153 نتیجه برای کار
شهناز شهرجردی، آ. و. اسمالنسکی،
دوره 65، شماره 2 - ( 12-1386 )
چکیده
هدف از این مطالعه، تعیین میزان ظرفیت کار فیزیکی و ماکزیمم حجم اکسیژن مصرفی در ورزشکاران مبتلا به سندرم دیسپلازی بافت همبندی قلب است.
روش بررسی: 158 ورزشکار جوان با متوسط سنی 48/5±23/16 سال و متوسط دوره فعالیتهای ورزشی 6/4±2/5 سال انتخاب شدند، گروه کنترل شامل 25 ورزشکار سالم بود. مبتلایان به این سندرم به چهار گروه تقسیم شدند گروه 1: پرولاپس میترال، گروه2: افزایش کورد در حفره بطن چپ، گروه3: پرولاپس میترال و هم وجود افزایش کورد در حفره بطن چپ (هر دو)، گروه 4: هم پرولاپس میترال و هم نارسایی میترال داشتند. تمام ورزشکاران توسط دستگاه اکوکاردیوگرافی و دوچرخه ارگومتر بررسی و آریتمیهای آنها توسط هولتر ثبت شد.
یافتهها: میزان ظرفیت کار فیزیکی و ماکزیمم حجم اکسیژن مصرفی در گروهی که هم پرولاپس و هم نارسائی میترال داشتند کمتر از گروههای دیگر است (05/0p<). شایعترین آریتمیها در ورزشکاران با افزایش غیرطبیعی رشته های عضلانی در حفره بطن چپ (گروه 2)، سندرم رپولاریزاسیون زودرس بطنی و سندرم ولف- پارکینسون- وایت است. میزان ظرفیت کار فیزیکی و ماکزیمم حجم اکسیژن مصرفی نیز در ورزشکارانی که دارای ولف- پارکینسون- وایت هستند، نسبت به کسانی که فاقد این آریتمی اند، کمتر می باشد (05/0p<).
نتیجهگیری: هرچه ناهنجاری پیشرفتهتر باشد میزان ظرفیت کار فیزیکی و ماکزیمم حجم اکسیژن مصرفی پایین تر است. با این که افزایش غیرطبیعی رشتههای عضلانی در حفره بطن چپ جزئی از این سندرم است ولی میزان ظرفیت کار فیزیکی و ماکزیمم حجم اکسیژن مصرفی در حد نسبتاً نرمالی است. زمانی که ورزشکاران همزمان با این ناهنجاری اختلالات ریتمی هم داشته باشند میزان ظرفیت کار فیزیکی و ماکزیمم حجم اکسیژن مصرفی کمتر از حد نرمال میشود.
فاطمه فرهمند، غلامرضا خاتمی، ولیالله محرابی، فاطمه محجوب، مینا ایزدیار، مهرزاد مهدیزاده،
دوره 65، شماره 2 - ( 12-1386 )
چکیده
در این مطالعه فراوانی، هیستوپاتولوژی و پیشآگهی تومورهای بدخیم اولیه کبد در کودکان بررسی میشود.
روش بررسی: این مطالعه به روش توصیفی و گذشتهنگر با جمعآوری اطلاعات کلینیکی، رادیولوژی و پاتولوژیک با تمرکز بیشتر روی فراوانی، اتیولوژی و پیشآگهی بوده است.
یافتهها: طی مدت ده سال (1384ـ 1375)، 30 کودک که با احتمال تومور کبد به مرکز طبی کودکان معرفی شده بودند مورد مطالعه قرار گرفتند. سن بیماران از سه ماه تا 12 سال و میانگین سنی آنها 8/3 سال بود.
18 بیمار (60%) مذکر و 12 بیمار (40%) مونث بودند. از کل 30 بیمار، 17 بیمار (66/55%) هپاتوبلاستوم داشتند که از این تعداد، 13 بیمار مذکر و چهار بیمار مونث و در سنین شش ماه تا پنج سال بودند. چهار بیمار (33/13%) مبتلا به نروبلاستوما بودند. سه بیمار (10%) هپاتوسل کارسینوم (HCC) داشتند که هر سه نفر HbsAg+ بودند. دو بیمار (66/6%) هامارتوم مزانشیمال، دو بیمار (66/6%) همانژیوما و دو بیمار (66/6%) رابدومیوسارکوم و لیومیوسارکوم سلولهای جدار مجرای صفراوی داشتند. بزرگی شکم و هپاتومگالی در 100% بیماران وجود داشت. زردی پوست و مخاط در دو مورد وجود داشت. آلفا- فیتوپروتئین سرم بیش از ng/ml 500 در 17 مورد (66/56 %) بود. تمام بیماران تحت درمانهای اختصاصی قرار گرفتند. طول عمر سه ساله در مورد هپاتوبلاستوم 65% و برای HCC 2% بود.
نتیجهگیری: از پروتکلهای درمانی خاص موجب بهبود 80% طول عمر شده و شیمی درمانی قبل از جراحی موجب برداشتن کامل تومور میشود.
اعظم السادات موسوی، نادره بهتاش، مژگان کریمی زارچی، میترا مدرس گیلانی، فاطمه قائم مقامی،
دوره 65، شماره 2 - ( 12-1386 )
چکیده
اگرچه سرطان آندومتر، بیماری خانمهای پس از یائسگی محسوب میشود، در 5-3% موارد در زنان 40 سال یا جوانتر رخ میدهد. این بیماران اغلب تاریخچهای از نازایی و در نتیجه تمایل قوی به حفظ باروری دارند. تجویز هورمونها، در بیماران مبتلا به آدنوکارسینوم آندومتر و هیپرپلازی کمپلکس آتیپیک میتواند درمان پیشنهادی باشد.
