80 نتیجه برای ویز
پرویز جبل عاملی، بهروز قاضی مقدم،
دوره 52، شماره 1 - ( 1-1373 )
چکیده
32 بیمار مبتلا به تومور سطحی مثانه T.C.C در (stages Ta-T1) به دو گروه 1 و 2 که هر گروه مرکب از 16 بیمار بودند، تقسیم گردیدند. بیماران دو هفته پس از رزکسیون تومور (TUR) جهت جلوگیری از عود تومور تحت درمان با BCG و انترفرون آلفا قرار گرفتند. هیچکدام از بیماران قبلا تومور نداشتند و تحت ایمونوتراپی قرار نگرفته بودند. در گروه اول بیماران تحت درمان با 10 IU میلیون انترفرون آلفا داخل مثانه ای بصورت هفتگی به مقدار 7 دوز قرار گرفتند و در گروه 2 تحت درمان با BCG داخل مثانه ای به مقدار 120 میلی گرم هفتگی به مقدار 7 دوز قرار گرفتند. عود تومور در گروه اول (انترفرون) 8 نفر (50%) و در گروه دوم 3 نفر (18/5%) مشاهده گردید (P=0.07). همچنین متوسط عود تومور در گروه اول 0/046 عود بازای شخص هر ماه (P.M) (Patient-month) و در گروه دوم 0/015 عود بازای شخص هر ماه (P.M) بود، (ریسک نسبی 3=Relative Risk با حدود اطمینان 95% بین 10/38-0/87) اما در گروه 1 (انترفرون) فقط 4 نفر و در گروه 2 (BCG) سیزده نفر از بیماران دچار عوارض جانبی دارو شدند.
پرویز طباطبائی، محمود احمدی، فریبا کریم پور،
دوره 55، شماره 1 - ( 1-1376 )
چکیده
یک بیماری نادر ریوی است که غالبا تا مدتها پزشک به این بیماری فکر نمی کند. در این مطالعه که گذشته نگر بوده است و از سال 73-1368 در بخش عفونی مرکز طبی کودکان انجام شده است سه مورد DIP که دوتای آن از طریق نکروپسی و دیگری با بیوپسی ریه تشخیص داده شده اند معرفی می شوند.
پرویز جبل عاملی، محسن آیتی افین، ابوحسین اخوان تفتی،
دوره 55، شماره 6 - ( 5-1376 )
چکیده
حذف آندروژن یک اصل درمانی شناخته شده در درمان آدنوکارسینومای پیشرفته پروستات می باشد. مطالعاتی که در سالهای اخیر در مورد هورمون تراپی به وسیله اختگی (به روش مدیکال و یا ارکیکتومی دو طرفه) به تنهائی و یا بلوک کامل آندروژنها (Combination therapy) یعنی حذف تستوسترون بیضه ها و حذف اثر آندروژنهای غدد فوق کلیوی انجام شده است، نتایج متفاوتی داشته است. بیشتر بررسی های انجام شده نشان می دهد که بلوک کامل آندروژنها با نتایج درمانی بهتر و طول عمر بیشتر در نزد بیماران مبتلا به آدنوکارسینومای پیشرفته پروستات بوده است اگرچه بعضی بررسی ها نتایج مشابهی را گزارش ننموده اند. در این مطالعه بمنظور ارزیابی و مقایسه نتایج این دو روش، بیماران در چهار گروه مختلف مورد بررسی قرار گرفته اند و پاسخهای ابژکتیو، سابژکتیو و نیز طول عمر بیماران با یکدیگر مقایسه شده است. بیمارانی که تحت Combination Hormone Therapy قرار گرفته بودند نتایج بهتری نشان داده اند.
پرویز حبیب اله زاده،
دوره 55، شماره 6 - ( 5-1376 )
چکیده
طی یک دوره 13 ساله (73-60)، 9 بیمار (5 مونث-4 مذکر) مبتلا به تورتیکولی مادرزادی بین سنین 22-2/5 سالگی مورد عمل جراحی تناتومی دوقطبی قرار گرفتند. در پیگیری متوسط 6 ساله، تمامی بیماران از نظر عملی و زیبایی رضایت داشته اند. علی رغم باقی ماندن بافت نرم به صورت باند در عده ای از بیماران، محدودیت حرکت در خم شدن به طرف مقابل کمتر از 10 درجه بوده، عدم تقارن صورت در اغلب بیماران بهبودی داشته و هیچگونه عود بیماری وجود نداشته و عمل جراحی در سنین بالا منجر به پیدایش دوبینی نشده است. پیشنهاد نویسنده این است که تورتیکولی مادرزادی بعد از یک سال در هر سنی می باید مورد عمل جراحی قرار گیرد و نتیجه درمانی آزاد کردن دو قطبی، خصوصا در سنین بالای سه سالگی، از اعمال محدود بهتر است.
