تک تخصصی جراحی ترمیی وپلاستیک حضرت فاطمه (س) در اردیبهشت سال 1402، که بهصورت تصادفی انتخاب شدند، با استاندارد اروپایی مقایسه شدهاند. نمونهگیریها از دواطلبان در سه بازه زمانی، پس از شست و شوی دستان با مایع شوینده، از دستها نمونه باکتریایی برداشته شد و سپس پس از اسکراب با محلول ضدعفونیکننده موردنظر (حدود 90 ثانیه) مجدد نمونهگیری دوم انجام شد. پس از اتمام عمل جراحی (تا سه ساعت)، نمونهگیری سوم از دستهای داوطلبان گرفته شد. نمونهها فوراً به آزمایشگاه منتقل شدند، سپس کشت سوآپ و پورپلیت نمونهها انجام شد. کلنیهای باکتریایی شمارش و کاهش میزان آلودگی و ماندگاری محلول مطابق با استاندارد اروپایی مشخص گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که اسکراب ۶۰-۹۰ ثانیهای با استفاده از محلول ضدعفونیکننده بر پایه الکل میتواند مناسبترین روش برای کاهش آلودگی دستها و درنتیجه کاهش عفونتهای بیمارستانی در بخش اتاق عمل و جراحی باشد.
نتیجهگیری: همچنین براساس نتایج این تحقیق، توصیه میشود که محلولهای بر پایه الکل بهعنوان اسکراب جراحی طبق دستورات سازمان بهداشت جهانی WHO بهترین گزینه برای بهداشت دست جراحان هست.
وحید ملکزاده، شادی شیخیزاده، محدثه تکلو، حسین جمالیفر، یونس قاسمینژاد کوشالی، حسن خرمیان، حسین ناصری،
دوره 82، شماره 4 - ( تیر 1403 )
چکیده
1- در مقاله چاپ شده در اردیبهشت 1403، دوره 82، شماره 2، صفحههای 153 تا 162، در قسمت افیلیشن شماره 1، بدین صورت چاپ شده (گروه آزمایشگاه و میکروبیولوژی، دانشکده علوم پایه، دانشگاه علوم پزشکی تهران، ایران) که اشتباه بوده و فرم صحیح آن به این صورت میباشد (گروه آزمایشگاه و میکروبیولوژی گروه کنترل دارو و غذا ،دانشکده داروسازی،دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران.)
2- کلمه استاندارد اروپایی در چکیده (قسمت زمینه و هدف، روش بررسی و نتیجهگیری) اشتباه بوده و به جای آن استاندارد EN12791 جایگزین میگردد.
3- در صفحه 155 در روش بررسی: خط 1 تا 4آزمایش (برچسب خورده) بههمراه سوآپ استریل شده، به اتاق عمل منتقل شدند. فقط لولههای حاوی جهت آزمایش ML 5 سرم فیزیولوژی منتقل شدند. قبل از انجام آزمایش تمامی داوطلبین توسط پزشک متخصص پوست معاینه و تأیید نهایی داده شد، اشتباه بوده و جملهی قبل از انجام آزمایش تمامی داوطلبین توسط پزشک متخصص پوست معاینه واز نظر سلامت پوستی تأیید نهایی جهت آزمایش داده شد جایگزین میگردد.
4- خط 22 جمله {فرد کارشناس با سوآب استریل اولین نمونهگیری خود را از دستان وی (از مچ تا آرنج) انجام وسوآب را داخل لولهای که نام فرد و کد A نامگذاری شده، قرارداده شد} اشتباه بوده و جمله {در فضای ازاد خشک کرده و فرد کارشناس اولین نمونهگیری خود را از دستان وی (از ده انگشت) هر پنج انگشت یک دست در پلیت حاوی 10 میلی محیط کشت کازوبلاد به مدت 1 دقیقه چرخانده شد} جایگزین میگردد.
5- در صفحه 155 ستون دوم خط هفت، پلیت 10 جایگزین پلیت 8 شده است.
