جستجو در مقالات منتشر شده


49 نتیجه برای خطر

روح‌اله کلهر، اصغر مرتضی‌قلی، فاطمه ناجی، سعید شهسواری، محمد زکریا کیایی،
دوره 76، شماره 12 - ( 12-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری دیابت عوارض متعددی دارد، تشخیص دیر هنگام دیابت در افراد منجر به گسترش عوارض بیماری می‌شود. مطالعه حاضر با هدف بررسی امکان پیش‌بینی دیابت با استفاده از فنون داده‌کاوی انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی بود که به‌صورت مقطعی انجام شد. جامعه پژوهش شامل افراد مراجعه‌کننده به مراکز بهداشتی شهرستان محمدیه در استان قزوین جهت انجام غربالگری دیابت بودند. داده‌های مورد مطالعه مربوط به فروردین تا خرداد ۱۳۹۴ بود. داده‌ها در نهایت با استفاده از سه روش نزدیک‌ترین همسایگی (k-nearest neighbors algorithm, k-NN)، درخت تصمیم‌گیری (Decision tree, DT) و ماشین‌های بردار پشتیبان (Support vector machine, SVM) تحلیل و مورد مقایسه قرار گرفتند. جهت تحلیل داده‌ها از MATLAB® software, version 8.2 (Mathworks Inc., Natick, MA, USA) استفاده شد.
یافته‌ها: در تمامی معیارها، بهترین نتایج توسط درخت تصمیم‌گیری با صحت (۰/۹۶) به‌دست آمد. پس از آن روش‌های نزدیک‌ترین همسایگی با صحت (۰/۹۶) و ماشین‌های بردار پشتیبان با صحت (۰/۹۴) قرار داشتند.
نتیجه‌گیری: براساس نتایج ارایه شده، درخت تصمیم‌گیری بهترین نتایج را در کلاس‌بندی نمونه‌های تست نشان داد. این مدل می‌تواند به‌عنوان مدلی مناسب در پیش‌بینی دیابت با استفاده از داده‌های ریسک فاکتور توصیه شود.

منصور رضایی، عبدالله جلیلیان، بهزاد مهکی، مریم ویسمرادی،
دوره 77، شماره 3 - ( 3-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان یکی از شایع‌ترین بیماری‌های زنان است و بیش از سایر سرطان‌ها منجر به مرگ‌ومیر آنان می‌شود. روند رو به افزایش سرطان پستان در ایران، ضرورت انجام مطالعات گسترده در این زمینه را روشن می‌سازد. برخی مطالعات نشان داده‌اند که در کشورهای مختلف و حتی مناطق مختلف یک کشور تفاوت خطر بروز سرطان پستان وجود دارد. هدف از پژوهش کنونی تعیین ساختار فضایی بروز سرطان پستان براساس مدل‌های آماری و شناسایی مناطق دارای بروز بالای سرطان پستان در ایران بود.
روش بررسی: این مطالعه اکولوژیک از بهمن ۱۳۹۶تا تیر ۱۳۹۷ در دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه انجام شد. داده‌های مربوط به بیماران مبتلا به سرطان پستان تمام استان‌های ایران در فاصله زمانی سال‌های ۸۸-۱۳۸۳ بررسی شدند. عوامل مورد بررسی در این مطالعه شامل مصرف میوه و سبزیجات، فعالیت فیزیکی، اضافه‌وزن یا چاقی و شاخص توسعه انسانی بودند. برای تحلیل داده‌ها از مدل‌های آمیخته خطی تعمیم‌یافته پواسون معمولی و فضایی استفاده گردید.
یافته‌ها: در هر دو مدل، ارتباط مستقیم و معناداری بین بروز سرطان پستان و شاخص توسعه انسانی یافت شد (۰/۰۵P<). افزون‌بر شاخص توسعه انسانی، عوامل اضافه‌وزن یا چاقی در مدل‌های آمیخته خطی تعمیم‌یافته پواسون فضایی نیز به‌طور مستقیم و معناداری با بروز سرطان پستان ارتباط داشت. در مدل‌های آمیخته خطی تعمیم‌یافته پواسون فضایی با ساختار همبستگی بیز کامل، استان‌های گیلان و آذربایجان شرقی دارای بیشترین و استان کهکیلویه و بویر احمد دارای کمترین خطر بروز سرطان پستان بودند.
نتیجه‌گیری: توزیع سرطان پستان در ایران دارای ساختار فضایی است. یعنی استان‌های هم‌جوار خطرات بروز مشابهی در مورد ابتلا به این بیماری دارند.

علی آرش انوشیروانی، عبداللطیف معینی، رضا حاجی حسین، عباس علیمرادیان، مجتبی دیده‌دار،
دوره 77، شماره 5 - ( 5-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: با افزایش بیماران با ایمنی در معرض خطر، عفونت‌های قارچی به‌ویژه عفونت دستگاه تنفسی نیز افزایش یافته است. در پژوهش کنونی آلودگی قارچی دستگاه تنفس بیماران با ایمنی در معرض خطر در نمونه‌های برونکوآلوئولار لاواژ (BAL) مراجعه‌کننده به کلینیک تخصصی ریه بیمارستان امیرالمومنین شهر اراک مورد ارزیابی قرار گرفت.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-مقطعی از اردیبهشت ۱۳۹۶ تا خرداد ۱۳۹۷ برروی بیماران با ایمنی در معرض خطر مشکوک به عفونت ریوی مراجعه‌کننده به کلینیک تخصصی ریه بیمارستان دانشگاهی امیرالمومنین (ع) شهر اراک انجام گرفت. از بین این بیماران، ۶۴ بیمار شامل ۳۵ زن و ۲۹ مرد انتخاب شدند. نمونه برونکوآلوئولار لاواژ (BAL) توسط پزشک از این بیماران تهیه و به‌سرعت به آزمایشگاه قارچ‌شناسی دانشکده پزشکی ارسال گردید. نمونه‌های برونکوآلوئولار لاواژ با رنگ‌آمیزی Grocott-Gomori's methenamine silver (GMS) و روش کشت مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته‌ها: از ۶۴ بیمار، ۹ (۱۴%) بیمار آلوده به عفونت‌های قارچی ریوی بودند. در بین بیماران آلوده به عفونت قارچی، ۹ بیمار (۱۰۰%) در آزمایش کشت و ۸ بیمار (۷۲%) با رنگ‌آمیزی GMS مثبت شدند. در بین افراد آلوده ۷ (۷۷/۸%) نفر زن و ۲ (۲۲/۲%) نفر مرد بودند. شایع‌ترین قارچ‌های جداشده شامل کاندیدا آلبیکنس، آسپرژیلوس فومیگاتوس و گونه‌های موکور (هر کدام ۲ مورد) بودند. بین آلودگی قارچی با جنس، سن، شغل و نوع بیماری رابطه معنادار مشاهده نگردید.
نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش کنونی نشان داد، بیماران با ایمنی در معرض خطر مستعد عفونت‌های قارچی به‌ویژه کاندیدیازیس و آسپرژیلوزیس هستند.