پرویز مالک نژاد، مرضیه علی قلی، سمیرا موسوی،
دوره 56، شماره 4 - ( 4-1377 )
چکیده
دارو درمانی و پیشگیری در بیماری های عفونی از نقطه نظر بهداشتی، درمانی و اقتصادی حائز اهمیت فراوان می باشد، و در این میان عفونت های ناشی از سودوموناس آئروژینوزا بسیار شدید بوده درصد مرگ و میر بالایی را دارا می باشد. در سال های اخیر علیرغم معرفی انواع مختلف از آنتی بیوتیک های با فعالیت ضد سودوموناسی، این ارگانیسم بعلت کسب مقاومت داروئی، عفونت های شدیدی را در سوختگی ها به وجود آورده است. هدف از این بررسی تعیین مقاومت دارویی این باکتری برعلیه پنی سیلین ها، سفالوسپورین ها و آمینوگلیکوزیدها با روش دیسک آگار دیفیوژن است. درصد مقاومت حاصله نسبت به آنتی بیوتیک های استفاده شده در این بررسی عبارت است از مزلوسیلین 89 درصد، پیپراسیلین 55 درصد، کربنی سیلین 89 درصد، یکارسیلین+کلاولانیک اسید 89/5 درصد، سفتری آکسون 89 درصد و توبرومایسین 95 درصد می باشد. پنج درصد کل سودوموناس آئروژینوزای جدا شده به کلیه آنتی بیوتیک های فوق مقاومت نشان داده اند.
محسن پرویز، سیدمرتضی کریمیان، احمدرضا دهپور، منصور کشاورز،
دوره 56، شماره 5 - ( 4-1377 )
چکیده
هدف از این مطالعه، بررسی میزان اثر بروموکریپتین در ایجاد خمیازه، در موشهای صحرایی نر کلستاتیک بود. بروموکریپتین یک داروی شناخته شده است که به عنوان آگونیست رسپتورهای دوپامینی (مخصوصا رسپتور D2) در تحقیقات مختلف بکار گرفته می شود و در موشهای صحرایی نر سالم، موجب بروز خمیازه می شود. در این تحقیق، پس از انجام عمل جراحی و بستن مجرای صفراوی مشترک، در گروهی از موشهای صحرایی نر، کلستاز ایجاد شد. تعداد خمیازه ناشی از تزریق داخل صفاتی بروموکریپتین (11 mg/kg) در گروه کلستاتیک با دو گروه شاهد جراحی و شاهد سالم مقایسه شد. شمارش تعداد خمیازه ها بلافاصله پس از تزریق دارو و انتقال حیوان به روی دستگاه مشاهده رفتار به مدت یک ساعت صورت گرفت. نتایج اخذ شده نشان دهنده افزایش معنی دار (P<0.05) تعداد خمیازه ناشی از بروموکریپتین در گروه کلستاتیک، نسبت به دو گروه دیگر بود و اختلاف معنی داری بین گروههای شاهد جراحی و شاهد سالم وجود نداشت. بررسی نتایج، نشان دهنده بروز تغییر یا تغییراتی در موشهای کلستاتیک است که موجب افزایش حساسیت رسپتورهای دوپامینی و افزایش پاسخ آنها می شود. با توجه به اثبات میانجیگری نیتریک اکساید در بروز خمیازه ناشی از آگونیست های رسپتورهای دوپامینی و مطرح بودن افزایش میزان آن در جریان کلستاز، ممکن است افزایش پاسخ در اثر این عامل باشد. از سوی دیگر، افزایش تعداد خمیازه در موشهای کلستاتیک می تواند ناشی از افزایش اوپیوئیدهای اندوژنی باشد که تجمع آنها در بدن موشهای صحرایی مبتلا به کلستاز حاد، قبلا مورد تاکید قرار گرفته است.
پرویز حبیب اله زاده،
دوره 56، شماره 5 - ( 4-1377 )
چکیده
68 مورد شکستگی های ناحیه ستون فقرات گردنی، پشتی و کمری بین سالهای 1375-1370 در بیمارستان های سینا، امام خمینی، پارس و خاتم الانبیا با پیگیری متوسط 36 ماه از نظر: 1) بالینی: درد، توانایی کاری و میزان حرکات. 2) پرتونگاری: مقایسه رادیوگرافی های ساده نیمرخ ستون فقرات در حالت ایستاده مورد بررسی و مطالعه قرار گرفتند. بطور کلی بیمارانی که بیش از 50 درصد کاهش ارتفاع جسم مهره، بیش از 50 درصد اشغال فضای داخل کانال نخاعی و علائم عصبی داشتند، مورد جراحی و مابقی بطور غیرجراحی درمان شدند. در مقایسه روش های مختلف درمانی با اندازه گیری رادیوگرافی های بعد از عمل، مشخص شد که با توجه به کاهش منطقه فیوژن، اصلاح ساژیتال، عدم کاهش اصلاح اولیه و کاهش زمان نقاهت، کاربرد وسیله C.D در گروه عمل شده نتایج بهتری داشته است. برای افراد با وزن بالا و کارهای سنگین و در کسانی که دچار شکستگی و خردشدگی شدید جسم مهره می باشند، علاوه بر کاربرد وسیله C.D از خلف، تجدید ساختمان توام قدامی همراه با پیوند استخوانی، خصوصا در ناحیه اتصال پشتی-کمری ضروری است.