معرفی بیمار: در سه بیمار جوان مبتلا به هیپرپلازی آتیپیک و آدنوکارسینوم آندومتر نتایج درمان هورمونی گزارش میشود.
نتیجهگیری: درمان طبی برای بیماران جوان مبتلا به کنسر اندومتر گرید I که تمایل به حفظ باروری دارند، قابل قبول میباشد.
جواد سلیمی، مجید رستم نژاد، علی پاشا میثمی،
دوره 65، شماره 5 - ( 5-1386 )
چکیده
این مطالعه بهمنظور بررسی میزان بازماندن، کارایی (Patency Rate) و عوارض گرافت صناعی عروقی پلیتترا فلورو اتیلن در بیماران همودیالیزی انجام شده است.
روش بررسی: در یک مطالعه آیندهنگر روی 84 بیمار همودیالیزی که از فروردین ماه 1380 تا فروردین ماه 1383 به بخش جراحی عروق بیمارستان سینا تهران معرفی گردیده بودند، کارگذاری گرافت صناعی عروقی جهت انجام همودیالیز انجام گرفت. میانگین سنی بیماران 12± 55 سال و (50%) 42 بیمار مذکر بودند. برای (50%) 42 بیمار گرافت اندام فوقانی و (50%) 42 بیمار گرافت اندام تحتانی کارگذاری شد.
یافتهها: در دوره پیگیری 24 ماهه، (7/35%) 30 مورد دچار ترومبوز، (6%) پنج مورد دچار عفونت گرافت، (4/2%) دو مورد دچار خونریزی و همچنین (4/2%) دو مورد دچار آنوریسم کاذب محل گرافت شدند. میزان کارایی اولیه 24 ماهه، 43% بود که در بیماران بدون فشار خون بالا 2/62% و در بیماران با فشار خون بالا، 7/29% (03/0P<) و همچنین میزان کارایی در موارد گرافت اندام فوقانی نسبت به گرافت اندام تحتانی بهترتیب 60% و 26% که در اندام فوقانی در حد معنیدار بیشتر میباشد.
نتیجهگیری: در موارد عدم امکان فیستول شریانی وریدی میتوان از گرافتهای صناعی عروقی پلیتترا فلورو اتیلن استفاده نمود. آموزش بیماران و مراقبت از این گرافتها با کم کردن شیوع عفونت، ترومبوز و سایر عوارض میتواند بر میزان بازماندن و میزان کارایی این گرافتها افزوده و نهایتاً از موربیدیتی بیماران همودیالیزی بکاهد.
رضا حکمت، سهیلا طالبی، محسن موهبتی،
دوره 65، شماره 5 - ( 5-1386 )
چکیده
یکی از محدودیتهای موجود برای بررسی کارکرد دیاستولیک بطن چپ با روش اکوکاردیوگرافی وابستگی تعدادی از پارامترهای مورد استفاده به حجم داخل عروق میباشد. اخیرا˝ تعدادی از پارامترهای جدید را مستقل از حجم مطرح نمودهاند البته اطلاعاتی که این نظریه را حمایت نمایند هنوز محدود میباشد. در این مطالعه سعی شد میزان وابستگی هر یک از این پارامترها نسبت به حجم سنجیده شود.
روش بررسی: این مطالعه بر روی 13 بیمار نارسایی مزمن کلیه که بهطور مرتب سه بار در هفته همودیالیز میشدند، انجام شده است. تمام پارامترهای دیاستولیک، کارکرد سیستولیک بطن چپ، دیامتر ورید اجوف تحتانی و میزان کلاپس آن با دم، فشار خون سیستولیک و دیاستولیک یک ساعت قبل و بلافاصله بعد از دیالیز ثبت گردید.
یافتهها: نتایج بدست آمده شامل عدم تغییر کارکرد سیستولیک بطن چپ بعد از دیالیز، کاهش ارتفاع موج E بعد از دیالیز، افزایش Deceleration Time (DT) بهدنبال دیالیز (144/4- = t 001/0 P=)، عدم تغییر در ارتفاع موج A، کاهش قابل توجه در نسبت E/A بعد از دیالیز (46/2 = t 03/0 P=)، عدم تغییر قابل توجه در حرکت دیاستولیک آنولوس (E´)، (A´) به روش T issue Doppler (TD) (35/0- = t 724/0 P=) و عدم تغییر در EF Slope در بررسی CMM Color M .mode دریچه میترال بود.
نتیجهگیری: برخی پارامترهای TD، CMM مستقل از حجم داخلی عروقی بوده و در شرایط مختلف بهعنوان معیار قابل اطمینان برای بررسی وضعیت دیاستولیک بطنی قابل استفاده میباشند.
پیمان نوشیروانپور، فرخ تیرگری، سعید رضا غفاری، افشین عبدی راد،
دوره 65، شماره 9 - ( 9-1386 )
چکیده
نئوپلاسمها حاصل تجمع انحرافهای ژنی ناشی از آسیبهای ژنی غیر کشنده میباشند. شناسایی انحراف کروموزومی، جایگاه ژنهای کارسینوژن را در کروموزوم مشخص میکند. روش هیبریدیزاسیون ژنومی مقایسهای (CGH) امکان غربالگری تمام کروموزومهای منفرد را از جهت شناسایی و محل قرارگیری تغییرات DNA Copy Number فراهم میکند.
روش بررسی: 20 نمونه کارسینوم مهاجم داکتال پستان که جهت frozen section ارسال شده بود با روش هیبریداسیون ژنومی بررسی شد و انحراف کروموزومی با یافتههای ایمونو هیستوشیمی و پاتولوژی مقایسه شد.
