197 نتیجه برای جم
جمشید لطفی،
دوره 56، شماره 6 - ( 4-1377 )
چکیده
همی بالیسم نادرترین نوع حرکات غیرارادی است. در این مطالعه دو مورد آن گزارش گردیده است و سپس دلایل مختلف ایجاد بیماری و پاتولوژی و درمان آن از نظر دارویی یا جراحی مورد بحث قرار گرفته است.
منصور جمالی زواره ای، ناهید صدیقی، زهرا علیزاده، علی منتظری، صغری جاروندی، مریم انصاری،
دوره 57، شماره 3 - ( 3-1378 )
چکیده
آسپیراسیون سوزنی پستان FNA) Fine needle aspiration) یک روش ارزان در تشخیص بالینی توده های پستانی است که بطور متداول در کشورهای زیادی انجام می شود. این تکنیک تا حد زیادی به اپراتور آن وابسته است، در نتیجه در گزارشهای ارائه شده در این زمینه تفاوتهای زیادی وجود دارد. به منظور ارزیابی کارآیی FNA در این مرکز، 198 بیمار خانم که از شهریور 76 تا شهریور 77 بعلت توده پستان FNA شده بودند، وارد مطالعه شدند. این بیماران در گروه سنی 14 تا 86 سال بودند. نتایج امتحان سیتولوژیک که بصورت مثبت قطعی، مشکوک، منفی قطعی و نمونه ناکافی گزارش شده بود، در دو گروه مثبت و منفی طبقه بندی شدند. 50 نفر از این بیماران که بیوپسی شده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند و نتیجه امتحان سیتولوژیک و پاتولوژیک آنان با یکدیگر مقایسه شد. بدین ترتیب حساسیت، ویژگی، ارزش اخباری مثبت و ارزش اخباری منفی به ترتیب معادل مقادیر زیر بدست آمد: 93%، 73%، 65% و 95%. یک مورد منفی کاذب و 7 مورد مثبت کاذب وجود داشت. یک مورد منفی کاذب در تشخیص بافت شناسی، Infiltrative Ductal Carcinoma و بیش از نیمی از موارد مثبت کاذب، در تشخیص بافت شناسی، فیبروآدنوم بوده اند. از این 7 مورد مثبت کاذب سیتولوژی، 6 مورد از نظر کلینیکی خوش خیم بوده اند، بنابراین با مقایسه نتایج فوق با آمار مشابه خارجی، بنظر می رسد با بکارگیری این روش ساده و ارزان و تلفیق نتایج آن با نمای بالینی بیمار، بتوان در موارد زیادی خط مشی درمانی بیمار را مشخص نمود.
نجمه روحانی، اردلان علی پور،
دوره 58، شماره 2 - ( 2-1379 )
چکیده
سونوگرافی ابزار مفیدی در بررسی ابعاد طحال در بیماری های مختلف است. مطالعه حاضر از سونوگرافی برای بررسی اندازه طحال بیماران مبتلا به بیماری های مختلف کبدی، خونی، کلاژن واسکولر یا اتوایمون استفاده شده است. افراد مورد مطالعه، شامل 200 سالم و 640 بیمار بودند. گروه شاهد از میان مراجعه کنندگان سرپایی جهت سونوگرافی به دلایل مختلف و بیماران از بین بیماران بستری در بخشهای مختلف داخلی انتخاب شدند. برای بیان کردن اندازه طحال، شاخص طحال که حاصلضرب دیامتر عرضی طحال در دیامتر عمود بر آن در بزرگترین مقطع طحال است، محاسبه شد. شاخص طحال در گروه شاهد 26.8±cm²51 و در سیروز، هپاتیت مزمن فعال و هپاتیت حاد ویرال به ترتیب 18.8±cm²97 و cm²66.8±51.3 و 15.2±58.5cm² بدست آمد. شاخص طحال بیماران خونی بطور قابل توجهی بالا بود و بیشترین میزان در این گروه متعلق به CML بود (49.2±cm²163). طحالهایی با شاخص زیر 60 cm² غیرقابل لمس و طحالهای با شاخص بالای 120 cm² قابل لمس بودند. به نظر می رسد که اندازه گیری شاخص طحال و درجه بندی آن با استفاده از اولتراسونوگرافی روش کمکی مفیدی در مشخص کردن اسپنومگالی، بخصوص در بیمارانی که طحال آنها قابل لمس نیست، باشد.
اشرف جمال، سپهر مصداقی نیا،
دوره 58، شماره 4 - ( 4-1379 )
چکیده
یک مورد آترزی روده باریک که در طی حاملگی بعلت هیدرامنیوس مادر تشخیص داده شد، گزارش می شود. لوپ های متسع متعدد در شکم جنین، راهنمای تشخیص این مورد در سونوگرافی بود که پس از تولد، تنقیه باریم انسداد ژژنوم را مشخص و لاپاراتومی آنرا تایید کرد. آگاهی قبل از تولد والدین و آمادگی آنها جهت هرگونه تصمیم و پیشنهاد، کمک بسزایی به پزشکان نمود. همچنین تشخیص قبل از تولد باعث شد که تیم متخصصین جهت هرگونه اقدام آمادگی کامل را داشته باشند.