منصور کشاورز، سیدمرتضی کریمیان، احمدرضا دهپور، محسن پرویز،
دوره 56، شماره 6 - ( 4-1377 )
چکیده
اثر بروموکریپتین و آپومورفین (آگونیستهای گیرنده های دوپامین) بر انقباض ناشی از تحریک بر میدان الکتریکی عضله طولی ایلئوم مجزای خوکچه هندی مورد بررسی قرار گرفت. بروموکریپتین و آپومورفین به صورت وابسته به غلظت، انقباض را مهار کردند. IC50 برای این اثر مهاری به ترتیب 6-^10*0.645±6.22 و 6-^10*0.647±5.48 مولار بود. سولپیراید (آنتاگونیست اختصاصی گیرنده های دوپامینی D2) با غلظت 5-^10 مولار و اثر مهاری این دو دارو را وقفه داد ولی یوهیمبین (آنتاگونیست گیرنده های آدرنرژیک ?2) با غلظت 6-^10 مولار، فقط اثر مهاری بروموکریپتین را وقفه داد و تاثیری بر اثر مهاری آپومورفین نداشت. L-NAME (مهار کننده آنزیم نیتریک اکساید سنتاز) با غلظت 3-^10 مولار، موجب وقفه در اثر مهاری بروموکریپتین و آپومورفین شد. این نتایج می تواند نشاندهنده آن باشد که در پایانه های کولینرژیک ایلئوم خوکچه هندی، گیرنده مهاری پیش سیناپسی دوپامینی وجود دارد و عملکرد آن به نیتریک اکساید وابسته است.
پرویز طباطبایی،
دوره 57، شماره 2 - ( 2-1378 )
چکیده
از سال 65 تا پایان سال 76، یکصد و سه مورد لیشمانیوز احشایی (کالا آزار) را بررسی کردیم. هدف های مطالعه: الف) مقایسه نتایج بین دو روش آزمایش ایمونوفلوئورسانس و پونکسیون مغز استخوان بود که برای تمام بیماران انجام شده است. در نهایت متوجه شدیم که 86 بیمار (84 درصد) آزمایش ایمونوفلوئورسانس مثبت داشته، از این تعداد 34 بیمار پونکسیون مغز استخوان منفی بوده است (79 درصد). در صورتی که پونکسیون مغز استخوان 59 بیمار (57 درصد) مثبت بوده است از این تعداد نیز 52 مورد آزمایش ایمونوفلوئورسانس مثبت بوده است (P<0.001). ب) هدف بعدی، مقایسه درمان پانزده روزه با درمان بیست و یک روزه با گلوکانتیم بوده، که دریافتیم تفاوت آماری از نظر عود و مرگ و میر بین این دو روش درمانی وجود ندارد.
پرویز توکل، شیده امدادی،
دوره 59، شماره 1 - ( 1-1380 )
چکیده
یکی از ضایعات معمول بیمارانی که از دست دندان استفاده می کنند استوماتیت ناشی از دست دندان می باشد که علت آن در مقالات به خوبی روشن نیست. بعضی از مقالات عامل بیماری را قارچ کاندیدا آلبیکانس می شناسند و بعضی از مقالات عوامل دیگر را هم عامل بیماری می دانند. این مطالعه به منظور تعیین میزان فراوانی ابتلا به کاندیدیازیس دهانی در افراد استفاده کننده از دست دندان به انجام رسیده و رابطه آنرا با فاکتورهای مختلف مورد بررسی قرار داده است. 50 بیمار که همگی دست دندان کامل داشته اند مورد بررسی قرار گرفتند، مخاط دهان بیماران با سواپ نمونه برداری و در محیط کشت سابوروا آگار حاوی 0/005 درصد کلرامفنیکل کشت داده شد و کشتها با روشهای معمول قارچ شناسی مطالعه شدند. ابتلا به کاندیدیازیس دهانی در 80 درصد بیماران مشاهده گردید، در این تحقیق رابطه مستقیمی بین میزان ابتلا به کاندیدیازیس دهانی و خارج کردن دست دندان از دهان در شبها، میزان تمیز کردن دست دندان، وجود ساکشن در دست دندان و وجود علایم استوماتیت ناشی از دست دندان مشاهده شد، ولی رابطه ای بین میزان ابتلا به کاندیدیازیس دهانی و جنس بیماران، استعمال دخانیات، وجود بیماریهای زمینه ای، وجود ترک گوشه لب، وضعیت فعلی دست دندان و وضعیت گیر و ارتفاع دست دندان یافت نگردید. یافته های مطالعه ما نشان می دهد که عامل اصلی استوماتیت ناشی از دست دندان کاندیدا آلبیکانس است و فاکتورهای دیگر مانند تمیز کردن دست دندان و خارج کردن دست دندان از دهان در شب و وجود هر نوع ساکشن نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
پرویز طباطبائی،
دوره 60، شماره 2 - ( 2-1381 )
چکیده
مقدمه: عفونت باکتریال گاهی در بیماران مبتلا به لیشمانیوز احشائی دیده می شود. در این مطالعه خواستیم شیوع این عفونت ها و عوامل آن را دریابیم.