ابوالقاسم پوررضا، علی‌ محمد مصدق‌راد، معصومه پرویزی شاد،
دوره 78، شماره 5 - ( 5-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: خطای پزشکی عدم موفقیت یک اقدام برنامه‌ریزی شده بهداشتی و درمانی در رسیدن به اهداف تعیین شده یا استفاده از یک برنامه اشتباه بهداشتی و درمانی برای رسیدن به هدفی است. خطاهای پزشکی افزون‌بر تحمیل رنج به بیماران، هزینه زیادی به نظام سلامت تحمیل می‌کند. هدف این پژوهش شناسایی عوارض ناخواسته و تحلیل علل بروز آن‌ها در بیمارستان بود.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی-مقطعی به‌صورت گذشته‌نگر در بیمارستانی در شهر تهران از دی تا اسفند 1395 انجام شد که تعداد 377 پرونده بیماران ترخیص یا فوت شده از تاریخ اول فروردین 1394 تا پایان اسفند 1394 به‌صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. پرونده‌های بیماران توسط کارشناس بالینی با استفاده از ابزار نشانه‌های کلی (The Global Trigger Tool) بررسی و عوارض ناخواسته شناسایی شد. نوع و شدت عوارض توسط پزشک ارزیابی و صحه‌گذاری شد.
یافته‌ها: حدود 9/15% بیماران دچار عوارض ناخواسته شده بودند. میزان عوارض ناخواسته 1/19 در هر 100 پذیرش و 7/5 در هر 100 روز بستری بود. حدود 50% موارد عوارض ناخواسته منجر به آسیب موقت یا افزایش مدت زمان بستری بیماران شد. بیشترین عارضه ناخواسته مربوط به خونریزی، عفونت‌های بیمارستانی و سقوط بیمار و مهمترین علل بروز عوارض ناخواسته مربوط به کارکنان و فرایندهای بیمارستانی بود. تعداد عوارض ناخواسته شناسایی شده با استفاده از ابزار نشانه‌های کلی 100 برابر تعداد عوارض ناخواسته شناسایی شده با استفاده از فرم گزارش داوطلبانه خطاها بود.
نتیجه‌گیری: میزان عوارض ناخواسته در بیمارستان مورد مطالعه زیاد بود. ابزار نشانه‌های کلی حساسیت و ویژگی بیشتری نسبت به روش گزارش داوطلبانه عوارض ناخواسته، در شناسایی عوارض ناخواسته دارد.

آرزو کاظم‌زاده، ایرج عابدی، علیرضا عموحیدری، عاطفه شیروانی،
دوره 78، شماره 9 - ( 9-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: تاکنون روش‌های درمانی متفاوتی برای پرتودرمانی بیماران مبتلا به سرطان پیشنهاد شده است. انتخاب روش درمانی مناسب بر کیفیت درمان موثر می‌باشد. هدف از انجام مطالعه حاضر، بررسی میزان تاثیر تعداد جلسات پرتو‌درمانی و میزان دوز دریافتی بیمار در هر جلسه، بر توزیع دوز تومور و دوز دریافتی بافت‌های در معرض خطر در پرتودرمانی سرطان پستان بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی آینده‌نگر بر روی طرح درمان 35 بیمار کاندیدای پرتودرمانی پستان چپ که بین مرداد 1398 تا فروردین 1399 به بیمارستان میلاد اصفهان مراجعه کرده‌اند، انجام شد. این بیماران سابقه جراحی و شیمی‌درمانی نداشته‌اند و غدد لنفاوی سوپراکلاو و زیربغل آنها نیز درگیر نبوده است. بیماران با جدول درمانی تقطیع دوز معمولی (Conventional fractionation, CF) یا جدول هایپوفرکشن (Hypo fractionation, HF) درمان شدند. پارامترهای دوزیمتری مختلف برای اندام هدف و اندام‌های در خطر مانند شاخص انطباق، شاخص همگنی و دوز میانگین از نمودار توزیع دوز حجم استنتاج گردید و جهت بررسی دو جدول درمانی مختلف، با یکدیگر مقایسه شدند.
یافته‌ها: داده‌های به‌دست آمده از این مطالعه بیانگر کاهش دوز میانگین تمام اندام‌ها در روش هایپوفرکشن نسبت به روش تقطیع دوز معمولی است که برای تومور، ریه و پوست معنادار بود (0/0P=). همچنین دوز ماکزیمم پوست نیز در روش هایپوفرکشن کاهش پیدا کرد. از طرفی، مقادیر شاخص‌های همگنی و انطباقی در دو روش تفاوت چشمگیری را نشان ندادند (مقدار P به‌ترتیب برابر 99/0 و 86/0).
نتیجه‌گیری: به‌طورکلی، رژیم‌درمانی هایپوفرکشن منجر به کاهش فاکتورهای دوزیمتری نسبت به تقطیع دوز معمولی می‌گردد. و همچنین به‌دلیل کاهش طول دوره درمانی می‌تواند به‌عنوان روش جایگزینی در پرتودرمانی سرطان پستان به‌کار برود.