نسرین تک زارع، منصور جمالی زواره ای، کامران یارمحمدی، حمیدرضا فروتن، علیرضا تک زارع، محمد بربرستانی،
دوره 59، شماره 1 - ( 1-1380 )
چکیده
بافت عصبی با وجود نقش کلیدی که در اعمال حیاتی بدن دارد، بافتی بسیار دیر التیام شناخته شده است. جامعه پزشکی همواره کوشیده است روشهای موثری را برای ترمیم اعصاب آسیب دیده بیابد. استفاده از لیزرهای کم توان و سبک مانند لیزر هلیوم-نئون دریچه جدیدی را به رفع این معضل بزرگ، گشوده است. در این مطالعه 20 سر موش صحرایی (رت) به طور تصادفی در گروههای شاهد و تجربی قرار گرفتند. در روز جراحی، تحت بیهوشی عمومی و با رعایت شرایط استریل، عصب سیاتیک تحت فشار و آسیب واقع شد. روز جراحی، روز صفر محسوب گردید. از روز اول به صورت دوره ای به رت های گروه مورد لیزر کم توان هلیوم-نئون با طول موج ?=65nm تابانیده شد. در روزهای 3، 6، 9، ... و 27، کلیه رتها تحت آزمایش فیزیولوژیک سطح شیب دار قرار گرفتند. در روز بیست و هفتم کلیه رتها توسط اتر کشته شدند و عصب سیاتیک خارج شده و مورد مطالعه بافت شناسی قرار گرفت. در گروه تجربی قدرت و سرعت ترمیم عصب نسبت به گروه شاهد بیشتر بوده و اختلافات فوق از نظر آماری هم معنی دار شد. در نهایت به این نتیجه رسیدیم که تابش روزانه لیزر کم توان هلیوم-نئون بر عصب سیاتیک آسیب دیده موجب تسریع معنی دار فرآیند ترمیم عصب می گردد.
منصور جمالی زواره ای، گیتی ایروانلو، سوسن فرزان،
دوره 59، شماره 1 - ( 1-1380 )
چکیده
از آنجا که سرطان پستان از علل عمده مرگ و میر سرطان در زنان و شایعترین سرطان خانمها در ممالک غربی است و در کشور ما نیز براساس بررسی های به عمل آمده، شیوع بالایی دارد، توجه به کلیه یافته های کلینیکی و پاتولوژیکی این بیماری دارای ضرورت فراوان می باشد. در این مقاله رابطه بین درگیری غدد لنفاوی زیر بغل و درجه وخامت گرایی کارسینوم مهاجم مجرایی مورد بررسی قرار گرفته است. این مطالعه از نوع گزارش مورد (Case Series) می باشد. مجموعا 90 نفر از زنانی که به علت تشخیص کارسینوم مجرای پستان، تحت عمل جراحی ماستکتومی رادیکال قرار گرفته اند و نمونه بافت ایشان به بخش پاتولوژی بیمارستان امام ارسال شده است در این مطالعه مورد بررسی واقع شدند. همزمان با این بررسی، نمونه های تهیه شده از غدد لنفاوی موارد فوق نیز مورد مطالعه قرار گرفت. شایع ترین سن ابتلا به بیماری، بین 31 تا 40 سال بود. پستان چپ بیشترین محل ضایعه شناخته شد. از مجموع بیماران، 11 نفر در grade I قرار داشتند که از ایشان 27/2% مبتلا به درگیری غدد لنفاوی بودند. از بیماران، 60 نفر در grade II قرار می گرفتند که میزان درگیری غدد لنفاوی ایشان 73/4% محاسبه شد. مابقی بیماران که در grade III قرار می گرفتند 100% درگیری غدد لنفاوی داشتند (P=0.00008). با نتایج آشکار فوق می توان نتیجه گرفت که میزان گرفتاری غدد لنفاوی زیر بغل با درجه وخامت گرایی کارسینوم مجرایی مهاجم پستان، به شدت ارتباط دارد و لذا در برنامه ریزی درمانی اینگونه بیماران باید بطور کامل مورد توجه قرار گیرد.
گیتی ثمر، محبوبه حاجی عبدالباقی، زهرا احمدی نژاد، حمید عمادی کوچک، جمشید عمادی،
دوره 59، شماره 3 - ( 3-1380 )
چکیده
تیفوئید بیماری شایع کشور ما و سایر کشورهای در حال توسعه می باشد که بتدریج نسبت به بسیاری از داروها مقاوم گشته است. بدلیل وجود همین مقاومت، اثربخشی یک داروی جانشین مناسب یعنی سفیکسیم را بر روی بیماران مبتلا به تب تیفوئیدی مورد ارزیابی قرار داده و اثر درمانی آنرا با کلرامفنیکل مقایسه نمودیم. به همین منظور یک کارآزمایی بالینی در بیمارستان امام خمینی طی سالهای 1377 تا شهریور 1379 به مورد اجرا درآمد. در طی این مطالعه 44 بیمار مبتلا یه تب تیفوئیدی که کشت خون یا مغز استخوان آنها از نظر سالمونلاتیفی مثبت و فاقد هرگونه عارضه بیماری بودند به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند و تحت درمان با سفیکسیم 400 میلی گرم هر 12 ساعت (24 نفر) در یک گروه و در گروه دیگر کلرامفنیکل 500 میلی گرم هر 6 ساعت (20 نفر) قرار گرفتند. طول مدت درمان در گروه سفیکسیم 10 روز و در گروه کلرامفنیکل 14 روز بود و طی درمان به بررسی سیر بهبود علائم بالینی و آزمایشگاهی بیماران پرداختیم. تب بیماران دریافت کننده سفیکسیم بطور متوسط 5±1.9 روز و تب بیماران دریافت کننده کلرامفنیکل 3.8±1.2 روز قطع گردید که این اختلاف از لحاظ آماری معنی دار می باشد (P<0.05). در این مطالعه میزان بهبودی در سایر علائم بالینی و آزمایشگاهی در دو گروه اختلاف معنی داری نداشت. درمان با سفیکسیم در بیماران مبتلا به تیفوئید با میزان بهبودی بالینی 92% و بهبودی باکتریولوژیک 100% همراه بود. به هرحال، نتایج حاصل از این مطالعه، موید اثربخشی سفیکسیم در درمان تب تیفوئیدی می باشد و اگرچه این دارو از لحاظ قطع تب مانند سایر داروهای بتالاکتام کمی دیرتر عمل می نماید، ولی در مجموع یک داروی جانشین مناسب در درمان تب تیفوئیدی محسوب می شود.