مواد و روشها: مطالعه از آغاز سال 65 تا پایان 79 بوده است در این مدت 123 بیمار مبتلا به لیشمانیوز احشائی ( کالا آزار) را مطالعه آینده نگر کردیم.
یافته ها: از این تعداد 41 بیمار (33 درصد) مبتلا به عفونت باکتریال بوده اند. دستگاه تنفس، دستگاه ادراری و گوش میانی کانونهای اصلی محسوب گردیدند.
نتیجه گیری و توصیه ها: این بیماران اکثرا در اثر عفونتهای ثانویه از پای در می آیند از اینرو همیشه بایستی فکر آن باشیم بخصوص در بچه های کوچک و اطفال مبتلا به سو تغذیه، آنتی بیوتیک مناسب را هرچه زودتر شروع نماییم.
پرویز طوسی، ساناز سامی کرمانی، آذر شیرزادیان کبریا،
دوره 62، شماره 6 - ( 6-1383 )
چکیده
مقدمه: کانسرهای پوستی از شایعترین سرطان ها در سراسر جهان می باشند و یکی از علل عمده بیماری زایی محسوب می شوند. این تحقیق باتوجه به شیوع بالای کانسرهای پوستی و با هدف بررسی مختصات اپیدمیولوژیک افراد مبتلا به این تومورها صورت پذیرفته است.
مواد و روش ها: طی سال های 81-1380، کلیه مراجعه کنندگان به درمانگاه های پوست بیمارستان های لقمان حکیم و بوعلی که تشخیص یکی از انواع تومورهای بدخیم جلدی توسط انجام بیوپسی و بررسی گزارش پاتولوژی آن تایید شده بود، از طریق پرسشگری مستقیم و معاینه و پرکردن پرسشنامه مورد مطالعه قرار گرفتند.
یافته ها: طبق این مطالعه شایعترین تومور بدخیم پوستی در بین 400 نفر بیمار مورد مطالعه BCC برابر با (83.5%) و سپس SCC برابر با (12.5%) بوده است. متوسط سنی افراد 60.6 سال و اکثریت با جنس مذکر بود. شایعترین فنوتیپ پوستی نوع 3 و شایعترین فرم پاتولوژیک BCC نوع Solid و در مورد SCC نوع Insitu بود. 46% از کل بیماران سابقه رادیوتراپی داشتند که از این تعداد 77% دچار رادیو درماتیت بودند. شایعترین محل درگیری برای BCC ناحیه Scalp و برای SCC، لب تحتانی بود. 61% از افراد بعلت شغلشان در معرض نور آفتاب بودند که از این تعداد 82.7% مذکر بودند. بیشترین مراجعه کنندگان ساکن و متولد استان تهران بودند. افزایش قابل توجه درصد مبتلایان به BCC از نوع Superficial در کسانی که سابقه رادیوتراپی نداشتند (32.4%) در مقایسه با درصد آن کسانی که سابقه رادیوتراپی نداشتند (12%) ایجاب می کند مطالعات بیشتری در خصوص این ارتباط صورت گیرد.
نتیجه گیری و توصیه ها: در نتیجه این مطالعه مشخص گردید که شایعترین تومور پوستی در مراجعه کنندگان به درمانگاه های پوست مذکور تومور BCC در ناحیه سر و گردن خصوصا در افراد مذکر و در مشاغل در معرض آفتاب می باشد.
سید حمید میرخانی، محمدرضا محمدحسنی، مهدی صنعتکار، رضایت پرویزی، منوچهر رادپور، جلال زمنی،
دوره 63، شماره 3 - ( 3-1384 )
چکیده
مقدمه: در گذشته مهمترین عوامل بیماریزا خصوصاً در جوامع در حال پیشرفت، عوامل عفونی بوده است ولی در حال حاضر بیماریهای غیرواگیر، بخش عمده بیماریها را در کلیه جوامع در حال پیشرفت تشکیل میدهند. بیماریهای قلبی عروقی در این بین از اهمیت ویژهای برخوردارند. شناسایی عوامل خطرزای بیماریهای قلبی عروقی از اهمیت ویژهای برخوردار است. این پروژه با هدف تعیین عوامل خطرساز سکته حاد قلبی انجام شد.