یافتهها: در چهار نمونه بهعلت فقدان کیفیت مطلوب هیبریدیزاسیون امکان ارزیابی وجود نداشت و از مطالعه حذف شدند. در چهار نمونه طرح CGH نرمال و در 12 نمونه دیگر در مجموع 21 مورد انحراف کروموزومی یافت شد که شامل q1+، q17+، q8+، q20+، q13-، q11-، q22-، p1-، q16- و p8- بود. شایعترین انحراف یافتشده q1+، q17+، q8+ و q13- بود که با مطالعات قبلی مطابقت داشت.
نتیجهگیری: انحرافهای کروموزومی q22- و p1- در مطالعات قبلی بر روی کانسر پستان گزارش نشده بود. در این مطالعه انحراف q13- در سه تومور یافت شد که هر سه با متاستاز به غدد لنفاوی زیر بغل همراه بودند. تعداد انحراف کروموزومی در تومورهای همراه با متاستاز به غدد لنفاوی 5/1 انحراف و در تومورهای بدون متاستاز یک انحراف به ازاء هر تومور بود.
نرگس ایزدی مود، جمال الدین حکیمی،
دوره 65، شماره 10 - ( 10-1386 )
چکیده
دیاتز توموری به عنوان رسوبات پروتئینی گرانولر ائوزینوفیلی در زمینه اسمیرهای سیتولوژی تعریف میشود. این رسوبات در بعضی اسمیرهای کارسینوم سرویکس وجود دارد. هدف این مطالعه تعیین میزان شیوع دیاتز توموری در اسمیرهای کارسینومای سرویکس میباشد.
روش بررسی: اسمیرهای سیتولوژی و اسلایدهای بافتشناسی 46 بیمار کارسینوم سرویکس از نظر وجود یا عدم وجود دیاتز تومورال، گلبول قرمز و نوتروفیل بررسی شدند. عمق تهاجم تومور، نوع تومور و درجه تمایز آن نیز مشخص گردید.
یافتهها: دیاتز توموری در 28 مورد از 46 اسمیر (9/60%) وجود داشت. این دیاتز از 29 بیمار با تشخیص کارسینوم سلول سنگفرشی در 18 مورد (1/62%)، از 12 بیمار با تشخیص آدنوکارسینوم در هفت مورد (3/58%) و از سه بیمار با تشخیص آدنواسکواموس کارسینوم در دو مورد (7/66%) یافت گردید. در یک اسمیر از دو اسمیر دو بیمار مبتلا به کارسینوم آندومتر که گردن رحم را به صورت ثانویه درگیر نموده بود دیاتز توموری وجود داشت. در 26 مورد کارسینوم سرویکس عمق تهاجم تومور مساوی یا بیش از پنج میلیمتر بود. از این تعداد 17 مورد دیاتز توموری را در اسمیر نشان میدادند (4/64%) در حالی که تنها چهار اسمیر از 12 کارسینوم سرویکس با عمق تهاجم کمتر از پنج میلیمتر دیاتز توموری را دارا بودند (3/33%). گلبولهای قرمز در 16 مورد از 46 اسمیر یافت شدند (8/34%).
نتیجهگیری: بعضی از اسمیرها سیتولوژی کارسینومای مهاجم فاقد دیاتز توموری بودند. افزایش عمق تهاجم و کاهش درجه تمایز تومور با افزایش شیوع دیاتز توموری در اسمیرهای سیتولوژیک همراه میباشد. فراوانی دیاتز توموری در کارسینوم سلول سنگفرشی بیش از سایر کارسینومهای سرویکس میباشد.
محمد علی نویان اشرف، جلیل مکارم، فاطمه کریمی، حمیرا پیروی سرشکه، حسین چایچی نخجیر،
دوره 65، شماره 10 - ( 10-1386 )
چکیده
هرنیاسیون قلب یکی از عوارض کشنده پس از عمل جراحی پنومونکتومی می باشد. در این مقاله علایم، شواهد بالینی، نحوه تشخیص و اقدامات صورت گرفته در یک بیمار مبتلا به هرنیاسیون قلب متعاقب پنومونکتومی را گزارش می کنیم.
معرفی بیمار: آقای 34 ساله مبتلا به کانسر ریه پس از عمل جراحی پنومونکتومی چپ و پارشیل پریکاردیوتومی تحت پوزیشن لترال دکوبیتوس راست، پس از اتمام جراحی و هنگام تغییر پوزیشن به خوابیده به پشت دچارکلاپس قلبی- عروقی، برادیکاردی، افت اکسیژناسیون خون شریانی و افزایش فشار راه هوایی شد. با احتمال وقوع هرنیاسیون قلب، با تغییر مجدد پوزیشن بیمار به دکوبیتوس راست و عدم اعمال فشار مثبت راه هوایی، علایم بیمار برطرف شد. بیمار مجددا" تحت توراکوتومی قرار گرفت و نقص پریکارد با گذاشتن مش ترمیم شد.
نتیجهگیری: توجه به عوارض حاد پس از پنومونکتومی و تشخیص و اقدام درمانی سریع برای کنترل آنها ضروری می باشد.