مینا جعفرآبادی، مریم باقری، مامک شریعت، خدیجه رئیسی، اطهره رنجبر، فائزه غفوری، فدیه حق‌اللهی،
دوره 78، شماره 10 - ( 10-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری همه‌گیر کووید 19 در حال گسترش است. به‌منظور ارایه اقدامات پیشگیرانه و درمانی موثر، انجام تحقیقات گسترده با تمرکز بر شناخت بیماری و عوامل زمینه‌ساز بروز بیماری ضروری می‌باشد. از این‌رو هدف این مطالعه تعیین علایم بالینی و اتیولوژیک کرونا ویروس نوین-2019 می‌باشد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی، بر روی 510 بیمار مبتلا به کوید 19، در درمانگاه عفونی بیمارستان امام خمینی تهران از اسفند 1398 تا خرداد 1399 به‌مدت چهار ماه در طول اولین دوره همه‌گیری کرونا انجام شد. بیماران با معیار ورود اسکن ریه اختصاصی کووید 19 به دو دسته بستری (179 نفر) و سرپایی (331 نفر) تقسیم شدند. اطلاعات دموگرافیک، علایم بالینی و عوامل خطرساز ابتلای بیماری در یک پرسشنامه محقق ساخته گردآوری و اطلاعات تجزیه و تحلیل آماری شد.
یافته‌ها: بارزترین علایم تب، لرز و سرفه بودند که در 176 نفر (52%) از افراد گروه سرپایی و 101 (59%) از افراد گروه بستری گزارش شدند. بیماری زمینه‌ای مثل فشارخون بالا با احتمال 9/4 برابر (0001/0P=، 25/433-10/2: %95CI، 9/4=OR) و آنمی با احتمال 22 برابر (000/0P=، 083/355-56/9: %95CI، 905/22=OR) در شدت بیماری موثر می‌باشد. به‌نظر می‌رسد که دریافت ویتامین D3 اثر حمایت‌کننده‌ای در کاهش شدت بیماری دارد.
نتیجه‌گیری: تب، لرز و سرفه در شناسایی بیماران مبتلا به کووید دارای شیوع بالایی بود. با توجه به اثر حمایتی ویتامین D3 در کاهش شدت بیماری، انجام کارآزمایی‌های بالینی و مطالعات جامع‌تر جهت بررسی نقش کاربردی این ویتامین پیشنهاد می‌شود.

محبوبه شیرازی، الهام فیض‌آباد، نسا رجب‌پور ‌نیکو، فاطمه رحیمی ‌شعرباف، مائده رحمان زاده،
دوره 78، شماره 11 - ( 11-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: برای هر خانم باردار احتمال داشتن فرزندی با اختلالات کروموزومی وجود دارد. اگرچه این احتمال خیلی زیاد نیست، اما با انجام آزمایش‌های ‌‌‌‌غربال‌گری قبل از تولد و توجه به فاکتورهای زمینه‌ای همراه در زن باردار می‌توان تا حد زیادی به میزان واقعی این احتمال پی برد. هدف از انجام این مطالعه تعیین عوامل پیشگویی‌کننده‌‌ی تست ‌‌‌‌غربال‌گری مثبت سه ماهه اول بارداری می‌باشد.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه مورد-شاهدی بود. زنان باردار مراجعه کننده به درمانگاه پری‌ناتال بیمارستان جامع زنان یاس از فروردین 1396 تا اسفند 1398 که دارای نتیجه مثبت ‌‌‌‌غربال‌گری سه ماهه اول بودند به‌عنوان گروه مورد در نظر گرفته شدند و از سایر افراد (زنان باردار با تست ‌‌‌‌غربال‌گری منفی سه ماهه‌ی اول بارداری در بازه‌ی زمانی مطالعه) به روش تصادفی‌سازی سیستماتیک گروه کنترل انتخاب شدند.
یافته‌ها: در مجموع 960 زن باردار (760 کنترل و 200 مورد) در این مطالعه شرکت کردند. نتایج این مطالعه حاکی از آن بود که سن مادر (001/0P<) و تعداد بارداری‌ها در گروه مورد به‌طور معناداری (001/0P<) بالاتر می‌باشد. همچنین داشتن سابقه‌ی سقط (001/0P<)، داشتن سابقه نازایی (001/0P<) و داشتن کم‌کاری تیرویید (030/0P=) در زنان باردار گروه مورد به‌طور معناداری دارای فراوانی بیشتری می‌باشد. فراوانی نوزاد با نارسایی رشد داخل رحمی (003/0P=) و بستری نوزاد (001/0P<) نیز در گروه مورد به طور معناداری بالاتر بود.
نتیجه‌گیری: با وجود پیشرفت‌های اخیر در حوزه‌ی پری‌ناتال، همچنان دقت آزمایش‌های ‌‌‌‌غربال‌گری ممکن است بسته به سن مادر و سایر خصوصیات موجود متفاوت باشد. از این‌رو، به‌نظر می‌رسد در کنار نتایج تست ‌‌‌‌غربال‌گری، توجه به ویژگی‌های پیش‌زمینه مادر نیز مهم است.