مواد و روشها: در این طرح که به صورت یک طرح مورد شاهدی از تابستان 79 تا زمستان 81 در بیمارستان امام تهران انجام شد، تعداد 242 نفر مورد (افرادی که با تشخیص سکته قلبی حاد در بیمارستان بستری شدند و حداقل 24 ساعت در بیمارستان بصورت زنده حضور داشتند) و 227 نفر شاهد به صورت غیرتصادفی ساده (Sequentail) برای شرکت در طرح انتخاب شدند. پس از ذکر پژوهشی بودن کار، پرسشنامههای از پیش آماده شده مخصوص برای افراد مورد و شاهد بطور جداگانه تکمیل شد که پرسشنامهها دادهای مختلف را در زمینه گذشته بیماران از جهت برخورد با عوامل خطرزا مورد بررسی قرار میدادند. عوامل مورد بررسی عمدتاً شامل عوامل دموگرافیک و تغذیهای، عوامل مربوط به مصرف دخانیات، فعالیت فیزیکی، عوامل مرتبط با خواب و استرسهای روانی میگردیدند.
یافته ها: میانگین سنی افراد مورد بررسی سال بود که این رقم تفاوت معنیداری را بین افراد گروه مورد و شاهد نشان داد. قابل ذکر است که افراد گروه مورد و شاهد پیشاپیش از این جهت با یکدیگر همسان شده بودند. همچنین در این مطالعه تفاومت معنیداری بین فراوانی جنسی افراد مورد بررسی بدست نیامد. در این مطالعه دیده شد که فراوانی مصرف توتون و تنباکو در افراد گروه مورد بطور معنیداری بیش از افراد گروه شاهد بود (05/0P<). همچنین فراوانی مصرف نوشابه های الکلی در افراد گروه شاهد بطور معنیداری بیشتر از افراد گروه مورد بود و در افراد گروه مورد دیده شد که فراوانی مصرف چای و میزان استرس در منزل و محیط کار بطور معنیداری بیش از افراد گروه شاهد بود (05/0P<). تفاوت معنیداری بین میزان فعالیت در دو گروه مورد و شاهد مشاهده نشد. میزان خواب با کیفیت کم در گروه مورد بیشتر از گروه شاهد بود (027/0P<).
نتیجهگیری و توصیهها: در مجموع با توجه به یافته های این بررسی به نظر میرسد که مهمترین عوامل خطرزا در جامعه بررسی شده وضعیت تغذیهای، مصرف دخانیات، تجربه استرسزاها و بالا بودن میزان ادراک استرس، خواب با کیفیت کم و فعالیت ورزشی ناکافی بوده اند.
ناهید رحیمی فرد، اکبر میرصالحیان، پرویز مالک نژاد، ناصر ابراهیمی دریانی،
دوره 64، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: هلیکوباکتر پیلوری عامل گاستریت مزمن فعال، زخمهای معده و اثنیعشر در انسان و یک عامل کمکی در ایجاد سرطان معده و تومورهای لنفوئیدی مخاط است. اولین و مهمترین قدم برای ایجاد عفونت و بیماریزایی, چسبیدن باکتری به مخاط معده میباشد. لذا استفاده از مواد مهار کننده فاکتور چسبندگی باکتری و ممانعت از اتصال روشهای جدید درمانی در بیماریهای عفونی را مطرح میسازد. در نتیجه ارائه روش مناسب برای چسبندگی از جایگاه خاصی برخوردار میشود.
روش بررسی: با مقایسه روشهای گزارش شده از نظر نوع سلول ,غلظت شیرابه سلولی و باکتری, مدت زمان تماس و دمای مجاورت با ادغام و یا تغییر آنها روش مناسب برای چسبیدن هلیکوباکتر به سلولها بدست آمد و چسبندگی 22سوش هلیکوباکترپیلوری جدا شده از بیوپسی انتر معده یا دوازدهه 49 بیمار با علائم دیس پپسی، گاستریت، زخم معده، زخم اثنیعشر و ... که تحت اندوسکوپی قرار گرفته بودند به هفت رده سلول انسانی از طریق ELISA با استفاده از فعالیت اورهآزی هلیکوباکتر پیلوری (Urea Phenol Red)UPR بررسی شد.
یافتهها: استفاده از غلظت شیرابه میکروبی معادل لوله 1 مک فارلند برای هلیکوباکتر پیلوری و شیرابه سلولی حاوی 10×5 سلول در میلیلیتر, زمان 90 دقیقه مجاورت باکتری با سلول در37 درجه سانتیگراد منجر به حداکثر چسبندگی شد. بین 22 سوش هلیکوباکترپیلوری از نظر چسبیدن به سلولها تفاوت معنیداری وجود نداشت. هلیکوباکتر پیلوری به تمام هفت رده سلولی مورد استفاده در شرایط invitro میچسبد و درصد چسبندگی به سلولها به ترتیب از HT29, HT29/219, AGS, SW742, HeLa, HepII تا Caco-2 کاهش قابل ملاحظهای را نشان داد و بهترین چسبندگی به سه رده سلول اول بود.