مریم رضائی، محمد قاسمی، نعمتالله جنیدی جعفری،
دوره 65، شماره 13 - ( 12-1386 )
چکیده
حساسیتهای پوستی تنفسی ناشی از دستکش لاتکس مشکلی شایع و در پارهای از موارد تهدیدکننده حیات در کارکنان مراقبت سلامت میباشد. برخی از سوابق زمینهای احتمال بروز این واکنشها را افزایش میدهند. هدف از این مطالعه بررسی عوارض ناشی از استفاده از دستکشهای لاتکس و عوامل زمینهساز در گروهی از کارکنان شاغل در مراکز دندانپزشکی نظامی بوده است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی کارکنان با حداقل سه ماه سابقه کار و استفاده مکرر و روزمره از دستکش لاتکس از نظر جنبههای مختلف حساسیت به لاتکس و نیز سوابق پزشکی و عوامل زمینهساز مرتبط با بروز حساسیتها مانند درماتیت دست، آتوپی و آلرژی به مواد غذایی با استفاده از پرسشنامه (MUSC) Medical University of South Carolina مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: تعداد 330 نفر در این بررسی شرکت داده شدند که دارای میانگین سنی 6/31 سال و متوسط طول مدت خدمت هشت سال بودند. بیشترین گروه شغلی افراد را دندانپزشکان تشکیل میدادند. 3/70% افراد درجاتی از حساسیتهای ناشی از لاتکس را تجربه کرده بودند. از نظر سوابق پزشکی در 8/21% افراد سابقه آتوپی، در 5/34% موارد پیشینه از حساسیت به مواد غذایی مختلف مشاهده شد و سابقه درماتیت دست در 1/19% افراد مشهود بود، تفاوت شیوع واکنشهای پوستی و تنفسی در بین افراد واجد و فاقد عوامل زمینهساز معنیدار بهدست آمد.
نتیجهگیری: در این مطالعه شیوع عوارض نسبت به مطالعات مشابه بیشتر بود. بهدلیل ارتباط واکنشهای حساسیتی ناشیاز لاتکس و برخی از سوابقپزشکی گزینشطبی افراد در ابتدای استخدام و پایش دورهای سلامتآنان از جهت مشکلات ذکر شده کاملا ضروری میباشد.
فرحناز خواجه نصیری، گیتی ستوده،
دوره 65، شماره 14 - ( 12-1386 )
چکیده
دید سالم یکی از عناصر لازم و پر اهمیت در صنعت قالیبافی است که در بالا بردن کیفیت وکارائی کارگران این حرفه نقش محوری و اساسی دارد. حدت بینائی پیامد اولیه تعیین بیماری های چشم در بسیاری از مطالعات می باشد با توجه به این مطاب برای اولین بار پژوهشی مقطعی (توصیفی- تحلیلی) با هدف تعیین حدت بینائی و عوامل موثر بر آن در زنان قالی باف روستای فردو (یکی از روستاهای شهرستان قم) طراحی شد.
روش بررسی: تحقیق حاضر با روش سر شماری حدت بینائی 177 نفر قالیباف زن توسطSnellen chart تعیین گردید و متغیرهای ساعات کار در شبانه روز، سابقه کار، سن، تحصیلات، سابقه تروما، سابقه دیابت، سابقه فامیلی بیماریهای چشم، سابقه بیماریهای چشمی و بعد خانوار موردبررسی قرار گرفت.
یافتهها: در این بررسی مشخص گردید که حدت بینایی چشم راست 4/72 درصد افراد مورد بررسی، نامطلوب (8/0-0) و 6/27 درصد افراد، مطلوب (2/1-9/0) بود و حدت بینایی چشم چپ 5/69 درصد افراد مورد بررسی نامطلوب و 5/30 درصد افراد مطلوب بود. نتایج پژوهش نشان داد که با افزایش ساعات کار و سابقه کار، سن و درصد افراد با وضعیت نامطلوب حدت بینائی هر دو چشم، افزایش مییابد و با افزایش سطح تحصیلات، درصد افراد با وضعیت نامطلوب هر دوچشم کاهش مییابد و در افرادی که دارای سابقه تروما بودند، درصد افراد با وضعیت نا مطلوب هر دو چشم بیشتر بود. در این بررسی حدت بینائی با سابقه کار، سن، نحصیلات، سابقه تروما و سابقه بیماری چشمی ارتباط معنیدار داشت (در همه موارد 05/0p<).
نتیجهگیری: در صد بالائی از زنان قالیباف روستای فردوی قم دارای وضعیت نا مطلوب حدت بینائی هر دو چشم میباشند که حدت بینایی در آنان ارتباط معنیداری با سابقه کار، سن، تحصیلات، سابقه تروما و سابقه بیماری چشمی داشت.
ربابه محمدزاده، داریوش کمال هدایت، عباس محققی، سیدعبدالحسین طباطبائی، علی دره زرشکی،
دوره 66، شماره 3 - ( 3-1387 )
چکیده
حساسیت الکتروکاردیوگرافی دوازده لیدی اولیه برای تشخیص انفارکتوس و ایسکمی میوکارد بسیار پایین است. تشخیص انفارکتوس خلفی حاد تنها بر اساس تغییرات آینهای لیدهای جلوی قفسه سینه با ریسک همراه است. الکترودهای جلوی قلبی ممکن است مطلوبترین قرارگیری را برای تشخیص تغییرات الکتروکاردیوگرافیک نداشته باشند. در این مطالعه رابطه تغییرات نواری لیدهای خلفی با اختلال حرکتی دیواره قلب در بیماران دچار انفارکتوس میوکارد خلفی، برای یافتن راهی جهت تشخیص بهتر و سریعتر انفارکتوس حاد میوکارد خلفی ارزیابی شده است.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، بیمارانیکه با اولین اپیزود درد حاد قفسه سینه به بیمارستان شریعتی مراجعه نمودند مورد بررسی قرار گرفتند. از کلیه بیماران الکتروکاردیوگرافی 12 لید و لیدهای خلفی (9V-7V) بهعمل آمد. سپس برای بیمارانیکه بالا رفتن قطعه ST (بیشتر از 05/0 میلیولت) یا موج Q پاتولوژیک در لیدهای خلفی داشتند، و یا دارای تغییرات اختصاصی انفارکتوس خلفی در لیدهای 2V-1V بودند اکوکاردیوگرافی انجام و اختلال عملکرد جداری در آنها بررسی شد.