فرخنده جمشیدی، مریم میرسالاری، مهدی ترابیزاده، مهرنوش ذاکرکیش، مریم رستمی، مریم مرادی،
دوره 82، شماره 9 - ( آذر 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: کمبود ویتامین D با عوارض مختلفی از جمله زایمان زودرس، وزن کم در هنگام تولد و عفونتهای نوزادی مرتبط میباشد. این مطالعه با هدف اندازهگیری سطح ویتامین D در خون بند ناف نوزادان ترم و نارس و بررسی میزان شیوع کمبود ویتامین D در زنان باردار انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه مورد-شاهدی، سطوح ویتامین D مادر و سطوح این ویتامین در خون بند ناف در اسفند 1401 در بیمارستان امام خمینی اهواز تخمین زده شد. اطلاعات بهدست آمده از پرسشنامهها و سنجشهای آزمایشگاهی مورد تجزیهوتحلیل آماری قرار گرفت. نتایج حاصل گردید و میزان شیوع کمبود ویتامین D مشخص شد. نمونهها براساس سطح سرمی ویتامین D به سه گروه کمتر از 20 نانوگرم در میلیلیتر (کمبود شدید)، 20 تا 29 نانوگرم در میلیلیتر (کمبود متوسط) و بالاتر از 30 نانوگرم در میلیلیتر (گروه نرمال) تقسیم شدند.
یافتهها: در این مطالعه 39 نوزاد ترم (7/55%) و 31 نوزاد نارس (3/44%) شرکت کردند. نوزادان نارس شانس بیشتری برای ابتلا به بیماریهای زمینهای داشتند (53/10-51/0 و 95%:CI، 31/2:OR). مصرف مولتی ویتامین در بین مادران نوزاد نارس (71%) شیوع بیشتری داشت. تفاوت معناداری در سطوح ویتامین D بین نوزادان ترم و نارس یا مادران آنها مشاهده نشد (35/0P=).
نتیجهگیری: این مطالعه اهمیت مصرف مولتی ویتامین را در زنان باردار نشان میدهد، بهویژه زنانی که در معرض خطر زایمان زودرس هستند. ارائه دهندگان مراقبتهای بهداشتی باید بر مصرف و پایش مکملهای ویتامین D تاکید ورزند.
فرخنده اژدری، ابوالفضل قشلاقی، آیدا شکیبا، شیرین حقیقت، مرضیه جمالی دوست، جمال سروری،
دوره 82، شماره 11 - ( بهمن 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: گزارش شده است که ویروس سیتومگال انسانی ممکن است در بیماریزایی لوسمی لنفوسیتیک مزمن نقش داشته باشد. بنابراین هدف این مطالعه بررسی میزان فراوانی ویروس سیتومگال در این بیماران میباشد.
روش بررسی: پس از خونگیری از 40 بیمار ارجاع داده شده به آزمایشگاه دکتر دانشبد شهر شیراز از 1399 تا 1401و جداسازی بافی کوت، DNA استخراج و تعداد ویروس به روش Real-time PCR اندازهگیری شد. گلبولهای خونی شمارش و میزان لاکتات دهیدروژناز سرم با استفاده از کیت و نتایج اختلالات کروموزومی و مارکر CD38 از پرونده بیماران استخراج شد.
یافتهها: میانگین سنی بیماران 49/10±25/62 سال بود. میانگین گلبولهای سفید بیماران در زنان بهطور معناداری بیشتر از مردان بود (031/0P=). دو نفر از بیماران دارای ژنوم ویروس سیتومگال بودند. میزان لاکتات دهیدروژناز، مارکر CD38 در بیماران زن و مرد تفاوت معناداری نداشت (362/0P=).
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای این مطالعه، میتوان نتیجه گرفت که احتمالا ویروس سیتومگال انسانی در بیماریزایی لوسمی لنفوسیتیک مزمن نقش ایفا نمیکند.