نتیجهگیری: برای بررسیهای چسبندگی، ممانعت از چسبندگی و جداسازی استفاده از روش چسبندگی ارائه شده در این تحقیق توصیه میشود و از بین هفت رده سلول آزمایش شده سه رده سلولی Sw742, HeLa, HepII پیشنهاد میگردند و از بین این سه رده سلول HepII بعنوان سلول مناسب برای استفاده در این گونه تحقیقات معرفی میگردد.
منصوره عادل قهرمان، فهیمه حاجی ابوالحسن، محسن نراقی، مهین صدایی، ابراهیم انتظاری، مجید حدادی اول، پرویز کمالی،
دوره 64، شماره 3 - ( 2-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: سرگیجه وضعیتی خوش خیم (BPPV) ، رایج ترین اختلال سیستم تعادلی است که در اثر ورود اتوکنیا یا سایر ذرات به مجاری نیم دایره و تاثیر آنها بر کوپولا به وجود می آید. قرار گرفتن بیمار در یک وضعیت خاص نظیر دراز کشیدن باعث ایجاد علایم آن می گردد. شیوع بالای BPPV ، بر لزوم به کارگیری و گسترش مانور بازگردانی ذرات تاکید می کند، از این رو این مطالعه برای بررسی عواملی که امکان دارد بر روند درمان مؤثر باشند، طراحی شده است.
روش بررسی: این مطالعه به صورت مداخله ای از نوع قبل و بعد روی 58 بیمار (14 مرد و 44 زن با میانگین سنی 22/13 12/48) مبتلا به BPPV انجام شد. افراد مورد مطالعه، بیماران مبتلا به BPPV مراجعه کننده به کلینیک توانبخشی سرگیجه دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی تهران از سال 1381 تا 1383 بودند. نحوه مداخله در این مطالعه به صورت انجام مانور درمانی بر روی بیماران بوده و بیماران بر حسب میزان کارایی مانور تا بهبودی کامل یا خروج از مطالعه (نتیجه مثبت مانور هالپایک پس از سه بار پیگیری بیمار) در گروه های مختلف (بهبودی کامل، بهبودی تقریبی و عدم بهبودی) تقسیم بندی شدند. سپس تاثیر عوامل سن، جنس، اتیولوژی، مدت ابتلا، یک طرفه یا دو طرفه بودن مشکل، تعداد مانورها و تعداد جلسه ها بر روند درمان ارزیابی شد.
یافته ها: از 58 بیمار مورد مطالعه ، 49 نفر کاملاً بهبود یافتند. میزان بهبودی و به عبارت دیگر کارآیی درمان بر حسب سن ، جنس ، اتیولوژی و مدت ابتلا تفاوت معنی داری نداشت. درمان در BPPV یک طرفه به طور معنی داری مؤثرتر از دو طرفه بود و ینز غالب افراد (47 نفر) به یک جلسه درمان و حداکثر دو مانور (37نفر) نیاز داشتند.
نتیجه گیری: CRM در درمان BPPV به طور قابل توجهی مؤثر است. انتظار می رود احتمال بهبودی در نوع یک طرفه آن بیشتر از دو طرفه باشد. از آنجا که غالب بیماران با انجام حداکثر دو مانور و معمولاً طی یک جلسه بهبود می یابند، شاید بتوان پیش بینی نمود احتمال بهبودی کامل در کسانی که بیش از این تعداد نیاز دارند کمتر می شود.
منصور کشاورز، پریسا حسنین، محسن پرویز، مرضیه منصوری، نپتون سلطانی، ناصرمیرازی،
دوره 64، شماره 6 - ( 5-1385 )
چکیده
زمینه و هدف :دیابت، بیماری مزمنی است که با عوارض بسیاری از جمله نوروپاتی محیطی همراه می باشد. گرچه پاتوفیزیولوژی دقیق نوروپاتی دیابتی بطور کامل شناخته نشده است، اما احتمالاً هیپرگلیسمی در بروز آن نقش دارد. با توجه به اثر منیزیم خوراکی در پیشگیری از بروز هیپرگلیسمی در دیابت، در این مطالعه به ارزیابی تأثیر تجویز منیزیم خوراکی بر هیپرآلژزی حرارتی ناشی از دیابت در موشهای صحرایی پرداختیم.
روش بررسی: موش های صحرایی نر نژاد ویستار به چهار گروه مساوی شامل گروههای کنترل، دیابتی، دیابتی درمان شده با منیزیم وکنترل درمان شده با منیزیم تقسیم شدند. در گروه دیابتی درمان شده با منیزیم ، سولفات منیزیم (gl/L10) از روز دهم بعد از تزریق استرپتوزوسین به مدت 8 هفته به آب آشامیدنی حیوانات اضافه شد. در گروه کنترل درمان شده با منیزیم نیز همین الگو اجرا گردید. دو گروه دیگر، آب معمولی فاقد سولفات منیزیم را دریافت کردند.