جمشید لطفی، هومان سلیمی پور، شهریار نفیسی،
دوره 59، شماره 3 - ( 3-1380 )
چکیده
شکایت و علائم بیماران در ترومبوز سینوس مغزی نسبتا غیراختصاصی است و تشخیص این بیماری ممکن است از نظر کلینیکی مشکل باشد. این بیماری قبلا فقط در اتوپسی قابل کشف بود و بعدها نیز با آنژیوگرافی تشخیص گذاشته می شد، در حال حاضر روش انتخابی برای تشخیص این بیماری، MRI مغز است. اگرچه آنژیوگرافی عروق مغز روش انتخابی (Gold standard) تشخیص بیماری محسوب می شود. این مطالعه برای بررسی تابلوی بالینی و اتیولوژی ترومبوز سینوس مغزی در ایران انجام شده است. در یک مطالعه از نوع case series، تمام بیماران با تشخیص ترومبوز سینوس مغزی از سال 1372 تا 1378 در 3 بیمارستان بزرگ شهر تهران بررسی گردیدند. بیماران 50 نفر (39 زن، 11 مرد) از سن 14 تا 56 سال با میانگین 34 سال بوده اند. سردرد شایعترین و اغلب زودرس ترین شکایت (82 درصد موارد) و ادم پاپی شایعترین علامت (56 درصد) بدست آمده است. عفونت به عنوان علت 26 درصد از موارد ترومبوز سینوس در بیماران ما شناخته شد. دیگر علل شامل OCP معادل (32 درصد)، واسکولیتها (6 درصد)، بیماری بهجت (4 درصد)، عوامل پس از زایمان (4 درصد)، بیماریهای میلوپرولیفراتیو (2 درصد)، کولیت اولسروز (2 درصد)، کمبود آنتی ترومبین III (دو درصد) و کتواسیدوز دیابتی 2 درصد بوده است. OCP شایع ترین عامل اتیولوژیک و عفونت هنوز یکی از مهمترین علل ترومبوز سینوس محسوب می شود ولی اختلالات پیش انعقادی غیر شایع هستند.
مریم اخیانی، مریم دانش پژوه، پروین جمهری،
دوره 59، شماره 4 - ( 5-1380 )
چکیده
خارش یک احساس نامطلوب است که میل به خاراندن را در شخص بوجود می آورد. با وجودیکه خارش یک علامت بارز در بیماری های سیستمیک می باشد ولی در اکثر موارد بدان توجهی نشده و پی گیری های لازم انجام نمیگیرد. در این مطالعه به بررسی فراوانی علل خارش در بیماران خارش دار بدون ضایعه اولیه پوستی پرداخته ایم. از فروردین 1377 تا آذر ماه 78، بیماران مراجعه کننده به درمانگاههای پوست بیمارستان رازی که حداقل به مدت یکماه خارش ژنرالیزه بدون هیچ ضایعه پوستی اولیه داشتند، مورد بررسی قرار گرفتند. از 75 بیمار بررسی شده، 72 درصد زن و بقیه مرد بودند. میانگین سنی 16/4 (sd=45.7) سال و متوسط طول مدت زمان خارش برابر 21 (sd=21.8) بود. در 43 بیمار (75 درصد) هیچ علت مشخصی یافت نشد، 5 بیمار (6/6 درصد) سابقه اتوپی داشتند و در 27 بیمار (36 درصد) بیماری های زیر بدست آمد: آنمی فقرآهن 8 درصد، هیپرتیروئیدی 5/3 درصد، هیپوتیروئیدی 2/6 درصد، لنفوم 4 درصد و سایر بیماریها مثل هپاتیت مزمن، کلستاز، هیپوکلسمی، سنگ کیسه صفرا، سایکوژنیک و نارسایی مزمن هرکدام یک مورد. از این بررسی نتیجه گیری می شود که خارش می تواند یک علامت تشخیصی با ارزش در برخی از بیماریهای سیستمیک باشد و باید به آن توجه خاصی مبذول گردد و بیماران خارش دار تحت بررسی دقیق قرار گیرند.
مجید معینی، بهزاد خوروش، مریم منجم زاده،
دوره 60، شماره 1 - ( 1-1381 )
چکیده
مقدمه: این مطالعه، به منظور بررسی موربیدیته در ترومای عروقی در بیماران مراجعه کننده به بیمارستان سینا از ابتدای سال 1373 تا انتهای سال 1378 انجام شده است. منظور از موربیدیته در این بررسی عبارت است از قطع عضو، عفونت زخم و ترومبوز عود کننده.
مواد و روشها: در این مطالعه از روش بررسی پرونده های بیمار و جمع آوری فاکتورهای گوناگون مانند نوع تروما ضایعه همراه، فقدان پر شدن بستر مویرگی، وجود یا عدم وجود پالسهای دیستال قبل و بعد از عمل جراحی، استفاده به عمل آمده است.
نتایج: مجموعه بیماران بررسی شده صد نفر بودند که 83 درصد از ایشان را مردان و مابقی را زنان تشکیل می دادند. از این بیماران، 76 درصد دارای ترومای نافذ و بقیه دارای ترومای بلانت بودند. سن متوسط بیماران 32.5 سال بود. نوع ترومای بلانت، ضایعه همراه، فقدان پرشدگی بستر مویرگی، وضعیت پالس های دیستال قبل و بعد از عمل جراحی، زمان جراحی، پاسخ عضله به کوتر و زمان طول مدت بستری در بیمارستان، همگی با موربیدیته مرتبط بودند (p<0.05).