طاهره پارساجم، بهنام رضا مخصوصی، علی نجفپور، کیمیا فتحی،
دوره 83، شماره 1 - ( فروردین 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: هورمونهای تیروئیدی نقش کلیدی در تکوین اندامهای مختلف بدن، ایفا میکنند. پستان و تیروئید اندامهای پاسخگو به هورمون هستند که ارتباط نزدیکی با تغییرات فعالیت درون ریز و بیماریهای غدد دارند. سرطان پستان شایعترین سرطان در زنان و دومین علت مرگ ناشی از سرطان است. به علت تناقضات در زمینه ارتباط بین سرطان پستان و بیماریهای تیروئید و کمبود اطلاعات منطقهای مطالعه حاضر با هدف بررسی شیوع انواع اختلالات تیروئید در بیماران مبتلابه سرطان پستان و ارتباط آن با نوع سرطان پستان و سن طراحی و اجرا شد.
روش بررسی: در این مطالعه آینده نگر 50 زن مبتلابه سرطان پستان که تحت عمل جراحی قرار گرفتهاند پیگیری قرار گرفتن. مکان انجام این پژوهش در بیمارستان امام رضا شهر کرمانشاه و مدت انجام این بررسی 12 ماه از ابتدای فروردین تا پایان اسفند 1402 بود. اطلاعات بیماران شامل: سن، نوع هیستوپاتولوژیک سرطان و یافتههای آزمون تیروئیدی شامل اندازهگیری سطح سرمی TSH، FT4 و ATPO بود، ثبت و بررسی شد.
یافتهها: براساس نتایج بهدست آمده نشان داد که میانگین سنی افراد با اختلالات تیروئیدی در بیماران مبتلابه سرطان پستان، 88/42 و انحراف معیار 313/11 بود. همچنین بین سن افراد و اختلالات تیروئیدی در بیماران مبتلابه سرطان پستان اختلاف معنادار وجود ندارد (89/0P<) و در بررسی اختلالات تیروئیدی در بیماران مبتلابه سرطان پستان نشان داد بین بیماران مبتلابه سرطان پستان و مقدارTSH و مقدار FT4 رابطه معناداری وجود دارد. به این معنی که افراد مبتلابه سرطان پستان افزایش مقدار TSH و مقدار FT4 داشتند. اما بین بیماران مبتلابه سرطان پستان و مقدار ATPO رابطه معناداری وجود ندارد (319/0P>).
نتیجهگیری: اختلالات تیروئید در بیماران مبتلابه سرطان پستان نسبت به جمعیت نرمال شیوع بیشتری دارد و با توجه به ارتباط بین انواع اختلالات تیروئید و نوع هیستوپاتولوژی سرطان پستان، میتوان از این نتایج استفاده نموده و روشهای غربالگری را در کسانی که ریسک فاکتورهای سرطان پستان را دارند به شکل موثرتری برای تشخیص زودرس و درمان بیماری به کار برد.
امالبنین تازیکی، نادیا جمال،
دوره 83، شماره 1 - ( فروردین 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: افت فشارخون بدون علامت یکی از عوارض شایع در بیماران تحت همودیالیز است که میتواند به عوارض جدی منجر شود. تروپونین I بهعنوان یک نشانگر بیوشیمیایی برای آسیب میوکارد، ممکن است در تشخیص و مدیریت این عارضه نقش داشته باشد. این مطالعه به بررسی ارتباط بین تغییرات سطح سرمی تروپونین I و افت فشارخون بدون علامت در بیماران نارسایی پیشرفته کلیوی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، 120 بیمار ESRD در محدوده سنی بزرگسال (بین 30 تا 80 سال) و 50EF> که از فروردین تا شهریور 1403 به مدت شش ماه به بخش همودیالیز بیمارستان شهدای تجریش مراجعه کرده بودند، وارد مطالعه شدند و اطلاعات دموگرافیک و بالینی مورد نیاز به کمک چک لیست تکمیل شد. سطح سرمی تروپونین I پیش و پس از دیالیز اندازهگیری شد و فشارخون بیماران در طول جلسات دیالیز ثبت گردید. برای متغیرهای کمی میانگین و انحراف معیار و برای متغیرهای کیفی فراوانی مطلق و نسبی ثبت و از آزمون Paired t test و T-test و Pearson correlation coefficient و یا معادل نا پارامتریک استفاده شد و سطح معناداری 05/0 لحاظ شد.