یافتهها: هشت هفته پس از تشخیص دیابت ، کاهش معنی داری درآستانه درد حرارتی و منیزیم پلاسما و نیز افزایش قابل توجهی در گلوکز پلاسما در حیوانات دیابتی نسبت به کنترل مشاهده شد. تجویز منیزیم خوراکی به مدت 8 هفته از زمان تشخیص دیابت از کاهش آستانه درد حرارتی جلوگیری کرده و سطوح گلوکز و منیزیم پلاسما را به حد طبیعی رساند.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که تجویز خوراکی منیزیم به محض تشخیص دیابت، می تواند ازبروز هیپرگلیسمی و هیپرآلژزی حرارتی ناشی از دیابت درموش صحرایی، جلوگیری کند.
جواد پرویزی،
دوره 64، شماره 8 - ( 5-1385 )
چکیده
بیماری پاژه یک اختلال غیر متابولیک مزمن استخوانی است که با افزایش جذب استخوانی،تشکیل استخوان و بازآرایی استخوان مشخص می شود. این فرآیند نامتعادل می تواند منجر به تغییرشکل های استخوانی، ضعف ساختمانی و تغییر بیومکانیک مفصل شود که بازسازی جراحی را مشکل می سازد. درمان جراحی موفق عوارض ارتوپدی شدید کیفیت زندگی این بیماران را بهبود بخشیده است. راه حل های جراحی شامل استئوتومی برای تصحیح دفورمیتی استخوان های بلند وآرتروپلاستی برای تصحیح بیومکانیک تغییر یافته مفصل م یباشد. خطر عوارض جراحی همچون خونریزی و تشکیل استخوان هتروتوپیک در این بیماران بیشتر می باشد. موضوعات مرتبط با درمان جراحی بیماران پاژه از قبیل تشخیص قبل از عمل، اشکالات و معضلات تکنیکی جراحی و راهکارهای بهبود نتایج بلند مدت جراحی در این مقاله بحث شده است.
پرویز دریایی، فرزاد واقف داوری، محمدرضا میر، ایرج حریرچی، حجت سلماسیان،
دوره 65، شماره 12 - ( 12-1386 )
چکیده
در اکثر روشهای جراحی رزکسیون مری بهطور روتین از لوله بینیمعدی استفاده میشود. با توجه به عوارض بسیار استفاده از این لوله و زیر سؤال بودن آثار مفیدی که به آن نسبت داده میشود و کمبود مطالعات در این زمینه بهخصوص در بیماران مبتلا به کانسر مری در این مطالعه قصد داریم لزوم استفاده از این لوله را بررسی نماییم.
روش بررسی: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی بود که در انستیتو کانسر بیمارستان امامخمینی انجام شد. 40 نفر از مبتلایان به کانسر مری بعد از عمل جراحی ازوفاژکتومی بهطور تصادفی به دو گروه دارای لوله NG و بدون لوله بهعلاوه تجویز متوکلوپرامید تقسیم شدند. تمام بیماران بعد از عمل تحت درمان با هپارین،رانیتیدین و آنتیبیوتیک قرار گرفتند. در مواردی که از لوله NG استفاده نشده بود و در بیمارانی که لوله آنها کشیده شده بود در صورت اتساع شکم یا استفراغهای مکرر لوله NGگذاشته شد. CXRبعد از عمل برای تمام بیماران گرفته شد و تمام بیماران تحت فیزیوتراپی تنفسی قرار گرفتند. متغیرهایی که برای هر فرد ثبت میشدند شامل زمان دفع اولین گاز، زمان دفع اولین مدفوع، زمان سمع صداهای رودهای، تعداد روزهای بستری بعد از عمل، تهوع و استفراغ، اتساع شکم، عوارض ریوی، عوارض زخم، نشت آناستوموز و نیاز به گذاشتن مجدد لوله NG بودند.
یافتهها: برای 22 نفر لوله NG گذاشته شد در حالی که در 18 نفر از لوله استفاده نشد. بروز نشت آناستوموز در گروه دارای لوله NG بهطور معنیداری بیشتر از گروه دیگر بود. بقیه عوارض هیچ تفاوتی بین دو گروه نداشتند. میانگین زمان دفع گاز، دفع مدفوع، سمع صداهای رودهای و روزهای بستری در دو گروه تفاوت معنیداری نداشت. دو گروه از نظر نیاز به گذاشتن مجدد لوله NG تفاوتی نداشتند. مرگ بعد از عمل تفاوت معنیداری در دو گروه نداشت.