نتیجه گیری و توصیه ها: در این مطالعه نتیجه گرفته شد که تشخیص زود هنگام آسیب عروقی، احیای اولیه و انتقال بیمار به مرکز مناسب و مراقبتهای دقیق از بیماران پیچیده تر در کاهش موربیدیته موثر بوده اند.
محمود اکبریان، فریدون دواچی، احمد سلیم زاده، فرهاد شهرام، فرهاد قریب دوست، عبدالهادی تاجی، محمد پژوهی، احمدرضا جمشیدی،
دوره 60، شماره 4 - ( 4-1381 )
چکیده
مقدمه: استئوپوروز یکی از جدی ترین مشکلاتی است که سلامتی افراد جوامع مختلف در جهان، خصوصا زنان یائسه و افراد پیر را تهدید می کند. با توجه به زمینه های متفاوت ژنتیک، نژاد و جغرافیا، دانسیتی استخوانی می تواند در جوامع گوناگون مختلف باشد. در ایران نیز دانسیتی استخوان می تواند با دانسیتی استخوان در سایر نقاط دنیا متفاوت باشد و ضرورت دارد دانسیتی استخوان در ایران مشخص گردد.
مواد و روشها: این مطالعه به صورت توصیفی بر روی 280 نفر از پرسنل سالم بیمارستان دکتر شریعتی تهران و بستگان آنها که بصورت تصادفی انتخاب و تراکم استخوان با تکنیک DEXA) Dual Energy X-Ray Absorptiometry) در دو محل که شامل ستون فقرات کمری و گردن استخوان ران اندازه گیری شد و اطلاعات بدست آمده توسط Polynomial approximation (درجه سوم) مورد تجزیه قرار گرفت.
یافته ها: در زنان، دانسیتی استخوان در ستون فقرات کمری (L1-L4)، بیشترین مقدار آن در دهه چهارم (0/992 گرم بر سانتی متر مربع) و کمترین آن در دهه هفتم (0/799 گرم بر سانتی متر مربع) بود. دانسیتی گردن استخوان ران، بیشترین مقدار در دهه چهارم (0/826 گرم بر سانتی متر مربع) و کمترین آن در دهه هفتم (0/601 گرم بر سانتی متر مربع) بود. در مردان، دانسیتی فقرات کمری (L1-L4)، بیشترین مقدار در دهه سوم (0/980 گرم بر سانتی متر مربع) و کمترین آن (0/749 گرم برسانتی متر مربع) در دهه دوم بود. در مورد دانسیتی گردن استخوان ران، بیشترین آن در دهه چهارم (0/896 گرم بر سانتی متر مربع) و کمترین آن در دهه هفتم (0/758 گرم بر سانتی متر مربع) بود.
نتیجه گیری و توصیه ها: بطور خلاصه، تراکم نسج استخوان در نمونه مورد بررسی، هم در ستون فقرات و هم در استخوان فمور و در هر دو جنس نسبت به استاندارهای مورد نظر Hologic پایین تر بود.
لیلا صفدریان، نجمه مطهری،
دوره 61، شماره 5 - ( 5-1382 )
چکیده
مقدمه: یکی از ویژگی های اصلی بیماران مبتلا به (Polycystic ovary syndrome: PCOS)، ناباروری بعلت عدم تخمک گذاری می باشد. یکی از داروهای موثر و البته مورد بحث در تخمک گذاری و بارداری در این بیماران متفورمین می باشد. ما در این مطالعه میزان اثربخشی متفورمین را بر تخمک گذاری و بارداری در زنان مبتلا به PCOS مقاوم به کلومیفن سیترات را بررسی نمودیم و نیز عوامل احتمالی موثر بر پاسخ دهی را نیز مدنظر داشتیم.
مواد و روش ها: این مطالعه که بصورت یک مطالعه توصیفی (Case series) طراحی شده است 31 زن مبتلا به PCOS مقاوم به درمان با کلومیفن سیترات مراجعه کننده به درمانگاه زنان و نازایی بیمارستان شریعتی در طی سال های 1380 و 1381 را از طریق روش نمونه گیری غیر تصادفی ساده انتخاب و بررسی نموده است. داده های مربوط به پروفایل هورمونی و ویژگی های زمینه ای، تخمک گذاری و بارداری و عوارض دارویی در بیماران جمع آوری گردید.
یافته ها: در 19 زن (61.3%) تخمک گذاری و در 9 زن (29%) بارداری مشاهده گردید. تخمک گذاری با سن و مدت ناباروری ارتباط معنادار داشت (بترتیب P=0.044 و P=0.002). باردار شدن نیز با سن و مدت ناباروری ارتباط معنادار آماری داشت (بترتیب P=0.028 و P=0.027). در 6 نفر (19.4%) از بیماران عارضه گوارشی (تهوع یا اسهال) دیده شد.
نتیجه گیری و توصیه ها: به نظر می رسد که استفاده از متفورمین در بیماران مقاوم به کلومیفن سیترات در القا تخمک گذاری و بارداری موثر باشد ولی وجود عوارض گوارشی بعنوان عامل بازدارنده در مصرف این دارو نیز باید مدنظر قرار گیرد.
ابوطالب بیگی، جمیله صلواتی،
دوره 62، شماره 2 - ( 2-1383 )
چکیده
مقدمه: منظور از این مطالعه مقایسه خصوصیات مانیتورینگ الکترونیک ضربان قلب جنین بین جنین های با وزن متناسب (AGA: Appropriate for gestational age) و جنین های کوچک (SGA: Small for gestational age) نسبت به سن حاملگی است.