یافتهها: کلیه بیماران دارای اختلال حرکت در بطن چپ و 19 بیمار (1/24%) دارای اختلال حرکت جداری در بطن راست بودند. بیشترین سگمان درگیر در این بیماران سگمان میانی- خلفی بود. ارزش پیشگوییکننده لیدهای خلفی نسبت به لیدهای قدامی برای اختلال حرکت جداری در جدار خلفی بیشتر بود.
نتیجهگیری: انجام الکتروکاردیوگرام در لیدهای خلفی در بیماران دچار درد حاد قفسه سینه میتواند به تشخیص زود هنگام و درمان به موقع انفارکتوس خلفی قلب کمک نماید.
حسین کهنوجی، عسگر قربانی، ندا یوسفی، علیرضا آلاله،
دوره 66، شماره 4 - ( 4-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: هیپرگلیسمی یافته شایعی بعد از انفارکتهای ایسکمیک میباشد و مطالعات نشان دادهاند که هیپرگلیسمی وسعت منطقه ایسکمیک و انفارکته را بیشتر میکند. از طرفی انسولین بهدلیل خاصیت ضدالتهابی ممکن است نقش neuroprotective در استروک داشته باشد. هدف از انجام این مطالعه بررسی تاثیر محلول "گلوکز، انسولین، پتاسیم" (GIK) در مرگ و میر و ناتوانی بیماران استروکی با هیپرگلیسمی بعد از استروک بود.
روش بررسی: در این کارﺁزمایی بالینی تصادفی شده دوسویه کور 98 بیمار وارد مطالعه شدند که 48 بیمار محلول GIK را دریافت کردند (گروه مداخله) و به 50 بیمار محلول نرمال سالین داده شد (گروه کنترل). میانگین نمرات ناتوانی بیماران پس از یک ماه و سه ماه در هر دو گروه با استفاده از پرسشنامههای MRS و Barthelمحاسبه شد و همچنین میزان مورتالیتی بیماران بعد از یک ماه و سه ماه محاسبه گردید.
یافتهها: میانگین نمرات دو گروه با پرسشنامههای MRS و Barthelپس از ماه اول و ماه سوم تفاوت معنیداری از لحاظ آماری نشان نداد. میزان مورتالیتی بین دو گروه نیز پس از یک ماه و سه ماه تفاوت آماری معنیداری نداشت.
نتیجهگیری: گرچه در مدلهای حیوانی و محیط آزمایشگاهی هیپرگلیسمی اثرات مضری روی بافت انفارکته و ایسکمیک دارد و از طرفی انسولین با توجه به خاصیت ضدالتهابی در مطالعات آزمایشگاهی اثرات مفیدی را نشان داده است اما در این مطالعه درمان هیپرگلیسمی و تجویز انسولین با محلول GIK تاثیر مفیدی روی مورتالیتی و موربیدیتی بیماران با استروک ایسکمیک را نشان نمیدهد.
سهیلا سرمدی، نرگس ایزدیمود،
دوره 66، شماره 5 - ( 5-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: آدنوکارسینوم اندومتریوئید آندومتر از شایعترین بدخیمیهای دستگاه تناسلی خانمها بوده که بهدنبال یکسری تغییرات ژنتیکی بهشکل فعال شدن انکوژنها و از بین رفتن فعالیت ژنهای ساپرسکننده تومور ایجاد میشود. در حال حاضر شایعترین تغییر ژنتیکی در این کارسینوم موتاسیون در ژن PTEN بوده که در 83-50% از موارد دیده میشود.
روش بررسی: تعداد 90 نمونه کورتاژ آندومتر شامل 30 آندومتر پرولیفراتیو، 30 نمونه انواع آندومتر هیپرپلاستیک و 30 کارسینوم آندومتریوئید انتخاب و رنگآمیزی PTEN بهروش ایمنو هیستوشیمی بر روی بلوکهای پارافینی صورت گرفت و درصد رنگپذیری بهشکل نیمه کمی با دو Cut- point 10% و 50% بررسی گردید.
یافتهها: با در نظر گرفتن 10% cut-point از بین رفتن بروز PTEN 0%، 0%، 30%، 7/51% بهترتیب در فاز پرولیفراتیو، هیپرپلازی ساده، هیپرپلازی پیچیده و کارسینوم آندومتریوئید و در 50% CUT-POINT 0%، 5/3%، 30% و 2/55% بهترتیب در فاز پرولیفراتیو، هیپرپلازی ساده، هیپرپلازی پیچیده و کارسینوم آندومتریوئید دیده شد. همچنین با مقایسه عدم بروز PTEN در هیپرپلازی ساده و هیپرپلازی پیچیده بدون آتیپی تفاوت معنیدار بهدست نیامد. علاوه بر این تفاوت معنیداری نیز بین هیپرپلازی پیچیده با آتیپی و کارسینوم آندومترئید دیده نشد. اما تفاوت آماری معنیداری بین عدم بروز PTEN در فاز پرولیفراتیو و کارسینوم آندومتر دیده شد.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج با عدم بروز ژن PTEN در کارسینوم اندومترئید و هیپرپلازی پیچیده با آتیپی، ارزیابی بروز PTEN بهطریق ایمنوهیستوشیمی میتواند یک روش موثر در شناسایی فقدان این پروتئین در ضایعات مختلف باشد.