نتیجهگیری: استفاده روتین از لوله
NG بعد از عمل برای تمام بیماران توصیه نمیشود و بهنظر میرسد بهتر است در مورد استفاده از این لوله بسته به شرایط هر بیمار تصمیمگیری شود
مرضیه منصوری، محسن پرویز، منصور کشاورز، نپتون سلطانی، شهریار غریب زاده،
دوره 65، شماره 13 - ( دوره 65، ویژه نامه شماره 1 1386 )
چکیده
دیابت ملیتوس یک اختلال متابولیک شایع است که با تغییرات ساختمانی و عملکردی در سیستم عصبی مرکزی و محیطی همراه است. در جریان بیماری دیابت، اختلال حافظه رخ میدهد و سطح منیزیم پلاسما در بیماران مبتلا به دیابت ملیتوس کاهش مییابد. برخی مطالعات نشان دادهاند که افزودن منیزیم به رژیم غذایی میتواند تاثیر مثبت در کنترل دیابت داشته باشد. روش بررسی: موشهای صحرایی نر با mg/kg 40 استرپتوزتوسین وریدی دیابتی گردیدند. جهت کنترل دیابت از سولفات منیزیم با دوز g/l10 استفاده گردید که به آب آشامیدنی آنها اضافه میشد. بهمنظور بررسی اینکه آیا استفاده سیستمیک از سولفات منیزیم میتواند از اختلالات شناختی جلوگیری کند، هشت هفته پس از تایید دیابت، حیوانات در ماز آبی موریس مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافتهها: کاهش معنیداری در مدت زمان یافتن سکو و مسافت شنا در رسیدن به سکو در تمام مدت چهار روز در همه گروهها دیده شد. میانگین مدت زمان تاخیری در گروه دیابتی در مقایسه با سایر گروهها بهطور معنیداری طولانی بوده است که نشاندهنده عملکرد ضعیف موشهایی بوده که بهمدت هشت هفته دیابتی بودهاند. این عملکرد ضعیف بهطور نسبتا˝ کامل با استفاده از سولفات منیزیم قابل پیشگیری است. بهطوریکه مدت زمان یافتن سکو و مسافت شنا در موشهای دیابتی درمانشده با منیزیم در مقایسه با موشهای دیابتی تفاوت معنیداری داشت. نتیجهگیری: بهنظر میرسد پس از هشت هفته درمان با منیزیم (بهمیزان g/l10 در آب آشامیدنی)، حافظه فضایی حیوانات مورد آزمون در مقایسه با پاسخ گروه دیابتی بهتر است که میتواند مطرحکننده نقش منیزیم در جلوگیری از اختلال حافظه فضایی حیوانات دیابتی باشد.
هومان هاشمیان، پرویز طباطبایی، سید احمد سیادتی، نعمتالله عطایی،
دوره 66، شماره 9 - ( 9-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونت دستگاه ادراری از علل اصلی اسکار کلیه محسوب میشود که خود عوارضی جدی همچون هیپرتانسیون یا نارسایی مزمن کلیه را در پی دارد. این مطالعه برای تبیین تاثیر درگیری پارانشیم کلیه طی عفونت ادراریاولیه (بر مبنای اسکن DMSA فاز حاد) و ریفلاکس وزیکواورترال (بر مبنای VCUG/RNC) در بروز اسکارکلیوی (بر مبنای اسکن DMSA تأخیری) انجام شده است.
روش بررسی: تعداد 103 کودک بستری در بیمارستان مرکز طبی کودکان مبتلا به اولین نوبت عفونت دستگاه ادراری مورد مطالعه قرار گرفتند. سن، وزن، نتایج اسکن DMSA اولیه و VCUG/RNC آنها ثبت شد. 6-4 ماه بعد، از هر بیمار یک اسکن DMSA تأخیری بهعمل آمد. سپس نتایج اسکن DMSA حاد و تأخیری بهتفکیک نتایج VCUG/RNC مقایسه گردید.
یافتهها: در جمعیت مورد مطالعه ما (103 کودک مبتلا به عفونت ادراری)، میانگینسنی 7/27±2/27 ماه بوده و 16 نفر (5/15%) پسر و 87 نفر (5/84%) دختر بودند. در موارد دچار ریفلاکس وزیکواورترال و فقدان آن، فراوانی ضایعات پایدار یا همان اسکار در کلیههای دچار پیلونفریت خفیف (6/28% و 7/8%) و متوسط (3/33% و 2/18%) فرق معنیداری نداشت ولی در پیلونفریت شدید (6/84% و 1/23%) در صورت وجود ریفلاکس واضحاً بالاتر بود (005/0=p). همچنین فراوانی بروز اسکار در کلیههای دچار ریفلاکس با تشدید پیلونفریت (طبیعی، خفیف، متوسط، و شدید) افزایش معنیداری نشان داد (3/8%، 6/28%، 3/33%، 6/84%، 001/0=p) ولی در گروه فاقد ریفلاکس چنین نبود (صفر، 3/10%، 2/18%، 1 /23%، 062/0=p).
نتیجهگیری: در این مطالعه مشخص شد که نه تنها بروز اسکار در موارد پیلونفریت شدید دارای ریفلاکس بالاست بلکه میتوان بر اساس نتایج اسکن DMSA اولیه و VCUG/RNC، حدود خطر احتمال ابتلا به اسکار کلیوی را تخمین زد.