حسین محجوبی‌پور، مجتبی رحیمی ورپشتی، حمیدرضا شتابی، سهیلا حیدری،
دوره 78، شماره 12 - ( 12-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: ترومبوز وریدهای ‌عمقی یکی از شایعترین مشکلاتی است که در بخش‌ مراقبت‌های‌ ویژه می‌تواند وضعیت ‌عمومی بیمار را پیچیده‌تر نماید. این مطالعه با هدف بررسی عوامل‌ پیشگویی‌کننده ترومبوز وریدهای‌عمقی در بیماران ‌بستری در بخش‌ مراقبت‌های‌ ویژه بیمارستان ‌امین ‌اصفهان صورت ‌گرفت.
روش بررسی: مطالعه‌ گذشته‌نگر‌ حاضر، 2000 پرونده تمامی بیماران بستری در بخش ‌مراقبت‌های‌ ویژه را طی فروردین 1394 تا اسفند 1396 بررسی‌نمود. از این میان 20 بیمار مبتلا به ترومبوز وریدهای ‌عمقی بودند. 40 پرونده از بیماران این جامعه که ترومبوز وریدهای‌عمقی نداشتند نیز به تصادف انتخاب‌شدند. سن، جنس، معیار ولز، نمره ‌آپاچی، وضعیت‌ تغذیه، پارامترهای‌کلینیکی، علت‌ بستری، مدت‌ بستری، بیماری‌ ایجاد‌ شده در بخش مراقبت‌های ویژه و درمان صورت گرفته استخراج‌شد و در بین دو گروه مورد و کنترل مورد مقایسه قرار گرفت.
یافته‌ها: سن بیماران ‌مبتلا به‌طور معناداری بیش از گروه‌ کنترل بود (008/0P=). افزایش در نمره معیار ولز و مدت ‌بستری، داشتن بیماری‌های داخلی و ‌پنومونی ‌ایجاد‌شده در بخش‌مراقبت‌های‌ ویژه به‌ترتیب شانس ‌بروز ترومبوز را 75/18، 92/1 و 75/2 و 28/2 برابر بالاتر می برد. افزایش سطح ‌پتاسیم و استفاده از بانداژ به‌همراه هپارین به‌ترتیب شانس ‌بروز ترومبوز را 31/2 و 55/2 برابر کاهش‌داده‌اند (05/0P<).
نتیجه‌گیری: در بخش مراقبت های ویژه جنرال، بروز ترومبوز وریدهای عمقی، در بیماران داخلی بیشتر بود. پنومونی بیشترین بیماری ایجاد شده همراه با ترومبوز وریدهای عمقی و ریسک ابتلا به ترومبوز وریدهای عمقی در بیمار آنمیک بالاتر بود. بیمارانی که از نظر سطح سرمی پتاسیم در حد فوقانی نرمال مرجع قرار داشتند کمتر دچار ترومبوز وریدهای عمقی شدند. به نظر می رسد پتاسیم در محدوده بالایی نرمال مرجع می تواند نقش محافظت‌کننده در برابر ترومبوز وریدهای عمقی داشته باشد. مطالعات بیشتر با حجم ‌نمونه بزرگ‌تر پیشنهاد می‌شود.

معصومه عباس‌آبادی‌ عرب، علی ‌محمد مصدق راد، حمید رضا خانکه، اکبر بیگلریان،
دوره 79، شماره 7 - ( 7-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: آمادگی و ایمن بودن بیمارستان‌ها در هنگام بروز حوادث و بلایا بسیار ضروری است. میزان آمادگی بیمارستان‌های ایران در مقابله با حوادث و فوریت‌ها در سطح پایین و متوسط ارزشیابی شده است. عدم وجود استانداردهای جامع بیمارستانی برای آمادگی و مقابله با حوادث و بلایا یکی از دلایل آن است. این پژوهش باهدف تدوین استانداردهای اعتباربخشی بیمارستانی مدیریت خطر حوادث و بلایا انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش بهصورت مرور تطبیقی، در بازه زمانی فروردین 1395 تا شهریور 1395 انجام شد. استانداردهای اعتباربخشی بیمارستانی مدیریت خطر حوادث و بلایا در 11 کشور منتخب شامل آمریکا، کانادا، استرالیا، مالزی، هند، تایلند، مصر، ترکیه، عربستان، دانمارک و ایران استخراج شد و سپس، براساس چرخه مدیریت خطر حوادث و بلایا تدوین و نهایی شدند. از نظرات 22 نفر از متخصصین مدیریت خطر حوادث و بلایا برای سنجش ‌روایی محتوایی استانداردهای پیشنهادی مدیریت خطر حوادث و بلایا استفاده شد.
یافته‌ها: تفاوت زیادی در کمیت و کیفیت استانداردهای اعتباربخشی بیمارستانی مدیریت خطر حوادث و بلایا در کشورهای منتخب وجود داشت. کامل‌ترین آن‌ها مربوط به استانداردهای ملی آمریکا (12 استاندارد و 113 سنجه) و سپس، استرالیا و کانادا بود. استانداردهای کشورهای در حال ‌توسعه و ایران جامعیت نداشته و منطبق با اهداف بین‌المللی نبودند. تعداد 27 استاندارد اعتباربخشی بیمارستانی مدیریت خطر حوادث و بلایا پیشنهاد شد. نتایج آزمون ‌روایی محتوایی آن‌ها در محدوده قابل‌قبول بود.
نتیجه‌گیری: استاندارهای اعتباربخشی مدیریت خطر حوادث و بلایا در ایران و کشورهای در حال ‌توسعه نیازمند بازنگری است. استانداردهای جامعی براساس تجارب بین‌المللی و نظرات متخصصان معرفی شد که قابل ‌استفاده برای توسعه استانداردهای اعتباربخشی بیمارستانی ایران و سایر کشورها است.