مواد و روش ها: در بین نوزادان متولد شده در سال های 1380 و 1381 در بیمارستان آرش، 300 نوزاد منفرد متولد شده از حاملگی های بدون عارضه که در آنها (Non-stress test: NST) اواخر سه ماهه دوم حاملگی (24 تا 27 هفتگی) انجام شده بود مورد بررسی قرار گرفتند. ضربان پایه قلب، تغییرات ضربان پایه قلب، وجود Acceleration، افت پریود یک یا اپیزود یک و خصوصیات نوزاد بین نوزادان با وزن متناسب و نوزادان کوچک نسبت به سن حاملگی و همچنین بین حاملگی های با افت ضربان قلب جنین در سه ماهه دوم و یا بدون آن مورد مقایسه قرار گرفت.
یافته ها: از 300 نوزاد، 261 نوزاد (87 درصد) AGA و 39 نوزاد (13 درصد) SGA و 65 نوزاد افت ضربان قلب در NST سه ماهه دوم داشتند و 235 نوزاد بدون افت ضربان قلب بودند. در نوزادان SGA در مقایسه با نوزادان AGA بطور معناداری وزن زمان تولد و سن بارداری کمتر ولی فراوانی وقوع افت ضربان قلب در NST سه ماهه دوم، افت ضربان قلب در زمان زایمان و تغییرات ضربان پایه قلب بیشتر بود (P<0.05). سن مادر، پاریتی مادر، آپگار دقیقه اول، دفع مکونیوم، نوع زایمان، بستری شدن در NICU، ضربان پایه قلب و Acceleration در نوزادان SGA و AGA تفاوت معنادار آماری نداشت. نوزادان SGA در حاملگی های همراه با افت ضربان قلب جنین در سه ماهه دوم نسبت به حاملگی های بدون افت ضربان قلب شایعتر بودند (P<0.05). تغییرات ضربان پایه قلب جنین در حاملگی های همراه با افت ضربان قلب جنین در سه ماهه دوم نسبت به حاملگی های بدون افت ضربان قلب بیشتر دیده شد (P<0.05).
نتیجه گیری و توصیه ها: افت پریود یک یا اپیزود یک و افزایش تغییرپذیری ضربان قلب جنین در NST سه ماهه دوم با افزایش خطر نوزادان SGA همراه است.
احمدرضا جمشیدی، عنایت صفوی، عبدالهادی ناجی، ناهید صدیقی، فرهاد غریب دوست، ساسان صابر، هومن گلشاهی، زهرا جوادی نژاد، آرش بهادرانی،
دوره 62، شماره 2 - ( 2-1383 )
چکیده
مقدمه: باتوجه به شیوع بالای بیماری آرتریت روماتوئید (RA) و اینکه درگیری ریوی از عوارض مهم بیماری بوده و از علل عمده مرگ و میر و از کارافتادگی در این بیماران بشمار می رود، جهت تعیین شیوع درگیری های ریوی در RA (براساس یافته های شرح حال، معاینه بالینی، رادیوگرافیک و آزمون عملکرد ریه PFT) این مطالعه طرح ریزی شد.
مواد و روش ها: 103 بیمار (81 نفر زن و 22 مرد) که براساس معیارهای (American college of rheumatology: ACR) تشخیص RA در آنها قطعی بود بطور داوطلبانه تحت یک مطالعه Cross sectional قرار گرفتند. شرح حال کامل در رابطه با علائم تنفسی، علائم فعالیت بیماری، داروهای مصرفی و شغل بیماران و مدت اشتغال گرفته شد. برای همه بیماران معاینه ریوی و روماتولوژیک بعمل آمد. رادیوگرافی قفسه صدری و آزمون عملکرد ریه (PFT) شامل اسپیرومتری و بادی پلتیسموگرافی در همه موارد انجام شد.
یافته ها: براساس شرح حال: میانگین سن بیماران 2.6±43.3 سال (حداقل 17 سال و حداکثر 74 سال) و میانگین طول مدت بیماری 15.6±69.3 ماه بود. فاکتور روماتوئید در 61.2% از بیماران مثبت بود. هیچ بیماری سابقه مصرف سیگار بیش از 0.5Pack/Year را نداشت. در بررسی گرافی قفسه سینه و PFT بیماران در 41 بیمار درگیری ریوی مشاهده شد (25.1%). تنگی نفس شایعترین یافته بالینی ریه در بیماران بود (33%)، (براساس تقسیم بندی NYHA در 17.5% تنگی نفس گرید I و در 15.5% تنگی نفس گرید II وجود داشت) و پس از آن سرفه (با یا بدون خلط) در 13.6% از بیماران مشاهده شد. براساس معاینه فیزیکی ریه شایعترین یافته کراکل بود که در 5.8% از بیماران وجود داشت. رادیوگرام قفسه صدری در 27 بیمار (26.3%) غیرطبیعی بوده که شایعترین یافته، نمای رتیکولوندولر بافت ریه در 20 بیمار (19.4%) و پس از آن پلورال افیوژن در 7 بیمار (6.7%) بیمار بود. آزمون عملکرد ریه (PFT) در 30 بیمار (29.1%) غیرطبیعی بوده که شایعترین شکل درگیری ریه بصورت درگیری راه های هوایی کوچک (Small airway involvement) در 17 بیمار بود (16.5%). در این مطالعه ارتباطی بین وجود درگیری ریوی با فعالیت بیماری (ESR بیش از 30، خشکی صبحگاهی بیش از 30 دقیقه، آنمی، ترومبوسیتوز) مشاهده نشد.
نتیجه گیری و توصیه ها: این مطالعه نشان داد که درگیری ریوی در بیماران RA شیوع قابل توجهی دارد، لذا ضروری است در هر بیمار RA که هرگونه علائمی دال بر مشکلات تنفسی دارد یا اینکه در معاینه، نکته مثبتی به نفع درگیری ریه مشاهده شود بررسی کامل دستگاه تنفسی بعمل آید.