محمدعلی نویاناشرف، علیرضا آذرگون، حمیدرضا ابطحی، عنایت صفوی، شهرام پیروزبخش، حمیرا پیروی سرشکه،
دوره 66، شماره 6 - ( 6-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: جاگذاری صحیح لوله تراشه در اعمال جراحی، موارد احیای قلبی-ریوی، بخش مراقبتهای ویژه و انتقال بیماران حایز اهمیت فراوان است. هدف از این مطالعه تعیین فواصل مربوط به راه هوایی در جمعیت ایرانی است.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی 75 بیمار II, III ASA class مراجعهکننده به بخش ریه بیمارستان امامخمینی از نظر تعیین فواصل گوشه لب تا تارهای صوتی و نیز کارینا بررسی شدند.
یافتهها: تعداد 71 بیمار واجد شرایط ورود به مطالعه شامل 45 بیمار (4/63%) مذکر و 26 بیمار (6/36%) مونث بودند. دندانهای قدامی فوقانی تا طنابهای صوتی در جنس مذکر، mm75/0±83/16 و در جنس مونث، mm12/1±04/15 بود. فاصله طنابهای صوتی تا کارینا در جنس مذکر mm98/0±1/13 و در جنس مونث mm96/0±6/11 بود (001/0
نتیجهگیری: اگرچه در این مطالعه ارتباط طول تراشه و قد افراد مستقیم بود و اگرچه متوسط قد جمعیت ایرانی از جمعیت اروپایی و امریکایی کوتاهتر است، به نظر میرسد عمق جاگذاری صحیح لوله تراشه در ایرانیها از مقادیر توصیه شده کتب درسی با رفرانس اروپایی و امریکایی در جنس مرد و زن (23 و21 سانتیمتر) بیشتر باشد. تفاوت فواصل بینی- تار صوتی با دندانهای ثنایا- تار صوتی در جمعیت مورد مطالعه 3-2 سانتیمتر بود. با توجه به تعداد بیماران بررسی شده پیشنهاد میکنیم مطالعهای با حجم نمونه بزرگتر در جمعیت ایرانی به عمل آید تا قابل تعمیم به گروههای بزرگتر بالینی باشد.
محمد رضا عرب، فاطمه عرب، مهربد کریمی، محمد رضا شهرکی، غلامحسین سرگزی،
دوره 66، شماره 7 - ( 7-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: گلیکوکونژوگههای سطح سلول دستهای از مولکولهای گلیکوپروتئینی سطح سلول هستند که تغییر قندهای انتهایی این گلیکوکونژوگههای سلولی یکی از مهمترین پدیدههای سیر تغییرات نئوپلازیک بهحساب میآید، و نشاندهندۀ رفتارهای بیولوژیک غیرعادی سلولهای تومورال میباشد. لکتینها دستهای از ترکیبات گلیکوپروتئینی با منشا گیاهی یا جانوری هستند که بهصورت کاملا اختصاصی با قندهای انتهایی گلیکوکونژوگهها واکنش میدهند. هدف از این مطالعه شناسایی قند انتهایی ال فوکوز در گلیکوکونژوگههای سطح سلولهای تومورال و ماتریکس خارج سلولی در گریدهای مختلف سرطان کولون بود.
روش بررسی: بلوکهای پارافینی 30 بیمار با تشخیص آدنوکارسینومای کولون از فایل آسیبشناسی بیمارستان خاتمالانبیا زاهدان انتخاب گردیدند. از هر کدام از این بلوکها مقاطعی با ضخامت 7-5 میکرومتر تهیه گردید و پساز رنگآمیزی با هماتوکسیلن، ائوزین و گریدینگ مجدد با تکنیکی که در مقاله آمده رنگآمیزی شدند. لکتین در بافر فسفات بهمیزان 10 میکروگرم در میلیلیتر رقیق شد. لامها بر اساس شدت واکنش با لکتین بهصورت Blind درجهبندی (3-0) شدند. اطلاعات آماری با تستهای غیرپارامتری کروسکال والیس و مان ویتنی بهکمک نرمافزار آماری SPSS تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که میزان واکنش سلولهای تومورال به لکتین UEA برای نشان دادن قند انتهایی ال فوکوز در گریدهای مختلف سرطان کولون با هم از نظر آماری تفاوت دارد (001/0p<). با افزایش گرید هیستوپاتولوژیک تومور میزان واکنش سلولها به لکتین در سیتوپلاسم و هسته کاهش مییابد در حالیکه این واکنش برای ماتریکس خارجسلولی افزایش مییابد. همچنین مشخص گردید میزان این واکنش در قسمتهای مختلف سلولهای تومورال نیز باهم متفاوت است.
نتیجهگیری: اختلاف میزان واکنش سلولهای تومورال به لکتین UEA برای قند انتهایی ال فوکوز، انعکاسی از تغییرات فراوان و غیر معمول مسیر گلیکوزیلاسیون پروتئینهای سلولی در روند نئوپلازی است.
سینا مرادمند، حمیدرضا شاعری، منوچهر قارونی، عبدالرحمن رستمیان، زهرا اکبری، سیدهضحی میرخانی، اکرم باقری،
دوره 66، شماره 8 - ( 8-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: پرولاپس میترال یک عارضه شایع دریچهای در بسیاری از جوامع است و هیپرموبیلیتی مفصلی (JHM) نیز علاوه بر برخی سندرمهای بالینی در افراد سالم نیز دیده میشود. مطالعه حاضر به منظور جستجوی ارتباط بین هایپرموبیلیتی مفصلی (JHM) و پرولاپس دریچه میترال (MVP) در یک نمونه از جمعیت ایرانی طراحی شده است.