امیرحسین فرجی، مهدی نیکخواه، معصومه پولادی، فرهاد زمانی، سید وحید محمودی، خاطره یعقوب‌زاده گتابی،
دوره 79، شماره 8 - ( 8-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: کلانژیوکارسینوم، سرطان اپی‌تلیوم مجاری صفراوی است که از مجاری صفراوی داخل یا خارج کبدی منشاء می‌گیرد. با توجه به اهمیت ارزیابی عوامل خطر موثر در بروز کلانژیوکارسینوم و اهمیت توجه به آنها جهت کاهش مواجهه با این عوامل، این مطالعه با هدف ارزیابی عوامل خطر ابتلا به کلانژیوکارسینوم در افراد مبتلا به این بیماری انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مقطعی-توصیفی بوده و بر روی 276 بیمار مبتلا به کلانژیوکارسینوم مراجعه‌کننده به بیمارستان فیروزگر تهران از فروردین تا اسفند سال 1399 انجام شده است. سپس این اطلاعات به‌صورت توصیفی مورد ارزیابی قرار گرفتند و در انتها به میزان مواجهه با هر یک از عوامل خطر بروز کلانژیوکارسینوم در جمعیت مورد بررسی، پرداخته شده است.
یافته‌ها: میانگین سنی بیماران، 07/13±97/65 سال می‌باشد که 6/65% از آنها را مردان و 4/34% را زنان تشکیل داده‌اند. از بین عوامل خطر مورد بررسی، متغیرهایی همچون استعمال سیگار و تریاک، فشارخون بالا، سابقه سنگ کیسه صفرا، سابقه سایر سرطان‌ها در خانواده، سابقه کوله‌سیستکتومی و دیابت بیشترین فراوانی را داشته‌اند. همچنین استعمال هرویین، IBD، پولیپ کیسه صفرا، پانکراتیت و مصرف شیره و الکل کمترین میزان فراوانی را در افراد مورد بررسی در این مطالعه داشته‌اند. سابقه هپاتیت ویروسی و PSC در هیچ کدام از بیمارن مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که از بین عوامل خطر بررسی شده، مصرف سیگار و فشارخون بالا بیشترین فراوانی و سابقه هپاتیت ویروسی و PSC کمترین میزان فراوانی را در بین افراد مورد بررسی داشتند.

سید حمید ذوالجلالی مقدم، رضا لاری‌پور، ابراهیم حضرتی، حامد باقری، نازیلا عیوض‌زاده، حمید رضا باغانی، عماد پروانه اول،
دوره 79، شماره 12 - ( 12-1400 )
چکیده

سرطان پروستات شایعترین و دومین علت اصلی مرگ‌ومیر ناشی از سرطان، در بین مردان جهان به‌شمار می‌رود. پرتودرمانی به‌عنوان یکی از گزینه‌های اصلی برای معالجه سرطان پروستات شناخته شده است. در پرتودرمانی خطر ابتلا به سرطان‌های ثانویه ناشی از پراکندگی پرتوها به اندام‌های حساس در معرض خطر، وجود دارد. مطالعات زیادی نشان داده‌اند که سرطان‌های ثانویه پس از پرتودرمانی سرطان پروستات، در بافت‌هایی از جمله مثانه و راست روده که در معرض تابش مستقیم و پراکنده اشعه قرار می‌گیرند، اتفاق می‌افتد. بنابراین، هدف از مطالعه مروری حاضر بررسی خطر سرطان‌های ثانویه در پرتودرمانی سرطان پروستات و عوامل تاثیرگذار برآن می‌باشد. در پرتودرمانی سرطان پروستات علاوه براین‌که اندام‌های مجاور تحت تابش در معرض ریسک بروز سرطان ثانویه می باشند، می‌توان به عوامل تاثیرگذار دیگری مانند تغییر آناتومی، افزایش میزان دوز، سیگار کشیدن و تکنیک‌های مختلف درمانی اشاره کرد. نتایج مطالعات انجام شده، نشان‌دهنده کاهش خطر ابتلا به سرطان ثانویه در استفاده از روش‌های درمانی جدید همچون پروتون درمانی می‌باشد. بنابراین ارزیابی روش‌ها و شناسایی عوامل تاثیرگذار در سرطان‌های ثانویه بسیار حایز اهمیت است.

حسن اسدی گندمانی، عبدالرضا ناصر مقدسی، محمد علی صحرائیان، شراره اسکندریه،
دوره 79، شماره 12 - ( 12-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: بروز بیماری Multiple sclerosis (MS) فرم پیشرونده اولیه (Primary progressive multiple sclerosis, PPMS) می‌تواند به‌واسطه عواملی مانند مواجهه با نور آفتاب و میزان فعالیت فیزیکی کاهش یابد. هدف این مطالعه تعیین اثر مواجهه با نور آفتاب و میزان فعالیت فیزیکی در بروز بیماری مذکور است.
روش بررسی: این مطالعه، مورد-شاهدی است که در آن موارد بیماران MS فرم پیشرونده اولیه و کنترل‌های سالم از جمعیت عمومی شهر تهران از شهریور 1398 تا شهریور 1399 گردآوری شده‌اند. برای انتخاب کنترل‌های همسان براساس جنس از روش شماره‌گیری تصادفی تلفنی (RDD) استفاده شده است. میزان مواجهه با نور آفتاب بر حسب ساعت و مواجهه در دو گروه سنی 13-19 سال و بالای 20 سال در دو فصل زمستان و تابستان ارزیابی شد. میزان فعالیت فیزیکی نیز در هفته محاسبه گردید.
یافته‌ها: مطالعه روی 146 مورد و 294 کنترل انجام گردید. مواجهه با نور آفتاب در فصل تابستان در گروه سنی         19-13 سال با بروز بیماری ارتباط منفی داشت (82/0-57/0CI=) 68/0OR=). این ارتباط منفی در میزان مواجهه 5/0 تا 2 ساعت در تابستان در گروه مردان (53/1730-39/10CI=) 10/134OR=) در گروه خانم‌های با مواجهه بالای پنج ساعت درتابستان (96/0-01/0CI=) 09/0OR=) رویت شد. در گروه بالای 20 سال مواجهه با نور آفتاب در فصل تابستان (66/0-36/0CI=) 49/0OR=) و زمستان (28/0-07/0CI=) 14/0=OR) با بروز بیماری ارتباط منفی داشت. فعالیت فیزیکی بالا در هفته در گروه زنان با بروز بیماری ارتباط منفی داشت (59/26-05/1=CI) 30/5=OR).
نتیجه‌گیری: مواجهه با نور آفتاب در فصل زمستان و تابستان با بروز بیماری ارتباط منفی داشته است. فعالیت فیزیکی نیز تنها در مقادیر بسیار بالا و گروه زنان با بروز بیماری ارتباط منفی داشته است.