مریم نوری زاده، جمشید حاجتی، مریم حسینعلی ایزد، طاهره موسوی شبستری،
دوره 62، شماره 2 - ( 2-1383 )
چکیده
مقدمه: نقش سایتوکاین ها بعنوان مولکولهای رابط بین سلولی و تنظیم کننده عملکرد ایمنی بدن از مدتها پیش شناخته شده و IL-2 که یکی از مهمترین سایتوکاین های بدن در تنظیم پاسخ های ایمنی می باشد، بسیار مورد توجه محققان ایمونولوژی در زمینه های آزمایشگاهی و کلینیکی قرار دارد.
مواد و روش ها: در تحقیق حاضر که هدف آن، تولید و جداسازی IL-2 می باشد، از یک رده سلولی انسانی T بنام Jurkat که منبع خوبی برای تولید IL-2 در مقایسه با سایر منابع بوده و مقادیر متنابهی از IL-2 را تولید می نماید، استفاده شده است. از آنجا که زمان مناسب تحریک سلول، غلظت مناسب میتوژن و مدت زمان تحریک سلول ها در تولید بهینه IL-2 اهمیت دارد، لذا این سه پارامتر بطور جداگانه مورد ارزیابی قرار گرفتند. پس از آن محیط رویی حاصل از تحریک سلول ها بمنظور دستیابی به مقادیر کافی از IL-2 و حذف مواد مداخله گر با استفاده از دستگاه، آمیکون تغلیظ شده و میزان کل پروتئین آن سنجیده شد و در نهایت جهت اندازه گیری میزان IL-2 تولید شده از روش الایزا و بمنظور تعیین وزن مولکولی IL-2 بدست آمده از الکتروفورز SDS-PAGE استفاده گردید. ستون آنالیتیکال HPLC با روش Reverse phase نیز جهت تایید و تطابق این مولکول با IL-2 استاندارد بکار گرفته شد. بمنظور بررسی فعالیت بیولوژیک IL-2 نیز از روش سنجش بیولوژیک با استفاده از لنفوبلاست های انسانی استفاده گردید.
یافته ها: نتایج حاصل از میانگین شمارش سلول ها در نمودار (1) نشان می دهد که رشد لگاریتمی سلول ها از روز دوم آغاز شده و با غلظت اولیه 5^10 cell/ml در روز سوم به غلظت مطلوب برای تحریک یعنی 6^10 می رسند. مطابق نمودار پیک منحنی رشد سلول ها در روز پنجم می باشد. میزان IL-2 تولید شده تحت تاثیر ConA با غلظت 20µg/ml و PMA با غلظت 10ng/ml و مدت زمان تحریک 22-20 ساعت بیش از سایر موارد می باشد و در صورت لزوم می توان بجای ConA از PHA با غلظت 1µg/ml نیز استفاده کرد.
نتیجه گیری و توصیه ها: این مطالعه بدلیل استفاده از ساده ترین و کم هزینه ترین روش جداسازی و عدم دسترسی به مقادیر زیادی از آنتی بادی مونوکلونال جهت کروماتوگرافی Affinity مقدار IL-2 بدست آمده کمتر از مقادیر فوق الذکر می باشد اما بمنظور انجام مراحل تزریق به موش و تهیه آنتی بادی مونوکلونال علیه IL-2 که از اهداف بعدی این مطالعه می باشد کاربرد دارد. از آنجا که دستیابی به مولکول خالص IL-2 در تهیه کیت های تشخیصی از اهمیت بسزایی برخوردار است، لذا تهیه مقادیر زیادی از محیط کشت رویی سلول های تحریک شده و استفاده از روش های یک مرحله ای تخلیص پس از تغلیظ محلول خام توصیه می شود.
سیدجمال هاشمی، معصومه شوهانی،
دوره 62، شماره 3 - ( 3-1383 )
چکیده
مقدمه: گیرندگان پیوند مغز استخوان بعلت پرتودرمانی و شیمی درمانی دچار سرکوب شدید سیستم ایمنی شده و مستعد ابتلا به عفونت های قارچی فرصت طلب می باشند. این بیماران آلودگی قارچی را عمدتا از طریق هوا یا وسایل موجود در بخش های مختلف بیمارستان در قبل و بعد از پیوند کسب می کنند. لذا بررسی فلور قارچی هوا و وسایل اتاق های بیماران و نمونه های بالینی آنها برای مقایسه آنها و تخمین احتمالی مخزن آلودگی بسیار کمک کننده می باشد.
مواد و روش ها: به همین منظور این بررسی بمدت 8 ماه از فضا، وسایل و دریچه هواکش های بخش های مختلف مرکز خون و پیوند مغز استخوان و نمونه های بالینی بیماران پیوندی صورت گرفت. روش مطالعه براساس نمونه برداری از فضای اطراف بیماران و نمونه برداری از وسایل موجود در بخش ها و دریچه هواکش های بخش با استفاده از سواپ استریل و کشت آنها بر روی محیط سابرو دکستروز آگار کلرامفنیکل دار (SC) بوده است. جهت بررسی نمونه های بالینی بیماران آزمایش مستقیم با بلودومتیلن و کشت بر روی محیط SC صورت گرفت.