روش بررسی: 57 بیمار با پرولاپس غیرروماتیک و ایزوله لت قدامی میترال (24 مرد و 33 زن با میانگین سنی 3/2±5/23 سال) و 51 شاهد سالم (20 مرد و 31 زن با میانگین سنی 3/2±9/22 سال) مورد مطالعه قرار گرفتند. وجود JHM بر اساس معیار کارتر- ویلکینسون و بیتون انجام شد. ارزیابیهای اکوکاردیوگرافیک در تمامی افراد انجام شده و ارتباط بین نماهای اکوکاردیوگرافیک پرولاپس میترال و نمرات هایپرموبیلیتی مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: شیوع JHM در بیماران MVP بهطور معنیداری از گروه شاهد بالاتر بود (3/26% در برابر 8/7%، 012/0=p) و میانگین نمرات JHM در دو گروه نیز به ترتیب 2/2±1/3 و 7/1±9/1 بود (001/0
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که شیوع و شدت JHM در بیمارانی که دچار پرولاپس دریچه میترال دارند در مقایسه با افراد نرمال بالاتر میباشد. از طرفی دیگر یک همراهی مثبتی بین شدت JHM و شدت یافتههای اکوکاردیوگرافی وجود دارد. این یافتهها پیشنهادکننده یک اتیولوژی مشترک برای MVP ایزوله و JHM بوده که این فرضیه میبایست در قالب مطالعات مدون آتی مورد پژوهش قرار گیرد.
صنمبر صدیقی، محمدعلی محققی، پیمان حداد، رامش عمرانیپور، علیرضا موسوی جراحی، فریدون معماری، جهانگیر رافت، افشین عبدیراد، رامین خطیبسمنانی، شهریار شهریاران، بیژن شهبازخانی، نرجس خلیلی،
دوره 66، شماره 9 - ( 9-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: طول عمر بیماران مبتلا به سرطان معده با رشد موضعی منطقهای حتی بدون متاستاز دوردست کمتر از یک سال بر آورد میشود. این مطالعه بهمنظور بررسی طول عمر بیماران مبتلا به سرطان معده، با انتشار به ارگانهای اطراف از جمله غدد لنفاوی، پریتونئوم و کبد، با استفاده از شیمیدرمانی قبل از جراحی و کمورادیوتراپی پس از عمل جراحی طراحی گردید.
روش بررسی: 100 بیمار مبتلا به آدنوکارسینومای معده در مرحله II، III و یا IV بیماری ولی بدون متاستاز دوردست، شیمیدرمانی شامل Docetaxel، Cisplatin و 5FU TCF و پس از جراحی شیمیدرمانی شامل 5FU همزمان با رادیوتراپی دریافت کردند.
یافتهها: 57% بیماران در مرحله IV بیماری در طرح وارد شدند. 83% بیماران شیمیدرمانی Neoadjuvant دریافت کردند. تا بهحال برای 75 بیمار جراحی گاسترکتومی D1 یا D0 انجام شده و سه مورد پاسخ کامل پاتولوژیک به شیمیدرمانی قبل از عمل داشتند. مرحله بیماری بهطور مشخص پس از جراحی کاهش نشان داد، به طوریکه از 47 نفر بیمار مرحله IV بیماری تنها 15 نفر در گزارش آسیبشناسی و جراحی در مرحله IV بیماری بودند. تا بهحال 44 بیمار کمورادیوتراپی کامل را دریافت کردهاند. با متوسط زمان پیگیری 16 ماه، 3/2 بیماران هنوز زنده هستند و میانگین طول عمر بیماران 25 ماه است.
نتیجهگیری: با توجه به مرحله پیشرفته بیماری و امکان جراحی برای 75% از بیماران و بهدست آمدن طول عمر بیش از دو سال، بهنظر میرسد استفاده از TCF بهعنوان شیمیدرمانی قبل از جراحی و ادامه درمان با کمورادیوتراپی روشی مناسب برای افزایش امکان جراحی کامل و بهبود طول عمر بیماران مبتلا به آدنوکارسینومای پیشرفته ولی موضعی معده باشد.
فرید آزموده اردلان، سپیده سالکی، حمیدرضا افتخاری،
دوره 66، شماره 12 - ( 12-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: تشخیص بعد از مرگ انفارکت میوکارد در مراحل اولیه از موارد پیچیده پزشکی قانونی میباشد. روشهای معمول بررسی هیستوپاتولوژیک قلب شامل بررسی ماکروسکوپی نمونه و میکروسکپی اسلایدهایی که بهروش H&E
رنگآمیزی شدهاند، اغلب کمککننده نمیباشند.
روش بررسی: به منظور دستیابی به روشی قابل اطمینان و نسبتاً ساده، در این مطالعه از مارکر تروپونین T قلبی به روش ایمنوهیستوشیمی بر روی 67 اتوپسی قلب در بخش پاتولوژی سازمان پزشکی قانونی کشور استفاده شده است. موارد به سه گروه بدین شرح تقسیم شدند: گروه مثبت شامل مواردی با تشخیص قطعی انفارکت میوکارد به عنوان علت مرگ، گروه مرگ غیرقلبی و بالاخره گروه مشکوک که شامل مواردی میباشد که به احتمال قریب به یقین علت مرگ انفارکت میوکارد در مراحل اولیه است لیکن بررسیهای هیستوپاتولوژیک معمول شواهد قطعی به نفع آن را نشان نمیدهد.
یافتهها: با استفاده از روش پیشنهادی ما، این تست در 19 مورد از 22 مورد گروه مثبت (4/86%)، هیچکدام از 17 مورد منفی (ویژگی 100%) و 15 مورد از 28 مرد مشکوک (6/53%) نتیجه مثبت نشان داد.