حسین قربانی، محمد رعنایی، علیرضا فیروزجاهی، زهرا احمدنیا، سمانه روحی، فرزانه جعفریان، روزبه محمدی آبندانسری، سمیه احمدی گورجی،
دوره 80، شماره 5 - ( 5-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: جهت کنترل استرونژیلوییدس استرکورالیس، اطلاع از وضعیت پراکندگی آن در مناطق مختلف مورد نیاز می‌باشد. مطالعه حاضر با هدف تعیین شیوع استرونژیلوییدس استرکورالیس انجام شد.
روش بررسی: مطالعه توصیفی حاضر به‌صورت گذشته‌نگر (1399-1390) انجام شد. اطلاعات آزمایش مدفوع بیمارانی که از به بیمارستان روحانی شهر بابل مراجعه کرده بودند، جمع‌آوری شد. تشخیص استرونژیلوییدس استرکورالیس به‌روش گسترش مرطوب و فرآیند تغلیظ فرمال-اتر انجام شد. شاخص‌های میانگین، انحراف معیار، تعداد و درصد برای توصیف داده‌ها استفاده شد.
یافته‌ها: در مدفوع 420 بیمار (05/1%)، وجود استرونژیلوییدس استرکورالیس تایید شد. جمعیت بیماران مرد ( 249 بیمار) از زنان (171 بیمار) بیشتر بود. علایم در 206 بیمار مثبت بود. شایع‌ترین بیماری زمینه‌ای در بیماران درد شکم (220 نفر) بود.
نتیجه‌گیری: شیوع این انگل در مردان، افراد با سنین بالا و با بیماری‌های زمینه‌ای بیشتر بود. بررسی و کنترل شیوع بیماری‌های انگلی، بخصوص در افراد با بیماری‌های زمینه‌ای با اهمیت است.

 
رضا شمس‌آبادی، سید حمید ذوالجلالی مقدم، حمید رضا باغانی، سید علی ذوالجلالی مقدم،
دوره 81، شماره 3 - ( 3-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: ازآنجاکه پرتودرمانی سرطان پروستات ممکن است همراه با عوارض جانبی باشد، لذا هدف از مطالعه حاضر بررسی خطر ابتلا به سرطانهای ثانویه پس از پرتودرمانی سرطان پروستات در اندام‌های خارج از میدان است.
روش بررسی: دادههای هیستوگرام دوز حجمی 39 بیمار مبتلا به سرطان پروستات (که توسط پرتودرمانی سهبعدی تطبیقی درمان شده بودند) استخراج شد و میزان دوز جذبشده در بافتهای حساس موردمطالعه با توجه به مفهوم gEUD محاسبه شد. سپس خطر بدخیمیهای متعاقب پرتودرمانی سرطان پروستات با استفاده از مدل معرفیشده در گزارش BEIR محاسبه شد.
یافته‌ها: مقادیر gEUD راستروده بین 04/51 گری تا 69/74 گری و برای مثانه از 22/27 گری تا 51/75 گری متغیر بود. حداکثر مقادیر احتمال خطر برای راست‌روده و مثانه به‌ترتیب 85/49% و 91/74% محاسبه شد.
نتیجه‌گیری: نتایج حاصل نشان دادند که احتمال بیشتری برای ایجاد بدخیمیهای ثانویه در مثانه نسبت به راست‌روده وجود دارد.

 
یاسمین کاهنی، علی میرصادقی، محمد علی رئیس السادات، محمد جواد قمری، محمد برهمت، تورج زندباف،
دوره 81، شماره 4 - ( 4-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: به دلیل رواج کوله‌سیستکتومی لاپاراسکوپی، کنترل مشکلات شایع پس از این جراحی حایز اهمیت است. هدف از انجام این مطالعه، تعیین عوامل موثر بر درد پس از کوله‌سیستکتومی لاپاراسکوپی بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، 222 بیمار مبتلا به سنگ کیسه صفرا علامت‌دار که از فروردین تا اسفند ۱۴۰۰ در بیمارستانهای دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم پزشکی مشهد تحت کوله‌سیستکتومی لاپاراسکوپی قرار گرفتند، وارد مطالعه شدند. اطلاعات دموگرافیک بیماران، شاخص توده‌ بدنی، سابقه جراحی شکمی، مدت زمان جراحی، فشار دی‌اکسیدکربن، نوع جراحی (الکتیو یا اورژانس)، تعداد برش جراحی، شدت درد شش و 24 ساعت پس از جراحی گردآوری شد و در انتها با SPSS software, version 26 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) مورد تحلیل آماری قرار گرفت.
یافته‌ها: از 22۲ نفر بیمار مورد مطالعه، 6/80% زن بودند و میانگین سنی و شاخص توده بدنی آنها به‌ترتیب 12/27±68/44 سال و kg/m2 7/4±08/27 بود. درد شش و 24 ساعت پس از عمل در زنان بیشتر از مردان و در جراحی با سه برش بیشتر از چهار برش بود (05/0>P). در بیماران با سابقه جراحی پیشین نیز درد شش ساعت پس از جراحی بیشتر بود (05/0>P). درد شش و 24 ساعت پس از جراحی براساس سن، شاخص توده بدنی، نوع جراحی (اورژانسی یا انتخابی) و مدت زمان جراحی تفاوت معنا‌داری نداشت (05/0<P). 
نتیجه‌گیری: در مطالعه ما جنسیت زن، استفاده از سه برش برای جراحی و سابقه جراحی پیشین با درد بیشتر پس از کوله‌سیستکتومی لاپاراسکوپی همراه بود.