یافته ها: در این بررسی از تعداد 4838 محیط کشت در مورد هوا و وسایل بخش ها و دریچه هواکش ها و نمونه های بالینی در 985 مورد قارچ جدا شد که قارچ های جدا شده بترتیب پنی سیلیوم (33.6%)، کلادوسپوریوم (33.4%) و آسپرژیلوس فلاووس (11.6%) بوده است. از نمونه های بالینی روتین (خلط، ادرار و سواپ بینی) بیماران پیوندی هیچ مورد مثبت قارچی جدا نشد. ولی از 50 نمونه بالینی بیماران مشکوک به عفونت قارچی در 3 مورد از شستشوی سینوس های بینی ارگانیسم قارچی جدا گردید که شامل دو مورد آسپرژیلوس فلاووس و یک مورد تریکودرما بوده است.
نتیجه گیری و توصیه ها: باتوجه به نتایج بدست آمده بنظر می رسد که علیرغم استفاده از ابزارهای پیشگیری کننده، بیماران پیوندی می توانند آلودگی به قارچ های ساپروفیت را از محیط بیمارستان کسب نمایند.
سیدجمال الدین سیدجمال الدین شاه طاهری، مهشید افشار، مهران ماجدی فر، جبرائیل نسل سراجی،
دوره 63، شماره 1 - ( 2-1384 )
چکیده
مقدمه: ترکیبات آروماتیک همچون بنزن، تولوئن و گزیلن امروزه کاربرد وسیعی دارند در این میان گزیلن از جمله در بخشهای بالینی و پاتولوژی بیمارستانها در فرآیند رنگآمیزی و ثبوت بافتها به مقدار زیادی استفاده می شود. متابولیت اصلی گزیلن در ادرار متیل هیپوریک اسید (MHA) می باشد که در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روشها: از روش پارا دی متیل آمینو بنزالدئید مستقیم (Direct DAB method) که یک روش رنگسنجی میباشد برای شناسائی و ارزشیابی این متابولیت استفاده شد. در این مطالعه عوامل مختلف از جمله سن، جنس، عادت دخانیات، طول مدت مواجهه روی میزان غلظت متیل هیپوریک اسید و نقش مواجهه با گزیلن در میزان غلظت سرمی بیلی روبین توتال و مستقیم بر روی 30 نفر از پرسنل شاغل در بخش پاتولوژی چهار بیمارستان (شهید رجائی، قدس، کوثر و بوعلی سینا) تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی قزوین مورد بررسی قرار گرفته است.
یافته ها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد که مواجهه با گزیلن موجب افزایش متیل هیپوریک اسید در ادرار افراد در معرض خطر میگردد. این نتایج همچنین نشان دهنده عدم وجود متابولیت گزیلن در ادرار افراد شاهد و پایین تر بودن غلظت متیل هیپوریک اسید در ادرار افراد تحت معرض نسبت به حد مجاز تعیین شده از سوی سازمانهای بهداشتی بین المللی (ACGIH) می باشد که خود نشان دهنده عدم مواجهه حاد در بخش پاتولوژی می باشد ولی باید توجه داشت که اساسا" نمی توان عوارض ناشی از مواجهه مزمن را حتی در مقادیر کم نادیده گرفت.
نتیجه گیری و توصیه ها:این بررسی نشان داد که عوامل جنس، سن و مصرف دخانیات در میزان متیل هیپوریک اسید ادراری موثر نمی باشد، حال آنکه نقش مدت مواجهه و سمت افراد در بخش پاتولوژی از عواملی هستند که بر میزان متیل هیپوریک اسید تاثیر می گذارد. این تحقیق همچنان عدم تفاوت غلظت سرمی بیلی روبین نرمال و مستقیم را بین گروه شاهد و مورد نشان داد.
سیدجمال هاشمی، عبدالناصر محمدی، سیدحسین میرهندی، ساسان رضایی،
دوره 64، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: تهاجم قارچ به بافتهای بدن انسان تقریبا از اوایل سال 1800 میلادی شناخته شده واز سال 1900 به بعد گزارشات فراوان از بیماریهای قارچی ارائه شده است.در حالیکه امروزه پیشرفتهای وسیعی در مورد درمان وپیشگیری از عفونتهای قارچی پاتوژن صورت گرفته است واز موارد بروز آن تا حدودی کاسته شده است ولی به همان نسبت بر میزان بروز عفونتهای فرصت طلب افزوده شده است. لذابا توجه به اهمیت بررسی عوامل قارچی در اعضاء مختلف از جمله دستگاه گوارش وهمچنین اندک بودن مطالعات در این زمینه در ایران و جهان تصمیم به بررسی فراوانی عوامل قارچی در بیماران با ضایعات مشکوک به آپاندیسیت گرفته شد.
روش بررسی: به همین منظور این بررسی به مدت 6 ماه بر روی بیمارانیکه دچار آپاندیسیت مشکوک میشدند و مورد عمل جراحی قرار میگرفتند انجام شد. روش مطالعه در این بررسی از نوع توصیفی - مقطعی بوده است. از نمونههای جدا شده از بیماران آزمایش مستقیم وکشت بعمل آمد. نمونهها بر روی محیط سابورو دکستروز آگار کلر امفنیکل دار(SC) کشت داده شدند وآزمایش مستقیم نیز با استفاده از پتاس 10% انجام شد.
یافتهها: در این بررسی تعدا 200 نمونه آپاندیسیت مشکوک جراحی شده مورد پژوهش قرار گرفت، که از این میزان تعداد 10 مورد قارچ 5 درصد جدا شد که به ترتیب شامل کاندیدا آلبیکنس(40%)، کاندیدا تروپیکالیس(20%) ،گونه ژئوتریکوم(20%) ،گونه ای کریپتوکوکوس (10%) واز سایر گونههای مخمری(10% ) بوده است.
نتیجهگیری: با وجودی که عوامل قارچی در 5 درصد از آپاندیسیتهای مشکوک بدست آمده اند، باتوجه به اینکه فراوانی عوامل قارچی دربافت آپاندیس کم است و هیچکدام از بیماران سابقه مصرف داروو بیماریهای زمینهای را ندارند در نتیجه نمی توان درمان داروئی را به سمت داروهای ضد قارچی سوق داده تا از میزان جراحیها کاسته شود.