نتیجهگیری: با استفاده روتین از این روش حساسیت روشهای معمول هیستوپاتولوژی در تشخیص بعد از مرگ انفارکت میوکارد افزایش پیدا میکند
حسن رادمهر، حسن تاتاری، مهرداد صالحی، علیرضا بخشنده،
دوره 66، شماره 12 - ( 12-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از پریکارد خود بیمار جهت تقویت خطوط آناستوموز در بیمارانی که نیازمند تعویض دریچه آئورت با اتوگرافت پولمونر هستند میتواند اثرات سودمندی داشته باشد. هدف از انجام این مطالعه مقایسه عوارض کوتاهمدت تعویض ریشه آئورت توسط اتوگرافت پولمونر به روش متداول با روش پیشنهادی موئلفین میباشد.
روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی غیرتصادفی شده، 64 بیمار از مراجعین بخش جراحی قلب بیمارستان امام خمینی از ابتدای دی سال1381 تا اول دی سال 1385 که نیازمند تعویض دریچه آئورت با اتوگرافت پولمونر (Ross Operation) بودند به دو روش تحت عمل جراحی قرار گرفتند. در دو سال اول این مطالعه تمامی بیماران به روش متداول و معمول تحت عمل جراحی قرار گرفتند (گروه الف شامل 28 بیمار) در دو سال دوم کلیه بیماران به روش پیشنهادی مولفین یعنی استفاده از پریکارد خود بیمار جهت تقویت خطوط آناستوموز تحت عمل جراحی قرار گرفتند (گروه ب شامل 36 بیمار) سپس برخی متغیرهای بالینی و پیامدهای کوتاهمدت این عمل جراحی در دو گروه مورد مقایسه قرارگرفتند.
یافتهها:میانگین سن، فراوانی دو جنس، پاتولوژی منجر به عمل، میزان کسر جهشی (EF) پیش از عمل و میزان آن پیش از ترخیص،در دو گروه اختلاف معنیداری نداشتند. در گروه ب، میانگینهای زمان پمپ (26±09/144 دقیقه در برابر 25±64/179 دقیقه در گروه الف) زمان کلامپ عرضی (22±5/118 دقیقه در برابر 19±93/136 دقیقه در گروه الف) به میزان معنیداری کمتر از گرو تعداد بیمارانی که در ICU نیاز به تزریق خون نداشتند، در گروه ب به میزان معنیداری از گروه الف بیشتر بود (71/35% در برابر 57/68%). میانگین اقامت در ICU و نیز در بیمارستان در گروه ب به میزان معنیداری از گروه الف کوتاهتر بود (بهترتیب 3/0±3/1 در برابر 7/0±9/1 روز و 9/0±2/5 در برابر 5/1±9/5 روز). مورتالیتی کلی چهار مورد بوده (25/6%) که بین دو گروه اختلاف معنیداری وجود نداشت.
نتیجهگیری: استفاده از پریکارد خود بیمار جهت تقویت خطوط آناستوموز برای عمل تعویض دریچه آئورت با اتوگرافت پولمونر نسبت به روش متداول برتریهایی دارد. موئلفین استفاده از این روش را در مراکز دیگر توصیه مینمایند.
سیدرضا یحییزاده، داراب مهربان، سید حمیدالله غفاری، کامران علی مقدم، اردشیر قوام زاده، غلامحسین نادری، سید مجید کاظمینی، مهرناز راسته،
دوره 67، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: کانسر مثانه دومین بدخیمی شایع ادراری- تناسلی میباشد و از آنجاییکه دو سوم این کانسرها عود میکنند، پایش دقیق بیماران لازم است. بهدلیل هزینه بر و تهاجمی بودن سیستوسکوپی و حساسیت ناچیز سیتولوژی ادرار، تلاشهای فراوانی صورت گرفته تا بیومارکری مناسب برای کانسرهای یوروتلیال یافته شود. بدخیمیهای سیستم ادراری مانند سایر سرطانها، مقادیر زیادی تلومراز بیان میکنند. در این مطالعه به مقایسه حساسیت تست تلومراز و سیتولوژی ادرار در تشخیص کارسینوم سلول ترانزیشنال مثانه پرداخته شده است.
روش بررسی: در این مطالعه 49 بیمار مبتلا به کانسر مثانه که کاندیدای جراحی شده بودند، تحت بررسی با تستهای سیتولوژی و تلومراز ادرار قرار گرفتند. در این بررسی روش Quantitative Real-time RT-PCR بر پایه تکنولوژی TaqMan راهاندازی شد، که در آن از ژن hTERT بهعنوان تومور مارکر و از ژن GAPDH بهعنوان کنترل داخلی برای تشخیص و تعیین مقدار سلولهای توموری در نمونههای ادرار بیماران استفاده گردید. نهایتاً نتایج دو تست تلومراز و سیتولوژی ادرار با نتیجه سیستوسکوپی و آسیبشناسی نهایی بهعنوان استاندارد طلایی مقایسه گردید.
یافتهها: حساسیت تستهای تلومراز و سیتولوژی ادرار بدون در نظر گرفتن درجه و مرحله تومور، بهترتیب 5/73 و 3/16 درصد بهدست آمد که در این بین، حساسیت سیتولوژی ادرار واضحاً با درجه و مرحله تومور ارتباطی مستقیم داشته است، در حالیکه حساسیت تست تلومراز ادرار بدون توجه به گرید و مرحله تومور مطلوب میباشد. اختلاف مشاهدهشده بین سیتولوژی و تلومراز ادرار از منظر آماری معنیدار است (001/0).
نتیجهگیری: آنالیز کمّی hTERT-mRNA تلومراز در ادرار بهعنوان یک بیومارکر غیر تهاجمی، قابلیت جایگزین شدن بهجای سیتولوژی ادرار را جهت تشخیص و پیگیری کانسر مثانه دارد.