 
مریم فاکهی، مرجان قائمی، نسیم اشراقی، ملینا پورکاظمی، مریم مظلومی، فدیه حق‌اللهی،
دوره 81، شماره 8 - ( 8-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: باتوجه به بار ناشی از عوارض پارگی زودرس پرده‌های جنینی بر زنان باردار و نظام سلامت و همچنین نبود مطالعات کافی پیرامون این موضوع، هدف از انجام این مطالعه تعیین عوامل خطر مرتبط با PROM و PPROM است.
روش بررسی: در این مطالعه گذشته‌نگر مورد-شاهدی، اطلاعات 90 نفر از بیماران با PROM یا PPROM که به بخش زنان بیمارستان فیروزآبادی که از فروردین 1398 تا شهریور 1400  مراجعه کردند (گروه مورد)، جمع‌آوری شده و سپس تحت بررسی و مقایسه با 90 نفر اززنان که بدون این عارضه بودند (گروه شاهد)، قرار گرفتند.
یافته‌ها: سن مادران و میانگین وزنی آنها در گروه بیمار به‌طور معناداری از لحاظ آماری پایین‌تر از گروه شاهد بود (به‌ترتیب 02/0P= و 001/0P=). بین دو گروه از نظر سابقه PROM و PPROM اختلاف آماری معنادار وجود داشت (001/0P>). همچنین مصرف سیگار و قلیان به‌طور معناداری در گروه بیمار بیشتر از گروه شاهد (به‌ترتیب 04/0P= و 008/0P=) بود. سابقه عفونت ادراری در بارداری و کوریوامینوتیت نیز در بیماران به‌طور معناداری بالاتر از گروه شاهد بود (001/0P>).
نتیجه‌گیری: یافته‌های مطالعه حاضر نشان داد که سن کمتر مادر، سابقه PROM و PPROM، وزن کمتر مادر، سن بارداری کمتر، سابقه دیابت بارداری، سابقه خونریزی سه ماه اول، سابقه مصرف سیگار و قلیان، ترشحات غیرطبیعی واژن و عفونت ادراری به‌طور معناداری از لحاظ آماری در گروه PROM و PPROM بیشتر است.

 
محمد رجب‌پور، عباس حیدری، کاویان قندهاری، امیر میرحقی،
دوره 81، شماره 10 - ( 10-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از مهمترین عوارض نامطلوب سکته مغزی، بستری مجدد است. تفاوت بین عوامل خطر بستری مجدد و عوامل خطر بروز سکته مغزی مشخص نیست. هدف این مطالعه: 1) تعیین عوامل خطر قابل پیشگیری از بستری مجدد ناشی از سکته مغزی و 2) ارایه مدل پنداشتی برای عوامل قابل پیشگیری موثر در بستری مجدد بیماران سکته مغزی می‌باشد.
روش بررسی: این مرور یکپارچه طبق روش وایت مور و نافل (2005) و با جستجوی شواهد در پایگاههای اطلاعاتی معتبر PubMed Web of Science, CINAHL, Scopus و موتور جستجوی Google scholar با استفاده از کلیدواژههای فارسی شامل: سکته مغزی، بستری/عود/پذیرش مجدد، مروری، مرور نظامند و متاآنالیز و معادل انگلیسی آنها شامل: stroke, readmission/recurrence/re-hospitalization, review, systematic review, Meta-analysis در محدوده زمانی دی 1401 تا شهریور 1402 براساس گایدلاین PRISMA انجام شد. علاوه بر سنتز کیفی عوامل بستری مجدد در قالب طبقات، مدل پنداشتی این عوامل نیز ارایه شد.
یافته‌ها: مهمترین عوامل خطر قابل پیشگیری موثر در بستری مجدد در 4 طبقه: 1- نقص دانش نسبت به عوامل خطر بالینی (شامل: پرفشاری خون، فیبریلاسیون دهلیزی، دیابت)، 2- عادات غذایی و درمانی ناسالم، 3- رفتارهای بهداشتی پرخطر (استعمال سیگار، مصرف الکل، عدم فعالیت فیزیکی) و 4- دیسترس روانی (افسردگی و نگرانی درباره آینده) دسته‌بندی شد.
نتیجه‌گیری: مهمترین عوامل خطر قابل پیشگیری موثر در بستری مجدد بیماران سکته مغزی، نقص دانش نسبت به عوامل خطر بالینی خصوصا پرفشاری خون و رفتارهای پرخطر بهداشتی هستند. بنابراین باید برنامه‌های مراقبتی و پیگیرانه دقیق‌تری برای پس از ترخیص بیماران سکته مغزی طراحی نمود.

 
سارا رضاپور، محراب دیلمی، مرجان کاظمی‌نیا،
دوره 82، شماره 7 - ( 7-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: دندان‌های مولر اول فک پایین شایعترین دندان‌هایی هستند که تحت درمان اندودنتیک قرار می‌گیرند و از نظر آناتومیکی بسیار چالش برانگیز هستند. دانش کافی از منطقه خطر یا danger zone در ریشه مزیالی مولر‌های اول مندیبل به کاهش ریسک اشتباه پرفوریشن حین درمان کمک می‌کند این یافته‌ها برای کلینیسین در افزایش موقعیت درمان ریشه دندان و آماده‌سازی فضای پست مفید واقع می‌شود.
روش بررسی: این مطالعه تصاویر (Cone Beam Computed Tomography, CBCT) از 144 دندان مولر اول مندیبل از 74 بیمار 18 تا 66 ساله مراجعه کننده به یک مرکز تخصصی رادیولوژی فک وصورت در شهر گرگان در سال های 1397تا 1399 مورد‌بررسی قرار گرفت. میانگین فاصله اوریفیس تا فورکا محاسبه شد و میانگین ضخامت عاج دیستالی کانال‌های مزیوباکال و مزیولینگوال در سه، چهار و پنج میلی‌متری زیر اوریفیس اندازه‌گیری شد. میانگین ضخامت عاج دیستالی بر حسب سن، جنس و سمت فکی مورد‌بررسی قرار گرفت.
یافته‌ها: کمترین میانگین ضخامت دیواره دیستال کانال‌های مزیوباکال و مزیولینگوال در فاصله پنج میلی‌متری زیر اوریفیس کانال قرار داشت. میانگین ضخامت دیواره دیستال کانال‌های مزیوباکال و مزیولینگوال در مردان بیشتر از زنان به‌دست آمد (05/0P<). میانگین ضخامت دیواره دیستال با سن ارتباط معناداری نشان نداد (745/0P=) به جز در ناحیه سه و پنج میلی‌متر زیر اوریفیس در کانال مزیوباکال که با سن ارتباط معنادار داشت (01/0P=) اختلاف معنادار آماری بین دو سمت فکی مشاهده نشد (543/0P=) به جز در ناحیه چهار میلی‌متری زیر اوریفیس در کانال مزیولینگوال (05/0P<).
نتیجه‌گیری: مطالعه حاضر نشان داد که منطقه خطر در عاج دیستالی کانال‌های مزیوباکال و مزیولینگوال دندان‌های مولر اول مندیبل در مردان و زنان در پنج میلی‌متری زیر اوریفیس کانال مشاهده می‌شود.