زهرا احمدی نژاد، شهرام فیروزبخش، زینت نادیا حتمی، حمیده باقریان، هژیر صابری، بهادر، محسن نیکزاد، منصور جمالی زواره ای، آذر حدادی، محبوبه حاجی عبدالباقی، مینو محرز، مهرناز رسولی نژاد، علیرضا سودبخش، علیرضا یلدا،
دوره 64، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری سل در حال حاضر از مهمترین مسائل بهداشتی در تمام کشورهای جهان است تا آنجا که سازمان بهداشت جهانی در سال 1993 سل را یک فوریت پزشکی بهداشتی اعلام کرده است. نگاه گذرایی به آمارهای منتشر شده از سوی آن سازمان عمق فاجعه را بروشنی نشان میدهد. براساس برآوردهای انجام شده، سالانه هشت میلیون مورد جدید در جهان پیش میآید که فقط نصف آنها کشف و تشخیص داده میشوند پرده ی جنب یکی از شایعترین محلهای ابتلا در سل خارج ریه است و 30 % موارد سل خارج ریه را شامل میشود. ما در این مطالعه ارزش اخباری تستهای تشخیصی در پلورال افیوژن سلی را بررسی نمودهایم.
روش بررسی: با طراحی یک مطالعه مقطعی کلیه بیمارانی که برای بررسی علت پلورال افیوزن اگزوداتیو در بخشهای عفونی و ریه بیمارستان امامخمینی در طی سالهای 1380الی 1383 بستری شده بودند وارد مطالعه شدند. و تا رسیدن به تشخیص نهایی فطعی پیگیری شدند. وسپس ارزش اخباری تستهای تشخیصی کاربردی و یافتههای بالینی در بیماران تحت مطالعه با استفاده از روشهای آماری مناسب محاسبه ومشخص گردید.
یافتهها: بر اساس مطالعه حاضر در 88 بیمار مبتلا به پلورال افیوژن اگزوداتیو با تشخیص نهایی قطعی, توبرکولوز مهمترین و شایعترین تشخیص افتراقی بود. ِ یافتههای اپیدمیولوژیک، بالینی و آزمایشگاهی که از ارزش اخباری و نسبت درستنمایی [1](LR) قابل قبولی برای تائید تشخیص توبرکولوز برخوردار بودند عبارت بودند از: ملیت افغانی؛ سابقه تماس با فرد مسلول؛ وجود علائم عمومی بصورت مجموعه تب, تعریق شبانه، و کاهش وزن؛ تست پوستی توبرکولین مثبت؛ LDH>200u/l، Lymph>50% و CRP > 2 plus.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج مطالعه حاضر میتوان چنین نتیجه گرفت که اگر چه یافته های بالینی عمومی و نیز یافته های آزمایشگاهی غیر اختصاصی را نمی توان به تنهایی برای رد یا تشخیص توبرکولوز پرده جنب بکار برد, ولی در نبود تستهای تشخیصی قطعی از قبیل کشت و اسمیر مایع پلور ( که بر اساس مطالعه ما و سایر مطالعات احتمال مثبت شدن آنها بسیار ضعیف است) از مجموعه ای از یافته های فوق و در کنار انجام اقدامات تشخیصی برای رد سایر علل شایع (بویژه بدخیمی), می توان به نفع تشخیص توبرکولوز بهره برد.
الهه کیهانی، ناصر کهن نیا، نرگس ایزدی مود، محمدرضا کیخانی، حسین نجم آبادی،
دوره 64، شماره 3 - ( 2-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان دهانه رحم دومین علت مرگ و میر در اثر سرطان در بین زنان می باشد. در این سرطان بیش از هر نوع بدخیمی دیگری، اثرات پیشگیری ، تشخیص زودرس و درمان به موقع بر کاهش میزان مرگ و میر مشهود است. از اواسط سال 1970 بود که ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) به عنوان اتیولوژی اصلی سرطان دهانه رحم پیشنهاد گردید. مطالعات مختلف که در سراسر جهان صورت گرفته، نشان دهنده ارتباط قوی میان HPV وتغییرات پیش سرطانی و سرطانی در سلول های اپی تلیال می باشد. از آنجا که کشت سلولی و روش های سرولوژیک در شناسایی این ویروس و انواع آن فاقد ارزش هستند، اهمیت روش های ملکولی از جمله واکنش زنجیره ای پلی مراز (PCR) در تشخیص قطعی و زودرس این ویروس آشکار می گردد.
روش بررسی: در این مطالعه پس از انتخاب بیماران مطابق با پروتکل مربوطه و تکمیل فرم پرسشنامه ، 100 نمونه از ضایعات پیش سرطانی و سرطانی دهانه رحم انتخاب شدند. سپس استخراج DNA از بلوک های پارافینی با روش استاندارد انجام گرفت. PCR مولتی پلکس با استفاده از دو جفت پرایمر (یکی به عنوان کنترل داخلی) صورت پذیرفت و محصولات PCR بر روی ژل پلی آکریل آمید 8% برده شد.
یافته ها: در جمعیت مورد مطالعه از میان 100 بیمار مبتلا به سرطان د هانه رحم، 73 مورد از نظر عفونت HPV مثبت و 27 مورد منفی بودند. به عبارت دیگر میزان شیوع عفونت ویروس HPV در این جمعیت 73% بود.
نتیجه گیری: یافته های حاصل از مطالعه ما گزارش های پیشین مبنی بر ارتباط میان HPV و سرطان دهانه رحم را تقویت می کند.