یافتهها: میانگین سن بیماران 1/7 ± 6/57 سال بود. 67 مرد (8/55%) و 53 زن (2/44%) بود. بین میانگین فشارخون، ضربان قلب، وزن بدن، تغییرات پیش و پس از دیالیز تفاوت معناداری یافت شد (05/0P<). بین تغییرات تروپونین پیش و پس از دیالیز با سن، جنسیت بیماران، قد، وزن، شاخص توده بدنی، ضربان قلب بیماران، میانگین مدت زمان دیالیز بیماران و سایر متغیرهای آزمایشگاهی ارتباط معناداری یافت نشد.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان دهنده ارتباط معنادار بین افزایش سطح سرمی تروپونین I و افت فشارخون بدون علامت در بیماران نارسایی پیشرفته کلیوی تحت همودیالیز است. این نتایج میتواند در شناسایی بیماران در معرض خطر و بهبود مدیریت درمانی مفید باشد. نیاز به تحقیقات بیشتر برای تایید این ارتباط و بررسی مکانیسمهای زمینهای آن وجود دارد.
سمانه عرب، محمد رضا محمودیان ثانی، نجمه فتاحی، زکیه اخلاصی، سمیرا اصغرزاده،
دوره 83، شماره 5 - ( مرداد 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: مرگ سلولهای گیرنده نوری شبکیه، یکی از عوامل اصلی بروز دژنراسیون شبکیه محسوب میشود که تاکنون درمان مؤثری برای آن معرفی نشده است. مطالعات بالینی و پیشبالینی نشان میدهند که استفاده از سلولهای بنیادی، رویکردی امید بخش در درمان این بیماریهاست. همچنین شواهد موجود حاکی از آن است که miRNA-182 و miRNA-183 نقشهای کلیدی در رشد، تمایز و بقای گیرندههای نوری در مدلهای حیوانی ایفا میکنند. بنابراین، هدف این مطالعه القای ویژگیهای شبهگیرنده نوری در سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان انسان از طریق افزایش بیان miR-182 وmiR-183 است.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در بازه زمانی فروردین ۱۳۹۸ تا اسفند ۱۳۹۹ در مرکز تحقیقات بیوشیمی بالینی دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد انجام شد. در این مطالعه، تاثیر افزایش بیان miRNA-182 و miRNA-183 بر تمایز سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان انسان (hBMSCs) به سلولهای شبه گیرنده نوری بررسی شد. برای این منظور، miRNA-182 و miRNA-183 به hBMSCs ترانسفکت شدند و سطح بیان آنها با روش Real-Time PCR ارزیابی گردید. همچنین، بیان ژنهای اختصاصی شبکیه شامل OTX2، NRL، SLC1A1، PKC و Recoverin با استفاده از روش Real-Time PCR بررسی شد.
یافتهها: یافتهها نشان دادند که ترانسفکشن hBMSCs با miRNA-182 و miRNA-183 به کمک لیپوفکتامین، منجر به افزایش معنادار بیان ژنهای مرتبط با تمایز شبکیه ازجمله CRX، OTX2، PKCα، Recoverin، NRL و RHO گردید.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش بیانگر آن است که افزایش بیان miRNA-182 و miRNA-183 میتواند بهطور بالقوه تمایز سلولهای hBMSCs را به سلولهای شبه گیرنده نوری تسهیل نماید. این یافتهها بیانگر پتانسیل درمانی و نقش تنظیمی miRNAها در تمایز، بقا و حفاظت سلولهای شبکیه است.