 
فاطمه رسولی امیری، خدیجه ازوجی، سید رضا حسینی، علی بیژنی، کیوان لطیفی،
دوره 82، شماره 8 - ( 8-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: افراد مبتلا به درد مزمن، تا حدی در نتیجه مرگ‌ومیر بیش از حد ناشی از بیماری‌های قلبی- عروقی (CVD)، امید به زندگی کمتری در مقایسه با جمعیت عمومی دارند. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط درد مزمن با عوامل خطر بیماری‌های قلبی-عروقی در سالمندان مبتلا به دیابت نوع دو بوده است.
روش بررسی: 400 بیمار سالمند مبتلا به دیابت نوع دو فاز یک مطالعه کوهورت سالمندان امیرکلا (AHAP) که در بازه زمانی فروردین1390 تا اسفند 1395 در دانشگاه علوم پزشکی بابل انجام گردید، به دو گروه 200 نفره با درد مزمن و بدون درد مزمن تقسیم شدند. سپس برخی عوامل خطر بیماری‌های قلبی- عروقی نظیر سطح فعالیت فیزیکی، شاخص توده بدنی، سطوح قندخون، وضعیت پروفایل لیپید خون، فشارخون بالا و سیگار کشیدن، بیماری‌های زمینه‌ای بیماران بررسی شدند.
یافته‌ها: در بررسی متغیرهای پایه در سالمندان با و بدون درد مبتلا به دیابت مشخص شد که زنان یا 184 نفر (4/54%) بیشتر از مردان با 154 نفر (6/45%) داشتن درد را گزارش نمودند که وجود درد بین دو جنس اختلاف معناداری دارد (001/0=P). سطح تحصیلات نیز با داشتن درد در ارتباط بوده است به‌طوری‌که 229 نفر (8/67%) سالمندان با داشتن درد، بی‌سواد بودند و این ارتباط معنادار بوده است (006/0P=). 279 نفر (5/82%) سالمندان با فعالیت فیزیکی بالاتر، میزان درد کمتری نسبت به سالمندان با فعالیت فیزیکی کمتر داشتند (001/0=P). سطح تری‌گلیسرید و سابقه بیماری زمینه‌ای در سالمندان بدون درد کمتر بوده است (009/0 و 002/0=P).
نتیجه‌گیری: در سالمندان بدون درد مزمن، سطح تری‌گلیسرید پایین‌تر، فعالیت فیزیکی بیشتر و تعداد بیماری زمینه‌ای کمتری وجود داشت.

 
فاطمه ملارحیمی ملکی، پرشنگ ناظمی، مریم یوسفی،
دوره 83، شماره 5 - ( 5-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: از بین علل مرتبط با سرطان دهانه رحم، ویروس پاپیلومای انسانی (Human Papilloma Virus, HPV) عامل اصلی ایجاد ضایعات داخل‌ اپی‌تلیالی دهانه رحم (CIN) و سرطان سرویکس است. هدف از انجام این مطالعه، بررسی میزان HPV های پرخطر، (HPV16 و HPV18) و تعیین خطر مطلق فوری +CIN2، در افرادی دارای آزمایش مثبت HPV بود.
روش بررسی: این مطالعه یک مطالعه مقطعی، شامل نمونه‌گیری در دسترس، از بیمارانی است که با آزمایش HPV مثبت، از مهر 1401 تا اسفند 1403 به کلینیک انکولوژی زنان در بیمارستان یاس دانشگاه علوم پزشکی تهران مراجعه کرده بودند. خطر مطلق فوری +CIN2 در بیماران HPV مثبت، که دارای ژنوتیپ‌های HPV16 یا HPV18 یا همزمان (Multi. HPV+) HPV16/18 بودند همراه با درجات مختلف سیتولوژیک، از NILM تا SCC مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌ها: به طور کلی، 727 بیمار در مطالعه شرکت کردند. میانگین و انحراف معیار سن شرکت‌کنندگان به ترتیب، 99/35 و 48/8 سال بود. از بین تمام مراجعین، تعداد زنانی که فقط HPV16 مثبت داشتند، 170 نفر (23%) بود و ۲۴ نفر (3/3%) فقط برای HPV18 مثبت بودند. خطر مطلق فوری محاسبه شده +CIN2 در افراد HPV16+، برای NILM، 14% و برای موارد ASCUS، 6/8% بود و در افراد HPV18+، برای NILM، 3/8% بود.
نتیجه‌گیری: تریاژ سیتولوژیک همراه آزمایش‌ تعیین ژنوتایپ HPV، در گام اول به‌عنوان یک رویکرد برای شناسایی ناهنجاری‌های سلولی در افراد آلوده به HPV و در گام بعدی، به‌عنوان یک رویکرد مناسب برای کاهش ارجاعات کولپوسکوپی می‌تواند به کار گرفته شود.

 

صفحه 2 از 3     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb